برچسب: فریدون جیرانی

  • پوستر «دیگری» رونمایی شد

    پوستر «دیگری» رونمایی شد


    شامگاه چهارشنبه ۲۷ تیر نمایش «دیگری» افتتاح و پوستر این اثر نیز توسط فریدون جیرانی رونمایی شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شامگاه چهارشنبه ۲۷ تیر با حضور جمعی از هنرمندان سینما و تئاتر در تالار حافظ آیین افتتاح و رونمایی از پوستر نمایش «دیگری» توسط فریدون جیرانی کارگردان سینما انجام شد.

    همچنین هنرمندانی چون نسرین مقانلو، رضا یزدانی، محمد متوسلانی، عباس قادری، حبیب اسماعیلی، جمال اسماعیلی و … در افتتاح این نمایش حضور داشتند.

    بازیگرانی که در نمایش «دیگری» ایفای نقش می کنند عبارتند از: خسرو شهراز، توماج دانش بهزادی مهمان از گروه « تئاتر پراکسیس»، نوشین اعتماد، لاله مرزبان و محمد حاتمی.

    از دیگرعوامل این نمایش می توان به مدیر اجرایی: شیرین خشایی، طراح لباس: هلیا شکری، موسیقی: گروه تهران الف، دستیار یک کارگردان: پیمان بلاغی، منشی صحنه: زهرا فراهانی، تهیه کننده: اردشیر رضایی و مشاور رسانه و روابط عمومی علی دهبان اشاره کرد.

    نمایش «دیگری» از ۲۷ تیر تا ۲۵ مرداد ساعت ۲۰:۴۵ در تالار حافظ روی صحنه می‌رود.

    کد خبر 4351473
    فریبرز دارایی
  • فريدون جيرانی درباره نمايش اليور توئيست چه گفت؟

    فريدون جيرانی درباره نمايش اليور توئيست چه گفت؟

    فریدون جیرانی در برنامه 35 که با حضور مهناز افشار بازیگر نقش “نانسی” در تئاتر موزیکال “الیورتوئيست” برگزار شد ضمن تقدیر از “حسین پارسایی” کارگردان و دیگر عوامل این موزیکال گفت: بعد از مدت ها برای دو ساعتی که به دیدن این نمایش بسیار زیبا نشستم همه چیز را فراموش کردم و مسیر تالار وحدت تا خانه را با حال خوش و لذتی که از این تاتر گرفته بودم، رفتم.
    به گزارش تئاتر آنلاین، او با تبریک به تمام عوامل موزیکال الیورتوئيست که این روزها در تالار وحدت روی صحنه است عنوان کرد: موسیقی این کار با رهبری بردیا کیارس و اركستر بادي كارا فوق العاده بود، ضمن اینکه طراحی لباس و صحنه هم بسیار خوب بود.
    این کارگردان و فیلمنامه نویس همچنین با اشاره به بازی “هوتن شکیبا” در نقش “فاگین” گفت: بازی خوب شکیبا من را یاد بازی “ران مودی” در فیلم بسیار معمولی کارول رید انداخت و با اینکه شنیده بودم این تاتر به نوعی برداشتی از این کار بوده، باید بگویم آنچه من دیدم بسیار بهتر از این فیلم معمولی بود.
    او همچنین با اشاره به بازیگران کودک و نوجوانی که در این کار حضور داشتند بازی “محمد شاکری” بازیگر نقش “داجر” را هم مورد توجه برشمرد و این کار را برای بچه ها هم به عنوان مخاطب تئاتر، دیدنی دانست.
    جیرانی طراحی حرکتی را که در این کار انجام شده بود درجه یک دانست و گفت: من در این دو ساعت فقط و فقط لذت بردم ؛ چیزی که این روزها کمتر در کارهای دوستان شاهد هستیم و فکر می کنم مردم به این نوع کارها بسیار احتیاج دارند و باید برای آنها کارهایی ساخته شود که شاد شوند و با حال خوب از سالن سینما و تاتر بیرون بیایند.
    این کارگردان و منتقد سینمایی موزیکال الیورتوئيست را تئاتري کلاسیک و بی ادا دانست و به همه توصیه کرد این نمایش خوب را ببینند و لذت ببرند.

  • ناگفته‌های جیرانی از بروشور تانخورده «دختر لر»

    ناگفته‌های جیرانی از بروشور تانخورده «دختر لر»

    1فریدون جیرانی در ادامه‌ی گفت‌وگویش درباره‌ی واقعیت موجود تاریخ سینمای ایران و دغدغه‌هایش برای آن سخن گفت.

    به گزارش (ایسنا)، در بخش دوم این گفت‌وگو که در آستانه‌ی 21 شهریور ماه روز سینما منتشر می‌شود، ناگفته‌های این هنرمند را درباره‌ی برخی مقاطع تاریخی و ستاره‌های سینما می‌خوانیم.

    ایسنا: چقدر منابع تاریخی موجود به واقعیت تاریخ سینمای ایران نزدیک هستند؟

    جیرانی: من در دهه 70 پیش از اینکه فیلم «قرمز» را بسازم، 10 سال از عمرم را در کتابخانه ملی، دانشگاه تهران و مجلس گذراندم تا گذشته سینمای ایران را بررسی کنم. البته کتاب بسیار مفیدی به نام «تاریخ سینمای ایران» نوشته جمال امید وجود دارد که بسیار مفید هم است اما همان کتاب نشان می‌دهد که مورخ در بخش‌هایی با کمبودهایی روبرو بوده است که نتوانسته منابعی درباره‌ی آنها پیدا بکند تا خلاء‌های موجود در کتابش را پر کند.

    ایسنا: به چه علت این اتفاق افتاده است؟

    چون هیچ مصاحبه جامع و کاملی در گذشته یا حال با سازندگان فیلم و هنرمندان مختلف وجود ندارد. من تلاش کردم تعدادی از هنرمندان گذشته را پیدا کنم و با آنها صحبت کنم اما تا به نقطه گفتگو می‌رسیدیم در بسیاری از نقاط مبهم، از آن مسائل گذر می‌کردند یا در شرایط فعلی ترجیح می‌دادند که به آن اشاره نکنند. در حالیکه در تمام دنیا، فیلمسازان و بازیگران بسیار صریح مصاحبه می‌کنند و همین گفت‌وگوها، سند تاریخی مورخانی می‌شود که درباره آنها می‌نویسند.

    من اگر بخواهم درباره روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین بازیگر زن سینمای ایران که یک مقاله هم درباره آن نوشتم، بنویسم به کجا باید مراجعه کنم؟! جز مصاحبه تصویری آقای تهامی‌نژاد در فیلم «از مشروطیت تا سپنتا» و نظرات پراکنده سامی‌نژاد هیچ اطلاعات دیگری پیدا نمی‌کنید!

    یک بازیگر زن دیگری داریم به نام ایران قادری که از سال 1320 تا 1334 _ 35 ستاره تئاتر ایران بوده است و اگر از آقای انتظامی هم بپرسید ستاره تئاتر ایران چه کسی بوده است؟ او قادری را معرفی می‌کند.

    ایران قادری بعدها در فیلم‌های فارسی، مادر فردین می‌شود و بعد هم در دهه 60 در گمنامی از دنیا می‌رود اما من جایی ندیدم که مصاحبه‌ای با او انجام شده باشد و درباره‌ی زندگی‌اش صحبت کرده باشند. ایران دفتری هم داریم که به اندازه ایران قادری در حوزه تئاتر شهرت نداشته است اما با او هم مصاحبه‌های اندکی وجود دارد.

    ایسنا: شما گویا تحقیقاتی درباره‌ی ستاره‌های زن داشتید؟

    من تحقیقی درباره ستاره‌های زن در سینمای ایران دارم که همه آنها سرنوشت تلخی داشته‌اند. البته یک‌بار به ناصر ملک مطیعی گفتم که ایشان بعد از شنیدن آن به من گفت، مگر بازیگران مرد ایران سرنوشت خوبی داشته‌اند که بازیگران زن سرنوشت تلخی دارند؟!

    از دیدگاه من زنانی که آغازگر بودند، در دوره سختی بازیگری را شروع کردند. ایران قادری، ایران دفتری و … همه بازیگرانی که در سال 1320 از تئاتر شروع کردند و عده‌ای را هم نمی‌توان پیدا کرد. من مدتی نزد خانم لاله تقیان رفتم تا ریشه چند بازیگر را پیدا کنیم که در تئاتر اول کار می‌کردند.

    شاید در تحقیقاتی که از خانم تقیان چاپ نشده اطلاعاتی درباره خانم شارل مارلی گل یا اگر اشتباه نکنم خانم ملوک حسینی باشد، اما من نشانه‌هایی از آنها پیدا نکردم، هیچکس نبوده که درباره زنان آغازگر تئاتر بنویسد.

    البته در حال حاضر نیز از هیچ بازیگر پس از انقلاب که مصاحبه خوبی با او شده باشد، نیست و نسل بعدی که بخواهد تحقیق کند هیچ منبعی ندارد.

    ایسنا: درباره‌ی خبر درگذشت روح‌انگیز سامی‌نژاد و خاطره‌ای که از آن دارید، صحبت کنید؟

    همه فکر می کردند که زمان بسیاری از درگذشت روح انگیز سامی‌نژاد می گذرد، در حالی که او سال 76 فوت کرد. شخصی به من زنگ زد و از درگذشت او خبر داد که من گفتم که مگر او زنده بوده!؟ هنگامی که من به خانه روح انگیز سامی‌نژاد رفتم، تمام میراث او یک نایلون بود که در آن یک جلد شناسنامه، یک بسته سیگار، مبلغ 6 هزارتومان پول و یک بروشورنو نو نو و تا نخورده فیلم « دختر لر» بود. واقعاً دل آدم می‌گیرد که هیچکس نمی‌دانست که اولین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران در این سالها اینجا زندگی می‌کرده و زنده بوده است.

    بسیاری از بازیگران سینما، حرف و تاریخ سینما را با خود به زیر خاک بردند. من بارها به آنها گفته بودم که اجازه بدهید این اطلاعات به نسل‌های دیگر انتقال داده شود، اما بسیاری از آنها به این موضوع توجه نکردند.

    ایسنا: فکر می کنید به چه دلیل آنها صحبت نمی‌کنند؟

    قدیمی‌های معروف، بریده‌اند و سعی می‌کنند که صحبت نکنند، چون معتقدند سالها به آنها بی‌لطفی شده است و دل پرگلایه‌ای دارند. مثل ناصر ملک مطیعی که من یک بار از او دعوت کردم تا به خانه سینما بیاید ودرباره «چهارراه حوادث» صحبت کند و هرچه اصرار کردم موافقت نکرد.

    فردین دق کرد، در حالی که می‌توانست بازی کند. در برنامه تلویزیونی اخیر هفت، بعد از سالها آقای افخمی گفت که اگر به تاریخ سینما مراجعه کنید می‌بینید که بعد از فیلم «گنج قارون» تعداد سینماهای تهران افزایش پیدا کرده است بنابراین نمی‌توان نقش فردین را در تاریخ سینمای ایران انکار کرد اما سالها تلاش شد که این نقش را انکار و حذف کنیم اما نتوانستیم. برای همین بعد از فوت او تشییع جنازه باشکوهی شکل گرفت. او می‌توانست بازی کند، چرا بازی نکرد؟ اگر بازی می‌کرد چه اتفاقی می‌افتاد؟ در سینمای سی سال اخیر که علی بی‌غمی وجود نداشت، می توانست نقش یک پدر را بازی بکند.

    ایسنا:شما با بازی کردن او موافق بودید؟

    من اگر جای مسوولان بودم اجازه می دادم تا همه آن بازیگران بازی کنند. هنگامی که انقلاب شکل گرفت دوره بازیگری «فردین» تمام شده بود. او بیشتر یک تهیه کننده و کارگردان بود تا یک بازیگر موفق؛ ناصر ملک مطیعی نیز بازیگر موفقی بود اما دوران اوج خود را گذرانده بود. نسل در حال عوض شدن بود، دوره ورود سعید کنگرانی و امثال او بود. اگر انقلاب نمی‌شد هم این بازیگران، کم کم به کارگردان و تهیه کننده تبدیل می‌شدند و به این شکل حذف نمی شدند. مگر ایرج قادری که بعد از انقلاب بازی کرد، چه اتفاقی افتاد؟

    یک فیلم بد در کارنامه بازیگری، تمام فیلم‌های خوب او را از بین می‌برد و یک فیلم خوب در کارنامه بازیگر تمام فیلم‌های بد او را از بین می‌برد. تماشاگران همیشه به آخرین اثر یک بازیگر نگاه می‌کنند. بسیاری از بازیگران زن از جمله خانم کتایون، شهلا ریاحی، آفرین بازی کردند چه اتفاقی افتاد؟ باید اجازه می‌دادیم که بازی کنند. دوران عوض شد، دوران این بازیگران نبود و اگر ما اجازه بازی به آنها می‌دادیم آنها خانه نشین نمی‌شدند و شرایط روحی بدی را پشت سرنمی‌گذاشتند و خودشان متوجه می‌شدند که با زمان تطبیق پیدا نمی‌کنند چون زمان بازیگران و فیلمسازان دیگری است.

    ما نسلی را از رشد طبیعی خود محروم کردیم. در همه جای دنیا هم می‌بینید که بازیگری که مطرح است، در نقطه‌ای متوقف می‌شود چون دوره‌ی او تمام می شود، به کار دیگری روی می‌آورد.

    ایسنا: چرا ستاره‌های جدید این سالها هم خیلی زود کنار رفتند؟

    به عقیده من زود و تلخ است که در مورد ستاره‌های بعد از انقلاب صحبت کنیم، باید در آینده به آنها بپردازیم.

    ایسنا:به نظر شما آیا در سال‌ها اخیر اصلاً ستاره داشتیم؟

    از دهه 70 به بعد ستاره‌سازی در ایران رشد پیدا کرد مثلا با فیلم «عروس» نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب ستاره می‌شوند. در دوره اصلاحات، عکس هنرپیشه‌ها و ستاره به روی جلد مجله‌ها و روزنامه‌ها کار شد که پیش از دهه 70 این اتفاق نمی‌افتاد. هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، محمد رضا گلزار، ابوالفضل پورعرب را داریم که دوران کوتاهی داشتند.

    ایسنا: اما هیچکدام به شهرت برخی ستاره‌های سال‌های قبل نرسیدند و هنوز در برخی نظرسنجی‌ها آنها جلوتر هستند؟

    شرایط آن زمان با حالا فرق می‌کند. دولت در شرایط این زمان بسیار دخالت می‌کند و جریان منتقدی در این مساله فعال است چون همیشه ستاره‌سازی در سینمای پس از انقلاب زشت بوده است. ستاره از رشد طبیعی در سینما برخوردار نبوده است در حالی که پیش از انقلاب ستاره از رشد طبیعی برخوردار بوده است و مردم بابت او پول پرداخت می‌کردند که وارد سینما شوند و اگر فیلم فروش پیدا نمی‌کرد دستمزد ستاره هم پایین می‌آمد در حالی که امروز چنین نیست. در سالهایی که مطبوعات به ستاره‌ها پرداختند که هنوز هم می‌پردازند، ستاره‌سازی شکل طبیعی نداشته است، به عنوان مثال گلزار گاهی اجازه‌ی کار دارد و گاهی اجازه ندارد و این نشان دهنده یک شرایط غیرعادی است. من کاری به خوب یا بد بودن هیچ بازیگری ندارم. جمشید هاشم‌پور با فیلم «تاراج» و سر بی‌مو معروف شد اما بعد از این موفقیت مدتی بود،اجازه ندادند بدون مو بازی کند. به او گفتند باید با مو بازی کند و در فیلم‌های اکشن نیز بازی نکنی، به عبارتی جلوی بازی او را گرفتند. این داستان در ایران سال‌های اخیر شکل طبیعی نداشته است اما بهروز وثوقی و فردین در آن زمان یک مسیر طبیعی را طی کردند، فردین از صفر شروع کرد و از«گنج قارون» به «مرد هزار لبخند» رسید.

    ایسنا: فکر می‌کنم شما از معدود کارگردانی هستید که با بسیاری از بازیگران کار کرده‌اید؟

    من زمانی با این بازیگران کار کردم که ستاره نبودند، زمانی که من با محمدرضا گلزار کار کردم او هنوز ستاره نشده بود، او دو فیلم بازی کرده بود که هنوز اکران نشده بود، من با گلزار سر صحنه فیلم «زمانه» آشنا شدم و با او در فیلم « شام آخر» قرارداد بستم. «قرمز» سومین فیلم هدیه تهرانی بود که با من کار کرد. اولین فیلمی که محمد رضا فروتن در آن نقش اول داشت «مرسدس» بود و دومین فیلمی که او نقش اول داشت فیلم «قرمز» بود که با من کار کرد. این بازیگران چهره هایی بودند که کارهای اول یا دوم خود را با من انجام می دادند و بعدها که ستاره شدند دیگر با هم کار نکردیم.

    ایسنا:با بهرام رادان چطور؟

    من با بهرام رادان کار نکردم، البته خیلی دوست داشتم که با او کار کنم و یکبار هم رفتیم که با هم کار کنیم که نشد..

    ایسنا: تا چه انداز تحقیقاتی که درباره‌ی سینمای ایران انجام دادید،ثبت تاریخی شده است؟

    اولین نشریه سینما، نشریه‌ای به نام «سینما و نمایشات» بود که من در تاریخچه کتابخانه‌ها خوانده بودم که شماره دو این مجله را فقط در کتابخانه دانشگاه تهران می‌توان پیدا کرد. فکر می‌کنم سال 72 بود که به کتابخانه دانشگاه تهران رفتم و مجله «سینما و نمایشات» را درخواست کردم، متصدی کتابخانه به من گفت نمی‌دانم کجا می‌توان آنرا پیدا کرد و یک سری نشریات هنری را به من نشان داد و گفت اگر در بین این‌ها بگردی شاید بتوانی آن چیزی را که می‌خواهی پیدا کنی؟ در آن زمان هنوز دوران اصلاحات نشده بود. من دو روز از صبح در کتابخانه دانشگاه تهران و در بین آن نشریات گشتم تا توانستم آنرا پیدا کنم، از آن کپی گرفتم و نسخه از آن را برای حفظ به مجله «فیلم» دادم.

    ایسنا:فکر می کنم این سرنوشت درباره فیلم‌ها نیز وجود داشته باشد؟

    پیش از انقلاب فیلم‌خانه تلاش کرد که بسیاری از نسخه‌های فیلم‌ها را خریداری یا آنها را درست کند، بعد از انقلاب نیز با تلاش آقای خوشنویس،خانم طاهری، غلام حیدری و آقای مطمئن‌زاده که در فیلم‌خانه بودند سعی کردند نسخه‌های این فیلم‌ها را جمع‌آوری کنند و فیلم‌ها را درست کنند اما بسیاری از نسخه‌ها همچنان گم است که بیشتر به قبل از انقلاب مربوط می‌شود. بعد از انقلاب هم بسیاری از نسخه‌های فیلم ناقص است. اولین فیلم پس از انقلاب فیلم «فریاد مجاهد» است که امیدوارم فیلم‌خانه نسخه‌ی خوبی از آن را داشته باشد، چون نسخه‌ای که در شبکه ویدئویی است، نسخه بسیار بدی است.

    ایسنا: یعنی بسیاری از فیلم‌هایی که نسخه آن در دسترس نیست احتمالاً به پیش از انقلاب برمی گردد؟

    بسیاری از فیلم‌های پیش از انقلاب وجود ندارد، یک سری کامل از فیلم‌های 16 میلیمتری که به هیچ وجه وجود ندارد.

    ایسنا: بنابراین آرشیو سینمای ایران، آرشیو ضعیفی است؟

    بله، همین طور است.

    ایسنا: زمانی، موزه سینما فیلم‌ها را جمع‌آوری می‌کرد، فکر می‌کنم باید جایی برای جمع‌آوری این نسخه‌ها متولی شود!

    از سال 64 به بعد تلویزیون از جشنواره فیلم فجر فیلم می‌گرفت ،زمانی در برنامه «هفت» تلاش کردم که این فیلم‌ها را نمایش بدهم که متاسفانه آرشیوی در این زمینه وجود نداشت و این بسیار تلخ بود که تاکنون جشنواره فیلم فجر را در تلویزیون آرشیو نکرده‌اند، در حالی که از مراسم اختتامیه هر سال فیلمبرداری شده است اما من فقط چند برنامه اختتامیه را با نامه‌نگاری و ارتباط، دستور توانستم پیدا کنم.

    در همه دنیا یک آرشیو درست و حسابی وجود دارد. اینجا آرشیوی از برنامه‌های قبل از انقلاب هم وجود ندارد. نمی‌دانم یعنی هیچکس ذهنیتی از آرشیو نداشته است که برای این فیلم‌ها آرشیو درست کند! به خاطر دارم در تلویزیون مسئول آرشیو در حین مرور برنامه‌ها یک مصاحبه مسعود کیمیایی را که در برنامه «سینما سینما» ی سال 1356 انجام شده بود و درباره «سفر سنگ» صحبت کرده بود را پیدا کرد و به من نشان داد و با هماهنگی آقای ضرغامی از برنامه‌ی «هفت» پخش کردیم.

    در صدا و سیما فیلم‌های بسیاری وجود دارد اما آنقدر اوضاع آشفته‌ای دارد که برنامه‌ها را به سختی می‌توان پیدا کرد یا اصلاً نمی‌توان چیزی را پیدا کرد و اگر بخواهید چیزی را پیدا کنید باید یکسال از زمانتان را برای گشتن در بین اطلاعات صرف بکنید. بنیاد سینمایی فارابی هم از بسیاری از مراسم فیلم گرفته است که نمی‌توان آن را پیدا کرد، بسیاری از بولتن‌ها را هم آرشیو نکرده‌اند.

    به خاطر دارم هنگامی که دراوایل انقلاب برای فیلم «آفتاب نشین‌ها» به وزارت ارشاد رفته بودم، حجم بسیار زیادی بولتن را جلوی در انبار پیدا کردم که در بین آنها بولتن جشنواره فیلم تهران هم بود و برای خودم جمع‌آوری کردم. همه را در بین زباله پیدا کردم که واقعاً جای تاسف دارد.آرشیو کتابخانه‌ها هم ناقص است و اگر مجموعه کتابخانه ملی، دانشگاه تهران و مجلس را با هم جمع کنیم، شاید بتوان یک مجموعه را جمع‌آوری کرد.

    در یک مقطعی به همراه رسول صدرعاملی برای تحقیق درباره‌ی انقلاب به یک کتابخانه در پاریس رفتیم. آنجا لیست کاملی از فیلم‌های انقلاب در اختیار ما قرار دادند و ظرف 10 دقیقه فیلمی که مد نظر ما بود را دراختیارمان قراردادند، فکر نمی‌کنم بتوان چنین آرشیوی را با این سرعت عمل در ایران پیدا کرد. شما اگر در کتابخانه مجلس بدنبال یک اثر باشید، شاید متصدی کتابخانه مجبور شود بارها و بارها بگردد تا آن را پیدا کند که سرآخر هم پیدا نمی‌شود و خودت مجبور به گشتن می شوی تا بتوانی آن را پیدا کنی.

    ایسنا: پس با این حساب باید قید تاریخ سینمای ایران را زد؟

    نه، نسل جدید شروع به نوشتن تاریخ سینمای ایران کرده‌اند، مجلات بعد از انقلاب نیز نسبت به پیش از آن بهتر به سینمای ایران پرداختند، مصاحبه‌هایی که بعد از انقلاب انجام شده کاملتر و دقیق تر از مصاحبه‌های پیش از انقلاب هستند.مصاحبه‌های پیش از انقلاب بیشتر با هنرپیشگان سینما بوده و حالت ژورنالیستی و عوام پسندانه داشته که بعد از انقلاب بهتر شده است. البته رشد سایت‌ها و فضای مجازی باعث شده است، آنها نقش بسیار مهمی در این زمینه داشته باشند. البته آنچه امروز از هنرمندان گذشته وجود دارد ناقص است، مثلا بخش تئاتر در کتاب «آقای بازیگر» وجود ندارد.

    ایسنا: فکر می کنید مستنداتی که در این زمینه کار شده چقدر می تواند موثر باشد مانند مستندی که درباره آقای انتظامی ساخته شده است؟

    در این زمینه از ماخذ موجود استفاده می‌کنند که چندان کامل نیست و بازیگر هم در مستند کمتر درباره خودش صحبت می‌کند. مثلا درباره‌ی فیلم «قیصر» باید به یک موضوع تاریخی اشاره کنم. نسخه فیلم « قیصر» یکبار مونتاژ شده است. گویا پیش از اکران نسخه‌ای از این فیلم در استودیو« ایران فیلم» برای عده‌ای به نمایش گذاشته می‌شود که عده‌ای در آن نشست، معتقد بودند فیلم بدی است و فروش نخواهد کرد. من از مسعود کیمیایی و عباس شباویز و حتی مازیار پرتو سوال کردم که نسخه اولی که به نمایش درآمد و همه معتقد بودند که این فیلم فروش نمی‌کند کدام نسخه بوده است و هیچکس درباره «قیصر»ی که توقیف شده است توضیح نداده است که چه چیزی به پلان آخر فیلم اضافه شده است.

    ‌ایسنا: مسعود کیمیایی در این باره گفته است که حکومت می‌خواسته که قیصر در پلان آخر از قطار پیاده شود

    حکومت معتقد بود که مامور پلیس باید قیصر را پیدا می کرده است تا او دستگیر شود. ظاهراً در پلان آخر نسخه‌ی اول قبل سانسور، پلیس نمی‌رسد.درباره‌ی فیلم‌های دیگر هم همین‌طور، من اخیراً در مصاحبه مفصلی که با علی عباسی تهیه‌کننده درباره سانسورهای فیلم «رضا موتوری» داشتم، چیزی به خاطر نمی آورد در حالی که من خوب به خاطر دارم در اکران عمومی در برخی از دیالوگ‌ها روی نگاتیو خط کشیده بودند. اما او یادش نبود و حافظه نداشت. من فکر می‌کنم چون یادداشت روزانه نداریم این چنین می‌شود، همه آدمها در دنیا یادداشت روزانه دارند که کمک می‌کند تا بسیاری از اتفاقات در خاطره افراد بماند، این کار را اسدالله اعلم انجام داده است که در تاریخ ما بی نظیر است.

    ایسنا: در حال حاضر چیزهایی را که متناسب با موقعیت و به نفع شان نیست را تغییر می دهند!

    بله!برخی چیزها خاطره است که هنگامی که با افراد صحبت می‌کنید آنها را به نفع خودشان تغییر می‌دهند، منوچهر کی مرام کتابی به نام «رفقای بالا» نوشته است، او بخشی از کتاب را درباره خودش نوشته است که با واقعیات مغایرت دارد. به عنوان مثال اگر شما خبری درباره عباس شباویز، خانی و من بنویسی که قصد ساختن فیلمی را داشته‌ایم، عباس شباویز و خانی که فوت کرده‌اند پس شما چطور می‌توانی مطمئن شوی که من تا چه اندازه دراین باره درست گفته‌ام؟! بنابراین عده‌ای بسیاری از خاطرات را، بعد از مرگ عده دیگر به نفع خودشان مصادره کرده‌اند. مگر این که در این زمینه مطالعه و تحقیق شود تا بتوان نتیجه‌گیری کرد..

    ایسنا: شما خودتان گفت‌وگوهای مفصلی داشته‌اید. آیا از این، گفت وگوها استفاده کرده‌اید؟

    متاسفانه نشد که از این گفت‌وگوها استفاده کنم، من با «ایرن» گفت‌وگوی مفصلی انجام دادم که متاسفانه نتوانستیم چاپ کنیم.

    ایسنا:نتوانستید یا نشد؟

    شاید بخشی من تنبلی کردم، در قسمتی شرایط مناسب وجود نداشت، این کتاب در دست ناشر است که به تنظیم نهایی نیاز دارد.

    ایسنا:با چه کسانی مصاحبه کرده‌اید؟

    من با افراد زیادی مصاحبه کردم که بسیاری از آنها را در جایی استفاده نکرده‌ام، مصاحبه من با فردین بیش از آن چیزی است که چاپ شد، با ناصر ملک مطیعی نیزمصاحبه مفصلی دارم که چاپ نشده است، با آقای ورجاوند اولین معاون سینمایی وزارت ارشاد مصاحبه خوبی انجام داده‌ام که در حال حاضر از دنیا رفته است و تا کنون هم در جایی از آن استفاده نکرده‌ام و نتوانستم کتاب آن را هم چاپ کنم.

    ایسنا: تصمیم ندارید از آن‌ها استفاده کنید؟

    علاقه‌مندم که این کارها به سرانجام برسند اما چون در کار تحقیقی و کتاب درآمد نیست و برای آن باید زمان بسیاری صرف کرد بنابراین از زندگی روزانه خود جا می‌مانم بنابراین بسیاری از کارها در زندگی روزانه نیمه تمام می‌ماند.

    امید روحانی هم آرشیو غنی و بی‌نظیری دارد که زمان رسیدگی به آن را پیدا نکرده است. من معتقدم باید این آرشیو را به نسل جوان‌تری که علاقه مند است تحویل بدهیم چون آنها دوست دارد از این منابع استفاده کند. من آرشیو بسیار خوبی از یادداشت‌ها و بریده‌های روزنامه‌ها را که تا سال 84 جمع‌آوری کرده‌ام، داشتم اما بعد از مدتی که دیگر فضای نگه داری از آنها را نداشتم جمع‌آوری آن را محدود کردم.

    ایسنا نمی‌توانید این آرشیو را به موزه سینما بدهید تا از آن نگه‌داری کند؟

    موزه سینما خودش تمام روزنامه‌ها را دارد، این آرشیو را باید در اختیار کسی قرار بدهم که از آن استفاده کند، مرکزی که علاقه‌مندان بتوانند به آن مراجعه کنند و از این اطلاعات استفاده کنند.

    سال 63 مطالبی را از انجمن سینماداران گرفته‌ام که هنوز هم آن را دارم اما نتوانستم خودم از آن استفاده کنم. فیلم‌نامه نویسی و کارگردانی کاروقت گیری است. من مدتی است که تصمیم دارم فصل اول کتابم را که درباره تاریخ سینمای ایران است دربیاورم که وقت نمی‌شود.

    ایسنا: شما تاکنون کتابی منتشر نکردید؟

    من تا کنون بیشتر مقاله و مصاحبه داشته‌ام اما کتاب نداشته‌ام. پنج سال است که چاپ این کتاب را پی گیری می کنم که تا کنون فرصت نکرده‌ام آن را به سرانجام برسانم.

  • ناگفته‌های جیرانی از «هفت»

    ناگفته‌های جیرانی از «هفت»

    اکثر مجریانی که به یکباره از برنامه‌های تلویزیون کنار گذاشته می‌شوند، ترجیح می‌دهند تا مدت‌ها خاطرات‌شان از آن برنامه و دلایل کنار گذاشته شدن‌شان را رسانه‌ای نکنند؛ فریدون جیرانی هم یکی از این افراد بود که خودش تهیه‌کنندگی برنامه «هفت» را هم برعهده داشت اما به یکباره و با بالاگرفتن چند اعتراض و انتشار یکی دو نامه از این برنامه کنار گذاشته شد.

    جیرانی تاکنون جز در چند مورد کوتاه درباره تنها برنامه سینمایی چند سال اخیر تلویزیون صحبت نکرده است اما این‌بار در گفت‌وگو با ایسنا، ترجیح داده بخشی از دلایل جدایی‌اش از برنامه «هفت» را بازگو کند و در کنار آن به پرسش‌هایی درباره برخی حواشی‌اش مانند اعمال نظر مدیران سازمان صدا و سیما در برنامه، گزارش فریماه فرجامی، رابطه‌اش با مسعود فراستی، عصبانی شدنش روی آنتن زنده در یکی از برنامه‌ها و البته درباره بازگشت مجددش به تلویزیون صحبت کند.

    خبرنگار: آقای جیرانی! شما الان «من مادر هستم» را در حال اکران دارید و طبیعتا برنامه «هفت»، نقدی را به این فیلم اختصاص می‌دهد. به عنوان کارگردان فیلم، طبق روالی که خودتان گذاشته‌اید، در برنامه شرکت خواهید کرد؟

    فریدون جیرانی: هنوز برای شرکت در «هفت» به من زنگ نزده‌اند. من آخرین باری که آقای گبرلو را دیدم ماه رمضان در مهمانی انجمن سینمای دفاع مقدس بود که ایشان به من گفت «به هفت می‌آیی؟» و من هم چون نمی‌خواستم در مهمانی حرفی بزنم، گفتم که «بله می‌آیم» اما پس از آن خبری نشد. تا اینکه چند وقت قبل آقای گبرلو با من تماس گرفت و گفت که می‌خواهیم درباره بحران سینما صحبت کنیم و من را دعوت کرد که به عنوان کارشناس به برنامه بروم اما گفتم اساسا دیگر علاقه‌ای ندارم درباره هیچ بحرانی حرف بزنم؛ چه برسد به بحران سینما!

    خبرنگار: برای نقد فیلم خودتان چه؟ به برنامه می‌روید؟

    جیرانی: من به شدت آقای ضرغامی (رییس سازمان صدا و سیما) را دوست دارم و برایش احترام قائلم. ایشان در آن دو سالی که اجرای «هفت» بر عهده من بود، خیلی پشت تیم ما ایستاد اما در هر صورت با همه این احوالات با خودم قرار گذاشته‌ام که در هیچ برنامه زنده‌ای شرکت نکنم.

    خبرنگار: اما چند وقت قبل خبر غیررسمی منتشر شده بود که قرار است برنامه‌ای سینمایی را در یکی از شبکه‌های تلویزیون (به غیر از شبکه سه) روی آنتن ببرید…

    جیرانی: قویا این را تکذیب می‌کنم؛ چراکه اصلا هیچ پیشنهادی برای اجرای برنامه زنده درباره سینما در هیچ شبکه‌ای به من داده نشده است. البته اگر هم چنین پیشنهادی بشود با تمام احترام و علاقه‌ام نسبت به آقای ضرغامی، قبول نمی‌کنم.

    خبرنگار: کمی درباره اتفاقات 7، 8 ماه آخر برنامه که به جدایی‌تان از «هفت» منجر شد، صحبت کنیم. اگر اشتباه نکنم، پیش از آن اتفاقات، اتاق فکر برنامه اختلاف نظرهای جدی با شما و مباحث مطروح در برنامه داشت.

    جیرانی: آن اوایل اتاق فکر «هفت» فقط به کلیات وارد می‌شد و به جزییات کاری نداشت و این خود ما بودیم که جزییات برنامه‌ی روی آنتن را مشخص می‌کردیم اما چندی بعد، جرقه اولین مشکلات جدی با اتاق فکر زده شد و آن‌ها در سال اول برنامه «هفت» یک بار تصمیم گرفتند، مجری را عوض کنند اما آقای ضرغامی مانع شد. پس از آن ما دیگر به اتاق فکر نرفتیم و نمایندگانی تعیین شدند که ما فقط با آنها در ارتباط باشیم.

    خبرنگار: هفته‌هایی، برخی موضوعات یا اظهارنظرها در «هفت» باعث می‌شد شائبه‌هایی درباره دیکته شدن مواردی از سوی اتاق فکر یا رده‌های بالاتر سازمان دهان به دهان بچرخد. مثل اینکه درباره فیلمی نقدِ تندی نشود یا اعمال نظرهایی در دعوت مهمانان به استودیو؟

    جیرانی: همانطور که گفتم، اتاق فکر نگرشی کلی به برنامه «هفت» داشت که البته این نگرش کلی هم از سلیقه‌های افراد داخل اتاق نشأت می‌گرفت. واقعا اگر ما می‌خواستیم همه سلیقه‌های اتاق فکر را در برنامه دخالت بدهیم، اصلا نمی‌توانستیم «هفت» را روی آنتن ببریم! در واقع من به عنوان مجری و تهیه‌کننده سعی می‌کردم جاهایی از زیر یکسری حرف‌ها دربروم. البته بعضی وقت‌ها نتوانستم آنچه را که می‌خواهم کامل اجرا کنم اما تمام سعی‌ام را کردم. ولی باید اینجا این پرانتز را باز کنم که اتاق فکر پیشنهاداتش کلی بود و هیچ وقت پیشنهاد جزئی درباره‌ی اینکه فلان کار بشود، نداد. پیشنهاداتی که بعضی وقت‌ها می‌شد، درباره‌ی این بود که این کار نشود؛ مثلا ما می‌خواستیم درباره‌ی خانه سینما و اتحادیه تهیه‌کنندگان جدید، میزگرد بگذاریم، که مخالفت شد.

    خبرنگار: آیا اتفاق افتاده بود که مدیران رده بالای صدا و سیما با توجه به حساسیت جامعه نسبت به سینما، بگویند این کار را انجام بده یا آن فیلم را نقد نکن و مسائلی از این دست؟

    جیرانی: اصلا این طور نبود. نکته مهم برنامه «هفت» در دوسالی که اجرا را برعهده داشتم، این بود که هیچ چیز از بالا به ما دیکته نشد. حتی جالب است بدانید درباره برنامه نقد فیلم «ملک سلیمان» تنها به ما گفتند که هوایش را داشته باشید اما این داشتن هوای فیلم به این معنا نبود که آن را نقد نکنیم. همانطور که دیدید، منتقد برنامه تندترین انتقادها را به «ملک سلیمان» کرد. یا مثلا «عصر روز دهم» یا «شکارچی شنبه» هم جزو فیلم‌هایی هستند که تلویزیون خیلی دوست‌شان دارد اما اگر یادتان باشد اتفاقا این دو فیلم جزو فیلم‌هایی بوده است که منتقد برنامه آنها را تا حدی کوبید.

    در واقع بگذارید سوال‌تان را اینگونه پاسخ بدهم؛ دوستان و مدیران صدا و سیما طوری رفتار نمی‌کردند که برای اجرای برنامه و روند آن مشکل ایجاد شود. فقط گاهی حذف می‌کردند. یعنی چه؟ مثلا می‌گفتند فلانی را نیاورید اما اصلا نمی‌گفتند که برای بحث امشب‌تان فلان آقا را دعوت کنید. یا حتی در کل مدت دو سالی که برنامه دست من بود، یک بار هم نگفتند فلان فیلم را نقد کن یا نکن.

    خبرنگار: با این تفاسیر، فکر می‌کنید برنامه «هفت» با اجرای فریدون جیرانی و آن هم در حالی که رییس صدا و سیما پشت‌تان بود، چگونه به حاشیه کشیده شد؟

    جیرانی: این پرسش خیلی مهمی است و پاسخ‌های کاملی می‌طلبد اما به اختصار می‌گویم مشکل اصلی ما این بود که بین دو تفکر مانده بودیم و نمی‌خواستیم به یک سمت گرایش پیدا کنیم؛ دو تفکری که انتظار داشتند به نفع آنها موضع‌گیری روشن داشته باشیم، و همین هم گاهی به ما لطمه می‌زد. یک تفکر که «هفت» را به شکل یک روزنامه زرد می‌خواست تا مسائل سینما به سرعت میان مردم برود، و تفکر دیگری که می‌خواست «هفت» خیلی تخصصی‌تر از این‌ها باشد؛ در حالی که ما ترجیح داده بودیم در میانه‌ی این دو بایستیم.

    خبرنگار: فکر می‌کنم هر دو این تفکرهایی که گفتید، برنامه را، هم از جهت زرد و عمومی بودن و هم از جهت تخصصی بودن، با «90» مقایسه می‌کردند. چرا «هفت» هیچ وقت نتوانست مثل «90» یک نگاه چالشی به رویدادهای سینمایی داشته باشد؟ یک‌سری می‌گویند این به نگاه حمایتی مدیر سابق شبکه 3 باز می‌گشت که باعث شده بود عادل فردوسی‌پور دستش برای تندترین انتقادها هم باز باشد و یک‌سری دیگر، مسائل سینما و فوتبال را ماهیتا متفاوت می‌دانند.

    جیرانی: اول این را تاکید کنم که مدیر شبکه خیلی انسان شریفی بود و من هم ایشان را بسیار دوست دارم اما در هر صورت او اصلا سینما را نمی‌شناخت، پس نمی‌توانست در هیچ جلسه‌ای از آن به صورت تخصصی دفاع کند. در حالی که آقای پورمحمدی در فوتبال تا حدی متخصص است و می‌تواند از بحث‌های مجری 90 دفاع کند.

    اما این مشکل برنامه ما نبود. می‌خواهم بگویم ما به عنوان سینماگر و «هفت» به عنوان یک برنامه سینمایی در عرصه‌ای کار می‌کنیم که وابستگی‌های ایدئولوژیک دارد اما آیا شنیده‌اید که فوتبال، پاس ایدئولوژیک،‌ داور ایدئولوژیک یا مثلا شوت ایدئولوژیک داشته باشد؟! خیر. این فرق مهم برنامه «هفت» با نود بود اما کمتر کسی به آن توجه می‌کند.

    یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن این است که بالاترین انتقاد برنامه نود نهایتا به دولت باز می‌گردد. ما هم در «هفت» می‌توانستیم از دولت انتقاد کنیم اما بالاخره در جایی باید می‌گفتیم که مثلا «جدایی نادر از سیمین» فیلم خوبی است. در حالی که خیلی‌ها انتظار دارند شما بر اساس یک رویکرد ایدئولوژیک، مسائل داخل فیلم‌ها را تحلیل کنید و این روند کار ما را سخت می‌کرد.

    خبرنگار: برنامه شما در طول دو سال اجرای آن، حواشی مختلفی به دنبال داشت. یکی از این حواشی به برنامه‌ای مربوط بود که یک گزارش از فریماه فرجامی پخش شد و روز بعدش خیلی به شما انتقاد کردند که چرا چنین چیزی را در تلویزیون نمایش دادید. واقعا این برنامه چه اتفاقی افتاد؟

    جیرانی: در آن برنامه‌ی خاص، بیش از آنکه ما از موضوع بحث ضربه بخوریم، بیشتر از گزارشی ضربه خوردیم که در عنوان آن «کودتا در کانون کارگردانان» آمده بود. واقعا من تا قبل از آنکه داخل استودیو شوم، آن گزارش را ندیده بودم، وگرنه اجازه پخشش را نمی‌دادم و یا حتی می‌گفتم این عنوان باید از روی گزارش برداشته شود. در همان برنامه یکی از اعضای اتحادیه تهیه‌کنندگان هم مهمان ما بود و در واقع آن گزارش به علاوه این مهمان برای برخی سوء تفاهم ایجاد کرد.

    خبرنگار: مقصودم بیشتر گزارش حال و روز فریماه فرجامی است که اگر اشتباه نکنم خودتان گرفته بودید.

    فریدون جیرانی: بله، آن گزارش را خودم گرفته بودم و اتفاقا داغِ داغ به استودیو آوردم. ما ساعت چهار و نیم بعدازظهر از خانه خانم فرجامی بیرون آمدیم و به استودیو رفتیم و دوستان فیلم‌های گرفته شده را تدوین کردند. این کار تا زمان شروع برنامه ادامه داشت. من هم آنقدر مسائل مختلف پیش آمد و کارها گره خورد که وقت نکردم مصاحبه خانم فرجامی را ویراستاری کنم. اگر مصاحبه ویراستاری می‌شد، واقعا آن مشکلی که دوستان می‌گفتند، به وجود نمی‌آمد. فکر می‌کنم در این زمینه اشتباه از من بود.

    خبرنگار: یکی دیگر از حواشی «هفت»، برنامه‌ی آخری بود که در آن برنامه گویا عوامل پشت دوربین، سوال را با شما چک نکرده بودند و شما هم پس از اولین باری که سوال برنامه پخش شد مبنی بر این‌که شما کدام در عرصه موفق بوده‌اید، کاملا معلوم بود که عصبانی شده‌اید. داستان آن برنامه چه بود؟

    جیرانی:سوال برنامه این بود که جیرانی را در کدام پوزیشن می‌پسندید؟ اشتباه دوستان این بود که سوال را با من چک نکردند و در واقع می‌خواستند به نوعی سورپرایزم کنند. واقعا در آن برنامه زنده آنقدر از سوال جا خوردم که نتوانستم خودم را کنترل کنم و عصبانی شدم. معتقدم این بزرگترین اشتباهم در مدت اجرای برنامه «هفت» بود.

    خبرنگار: درباره مسعود فراستی، خیلی‌ها فکر می‌کردند پس از خروج نه چندان جالب فریدون جیرانی از برنامه «هفت»، او هم به عنوان پای ثابت برنامه جای خود را به فرد دیگری بدهد اما فراستی از همان برنامه اول پس از تغییر شما باز هم به عنوان منتقد ثابت به استودیو می‌رفت.

    جیرانی: ببینید من با مسعود فراستی هیچ وقت مشکلی نداشتم و اتفاقا می‌دانستم پس از رفتن من او در برنامه باقی خواهد ماند اما در هر صورت با من تماس گرفت و گفت که پیشنهاد داده‌اند به عنوان منتقد، باز هم به «هفت» بروم و من هم به او با تاکید گفتم که برود. الان هم رابطه‌ام با مسعود فراستی خیلی خوب است و با هم هیچ مشکلی نداریم.

    خبرنگار: به عنوان پرسش پایانی، با آن نوع کنارگذاشته شدن‌تان، الان جمعه شب‌ها برنامه را می‌بینید؟

    جیرانی: بله. کم و بیش می‌بینم.

    خبرنگار: چطور است؟ فرقی کرده؟

    جیرانی: سعی کرده‌ام درباره کیفیت «هفت» در دوره فعلی نظری ندهم و اتفاقات را به دست فراموشی بسپارم.

  • جیرانی: سئوالاتم از ده نمکی باعث حذفم شد

    جیرانی: سئوالاتم از ده نمکی باعث حذفم شد

    فریدون جیرانی که به هنگام کنار گذاشته شدن از اجرای برنامه «هفت» از این مساله سخن گفته بود که حالا حالاها درباره این حذف سخن نمی گوید بالاخره بعد از مدتها قفل سکوتش را شکسته و در گفتگو با «نسل امروز» از جریاناتی سخن گفت که به حذف او از این برنامه منجر شد.

    در این گفتگو که با همکاری هدی ایزدی و شهرام زمانی انجام شده جیرانی از این مساله سخن گفته که ضرغامی پشت برنامه «هفت» ایستاد اما این را نگفته که چطور میشود رییس یک ارگان حامی زیرمجموعه خود باشد اما آن زیرمجموعه به بدترین شکل ممکن حذف شود!

    شبکه ایران بخشهایی از مهمترین گفته های جیرانی درباره مشکلات مربوط به جدایی اش از «هفت» و به خصوص تعارفهای مرسوم در شیوه مدیریت ایرانی که به هیچ کس به صراحت نمی گویند چه مشکلی با وی دارند را در ادامه ارائه کرده است:

    «هفت» به ضرر من تمام شد
    یک دست از نگاه ها معتقد بودند که برنامه، سفارشی از تلویزیون است و قرار است خواسته های یک نوع تمایلات در سینما را دنبال کند. دسته دیگر نگاه ها، معتقد بودند که جیرانی که نه برنامه و نه فیلم ارزشی دارد، می خواهد چه کند؟ به هر حال در نگاه این دوستان، جیرانی کسی بود که «قرمز» و «شام آخر» و سه گانه «ستاره ها» را ساخته بود و مشروعیتی برای اجرای یک برنامه سینمایی در تلویزیون را نداشت. در اصل از هر دو سو مورد فشار و بی اعتمادی بودیم.

    ما از حمایت بسیار بسیار زیاد آقای ضرغامی برخوردار بودیم. چون ضرغامی آدمی است که عاشق سینماست و خیلی پشت برنامه ایستاد. یک ماه قبل از اینکه از برنامه بیرون بیایم، در جلسه ای به دوستان گفتم کسانی که مجری می شوند، برنامه شان، پله ترقی می شود. اما برای من نه تنها پله ترقی نشده، بلکه پله شکستم هم شده. این برنامه به ضرر من شده و مثل دیگران باعث نشده که از طریق این برنامه، چند تا فیلم و سریال هم بگیرم و کار کنم.

    آقای ضرغامی تا آخرین لحظات، حامی برنامه بود
    دقیقا در دوره ای که توانسته بودیم حداقل به تناقضات درونی خودمان در مورد کیفیت و کمیت و مردمی بودن و تخصصی بودن فائق آییم (در مورد تناقضات بیرونی نمی گویم)، با مخالفت جریان هایی از داخل تلویزیون روبه رو شدیم که دیگرشیوه جدید برنامه را نمی پسندید. این مخالفت ها در انتهای سال پیش به اوج خود رسید و به هر حال به شکلی روشن شد که عده ای دوست ندارند برنامه «هفت» به این شیوه روی آنتن برود. احساسشان هم این بود، که اگر برنامه با همین فضا جلو برود، نیازها و خواسته هایشان تامین نخواهد شد.

    البته تاکید می کنم که این خواسته عده ای بود و نه همه تلویزیون. مثلا مدیر شبکه سوم سیما، آقای پورمحمدی، اصلا مخالف برنامه نبود. آقای ضرغامی تا آخرین لحظات، حامی برنامه بود. من قبل از اینکه برنامه آخر را داشته باشیم، می دانستم که دیگر باید برویم. حتی با مدیر شبکه سوم هم به نتیجه رسیده بودیم که دو برنامه دیگر داشته باشیم و بعد از آن برویم.

    مدیر شب می خوابد و صبح بیدار می شود می بینید مدیریت قبلی را از دست داده
    در انتصابات و تعویض ها در ایران تعارف وجود دارد. در تلویزیون هم تعارف خیلی وجود دارد. هیچکس هیچکس را صدا نمی زند. هیچکس به هیچکس نمی گوید از شما راضی هستیم به این دلیل یا ناراضی هستیم به این دلیل. به یک باره مدیر یک شبکه برکنار می شود بدون اینکه با او در این مورد صحبتی مبنی بر ناراضی بودن و ارائه دلایل وجود داشته باشد. مدیر شب می خوابد و صبح بیدار می شود می بینید مدیریت قبلی را از دست داده و مدیر بخش دیگری شده که خودش انتخاب نکرده و اصلا از آن خبر ندارد. متاسفانه در تلویزیون ما هیچکس با هیچکس صحبت نمی کند. در مورد من هم اول، مودبانه گفتند می خواهی سریالت را چه کار کنی؟

    ما هم گفتیم فعلا هنوز قرار نیست ساخته شود، ولی وقتی کار ساخت آن را شروع کردیم، طبیعتا دیگر «هفت» نمی آییم. سریال هم شروع نمی شد (می خندد) و در شوراهای تصویب گیر کرده بود. مدام از من می پرسیدند می خواهی سریالت را چه کار کنی؟ در همین وانفسا که هیچکس حرف اصلی را نمی زد، ما فهمیدیم بهتر است خودمان بگوییم که داریم می رویم و بهتر است به گزینه دیگری فکر کنید. همین هم شد. به ما گفتند به دلیل پخش بازی های جام ملت های اروپا می خواهیم چند هفته برنامه را تعطیل کنیم. ما هم گفتیم ما دو هفته دیگر برنامه را اجرا و خداحافظی می کنیم. بعد هم شما به دلیل جام ملت های اروپا برنامه را تعطیل کنید و در این مدت مجری بعدی را بیاورید و بعد از این تعطیلی، مجری جدید برنامه را اجرا کند. ما این مذاکرات را با مدیر شبکه سوم سیما انجام دادیم و قرار شد این موضوع را رسانه ای نکنیم.

    روز بعد دیدیم مدیر گروه اجتماعی شبکه مصاحبه ای کرده و گفته است که ازهفته بعد برنامه «هفت» تغییر اساسی می کند. من به مدیر شبکه زنگ زدم و گفتم ما که توافق کرده بودیم چرا مصاحبه انجام شد؟ حالا فکر کنید که مدام از روزنامه ها و خبرگزاری های مختلف هم به من زنگ می زدند که چه شد برنامه تغییر کرد و چرا شما می روید؟

    واقعیت این است که احساس خوبی به من دست نداد. احساس کردم در یک بازی قرار گرفته ام. با خودم گفتم وقتی ما توافق کرده ایم که دو هفته برنامه را داشته باشیم و خداحافظی کنیم و بعد هم دوستان سه هفته فرصت برای انتخاب مجری جدید دارند، چه لزومی به این مصاحبه بوده است؟ خیلی به من برخورد. تاکید می کنم که خیلی به من برخورد. احساس بدی به من دست داد. به هر حال خیلی قشنگ تر و خیلی طبیعی تر می شد یک نفر را کنار گذاشت و حذف کرد.خیلی قشنگتر و طبیعی تر می توانستند مرا حذف کنند!

    می شد صدایش زد و به او گفت که به هر دلیلی از برنامه ات دلخوریم و می خواهیم کس دیگری را جایگزینت کنیم. بهتر بود صریح و بی پرده حرفشان را می زدند و مطمئنا ما هم تشکر می کردیم و می رفتیم. این شکل کنار گذاشتن خیلی شکل بد و آزاردهنده ای بود. خیلی من را آزار داد. برنامه به شدت بیننده پیدا کرده بود و تا اندازه ای بی اعتمادی اولیه، تبدیل به اعتماد شده بود، هرچند دشمنان زیادی هم پیدا کرده بود و خود من هم دشمنان زیادی پیدا کرده بودم. نگاه اهالی سینما کمی عوض شده بود اما ارشاد، موضعگیری خاصی داشت و معتقد بود بخش عمده ای از درگیری های داخل سینما به واسطه برنامه «هفت» است. حتی بعدها فهمیدم در این مورد نامه ای هم به شبکه زده بود که در آن توضیح داده بودند که این برنامه در حال لطمه زدن به سینماست… .

    اگر هم من می گفتم نرود، فراستی باز هم می رفت
    بعد از جدایی من از «هفت» فراستی به من زنگ زد و اجازه گرفت. من هم به او گفتم که حتما برود. البته اگر من هم می گفتم نرود، خودش می رفت. به هر حال آن احترامی که باید گذاشت. در هر حال اختیار آدم ها دست خودشان است. زندگی خرج دارد و باید زندگی کنند، اصلا ناراحت نیستم که رفته است.

    سوالاتی از ده نمکی پرسیدیم که جنجال آفرین شد
    در دو برنامه مانده بود به آخر، سوالاتی از ده نمکی پرسیدیم که جنجال آفرین شد. اینکه ما گفتیم متدینین کجا هستند و چرا این فیلم ها را نمی بینند تا فروششان بالا برود، به خیلی ها برخورد. تشکل هایی بیانیه دادند، که البته آنها می خواستند در برنامه حاضر شوند و جواب بدهند. معتقد بودند که برنامه یک طرفه و روشنفکرانه شده است، البته در نهایت به جای طرح مسئله، صورت مسئله پاک شد.

    اگر برنامه ادامه پیدا می کرد، خودم مجری جوانتری می آوردم
    آنچه در ذهنم بود این بود که اگر برنامه ادامه پیدا می کرد، در سال چهارم خودم مجری جوان تری می آوردم؛ اما قرار بود نگاه «هفت» به سینما عوض شود. در اصل مسئله فردی به نام جیرانی نبود. نگاه این برنامه به مقوله سینمای روز ایران بود.

    اصلا به «هفت جدید» نمی روم
    اصلا به «هفت» جدید نمی روم. گبرلو هم به من گفت و گفتم می روم، ولی نمی روم. ترجیح می دهم فراموش کنم. جمله دقیقش این است. من در هیچ برنامه زنده ای شرکت نمی کنم. من هیچ وقت سر هیچ کاری اینقدر خودم را خرج نکرده بودم.

    «خنده بازار» با کسی که زنده است شوخی کند
    فکر می کنم دیگر لزومی ندارد «خنده بازار» با مجری قدیمی شوخی کنند، چون برنامه مجری جدید دارد. به قول آقای فراستی با مرحوم جیرانی که نباید شوخی کنند. باید با کسی که زنده است شوخی کنند.