برچسب: میلاد شجره

  • نگاهی به نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره

    نگاهی به نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره

    این تصور اولیه خیلی زود دگرگون می‌شود. مهام میقانی، به‌عنوان نویسنده، با هوشمندی مسیر روایت را تغییر می‌دهد و روشن می‌کند که موضوعِ اثر، چیزی فراتر از «تئاتر درباره تئاتر» است. در فضای تئاتر، «نمایش در نمایش» به الگویی پرکاربرد و تا حدی خسته‌کننده بدل شده است. کارگردانان بارها تلاش کرده‌اند با این قالب، پشت‌صحنه‌ی تمرین‌ها، مشکلات مالی یا کشمکش‌های درونی گروه‌های نمایشی را بازگو کنند. اگرچه در آغاز این مسیر می‌توانست جذاب باشد و حتی نوعی خودآگاهی جمعی را برای جامعه‌ی تئاتری ایجاد کند، اما به‌مرور به کلیشه‌ای تکراری و پیش‌بینی‌پذیر تبدیل شد. بسیاری از تماشاگران در مواجهه با چنین آثاری با خود می‌گفتند: «باز هم همان روایت همیشگی از یک گروه خسته و گرفتار مشکل!«

    در همین نقطه است که میقانی با انتخابی جسورانه، راهی متفاوت می‌گشاید. او به‌جای تکرار مسیر فرسوده‌ی بازنمایی مشکلات صنفی، داستانی پلیسی طراحی می‌کند که در محوریت آن سرقتی مرموز قرار دارد. این تغییر مسیر، نه‌تنها نمایش را از تله‌ی کلیشه رها می‌کند، بلکه آن را در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار می‌دهد؛ موقعیتی که در آن، مخاطب به‌جای تماشای بازتاب مستقیم مسائل تئاتری، وارد جهان داستانی‌ای می‌شود که از همان ابتدا با عنصر تعلیق و کنجکاوی درگیرش می‌کند.

    اهمیت این تصمیم دقیقاً در همین جاست: «مبانی تاریکی» به تئاتر پشت نمی‌کند، اما در آن غرق هم نمی‌شود. متن، با بهره‌گیری از فضای یک گروه نمایشی، بستری برای ورود به یک روایت جنایی می‌سازد. بدین‌ترتیب، تماشاگر با لایه‌ای تازه از تجربه مواجه می‌شود؛ تجربه‌ای که هم نشانه‌های آشنا از جهان تئاتر دارد و هم با گشودن دری به سوی ژانر پلیسی، او را در موقعیتی پیش‌بینی‌ناپذیر قرار می‌دهد. همین غافلگیری اولیه است که انرژی و جذابیت لازم برای پیگیری داستان را تا انتهای نمایش تأمین می‌کند.
    یکی از بزرگ‌ترین خطراتی که همواره روایت‌های چندلایه را تهدید می‌کند، فروغلتیدن به دام ابهام‌های تصنعی است؛ جایی که پیچیدگی نه از دل ضرورت‌های دراماتیک، بلکه به‌عنوان یک آرایه‌ی بیرونی و به قصد ایجاد ظاهری «روشنفکرانه» یا «پیچیده» به متن تحمیل می‌شود. چنین رویکردی در بسیاری از آثار تئاتری سال‌های اخیر دیده شده است؛ آثاری که به جای گشودن چشم‌اندازهای تازه، مخاطب را سردرگم و دلزده کرده‌اند. در این موارد، پیچیدگی به جای آن‌که عمق بیافریند، همچون سدی میان اثر و تماشاگر عمل می‌کند و او را از تجربه‌ی ناب تئاتری بازمی‌دارد.

    نمایش«مبانی تاریکی»‌ با هوشمندی از این دام گریخته است. میقانی در مقام نویسنده و شجره به‌عنوان کارگردان، توانسته‌اند زبانی مشترک بیابند؛ زبانی که بر پایه‌ی شفافیت استوار است و در عین حال اجازه می‌دهد لایه‌های پنهان متن همچنان قابل کشف و تحلیل باقی بماند. این هماهنگی، حاصل تنها یک همکاری ساده نیست، بلکه نشانه‌ی رابطه‌ای خلاقانه و رفاقتی هنری است که به دو ذهن امکان داده تا در مسیری مشترک حرکت کنند.

    نتیجه‌ی این هم‌افزایی، خلق روایتی است که در ظاهر ساده و روان پیش می‌رود، اما در عمق خود حامل پرسش‌ها و تعارض‌های پیچیده است. تماشاگر می‌تواند بدون آن‌که انرژی زیادی صرف گشودن رمز و رازهای مصنوعی کند، به راحتی با خط اصلی داستان همراه شود. هم‌زمان، در زیر این روایت روشن، لایه‌هایی روان‌شناختی و جامعه‌شناختی نهفته است که ذهن جستجوگر مخاطب را به تأمل بیشتر وامی‌دارد. این همان نقطه‌ای است که اثر از سطح یک داستان جنایی ساده فراتر می‌رود و به تجربه‌ای اندیشمندانه بدل می‌شود.

    چنین کیفیتی کم‌نظیر است، چرا که هم نیاز مخاطب عام برای درگیر شدن با یک روایت پرکشش را تأمین می‌کند و هم عطش منتقد و مخاطب جدی‌تر را برای کشف ابعاد پنهان اثر برمی‌انگیزد. درواقع، این نمایش نشان می‌دهد که پیچیدگی الزاماً با دشواری و ابهام گره نخورده است؛ می‌توان در عین چندلایگی، شفاف و روان باقی ماند. همین امر، «مبانی تاریکی» را در موقعیتی ویژه میان آثار معاصر قرار می‌دهد و نشانه‌ی روشن پیوندی موفق میان متن و اجراست.

    «مبانی تاریکی» در سطح نخست، با ساختار یک نمایش جنایی پیش می‌رود؛ سرقت، تعلیق و کشف رازهایی که آرام‌آرام لایه‌های پنهان شخصیت‌ها را آشکار می‌سازند. اما اثر به همین سطح بسنده نمی‌کند. شخصیت اصلی، به‌ظاهر قهرمانی است که در برابر بی‌عدالتی‌ها ایستاده و تصمیم گرفته است حقوق پایمال‌شده‌ی خود را بازپس گیرد. او در این مسیر، خود را در مقام رابین‌هودی مدرن می‌بیند که قانون را دور می‌زند تا عدالت را برقرار کند. این سطح اجتماعی و اخلاقی روایت، مخاطب را درگیر می‌کند و حتی می‌تواند همدلی او را برانگیزد.

    با این حال، میقانی هوشمندانه اجازه نمی‌دهد شخصیت در قامت یک قهرمان تمام‌عیار تثبیت شود. لایه‌ی زیرین روایت به‌تدریج روشن می‌کند که او بیش از آنکه دغدغه‌ی عدالت داشته باشد، درگیر یک عطش روان‌شناختی عمیق است: میل به برتری و اثبات توانایی‌ها. او می‌خواهد نشان دهد که از دیگران باهوش‌تر، جسورتر و بی‌نقص‌تر است. سرقت، برایش صرفاً راهی برای احقاق حق نیست؛ صحنه‌ای است برای نمایش مهارت‌ها، همان‌گونه که یک نویسنده یا هنرمند می‌کوشد شاهکاری بی‌عیب خلق کند. اینجاست که متن وارد قلمروی روان‌شناسی شخصیت می‌شود.

    این تقابل ــ میان نیاز اجتماعی به عدالت و نیاز فردی به اثبات خویشتن ــ نقطه‌ی کانونی نمایش را شکل می‌دهد. تماشاگر در طول روایت مدام میان همدلی و تردید معلق می‌ماند: آیا با قهرمانی اخلاقی روبه‌رو است یا با فردی که اسیر عقده‌ی برتری‌جویی است؟ این ابهام پربار، «مبانی تاریکی» را از یک داستان سرگرم‌کننده به اثری فلسفی و روان‌شناختی ارتقا می‌دهد. در نهایت، پرسشی بنیادی پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد: مرز میان عدالت‌خواهی و خودخواهی کجاست؟ و آیا هنرمند، در مقام خالق، همیشه در خطر گرفتار شدن به همین میل پنهان به برتری نیست؟

    میلاد شجره در مقام کارگردان، با انتخاب شیوه‌ای هایپررئالیستی، جسورانه‌ترین و در عین حال پرریسک‌ترین تصمیم ممکن را گرفته است. او به‌جای اتکا به دکورهای پرجزئیات یا جلوه‌های بصری پیچیده، همه‌چیز را به سطحی از سادگی رسانده که در نگاه نخست می‌تواند «کم‌خرج» یا «بی‌آرایه» جلوه کند؛ اما این سادگی، در واقع محصول یک طراحی هوشمندانه و پرجزئیات است. تماشاگر از همان لحظه‌ی اول با فضایی روبه‌رو می‌شود که مرز میان تئاتر و زندگی را محو می‌کند: بازیگرها خود را با نام واقعی‌شان معرفی می‌کنند، صحنه تهی از هر نشانه‌ی نمایشی متداول است، و حتی نورپردازی نیز به‌گونه‌ای تنظیم شده که بیش از آنکه «تئاتری» باشد، یادآور روشنایی‌های عادی روزمره است.

    این رویکرد در ظاهر ممکن است «بازی با واقعیت» تلقی شود، اما در عمل، طراحی پیچیده‌ای پشت آن نهفته است. هایپررئالیسمِ شجره به معنای بازتولید زندگی روزمره در سطحی خام و بی‌واسطه نیست؛ بلکه نوعی بازآفرینی دقیق از جزئیات زندگی است که به‌گونه‌ای اغراق‌آمیز به نمایش درمی‌آید تا خودِ واقعیت زیر سؤال برود. حتی تپق‌ها، مکث‌های طولانی، نگاه‌های پراکنده‌ی بازیگران یا لحظاتی که به نظر می‌رسد متن از دستشان در رفته، همه بخشی از برنامه‌ای حساب‌شده‌اند که هدفش القای «توهم حقیقت» است. این لحظات نه نشانه‌ی ضعف، که جلوه‌ای از مهارت اجرایی‌اند؛ چرا که درست همان‌جا تماشاگر بیش از همیشه احساس می‌کند با یک رویداد زنده و ناب مواجه است.

    اوج این رویکرد را می‌توان در بازی سعید چنگیزیان مشاهده کرد. او موفق شده است چنان ظریف مرز میان نقش و واقعیت شخصی‌اش را در هم بشکند که تماشاگر مدام در تردید باقی می‌ماند: آیا این واکنش، از دل یک شخصیت نوشته‌شده بیرون آمده یا از خودِ چنگیزیان؟ همین پرسش بی‌پاسخ است که کیفیتی تکان‌دهنده به بازی او می‌بخشد و به جهان هایپررئالیستی اثر عمق بیشتری می‌دهد.

    میلاد شجره، در مقام کارگردان و هم‌زمان بازیگر، نیز توانسته این مرز لرزان میان زندگی و بازی را نگه دارد. فریال سنگری و دلسا کریم‌زاده نیز با درک درست از زبان اجرایی اثر، اجراهایی مینی‌مالیستی و کنترل‌شده ارائه داده‌اند که در عین بی‌پیرایگی، از شدت و عمق عاطفی قابل‌توجهی برخوردارند. این سه بازیگر، همراه با چنگیزیان، موفق شده‌اند به مخاطب القا کنند که چیزی فراتر از یک «نمایش» در حال رخ دادن است؛ گویی صحنه تبدیل به پنجره‌ای به زندگی واقعی شده است.

    در مجموع، رویکرد هایپررئالیستی «مبانی تاریکی» نه یک انتخاب تزئینی، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از منطق اثر است: جهانی که در آن جنایت، عدالت و عقده‌های روانی در بستری چنان واقعی به تصویر کشیده می‌شوند که تماشاگر احساس می‌کند خود نیز بخشی از ماجراست..

    نمایش «مبانی تاریکی» با مونولوگی بالنسبه طولانی به پایان می‌رسد؛ مونولوگی که نه تنها به‌مثابه جمع‌بندی روایت عمل می‌کند، بلکه می‌توان آن را مانیفست اندیشه‌ی نویسنده نیز تلقی کرد. در این بخش، زبان اثر به سمت بیانی آشکارا فلسفی و تأملی حرکت می‌کند؛ جایی که شخصیت از دل تجربه‌های شخصی و دراماتیکش، پرسش‌های کلانی درباره‌ی عدالت، قدرت، محرومیت و میل انسان به برتری‌جویی را مطرح می‌سازد. این متن از نظر اندیشه و ساختار زبانی، غنی و پرمغز است و نشان می‌دهد که نویسنده نمی‌خواسته نمایش صرفاً در سطح یک روایت جنایی یا روان‌شناختی متوقف بماند، بلکه هدفش رساندن پیام نهایی به‌صورت شفاف بوده است.

    با این همه، جایگاه این مونولوگ محل بحث است. روایت در طول دو ساعت، با ریتمی پرکشش و ساختاری چندلایه، توانسته بود مخاطب را درگیر کند و او را وادار به مشارکت در کشف معنا نماید. درست در چنین شرایطی، ورود به یک بخش طولانی و خطابی می‌تواند انسجام و تعادل دراماتیک اثر را بر هم بزند. تماشاگر که تا پیش از آن با نشانه‌ها، کنش‌ها و سکوت‌ها معنا را ساخته بود، ناگهان با لحن «بیان مستقیم» مواجه می‌شود؛ لحنی که به‌نوعی او را از فرآیند کشف فعالانه بیرون می‌کشد و به موضع شنونده‌ی منفعل می‌نشاند. این تغییر موقعیت می‌تواند برای بخشی از مخاطبان، تجربه‌ای خسته‌کننده یا حتی زائد جلوه کند.

    بااین‌حال، نمی‌توان انکار کرد که همین مونولوگ برای گروه دیگری از تماشاگران می‌تواند نقش کلیدی ایفا کند. کسانی که از پیچیدگی و لایه‌مندی روایت اصلی سرخورده یا سرگردان شده‌اند، در این نقطه با نوعی «کلید تفسیری» مواجه می‌شوند که امکان درک یکپارچه‌ی اثر را فراهم می‌سازد. از این منظر، مونولوگ پایانی همچون پلی است میان جهان نمایشی و اندیشه‌ی مؤلف؛ پلی که اگرچه ممکن است از نظر دراماتیک سنگین یا طولانی باشد، اما برای برخی تماشاگران، لحظه‌ی روشنایی و مکاشفه محسوب می‌شود.

    در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا یک اثر نمایشی باید اجازه دهد مخاطب در ابهام و چندمعنایی باقی بماند یا موظف است راهی برای تأویل نهایی در اختیار او بگذارد؟ «مبانی تاریکی» با انتخاب مونولوگ پایانی، بیشتر به سمت امکان دوم حرکت کرده است. تصمیمی که هرچند انسجام ساختاری را تا حدی مخدوش می‌سازد، اما سویه‌ی بیانی و فلسفی اثر را تقویت می‌کند و به آن لایه‌ای آشکارتر از تعهد فکری می‌بخشد.

    «مبانی تاریکی» نه گرفتار شعارزدگی است و نه در دام پیچیدگی‌های تصنعی می‌افتد. این نمایش نمونه‌ای شاخص از تئاتر اندیشه‌محور امروز ایران است که توانسته مرز میان سرگرمی و تفکر را جابه‌جا کند. اثری که هم برای مخاطب عام قابل‌درک و جذاب است و هم منتقدان جدی را به چالش می‌کشد. در شرایطی که بخش بزرگی از تولیدات نمایشی ایران یا درگیر تجاری‌سازی‌اند یا به تکرار الگوهای نخ‌نما روی آورده‌اند، چنین نمایشی می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده از جریان‌های تازه و جدی در تئاتر ایران باشد.

    «مبانی تاریکی« با متنی دقیق و اجرایی حساب‌شده، موفق می‌شود تجربه‌ای پیچیده اما شفاف بیافریند. جهان پلیسی و پرتعلیق آن، در ترکیب با لایه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، اثری چندوجهی ساخته است. کارگردانی شجره با تکیه بر هایپررئالیسم، بازی‌هایی زنده و ملموس را رقم زده و طراحی صحنه و نور نیز به عمق معنایی نمایش افزوده‌اند. به همین دلیل، این اثر را باید یکی از مهم‌ترین اجراهای سال و نمونه‌ای موفق از تئاتر امروز ایران دانست؛ نمایشی که تعادل میان اندیشه و اجرا را برقرار کرده و هم ذهن را به چالش می‌کشد و هم دل را درگیر می‌سازد.

  • معرفی هیأت داوران سه بخش مختلف جشنواره تئاتر دانشگاهی

    معرفی هیأت داوران سه بخش مختلف جشنواره تئاتر دانشگاهی


    بخش‌های «عکس، پوستر و ماکت»، «تجربه‌های اجرا» و «نمایشنامه نویسی» جشنواره تئاتر دانشگاهی داوران خود را شناختند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، از سوی سید مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران با ابلاغ حکمی، سینا ییلاق بیگی، مهدی آشنا، فرهاد فزونی، مصطفا مرادیان و کیارش مسیبی به عنوان هیات داوران بخش «عکس، پوستر و ماکت» جشنواره معرفی شدند.

    همچنین هیات داوران مرحله نهایی بخش «نمایشنامه نویسی» (جایزه اکبر رادی) جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران با حکمی از سوی مجتبی جدی معرفی شدند.

    بر این اساس حسین کیانی، مهرداد رایانی مخصوص و مسعود صرامی به عنوان هیات داوران مرحله نهایی بخش نمایشنامه نویسی (جایزه اکبر رادی) معرفی شدند.

    در حکمی دیگر که از طرف دبیر جشنواره صادر شد هیات داوران بخش «تجربه‌های اجرا» جشنواره نیز معرفی شدند.

    بر این اساس میلاد شجره، سامان خلیلیان و رامین اکبری به عنوان هیات داوران بخش «تجربه‌های اجرا» معرفی شدند.

    بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی به دبیری سید مجتبی جدی و همت اداره کل فرهنگی اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری در حال برگزاری است.

  • «فقرات بی‌ستون» یک تجربه شخصی است/ دور شدن از فضای مرسوم تئاتر

    «فقرات بی‌ستون» یک تجربه شخصی است/ دور شدن از فضای مرسوم تئاتر


    کارگردان «فقرات بی‌ستون» با توضیح چگونگی اجرای این اثر عنوان کرد برای اجرای این نمایش در شرایط فعلی، یک تصمیم گروهی گرفته شده است.

    میلاد شجره کارگردان نمایش «فقرات بی ستون» درباره اجرای این اثر به تئاتر آنلاین گفت: «فقرات بی ستون» قرار است از ۱۱ تا ۱۳ تیرماه سه اجرا ساعت ۲۱ در عمارت روبرو اجرا داشته باشد و پس از آن از ۲۱ تیرماه هفته‌ای یک اجرا در ساعت ۲۰:۳۰ خواهد داشت. به دلیل شکل ویژه‌ای که این اجرا دارد و هم شرایطی که تئاتر بعد از کرونا با آن روبرو است ترجیح دادیم تا این اثر هفته‌ای یک اجرا داشته باشد تا اینکه اصرار کنیم هر شب تماشاگران را به سالن دعوت کنیم چون با این کار کم‌کم می‌توانیم به شرایط عادی نزدیک شویم.

    وی ادامه داد: وضعیت تئاتر و شرایط عمارت روبرو نیز به گونه‌ای است که انتظار رسیدن به سود مالی در آن وجود ندارد بنابراین ترجیحمان این است که هفته‌ای یک اجرا داشته باشیم. این اثر شاید از تئاتر به معنای رسمی آن فاصله داشته باشد چون بیشتر یک تجربه شخصی در زندگی من است که به اجرا تبدیل شده است. هر شب از اجرا امکان دارد که با شب دیگر متفاوت باشد و کار دچار تغییر و تحولاتی شود به همین دلیل کار با فرم معمول اجرای یک تئاتر فاصله دارد.

    شجره درباره پذیرفتن ریسک اجرای تئاتر در شرایط پساکرونا و مشکلاتی که می‌توانند پیش رو داشته باشند، بیان کرد: شرایط پیش رو واقعیتی است که باید با آن کنار بیاییم تا کم‌کم راه حلش را پیدا کنیم البته می‌دانم که قرار نیست وضعیت تئاتر به شرایط قبل از کرونا بازگردد. تصمیمی که برای اجرا گرفتیم یک تصمیم شخصی نبوده بلکه با مشورت با اعضای گروه انجام شده است. البته در این اجرا ما شرایط مالی را لحاظ نکرده‌ایم اما با وجود از دست دادن برخی از شرایط این یک تصمیم گروهی بود که کارمان اجرا شود.

    وی در پایان صحبت‌هایش درباره ارتباط نمایش به موضوع بیماری کرونا عنوان کرد: این اجرا ارتباط مستقیمی به کرونا ندارد چون چارچوب کار قبل از این بحران شکل گرفته بود اما چون کار با توجه به مخاطبان هر شب تفاوت‌هایی با شب قبل دارد این امکان وجود دارد که موضوع کرونا هم در آن وارد شود.

  • تمدید اجرای «گفت و گوی بر جای ماندگان»

    تمدید اجرای «گفت و گوی بر جای ماندگان»

    نمایش «گفت و گوی بر جای ماندگان» به کارگردانی میلاد شجره تا روز دوشنبه ۳۰ مرداد تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «گفت و گوی بر جای ماندگان» به طراحی و کارگردانی میلاد شجره و نویسندگی محمد زارعی به مدت دو روز یعنی یکشنبه و دوشنبه ۲۹ و ۳۰ مرداد تمدید شد.

    در این نمایش که هر شب ساعت ۱۹ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود باران کوثری، رضا بهبودی، محمد صادق ملک، محسن نوری، محمد خاکساری و امین اسلامی در کنار صداهایی از جهانگیر کوثری و محمد حسن معجونی به ایفای نقش می پردازند.

    بلیت های این دو روز به صورت اینترنتی و حضوری به فروش می رسد. علاقه مندان می توانند با مراجعه به سایت فروش بلیت و گیشه پردیس تئاتر شهرزاد اقدام به خریداری بلیت کرده و همچنین از تخفیف های وفاداری و دانشجویی بهره مند شوند.

    تاکنون هنرمندان و منتقدانی چون محمد رضایی راد، رخشان بنی اعتماد، جهانگیر کوثری، فرهاد مهندس پور، رضا گوران، حمیدرضا صدر، کیوان کثیریان، عباس مخبر، نگار اسکندرفر، امیر پوریا، اسدالله امرایی، مسعود فروتن، کاوه سجادی حسینی، سعید داخ، وحید جلیلوند، رامتین شهبازی، مجید اسلامی، بهناز جعفری، هانیه توسلی، و … به تماشای این نمایش نشسته اند.

    پردیس تئاتر شهرزاد در خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو، نرسیده به چهارراه رازی، شماره ۷۸ واقع شده است.

  • «گفت‌ و گوی برجای‌ ماندگان» آخرالزمانی است

    «گفت‌ و گوی برجای‌ ماندگان» آخرالزمانی است

    کارگردان نمایش «گفت و گوی برجای‌ماندگان» با اشاره به مضمون این اثر نمایشی که جدایی انسان ها توسط یک دیوار را به تصویر می‌کشد درباره شکل گیری ایده آخرالزمانی این اثر نمایشی سخن گفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، میلاد شجره کارگردان نمایش «گفت و گوی برجای‌ماندگان» که به تازگی اجرای عمومی خود را در تماشاخانه شهرزاد آغاز کرده است در این باره به مهر گفت: ۲ سال قبل نمایش «گفت و گوی فراریان» را به صحنه برده بودم که «گفت و گوی برجای‌ماندگان» نیز می تواند از نظر تم انسانی شباهت هایی به اثر قبلی داشته باشد و در واقع این ۲ اثر مثل نخ تسبیحی دغدغه های من و محمد زارعی نویسنده این آثار را به تصویر می کشند.

    وی درباره داستان نمایش توضیح داد: «گفت و گوی برجای‌ماندگان» در واقع حکایت دنیای آینده است؛ دنیای که در آن جهان به دو بخش حاشیه نشین و مرکزنشین تبدیل شده است که در میان این دو مرکز دیواری وجود دارد که تنها راه عبور از آن یک تونل است. حاشیه نشینان سعی می کنند از این تونل خودشان را به مرکز برسانند تا رفاه بیشتری داشته باشند. چون وضعیت حاشیه شهر خیلی خراب شده است و زندگی مردم این منطقه دیگر با مرگ تفاوتی ندارد. ۲ نماینده از مرکزنشینان را در این نمایش می بینیم که کارشان این است با حاشیه نشینان مصاحبه کنند و با یک شرایط مشخص به آنها اجازه ورود به مرکز را بدهند.

    شجره ادامه داد: محمد خاکساری و محمدصادق ملک نقش این دو وکیل را برعهده دارند که با باران کوثری و رضا بهبودی که از مردم حاشیه نشین هستند و نقش عروس و پدر شوهر را در نمایش برعهده دارند، مصاحبه می کنند. در ادامه متوجه می شویم که وکلای مرکزنشین که قدرت را در دست دارند در پی ماده خطرناکی هستند که نزدیک به ۴۰ سال قبل گم شده است و آنها رد این ماده را در حاشیه پیدا کرده اند. ماده گمشده ای که می تواند دنیا را نابود کند و صاحبان قدرت از اینکه دنیایشان نابود شود ترسیده اند…

    وی درباره دغدغه پرداختن به چنین سوژه ای عنوان کرد: دغدغه طراحی و نگارش این اثر از جهان پیرامون به ذهن ما رسید. از دیوار غزه، شام، برلین و همه دیوارهایی که وجود دارند و آدم ها را به ۲ دسته تقسیم کرده اند مثلا آدم هایی که می توانند پا به خاک آمریکا بگذارند و آدم هایی که اجازه ورود به این کشور را ندارند. این ایده ابتدا قرار بود درباره فلسطین نوشته شود اما بعد به این نتیجه رسیدیم این موضوع آنقدر همه گیر شده است که بهتر است آن را به شکل جهان شمول تری به تصویر بکشیم و بگوییم کل دنیا درگیر این دیوار و جداسازی شده است.

    این کارگردان تئاتر درباره استقبالی که از این نمایش می‌شود، گفت: دیدن این کار به دلیل موضوعی که مطرح می کند خالی از لطف نیست چون ما واقعا درگیر این قضایا شده این و به این ترتیبی که دنیا پیش می‌رود نوید خوبی برای انسانت و اکوسیستم و … وجود ندارد. معتقدم انسان ها باید به اتفاقاتی که دارد در دنیا می افتد، فکر کنند و به این مساله بیندیشند که همین آدم ها هستند که با اهمیت دادن به یک سری از مسایل و بی اهمیت جلوه دادن مسایلی دیگر دنیا را به سمت نابودی هدایت می کنند.

    وی درباره فضاسازی و صحنه پردازی نمایش یادآور شد: در طراحی صحنه و لباس از تلفیق مدیاهای مختلف استفاده کردیم و از تکنیک های تصویری و صدایی به صورت زنده در صحنه بهره گرفتیم. همه این عوامل با کمک هم به ساختن فضای مد نظر ما کمک می کنند. این نمایش متریال جذب مخاطب را دارد چون هم موضوع به روزی را مطرح می کند و هم از لحاظ موسیقایی و گروه بازیگران و عوامل از هنرمندانی بهره برده که همگی کارشان را بلد هستند. در واقع من و باران کوثری به عنوان تهیه کننده نمایش در انتخاب عوامل فقط به کیفیت و کاربلد بودن این افراد فکر کردیم.

    بازیگر نمایش «دوشس ملفی» در پایان متذکر شد: باران کوثری به عنوان تهیه کننده کار، دست و دلبازانه و با درک درست کار را پیش برد که از او ممنونم. این نمایشنامه متن سختی دارد چون یک ایده آخرالزمانی را روی صحنه آوردن کار مشکلی است اما باران کوثری به ما اعتماد کرد و در ادامه محسن قرایی به عنوان مدیر پروژه هم به کار اضافه شد که فرد به شدت حرفه ای و کاربلدی است و کمک های زیادی به ما کرد.

    در این نمایش که هر روز به جز شنبه ها ساعت ۱۹ در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود رضا بهبودی، محمد صادق ملک، باران کوثری، محسن نوری، محمد خاکساری و امین اسلامی در کنار صداهایی از جهانگیر کوثری و محمد حسن معجونی به ایفای نقش می پردازند.

    محسن قرایی مدیر پروژه، باران کوثری تهیه کننده، محمدرضا حسین زاده مشاور تهیه، نرگس فرشی دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، مجتبی جمشیدی دستیار دوم کارگردان، امید رضایی دستیار تولید، عطا ابتکار موسیقی و طراحی صدا، آیدین الفت استودیو نوای شهر پارسیان، انوشیروان آریا طراح ویدیو و تیزر، محمد رسولی طراح نور، سمانه حسینی طراح لباس و آکسسوار، متین گودرزی طراح آکسسوار، نوشین جعفری عکاس، شکوه احمدی طراح پوستر و بروشور، آزاده ملک زاده روابط عمومی، تانیا یزدانی مشاور رسانه ای، آریان امیرخان تبلیغات مجازی/فیلم نیوز دیگر عوامل این نمایش هستند.

  • «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» در پردیس تئاتر شهرزاد

    «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» در پردیس تئاتر شهرزاد

    نمایش «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» روز گذشته ۱۰ مردادماه اجراهای خود را در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» به طراحی و کارگردانی میلاد شجره و نویسندگی محمد زارعی روز گذشته ۱۰ مردادماه در پردیس تئاتر شهرزاد اجراهای خود را آغاز کرد.

    در این نمایش که به مدت ۳۰ روز هر شب به جز شنبه ها ساعت ۱۹ به صحنه می رود باران کوثری، رضا بهبودی، محمد خاکساری، محمد صادق ملک، محسن نوری و امین اسلامی در کنار صداهایی از جهانگیر کوثری و محمد حسن معجونی به ایفای نقش می پردازند.

    محسن قرائی مدیر پروژه، باران کوثری تهیه کننده، محمدرضا حسین زاده مشاور تهیه، نرگس فرشی دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، مجتبی جمشیدی دستیار دوم کارگردان، امید رضایی دستیار تولید، عطا ابتکار موسیقی و طراحی صدا، آیدین الفت استودیو نوای شهر پارسیان، انوشیروان آریا طراح ویدیو و تیزر، محمد رسولی طراح نور، سمانه حسینی طراح لباس و آکسسوار، متین گودرزی طراح آکسسوار، نوشین جعفری عکاس، شکوه احمدی طراح پوستر و بروشور، آزاده ملک زاده روابط عمومی، تانیا یزدانی مشاور رسانه ای، آریان امیرخان تبلیغات مجازی/فیلم نیوز دیگر عوامل این نمایش هستند.

  • «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» در پردیس تئاتر شهرزاد شنیده می شود

    «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» در پردیس تئاتر شهرزاد شنیده می شود

    نمایش «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» به کارگردانی میلاد شجره از ۱۰ مردادماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» دومین تجربه همکاری محمد زارعی به عنوان نویسنده و میلاد شجره به عنوان طراح و کارگردان است که با بازی رضا بهبودی، محمد صادق ملک، باران کوثری، محسن نوری، محمد خاکساری، امین اسلامی و صدای جهانگیر کوثری و محمد حسن معجونی از ۱۰ مردادماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

    دیگر عوامل این اجرا عبارتند از: عطا ابتکار موسیقی و طراحی صدا، انوشیروان آریا طراح ویدیو و تیزر، محسن قرایی مدیر پروژه، محمدرضا حسین زاده مشاور تهیه، نرگس فرشی دستیار اول و برنامه ریز، مجتبی جمشیدی دستیار دوم، امید رضایی دستیار تولید، سمانه حسینی طراح لباس، محمد رسولی طراح نور، نوشین جعفری عکاس، شکوه احمدی طراح پوستر و بروشور، آزاده ملک زاده روابط عمومی و آریان امیرخان تبلیغات مجازی.

    در خلاصه نمایش آمده است: در زمینی که به مرز ویرانه‌گی رسیده، چند حاشیه‌نشین قصد دارند از تونل عبور کنند و به منطقه‌ی امن وارد شوند. دیواری منطقه‌ امن را فراگرفته که عبور از آن آسان نیست. یک سوی دیوار بحران‌های زیست‌محیطی و نابرابری شدیدتر از همیشه حاکم است و سوی دیگرش قدرت نظامی از شهر محافظت می‌کند.

    پیش فروش بلیت «گفت‌وگوی برجای‌ماندگان» با تخفیف ویژه دو روز اول آغاز شده است.

    پردیس تئاتر شهرزاد واقع در خیابان حافظ، خیابان نوفل لوشاتو، نرسیده به چهارراه رازی، پلاک ۷۴ از سه شنبه ۱۰ مردادماه ساعت ۱۹ میزبان علاقمندان این نمایش می شود.

  • «دوشس ملفی» اتفاقی واقعی را روایت می‌ کند

    «دوشس ملفی» اتفاقی واقعی را روایت می‌ کند

    بازیگر نمایش های «دوشس ملفی» و «اتاق فاستوس» از ویژگی های این دو اثر نمایشی سخن گفت و عنوان کرد نمایش «دوشس ملفی» اتفاقی واقعی را که در قرن پانزدهم ایتالیا رخ داده، روایت می کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، میلاد شجره بازیگر و کارگردان تئاتر درباره فعالیت های اخیرش در زمینه بازیگری به مهر گفت: در حال حاضر مشغول تمرین در دو نمایش با عنوان «دوشس ملفی» و «اتاق فاستوس» هستم که برای اجرا در شهریور و پاییز امسال آماده می شوند.

    وی درباره حضور در نمایش «دوشس ملفی» عنوان کرد: در این اثر نمایشی که نوشته جان وبستر و کارگردانی محمد رضایی‌راد است در کنار بازیگرانی چون رضا بهبودی، احمد ساعتچیان، میلاد رحیمی، فربد فرهنگ، سیما مبارکشاهی و باران کوثری حضور دارم. البته این نمایش اثر پربازیگری است و بازیگرانی که عنوان کردم نقش های اصلی را برعهده دارند.

    بازیگر نمایش «آلبوم حشرات» ادامه داد: «دوشس ملفی» اثری کلاسیک به حساب می آید و شهریور ماه قرار است در تئاتر مستقل تهران به صحنه برود. این نمایشنامه توسط نغمه ثمینی و محمد رضایی راد بازنویسی شده و باران کوثری تهیه کنندگی آن را برعهده دارد. این اثر نمایشی واقعه ای تاریخی در ایتالیای قرن پانزدهم را به تصویر می کشد.

    مدیر تماشاخانه «موج نو» درباره بازی در نمایش «اتاق فاستوس» توضیح داد: نمایش «اتاق فاستوس» تولید گروه «آف استودیو» است که سرپرستی این گروه را من برعهده دارم. نویسنده و کارگردان این نمایش که براساس نمایشنامه «دکتر فاستوس» کریستفر مارلو به صحنه می رود، علیرضا شیخان است.

    شجره در پایان درباره زمان اجرای نمایش و گروه بازیگران بیان کرد: به غیر از من، فربد فرهنگ، میلاد رحیمی، آوا شریفی، متین گودرزی و جاوید قائم‌مقامی در این اثر نمایشی بازی می کنند. «اتاق فاستوس» قرار است پاییز در تماشاخانه موج نو به صحنه برود.

     

  • شهرداری با تماشاخانه‌ها همراه نیست

    شهرداری با تماشاخانه‌ها همراه نیست

    میلاد شجره مدیر تماشاخانه «موج نو» در بررسی مشکلات و مسایل اداره تماشاخانه‌های خصوصی در تهران از همراهی نکردن شهرداری گله و طرح «به علاوه تئاتر فجر» را مثبت ارزیابی کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، میلاد شجره مدیر تماشاخانه «موج نو» درباره اداره این تماشاخانه و نوع مجوزی که برای فعالیت دارد به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: کارهای مربوط به گرفتن مجوز تماشاخانه «موج نو» توسط مهدی کوهیان مدیرعامل این مجموعه انجام شده است و خوشبختانه تا به حال مشکلی در زمینه دریافت مجوز نداشتیم اما می دانم که برخی از تماشاخانه های خصوصی با این مساله مواجه هستند و از اداره کل هنرهای نمایشی انتظار دارند که حمایتشان کند. وی ادامه داد: تماشاخانه «موج نو» مجوز فعالیت موسسه تک منظوره دارد و از پاییز ۹۳ فعالیت رسمی خود را آغاز کرده است. البته این سالن قبلا به صورت پلاتوی تمرین فعالیت می کرد که از سال ۹۳ سالن اجرای تئاتر هم به آن اضافه شده است. البته در حال حاضر اولویت ما روی اجرا تئاتر است و در زمان های آزاد پلاتوی تمرین هم در اختیار گروه ها قرار می گیرد. «موج نو» به دلیل دوری از مرکز شهر متفاوت عمل کرده است این بازیگر تئاتر درباره مکان این تماشاخانه در محل خیابان شریعتی، ابتدای خیابان میرداماد و دوری اش از مرکز شهر عنوان کرد: از زمانی که این تماشاخانه مجوز لازم را دریافت کرد با تعاملی که با مدیرعامل تماشاخانه داشتیم، قرار شد من به عنوان مدیر و کارشناس هنری این تماشاخانه فعالیت داشته باشم. یکی از دلایلی که علاقه مند بودم در تماشاخانه «موج نو» فعالیت داشته باشم دور بودن آن از مرکز تئاتری شهر بود چون این مساله خود به خود باعث می شد تا گروه اجرایی تماشاخانه مجبور شوند متفاوت تر از بقیه جاها عمل کنند چون در شرایط عادی اگر ما بخواهیم از کورس رقابت تماشاخانه هایی که در مرکز شهر فعالیت می کنند، عقب نمانیم باید تمهیداتی برای جذب مخاطب به این سالن بیندیشیم و در غیر این صورت شکست می خوریم. شجره یادآور شد: تماشاخانه «موج نو» به دلیل دور بودن از مرکز شهر متفاوت عمل کرده است. تلاش ما این بوده که نمایش هایی که در این سالن اجرا می شوند تجربی تر و آلترناتیو باشند. همچنین برگزاری فستیوال های مختلف همچون فستیوال مونولیو که در حال برگزاری است، کارگاه های آموزشی و نشست ها و سمینارهای تخصصی و اجرای آثاری که به مدیوم تئاتر وفادارتر هستند باعث شده این تماشاخانه با وجود دور بودنش از مرکز تئاتری شهر مورد توجه و رونق قرار داشته باشد. وی افزود: البته ما بهای این هدف را هم پرداخت کرده ایم چون معرفی این تماشاخانه با رویکردی که در پیش گرفته است نیاز به تلاش و انرژی زیادی داشته و دارد. در نهایت این دوری از مرکز برای ما مثمرثمر بود اما همچنان برای جلب مخاطب با مشکلاتی روبرو هستیم. تلاش ما این است به نمایش هایی اجرا بدهیم که مخاطب نتواند از آن بگذرد. مدیر تماشاخانه «موج نو» درباره میزان سوددهی این مکان هنری بیان کرد: این تماشاخانه تنها می تواند خرج خودش را دربیاورد وگرنه سوددهی ندارد. البته در صورتی که رویکردمان به مقوله هنر را تغییر دهیم و کاسب کارانه عمل کنیم می توانیم به سوددهی برسیم. دغدغه و هدفمان برای آینده تئاتر اهمیت زیادی دارد و نگاه کاسبکارانه به هنر نداریم. وی درباره امکاناتی که این تماشاخانه دارد، گفت: معتقدم تماشاخانه موج نو یکی از آکوستیک ترین سالن های شهر است. همچنین این سالن از تهویه مناسبی هم برخوردار است و دارای سه اسپیلیت و یک هواکش نیز است. این سالن ۴۶ جایگاه تماشاگر دارد که به صورت ردیفی تعبیه شده اند اما صندلی ها نشیمنگاه راحتی دارند. تئاتر در سبد فرهنگی خانواده ها جایی ندارد کارگردان نمایش «گفتگوی فراریان» درباره میزان مخاطبان این سالن و اینکه تا چه اندازه این تماشاخانه از مخاطبان محلی نیز بهره می برد، توضیح داد: در این تماشاخانه شاهد حضور تماشاگران مختلفی هستیم که برخی از آنها نیز متعلق به حوالی میرداماد و شریعتی هستند اما نکته اینجاست که ما در تئاتر ایران مخاطبان مشخصی داریم و نمی توانیم بگوییم که تئاتر در سبد فرهنگی خانواده های ما قرار دارد. وی اضافه کرد: ما برای اطلاع رسانی برنامه ها و فعالیت های این تماشاخانه تلاش می کنیم اما هر زمان توانستیم مردم را به لزوم دیدن حداقل یک تئاتر در ماه ترغیب کنیم، می توانیم انتظار داشته باشیم مخاطبان هر منطقه نسبت به تماشاخانه ها و سالن هایی که در آنجا وجود دارد واکنش مثبت داشته باشند. در حال حاضر شبی ۱۵۰ نمایش در سالن های مختلف تهران به صحنه می روند که مخاطبان مشخصی دارند و اگر هم در آثاری شاهد افزایش مخاطب باشیم به دلیل حضور سلبریتی ها و چهره های سینمایی است که این نوع تماشاگران، مخاطبان ثابت تئاتر نیستند. شهرداری چوب لای چرخ تئاتر می گذارد شجره درباره حمایت از تماشاخانه های خصوصی متذکر شد: اداره کل هنرهای نمایشی تلاش زیادی در جامه عمل پوشاندن به نیازهای تماشاخانه های خصوصی می کند اما متاسفانه شهرداری مدام چوب لای چرخ این سالن ها می گذارد. حمایت و تبلیغات برای تئاتر پیشکش، امیدواریم که دست از پلمپ این مکان های هنری بردارد. ما انتظار یک سوبسید دولتی داریم و باید حتما یک بودجه ثابت برای تماشاخانه های خصوصی تعریف شود. مدیر تماشاخانه «موج نو» درباره اضافه شدن بخش «به علاوه تئاتر فجر» به جشنواره تئاتر فجر بیان کرد: در جشنواره گذشته تئاتر فجر بخشی به عنوان «به علاوه تئاتر فجر» راه افتاد که شروع خوبی برای معرفی و فعالیت تماشاخانه های خصوصی بود. البته بودجه ای که به این طرح اختصاص یافت بسیار اندک بود اما ما از این طرح راضی هستیم چون باعث شد سالن های خصوصی به جشنواره تئاتر فجر وارد شوند و خودشان این اختیار را داشته باشند که نمایش های مورد نظرشان را انتخاب کنند. تماشاخانه های خصوصی به این جنس حمایت نیاز دارند. وی در پایان صحبت هایش اظهار کرد: فعالیت تماشاخانه های خصوصی به این وسعت اتفاق نویی است که در تئاتر کشور رخ داده اما هنوز برای آن قوانین درستی تعریف نشده است. در صورت تشکیل صنف تماشاخانه های خصوصی قوانین فعالیت این تماشاخانه ها به صورت مدون در می آید و همین امر کمک بزرگی به ما خواهد کرد. عکس کنار خبر از گاتها ضیاتباری

  • سیاست‌مان جذب مخاطب به هر قیمتی نیست

    سیاست‌مان جذب مخاطب به هر قیمتی نیست

    مدیر تماشاخانه «موج نو» تاکید کرد برای جذب مخاطب به این مکان تئاتری تلاش می‌‌شود ولی این بدین معنا نیست که برای جذب مخاطب از هر روشی استفاده می‌‌کنند.
    میلاد شجره بازیگر نمایش «فاجعه‌ معدن کوشیرو» که از ۵ آبان در تماشاخانه موج نو روی صحنه است درباره حضور در این اثر به خبرنگار مهر گفت: این نمایش روزهای اول اجرا را می گذراند و تا الان استقبال از آن راضی‌کننده بوده است، گرچه گروه هنری آف استودیو تلاش می کند رویکرد متفاوت تری نسبت به اجرا و نمایش داشته باشد به همین دلیل ممکن است تعداد مخاطب بیشتر در اولویت نباشد و بیشتر به اصالت تئاتر توجه نشان دهد.

    وی درباره اینکه افزایش تعداد مخاطب با حضور چهره های مطرح سینما در عرصه بازیگری تئاتر چه تاثیری بر اصل هنر نمایش می گذارد، افزود: همه افرادی که در این گروه فعالیت می کنیم دغدغه مان مشابه همدیگر است و ترجیح می دهیم نسبت به نمایش هایی که در سطح شهر روی صحنه می رود متفاوت تر باشیم و استفاده از چهره های سینمایی تنها برای جذب مخاطب بیشتر هدف ما نیست.

    شجره اظهار کرد: در پاسخ به پرسش شما باید بگویم این مساله به مقوله تئاتر کمکی نمی کند اما اگر بازیگر چهره ای بتواند در انتقال یک پیام تاثیرگذار باشد از این جنبه حائز اهمیت است. گروه هنری آف استودیو بنا ندارد به هر قیمت مخاطب را به سالن بیاورد، این گروه تا به حال چنین کاری نکرده است و تماشاخانه موج نو هم چنین هدفی را دنبال نخواهد کرد.

    مدیر تماشاخانه «موج نو» درباره موقعیت جغرافیایی برخی تماشاخانه ها گفت: اینکه برخی تماشاخانه ها از مرکز شهر دور باشند شاید برای اهالی تئاتر مطلوب نباشد، اما به نظرم برای تئاتر خوب است زیرا فرصتی ایجاد می‌کند تا مخاطب همیشه تئاتر را در مرکز شهر پیگیری نکند. البته در مرکز بودن قطعا امتیاز است، اما وجود سالن‌های تئاتر در اقصی نقاط شهر هم در نوع خود ویژگی محسوب می شود.

    وی ادامه داد: برای پایدار ماندن تئاتر نمی توان بحث درآمد را انکار کرد. این مساله برای ما هم حائز اهمیت است اما رویکرد اصلی ما بیشتر بر هنر نمایش است و همانطور که گفتم برای تعداد بیشتر تماشاگر بنا نداریم به هر وسیله ای متوسل شویم.

    شجره در پایان درباره سایر فعالیت های خود گفت: با همین گروه در فکر تولید کار دیگری هستیم که این بار به کارگردانی علیرضا شیخان روی صحنه می رود. نام فعلی این نمایش «اتاق فاستوس» است و احتمال دارد بعدا این عنوان تغییر کند.