برچسب: فریندخت زاهدی

  • معرفی مقالات پذیرفته شده بخش «مسابقه پژوهش» جشنواره نمایش عروسکی

    معرفی مقالات پذیرفته شده بخش «مسابقه پژوهش» جشنواره نمایش عروسکی


    ۱۴ چکیده مقاله تالیفی برای بررسی نهایی به بخش پژوهش هجدهمین جشنواره نمایش عروسکی تهران – مبارک معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ستاد خبری جشنواره، هیات داوران بخش«پژوهش» هجدهمین جشنواره نمایش عروسکی تهران- مبارک متشکل از فریندخت زاهدی، حمیدرضا اردلان و بهرام جلالی‌پور پس از بررسی چکیده مقالات رسیده به این دوره جشنواره، ۱۴ پژوهش را برای بررسی نهایی انتخاب کردند که پس از دریافت و داوری اصل مقالات، برگزیدگان نهایی پژوهش جشنواره معرفی خواهند شد.

    پژوهشگران تا ۱۰ بهمن فرصت دارند اصل مقالات را بر اساس فراخوان این بخش برای داوری نهایی در تارنمای جشنواره بارگذاری کنند.

    عناوین چکیده پژوهش‌های برگزیده بدون اولویت به این شرح است:

    ۱- «تحلیل جنبه‌های کارکردی پانگوگ در وایانگ کولیت با خیمه» نوشته محمود دهقان‌هراتی

    ۲- «راه روح رقصنده: بازنگری پدیدارشناسانه بر بی‌قراری عروسک در انسان» نوشته محمد اوحدی‌حائری

    ۳- «نمایش‌های فشن به مثابه اجرای عروسکی، با نگاهی به نمایش عروسکی فشن» نوشته نگین کشفی

    ۴- «روایت‌شناسی سه نمایشنامه خیمه شب‌بازی «عروسک‌ها»، «غروب در دیار غریب» و «قصه ماه پنهان» نوشته بهرام بیضایی براساس الگوی گرماس» نوشته شهرام زرگر و لیلی عاج

    ۵- «بازیابی عروسک‌شدگی در نظریه تحلیل رفتار متقابل با بررسی موردی نمایشنامه هملت اثر شکسپیر» نوشته سحرناز متعبد

    ۶- «جستجوی کارکردهای هتروتوپیا (دگرجا) برای استفاده در تئاتر عروسکی» نوشته زهرا عظیمی‌نیا

    ۷- «آواتارهای پلاسیسسته تخیل» نوشته فائزه‌سادات شاه‌حسینی

    ۸- «گذری به سیر تاریخی بازی اسب چوبی در ایران و ریشه‌های اسطوره‌ای آن» نوشته میرمحمدرضا حیدری و سلما محسنی‌اردهالی

    ۹- «اقتباس از متون ادبی در نگارش متن اپرای عروسکی (لیبرتو)» نوشته سینا ییلاق‌بیگی

    ۱۰- «طراحی و بازتولید بازی‌های کمک آموزشی» نوشته آرش شریف‌زاده

    ۱۱- «بررسی تطبیقی پیشینه و ساختار شخصیت‌های نمایشی سال نو» نوشته راضیه پاشایی

    ۱۲- «بررسی مردم‌شناسانه نقش زن در نمایش‌های دوره شانزدهم و هفدهم جشنواره عروسکی» نوشته بیتا پهلوانی

    ۱۳- «ماسک در آیین سنتی تولکی و …» مهدی صالحیار

    ۱۴- «چگونگی نمایش خلاق با استفاده از عروسک» لیلا بیگوند

    همچنین متقاضیان ارائه مقالات بخش ترجمه هم تا ۱۰ بهمن ماه فرصت دارند اصل مقالات ترجمه شده خود را طبق روال فراخوان بارگذاری کنند.

    هجدهمین جشنواره نمایش عروسکی تهران- مبارک اسفندماه سال جاری به دبیری زنده‌یاد گلزار محمدی و مدیریت اجرایی مهدی حاجیان برگزار خواهد شد. مدیریت بخش پژوهش این دوره از جشنواره بر عهده فهیمه میرزاحسینی است.

  • «نمایش ایرانی» قربانی مدیران بی‌دغدغه/ دچار «تنبلی تاریخی» هستیم!

    «نمایش ایرانی» قربانی مدیران بی‌دغدغه/ دچار «تنبلی تاریخی» هستیم!


    فریندخت زاهدی از استادان پیشکسوت و صاحب‌نظر هنرهای آیینی و سنتی ایران، ضمن گلایه از بی‌توجهی مسئولان، از نادیده ماندن و فراموشی چند طرح آموزشی ارائه شده از سوی خود در این حوزه خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نوزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی برگزار شد و به پایان رسید؛ جشنواره‌ای که یک سال در میان برگزار می‌شود تا به نوعی تنها فرصت برای عرضه نمایش‌های ایرانی و سنتی باشد. سال‌های متمادی است که نمایش‌های ایرانی تنها در جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی مورد توجه قرار می‌گیرند و در طول سال به فراموشی سپرده‌ می‌شوند؛ نمایش‌هایی که برخی از آن‌ها به دست فراموشی سپرده شده‌اند.

    در این بین کمبود مرکز و مکانی دائمی برای نمایش‌های ایرانی همواره معضلی اساسی بوده که هیچگاه اقدامی از سوی مدیران و مسئولان تصمیم گیرنده برای رفع این معضل صورت نگرفته است.

    از طرف دیگر کم توجهی بدنه آکادمیک و دانشگاهی به نمایش‌های ایرانی راه را برای آموزش درست نیروهای جوان و علاقه‌مند به نمایش‌های ایرانی هموار نکرده و حتی در بین دروس دانشگاهی تئاتر، کمترین جایگاه به نمایش‌های ایرانی اختصاص داده شده است.

    فریندخت زاهدی از جمله مدرسان باسابقه و شناخته شده تئاتر ایران است که بیش از ۳ دهه در دانشگاه تهران در زمینه تئاتر فعالیت‌های مستمر و تأثیرگذاری داشته است. وی دارای مدرک کارشناسی از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران، کارشناسی ارشد از دانشگاه یو سی ال ای و دکترا از دانشگاه اسلو است.

    زاهدی که مقطعی نیز مدیریت گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران را عهده‌دار بود در سمینارهای بین‌المللی در کشورهای مختلف دنیا حضور پیدا کرده و به معرفی نمایش‌ ایرانی از جمله تدریس «عناصر آیین در پرفورمنس‌های مدرن» در دنور ایالات متحده آمریکا پرداخته و همچنین پژوهش‌های تأثیرگذاری در زمینه نمایش‌های آیینی و سنتی کشورهای مختلف از جمله کشورهای آسیایی داشته است.

    وی در کنار ارائه مقالات مختلف تئاتری، کتاب‌های متعددی را هم تألیف کرده که «هنریک ایبسن و نمایش معاصر ایرانی»، «آیین از صحن تا صحنه»، «ساماندهی گروه‌های نمایشی با شیوه‌های نوین مدیریتی» و «از آیین تا پرفورمنس در ژاپن» از جمله آن‌ها هستند.

    زاهدی از جمله مدرسان با سابقه تئاتر است که همیشه بر نمایش‌ ایرانی و اهمیت تدریس و آموزش شیوه‌های مختلف آن به صورت آکادمیک و در دانشگاه تأکید داشته و دارد.

    نمایش ایرانی قربانی مدیرانی که دغدغه ندارند

    این هنرشناس پیشکسوت در گفتگویی با تئاتر آنلاین درباره چرایی کم‌توجهی به نمایش ایرانی در بدنه آکادمیک و دانشگاهی، اظهار کرد: فقط و فقط دغدغه نداشتن کسانی که باید مدیریت این کار را به عهده بگیرند عامل اصلی این ماجرا است. این مقوله هم برمی گردد به نبود عرق ملی در افراد بخصوص در مدیریت. عرق ملی انسان را به تمام شاخه‌هایی که می‌تواند هویت ملی‌اش را پاسداری کند، هدایت می‌کند. اگر عرق ملی نباشد در تمام زمینه‌ها کم می‌گذاریم.

    مام کشورهایی که نمایش سنتی‌شان حرفی برای گفتن دارد و با تلاش بسیار در دوره‌های مختلف تاریخ توانسته خود را منطبق با شرایط فرهنگی کند، توانسته‌اند آن را با افتخار برای خود حفظ کننداین مدرس شناخته شده تئاتر یادآور شد: بیش از ۳۰ سال است که من از هر مدیری که در دانشگاه و عرصه تئاتر سر کار می‌آید می‌خواهم که روی این قضیه کار شود و مهمترین کاری که باید در دپارتمان تئاتر دانشگاه تهران که دانشگاه مادر است انجام شود این است که کارگاه نمایش سنتی داشته باشیم. تمام کشورهایی که نمایش سنتی‌شان حرفی برای گفتن دارد و با تلاش بسیار در دوره‌های مختلف تاریخ توانسته خود را منطبق با شرایط فرهنگی کند، توانسته‌اند آن را با افتخار برای خود حفظ کنند و مراکز بسیار مهم، منسجم و پیشرفته‌ای را تأسیس کنند تا بتوانند این رگه فرهنگی از هویت ملی‌شان را تقویت کنند و به جامعه جهانی بشناسانند.

    زاهدی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه ما دچار تنبلی تاریخی در تمامی زمینه‌ها از جمله حفظ نمایش‌ ایرانی هستیم، افزود: تصمیم گیرندگان حوزه فرهنگ با وجود اینکه می‌دانند این مسأله مهم است ولی از کنارش بی تفاوت می‌گذرند. بعضی از ما درباره کارهای زیرساختی و اساسی در حوزه فرهنگ‌مان حرف می‌زنیم ولی آن‌ها که باید تصمیم گیری کنند و مراکزی که باید در این زمینه کارهای اساسی انجام دهند و سرمایه‌گذاری کنند، بی تفاوت عبور می‌کنند.

    این پژوهشگر عرصه تئاتر متذکر شد: به هر مدیری که طی ۳۰ سال گذشته در عرصه تئاتر و دانشگاه آمده، گفته‌ام که باید کارگاه نمایش سنتی داشته باشیم. طی سال‌های گذشته که در فستیوال‌ها و کشورهای مختلف حضور داشته‌ام، بارها و بارها از من پرسیده‌اند که چگونه می‌توانند در ایران نمایش سنتی را یاد بگیرند و درباره آن تحقیق کنند ولی ما هیچ مرکزی نداشتیم که این متقاضیان خارجی را به سمت آن هدایت کنیم.

    =تجربه دیگر کشورها در حفظ «نمایش‌های سنتی»

    وی درباره وضعیت نمایش‌های سنتی در برخی کشورهای آسیایی به ذکر نکاتی پرداخت و توضیح داد: چین مراکز مهمی برای تبلیغ اپرای چین و نمایش‌های سنتی دیگرش دارد. چین هر سال تابستان دوره‌ای ۶ هفته‌ای برگزار می‌کند که طی آن فلسفه، تکنیک‌ها و زبان اپرای پکن را را آموزش می‌دهند. در شمال ژاپن یک مرکز عریض و طویل هست که در آن صدها کتاب درباره تئاتر سنتی ژاپن گردآوری شده و کتاب‌های زیادی به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و آلمانی در اختیار پژوهشگران برای تحقیق قرار می‌گیرد و من نیز از همین منابع استفاده کردم و «از آیین تا پرفورمنس» را نوشتم.

    عناصر نمایش‌های سنتی ژاپن در مدرن‌ترین تئاترهایشان به کار گرفته می‌شود و مراکزی را که ۲ هزار سال پیش برای اجرای نمایش‌های سنتی داشتند حفظ کرده‌اند و نمایش‌های سنتی قدیمی و مدرن در آن‌ها اجرا می‌شودزاهدی ادامه داد: آیین‌های ژاپنی تبدیل به نمایش‌های سنتی شده و عناصر نمایش‌های سنتی ژاپن در مدرن‌ترین تئاترهایشان به کار گرفته می‌شود و مراکزی را که ۲ هزار سال پیش برای اجرای نمایش‌های سنتی داشتند حفظ کرده‌اند و نمایش‌های سنتی قدیمی و مدرن در آن‌ها اجرا می‌شود. در اندونزی و ویتنام هم اینگونه است و در هند هم این روند بسیار گسترده است. هر وقت به هر کشوری سفر کردم دیدم که آن‌ها چگونه از میراث فرهنگی و هنری خود حفاظت می‌کنند.

    این مدرس تئاتر با طرح این پرسش که ما چرا برای نمایش ایرانی چنین کاری نکرده‌ایم و چرا الان که اهمیت این موضوع را می‌دانیم این کار را نمی‌کنیم، اظهار کرد: جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی اتفاق خوبی است ولی جشنواره یک توجه اندک در طول هر سال به نمایش‌های سنتی است. اگر بودجه‌ای که در طول این سال‌ها برای جشنواره گذاشتیم، مرکزی را تأسیس و منابع موجود را در آن جمع آوری می‌کردیم و عده‌ای محقق را که علاقه‌مند بودند جمع می‌کردیم تا بخوانند و تحقیق کنند، اتفاق بسیار مؤثرتری رخ می‌داد. چرا هنوز در ایران «نمایش در ایران» بهرام بیضایی را تدریس می‌کنند، مگر منبع دیگری نیامده است. چرا نمایش سنتی ما همچنان بعد از چندین صد سال، موزه ای است؟ چرا تحقیقی در این زمینه نمی‌شود.

    وی تأکید کرد: من همیشه سعی می‌کنم در مقاله‌هایم کار تحلیلی انجام دهم ولی این کار مانند تیری در تاریکی انداختن است زیرا برای هیچکس مهم نیست. ما اصلا کار زیرساختی دوست نداریم انجام دهیم.

    سرنوشت عجیب طرح‌های آماده‌ای که فراموش شد!

    زاهدی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه ۲۰ سال پیش به سفارش وزارت ارشاد و آموزش و پرورش برنامه چهارساله دبیرستان‌های تئاتر ایران را نوشته است، بیان کرد: نمی‌دانم چه اتفاقی برای آن برنامه افتاد. حدود ۱۰ سال پیش هم برنامه چهارساله کارشناسی تئاتر کودک و نوجوان را نوشتم، ولی با گذشت حدود این ۱۰ سال هیچ مدیری پیگیری آن نیست در حالی که یکی از کاربردی‌ترین رشته‌هایی است که می‌توانیم در دپارتمان داشته باشیم. در این برنامه در ارتباط با دانشکده ادبیات و روانشناسی واحدها را تعریف کردم تا دانشجو بعد از ۴ سالی که آموزش می‌بیند و یاد می‌گیرد بتواند در کودکستان، دبستان و دبیرستان‌ها آموخته‌های خود را آموزش دهند اما این موضوع برای هیچ کدام از مدیران اهمیتی ندارد.

    مسئولانی نظیر معاونت هنری وزارت ارشاد نیز دغدغه درست هنری ندارند. اگر دغدغه وجود داشت به اهمیت تأسیس مرکز نمایش سنتی که طی ۳۰ سال گذشته که بارها در جلسات وزارت ارشاد حضور داشتم و بر آن تأکید داشته‌ام، توجه می‌کردندوی با بیان اینکه چقدر انسان می‌تواند انگیزه و هیجان کار زیرساختی برای یک حوزه داشته باشد ولی کسی به آن اهمیت ندهد، تصریح کرد: اگر وزیر ارشادی دلسوز و هنرشناس داشتیم اتفاقات به شکل دیگری می‌شد. مسئولان دیگر در رده‌های پایین‌تر نظیر معاونت هنری وزارت ارشاد نیز دغدغه درست هنری را ندارند. اگر دغدغه وجود داشت به اهمیت تأسیس مرکز نمایش سنتی که طی ۳۰ سال گذشته که بارها در جلسات وزارت ارشاد حضور داشتم و بر آن تأکید داشته‌ام، توجه می‌کردند.

    این مؤلف عرصه تئاتر معتقد است در تئاتر ایران و همچنین در بدنه آکادمیک تئاتری مدام در خلاء پرسه می‌زنیم و از کارهای مختلف تقلید می‌کنیم، پول اضافه خرج می‌کنیم و کسی چیزی یاد نمی‌گیرد. همچنین روند سیستماتیک و سبک شناسی در تئاتر ما وجود ندارد.

    زاهدی با بیان اینکه در زمینه‌های مختلف تئاتر هیچ تحقیقی وجود ندارد، تأکید کرد: بارها و بارها گفته‌ام که باید جشنواره‌های ما تماتیک شود تا نسل‌های جوان ما یاد بگیرند. چرا مراکزی که سیستماتیک تدریس کنند و به روند سیستماتیک تئاتر تداوم ببخشند، نداریم.

    این مدرس با سابقه تئاتر در پایان سخنان خود متذکر شد: دانشجویان بسیار خوب و علاقه مندی در زمینه نمایش ایرانی داشتم که سرخورده شدند، متأسفانه این پتانسیل بی نظیر را خراب کردیم و نتوانستیم کارهای زیرساختی برای آن‌ها انجام دهیم.

  • معرفی اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره تئاتر اکبر رادی

    معرفی اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره تئاتر اکبر رادی

    اعضای شورای سیاستگذاری نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، اعضای شورای سیاستگذاری نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از محمد امیریاراحمدی، نادر برهانی مرند، آرش رادی، محمد رحمانیان، فریندخت زاهدی، بهزاد صدیقی، فرامرز طالبی، حمیده بانو عنقا، شهرام کرمی، شهرام گیل آبادی، بهروز محمودی بختیاری و هادی مرزبان هستند.

    وظیفه شورای سیاستگذاری، تصمیم گیری درباره سیاست‌ها و برنامه های کلان امور مربوط به این جشنواره است. این شورا همچنین وظایف هیأت‏ های علمی و اجرایی و داوری این جشنواره را تعیین خواهد کرد و کم و کیف جوایز نهاییِ جشنواره باید به تأیید این شورای سیاستگذاری برسد.

    نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی شامل شش بخشِ مسابقه مونولوگ، مسابقه نمایشنامه‌نویسی، مسابقه نمایشنامه‌خوانی، مسابقه مقالات و سمینار رادی‌شناسی، پلاس(+): نمایشگاه کاریکاتور با عنوان لبخند با شکوه آقای رادی و نمایشگاه عکس و اسناد تصویری آثار استاد اکبر رادی خواهد بود.

    نخستین دوره جشنواره تئاتر اکبر رادی از ۲۲ تا ۲۸ دی ماه در تهران با همکاری اداره کل هنرهای نمایشی برگزار می شود.

  • بازخوانی موانع شکل‌گیری تئاتر خصوصی در دوران سپری شده

    بازخوانی موانع شکل‌گیری تئاتر خصوصی در دوران سپری شده

    تئاتر آنلاین: بازخوانی دیدگاه صاحب نظران در مورد ساختار های نوپا و کهنه در فرهنگ و هنر همواره می تواند راهگشا باشد. حتی اگر آن نظر گاه مربوط به دورانی سپری شده باشد غالبا می تواند زمینه ساز بازنگری و اصلاح روند شکل گیری آن ساختار شود.تئاتر خصوصی در ایران نیز از این دایره بیرون نیست .

    در این مجال مقاله ای از فریندخت زاهدی از کتاب تئاتر خصوصی در ایران را می خوانیم .
    موضوع تئاتر خصوصی که امروز موردبحث ماست از مسائل کلی مربوط به این هنر جدا نیست، مسائلی که بارها و بارها گفته‌شده و راه به‌جایی نبرده اسـت. این بار هم باز گرد هم آمده‌ایم تـا دربارهٔ موضـوع دیگری صحبت کنیم و به نظر می‌رسد که راه طولانی در پیش داریم تـا بـه هـدف موردنظر، یعنـی تئـاتر خصوصی نزدیک شویم. در این فرصت کوتاه، سعی خواهد شد بـا نگرشـی به فرایند درونی مدیریت تئاتر در جامعه ایرانی و فقدان کار آیی و اثربخشی این هنر به‌عنوان عواملی که مـانع شکل‌گیری خودجوش تئاتر خصوصی در طول سـالیانِ گذشته بوده پرداخته شود.
    هنرهای نمایشی از دیرباز، هنری مردمـی بـوده و باهدف پیوند شهروندان یک جامعه به شـکل ابـزاری برای بسترسازی فرهنگی برای عامهٔ مردم به‌حساب می‌آمده اسـت. بنا برهمـین هـدف، هنرنمایشی می‌بایست در ارتبـاطی ارگانیـک بـا شـرایط تـاریخی سیاسی، اجتماعی، فلسفی، اقتصادی و زیبایی‌شناختی جامعه، حرکت همسویی را طی کند تا هنـری ملـی را متناسب بافرهنگ یـک جامعـه و درراسـتای ارتقـای فرهنگی آن جامعه شکل دهد. این هنـر در مفهـوم جهـانی آن همـواره مـاهیتی آشکارگر و حقیقت‌جو داشـته اسـت و بازتـاب ذهنیـت انسان برای کشف حقیقت بوده است. این حقیقت در جوامع سنتی و طبیعتاً در نمایش سـنتی هـر جامعه‌ای حقیقتی واحد با گرایش‌های متافیزیکی بوده که از راه گوش به دل انسان راه می‌برده و در جوامـع غربـی و پویا طرح حقایق متکثر، برگرفته از واقعیت‌های ملموس و مشهود بوده که از راه مشاهده و چشـم بـه عقـل انسان می‌رسیده و بر صحنه‌ها به نمایش درمی‌آمده است.
    حقیقت مطرح‌شده چه به‌صورت حقیقتی واحد یا حقایقِ متکثر، نتیجهٔ عقاید متفکرانی بـود کـه آثـار نمایشی را به بیانی تصویری خلق می‌کردند و در قبالِ رویـدادی کـه بـه زنـدگی واقعـی و هسـتی انسـانی مخاطب ربط پیدا می‌کردند، ارائه می‌شدند و تعامل و استنتاجِ حاصل ازاین‌گونه فعالیت هنری، زمینه‌های لازم را برای ارتقای فرهنگی از طریق جلب‌توجه شهروندان فراهم می‌آورد و مسئولیت آنـان را در شـناخت محدوده‌های انسانی و شناخت مسائل اجتماعی متذکر می‌شد. ایـن سـنت در روندی منطقـی و تـداومی، جوهرهٔ تفکر پویا در هر دوره را از طریق صحنه به مخاطب خود منتقل کرده است.
    هنر نمایش در ایران به معنای امروزی کلمه، هنری وارداتی است که همراه با تجددگرایی یکصد و پنجاه سال اخیر و به‌عنوان یکی از عناصر فرهنگ غربی، وارد ایران شـد. محـور مرکـزی ایـن تجـدد در قلمـرو فلسفه، انسان‌گرایی بود و این تجدد به قول میلانی قرار بود «منادی نوعی خردگرایی فردگرا، چشـممـدار و تجربی» باشد. در تقابل فرهنگ سنتی ما با عناصر فرهنـگ غـرب در دوران تجـددگرایی، هنـر تئـاتر نیـز همچون بسیاری از پدیده‌های دیگر، امکانِ همراهی منطقی با پدیده‌های سیاسـی ـ اجتمـاعی و فرهنگـی جاری در این دوران را نیافت و نتوانست آن‌چنان‌که دوران تجددگرایی ایجاب می‌کرد در مقـام شـاهدی «چشممدار» تجربیات و اندیشه‌های نوین و پویا را بر صحنه نمایش تجربه کند. دلیل این امر را شاید بتوان در درجهٔ اول، عدمِ احساس امنیت روانی کسانی دانست که تمایـل بـه قـدم نهـادن در چنـین عرصهٔ پرمخاطره‌ای را داشته‌اند. در طول صدسال گذشته با عقب‌نشینی مناسب فئودالی و شـکل گـرفتن طبقهٔ متوسـط در ایـران و متعاقب آن عمومی شدن سوادآموزی و بالا رفتنِ سطحِ سواد در دهه‌های اخیر، تحلیل پدیده‌های اجتماعی با رویکردی دموکراتیک و مبتنی بر نیازِ اکثریت جامعه امکان‌پذیر شده است. ازآنجاکه هنر نمـایش، ماننـد هر هنری دیگری با شرایط مادی زمان خود پیوند دارد، به‌ناچار با قرار گرفتن در شبکه‌ای از عوامل گونـاگون فرهنگی و اجتماعی تأثیرگذار بر آن قابل‌بررسی است. از این دیدگاه باید اذعان داشت که هرچند این هنـر در دوره‌های متفاوت از چم‌وخم‌های تاریخی و اجتماعی بسیار عبور کرده و تحولات کیفی و کمی فـراوان داشته، اما مدیریت اجتماعی اعمال‌شده بر آن وضعیت یکسانی داشته و همواره در سطح جامعـه بـا همـان اشکالات مدیریتی، دست‌به‌گریبان بوده است به این معنا که اولاً در مدیریت ایـن هنـر، هرگـز داده‌های آماری صحیح و قابل‌اعتمادی وجود نداشته و آمارها، معمولاً ناقص و ناکافی بوده‌اند.
    درثـانی در مـدیریت این هنر، همواره چارچوبی واحد برای تعیین قلمرو وجـود نداشـته و بـه همـین دلیـل، نـوعی سـردرگمی و نارضایتی در بین هنرمندان وجود داشته است.شاید بتوان یکی از دلایل مهم آن را ضوابط بـه کـار گرفته‌شده و مبتنی بر تصمیمت فردی و مدیریتی و نه ضوابط مبتنی بر چارچوب‌های استوار یافت.
    ثالثاً ایـن هنر همواره با دشواری ارزیابی ابعاد کیفی مواجه بـوده اسـت، زیـرا در نقـد ابعـاد کیفـی آثـار صحنه‌ای، غالبـاً کارگردانان، موانعِ دریافت مجوز را عاملِ ضعف کیفی آثار خود می‌دانند.
    بنابراین تعیینِ فرایند تولید یک اثـر اجرایی (مدیریت فرایندها) و جمع‌بندی و بازنگری منابع به‌دست‌آمده از فرایندهای تجربه‌شده و همچنین تکیه‌بر ضوابط کیفی این هنر، چه در محتوا و چه در فرم اجرایی از شاخص‌هایی است که در امـر مـدیریت این حوزه می‌توانست تأثیر بسیاری بر تحولات کیفی آن داشته باشد. بـا نگـاهی بـر مـدیریت ایـن هنـر در جامعه‌ای ما و توجه به ابعاد اثربخشـی و کار آیی هنـر صـحنه در سال‌های گذشـته، شـاید بتـوان پاسـخ قانع‌کننده‌ای برای این سؤال داشت که چرا پس از تقریباً صدسال سابقه‌ای که این هنر دارد، فعالیت‌های نمایشی در ایران فاقد اثربخشی لازم بوده و هنوز نتوانسته است به یکی از اهداف خود که شکل‌گیری تئاتر خصوصی به‌طور خودجوش است، نائل شود؛ اما اثربخشی چیست؟
    اثربخشی یک پدیده، عبارت است از میزانی که آن پدیده را به اهداف موردنظرش نزدیک می‌کند. برای اندازه‌گیری این اثربخشی باید معیارهـایی را کـه در افـزایش اثربخشـی نقـش دارنـد شناسایی کرد و همچنین در کنار اثربخشی، بررسی کار آیی همان پدیده و توانایی استفاده از خروجی آن نیـز امری قابل‌ملاحظه است. لازم به ذکر است که در بررسی یک پدیدهٔ فرهنگی و هنری، کار آیی و اثربخشـی آن پدیـده بایـد در رابطه‌ای تنگاتنگ با یکدیگر حرکت کنند تا آن پدیده بتواند به نتیجهٔ مطلوب دست یابد. اثربخشـی هنـر نمایش نیز در جامعه‌ای ما در صورتی به ارتقای فرهنگی در این جامعه می‌انجامد کـه از طریـقِ کار آیی و اثربخشی این هنر و تأثیر آن بر جامعه موردبررسی قرار گیرد. نگرش‌های متعددی برای بررسـی کار آیی و اثربخشی یک فعالیت هنری وجود دارد که بهترین شیوه، توجه به این مسئله است که چه پیشرفتی درروند تحولی آن پدیده حاصل‌شده و به چه نتایجی رسیده است.
    دربارهٔ سـنجش و کار آیی و اثربخشـی هنـر نمایش در ایران، می‌بایست در جستجوی جواب دو سؤال زیر باشیم
    : 1 ـ آیا این هنر با برنامه‌ریزی درازمدت و مبتنی بر هدفی متعالی در جامعه‌ای ما عمل کـرده و درنتیجه روندی پویا را طی کرده است؟
    2 ـ آیا رضایت مخاطبان یا عرضه‌کنندگان، یعنی هنرمندان این هنر در طول تاریخ فعالیت‌های هنرهای نمایشی در ایران تأمین‌شده است یا خیر؟
    در پاسخ به سؤال اول تا جایی که مربوط به هنر نمایش در ایران می‌شود باید گفت که خیر. این هنر در جامعه‌ای ما هنوز مراحلِ اول برنامه‌ریزی را طی نکرده تا جایی که هنوز این هنر در جامعه‌ای ما طبقه‌بندی نشده است و مرزِ مشخصی برای انواع آن، یعنی تئاتر حرفه‌ای، تئاتر آماتور، تئـاتر تجربـی و تئـاتر تجـاری تعیین نشده است تا هر یک بتوانند بنابر تعریفی مشخص از امکانات لازم برخوردار باشند. بنابراین به‌راحتی می‌توان ادعا کرد که هنر نمایش در جامعه‌ای ما با روندی هدفمند مدیریت نشده است. این طبقه‌بندی و شناخت ضوابط، مربوط به هر یک از انواع تئاتر، می‌توانست در شـکل مطلـوب آن از چنان کار آیی و اثربخشی برخوردار باشد که بتواند مخاطبِ صحیح خود را در این دوران طولانی یافته و بنابر اصل تقاضای جامعه، وجـود تئـاتر خصوصـی در انـواع تخصصـی آن را تبـدیل بـه یـک ضـرورت کنـد و شکل‌گیری تئاتر خصوصی را به‌طور خودجوش باعث شود.
    جواب سؤال دوم نیز منفی است. تئاتر در جامعه‌ای ما همواره موازی با شرایط و واقعیت‌های اجتمـاعی حرکت کرده و به دلایلِ متعدد بخصوص کنترل دولتی، امکان تلاقی با جامعه را به شکل ارگانیک نداشـته است. همین عدم امکانات لازم برای فراهم آوردن ارتباط بین صحنه و مسائل اجتماعی که مردم جامعه با آن دست‌به‌گریبان هستند، موجبات عدم ضرورت چنـین فعـالیتی را در عرصهٔ اجتمـاعی باعـث شـده و درنتیجه، عدم استقبال اجتماعی را در پی داشته است. لازم به یادآوری است که تئـاتر در ایـران باسابقه‌ای نسبتاً همزمان با بسیاری کشورهای دیگر آسیایی، مانند چین، ژاپن، هند و حتی همزمان با بعضی کشورهای اروپای شمالی پا گرفته است، اما فقدان کار آیی و اثربخشی آن، این هنر را به فعالیتی غیر هدفمند و باری به هر جهت تبدیل کرده است و در دورهای، صرفاً برای افاضهٔ روشنفکری و متعلق به گروه محـدودی بـوده که طبعاً نمی‌توانسته به جریانی عمومی منتهی شود و نهایتاً شکلی از تئاتر خصوصی را ساماندهی کند و یـا با دف و دهل به خورد مخاطب داده‌شده تـا ابـزاری بـرای سـرگرمی گروهـی دیگـر باشـد.
    البتـه همیشـه استثناهایی وجود داشته، ولی در اینجا، معیار قاعده‌های موجود آن ایام است. نتیجهٔ این نـوع گرایش‌ها، قرار گرفتن هنر نمایش در حاشیهٔ جامعه بوده است که خود لطمه‌ای اساسـی اسـت بـه کیفیـت و نفـس ضرورت سازی این هنر؛ چراکه در ارزیـابی اثربخشـی فعالیت‌های یـک سـازمان، تـوان آن سـازمان در بهره‌برداری از محیط و تأمین منابع ارزشمند مدنظر قـرار می‌گیرد. در اینجـا منـابع ارزشـمند، هنرمنـد و مخاطب هستند. برای خارج شدن از این دایرهٔ بسته و رسیدن به تئاتری مؤثر در ارتقای فرهنگی جامعه و رسـیدن بـه نتایج مطلوب که یکی از آن نتایج، شکل گرفتن تئاتر خصوصی به‌طور خودجوش است، بدون شـک توجـه به کار آیی و اثربخشی مدیریت این هنر، نقشی بسزا خواهد داشت. این مدیریت در درجـه اول، می‌بایست حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب و یا رسیدن به نتایج مطلوب باشد. در این راه عـواملی ماننـد تـأمین امنیت روانی برای هنرمند و مخاطب شاید ضروری‌ترین اصل باشد، زیرا حافظهٔ تـاریخی هنرمنـد تئـاتر، بنابر تجربهٔ گذشتگان، فاقد هرگونه اطمینان خاطر در حوزهٔ حرفـه اوسـت، یعنـی هنرمنـد می‌بایست آسودگی خیال و اعتماد متقابل با ارگان‌های حمایت‌کننده داشته باشد، اما هنرمند موردبحث ما همـواره در شرایط نابسامان شغلی و مالی به سر برده است و همین امر، باعث وابستگی دولتی و ضعف انگیزه‌های او را شکل داده است. از چنین هنرمندی، چگونه می‌توان انتظار داشت تا انگیزه‌ای قـوی داشـته باشـد و بتوانـد ریسک راه‌اندازی تئاتر خصوصی را بپذیرد. از طرف دیگر، تأمینِ امنیت روانی برای مخاطب از طریقِ القای تجربه‌ای که بر صحنه می‌گذرد، بیانگر مسائل مربوط به واقعیات زندگی است و درواقع، صـحنه آیینهٔ جامعه است و ضروری است که به آن توجه خاص شود.
    میدانیم که اثربخشی یک پدیدهٔ فرهنگی و اجتماعی، مسئله‌ای پیچیده و چندبعدی است. با توجه به اینکه یک پدیدهٔ چندبعدی را نمی‌توان با شاخص‌های محـدودی ارزیـابی کـرد و راه چاره‌ای بـرای آن اندیشید، لازم است منافع همهٔ گروه‌هایی که در ارتباط با این پدیده ذی‌نفع هستند در نظر گرفتـه شـود، یعنی هنرمند تئاتر و مخاطب آن. در بحث مدیریت، چنانچه در ارزیابی سازمان‌های اجرایی مربوط به یک فعالیـت فرهنگـی و اجتمـاعی، عملکرد آن سازمان ازنظر چند گروه ذی‌نفع، ضعیف باشد درواقع می‌توان گفـت کـه آن سـازمان ازنظر اثربخشی به هدف خود نرسیده است. تئاتر خصوصی یکـی از اساسی‌ترین اهـدافی اسـت کـه می‌تواند ساماندهی مطلوب این هنر را در سازمان‌های متولی کنونی باعث شود و هنرمند و مخاطـب را در گستره‌ای وسیع از فعالیت‌های نمایش به چالش وادارد. دربارهٔ شکل‌گیری خودجوش تئاترهای خصوصی، متأسـفانه در ایران به چنین هدفی دست نیافته‌ایم. چنانچه در بالا اشاره شد، چون بعد ارزشی این هنر به دلیلِ محدودیت‌های آن بـرای جامعه‌ای ایرانـی ناشناخته باقی‌مانده درنتیجه، مکانیزمی مبتنی بر ارزش‌های رقابتی نیز در این عرصه پدید نیامده اسـت تـا ساختارهایی را از قبیل تئاتر خصوصی در شکل‌های حرفه‌ای، آمـاتور، تجربـی و یـا تجـاری کـه در زیرمجموعهٔ ساختارِ کلان فرهنگی و اجتماعی تئاتر قرار دارند، باعث شود.
    در مـدیریت کـلان یک‌نهاد و تعیین اثربخشی آن، نظریه‌پردازانی مانند «جان رورباخ» و «رابرت کوئین»، روشی را مبتنی بر ارزش‌های رقـابتی ارائه کردند و فهرستی جامع از شاخص‌هایی که می‌تواند این روش را تقویت کند، ارائه داده‌اند و در اکثـر شاخص‌های ارائه‌شده، پژوهشگران توجه به عواملِ درونی و بیرونی سازمان را اصل عمده دانسته‌اند. به‌طور خلاصه سازمان‌دهی و فراهم آوردن امکانات اولیه برای تشکیل تئاترهـای خصوصـی درگرو مـدیریت کلان هنرهای نمایشی است که لازمهٔ آن به‌کارگیری الگوی ارزش‌های اثربخشی در مدیریت ایـن هنـر است.
    چهار الگوی زیر را شاید بتوان به‌عنوان اساسی‌ترین الگوها در این زمینه نام برد
    : 1 ـ الگوی مبتنی بر رشد و تأمینِ امکانات زیرساختی، ماننـد گسـترش سالن‌ها در همکـاری بـا سـایر ارگان‌ها، مثل شهرداری‌های مناطق چندگانه در تهران و مراکز استان‌ها و وزارت آموزش‌وپرورش، سازمان صداوسیما و غیره از طریقِ ایجاد ارتباط و راه‌یابی برای استفاده از امکانات زیرساختی و در اختیار گذاشتن این امکانات به شکل اجاره به متقاضیان تأسیس مراکز تئاتر خصوصی
    . 2 ـ الگوی مبتنی بر رشد منابع انسانی از طریق راه‌اندازی کلاس‌های آموزشـی و بـالا بـردن روحیهٔ هنری از طریق ارائهٔ آثاری که دارای ارزش‌های کیفی لازم باشند. این مهم، نه‌تنها در تهـران، بلکـه در شهرستان‌ها نیز امکانات اولیه برای راه‌اندازی تئاتر خصوصی را فراهم می‌آورد
    . 3 ـ الگوهای مبتنی بر بازدهی، کار آیی، هدفمندی و سواد آوری. این موارد پس از رویکرد به موارد بـالا و با توجه به استقرار و بازنگری این رویدادها امکان‌پذیر است.
    4 ـ الگوهای مبتنی بر ثبات و پایـداری بـا تکیه‌بر فرایندهای درونـی درزمینهٔ مـدیریت تئاترهـای خصوصی.
    اینکه چطور مدیریت کلان در این حوزه بتواند عواملی را که اساس پایـداری و تـداوم تئاترهـای خصوصی است، تقویت کرده و استقلال عمل آنان را دررسیدن به هدف‌های فرهنگی محترم بدارد. به‌کارگیری الگوهای فوق شاید بتواند دررسیدن به هدف نهایی هنر نمایش کـه پیونـد بـا شـهروندان جامعه است، مؤثر باشد و به‌مثابه ابزاری برای بسترسازی فرهنگی در جامعه و همسویی با شرایط تـاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن. تحقق این امر از طریقِ مدیریت کلان این فعالیت فرهنگـی، امکان‌پذیر است. با فراهم آوردن زمینه‌های لازم اجتماعی و مدیریتی، استقرار و بازنگری فعالیت‌های مربـوط بـه هـر شاخص و ارتباط ارگانیک بین صحنه و جامعه، شاید بتوان کار آیی و اثربخشی هنر نمایش را تا حـد امکـان بهبود بخشید و آن را به‌عنوان فعالیتی ضروری از حاشیه جامعه بـه درون جامعـه هـدایت کـرد. ایـن رونـد می‌تواند به‌خودی‌خود شکل‌گیری تئاتر خصوصی را ممکن سازد.

    ایران تئاتر

  • تدریس ۴ هفته‌ ای در آمریکا

    تدریس ۴ هفته‌ ای در آمریکا

    فریندخت زاهدی از ۲۵ مردادماه به مدت چهار هفته به تدریس مطالعات پرفورمنس در دانشگاه «ناروپا» در کلورادوی ایالات متحده آمریکا خواهد پرداخت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این مدرس و پژوهشگر تئاتر درباره فعالیت‌های جدید خود در عرصه تدریس و همچنین تألیف کتاب به مهر گفت: در حال نگارش کتاب «از آیین تا پرفورمنس» هستم که به آیین‌های کشور ژاپن و اینکه چگونه توانسته‌اند طی قرن‌ها، آیین‌های خود را در اجراهای مدرن و معاصر خود حفظ کنند می پردازد. همچنین در حال نگارش کتاب «خوانش جدید از آثار رادی» نیز هستم که تا ۲ یا ۳ ماه دیگر آماده چاپ می‌شود.

    زاهدی ادامه داد: قرار است از ۲۵ مردادماه به مدت چهار هفته به تدریس مطالعات پرفورمنس در دانشگاه Naropa در کلورادوی آمریکا بپردازم. در این دوره قرار است درباره اینکه چطور آیین‌های نمایشی شرق از جمله ایران، ژاپن، چین و هند توانسته‌اند بر پرفورمنس‌های مدرن تأثیرگذار باشند، تدریس کنم.

    وی با بیان اینکه بلافاصله بعد از تدریس در دانشگاه ناروپا، به کشور نروژ سفر خواهد کرد، توضیح داد: قرار است در نروژ در سمینار اجرای آثار ایرانی در آن کشور و همچنین اجرای آثار نروژی در ایران شرکت کنم.

    این مدرس دانشگاه درباره دیگر حضورهای بین‌المللی خود در عرصه آکادمیک تئاتر، گفت: آبان‌ماه سال جاری نیز در کنفرانس و فستیوال کرسی آسیاپاسیفیک یونسکو که مخصوص اساتید درام دانشگاه‌ها است و در کشور هند برگزار می‌شود، شرکت می‌کنم. در این سمینار و فستیوال، نمایشی به کارگردانی احمد سلگی نیز حضور خواهد داشت.

    زاهدی در پایان سخنان خود به برگزاری سمیناری توسط بنیاد اکبر رادی در ۲۴ مردادماه اشاره کرد و افزود: در این سمینار ۱۵ مقاله‌ که خوانش جدیدی از آثار اکبر رادی دارند و از میان مقالات متقاضی انتخاب شده‌اند، ارائه می‌شوند. همچنین قرار است توسط چند بازیگر شناخته شده، چند صحنه از نمایشنامه‌های رادی صحنه‌خوانی شوند.

  • از آیین‌ های ژاپن تا خوانش آثار رادی

    از آیین‌ های ژاپن تا خوانش آثار رادی

    فریندخت زاهدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر، از تالیف دو کتاب «از آیین تا پرفورمنس در ژاپن» و «خوانش‌های جدید از آثار رادی» خبر داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، زاهدی در گفت‌وگو با ایران تئاتر، توضیح داد: از طریق بنیاد ژاپن بورسیه‌ای به من تعلق گرفت و به مدت دو ماه در این کشور درباره آیین‌های ژاپن تحقیقاتی داشتم. امکاناتی برایم فراهم شد و استادانی نیز با من همکاری داشتند.

    نویسنده «هنریک ایبسن و نمایش معاصر ایرانی» ادامه داد: آیین و آیین‌های شرقی در مسیری که ژاپنی‌ها در طول تاریخ طی کردند و توانستند این عناصر را در آثار نمایشی حفظ کنند برایم بسیار جذاب بود. بنابراین روی این موضوعات کار کردم. این کاری است که در کشور ما انجام نشده و آثار کلاسیک و سنتی را هنوز به شکل موزه‌ای اجرا می‌کنیم. خیلی به ندرت توانستیم المان‌هایی را بگیریم و به صورت ارگانیک در آثار امروز وارد کنیم و مفاهیم جدیدی به این شکل‌های سنتی تزریق کنیم.

    زاهدی افزود: تالیف کتاب «از آیین تا پرفورمنس در ژاپن» نمونه ای است که کم کاریمان را به یاد می‌آورد. این کتاب رو به اتمام است و امیدوارم تا اواخر سال ۹۵ منتشر شود.

    نویسنده «آئین از صحن تا صحنه» از تالیف کتاب «خوانش‌های جدید از آثار رادی» خبر داد و افزود: نوشتن این اثر تقریبا تمام شده است. کتاب همان‌گونه که از عنوانش پیداست خوانش‌های جدیدی از آثار رادی است و به این دلیل که روی آثار رادی کار نشده به آن پرداختم. هنوز آثار این نمایشنامه‌نویس خط به خط خوانده و اجرا می‌شود؛ در حالی که مفاهیم پیچیده‌ای به لحاظ اجرایی، اجتماعی و روانشناختی در این آثار دیده می‌شود که اصلا به آن توجهی نشده است.

    به تازگی نیز کتاب «ساماندهی گروه‌های نمایشی با شیوه‌های مدرن مدیریتی» از زاهدی توسط نشر آیندگان منتشر شده است.

    این کتاب درباره شیوه شکل دادن گروه‌های نمایشی، تقسیم کار و مدیریت در قسمت‌های مختلف است.

    زاهدی درباره ضرورت تالیف این کتاب، گفت: شاهدم افراد جوان پشت سر هم گروه تشکیل می‌دهند و این گروه‌ها از هم پاشیده می‌شود. چون روی یک اصول سیستماتیک و مدیریتی درست پیش نمی‌رود. از این رو ضرورت نوشتن این کتاب را احساس کردم. امیدوارم کتاب به افراد جوان به ویژه در شهرستان‌ها برسد و برایشان مفید باشد.

    وی اواسط تابستان به دعوت دانشگاه ناروپای کلرادو به امریکا سفر می‌کند تا به مدت چهار هفته «مطالعات پرفورمنس» تدریس کند.