ناصر تقوایی کارگردان مطرح سینما معتقد است سینما و موسیقی سالهاست درجا میزنند اما تئاتر، زندهترین و فعالترین هنر ایران است.
به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ایران تئاتر، شب گذشته 11 آبان، آیین افتتاح نمایش «برنارد مرده است» به کارگردانی علی سرابی با حضور ناصر تقوایی و هنرمندان دیگر تئاتر و سینما در تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.
مسعود فروتن که اجرای این مراسم را برعهده داشت، درباره تقوایی گفت: ناصر تقوایی با فیلم داییجان ناپلئون، همه ما را با تلویزیون آشنا کرد. او زبان تصویر تلویزیون را خوب میدانست و به گمان من، هیچ کس نتوانسته است سریالی به زیبایی داییجان ناپلئون بسازد.
پس از صحبتهای فروتن، علی سرابی که برای اولین بار، در مقام کارگردان حاضر شده است، ضمن تشکر از حضور هنرمندان در این مراسم، درباره نمایش توضیح داد: 7 سال پیش رمانی با عنوان گرگها مطالعه کردم و همان موقع متوجه شدم که این رمان، قابلیت نمایشی شدن دارد. داستانهایی که تعلیق زیاد دارند، به سلیقه شخصی من نزدیک است.
سرابی افزود: اولین ویژگیای که یک نمایش باید داشته باشد، سرگرمی است یعنی بتواند مخاطب را سرگرم کند.
سپس ناصر تقوایی کارگردان برجسته سینما گفت: خوشحالم که اینجا و در کنار شما هستم. بعد از انقلاب که خود معیاری برای سنجش شده است، تئاتر زندهترین و فعالترین هنر ایران است. ما در موسیقی و سینما درجا زدهایم اما تئاتر زنده است.
تقوایی ادامه داد: سالهاست که انتظار دارم تئاتر بتواند جای بزرگتری داشته باشد. نمایشهایی با این همه زحمت چرا باید فقط در تهران اجرا شوند؟ در شهرستانها نیز مخاطب تئاتر کم نیست و ما باید مخاطبانمان را افزایش دهیم.
کارگردان فیلمهای «ناخدا خورشید» و «کاغذ بی خط» بیان کرد: من هیچ مخالفتی با استفاده از متنهای ترجمه شده ندارم و همه ما با نمونههای هنری غیرایرانی رشد کردهایم اما از بچههای تئاتر خواهش میکنم مبنای ترجمه را براین بگذارند که فرهنگ و هنر اصیل ایرانی را گسترش دهند. متنهای ایرانی معادل همان متون خارجی تولید کنند.
او ضمن بیان اینکه سینما راه خود را به کشورهای دیگر پیدا کرده، گفت: تئاتر به شکل ایرانی اصیل، به جایی رسیده که قابل گسترش است. سینمای ما راه خود را باز کرده، چرا تئاتر نتواند؟ البته تئاتر به دلیل اختلاف زبان شرایط سختتری دارد اما همانطور که ما تئاترهای کشورهای دیگر را میبینیم، آنها هم میتوانند تئاترهای ما را تماشا کنند.
ناصر تقوایی عنوان کرد: همیشه کموکاستیهای سینما در گریم، طراحی لباس و مخصوصا بازیگری را هنرمندان تئاتر پر میکردند. بسیاری از کارهای سنگین تصویری توسط بچههای تئاتر ساخته شدهاند اما تاسف من از این است که این حضور روزبه روز کمتر میشود.
در بخش دیگری به دلیل عدم حضور مجید سرسنگی، دریابندی مدیر اجرایی تماشاخانه ایرانشهر به جای او سخن گفت.
در پایان ناصر تقوایی به همراه همسرش مرضیه وفامهر زنگ افتتاح نمایش را به صدا درآوردند.
در این مراسم رضا بابک، حسین پاکدل، محسن حسینی، فردین خلعتبری، جواد روشن، نوید محمدزاده، هانا کامکار، شیرین یزدانبخش، لوون هفتوان، بهزاد خداویسی، علیاصغر شهبازی و … حضور داشتند.
نمایش «برنارد مرده است» نوشته مشهود محسنیان و کارگردانی علی سرابی با بازی مرتضی اسماعیلکاشی، بهناز جعفری، مارال بنیآدم، علی سرابی و عاطفه رضوی هر شب ساعت 20 در سالن استاد ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میرود.
برچسب: ناصر تقوایی
-

ناصر تقوایی: تئاتر زندهترین هنر ایران است
-

از وضعیت سانسور خسته شده ام
ناصر تقوایی گفت: مسائلی که در چاپ آثار وجود دارد بیشتر از سینماست؛ سانسور شکل بحرانی وحشتناک در ایران پیدا کرده است، سانسور از مضمون خارج شده است و به شکل واژگانی درآمده است.
کارگردان «کاغذ بیخط» دربارهی فعالیت کم این روزهای خود در سینما اظهار کرد: من در هیچ کاری، حرفهای نمیشوم. کار، متنوعتر از آن چیزی است که ما فکر میکنیم؛ اگر نشود فیلم بسازم، مینویسم، عکاسی میکنم، نقاشی میکنم یا کلاس میگذارم.
او ادامه داد: مسائلی که در چاپ آثار وجود دارد بیشتر از سینما است، سانسور شکل بحرانی وحشتناک در ایران پیدا کرده است، سانسور از مضمون خارج شده و به شکل واژگانی درآمده است. به کار بردن برخی از واژهها ممنوع شده است، استفاده کردن از نصف زبان فارسی ممنوع شده است، شما مطابق آییننامه جدید حتی نمیتوانید یک دیوان حافظ چاپ کنید و باید نصف لغتنامه دهخدا را پاک کرد و دید آیا میتوان با نصف دیگرش با یکدیگر صحبت کنیم یا خیر؟
تقوایی افزود: آشنایی من با سانسور جدید نیست، من از زمان گذشته با آن آشنا هستم. 32 صفحه از کتاب «تابستان همان سال» قبل از انقلاب سانسور شد. در جمهوری اسلامی هیچ کدام از فیلمهای من حتی یک فریم هم سانسور نشده است اما در آن زمان فیلم «آرامش» پنج سال توقیف بود. فیلم «کاغذ بیخط» را هم 18 سال بعد از نوشتن ساختم و واژه فمنیستی از آن زمان وارد فیلمهای ما شد.
این کارگران تأکید کرد: تا زمانی که کنترل روی موضوعی وجود دارد من نه موضوعی میدهم، نه فیلمی میسازم و نه کتاب چاپ میکنم زیرا خسته شدهام. فیلمنامه را کسی که اصلا نمیداند سینما چیست، میخواند، داستانی برای خودش در ذهنش میسازد و فکر میکند که کارگردان میخواسته است چنین چیزی بسازد. این مصیبتی است که من و دیگر فیلمسازان و نویسندگان دچار آن هستیم. ما دشواریهای فرهنگی جامعه خودمان را بهتر از یک سانسورچی میدانیم. در نتیجه دیگر عمر خودم را تلف نمیکنم و به انتظار هم نمینشینم؛ البته راه دیگری هم با نام مهاجرت وجود دارد که من هنوز چنین تصمیمی نگرفتهام.
ناصر تقوایی در مراسمی که در سینماتک خانه هنرمندان برگزار شد، دربارهی چگونگی ساخت فیلم «تمرین آخر» توضیح داد: فرمی از یونسکو آمده بود تا برای ثبت تعزیه در این سازمان باید فیلم 10 دقیقهای درباره لباس در تعزیه، موسیقی و شیوه بازیگری آن ساخته شود تا ضمیمه مدارک ثبت تعزیه شود و ما به دلیل زمان کم، مجبور بودیم در حین تمرین برای ساخت فیلم بلند یک ساعته درباره تعزیه این فیلم 10 دقیقهای را هم بسازیم.
او افزود: علاوه بر مدارکی که درباره تعزیه تهیه شده بود و مربوط به سالهای گذشته میشد به نوعی در فکر بودیم که یونسکو تعزیه را به عنوان میراث جهانی تأیید کند. میراث جهانی با میراث ملی متفاوت است، میراث جهانی یعنی آثاری که تمام دنیا موظف به حفظ آن هستند و مفهوم آن فراتر از میراث ملی است.
این کارگردان تصریح کرد: اگر محمدحسین ناصربخت در این طرح حضور نداشت شاید بسیاری از چیزها را از دست میدادم. او یک مشاور یگانه بود و اطلاعات خوبی به من داد. در بخش دوم تعزیه هم که در حضور مردم اجرا میشود، نتوانستم زمینه اجرایی که دلم میخواست را فراهم کنم زیرا تعزیه واقعی را میتوان فقط در روز عاشورا و در جمع مؤمنان اجرا کرد اما در این فیلم چند روز قبل با دو وانت و بلندگو در شهر راه افتادیم و اعلام کردیم که در روز جمعه میخواهیم قسمت پایانی تعزیه را فیلمبرداری کنیم و از مردم خواهش کردیم که با لباس مشکی در این مراسم شرکت کنند که البته آنها هم با ما بسیار همکاری کردند تا حال و هوای عزاداری در تعزیه ایجاد شود. من به تعزیه به عنوان یک نمایش ایرانی نگاه کردم. البته نباید فراموش کنیم که نظم بیشتری در نمایش نسبت به تعزیه وجود دارد.
تقوایی ادامه داد: کسانی که ادعا میکنند تعزیه دیدهاند، کدام تعزیه را به صورت کامل دیدهاند؟ ممکن است که از روستا یا هر جایی رد شدهاند و پنج دقیقه از یک تعزیه را دیدهاند اما هرگز به عنوان یک واحد نمایش مثل تئاتر تعزیه را نگاه نکردهاند.
او با اشاره به ساخت فیلمی از کیارستمی که درباره تماشاچی تعزیه ساخته بود، گفت: کیارستمی فیلمی از تماشاچی تعزیه ساخت که خود تعزیه مطلقا در آن نبود. من تصمیم گرفتم که با خود متن یک تعزیه بدون تماشاچی بسازم، به همین دلیل «تمرین آخر» انتخاب شد.
او افزود: گروهی تمرین کرده بودند که تعزیهای در شهر کاشان اجرا کنند که آخرین تمرینشان بود، کسانی که در این فیلم ایفای نقش میکنند بهترین بازیگران تعزیه هستند، آنها از سراسر ایران گلچین شدهاند زیرا آقای ناصربخت فراخوانی داده بود و از تعزیهکاران مهم ایران چند گروه آمده بودند و این اتفاق همزمان با المپیک آتن رخ داد، کشورهایی که گروه ورزشکار برای شرکت در این مسابقه داشتند، میتوانستند یک گروه هنری هم همراه آنها بفرستند که از ایران برای این کار فرهنگی گروه تعزیه انتخاب شده بود.
این کارگردان اضافه کرد: بنابراین تصمیم گرفتم تعزیه حُر را انتخاب کنم که در آتن هم قابل اجرا باشد. به مفهوم امروزی اگر یک تعزیه ایرانی در کشور دیگر و با فرهنگ دیگری اجرا شود، تماشاگرانی که شیعه نیستند هم میتوانند آن را بفهمند، این آزمایش باید با تعزیه ایران انجام میشد. این اولین گام در این موضوع بود و من معتقدم راه نجات تعزیه هنوز هم همین است و شاید ایام محرم بهترین زمان باشد تا ما آن را با یکی از باسابقهترین هنرها که هنر ملی ماست، پرکنیم.
تقوایی تصریح کرد: نه تنها هیچ حمایتی از تعزیه نمیشود بلکه در برخی موارد با آن هم مقابله میشود و تکیههایی که محل اجرای این نوع نمایشها هستند، رها شدهاند. هنگامی که این فیلم تهیه شده بود دوبار در جشنواره فجر همان سال به نمایش گذاشته شد، بعد از نمایش اول تعدادی از تهیهکنندگان تلویزیون برای خرید این فیلم به من مراجعه کردند که من هم از این موضوع استقبال کردم که حداقل قسمتی از هزینه آن برای سازمانی که این فیلم را ساخته است، جبران شود. اما در اجرای دوم که در جشنواره نشان داده شد، یکی از آن تهیهکنندهها نزد من آمد، عذرخواهی کرد و گفت، تلویزیون با اجرای تعزیه مخالفت کرده است و از آن روز به بعد نمایش تعزیه از تلویزیون ممنوع شد و من دلایل این حرکتهای برعکس را نمیفهمم.
او با اشاره به مفهوم اصالت بیان کرد: من کمی در مفهوم اصالت دچار تردید هستم. آیا اصالت این است که ما هنگامی که به سفر رفتهایم و میبینیم تعزیهای در آنجا برگزار میشود و صرف اینکه عدهای روستایی آن را اجرا میکنند، دارای اصالت است؟ روستایی با توجه به اعتقاد و هر چه که دَم دستش است آن کار را انجام میدهد و اگر در همان زمان به روستای دیگری برویم شاید شاهد نمایش دیگری باشیم و به همین دلیل است که متن خوب تعزیه در آنجا اجرا نمیشود زیرا حتی سواد خواندن شعر تعزیه هم در آنجا وجود ندارد. تعزیه هنری است که ویژگیهای خاص خودش را دارد، تعزیه نه تئاتر است نه سینما. گونهای از تعزیه آزاد است که مردم بر اساس ویژگیهای خودشان آن را اجرا میکنند و گونهای دیگر گروهی هستند که در شهر با تئاتر بیشتر آشنا شدند و در نمایش تعزیهشان از صداسازی استفاده میکنند.
این کارگردان درباره انتخاب بازیگر در تعزیه گفت: برای انتخاب بازیگر در سینما و تئاتر، قد و قامت با نقش بازیگر باید همخوانی داشته باشد اما در تعزیه این اصول مطلقا ربطی به انتخاب بازیگر ندارد. بازیگر تعزیه باید خواننده باشد.
او دربارهی زبان تعزیه بیان کرد: اشقیاء زبانشان شعر نیست، تعزیه کدهایی میدهد که اگر شما ایرانی نباشید و مفهومی از تعزیه در ذهنتان نباشد، هنگامی که به آن برخورد میکنید، میتوانید متوجه مفاهیم آن شوید. تماشاگر با یک نگاه ساده به صحنه، میتواند بسیاری از اطلاعات را دریافت کند که یکی از آنها آواز دست راوی است که نقش اولیاء را ایفا میکند و هر کسی که به نظم حرف بزند جزو اشقیاء است.
تقوایی با اشاره به ویژگی رنگها در تعزیه بیان کرد: رنگها نقش دیگری در تعزیه ایفا میکنند، هر کسی که سبز پوشیده باشد از خانواده اولیاست و هر کسی که رنگ سرخ بر تن داشته باشد از خانواده اشقیاء است.
کارگردان فیلم «پرده آخر» با اشاره به مهمترین بخش تعزیه در این فیلم گفت: مهمترین بخش تعزیه صحنه زره پوشی شمر است که در اجرای آن با مصیبت بسیاری روبرو بودیم. هنگامی که نقش با آواز همراه است یک اُپرا میشود زیرا ترکیبی از موسیقی و نمایش است. من به عنوان کارگردان نمیتوانستم تعزیه را قطع کنم زیرا با علامت کات باید از اول همه آن را میگرفتیم چون بازیگر تعزیه نمیتوانست بقیه شعرش را بخواند و باید صدای خودش را دوباره میساخت و آن را کوک میکرد. صحنه لباس پوشیدن یک صحنه پنج دقیقهای یکسره است و نمیتوان در سینما بازیگری را پیدا کرد که این نقش را بازی کند.
او ادامه داد: امروز یکی از بهترین دورههای تئاتر ایران است زیرا میتوانید ببینید که ترجمه تئاتری چقدر کم شده است و کارگردانان تئاتر برای اجرایشان رشد خوبی کردهاند. هر بازیگر خوبی که در سینماست از تئاتر آمده است، تئاتر به سینما هم سرویس میدهد. به غیر از این دوران، دوران درخشان دیگری هم که ساعدی، انتظامی و نصیریان به تئاتر آمدهاند، وجود داشته است.
تقوایی اظهار کرد: زمانی که من به این کار دعوت شدم سه اجرا از سه گروه متفاوت را دیدم که به دلیل کمبود نقش برخی از بازیگران مجبور بودند چند نقش را بازی کنند و از همین سه گروه که بهترینهای تعزیه ایران بودند از یک گروه خواستم تا دوباره بازی کنند و بالاخره پذیرفته شدند و هنگامی که به مرحله فیلمبرداری رسیدیم تنها 11 روز برای ساخت و ارسال این فیلم به یونسکو مهلت داشتیم. من در این فیلم تنها دو دوربین با خودم بردم اما در برخی از موارد نیاز به سه دوربین داشتم؛ بنابراین مجبور شدم در بعضی از تصاویر از دوربینی استفاده کنم که تصویری از ساعت 7 غروب را نشان میدهد و چون تعهد داده بودم که این کار را انجام دهم، با وجود همه این مشکلات انجام شد.
این کارگردان یادآور شد: من تیتراژ فیلم را با نقاشی تکیه دولت که در زمان قاجار ساخته شده و یکی از بهترین تکیهها بوده است، شروع کردم. میرعزای کاشی یکی از تعزیهنویسان آن دوره است که من از متن او استفاده کردم. من بعد از خواندن متن میرعزای کاشی حیرت کردم که آیا در دوران ناصرالدینشاه یک متن نمایشنامه غربی به زبان فارسی ترجمه شده است؟ یک نمایش باید همه اعضایش با هم وحدت داشته باشد. هماهنگ کردن لباس با متن نمایشنامه کار آسانی نبود. اجرا پاسخگوی هر چیزی است، این هنر نمایش است و اینجاست که به نظر میرسید واقعیتهای تاریخی فراموش میشوند. من نمیدانم روز اولی که میرعزای کاشی این متن را نوشت صحنه مربوط به لباس پوشیدن شمر هم همینطور نوشته شده است یا نه؟
او گفت: این متن به لحاظ دراماتیک بسیار قوی است و متأسفم که به دلیل عجله و کمبود وقت رجزخواندن شمر و حُر بر روی صحنه را از دست دادم، خودم از این اتفاق راضی نبودم اما ناچار بودم کار را تمام کنم.
تقوایی درباره بازی اسماعیل محمدی در نقش شمر گفت: من هرگز در سینما ندیدم بازیگر به این هوشمندی این نقش را بازی کرده باشد و هنگامی که از او پرسیدم چه چیزی در ذهنت است که نقش را اینگونه بازی میکنی، او پاسخ داد من فکر میکنم که شمر واقعا یک ایرانی بوده است، بنابراین آن را اینچنین نشان میدهم.
این کارگردان ادامه داد: من به ایده درست این بازیگر اصالت میگویم زیرا فقط یک ایرانی میتواند چنین تصمیم درستی را بگیرد و این بازیگر در حین خواندن در برخی موارد شعرهای فردوسی را میخواند. آرزوی من بود که یک فیلم سینمایی بسازم و اسماعیل محمدی نقش اول آن را بازی کند. زیرا یک توان قوی در این بازیگر وجود دارد.
او درباره اجرای متن نمایش «پرده آخر» بیان کرد: من دو شبیهساز را که پرده مربوط به کربلا را نقاشی کردهاند، دوست دارم؛ یکی حسین قوللر آغاسی و دیگری محمد مدبر هستند که اگر من فرصت کافی و بودجه مناسب را داشتم کار مدبر را میساختم زیرا کار او یک سورئالیسم واقعی است اما در این فیلم تمام لباسها و صحنهپردازیها از مدل قوللر انتخاب شده است زیرا این دو، نقاشان برجسته تاریخ این مملکت هستند.
تقوایی اظهار کرد: تعزیهها به طور کلی نمایشهای اکسپرسیونیستی هستند، ما چنین واژههایی در فرهنگ خودمان نداریم اما بعد از وارد شدن تئاتر مدرن کمکم این مفهوم برایمان روشن شد و کارایی خودش را پیدا کرده است. یکی از ویژگیهای اکسپرسیونیست این است که بازیگران شخصیتهایشان متحول نمیشوند مثل نمایش «چخوف». او حتی این کار را تقویت میکند و هنگامی که میخواهد تکلیف بازیگر را با مخاطب خودش روشن کند یکباره صفت بازیگر خودش را عشق میگذارد. در تعزیه هم همینطور است، نقش حُر نقشی است که تحول پیدا میکند اما یک نقش که شمر است، دقیقا همان شخصیت اکسپرسیونستی است.
این کارگردان ادامه داد: نمایش یک هنر زنده است. بسیاری از هنرها نتوانستهاند دوام بیاورند اما نمایش یک هنر باستانی است که در کنار مدرنیته دوام پیدا کرده است.
او درباره معماری تکیه گفت: تکیهها همیشه زود ساخته میشوند و تکیههای تابستانی یا زمستانی از طریق یک دیوار از هم جدا شدهاند که معمولا در حاشیه کویر از این تکیهها بسیار دیده میشود. تنها تکیهای که طراحی ویژهای دارد تکیه زواره است که در کنار مسجدی طراحی شده که آن هم معماری غریبی دارد که بدون گلدسته هم است و هنگامی که از آن مسیر به سمت یزد و کرمان میروید هر شهر یک سالن نمایش برای خودش دارد. در حالی که امروز هر شهری برای خودش یک سالن نمایش ندارد و نمایشی که گروهی جانشان بالا میآید تا ساخته شود و حداقل میتواند به مدت یک سال در شهرهای مختلف اجرا شود، تنها در یک شهر اجرا میشود. گناه مردمی که در تهران زندگی نمیکنند، چیست؟ تئاتر، تعزیه و حتی سینماهای ما رونق نمیگیرد تا هنگامی که سالنهای متفاوت برای مردم ساخته شود. ما صدها فیلم تولید میکنیم که جایی برای فروش آن نداریم. مردم به سالنهای فرسودهای که هر زمان ممکن است سقفش خراب شود، نمیروند.
تقوایی با انتقاد از سریال «مختار» بیان کرد: میرباقری دوست خوب من است و از فیلمسازان خوب کشور ماست اما من فکر میکنم برای اجرای «مختارنامه» مسیر درستی را نرفت. شاید مسیر درست همان پردههایی بود که نقاشهای شمایلساز است میکشند. مدبر پرده «مختار» را ندارد اما همه شمایلسازها پردهای از انتقام مختار را دارند که در موضوعاتی با هم شریک هستند؛ به طور مثال دیگ آبجوشی که یک نفر را در آن میجوشانند و شدیدترین شکنجهها و عذابها را میتوان دید که یک کابوس است اما هنگامی که نقاشیهای قوللر را میبینید، خندهتان میگیرد و انگار که کاریکاتور میبینید و این اشتباهی است که در انتقام از اشقیاء در فیلم دیده میشود، شدت انتقامجویی نمیتواند یک فیلم را به اوج برساند و تحمل روانی آدم برای دیدن شکنجهها ظرفیت دارد. در کار نمایش روانشناسی تماشاچی حرف اول است و اگر میبینید مردم از نوعی از سینما استقبال نمیکنند به دلیل آن است که شخصیتشان در نظر گرفته نشده است و با دیدن فیلم احساس میکنند به شعورشان توهین شده است.
این کارگردان ادامه داد: اگر تماشاچی خود را باهوش فرض کنید و برای او فیلم بسازید، میبینید که سالنهای سینما پر میشود. من معتقدم هر چیزی را باید از جای خودش آسیبشناسی کرد. فیلمهایی که مثل راحتالحلقوم موضوعشان را به خورد تماشاگر میدهند، هیچوقت موفق نمیشود و اگر هم فیلمی مانند «گنج قارون» یا «اخراجیها» موفق میشوند، دلایل خاص دیگری دارند. در تعزیه «مختار» بسیاری از نقاشان پرده برای نشان دادن شقاوت تلاش کردهاند؛ متأسفانه تعزیهها در طول سال دستکاری شدهاند، بسیاری از بازیگران تعزیه و معینالبکاءها آدمهای باسوادی نبودند و فقط تعزیه را حفظ بودهاند.
تقوایی با بیان اینکه گروهی از فیلمسازان فقط از دو حواسشان برای ساخت فیلم استفاده میکنند، گفت: گروهی از فیلمسازان تنها دو حس را از حواس پنجگانهشان باور دارند و آن چشم و گوششان است و به همین دلیل است که سینمای ما ضعیف مانده است. سینمای ما از زمان اختراعش هم عقبتر است و من برخی از فیلمها را میبینم و متوجه میشوم که از لحاظ تکنولوژی از دوره سپنتا هم عقبتر هستیم و آن زمان نسبت به امروز از تصویر، درک درستتری وجود داشته است.
***
این مراسم روز دوشنبه با حضور همایون امامی پژوهشگر و مستندساز، محمدحسین ناصربخت پژوهشگر و مشاور در سینماتک خانه هنرمندان برگزار شد.
در ادامه این مراسم محمدحسین ناصربخت درباره انتخاب تعزیه حُر دلاور گفت: انتخاب این تعزیه پیشنهاد کمیته بود زیرا مجلس تعزیه حر دلاور بار دراماتیک بیشتری داشت و قهرمان اصلی آن موجب تحول میشود و هنگامی که میخواهیم از موجودیت تعزیه در جهان دفاع کنیم، تأثیر بیشتری خواهد داشت.
او درباره جایگاه فعلی تعزیه بیان کرد: در همان موقع که قصد ثبت تعزیه در یونسکو را داشتیم، قوانین در یونسکو عوض شد و عضویت ایران در میراث معنوی روشن نشده بود در نتیجه وقفهای به وجود آمد و آنها بعد از آنکه فیلم را دیدند از ما خواستند نکات دیگری را به آن اضافه کنیم. سازمان میراث فرهنگی و مرکز هنرهای نمایشی دست به دست هم دادند و این پرونده را تکمیل کردند تا سرانجام تعزیه ثبت جهانی شد.
مشاور ناصر تقوایی در این فیلم توضیح داد: بر اساس ثبت جهانی، باید میراث فرهنگی برای تشکیل بنیاد تعزیه اقدام کند و در بخشی از آن هم میتواند از یونسکو کمک بگیرد که متأسفانه سازمان میراث فرهنگی تاکنون اقدامی برای تشکیل این بنیاد نکرده است و همچنان کانونهایی که در این زمینه فعالیت میکردند به فعالیت خودشان ادامه میدهند و چشمانتظار هستند.
ناصربخت تصریح کرد: از دهه 70 به بعد مردم به تعزیه توجه بیشتری داشتند و حتی به سنت ساخت تکیه هم توجه شده است اما ارگانها تاکنون هیچ اقدام قاطعانهای که بتواند تعزیه را به جایگاهی که در اوج داشته باشد، برساند انجام نداده است. تعزیهای که خوانده میشود علیرغم حمایت مردمی و ویژگیهای قدیمی بسیاری از چیزها را از دست داده است و موجب شده به روستاها تبعید شوند. موسیقی، لباس و اصول بازیگری تعزیه نیز آسیب دیده است. شاید اگر بنیاد و یک محل دائمی برای اجرای تعزیه به وجود بیاید گروههای نمونه تعزیه نیز به وجود بیایند و امکان آموزش آکادمیک تعزیه انجام بگیرد. بسیاری از خانوادههای تعزیهخوان به دلیل عدم حمایت از این هنر اجازه نمیدهند که فرزندانشان تعزیه بخوانند.
همایون امامی نیز در ادامه این مراسم ضمن اشاره به پیشینهای از ناصر تقوایی بیان کرد: فیلمهای مستندی که درباره تعزیه ساخته شدهاند، بسیار نیستند و بیشتر به عنوان مستند مشاهدهگر مطرح هستند. تعزیه برای خودش جاری بوده و کسانی که همراه آن میشدند تا از تعزیه فیلم بگیرند، صرفا فیلمهایی را میگرفتند که به دلیل سرعت و تصویر فیلمبرداری از مراسم تعزیه عقب نمانند بنابراین از اشکالی که بتوانند معرفی درست و دقیقی از ماهیت تعزیه که به روی صحنه اتفاق میافتد، داشته باشند را نداشتهاند.
او اذعان کرد: بدون اعتراف این اولین فیلمی است که میتواند تعزیه را از آهنگ خودش کنار بگیرد و بتواند سرشت خود را بهتر نشان دهد. چون قرار است تعریف درستی از تعزیه داشته باشیم برای اولینبار با فیلمی روبرو هستیم که سعی میکند لحظهبهلحظه آن را با دکوپاژ دقیق نشان دهد و دقیقا یک تعبیر و بازنمایی سینمایی از واقعیت را به ما بدهد.
این پژوهشگر تصریح کرد: بازسازی یکی از تکنیکهای سینمای مستند است که این فیلم میتواند مصداقی از آن باشد، فیلم تقوایی ذرهای از وجه اسنادی کم نمیکند و به عقیده من میتواند به عنوان یک اثر مستند شاخص مطرح باشد. قطعا این فیلم یک بازنمایی سینمایی از تعزیه است و میتواند به لحاظ کارشناسی تعزیه از اصالتی که مدنظر پژوهندگان است، استفاد شود. تقوایی یک تلفیق هوشمندی بین دو مدیوم نمایش و سینما را انجام داده است.
اجرای این برنامه به عهده کیوان کثیریان بود.
-

«تقوایی» خواستار نمایش چندینباره آثار هنری شد
ناصر تقوایی فیلمساز تأکید کرد که گالریها باید درجهبندی داشته باشند و آثار هنری با توجه به این درجهبندیها چندین بار امکان نمایش در گالریهای مختلف را پیدا کنند.نشست خبری اکسپو عکس تهران 91 با حضور ناصر تقوایی فیلمساز و عکاس، علی جمشیدی مدیر گالری شمس و جمشید حقیقتشناس مدیر گالریهای خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
ناصر تقوایی فیلمساز و عکاس که در این نشست حضور داشت درباره اوضاع فرهنگی کشور سخن گفت و گفت: زمانی که ما به عنوان فیلمساز کارمان را شروع کردیم مشکلی برای کمیت سالن سینما نداشتیم، همه شهرستانها سینما داشتند اما همان زمان تئاتر با این مشکل رو به رو بود و با کمبود سالن تئاتر در شهرستانها مواجه بودند،حالا که سالنهای تئاتری در شهرستانها کم و بیش ساخته شده است، تئاتر در آن اجرا نمیشود و این سالنهای خالی به مراسمها و سخنرانیها اختصاص داده میشود.
وی افزود: مشکل ما حالا سالن نمایش تئاتر نیست، بلکه باید در این بخش از هنر برنامهریزی درستی داشته باشیم که تئاتر از مرکزیت تهران خارج شود.
تقوایی درباره برگزاری اکسپو عکس هم گفت: در این اکسپو تلاش ما این است که کاری برای جامعه عکاسی ایران انجام دهیم و در این مسیر بازاریابی نقش مهمی را ایفاء میکند و در مرحله دوم ارتباط با هنرمندان است که تأثیر به سزایی در این مسیر دارد هر چه تعداد هنرمندانی که به گالری مراجعه میکنند بیشتر باشد،فروش آثار هم بیشتر خواهد بود که این در نهایت به نفع گالری، هنرمند و هنر ایران است.
این فیلمساز مطرح ایران در ادامه خواستار نمایش چند باره آثار هنری در گالریها شد و گفت: فیلمها به یک بار نمایش در سالنها سینما محدود شده است در حالی که میتوان بارها آن را در سالنهای مختلف به نمایش گذاشت چرا که معتقدیم فیلمهای فرهنگی عمر ندارند و هر بار تازگی خود را دارد اما اکنون این مشکل در سایر هنرها هم دیده میشود در هنر نقاشی و عکس و … هم هنرمندان تنها یک بار آثارشان در گالری به نمایش درمیآید که اولین و آخرین بار نمایش آثارش خواهد بود.
وی درباره ضرورت نمایش چند باره آثار هنری گفت: ممکن است این آثار آن طور که باید دیده نشوند و در نمایشهای بعدی کشف تازهای در آنها صورت گیرد، حتی فروش آثار هم ممکن است طبق سلیقه خریداران و گالری باشد و شاید آثار خوب در نمایشگاه اول فروش نداشته باشد و در نمایشهای بعدی کشف شود اما متأسفانه تنها یک بار امکان نمایش پیدا میکنند.
او محدودیت در نمایش آثار عکس و نقاشی را ظلمی به این هنرها دانست و گفت: محدودیت در زمان نمایش آثار هنری در حالی است که همگان فرصت بازدید از همه نمایشگاهها را در یک بازه زمانی پیدا نمیکنند و این بیرحمی است.
این فیلمساز تأکید کرد که گالریها هم باید مثل سینماها درجهبندی داشته باشند و اولین نمایش آثار هنری در گالریهای درجه یک باشد و به مرور در گالریهای درجه پایینتر باز هم به نمایش گذاشته شود تا امکان بازدید برای همه علاقه مندان به وجود آید.
تقوایی گفت: برگزاری اکسپو عکس میتواند شبیه به هیچ نمایشگاه دیگری نباشد و آثاری عرضه شود که قبلاً در نمایشگاههای مختلف مورد توجه واقع نشده است و اکنون با عرضه مجدد امکان مکاشفه جدیدی برای مخاطب و خریدار به وجود آید.
او در بخش دیگری از سخنانش به رشد تئاتر و عکاسی ایران در سالهای بعد از انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: دو هنر عکاسی و تئاتر ایران در سالهای بعد از انقلاب اسلامی رشد چشمگیری داشتند،امروز بهترین تئاترهای دنیا را در کشورمان داریم و من گاهی دیالوگهایی را میشنوم و اجراهای خوبی را در تئاتر میبینم که حیرت میکنم اما متأسفانه تئاتر ایران به اندازه سینما نتوانسته در سطح دنیا مطرح باشد چرا که سینما با بهرهگیری از امکاناتی چون زیرنویس و رفع مشکل زبان توانسته خود را به جهان بشناساند اما تئاتر با مشکل زبان رو به روست که مانع از دیده شدن آن در سطح دنیا شده است.
وی ادامه داد: در زمینه عکاسی هم برخی عکاسان کارشان را در سالهای انقلاب و اوایل جنگ تحمیلی آغاز کردند که امروز از بهترینهای عکاسی دنیا هستند و آثارشان در مجلات معتبر جهان به چاپ میرسد. در کنار این عکسهای خبری، عکسهای فرهنگی و هنری هم رشد داشته اما متأسفانه ما بر این توانمندیهای عکاسان کشورمان چشم بستهایم،هیچ نشریهای حاضر نیست بهای یک عکس خوب را برای پشت جلدش بپردازد.
او در پاسخ به سؤالی درباره توفیق این اکسپو گفت: نباید فکر کرد که با همین یک حرکت میتوان تمام مشکلات را حل کرد. این اکسپو هم یک گام است که باید به دید مثبت به آن نگاه کنیم.
او در ادامه گفت: بیشترین درآمدهای نفتی ما صرف ساخت برجها و ساختمانهای بسیار در شهر شده اما چقدر از آثار هنری در این ساختمانها استفاده شده است ؟ این در حالی است که کمی آن طرفتر از ما کشور دوبی بازار وسیعی برای عکاسان و نقاشان ایرانی شده است و شاهد نمایش آثار هنرمندانمان در ساختمانها و خانههای مردم هستیم اما در ایران دیواری برای عرضه آثار هنری در نظر گرفته نمیشود.
او به ضرورت شناخت مردم از عکاسی اشاره کرد و گفت: هنوز خیلی از مردم عکس را در حد یک خاطره میدانند در حالی که باید عکس در ذهنیت مردم فراتر از این برود و به یک اثر هنری تبدیل شود.
او سهولت در عکاسی را یکی از دلایل گرایش همه به این هنر عنوان کرد و گفت: عکاسی به ظاهر ساده و سهل است در حالی که در حقیقت عکاسی خوب بسیار دشوار است و یک عکاس خوب نمیتواند چندین اثر خوب در یک روز داشته باشد، بنابراین همان خصلتهایی که برای دیگر هنرها در نظر گرفته میشود باید برای عکسهای هنری هم در نظر گرفته شود.
او همچنین از عدم توجه دستگاههای دولتی به استفاده از آثار هنری و فقدان این هنر در ساختمانهای وزارت ارشاد گفت: بودجه هنر در قبضه دولت است اما آگاهی و شناختی از هنر ندارند به طور مثال در راهروهای وزارت ارشاد و بخش معاونت سینمایی آن هیچ اثری از آثار مربوط به سینما دیده نمیشود، چیزی از سلیقه و هنر به چشم نمیخورد در حالی که دولت میتواند یکی از خریداران آثار هنری باشد و در ادارات ارشاد استفاده کند.
این فیلمساز در ادامه در پاسخ به سؤال دیگری درباره حضور هنرمندان فیلمساز و بازیگران سینما در عرصه عکاسی گفت:
نمیتوانیم برای هنر مرز بکشیم و آن را محدود کنیم اگر یک بازیگر یا فیلمساز وارد عکاسی شده و آثارش فروش خوبی داشته این به نفع جامعه عکاسی است که به دیدن این آثار در گالریها میروند و به رونق عکاسی کمک میکند. بنابراین این نکته که چه اثری فروخته شود به عهده سلیقه مخاطبان است که کدام اثر را انتخاب میکنند. درست است که عدهای نان شهرت خودشان را میخورند ولی این موضوع درباره همه هنرمندان صادق است، نقاشان معروف هم نان شهرتشان را میخورند ولی اگر تعادل به وجود بیاید بعد از مدتی قیمت آثار واقعیتر میشود.
تقوایی درباره قیمتگذاری آثار هم گفت: قیمتگذاری آثار هنری کاری کارشناسی است و در این اکسپو هم کارشناسانی در تعامل با گالریدار قیمت آثار را مشخص خواهند کرد.
جمشیدی مدیر گالری شمس در بخش دیگری از این نشست درباره اکسپو عکس گفت: این اکسپو بعد از چهار سال تحقیق و مطالعه روی رویدادهای مهم عکس ایران و جهان از جمله پاریس فتو برگزار میشود و تلاش کردهایم تا آثاری انتخاب شود که هم به لحاظ ارزش هنری و هم به لحاظ فروش جایگاه ویژهای داشته باشد او همچنین با اشاره به تأثیر «پاریس فتو» گفت: در کتاب اکسپوی عکس تهران 91 سعی کردهایم به لحاظ سایز و طراحی آن همچون کتاب عکس پاریس فوتو عمل کنیم.
جمشیدی برپایی این اکسپو را بستری برای رشد و توسعه عکاسی، توجه به مارکت و بازار هنری و همچنین ارائه با کیفیت عکس در نمایشگاهها عنوان کرد و گفت: هنر معاصر تحت تاثیر یک نوع مارکتزدگی است و هنر معاصر نیز تحت تاثیر حراجیها قرار گرفته، در حالی که در نقطه مقابل این اکسپوها هستند که میتوانند کیفیت آثار هنری را بالا ببرند و امکان ارائه بهتر آثار را فراهم کنند.
او تأکید کرد: باید تلاش کنیم تا جریان این اکسپوها علاوه بر بازار داخلی در بازارهای خارجی نیز مطرح شوند و بتوان به واسطه آن با مراکز دانشگاهی و گالریهای خارج از کشور ارتباطی سازنده برقرار کنیم و در همین راستا تلاش میکنیم تا گزیده بهترین آثار این اکسپو را در رویدادهای جهانی همچون پاریس فوتو ارائه کنیم.
جمشیدی در پاسخ به سوالی درباره راهکارهای گالری شمس برای حضور موفق در این اکسپو با توجه به تجربه ناموفق اکسپوهای عکس سالهای گذشته گفت: اکسپوهای عکس تاکنون با تکیه بر بودجه دولتی و از سوی سازمانهای دولتی برگزار شده و تجربه ناموفقی داشتهاند اما این بار یک گالری خصوصی وارد ماجرا شده است. ما هنرمندان خوب بسیار داریم که با محدودیت در نمایش چند باره آثارشان مواجه هستند و این اکسپو میتواند این فرصت را در اختیار مخاطبان و خریداران آثار هنری قرار دهد که آثار این عکاسان را دوباره بازدید کنند.
او تأکید کرد: اکسپو عکس تهران 91 به طور منسجمتر از اکسپوهایی که تاکنون برگزار شده، برگزار میشود.
او همچنین به آثار عکاسان حرفهای اما گمنام در این اکسپو اشاره کرد و گفت: برخی از آثار این اکسپو مربوط به عکاسانی که برای اولین بار به نمایش گذاشته میشود.
جمشیدی با بیان این که اکنون یک گالری خصوصی اقدام به برگزاری یک اکسپو کرده است گفت: گالری شمس میخواهد کاملا تخصصی در این حوزه وارد شود و با توجه به تجربیات و اطلاعاتی که به دست آورده وارد بازار داخلی و در نهایت بازار جهانی شود.
مدیر گالری شمس به ضرورت تربیت خریداران آثار هنری و تربیت مجموعهداران برای خرید آثار هنری تأکید کرد و گفت: با فرهنگسازی و برگزاری سمینارها و نشستها باید راهنمایی کنیم که خریداران آثار هنری از جمله بانکها تنها به سراغ امضای هنرمندان شاخص نباشند و تنها روی آثار هنرمندان خاص سرمایهگذاری نکنند و اکسپو میتواند این نگاه را تغییر دهد.
جمشید حقیقتشناس مدیر گالریهای خانه تهران هم در ادامه گفت: در این اکسپو آثار عکاسانی چون بهمن جلالی، ابراهیم حقیقی، سیف الله صمدیان،شادی قدیریان و … به نمایش گذاشته میشود و هر عکاس 4 تا 5 عکس در اکسپو خواهد داشت.
حقیقتشناس برگزاری این اکسپو را ارتباط میان بخش خصوصی با خانه هنرمندان ایران عنوان کرد و گفت: این اکسپو به دنبال راهکار تازهای برای عرضه آثار هنرمندان و فروش آن به نهادهای دولتی و خصوصی است.
وی اضافه کرد: عکس در کشور ما جایگاه خود را پیدا نکرده است در حالی که میتواند به کلکسیون مجموعهداران و یا روی دیوار خانههای مردم راه یابد و این اتفاق نمیافتد مگر با فرهنگسازی و توسعه این کار فرهنگی.
او در بخش دیگری از این نشست درباره فرهنگسازی در زمینه فروش آثار هنری گفت: همه میتوانند خریداران آثار هنری باشند، فرهنگسازی در این زمینه هم همین است که خریداران تازهای را وارد چرخه اقتصاد هنر کنیم.
اکسپوی عکس تهران 91 با آثاری از 76 عکاس از جمله رضا کیانیان، بهمن جلالی، سمیرا علیخانزاده، ابراهیم حقیقی و… 16 دی ماه امسال در گالریهای تابستان ، بهار و نامی خانه هنرمندان ایران افتتاح میشود و تا 27 دیماه ادامه خواهد داشت.