برچسب: شهید شاهرخ ضرغام

  • بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    کارگردان، نویسنده و بازیگران نمایش «سگک» از چگونگی پرداختن به زندگی شهید شاهرخ ضرغام، شیوه اجرایی نمایش و همچنین لزوم بسترسازی مناسب برای پرورش نمایشنامه‌نویس در تئاتر صحبت کردند.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین مؤذن زاده: نمایش «سگک» به کارگردانی رضا بهرامی، نمایش برگزیده جشنواره تئاتر «مقاومت» است که این روزها در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است؛ نمایشی که به زندگی شاهرخ ضرغام یکی از شهدای هشت سال جنگ تحمیلی می‌پردازد و زندگی پرفراز و نشیب این شهید را روی صحنه جان می‌بخشد.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی میزبان رضا بهرامی کارگردان، کهبد تاراج نویسنده و مرجان قمری و محمدرضا ایمانیان ۲ تن از بازیگران این اثر نمایشی بودیم که در بخش نخست این نشست با عنوان «سگک نسخه تئاتری اخراجی‌ها نیست» درباره چگونگی نگارش نمایشنامه، دلایل وجود دافعه در پرداختن به زندگی قهرمانان ملی در میان طیفی از هنرمندان، انگ سفارشی زدن به آثار دفاع مقدسی و مذهبی و شرایطی که ارگان‌ها و نهادها برای حمایت از چنین آثاری دارند، گفتگو شد.

    در بخش دوم و پایانی این نشست بیشتر به خود نمایش و شیوه اجرایی آن، طراحی صحنه اثر، ملاحظاتی که برای پرداختن به نیمه دوم زندگی شهید ضرغام وجود داشته است و در نهایت به رویکرد نمایشنامه نویسی در سال‌های اخیر تئاتر ایران پرداختیم.

    بخش پایانی گفتگوی تئاتر آنلاین با عوامل نمایش «سگک» را در ادامه می‌خوانید:

    * صحنه نمایش در عین سادگی و مینیمال بودن، به شکلی مفهومی طراحی شده است که برایش از جشنواره تئاتر «مقاومت» جایزه نیز دریافت کردید. چقدر در طراحی صحنه آنچه که از ابتدا مد نظرتان بود عملی شد و چقدر از ایده‌هایتان به دلیل محدودیت به مرحله اجرا نرسید؟

    کهبد تاراج: برخی ایده‌هایمان را به دلیل همین محدودیت‌ها و حرف و حدیث‌هایی که به وجود می‌آمد نتوانستیم عملی کنیم. چون قصد داشتیم در گوشه‌ای از صحنه فضای بیرونی کاباره‌ای را که شاهرخ ضرغام در آن کار می‌کرد، داشته باشیم اما در نهایت عملی نشد و رسیدیم به این چیزی که الان وجود دارد.

    در حال حاضر صحنه پردازی به مضمون نمایش کمک زیادی کرده است و وجود ملحفه‌ها و تبدیل شدنشان به کفن شهدا کار را بیشتر به سمت مفهوم شهادت سوق می‌دهد اما شاید اگر در نیمه اول نمایش می‌توانستیم به تمهیدی غیر از پهن کردن ملحفه‌ها روی بند بیندیشیم، کار خیلی بهتر از این می‌شد.

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    رضا بهرامی: من در این نمایش خیلی به عمق صحنه نیاز داشتم که در این سالن به دلیل اینکه مجبور بودیم ۲ اجرایی برویم، امکان‌پذیر نبود. می‌شد در این اجرا من عمق بیشتری داشته باشم چون مخاطب این کار را هر چقدر از عقب‌تر و با فاصله ببیند، بیشتر می‌تواند به مفهوم طراحی صحنه پی ببرد، اما در این اجرا من برای اینکه رفت و آمد بازیگران از پشت دیده نشود، مجبور شدم در گوشه‌های صحنه از پارچه استفاده کنم در حالی که در اجرای جشنواره تنها یک پارچه سفید در انتهای صحنه وجود داشت.

    حتی نورمان هم در این اجرا نور خوبی نیست و نتوانستم آنچه را که باید عملی کنم در حالی که نور در این نمایش از ارکان اجراست. در کارگردانی تلاش کردم روی موضوع انتظار مادران بیشتر تاکید داشته باشم و نگاه زن‌ها و مادرهایی که متاسفانه در تمام جنگ‌ها بیشترین آسیب را می‌بینند، به تصویر بکشم. از این رو ما نخواستیم خیلی وارد فضای جنگ شویم و ترجیحمان بیشتر تاکید روی قصه مادرانی بود که سال‌ها به انتظار فرزندانشان می‌نشینند

    ایمانیان: حتی ویدئویی هم که در آخر نمایش نشان داده می‌شود به سختی از دل یک مستند یافت شد اما وقتی سخت افزار نمایش آن در اختیار نیست، آن تصویری که قرار است از شاهرخ ضرغام ببینیم مناسب نیست و کدر و غیرشفاف می‌شود، که به این شکل ارتباط مخاطب با تصویر از دست می‌رود.

    * کاش می‌شد تصاویر بیشتری از شاهرخ ضرغام به مخاطب نشان دهید چون این شخص بالفطره جذاب است و مخاطب را درگیر می‌کند.

    بهرامی: روزی که کهبد متن را به من داد و آن را خواندم این پاره‌پاره بودن متن و جزیره‌ای بودنش برایم جذابیت داشت. به هر حال ما داریم زندگی را تجربه می‌کنیم و من دوست داشتم این تجربه تکه‌تکه بودن زندگی را در کار داشته باشم و به نظرم همین اندازه‌ای که از شاهرخ ضرغام در تصویر می‌بینیم کافی است تا کُد کوچکی به مخاطبش بدهد و ذهن او را درگیر کند و او در ادامه ترغیب شود که زندگی‌اش را دنبال کند. همین مساله باعث شد من در دیگر ارکان صحنه مثل موسیقی، طراحی نور و طراحی صحنه نیز همین پاره‌پاره بودن را حفظ کنم.

    * چرا در نگارش متن تاکید اصلی‌تان روی زندگی قبل از انقلاب و تحول شاهرخ ضرغام بوده است و در ادامه از تحول او و حضورش در جبهه جنگ و تشکیل گروه «پیشرو» چیز زیادی نمی‌بینیم.

    تاراج: واقعیت این است که بخشی از دلیل اینکه به سمت زندگی شاهرخ ضرغام بعد از تحولش و در جنگ نرفتم به دلیل علاقه شخصی‌ام بود و یک بخش دیگر هم این بود که نمی‌توانستیم به قسمت‌هایی از زندگی این دورانش بپردازیم چون شاهرخ ضرغام بعد از مدتی با شهید چمران مشکل پیدا می‌کند. او جزو تیم چمران بوده ولی تفکرات او را قبول نداشته است و اگر می‌خواستم به این قضیه ورود کنم شاید کار اجازه اجرا پیدا نمی‌کرد.

    علاقه شخصی خودم هم این بود که بیشتر زندگی قبل از انقلابش را به نمایش بگذارم چون تصورم این بود که در غیر این صورت ممکن است کار خیلی کلیشه‌ای شود و حتی همه تلاشم این بود که چه کار کنیم انتظار مادر برای فرزندش کلیشه‌ای نشود. دوست داشتم مادر در صحنه‌ای هم که جلو دوربین نشسته و می‌خواهد از پسرش بگوید، حرف امروز را بزند مثل پلان آخر فیلم «زیر پوست شهر» که البته ناخودآگاه این صحنه شبیه سکانس آخر آن فیلم شده است.

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    تمام تلاشم این بود که نمایش به کلیشه کشیده نشود و از طرف دیگر خیلی چیزها را هم نمی‌توانستم نشان دهم. ضرغام جزو تیم حفاظتی شهید چمران بوده ولی آرام‌آرام با هم اختلاف پیدا می‌کنند.

    * از این نظر می‌گویم می‌شد به زندگی بعد از تحول شاهرخ ضرغام هم بیشتر پرداخت که ممکن است این‌طور به ذهن متبادر شود که یک شخص لاتِ لاابالی تحت‌تاثیر امام خمینی (ره) در اوایل انقلاب تغییر مسیر می‌دهد و می‌رود جبهه، سه ماه بعد هم در اوایل جنگ شهید می‌شود و تمام. دیگر تاثیری که این آدم در جنگ و آن مقطع زمانی که در جبهه بوده، گذاشته است، دیده نمی‌شود.

    بهرامی: شاید نگاه آدم‌هایی که از بیرون گروه ما را نقد می‌کنند این باشد که ما خشن هستیم و بیشتر متن‌های مردانه را روی صحنه می‌بریم و توجهی به زنان نداریم در حالی که در تمام متن‌هایی که کهبد می‌نویسد اشاره مستقیم به زن‌هایی می‌شود که حق و حقوقشان در جامعه خورده شده و می‌توانستند زندگی بهتری داشته باشند. در این نمایش هم من در کارگردانی تلاش کردم روی این موضوع بیشتر تاکید داشته باشم و نگاه زن‌ها و مادرهایی که متاسفانه در تمام جنگ‌ها بیشترین آسیب را می‌بینند، به تصویر بکشم. از این رو ما نخواستیم خیلی وارد فضای جنگ شویم و ترجیحمان بیشتر تاکید روی قصه مادرانی بود که سال‌ها به انتظار فرزندانشان می‌نشینند.

    خب از طرف دیگر شاهرخ ضرغام در جبهه کارهایی می‌کرده که مورد قبول عده‌ای نبوده است. مثلاً بحث نماز خواندن آنها مطرح بوده و یا شرط‌بندی‌هایی که می‌کردند و شرط می‌بستند که امشب باید برویم گوش ۲ درجه دار عراقی را بکنیم و بیاوریم و حتی با سربازها هم کار نداشتند. خب همه این مسایل با وجود جذاب بودن امکان روی صحنه رفتن نداشت. من هم تلاش کردم از نگاهی دیگر به مساله شهدا و انتظار مادرانی که همچنان منتظر فرزندانشان هستند، بپردازم.

    * خانم قمری شما نقش مادر شاهرخ ضرغام را ایفا کردید و ویژگی‌های شخصیت مادر به گونه‌ای است که در کار بسیار به چشم می‌آید و ما روند سال‌ها زندگی او را در مقاطع مختلف روی صحنه شاهد هستیم. برای ایفای این نقش چقدر از ما به‌ازاهای بیرونی استفاده کردید و تجربیات شخصی به کمکتان آمد؟

    قمری: زمانی که قرار بود این نقش را بازی کنم ابتدا اطلاعاتی درباره زندگی شاهرخ ضرغام به دست آوردم و کتابی را که درباره‌اش نوشته شده است خواندم و ویدئوهایی را که از مادرش موجود بود، دیدم. مادر شاهرخ ضرغام نیز مثل اکثر مادران سینه سوخته این سرزمین یک مادر چشم انتظار است؛ مادری که همه زندگی‌اش فرزندش بوده و هر لحظه منتظر است که دوباره آن قد و قامت را ببیند. مادران ایرانی وجه اشتراکی با هم دارند و آن هم دل نگرانی و چشم انتظاری شان است من هم کلاً بازیگری هستم که روی رفتار آدم‌ها دقت زیادی می‌کنم و متوجه شدم این اضطراب در چشمان همه مادران ایرانی وجود دارد و حتی اگر فرزندانشان ۵۰ ساله هم شوند باز نگرانشان هستند. بعد از اینکه این وجه اشتراک را وارد بازی‌ام کردم به این فکر کردم که این انتظار طولانی مدت از لحاظ فیزیکی و ظاهری چه تاثیری روی این مادر می‌گذارد.

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    چالشی که این نقش برای من داشت این بود که ما مادر را در سن‌های متفاوت و ارتباطش با شاهرخ در مقاطع مختلف زندگی‌اش می‌بینیم و چون امکان تغییر گریم وجود نداشت من این تغییرات را روی بدن و صدایم اعمال کردم. تلاش کردم نقش مادر را برای تماشاگر ملموس کنم تا زمانی که من را روی صحنه می‌بیند با نقش همذات پنداری کند و مادر را شبیه آدم‌هایی ببیند که در زندگی‌اش با آنها برخورد داشته است که امیدوارم که موفق بوده باشم.

    * حتماً در چند وقت اخیر با انتقاداتی درباره نمایشنامه‌هایتان مواجهه شده‌اید که روی دور تکرار افتاده‌اند و بیشتر روی مونولوگ گویی و روایی بودن متن تاکید می‌شود؟

    بهرامی: خب این سبک کهبد تاراج است. مثل این است که بگویید چرا هارولد پینتر دیالوگ‌هایش را تک سیلابی می‌نوشته است پس به تکرار افتاده یا چرا متون شکسپیر شاعرانه هستند. خب این مدل نوشتن از نگاه و تفکر آن نویسنده بیرون می‌آید.

    وقتی که تئاتر خصوصی ضربه‌اش را به تئاتر ما زد و جولانش را داد حالا رو به افول گذاشته است اما در این میان نمایشنامه نویسی و نمایشنامه نویسان ما بیشتر از بقیه ضربه خوردند؛ پیش بینی که زنده یاد اکبر رادی در سال ۸۴ کرد و گفته بود که دیگر این سرزمین نمایشنامه نویس ندارد تاراج: فکر می‌کنم اگر من هم دو سه سال یکبار کار می‌کردم این برچسب به من زده نمی‌شد. وقتی که من هر سه ماه یا پنج ماه کار می‌کنم این حرف و حدیث‌ها به وجود می‌آید در حالی که ممکن است من متن ۵ سال قبلم را حالا اجرا کنم. از طرف دیگر من این شیوه روایت را دوست دارم و خودم به آن واقف هستم اما علاقه شخصی‌ام است و جلوش را نمی‌خواهم بگیرم. البته دوست دارم به شیوه دیگری هم بنویسم و در حال حاضر هم روی یک قصه رئالیستی کار می‌کنم که مربوط به سال ۷۲ است.

    من همه نوع نوشتن را از روز اولی که نوشتن را شروع کردم، تجربه کردم اما مشخصاً درباره «سگک» می‌گویم که به شکل دیگری بلد نیستم این داستان را روایت کنم.

    * انتقاد خود من به شخصه نسبت به شما نیست بلکه به رویکردی است که نمایشنامه نویسی ما در دهه اخیر به سمت آن گرایش داشته است و آن هم فاصله گرفتن از دیالوگ نویسی و نگارش متون دراماتیک و قصه‌گو است. هنرمندان جوانی که در سال‌های اخیر در حال فعالیت هستند در کارهایشان به سمت حذف نمایشنامه به معنای کلاسیک آن گرایش دارند و به جای عمل دراماتیک شاهد قصه گفتن شخصیت‌ها روی صحنه هستیم و هیچ دیالکتیکی بین کاراکترها شکل نمی‌گیرد.

    تاراج: در طول ۱۰ سال اخیر با ورود تئاتر خصوصی به فضای کشور شاهد حذف شدن نمایشنامه به معنایی که مد نظر شماست، بودیم. در این شرایط هنرمندان ما بیشتر به سمت متون خارجی و ترجمه شده رفتند به این دلیل که برایشان ارزان‌تر بود و دیگر نیازی به طراحی صحنه نداشتند. با این وضعیت کارهایی که عمدتاً نمایشنامه خوانی بودند به اسم اجرا روی صحنه رفتند. وقتی که تئاتر خصوصی ضربه‌اش را به تئاتر ما زد و جولانش را داد حالا رو به افول گذاشته است اما در این میان نمایشنامه نویسی و نمایشنامه نویسان ما بیشتر از بقیه ضربه خوردند؛ پیش بینی که زنده یاد اکبر رادی در سال ۸۴ کرد و گفته بود که دیگر این سرزمین نمایشنامه‌نویس ندارد.

    در دهه ۷۰ شاهد بودیم هنرمندانی چون حسین کیانی، محمد یعقوبی، حمیدرضا نعیمی، علیرضا نادری و … خون تازه‌ای به تئاتر ما آوردند و توانستند تا نیمه دوم دهه ۸۰ تئاتر را سرپا نگه دارند اما از این به بعد بود که انتقادها به همین هنرمندان هم شروع شد و مثلاً می‌گفتند که دیگر محمد یعقوبی هم دارد به تکرار می‌افتد.

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    وقتی که ما به نمایشنامه نویسی به عنوان شغل نگاه نمی‌کنیم، نویسنده ما مجبور می‌شود که سریع متنش را بنویسد و به سراغ نمایشنامه بعدی برود. این‌طور می‌شود که دیگر قصه گویی اهمیت خود را از دست می‌دهد و فقط می‌خواهند متنشان یک سر و ته داشته باشند و آن را تحویل دهند. متاسفانه نسل جدید ما اصلاً نمی‌داند نمایشنامه چیست و نمایشنامه نویسان کشورمان را هم نمی‌شناسند.

    * در نهایت شما به عنوان یک نویسنده جوان موافق این تغییر جریان هستید یا خیر؟

    تاراج: معتقدم باید بستر مناسب برای این تغییر فراهم شود. وقتی بستر این اتفاق در دانشگاه‌ها و حتی کلاس‌های آموزشی فراهم نیست مشخص است به بیراهه می‌رویم. شما در یک آموزشگاه هنری کلاس نمایشنامه نویسی بگذارید، ۵ نفر هم ثبت نام نمی‌کنند اما اگر کلاس بازیگری برگزار کنید ۵۰ نفر ثبت نام می‌کنند و می‌دانیم که آن چند نفر کلاس نمایشنامه نویسی هم اکثرشان به عشق بازیگر شدن به این کلاس آمده‌اند تا بتوانند متن‌های خودشان را بازی و اجرا کنند.

    نویسنده اولین نفری است که به متنش واقف است و به عنوان نمونه من می‌دانم اجرای رضا بهرامی خیلی از متن من جلوتر است. ایراد من این است که متنم را بازنویسی نمی‌کنم چون به قول زنده یاد استاد محمد باید نمایشنامه را بعد از تمام شدن مدتی کنار بگذارید و بعد از چند ماه دوباره سراغش بیایید تا با دیدی بازتر به متنی که نوشته‌اید، نگاه کنید.

    امیدوارم این پروژه «قلم روشن» که در اداره کل هنرهای نمایشی شکل گرفته ادامه پیدا کند و در دور جدید به نمایشنامه‌های اجتماعی بپردازد چون اگر این اتفاق بیفتد حداقل سالی ۵ نمایشنامه قابل توجه خواهیم داشت. هم درآمدزایی می‌شود و هم کارگردانان می‌توانند برای اجرا از این آثار بهره ببرند.

    ایمانیان: بخشی از این اتفاق هم به دلیل شرایط حرفه‌ای عرضه و تقاضا است. وقتی یک نویسنده جوان می‌بیند در جشنواره تئاتر فجر چه دست نمایشنامه‌هایی جایزه نمایشنامه نویسی می‌گیرند به طرف نگارش آن مدل متون جایزه بگیر گرایش پیدا می‌کند.

    بخش‌هایی از زندگی شهید ضرغام را نتوانستیم نشان دهیم/عبور از کلیشه

    و حرف آخر؟

    بهرامی: چند روز قبل آقای غلامرضا منتظری نائب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس به دیدن نمایش ما آمد و من خیلی از این اتفاق خوشحال شدم و قبل از اجرا به دیدنشان رفتم و خیلی هیجان زده به ایشان گفتم که باورم نمی‌شود که یکی از مسئولان مملکت به دیدن نمایش ما آمده است و در پایان نمایش علی رغم اینکه به ندرت پیش می‌آید که در رورانس بیایم و صحبت کنم به من گفتند که بیا و از حضور آقای منتظری تشکر کن اما وقتی که روی صحنه آمدم متوجه شدم که ایشان وسط اجرا رفته‌اند و حتی تا پایان یک نمایش یک ساعته هم در سالن نماندند و ۱۰ دقیقه به پایان نمایش سالن را ترک کردند.

    مساله‌ای که خیلی آزارم می‌داد این بود که چرا من به او گفتم که خیلی خوشحالم که به عنوان یک مسئول آمده و می‌خواهد کار من را ببیند. چرا من باید خوشحال باشم در حالی که مسئولان ما وظیفه شان است که بیایند و تئاتر ببینند. ما حتی به خاطر ایشان چند دقیقه هم نمایش را دیر آغاز کردیم و با این کار به مخاطبمان خیانت کردیم و قانون را به خاطر کسی زیر پا گذاشتیم که حتی حاضر نشده تا پایان در سالن نمایش بماند برای اینکه حتماً کارهای مهمتری از تئاتر داشته است. من هم یک متن خارجی را برای اجرا انتخاب نکرده بودم بلکه فردی را انتخاب کردم که بخشی از جامعه ما مدیون آنها است.

    ما هیچ وقت برای مدیر یا مسئولی کار اجرا نکرده‌ایم و همیشه خودشان بودند که برای دیدن نمایش‌ها تمایل نشان دادند اما با این وجود من با دفتر آقای آشنا تماس گرفتم و ایشان را دعوت به دیدن نمایش کردم چون معتقدم در این شرایطی اگر مدیری به سالن تئاتر بیاید این پیام را به مخاطبان می‌دهد که سالن‌های تئاتر امن هستند و می‌توان با رعایت نکات بهداشتی در آنجا تئاتر دید.

  • «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    عوامل نمایش «سگک» که روزهای پایانی اجرا در تماشاخانه ایرانشهر را می‌گذراند معتقدند آنطور که باید امکان پرداختن به شخصیت شهید شاهرخ ضرغام و سیر تحول زندگی او به آن‌ها داده نشده است.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین مؤذن زاده: نمایش «سگک» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی رضا بهرامی این روزها در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است اثری که در جشنواره تئاتر «مقاومت» برنده ۶ جایزه کارگردانی، طراحی صحنه، بازیگری زن، بازیگری مرد، طراح لباس و طراح گریم شد و در اجرای عمومی نیز با توجه به شرایط کرونا و نصف بودن ظرفیت سالن‌های نمایش با استقبال خوبی از جانب مخاطبان روبرو شده است.

    این اثر نمایشی به زندگی شهید شاهرخ ضرغام یکی از شهدای جنگ تحمیلی می‌پردازد؛ شهیدی که شخصیت منحصر به فردش که قبل از پیروزی انقلاب به جاهل مابی و لات گری معروف بوده و تحولش بعد از آشنایی با امام خمینی (ره) و ورودش به جبهه‌ها و در نهایت شهادتش باعث شد به او لقب «حر انقلاب» را بدهند.

    به بهانه اجرای این اثر نمایشی و پرداختن به زندگی و ویژگی‌های جذاب این شهید با رضا بهرامی کارگردان، کهبد تاراج نویسنده و مرضیه بدرقه و محمدرضا ایمانیان بازیگران نمایش که در نقش مادر و ناپدری شاهرخ ضرغام ایفای نقش کرده‌اند، گفتگو کرده‌ایم.

    در بخش ابتدایی این نشست درباره چگونگی نگارش نمایشنامه، دلایل وجود دافعه در پرداختن به زندگی قهرمانان کشور، انگ سفارشی خوردن به آثار دفاع مقدسی و مذهبی و شرایطی که ارگان‌ها و نهادها برای حمایت از چنین آثاری دارند، گفتگو شد.

    در بخش نخست این نشست می‌خوانید:

    *پرداختن به زندگی شهدی شاهرخ ضرغام به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد شخصیتی او به عنوان شهیدی که زندگی و رفتارها و عملکردش در جوانی و قبل از وقوع انقلاب متفاوت‌تر از بقیه بود برایتان جذاب بود یا اینکه علاقه مند بودید درباره زندگی شهدا نمایشی را به صحنه ببرید. چون معمولاً در میان هنرمندان جوان تئاتر برای پرداختن به زندگی شهدا و وقایع جنگ، دافعه وجود دارد و بیشترشان از ترس اینکه انگ سفارشی بودن به آنها نخورد ترجیح می‌دهند به چنین مضامینی ورود نکنند.

    کهبد تاراج: شهرام کرمی زمانی که مدیرکل هنرهای نمایشی بوده پروژه را با عنوان «قلم رشن» به مدیریت کامران شهلایی کلید زد که فصل اول این پروژه ملی نمایشنامه‌نویسی اختصاص به تولید متونی با مضامین مقاومت، شخصیت‌های انقلاب اسلامی و شهدای دفاع مقدس داشت که در آن از ۱۰ نمایشنامه‌نویس برای نگارش نمایشنامه دعوت به عمل آمد. کامران شهلایی ظهر تاسوعا با من تماس گرفت و پیشنهاد داد که نمایشنامه‌ای درباره شاهرخ ضرغام بنویسم. من او را به اسم ابوالفضل ضرغام می‌شناختم چون عکس بزرگی از او سر چهارراه گلوبندک وجود دارد و البته اطلاعات زیادی درباره‌اش نداشتم. بعد از این پیشنهاد ۲ کتابی را که درباره شهید ضرغام نوشته شده بود، خواندم و شروع کردم به نگارش نمایشنامه.

    «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    بعد از اتمام نگارش متن و تحویل آن، آقای کرمی و مهرداد رایانی مخصوص من را خواستند و گفتند که این شخصیت را مثل مجید سوزوکی اخراجی‌ها ببین به این معنی که بیشتر روی تحولش تاکید شود تا مسیری که برای این تحول طی کرده است. در نتیجه نمایشنامه اولیه با اصلاحات زیادی روبرو شد. کلاً این نمایشنامه سه ورسیون دارد که در حال حاضر نسخه سوم آن در حال اجرا است و در این نسخه کلید واژه امام خمینی (ره) بیشتر دیده می‌شود در حالی که ما قصد داشتیم بگوییم شاهرخ ضرغام یک‌بار تحت تأثیر امام قرار می‌گیرد و عوض می‌شود نه اینکه مدام بخواهیم روی این موضوع تاکید کنیم.

    تاراج: در نمایشی که الان روی صحنه است شاید تنها ۲۰ درصد از زندگی شاهرخ ضرغام را می‌بینیم چون نگذاشتند ما به دل دریا بزنیم و نمایش تند و تیزی را اجرا کنیم اما این شخصیت آنقدر جالب است که در همین حد هم برای مخاطب جذاب می‌شود شاهرخ ضرغام دچار تحول زیادی در زندگی‌اش شده است. او به اصطلاح یک لات و آسمون جُل اورجینال بود اما نامرد نبوده است و همین ویژگی شخصیت او را دراماتیک می‌کند.

    زمانی که شروع به نگارش کردم فکر نمی‌کردم که کار با ممیزی و سانسور روبرو شود چون تصورم این بود وقتی که تحول به این بزرگی را در یک شخصیت نشان می‌دهیم دیگر مهم نیست که قبلاً زندگی‌اش چگونه بوده است اما متأسفانه نمایشنامه حتی اجازه چاپ هم پیدا نکرد چون دوستان می‌خواستند که ما همواره این شخصیت را قضاوت کنیم و کاری به مسیری که در طول زندگی‌اش طی کرده بود تا به این نقطه برسد، نداشتند بلکه تاکید زیادی روی تحولش توسط شخصیت امام خمینی (ره) می‌کردند و دوست داشتند ما مدام روی این موضوع مانور دهیم نه اینکه سیر رنسانس او را به تصویر بکشیم. البته چاپ نمایشنامه برایم مهم نیست و به نظرم حتی اگر یک نفر به دیدن نمایش بیاید و بعد از آن برود و درباره شاهرخ ضرغام اطلاعات کسب کند این تئاتر رسالت خودش را انجام داده است.

    در نمایشی که الان روی صحنه است شاید تنها ۲۰ درصد از زندگی شاهرخ ضرغام را می‌بینیم چون نگذاشتند ما به دل دریا بزنیم و نمایش تند و تیزی را اجرا کنیم اما این شخصیت آنقدر جالب است که در همین حد هم برای مخاطب جذاب می‌شود. با این وجود من تلاش کردم بیشتر روی محل زندگی‌اش و ارتباطی که با رفقایش در محله داشته و مرام و مسلکی که دنبال می‌کرده تاکید داشته باشم.

    * به هر حال شخصیت شاهرخ ضرغام با مجید سوزوکی متفاوت بوده است؟

    تاراج: بله درست است با هم تفاوت دارند اما باید به این نکته هم توجه کنیم که همین طبقه اجتماعی به جنگ می‌رفتند و اصلاً نیمه جنوبی شهر بودند که انقلاب کردند و در جامعه تحول به وجود آوردند.

    متأسفانه برای پرداختن به چنین شخصیت‌هایی به ما انگ سفارشی بودن می‌زنند در حالی که ما اگر می‌خواستیم نمایش سفارشی کار کنیم حداقلش این بود که در تماشاخانه سرو انجمن انقلاب تئاتر و دفاع مقدس به صحنه برویم که در بدو ورود به ما کمک هزینه قابل توجهی پرداخت می‌شد اما ما ترجیح دادیم نمایشمان را در تماشاخانه ایرانشهر اجرا کنیم.

    بهرامی: شاهرخ ضرغام نسبت به مجید سوزوکی خیلی متفاوت بوده است اما متأسفانه در بعضی نقدها می‌بینم که گفته‌اند شما رفته‌اید یک «اخراجی‌ها» ساخته‌اید و نگاهی به تفاوت‌های این ۲ آدم نمی‌شود.

    تاراج: ممکن است تم کلی داستان شباهت‌هایی به «اخراجی‌ها» داشته باشد اما در کل این ۲ شخصیت بسیار با هم متفاوت بودند.

    «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    بهرامی: شاهرخ ضرغام به دلیل علاقه زیادی که به امام خمینی (ره) پیدا کرده بود عکس ایشان را روی سینه‌اش خالکوبی می‌کند و یک تعداد از هم مسلکی‌هایش را از سراسر ایران دور خود جمع می‌کند و با راه اندازی گروهی به نام «پیشرو» کارهایی را در جهت دفاع از خاکشان در زمان جنگ آغاز می‌کنند.

    * آقای بهرامی شما به عنوان کارگردان تئاتر نیز با چنین تقسیم بندی‌هایی در اجرای آثار نمایشی روبرو هستید.

    بهرامی: اگر من درباره شاهرخ ضرغام نسازم پس چه بسازم. دوباره به سراغ «هملت» و «مکبث» و «کرگدن» و امثالهم بروم. درست است که این نمایش‌ها جذاب و جهانشمول هستند اما چقدر قرار است آن‌ها را روی صحنه ببریم. اولویت اولیه ما این است که درباره قهرمانانمان کار تولید کنیم بهرامی: بله. یکی از معضلاتی که این روزها در تئاتر وجود دارد این است که پرداختن به چنین آدم‌هایی خطرناک است و به شما انگ سفارشی سازی و سازمانی بودن می‌زنند و تا بخواهید این انگ را از خودتان دور کنید زمان زیادی طول می‌کشد. واقعیت این است که ما جز تئاتر کار دیگری انجام نمی‌دهیم، نه خانواده پولداری داریم که ما را ساپورت کند نه از طرف سیستمی حمایت می‌شویم بنابراین هر اتفاقی که تا امروز در گروه ما افتاده است به صورت مستقل و توسط خود ما انجام شده است. دلخواه خود ما بود که به سراغ این شخصیت برویم و تلاش کردیم که به صورت آبرومندانه بتوانیم یک تئاتر تولید کنیم. اگر کار ما وابسته به سازمان یا ارگانی بود قطعاً چاپ می‌شد و بودجه کلانی برای اجرا دریافت می‌کرد و از نظر حضور مخاطب هم شاهد تماشاگران زیادتر و سازمان یافته تری بودیم.

    معتقدم این قضاوت‌ها یا از بیسوادی می‌آید یا از ندانم کاریِ یک سری از همکاران خودمان که باعث شده دیدگاه مخاطبان هم نسبت به چنین آثاری تغییر کند.

    *مساله این است که اصلاً چرا باید چنین دافعه‌ای درباره همکاری کردن با نهادها و سازمان‌ها وجود داشته باشد در حالی که این نهادها برای تولید کار فرهنگی بودجه می‌گیرند و اصلاً در همه جای دنیا نهادهای سفارش دهنده‌ای وجود دارند که برای تولید اثر و یا کار پژوهشی درباره یک موضوع مشخص بودجه می‌دهند اما در ایران همکاری با چنین سازمان‌هایی باعث انگ زدن به هنرمندان می‌شود.

    تاراج: به نظرم چنین تفکراتی به مثابه کلاه شرعی گذاشتن روی دریافت بودجه‌های دولتی است. چون شما اگر بودجه و سوبسید اداره کل هنرهای نمایشی را بگیرید کسی ایراد نمی‌گیرد در حالی که این کمک هزینه‌ها هم دوباره از بخش دولتی تأمین می‌شوند. بنابراین ما داریم سر خودمان کلاه می‌گذاریم و تصور این است که مثلاً نمایشی که درباره فلان سردار شهید است، می‌شود نمایشی حکومتی اما نمایشی که درباره موضوعی غیر دفاع مقدسی است از این قضیه مبراست.

    بهرامی: مساله دیگر این است که بسیاری از هنرمندان ما خودشان را در یک حباب روشنفکری جا داده‌اند و مثلاً می‌گویند ما با سازمانی مثل اوج کار نمی‌کنیم اما بعد سروکله‌شان در فلان سریال یا فیلم سینمایی سفارشی پیدا می‌شود.

    اگر ما به عنوان یک هنرمند بخواهیم تئاتر کار کنیم باید در هر شرایطی مسائل اجتماعی خودمان را روی صحنه بیاوریم. اگر من شاهرخ ضرغام نسازم پس چه بسازم. دوباره به سراغ «هملت» و «مکبث» و «کرگدن» و امثالهم بروم. درست است که این نمایش‌ها جذاب و جهانشمول هستند اما چقدر قرار است آنها را روی صحنه ببریم. اولویت اولیه ما این است که درباره قهرمانانمان کار تولید کنیم. ۷ کاندیدای ریاست جمهوری ما در تلویزیون صحبت می‌کنند اما طبق آمار خود صداوسیما ۳۵ درصد از مردم آنها را تماشا می‌کنند چون ما دیگر قهرمانی نداریم که برایمان جذاب باشد و علاقه مند باشیم او را دنبال کنیم.

    «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    محمدرضا ایمانیان: به این قضیه از زاویه دیگری هم می‌توان نگاه کرد و آن این است که چندین و چندسال نگاهی یک سویه به مضامین جنگی و اتفاقات مناسبتی داشته‌ایم. مثلاً در سینما سال‌ها شاهد بودیم که دشمن را افراد کم توان و کندذهنی به تصویر می‌کشیدیم در حالی که از جایی به بعد متوجه شدند این نوع نگاه در واقع تحقیر خودمان است. فراموش نکنیم که تا زمانی شوخی با مقوله جنگ یک تابو بوده است و تازه در «لیلی با من است» این فضا شکست و سال‌ها بعد ما بر حسب همان مسیر فیلمی مثل «اخراجی‌ها» را داشتیم. در تئاتر هم همین جریان حاکم است و ما توانستیم شاهد نمایش‌هایی چون «خنکای ختم خاطره» «مادر مانده» و یا آثار دیگری باشیم از این رو من اسم این تفکرات را انگ زدن نمی‌گذارم بلکه معتقدم تنگ نظری‌هایی وجود دارد که اجازه نگاه درست را به هنرمندان نمی‌دهد.

    به‌عنوان نمونه این سیر تحول شاهرخ ضرغام است که اهمیت دارد و مبدا و مقصدش که مشخص است اما همین تنگ نظری‌ها باعث شده که بخواهند فقط به سرنوشت شخصیت توجه کنند اما برایشان مهم نیست که یک فرد لات و لاابالی که در قید و بند اعتقادات نبوده چطور دچار تغییر شده است و این تغییر یک شبه رخ نداده است. همین تنگ نظری‌ها باعث شده ما شخصیت‌هایی مثل شاهرخ ضرغام را نبینیم و اجازه پرداختن به چنین افرادی داده نشده است.

    خود من چندسال قبل در نمایش «خنکای ختم خاطره» که در تالار حافظ اجرا شد بازی داشتم و شاهد بودم که مخاطبان ابتدا با دافعه به دیدن نمایش می‌نشستند اما بعد متوجه می‌شدند که با نگاه دیگری هم می‌توان به مقوله جنگ نگاه کرد.

    *خانم بدرقه شما به عنوان بازیگر چقدر با چنین نگاهی موافقید؟

    مرضیه بدرقه: من می‌گویم جنگ را که مردم به وجود نیاوردند ولی بسیاری از مردم رفتند و از این سرزمین دفاع کردند. اگر بخواهیم بگوییم که همه کسانی که از کشورشان دفاع کردند وابسته بودند و داشتند نان به نرخ روز می‌خوردند بی انصافی کردیم چون واقعاً خیلی‌ها غیرتمند بودند و به خاطر ناموسشان رفتند و جنگیدند به خصوص شاهرخ ضرغام که واقعاً فرد ناموس پرستی بوده و در کتابی که درباره‌اش خواندم نوشته بود که اصلاً به این دلیل او انقلابی شد که معتقد بود کاباره‌داران زنان و دختران ما را در کاباره‌ها بدبخت کرده‌اند.

    ما جوانان بسیاری را داریم که رفتند، جنگیدند، اسیر و مفقودالاثر شده‌اند اما هدفشان دفاع از سرزمین و ناموسشان بوده و این تفکر را داشتند که اگر نروند و جلو دشمن را نگیرند آنها وارد تهران و یا شهرهای دیگر کشور می‌شوند.

    «سگک» نسخه تئاتری «اخراجی‌ها» نیست/ شهیدی با خالکوبی عکس امام(ره)

    متأسفانه آنقدر برخی مسائل به ما فشار می‌آورد که همه چیز را با هم قاطی می‌کنیم. زمانی که جنگ تمام شد من بچه بودم اما الان دارم به این مساله فکر می‌کنم که یک نفر مثل شاهرخ ضرغام با این قد و هیکل و خوش قیافه و محبوب بودن وارد جبهه شده و برای مملکتش جنگیده است.

    بهرامی: آن زمان به ضرغام ماهی ۳۰۰ هزار تومان می‌دادند تا محافظ کاباره باشد. چنین پولی در آن دوران بسیار زیاد بوده و او می‌توانسته بهترین زندگی را برای خودش درست کند ولی همه پول‌هایش را صرف مردم ضعیف و بی بضاعت می‌کرده است.

    بدرقه: این نشان می‌دهد که گِلش گِل درستی بوده است. حالا یک جاهایی به زعم ما داشته بیراهه می‌رفته اما خب ما که درون آدم‌ها نیستیم که آنها را قضاوت کنیم. در اصل او حواسش به زنان بی سرپرست و مردم ضعیف بوده است پس چرا نباید درباره چنین شخصیتی کار بشود. حالا قرار است به خاطر روی صحنه بردن چنین نمایشی به ما انگ سفارشی بزنند، خب بزنند.

    من به مادرانی که فرزندانشان رفتند و سال‌های سال منتظر ماندند احساس دین می‌کنم خب این احساس دین را چگونه باید نشان دهم. پس نباید همه چیز را با هم قاطی کنیم.

    * تا به حال شده بخواهید در پروژه‌ای بازی کنید و با چنین ملاحظاتی روبرو شوید و یا دوستانتان شما را از حضور در چنین نمایش‌هایی منع کنند.

    بدرقه: اصولاً من آدمی هستم که همه ژانر تئاتری را بازی کرده‌ام. خیلی از دوستان به من گفتند که در فلان نمایش بازی نکن چون ممکن است انگ خاصی به تو بخورد اما خیلی خوشحالم که همه جور ژانری را تجربه کردم و الان آنقدر تجربه به دست آوردم که می‌دانم در کار کمدی باید چطور بازی کنم و در کار مذهبی و دفاع مقدسی چطور ظاهر شوم. ما بازیگر هستیم و باید هر کاراکتر و تیپی را تجربه کنیم و همین تجربیات من را راضی کرده است.

    ایمانیان: بازیگر باید هر پیشنهادی را سبک سنگین کند و اگر علاقه‌مند بود در آن کار حضور یابد اما نکته‌ای که وجود دارد برخورد بعدش است و اینکه آن بازیگر چطور خودش را پرزنت می‌کند. بازیگرانی داشتیم که سال‌ها نگاه انتقادی داشتند اما بعد از بازی کردن در نقش یک شخصیت خاص و کاری مذهبی می‌بینید که انگار آن شخص متحول شده و نوع گفتار و رفتارش هم متفاوت می‌شود در حالی که آن یک نقش بوده که بازی کرده و تمام شده پس چرا باید رفتار و شخصیت آن فرد نسبت به قبل تفاوت کند.

    *اصلا چه ایرادی دارد که یک بازیگر یا کارگردان اعتراف کند که به خاطر مسائل مالی در یک اثر حضور پیدا کرده است.

    تاراج: دقیقاً درست است. اما نکته جالب این است که ما برای این نمایش پولی هم نگرفتیم. من برای نگارش این نمایشنامه ۶ میلیون تومان از اداره کل هنرهای نمایشی گرفتم که البته آقای کرمی لطف کرد این پول را به من داد چون نمایشنامه اصلاً چاپ نشده بود که بخواهند برایش پولی بدهند.

    نه ما با نیمی از ظرفیت سالن که ۶۰ صندلی است می‌توانیم هزینه‌های نمایش را تأمین کنیم و نه با کمک هزینه‌ای که قرار است ایرانشهر به ما بدهد. هزینه صندلی‌های خالی را هم که مشخص نیست پرداخت کنند یا نه بنابراین ما درآمدی برای اجرای این نمایش به دست نیاوردیم و هزینه‌ای دریافت نکردیم. این کار مثل یک بچه یتیم می‌ماند در حالی که این نمایش برگزیده جشنواره تئاتر «مقاومت» بوده است اما با وجودی که آقای نیلی قول کمک به کار را داده تا امروز هیچ حمایتی از نمایش نشده است. حداقلش این بود که انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس می‌توانست برای نمایش ۲ بیلبورد شهری بگیرند اما این کار را هم نکردند و گفتند اگر در تماشاخانه سرو اجرا بروید به شما کمک هزینه می‌دهیم در غیر این صورت امکان پذیر نیست.

    با احترام به تینو صالحی که نقش شاهرخ ضرغام را به درستی بازی می‌کند اما اگر مثلاً امیر جعفری – به دلیل قد و قامتش- این نقش را بازی می‌کرد مساله فرق داشت و بنیاد حتماً پشت کار می‌آمد چون آن‌ها تئاتر را با توجه به چهره‌ها می‌بینند که این مساله بسیار تراژیک است.

    بهرامی: همه این مسائل از خود ما شکل می‌گیرد چون مدیر این سیستم که از اسرائیل و آمریکا و عربستان و انگلیس نیامده بلکه از بین خودمان آمده است و به نگاه‌هایی برمی‌گردد که خود ما نسبت به یکدیگر داریم. به عنوان نمونه می‌گویند چرا فلانی دارد آنقدر کار می‌کند پس بزنیمش. انتقادها را که می‌بینیم یا از روی غرض است یا بی سوادی و کسی نقد اصولی نمی‌کند. به عنوان نمونه یک نفر در تیوال برای نمایش کامنت گذاشته که خانم تینو صالحی خیلی بد بازی می‌کند و زمانی که برایش نوشتم تینو صالحی مرد است کامنتش را تغییر داده است. ما ایرانی‌ها یاد گرفتیم تحت هر شرایطی باید حرف بزنیم و کلاً سکوت نداریم و همه باید درباره هر مسائلی اظهار نظر کنند.

    ادامه دارد…

  • جای امثال شاهرخ ضرغام در تئاتر و سینما خالی است/ رجعت به اصل خود

    جای امثال شاهرخ ضرغام در تئاتر و سینما خالی است/ رجعت به اصل خود


    محمدرضا طالقانی رئیس اسبق فدراسیون کشتی جمعه‌ شب در تماشاخانه ایرانشهر به تماشای نمایش «سگک» نشست.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، محمدرضا طالقانی از پیشکسوتان و قهرمانان کشتی و رئیس اسبق فدراسیون کشتی شامگاه جمعه ۲۱ خردادماه به تماشای نمایش «سگک» به کارگردانی رضا بهرامی نشست.

    طالقانی در پایان نمایش با اشاره به شخصیت و مرام پهلوانی شاهرخ ضرغام گفت: پیش از انقلاب یکی از حریف‌های من شاهرخ ضرغام بود که چندبار باهم کشتی گرفتیم، شاهرخ رفتارها و سکنات لوطی‌منش بسیاری داشت، رفاقت ما با هم بسیار صمیمی بود و وقتی شنیدم از جبهه و جنگ سر درآورده با خودم گفتم چه روزگار خوشی پیدا کرد. شاهرخ به درجه‌ ای رسید که بسیاری از بچه‌های کشتی به آن غبطه می‌خوردند و به همین دلیل بود که با اشتیاق به دیدن نمایش «سگک» آمدم و یک ساعت به اصل خودم رجعت کردم.

    این پیشکسوت کشتی همچنین علت استقبال مخاطبان از این نمایش را نشان دادن پهلوانی از میان مردم دانست و گفت: هر چیزی که اصل و نسبتش باهم برابر و شخصیت اصلی اش از میان مردم باشد باعث جذابیت خواهد شد و همین جذاب بودن است که مردم را در روزی که تیم ملی فوتبال یک مسابقه مهم دارد به سالن تئاتر کشانده است که برای خودم هم این استقبال بسیار جالب بود.

    وی در پایان با انتقاد از بی توجهی به تولید آثار مشابه نمایش «سگک» اظهار کرد: ما در کشتی چهره‌های بسیار زیادی داریم که می‌شود آنها را نشان داد ولی باید مانند همین شاهرخ ضرغام درباره شان تحقیق و تفحص شود، جای پهلوانی مانند شاهرخ ضرغام در تئاتر و سینمای ما بسیار خالی است و اینکه چرا با وجود تعداد بسیار زیادی از پهلوانان مشتی و لوطی‌منش، آنها در سینما و تئاتر سهم بسیار کمی دارند و توجهی بهشان نمی شود در حالی‌که می‌توان این افراد را از جنبه‌های دیگر و ابعاد مختلفشان ترسیم کرد تا مردم بدانند چگونه یک ورزشکار می‌تواند با پرواز بلندی تبدیل به یک پهلوان شود و به این درجه مهم نائل آید.

    نمایش «سگک» داستان شهید شاهرخ ضرغام از کشتی گیران و لات‌های پیش از انقلاب در محله نبرد خیابان پیروزی است که با شروع جنگ تحمیلی به جبهه و مناطق جنوب می‌رود و گروه پیشرو را به‌منظور مبارزه با رژیم بعث عراق تشکیل می‌دهد اما در نهایت پس از سه ماه به شهادت می‌رسد.

    نمایش «سگک» به نویسندگی کهبد تاراج و به کارگردانی رضا بهرامی با بازی تینو صالحی، مرجان قمری، محمدرضا ایمانیان، سهیل ملکی، حسن تدینی، فهیمه معین، لبخند بدیعی، عرفان پورمحمدی و آبتین حاتمی همه‌روزه ساعت ۲۰ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر میزبان مخاطبان است.

  • تیزر «سگک» منتشر شد

    تیزر «سگک» منتشر شد


    تیزر نمایش «سگک» که تا ۲۸ خرداد ماه در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است، منتشر شد.

    دریافت 6 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «سگک» نوشته کهبد تاراج و کارگردانی رضا بهرامی این روزها در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

    در آستانه آخرین هفته اجرای این نمایش تیزر آن نیز منتشر شده است.

    «سگک» برگزیده هفدهمین جشنواره تئاتر «مقاومت» و روایتگر زندگی شهید شاهرخ ضرغام از دوران کودکی تا شهادت است. در این نمایش (به ترتیب ورود به صحنه) تینو صالحی مرجان قمری محمدرضا ایمانیان سهیل ملکی، حسن تدینی، فهیمه معین، لبخند بدیعی، عرفان پورمحمدی، آبتین حاتمی به ایفای نقش می‌پردازند.

    بهرامی پیش از این در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره ویژگی‌های شهید ضرغام بیان کرده بود: شاهرخ ضرغام پیش از انقلاب به جاهل مابی و الواتی معروف بود اما خوی پهلوانی داشته و کشتی‌گیر نیز بوده است. او در اوایل انقلاب و بعد از آشنایی با امام خمینی (ره) به ایشان ارادت ویژه‌ای پیدا کرده و در رکاب امام (ره) قرار می‌گیرد و حتی به این دلیل لقب «حر انقلاب» را به او می‌دهند.

    بهرامی افزوده بود: ضرغام با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه می‌رود و در آنجا گروهی را متشکل از افرادی شبیه به خودش، تشکیل می‌دهد اما متاسفانه در عملیات پاک‌سازی جاده آبادان-ماهشهر گلوله تیربار تانک به سینه‌اش خورده و شهید می‌شود و بعثی‌ها سر وی را از تنش جدا می‌کنند و پیکر بدون سر او را در تلویزیون عراق به نمایش می‌گذارند و عنوان می‌کنند که بالاخره «جلاد حکومت ایران» را کشته‌اند. پیکر این شهید هیچگاه پیدا نشد و همچنان مفقودالاثر است.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: شاهرخ ضرغام پشت علامت طیب گم می‌شود … و مادرش هنوز منتظر است.

    «سگک» تا ۲۸ خردادماه ساعت ۲۰ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

  • تئاتری‌ها چوب جادویی ندارند/ «سگک» بالاخره به ایرانشهر رسید

    تئاتری‌ها چوب جادویی ندارند/ «سگک» بالاخره به ایرانشهر رسید


    رضا بهرامی کارگردان نمایش «سگک» با گلایه از مدیریت نامناسبی که در تئاتر وجود دارد درباره تغییراتی که در این نمایش بعد از به تعویق افتادن چند باره اجرا به وجود آمده است، توضیحاتی ارائه داد.

    رضا بهرامی کارگردان نمایش «سگک» درباره اجرای این اثر نمایشی با اعلام بلامانع بودن فعالیت‌های تئاتری به تئاتر آنلاین گفت: نمایش «سگک» قرار بود از ۲۲ فروردین ماه به صحنه برود که به دلیل قرمز شدن شرایط تهران اجرا به تعویق افتاد. با اعلام باز شدن سالن‌های تئاتری نمایش را برای اجرا در ۲۶ یا ۲۸ اردیبهشت ماه آماده می‌کنیم.

    وی افزود: به دلیل اینکه پریسا مقتدی یکی از بازیگران نمایش در این مقطع زمانی نمی‌توانست ما را همراهی کند مرجان قمری جایگزین وی شده است و در این فرصت کم با تمرین‌های مداوم خودش را برای حضور در نمایش آماده می‌کند. مقوله تئاتر یک کار جهادی است و با این شرایط هم باید جهادی‌تر کار کنیم. متاسفانه کلنگ آماده سازی سریع یک نمایش برای اجرا و فرصت کم برای تمرین توسط خود مدیران و مسئولان فرهنگی ما زده شده است و آنها هستند که از ما چنین توقعی دارند. زمانی که گروهی، نمایشی را ظرف دو هفته برای اجرا در سالن‌های خصوصی آماده می‌کند ریشه‌اش آرام‌آرام در کل تئاتر ما نفوذ می‌کند. این درخواست و توقع مدیران از هنرمندان تئاتر در برخی مواقع تعمدی صورت می‌گیرد و در برخی مواقع دیگر به صورت ناخودآگاه. این تصور برای مسئولان ما به وجود آمده که برای تئاتر کار کردن ما یک چوب جادویی در اختیار داریم و این دوستان هر وقت اراده کنند ما می‌توانیم با این چوب جادویی نمایشمان را به سرعت تعطیل و یا به صحنه ببریم و نیازی به تمرین و هماهنگی و آماده سازی نداریم.

    این کارگردان تئاتر یادآور شد: اگر هم بخواهیم در زمان‌هایی که مشخص می‌کنند به صحنه نرویم نوبت اجرایمان را از دست خواهیم داد. اتفاقی که برای خود من رخ می‌دهد و در صورتی که اجرا نروم، مشخص نیست دیگر کی بتوانم سالن ایرانشهر را در اختیار داشته باشم چون برای گرفتن این نوبت اجرا من سه سال در نوبت قرار داشتم.

    بهرامی افزود: سه سال قبل برای گرفتن همین نوبت اجرا اقدام کردم اما آن زمان به من گفتند قانون این است که باید قبل از آن در سالن‌های دولتی اجرا داشته باشم در حالی که من در تالار هنر، محراب و سنگلج اجرا رفته بودم اما تآکیدشان اجرا در مجموعه تئاتر شهر بود در حالی که چند ماه بعد نوبت اجرای نمایش «کریملوژی» را در تئاتر شهر داشتم اما پذیرفته نشد. البته افرادی بودند که به پشتوانه فلان تهیه کننده و سرمایه گذار بدون داشتن اجرا در سالن‌های دولتی در ایرانشهر اجرا رفته بودند. متاسفانه بعد از آن هم با وجود دوندگی‌های زیاد نمایشنامه «پایین، گذر سقاخونه» اکبر رادی را تصویب نکردند که با لطف آقای مسافر آستانه قرار شد متن «مشتبا داداش صیغه‌ای حسین آدیداس» کهبد تاراج را اجرا کنم که شرایطش فراهم نشد و در نهایت تصمیم گرفتم نمایش «سگک» را که قبلاً تولید کرده بودم و احساس خوبی نسبت به آن دارم، به صحنه ببرم که آقای مسافر آستانه هم این پیشنهاد را پذیرفت و قرار شد نمایش که ۶ جایزه نیز از جشنواره تئاتر مقاومت برده بود به صحنه برود.

    کارگردان «کریملوژی» یادآور شد: اما به هر حال نبود مدیریت صحیح مدام اجرای ما را به تعویق انداخت و من مجبور شدم پریسا مقتدی را که برایم بسیار عزیز بود و نقش مادر شهید شاهرخ ضرغام را ایفا می‌کرد در اجرا نداشته باشم. مسئولان ما باید این مساله را مد نظر داشته باشند که تئاتر شغل ماست و از این راه ارتزاق می‌کنیم اما برخی احساس می‌کنند کسانی که تئاتر کار می‌کنند آدم‌های بیکاری هستند که در پارک نشسته‌اند و منتظرند کسی بیاید با آنها هم کلام شود و شطرنج بازی کند.

    وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: اگر صنفی داریم که نمی‌تواند حق و حقوق ما را بگیرد مشکل ما نیست. با چه زبانی باید بگوییم که تئاتر شغل ماست و غیر از آن کار دیگری نداریم نه می‌توانیم در اسنپ کار کنیم، کنار خیابان دست فروشی کنیم و یا در اداره‌ای مشغول به کار شویم چون شغل ما چیز دیگری است. این مساله‌ای است که دولت باید بپذیرد نه اینکه فقط در مواقعی که مصلحت حکم می‌کند روی هنرمندان تئاتر مانور بدهند اما بعد از راه افتادن کارشان دیگر مشکلات ما برایشان بی اهمیت باشد.

    نمایش «سگک» نوشته کهبد تاراج برگزیده هفدهمین جشنواره تئاتر «مقاومت» روایتگر زندگی شهید شاهرخ ضرغام از دوران کودکی تا شهادت است. در این نمایش مرجان قمری، تینو صالحی، محمدرضا ایمانیان، لبخند بدیعی، سهیل ملکی، مهتاب شکریان و امیر عدل‌پرور به ایفای نقش می‌پردازند.

  • لطمه‌ای که کرونا به تئاتری‌ها می‌زند/ احتمال تغییر بازیگران «سگک»

    لطمه‌ای که کرونا به تئاتری‌ها می‌زند/ احتمال تغییر بازیگران «سگک»


    کارگردان نمایش «سگک» عنوان کرد با تعطیلی دوباره سالن‌های تئاتری احتمال دارد در گروه بازیگران نمایش تغییر به وجود آید.

    رضا بهرامی کارگردان نمایش «سگک» که قرار بود این اثر نمایشی را از ۲۲ فروردین ماه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه ببرد اما به دلیل قرمز شدن شرایط تهران فعلاً به تعویق افتاده است، در این باره به تئاتر آنلاین گفت: ابتدا قرار بود نمایش «سگک» از ۱۶ فروردین به صحنه برود اما با تعطیلی سالن‌های تئاتری این اجرا به ۲۲ فروردین موکول شد که این بار هم به دلیل قرمز شدن شرایط تهران اجرا به تعویق افتاده است. البته ما آماده هستیم که هر زمان فضا و بستر مناسب اعلام شود، نمایش را به صحنه ببریم.

    وی ادامه داد: متأسفانه شرایط امروز کشور به دلیل مدیریت کلان نامناسبی است که جریان دارد. زمانی که در ایام نوروز فضا برای مسافرت مردم باز است مسلماً انتقال و جابجایی ویروس را شاهد هستیم. طبق اعلام خود دولت تا امروز ۳ میلیون از افراد شاغل آسیب دیده‌اند که هنرمندان تئاتر هم جزوشان هستند. سه میلیون در جامعه عدد کمی نیست و می‌تواند به آسیب و زیان خانواده‌ها و گروه‌های زیادی منجر شود.

    بهرامی درباره تغییرات احتمالی که تعویق اجرا ممکن است در گروه بازیگران نمایش به وجود بیاورد، بیان کرد: بازیگران تئاتر هم مانند همه مردم خرج و مخارج دارند و از طریق بازیگری ارتزاق می‌کنند در حالی که وضعیت تئاتر بیش از یک سال است که با مشکل روبرو شده بازیگران نیز ترجیح می‌دهند جذب سریال‌های نمایش خانگی و فضای مجازی شوند چون در این فضا بستر خوبی برای حضور بازیگران فراهم شده است بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که بازیگران چد ماه معطل اجرای نمایشی شوند که روی صحنه رفتن یا نرفتنش مشخص نیست.

    وی در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: درباره نمایش ما نیز همین مساله صدق می‌کند چون ۲ نفر از بازیگران نمایش قرارداد دارند و اواخر اردیبهشت ماه باید سر پروژه‌های دیگری بروند بنابراین احتمالاً تعطیلی دوباره سالن‌های تئاتر به نمایش ما لطمه می‌زند و مجبور به تغییر بازیگران خواهیم شد. در هر حال فعلاً باید منتظر تصمیمات مدیران باشیم و ببینیم کی قرار است سالن‌ها مجدداً باز شوند.

    نمایش «سگک» نوشته کهبد تاراج برگزیده هفدهمین جشنواره تئاتر «مقاومت» است که روایتگر زندگی شهید شاهرخ ضرغام از دوران کودکی تا شهادت است. در این نمایش، پریسا مقتدی، تینو صالحی، محمدرضا ایمانیان، لبخند بدیعی، سهیل ملکی، مهتاب شکریان و امیر عدل‌پرور به ایفای نقش می‌پردازند.

  • زندگی جاهلی که شیفته امام (ره) شد/ هنرمندان فوتوسنتز نمی‌کنند

    زندگی جاهلی که شیفته امام (ره) شد/ هنرمندان فوتوسنتز نمی‌کنند

    بازیگر «سگک» با اشاره به نقشی که در این نمایش برعهده دارد درباره تجربه اجرای تئاتر بدون حضور تماشاگر و نمایش آن به صورت آفلاین توضیحاتی ارائه داد.

    محمدرضا ایمانیان بازیگر نمایش «سگک» که امروز اول دی ماه در قالب جشنواره تئاتر «مقاومت» به صورت آفلاین پخش خواهد شد در این باره به تئاتر آنلاین گفت: متنی که کهبد تاراج به نگارش درآورده است با ذهنیتی که از آثار ژانر دفاع مقدس و با مضامین مقاومت در ذهن ما شکل گرفته کاملاً متفاوت است. حتی کاراکتر اصلی این نمایش که شاهرخ ضرغام است نیز با تصوری که از شهدا و رزمندگان در ذهن ما ترسیم شده، فرق دارد.

    وی ادامه داد: اگر به شیوه زندگی شهید شاهرخ ضرغام نگاه کنیم متوجه رفتارها و خصوصیات متفاوت او خواهیم شد. او پیش از انقلاب به شیوه مرسوم، فرد زیاد معتقدی نبوده و به عنوان شخصی لات و جاهل ماب شناخته می شده و زیاد هنجارهای اجتماعی را رعایت نمی کرده است اما در عین حال ارادت خاصی به امام حسین (ع) داشته و به اصطلاح فردی با مرام و معرفت شناخته می‌شده است. ضرغام با شروع نهضت انقلاب دچار تغییر اساسی در اعتقادات و روش زندگی اش می شود چون همیشه ذات و صداقت درونی افراد برایش اهمیت داشته و همین مساله باعث می شود که شیفته امام خمین (ره) شود و مسیر زندگی اش متحول شود. در زمان حضورش در جنگ و جبهه نیز اخلاق متفاوت و خاصی داشته تا جایی که بسیاری از افرادی را که به عنوان اسیر می گرفته اند آزاد می کرده است چون معتقد بوده آنها مجبور به حضور در جنگ شده اند.

    این بازیگر تئاتر درباره نقشی که در این نمایش برعهده دارد، توضیح داد: در این اثر نمایشی من نقش همسر دوم مادر شاهرخ ضرغام را ایفا می کنم. زمانی که شاهرخ کوچک بوده پدرش را از دست می دهد و مادرش به دلیل شرایط نامناسب جامعه مجدداً ازدواج می کند. رابطه شاهرخ ضرغام با پدر خوانده اش نه خیلی رابطه صمیمی بوده نه زیاد از هم دور بوده اند. محمد کیان‌پور که من نقشش را ایفا می کنم اتفاقاً هوای شاهرخ را داشته و سعی می کرده از او حمایت و پشتیبانی کند اما شاهرخ به لحاظ خصوصیات اخلاقی مستقل عمل می کرده است.

    ایمانیان درباره حضورش به عنوان بازیگری که در اجرا با مخاطب ارتباط زنده ندارد، بیان کرد: مطمئناً حس و حال بازیگر زمانی که تماشاگر در سالن حضور ندارد و نمی تواند شاهد واکنش هایشان با اثر باشد بسیار متفاوت از وضعیت عادی است اما تک تک بازیگران این اثر نمایشی تلاششان را کردند که چیزی کم نگذارند و با همان انرژی که زمان حضور تماشاگر در سالن کار می کردند، به ایفای نقششان پرداختند اما طبیعتاً نبود تماشاگر در سالن تاثیر زیادی بر حس و حال بازیگران می گذارد و لذتی را که هنگام بازی جلو مخاطبان می بردیم در این اجرا تجربه نکردیم و طبیعتاً در اجرای زنده خود مخاطبان هم لذت بیشتری می برند تا اینکه بخواهند به تماشای یک فیلم تئاتر بنشینند.

    بازیگر نمایش «خنکای ختم خاطره» در پایان صحبت هایش درباره این دوره از جشنواره تئاتر «مقاومت» یادآور شد: با وجودی که خودم امسال در جشنواره حضور دارم اما معتقدم اصرار به برگزاری جشنواره به این شیوه و در این شرایط باعث کم شدن ارزش مفهوم «مقاومت» شده است چون این روزها جشنواره تئاتر «مقاومت» ختم شده به بنر جشنواره، یک صفحه اینستاگرام و پخش آفلاین آثار حاضر در جشنواره. اینکه ما به هرقیمتی جشنواره را برگزار کنیم درست نیست چون شاید می توانستیم به جای آن کارهای دیگری انجام دهیم اما به هرحال تصمیمی است که گرفته شده و اگر خود من نیز جدا از بحث اعتقادی و علاقه ای که به حضور در آثار این ژانر داشتم، در جشنواره حضور پیدا کردم به این دلیل بود که ۱۱ ماه است که عرصه فرهنگ و هنر تعطیل است و به هرحال هنرمندان فوتوسنتز نمی کنند و باید زندگی شان را بگذرانند هرچند با کمک هزینه ای اندک.

    پریسا مقتدی، تینو صالحی، محمدرضا ایمانیان، لبخند بدیعی، سهیل ملکی، مهتاب شکریان، امیر عدل پرور بازیگران این اثر نمایشی به کارگردانی رضا بهرامی هستند که امروز دوشنبه اول دی ماه از ساعت ۱۲ تا ۲۴ در سایت تیوال قابلیت تماشا دارد.

  • زندگی «حر انقلاب» روی صحنه می‌رود/ تدارک برای اجرای «سگک»

    زندگی «حر انقلاب» روی صحنه می‌رود/ تدارک برای اجرای «سگک»


    رضا بهرامی از آماده‌سازی نمایش «سگک» برای اجرا در جشنواره تئاتر مقاومت و اجرای عمومی خبر داد.

    رضا بهرامی کارگردان تئاتر درباره تازه‌ترین فعالیتش در این حوزه به تئاتر آنلاین گفت: این روزها در حال تمرین و آماده‌سازی نمایش «سگک» نوشته کهبد تاراج هستم که به زندگی شهید شاهرخ ضرغام معروف به «حر انقلاب»، می‌پردازد. این نمایش برای حضور در جشنواره تئاتر مقاومت و پس از آن اجرای عمومی در تماشاخانه سرو آماده می‌شود. همچنین صحبت‌هایی نیز برای تبدیل این اثر نمایشی به تله تئاتر نیز شده است که امیدوارم عملی شود.

    وی درباره ویژگی‌های این شهید بیان کرد: شاهرخ ضرغام پیش از انقلاب به جاهل مابی و الواتی معروف بود اما خوی پهلوانی داشته و کشتی‌گیر نیز بوده است. او در اوایل انقلاب و بعد از آشنایی با امام خمینی (ره) به ایشان ارادت ویژه‌ای پیدا کرده و در رکاب امام (ره) قرار می‌گیرد و حتی به این دلیل لقب «حر انقلاب» را به او می‌دهند.

    بهرامی ادامه داد: ضرغام با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه می‌رود و در آنجا گروهی را متشکل از افرادی شبیه به خودش، تشکیل می‌دهد اما متاسفانه در عملیات پاک‌سازی جاده آبادان-ماهشهر گلوله تیربار تانک به سینه‌اش خورده و شهید می‌شود و بعثی‌ها سر وی را از تنش جدا می‌کنند و پیکر بدون سر او را در تلویزیون عراق به نمایش می‌گذارند و عنوان می‌کنند که بالاخره «جلاد حکومت ایران» را کشته‌اند. پیکر این شهید هیچگاه پیدا نشد و همچنان مفقودالاثر است.

    وی درباره حضور در جشنواره تئاتر مقاومت بیان کرد: این جشنواره می‌تواند فرصتی را برای هنرمندان تئاتر به وجود بیاورد تا از منظری دیگر به مضامین مقاومت و جنگ تحمیلی نگاه کنند. پرداختن به افرادی چون شهید شاهرخ ضرغام که با یک اتفاق زندگی شان دگرگون می‌شود و در راه انقلاب و وطنشان جان خود را فدا می‌کنند بسیار جذاب است و این امکان را برای مخاطبان فراهم می‌کند تا با چنین افرادی که نقش تاثیرگذاری در جنگ داشتند، بیشتر آشنا شوند. اگر انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بتواند شرایطی را فراهم کند تا هنرمندان به شکلی شفاف‌تر به چنین مضامینی بپردازند تئاتر مقاومت می‌تواند از تکراری که در سال‌های اخیر دچارش شده است، نجات پیدا کند و مطمئناً هنرمندان نیز به چنین رویکردی لبیک خواهند گفت.

    کارگردان «کریملوژی» در پایان صحبت‌هایش درباره گروه بازیگران نمایش گفت: پریسا مقتدی، تینو صالحی، محمدرضا ایمانیان، لبخند بدیعی، مهتاب شکریان، امیر عدل پرور بازیگران این اثر نمایشی هستند که البته قرار است بازیگران دیگری نیز به گروه اضافه شوند.