برچسب: علیرضا خمسه

  • علیرضا خمسه رییس هیئت داوران جشنواره تئاتر استان تهران شد

    علیرضا خمسه رییس هیئت داوران جشنواره تئاتر استان تهران شد

    به گزارش تئاترآنلاین، از سوی امیرحسین شفیعی دبیر این رویداد هنری؛ علیرضا خمسه به عنوان رییس هیئت داوران این رویداد هنری منصوب شد.

    و همچنین پنج هنرمند عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون به عنوان اعضای هیئت داوران بخش «لبخند»» بیست و نهمین جشنواره تئاتر استان تهران معرفی شدند.

    علیرضا خمسه (بازیگر)، پریسا مقتدی (بازیگر) و صحرا اسداللهی (بازیگر)، کاوه مهدوی (نویسنده و کارگردان) و حسین عبداللهی (کارگردان)، اعضای هیئت داوران بخش «لبخند» بیست و نهمین جشنواره تئاتر تهران را تشکیل می‌دهند.

    این هیئت انتخاب از یکشنبه ۲۰ آبان تا سه شنبه ۲۲ آبان در پردیس تئاتر تهران به تماشا و داوری آثار این بخش می‌پردازند.

    بیست و نهمین جشنواره تئاتر استان تهران در بخش‌های ایثار، نهال، لبخند، کودک و نوجوان، تئاتر خیابانی، نمایشنامه‌نویسی و میهمان؛ از ۱۶ تا ۲۳ آبان ماه ۱۴۰۳ در مجموعه پردیس تئاتر تهران، مجموعه تئاتر محراب و مجموعه سالن‌های حوزه هنری برگزار خواهد شد

  • مراسم اختتامیه سومین جشن مهر سینمای ایران

    مراسم اختتامیه سومین جشن مهر سینمای ایران

    مراسم اختتامیه سومین جشن مهر سینمای ایران عصر شنبه ۲۱ مهر با حضور علی نصیریان، علیرضا خمسه، پوران درخشنده، ژرژ پطرسی، رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، محمدمهدی احمدی مشاور عالی وزیر ارشاد، مجید اسماعیلی مدیرعامل موزه سینما و جمعی از هنرمندان و سینماگران در موزه سینما برگزار شد.

    منبع

  • علیرضا خمسه درافتتاحیه نمایش«جامپ کات»: پانتومیم هنری گوشه گیر شده است

    علیرضا خمسه درافتتاحیه نمایش«جامپ کات»: پانتومیم هنری گوشه گیر شده است

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از مدیررسانه پروژه، آیین افتتاحیه نمایش- پانتومیم «جامپ کات» به نویسندگی و کارگردانی حامد نصرآبادیان شب گذشته شنبه چهارم آذر با حضور علیرضا خمسه و ناصر آقایی دو پیشکسوت بازیگری و هنر پانتومیم ساعت 18 در عمارت نوفل‌‌لوشاتو برگزار شد.

    علیرضا خمسه، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در ابتدای این مراسم گفت: «بسیار خوشحالم که به بهانه هنر مغموم، مظلوم و مهجور پانتومیم در خدمت شما هستم.»

    او ادامه داد: «متاسفانه تاکنون، کمتر به این هنر فکر و پرداخته شده است و قطعا امشب را که به‌واسطه اجرای «جامپ کات» پانتومیم مطرح و دیده می‌شود، باید غنیمت شمرد. شاید برخی از مخاطبان نامی از میم یا پانتومیم شنیده باشند اما این هنر را از نزدیک ندیده‌اند و فکر می‌کنم این نمایش بهانه‌ای است تا با هنر پانتومیم از نزدیک آشنا شوند.»

    این هنرمند مطرح کرد: «پانتومیم را از آن جهت مغموم می‌دانم که وقتی هنری گوشه‌گیر باشد و در مرکز توجه قرار نگیرد، حال خوبی نخواهد داشت. البته امشب حال پانتومیم فارغ از محتوای «جامپ کات» به‌واسطه حضور مخاطبان و معرفی به آن‌‎ها ازغم به سمت شادی خواهد رفت.»

    خمسه با بیان اینکه پانتومیم به اندازه حضور انسان روی کره خاکی قدمت دارد، گفت: «از روزی که انسان شروع به برقراری ارتباط با طبیعت می‌کند و سعی دارد تا بر نیروهای ناشناخته غلبه کند، از هنر میم یا پانتومیم برای گریز از وحشت استفاده می‌کند. پانتومیم در عین کلاسیک، کهنه و قدیمی بودن هنری به‌روز و همگام با هنرهای پیشرفته است.»

    او در پایان سخنانش توضیح داد: «شاید امروزه متجاوز از 40 نوع پانتومیم و هنر میم یا مایم در سراسر جهان داشته باشیم که همگی از همان ریشه کلاسیک این هنر سرچشمه گرفته‌اند اما هیچ غرابتی هم با آن ندارند. هنری به نام میم که هنوز راه کهنه و قدمی را طی می‌کند و هنرهای جدیدی که شیوه اجرایی میم را دارند اما از کلام که دشمن این هنر شناخته می‌شود نیزبهره می‌برند.»

    ناصر آقایی، بازیگر و مدرس دانشگاه نیز در ادامه این مراسم گفت: «جامپ کات» به‌واسطه محتوای ارزشمند آن که اهمیت صلح است، کاری قابل تامل و ارزنده به شمار می‌آید.»

    این هنرمند نیز در پایان سخنانش ضمن قدردانی از گروه اجرایی بیان کرد: «از آنجا که این نمایش براساس پانتومیم طراحی شده است تمرکز بسیاری از تماشاگر گرفته و او مفاهیم بیشتری را از کار دریافت خواهد کرد.»

    در ادامه، علیرضا خمسه و ناصر آقایی با کمک از هنر پانتومیم به صورت نمادین زنگ افتتاحیه این نمایش را به صدا درآورند.

    «جامپ کات» نمایش- پانتومیمی در ستایش صلح است که از طرف گروه اجرایی به زنان، مادران و کودکان ایرانی تقدیم شده است، شب گذشته چهارم آذر برابر با بیست‌وپنجم نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان روی صحنه رفت.

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این اثر می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

    عکس از بهار اسماعیلی

  • در جستجوی «مرد نیک» روزگار/ علیرضا خمسه را روی صحنه تئاتر ببینید

    در جستجوی «مرد نیک» روزگار/ علیرضا خمسه را روی صحنه تئاتر ببینید

    نمایش «مرد نیک» از جمله نمایش‌های خاطره انگیزی است که بعد از گذشت نزدیک به ۱۵ سال از اجرا هنوز در ذهن مخاطبان تئاتر باقی مانده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تئاتر ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تئاتر آنلاین تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    این مرور بعد از تعطیلات نوروز در طول سال و در روز پایانی هر هفته انجام خواهد شد تا از این طریق و البته با توجه به اطلاعات و تصاویری که جمع‌آوری می‌شود، به تعداد بیشتری از آثار نمایشی تئاتر ایران در ۴۰ سال گذشته پرداخته شود.

    «مرد نیک» به کارگردانی امیر دژاکام

    نمایش «مرد نیک» به کارگردانی امیر دژاکام از جمله نمایش‌های خاطره‌انگیز و پرمخاطبی است که در دهه ۸۰ به صحنه رفت. این اثر نمایشی نوشته هادی حوری و بازی بازیگرانی چون علیرضا خمسه، شهره سلطانی، محبوبه بیات، خسرو احمدی و … سال ۱۳۸۵ در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر به صحنه رفت. این نمایش از جمله آثار پرمخاطبی بود که علاوه بر نظر تماشاگران از منظر منتقدان نیز مورد توجه قرار گرفت.

    «مرد نیک» در بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر نیز در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه رفت و اولین نمایشی لقب گرفت که توانست تمام صندلی‌های سالن اصلی تئاتر شهر را پر کند.

    از جمله ویژگی‌های این اثر نمایشی حضور علیرضا خمسه به عنوان بازیگر اصلی نمایش بود که بعد از سال‌ها دوری از صحنه در «مرد نیک» خوش درخشید. بده بستان‌ها و شیمی مناسبی که شهره سلطانی و علیرضا خمسه در مقابل یکدیگر به عنوان زن و شوهر داستان داشتند و طنازی‌ها و بداهه گویی هایشان روی صحنه و همچنین فضای کمیک و نوآوری در خلق لحظه‌های کمدی، میزانسن روان و متناسب با فضای داستان، یکدستی و هماهنگ بودن سطح بازی‌ها، زمان‌سنجی درست و مناسب، توجه به طنز اخلاقی و شکل گیری اتفاقات و کاراکترهای نمایش از بطن جامعه باعث شد این اثر نمایشی جزو آثار خاطره انگیزی باشد که همچنان بعد از گذشت سال‌ها از اجرایش در ذهن علاقه مندان به تئاتر باقی بماند.

    امیر دژاکام را در مقام کارگردان، نویسنده و بازیگر از نگاه خاصش به نمایش‌های ایرانی می‌شناسیم و استمرار این نگاه آشنا در نمایش «مرد نیک» کاملاً مشهود بود. این اثر نمایشی از لحاظ شکل ظاهری به نمایش‌های شادی‌آور ایرانی نزدیک بود و همین امر باعث شد توازن میان آدم‌های نمایش به هم نخورد.

    «مرد نیک» داستان پنبه‌زنی (علیرضا خمسه) است که خداوند پس از ۳۰ سال به او و همسرش (شهره سلطانی) فرزندی عطا کرده است. مرد، نیت کرده پس از تولد فرزندش تمام پس‌انداز خود و ارثی را که به او رسیده به بهترین مرد شهر بدهد. در مسیر حرکت و جستجو برای یافتن بهترین مرد شهر، پنبه‌زن با مکتب‌دار، دزد، دسته مطربان و … برخورد می‌کند و همه آنها از گرفتن پول سرباز می‌زنند. اما پس از مدتی همه آنها از نگرفتن پول پشیمان می‌شوند و دنبال مرد می‌گردند تا پول را از چنگش درآورند. همسر مرد هم که مخالف این کار اوست، بیکار ننشسته و…

    دیگر عوامل این نمایش که توسط گروه تئاتر «ماهان» به صحنه آمد، عبارتند از سیمین امیریان مشاور کارگردان، شانی دژاکام منشی صحنه، ایلیا منفرد موسیقی، عماد زند طراح صحنه و لباس، حسن سرچاهی و آیدا دژاکام دستیاران کارگردان، علیرضا خمسه، محبوبه بیات، خسرو احمدی، شهره سلطانی، مرتضی آقاحسینی، کورش خزاعی، مرتضی رستمی، محمد عسگری، ناصر نجفیان و علیرضا ناصحی بازیگران.

  • علیرضا خمسه مهمان کشتی نوح شد!

    علیرضا خمسه مهمان کشتی نوح شد!


    نمایش «قصه‌های سفر پر ماجرای کشتی نوح» به کارگردانی مریم معترف اولین اجرای خود را در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون، با حضور علیرضا خمسه به عنوان مهمان ویژه به صحنه برد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، شامگاه چهارشنبه ۲۲ آبان سالن گلستان مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میزبان نمایش «قصه‌های سفر پر ماجرای کشتی نوح» به کارگردانی مریم معترف بود.

    علیرضا خمسه بازیگر شناخته شده سینما، تئاتر و تلویزیون مهمان ویژه این اثر نمایشی بود.

    «قصه‌های سفر پر ماجرای کشتی نوح» با حضور ۲ بازیگر نمایش در لابی سالن آغاز شد که تماشاگران را به داخل کشتی نوح و شنیدن قصه‌های رخ داده در آن دعوت کردند.

    نمایش با بازی میثم یوسفی، مجتبی گوهرخای، علی بیک‌محمدی، منا شمس‌الدینی، شهرام نجاتی و مسعود پورجمشید به شیوه نمایش‌های ایرانی و با استفاده از تکنیک‌های نقالی، پرده‌خوانی و تعزیه اجرا شد.

    این اثر روایتگر داستان حضرت نوح و فرمان خداوند برای ساختن کشتی و سوار کردن جفت‌های مختلف حیوانات در آن، ماجراها و اتفاقاتی که بین حیوانات در کشتی و تحت تأثیر شیطنت‌های شیطان رخ داده، نگارش کتیبه قانون زندگی در کنار هم از سوی‌ حضرت نوح و در نهایت رسیدن به خشکی است.

    روایت داستان همراه با نصب پرده نقالی مربوط به داستان کشتی حضرت نوح بود.

    در بخش‌های مختلف این اجرا، نکات مهم محیط زیستی و همچنین اخلاقی به زبانی ساده و از زبان حیوانات حاضر در کشتی نوح برای کودکان حاضر در سالن بیان شد.

    یکی از ویژگی‌های قابل توجه نمایش «قصه‌های سفر پر ماجرای کشتی نوح» ساخت عروسک‌های حیوانات با استفاده از مواد دورریختنی پلاستیکی و بازیافتی بود که برای کودکان حاضر در سالن هم جذاب بود.

    یکی دیگر از ویژگی‌های اولین اجرای این اثر نمایشی، همراهی پر شور کودکان در بخش‌های مختلف نمایش بود که با برقراری ارتباط میان گروه بازیگران و مخاطبان کودک شکل گرفت.

    در پایان اجرای اول جدیدترین اثر مریم معترف، گروه، اجرای خود را به علیرضا خمسه تقدیم کرد و سپس خمسه و مهمانان حاضر در سالن پوستر نمایش را امضا کردند و عکسی دسته‌جمعی گرفتند.

    محمدعلی ساربان بازی‌گر سینما و تلویزیون، سیدغلامرضا کاظمی‌دینان مدرس علوم ارتباطات و فعال عرصه روابط‌عمومی، مهرداد نظام‌آبادی مجری برنامه‌های کودک‌ تلویزیون، افسانه مصدق بازی‌گر سینما و تلویزیون و بهروز خوش فطرت مجری و گوینده ارشد رادیو از دیگر میهمانان احرای نخست این نمایش بودند.

    نمایش «قصه‌های سفر پر ماجرای کشتی نوح» ساعت ۱۹ به صحنه می‌رود و خرید بلیت آن از طریق سایت تیوال انجام می‌شود.

  • جامعه بیشتر از بازیگر به آدم سالم نیاز دارد

    جامعه بیشتر از بازیگر به آدم سالم نیاز دارد

    علیرضا خمسه در این گفتگو از علاقمندان به بازیگری و چگونگی پرورش این علاقه و اینکه جامعه بیشتر از بازیگر به آدم سالم نیاز دارد، تاثیر فشارهای اجتماعی در ناامیدی و خاموش شدن موتور کمدین‌ها و اینکه به خاطر این فشارها گاهی مجبور شده به شغلی غیر از بازیگری فکر کند، سخن گفت.

    علیرضا خمسه از آن دسته کمدین هایی است که برای همه نسلی خاطره ساز بوده است از نسل پدر و مادرهای ما بچه‌های این روزها که طرفدار سریالی چون “پایتخت” بوده‌اند. هنوز هم وقتی تلویزیون “آپارتمان شماره 13” و سایر کارهای خمسه را نشان می دهد، پای تلویزیون می نشینید و نمی توانید لذت بازی های این کمدین محبوب را از دست بدهید.

    بازی در “بیست” بود که بعد از سالها توانست سیمرغ بلورین را برای علیرضا خمسه به ارمغان بیاورد. یک بازی متفاوت و جدی و درام از کمدینی که مردم عادت داشتند همیشه آنها را بخنداند. فیلمی که خودش هم در طول مصاحبه از آن به عنوان یکی از فیلم هایش که از همه بیشتر دوست دارد نام می برد. در دو سال اخیر هم بازی موفق او در مجموعه تلویزیونی “پایتخت” توانست هنرنمایی دیگری را از او به نمایش بگذارد و نشان داد که خمسه همیشه متفاوت و تکرارنشدنی است.

    برای مصاحبه با او به آموزشگاه هنری وی می روم جایی که در حدود 6 سال است به آموزش بازیگری می پردازد. از پله ها بالا می روم وارد سالن آموزشگاه که می شوم تصاویری از کارگردانان و بازیگران مطرح و چهره سینمای ایران بر روی دیوار خودنمایی می کند. کنجکاوانه به عکس ها، پوسترها و روزنامه های قدیمی از فیلم ها نگاه می کنم. خود خمسه هنوز در کارگاه و مشغول تدریس است. روی دیوار بعضی از نام هایی نوشته شده اند که در همین کارگاه های بازیگری شرکت کرده اند و بعد وارد دنیای تصویر شده اند. نام ها و چهره هایی که کمتر شناخته شده هستند. صدای علیرضا خمسه از درون اتاق دربسته ای به صورت مبهم به گوش می رسد. بعضی از جملات را می شنوم و بعضی را خیر؛ درباره تخیل سخن می گوید. کارگاه بازیگری با کودکان است. همهمه و سروصدایشان بلندتر به گوش می رسد. گاهی سکوت می شود گاهی همه می خندند. حالا از غده و سرطان می گویند. هوس می کنم بدانم آن داخل چه خبر است اما باید صبر کنم…. تنها وقتی کارگاه تمام می شود و پدرها و مادرها می آیند می توانم به کارگاه وارد شوم و برخورد خمسه را با والدین می بینم. خانواده از او درمورد فرزندشان سوال می کنند و او درباره هریک توضیحاتی ارایه می کند.

    علیرضا خمسه آرامش زیادی دارد. چهره اش را انگار با لبخند پیوند زده اند، حتی وقتی از تلخی ها و ناآرامی ها سخن می گوید آرام و متبسم حرف می زند. وی در این گفتگو از تئاتر درمانی و نقش گروه در شکل گیری شخصیت اجتماعی کودکان و نوجوانان سخن می گوید. اینکه نظام های آموزشی ما چندان توجهی به بازسازی شخصت های نوجوانان نداشته اند و شاید حتی بدتر جلوی تخیل و رشد و پیشرفت شخصیت ها را گرفته اند.

    خمسه همچنین از جامعه حال حاضر سخن گفت که این روزها در آن حتی کمدین ها هم احساس می کند موتورشان به سختی روشن می شود چه برسد به اینکه بخواهند به مردم دیگر انرژی بدهند و آنها را تحت تاثیر قراردهند. از علاقمندان به بازیگری می گوید و اینکه چه راهکاری در مقابل آنها می گذارد و اینکه چگونه خودش در این حرفه ماند و نظر خانواده اش در آن زمان چه بود و حالا خودش درباره کار دو دخترش چه فکری می کند یا چه توصیه ای دارد.

    با ما در قسمت اول این گفتگو همراه شوید.

    *در میان هنرجوها بعضی را دیدم که عکس هایشان را روی دیوار زده بودید و وارد کار شده بودند.

    – هدف ما اینجا بیشتر آموزش و پرورش و در نتیجه زمینه‌های پداگوژیک مورد نظر است تا اینکه بخواهیم هنرجو و بازیگر به سینما تحویل دهیم. یعنی بیشتر روانشناسی و مسایل شخصی مطرح است. به طور مثال بعضی از کودکان و نوجوانانی که به اینجا می آیند شخصیت های فعال یا یا برعکس منفعلی دارند. همچنین اعتماد به نفس ندارند یا ممکن است اعتماد به نفس کاذب داشته باشند. بنابراین اینجا براساس روانشناسی نمایش با این هنرجویان کار می کنیم تا آنها را به این تعادل اجتماعی برسانیم در عین حال ممکن است به فیلم و سریال هم دعوت شوند که این هدف ثانویه است.

    *پس به نوعی تئاتر درمانی است؟

    – بله کارکردهای آموزشی و پرورشی تئاتر مطرح است. درواقع از تئاتر و نمایش برای رسیدن به یک شخصیت مطلوب بهره گرفته می شود.

    *در حال حاضر هدف بیشتر کارگاه‌های بازیگری ما رسیدن به پرده سینماست. چقدر این کار شما در جامعه می تواند جایگاه داشته باشد؟

    – به نظرم از این مساله خیلی غفلت شده است. جامعه بیشتر از اینکه به بازیگر نیاز داشته باشد به شخصیت های سالم نیاز دارد.

    *مخصوصا جامعه ما که هم اکنون اینقدر دچار افسردگی شده است. تا کنون پیش آمده که از میان هنرجوها کسی بعد از مدتی مراجعه کند و بگوید چه تغییراتی بعد از این کارگاه ها داشته است؟

    – معمولا خانواده ها و ما عادت نداریم وقتی که خوب می شویم، مراجعه کنیم و از حال خوب خود بگوییم برای همین پزشک ها و روانشناسان بیشتر آمار بیماران را دارند. اینجا هم همینطور است هرکسی حالش خوب است می رود و دیگر بازنمی گردد.

    *من از بیرون در کارگاه صدای کودکان را می شنیدم که از خورشید و سیب و غده سرطانی حرف می زدند. درباره کلاس امروزتان توضیح می دهید؟

    – یکی از مهمترین کارهای ما پرورش تخیل است. کودکان ما عادت دارند که هرچیزی را به همان شکلی که هست ببینند مثلا سیب، ماشین، توپ، و هر شیء دیگری را به همان صورت که هست، می شناسند. همین باعث شده که ذهن کودکان ما به سمت خلاقیت نرود یا اگر هم به این سمت حرکت می کرده، جامعه آن را تشویق نکرده است. بنابراین در اینجا تخیل به عنوان زمینه رشد و زمینه تعقل در کودکان مورد توجه است.

    من هم در کلاس یک توپ را در دست گرفتم و برای اینکه حالا کودکان بتوانند آن را جور دیگری ببینند توپ را گاز می زدم و بعد همه آن را یک سیب می دیدند یا بالای سرم می گرفتم و عرق می ریختم یا زیر لباسم می گرفتم و آنها حدس می زند که این یک غده سرطانی است که درد هم دارد.

    یک شیء این قابلیت را دارد که به اشکال و ابزار مختلف تبدیل شود و کودک یاد می گیرد که در هر چیزی عناصر تراژیک و خنده دار پیدا کند یا از جامعه ای که عبوس و افسرده است تصور دیگری از جامعه در ذهنش داشته باشد.

    *پس باید تخیل موجود در افراد را هدایت کرد.

    – بله. ما دو نوع تخیل در جامعه داریم. یک نوع تخیل های لجام گسیخته که بیماری و سرکوب تخیل هستند و نوع دیگر تخیلی که جهت داده شده است. مثال نوع اول مادری است که کودکش را به خاطر بازی با کفگیر دعوا می کند درحالیکه این کفگیر برای کودک می تواند هر چیزی باشد و مادر هم باید به بازی او داخل شود.

    *درباره تاثیر این تخیل کتاب های بسیاری مخصوصا در غرب نوشته شده اما در کشور ما کمتر کار شده است. برای آنکه تخیل به سمت درست حرکت کند چه باید کرد؟

    – باید پدرها و مادرها را آموزش داد. همچنین باید برای مربیان مهدها و آموزش و پرورش دوره هایی گذاشت که به این مسایل توجه کنند. زمانی خود من به مربیان این آموزش ها را می دادم اما متاسفانه در جامعه ما کارها و آموزش های زیربنایی تشویق نمی شود. همه به دنبال سود و ضرر خود هستند. اینکه چه کسی چه اتومبیلی دارد یا خانه اش چقدر می ارزد یا… جامعه از معنا تهی شده است و دارد از اصول بری می شود. اگر آدم هایی مثل ما کم نیاورند و بتوانند بمانند و تاثیرگذار باشند این امید هست که به مرور جامعه تغییر کند.

    *کمدین ها شخصیت های شادتری نسبت به دیگران دارند. تابحال شده که شما هم کم بیاورید؟

    – فراوان پیش آمده است.

    *چه زمان‌هایی؟

    در زمان هایی که با بی عدالتی و نامهربانی ها مواجه می شویم.

    *چطور دوباره خود را احیا و به اصطلاح موتور خود را روشن می کنید؟

    – خیلی سخت است. قبل تر ها راحت تر بود. الان گازوئیلی شده است و وقتی خاموش می شود چند نفر باید هل بدهند.

    *تا بحال شده آشنایان و فامیل و دوستان از شما بخواهند برای فرزندانشان کاری کنید که بازیگر شوند؟ و اگر شده است چطور به این افراد کمک می کنید همان ابتدا آنها را به کار معرفی می کنید؟

    – ابتدا باید هرکس به هر زمینه ای که علاقمند است کمک کرد تا او را از توهم در آوریم. باید آدم ها را از رویا دور کرد و پای آنها را داخل واقعیت کشید. یکی از آشنایان من زمانی می خواست دامپزشک شود و بعد از او کار سختی در زمینه ارتباط با حیوانات خواسته بودند. کسیکه از کودکی تنها رابطه ای لطیف با گربه و سگ و این نوع حیوانات دارد حالا به یکباره با خشونتی عجیب و غریب مواجه می شود.

    برای این کار هم هر کسی که علاقمند به بازیگری و سینما باشد ابتدا به او می گویم یک روز سر صحنه فیلمبرداری بیاید. وقتی می بینند ظل آفتاب یا در اوج سرما و در سخت ترین شرایطی که فقط در پشت صحنه می توان دید یک پلان چندین بار به علل مختلفی مثل هماهنگ نبودن کادر فیلم، لنز دوربین و … تکرار می شود تازه با واقعیت های این حرفه آشنا می شوند.  اغلب در این جور مواقع می گویند “چه کار سختی شما دارید، یک صحنه 30 ثانیه ای را 80 بار تکرار کردید!” بعد از آن طبیعتا اگر بازهم علاقمند بودند و حاضر بودند این سختی ها را تحمل کنند به آنها می گویم یک دوره شش ماهه به همین کلاس های اموزشی بیایند تا با کم و کیف این کارها و تکنیک ها آشنا شوند.

    البته باید دید که فقط علاقه دارند یا استعداد هم در کنار این علاقه وجود دارد. اکثر این افراد علاقمند هستند. علاقمندانی که در بهترین شکل در بین آنها ده درصد می توان یافت که استعداد بازیگری داشته باشند. این یک آمار کلی در همه موسسه ها و آموزشگاه های خصوصی و آکادمیک است که از هر 10 نفر 9 نفر استعداد ندارند. همین امروز در کلاسی که داشتم یک یا دو نفر مستعد بودند بقیه فقط می توانند آموزش ببینند.

    *و بعد شما به بقیه می گویید که استعدادی برای بازیگر شدن ندارید؟

    – خودشان می فهمند. فرض کنید شما با پارتی بازی وارد دانشکده پزشکی می شوید اما به تدریج خودتان می فهمید که علاقه ای به دست زدن به چاقوی جراحی و دیدن خون و …. ندارید.

    *برای نسل من این مساله خیلی رواج دارد. فکر می کنید چرا تصمیم گیری درباره حرفه اینقدر سخت است؟ ابتدا فکر می‌کنیم کاری را دوست داریم و حتی در آن با استعداد هستیم اما بعد به قول شما می فهمیم که استعدادش را نداریم.

    – مشکل اساسی در نقص نظام آموزش و پرورش ما است. رسالت اولیه همه نظام های آموزشی جهان شناسایی مهارت ها، استعدادها و توانمندی های قوای جسمانی و روحانی افراد است.

    دختر من قرار است امسال به دانشگاه برود اما هنوز نمی داند چه رشته ای باید انتخاب کند. مهندسی، پزشکی، موسیقی، نمی داند چه رشته ای را باید انتخاب کند چون در مدرسه اگر موسیقی، تئاتر و یا هر هنر و کار دیگری داشته اند، تفننی بوده است و نه حرفه ای. اگر تئاتر بازی کرده اند به مناسبت‌ها و مراسم‌ها محدود شده و با این هدف نبوده است که شخصیت آنها شناسایی شود.

    در خارج از ایران یعنی هم در غرب و هم در شرق تئاتر و سینما به عنوان ابزارهای آموزشی تلقی می شوند. از سن پنج سالگی که شخصیت کودکان شروع به شکل گیری می کند کار آموزش و پرورش هم شروع می شود و کودکان با قرارگرفتن در برابر موقعیت ها به تدریج علایق و استعدادهایشان کشف می شود. اینکه به چه چیزی گرایش دارند. پزشک، دیپلمات، مهندس یا هنرمند و …. می شوند. کودکان به صورت دائم در شادی، بازی و فعالیت و کارگاه ها به صورت مستقیم آزمایش می شوند. یک بار در فرودگاه ژاپن کودکان 6 یا 7 ساله را دیدم که برای آشنا شدن با هواپیما و این فضاها آنها را آورده بودند. یعنی افراد را از همان کودکی وارد جامعه و با فضاهای متفاوت آشنا می کنند.

    *گاهی ما تا میانسالی هم نمی دانیم چه می خواهیم!

    – بله نمی دانیم چه می خواهیم یا حتی چه کسی را می خواهیم. یک سال با یک نفر ازدواج می کنیم و بعد می فهمیم با او تفاهم نداریم. همه اینها به نقص نظام آموزشی ما بازمی گردد.

    *شما چطور درگیر این نقص نشدید و از 13 سالگی فهمیدید که باید وارد کار نمایش شوید؟

    – ببینید روال معمول اینگونه است که کشتی تایتانیک هم که غرق شد یک یا دو نفر از میان آنها نجات پیدا کردند.

    *البته از شوخی گذشته فکر می کنم خانواده هم تاثیر زیادی در روند پیشرفت شما داشته اند و اینکه پدر شما معمار بوده اند.

    – بله زغال خوب هم بی تاثیر نیست.

    از شوخی گذشته همه اینها تاثیر دارد ولی واقعا قبل از هر چیز باید درباره نظام های آموزشی صحبت کنیم. ما از بچه هایی که از پدران معمولی متولد می شوند توقعی نداریم که ارشمیدس و افلاطون و … یا هر آدم بزرگ دیگری بشوند…

    *اما بتهوون و ارشمیدس و افلاطون و … همه از پدرانی معمولی زاده شدند.

    – بله من هم همین را می خواستم بگویم ما از پدران معمولی توقع نداریم که آدم های بزرگ از خانواده هایشان متولد شود ولی از نظام های آموزشی این توقع را داریم که اگر پدر و مادری ارشمیدس تحویل آنها داد، این استعدادها و نبوغ را در جایگاه های عوضی قرار ندهند؛ مثلا هنرمند را سیاستمدار کنند.

    اینجا آدم های بااستعداد زیادی هستند که ظرفیت ها و نیروهایشان هرز رفته است چون شناسایی نشده اند. خیلی مهم است که کشف شوید و از کودکی دیگران بفهمند که به طور مثال شما می توانید بیزنس کنید و تاجر خوبی شوید. از همان کودکی و رفتارهایی که کودکان نسبت به دیگران از خود بروز می دهند، اینها را مشخص می کند اما اصلا توجه نمی شود یا کودکی که دائم دیگران را می خنداند می تواند به یک کمدین تبدیل شود اما خانواده اش ممکن است رفتارهای او را سرکوب کنند و به او بگویند دلقک بازی در نیاور. بچه باید مودب باشد نباید بخندد یا باید متین باشد… مخصوصا اگر دختر باشد بیشتر او را نصیحت می کنند. برای همین ما در ایران کمدین زن نداریم چون نه شناسایی می شود و نه حتی بستر رشد و توسعه این کار فراهم می شود.

    *شما چه کرده اید برای اینکه استعدادهای دختران خود را شناسایی کنید؟

    – (می خندد) دختر اولم قربانی عشق من و مادرش شد اینقدر حواسم به مادرش بود که از او غافل شدم.

    *چند سال دارند؟

    – یکی از آنها 18 سال و دیگری 6 سال دارد. اولی امسال کنکور داشت و حالا می خواهد وارد دانشگاه شود.

    *چه رشته ای؟

    – رشته ای که خودش دوست دارد موسیقی است اما با توجه به محدودیت ها و مسایلی که این حرفه در ایران برای زنان دارد ترجیح می دهد که آی تی بخواند.

    *توصیه شما چه بود؟

    – توصیه عمده من همیشه به او و دیگران این بوده که به ندای درونشان گوش کنند.

    *پس هیچ گاه سعی نکردید که آنها را ترغیب به کاری کنید یا برعکس منعشان کنید.

    – خیر. من هیچ گاه نگفته ام که مثلا وارد بازیگری بشوند یا نشوند الان هم دختر دوم من تا حدی بازیگری را دوست دارد و گرایش های هنری و آرتیستی دارد و من او را منع نمی کنم.

    *خود شما دوست دارید در خانواده یک نفر راه شما را ادامه دهد و یک بازیگر وجود داشته باشد؟

    – من دوست دارم در خانواده ام شخصیت های سالم وجود داشته باشند. یک زن با شخصیت سالم می تواند خانه دار خوبی باشد اما یک زن با شخصیت ناکامل و نپخته اگر بازیگر خوبی هم باشد شاید فقط برای حرفه‌اش مفید باشد نه برای خانواده. حرفه اهمیتی ندارد ممکن است شخصی کارگر، کفاش و نانوا با روحیات متعادلی باشد که خیلی بهتر است تا اینکه بازیگری خوب اما پرخاشجو و عصبی باشد.

    *امروزه حفظ این تعادل بسیار هم سخت هست. وقتی وارد جامعه می شوید اینقدر نشانه های منفی می بینید که به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرید.

    – بله برای همین هم هست که ما تصمیم گرفته ایم مدتی را به جایی غیر از این پایتخت مهاجرت کنیم. مثلا به جنگل های شمال برویم و کلبه ای در آنجا بزنیم تا دیگر برای موارد جزیی همچون بد رانندگی کردن، توهین نشنویم.

    *و بعد چطور سعی می کنید بمانید و فشارها را تحمل کنید؟

    – ببینید یکی از متدهای روانشناسی این است که شما بتوانید خود را با اطرافتان آداپته کنید یا با موقعیت و جامعه ای که در آن هستید منطبق شوید. به طور مثال در جایی که همه در حال سیگار کشیدن هستند، تنها کاری که شما می توانید انجام دهید این است که آن جمع را ترک کنید. من اگر در جمع چند نفره کسی سیگار بکشد تذکر می دهم اما در جمع ما سینمایی ها که گروه های 40 و 50 نفره هستیم تنها می توان جمع را ترک کرد و نمی توانید به همه بگویید سیگار نکشند. خود من زمانی سیگاری شدم و بعد وقتی دیدم فقط ضرر است آن را ترک کردم.

    یا در مثالی دیگر باید گفت تهرانی که الان در آن زندگی می کنیم دود و ترافیک و مشکلات زیادی دارد اما نمی توان آقای قالیباف را عوض کرد. این توانایی وجود ندارد که که شهردار را عوض کنید، شما تنها می توانید خودتان و زندگی خود را عوض کنید. به خاطر همین هم ما به این نتیجه رسیدیم که ما باید خودمان را عوض کنیم و یا به جای دیگری مهاجرت کنیم.

    *در 13 سالگی چطور فهمیدید به نمایش علاقمندید و بعد هم به طور حرفه ای این کار را دنبال کردید؟

    – من در آن زمان کار نمایش را خیلی دوست داشتم و البته برای من نوعی آرمان گرایی بود. دهه 40 ما کودک بودیم برنامه های تلویزیون را تماشا می کردم. آن زمان من وقتی می دیدم مردم با کمدی شاد هستند و می خندند به فیلم های کمدی علاقمند شدم و از دیدن کمدی خوشحال می شدم. هرچند بعدها فهمیدم که کمدی جدی ترین کار جهان است چون شما باید بفهمید و بعد کار کمدی انجام دهید.

    *خانواده هیچ گاه مانع کار شما نشدند؟

    – پدرم چون خودش اهل ذوق بود مانع نشد اما مادرم چون خیلی مذهبی بود تا زمانیکه متوجه نشد که بازیگری چیست و چرا می خواهم بازیگر شوم مخالف بود اما بعد که فهمید هدف ما خیر است یکی از مشوق های کارهایم شد.

    *زمانیکه رفتید پاریس درباره آینده حرفه کاری خود چه فکری می کردید؟

    – همیشه هدف من از انتخاب بازیگری ارضای خواسته هایم بوده است و  اعتقاد و باوری که به اثربخشی اجتماعی کارم داشته ام. من از طریق کارم که بازیگری کمدی است فکر می کردم می توانم روی جامعه ام تاثیر داشته باشم. فکر می کردم می توانم با نمایش اشتباهات مردم به شکل کمدی، باعث شوم تا این رفتارهای غلط به تدریج تصحیح شوند. بعدها به مرور فهمیدم که این کار یک شاخه گل در بیابان است که به تنهایی جواب نمی دهد.

    همپای برنامه های تئاتر و سینما باید نظام های آموزشی و تربیتی و خانوادگی هم دچار تحول شوند که این اتفاق نیفتاد و …. به این ترتیب شما کم کم ناامید می شوید چون ما آمده ایم مردم را عوض کنیم حالا خودمان هم همان کارها را می کنیم. در خانواده عصبانی می شویم، در رانندگی مثل دیگران از کوره در می رویم، در برخورد با رفتارهای غیرمنطقی اشتباه عمل می کنیم و بعد می بینم که در نهایت مثل بقیه شده ایم نه تنها اثر نگذاشته ایم که اثر هم گرفته ایم.

    *شغل دیگری جز بازیگری هم داشته اید؟

    – بله مسافرکشی، کلاهبرداری…

    *البته شما مزاح می کنید. اما واقعا تاکنون شغل دیگری هم داشته اید؟

    – جدا خیر.

    *زمان هایی هم وجود داشته که از بازیگری نتوانید به راحتی تامین شوید و بعد مجبور شوید به سراغ کار دیگری بروید؟

    – بله وجود داشته است. مثل همین الان که سر یک پروژه بودیم و بعد این کار به خاطر بی پولی متوقف و تعطیل شد و حالا یکی از دوستانم رستورانی دارد که از من می خواهد آن را اداره کنم.

    *در این سالها چطور؟

    – من خیلی کم به کار دیگری جز بازیگری فکر کردم چون فکر می کردم چندکاره بودن شاید چندان درست نباشد. باورم این بوده که تمرکز روی یک کار خیلی بهتر از پراکندگی شغل هاست.

    *فکر می کنم یکی از دلایل موفقیت شما هم همین بوده است. همسرتان چطور هیچ گاه اعتراضی به حرفه بازیگری نداشتند؟

    – هروقت همه چیز روبراه باشد کسی اعتراض ندارد. در زمان هایی که موقعیت های خوب کمتر پیش می آید به طور مثال می گوید به کاری غیر از بازیگری هم فکر کنم یا به پیشنهادهایی که داشته‌ام فکر می کند و می گوید چرا فلان کار را قبول نکردی؟

    *روزی که رفتید خواستگاری همسرتان می دانستند شغل شما چیست؟

    – بله ما در سال 72 ازدواج کردیم آن زمان من دیگر بازیگر شده بودم.

    *هزینه زندگی را به راحتی توانستید تامین کنید؟

    – بله آن زمان 2 میلیون پول برای ازدواج جمع کرده بودم که کفاف شروع زندگیم را می داد.

  • علیرضا خمسه با تئاتر پسیانی به صحنه‌ی تئاتر برمی‌گردد

    علیرضا خمسه با تئاتر پسیانی به صحنه‌ی تئاتر برمی‌گردد

    2 علیرضا خمسه به گروه بازیگران نمایش جدید آتیلا پسیانی پیوست.

     به گزارش MrArt، این بازیگر پس از چند سال دوری از تئاتر، در این نمایش در کنار بازیگری چون رضا کیانیان و خسرو پسیانی ایفای نقش خواهد کرد.

    نمایش جدید آتیلا پسیانی با نام «عرق خورشید، اشک ماه» مهر و آبان سال جاری در تالار اصلی تئاتر شهر به صحنه خواهد رفت.

    رضا کیانیان در این نمایش دومین همکاری‌اش را با آتیلا پسیانی پشت سر می‌گذارد. او پیش از این هم در نمایش «پروفسور بوبوس» که سال 89 به صحنه رفت، با پسیانی همکاری کرد.

    متن نمایش «عرق خورشید، اشک ماه» را محمد چرم‌شیر نوشته است، البته پسیانی ارایه اطلاعات بیشتر درباره این متن را به زمانی دیگر موکول کرده است.

    این نمایش کاری از گروه تئاتر «بازی» است و علاوه‌بر بازیگران یاد شده، حضور «آنکیدو دارش» به عنوان آهنگساز و «امیر حسین دوانی» به عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز این اثر نمایشی قطعی شده است.

  • جشن تولد 60 سالگی علیرضا خمسه در جشنواره جام جم

    جشن تولد 60 سالگی علیرضا خمسه در جشنواره جام جم

    دومین جشنواره تلویزیونی جام جام با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد؛ ˈعلیرضا خمسهˈ بازیگر سینما و تلویزیون در این مراسم که با سالروز تولدش همزمان شده بود، جایزه ویژه ای را از برگزارکنندگان جشنواره دریافت کرد.

    به گزارش MrArt، آیین اختتامیه دومین جشنواره تلویزیونی جام جم با حضور مسوولان صدا و سیما و هنرمندان در سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد و طی آن از خانواده های دو شهید دوران دفاع مقدس یعنی شهیدان عباس بابایی و حسن باقری نیز که از زندگی آنان مجموعه های تلویزیونی ˈشوق پروازˈ و ˈآخرین روزهای زمستانˈ ساخته شده است، تقدیر شد.

    در این مراسم از 17 هنرمند فعال تلویزیونی از جمله داریوش ارجمند، ‌ایرج طهماسب‌، حمید جبلی‌، سیروس مقدم‌، محمدرضا شریفی‌نیا،‌ رویا تیموریان‌، شهره لرستانی‌، امیر جعفری‌، ریما رامین‌فر،‌ حسین سهیلی‌زاده‌، علیرضا افخمی‌ ، محمدرضا ورزی، رامبد جوان، داوود میرباقری و مسعود جعفری‌ جوزانی مورد تقدیر قرار گرفتند.

    نکوداشت محمدعلی کشاورز و مرحوم محمدبیگلری پور رهبر فقید ارکستر سمفونیک صدا و سیما از دیگر بخش های این مراسم بود که هدیه مرحوم بیگلری پور به همسرش اهدا شد و کشاورز نیز به دلیل کهولت سن نتوانست روی صحنه حضور یابد.

    در زمان نکوداشت مرحوم بیگلری پور، نخستین سرود جمهوری اسلامی ساخته این هنرمند در سالن نواخته شد و حاضران به احترام وی به پا خاستند و فاتحه قرائت کردند.

    محمد گلریز و محمد اصفهانی از خوانندگان کشورمان از دیگر کسانی بودند که در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند؛ این دو هنرمند نیز به اجرای چند قطعه موسیقایی برای حاضران پرداختند.

    از بخش های جالب این برنامه قطع صدای میکروفون محمدعلی خسروی مجری مراسم بود؛ در این هنگام علیرضا خمسه در حالی که قطعه شعری را که در مجموعه تلویزیونی ˈپایتختˈ در نقش ˈپنجعلی ˈ می خواند، وارد سالن شد و روی صحنه آمد.

    وی خطاب به ضرغامی گفت: آقای ضرغامی فکر نکنید فقط صدای شما گرفته است بلکه بخاطر آلودگی هوا صدای همه ما گرفته؛ آقای قالیباف هم به تازگی گفته کاری که چند مسوول دارد یعنی هیچ مسوولی ندارد!

    این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون خطاب به حاضران گفت: امروز، روز تولد من است و 60 ساله می شوم؛ مادرم مرا به دنیا آورد و من هم به سرعت خود را به اینجا رساندم؛ اگر هدیه ای بگیرم تقدیم به مادرم می کنم که مرا از آسمان به زمین آورد و البته نصف آن را هم به مادر زنم می دهم که کاری کرده باید از دست او از زمین به آسمان فرار کنم!

    ˈرویا تیموریانˈ نیز پس از دریافت جایزه خود از داودد میرباقری بخاطر اینکه با سریال ˈرعناˈ او را به دنیای بازیگری آورد، تشکر کرد.

    حضور پر تعداد بازیگران، برنامه سازان و مجریان تلویزیونی از دیگر حواشی این برنامه بود؛ آتیلا پسیانی، سعید پیر دوست‌، محمد کاسبی‌، پرویز پورحسینی‌، محمود گبرلو،‌ یداله صمدی‌، چنگیز جلیلوند،‌ سید ضیاء‌الدین دری‌، راما قویدل ،‌ فریدون جیرانی‌، مجید انتظامی‌، مسعود جعفری جوزانی‌، سعید پورصمیمی‌، مجید قناد‌، همایون ارشادی‌، آرام جعفری‌، پریناز ایزدیار، لیلا بلوکات، نفسیه روشن، بهنام تشکر‌، فرزاد حسنی‌، امیر جعفری، بیژن بیرنگ، مهدی فخیم‌زاده، مرضیه برومند، حسن فتحی، فریبا کوثری، ملیکا زارعی، فرزاد حسنی، علی درستکار، محمدرضا شهیدی فرد از جمله هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.