برچسب: مسعود رایگان

  • «قاتل بی رحم» به برج آزادی می رود

    «قاتل بی رحم» به برج آزادی می رود

    نمایش «قاتل بی رحم» به کارگردانی محمدجواد بشارت از ۲۰ مرداد در سالن اصلی برج آزادی روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «قاتل بی رحم» به نویسندگی هنینگ مانکل که توسط مسعود رایگان ترجمه شده است، با تهیه کنندگی رزاق موسوی پور و کارگردانی محمدجواد بشارت از ۲۰ مرداد در سالن اصلی برج آزادی به صحنه می رود.

    عوامل نمایش «قاتل بی رحم» عبارتند از:

    بازیگران: پدرام عزیزی، کیمیا ناصری، مسعود سالاری، شهراد بیدآبادی، آیه قبادیان، جلیل گلشن، شهرزاد علی محمدی، ریحانه یزدان یار و زیبا بنماران.

    گروه حرکات فرم: امیر حسین حاجی حسینی، ملینا طاهری، کیمیا روشن، زهرا غلامی، آرین کرمی و علی یگانه.

    محمود عابدینی جانشین تهیه کننده، مهدی بهرامی مجری طرح، سروش پور صالح دستیار و برنامه ریز کارگردان، گوهر یگانه منشی صحنه، امید ابراهیمی موسیقی، محمد عرب و علی فرامرزی دکور، الهه لطفی لباس و سمیرا علائینی لباس و طراح پوستر، مهتاب تبریزی و فاطیما موسوی گریم، مسعود رنجبر نور، کیمیا حیدری و آرمان حسین نژاد عکاس، امیرحسین حاجی حسینی سرپرست گروه فرم، حامد حسینی تیزر، فاطیما موسوی روابط عمومی و علی ناصری مشاور رسانه.

    در خلاصه این نمایش آمده است: هسه کارلسون در ۳۹ سالگی اش در حالی که بعد از ۲۶ سال دوری به ملاقات مادرش که در بستر مرگ است می رود، در راه خاطرات ۲۶ سال پیش را به یاد می آورد و … .

  • رونمایی یک کتاب با مسعود رایگان، رویا تیموریان و پرویز جاهد

    رونمایی یک کتاب با مسعود رایگان، رویا تیموریان و پرویز جاهد

    رونمایی از کتابِ نمایشنامه‌ی «رویای یک عکس» نوشته‌ی مسعود رایگان و محصول نشر افراز، در بهاران برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نشست که بیست و هفتین نشست عصر کتابِ بهاران محسوب می شوند با سخنرانیِ مسعود رایگان، رویا تیموریان و پرویز جاهد و با حضور گروهی از هنرمندان تاتر و سینمای کشور برگزار خواهد شد.

    رویای یک عکس نام نمایشنامه ای است به قلم مسعود رایگان که با نگاهی یکی از آثار اثول فوگارد نوشته شده و توسط نشر افراز منتشر شده است. این سومین اثر منتشر شده از رایگان توسط این انتشارات است و پیش از این نشر افراز نمایشنامه لازاریلو، نوشته ملچیور شدلر و نمایشنامه قاتل بی‌رحم نوشته هنینگ مانکل را با ترجمه این هنرمند عرصه هنرهای نمایشی منتشر کرده است.

    مسعود رایگان نویسنده، کارگردان و بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، متولد 1331 در خرم آباد و دارای مدرک کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک است. نام مسعود رایگان با فیلم خاموشی دریا بر سر زبان‌ها افتاد، اما خیلی دور، خیلی نزدیک او را به شهرت رساند.

    این مراسم با همکاری موسسه بهاران و نشر افراز، روز پنج‌شنبه 12 بهمن‌ماه از ساعت 16.30 عصر در خوانش خانه ساعدیِ، موسسه بهاران، به نشانی خیابان ولی‌عصر، بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین، خیابان نوربخش، پلاک 21 برگزار می‌شود.

  • نقدی بر نمایش لاسارو به کارگردانی مسعود رایگان

    نقدی بر نمایش لاسارو به کارگردانی مسعود رایگان

    رضا آشفته: لاسارو نمایشی برگرفته از یک رمان پیکارسک است بنابراین تحت الشعاع پیکره چنین رمانی است و ما را در برابر نابرابری ها و تبعیض های محیط آگاه می سازد که در اسپانیای قرن شانزدهم چنین حال و هوایی پس از کشف آمریکا و بردن ثروت باد آورده به اروپا پیامدش چیزی جزء جنگهای داخلی و خارجی در اسپانیا نبوده است که این خود چنین حال و هوای ویرانگری را تحمیل کرده است.

    لاسارو نمایشی برگرفته از یک رمان پیکارسک است بنابراین تحت الشعاع پیکره چنین رمانی است و ما را در برابر نابرابری ها و تبعیض های محیط آگاه می سازد که در اسپانیای قرن شانزدهم چنین حال و هوایی پس از کشف آمریکا و بردن ثروت باد آورده به اروپا پیامدش چیزی جزء جنگهای داخلی و خارجی در اسپانیا نبوده است که این خود چنین حال و هوای ویرانگری را تحمیل کرده است. در آن دوران بیچارگی و فقر بر آن دوران طلایی سیاسی و اقتصادی اسپانیا چیره می شود و حالا همه دچار بدبختی و نگونبختی شده اند.

    لاسارو هنوز هم به اقتضای زمانه و ضرورت نقد اجتماعی می تواند ما را متاثر سازد و این خود شاید دلیل قرص و محکمی است برای گزینش چنین متنی که درواقع یک دراماتورژی از آن رمان است، و مسعود رایگان با برگردان آن به پارسی و آوردنش بر صحنه ما را متمایل به درکی ژرف تر از یک وضعیت بحران زده می کند.

    پیکارسک

    پیکارسک سبکی است در ادبیات داستانی که به بازگویی ماجراهای قلاشان یا اوباش می پردازد. خاستگاه اصلی این سبک نوشتار در اسپانیا است. رمان پیکارسک نوعی رمان طنزآمیز است که پیدایش آن به قرن شانزدهم در اسپانیا برمی‌گردد. از آن‌جایی که ساخت کلی این نوع رمان یک سری حوادث مستقل دارد، رمان اپیزودیک (Episodic Novel) هم نامیده می‌شود. در سری حوادث رمان پیکارسک تنها عنصر مشترک، شخصیت رند، دغل‌باز و باهوش واحدی به نام پیکارو است. Picaro و Picaresque از واژه‌ی اسپانیایی Picaresco ساخته شده است. Picaresco هم خود از واژه‌ی Picaro (رذل = rogue) می‌آید. Picaro واژه‌ی اسپانیایی، Picaron معادل انگلیسی آن، زمانی است که نقش پیکارو را یک زن ایفا می‌کند. پیکارو را نسخه‌ی بدل و کمیک آلازون هم می‌توان در نظر گرفت. او خانه به دوش است. گرچه در ظاهر به ثروتمندان خدمت می‌کند، اما در واقع از کار جدی و پر زحمت خودداری می‌کند و با کلاه‌برداری امرار معاش می‌کند. پیکارو شخصیت ایستایی دارد و در سیر حوادث تغییر چندانی نمی‌کند. پیکارو با همه‌ی افراد جامعه تماس دارد و همه – به خصوص طبقه‌ی بورژوا- را با زبانی صریح به طنز می‌کشد.

    پیکارسک، داستان قهرمانی از طبقات پایین را تعریف می­کند که در جامعه ای فاسد زندگی می کند. داستان های پیکارسک ترکیبی است از رئالیسم، کمدی و هجو. این داستان ها دارای ویژگی های خاصی هستند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

    معمولا روایت به صورت اول شخص تعریف می شود و به نوعی حالت خود زندگی نامه دارد.

    شخصیت اصلی از طبقات پایین جامعه است.

    طرح داستانی وجود ندارد و قصه از اپیزود های ماجرایی به هم پیوسته تشکیل می شود.

    معمولا تحول خاصی در شخصیت اصلی داستان روی نمی دهد. برجسته ترین اثر در این سبک دن کیشوت اثر سروانتس است اما قدیمی‌ترین نمونه‌ی رمان پیکارسک باقی مانده، مربوط به ادبیات اسپانیا در سال 1553 میلادی، عصاکش تُرمیسی (لازارو یا لاسارو) نام داد که نویسنده‌اش گمنام است. مشهورترین و تأثیرگذارترین نمونه از دوره‌ی باستان در ساتیریکون نوشته‌ی پترونیوس، هجونویس رومی است. در الاغ طلایی نوشته‌ی لوکیوس آپولیوس، نویسنده و فیلسوف رومی قرن دوم میلادی، جلوه‌هایی از این نوع رمان را می‌توان دید. از دیگر نمونه‌های رمان پیکارسک اسپانیایی، با زندگی و کارهای گوزمان اثر ماتئو آلمان، ولگرد سِویلی نوشته‌ی آلفاراچه و سرگذشت بوسکون به تحریر فرانسیسکو کوِدو را می‌توان نام برد. سرگذشت بوسکون داستان زندگی تبهکاری زیرک، بدبین، خشن و فرومایه است.

    دیگر آثار برجسته عبارتند از: سرگذشت ژیل بلاس ، کاندید (ولتر)، هاکلبری فین (مارک تواین )، شوایک (یاروسلاو هاشک )، طبل حلبی (گونتر گراس)، نفوس مرده ( گوگول )، بائودلینو (اومبرتو اکو ) و اتحادیه ابلهان (جان کندی تول).

    رمان لازارو (لاسارو یا عصاکش ترومسی) نخستین بار در سال 1554 و با نام کامل «داستان زندگی لازاریوی ترمسی و شرح کامیابی ها و نامرادی هایش» همزمان و مستقلاً در سه شهر اسپانیا انتشار یافت. سال نگارش کتاب را صاحب نظران، به دلایل عدیده، از جمله نوع طنز به کار گرفته شده و حوادث تاریخ مورد اشاره، بسیار پیش تر از سال انتشار و بین سال های 1525 و 1550 تخمین می زنند.

    لاساروی ده ساله از یک خانواده فقیر و پر جمعیت به گدای متشخصی فروخته می شود تا مادرش شکم دیگر خواهر و برادرهایش را سیر کند و او باید زورگویی و گرسنگی ها را تحمل کند که نظر آن گدا را که در آن روزگاران کار گدایان، فال بین ها و کلاشان و دلالان بسیار گرفته و به ظاهر متشخص می نماید، جلب کند. این همان روال واژگونی است که جامعه درگیر با مال اندوزی و حرص و طمع را دچار چنین برهم ریختگی هایی خواهد کرد که در آن همه چیز منحط و مبتذل و فاسد جلوه کند.

    به هر روی در این نمایشنامه نیز خط و خطوط اصلی خرده پیرنگ ها سوار بر آن حالت اپیزودیک رمان است و ما در واقع چندین وضعیت تکرار شونده را می بینیم که در آن ملال و بیچارگی موج می زند اما کودکی باهوش و تیز به دنبال ایجاد دگرگونی است اما نمی داند چگونه از این بدبختی دل بکند. او تا مادامی که گرفتار این کلاشان هست نمی تواند پیش برنده اتفاق نوینی در زندگی اش باشد اما می توان امیدوار بود.

    لاسارو دقیقا هنوز هم دلالتی بر نابرابری های رایج در چهار گوشه ی جهان است و این خود به اقتضای چنین فرآیندی می تواند در هر جایی پذیرنده باشد و ماهیت نمایش و اقتضای اجرایی شدنش باید که چنین باشد. البته این همان متنی است که می خواهد ضمن ارائه شکل و ساختار، محتوایی را هم به چالش درآورد که در آگاهی بخشی مردمان موثر افتد. بنابراین ساده و صریح می نماید با آنکه برخی زیر سطرها را نیز بیان می کند.

    گروتسک

    گروتسک در لاسارو فضاسازی را به نمایش درمی آورد و این خود بیانگر شیوه ای اجرایی خواهد بود. گزینش گروتسک درواقع برگرفته از رمان هست و به نوعی شاید در دراماتورژی و تبدیل آن به نمایشنامه، گروتسکی موثر منتقل و نمودار می شود. بنابراین شناخت گروتسک می تواند در فهم آن ما را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد.

    گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ‌ست؛ پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک می‌تواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بی‌تناسب و یا ترسناک باشد. گروتسک، یادآور یک سری از احساسات، مانند احساس دلتنگی، بیم، تنفر، شادی، سرگرمی، هراس و دلهره است که به وسیله نیروی یادآورنده‌اش، به نظر قالبی شاخص و متناقض جلوه می‌کند. گروتسک هم این دنیایی و هم غیر دنیایی است و فراخوانی از واکنش‌های متناقض، محسوب می‌شود.

    در قرن نوزدهم، نویسندگانی همچون فردریش هگل1، ویکتورهوگو2، جان آدینگتون سایموندز3 و جان راسکین4 از گروتسک در هنر و ادبیات به عنوان موضوعی نقادانه بهره بردند. آن‌ها که شیفته خصیصه عجیب به ظاهر شاخص آن شده بودند، به اهمیت فیلسوفانه اجتماعی و نقدکننده آن پی برده و نخستین اقدامات هدفمند و منظم برای تشریح گروتسک را عرضه کردند.

    چهار مقدمه‌ی اصلی، محور تئوری کایزر هستند:

    گروتسک دنیایی بیگانه است.
    2- گروتسک به عنوان بیانی از یک نیروی غیرقابل ادراک و غیرشخصی به نظر می‌رسد.

    3- گروتسک بازی با نامعقولات است.

    4- خلق گروتسک تلاشی برای احضار و مقهور کردن ابعاد شرورانه و شیطانی جهان است.

    آرتور کلای برو می‌نویسد تنها بخش اول این چهار بیانیه با بخش معرف هنر گروتسک مرتبط است و سه قسمت دیگر بیشتر با وجه اکسپرسیو یا مفهومی آن مرتبط هستند و به واسطه‌ی نقطه نظر هنرمند، گرایش ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه که باعث خلق اثر هنری شده، به ما معرفی می‌شود. نقطه نظر کلای برو به خوبی اتخاذ شده، اما فرد همچنین می‌تواند مدعی شود که مخاطب اثر هنری، قادر است این بازیِ به قول کایزر همراه با نامعقولات را تجربه کند و با نیروهای شیطانی نیز مواجه شود. مسلماً این قدرت بر ما تأثیر می گذارد که کایزر بسیار مصرّ است تا آن را درک کنیم. برای کایزر بیان گروتسک بیانی از نوعی بیگانه یا متعلق به جهانی ویران شده است.

    بنابراین می توان احساس دلهره را از همان آغاز با حضور داروغه و بردن پدر دزد لاسارو احساس کرد و اینکه مادرش باید شکم او و چند خواهر و بردار کوچکتر از خودش را سیر کند و در این باره تنها راه حل فروختن لاسارو ده ساله به گدای خوشبختی است که به سکه ای ناچیز صاحب این بچه تند و تیز خواهد شد. از آنجا که گروتسک به طور عمومی یک کانسپت یا یک مفهوم است. یک وضعیت هم می‌تواند گروتسک باشد و همچنین یک شخصیت داستانی که ترس یا رعب و یا چندش را در مخاطب برانگیزد؛ استفاده از گروتسک محدود به یک ژانر خاص نیست. بنابراین لاسارو هم لبریز از شخصیتها و وضعیتهایی که می توانند بیانگر لحظات گروتسک باشند چنانچه هر شخصیت بخشی از این رعب یا حالت چندش آور را به فضای نمایش تزریق می کند و به ناچار باید تحمل شود و این خود درنگی است چون داروی تلخ و زهرماری که سخت ترین بیماری ها را مهار و دردها را درمان می کند.

    این گروتسک موجود در لاسارو یک فضای متحول کننده را به اذهان تزریق می کند و از طریق القای خشم و خشونت در آمیختگی با طنز می خواهد ما را در ورود و گزینش چنین حال و هوایی واکسینه کند بی آنکه نسخه ای برای چنین منظوری پبچیده شده باشد.

    طراحی

    طراحی در نمایش منتزع است و با آنکه به ظاهر خانه ای در دو سوی یک پل به تماشا در می آید اما نوع کارکردش آن را از حالت عادی بیرون می آورد و نوعی برخورد متناسب با فضای انتزاعی یا منتزع از واقعیت در آن متبلور می شود.

    به هر تقدیر نمایش مسعود رایگان می خواهد روح یک اثر را نمایان کند و نمی خواهد دلالت های واقعی و عینی را صرفا برایمان گوشزد کند و این خود روال متعارف را درهم می شکند و ما را با واگویه درونی و اکسپرسیونیستی از درون آدمها روبرو می کند. یک کودک که یک تنه با تیزهوشی می خواهد در برابر این همه ستم تاب بیاورد؛ انگار مقاومتش ناشدنی است و در این بازی همواره یک تابوت هم به نمایش در می آید. تلفیق یا ترکیب این عناصر خانه و تابوت هست که می تواند انسان را در مدار مرگ و زندگی به چالش درآورد؛ چالشی که رمزگانی و درونی است و باید که این در یک بازی نمایشی یا همان تئاتر نمایان شود که چنین نیز خواهد شد.

    لباس (با طراحی الهام شعبانی) باید بوی کهنگی دهد که فضا برگرفته از قدیم است و در آن نداری ها موج می زند و این نیز با خود پوسیدگی و کهنگی را تدارک خواهد دید. حتی آنانی که اشراف و نجیب زاده هستند در ظاهر دچار این بلاهت و از آن سو کهنگی ناشی از زمانه و فقر شده اند و به ناچار با سیلی سرخ خود را قبراق و همچنان نجیب و بی نیاز نشان می دهد اما اصل مطلب گویای بیچارگی های تحمیل شده است و آنان برخی نیز به شیادی روزگار را سپری می کنند اما طبقات پایین تر به ناچار همان روال کلک و شیادی را پیشه خود می گردانند و جز این هم انگار راهی نیست.

    نور (با طراحی کیوان معتمدی)هم باید بازیچه باشد برای نمایان شدن همان روال غیر عادی و آکنده از فضایی که اشباع شده است و برای همین به ناچار عموما تاریکی و تیرگی ها چیره می شود و نور فقط بسترساز بازی است مگر در لحظات پایانی که تابوت باعث بیداری لاساروی ده ساله می شود که اگر کار باشد، او دنیای خود را به زیبایی خواهد ساخت و این مرگ تدریجی که با جریان و روال حقیقی زندگی منافات دارد، باید دور انداخته شود.

    گریم (با طراحی امید گلزاده) هم به دنبال بیان چهره های دفرمه و هولناک است و در این فضای غیر عادی و نابهنجار که ذات انسانی به فنا رفته و هیولاوش همه به دنبال منافع و سودجویی های خود برآمده اند چاره ای هم نیست که اینان با چهره های هولناک حضورشان پر رنگ و بارز شود و این ضمن تاثیر بر بازی بتواند حس و حالت ممکن را در فضا بارزتر نماید.

    صدا

    صداسازی ها با افکت و موسیقی (با ساخت و طراحی موسیقی: علی سینا رضانیا) چیزی بین کمدی و ترس و دلهره را به تماشا می گذارد. خواه ناخواه در اینجا هم گروتسگ مهم جلوه می کند و هم القای فضا به دلیل بازتاب شهودی اصل و اساس پیکره این اجرا خواهد شد. بنابراین موزیسین ها بر آن هستند تا از آن بالای خانه که جایگاه زیرشیروانی را تداعی می کند اعتراض خود را بر این شرایط حاکم و وضعیت ستمگرایانه وارد بر دنیای لاساروی ده ساله اعلام کنند. به هر تقدیر شوخی هم هست که همواره صدای شیشکی شیپور به صدا در می آید که آدمها را متوجه تناقض حضورشان خواهد کرد که درواقع دارند به اوضاع گند می زنند.

    بازی

    بازی ها به شیوه ی تیپیکال ارائه می شود؛ می دانیم که هیچ شخصیتی با آن تعاریف شخصیت پردازی در وضعیت حضور ندارند و بلکه هر یک نمایندگی می کنند طبقه یا بخشی از طبقات اجتماعی را و به همین سادگی بازیگران نیز در بازنمایی نقش همان شیوه تیپیکال و اغراق آمیز را ترجیح داده اند. شاید این طور بازی کردن اشکالی نداشته باشد که تحقیقا نیز ندارد اما جالب تر اینجاست که دیگر بازی های اغراق آمیز هم به شیوه ای معتدل تر ارائه می شود و یک بازنگری نوین در این رفتارها شده است و دیگر ضرورتی بر اغراق بیش از حد نیست. شاید زمانه تلفیق کردن هاست دیگر آن نگاه های تک سویه و تک ساحتی به کنار گذاشته شده است و حالا دیگر برآیند نگاه ها برای اجرایی شدن یک نمایش موثر و پذیرنده تر جلوه می کند.

    سمیه برجی سن و سالش نسبت به آنچه باید بازی کند، بالاست اما طوری بازی می کند که ده سالگی و پسرانگی و شیطنت هایش نمود بیشتری بیابد اما هنوز هم نیازمند گرما و انرژی بیشتری است که بشود که این نقش را باورپذیرتر القاء کرد.

    کامبیز امینی در چند نقش بازی می کند و این کوتاه بودن و تعدد نقش ها می طلبد که به ناچار برای ورود و خروج از نقش به اقتضای موقعیت، بازی اش را تیپکال کند و در اینجا او نقش پدر، گورکن و نجیب زاده را بازی می کند. او برای این نقش ها به دنبال تمایزهای بسیار آشکار و گاهی نیز اغراق آمیز برآمده است. شاید پذیرندگی بازی او در همان وجوه آشکار تمایزها لازم باشد اما اغراق ها بازی اش را از حالت معمول بیرون می آورد و همان بهتر که به حالت طبیعی تر نقش ها توجه نشان دهد. به هر روی او بازیگر توانمندی است و می تواند به راحتی توجه ها را به بازی و نقش آفرینی اش جلب کند و این خود ناچارا می طلبد که اغراق برای او اصلا کارساز نباشد.

    فروغ قجابگلو نیز در نقش مادر و زن فال بین یا جادوگر حضور دارد و در زمینه مادر انگار از سر ناچاری باید که از یکی دل بکند تا بقیه را سیر نگه دارد. اما در نقش آن جادوگر که می خواهد دیگران را سرکیسه کند و در این زمینه حتی موفق می شود، از داروغه که با او همدستی کرده تا مردی ساده لوح را سرکیسه کند، می گذرد و این دور زدن بازی اش را زیباتر می کند چون این روال خیلی عادی بازی می شود اما کمی اغراق در رفتار بیش از حد انتظار هست که بهتر است، تعدیل شود چون دیگر مخاطب با چنین روالی سر سازگاری ندارد و البته در خود تئاتر نیز از آن اصلا استفاده نمی شود مگر بنابر ضرورتهایی که نقش و بازی می طلبد.

    بانیپال شومون نیز در نقش داروغه و نابینا بازی می کند. در اولی چندان برجسته نیست اما در نقش نابینا تا حد زیادی با گریم و بازی با چشمهایی که از حدقه درآمده و سفیدی آن معلوم هست و همچنین صدایی خشن و رفتارهایی دور از شان انسانی می تواند نقش را برجسته سازی کند.

    بقیه بازیگران نیز به درستی هدایت شده اند که نقش هایشان را برای چنین منظوری که در آن فضایی غالب شود، بازی کنند. کارگردان کوشیده این بازی ها یکدست و درست باشند و دیگر هنرجوی بودن در این روال چندان مشهود نیست. شاید مشق کردن های درست باید که چنین نتیجه ای را به همراه داشته باشد.

    جمع بندی

    می توان از مسعود رایگان همچنان انتظار داشت که در صحنه متفکر باشد و این به دلیل آموزه های درستش در تئاتر سوئد و اروپای غربی است که از او هنرمندی متعهد به اجتماع و اصیل نسبت به هنرمندی اش ساخته است.بنابراین رایگان اهل شعر دادن و نسخه پیچاندن نیست اما بی واسطه و در اتکای به شکل و شیوه اجرایی داشته هایش را تبدیل به بازتابی قابل تامل کند. شاید او بتواند با متون ایرانی نیز چنین حال و هوایی را بهتر نمایان کند اما هنوز هم اصرار دارد که متون ترجمه را به صحنه بیاورد.

    در لاسارو او می کوشد ساختار و شیرازه کار را مبتنی بر زیبایی شناسی قابل درک همراه کند اما از آن سو نیز هیچ غفلتی در میان نیست که این ساختار توجیه گر بسیاری از مسائل و مصائبی باشد که انسان امروز هنوز هم با آن دست و پنجه نرم می کند.

    منابع:

    آدامز، جیمزلوتر؛ یتس، ویلسون؛ (1394)، گروتسک در هنر و ادبیات، برگردان: آتوسا راستی، تهران: نشر قطره، چاپ دوم.

    دکترمحمدرضا اصلانی (همدان) رمان پیکارسک، راسخون، پنجشنبه، 14 بهمن 1395.

    فاطمه راستی یگانه، جستاری در گروتسک، مجله صحنه، شماره 69.

    عزیز حکیمی، گروتسک در ادبیات و هنر، سایت نبشت، جمعه ۱۸ دی ۱۳۹۴.

  • مسعود رایگان «لاسارو» را به صحنه می‌برد

    مسعود رایگان «لاسارو» را به صحنه می‌برد

    نمایش «لاسارو» به کارگردانی مسعود رایگان در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «لاسارو» به ترجمه، طراحی و کارگردانی مسعود رایگان از جمعه هشتم دی ماه در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت.

    این نمایش که توسط ملچیور شدلر آلمانی نگاشته و دراماتورژی شده است برگرفته از رمان «لازاریلویِ تُرمسی» یکی از رمان‌های قرون وسطی اسپانیا است. این کتاب اولین رمان پیکارِ (Picaresque Novel) قرن چهارده اسپانیا است. دنیای پیکارِست دنیای زیرزمینی، مردمان بی‌ارزش و مطرود کلیسا و دربار در دوران گذر اروپا از قرون وسطا است. پیکارو در اسپانیای قرن چهارده تا هفدهم به پسربچه‌ها یا نوجوانانی گفته می‌شد که از خدمت یک ارباب به خدمت ارباب دیگری می‌رفتند، از ماجرایی به ماجرای دیگر، مضحک و مصیبت‌بار، در جهانی بی رحم که اگر هوش و ذکاوت به کار نباشد از بخت و طالع خوش، کاری ساخته نیست.

    در خلاصه داستان نمایش آمده است: «لاسارو کودکی است که توسط مادرش به مرد کوری فروخته می‌شود، این اتفاق شروع فراز و نشیب‌های زندگی لاسارو است.»

    مسعود رایگان که دی ماه گذشته «فرشته مرگ» را با بازی نسیم ادبی و توماج دانش بهزادی در تالار حافظ روی صحنه برده بود دی ماه امسال نمایش «لاسارو» را با بازی کامبیز امینی، بانیپال شومون، فروغ قجابگلی، نوشین اعتماد، اویس خلیل زاده، محسن عیدی، یوسف محوی، نیما مظاهری، مهسا اصغری و آرزو تاج نیا در تماشاخانه ایرانشهر بروی صحنه خواهد برد.

    دیگر عوامل نمایش عبارتند از مشاور کارگردان: رویا تیموریان، دستیاران کارگردان: امیر دلفانی، نوشین اعتماد، ساخت و طراحی موسیقی: علی سینا رضانیا، طراح صحنه: مسعود رایگان، طراح لباس: الهام شعبانی، برنامه‌ریز: نوشین اعتماد، طراح نور: کیوان معتمدی، طراح دکور: امیرحسین باباییان، طراح گریم: امید گلزاره، مدیر صحنه: اویس خلیل‌زاده، عکاس: ماهور موسائیان، روابط عمومی و تبلیغات: وحید نظربیگی و آیدا اورنگ، تصویربردار و تدوینگر: سامان رستمی، گرافیست: لینا خلیقی.

    نمایش «لاسارو» از هشتم دی ماه در ۲ سانس ۱۸ و ۲۰:۳۰ در تماشاخانه ایرانشهر، سالن استاد سمندریان واقع در خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی به مدت یک ماه روی صحنه می‌رود.

  • «فرشته مرگ» با بازی نسیم ادبی به تالار حافظ می‌ آید

    «فرشته مرگ» با بازی نسیم ادبی به تالار حافظ می‌ آید

    نمایش «فرشته مرگ» به کارگردانی مسعود رایگان و با بازی نسیم ادبی و توماج دانش‌بهزادی از ۱۰ دی‌ماه از ساعت ۱۹:۳۰ در تالار حافظ به روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایشنامه «فرشته مرگ» برگرفته از مونولوگ‌های «فرشته مرگ» نوشته «عادل حکیم» و «خانم M » نوشته «میاتورن کویست» است که توسط مسعود رایگان ترجمه و بازنویسی شده است. این نمایش به مدت ۷۵ دقیقه و در فضایی متفاوت روایت می‌شود. رؤیا تیموریان در این نمایش به‌عنوان مشاور کارگردان حضور دارد.

    تمرین‌های این نمایش از یک ماه پیش آغازشده و طی روزهای گذشته محمد نفری کار ساخت و نصب دکور عظیم نمایش را در دست‌کار دارد.

    به گزارش مشاور رسانه‌ای این نمایش؛ آیدین الفت مشغول طراحی صدا و ساخت موسیقی متن نمایش است و کیوان معتمدی نیز طراحی نور را انجام خواهد داد.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از :مشاور کارگردان:رؤیا تیموریان،مجری طرح: محرم براتی ، صدا‌گذاری:علیرضاعلویان، موسیقی:آیدین الفت،طراحی نور و نورپردازی:کیوان معتمدی ، روابط عمومی و تبلیغات فضایی مجازی:امیر قالیچی،مشاور رسانه‌ای:مریم رودبارانی

  • نمایش «دو مرد در یک اتاق» به تالار حافظ رسید

    نمایش «دو مرد در یک اتاق» به تالار حافظ رسید

    نمایش کمدی «دو مرد در یک اتاق» به کارگردانی مسعود رایگان از ابتدای دی ماه به مدت ۱۰ شب در تالار حافظ روی صحنه می‌ رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش کمدی «دو مرد در یک اتاق» به کارگردانی مسعود رایگان و با بازی اردلان شجاع کاوه و خسرو شهراز از ابتدای دی ماه به مدت ۱۰ شب از ساعت ۱۹:۳۰ در تالار حافظ روی صحنه می‌رود.

    نمایش «دو مرد در یک اتاق» در ماه گذشته تور شهرستانی خود را در شهرستان‌های مختلف به پایان برده است.

    این نمایشنامه در سال ۱۹۸۶ به سفارش سازمان ملل توسط ۲ نویسنده، بازیگر و کارگردان سوئدی نوشته شد.

    این نمایش در ۶۵ دقیقه با استفاده از زبان کمدی به موضوع ایدز، شیوه پیشگیری و مواجهه با این بیماری مهلک می‌پردازد و تاکنون به چهارده زبان زنده دنیا ترجمه و به صورت گسترده در کشورهای مختلف جهان اجرا شده است.

    نمایش «دو مرد در یک اتاق» پیش از این و در سال ۹۲ با بازی فرخ نعمتی و همایون ارشادی در سالن باروک اجرا شده بود.

    ورود برای سنین زیر ۱۸ سال ممنوع است.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از مشاور کارگردان: رویا تیموریان، مجری طرح: محرم براتی، صداگذاری: علیرضا علویان، موسیقی: آیدین الفت، طراحی نور و نورپردازی: کیوان معتمدی، روابط عمومی و تبلیغات فضایی مجازی: امیر قالیچی و مشاور رسانه‌ای: مریم رودبارانی.

  • مسعود رایگان: «بی‌گناهان» را به تالار حافظ می‌ برم

    مسعود رایگان: «بی‌گناهان» را به تالار حافظ می‌ برم

    مسعود رایگان قصد دارد از اول دی‌ماه نمایش «بی‌گناهان» را در تالار حافظ روی صحنه ببرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، مسعود رایگان که بیش از ۲ سال است برای دریافت نوبت اجرای نمایش در تالار حافظ اقدام کرده است درباره سرانجام وضعیت اجرا در این سالن تئاتری به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: بیش از ۲ سال است که اقدام کرده‌ام ولی متأسفانه هیچ سرانجامی نداشت تا اینکه با آقای مهدی شفیعی مدیرکل هنرهای نمایشی جلساتی را برگزار کردیم و قرار شد که دیگر من با بنیاد رودکی طرف حساب نباشم و آقای شفیعی قول مساعد داد تا بتوانم اثر جدید خود را در تالار حافظ روی صحنه ببرم.

    این بازیگر و کارگردان تئاتر ایران یادآور شد: باید مدیریت بنیاد رودکی به افرادی همچون بهروز غریب‌پور سپرده شود زیرا هم شناخت لازم را از جامعه هنری دارند و هم مدیرانی موفق در عرصه فرهنگ و هنر هستند.

    وی درباره زمان و نمایش مدنظر برای اجرا در تالار حافظ اظهار کرد: با قول‌هایی که مدیرکل هنرهای نمایشی داد، قرار شد تا از اول دی‌ماه نمایش «بی‌گناهان» نوشته میا تورن کویست را در تالار حافظ روی صحنه ببریم.

    رایگان با اشاره به استقبال مخاطبان از اجرای نمایش «دو مرد در یک اتاق» در شهرهای اصفهان و شاهرود، افزود: پیش از این و در سال ۹۲ نمایش «دو مرد در یک اتاق» را در تماشاخانه باروک روی صحنه بردم که معتقدم این اثر زیاد دیده نشد و به همین دلیل قصد دارم بعد از پایان تور اجراهای شهرستان «دو مرد در یک اتاق»، آن را همزمان با نمایش «بی‌گناهان» در تالار حافظ نیز اجرا کنم.

    وی درباره گروه بازیگران نمایش «بی‌گناهان» گفت: گروه بازیگران این نمایش به زودی معرفی می‌شوند.

  • مسعود رایگان با «دو مرد در یک اتاق» به شهرستان‌ ها می‌ رود

    مسعود رایگان با «دو مرد در یک اتاق» به شهرستان‌ ها می‌ رود

    نمایش «دو مرد در یک اتاق» با موضوع ایدز و به کارگردانی مسعود رایگان در دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، در ادامه سیاست های فرهنگی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور برای آشنایی عموم جامعه با بیماری ایدز که پیش از این منجر به تولید سریال «پریا»، برگزاری کمپین هنر، ایدز و برگزاری مسابقه پوستر ایدز شده بود، نمایش «دو مرد در یک اتاق» به کارگردانی مسعود رایگان در شهرستان ها برای دانشجویان رشته های مختلف پزشکی و مردم علاقه مند به اجرا گذاشته می شود.

    «دو مرد در یک اتاق» طبق برنامه ریزی انجام شده از ۱۶ آبان تا ۱۵ آذر در ٢٠ دانشگاه سراسر کشور به صحنه می رود.

    این نمایش اولین اجرای خود را در شهر شاهرود به صحنه خواهد برد و پس از آن به اصفهان می رود.

    متن نمایش «دو مرد در یک اتاق» در سال ۱۹۸۶ به سفارش سازمان ملل و توسط ۲ نویسنده سوئدی و فنلاندی درباره بیماری ایدز به عنوان طاعون قرن نوشته شده و مسعود رایگان آن را ترجمه کرده است.

    خسرو شهراز و اردلان شجاع کاوه بازیگران این درام اجتماعی هستند و محرم براتی نیز مجری طرح این اثر نمایشی است.

  • مبارزه مسعود رایگان با بیماری ایدز

    مبارزه مسعود رایگان با بیماری ایدز

    مسعود رایگان که به تازگی نمایش «دو مرد در یک اتاق» را اجرا کرده بود از ادامه اجرای این نمایش در فرهنگسرای «ارسباران» خبر داد.

    به گزارش MrArt.ir به نقل از تئاتر نت، این کارگردان تئاتر گفت: قرار است این نمایش از دوم تا 12 مهرماه در فرهنگسرای ارسباران به صحنه برود.

    او از تغییری در ترکیب بازیگران این نمایش خبر داد و افزود: در اجرای اول آقای همایون ارشادی همراه با فرخ نعمتی بازی می‌کردند، اما به دلیل سفری که آقای ارشادی در پیش داشت نتوانست در اجرای دوم کنار ما باشد به همین دلیل من خود به جای او بازی می‌کنم.

    رایگان تأکید کرد: چون این نمایش درباره بیماری ایدز است و گروه اجرا می‌خواهند که همه جا دیده شود، تصمیم گرفتند در مکان دیگری که دسترسی آسانتری داشته باشد نمایش را اجرا کنیم. ضمن اینکه امیدوارم بتوانیم این نمایش را در کشورهای همسایه هم به صحنه ببریم.

    نمایش «دو مرد در یک اتاق»به موضوع بیماری ایدز می‌پردازد و متن این نمایش به سفارش سازمان ملل نوشته شده است.

    این نمایش چندی پیش با بازی فرخ نعمتی و همایون ارشادی در گالری «باروک» اجرا شد اما از دوم مهرماه با بازی مسعود رایگان و فرخ نعمتی در فرهنگسرای «ارسباران» به صحنه خواهد رفت. همچنین روزهای سوم، چهارم، هشتم و نهم مهرماه نمایش دو اجرا خواهد داشت که اجرای اول ساعت ۱۸: ۳۰ و اجرای دوم ساعت ۲۰ روی صحنه می رود.