برچسب: شهرام عبدلی

  • خداحافظی هنرمندان با زنده‌یاد شهرام عبدلی

    خداحافظی هنرمندان با زنده‌یاد شهرام عبدلی

    به گزارش تئاتر آنلاین، مراسم تشییع زنده‌یاد شهرام عبدلی بازیگر تئاتر و تلویزیون صبح امروز یکشنبه هفتم اسفندماه با حضور خانواده این هنرمند فقید و جمعی از هنرمندان با اجرای سیدجواد هاشمی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

    سیدجواد هاشمی مجری مراسم تشییع با ابراز تاسف از درگذشت زنده‌یاد شهرام عبدلی گفت: «هیچ وقت خانه هنرمندان را بدون شهرام تصور نمی‌کردم. شهرام جزو نوادر و چهره‌های هنری صاحب اندیشه و تفکر بود. یک نویسنده تمام عیار. شاید توانمندی‌های او در پس پرده بازیگری‌اش پنهان شده بود. او آدم بزرگی بود و حیف که خداوند گلچین است. من او را از نوجوانی می‌شناختم؛ او بیش از اینکه غم خود را بخورد، غمخوار دیگران بود.»

    پس از این کوروش سلیمانی نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر با ایراد سخنانی کوتاه یاد و خاطره زنده‌یاد عبدلی را گرامی داشت.

    شهرام عبدلی - خانه هنرمندان

    جز شرافت، انسانیت و دلسوزی برای مردم از او چیزی ندیدم
    کوروش سلیمانی ضمن عرض تسلیت به خانواده عبدلی و افراد حاضر گفت: «بازگشت همه به سوی اوست. حدود ۲۰ سال است که شهرام را می‌شناسم و در بارگاه خداوند شهادت می‌دهم که جز شرافت، انسانیت، معرفت، سخت‌کوشی و دلسوزی برای مردم از او چیزی ندیدم.»

    او ادامه داد: «عشق او به پدرش را همه نزدیکان او می‌دانند. آدمی که قدرشناس پدرش هست انسان با معرفت و شریفی است و قطعا این قدرشناسی را فرزندانش نیز خواهند داشت. به فرزندانش می‌گویم که پدر شما سربلند و با افتخار بود و منت روزگار را نکشید. ما آدم‌ها در برابر روزگار ضعیفیم و می‌‍‌شکنیم. او هم تحمل نکرد و شکست.»

    این هنرمند ادامه داد: «ما هنرمندانی مثل شهرام عبدلی کم داریم که اگر نتوانست کار کند؛ نوشت، کارگردانی کرد، تدریس کرد و شرافت هنر را به چیزهای دیگر نفروخت. ما برای برادرمان اینجاییم و دلتنگ گرمی حضورش در فضای هنر خواهیم ماند. کاش روزگار با همه مهربان‌تر باشد. من از خدای بزرگ خاضعانه می‌خواهم دستگیر همه کسانی باشد که در خردسالی پدرشان را از دست می‌دهند و فقط خداوند می‌تواند یاور خانواده و فرزندان او باشد.»

    شهرام عبدلی - خانه هنرمندان

    تنها کسی که آسودگی و نور نصیبش شد
    پس از این میرطاهر مظلومی دیگر هنرمند و همکار او در سریال خانگی «آسوده باش» که در مشهد مقدس نیز با او همسفر و همراه بوده است با بیان اینکه زمین به خاطر حضور بعضی از آدم‌ها است که نفس می‌کشد و شهرام یکی از آن‌ها بود، ادامه داد: «شهرام عبدلی با خرد، نجیب و محترم بود. پروژه ما به نام «آسوده باش» بود و تنها کسی که آسودگی واقعی و نور نصیبش بود شهرام عبدلی عزیز بود.»

    ایرج راد هنرمند پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون دیگر هنرمندی بود که درباره زنده‌یاد شهرام عبدلی گفت: «از دست دادن عزیزی که همه شیفته اخلاق، رفتار، منش و بزرگی او بودند، غم بزرگی است. شما دوستداران هنر و هنرمندان آن‌ها را از قاب تصویر و از دور می‌بینید و ذهنیتی از کار و اثر هنرمندان در ذهن‌تان جا می‌گیرد اما از منش و رفتار آن‌ها با دیگران، دلسوزی، تحمل سختی‌ها و زجرهایی که می‌کشند، بی‌خبر هستید.»

    او افزود: «شهرام عبدلی در خیابان همیشه لبخند به لب داشت ولی مانند تمامی هنرمندان مشکلات فراوانی داشت. ما در جایگاه صنف و در خانه تئاتر می‌دانیم که هنرمندان چه می‌کشند و چقدر به مسئولیت‌شان به عنوان یک هنرمند در مقابل جامعه وفادارند و با سختی‌ها می‌سازند تا توان تاثیرگذاری در جامعه را داشته باشد. شهرام عبدلی نیز یکی از این عزیزان و از کسانی بود که انتظار نداشتیم به این زودی از بین ما برود.»

    شهرام عبدلی - خانه هنرمندان

    شهرام عبدلی؛ از بی‌حاشیه ترین و عزیزترین هنرمندان بود
    راد با اشاره به همکاری با این هنرمند فقید در 2 کار صحنه‌ای توضیح داد و گفت: «ما وقتی با هم کار می‌کنیم با تمام زوایای وجود یکدیگر آشنا می‌شویم؛ معرفت، انسانیت، رفتار و منش همدیگر را محک می‌زنیم. شهرام عبدلی یکی از بی‌حاشیه ترین و عزیزترین هنرمندان بود. نامش در تاریخ هنر تصویر و صحنه این مملکت باقی خواهد ماند.»

    در ادامه با دعوت سیدجواد هاشمی، امیر رحیم‌زاده تهیه کننده سریال خانگی «آسوده باش» آخرین سریالی که زنده‌یاد عبدلی در آن به ایفای نقش پرداخته بود، دعوت شد تا به جایگاه بیاید.

    معجزه‌ای که به واسطه حضور شهرام عبدلی رخ داد

    رحیم‌زاده با بیان اینکه به نمایندگی از اعضای پروژه بزرگ «آسوده باش» در جایگاه حاضر شده است، گفت: «شاید عمر رفاقت من با شهرام عبدلی کم باشد اما عمق این رفاقت به اندازه سال‌هاست. تمام سعی و تلاش‌مان بر این بود تا شهرام با پای خود از بیمارستان بیرون بیاید اما تقدیر این نبود.»

    این تهیه کننده ادامه داد: «زنده‌یاد عبدلی در افتتاحیه پروژه گفت تمام ما از حضرت رضا (ع) دعوتنامه داریم. بارها برای شفای او به حرم رفتیم اما باز شرمنده خانواده عبدلی شدیم. حضور شهرام در بیمارستان معجزه‌ای را برای دیگری رقم زد. ۲۴ ساعت قبل از فوت او باخبر شدیم که خادمان بارگاه رضوی برای حضور به همراه پرچم علی بن موسی الرضا به بیمارستان اعلام آمادگی کردند. آن‌ها به دیدار شهرام آمدند و در پایان حضورشان به درخواست همسر شهرام عبدلی به دیدار پسربچه‌ای 6 ساله که فلج مغزی بود؛ رفتند. شهرام از میان ما رفت اما به واسطه حضور شهرام معجزه رخ داد. از بیمارستان قائم به ما خبر دادند که آن پسر بچه 6 ساله شفا یافته است.»

    شهرام عبدلی - خانه هنرمندان

    شهرام عبدلی به واسطه هنرش همواره زنده است
    پس از این پیکر زنده یاد شهرام عبدلی را برای وداع آخر دوستداران و همکارانش به خانه هنرمندان آورند و پس از آن محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما درباره این هنرمند گفت: «شهرام عبدلی به شدت سخت‌کوش، خوشنام و برای کار خود ارزش قائل بود. ما در این مراسم‌ها گرد هم می‌آییم تا به این‌ نکته نزدیک شویم که آنچه از ما باقی می‌ماند، ارزشمند است. بسیاری از هنرمندان سال‌ها پس از اینکه از بین ما می‌روند نیز به واسطه آثارشان برای نسل‌های بعد از خود به عنوان افراد زنده تلقی می‌شوند و شهرام نیز یکی از آن‌ها بود.»

    در ادامه هنرمندان و حاضران در این مراسم پس از قرائت نماز میت به امامت حجت‌الاسلام سرلک برای مراسم تشییع زنده‌یاد عبدلی به سوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا رهسپار شدند.

    کاظم نظری، حمید نیلی، سوسن پرور، شهره سلطانی، رابعه اسکویی، عزت الله رمضانی، مهوش وقاری، حمیرا ریاضی، علیرضا اوسیوند، فرزانه نشاط خواه، جمشید جهانزاده، رضا بنفشه خواه، فرهاد بشارتی، مونا فرجاد، شکرخدا گودرزی، سیروس همتی، رضا توکلی، سامان خلیلیان، آناهیتا نعمتی، میرنادر مظلومی، کیانوش گرامی، احسان ناجی و نیما شاهرخ شاهی از جمله هنرمندانی بودند که دراین مراسم حضور داشتند.

    زن و بچه های شهرام عبدلی

    گزارش: ایران تئاتر – نگار امیری

  • شاهد «پنچری» نویسنده سوییسی باشید

    شاهد «پنچری» نویسنده سوییسی باشید

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مهر، این روزها سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد میزبان نمایش «پنچری» به کارگردانی احسان ناجی است.

    این اثر نمایشی‌ نوشته فردریش دورنمات نمایشنامه نویس و رمان نویس شهیر سوییسی با ترجمه حمید سمندریان است.

    شهرام عبدلی، حمید مهین‌دوست، رامین پرچمی، پوریا عبدی، علی عطایی حور، سارا مداح بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    ناجی در گفتگویی که پیش از این داشت درباره داستان و ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: نمایش اثری گروتسک است و تمام تلاشم را کردم که اتمسفری که در نمایشنامه وجود دارد و به نوعی آمیخته‌ای از ترس و کمدی است در اجرا نیز حفظ شود. در «پنچری» فروشنده‌ای به نام تراپس با پنچر شدن ماشینش به دنبال اقامتگاهی می‌گردد تا شب را در آنجا سرکرده و صبح بتواند ماشینش را از تعمیرگاه تحویل بگیرد. به دنبال پر بودن تمام اقامتگاه‌ها کسی به او یک خانه را معرفی می‌کند که پذیرای مسافران شب درراه مانده است. خانه پیرمرد ثروتمندی که همان ابتدا می‌گوید از مسافرانش پولی دریافت نمی‌کند. دوستان پیرمرد هم در خانه او حضور دارند و از مهمان تازه‌وارد می‌خواهند اگر تمایل دارد در بازی آنها شرکت کند. تراپس با داستانی اسرارآمیز و غیرقابل تصور شبش را به صبح می‌رساند.

    ناجی در تازه ترین‌ تجربه کارگردانی خود به سراغ یک نمایشنامه رادیویی رفته و با رویکردی جدید این اثر نمایشی را برای اجرای صحنه ای آماده کرده است.

    این کارگردان تئاتر درباره رویکردی که به نمایشنامه دورنمات داشته است، توضیح داد: دورنمات داستانی به نام «پنچری» دارد که آن را با پایانی دیگر تبدیل به یک نمایشنامه رادیویی کرده است. من معمولاً در نمایشنامه‌هایی که برای اجرا انتخاب می‌کنم، تغییراتی می‌دهم و از دریچه ذهن خودم به موضوع اثر نگاه می‌کنم. در اقتباس از این نمایشنامه نیز براساس کانسپت اصلی اثر که برایم خیلی مهم بود متن تازه‌ای نوشتم که شاید ۶۰ درصد متفاوت از آن چیزی باشد که دورنمات نوشته و در واقع با «پنچری» از زاویه دید احسان ناجی روبرو هستیم.

    نمایش «پنچری» تا ۵ بهمن ماه هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است.

    تیزر نمایش را اینجا ببینید.

  • قصه ترسناک یک «پنچری»

    قصه ترسناک یک «پنچری»

    به گزارش تئاتر آنلاین، احسان ناجی کارگردان نمایش «پنچری» که به تازگی اجرای خود را در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرده است درباره این اثر نمایشی به مهر گفت: نمایشنامه «پنچری» نوشته فردیک دورنمات است و از چندین سال قبل علاقه مند بودم آن را روی صحنه ببرم. «پنچری» یک نمایشنامه رادیویی است و آداپتاسیون آن برای تبدیل به یک اثر صحنه‌ای کار بسیار سختی بود که باید انجامش می‌دادم.

    وی درباره موضع‌گیری‌هایی که نسبت به فعالیت هنرمندان تئاتر وجود دارد، بیان کرد: شروع تمرین و آماده سازی نمایش به قبل از اتفاقات اخیر باز می‌گردد اما با این وجود من با موضع‌گیری‌هایی که نسبت به تئاتر وجود دارد مخالف هستم. همیشه بچه‌های تئاتر به این معترض بودند که چرا نگاه جامعه و مسئولان به تئاتر حرفه‌ای نیست و تنها به عنوان یک سرگرمی به آن نگاه می‌کنند در حالی که مسبب چنین نگاهی بیشتر از همه، خود ما هستیم چون وقتی می‌گوییم تئاتر باید تعطیل شود به این معنی است که ما صنف نیستیم و به راحتی می‌توان تئاتر را تعطیل و تنها در حد یک جُنگ به آن نگاه کرد.

    ناجی با اشاره به اینکه تئاتر در گذشته با هدف پرداختن به نیازهای اجتماعی و به شکلی نقادانه روی صحنه می‌رفت، یادآور شد: نمی‌دانم این روزها چه اتفاقی افتاده که اکثراً می‌گویند تئاتر را تعطیل کنید در حالی که تئاتر می‌تواند حرف جامعه را بزند و تاثیرگذار باشد. استاد سمندریان معتقد بود که «تئاتر وقتی شروع می‌شود که شما از سالن تئاتر بیرون می‌زنید» یعنی تئاتر در ذهن مخاطب زمانی آغاز می‌شود که روی صحنه تمام شده است و این یعنی تئاتر چقدر می‌تواند دغدغه مند باشد.

    وی درباره تغییر مسیر تبلیغات یک نمایش ابراز کرد: این روزها امکان تبلیغات مجازی وجود ندارد پس مانند تفکر کلاسیک که معتقد بود یک نمایش خودش باید خودش را تبلیغ کند ما نیز به تبلیغ دهان به دهان و میدانی روی آورده‌ایم و مطمئناً کاری که خوب باشد، مخاطبش را جذب خواهد کرد. با بهره‌گیری از این نوع تبلیغ، ما نیز باید تلاشمان را برای بالا بردن کیفیت کار بیشتر کنیم تا اثری دغدغه مند خلق شود و مخاطبان با دیدن آن، نمایش را به دیگران نیز توصیه کنند. این روزها در تئاتر شهرزاد ۴-۵ نمایش روی صحنه است که هرکدام حرفی برای گفتن دارند. در یکی از سالن‌ها گلاب آدینه نمایشنامه «پرده خانه» بهرام بیضایی را که همه می‌دانند چه متن دغدغه مندی است، به صحنه می‌برد و گروه ما نیز «پنچری» دورنمات را اجرا می‌کند؛ دورنمات همیشه زمانی در این مملکت کار شده که هنرمندان خواسته‌اند در پس اجرایشان حرفی بزنند و نقدی سیاسی اجتماعی را مطرح کنند از این رو انتخاب ما برای حضور در صحنه تئاتر نشان‌دهنده این است که حتماً حرفی برای گفتن داشته‌ایم.

    این کارگردان تئاتر درباره رویکردی که به نمایشنامه دورنمات داشته است، توضیح داد: دورنمات داستانی به نام «پنچری» دارد که آن را با پایانی دیگر تبدیل به یک نمایشنامه رادیویی کرده است. من معمولاً در نمایشنامه‌هایی که برای اجرا انتخاب می‌کنم، تغییراتی می‌دهم و از دریچه ذهن خودم به موضوع اثر نگاه می‌کنم. در اقتباس از این نمایشنامه نیز براساس کانسپت اصلی اثر که برایم خیلی مهم بود متن تازه‌ای نوشتم که شاید ۶۰ درصد متفاوت از آن چیزی باشد که دورنمات نوشته و در واقع با «پنچری» از زاویه دید احسان ناجی روبرو هستیم.

    قصه ترسناک یک «پنچری»/ انتخاب دورنمات یعنی حرفی برای گفتن داریم

    کارگردان نمایش «یرما» درباره انتخاب بازیگران نمایش «پنچری» هم گفت: شهرام عبدلی، حمید مهین‌دوست، رامین پرچمی، پوریا عبدی، علی عطایی حور، سارا مداح بازیگران این اثر نمایشی هستند. در انتخاب بازیگران مولفه‌های زیادی مد نظرم بود اما تلاش کردم باوجود انتخاب چهره‌های شناخته شده از هنرمندانی دعوت به همکاری کنم که پیشینه تئاتری نیز دارند. برایم اهمیت زیادی داشت که بازیگران دغدغه متن را داشته باشند و در عین حال که افراد شناخته شده‌ای هستند با دانش و تئاتری هم باشند.

    ناجی در پایان صحبت‌هایش درباره داستان و ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: نمایش اثری گروتسک است و تمام تلاشم را کردم که اتمسفری که در نمایشنامه وجود دارد و به نوعی آمیخته‌ای از ترس و کمدی است در اجرا نیز حفظ شود. در «پنچری» فروشنده‌ای به نام تراپس با پنچر شدن ماشینش به دنبال اقامتگاهی می‌گردد تا شب را در آنجا سرکرده و صبح بتواند ماشینش را از تعمیرگاه تحویل بگیرد. به دنبال پر بودن تمام اقامتگاه‌ها کسی به او یک خانه را معرفی می‌کند که پذیرای مسافران شب درراه مانده است. خانه پیرمرد ثروتمندی که همان ابتدا می‌گوید از مسافرانش پولی دریافت نمی‌کند. دوستان پیرمرد هم در خانه او حضور دارند و از مهمان تازه‌وارد می‌خواهند اگر تمایل دارد در بازی آنها شرکت کند. تراپس با داستانی اسرارآمیز و غیرقابل تصور شبش را به صبح می‌رساند.

    نمایش «پنچری» از اول دی تا ۵ بهمن ماه هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است.

    منبع

  • «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در سی و نهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی و کارگردانی آرش آبسالان رفته‌ایم.

    این اثر نمایشی ابتدا در بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال ۸۰ به صحنه رفت و سپس یک سال بعد در دی و بهمن ۸۱ در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر اجرای عمومی داشت.

    «آب گوشت زهرماری» را می‌توان یک کمدی قاجاری دانست که در دهه ۷۰ و ۸۰ محبوبیت زیادی بین اهالی تئاتر پیدا کرده بود. این اثر نمایشی ماجرای خان قاجاری است که از مدتی قبل بی اشتها شده و بزرگان دربار از درک علت بی اشتهایی وی عاجر هستند. از این رو آشپزان عمارت آستین بالا می‌زنند و هرکدام در یک بازی در بازی نقش درباریان را بازنمایی می‌کنند تا متوجه شوند که علت بی اشتهایی پادشاه چه بوده است…

    علاء محسنی، شهرام عبدلی، پیام یزدانی، اشکان صادقی، رضا مولایی، وحید نفر، سعید بهنام، سیدجواد روشن، بهرنگ فرهنگ دوست، مهرداد ضیایی بازیگران «آبگوشت زهرماری» بودند که البته در اجرای جشنواره امیررضا دلاوری، ایمان افشاریان و حمیدرضا قنبری گروه را همراهی می‌کردند.

    آبسالان در این نمایش از شیوه‌های متنوعی چون بازی در بازی، پرده خوانی، رقص و آواز، مجالس زنانه و نمایش‌های فکاهی از نوع کمدی‌های کریم شیره‌ای بهره برده بود و همین عوامل نمایش را به اثری جذاب برای مخاطبان تبدیل کرد. در طول این سال‌ها گروه‌های تئاتری زیادی از نمایشنامه آبسالان برای اجرا استفاده کرده‌اند و اقتباس‌های زیادی از کار به صحنه رفته است اما خود آبسالان تمایل و فرصت اجرای مجدد نمایشش را به دست نیاورد.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    در میانه اجرای نمایش در جشنواره تئاتر فجر و اجرای عمومی، آبسالان پروژه نمایشنامه خوانی را با عنوان «عصری با نمایش» در کافه تریای مجموعه تئاترشهر پایه‌ریزی کرد که با استقبال بسیار زیادی از سوی مخاطبان و دانشجویان روبرو شد و در واقع بنیان برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی را که در سال‌های اخیر رونق بیشتری پیدا کرده است، گذاشت. اما این پروژه به دلیل برخی کارشکنی‌ها نتوانست ادامه پیدا کند و افسوس آن بر دل دوستداران تئاتر و جوانان علاقه مند به تجربه اجرا در فضاهای متفاوت باقی ماند.

    آرش آبسالان نویسنده و کارگردان «آبگوشت زهرماری» درباره شکل‌گیری این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: «آبگوشت زهرماری» محصول دوره‌ای از فعالیت من است که در دانشگاه سوره درس می‌دادم زمانی که اصغر همت مدیرگروه نمایش دانشگاه بود. آقای همت به من پیشنهاد داد که با دانشجویان نمایشی را آماده اجرا کنم که من نیز «آبگوشت زهرماری» را در دستور کارم قرار دادم. بخشی از بازیگران نمایش از دانشجویانم بودند و ناگزیر بخش دیگری از بازیگران، دوستان تئاتری حرفه‌ای تری بودند. نمایش را در جشنواره بیستم تئاتر فجر شرکت دادیم اما در آن دوران دانشگاه سوره تقریباً به حالت تعلیق درآمده بود و حمایتی که باید از ما می‌شد، صورت نگرفت از این رو من نمایش را به طور مستقل پیش بردم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی ادامه داد: نمایش برای دی ماه ۸۱ نوبت اجرا گرفت و به مدت یک ماه در تالار چهارسوی تئاترشهر به صحنه رفت. در آن زمان مجید شریف خدایی مدیر مرکز هنرهای نمایشی و حسین پاکدل نیز مدیر تئاتر شهر بود و فرصت‌هایی به بچه‌های جوان امثال من برای کار کردن می‌دادند. «آبگوشت زهرماری» در زمان خودش به پربیننده‌ترین نمایش سال تبدیل شد و جزو معدود نمایش‌هایی بود که ۸.۵ میلیون بودجه گرفت و ۱۱.۵ میلیون تومان فروخت. البته به یاد ندارم قیمت بلیت آن زمان چقدر بود ولی سالن نمایش هرشب پر بود و حتی خارج از ظرفیت هم بلیت فروخته می‌شد و تعدادی از تماشاگران روی زمین می‌نشستند. متاسفانه جنجال‌هایی در گروه نمایش به وجود آمد که جزو خاطرات تلخ و پشت پرده اجرای «آبگوشت زهرماری» هستند و ترجیح می‌دهم درباره شان صحبت نکنم.

    آبسالان درباره نگارش نمایشنامه توضیح داد: نگارش نمایشنامه به زمانی بازمی‌گردد که من در رادیو نمایش به عنوان نویسنده فعالیت می‌کردم آن زمان آقای محمد امیریاراحمدی ماجرای تاریخی شکل گرفتن ضرب المثل «زهرمارخان از لب دیگ برنمی‌گردد» را برای من تعریف کرد که در کتاب «کوچه» احمد شاملو هم نقل شده است و آقای برهانی مرند و یاراحمدی مشترکا به من پیشنهاد دادند اگر ایده را دوست دارم روی آن کار کنم. من هم یک نسخه رادیویی از این داستان بیرون کشیدم که فکر کنم این ماجرا مربوط به سال ۷۷ است. آن زمان نادر برهانی مرند به من گفت که این ایده قابلیت اجرای صحنه هم دارد و اگر آن را برای صحنه تنظیم کنی خودم نمایش را به صحنه می‌برم. آن زمان شروع کردم به نگارش نمایشنامه اما خودم وسوسه شدم کارگردانی‌اش کنم که نادر برهانی مرند با مناعت طبع همیشگی‌اش این اجازه را به من داد و با این نمایش بود که وارد عرصه کارگردانی تئاتر نیز شدم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی درباره اجراهای دیگری که از نمایش در شهرها و کشورهای دیگر نیز داشته است، گفت: بعد از اجرای تهران ما نمایش را در جزیره کیش و با تغییراتی در گروه به دلیل مشکل سربازی برخی از بازیگران در دوبی هم اجرا کردیم. البته نمایش برای اجرا در اصفهان هم دعوت شد اما گروه‌هایی مخالفت کردند و در نهایت با دلیل جنجال‌هایی که درست شد و با وجود داشتن مجوز شورای شهر و فرمانداری و نهاد رهبری نتوانستیم در اصفهان اجرا داشته باشیم و بعد از تنها یک اجرا در فولادشهر به تهران بازگشتیم.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره اینکه چرا در طول این سال‌ها نمایش را بازتولید نکرده است، عنوان کرد: من برای مدتی از ایران رفتم تا اینکه بعد از بازگشتم دوستان پیشنهاد بازتولید نمایش را مطرح کردند که این اتفاق به سال ۹۲-۹۳ باز می‌گردد و علی رغم اینکه آن زمان مشتاق بودم نمایش را مجدداً در سالن چهارسو به صحنه ببرم اما مدیریت وقت تئاترشهر درخواست ما را نپذیرفت. همچنین برای بازتولید نمایش دوستان تهیه کننده‌ای وارد ماجرا می‌شدند که من راغب نبودم با شرایط آنها کار را دوباره اجرا کنم. همچنین پیشنهاد اجرا در تماشاخانه سنگلج هم از طرف مرکز هنرهای نمایشی به من داده شد که این پیشنهاد زمانی اتفاق افتاد که من چندین پروژه دیگر را برای اجرا پیشنهاد داده بودم اما پذیرفته نمی‌شدند و در عوض به من پیشنهاد اجرای مجدد «آبگوشت زهرماری» را دادند. در آن دوره مایل بودم کارهای جدیدتری را به صحنه ببرم البته من نمایشنامه را بازنویسی کردم و قصد بازتولیدش را هم داشتم اما ترجیحم این بود که بعد از اجرای یکی دو کار جدید به سراغ بازتولید آن بروم. از سال ۹۰ تا ۱۴۰۰ من ۱۱ نمایشنامه را برای اجرا پیشنهاد دادم که هیچکدام تصویب نشدند و هنوز هم نمی‌دانم چرا فرصت اجرا به من نمی‌دهند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    آبسالان درباره راه‌اندازی جلسات نمایشنامه خوانی «عصری با نمایش» در کافه تریای تئاترشهر که در همان اوایل دهه ۸۰ با استقبال بسیار زیادی مواجه شده بود، بیان کرد: بعد از اجرای «آبگوشت زهرماری» در جشنواره تئاتر فجر تا فاصله اجرای عمومی نمایش گروه ما ۱۱ ماه بیکار بود. گروه هم متشکل از جوانانی پر از شوق و ذوق و انرژی بود که دوست داشتند کار کنند از همین رو بود که من ایده نمایشنامه‌خوانی را با آقای پاکدل مطرح کردم که ایشان هم با ما همکاری کردند و در ادامه برنامه «عصری با نمایش» را راه‌اندازی کردیم.

    وی ادامه داد: اما متاسفانه جنجال‌هایی از طرف خانه تئاتر و بخشی از جامعه هنری در مخالفت با این برنامه به وجود آمد و با تغییر مدیریت تئاتر شهر و با آمدن آقای مهندس پور و پارسایی در شورای نظارت و ارزشیابی و مدیریت تئاتر شهر با حضور گروه ما در این پروژه مخالفت شد و کار به دوستان دیگری سپرده شد که در نهایت هم ادامه پیدا نکرد و تعطیل شد.

    وی افزود: این اتفاق آسیب روانی زیادی به من زد و بسیار ناراحت شدم. البته بعد از سال‌ها تماشاخانه مهرگان پیشنهاد راه اندازی مجدد این پروژه را مطرح کرد اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که این برنامه مناسب اجرا در فضای کافه تریا است نه سالن تئاتر و من هم دیگر انرژی سابق را نداشتم بنابراین کار را به دوست عزیزم علی صلاحی سپردم اما او هم در پروسه تصویب متن و گرفتن مجوز با مشکل روبرو شد و زمانی که مسیر دچار فرسایش می‌شود دیگر انرژی و انگیزه افراد برای کار کردن از دست می‌رود.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این مدرس تئاتر متذکر شد: خوشحالم که پدیده نمایشنامه خوانی بعد از پروژه «عصری با نمایش» فراگیر شد و ادامه پیدا کرد. گروه ما در آن دوران بنیان گذار این اتفاق بود اما متاسفانه کاری کردند که هم آن برنامه از هم پاشید و هم متاسفانه روایت‌های غلط و دور از اخلاقی که بعضاً به گوش اعضای گروهم می‌رساندند سبب شد که آنها از دست من رنجیده شوند. در طول این سال‌ها این همه سمینار و برنامه‌های مختلف درباره نمایشنامه خوانی برگزار می‌شود اما هیچگاه ندیدم که از گروه ما و پروژه «عصری با نمایش» به عنوان پایه گذار این اتفاق نام برده شود. مدیریت هنری با خودِ مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند

    آبسالان درباره حال و هوای متفاوت اجراها و حضور هنرمندان مختلف در فضای تئاتر در دهه ۸۰ عنوان کرد: در آن دوره تئاترشهر حال و فضای دیگری داشت که همچنان نیز برای عده‌ای حس نوستالژیک دارد اما متاسفانه مسائلی باعث شد که آن حال و هوا از تئاترشهر دور شود. واقعیت این است که مدیریت هنری با خود مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. این ضعف ماست که فکر می‌کنیم یک هنرمند و دانش آموخته تئاتر می‌تواند مدیر تئاتری خوبی هم باشد. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند. یک مدیر باید بتواند خودش تصمیم بگیرد و مدافع حقوق هنرمندان باشد در حالی که می‌بینیم بخش عمده‌ای از مدیران ما این شهامت را ندارند.

    وی متذکر شد: «آبگوشت زهرمای» برای من یادگاری از اشک‌ها و لبخندها است و لحظه لحظه‌ای که ذوق و شوق تماشاگران می‌دیدم و بازخوردهای مثبتی که بعد از دیدن کار شاهدش بودم برایم بسیار جذاب بود اما تلخی ماجرا این بود که بار طنز نمایش آنقدر زیاد شد که پیام آن دیده و شنیده نشد و قربانی لحظات طنز نمایش شد. بازیگرها هم تحت تاثیر واکنش مخاطبان گاهی پیازداغ قضیه را زیاد می‌کردند تا بیشتر از تماشاگران خنده بگیرند البته اشتباه من هم بود و باید حواسم را بیشتر جمع می‌کردم. شاید دردناک‌ترین مساله برای من این بود که نمایش ۳۰ شب اجرا شد و تماشاگران زیادی هم آن را دیدند اما هیچکس به من نگفت که حرف و پیام نمایش را شنیدم. در حالی که من همین نمایش را سال ۸۷ زمانی که کابل بودم با هنرمندان تئاتر ملی افغانستان اجرا کردم و در جشنواره هم به صحنه رفت اما مخاطب افغانستانی پیام ماجرا را گرفت به این دلیل که بازیگران ریتم و تمپو را به درستی اجرا کردند و باعث شدند پیام نمایش به درستی به مخاطب منتقل شود. پیام نمایش این بود که چطور یک انسان می‌تواند قدرت تفکر خودش را از دست بدهد و تبدیل شود به کسی که حتی به خودش هم رحم نمی‌کند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این هنرمند و مدرس تئاتر در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: اگر شرایط اجرای نمایش در تالار چهارسو فراهم شود، دوست دارم مجدداً نمایش را به صحنه ببرم. واقعیت این است که نمایش در افغانستان در سالن قاب عکسی به صحنه رفت و به دلیل دور بودن مخاطبان از اجرا، نمایش آنطور که دوست داشتم به دلم ننشست. این نمایش باید در سالنی مثل چهارسو اجرا شود و حاضر هستم دوباره با سرمایه گذاری شخصی خودم کار را به صحنه ببرم.

    عکس‌ها متعلق به اجرای نمایش در افغانستان است.

    منبع: خبرگزاری مهر

  • بازیگران «گذر لوطی هاشم» معرفی شدند/ جدال عاشقانه

    بازیگران «گذر لوطی هاشم» معرفی شدند/ جدال عاشقانه


    سیاوش خیرابی، زهرا جهرمی و شهرام عبدلی به نمایش «گذر لوطی هاشم» پیوستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سیاوش خیرابی، زهرا جهرمی و شهرام عبدلی به عنوان بازیگران نمایش «گذر لوطی هاشم» معرفی شدند. این نمایش به کارگردانی حسین تبریزی در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود.

    نمایشنامه «گذر لوطی هاشم» را ابوالفضل حاجی علی خانی نوشته و میثم آهنگری تهیه کننده این پروژه است.

    «گذر لوطی هاشم» داستان عشق لیلا دختر مرحوم آشیخ فرج اله را روایت می‌کند. لیلا (زهرا جهرمی) ۱۰ سال چشم انتظار پسر عمویش نادر (سیاوش خیرابی) بوده تا تحصیل طب را در فرنگ به پایان رساند و به وطن بازگردد. فرخ (شهرام عبدلی) لوطی اول پایتخت، پهلوان محله، دوست دیرینه و یار بازی کودکی لیلا و نادر است که در غیاب نادر چندین نوبه از لیلا خواستگاری کرده است. سرانجام نادر می آید و جدالی شیرین و تلخ میان این ۳ تن یار دبستانی شعله ور می شود.

    این نمایش روایت عاشقانه‌ای است که در اوایل دوره پهلوی اول می‌گذرد و داستان عشق لیلا را روایت می‌کند.

  • گفتگو با شهرام عبدلی؛ تئاتر خانه واقعی من است

    گفتگو با شهرام عبدلی؛ تئاتر خانه واقعی من است

    تمام خواننده‌ها لطفا از صدای واقعی خودشان استفاده کنند بدون تقلید و کپی از دیگران بخوانند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شهرام عبدلی، متولد 1355 بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی است.از جمله فیلم های او می توان به «یکی برای همه و معمای شاه» اشاره کرد.به مناسبت فصل بهار و آغاز سال نو، خبرنگار ما؛ گفتگویی را ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانیم:

    **نوروز برای شما تداعی گر چیست؟
    نوروز تنها برای من تداعی گر خاطرات بچگی است و نوروزدر حال حاضر بسیار برایمان جذاب نیست، بلکه نوروز های قدیم بسبار پر رونق بوده است.

    **خانواده خوشبخت از نظر شما چه خانواده ای است؟ اولین خاطره عید نوروز شما چیست؟
    بچه که بودیم آن موقع تمام ایل و تبار در ایام نوروز پیش هم می رفتند و دید و بازدید عید بود و همین مراسم هرروز مارا مشغول می کرد و ما با عشقی که این عیدی هارا می گرفتیم و نگه می داشتیم تا بعد تعطیلات برای خودمان وسایلی بخریم.یا شب عید که خرید وسایل عید و لباس بود، می رفتیم در خیابان های شلوغی که نوید بهار را می داد و ما بسیار خوشحال می شدیم برای اینکه قرار بود 14 الی 15 روز مدرسه نرویم.

    **رویای کودکی شما چه بوده است؟
    رویای کودکی من بسیار زیاد بوده است. اولش دوست داشتم خلبان بشوم و بعدش پشیمون شدم و دوست داشتم خواننده بشوم و بعدها دوست داشتم مغازه میوه فروشی داشته باشم چراکه از چینش میوه ها بسیار خوشم می آمد.

    **اولین عیدی که گرفتید چه بوده است؟
    ما کلا تو کار پول بوده ایم و جذاب ترین عیدی برای بچه ها اسکناس های نو و تازه ای بود که ما می گرفتیم و هرچه اسکناس ها مبلغ بالاتری داشتند ارزش و قرب فرد را نشان می دادند و ما همیشه مبالغ بالاتر را بیشتر دوست داشتیم. خانواده ای که در کنار هم احساس آرامش می کنند.

    **در دوران کاریتان، کدام فرد بیشترین تاثیر را برایتان داشت؟
    آدم هایی بوده اند که بیشترین تاثیر را داشتند: مرحوم مهین اسکویی و استاد سمندریان که بسیار بر من تاثیر داشته اند.

    **تعریف شما از بازیگری چیست؟
    بازیگری یعنی؛ با علم و آگاهی در موقعیت شخصی قرار بگیرم که در یک مکان و زمان دیگری زندگی می کند اما تبدیل من به اون شخص با روشی صورت می گیرد که ثمره ی آن بازیگری می شود.علم و فنونی که با اندوخته های ذهنی خودم را در کاراکتری که قرار است بازی کنم قرار می دهم.

    **دوست دارید تا چه سنی فعالیت کنید؟
    من تا زمانی که توانایی ایفای نقش درست را جلوی دوربین داشته باشم. دوست ندارم تبدیل به ماکتی بشوم که از من استفاده کنند. بازیگری زمان انقضای خاصی ندارد و به توان یک بازیگر بستگی دارد.

    **دوست دارید کسی ادای شما را در بیاورد؟؟
    نه چرا که من خودم ادای کسی را در نمی آورم و من سعی کردم هرچه در بازیگری دارم از جنس بازی خودم باشد و شبیه کسی بازی نمی کنم بلکه هرکس باید رنگ و بوی خودش را داشته باشد.

    **سال ۹۵ برای شما چطور گذشت؟
    سال سخت و بسیار بدی بود.

    **پرحاشیه ترین اتفاقی که برایتان افتاد، چه بوده است؟
    کار ما و حرفه ما تمام پر از حاشیه است، جشنواره ها هم حاشیه پیدا کرده اند ولی من خودم کلا آدم حاشیه‌ای نیستم. کاری نمی‌کنم که برایم حاشیه ساخته شود.

    **بهترین بازیگر و کارگردان سال ۹۵از نظر شما که بوده است؟
    بهترین وجود ندارد ولی از نظر من همچنان آقای پرستویی و هاشمی یک سر و گردن از بقیه بالاتر هستند.

    **پیام شما برای خواننده های کشورمان چیست؟
    تمام خواننده‌ها لطفا از صدای واقعی خودشان استفاده کنند بدون تقلید و کپی از دیگران بخوانند. واقعا بعضی اوقات با شنیدن بعضی از آهنگ ها آدم سر درد می گیرد.

    **دعای شما برای تمام مردم مخصوصا تئاتر چیست؟
    امیدوارم همه سلامتی داشته باشند و در سال جدید تئاتر پر رونق بشود چرا که ما تئاتر را خانه خودمان می دانیم و خانه ما باید پر برکت باشد.

    باشگاه خبرنگاران جوان – گفتگو از یگانه عرب

  • گزارش تصویری نمایش ازدواج های مرده

    گزارش تصویری نمایش ازدواج های مرده

    نویسنده: ازیا سرنچ تودوروویچ – کارگردان: شهرام عبدلی – بازیگران: فرانک ترابی، شیوا خسرو مهر، مجتبی طباطبایی و علیرضا مهران – دستیار و برنامه ریز: مصطفی غفاری – مدیر تولید: مجید معلمی

    محل: تماشاخانه سه‌نقطه – سالن استاد رکن‌الدین خسروی
    دوره اجرا: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ – ۲۲ اسفند ۱۳۹۲
    ساعت: ۱۹:۰۰