برچسب: علی اصغر دشتی

  • تعزیه غیرمذهبی هم میتوان ساخت

    تعزیه غیرمذهبی هم میتوان ساخت

    «نسبت جامعه امروز ما با تعزیه چیست؟»

    برای رسیدن به پاسخ این پرسش باید به یک‌قرن پیش بازگشت؛ به دوره‌‌ای که «نو» شدن، هر آنچه را که نسبتی با دنیای کهن ایرانی دارد حذف می‌‌کند تا کشور وارد عصر جدیدی شود. از پوشش و مراودات رسمی و عمومی تا آیین‌نمایشی صدها ساله‌‌ای به‌نام «تعزیه».

    مدرنیته قرار است اشکال سنتی‌‌تر آیین را یا حذف کند یا به پستوها و صندوق‌‌خانه‌‌ها براند. پس اجرای تعزیه‌‌ای که صدها سال بود قدم‌به‌قدم خودش را به «امروز» نزدیک می‌‌کرد، ممنوع می‌‌شود و راهش را به روستاها و شهرهای کوچک کج می‌‌کند. بعدتر هم که این ممنوعیت‌‌ها برطرف می‌‌شود، این آیین آنقدر از زمانه‌‌اش عقب مانده که مجالی برای پابه‌پای تحولات روز جلو آمدن را ندارد.  یک قرن پس از این تحولات و پشت سر گذاشتن دوره خاموشی، نسلی از هنرمندان نگاهی دوباره به کارکردهای نمایشی تعزیه داشته‌‌اند و در پی ساختن راهی جدید برای پیوند آن با «اکنون» هستند؛ یکی از این جامعه کوچک هنرمندان نوگرا، «علی‌‌اصغر دشتی» است. نویسنده، کارگردان و پژوهشگر تئاتر که پژوهش روی تعزیه را هم در کارنامه خود دارد و در اجراهای تئاتری‌‌اش از تعزیه وام گرفته است. دشتی، در این گفت‌وگو به نسبت امروز با تعزیه پرداخته.

    نسبت انسان و جامعه کنونی با تعزیه چیست؟ چطور می‌توانیم از از رویکردی صرفا نوستالژیک در مواجهه با آن خارج شویم و کارکرد زیبایی‌شناختی تعزیه را در تئاتر امروز راه دهیم؟

    وقتی روند تاریخی تعزیه را بررسی کنیم، می‌‌بینیم در یک‌جا متوقف شده و باقی مانده است؛ یعنی ممنوعیت‌‌های دوران رضاخانی. مسیر حرکتی که بعد از آن ساخته شد، راه‌‌های تازه‌‌ای را تجربه کرد. مستندات نشان می‌‌داد که تا پیش از ممنوعیت، تولید و ارائه تعزیه به‌مثابه نوعی «اجرا» تلقی می‌‌شد. یعنی از بستر رویدادهای تاریخی‌-‌مذهبی و شیعی فاصله گرفت، از بسترهای ایدئولوگ خلاص شد و شروع به تولید و عرضه خودش کرد؛ اینجاست که نسخه‌‌ای از تعزیه به‌نام «مالیات گرفتن معین البکاء» به‌وجود می‌‌آید که نسبت بین معین‌البکاء و تعزیه‌‌خوان‌‌ها را تشریح می‌‌کند، اما بعد از آن نسخه، تعزیه دیگر درجا می‌‌زند و نمی‌‌تواند مسیر پیشین خود را پیش ببرد. می‌‌دانیم که تعزیه از حیث محتوا و شکل، امکان حرکت داشته اما چون حرکتش متوقف شد، نمی‌‌دانیم که اگر حرکت طبیعی‌‌اش را ادامه می‌‌داد به کدام نقطه می‌‌رسید. الان دوکار می‌‌توانیم انجام دهیم؛ یا امکانات موجود در تعزیه را ملاک تحلیل و ارتقای آن قرار دهیم یا مسیر تجربه‌نشده‌‌ای را تخیل کنیم که اگر شکل می‌‌گرفت اتفاق‌‌های تازه‌‌ای می‌‌افتاد. امروز می‌‌دانیم که در دوره پهلوی اول، تعزیه شروع به کاری می‌‌کند که با اندیشه‌‌ای که بعدها امثال «پیتر بروک»، دیگران و خیلی بعدتر افرادی مانند من مطرح کردند، متفاوت بود. ما آدم‌‌هایی از حوزه‌‌های تخصصی دیگر بودیم که به حوزه متفاوتی برخورد کردیم و می‌‌خواستیم آن را به‌عنوان ماده خام مطالعات خودمان به‌کار ببریم؛ یعنی تعزیه را به‌مثابه نوعی اجرا که در بستر اجتماع سنتی اتفاق می‌‌افتد مورد بررسی قرار دهیم. نمی‌‌دانیم اگر تعزیه مسیر طبیعی‌‌اش را طی می‌‌کرد به کدام نقطه می‌‌رسید و چه کارکردی داشت، اما اگر ملاک را تحولات چند دهه گذشته تعزیه قرار دهیم و آن را با تخیل راجع به امکانات تعزیه بیامیزیم، به این نتیجه می‌‌رسیم که تعزیه می‌‌توانست خودش را به نحوی اصلاح کند که از محدوده عقیده و ایدئولوژی فاصله بگیرد. اگر اینطور می‌‌شد چه وضعیتی پیش می‌‌آمد؟ به‌نظرم ‌‌بخشی از فرم و بخشی از ایدئولوژی در تعزیه دارای رابطه هستند، اما قسمتی دیگر از فرم تعزیه را منهای ایدئولوژی هم می‌‌توان تحلیل کرد. اگر تعزیه امروز را از بستر رویدادهای تاریخی و مذهبی آن جدا بدانم، می‌‌توانم بگویم که به‌عنوان یک سنت، همچنان در بستر اجتماعی سنتی توسط اجراکنندگان و تماشاکنندگان به حیات خودش ادامه می‌‌دهد و مادام که آن جامعه وجود دارد، تعزیه هم خواهد بود. در جهان ایدئولوژی تعزیه، خیر تا ابد خیر و شر تا ابد شر خواهد بود. ولی بزرگ‌ترین تغییر و اختلالی که می‌‌تواند در بخش‌‌های فرمی و غیروابسته به ایدئولوژی تعزیه اتفاق بیفتد، این است که تصور کنیم تعزیه می‌‌توانسته وارد بسترهای متریالی دیگری شود و در عین حال، خودش را از شر «خیر و شر» خلاص کند؛ در این صورت بود که اختلالات کافی در فرم به‌واسطه اختلال در محتوا اتفاق می‌‌افتاد. چون وقتی مطلق‌‌گرایی «خیر و شر» را از آن بگیریم، بخشی از ایدئولوژی‌‌اش فرو می‌‌ریزد. در بستر مذهبی نمی‌‌توان این کار را کرد؛ چون مخاطب مذهبی به‌واسطه همین «مطلق‌‌گرایی» آن سنت را می‌‌پذیرد. ولی اگر فرم را برداریم، با ریزش ایدئولوژی، فرم قدری تغییر‌شکل می‌‌دهد.

     با حذف این بخش، تعزیه همچنان تعزیه خواهد بود؟

    شاید بهتر باشد واژه را عوض کنیم و بگوییم اگر ایدئولوژی خیر و شر را از تعزیه بگیریم، آن را می‌‌توان «شبیه‌‌خوانی» نامید. چون «شبیه‌‌خوانی» دلالت به امری می‌‌کند که مربوط به «اجرا» می‌‌شود. یعنی «شبیه دیگری را ساختن»، اما وقتی از اصطلاح «تعزیه» استفاده می‌‌کنیم، دلالت بر «تعزیت و سوگ و عزا» می‌‌کند. من به سویه تکنیکی و فرمی تعزیه توجه نشان می‌‌دهم چون معتقدم فرم وابسته به ایدئولوژی نیست؛ همین الان اگر از من بپرسی «آخرین اجرایی که تو ساختی آیا تعزیه است یا نیست؟» من می‌‌گویم «نام‌‌برده» هم برای من یک تعزیه به‌حساب می‌‌آید».

     ولی من فکر می‌کنم در «نام‌برده» از تعزیه «وام گرفته‌ای» و این نمایش یک تعزیه نیست.

    حرف‌‌های من در پاسخ این پرسش بود که تعزیه با جامعه امروز چه رابطه‌‌ای می‌‌تواند داشته باشد؟ من می‌‌گویم «باید تغییرات محتوایی متناسب با جامعه امروز در تعزیه اتفاق بیفتد و فرمش قدری تغییر کند»، اما چون این مسیر را به‌صورت منطقی طی نکرده‌‌ایم، به تجربه‌‌ای از تخیل ارجاع می‌‌دهم و در مورد مسیری که طی نشده هم هیچ‌‌گاه نمی‌‌توان با قطعیت نظر داد. ما در یک جامعه‌مدرن داریم از جهان‌سنتی حرف می‌‌زنیم. این وسط یک چیزی گم شده و استمرار نیافته. من فرض می‌‌کنم اگر روند طبیعی تعزیه استمرار ‌‌یافته بود، به سمت و سوی دیگری می‌‌رفت. تاکید کردم که تخیل خود را با دیدگاه حرفه‌‌ای خود ترکیب می‌‌کنم. اینجاست که می‌‌توانم «شبیه‌‌خوانی» بسازم، چون «شبیه‌‌خوانی» برای من فقط ابعاد ایدئولوژیک و مطلق‌‌گرایی خیر و شر ندارد؛ بلکه چیزهای دیگری هم دارد که لا‌‌به‌‌لای خاصیت‌‌های امروزی تعزیه گم و پنهان شده است. برای من، تعزیه پیش از هر چیز، یک تکنیک و فرم است. از نظر من، این تکنیک و فرم، هم در «نام برده» وجود دارد و هم در «متاستاز». ولی این‌که در هر کدام از آنها در کجا ایستاده، بحث دیگری است.

     دوره فترتی که برای تعزیه اتفاق افتاد، باعث شد سیر طبیعی‌اش را طی نکند و برگشت به آن همراه با میل نگه داشتن موزه‌ای یک‌سری آیین باشد، برای همین به نظر می‌رسد نگاه نوستالژیک به تعزیه گریزناپذیر باشد.

    قرار نیست یکی را بین‌‌شان انتخاب کنیم. بعضی آدم‌‌ها وظیفه دارند یا می‌‌خواهند که از تعزیه به شکل موزه‌‌ای استفاده یا ارزش‌‌های موزه‌‌ای‌ آن‌را حفظ کنند که به‌نظر من باید هم همین اتفاق بیفتد؛ نه فقط در مورد تعزیه بلکه درباره قلم‌‌زنی، خوش‌‌نویسی و هر چیزی که به هنرهای سنتی مربوط می‌‌شود همین را لازم داریم. من از دیدگاه یک سازنده-پژوهشگر حرف می‌‌زنم. پژوهشی که در گذشته راجع به تعزیه می‌‌کردم متفاوت با امروز بود. همین امروز که با تو حرف می‌‌زنم، بعضی اجراها را ساخته‌‌ام که تعزیه است ولی امکان اجرا ندارد؛ زیرا «مطلق‌‌گرایی» را از آن گرفته‌‌ام. من آن مطلق‌‌گرایی را از بستر داستانی و مذهبی خارج کرده‌‌ام ولی باز هم پیچیدگی‌‌های خودش را دارد. از زاویه دید کسی حرف می‌‌زنم که مطالعاتش فقط ارزش تاریخی ندارد بلکه از منظر «مطالعات اجرا» هم قابل اعتنا هستند و در جایگاه خودم می‌‌گویم: «تعزیه با همه ارزش‌‌های موزه‌‌ای و نوستالژیکی که دارد و با همه جهان معنایی که در برمی‌‌گیرد، محترم است ولی من زاویه‌نگاه متفاوتی‌‌ نسبت به آن دارم» که طبیعتا نمی‌‌توانم از آن جدا شوم و درباره‌‌اش حرف بزنم. باز هم تاکید می‌‌کنم این توضیح‌‌ها در پاسخ به پرسش اول بود که «نسبت تعزیه با جامعه امروز چیست؟» و موقعی که راجع به «نسبت با امروز» حرف می‌‌زنیم، به ارزش‌‌های نوستالژیک و موزه‌‌ای توجه نمی‌‌کنیم.

     بهجز تجربه‌های شخصی افرادی مانند خودت، تعزیه در هنر مدرن ما نمود بارزی دارد؟

    تعزیه در هنر مدرن ابزار پرفورمنس شده و گاهی در موسیقی از آن استفاده می‌‌کنند. یک تجربه خیلی مدرن را هم آقای عباس کیارستمی با ویدئویی که از تماشاگران می‌‌گیرد، تعزیه انجام می‌‌دهد؛ چیدمانی که آقای کیارستمی انجام می‌‌دهد، مدرن است، ولی آن را از سنت یاد گرفته. چیزی که در تعزیه توجه من را جلب می‌‌کند، قصه‌‌ها نیستند بلکه فرم اجراست؛ حواشی تعزیه هم نظرم را جلب می‌‌کند. ابعاد دیگری هم در جهان سنتی تعزیه هست که به‌‌نظرم هنوز هم قابل بررسی و مطالعه است ولی در مقام سازنده، نظرم طور دیگری است. یکی از نکات جالب تعزیه، «بازشناختی» است که ارتباط آن را با مخاطبش برقرار می‌‌کند. همیشه به این فکر می‌‌کردم که اگر قصه‌‌ها و قهرمان‌‌هایی را از جهان ادبیات در نمایش بیاوریم که برای تماشاگر آشناست، رویدادش را می‌‌شناسد و قصه را از سر تا ته می‌‌داند؛ باز هم برایش جذاب خواهد بود؟ فرضا تماشاگری که سر تا ته داستان «شازده کوچولو» را بلد است، هزاربار آن را خوانده یا انیمیشن‌‌هایش را دیده، از قبل نسبت به داستان شناخت لازم را دارد؛ بنابراین چیزی که او را دچار شگفتی یا وادار به دنبال کردن ماجرا می‌‌کند، تازگی و بکر و نخستین بودن قصه نیست، بلکه او از تکرار تماشای چیزی که می‌‌داند، لذت می‌‌برد. مخاطب تعزیه هم، شبیه‌‌خوانی را همچون یک مراسم و آیین می‌‌بیند و آیین، ارتباط مستقیمی با تکرار دارد، پس مخاطب می‌‌رود که با تکرار رو‌‌به‌‌رو شود؛ نمی‌‌رود که قصه را بشنود، چون قصه را قبلا پای‌منبر هم شنیده. ولی تماشای این قصه در امر اجرا، با دیدن بدن‌‌هایی که شبیه شخصیت‌‌ها را می‌‌سازند، برایش لذت‌مضاعف ایجاد می‌‌کند.

     تعزیه را دارای یک قالب کاملا مشخص با یک حرکت تاریخی کاملا واضح می‌دانی؟

    من یک قالب مشخص می‌‌بینم که در حال حرکت بوده، برای این‌‌که اندازه و شکل قالب را بنا به اقتضائات تاریخی تغییر دهد، اما این تغییر اتفاق نیفتاده و دچار گسست شده. اما بعد که دوباره رها شده، مجبور بوده گسست را فراموش کند، به همان نقطه‌‌ای که قبلا در آن قرار داشته برگردد و باز شروع به انجام همان کار کند. پس سیر منطقی را طی نکرده. ناگهان پریده به یک زمان دیگر و دوباره از زمان دیگر به عقب برگشته؛ پس تجربه‌‌اش را در گذر تاریخی به شکل منطقی پشت‌سر نگذاشته است.

    می‌گویند «در تاریخ نمی‌توان در مورد اگرها صحبت کرد، چون تاریخ است، چیزی است که به وجود آمدنش ضرورت داشته»؛ ولی اگر آن گسست به وجود نمی‌آمد، توقع چه چیزی را داشتی؟ آیا الان تعزیه شرایط متفاوتی را تجربه می‌کرد؟

    احساس می‌‌کنم تعزیه داشت یاد می‌‌گرفت که می‌‌تواند لباس «قصص مذهبی» را از تن در بیاورد و باز هم اثربخش باشد. همانطور که تا پیش از دوره رضاخانی، تعزیه‌‌ای مانند «قتل ناصرالدین‌شاه» داریم که ماجرای ترور شاه را تبدیل به تعزیه کرده. در این مسیر، هیچ بعید نبوده که خود‌به‌خود بخشی از فرم که ارتباط مستقیمی با ایدئولوژی داشت را نیز بتواند از تن در بیاورد. ما از فرم تعزیه در آن زمان نشانی نداریم که بفهمیم آیا در اجرا، کار تازه‌‌ای می‌‌کرده‌‌اند یا نه؛ مثل پدیده تئاتر که نمی‌‌دانیم در یونان باستان چطور اجرا می‌‌شد. تنها می‌‌توانیم به روایت‌‌ها و آثار مکتوب به‌‌جا مانده رجوع کنیم. در تعزیه هم می‌‌توانیم به نسخه‌‌هایی مثل «مالیات گرفتن معین‌البکاء» یا «قتل ناصرالدین‌شاه» ارجاع دهیم و بگوییم آنها داشتند به کنار گذاشتن لباس مذهبی هم فکر می‌‌کردند. ولی نسخه بصری از نمایشنامه‌‌های تعزیه در گذشته نداریم. آیا تفاوتی بین این وجود دارد که قصه قتل ناصرالدین‌شاه را تعزیه کنید یا داستان شازده کوچولو را؟ بله، قصه‌‌ها با هم فرق دارند، اما هردو دارند لباس قصص مذهبی را از تن در می‌‌آورند. من چیز دیگری برای ارجاع ندارم؛ فقط می‌‌گویم اگر تعزیه در یک نقطه متوقف شده بود، الان تصور می‌‌کردیم یک پدیده فریزشده است ولی همان جامعه‌‌ای که داشته آن را می‌‌ساخته، به هر دلیلی دست به تغییراتی در آیین و مراسم‌‌اش زده. خود تکیه دولت و تمرکزی که ناصرالدین‌شاه بر امر اجرای تعزیه داشته، باعث شدت گرفتن و ایجاد نوعی تغییر در آیین تعزیه شده بود. پس خود این پدیده داشته کارهایی نوآورانه می‌‌کرده و حرف‌‌هایی که می‌‌زنم فقط محصول تخیل‌‌ام نیست. اسناد نشان می‌‌دهد آدم‌‌های دیگری هم به این می‌‌اندیشیدند که لباس قصص مذهبی را از تن تعزیه در بیاورند. داشتند فکر می‌‌کردند با متریال‌‌هایی غیر از قصص مذهبی هم می‌‌توان تعزیه ساخت در‌حالی‌که فرم حفظ می‌‌شود.

     رویکرد حاکمیتی از دوره رضاشاه تا امروز انگار باعث گسترده‌تر شدن گسست تاریخی شد تا تعزیه در همان نقطه‌ای که قطع شده بود، بماند.

    دقیقا همین‌‌طور است، زیرا می‌‌خواستند از آن جنبه تعزیه استفاده کنند که صرفا برای ادای‌احترام یا استفاده سیاسی از عقاید و حساسیت‌‌های مذهبی بود؛ با آگاهی از این‌‌که بخشی از روحانیت همیشه با تعزیه مخالف بوده. طبقه حاکم و صاحب تاثیر از تعزیه به دلایلی مشخص حمایت کرد و نتیجه خسارت‌‌بارش این بود که تعزیه از بستر اجتماعی خودش جدا شد. شاید بگویید «ناصرالدین‌شاه هم همین کار را کرد»؛ آری، ناصرالدین شاه هم همین کار را انجام داد ولی او در عین‌‌حال ارتقایش هم داد و «معماری مذهبی» را به تعزیه اضافه کرد. با ایده گرفتن از اپرایی که در اروپا دیده بود، تعزیه را درباری و در عین حال حرفه‌‌ای کرد. در زمان کنونی تعزیه آرام‌‌آرام تبدیل به یک ابزار حکومتی شده و تعزیه‌‌خوان‌‌ها اخلاص‌‌شان را از دست داده‌‌اند؛ الان دیگر فرآیندهای سنتی که تعزیه‌‌خوان‌‌ها در کوهپایه انجام می‌‌دادند و تکیه‌‌ای که متعلق به مردم روستا بود، از بین رفته و تبدیل به بیزینسی شده که حاکمیت از طریق آن، اهداف خود را پیش می‌‌برد. در کنار تمام این فعل‌و‌انفعالات، بعضی پژوهشگران نکات جالبی از تعزیه را مورد مطالعه قرار داده‌‌اند.

     میراث تعزیه در ناخودآگاه جمعی و آرتیستی ایران چقدر بوده؟

    بابابزرگ من تعزیه‌‌خوان بوده ولی بابا و عموها هیچ‌‌کدام راهش را ادامه نداده‌‌اند؛ نمی‌‌دانم چه دلیلی داشته. شاید این هم نمودی از همان وقفه‌‌ای بوده که در تاریخ رخ داده و بعدا دوباره بازگشتی داشته. شاید ناخودآگاه من به این صورت به تعزیه پیوند بخورد، اما اگر در بخش خودآگاه وجودم نگاه کنم، من تعزیه را از «نفرت» یاد گرفتم؛ چون از تعزیه متنفر بودم. ما در هنرستان تئاتر ناگهان شروع کردیم به یاد گرفتن کتاب‌‌های تئاتر تجربی. مثلا پیتر بروک و استانیسلاوسکی و گروتوفسکی را شناختیم و من عاشق «برشت» شدم. در پایان‌نامه هنرستان «آن‌ که گفت آری آن ‌که گفت نه» او را اجرا کردم و در دانشگاه «ننه دلاور»؛ به‌نظرم می‌‌رسید نمایشنامه‌‌های ایرانی چندان جالب نیستند. علایق من با دیدگاه «فرنگ قشنگ‌‌تر است» شروع شد. موقعی که نسبت من با تئاتر به‌‌خصوص تئاتر غرب برقرار شد، از تعزیه متنفر شدم و دیگر از تعزیه سنتی خوشم نمی‌‌آمد، اما بعدها سفری به روستایی داشتم و تعزیه‌‌ای را دیدم که تاثیر عجیبی رویم گذاشت و من را ناگهان درباره فرمی آگاه کرد که به دلیل نفرت گذشته، فرصت مطالعه و نگاه دقیق به آن را نیافته بودم. با اینکه نظرم به تعزیه جلب شد ولی همچنان می‌‌دانستم که نکته مورد توجه من، قصص دینی نیست. بخش جالب برای من نحوه اجرا، نحوه ملاقات در آن، فرم و سیستم‌‌های ارتباطی موجود در آن بود. با خودم فکر کردم که این مدل از تعزیه متریال خوبی برای نمایش در جهان معاصر است. بنابراین جلب شدن نظر من به تعزیه، بیش از آن‌‌که به‌خاطر عشق به تعزیه باشد، به‌خاطر نفرت از تعزیه بود. شاید ژنتیک من هم در این گرایش بی‌‌تاثیر نباشد.

     همین نفرتی که در مورد خودت مثال می‌زنی، در تاریخ تئاتر ایران و نمایش ایران کنونی هم بوده که تعزیه را پس می‌زند. شاید این تنفر در ناخودآگاه اجراکنندگان تئاتر وجود داشته که سعی می‌کنند دامن خود را از هر چیزی که در نسبت با تعزیه است، مطهر بدارند.

    آنها سعی دارند دامن خود را نه‌‌تنها از تعزیه، بلکه از نقالی، خیمه‌‌شب‌‌بازی و سیاه‌‌بازی هم دور بدارند. درواقع بخش عمده‌‌ای از آنها می‌‌خواهند از بوی کهنگی دور شوند. به‌نظر من، در همه این پدیده‌‌ها و حتی در بخشی از تئاتر مدرن امروزی، هرلحظه امکان این را داریم که بوی کهنگی را احساس کنیم. بعضی کهنگی‌‌ها و پدیده‌‌های کهنه اصالت ندارند و نمی‌‌توانند خود را ارتقا بدهند؛ پس راکد می‌‌شوند و به‌مرور بوی گند می‌‌گیرند. ولی بعضی چیزها ریشه دارند و در ریشه‌‌های‌شان هربار خون تازه‌‌ای می‌‌دمد. بخش جالب تعزیه برای من، فرمی است که در اختیارم می‌‌گذارد. این فرم مربوط می‌‌شود به قراردادهای زمانی و مکانی! در طبقه‌‌بندی‌‌ای که من در رساله دانشگاهی‌‌ام از تعزیه انجام دادم، تعزیه شامل سه‌قرارداد یا سه‌جنبه است؛ قراردادهای دیداری، قراردادهای شنیداری و قراردادهای زمانی-مکانی. در قراردادهای دیداری، چیزهایی را می‌‌بینیم و برای‌مان تبدیل به قرارداد می‌‌شود؛ مثلا رنگ‌‌ها. در قراردادهای شنیداری، چیزهایی را می‌‌شنویم که برای مان تبدیل به قرارداد می‌‌شود؛ مثلا «اشتلم‌‌خوانی»، «موافق‌‌خوانی» و «مخالف‌‌خوانی» و این‌‌طور چیزها. قراردادهای زمانی-مکانی هم آن‌‌هایی هستند که در جهان مدرن به من اجازه می‌‌دهند موقعیت‌‌های مکانی و زمانی را پیرو بعضی قراردادها به‌‌سرعت عوض کنم. برای من نکته جالب در ذات تعزیه همین قراردادهای زمانی-مکانی است. وقتی درباره «نام‌‌برده» حرف می‌‌زنم، صرفا این تکه «موتزارت و سالیری» که در آن آواز می‌‌خوانند مدنظرم نیست، بلکه درباره آن قراردادهای زمانی و مکانی سخن می‌‌گویم که آن اجرا را می‌‌سازد؛ اینها را از تعزیه یاد گرفته‌‌ام و ذات تعزیه برای من همین است. در مورد ذات تعزیه، در جایی که می‌‌خواهم وضعیتِ مطلق‌‌گرایی را دستکاری کنم، اختلالی در روند قراردادهای شنیداری هم به وجود می‌‌آورم که بخشی از آن در «نام‌‌برده» اتفاق افتاد. شخصیت «سالیری» که اول تظاهر به «موافق‌‌خوانی» می‌‌کرد، بعدا به‌سمت «مخالف‌‌خوانی» رفت. در تعزیه چنین چیزی بعید است. در کل تعزیه فقط یک کاراکتر داریم که این کار را انجام می‌‌دهد آن هم «حر» است؛ بقیه کاراکترهای تعزیه اجازه چنین کاری را ندارند. او هم به دلیل تحول مذهبی که در درونش رخ داد، از سپاه کفر به سپاه حسین پیوست و یگانه تغییری است که در تعزیه شاهدیم. باز هم به شروع حرف‌‌هایم ارجاع می‌‌دهم که به لحاظ محتوایی می‌‌توان تعزیه را به اکنون پیوند زد. با نگاه محتوایی، برای این‌کار باید خودمان را از محدوده خیر و شر خلاص کنیم و در وادی تازه‌‌ای بیفتیم. «موتزارت و سالیری»، اقدام اولیه من برای خلاص شدن از آن وضعیت خیر و شر مطلق بود. در داستان‌‌های مذهبی، رابطه سیاسی و روابط قدرت وجود دارد؛ همین لایه‌‌های قدرت می‌‌تواند در خانه و آشپزخانه نیز نمود یابد. اینجاست که پیوندی از آن جهان سنتی به این جهان مدرن شکل می‌‌گیرد. آن پیوند، خودش را از انقباض مطلق‌‌گرایی خلاص می‌‌کند، چون امروز دیگر نمی‌‌توانیم با اجتماع خودمان خارج از جهان مذهبی و به شکل مطلق‌‌گرایانه حرف بزنیم؛ اتفاقا نیاز داریم دائما علیه تولید این میل به مطلق‌‌گرایی حرف بزنیم؛ میلی که بعضی نیروها را «خیر مطلق» می‌‌پندارد و آنها را غیرقابل نقد می‌‌داند. وظیفه امروز ما این است که خودمان را از آن خلاص کنیم. در شبیه‌‌خوانی مدرن و تعزیه مدرن، از آن خلاص می‌‌شویم و درباره وضعیت نوینی حرف می‌‌زنیم که پایه‌کارش «نقد» است. درحالی‌‌که مطلق‌‌گرایی، علیه نقد است و اجازه نمی‌‌دهد وضعیت‌‌ها مورد نقد قرار بگیرند. وقتی بشر را به دو گروه «خیر و شر» تقسیم می‌‌کنی، در جهان معاصر، درباره چیزی حرف می‌‌زنی که دروغ محض است و وجود ندارد. نه خیرمطلق وجود دارد و نه شرمطلق اما تعزیه چون دارد ارجاع به زمانی می‌‌دهد که قابل دسترسی نیست، آن زمان را غیرقابل نقد می‌‌کند و از آن زمان، چیزی را بر می‌‌دارد و می‌‌آورد که ما یک دسته را خیرمطلق ببینیم و یک دسته را شرمطلق. اگر با دید روشنفکری دینی به مساله نگاه کنیم ناگهان درمی‌‌یابیم که ارزیابی روشنفکران دینی این نیست که یک عده را شرمطلق و یک عده را خیرمطلق بدانند. این ارزیابی را توده دریافت و تبدیل به یک مدل نمایشی کرده است. به نظر من، روشنفکری دینی اتفاقا شروع به مطالعه کرده و شکیاتی هم درباره بعضی مسائل مطرح کرده است. اما فکر می‌‌کنم آن بخش مذهبی به من مربوط نیست ولی در عین حال کیف می‌‌کنم که به تماشای آن بنشینم. پای من در جهان امروز است و مغزم -بخواهم یا نخواهم- می‌‌تواند جهان پیش از خودش و جهان پس از خودش را تخیل کند. من در جهانی که مغزم امکان سفر و رفت‌وبرگشت دارد، می‌‌خواهم پیوندهای بین امروز و دیروز را بشناسم و تحلیل کنم. اگر تعزیه استمرار می‌‌یافت و از شر این مطلق‌‌گرایی خلاص می‌‌شد، شاید امروز دیگر لازم نبود من درباره‌‌اش حرف بزنم و خود آن دوری از مطلق‌‌گرایی بخشی از ذات تعزیه می‌‌شد.

     پس درواقع تعزیه را در کنار محتوای «خیر و شر» دارای فرمی می‌دانی که می‌تواند در خیلی از داستان‌های مدرن بهکار آید

    آری، در عین حال‌‌که محتوای تعزیه فقط «خیر و شر» نیست، در محتوای تعزیه آزادی‌‌خواهی، مفهوم تشنگی و تراژدی وجود دارد و مجموعه مفاهیمی دیگر. ولی آن چیزی که به‌واسطه فرم، به سرعت به ما سرایت می‌‌کند همین «خیر و شر» است که زودتر از هر چیزی در رنگ‌‌ها، صداها و در همه چیز نمود می‌‌یابد و به ما تلقین می‌‌شود. ابعاد محتوایی وسیعی در تعزیه وجود دارد که بعضی از آنها بسیار جالب‌‌اند.

    منبع

  • «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در چهل و یکمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «متاستاز» به کارگردانی علی اصغر دشتی رفته‌ایم.

    اجرای نمایش «متاستاز» از نهم آبان ۹۴ در سالن سایه تئاترشهر آغاز شد و بعد از آن نیز بر اساس دنباله اعداد فیبوناچی با اجراهایی در سالن‌های مختلف از جمله برج آزادی، تالار رودکی، تماشاخانه باران، تالار شمس (اکو)، داربست گالری محسن، تماشاخانه ارغنون و تالار مولوی در مجموع با ۵۴ اجرا اول اسفند ۹۴ به کار خود پایان داد. همچنین این نمایش هفت نوبت اجرا نیز در شهرهایی از جمله بوشهر، یزد و شیراز داشت.

    این نمایش، قصه آدم‌هایی را روایت می‌کرد که در کنار بستگان بیمارشان، رنج سرطان را تحمل می‌کنند، این افراد همپا نام دارند. نمایش «متاستاز» که شیوه اجرایی مبتنی بر مستند-فیزیکال داشت روایتی از همراهی همپایان بیماران مبتلا به سرطان است و ۲ بازیگر اصلی نمایش شیما مهدوی و ایلناز شعبانی به واسطه درگیری مادرانشان به این بیماری در آن مقطع زمانی با همراهی دیگر اجراگران لحظات دراماتیک و مستندی را از شرایط افرادی که مستقیماً با بیماران مبتلا به سرطان درگیر هستند، ارائه می‌دادند. یاسمن ادیبی، مهتاب پرنیان، فاطمه صادقی و با همراهی ملیکا روح‌انگیزی دیگر اجراگران این اثر نمایشی بودند که روی پوستر آن نوشته شده بود «این یک تئاتر نیست. مطاذتازی است علیه متاستاز».

    در راهنمای این نمایش، ذکر شده بود: «به ازای هر بیمار مبتلا به سرطان، حداقل سه نفر به شکل مستقیم درگیر هستند و از این سه نفر، یک نفر تمام وقت و قوای خود را وقف بیمار می‌کند. بر اساس آمار، در حال حاضر ۴۰۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران وجود دارد و اگر برای هر بیمار، سه همپا در نظر بگیریم در نتیجه حداقل یک میلیون و ۲۰۰ هزار ایرانی، همپای بیماران مبتلا به سرطان هستند. با توجه به افزایش سالانه ۹۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران، سالانه ۲۷۰ هزار همپا به جمع همپاهای بیماران مبتلا به سرطان اضافه می‌شود.»

    آخرین روز اجرای «متاستاز» یعنی روز اول اسفند ماه به عنوان روز «همپا» نامیده شد. حتی به درخواست گروه نمایش پیشنهادی مبنی بر ثبت این روز در تقویم رسمی کشور به عنوان روز «همپا» نیز مطرح شد اما با وجودی که این پیشنهاد به ثمر نرسید چند سال است که به صورت غیررسمی اول اسفند ماه به عنوان روز «همپا» در نظر گرفته شده که اهالی هنر و همچنین خانواده و همراهان بیماران مبتلا به سرطان این روز را به یکدیگر یادآوری می‌کنند.

    از این رو به بهانه یادآوری روز «همپا» با علی اصغر دشتی طراح و کارگردان نمایش «متاستاز» گفتگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

    علی اصغر دشتی درباره فرایند شکل‌گیری نمایش «متاستاز» به تئاتر آنلاین گفت: قبل از شکل‌گیری نمایش «متاستاز»، سال‌ها روی پروژه‌هایی با ایده‌ها و مضامین متفاوت کار کرده بودم. اما در مقطعی از زمان برایم این پرسش مطرح شد که ما در تئاتر چه می‌کنیم و من به عنوان کارگردان مسئولیتم در تئاتر چیست؟ به این معنی که تئاتر پتانسیل‌ها و کاربردهایی فراتر از یک اجرای تئاتر دارد که ما تاکنون کشفش نکرده‌ایم از این رو تجربیاتی که تا آن زمان داشتم با تمام اهمیتی که برایم داشت، تکرارش ارضاکننده نبود چون به این نتیجه رسیده بودم که امر اجرا می‌تواند نقشی فراتر از یک اجرا داشته باشد.

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    وی ادامه داد: تئاتر کار کردن به ما به عنوان یک انسان جایگاه اجتماعی می‌دهد و تلاش می‌کند از ما چیزی بسازد که به واسطه آن خودمان را تعریف کنیم. خب اگر تئاتر کار کردن تنها بر این نیاز تاکید داشته باشد به معنای این است که کارکردهای دیگرش فراموش شده‌اند. ما مدام برای اجرای یک تئاتر تلاش می‌کنیم و می‌جنگیم تا در نهایت بتوانیم یک جایگاه اجتماعی مناسب به دست بیاوریم؟ اصلاً دوست نداشتم تئاتر برای من تنها در این تفکر خلاصه شود.

    وی بیان کرد: در آن دوره مطالعه و تمرکز بر رویکرد «عواطف معاصر جمعی» را آغاز کردم و جستجو برای پاسخ به پرسش‌هایی چون؛ عواطف انسان معاصر چه تفاوت‌هایی با عواطف انسان گذشته دارد؟ و این عواطف چگونه می‌توانند به ساختن یک اجرای معاصر کمک کنند؟

    این کارگردان تئاتر با اشاره به تجربیات و مطالعاتی که در نمایش‌های پیشینش در ارتباط با تکنیک‌های تعزیه و شبیه‌خوانی داشته است، عنوان کرد: در تعزیه یک اعتقاد جمعی حول یک واقعه وجود دارد و عواطف مشترک را شکل می‌دهد پس به این مساله فکر کردم که اگر آن رویدادهای عقیدتی و تاریخی را کنار بگذاریم در جهان معاصر چه عاطفه جمعی وجود دارد که در عین اینکه می‌تواند دلالت‌های فردی داشته باشد، قادر است به یک تجربه جمعی نیز بدل شود. اگر در گذشته در تعزیه وجود اعتقاد و عقیده، آدم‌ها را در کنار هم قرار می‌داد در دوران معاصر چه چیزهایی عواطف ما را شکل می‌دهد و قدرت تولید اشتراکاتی بین ما دارد.

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    دشتی افزود: در همین حول و حوش من در حال برگزاری کارگاهی آموزشی با هنرجویانم بودم که یکی از دوستانم به نام شیما مهدوی که در هند در حال یادگیری و آموزش رقص‌های سنتی هند بود و در کار خود داشت به مقام معلمی می‌رسید مجبور شد به دلیل بیماری سرطان مادرش، به ایران بازگردد. بعد از بازگشتش به ایران از او خواستم که به ورک شاپ من بیاید و به بچه‌های ورک شاپ آموزش‌هایی بدهد. متوجه شدم مباحثی که در حاشیه تمرین‌ها مطرح می‌شود بیشتر درباره مشکلاتی است که به دلیل بیماری مادرش با آنها درگیر است. در همین زمان بود که متوجه شدیم به ازای هر بیمار مبتلا به سرطان سه نفر از اعضای خانواده و دوستان به شکل مستقیم درگیر مسائل بیمار می‌شوند و از این میان یک نفر بیشتر از بقیه انرژی می‌گذارد و خودش را وقف بیمار می‌کند مادر یکی دیگر از بچه‌های گروه به نام ایلناز شعبانی نیز دقیقاً به همین سرطانی مبتلا است که مادر شیما مبتلا بود. در حین برگزاری این ورک شاپ بود که فهمیدم بدن‌های این ۲ و عواطفی که در طول کارگاه از خود بر بروز می‌دهند و گونه‌ای که اجتماع کوچک آن تمرین را به خود درگیر کرده‌اند، نمونه‌ای از «عواطف معاصر جمعی» است. این نمونه مثالی من را قانع کرد که باید بررسی ام را روی این رویکرد در بستر تجربه واقعی در حال رخ دادن در تمرینات بنا کنم. تجربه‌ای که به واسطه آن دو نفر از ۵ نفر حاضر در آن کارگاه به صورت مستقیم و بقیه به صورت غیر مستقیم با آن درگیر بودند و آن مسئله قرار داشتن در کنار یک بیمار مبتلا به سرطان بود.

    کارگردان نمایش «نامرده» تصریح کرد: طی مطالعاتی که داشتم به مقاله‌ای دانشگاهی برخوردم که طی آن آماری عجیب از افراد درگیر در کنار یک بیمار مبتلا به سرطان در ایران داده بود. به ازای هر بیمار مبتلا به سرطان سه نفر از اعضای خانواده و دوستان به شکل مستقیم درگیر مسائل بیمار می‌شوند و از این میان یک نفر بیشتر از بقیه انرژی می‌گذارد و خودش را وقف بیمار می‌کند. این آمار عواطف تولید شده در فضای کارگاه را بیش از پیش تایید می‌کرد و در نهایت به این نتیجه رسیدم که نمایشی را آماده اجرا کنم که پایه‌اش براساس همپایان بیماران مبتلا به سرطان باشد. از این رو در یکی از جلسات تمرین از بچه‌های گروه خواستم براساس تجربیات مستقیم شان با افراد مبتلا به سرطان مونولوگی بداهه ارائه کنند و در ادامه نیز قطعات سولوئی به صورت بدنی درباره این تجربه ارائه دهند. این مونولوگ‌ها و سولوها مقدمه‌ای شد برای شکل‌گیری «متاستاز».

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    وی درباره پیوستن همپایان واقعی به گروه بیان کرد: تصمیم گرفتیم در این اجرا تمرکزمان را نه روی بیمار بلکه روی همپای بیمار قرار دهیم و علاوه بر بازیگران نمایش حدود ۲۰-۳۰ نفر همپا هم که هرکدام به نوعی درگیر این بیماری بودند با گروه همراه شدند و ما به صورت تیمی پای صحبت‌هایشان می‌نشستیم. قصد داشتم این دلالت جمعی در بازیگرها هم اتفاق بیفتد و فکر نکنند که فقط دارند درباره خودشان حرف می‌زنند بلکه در جریان تجربیات واقعی از همپایانی که درگیر این شرایط هستند نیز قرار بگیرند. در نهایت یکی از همان همپاها شد یکی از اجراگران ثابت. ملیکا روح انگیزی که همپای خواهرش مرجان روح انگیزی بوده و تا به امروز هم هست.

    دشتی درباره رویکردی که برای اجرای نمایش مد نظر داشته است، توضیح داد: تصمیم اولیه ام برای اجرای نمایش خیلی ایده آلیستی بود و قصد داشتم نمایش را در ۳۰ نقطه از کشور و براساس نقشه‌ای که از شهرهای سرطان خیز منتشر شده بود، به صورت همزمان به صحنه ببرم که شدنی نبود. بعدها تصمیم گرفتم نمایش را با جمع کثیری از بازیگران ابتدا در تالار وحدت اجرا کنم و مانند حرکت سلول‌های سرطانی در بدن انسان، نمایش را با بازیگرانی محدودتر به سالنی کوچک‌تر ببرم، به گونه‌ای که تمام سالن‌های تئاتر تهران به صورت همزمان دچار متاستاز شده و از تالار وحدت بزرگ با ۳۰ بازیگر تا کوچک‌ترین سالن اجرا با یک بازیگر همه و همه درگیر متاستاز باشند. مایل بودم شهر دچار متاستازی از مسئله همپایان بیماران مبتلا به سرطان شود. خب طبیعی است که این اتفاق هم عملی نشد. در نهایت اجرا از برج آزادی شروع شد و در یک پروسه زمانی تعداد اجراها بر اساس دنباله اعداد فیبوناچی شکل گرفت و در سالن‌های مختلف گسترش پیدا کرد. در کنار اجرا نیز کمپین «علیه متاستاز» راه اندازی شد که به نوعی علیه فراموشی همپاها بود.

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    وی یادآور شد: پایان این پروژه نیز روز اول اسفند ماه در تالار مولوی انجام شد که آن روز را به عنوان روز «همپا» نامگذاری کردیم و با وجودی که علاقه مند بودیم این روز در تقویم رسمی کشور ثبت شود این اتفاق نیفتاد اما خوشحالم که بدون ثبت در تقویم مردم اول اسفند را به عنوان روز «همپا» به یاد دارند که همین مساله احساس خوشایندی را برایم به وجود می‌آورد.

    نکته‌ای که در پروژه «متاستاز» برایم اهمیت داشت این بود که همپاها را فراموش نکنیم در حالی که ممکن است آنها خودشان را فراموش کرده باشند دشتی در پاسخ به این سوال که با اجرای «متاستاز» چقدر به نقش تاثیرگذار تئاتر و پتانسیل‌هایی که به جز یک اجرای صرف دارد، پی برده است، گفت: فکر می‌کنم پاسخ به این سوال را باید دیگران بدهند. تماشاگران و مشارکت کنندگان در اجرا و کمپین. به خاطر دارم در تبلیغات ذکر کرده بودیم که این یک تئاتر نیست! نه به این مفهوم که اجرا نمی‌کنیم بلکه خاستگاهی فرارتر از اجرای یک تئاتر داریم و جز با مشارکت اجتماعی بالا قابل رخ دادن نیست. میزان مشارکت و همراهی آدم‌های مختلف در آن مقطع با این پروژه یکی از بی نظیرترین تجربیات من تا امروز بوده است. بخشی از پیکره نمایش خودشان جزو همپاها بودند و بخشی دیگر با جان و دل با گروه همراه شدند که بسیار ارزشمند بود. یک پدیده وقتی دارد کار خودش را می‌کند که وقتی خودتان هم وجود ندارید هنوز به راهش ادامه دهد و کارکردش را از دست ندهد پس وقتی می بی نم بعد از ۶-۷ سال از اجرا، مسئله این پروژه هنوز قابلیت گسترش در اجتماع را دارد برایم به معنی گذشتن از مرز یک وضعیت به وضعیتی دیگر است. این اتفاق من را وارد حوزه ادراکی کرد که رویکردم را با امر اجرا تغییر داد. میزان قدرت این پروژه در همه گیری و فراگیری است که از گذشته تا اکنون همچنان ادامه دارد.

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    وی درباره تجربیات بازیگران از حضور در این نمایش که ۳ نفر از آنها خودشان در زندگی واقعی نیز همپا بودند، گفت: در آن مقطع زمانی تاثیر درمانی که حضور در این پروژه برای بازیگران داشت، جالب بود هرچند که یادآوری مشکلات و رنجی که بیمار می‌کشد، ممکن است تلخ باشد اما زمانی که این یادآوری با هنر آمیخته شود، تاثیر دیگری خواهد داشت و این اتفاق به صورت شگفت انگیز و حتی ناپایداری در نمایش افتاد چون اجرا آنقدر زنده و مستند بود که مثلاً نحوه ارائه شیما مهدوی، ایلناز شعبانی و ملیکا روح انگیزی در هر روز از اجرا متفاوت از روز دیگر بود و هر اجرایش بر اساس اینکه آن روز چه فیدبک امیدوارانه یا ناامیدانه ای از بیماری مادر و خواهرشان دریافت می‌کردند، فرق داشت.

    وی افزود: حتی کسانی هم که به عنوان همپای مهمان در نمایش حضور داشتند و بازیگر نبودند احساسی که آن روز داشتند بر نمایش تاثیر متفاوتی می‌گذاشت. همپاهای مهمان معمولاً دسته‌های متفاوتی بودند. کسانی که امیدوارانه برای بهبود عزیزشان تلاش می‌کردند، کسانی که نومیدانه پروسه بیماری عزیزشان را دنبال می‌کردند. کسانی که عزیزشان را از دست داده بودند یا حتی کسانی که شکوهمندانه از بهبودی عزیزشان و ذکر تجربه همپایی می‌گفتند. هر یک از این وضعیت‌ها در ترکیب با وضعیت‌های جاری در همپاها و اجراگران اصلی و دایمی اجرا تاثیر متفاوت از هر اجرا باقی می‌گذاشت.

    «متاستاز» چگونه با همپایان بیماران سرطانی همراه شد؟/ علیه فراموشی

    دشتی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: نکته‌ای که در پروژه «متاستاز» برایم اهمیت داشت این بود که همپاها را فراموش نکنیم در حالی که ممکن است آنها خودشان را فراموش کرده باشند، باید به آنها یادآوری و کمک کنیم تا خودشان را فراموش نکنند و امروز پس از گذشت هفت سال اجرای متاستاز در جایی خارج از صحنه ادامه دارد، چون مسئله ادامه داد.

  • سه سال است از تئاتر فاصله گرفته‌ام/ اهمیت حفظ جان هنرمندان

    سه سال است از تئاتر فاصله گرفته‌ام/ اهمیت حفظ جان هنرمندان


    رامین سیار دشتی با اشاره به دلایل فاصله گرفتنش از تئاتر عنوان کرد این روزها هنرمندان از سرناچاری در پروژه‌های مختلف حضور می‌یابند در حالی که پروتکل‌های بهداشتی به درستی رعایت نمی‌شود.

    رامین سیار دشتی بازیگر تئاتر و تلویزیون درباره دوری چندساله‌اش از فعالیت‌های تئاتری به تئاتر آنلاین گفت: من نزدیک به سه سال است که فعالیتی در تئاتر نداشته‌ام و آخرین کارم به نمایش «نامبرده» علی اصغر دشتی باز می‌گردد که در سال ۹۷ به صحنه رفت. در حال حاضر نیز برای امرار معاش مشغول شغلی بی ارتباط به هنر هستم و در این مدت تنها یکی دو سریال کار کردم که تصویربرداری یکی از آنها هنوز ادامه دارد.

    وی ادامه داد: در سریال «بعد از آزادی» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر به ایفای نقش پرداختم و همچنین نقش کوتاهی هم در سریال «آمستردام» مسعود قراگوزلو دارم که برای پخش از شبکه نمایش خانگی در حال ضبط است. در زمینه تئاتر هم یکی دو پیشنهاد داشتم که جالب نبودند و با این شرایط هم که این روزها گریبان گیر تئاتر شده است کار کردن بسیار سخت خواهد بود.

    سیار دشتی یادآور شد: امیدوارم شرایط تغییر کند که البته این مساله بستگی به این دارد که چه زمانی واکسیناسیون سراسری انجام شود تا همه بتوانند با خیالی راحت‌تر سر کارهایشان برگردند. با این وضعیت و تعطیلی مشاغل و فقط رعایت مردم مطمئناً اتفاقی نمی‌افتد.

    بازیگر نمایش «دن کیشوت» درباره جذب شدن هنرمندان تئاتر به فعالیت‌های تصویری در شرایط کرونا عنوان کرد: درست است که سینما و تلویزیون و کلاً فعالیت‌های تصویری شرایط بهتری از لحاظ مالی برای بازیگران به وجود می‌آورد اما مساله صرفاً مالی نیست بلکه در این شرایط حفظ جان افراد هم اهمیت دارد.

    وی در پایان صحبت‌هایش یادآور شد: چون سر صحنه سریال‌ها هم نگرانی از ابتلاء به بیماری برایمان وجود دارد و به ظاهر اعلام می‌شود که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت می‌کنند اما در حقیقت مراعاتی که باید بشود در خیلی از پروژه‌ها صورت نمی‌گیرد و می‌بینیم که خیلی از همکارانمان در پروژه‌های مختلف بیمار می‌شوند. متأسفانه از سر ناچاری هنرمندان ما سر کار می‌روند اما واقعیت این است که هیچ ضمانتی وجود ندارد که مبتلا نشوند و اتفاقی برایشان نیفتد.

  • اعلام نتایج مرحله اول داوری جشنواره تئاتر تجربی «مختص»

    اعلام نتایج مرحله اول داوری جشنواره تئاتر تجربی «مختص»


    نتایج مرحله اول داوری نخستین دوره جشنواره تئاتر تجربی «مختص» اعلام شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، نخستین دوره جشنواره تئاتر تجربی «مختص» با دبیری علی حجی در ۲ بخش «ایده هایی برای ارتکابِ اجرا» و «پنل گفتگو پیرامون هنرهای اجرایی معاصر» برگزار می شود.

    در بخش «ایده هایی برای ارتکابِ اجرا» تعداد ۱۵۲ اثر از هنرمندان سراسر کشور از طریق راه های ارتباطی اعلام شده به دبیرخانه ارسال شده است.

    از بین این آثار، تعداد ۱۲۷ اثر براساس نکات اعلام شده در متن فراخوان شرایط لازم جهت ورود به مرحله اول داوری را دارا بودند که پس از بررسی دقیق این آثار توسط علی اصغر دشتی، محمد منعم و آزاده شاهمیری به عنوان هیات داوران مرحله اول با همراهی علی حجی دبیر این جشنواره طی جلسه ای که به صورت ویدئو کنفرانس تشکیل شد پس از بحث و تبادل نظر تعداد ۴۰ اثر برای ورود به مرحله دوم داوری به دبیرخانه جشنواره معرفی شدند.

    نتایج داوری مرحله اول نخستین دوره جشنواره تئاتر تجربی «مختص» را اینجا ببینید.

  • هیات داوران بخش تئاتر جشنواره «هنر زنده است» معرفی شدند

    هیات داوران بخش تئاتر جشنواره «هنر زنده است» معرفی شدند


    پس از تائید شورای سیاست گذاری جشنواره «هنر زنده است»، اسامی هیات داوران آثار بخش تئاتر این جشنواره اعلام شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره «هنر زنده است»، شورای سیاستگذاری جشنواره «هنر زنده است» با در نظر گرفتن تنوع عناوین این بخش از جشنواره و پس از اخذ موافقت هنرمندان که همواره توجهی جدی نسبت به هنرمندان نسل جوان داشته اند، اسامی داوران این بخش را اعلام کرد.

    مرضیه برومند کارگردان سینما، تلویزیون و تئاتر، فاطمه معتمد آریا بازیگر سینما و تئاتر، آتیلا پسیانی کارگردان و بازیگر و علی اصغر دشتی نویسنده و کارگردان تئاتر، داورانی هستند که بخش تئاتر جشنواره «هنر زنده است» را مورد ارزیابی قرار می دهند.

    بهروز غریب پور رییس شورای سیاستگذاری جشنواره با حفظ سمت، دبیری بخش تئاتر را برعهده دارد و علی نصیریان به عنوان رییس هیات داوران آرا داوران را مورد تائید نهائی قرار خواهد داد.

    شرط محدویت زمانی آثار که تا سقف ۶۰ دقیقه اعلام شده بود، پس از تماس های متعدد و مکرر کارگردان های مایل به شرکت در جشنواره با تائید شورای سیاستگذاری و به خاطر حضور هرچه بیشتر هنرمندان تئاتر و تئاتر عروسکی حذف شد.

    طبعا شرایط اعلام شده دیگر که در فراخوان جشنواره آنلاین «هنر زنده است» منعکس شده به قوت خود باقی است.

    نخستین دوره جشنواره آنلاین «هنر زنده است» را مؤسسه فرهنگی هنری «برداشت آخر» و مجموعه فرهنگی هنری «مربع ۱۱» برگزار می‌ کنند. این جشنواره به صورت رقابتی و غیررقابتی در شبکه‌های اینترنتی با حمایت مادی بخش خصوصی و حمایت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ۱۰ لغایت ۲۰ اسفندماه سال جاری برگزار می‌شود.

  • فستیوال «مونوپرفورمنس» برگزار می‌شود/ حفظ گردونه تجربه و اجرا

    فستیوال «مونوپرفورمنس» برگزار می‌شود/ حفظ گردونه تجربه و اجرا


    اولین فستیوال «مونوپرفورمنس» با دبیری هیوا امینی و با حضور چهره‌های تئاتری به‌عنوان داور، در ۳ بخش از اول تا ۷ فروردین ۱۴۰۰ به صورت آنلاین برگزار می شود.

    هیوا امینی دبیر فستیوال «مونوپرفورمنس» که در حال حاضر دانشجوی رشته تئاتر در دانشگاه هنر است، درباره بخش‌های مختلف و روند برگزاری این فستیوال به تئاتر آنلاین گفت: فستیوال «مونوپرفورمنس» دارای سه بخش «مونولوگ یا تک گفتار نمایشی»، «سولوپرفورمنس یا اجرای تک نفره» و «لکچرپروفورمنس یا گفتار اجرا» است.

    وی درباره ۳ بخش مدنظر در فستیوال «مونوپرفورمنس» توضیح داد: بخش «مونولوگ» شامل استفاده از متون نمایشی خارجی یا ایرانی است و یا متقاضیان شرکت در فستیوال می‌توانند متون نگارش شده توسط خود بر اساس متون آزاد را به دبیرخانه فستیوال ارائه دهند که البته برای اقتباس تأکید ما روی متون و ادبیات فارسی است. بخش «سولوپرفورمنس» نیز شامل هر اجرای بی کلام یا با کلام تک نفره ای است که مبتنی بر بدن و بیان باشد یا تلفیقی از اینها و یا اجراهای تلفیقی با رشته‌های دیگر.

    امینی ادامه داد: بخش «لکچرپرفورمنس» نیز مربوط به پژوهش‌هایی است که با ظرفیت‌های اجرایی تلفیق شده باشند.

    دبیر فستیوال «مونوپرفورمنس» با اشاره به اینکه فراخوان این فستیوال منتشر شده، درباره زمان و نحوه برگزاری این فستیوال گفت: ارسال آثار تا ۳۰ بهمن ممکن است و در نهایت آثار برگزیده برای حضور در فستیوال را تا ۲۵ اسفند سال جاری اعلام خواهیم کرد. پخش مجازی آثار ۱ تا ۵ فروردین ۱۴۰۰ انجام خواهد شد و روز ۷ فروردین که مصادف با روز جهانی تئاتر است، اختتامیه و برگزیدگان اصلی فستیوال معرفی می‌شوند.

    وی با بیان اینکه مدت زمان مدنظر برای آثاری که قصد شرکت در فستیوال را دارند از ۳ تا ۷ دقیقه است، افزود: آرش دادگر، محمودرضا رحیمی، الهام کردا، آزاده گنجه و اصغر دشتی داوران اولین دوره فستیوال «مونوپرفورمنس» هستند. همچنین احد خالقی مدیر فضای مجازی و علی بهرامی مشاور رسانه‌ای فستیوال است.

    امینی درباره دلایل تصمیم‌گیری برای برگزاری این فستیوال، یادآور شد: کمبود فضاهایی که بتوان به صورت زنده تئاتر اجرا کرد باعث شد به این موضوع فکر کنیم که به چه شکل می‌توان امکان اجرا را برای دانشجویان و هنرمندان تئاتر که هیچ مکان ثابتی برای تجربه و اجرا ندارند، میسر کرد. اول می‌خواستیم با رویکرد دنیا و فضای قرنطینه‌ای فستیوال را برگزار کنیم ولی بعد از آن به این فکر افتادیم که بدون موضوع خاصی فستیوال را برگزار کنیم تا علاوه بر دانشجویان تئاتر همه هنرمندان بتوانند در این رویداد شرکت کنند.

    وی تأکید کرد: توجه ما روی این است که گردونه تجربه و اجرا را حفظ و پیش ببریم.

    دبیر فستیوال «مونوپرفورمنس» در پایان سخنان خود با اشاره به اینکه حدوداً ۱۰ تا ۲۰ اثر در فستیوال حضور خواهند داشت، تصریح کرد: آثار حاضر در جشنواره در آینده اجرای زنده نیز خواهند داشت و با بهبود شرایط کرونایی تئاتر، با هماهنگی‌های انجام شده با آقای حریری مدیر مرکز تئاتر مولوی رپرتوآر آثار جشنواره را در مرکز تئاتر مولوی روی صحنه خواهیم برد.

  • برپایی نشست تخصصی کارگردانی در جشنواره تئاتر «وقفه»

    برپایی نشست تخصصی کارگردانی در جشنواره تئاتر «وقفه»


    نشست تخصصی کارگردانی در جشنواره دانشجویی تئاتر مجازی «وقفه» با سخنرانی علی‌اصغر دشتی برگزار می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌ عمومی جشنواره، نشست تخصصی با موضوع «از زایش ایده تا مرگ کارگردان» در اولین دوره جشنواره دانشجویی تئاتر مجازی «وقفه» سه‌شنبه ۱۱ آذر ماه به صورت آنلاین برگزار می شود.

    این نشست سومین نشست آنلاین این جشنواره است که با سخنرانی علی‌اصغر دشتی و میزبانی سارا رسولی‌نژاد از دانشجویان ارشد نمایش دانشگاه سوره برگزار می‌شود.

    این نشست سه‌شنبه ۱۱ آذر ماه از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در سامانه وبینارهای مجازی دانشگاه سوره به نشانی https://sibad.soore.ac.ir/V/Show/vaghfeh
    برگزار خواهد شد و ورود برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگان است.

    همچنین لینک نشست در بیوی اینستاگرام جشنواره به نشانی vaghfehfestival قرار خواهد گرفت.

  • داوران مرحله اول جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند

    داوران مرحله اول جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند


    اسامی اعضای داوران مرحله اول جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص» اعلام شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، اصغر دشتی، آزاده شاهمیری و محمد منعم به عنوان داوران مرحله اول جشنواره تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند.

    جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص» از ۱۹ دی در بندر گناوه در ۲ بخش «ایده‌هایی برای ارتکابِ اجرا» و «پنل گفتگو پیرامون هنرهای اجرایی معاصر» برگزار می شود.

    این جشنواره که با دبیری علی حجی برگزار می شود، با هدف مواجهه‌ای صریح با ایده‌ها و طرح‌های اجرایی و توجه دوچندان به اهمیت مفهوم کارگاه و تجربه‌های شکل‌گرفته چه در فرایند تمرین و چه در فرایند ذهنی هنرمند، در نخستین دوره برگزاری جشنواره از طرح‌های خلاقانه و پیشرو متکی بر اجرا حمایت می کند.

  • «متاستاز» از همپایان بیماران سرطانی می‌گوید/ تئاتری که تئاتر نیست

    «متاستاز» از همپایان بیماران سرطانی می‌گوید/ تئاتری که تئاتر نیست


    نمایش «متاستاز» به کارگردانی علی‌اصغر دشتی روایتی عاطفی از همراهی، همپایان با بیماران سرطانی است که این روزها می‌توانید به تماشای نسخه خانگی آن بنشینید.

    به گزارش تئاتر آنلاین، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم پیشنهاد می‌شود علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «متاستاز» به کارگردانی عیل اصغر دشتی می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    این اثر نمایشی که شیوه اجرایی آن مستند – فیزیکال است به موضوع همپایان بیماران مبتلا به سرطان و ابعاد عاطفی این همراهی می‌پردازد.

    متاستاز اثری مستند با ساختاری روایی است که بر اساس ورک شاپ‌های کارگردان با هنرجویانش شکل گرفته است؛ نمایشی که به مبحث سرطان و خانواده‌های بیماران سرطانی می‌پردازد و بیشتر درباره افرادی است که درگیر بیماری یکی از اعضای خانواده‌ خود بوده یا هستند که از آنها به عنوان «همپا» یاد می‌شود.

    در راهنمای این نمایش، ذکر شده بود: «به ازای هر بیمار مبتلا به سرطان، حداقل سه نفر به شکل مستقیم درگیر هستند و از این سه نفر، یک نفر تمام وقت و قوای خود را وقف بیمار می‌کند. بر اساس آمار، در حال حاضر ۴۰۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران وجود دارد و اگر برای هر بیمار، سه همپا در نظر بگیریم در نتیجه حداقل یک میلیون و ۲۰۰ هزار ایرانی، همپای بیماران مبتلا به سرطان هستند. با توجه به افزایش سالانه ۹۰ هزار بیمار مبتلا به سرطان در ایران، سالانه ۲۷۰ هزار همپا به جمع همپاهای بیماران مبتلا به سرطان اضافه می‌شود.»

    شیما مهدوی، ایلناز شعبانی، یاسمن ادیبی، مهتاب پرنیان، فاطمه صادقی و با همراهی ملیکا روح‌انگیزی در این اثر نمایشی به ایفای نقش می‌پردازند.

    این اثر نمایشی تولید سال ۱۳۹۴ است که روی پوستر آن نوشته شده بود: «این یک تئاتر نیست!»

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی‌اودی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • اعلام نتایج نهایی بخش دیگرگونه‌های اجرایی جشنواره تئاتر فجر

    اعلام نتایج نهایی بخش دیگرگونه‌های اجرایی جشنواره تئاتر فجر


    نتایج نهایی انتخاب رویدادهای مفهومی و ایده‌محور و اجراهای کاربردی بخش دیگرگونه‌های اجرایی سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اعلام شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، شورای مرحله نهایی انتخاب ایده‌های بخش دیگرگونه‌های اجرایی سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر متشکل از نرگس هاشم‌پور، حمید پورآذری و علی اصغر دشتی مدیر و کیوریتور بخش بعد از بررسی و تماشای آثار پذیرفته شده مرحله سوم تولیدات تازه و پذیرفته‌شدگان اولیه بخش مرور، آثار پذیرفته شده نهایی بخش دیگرگونه‌های اجرایی را به شرح ذیل و طبق ۲ رویداد تعریف شده در فراخوان و به ترتیب حروف الفبا معرفی کردند.

    رویداد اول؛ اجراهای مفهومی و ایده محور:

    «۲۲» به کارگردانی یا ایده پردازی نیلوفر نقیب ساداتی از تهران

    «آشکار کردن فاز پنهان» به کارگردانی یا ایده پردازی ساغر حسین پور از تهران

    «اتوبوس مدرسه جادویی» به کارگردانی یا ایده پردازی مهتاب شیرانی از تهران

    «اسب سفید» به کارگردانی یا ایده پردازی مارال محمدی از تهران

    «اکسیر» با طراحی و ایده پردازی علی کاظمی از کرج

    «بدون عنوان» به کارگردانی یا ایده پردازی حامد راد از تهران

    «پپ» به کارگردانی اسماعیل کمالی دهقان از تهران

    «توضیح صحنه» به کارگردانی یا ایده پردازی کیوان سررشته از تهران

    «سوختیم،سوختید،سوختند» به کارگردانی یا ایده پردازی آینا قطبی یعقوبی از تهران

    «سه دنه» به کارگردانی یا ایده پردازی مصطفی شب خوان از تهران

    «صدایا» به کارگردانی علی‌رضا ایزدی از تهران

    «قشقره» (تغییر نام بنا به درخواست کارگردان) به کارگردانی یا ایده پردازی رضا حیدری از تهران

    «کوچ…ه» به کارگردانی یا ایده پردازی پویان باقرزاده از تهران

    «وارت آوار» به کارگردانی یا ایده پردازی محمدحسین خدائی از اردبیل

    «وقتی بزرگ تر بودم» به کارگردانی یا ایده پردازی سپیده فلاح فر از تهران

    رویداد دوم؛ اجراهای کاربردی:

    «ب ب…» به کارگردانی یا ایده پردازی مهدی اعتماد سعید از تهران

    «راهرو» به کارگردانی یا ایده پردازی حسین ملکی و وحید رهجوی از تهران

    همچنین شورای انتخاب ایده‌های بخش دیگرگونه‌های اجرایی، اجرای «صلح» به کارگردانی مصیب زارع از آباده را که با افراد دارای توانایی ذهنی و جسمی متفاوت روی صحنه می‌رود، به عنوان اجرای کاربردی سوم جهت حمایت و پشتیبانی به دبیرخانه جشنواره معرفی کرده است.

    جدول برنامه‌های چهارمین همایش برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استانی منتشر شد

    برنامه نشست‌ها و کارگاه‌های آموزشی چهارمین همایش برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استان‌های کشور اعلام شد.

    تعداد ۶۰ گروه نمایشی از ۳۴ منطقه و استان از ۴ تا ۱۰ دی ماه در چهارمین همایش برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استان‌ها شرکت می‌کنند.

    «نگارش خلاق» با حضور علی اکبر علیزاد، «طراحی صحنه: نقطه اشتراک تعامل هنری و تعادل اقتصادی» با حضور سینا ییلاق بیگی و «تجربیات صحنه: بازیگری» با حضور حسن معجونی عنوان کارگاه‌هایی است که روز پنجشنبه ۵ دی ماه در این همایش برگزار می‌شود. همچنین در پنل اول این همایش در این روز موضوع تئاتر در عرصه بین‌المللی بررسی می‌شود.

    روز جمعه ششم دی ماه موضوعات و مباحث «نگارش خلاق» با حضور علی اکبر علیزاد، «تاثیر شیوه‌های اجرایی معاصر در خلق یک اثر هنری فراگیر» با حضور سعید بهنام و «تجربیات صحنه: کارگردانی» با حضور قطب‌الدین صادقی در چهارمین همایش برگزیدگان جشنواره‌های تئاتر استان‌های کشور پیش می‌روند. در پنل دوم همایش نیز «مناسبات اقتصادی تئاتر ایران» با حضور جلال تجنگی، بهزاد آقاجمالی و جهانشیر یاراحمدی به بحث گذاشته می‌شود.

    «قصه گویی در درام» با حضور حسین کیانی، «طراحی اجرا مستقل از متن» با حضور علی اصغر دشتی و «تجربیات صحنه: نمایشنامه‌نویسی» با حضور جلال تهرانی عنوان کارگاه‌های روز شنبه ۷ دی ماه است. پنل سوم این رویداد نیز به موضوع گفتگوی نسل‌ها با حضور مهدی لزیری، ناصر ایزدفر و رضا گشتاسب اختصاص دارد.

    همچنین کارگاه «قصه گویی در درام» با حضور حسین کیانی و «طراحی اجرا مستقل از متن» با حضور علی اصغر دشتی روز یکشنبه ۸ دی ماه نیز ادامه می‌یابند. گفت‌وگو با هیات انتخاب گروه‌های نمایشی منتخب جشنواره‌های تئاتر استان‌ها در روزهای یکشنبه ۸ و دوشنبه ۹ دی ماه، تماشای تئاتر، تهران‌گردی و… از دیگر برنامه‌های تدارک دیده شده برای هنرمندان مهمان همایش است.

    سالن مشاهیر و پلاتوی شماره ۲ مجموعه تئاتر شهر و سالن اجتماعات هتل باباطاهر مکان‌های برگزاری نشست‌ها و کارگاه‌های همایش هستند.

    سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی‌مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال در تهران برگزار می‌شود.

  • تیزر «زیراکس» منتشر شد/ روایت‌هایی از زندگی واقعی بازیگران

    تیزر «زیراکس» منتشر شد/ روایت‌هایی از زندگی واقعی بازیگران


    تیزر نمایش «زیراکس» به کارگردانی علی‌اصغر دشتی که در تالار حافظ به صحنه می‌رود، منتشر شد.

    دریافت 10 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «زیراکس» به کارگردانی علی اصغر دشتی و تهیه کنندگی خانه بین‌الملل بامداد از ۷ آذر ماه از ساعت ۱۸:۳۰ اجرای خود را در تالار حافظ آغاز کرده است که همزمان با آغاز نمایش اولین تیزر این اثر نمایشی نیز منتشر شده است.

    این نمایش به پیشنهاد خانه بین‌الملل بامداد و با همراهی ۱۵ نفر از هنرجویان فارغ‌التحصیلان بازیگری این موسسه تولید شده است.

    بازیگران این نمایش عبارتند از (به ترتیب حروف الفبا): علی ابر، داریوش احمدی، نونا تاجداران، فرزانه توسلی، فاطمه توکلی، زهرا خدادوست، علیرضا دست‌افکن، بهرام شرقی، محمد امین عمیدیان، آزاد فرامرزی، ریحانه فراهانی، محمد قربانی، کیمیا کتابدار، غزل معصوم شاهی، مریم یوسفی.

    متن نمایش «زیراکس» توسط محمدرضا مرزوقی و بر اساس روایت های شخصی بازیگران نوشته شده است.

    همچنین فرشاد فزونی به‌عنوان طراح صدا و موسیقی، شیما میرحمیدی طراح لباس، صبا کسمایی طراح نور، سیاوش نقش‌بندی طراح ویدئو، بهداد صالحی طراح گرافیک و روح‌اله زندی‌فرد مجری طرح، این نمایش را همراهی می‌کنند.

    خانه بین‌الملل «بامداد» موسسه آموزش سینما و تئاتر است که به مدیریت پریسا بخت‌آور فعالیت خود را از سال ۱۳۹۵ آغاز کرده است.

    علاقه مندان برای تهیه بلیت می توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • اعلام نتایج اولیه بخش مرور دیگرگونه‌های اجرایی

    اعلام نتایج اولیه بخش مرور دیگرگونه‌های اجرایی


    نتایج اولیه بخش مرور دیگرگونه‌های اجرایی سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر اعلام شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از دبیرخانه سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، شورای انتخاب ایده‌های بخش دیگرگونه‌های اجرایی سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر متشکل از نسیم احمدپور، نرگس هاشم پور و حمید پورآذری به همراه علی اصغر دشتی مدیر و کیوریتور این بخش بعد از تماشای ویدیوهای ارسالی متقاضیان بخش مرور، نتایج اولیه آثار متقاضی این بخش را برای ارائه به صورت زنده و کامل انتخاب کردند.

    طبق فراخوان بخش دیگرگونه‌های اجرایی نمایش‌های منتخب بخش مرور به صورت زنده همزمان با مرحله چهارم تولیدات تازه توسط شورای انتخاب ایده‌ها دیده می‌شوند.

    اسامی اجراهای اولیه بخش مرور به شرح ذیل است:

    «۲۲» به کارگردانی نیلوفر نقیب ساداتی از تهران

    «اسب سفید» به کارگردانی مارال محمدی از تهران

    «آنتیگونه» به کارگردانی امید اکبری از تهران

    «بابا جان سرطان» به کارگردانی جعفر حجازی از تهران

    «برفراز پل» به کارگردانی سهند قیصری از تبریز

    «پپ» به کارگردانی اسماعیل کمالی دهقان از تهران

    «دیگرگاه» به کارگردانی آیدا رشدی و مهسا شاملو از تهران

    «صدایا» به کارگردانی علی رضا ایزدی از تهران

    «صلح» به کارگردانی مصیب زارعی از تهران

    «قشقاره» به کارگردانی رضا حیدری از تهران

    «قلب کاغذی شمعدانی های زیر زمین» به کارگردانی المیرا رضایی از تهران

    «گودی پران» به کارگردانی نازیلا احمدی از تهران

    «لاملا» به کارگردانی زهرا بلاغی از تهران

    «ما همه بابک بقراطیم» به کارگردانی محمدمیرعلی اکبری از تهران

    لیست فوق به منزله انتخاب قطعی نبوده و آثار فوق لازم است به صورت زنده و کامل در مکان واقعی اجرا و در بازه زمانی ۱۵ تا ۲۰ آذرماه طبق برنامه‌ریزی دبیرخانه اجرا شوند.

    همچنین از بین متقاضیان بخش تولیدات تازه و مرور، در مجموع تعداد ۱۵ اجرا برای شرکت در جشنواره معرفی خواهند شد.

    سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به دبیری نادر برهانی مرند ۱۰ تا ۲۰ بهمن ماه امسال برگزار خواهد شد.