برچسب: نمایش آخرین بازی

  • «آخرین بازی» به تماشاخانه سیمرغ آمد

    «آخرین بازی» به تماشاخانه سیمرغ آمد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه‌ای گروه، نمایش «آخرین بازی» نوشته‌ زنده‌یاد محمود استادمحمد به کارگردانی پارسوآ پاکیزه و بازی رامین پرچمی و علی جمشیدی از ۱۴ بهمن‌ در تماشاخانه‌ سیمرغ روی صحنه رفته است.

    این نمایش که با مشارکت تماشاخانه‌ سیمرغ و مشاوره‌ هنری حمید عبدالحسینی تولید شده است به ترس‌ها و دل‌مشغولی‌های یک بازیگر قدیمی می‌پردازد که پس از سال‌ها دوری از سینما در گوشه‌ای از جهان با یکی از هوادارانش روبرو شده است.

    «آخرین بازی» هر شب ساعت ۲۰ در تماشاخانه سیمرغ اجرا می‌شود.

    تماشاخانه‌ سیمرغ در میدان هفتم تیر، خیابان مفتح جنوبی، روبروی ورزشگاه شیرودی، کوچه مرتضی ممیز (اردلان)، پلاک ۲۵ واقع شده است.

  • نگاهی به نمایش «آخرین بازی» به کارگردانی سهیل ساعی

    نگاهی به نمایش «آخرین بازی» به کارگردانی سهیل ساعی

    کیارش وفایی: جهان و تمام اتفاقاتش تنها منابعی هستند که تقدیر و سرنوشت هر انسان را نسبت به مسائل دنیوی آنها در هر مرتبه و جایگاهی رقم می‌زنند. جایگاهی که در دو مسیر مخالف از کنار یکدیگر هر روز با سرعتی ناباورانه عبور می‌کنند و مجدد همه چیز از نو شروع می‌شود. شروعی که هرگز پایانی ندارد و نخواهد داشت. این باور مدت بسیاری است که در حیات بشریت وجود دارد.

    باید باور داشت در این کره خاکی که انسان‌ها به عنوان سردمدارانی زندگی می‌کنند که از ذهن آنها فرمول‌ها، دستورالعمل‌ها و دستاوردهایی پدید آمده است که گاهی در جهت انسانیت گام برمی‌دارند، گاهی خلاف آن و حتی گاهی چیزی بینابینی پدید می‌آید. حال از این دیدگاه باید چنین تصور کرد که این موارد بیشتر از آنکه در دنیای موجود در حال رخ دادن باشد، در درون آدم‌ها شکل می‌گیرد. باید قبول داشته باشیم که آدم‌ها موجودات عجیب و غریبی هستند که با تصمیمی مسیر زندگیشان به کلی تغییر می‌کند که آن تغییر می‌تواند باعث آن باشد که نسلی در آینده از آن بهره بگیرند و یا آنکه از داشتن آن در عذاب باشند. در این میان شُهرت و نام‌ آوری نیز از جمله مواردی است که آدمی بسیار شیفته به دست آوردنش است و برای رسیدن به آن از هیچ کوششی دست برنمی‌دارد. البته این باور برای موفقیت و کسب امتیازات درونی و بیرونی موثر و قابل تقدیر است اما اگر این داشته‌ها در اثر رویدادی به فراموشی سپرده شود در آن هنگام آیا از انسانی با چنین داشته‌هایی چیزی باقی می‌ماند؟ قدر مسلم که جواب مشخصی وجود ندارد، اما باید این نکته را بازگو کرد که آن رویداد به طور حتم روح آدمی را از تنش به سرقت خواهد بُرد.

    نمایش «آخرین بازی» از جمله نمایش‌هایی است که در ذات خود از جامعه حرف می‌زند. از جامعه‌ای که عده‌ای خوانده و عده‌ای دیگر از آنها خواهان هستند. جامعه‌ای که در آن برای هنرپیشه‌های سینما، هواخواهان بسیاری وجود دارد که حتی تمام دیالوگ‌های فیلم‌های بازیگران مورد علاقه خود را از حفظ هستند و روزی چندین و چند مرتبه در بین دوستان و سایرین با ژست‌های مختلف آنها اجرا می‌کنند. حال با چنین رویکردی می‌توان به این موضوع اشاره داشت که درباره موضوع شُهرت در بین آدم‌ها، قشر هنرمندان از جمله اقشاری هستند که بنابر ذات هنر بیشتر از هر کسی می‌خواهند که در میان مردم شناخته و دیده شوند. بنابراین ضرورت حضور شخصیت اصلی در این نمایش نیز از چنین قاعده در زمانی پیروی کرده و با توانایی خود به سوپراستاری تبدیل شده است که دغدغه رسیدن به هالیوود را دارد. این نگرش خود به عنوان قوه محرک در ساختار نمایشنامه عمل می‌کند و شخصیت‌های این اثر را به کنش و واکنش‌ ترغیب خواهد کرد. البته باید اذعان داشت که این نمایش در ازای قصه قابل توجه‌ای که در خود دارد بسیار به روایت نیز اهمیت داده است. زیرا در این نمایش زندگی شخصیتی به نام «شروین» که از بازیگران به نام دوران قبل از انقلاب بوده است که به آمریکا مهاجرت کرده است تا بتواند با بازیگران هالیوود در فیلمی همبازی شود در دیدگاه مخاطب نقش می‌بندد. حال اهمیت روایت در اینجا مشخص می‌شود که زندگی این بازیگر دارای لایه‌های زیرینی است که یکی از آنها مبتلا شدن او به بیماری مالیخولیا است. بیماری مزمنی که شخصیت شروین را تا حد قابل توجه‌ای از قالب واقعیت بیرون رانده و او را موجودی پروانه‌ای و خیال انگیز نشان می‌دهد که این پروانه‌ای بودن با پیام‌هایی که از پیغامگیر تلفن خانه او پخش می‌شود او را آدمی بدهکار و بی پول معرفی می‌کند و خلاف آنچه او از خود شناخته است نشان می‌دهد.

    حال باید متذکر شد که طراحی شخصیت در این نمایشنامه با ظرافت خاصی صورت گرفته است زیرا که لایه‌های باریکی برای این شخصیت روی هم چیده شده است که در اثر اشتباهی کوچک از بین می‌رود و روند باورپذیری این شخصیت برای مخاطب ناقص خواهد شد. در واقع باید گفت این نمایش در راستای مسیر کلی خود سه عنوان مهم اعم از روایت، شخصیت پردازی و نوستالژی را در کنار هم به طرز هوشمندانه‌ای جلو می‌برد تا مخاطب هم‌زمان حس همذات پنداری با نوستالژی، همراه شدن با شخصیت و البته باورپذیری نوع روایت را در خود به وجود آورده است. البته ناگفته نماند که بیماری مالیخولیا که برای شخصیت شروین در نظر گرفته شده به نوع رفتار مخاطب بسیار یاری رسانده است. اما در میان شخصیتی به عنوان مکمل و راوی دیگر این روایت به نام «حیدر» از همان هواخواهان دیالوگ حفظ شده شخصیت «شروین» وارد زندگی او می‌شود و از دیدگاه دیگری زندگی بازیگر مورد علاقه‌اش را بازگو می‌کند. آنها حتی در مواقعی به بازسازی صحنه‌ای از فیلم‌هایی که «شروین» در آنها بازی کرده است می‌پردازند تا خاطرات برایشان زنده باقی بماند. البته این نکته و تمهید «بازی در بازی» در متن و این نمایش که از جهان بازیگری و پیرامون آن می‌گوید بسیار موثر واقع شد، زیرا دلایل روشنی برای بر باد رفتن آروزها، ابتلا به مالیخولیا، نشان دادن وجهه درونی و واقعی زندگی «شروین» از طریق «حیدر» که در نیمه اول یک هواخواه برای «شروین» و از نیمه دوم نمایش به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده قابل توجه است. متن روایت این نمایش به نوعی از ترس می‌گوید، از انزوایی که بی آنکه رحمی در خود داشته باشد آدمی را چون «شروین» در یاد و ذهن هوادارنش پاک و گم می‌کند و او برای جلوگیری از این اتفاق با پیرامون خود در جنگ است.

    حال از دیگر نکات مهم این نمایش باید به دیدگاه اجرایی کارگردان اشاره داشت که در راستای بازی‌های قابل قبول که ریتم نمایش را در دست دارد می‌توان به شیوه رئالیستی اثر پرداخت. تمهیدی که در طراحی صحنه نیز کاربردی منطقی و البته قابل دفاع داشته است که پرداخت به نمادگرایی از دیگر نکات این نمایش به حساب می‌آید. حال اگر بخواهیم از جنبه دیگر به کارگردانی اثر توجه نشان دهیم باید به ریتم منظم و میزانسن‎‌های حساب شده اشاره داشت که فضا را برای مخاطب مونوتون نمی‌کند و حتی اجازه می‌دهد تا مخاطب با موسیقی نوستالژی که برایش پخش می‌شود دیالوگ‌ها را بشنود و با روایت جلو برود. لذا باید این تمهید کارگردانی را از جهتی متوجه این موضوع بدانیم که کارگردان اثر به عنوان بازیگر اصلی در این نمایش حضور داشته است و به طور محسوسی هدایت این نمایش از نزدیک در اختیار او بوده است و دیگر هیچ.

  • «آخرین بازی» ادای دین به هنرمندان فراموش شده است

    «آخرین بازی» ادای دین به هنرمندان فراموش شده است

    بازیگر و کارگردان نمایش «آخرین بازی» عنوان کرد این اثر نمایشی وصف حال هنرمندانی است که نمی توانند هنرشان را به مخاطب شان عرضه کنند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سهیل ساعی کارگردان نمایش «آخرین بازی» که این روزها در تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان روی صحنه است با اشاره به بازخوردهای خوبی که از سوی مخاطبان دریافت کرده است به مهر گفت: نمایش «آخرین بازی» نوشته زنده یاد محمود استادمحمد است و روایت زندگی یک سوپر استار قبل از انقلاب را روایت می کند.

    وی درباره داستان نمایش توضیح داد: این نمایش داستان یک بازیگر شناخته شده قبل از انقلاب است که در آمریکا زندگی می کند. او بعد از ۱۷ سال به تصور اینکه وارد هالیوود شود از ایران مهاجرت کرده است اما به جای موفقیت در اوج بی پولی در یک مالیخولیا زندگی می کند و مدام زندگی و بازی های گذشته را جلوی چشمش بازخوانی می‌کند تا اینکه یکی از طرفداران اش وارد خانه می شود و ماجراهایی رقم می خورد.

    ساعی درباره تغییراتی که اجرا نسبت به متن کرده است، بیان کرد: اجرا تغییر زیادی نسبت به نمایشنامه نداشته است اما در نمایش برای ارتباط بیشتر مخاطب با حال و هوای اثر و فضای ذهنی شروین کاراکتر اصلی نمایش، آنونس های فیلم های قبل از انقلاب پخش می شود و همچنین فیلمی با فرمت فیلم های قدیمی سینمایی با بازی شروین نیز ساخته شده است که در اجرا به نمایش گذاشته می شود.

    وی یادآور شد: شخصیت شروین در این نمایش نماینده همه هنرمندانی است که به هر دلیلی نمی توانند هنرشان را ارایه دهند. هنرمندی که نتواند هنرش را به مخاطبان عرضه کند، مرگ اش فرا می رسد. شروین می تواند نماینده هنرمندانی باشد که مهاجرت هم نکرده اند اما در همین ایران فراموش شده اند و یا امکان فعالیت ندارند بنابراین شخصیت اصلی نمایش «آخرین بازی» کلاژی از هنرمندانی است که به هر دلیلی فعالیت نمی کنند و ادای دینی به این افراد به حساب می آید.

    این بازیگر و کارگردان جوان تئاتر درباره صحنه پردازی و فضاسازی اثر بیان کرد: تلاش کردم در صحنه پردازی خودم را محدود به شرایط سالن و اجرای همزمان چند اثر نمایشی در تماشاخانه انتظامی نکنم. در صحنه پردازی و نورپردازی نمایش از رئالیسم فاصله گرفتیم و از نشانه ها و المان ها بهره بردیم اما بازی ها به شکل رئالیستی انجام می شود. در ساخت موسیقی نیز از تم موسیقی های قدیمی و فیلم های قبل از انقلاب استفاده شده است.

    وی در پایان صحبت هایش درباره کارگردانی و بازی در این نمایش به شکل همزمان توضیح داد: من در درجه اول خودم را بازیگر می دانم اما بازیگری و کارگردانی همزمان این نمایش به دلیل اشرافی بود که روی متن و کارگردانی داشتم به همین جهت می دانستم که از عهده کار بر می آیم. همچنین معتقدم وقتی یک کارگردان متنی را از یک نویسنده دیگر به صحنه می برد در اجرا حداقل ۲۰ درصد از متن طبق سلیقه و خواست کارگردان تغییر می کند و یک بازیگر هم ۲۰ درصد دیگر از متن را از آن خود می کند پس بازیگری و کارگردانی همزمان در یک نمایش باعث می شود دیدگاه ها به یکدیگر نزدیک تر شود و قدرت انتقال بیشتری وجود داشته باشد.

    نمایش «آخرین بازی» به کارگردانی سهیل ساعی تا ۲۸ آذر در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه می رود.

    آهنگسازی این نمایش به عهده آرش عزیزی، طراحی گریم به عهده تینا بخشی، طراحی لباس به عهده سمانه احمدی مطلق و طراحی پوستر این نمایش را محمد مساوات انجام داده است.

    بهناز جعفری، میکائیل شهرستانی، میرنادر مظلومی و سیامک صفری به عنوان صداپیشه با نمایش «آخرین بازی» همکاری کرده اند.

    «آخرین بازی» با بازی هومن رستگار، محمد حسین اثنی عشری و سهیل ساعی هر روز به غیر از شنبه ها ساعت ۱۸ به صحنه می رود.

  • «آخرین بازی» نمایش داده می شود

    «آخرین بازی» نمایش داده می شود

    نمایش «آخرین بازی» به کارگردانی سهیل ساعی ساعت ۱۸ در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «آخرین بازی» به کارگردانی سهیل ساعی به تازگی اجرای عمومی خود را در سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران آغاز کرده است. این نمایش داستان زندگی سوپر استاری است که در انزوای خود دوران اوجش رابا بیماری مالیخولیا برای خود رقم می زند.

    آهنگسازی این نمایش به عهده آرش عزیزی، طراحی گریم به عهده تینا بخشی، طراحی لباس به عهده سمانه احمدی مطلق و طراحی پوستر این نمایش را محمد مساوات عهده دار است.

    بهناز جعفری، میکائیل شهرستانی و سیامک صفری به عنوان صداپیشه با نمایش «آخرین بازی» همکاری کرده اند.

    «آخرین بازی» با بازی هومن رستگار، محمد حسین اثنی عشری و سهیل ساعی هر روز به غیر از شنبه ها ساعت ۱۸ به صحنه می رود. این نمایش تا ۲۸ آذر روی صحنه خواهد بود.