برچسب: فرزاد امینی

  • «الکترا» قرار نیست حرف امروز را بزند/ در حال اجرای یک آئین

    «الکترا» قرار نیست حرف امروز را بزند/ در حال اجرای یک آئین

    فرزاد امینی کارگردان نمایش «الکترا» درباره ویژگی‌های این تراژدی توضیح داد.

    فرزاد امینی نویسنده و کارگردان نمایش «الکترا» که از ۷ مرداد ماه اجرای خود را در تالار سایه آغاز کرده است درباره شکل‌گیری این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: نمایشنامه «الکترا» با توجه به روایت اوریپید و اشیل از این داستان اساطیری شکل گرفته است و البته نگاهی هم به «ایفی ژنی» گوته داشته‌ام. مراحل شکل‌گیری این اثر نمایشی دو سال و نیم به طول انجامید و در طول این مدت همزمان با تمرین‌ها که از دی ماه ۹۸ شروع شد متن هم شکل گرفت و کامل شد چون من غالباً متن نمایش‌هایم را همراه با تمرین‌ها می‌نویسم.

    وی افزود: به دلیل بحران کرونا وقفه‌های کوتاه مدتی در تمرین‌های نمایش به وجود می‌آمد اما نهایتاً دو یا سه هفته به طول می‌انجامید و بعد دوباره تمرین‌ها از سر گرفته می‌شد. بازیگران نمایش نیز از بچه‌های گروه خودم هستند که با استایل و شیوه مدنظرم با آن‌ها کار می‌کنم تا در نهایت به زبان اجرایی که قصد انتقالش را دارم، مسلط شوند و به ندرت پیش آمده در طول سال‌هایی کا تئاتر کار می‌کنم غیر از این شیوه عمل کرده باشم.

    امینی با اشاره به اینکه در این نمایش همان رویکرد اساطیری نمایشنامه‌های اوریپید و اشیل را حفظ کرده، عنوان کرد: من به اجرای تراژدی خیلی وابسته هستم و برای فرقی ندارم که «مده‌آ» یا «هیپولیت» و «الکترا» را اجرا کنم. در این نمایش نیز داستان «الکترا» به روز نشده است و به همان سبک و سیاق کلاسیک اجرا می‌شود چون اصولاً اجرای آثار کلاسیک برایم بهانه‌ای برای پرداختن به موضوعات امروزی نیست و گرایشی به اینکه بخواهم از این طریق مسائل سیاسی و اجتماعی را با الهام گرفتن از این نوع متون مطرح کنم، ندارم.

    وی ادامه داد: گرایش من به تراژدی به دلیل ذات تراژدی است؛ به خاطر چیزی که از زندگی و وجود و حیات انسان صحبت می‌کند و کانسپت ذاتی تراژدی برایم اهمیت دارد. البته ۱۰-۱۵ سال قبل به پرداختن به مفاهیم سیاسی و اجتماعی و آنالیز آنها علاقه مند بودم اما امروز دیگر چنین گرایشی را در خودم نمی‌بینم.

    این کارگردان تئاتر در پایان درباره فضاسازی نمایش توضیح داد: تلاشم این بوده فضای کار را به سمتی ببرم که انگار در حال اجرای یک آئین هستیم تا اینکه بخواهم مکانی مشخص را برای مخاطب تداعی کنیم. در واقع نمایش نزدیک به اجرای یک آئین آنتیک است.

    در توضیح این اثر نمایشی آمده است: آگاممنون شاه یونان دخترش ایفی ژنی را قربانی می‌کند و کلیتمنسترا که مادر است، دلشکسته اما پر از غضب از شوهرش انتقام می‌گیرد و آگاممنون را به قتل می‌رساند، سلسله خشم و فقدانِ شفقت ادامه می‌یابد و الهه انتقام این بار چاقو را در کف دستانِ «الکترا» می‌گذارد تا به انتقامِ قتل آگاممنون پدرش، مادرِ خود را بکشد. تراژدی «الکترا» تسلسل خون ریختن تا فروپاشیِ کامل یک دودمان است.

    نمایش «الکترا» به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی از هفتم تا بیست و سوم مرداد ساعت ۱۹ به مدت زمان ۱۲۰ دقیقه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان به تئاتر است.

  • نمایش جدید تالار سایه مجموعه تئاتر شهر معرفی شد

    نمایش جدید تالار سایه مجموعه تئاتر شهر معرفی شد

    نمایش «الکترا» عنوان یکی از تازه ترین آثار نمایشی تئاتر شهر است که از روز هفتم مرداد به کارگردانی فرزاد امینی در تالار سایه این مجموعه به صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، «الکترا» عنوان یکی از جدیدترین نمایش های مجموعه تئاتر شهر است که از روز هفتم مرداد ماه سال جاری به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی در تالار سایه اجرای خود را آغاز می کند.

    در این اثر نمایشی که بر اساس روایت «اوریپید» و «اشیل» به نگارش درآمده است (به ترتیب حروف الفبا) نازنین زهرا برومند، آزیتا رحیمی، مونا کریمی، شاهین عبدیان، غزل منعمی، یاسمن مومنی به عنوان بازیگر حضور دارند.

    محمد علی کنجدی دستیار کارگردان و عکاس تمرین و اجرا، پارمیس امینی طراح لباس، میثم خانکی طراح نور، رامین امینی عکس پوستر، امیرعباس مختاری (تایپو گرافی الکترا و طراح پوستر)، پریسا گردشی گریم، زهرا حسن زاده دوخت لباس دیگر عوامل اجرایی این اثر نمایشی را تشکیل می دهند.

    فرزاد امینی درباره این نمایش نوشته است: «آگاممنون شاه یونان دخترش ایفی ژنی را قربانی می‌کند و کلیتمنسترا که مادر است، دلشکسته اما پر از غضب از شوهرش انتقام می گیرد و آگاممنون را به قتل می رساند، سلسله خشم و فقدانِ شفقت ادامه می یابد و الهه انتقام این بار چاقو را در کف دستانِ «الکترا» می گذارد تا به انتقامِ قتل آگاممنون، پدرش، مادرِ خود را بکشد. تراژدی «الکترا» تسلسل خون ریختن تا فروپاشیِ کامل یک دودمان است.»

    نمایش «الکترا» به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی از هفتم تا بیست و سوم مرداد ساعت ۱۹ به مدت زمان ۱۲۰ دقیقه و قیمت بلیت ۶۰ هزار تومان در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان به تئاتر است.

  • «کرکس» از عمیق‌ترین سیاهی سخن می‌گوید/ افتادن در «دامگه حادثه»

    «کرکس» از عمیق‌ترین سیاهی سخن می‌گوید/ افتادن در «دامگه حادثه»

    فرزاد امینی کارگردان نمایش «کرکس» که در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است در یادداشتی درباره ویژگی های نمایشنامه توضیحاتی ارائه داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «کرکس» که بیش از ۴ دهه قبل به قلم سودابه فضایلی نوشته شده است این روزها در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود. فرزاد امینی، کارگردان این اثر نمایشی درباره مضمون اثر یادداشتی نوشته است که در ادامه می خوانید.

    در یادداشت فرزاد امینی آمده است:

    «در این متن، عمیق‌ترین سیاهی سخن می‌گوید. عمق سیاهی آن سینه‌ای که شکافته شود و کرکس بزاید. آن «زن خاکی» که مسخ شود و صدایش خرناسه‌ کرکس شود، عرصه‌ صحنه‌اش صحرای وجود است که «مرد سیاه» بر آن «در این دامگه حادثه چون افتاده‌ست» که به هوا هم خنج می‌کشد و ناخن‌هایش را کف صحنه می‌کشد و بر تن خویش.

    «مرد سیاه» سر از جهان درآورده سیاه و عاصی که «طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق»، به همین خاطر است که وقتی دیالوگ‌هایش از گلو پرتاب می‌شود، خون می‌خورد. خون جگر می‌خورد. »مرد سیاه» وجدان معذب آن تمنّای روحی‌ست که در تاریخ فرهنگ و اندیشه‌ ایران خواسته از وجود تنگ طبیعتش و مخلوق تخت بندِ بودنِ مهجورش به در آید اما «مرد سیاه» فقط توانسته که به خویش و هوای خویش خنج بکشد و روی صحنه خون استفراغ کند.

    «کرکس» سودابه فضایلی صیرورت و تداوم تاریخی این سیهه و خون جگرِ تراژیک ایرانی‌ است‌. حلّاج، سهروردی، عین القضات، صادق هدایت، نیما یوشیج، خطابِ آن «زارت بکشم» بوده‌اند و این تاریخ، نهانی با آن دلسوخته نظری داشته و «کرکس» روایت این دلسوخته است که خطاب شده: «زارت بکشم».

    روایت طریق و سبیلِ «کفر زلف» است. سودابه فضایلی با «کرکس» مفسّر تداوم حلاجِ نهان و مکنون ایران است‌. سماجت و عدم انعطاف تاریخ فرهنگی ایران در مقابل تداوم آن روحی که تمنای تحقق خویش را دارد و سرآخر در تاریخ صیرورتش در تاریخ اندیشه‌ اروپای قرن ۱۹، بالاخره یک اگزیستانسِ محقق شده می‌شود و اما در ایران از سر آن سماجت و واپسگری در پشت قرن ١٦، وامانده است و دریغمند اراده‌ آزاد و محقق مدرن خویش، به خویش و هوای خویش خنج می‌کشد، کرکس می‌شود و کرکس می‌زاید. «کرکس» سودابه فضایلی بحرالاشرار است و بیانگر این است که ما در «دامگه حادثه» چون افتاده‌ایم‌. حکایت ما هم مردمانی است که در دامگه حادثه افتاده‌ است‌.»

    این اثر نمایشی تا ۷ آبان هر روز ساعت ۱۷:۳۰ در سالن ناظرزاده‌کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

  • تماشاخانه ایرانشهر فعالیت‌های خود را مجددا آغاز کرد

    تماشاخانه ایرانشهر فعالیت‌های خود را مجددا آغاز کرد

    تماشاخانه ایرانشهر با سه نمایش «کرکس»، «اسطرلاب» و «غلامرضا لبخندی» شامگاه سه‌شنبه ۶ مهر مجدد فعالیت‌های خود را از سر گرفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، مجموعه تئاتری ایرانشهر که از ۱۲ تیر با اعلام غیررسمی اداره کل هنرهای نمایشی فعالیت های خود را متوقف کرده بود شامگاه سه‌شنبه ۶ مهر با سه نمایش مجدد بازگشایی شد.

    نمایش «کرکس» به کارگردانی فرزاد امینی با بازی نازنین زهرا برومند، محمد پسندیده کار، ژاله ‌رازبان ‌صفا، آزیتا رحیمی میلاد ‌صفوی، مونا کریمی، شاهین عبدیان، غزل منعمی، یاسمن مؤمنی، مهناز میر جلیلی و ماهان هدایت ساعت ۱۷:۳۰ و نمایش «اسطرلاب» به کارگردانی صدرا صباحی با بازی مهدی ‌سقا، میثم ‌غنی ‌زاده، مژده ‌قربانی، زهرا ‌بهروزمنش و الناز ‌اسمعیل ‌زادگان ساعت ۱۹:۳۰ در سالن ناظر زاده کرمانی روی صحنه می‌روند.

    همچنین در سالن سمندریان نیز نمایش «غلامرضا لبخندی» به کارگردانی کهبد تاراج و با بازی تینو ‌صالحی، بهروز ‌پناهنده، گیلدا ‌حمیدی، لبخند ‌بدیعی، مجید ‌رحمتی، نجلا ‌نظریان، غزاله ‌جزایری، دلسا کریم زاده، مسعود ‌انتظاری، شادی ‌ضیایی و رضا ‌بهرامی ساعت ۱۹ میزبان مخاطبان خواهد بود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، مجموعه تئاتری ایرانشهر که از ۱۲ تیر با اعلام غیررسمی اداره کل هنرهای نمایشی فعالیت های خود را متوقف کرده بود شامگاه سه‌شنبه ۶ مهر با سه نمایش مجدد بازگشایی شد.

    نمایش «کرکس» به کارگردانی فرزاد امینی با بازی نازنین زهرا برومند، محمد پسندیده کار، ژاله ‌رازبان ‌صفا، آزیتا رحیمی میلاد ‌صفوی، مونا کریمی، شاهین عبدیان، غزل منعمی، یاسمن مؤمنی، مهناز میر جلیلی و ماهان هدایت ساعت ۱۷:۳۰ و نمایش «اسطرلاب» به کارگردانی صدرا صباحی با بازی مهدی ‌سقا، میثم ‌غنی ‌زاده، مژده ‌قربانی، زهرا ‌بهروزمنش و الناز ‌اسمعیل ‌زادگان ساعت ۱۹:۳۰ در سالن ناظر زاده کرمانی روی صحنه می‌روند.

    همچنین در سالن سمندریان نیز نمایش «غلامرضا لبخندی» به کارگردانی کهبد تاراج و با بازی تینو ‌صالحی، بهروز ‌پناهنده، گیلدا ‌حمیدی، لبخند ‌بدیعی، مجید ‌رحمتی، نجلا ‌نظریان، غزاله ‌جزایری، دلسا کریم زاده، مسعود ‌انتظاری، شادی ‌ضیایی و رضا ‌بهرامی ساعت ۱۹ میزبان مخاطبان خواهد بود.

  • انتشار پوستر نمایش «یازده جریحه روح»

    انتشار پوستر نمایش «یازده جریحه روح»


    پوستر نمایش «یازده جریحه روح» به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی در آستانه آغاز اجرای عمومی منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، «یازده جریحه روح» به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی از سوم تیر در تئاتر مستقل روی صحنه می رود که همزمان با آغاز پیش فروش بلیت این اثر نمایشی از پوستر آن به طراحی ماندانا روز خوش نیز رونمایی شد.

    این نمایش بر اساس ۱۱ داستان کوتاه مجموعه «سه قطره خون» صادق هدایت شکل گرفته است. همچنین «یازده جریحه روح» در سه روز نخست اجرا با ۴۰ درصد تخفیف اجرا می‌شود.

    مهدی بازدار، نازنین زهرا برومند، محمد پسندیده کار، سروش حائری، آزیتا رحیمی، فرزانه فرجی، نیلوفر فولادی، مونا کریمی، کیانا کریم پور، مهربان کشاورزی، رضا میرجلیلی بازیگران این نمایش هستند.

    سایر عوامل این نمایش عبارتند از طراح لباس: غزاله فراهانی کیا، طراح صحنه: امیر خسروی، طراح نور: حسن محمدی، طراح پوستر و بروشور: ماندانا روز خوش، عکاس: شیرین جهان زاده، ساخت تیزر: بهرام رامه، مشاور رسانه ای و مدیر تبلیغات: مریم شریعتی، تبلیغات مجازی: گروه هنری پژواک.

    این اثر نمایشی تا ٢٠ تیر هر شب به جز شنبه ها در تئاتر مستقل روی صحنه می رود.

  • تئاترهایی که با «بلیت‌فروشی» پیشقدم شدند/ مخاطب استقبال می‌کند؟

    تئاترهایی که با «بلیت‌فروشی» پیشقدم شدند/ مخاطب استقبال می‌کند؟

    «یازده جریحه روح»، «است»، «ابر شلوارپوش»، «آگوست در اوسیج کانتی» و «پسر» پنج نمایشی هستند که با اعلام آغاز اجراهای تئاتر، بلیت‌فروشی خود را آغاز کرده‌اند البته بدون اطلاع رسانی و تبلیغات!

    به گزارش تئاتر آنلاین، با اعلام از سرگیری فعالیت‌های سینمایی و هنری از اول تیرماه، تماشاخانه‌های تئاتری نیز با وجود نگرانی‌هایی که از چگونگی فعالیتشان در این دوران، رفع نشدن خطر ابتلا به کرونا و میزان اعتماد و استقبال مخاطبان وجود دارد کم‌کم در حال بازگشایی هستند.

    در همین راستا ۵ اثر نمایشی قرار است از اوایل تیرماه اجرای عمومی خود را در تماشاخانه‌هایی که اکثراً خصوصی هستند، آغاز کنند بر همین اساس نمایش‌های «یازده جریحه روح» به کارگردانی فرزاد امینی و «است» به کارگردانی پرنیا شمس در تئاتر مستقل تهران، «آگوست در اوسیج کانتی» به کارگردانی میکاییل شهرستانی در تماشاخانه مهرگان، «ابر شلوارپوش» به کارگردانی علیرضا اخوان در سالن کوچک تالار مولوی و «پسر» به کارگردانی محسن مظاهری در تماشاخانه سیمرغ جزو اولین نمایش‌هایی هستند که با آغاز بازگشایی تماشاخانه‌ها جرات به صحنه بردن آثارشان را پیدا کرده‌اند و آغاز فروش بلیت، رسماً در این مسیر پیشگام شده‌اند. اما استقبال مخاطبان از فروش بلیت این اجراها تا به امروز چگونه بوده است؟

    آگوست در اوسیج کانتی / میکائیل شهرستانی

    نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» به کارگردانی میکائیل شهرستانی از ۲۴ بهمن ۹۸ در خانه نمایش مهرگان روی صحنه رفت که با تعطیلی تماشاخانه‌ها به دلیل بحران کرونا در سوم اسفند ماه اجرایش متوقف شد و حالا بعد از نزدیک به چهار ماه قرار است از اول تا ۱۵ تیرماه ادامه اجراهای خود را سپری کند.

    نمایشنامه «آگوست در اوسیج کانتی» توسط تریسی لتس نوشته و به قلم آراز بارسقیان ترجمه شده است و بازیگرانی همچون زهره یعقوبی، شیرین فرخنده نژاد، مریم فرح آبادی، بهادر باستان حق، ماهی مشیری، مرجان رزم آزما، حسین زنگنه، دلارام زرگر، سامره حسن زاده، مسعود آشوری، علی قنبرزاده و با صدای میکائیل شهرستانی در آن ایفای نقش می‌کنند.

    میکائیل شهرستانی در چندسال اخیر با فاصله گرفتن از فضای مرسوم تئاتر، نمایش‌هایی را با حضور هنرجویانش به صحنه می‌برد و بیشتر وقتش را صرف آموزش به علاقه مندان جوان بازیگری کرده است. وی نمایش‌هایی را با بازی این هنرجویان در سالن‌های مختلف به صحنه می‌برد که این اثر نمایشی نیز از جمله این نمایش‌ها است.

    در خلاصه این نمایش ۷۵ دقیقه‌ای آمده است: بورلی وستون معلم و شاعر سابق، چند روزی است از خانه خارج شده و هنوز باز نگشته. همسرش وایولت که بیمار است دخترانش را از موضوع باخبر می‌کند. آنها به اوسیج کانتی می‌آیند و در تابستانی سوزان در خانه پدری جمع می‌شوند که خبر می‌رسد پدرشان ….

    بلیت فروشی سه روز اول اجرای نمایش «آگوست در اوسیج کانتی» با ۳۰ درصد تخفیف خواهد بود که تا روز گذشته برای اجرای اول ۱۴ بلیت و برای اجرای دوم و سوم تنها ۶ بلیت پیش خرید شده است.

    است / ‏‬ پرنیا شمس

    نمایش «است» نوشته پرنیا شمس و امیر ابراهیم‌زاده است و جزو نمایش‌هایی محسوب می‌شود که سال گذشته مورد استقبال قرار گرفت و تقاضای زیادی برای اجرای مجدد آن بعد از اجرا در تالار مولوی وجود داشت.

    نوید محمدزاده در راستای فعالیت‌های چندسال اخیرش مبنی بر حمایت از گروه‌های جوان تئاتری، تهیه کنندگی «است» را برعهده دارد.

    این اثر نمایشی در جشنواره تئاتر دانشگاهی تندیس بهترین متن، تندیس بهترین طراحی صحنه، جایزه دوم بازیگری زن و جایزه دوم کارگردانی را از آن خود کرده است.

    در این نمایش ماهور دختر شهرستانی است که وارد یک مدرسه غیرانتفاعی می‌شود و ارتباط دوستانه و صمیمی بین او و یکی دیگر از دانش آموزان مدرس شکل می‌گیرد. این ارتباط باعث شکل‌گیری سوءتفاهم‌هایی شده و در نهایت باعث یک تصمیم‌گیری می‌شود.

    این اثر نمایشی با بازی پروانه ذابح، یاسمن رسولی، ترانه یوسفی، شادی صف شکن، مهتاب کریمی، صدف ملکی، ماهور میرزانژاد اجرای خود را از اول تیرماه در تئاتر مستقل تهران آغاز می‌کند. پیش فروش بلیت سه روز اول اجرای «است» نیز با ۳۰ درصد تخفیف خواهد بود و تا روز گذشته برای اجرای اول این نمایش ۳۱ نفر، اجرای دوم ۲۴ و اجرای سوم نمایش ۲۷ نفر بلیت خریداری کرده‌اند.

    ابر شلوارپوش‬ / ‏‬ علیرضا اخوان

    نمایش «ابر شلوارپوش» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اخوان نیز جزو آثاری است که اجرای خود را در بهمن ماه ۹۸ در تالار مولوی آغاز کرد اما با تعطیلی مراکز هنری ادامه اجراهای این نمایش نیز متوقف شد. علیرضا اخوان تنها بازیگر این نمایش است که با مشاوره داریوش مودبیان از اول تا ۱۵ تیرماه روی صحنه خواهد رفت.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: بازیگری در اتاقش برای جنازه معشوقه اش تئاتر اجرا می‌کند.

    پیش فروش بلیت این نمایش در ۳ روز اول اجرا با ۴۰ درصد تخفیف خواهد بود و تا این لحظه برای اجرای اول ۱۳ بلیت، اجرای دوم ۱۴ و اجرای سوم ۱۰ بلیت به فروش رسیده است.

    یازده جریحه روح / ‏‬ فرزاد امینی

    «یازده جریحه روح» عنوان نمایش دیگری است که از سوم تیرماه اجرای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز خواهد کرد.

    این اثر نمایشی به نویسندگی و کارگردانی فرزاد امینی و بازی مهدی بازدار، نازنین زهرا برومند، محمد پسندیده کار، سروش حائری، آزیتا رحیمی، فرزانه فرجی، نیلوفر فولادی، مونا کریمی، کیانا کریم پور، مهربان کشاورزی، رضا میرجلیلی بر اساس یازده داستان کوتاه مجموعه «سه قطره خون» صادق هدایت شکل گرفته است.

    «یازده جریحه روح» قرار است از سوم تا بیستم تیرماه به صحنه برود و تا روز گذشته استقبال از پیش فروش بلیت روز نخست اجرای نمایش شامل ۱۷، روز دوم ۱۹ و روز سوم ۲۱ نفر بوده است. «یازده جریحه روح» در سه روز نخست اجرا با ۴۰ درصد تخفیف اجرا می‌شود.

    پسر / ‏‬ محسن مظاهری

    نمایش «پسر» به نویسندگی و کارگردانی محسن مظاهری از اول تا ۱۱ تیرماه در تماشاخانه سیمرغ به صحنه می‌رود.

    این اثر نمایشی با بازی محمد غلامی مایانی و محسن مظاهری درباره پدر و پسری است که در خانه روزها و شب‌ها را سپری می‌کنند؛ با هم غذا می‌خورند، تلویزیون تماشا می‌کنند و … میان آن‌ها هیچ گفتگویی اتفاق نمی‌افتد، هیچ گفتگویی!

    نمایش «پسر» که در سه روز اول اجرا با ۲۵ درصد تخفیف عرضه می‌شود تا امروز برای اولین روز اجرا ۸ بلیت و برای دومین و سومین روز اجرا ۴ بلیت فروخته است.

    با وجودی که خبر بازگشایی سالن‌های تئاتر از اوایل تیرماه رسانه‌ای شده و اداره کل هنرهای نمایشی نیز بخشنامه چگونگی رعایت پروتکل‌های بهداشتی را منتشر کرده است به دلیل نگرانی هنرمندان از میزان استقبال مخاطبان، مشخص نبودن چگونگی حمایت مالی از گروه‌های نمایشی و تماشاخانه‌ها و همچنین روشن نشدن این مساله که اگر قرار است تماشاخانه‌ها با ۵۰ درصد ظرفیت پذیرای نمایش‌های مختلف باشند جبران ۵۰ درصد دیگر برعهده چه کسی خواهد بود باعث شده که استقبال از اجرای تئاتر از طرف هنرمندان در این دوران کمتر باشد.

    نکته دیگر درباره این ۵ نمایش که آغازگر اجراهای تئاتری هستند این است که حتی با وجود آغاز بلیت فروشی هنوز نه از طرف روابط عمومی سالن‌ها اطلاع رسانی مناسبی انجام گرفته و نه خود گروه‌های نمایشی شروع به تبلیغ و تلاش برای جذب مخاطبان در فضای مجازی و یا رسانه‌های رسمی کرده‌اند و همین مساله باعث شده شاهد استقبال اندک از پیش فروش بلیت‌های این آثار باشیم.

  • حضرت ابراهیم(ع) چطور پدر ایمان لقب گرفت؟ / چالش فلسفی «ترس و لرز»

    حضرت ابراهیم(ع) چطور پدر ایمان لقب گرفت؟ / چالش فلسفی «ترس و لرز»


    کارگردان «ترس و لرز» از تجربه اجرای این اثر نمایشی و دراماتیک کردن کتاب مشهور کی‌یر کگور سخن گفت.

    فرزاد امینی کارگردان نمایش «ترس و لرز» که روزهای پایانی اجرای خود را در پردیس تئاتر شهرزاد سپری می‌کند درباره استقبال مخاطبان از این نمایش به تئاتر آنلاین گفت: با وجود استقبال کم اما از بازخوردهای نمایش بسیار راضی بودم و صادقانه بگویم که چنین انتظاری نداشتم. این نمایش برگرفته از کتاب «ترس و لرز» کی‌یر کگور فیلسوف دانمارکی قرن نوزده است و با وجودی که این اثر فلسفی کلاسیک، دراماتیک و داستان‌پرداز نیست اما من از درک مخاطبان حیرت کردم و به ادامه چنین پروژه‌هایی ترغیب شدم.

    وی ادامه داد: در سال‌های اخیر سطح سلیقه و نیاز تماشاگران تئاتر دچار تغییراتی شده است که البته این تغییر ناگزیر بود و فضای موجود تئاتر ایجاب می‌کرد این اتفاقات رخ دهد و خوب است که اهل اندیشه و تفکر درباره این تغییر سلیقه صحبت کنند اما ای کاش مانند همه جای دنیا بودجه دولتی برای حفظ و حراست از «آرت» (Art) شکل می‌گرفت.

    امینی بیان کرد: من تعمدا به جای استفاده از کلمه هنر از آرت استفاده کردم چون متأسفانه مفهوم هنر در ایران از محتوای خود تهی شده است. در دوران کوتاهی که در آلمان اقامت داشتم، شاهد بودم که دولت آلمان برای حفظ و نگهداری اپرا هاوس فرانکفورت در مقابل موسیقی عامه‌پسند و پاپ چقدر تلاش می‌کند در حالی که در ایران برای حفظ فرهنگ و هنر گذشته تلاشی نمی‌شود.

    این کارگردان تئاتر متذکر شد: در این اجرا بسیار به کتاب کی‌یر کگور متعهد بودم و البته این نگرانی را هم داشتم که مخاطب چطور قرار است با اثر روبرو شود. این کتاب سه فصل دارد و من در اجرا طبق این سه فصل جلو رفتم. در این فصول نویسنده مسائل پیش روی حضرت ابراهیم(ع) به‌عنوان کسی که در ظاهر می‌خواهد عملی غیراخلاقی (کشتن فرزند) را انجام دهد، به چالش می‌کشد. این یک چالش فیلسوفانه و دراماتیک است اما از درون آن داستان و درام شکل نمی‌گیرد از همین رو تبدیل کردن آن به اثری نمایشی کار سختی بود. کی‌یر کگور در کتابش تلاش می‌کند برای این چالش دراماتیک توضیحی فلسفی پیدا کند و بگوید چرا به حضرت ابراهیم(ع) می‌گوییم پدر ایمان.

    وی در پایان صحبت‌هایش تصریح کرد: کی‌یر کگور بار بزرگی را از روی دوش انسان برمی دارد تا انسان هم بتواند زندگی عادی‌اش را با تمام نیازهای انسانی و غریزی داشته باشد و هم به‌عنوان یک بنده با ایمان شناخته شود. کی‌یر کگور درهای کلیسا را به روی همه مردم باز کرد و آغازگر شکل‌گیری جامعه مدرن و لیبرال بود.

    ترس و لرز» یکی از آثار سورن کی یرکگور است که وی آن را یکی از بهترین کتاب‌های خود توصیف کرده و گفته که این کتاب برای جاودانه کردن نام او کافی است. در خلاصه داستان این اثر آمده است: ترس و لرز با تفکری اگزیستانسیال با محور تنهایی و اضطراب به سفر سه روزه حضرت ابراهیم به مقصد کوه مرایه می‌پردازد.

    این نمایش با بازی زهرا سوری و بهرام عباسی فرد تا ۱۷ اسفند ماه روی صحنه خواهد بود.

  • «هیپولیت» فرزند «پروا» است/ چالشی سر راه سعادت انسان

    «هیپولیت» فرزند «پروا» است/ چالشی سر راه سعادت انسان


    کارگردان نمایش «هیپولیت» با اشاره به اینکه شیوه کاری اش در ادامه ویژگی های تئاتر گروتوفسکی است، یادآور شد در طول سال ها فعالیت به زبانی خاص برای بیان مفاهیم مدنظرش رسیده است.

    فرزاد امینی کارگردان نمایش «هیپولیت» که به تازگی اجرای خود را در تئاتر مستقل تهران آغاز کرده است درباره انتخاب این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: نمایشنامه «هیپولیت» نوشته اوریپید است اما تاکنون به نسبت آثاری چون «مده آ» و «الکترا» کمتر به این اثر اوریپید در دنیا توجه شده است. این نمایشنامه یک متن ویژه است از این نظر که طرح تئوریک مفهوم شر و شرارت ذاتی انسان را مطرح می‌کند.

    وی ادامه داد: در طول تاریخ نگاه به انسان از منظر انسان شناسی یک تغییر بنیادی کرده است. از رنسانس به این طرف فیلسوف ها درباره اینکه آیا انسان یک موجود دوست داشتنی است شک کردند در حالی که تا قبل از رنسانس و در دوران قرون وسطی و قبل از آن برای انسان یک روحیه ملکوتی قائل بودند ولی از رنسانس به بعد تردیدی در این زمینه مطرح شد و فلاسفه به این نتیجه رسیدند که انسان چندان قابل اعتماد نیست و مسیر تازه ای برای فکر کردن به انسان و جامعه انسان آغاز شد. به طور کلی در ترادی های یونان باستان مساله شر در ذات انسان چه در آثار سوفکل چه اِشیل و چه اوریپید دیده می شود که البته این مساله در آثار اوریپید بیشتر مورد توجه قرار دارد.

    امینی درباره مضمون نمایش توضیح داد: «هیپولیت» تراژدی مردی است که فکر می کند مروت و جوانمردی راه سعادت انسان است اما با چنین نگاهی سرنوشتش نابودی است چون جامعه اطرافش هیچ هدفی جز برآورده کردن نیروی تخریب کنده درونشان ندارند. چون هیپولیت بر مدار اخلاق فضیلت محور عمل می کند، شرارت نابودش می کند و پاسخ فلاسفه یونان مثل اوریپید به چنین مساله ای عمل به قانون است.

    این کارگردان تئاتر متذکر شد: از آنجا که من از جهان و تفکر فلسفی وارد تئاتر شدم به سمت چنین مسایلی گرایش دارم و از همین رو «هیپولیت» را برای اجرا انتخاب کردم. از درگیری با داستان های روزمره فاصله دارم از همین رو با متون قرن بیستمی بسیار بیگانه و جدا هستم که البته استثنایی هم مثل آثار برتولت برشت وجود دارد که حتما روزی اثری از او را روی صحنه خواهم برد. چون من بی علاقه به سایکولوژی و روانشناسی هستم جذب متون معاصر نمی شوم. مسایل شخصی در تراژدی های یونان باستان و آثار شکسپیر وارد نمی شود و تعابیر روانشناختی که در سال های متاخر از چنین آثاری می شود به اصطلاح تحلیل به رای است و در ذات این متون نگاه و تحلیل روانشناختی وجود ندارد چون اصلا در آن زمان ها علم روانشناسی وجود نداشته است.

    کارگردان «عشق سال های وبا» درباره توجه به مخاطب و ارتباطی که آثارش با آنها برقرار می کند، گفت: مساله ارتباط با جامعه و مخاطب و اینکه اصلا من کی هستم و چه کار می کنم یکی از جدی ترین سوالات زندگی من به عنوان یک هنرمند بوده است و صادقانه باید بگویم هنوز پاسخ روشنی برای آن ندارم، اما در حال حاضر و بعد از کارهایی که تا به حال به صحنه برده ام، احساس می کنم همان شبانی هستم که در بیابان با زبان خودش داشت با خدا صحبت می کرد و حضرت موسی به کار او ایراد گرفت.

    وی یادآور شد: در این مقطع از زندگی ام احساس می کنم مثل همان شبان دارم با خدا دردل می‌کنم. در طول سال های فعالیتم به یک زیبایی شناسی و زبانی منحصر به فرد دست پیدا کردم و در حال گسترش آن هستم از همین رو نمایش «هیپولیت» شباهت و اشتراکاتی با نمایش «پروا» اولین نمایشی که به صحنه بردم و در واقع سومین کار من محسوب می شد، دارد و می توان «هیپولیت» را فرزند «پروا» نامید.

    امینی درباره شیوه کاری اش بیان کرد: من خودم را در ادامه شیوه تئاتری گروتوفسکی می دانم و به نوعی انگار فرزند او هستم. زمانی که این نمایش در فستیوال بین المللی تاتر زوگرافو آتن اجرا کردم منتقدان معتقد بودند که با دیدن این نمایش انگار روح گروتوفسکی را می بینیم اما این روح به بدن تازه ای رسیده است. البته به شیوه کاری یوجینیو باربا نیز علاقه مند هستم.

    وی در پایان تصریح کرد: شیوه کاری من مبتنی بر فیگور، اکسپرشن های بدنی، صدایی و اکسپرشن های هیجانی – عاطفی که در دیالوگ ایجاد می شود، است. همچنین شیوه کاری ام هیچ نسبتی با این اصطلاح رایج که به آن تئاتر فیزیکال می گویند، ندارد و تئاتر من کاری روحانی است نه فیزیکی.

    نمایش «هیپولیت» اثر اوریپید و به کارگردانی فرزاد امینی از ۳۱ تیر ساعت ۲۱ در تئاتر مستقل تهران به صحنه رفته است. در این نمایش عطیه بیات، رها سلیمانی، زهرا سوری، مونا سهراب حقیقت، بهرام عباسی فرد، عماد قرهی و نیایش نهاوندی به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: هیپولیت تراژدی مردی است که خیال می‌کند نیکی و جوانمردی، راه سعادت است اما سرنوشتش راه به سوی دیگری می‌برد که آن چیزی نیست جز یک تقدیر سیاه.

    کد خبر 4355767
    آروین موذن زاده
  • «هیپولیت» به دانشجویان تخفیف می‌دهد

    «هیپولیت» به دانشجویان تخفیف می‌دهد


    نمایش «هیپولیت» روزهای پایان هفته با تخفیف ۴۰ درصد برای دانشجویان روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، فرزاد امینی سرپرست گروه تئاتر پرومته و کارگردان «هیپولیت» گفت: از آنجا که دانشجویان همیشه حمایتگر تئاتر پیشرو و مدرن ایران بوده اند و پرچم تئاتر آوانگارد به واسطه آنان بر افراشته مانده، گروه اجرایی نمایش «هیپولیت» بلیت روزهای پنجشنبه و جمعه را نیز با تخفیف دانشجویی ۴۰ درصد عرضه می کند.

    دانشجویان علاقه مند می توانند با شماره دانشجویی خود از طریق سامانه فروش بلیت نمایش و با داشتن کارت دانشجویی خود از گیشه تئاتر مستقل تهران، بلیت اجرای دانشجویی نمایش «هیپولیت» را تهیه کنند.

    نمایش «هیپولیت» اثر اوریپید و به کارگردانی فرزاد امینی از ۳۱ تیر در تئاتر مستقل تهران روی صحنه رفته است. در این نمایش عطیه بیات، رها سلیمانی، زهرا سوری، مونا سهراب حقیقت، بهرام عباسی فرد، عماد قرهی و نیایش نهاوندی به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «هیپولیت» تراژدی مردی است که خیال می‌کند نیکی و جوانمردی، راه سعادت است اما سرنوشتش راه به سوی دیگری می‌برد که آن چیزی نیست جز یک تقدیر سیاه.

    کد خبر 4356725
    آروین موذن زاده
  • نقد نمایش هیپولیت به کارگردانی فرزاد امینی

    نقد نمایش هیپولیت به کارگردانی فرزاد امینی

    مسعود موسوی:یکی از مهم ترین مسائلی که در کارگردانی اثار نمایشی می بایست در نظر گرفته شود دقت به این موضوع است که نمایش مورد نظر برای مخاطبینی با چه ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی ،در چه سطح اجتماعی؛فرهنگی و با چه هدف و منظوری قرار است به اجرا دراید ،در غیر اینصورت علیرغم اینکه ممکن است اجرا ی مورد نظر با حداکثر خلاقیت و زیبائی خلق شده باشد، اما با تماشاگر ارتباط برقرار نکرده و وی با دست خالی سالن را ترک گوید در این صورت تمامی زحمات گروه اجرائی به هدر رفته و نمی بایست امتیاز مثبتی را از این اجرا در کارنامه تئاتری خود به ثبت برسانند.

    یکی از مهم ترین مسائلی که در کارگردانی اثار نمایشی می بایست در نظر گرفته شود دقت به این موضوع است که نمایش مورد نظر برای مخاطبینی با چه ویژگیهای تاریخی و جغرافیایی ،در چه سطح اجتماعی؛فرهنگی و با چه هدف و منظوری قرار است به اجرا دراید ،در غیر اینصورت علیرغم اینکه ممکن است اجرا ی مورد نظر با حداکثر خلاقیت و زیبائی خلق شده باشد، اما با تماشاگر ارتباط برقرار نکرده و وی با دست خالی سالن را ترک گوید در این صورت تمامی زحمات گروه اجرائی به هدر رفته و نمی بایست امتیاز مثبتی را از این اجرا در کارنامه تئاتری خود به ثبت برسانند.
    استفاده از متون کلاسیک قدیمی و شناخته شده به دلیل شناسنامه معتبرنویسنده ، محتوای غنی و ساختار عالی و حساب شده آن همواره در دستور کار تعداد زیادی از کارگردانان قرار داشته و دارد و سالهای سال است که به عنوان مثال اجرا های متعددی را ازنمایشنامه های سوفوکل ؛اوری پید ؛اریستوفان و..دیده و شاهد هستیم اما یکی از شروط لازم برای کارگردانی این اثار این است که کارگردان با دراماتورژی اگاهانه و به اصطلاح به روز به این اثار پرداخته و در صورت ایجاد تغییراتی در محتوا وشیوه اجرا، ویژگیهایی را جایگزین کند که موجب ارتقا نمایشنامه، در مفهوم و اجرا بشود نه اینکه هویت عالی اولیه انها را از بین برده و اصولا جایگزین مناسبی را هم برای ان ارائه ندهد.
    استفاده از یک شیوه اجرائی خاص برای ارائه یک متن نمایشی، قطعا می بایست به گو نه ای باشد که با تم ، موضوع ، شخصیت پردازیها و دیگر ویژگیهای محتوائی ان هماهنگ بوده و در یک راستا حرکت کنند در غیر این صورت هر کدام از متن و اجرا حرف خود را زده ، تماشاگر با تناقص شدیدی در اجرا مواجه شده و نمی تواند افکارش را منسجم کرده و با اثر نمایشی کنار بیاید .
    چندی است که نمایش هیپولیت نوشته نمایشنا مه نویس یونانی اوری پید توسط فرزاد امینی کارگردان جوان ، پر انرژی وجسور کشورمان در سالن حافظ به اجرا درامده است فرزاد امینی از بدو فعالیت های تاتری خود به عنوان کارگردان با ریسک پذیری بالا همواره تلاش کرده است تا به تکرار دچار نشده ،در مسیری جدید قرار گرفته و حرفهای تازه ای را منطبق بر دیدگاه ، شناخت و هدف خود از تئاتر به مخاطبین اثارش ارائه دهد و طبیعتا میبایست بپذیرد که در این مسیر همانند سایر کارگردانانی که میخواهند به تجارب ناب و دست اولی دست یابند ممکن است در بخشهایی به اهداف مورد نظر خود نرسیده و با اسیب شناسی نهایی اثار نمایشی خود پس از هر اجرا؛ ضریب موفقیت خود را بالا برده و گام به گام به اهداف مورد نظر خود نزدیک تر شود در غیر این صورت از نظر نگارنده این سطور اجراهایش در اینده فقط از سوی تماشاگرانی خاص و محدود مورد استقبال قرار گرفته و وی تماشاگران غیر متخصص تئاتری را که حدود ۸۰ در جامعه تئاتری ما را تشکیل می دهند از دست خواهد داد مقوله ای که قطعا مورد توجه فرزاد و گروه پر تلاشش قرار نداشته و انان حاضر نخواهند شد که برای رسیدن به نگاهی بسیار خاص در تاتر از این درصد بالای تماشاگر معمولی و متوسط تئاتراز لحاظ اطلاعات علمی و اجرائی، چشم پوشی کنند.
    امینی در مقام کارگردان در طی مصاحبه ای اعلام کرده است که متن هیپولیت از اوری پید برای ااولین بار است که در ایران به اجرا درامده است و وی با احساسی که نسبت به روزگار و تاریخ و اجتماع خود دارد انگیزه لازم را برای اجرا به دست اورده و بدون هیچ تغییراتی نمایش فوق را در تهران به روی صحنه اورده است ..اجازه بدهید که با طرح این سوال به قسمت اصلی نقد اجرای نمایش هیپولیت وارد شوم که اصولا چند درصد از اهالی تئاتری ما اوری پید را می شناسند ؟..چند درصد از انان نمایش هیپولیت را خوانده اند و داستان و ماجرای ان را می دانند؟چند درصد از دانشجویان رشته تاتر که اصولا در این هنر متخصص به حساب آمده و در شرایطی تحصیلی مجبور به خواندن اثار نمایشی کلاسیک هستند ، با اثار اوری پید و شخصیت های نمایشهای او اشنا هستند ؟و پاسخگویی صادقانه به این سوال قطعا میبایست به این نگرش ختم شود که کارگردانی که به سراغ متونی از این دست میرود می بایست این تمرکز را داشته باشد که به شیوه ای اجرایی دست بزند که در وهله اول تماشاگر یا محتوای متن به صورت کامل اشنا کرده و در ادامه با انتخاب شیوه اجرایی مناسب و قابل درک ، گامهای بعدی را مطمئن تر بردارد .تازه این اتفاقات زمانی رخ میدهد که به عنوان مثال نمایش هیپیولیت در جایگاه واقعی خود یعنی به شیوه ی رئالیستی به اجرا در اید در غیر اینصورت و انتخاب شیوه اجرایی متفاوت،درک نمایش و ارتباط با ان بسیار مشکلتر و کار کارگردان بسیار سخت تر خواهد بود که از دیدگاه نگارنده این سطور نمایش هیپولیت فرزاد امینی در عین داشتن نکات مثبت و خلاقانه بسیار زیاد در بازی و کارگردانی با این مشکل عدم ارتباط تماشاگران با اجرا بشدت مواجه شده و اسیب میبیند.درک روابط بین شخصیت های نمایش هیپیولیت از سوی تماشاگران غیر متخصص و گاها متخصص با توجه به انتخاب شیوه اجرائی توسط کارگردان، کار بسیار سخت و دشواری است .شیوه اجرائی که برگرفته از نمایشهای کاتاکالی و کابوکی از یک سو و شیوه اجرائی اثار مدرن از سوی دیگر است کار را برای درک تماشاگر که خودبخود با متن هیپولیت با توجه به ویژگیهای ان نااشناست نیز بسیار سخت و طاقت فرسا میکند.در طول اجرا تماشاگرانی که متن را قبلا خوانده اند و با ان اشنائی دارند با میزانسن هاو حرکاتی مواجه میشوند که منطق اجرایی و انتخاب این حرکات بهیچوجه شفاف نبوده و نمیتوانند تصاویر اجرایی را با محتوا در هم هم بیامیزند هر چند که انتخاب این شیوه اجرائی با خلاقیت و امادگی عالی بدنی و ذهنی بازیگران همراه باشد و در ادامه متاسفانه گویش بازیگران به گونه ای انتخاب شده که شاید بیش از ۵۰ درصد دیالوگها اصولا درست شنیده نمیشوند و این امر در کنار شیوه اجرایی خاص ، کار برا برای مخاطب عام در رابطه با برقراری ارتباط با اجرا به کل دچار مشکل میکند.در تمامی زمان نمایش در لحظه ای که یک بازیگر دیالوگ میگوید تمامی بازیگران از خود حرکاتی قطعا حساب شده و با معنی از خود نشان می دهند اما مگر یک تماشاگر حتی متخصص تئاتری در یک زمان میتواند به چند نقطه صحنه ای تمرکز کرده و رابطه و علت و معلولی حرکتی همه بازیگران را بر اساس دیالوگها درک کند. مشکلی که در تمام طول نمایش در اجرا دیده شده و تماشاگر را بلا تکلیف میکندو متاسفانه به این ترتیب بخش عظیمی از تلاشهای امینی و گروه نمایشی صمیمی اش به هدر می رود.
    شاید می بایست از ورود تماشاگر غیر متخصص تئاتری به این اجرا جلوگیری می شد. شاید میبایست از تماشاگران در خواست میشد قبل ار حضور در سالن حتما متن هیپولیت را بخوانند و با ویژگیهای شخصیت های نمایشی اوری پید مانند تزه،فدر؛آفرودیت، و…آشنا باشند .
    شاید می بایست از تماشگران درخواست می شد .از کاتاکالی و کابوکی بخوانند و سپس در اجرا حضور یابند. در شرایط کنونی و در صحنه تاتری کشور ظاهرا دو مشکل اساسی اجرا ئی وجود دارد :دسته اول اثار اجرائی هستند که به عنوان نمایش صحنه ای اعلام میشوند که در سالن اجرا متوجه میشویم که انگار به دیدن یک نمایشنا مه خوانی امده ایم و هیچ اثاری از ترکیب بندیهای زیباشناسانه و مقوله های حرکتی تاتری در ان دیده نمیشود، یک عده نشسته اند و سرتاسر اجرا فقط و فقط دیالوگ میگویند و به این ترتیب خط بطلان میکشند بر اموزشهای اساتیدی مانند استاد سمندریان ها و خسروی ها در دانشگاه ها، که مدام بر بحث زیباشناسانه اجراهای نمایشی و ترکیب بندیهای خاص و حساب شده تاکید دارند و از سوی دیگر و در دسته دوم به اثار نمایشی سرشار از حرکات و ترکیب بندیهای منطقی و غیر منطقی برخورد میکنیم که اصولا فرصتی به تماشاگر نمیدهند که به اصلاح تصویر را با صدا و صدا را با تصویر میکس و همراه کند که نمایش فرزاد امینی در گروه دوم قرار میگیرد که البته ایجاد تعادل بین دو شیوه فوق میتواند کمک شایانی به ارتباط تماشاگر با یک اجرا بکند.
    با ذکر دو پاراگراف کوتاه از استاد اسماعیل شنگله هنرمند مطرح و قدیمی تئاتر و تلویزیون کشورمان در کلاسهای اموزش کارگردانی مطلب را به پایان برده و امیدوارم که این دو رهنمود تاتری اساتیدمان ،راهگشا بوده و بتوانند بسیاری از مشکلات اجراهای تاتری و ارتباط تماشاگران با این اجراها را بر طرف کنند :
    نخست اینکه اگر متنی با ساختارو مفاهیم پیچیده برای کارگردانی در اختیار دارید به هیچوجه شیوه اجرائی خود را پیچیده انتخاب نکنید که با مشکل عدم درک و همراهی تماشاگر روبرو نشوید و دوم اینکه نه محتوا بر شکل اجرا مقدم است و نه شکل اجرائی برمحتوا ..و حق ندارید هیچکدام را فردای ان یکی بکنید.اینجانب کماکان منتتظر دیدن اثار خلاقانه اتی گروه نمایشی فرزاد امینی خواهم ماند و اطمینان دارم این گروه با توجه به اعضای پر تلاش و فهیمش با رعایت برخی مسائل کلیدی؛ میتوانند نقش مهمی را در اینده تاتر کشورایفا نمایند .

  • گفت و گو با فرزاد امینی کارگردان نمایش هیپولیت

    گفت و گو با فرزاد امینی کارگردان نمایش هیپولیت

    به سراغ هیپولیت رفتم چرا که تقدیر جامعه و فرهنگم بر نظم و نسق نیک سرشتی نبود. اینهمه فتوت نامه و حکایت از عیاری و عیاران در تاریخ ادبیاتمان اعتراف به فقدان عیاری و فتوت است، نه وجود آن، حقیقت همان است که در «داش آکل» روایت شده. رسم عیاری، رسم هیپولیت است، و تقدیر این رسم، نیستی است. آنچه از نهاد تاریخ سر بر آورده تا همین اکنون، جز استقرار اراده ای رو به سوی آشوب و تخریب چیزی نبوده.
    چطور شد اثری از اورپید و نمایشنامه «هیپولیت» که پیش از این در ایران اجرا نشده را برای کار انتخاب کردید؟

    اوریپید به متفکرانی در یونان باستان و ماقبل سقراط تعلق داشت که بنده آن را آباء و نیای اومانیسم در تاریخ اندیشه غرب میدانم. این تفکر، تفکر سوفسطایی بود و فیلسوفان بزرگی چون پروتاگوراس، گرگیاس یا آنتیفون از برجستگان آن بودند. در نظر ایشان ارتباط انسان و خدایان در دیالتیکی از ترس و خصم و شفقت رقم میخورد. تقدیر در این نظام اندیشه رو به سوی مفهوم اراده و شرارت در نهاد بشر دارد و جامعه جمیع اشرار است و نه جمیع خیر افلاطونی یا فضیلت ارسطویی. از این رو انسان تک و تنها با خویش محور اندیشه میشود تا اولاً به خویش و سپس به زئوس و سرانجام به جامعه بیاندیشد.

    آن رئالیسمی که به اوریپید نسبت میدهند چنین ریشه ی فلسفی ای دارد. اوریپید از لاهوت المپ و سپهر هومر فرود میاید به ناسوت و انسانش زشت و خون آلود و خشن و فریبکار و نگون بخت و کینه ورز و تنها و افسرده و پرخاشگر است. او از دشت و دمن، از سواحل آفتابی و شمشیرهای آخته ی عاشقان برای معشوق طناز باستانی به شهر (پولیس) قدم میگذارد و مناسبات اجتماعی انسان را در بستر شرارتِ اشرار و خصم شرِ نهاد آدمی با قانون و مروت و مردانگی نشان میدهد. طبیعت یا زنانگی یا هرج و مرج احساسات در لحظه در مقابل هیپولیت(یا نظم و قانون و اخلاق فتوت) است. هیپولیت شکست میخورد و جز نیستی تقدیرش نیست.

    به سراغ هیپولیت رفتم چرا که تقدیر جامعه و فرهنگم بر نظم و نسق نیک سرشتی نبود. اینهمه فتوت نامه و حکایت از عیاری و عیاران در تاریخ ادبیاتمان اعتراف به فقدان عیاری و فتوت است، نه وجود آن، حقیقت همان است که در «داش آکل» روایت شده. رسم عیاری، رسم هیپولیت است، و تقدیر این رسم، نیستی است. آنچه از نهاد تاریخ سر بر آورده تا همین اکنون، جز استقرار اراده ای رو به سوی آشوب و تخریب چیزی نبوده.

    اراده ی جمعیت آدمی رو به این سو است اگر به عنوان کارگردان به هیپولیت اندیشیده ام از آن روست که نه اکنون بلکه همیشه به ایران اندیشیده ام و سراغ هر متنی که میروم جز اینکه خواسته باشم خودم را بعنوان فردی تاریخی در کشوری مشخص و جامعه ام را و وطنم را به عنوان بخشی از تاریخ و فرهنگ بشر، انگیزه ای دیگر نداشته ام. سراغ هیپولیت یا مکبث یا رمان عشق سالهای وبا، که کار قبلیم بود و در ایرانشهر به اجرا درآمد، نمیروم که مثلاً حرفی جهانشمول و اینترنشنال بزنم، من میخواهم مرکز ثقل خودم را و حضور تاریخی ایران و جامعه ی آن را بفهمم و درباره اش بیاندیشم. روح زمانه ام اومانیسم است و هیپولیت مانیفست اومانیسم است، از زبان اوریپید سوفسطایی. روح دورانم تاریکی است و آنالیز این روح در اندیشه ی تراژیک اوریپید میسر است.

    کارهای شما غالبا دارای فرمی از ژست و فیگور است، درباره تئوری و زیبایی شناسی تئاترتان بیشتر توضیح دهید؟

    در سنتی از تاتر به فرم می اندیشم که آن را تاتر فیگوراتیو و تنانه مینامم، سنتی که بزرگانی چون میر هولد، آنتونن آرتو، اتین دکروا، گروتفسکی، باربا یا جولین بک در آن سنت بوده اند. این سنت تاتری بسیار سختگیر و پیچیده و فلسفی است.

    به معنایی شدیداً متعهدانه تئوریک است. منظورم این است که اصلاً با عبارت پردازیهای شاعرانه و شبه رومانتیک و شیوه های خلسه گرایانه و باطن گرایانه که بسیار رواج دارد و این بزرگان متفکر و دقیق را با این برداشت های غلط و عرفان زده می آلایند، ربطی ندارد. مانند تفسیر های موجود در ایران از آرتو یا گروتفسکی، البته اگر بتوان نام تفسیر بر آنها گذاشت، چرا که بیشتر انشاهایی شبه شاعرانه است. برداشت مغشوشی از مفهوم مواجهه با نقش یا فرو رفتن در یک “آن” از احساس یا عبارت غلط فهمیده شده ی “اکت ناب” که تمام تلاش این فهم اشتباه، حذف خردمندی و تعقل در اکسپرشن اکت و ژست است که این فهم مغشوش باطن گرایانه جز هرج و مرج و پراکندگی رفتار روی صحنه چیزی به بار نمیاورد و حاصلش تکرار کلیشه های غلو شده است. هم آرتو و هم گروتفسکی (که بیشترین سوء تفاهم درباره ایشان است) صریحاً این خلسه گرایی و باطنی گری و در لحظه و آن سیر کردن را مردود اعلام میکنند و با عباراتی چون هرج و مرج یا روانشناسی گرایی یا ذهنی گرایی طرد میکنند.

    درباره بزرگان فیلسوف و تئوریسینی چون مایر هولد و باربا و دکروا تکلیف روشن تر است و از اینان کمتر سوء برداشت میشود. در تمام سالها کار و زحمت در تاتر و اکنون در چهل سالگی به این سنت از تاتر اندیشیده ام و زیبایی شناسی ام را بر این بنیاد تئوریک آجر به آجر بنا کرده ام. برای لحظه لحظه ی اکت و اکسپرشن هیجان بازیگرم، آنالیز زیبایی شناسانه و مبنای تئوریک در این سنت تاتری دارم. هیچ اکسپرشنی به هرج و مرج عاطفی و برون ریزی های کلیشه ای احساسات نباید منتهی شود. پرخاشگرانه ترین و پرآشوب ترین اکت ها نیز میبایست به دقت یک فیزیک دان در محاسبه پرتاب یک موشک به
    فضا، محاسبه و سپس اجرا شود. صحنه ی تاتر برای من چونان قوانین مکانیکی بین اجزای در هم پیچ شده ی لوکوموتیو است. اجزایی پیچیده در روابطی ارگانیکی و مکانیکی که یک کل متحد پیچیده را حاصل میکند؛ چونان جامعه. جامعه برای من اینگونه است که صحنه ی تاترم نیز اینگونه میشود. از این منظر، هرگز در هیچ کدام از کارهایم، حتی یک بازیگر از صحنه خارج نمیشود.

    هیپولیت حاصل چند ماه تمرین و آماده سازی است و از تعداد محدود اجراهای خود راضی هستید؟

    امیدوارم فرصتی محیا شود که بتوانم هیپولیت را مجدداً اجرا کنم، کاری که هفت ماه تمرین سخت جسمانی و حرکتی داشته ده شب اجرا برایش بسیار کم است. هیپولیت شیره ی جان من است که نوزده سال در تاتر اندیشیده، خوانده و جان کنده ام. راه بسیار طولانی و جانفرسایی را در تنهایی و بی هیچ حمایتی تا الان پیموده ام و چه سخت و جانفرسا گذشت همه ی این سالها تابمانم و تنم زخمی است اما عشق به تاتر، عشق به سوفوکل، اشیل، اوریپید، شکسپیر، برشت، عشق به نور صحنه، عشق به لحظه ای که درِ سالن بسته میشود و اجرا شروع میشود، عشق به روزهای سخت تمرین و کار با بازیگر در جزئی ترین رفتارش، هنوز مرا در این میانه ی کارزار جانکاه هنوز زنده و امیدوار نگه داشته. در شرایط دشوار تنهایی و تاریکی راهم و مغاک روزگارم همیشه این شعر نیما را زمزمه میکنم و صحبتم را با شعری از نیما تمام میکنم:

    پای آبله زراه بیابان رسیده ام
    بشمرده دانه دانه کلوخ خراب او
    برده بسربه بیخ گیاهان وآب تلخ
    دربررخم مبند که غم بسته بر درم
    دلخسته ام به زحمت شب زنده داریم
    ویرانه ام زهیبت، آبادِ خواب تلخ
    عیبم مبین که زشت و نکو دیده ام بسی
    دیده گناه کردن شیرین دیگران
    وزبی گناه دلشدگانی ثواب تلخ
    درموسمی که خستگی ام می برد زجای
    با من بدار حوصله بگشای در زحرف
    اما در آن نه ذرّه عتاب و خطاب تلخ
    چون این شنید بر سر بالین من گریست
    گفتا« کنون چه چاره ؟» بگفتم «اگررسد
    باروزگارهجروصبوری شراب تلخ »

  • «هیپولیت» به روزهای پایانی خود نزدیک می‌ شود

    «هیپولیت» به روزهای پایانی خود نزدیک می‌ شود

    آخرین اجرای نمایش «هیپولیت» به کارگردانی فرزاد امینی جمعه 18 تیرماه در تالار حافظ روی صحنه می‌‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه تئاتر پرومته، نمایش «هیپولیت» اثر «اوریپید» از شاعران و نمایش نامه نویسان یونان باستان است که برای نخستین‌بار در ایران به کارگردانی «فرزاد امینی» به روی صحنه رفته و بازيگران اين نمايش؛ بهرام عباسی فرد، الناز اسماعیل زادگان، محمدرضا فرزام، ساناز پوردشتی، مجید جور، سرور خسروانی و سروش حائری هستند.

    ساير عوامل اين نمايش عبارتند از: طراح لباس: پارمیس امینی، طراح صحنه: بهناز علی آبادی، گریم: آیدا فرشادی، طراح پوستر و بروشور: حامد حکیمی، موسیقی قطعاتی از: کارمینا بورانا اثر کارل اُرف، رکوئیم جوزپه وردی، رکوئیم آلفرد شنیتکه، ساخت ویدئو: فرزاد امینی، دراماتورژی، بازنویسی دیالوگ، کورئو گرافی: فرزاد امینی.

    نمایش «هیپولیت» از 9 تا 18 تیر‌ماه، ساعت 21 در تالار حافظ به نشانی خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت اجرا می‌شود و علاقمندان می‌توانند با مراجعه به سایت تیوال به نشانی www.tiwall.com اقدام به تهیه و رزرو بلیط این نمایش نمایند.