برچسب: مهتاب نصیرپور

  • علی نصیریان نشان «داود رشیدی» گرفت/شب تکریم تئاتر، سینما و ادبیات

    علی نصیریان نشان «داود رشیدی» گرفت/شب تکریم تئاتر، سینما و ادبیات

    سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور برگزار و این نشان به علی نصیریان، مهتاب نصیرپور و احمدرضا احمدی اهدا شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی با حضور خانواده این هنرمند فقید و چهره‌های فرهنگی و هنری، شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور در سالن زنده‌یاد عباس کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.

    اجرای این مراسم بر عهده منصور ضابطیان بود. در ابتدای مراسم تصاویری از ۲ دوره گذشته این مراسم پخش شد و از زنده‌یاد حسینعلی طباطبایی اولین مدیر مجموعه تئاتر شهر که از مترجمان باسابقه ادبیات نمایشی بود و همچنین زنده‌یاد داریوش اسدزاده یاد شد و حاضران ۳۰ ثانیه سکوت کردند.

    همچنین با پخش تصاویری از جمشید مشایخی بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون ایران یاد شد.

    سپس تصاویری از فیلم‌های خاطره‌انگیزی که زنده‌یاد داود رشیدی در آنها به ایفای نقش پرداخته بود، پخش شد.

    در این بخش از مراسم سیروس ابراهیم‌زاده روی صحنه حضور پیدا کرد و گفت: هنوز حضور داود رشیدی را حس می‌کنم و درباره فقدان این عزیزان هم باید این واقعیت را در نظر بگیریم که همه این‌ها حضور دارند.

    وی در ادامه یادداشتی را که از پیش درباره زنده‌یاد رشیدی و فعالیت سینمایی او آماده کرده بود، قرائت کرد.

    در این بخش از مراسم فاطمه معتمدآریا روی صحنه حاضر شد. وی اظهار کرد: اعضای انجمن بازیگران گل‌های خوشبوی سینمای ایران هستند و تجلی تفکر کارگردان و عوامل فیلم هستند. خاک صحنه و سینمای ایران همیشه پاک است.

    معتمدآریا یادآور شد: سال‌ها در انجمن بازیگران شاهد این بودم به عنوان رئیس صنف پیگیر مسائل و مشکلات اعضا بودند. ایشان بنیان این موضوع را گذاشت‌که ما مانند یک خانواده حامی هم هستیم. بهترین راه حل مسایل راهی بود که آقای رشیدی به ما آموخت و آن راه صحبت کردن است.

    این بازیگر سینما تأکید کرد: برخی سلبریتی‌ها که قابل احترام هستند ولی در انجمن معتقد بودیم ربطی به انجمن بازیگران ندارند ولی آقای رشیدی می‌گفت که کاری به اینکه فردی از کجا آمده نداشته باشیم بلکه ببینیم چه کاری از دست‌مان برایش برمی‌آید.

    وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: من زمانی تصور می‌کردم دنیا را تغییر می‌دهم ولی آقای رشیدی گفت که ما به تنهایی نمی‌توانیم کاری کنیم. بنیان اصلی انجمن بازیگران سینمای ایران را آقای رشیدی بنا نهاد.

    سپس سخنان ویدئویی امیر نادری درباره داود رشیدی پخش شد که به ذکر خاطراتی درباره زنده‌یاد رشیدی پرداخت و تصریح کرد: داود رشیدی به جایگاهی که در بازیگری لایقش بود نرسید. داود رشیدی در روز مجبور بود فیلم‌هایی را بازی کند که دوست نداشت ولی شب‌ها مدام کتاب می‌خواند و تأثیرگذار بود.

    وی تأکید کرد: داود رشیدی مردی متشخص بود و من شانس نیاوردم که با او کار کنم. خیلی‌ها داود رشیدی را متأسفانه نشناختند و من خیلی شانس آوردم که او را شناختم.

    نادری در پایان سخنان خود خطاب به زنده‌یاد رشیدی گفت: خیالت راحت باشد که احترام برومند و فرزندانتان یاد تو را زنده نگه می‌دارند.

    در ادامه مراسم با حضور احترام برومند، لیلی رشیدی و سینا بانک بخش اهدای نشان داود رشیدی برگزار شد.

    اولین نشان داود رشیدی در سومین دوره این مراسم به احمدرضا احمدی اهدا شد.

    در این بخش هوشنگ کامکار روی صحنه دعوت شد و گفت: احمدرضا احمدی یکی از شاعران و ادیبان بزرگ ایران هستند. من با او در دانشکده هنرهای زیبا آشنا شدم. بعدها سی‌دی «در گلستانه» سهراب سپهری را تهیه کردم و احمدی دکلمه اثر را اجرا کرد. سی‌دی بعدی «دور تا نزدیک» بود که به شاعران قدیم و نوی ایران می‌پرداخت، کار بعدی نیز «پوئم سمفونی مولانا» بود.

    وی در ادامه به همکاری‌های دیگر خود در عرصه موسیقی با احمدرضا احمدی اشاره کرد.

    کامکار تأکید کرد: احمدرضا احمدی دایرةالمعارف زنده موسیقی ایران است.

    سپس نشان رشیدی به احمدرضا احمدی اهدا شد. وی اظهار کرد: من زندگی‌ام را مدیون همسرم هستم. کارایی قلب من به ۱۲ درصد رسید و به نوعی کارم تمام بود. دکتری عارف به من عمر دوباره داد و بعد از آن چند جلد کتاب نوشتم و به تازگی نقاشی کردن را شروع کرده‌ام.

    وی تأکید کرد: کاری که من کردم کار بچه‌های فقیر است، شاعر نویی را به من‌ نشان دهید که فقیر نباشد. کسی که انگیزه نمایشنامه‌نویسی را به من داد، داود رشیدی بود. منزل رشیدی پناهگاه من و امیر نادری بود.

    در ادامه دومین نشان این مراسم به علی نصیریان اهدا شد.

    در این بخش ترانه علیدوستی روی صحنه حضور پیدا کرد. وی تأکید کرد: جوانان زیادی در سریال «شهرزاد» با آقای نصیریان بودیم ولی در نگاه ایشان هیچ تفاوتی بین ما نمی‌گذاشت. ایشان همیشه در سکوت به همه ما کمک کرد.

    وی یادآور شد: من با ایشان همبازی بودم ولی هیچوقت رو نداشتم با آقای نصیریان عکس بگیرم ولی امشب می‌خواهم این کار را انجام دهم.

    سپس نصیریان روی صحنه حاضر شد و یادآور شد: این سومین بار است که از شخص جایزه یا یادبود می‌گیرم. اولین جایزه، جایزه فروغ فرخزاد، دومین جایزه یک موزیسین خارجی و سومین، همین نشان داود رشیدی است.

    وی تأکید کرد: تأثیر داود رشیدی در تئاتر ایران بسیار مهم بود و نوع کارگردانی‌اش ورای روند رایج بود. من از داود رشیدی بسیار آموختم. خیلی خوشبختم که با او آشنا شدم و همکاری کردم.

    نصیریان تصریح کرد: کاری که خانم احترام برومند با هر ساله برای زنده نگه داشتن یاد داود رشیدی انجام می‌دهد، مهم است.

    وی در بخش پایانی سخنان خود از همبازی بودن با ترانه علیدوستی ابراز خرسندی کرد.

    سومین نشان نیز در این مراسم به مهتاب نصیرپور اهدا شد.

    در این بخش محمد رحمانیان روی صحنه‌ دعوت شد و گفت: سیمای ایران خیلی مدیون احمدرضا احمدی است. تئاتر ایران تئاتر ایران را بازآفرینی کردند و اگر نبود بهرام بیضایی، ساعدی و رادیرا نداشتیم. نصیریان در زنده نگه‌داشتن نمایشنامه‌نویسی ایران دارد.

    وی تأکید کرد: ۳ دهه است با مهتاب نصیرپور همکاری دارم و بیش از ۲ دهه است که با هم زندگی مشترک داریم. انگیزه بسیاری از کارهای من، مهتاب نصیرپور بوده و هست.

    رحمانیان خطاب به نصیرپور گفت: مهتاب بابت تمام این سال‌ها از تو سپاسگذارم. متأسفم برای سال‌هایی که به خاطر مشکلات کاری من نتوانستی روی صحنه بیایی.

    در این بخش مهتاب نصیرپور روی صحنه رفت و گفت: کمتر خوشحالم و بیشتر قدردان بانیان این مراسم و محمد رحمانیان به خاطر زندگی زیبایی که به من داد.

    وی تصریح کرد: ما با مشکلات محیط زیستی مواجه هستیم. امیدوارم بتوانیم این سرزمین و خاک را آباد نگه داریم.

    این مراسم با پخش صدای زنده‌یاد داود رشیدی به پایان رسید.

  • علی نصیریان نشان «داود رشیدی» گرفت/ شب تکریم تئاتر، سینما وادبیات

    علی نصیریان نشان «داود رشیدی» گرفت/ شب تکریم تئاتر، سینما وادبیات

    سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور برگزار و این نشان به علی نصیریان، مهتاب نصیرپور و احمدرضا احمدی اهدا شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی با حضور خانواده این هنرمند فقید و چهره‌های فرهنگی و هنری، شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور در سالن زنده‌یاد عباس کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.

    اجرای این مراسم بر عهده منصور ضابطیان بود. در ابتدای مراسم تصاویری از ۲ دوره گذشته این مراسم پخش شد و از زنده‌یاد حسینعلی طباطبایی اولین مدیر مجموعه تئاتر شهر که از مترجمان باسابقه ادبیات نمایشی بود و همچنین زنده‌یاد داریوش اسدزاده یاد شد و حاضران ۳۰ ثانیه سکوت کردند.

    همچنین با پخش تصاویری از جمشید مشایخی بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون ایران یاد شد.

    سپس تصاویری از فیلم‌های خاطره‌انگیزی که زنده‌یاد داود رشیدی در آنها به ایفای نقش پرداخته بود، پخش شد.

    در این بخش از مراسم سیروس ابراهیم‌زاده روی صحنه حضور پیدا کرد و گفت: هنوز حضور داود رشیدی را حس می‌کنم و درباره فقدان این عزیزان هم باید این واقعیت را در نظر بگیریم که همه این‌ها حضور دارند.

    وی در ادامه یادداشتی را که از پیش درباره زنده‌یاد رشیدی و فعالیت سینمایی او آماده کرده بود، قرائت کرد.

    در این بخش از مراسم فاطمه معتمدآریا روی صحنه حاضر شد. وی اظهار کرد: اعضای انجمن بازیگران گل‌های خوشبوی سینمای ایران هستند و تجلی تفکر کارگردان و عوامل فیلم هستند. خاک صحنه و سینمای ایران همیشه پاک است.

    معتمدآریا یادآور شد: سال‌ها در انجمن بازیگران شاهد این بودم به عنوان رئیس صنف پیگیر مسائل و مشکلات اعضا بودند. ایشان بنیان این موضوع را گذاشت‌که ما مانند یک خانواده حامی هم هستیم. بهترین راه حل مسایل راهی بود که آقای رشیدی به ما آموخت و آن راه صحبت کردن است.

    این بازیگر سینما تأکید کرد: برخی سلبریتی‌ها که قابل احترام هستند ولی در انجمن معتقد بودیم ربطی به انجمن بازیگران ندارند ولی آقای رشیدی می‌گفت که کاری به اینکه فردی از کجا آمده نداشته باشیم بلکه ببینیم چه کاری از دست‌مان برایش برمی‌آید.

    وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: من زمانی تصور می‌کردم دنیا را تغییر می‌دهم ولی آقای رشیدی گفت که ما به تنهایی نمی‌توانیم کاری کنیم. بنیان اصلی انجمن بازیگران سینمای ایران را آقای رشیدی بنا نهاد.

    سپس سخنان ویدئویی امیر نادری درباره داود رشیدی پخش شد که به ذکر خاطراتی درباره زنده‌یاد رشیدی پرداخت و تصریح کرد: داود رشیدی به جایگاهی که در بازیگری لایقش بود نرسید. داود رشیدی در روز مجبور بود فیلم‌هایی را بازی کند که دوست نداشت ولی شب‌ها مدام کتاب می‌خواند و تأثیرگذار بود.

    وی تأکید کرد: داود رشیدی مردی متشخص بود و من شانس نیاوردم که با او کار کنم. خیلی‌ها داود رشیدی را متأسفانه نشناختند و من خیلی شانس آوردم که او را شناختم.

    نادری در پایان سخنان خود خطاب به زنده‌یاد رشیدی گفت: خیالت راحت باشد که احترام برومند و فرزندانتان یاد تو را زنده نگه می‌دارند.

    در ادامه مراسم با حضور احترام برومند، لیلی رشیدی و سینا بانک بخش اهدای نشان داود رشیدی برگزار شد.

    اولین نشان داود رشیدی در سومین دوره این مراسم به احمدرضا احمدی اهدا شد.

    در این بخش هوشنگ کامکار روی صحنه دعوت شد و گفت: احمدرضا احمدی یکی از شاعران و ادیبان بزرگ ایران هستند. من با او در دانشکده هنرهای زیبا آشنا شدم. بعدها سی‌دی «در گلستانه» سهراب سپهری را تهیه کردم و احمدی دکلمه اثر را اجرا کرد. سی‌دی بعدی «دور تا نزدیک» بود که به شاعران قدیم و نوی ایران می‌پرداخت، کار بعدی نیز «پوئم سمفونی مولانا» بود.

    وی در ادامه به همکاری‌های دیگر خود در عرصه موسیقی با احمدرضا احمدی اشاره کرد.

    کامکار تأکید کرد: احمدرضا احمدی دایرةالمعارف زنده موسیقی ایران است.

    سپس نشان رشیدی به احمدرضا احمدی اهدا شد. وی اظهار کرد: من زندگی‌ام را مدیون همسرم هستم. کارایی قلب من به ۱۲ درصد رسید و به نوعی کارم تمام بود. دکتری عارف به من عمر دوباره داد و بعد از آن چند جلد کتاب نوشتم و به تازگی نقاشی کردن را شروع کرده‌ام.

    وی تأکید کرد: کاری که من کردم کار بچه‌های فقیر است، شاعر نویی را به من‌ نشان دهید که فقیر نباشد. کسی که انگیزه نمایشنامه‌نویسی را به من داد، داود رشیدی بود. منزل رشیدی پناهگاه من و امیر نادری بود.

    در ادامه دومین نشان این مراسم به علی نصیریان اهدا شد.

    در این بخش ترانه علیدوستی روی صحنه حضور پیدا کرد. وی تأکید کرد: جوانان زیادی در سریال «شهرزاد» با آقای نصیریان بودیم ولی در نگاه ایشان هیچ تفاوتی بین ما نمی‌گذاشت. ایشان همیشه در سکوت به همه ما کمک کرد.

    وی یادآور شد: من با ایشان همبازی بودم ولی هیچوقت رو نداشتم با آقای نصیریان عکس بگیرم ولی امشب می‌خواهم این کار را انجام دهم.

    سپس نصیریان روی صحنه حاضر شد و یادآور شد: این سومین بار است که از شخص جایزه یا یادبود می‌گیرم. اولین جایزه، جایزه فروغ فرخزاد، دومین جایزه یک موزیسین خارجی و سومین، همین نشان داود رشیدی است.

    وی تأکید کرد: تأثیر داود رشیدی در تئاتر ایران بسیار مهم بود و نوع کارگردانی‌اش ورای روند رایج بود. من از داود رشیدی بسیار آموختم. خیلی خوشبختم که با او آشنا شدم و همکاری کردم.

    نصیریان تصریح کرد: کاری که خانم احترام برومند با هر ساله برای زنده نگه داشتن یاد داود رشیدی انجام می‌دهد، مهم است.

    وی در بخش پایانی سخنان خود از همبازی بودن با ترانه علیدوستی ابراز خرسندی کرد.

    سومین نشان نیز در این مراسم به مهتاب نصیرپور اهدا شد.

    در این بخش محمد رحمانیان روی صحنه‌ دعوت شد و گفت: سیمای ایران خیلی مدیون احمدرضا احمدی است. تئاتر ایران تئاتر ایران را بازآفرینی کردند و اگر نبود بهرام بیضایی، ساعدی و رادیرا نداشتیم. نصیریان در زنده نگه‌داشتن نمایشنامه‌نویسی ایران دارد.

    وی تأکید کرد: ۳ دهه است با مهتاب نصیرپور همکاری دارم و بیش از ۲ دهه است که با هم زندگی مشترک داریم. انگیزه بسیاری از کارهای من، مهتاب نصیرپور بوده و هست.

    رحمانیان خطاب به نصیرپور گفت: مهتاب بابت تمام این سال‌ها از تو سپاسگذارم. متأسفم برای سال‌هایی که به خاطر مشکلات کاری من نتوانستی روی صحنه بیایی.

    در این بخش مهتاب نصیرپور روی صحنه رفت و گفت: کمتر خوشحالم و بیشتر قدردان بانیان این مراسم و محمد رحمانیان به خاطر زندگی زیبایی که به من داد.

    وی تصریح کرد: ما با مشکلات محیط زیستی مواجه هستیم. امیدوارم بتوانیم این سرزمین و خاک را آباد نگه داریم.

    این مراسم با پخش صدای زنده‌یاد داود رشیدی به پایان رسید.

  • علی نصیریان نشان داود رشیدی را دریافت کرد

    علی نصیریان نشان داود رشیدی را دریافت کرد


    سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور برگزار و این نشان به علی نصیریان، مهتاب نصیرپور و احمدرضا احمدی اهدا شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سومین دوره مراسم اهدای نشان داود رشیدی با حضور خانواده این هنرمند فقید و چهره‌های فرهنگی و هنری، شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور در سالن زنده‌یاد عباس کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد.

    اجرای این مراسم بر عهده منصور ضابطیان بود. در ابتدای مراسم تصاویری از ۲ دوره گذشته این مراسم پخش شد و از زنده‌یاد حسینعلی طباطبایی اولین مدیر مجموعه تئاتر شهر که از مترجمان باسابقه ادبیات نمایشی بود و همچنین زنده‌یاد داریوش اسدزاده یاد شد و حاضران ۳۰ ثانیه سکوت کردند.

    همچنین با پخش تصاویری از جمشید مشایخی بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون ایران یاد شد.

    سپس تصاویری از فیلم‌های خاطره‌انگیزی که زنده‌یاد داود رشیدی در آنها به ایفای نقش پرداخته بود، پخش شد.

    در این بخش از مراسم سیروس ابراهیم‌زاده روی صحنه حضور پیدا کرد و گفت: آدم حضور داود رشیدی را حس می‌کنم و درباره فقدان این عزیزان هم باید این واقعیت را در نظر بگیریم که همه اینها حضور دارند.

    وی در ادامه یادداشتی را که از پیش درباره زنده‌یاد رشیدی و فعالیت سینمایی او آماده کرده بود، قرائت کرد.

    در این بخش از مراسم فاطمه معتمدآریا روی صحنه حاضر شد. وی اظهار کرد: اعضای انجمن بازیگران گل‌های خوشبوی سینمای ایران هستند و تجلی تفکر کارگردان و عوامل فیلم هستند. خاک صحنه و سینمای ایران همیشه پاک است.

    معتمدآریا یادآور شد: سال‌ها در انجمن بازیگران شاهد این بودم به عنوان رئیس صنف پیگیر مسائل و مشکلات اعضا بودند. ایشان بنیان این موضوع را که ما مانند یک خانواده حامی هم هستیم. بهترین راه حل مسایل راهی بود که آقای رشیدی به ما آموخت و آن راه صحبت کردن است.

    این بازیگر سینما تأکید کرد: برخی سلبریتی‌ها که قابل احترام هستند ولی در انجمن معتقد بودیم ربطی به انجمن بازیگران ندارند ولی آقای رشیدی می‌گفت که کاری به اینکه فردی از کجا آمده نداشته باشیم بلکه ببینیم چه کاری از دست‌مان برایش برمی‌آید.

    وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: من زمانی تصور می‌کردم دنیا را تغییر می‌دهن ولی آقای رشیدی گفت که ما به تنهایی نمی‌توانیم کاری کنیم. بنیان اصلی انجمن بازیگران سینمای ایران را آقای رشیدی بنا نهاد.

    سپس سخنان ویدئویی امیر نادری درباره داود رشیدی پخش شد که به ذکر خاطراتی درباره زنده‌یاد رشیدی پرداخت و تصریح کرد: داود رشیدی به جایگاهی که در بازیگری لایق‌اش بود نرسید. داود رشیدی در روز مجبور بود فیلم‌هایی را بازی کند که دوست نداشت ولی شب‌ها مدام کتاب می‌خواند و تأثیرگذار بود.

    وی تأکید کرد: داود رشیدی مردی متشخص بود و من شانس نیاوردم که با او کار کنم. خیلی‌ها داود رشیدی را متأسفانه نشناختند و من خیلی شانس آوردم که او را شناختم.

    نادری در پایان سخنان خود خطاب به زنده‌یاد رشیدی گفت: خیالت راحت باشد که احترام برومند و فرزندانتان یاد تو را زنده نگه می‌دارند.

    در ادامه مراسم با حضور احترام برومند، لیلی رشیدی و سینا بانک بخش اهدای نشان داود رشیدی برگزار شد.

    اولین نشان داود رشیدی در سومین دوره این مراسم به احمدرضا احمدی اهدا شد.

    در این بخش هوشنگ کامکار روی صحنه دعوت شد و گفت: احمدرضا احمدی یکی از شاعران و ادیبان بزرگ ایران هستند. من با او در دانشکده هنرهای زیبا آشنا شدم. بعدها سی‌دی «در گلستانه» سهراب سپهری را تهیه کردم و احمدی دکلمه اثر را اجرا کرد. سی‌دی بعدی «دور تا نزدیک» بود که به شاعران قدیم و نوی ایران می‌پرداخت، کار بعدی نیز «پوئم سمفونی مولانا» بود.

    وی در ادامه به همکاری‌های دیگر خود در عرصه موسیقی با احمدرضا احمدی اشاره کرد.

    کامکار تأکید کرد: احمدرضا احمدی دایرةالمعارف زنده موسیقی ایران است.

    سپس نشان رشیدی به احمدرضا احمدی اهدا شد. وی اظهار کرد: من زندگی‌ام را مدیون همسرم هستم. کارایی قلب من به ۱۲ درصد رسید و به نوعی کارم تمام بود. دکتری عارف به من عمر دوباره داد و بعد از آن چند جلد کتاب نوشتم و به تازگی نقاشی کردن را شروع کرده‌ام.

    وی تأکید کرد: کاری که من کردم کار بچه‌های فقیر است، شاعر نویی را به من‌ نشان دهید که فقیر نباشد. کسی که انگیزه نمایشنامه‌نویسی را به من داد، داود رشیدی بود. منزل رشیدی پناهگاه من و امیر نادری بود.

    در ادامه دومین نشان این مراسم به علی نصیریان اهدا شد.

    در این بخش ترانه علیدوستی روی صحنه حضور پیدا کرد. وی تأکید کرد: جوانان زیادی در سریال «شهرزاد» با آقای نصیریان بودیم ولی در نگاه ایشان هیچ تفاوتی بین ما نمی‌گذاشت. ایشان همیشه در سکوت به همه ما کمک کرد.

    وی یادآور شد: من با ایشان همبازی بودم ولی هیچوقت رو نداشتم با آقای نصیریان عکس بگیرم ولی امشب می‌خواهم این کار را انجام دهم.

    سپس نصیریان روی صحنه حاضر شد و یادآور شد: این سومین بار است که از شخص جایزه یا یادبود می‌گیرم. اولین جایزه، جایزه فروغ فرخزاد، دومین جایزه یک موزیسین خارجی و سومین، همین نشان داود رشیدی است.

    وی تأکید کرد: تأثیر داود رشیدی در تئاتر ایران بسیار مهم بود و نوع کارگردانی‌اش ورای روند رایج بود. من از داود رشیدی بسیار آموختم. خیلی خوشبختم که با او آشنا شدم و همکاری کردم.

    نصیریان تصریح کرد: کاری که خانم احترام برومند با هر ساله برای زنده نگه داشتن یاد داود رشیدی انجام می‌دهد، مهم است.

    وی در بخش پایانی سخنان خود از همبازی بودن با ترانه علیدوستی ابراز خرسندی کرد.

    سومین نشان نیز در این مراسم به مهتاب نصیرپور اهدا شد.

    در این بخش محم رحمانیان روی صحنه‌ دعوت شد و گفت: سیمای ایران خیلی مدیون احمدرضا احمدی است. تئاتر ایران تئاتر ایران را بازآفرینی کردند و اگر نبود بهرام بیضایی، ساعدی و رادیرا نداشتیم. نصیریان در زنده نگه‌داشتن نمایشنامه‌نویسی ایران دارد.

    وی تأکید کرد: ۳ دهه است با مهتاب نصیرپور همکاری دارم و بیش از ۲ دهه است که با هم زندگی مشترک داریم. انگیزه بسیاری از کارهای من، مهتاب نصیرپور بوده و هست.

    رحمانیان خطاب به نصیرپور گفت: مهتاب بابت تمام این سال‌ها از تو سپاسگذارم. متأسفم برای سال‌هایی که به خاطر مشکلات کاری من نتوانستی روی صحنه بیایی.

    در این بخش مهتاب نصیرپور روی صحنه رفت و گفت: کمتر خوشحالم و بیشتر قدردان بانیان این مراسم و محمد رحمانیان به خاطر زندگی زیبایی که به من داد.

    وی تصریح کرد: ما با مشکلات محیط زیستی مواجه هستیم. امیدوارم بتوانیم این سرزمین و خاک را آباد نگه داریم.

    این مراسم با پخش صدای زنده‌یاد داود رشیدی به پایان رسید.

  • آخرین تیزر «اثر پرتوهای گاما» رونمایی شد

    آخرین تیزر «اثر پرتوهای گاما» رونمایی شد


    اجرای نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» جمعه ۶ اردیبهشت‌ماه به پایان می‌رسد که به همین مناسبت از آخرین تیزر این اثر نمایشی رونمایی شده است.

    دریافت 4 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین، نخستین تجربه مهتاب نصیرپور در عرصه کارگردانی داستان یک مادر و ۲ دختر دبیرستانی است که در محله برانکس و در دهه ۵۰ میلادی زندگی می‌کنند. اجرای این نمایش از نیمه فروردین ماه در تماشاخانه «سپند» آغاز شده و تا جمعه این هفته ۶ اردیبهشت ماه ادامه دارد.

    خسرو احمدی، علی تاجمیر، مبینا طبایی، آریانا مجد، نیکتا مستوفی، مهتاب نصیرپور و شهین مهین فر بازیگران این اثر نمایشی هستند که در آستانه پایان اجرا آخرین تیزر آن منتشر شده است.

    عوامل این نمایش عبارتند از نویسنده: پل زیندل، مترجم: شهرام زرگر، کارگردان: مهتاب نصیرپور، مدیر هنری: محسن شاه ابراهیمی، طراح صحنه: محمود صادقی، طراح لباس: پرهوده جمالها، طراح چهره پردازی: سپیده نقدی، طراح اعلان و دیوارکوب: آیدین قشلاقی، طراح نور: امیر ترحمی، نقاشی: نازلی ملکی، ساخت عروسک: سهیلا فلاح پور، عکس و ساخت تیزر: احسان جابری، آسمان روشن، موسیقی انتخاب از آثار رامین جوادی، موسیقی نماهنگ: علیرضا افکاری، ترانه سرا: حسن علی شیری، دستیار کارگردان و برنامه ریز: پدیده جمالها، گروه کارگردانی: علیرضا فولادشکن، شهاب ملک‌پور، مدیر صحنه: محمود زهره‌وند، روابط عمومی: محدثه واعظی‌پور.

  • تیزر «اثر پرتوهای گاما …» منتشر شد

    تیزر «اثر پرتوهای گاما …» منتشر شد


    تیزر نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل های همیشه بهار» که به کارگردانی مهتاب نصیرپور در تماشاخانه سپند روی صحنه است، منتشر شد.

    دریافت 7 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین، تیزر نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به کارگردانی مهتاب نصیرپور که از ۱۵ فروردین ماه در تماشاخانه سپند شروع شده است در حالی منتشر شد که اجرای این اثر نمایشی تا ۱۵ اردیبهشت ماه ادامه دارد.

    همچنین دانشجویان در روزهای اجرا، با ارائه کارت دانشجویی به گیشه این تماشاخانه می‌توانند بلیت نمایش را با تخفیف ۳۰ درصدی تهیه کنند.

    «اثر پرتوهای گاما…» داستان زنی به نام بتی است که همراه ۲ دخترش زندگی می‌کند و قرار است به یک مراسم در مدرسه بروند. این نمایش هر روز به جز شنبه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ اجرا می‌شود.

    پل زیندل نویسنده نمایشنامه در این اثر با طرح مضمونی علمی به ترسیم لایه‌های روانی و روابط عاطفی شخصیت‌ها می‌پردازد.

    عوامل این نمایش عبارتند از نویسنده: پل زیندل، مترجم: شهرام زرگر، کارگردان: مهتاب نصیرپور، بازیگران: خسرو احمدی، علی تاجمیر، مبینا طبایی، آریانا مجد، نیکتا مستوفی، مهتاب نصیرپور و شهین مهین فر، مدیرهنری: محسن شاه ابراهیمی، طراح صحنه: محمود صادقی، طراح لباس: پرهوده جمالها، طراح چهره پردازی: سپیده نقدی، طراح اعلان و دیوارکوب: آیدین قشلاقی، طراح نور: امیر ترحمی، نقاشی: نازلی ملکی، ساخت عروسک: سهیلا فلاح پور، عکس و ساخت تیزر: احسان جابری، آسمان روشن، موسیقی انتخاب از آثار رامین جوادی، موسیقی نماهنگ: علیرضا افکاری، ترانه سرا: حسن علی شیری، دستیار کارگردان و برنامه ریز: پدیده جمالها، گروه کارگردانی: علیرضا فولادشکن، شهاب ملک‌پور، مدیر صحنه: محمود زهره‌وند، روابط عمومی: محدثه واعظی‌پور.

  • «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به دانشجویان تخفیف می‌دهد

    «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به دانشجویان تخفیف می‌دهد


    دانشجویان رشته‌های مختلف می‌توانند با ارائه کارت دانشجویی از تخفیف ۳۰ درصدی تماشای نمایش مهتاب نصیرپور استفاده کنند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، اجرای نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به کارگردانی مهتاب نصیرپور از ۱۵ فروردین ماه در تماشاخانه سپند شروع شده و تا ۱۵ اردیبهشت ماه ادامه دارد. دانشجویان در روزهای اجرا، با ارائه کارت دانشجویی به گیشه این تماشاخانه می‌توانند بلیت نمایش را با تخفیف ۳۰ درصدی تهیه کنند.

    «اثر پرتوهای گاما…» داستان زنی به نام بتی است که همراه ۲ دخترش زندگی می‌کند و قرار است به یک مراسم در مدرسه بروند. این نمایش هر روز به جز شنبه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ اجرا می‌شود.

    عوامل این نمایش عبارتند از نویسنده: پل زیندل، مترجم: شهرام زرگر، کارگردان: مهتاب نصیرپور، بازیگران: خسرو احمدی، علی تاجمیر، مبینا طبایی، آریانا مجد، نیکتا مستوفی، مهتاب نصیرپور و شهین مهین فر، مدیرهنری: محسن شاه ابراهیمی، طراح صحنه: محمود صادقی، طراح لباس: پرهوده جمالها، طراح چهره پردازی: سپیده نقدی، طراح اعلان و دیوارکوب: آیدین قشلاقی، طراح نور: امیر ترحمی، نقاشی: نازلی ملکی، ساخت عروسک: سهیلا فلاح پور، عکس و ساخت تیزر: احسان جابری، آسمان روشن، موسیقی انتخاب از آثار رامین جوادی، موسیقی نماهنگ: علیرضا افکاری، ترانه سرا: حسن علی شیری، دستیار کارگردان و برنامه ریز: پدیده جمالها، گروه کارگردانی: علیرضا فولادشکن، شهاب ملک‌پور، مدیر صحنه: محمود زهره‌وند، روابط عمومی: محدثه واعظی‌پور.

    عکس کنار خبر از میلاد بهشتی است.

  • مادری که قهرمان زندگی فرزندانش نمی‌شود/ زندگی، رنج و دیگر هیچ

    مادری که قهرمان زندگی فرزندانش نمی‌شود/ زندگی، رنج و دیگر هیچ

    نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به کارگردانی مهتاب نصیرپور اثری است درباره تأثیر رابطه عاطفی یک مادر بر زندگی ۲ دختر نوجوانش؛ رابطه‌ای متزلزل و پر از چالش.

    به گزارش تئاتر آنلاین، بعد از ظهر سیزدهم فرودین ۹۸ تهران خلوت است، بارش باران بند آمده و به نظر می‌رسد شهر در آرامش نسبی و به دور از خبرهای تهدیدکننده سیل قرار دارد. گروه نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» در سالن یک تماشاخانه سپند (پالیز سابق) تمرین در دکور را چند روز است، شروع کرده‌اند.

    برای تهیه گزارش تمرین نمایش وارد سالن که می‌شوم، کارگرها مشغول ساخت دکور هستند، دختری جوان روی یک تابلوی بزرگ نقاشی می‌کند. تابلویی که دقایقی بعد متوجه می‌شوم بخشی از دکور صحنه است. دکور اصلی شامل ۲ طبقه است؛ طبقه اول اتاق پذیرایی و طبقه دوم اتاق خواب شخصیت‌ها.

    مهتاب نصیرپور کارگردان نمایش، به گروه صحنه توضیح می‌دهد که برای تمرین تازه، وسایل را درست سر جای خود قرار بدهند. کاناپه، میز ناهارخوری، ظرف‌ها و حتی کوسن‌های روی کاناپه. نصیرپور از پله‌ها بالا می‌رود و با مسئول ساخت دکور، با خوش‌رویی صحبت می‌کند و از او می‌خواهد دکور را کامل کند تا فرایند تمرین و ورود خروج بازیگرها از درهای اتاق‌ها شکل درست و نهایی داشته باشد.

    نصیرپور در پاسخ به پرسشم درباره اولین تجربه کارگردانی اش می‌گوید که قرار نیست، به خاطر این نمایش سنت مصاحبه نکردن را بشکند! با آرامش و لبخندی روی لب می‌گوید که ترجیح می‌دهد تماشاگر نمایش را ببیند.

    پیش از شروع تمرین و آماده شدن بازیگرها از تعطیلی طولانی آغاز سال می‌گوید و اینکه گروه پس از دورخوانی و تمرین روی متن، چند روز است کار در دکور را شروع کرده‌اند و تا نخستین اجرا یعنی پنجشنبه ۱۵ فروردین ماه زمان زیادی ندارند.

    بازیگرهای نمایش، از جمله مبینا طبایی که او را در نمایش «نام تمام مادران…» (محمد رحمانیان) به یاد می‌آوریم درباره لباسش با کارگردان صحبت می‌کند. نصیرپور نکاتی دارد که باید رعایت شود و قرار است لباس برای اجرای اصلی، کامل شود. تمرین که شروع می‌شود، طبایی جوان در قالب نقش روت، پرانرژی و متفاوت ظاهر می‌شود. او با فاصله گرفتن از نقش مثبت نمایش «نام تمام مادران…» اینجا نقش دختری متفاوت را بازی می‌کند. دختری از برانکس نیویورک، پر شر و شور و در چالش مدام با مادر. نقش مادر خانواده را هم خود نصیرپور بازی می‌کند.

    قبل از اینکه کارگردان وارد صحنه شود، اغلب بازیگرها بازی دارند. علی تاجمیر که نقش نویسنده را بازی می‌کند در گوشه‌ای از صحنه روی یک میز تحریر نشسته و گاهی به ضرورت داستان وارد صحنه می‌شود. نصیرپور بازی‌ها را اصلاح و نکاتی را به بازیگرها و گروه صحنه یادآوری می‌کند. او در طول تمرین روی صندلی‌های مختلف در بخش‌های مختلف سالن می‌نشیند تا مطمئن شود، تماشاگر همه جزئیات اتفاق‌های روی صحنه را می‌بیند.

    «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» نام عجیب و طولانی برای یک نمایش است، دقایقی که از تمرین می‌گذرد متوجه می‌شوم دلیل این نام چیست؛ یکی از شخصیت‌های جوان قصه روی گل‌های همیشه بهار، پژوهشی انجام داده و این مسابقه که در مدرسه انجام می‌شود، موتور اصلی درام و اتفاق‌های مهم قصه برای یک خانواده است. نمایش قصه مادر و ۲ دخترش را که در دهه ۵۰ میلادی در محله برانکس زندگی می‌کنند، روایت می‌کند؛ قصه‌ای با حال و هوای زنانه.

    آریانا مجد در نقش تیلی و نیکیتا مستوفی در نقش جانیس، ۲ دختر جوان هستند که در این قصه نقش ۲ رقیب را بازی می‌کنند. آریانا نقش دختری آرام و درونگرا را بازی می‌کند و نیکیتا قطب مخالف اوست؛ پرانرژی و حتی شرور با ظاهری پسرانه. دخترانی دبیرستانی که برای کسب یک جایزه رقابت می‌کنند. مجد و مستوفی بازیگران جوان و در آغاز راهی هستند که احتمالاً با این نمایش، مسیر حرفه‌ای‌شان را آغاز خواهند کرد. هر ۲ دقیق و جدی هستند، نکاتی که کارگردان می‌گوید رعایت می‌کنند و با آرامش و اعتماد به نفس، مقابل بازیگران باسابقه‌ای همچون خسرو احمدی و مهتاب نصیرپور بازی می‌کنند. نکته جالب، تسلط همه بازیگرها روی متن است، همه دیالوگ‌ها را کامل حفظ کرده و برای اجرا آماده‌اند.

    نصیرپور که وارد صحنه می‌شود، تحت تاثیر قرار می‌گیرم. او نقش بتی یک زن میانسال، نامتعادل، کمی عصبی و آشفته را بازی می‌کند. مسلط است و زمان بازی، حواسش به بازی دیگران و جزئیات صحنه است. شهین مهین‌فر گوینده باسابقه رادیو و تلویزیون، دیگر بازیگر این نمایش است. مامانی، شخصیتی است که کارکردش در قصه، در پایان نمایش به اوج می‌رسد. صدای پخته و لحن آرامش، این حضور کوتاه را جذاب و به یادماندنی کرده است. نمایش که تمام می‌شود، گروه پذیرایی می‌شوند و نصیرپور با نورپرداز و مسئول دکور دوباره صحبت می‌کند تا از آماده شدن همه چیز برای روز پنجشنبه مطمئن شود.

    نمایشنامه «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» را پل زیندل نوشته و شهرام زرگر آن را ترجمه کرده است. مترجمی که این سال‌ها، آثار مختلفی از او روی صحنه رفته است. «اثر پرتوهای گاما…» نمایشی اجتماعی و زنانه است. شاید این متن انتخاب خوبی برای یک کارگردان و بازیگر زن باشد؛ بازیگری با اعتبار مهتاب نصیرپور که نقش‌آفرینی‌هایش روی صحنه و در سینما در یادها مانده است.

    «اثر پرتوهای گاما …» را که ببینید، چشمان غم‌زده بتی را از یاد نخواهید برد. در فصلی که تصمیم می‌گیرد به مراسم مدرسه نرود، همه شکوه و جلال ظاهری‌اش فرو می‌ریزد و رنج‌هایش را نشانمان می‌دهد، بازی نصیرپور در این فصل، قدرت بازیگری اش را عیان می‌کند. تماشاخانه را که ترک می‌کنم، صدای بتی در گوشم است، صدای خش‌دار و خسته مادری که قهرمان زندگی فرزندانش نمی‌شود.

    نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» از ۱۵ فروردین تا ۱۵ اردیبهشت ماه در تماشاخانه سپند روی صحنه خواهد بود.

  • نخستین تجربه کارگردانی مهتاب نصیرپور در تئاتر

    نخستین تجربه کارگردانی مهتاب نصیرپور در تئاتر


    نمایش «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» به کارگردانی مهتاب نصیرپور از فردا پنجشنبه ۱۵ فروردین در تماشاخانه سپند روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار» نوشته پل زیندل و ترجمه شهرام زرگر است. مهتاب نصیرپور بازیگر باسابقه تئاتر و سینما که سال گذشته با نمایش «لیلا و چند مسافر دیگر» به کارگردانی محمد رحمانیان روی صحنه بود، این نمایش را کارگردانی می‌کند.

    داستان نمایش درباره یک خانواده فقیر در محله برانکس در دهه پنجاه میلادی است.

    خسرو احمدی، علی تاجمیر، مبینا طبایی، آریانا مجد، نیکتا مستوفی، مهتاب نصیرپور و شهین مهین‌فر بازیگران نمایش هستند.

    اثر پرتوهای گاما بر گل‌های همیشه بهار، نیمه فروردین ماه تا نیمه اردیبهشت ساعت ۳۰: ۱۹ در تماشاخانه سپند (پالیز سابق) اجرا می‌شود.

  • مهتاب نصیرپور با «چراغ گاز» روی آنتن شبکه ۴ می‌رود

    مهتاب نصیرپور با «چراغ گاز» روی آنتن شبکه ۴ می‌رود

    تله‌تئاتر «چراغ گاز» با بازی مهتاب نصیرپور روی آنتن شبکه چهار سیما می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شبکه چهار سیما که از ابتدای تابستان امسال پخش مجدد تله تئاترهای قدیمی را در دستور کار خود قرار داده است و به صورت هفتگی پنجشنبه ها یک تله تئاتر را روی آنتن می فرستاد از این هفته ۲۰ مهر ماه، سه روز در هفته پنجشنبه، جمعه و شنبه را به پخش تله تئاتر اختصاص می دهد.

    این هفته تله تئاتر سه قسمتی «چراغ گاز» به کارگردانی پروانه مژده و تهیه کنندگی علی اصغر آزادان را برای پخش در نظر گرفته شده است.

    در خلاصه داستان اثر آمده است: سیدنی پاور به طمع دستیابی به یاقوتی گرانقیمت که ارثیه یک پیرزن است، او را به قتل می‌رساند؛ اما موفق به یافتن یاقوت نمی‌شود. پانزده سال بعد او همچنان بدنبال یاقوت است و به همین منظور، با دختری به نام بلا ازدواج می‌کند. بلا از گذشته شوهرش بی‌خبر است. سیدنی با نام جعلی جک مینگام و با استفاده از ثروت بلا خانه پیرزن را می‌خرد و .

    در این تله تئاتر مهتاب نصیرپور، میکاییل شهرستانی، زنده یاد جمیله شیخی، ناصر آقایی و رویا فلاحی ایفای نقش کرده اند.

    پنجشنبه ها و جمعه ها ساعت ۲۴ و شنبه ها ساعت ۲۱ مخاطبان شبکه چهار می توانند به تماشای تله تئاتر بنشینند.

  • گفت وگو با مهتاب نصیر پور بازیگر نمایش مجلس ضربت زدن

    گفت وگو با مهتاب نصیر پور بازیگر نمایش مجلس ضربت زدن

    نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.

    مهتاب نصیرپور فارغ التحصیل رشته کارگردانی تئاتر را از دانشکدهٔ هنرهای زیبا است و از سال ۶۵بازیگری را در تئاتر و از سال ۷۰ بازی در سینما را با فیلم مسافران آغاز کرد. اوج همکاری های مهتاب نصیرپور با بزرگانی مثل بهرام بیضایی ، محمد رحمانیان ، رسول صدر عاملی و ابراهم حاتمی کیا است. او بارها جوایزی متعددی را به دست آورده است. به خاطر بازی در فیلم به نام پدر در بیست و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، برنده سیمرغ بلورین نقش دوم زن شد و برای بازی در فیلم من، ترانه ۱۵ سال دارم از بیستمین دوره جشنواره فیلم فجرسیمرغ نقش مکمل زن را دریافت کرد . نصیرپور با آرامش درونی که در بازیگری دارد هنرمندانه نقش های مختلف را در صحنه و جلوی دوربین عینیت می بخشد. بازیگر صورت سنگی که عواطف بشری را هم به درستی به نقشش افزون می کند. سگ کشی ، دو ، فرزند خاک، فیزیکدانها، نکراسوف، توی گوش سالمم زمزمه کن ، نیمکت، دایی وانیا، مجلس نامه ، خروس ، عشقه ، مانیفست چو، ترانه های محلی و مرغ دریایی از جمله کارهای شاخص دوران بازیگری نصیرپور محسوب می شوند . نصیرپور سالها است که در دانشکده های هنری و مراکز آموزش بازیگری به تدریس جوانها می پردازد و خیلی از بازیگران مطرح فعلی تئاتر و سینما از شاگردانش محسوب می شود. با نصیرپور در باره حضورش در مجلس ضربت زدن و ابعاد و لایه های نقش زن نویسنده گفت وگویی انجام داده ایم.

    برای شما که با بهرام بیضایی سابقه همکاری در سینما را دارید، بازی در نمایشی که بیضایی متنش را نوشته است چه جذابیت هایی دارد؟

    برای من بازی در هر نمایشی مهم و جذاب است و تفاوت زیادی ندارد. در تمام سال هایی که با محمد رحمانیان همکاری دارم ، همواره با متن های خوبی روبه رو بوده ام . نمایش مجلس ضربت زدن به لحاظ کاری تفاوت زیادی با سایرنمایش های محمد رحمانیان ندارد . بازیگر پر کاری نیستم و کمتر با کارگردان و یا گروه تئاتری جز گروه خودم همکاری دارم . تصور می کنم شکل و شیوه کاری محمد رحمانیان با بهرام بیضایی شباهت های زیادی دارد و به همین دلیل در حین کار با چیز جدیدی مواجه نبودم و این فضای کاری را قبلا تجربه کرده بودم . نقشم در مجلس ضربت زدن یک نقش مردانه است و بنا به دلائلی که همه می دانیم تبدیل به یک نقش زنانه شد.

    آیا اعتقاد دارید با تغییر جنسیت شخصبت زن نویسنده ، نقش همچنان ویژگی های مردانه دارد؟

    نه، منظورم این است که نقش مرد نویسنده تبدیل به زن نویسنده شد. اصولا نقش نویسنده نسبت چندانی با جنسیت ندارد و بیشتر مناسبات شغلی و تفکری نویسنده در میان است . در نمایش برخی از نقش ها خیلی سمبولیک هستند . اگر متن نمایش نامه را خوانده باشید متوجه می شوید خیلی از شخصیت های نمایش اسم هم ندارند و با پیشینه و زندگیشان آشنا نمی شویم . می دانیم بازیگرند و یا دستیار کارگردان و غیره و ذالک وآنها را از طریق اسم های تاریخی می شناسیم .مثل اعرابی ، قطام و ابن مجلم و….. این رویه نمادین بودن نقش ها را تشدید می کند .

    در طول نمایش مدام با تردیدهای زن نویسنده در تداوم همکاریش مواجه می شویم. آیا جنس این تردیدها کاری است و یا تردیدهای هستی شناسانه است؟

    من به تردید زن نویسنده اعتقادی ندارم و معتقدم حتی نسبت به سایر شخصیت های دیگر نمایش آگاه تر است.

    این تردید در باره نوشتن متن با قضای خواسته شده، آیا در نویسنده وجود ندارد؟

    دلیل این تردید به دلیل بروز مشکلاتی است که مدام در نوشتن ادامه متن برایش افزوده می شود و هر چقدر تلاش می کند که بر این چالش غلبه پیدا کند و به روشنگری کمک کند ، تلاشش بی ثمر می شود و از سر نااامیدی و استیصال است که می خواهد کار را رها کند وبرود. همانطوریکه اشاره کردم او از همه شخصیتها با خرد و داناتر است و به نوشته اش ایمان دارد و این آگاهی برایش رنج زیادی ایجاد کرده است و از اینکه نمی تواند شرایط را تغییر دهد احساس ضعف و درماندگی می کند.

    آیا دلیل بازگشت چند باره زن نویسنده مبنی بر تصمیمش برای ادامه ندادن تکمیل متن، علاقه قلبیش به نوشته است؟

    زن نویسنده با نوشته اش ارتباط دلی و عاطفی پیدا کرده است و از طرفی تنها به خواسته خودش هم نگاه نمی کند. در مفابلش یک گروه سی نفره هستند که با ادامه ندادن او بیکار می شوند و تمریناتشان در طی این مدت بی حاصل و ابتر می شود .چند جایی هم در نمایش می بینیم همه بازیگران از او درخواست می کنند که شرایطشان را درک کند و ادامه متن را با توجه به شرایط موجود بنویسد. در خیلی از تصمیمات ماها اعتقاد به مصلحت اندیشی گروهی باعث می شود از خواسته و ایده المان چشم پوشی کنیم . زن در نوشته اش بارها به صورت سمبولیک به موقعیتش اشاره می کند .” شمشیر را بر فرق سرت ضربت می زدم ، به خدای کعبه سوگند که راحت می شدم”. در این دیالوگ ردو بدل شده میان حضرت علی و ابن ملجم مرادی موقعیت زن نویسنده مبنی بر اینکه اگر متن را ننویسد راحت تر و خشنودتر است وجود دارد.

    آیا تقابل زن نویسنده با کارگردان محافظه کار نمایش باعث بهتر نوشته شدن متن می شود؟

    زن در برابر خواسته های کارگردان بعد از کشمش و چالش های ایجاد شده درباره نشان دادن فیزیکال شخصیت اصلی نمایش کوتاه می آید. اما در عین حال تلاش می کند با اتخاذ تمهیداتی حرفش را در شکل و فرمی متفاوت دیگری مطرح کند و این رویه در صحنه دهم نمایش کاملا قابل بازخوانی و دیده شدن است.

    جایی در اواسط نمایش زن نویسنده از تاریکی بیرون صحنه با کارگردان ارتباط برقرار می کند. این رویکرد چه ویژگی دارد؟

    نویسنده می گوید با این رویکرد خودم را حذف کردم تا در اظهار نظر آزاد باشید.

    گفت وگو : احمد محمد اسماعیلی – ایران تئاتر