برچسب: سیروس سپهری

  • مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین مؤذن‌زاده: طی بیش از ۴ دهه در تئاتر ایران آثار درخور توجهی توسط هنرمندان مطرح تئاتر کشور تولید و اجرا شده‌اند که با گذشت سال‌ها از زمان اجرای این آثار، همچنان به یادماندنی هستند. تعداد کمی از این آثار توسط همان کارگردان و گروه نمایشی بازتولید و اجرا شدند اما بسیاری از این آثار دیگر به صحنه بازنگشتند.

    یکی از این آثار به یادماندنی نمایش «معرکه در معرکه» نوشته داود میرباقری است که با بازی و کارگردانی سیاوش طهمورث از چهره‌های مطرح تئاتر ایران اولین‌بار در سال ۱۳۷۲ در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت. طهمورث این اثر نمایشی را چندین سال بعد در رپرتوآر آثار میرباقری، در حوزه هنری نیز به صحنه برد.

    نکته جالب توجه این است که «معرکه در معرکه» طی اجراهای خود با استقبال قابل توجه مخاطبان و منتقدان تئاتری همراه بود و همیشه از این نمایش به‌عنوان یکی از آثار موفق تئاتر معاصر ایران نام برده می‌شود؛ نمایشی درباره تقابل نیروی خیر و شر و نمایش منش و مرام پهلوانی در دنیایی پر از ریا و نیرنگ.

    طهمورث طی ۲ دهه اخیر بارها دغدغه به صحنه بردن مجدد «معرکه در معرکه» را داشت که این امر به دلایل مختلف میسر نشد تا سرانجام این اثر نمایشی با حضور بازیگرانی جدید بار دیگر راهی صحنه نمایش شد و این بار مخاطبان در بهار سال ۱۴۰۲ تماشاگر «معرکه در معرکه» در تماشاخانه ایرانشهر شدند.

    بازتولید این اثر نمایشی، نگاه طهمورث و دغدغه او نسبت به نمایش ایرانی، دلایل اجرای چندین باره «معرکه در معرکه»، موضوعیت داشتن مفاهیم مدنظر این نمایش در زمان حال و دغدغه برقراری ارتباط نسل جوان با فرهنگ و نمایش ایرانی بهانه‌ای شد تا با این چهره شناخته شده تئاتر ایران و بازیگران جدید این اثر نمایشی به گفتگو بپردازیم.

    در این نشست علاوه بر سیاوش طهمورث میزبان سیروس سپهری، مجید رحمتی و دنیا فتحی بازیگران نمایش نیز بودیم که در مباحث مختلفی که مطرح شد با ما همراه بودند.

    در بخش اول این نشست طهمورث درباره دغدغه خود در خصوص فرهنگ ایران و تولید و اجرای نمایش ایرانی صحبت کرد و اینکه مفهوم مدنظر نمایش «معرکه در معرکه» مفهومی انسانی است که در هر تمامی مقاطع زمانی حرف برای گفتن دارد. همچنین بازیگران نمایش نیز از تجربه حضور خود در این اثر نمایشی و همکاری با سیاوش طهمورث گفتند.

    در بخش دوم این نشست طهمورث به نبود برنامه‌ریزی در میان مدیران و مسئولان فرهنگی به عنوان یکی از دلایل مهم کمرنگ‌شدن فرهنگ ایران اشاره کرد و گفت: سیاستمداران خارجی وقتی برای ساختار اجتماعی‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند برنامه‌ریزی‌شان ۴۰ یا ۵۰ ساله است اما ما برای فردای‌مان نیز برنامه‌ریزی نداریم. زیرا یا فرهنگ‌مان را نمی‌شناسیم یا ارزشی برای هویت تاریخی و اجتماعی‌مان قایل نیستیم. حال یک هنرمند باید در این بی‌هویتی چه کار کند؟

    وی با بیان اینکه ما در سینما، تئاتر و تلویزیون و به طور کلی هنر به کجا می‌رویم؟ تأکید کرد: هنر یک تعریف و معانی‌ای پشت آن وجود دارد. به هر که از راه می‌رسد لقب هنر مند می‌دهیم. ما تفاوت بین بازیگر و هنرپیشه و هنرمند را نمی‌دانیم. باید مراحلی گذرانده شود تا به یک عنوان دست پیدا کرد. در تئاتر اکثراً بدون اینکه معنای ترکیب را بدانند می‌نویسند «طراح و کارگردان» در حالی که وقتی کلمه «طراح» قبل از «کارگردان» بیاید به معنی طراح متن است نه طراح صحنه. به راحتی از واژه «پست‌مدرن» استفاده می‌کنیم ولی اکثراً معنای آن را نمی‌دانیم. اگر آداب و سنت خود را نشناسیم و وارد مدرنیته نکنیم، نمی‌توانیم معنای پست‌مدرن را درک کنیم.

    طهمورث معتقد است تا زمانی که به دنبال داشته‌های خود و فرهنگ‌مان نباشیم نمی‌توانیم تجارب‌مان را با دیگران تقسیم کنیم. جوان‌ها بهترین آدم‌ها در میان ما هستند که می‌توانند آینده را بسازند و حفظ کنند. من گرفتار فرهنگ و این مملکت هستم و بابت این دغدغه خیلی هم متضرر شده‌ام ولی همچنان دغدغه این موضوع را دارم.

    مجید رحمتی یکی از ۵ بازیگر نمایش «معرکه در معرکه» نیز در ادامه سخنان طهمورث به ذکر مثالی درباره نادیده گرفتن فرهنگ ایرانی پرداخت و یادآور شد: چند وقت پیش بازبین بخش خیابانی جشنواره تئاتر فجر بودم. در شهر یزد از یکی از قدیمی‌ترین بافت‌های سنتی شهر در حال عبور بودیم ولی به یک دفعه وارد یک اتوبان شدیم. وقتی پیگیر چرایی این اتفاق شدیم به ما گفتند که تصمیم احداث این اتوبان با شهرداری یزد بوده و برای رفع ترافیک و دسترستی راحت‌تر به یک منطقه که در آن شهرک‌سازی می‌شود، از میان بافت سنتی یزد این راه را احداث کرده‌اند. دیدن این صحنه حال من و همراهانم را خراب کرد، این مشت نشانه خروار است. این اتفاق بر سر نمایش ایرانی هم افتاده است.

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    وی با بیان اینکه ما مدام صحبت از دانش‌بنیان و پژوهش می‌کنیم ولی فقط در حرف است و از عمل در این زمینه خبری نیست، متذکر شد: پذیرش مدرنیته در کشور ما شکل دانش‌بنیان و پژوهشی پیدا نمی‌کند. نقالی و پرده‌خوانی و شبیه‌خوانی در فضاهای عمومی برای تهییج و روحیه‌بخشی و ترویج روحیه پهلوانی، جوانمردی، انسان‌دوستی و میهن‌پرستی و عدالت اجرا می‌شد. این روحیه‌بخشی در نمایش ایرانی خیلی اتفاق می‌افتد. الان در سالن‌های تئاتر آیا مخاطب یک نمایش ایرانی مناسب و درست را می‌بیند؟

    رحمتی معتقد است هیچکس دل‌اش برای نمایش ایرانی نمی‌سوزد. نه پژوهشی در این زمینه داریم و نه در دانشگاه‌ها در این خصوص تدریس می‌شود و نه کسانی که نمایش ایرانی را تدریس می‌کنند شناخت لازم و کافی از نمایش ایرانی را دارند. بعضی وقت‌ها باید دست هنرمندانی چون آقایان طهمورث، نصیریان و بیضایی را بوسید که برای نمایش ایرانی و شناساندن آن تحقیق، پژوهش و کار تولید کرده‌اند. نسل جدید اصلاً شناختی از نمایش ایرانی ندارد.

    سیروس سپهری دیگر بازیگر نمایش «معرکه در معرکه» نیز معتقد است که سال‌های سال است که خواسته و ناخواسته ذایقه مخاطب را نسبت به تئاتر، موسیقی و فرهنگ تغییر داده‌اند. در سیستم مدیریتی ما هیچ برنامه‌ریزی مداوم و درستی وجود ندارد و با تغییر مدیریت‌ها مدام با تغییر برنامه‌ها مواجه هستیم که باعث ایجاد خلاء و گسست در برنامه‌ریزی می‌شود.

    وی متذکر شد: در کمال احترام برای تمام بازیگران و کارگردانان تئاتر در تمام شیوه‌ها این را می‌گویم که شرایط به گونه‌ای شده که مخاطب حاضر است به همراه خانواده خود مبلغ بالایی هزینه کند و شب به تماشای نمایش‌هایی کمدی برود که خارج از عرف است ولی حاضر نباشد با نصف آن هزینه به تماشای آثار با کیفیت نمایشی بنشیند. این نشان از تغییر ذایقه مخاطب دارد و باید وااسفا سر داد.

    وی تأکید کرد که جوان‌ها بیایند و از هنرمندانی چون طهمورث یاد بگیرند تا پرچم نمایش ایرانی به زمین نیفتد.

    طهمورث در این بخش از نشست به استفاده از برخی کلمات در میان مدیران و مسئولان اشاره کرد که به درستی از معنای آن آگاه نیستند. وی در این باره توضیح داد: معنی کلمات «لاکچری» و «سلبریتی» را نمی‌فهمم که مدام استفاده می‌شود. ما نمایش شیک نداریم. تنها با پوشیدن لباس شیک و داشتن صحنه آن‌چنانی نمایش شیک شکل نمی‌گیرد. تنها با ایفای نقش‌های زیبا نمی‌توان نمایش شیک تولید کرد. سلبریتی بودن در ذهن است نه در ظاهر.

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    رحمتی در ادامه به ذکر خاطره‌ای از سفر خود به شهر ابیانه اشاره کرد و گفت: در ابیانه با توریست‌هایی فرانسوی مواجه شدم. در آن زمان نمایش «چشم به راه میرغضب» حسین کیانی را تمرین می‌کردیم. وقتی به فرانسوی‌ها گفتم که نمایش «در انتظار گودو» را به شکل ایرانی تولید و تمرین می‌کنیم یک خانم فرانسوی به من گفت که «ما فرانسوی‌ها همچنان در انتظار گودو هستیم». یعنی ساموئل بکت سال‌ها قبل حرفی درباره بی‌هویتی و سرگشتگی انسان معاصر زده و همچنان در زندگی مردمان فرانسه شاهد آن هستیم و هیچ وقت کهنه نمی‌شود. هیچ رسانه‌ای همچون تئاتر توانایی بیان ماندگار یک اندیشه و تفکر را ندارد.

    وی با ابراز تأسف از اینکه تمام امکانات مدرنیته را وارد زندگی مردم می‌کنیم ولی هویت را در کنارش به آن‌ها یادآور نمی‌شویم، متذکر شد: این امر باعث سرگشتگی نسل جوان شده است. نمایش ایرانی می‌تواند هویت فرهنگی را به نسل جوان منتقل کند ولی به آن بی‌توجهی می‌کنیم و فقط برخورد موزه‌ای با آن داریم.

    دنیا فتحی بازیگران جوان نمایش «معرکه در معرکه» نیز در بخش دیگری از این نشست درباره چرایی دوری نسل جوان تئاتری از تولید و اجرای نمایش ایرانی نظرات خود را مطرح کرد. وی در این باره مسأله آموزش را خیلی مهم دانست.

    فتحی یادآور شد: در مقطع کارشناسی ارشد چگونه نمایش ایرانی را به ما آموزش دادند؟ مدرسی وجود نداشت که به من آموزش بدهد چگونه باید نمایش ایرانی را بشناسم در حالی که هر روز کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. استادی وجود ندارد که به من به عنوان نسل جوان آموزش بدهد. به عنوان فردی که کارشناسی ارشاد کارگردانی گرفته‌ام نمی‌توانم دانشگاهی را در کشورم پیدا کنم که بتوانم در مقطع دکترای تئاتر تحصیل کنم. وقتی آموزش درست وجود نداشته باشد نمایش ایرانی کمرنگ و کمرنگ‌تر خواهد شد و دیگر نمی‌توان به نسل آینده منتقل کرد. استادان ارزشمندی وجود دارند ولی فضا برای‌شان فراهم نمی‌شود که بتوانند در زمینه نمایش ایرانی در دانشگاه تدریس کنند.

    طهمورث نیز با ذکر این نکته که در مملکت ما همیشه مرغ همسایه غاز است و این در تئاتر هم نمود پیدا کرده است، تأکید کرد: ما علیرغم اینکه ادبیات‌مان در چند قرن دنیا را فراگرفته بود اما حالا عقب افتاده‌ایم. جوان‌ها الان در فرهنگ لغات به دنبال معنای لغات نمی‌گردند و از طریق اینترنت معانی کلمات را پیدا و حتی کتاب می‌خوانند.

    فتحی در ادامه با بیان اینکه اگر من آموزشگاه داشتم یا مدرس دانشگاه بودم حتماً به دانشجویانم می‌گفتم که بروند و نمایش «معرکه در معرکه» را ببینند و از استاد طهمورث تقاضا می‌کردم که در خصوص نمایش ایرانی برای دانشجویانم ورک‌شاپ برگزار کند، متذکر شد: متأسفانه دغدغه معرفی و شناساندن نمایش ایرانی که مبنایی بسیار مهم است، وجود ندارد.

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    سپس رحمتی به تجربه خود از به صحنه بردن نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر با استفاده از شیوه اجرای نمایش‌های ایرانی اشاره کرد و گفت: در مقطعی به همراه حسین جمالی آثار ویلیام شکسپیر را به شیوه نمایش ایرانی اجرا می‌کردیم. برایم جالب بود که بسیاری از هنرمندان بعد از دیدن این آثار بسیار احساس رضایت کردند. این نشان می‌دهد که شیوه نمایش ایرانی پتانسیل بسیار بالایی دارد که می‌تواند آثار قابل توجه ادبیات نمایشی جهان را به سهولت برای مخاطب ایرانی بیان و اجرا کند. باید این شیوه‌ها به روز و روی آن‌ها کار شود و نسل جدید با آن‌ها آشنا شوند.

    در ادامه این نشست و سخنان، طهمورث با بیان اینکه اکثر ما شاهنامه، دیوان حافظ، سعدی و مولانا را نمی‌توانیم به درستی بخوانیم، افزود: وقتی اینگونه است چگونه می‌خواهیم فرهنگ‌مان را نجات دهیم. در کشور ما از واژه «ورک‌شاپ» بدون اینکه معنای آن را بدانیم استفاده می‌شود و تصور این است که «ورک‌شاپ» یعنی بایستیم و برای تعدادی دانشجو صحبت کنیم. در حالی که «ورک‌شاپ» کار تجربه‌ای است که باید عملی و بین افرادی که در آن زمینه تجربه دارند انجام شود.

    طهمورث در بخش دیگری از سخنان خود به نگاه بازیگری و تمرین تئاتر در دوران کارگاه نمایش پرداخت و یادآور شد: ما در آن دوران روی موضوعات مختلف کار می‌کردیم. ساعت‌های متمادی تمرین می‌کردیم و به دنبال تجربیات مختلف بودیم. اگر بر تمامی معانی هویت انسانی اشراف پیدا نکنیم بازیگر نخواهیم شد. هنرپیشه‌گی با بازیگری زمین تا آسمان فرق دارد. هنرپیشه یعنی کسی که شغل‌اش هنر که این توهین به هنر است. البته در ایران وزارت کار هم هنر را به عنوان شغل به حساب نمی‌آورد.

    رحمتی نیز در ادامه سخنان طهمورث به این نکته اشاره کرد که چون صنف تئاتری نداریم هیچ فیلتری وجود ندارد و هر کسی می‌تواند با داشتن یک توان مالی سالنی را در اختیار بگیرد و کاری را روی صحنه ببرد.

    فتحی در این بخش به بیان نظر خود پرداخت و گفت: زمانی هست که جوانی کار اولی اثری را روی صحنه می‌برد که وقتی استادان تئاتر می‌بینند آن را بسیار درخشان ارزیابی می‌کنند و می‌تواند مثلاً در سالن اصلی تئاتر شهر نیز اجرا کند.

    سپس طهمورث درباره اینکه آیا اجرا و ارائه اولین تجربه تئاتری یا هنری یک فعال جوان در مکان و سالن‌های حرفه‌ای می‌تواند مثمر ثمر باشد یا نه، به ذکر مثالی پرداخت و گفت: دوستی داشتم که در دانشگاه با دانشجویان اثری خوب را کار کرده بودند و از من خواست که با مدیریت تئاتر صحبت کنم تا در سالن اصلی اثرشان را اجرا کنند. پذیرفتم و با مدیر وقت صحبت کردم که در صورت امکان سالن اصلی را برای اجرا در اختیار آن‌ها قرار دهد ولی مدیر نپذیرفت و پاسخ‌اش این بود که اگر برای اولین کار سالن اصلی تئاتر شهر را در اختیارش قرار دهم دیگر به فکر این نخواهد بود که جای بالاتری را به دست بیاورد.

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    وی در ادامه به ذکر سخنی از لوئیس بونوئل پرداخت و گفت: بونوئل می‌گوید اگر اولین کارت شاهکار بود مهم نیست یا اتفاقی است یا کمکت کرده‌اند ولی اگر دومین و سومین کارت شاهکار بود یعنی این کاره هستی.

    طهمورث معتقد است آدم یک شبه نابغه و هنرمند نمی‌شود بلکه باید زندگی کرد و زحمت کشید و به نبوغ رسید و هنرمند شد.

    در این بخش فتحی نیز مخالفت خود را با این موضوع که هر کسی از راه رسید وارد سالن‌های حرفه‌ای شود اظهار کرد و خطاب به سیاوش طهمورث گفت: نسل شما تکرارنشدنی است اما نسل ما هم انتظار دارد غیر از شما دیگر هم‌نسلان‌تان هم دست ما را بگیرند و به ما کمک کنند و حواس‌شان به ما باشد. بر خلاف شما که منطقی، تکنیکی و حرفه‌ای به نسل جدید نگاه می‌کنید برخی هم‌نسلان‌تان هم وجود دارند که خیلی نگاه بالا به پایین به نسل جوان دارند.

    فتحی معتقد است نسل جوان توقع دارد اگر کار درستی را انجام می‌دهد نسل قبل‌تر از او دست‌اش را بگیرد و کمک‌اش کند تا رشد و پیشرفت کند.

    طهمورث درباره نقطه نظرات ارائه شده از سوی دنیا فتحی، تأکید کرد: من تأیید می‌کنم که همه به یک شکل با نسل جوان برخورد نمی‌کنند. من دوست دارم آموخته‌های خود را به نسل جوان منتقل کنم. البته نگاه بالا به پایین فقط از سوی برخی هم‌نسلان من برای نسل جوان اتفاق نمی‌افتد بلکه برخی مواقع نسبت به من هم از سوی هم‌نسلان‌ام انجام می‌شود. البته در نسل جوان هم نسبت به یکدیگر این اتفاق رخ می‌دهد.

    وی در ادامه سخنان خود تأکید کرد: متأسفانه مدیران فرهنگی هیچ برنامه‌ریزی‌ای برای نسل جدید ندارند و آن‌ها را رها کرده‌اند.

    این هنرمند مطرح و با سابقه تئاتر ایران به شرایط موجود برای سالن‌های خصوصی که توسط برخی جوانان و فعالان تئاتری شکل گرفته اشاره کرد و توضیح داد: در چند سال اخیر اتفاق جدیدی هم رخ داده که مدیریت حتی برنمی‌تابد هنرمندان و افرادی که سالن تئاتر راه انداخته‌اند به راحتی کار کنند. شاهد هستیم که به دلایل مختلف سالن‌های خصوصی که با هزینه شخصی افراد شکل گرفته بسته یا تعطیل می‌شوند. زمانی با یکی از مدیران صحبتی کردم و گفتم وقتی چند جوان تئاتری با هزینه شخصی یک فضا را برای اجرای تئاتر شکل داده‌اند چرا از آن‌ها حمایت نمی‌شود و سوبسید به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد.

    طهمورث معتقد است همینکه این جوانان دغدغه تئاتر دارند و سالن راه‌انداخته‌اند و تئاتر کار می‌کنند ارزشمند است.

    وی خطاب به مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری، متذکر شد: مدیریت می‌تواند برای جوانان زمینه‌سازی کند. مدیریت فقط به این معنی نیست که یک جایی را راه بیاندازد تا جوانان در آن فقط دور هم جمع شوند بلکه باید برای حضور استاد و آموزش و برنامه‌ریزی برای جوانان اقدام کند.

    مدیران از جیب خود از هنرمند حمایت می‌کنند؟/ تغییر در ذائقه مخاطب

    کارگردان نمایش‌هایی چون «معرکه در معرکه» و «رویاهای رام‌نشده» با بیان این موضوع که نباید گفت سالن‌های خصوصی با قرار دادن چند اجرا در یک سالن به تئاتر ضربه زده‌اند، یادآور شد: تئاتر شهر اولین جایی بود که چند نمایش را برای اجرا در یک سالن قرار داد در حالی که که نباید اینگونه باشد و من از همان ابتدا مخالف این روند بودم زیرا در یک سالن یک تئاتر باید اجرا شود.

    طهمورث در ادامه سخنان خود به شرایط کنونی نسل‌های مختلف تئاتری اشاره و اظهار کرد: الان اکثر جوان‌ها و حتی هم‌نسلان من ناامید شده‌اند و دلیل‌اش مدیریت است. مدیر هم باید مدیریت بداند و هم در حوزه تخصصی مدیریت خود اشراف کامل داشته باشد.

    رحمتی در ادامه این بخش از سخنان طهمورث، یادآور شد: مظفرالدین شاه در فرمان مشروطه می‌گوید باید نماینده اصناف تخصص آن صنف را داشته باشند یعنی اگر کسی قرار است وزیر کشاورزی شود باید کشاورز باشد تا در حوزه خود اشراف داشته باشد.

    طهمورث نیز در ادامه تأکید کرد: متأسفانه در دوره‌ای چندین ساله شروع شد به مانع تراشی برای آدم‌های متخصص و خراب کردن آن‌ها.

    فتحی در بخش دیگری از سخنان خود به این اظهار نظر پرداخت که شرایطی پیش آمده که روند مناسب برای انتقال تجربه از سوی استاد طهمورث و هم‌نسلان ایشان به نسل جدید فراهم نمی‌شود.

    طهمورث در ادامه این نشست بار دیگر به روند فعالیت خود در دوران کارگاه نمایش پرداخت و گفت: در کارگاه نمایش گروهی ۱۵ یا ۱۶ نفره بودیم که از ۹ صبح در سالن تمرین بودیم تا ۵ بعدازظهر. استراحتی می‌کردیم و ساعت ۶ دوباره تمرین می‌کردیم و ساعت ۸ اجرا داشتیم. ۲۰ دقیقه قبل از اجرا متمرکز روی صحنه بودیم. در این روند نمایش‌های «کالیگولا» و «باغ آلبالو» بیرون آمد که وقتی «کالیگولا» در ریودوژانیرو اجرا شد غوغایی به پا کرد. در آن زمان هم حق اجرا، بهره‌وری و عیدی می‌گرفتم و به طور متوسط حقوق من در ماه ۱۱ هزار تومان بود. ولی نسل جوان خیال‌اش از آینده خود راحت نیست زیرا مدیریت حمایت و برنامه‌ریزی برای‌اش ندارد.

    وی متذکر شد: الان وقتی ۲ یا ۳ نفر کنار هم جمع می‌شوند عنوان گروه تئاتری روی خود می‌گذارند در صورتیکه اینگونه نیست. گروه یعنی اینکه در طول سال مدام با هم تمرین و کار تولید و اجرا کنند.

    این هنرمند شناخته شده تئاتر ایران در پایان تصریح کرد: مدیران و مسئولان مگر از جیب خود قرار است از هنرمند حمایت کنند که این کار را انجام نمی‌دهند؟ یک هنرمند تئاتر سال‌های سال زحمت کشیده است. هنرمندان زحمت کشیدند که تئاتر شهر به تئاتر شهر تبدیل شد. آدم‌ها به ساختمان تعریف و هویت می‌دهند نه ساختمان به آدم‌ها. در زندگی خیلی به لحاظ مادی ضرر کردم ولی پای کار تئاتر ایستادم زیرا عاشق تئاتر هستم.

    منبع

  • معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین موذن‌زاده؛ طی بیش از ۴ دهه در تئاتر ایران آثار درخور توجهی توسط هنرمندان مطرح تئاتر کشور تولید و اجرا شده‌اند که با گذشت سال‌ها از زمان اجرای این آثار، همچنان به یادماندنی هستند. تعداد کمی از این آثار توسط همان کارگردان و گروه نمایشی بازتولید و اجرا شدند اما بسیاری از این آثار دیگر به صحنه بازنگشتند.

    یکی از این آثار به یادماندنی نمایش «معرکه در معرکه» نوشته داود میرباقری است که با بازی و کارگردانی سیاوش طهمورث از چهره‌های مطرح تئاتر ایران اولین‌بار در سال ۱۳۷۲ در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت. طهمورث این اثر نمایشی را چندین سال بعد در رپرتوآر آثار میرباقری، در حوزه هنری نیز به صحنه برد.

    نکته جالب توجه این است که «معرکه در معرکه» طی اجراهای خود با استقبال قابل توجه مخاطبان و منتقدان تئاتری همراه بود و همیشه از این نمایش به‌عنوان یکی از آثار موفق تئاتر معاصر ایران نام برده می‌شود؛ نمایشی درباره تقابل نیروی خیر و شر و نمایش منش و مرام پهلوانی در دنیایی پر از ریا و نیرنگ.

    طهمورث طی ۲ دهه اخیر بارها دغدغه به صحنه بردن مجدد «معرکه در معرکه» را داشت که این امر به دلایل مختلف میسر نشد تا سرانجام این اثر نمایشی با حضور بازیگرانی جدید بار دیگر راهی صحنه نمایش شد و این بار مخاطبان در بهار سال ۱۴۰۲ تماشاگر «معرکه در معرکه» در تماشاخانه ایرانشهر شدند.

    بازتولید این اثر نمایشی، نگاه طهمورث و دغدغه او نسبت به نمایش ایرانی، دلایل اجرای چندین باره «معرکه در معرکه»، موضوعیت داشتن مفاهیم مدنظر این نمایش در زمان حال و دغدغه برقراری ارتباط نسل جوان با فرهنگ و نمایش ایرانی بهانه‌ای شد تا با این چهره شناخته شده تئاتر ایران و بازیگران جدید این اثر نمایشی به گفتگو بپردازیم.

    در این نشست علاوه بر سیاوش طهمورث میزبان سیروس سپهری، مجید رحمتی و دنیا فتحی بازیگران نمایش نیز بودیم که در مباحث مختلفی که مطرح شد با ما همراه بودند.

    در بخش اول این نشست می‌خوانید:

    * آقای طهمورث شما سال ۷۲ نمایش «معرکه در معرکه» را به صحنه بردید که اجرایی بسیار پرمخاطب و موفق بود و هنوز بعد از گذشت ۳۰ سال از یادها نرفته است، وقتی درباره تئاتر ایران در دهه ۷۰ صحبت می‌کنیم حتماً نمایش شما جزو آثار به یادماندنی آن دوره است. دلیل اینکه بعد از گذشت ۳۰ سال تصمیم به بازتولید این اثر نمایشی گرفتید چه بود؟ آیا در شرایط این روزهای جامعه که منش پهلوانی و جوانمردی کم‌رنگ شده علاقه‌مند بودید نسل جوان را هم با این ویژگی‌های در حال فراموشی آشتی دهید؟ در اجرای جدید چقدر رویکردتان به متن تغییر کرده و فکر می‌کنید نسل جدید چقدر با پهلوان نمایش همذات پنداری می‌کند و اصلاً واکنشش را در مقابل ظلمی که به او می‌شود، می‌پذیرد؟

    طهمورث: برخی ویژگی‌ها و رفتارها در جامعه وجود دارد که هیچ گاه کهنه نمی‌شوند. به‌عنوان نمونه ما ۲ نویسنده بزرگ در جهان داریم؛ شکسپیر و چخوف که از نظر من چخوف کهنه شده اما شکسپیر همچنان به‌روز است. خب دلیل این اتفاق چیست؟ چون چخوف صحبت‌های سیاسی و اجتماعی می‌کند اما شکسپیر مسائل انسانی را مطرح می‌کند.

    مسائل انسانی هیچ‌وقت در جامعه بشری کهنه نمی‌شود در نتیجه اگر نسبت به ۳۰ سال قبل نسل عوض شده و ما داریم صحبت‌های ۳۰ سال قبل را باز هم تکرار می‌کنیم، دلیلش این است که از چیزی صحبت می‌کنیم که کهنه نمی‌شود و حتی ممکن است ۳۰ سال بعد هم اگر زنده باشم و قدرتش را داشته باشم باز این نمایش را اجرا کنم. دلیل دومش هم این است که وقتی جامعه به رکود و تکرار خودش می‌رسد و وقتی که پیشرفت آن‌چنانی در روحیه انسانی ندارد، مجبور هستید دوباره حرفی را تکرار کنید تا بتوانید آن مفاهیم را دوباره به مخاطبتان القا کنید.

    * «معرکه در معرکه» برای من به‌عنوان یک خبرنگار اجرایی فوق‌العاده نوستالژیک است به شکلی که هم اجرای ۳۰ سال قبل را دیده‌ام و هم اجرایی که چند سال قبل در رپرتوار نمایش‌های داوود میرباقری در حوزه هنری داشتید. از این رو در طول این سال‌ها من به‌عنوان یک مخاطب، علاقه‌مند به دیدن این اثر نمایشی بودم اتفاقی که شاید برای خیلی از مخاطبان قدیمی نمایش نیز رخ داده باشد و مشتاق تماشای دوباره این اثر باشند. دوست داریم بازیگرها هم وارد بحث شوند و از تجربه‌شان در مواجهه مجدد با این نمایش و ایفای نقش در این اثر بگویند.

    مجید رحمتی: زمانی که «معرکه در معرکه» سال ۷۲ به صحنه رفت من هنوز دانشجو نشده بودم و بعدها در دوران دانشجویی نمایشنامه آقای میرباقری را خواندم که البته نمایشنامه چاپ شده نسبت به اجرای آقای طهمورث حدود یک سوم افزوده دارد. از همان دوران دانشجویی ما برای کلاس‌های فن بیان، یا دورخوانی و کارهای کلاسی از این نمایشنامه استفاده می‌کردیم و همیشه این متن برایم اثری نوستالژیک بوده است و در دوران دانشجویی هم اتودهای از نمایشنامه می‌زدیم. اما همانطور که آقای طهمورث هم گفتند مفاهیم مستتر در نمایشنامه از مفاهیم ازلی و ابدی است که در هیچ دوره‌ای کهنه نمی‌شود و جای این نوع نمایشنامه‌ها در این زمانه خیلی خالی است. چون علاوه بر اینکه از مفاهیم ازلی ابدی حرف می‌زند ما را با ریشه‌های خودمان و البته آداب و رسوم و آئین‌های جوانمردی آشنا می‌کند که به نظر من خیلی سال است در این کشور، آئین‌های جوانمردی در حال رنگ باختن و از بین رفتن هستند.

    رویکرد آقای طهمورث در اجرای مجدد چنین نمایشی قابل ستایش است و واقعاً مانند فرماندهی عمل می‌کند که همه چیز را تحت کنترل دارد و خود من شخصاً سربازش هستم و دوست دارم در این راه سنگر را حفظ کنم و این مفاهیم را به نسل جدیدی که با آنها غریبه هستند، انتقال دهم.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم
    مجید رحمتی

    سیروس سپهری: پیرو صحبت‌های آقای طهمورث باید بگویم در سالیانی که گذشت فرهنگ تبدیل به ضدفرهنگ شده است و رفتارها، اخلاقیات و خلق و خوی آدم‌ها روز به روز تغییر می‌کند. شاید در گذشته اگر کسی نیمه شب در خانه من را می‌زد و مشکلی داشت من حتی اگر خودم هم توانایی برطرف کردن مشکلش را نداشتم از آشنایان دیگرم کمک می‌گرفتم. حتی زمان جنگ هم این همدلی و همراهی نسبت به خانواده و همسایه و دوستان در میان مردم وجود داشت اما الان شرایط به شکلی شده که هیچکس به هیچکس نیست و حتی خواهر و برادر سر هم کلاه می‌گذارند و صفات نیک مردم روز به روز بیشتر از گذشته رنگ می‌بازد.

    طهمورث: اینکه شایع شده هنرمند باید یک قدم از جامعه جلوتر باشد به این معنی نیست که باسوادتر و باشعورتر است و آگاهی بیشتری دارد بلکه به این معنی است که یک قدم جلوتر را می‌بیند، فقط همین به خاطر دارم سال ۷۲ که نمایش «معرکه در معرکه» اجرا شد ما با همراهی دوستان تئاتری‌مان از کرمانشاه یک مینی‌بوس کرایه کردیم و به تهران آمدیم تا نمایش را ببینیم از این رو زمانی که به من پیشنهاد بازی در این نمایش را دادند یکی از اتفاقات خوب زندگی‌ام رقم خورد. یکی از دلایل خوشحالی از بازی در این نمایش پرداخت به موضوعات انسانی است که هیچ گاه کهنه نمی‌شوند.

    معتقدم، رسالت و تمام توان یک هنرمند باید این باشد که بتواند در جامعه خودش تأثیرگذار باشد و در راستای ارتقای فرهنگ جامعه بکوشد. بزرگی می‌گفت تئاتر فرهنگ ساز است، ملتی که تئاتر ندارد ادب ندارد و ملتی که ادب ندارد بی‌فرهنگ است. اما متأسفانه این روزها شرایط جامعه به سویی می‌رود که اهمیتی برای تئاتر قائل نیستند و می‌گویند اگر تئاتر نداشته باشیم مگر چه اتفاقی می‌افتد اما علی رغم اینها ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا مفاهیم انسانی مستتر در این نمایش را به منصه ظهور برسانیم.

    * خانم فتحی شما به‌عنوان نسل جوان ممکن است دیدگاه متفاوتی نسبت به حرف زدن از منش پهلوانی در این زمانه داشته باشید. از نظر نسل شما تا این اندازه گذشت و فداکاری در جامعه امروز به کار می‌آید یا خیر؟

    دنیا فتحی: معتقدم مساله رادمردی و جوانمردی و مفاهیمی که نمایش «معرکه در معرکه» ارائه می‌کند در هر زمانی مورد توجه هستند و فرقی ندارد که در چه دوره‌ای مطرح می‌شوند اما معتقدم بچه‌هایی که هم نسل من هستند و تئاتر کار می‌کنند باید نمایش ایرانی را بشناسند و نمایش «معرکه در معرکه» یک اثر کاملاً ایرانی است از این رو باید به دیدن این نمایش بنشینند و یاد بگیرند.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم
    سیروس سپهری و دنیا فتحی

    * آقای طهمورث پیشینه شما در تئاتر و حضورتان در کارگاه نمایش از شما چهره‌ای ممتاز در عرصه تئاتر ساخته است و همیشه یکی از دغدغه‌های اصلی‌تان نمایش ایرانی بوده است و خود من اکثر کارهایی که از شما دیده‌ام نمایش‌های ایرانی بوده و نقطه عطفش را هم می‌توان همین نمایش «معرکه در معرکه» دانست که در دوره‌های مختلف با گروه بازیگران متفاوتی به صحنه رفته است. این روزها زیاد نسبت به نمایش‌های ایرانی اقبالی وجود ندارد و اکثر هنرمندان به سمت نمایش‌های اکسپریمنتال گرایش پیدا کرده‌اند در حالی که سیر فرهنگی رفتن به سمت چنین تجربه گرایی هایی هم در تئاتر ایران طی نشده است. درباره دغدغه‌تان در پرداختن به نمایش‌های ایرانی که چند دهه با شماست صحبت می‌کنید؟

    طهمورث: اینکه شایع شده هنرمند باید یک قدم از جامعه جلوتر باشد به این معنی نیست که باسوادتر و باشعورتر است و آگاهی بیشتری دارد بلکه به این معنی است که یک قدم جلوتر را می‌بیند فقط همین. من قبل از انقلاب شکسپیر هم کار کردم و چخوف و برشت هم کار کردم اما واقعیتش این است که همان اوایل انقلاب و با حرکتی که در جامعه رخ داد متوجه شدم که این فرهنگ دارد مورد تهاجم قرار می‌گیرد و مجبور بودم نگهش دارم. به همین دلیل تصمیم گرفتم از سنت‌های خودمان در آثارم استفاده کنم و چون منابع زیادی در دسترس نبود جاهایی جسارت کردم و خودم نوشتم. مانند نمایش «حلاج» و «بچه‌ها و خمره سخنگو» که برای بچه‌ها کار کردم؛ با وجودی که خودم را نویسنده نمی‌دانم و در بقیه موارد هم طرح‌هایم را به نویسنده های خوبی که فعالیت می‌کردند، دادم و آن‌ها هم مفاهیم مد نظر من را به خوبی به نگارش درآوردند.

    * داوود میرباقری هم نمایشنامه «معرکه در معرکه» را برای شما نوشته بود.

    طهمورث: بله و کلاً اگر به متنی که میرباقری چاپ کرده و خیلی هم فوق‌العاده نوشته است، دقت کنید متوجه می‌شوید که ابتدا و انتهای نمایش اصلاً در نمایشنامه وجود ندارد و ایده‌های کارگردانی من هستند. اما دیالوگ‌ها فوق‌العاده هستند و فکر شده نوشته شده‌اند و خود من هم در نگارش متن کنار میرباقری بودم و نظرهایی ارائه می‌دادم. حتی قبل از اینکه متن نوشته شود من تمرین‌های نمایش را با همان گروه اولیه آغاز کرده بودم.

    به هر حال تصور من این است که ما می‌توانیم آداب و رسوم خودمان را بدون اینکه به آن غره شویم حفظ کنیم و آن را نگاه داریم چرا که معرفت و شعور عجیبی در این آداب و رسوم وجود دارد که نسل جدید آن را نمی‌شناسد.

    چرا ژاپن و هند تمام آداب و رسوم کشورشان را حفظ می‌کند؟ چون قرن‌ها تاریخ و مفاهیم پشتشان است. باید ببینیم چه چیزهایی پشت این آئین‌ها و رسوم قرار دارد، مثلاً اینکه به عنوان یک سنت بیاییم و تعزیه کار کنیم کافی نیست بلکه باید ببینیم چه چیزهایی پشت این تعزیه وجود دارد چون از نظر من اگر مسائل مذهبی را از تعزیه بگیریم پشتش را خالی کرده‌ایم از این رو معتقدم ویژگی‌هایی که عقبه یک سنت و آئین وجود دارد آنها را ارزشمند می‌کند.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    برای اینکه روشن‌تر صحبت کنم مثالی برایتان می‌زنم. من چند سال قبل نمایشی به نام «هیچ در هیچ» را اجرا کردم که واقعیتش هیچ بود برای اینکه حسی در من بود که مرا اذیت می‌کرد و نمی‌توانستم نقطه عطفش را پیدا کنم و چون اذیت می‌شدم با خودم گفتم باید حتماً آن را پیدا کنم. این وظیفه کسی است که در کار هنر است و باید مسائلی را که اذیتش می‌کند، پیدا کند؛ مسائلی که از دل جامعه گرفته می‌شوند. این نمایش واقعاً از دل هیچ شکل گرفت و من تنها یک واژه یا مفهوم را به بازیگرانم می‌گفتم و بعد می‌رفتیم روی صحنه و بر همان اساس کار را به شکل بداهه اجرا می‌کردیم.

    طهمورث: من شدیداً تحت تأثیر جامعه خودم هستم و شدیداً ایران را دوست دارم، حتی جوی‌های لجنش را هم دوست دارم. نمی‌دانم چرا ولی گرفتار این فرهنگ هستم. من تعزیه‌خوانی کردم، مداحی و شاهنامه‌خوانی و خیلی کارهای دیگر هم انجام دادم اما هنوز دلم می‌خواهد باز چیزهای جدید را در جامعه و فرهنگ خودم پیدا و تجربه کنم به همین ترتیب ۷ نمایش در ۷ شب اجرا شد. در یکی از شب‌ها که اصغر همت در نمایش بازی می‌کرد در پایان به من گفت ما ناخواسته نمایش «تله موش» را بازی کردیم و من گفتم که درست است چون این اتفاق به دلیل تأثیر جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم و حتماً داستان «تله موش» جایی در زیست شما تأثیر داشته است اما واقعیت این است آن چیزی که در نمایش ما ایجاد شد، ایرانی بود چون بر پایه خلق و خو و خصلت ایرانی شکل گرفته بود.

    البته مفاهیمی وجود دارند که جهان شمول هستند و نمی‌توان گفت که ایرانی یا فرنگی هستند مانند کینه، حسادت، عشق، نفرت، دشمنی که مسائلی انسانی هستند و در همه جای دنیا وجود دارند اما اگر این مفاهیم را ایدئولوژیک کنیم دیگر جهانی نیستند چون این ایدئولوژی خاص یک فرهنگ به خصوص است از این رو بسیاری از مفاهیم متعلق به جامعه ما نیست. ما هنوز از فئودالیته به صورت کامل خارج نشده‌ایم برای همین نمی‌توانیم مدرنیته را قبول کنیم چه برسد به پست مدرن. ما باید مراحلی را برای رسیدن به یک فرهنگ خاص طی کنیم تا بتوانیم آن را از آن خود کنیم اما این روند در جامعه ما طی نمی‌شود.

    من شدیداً تحت تأثیر جامعه خودم هستم و شدیداً ایران را دوست دارم، حتی جوی‌های لجنش را هم دوست دارم. نمی‌دانم چرا ولی گرفتار این فرهنگ هستم. من تعزیه خوانی کردم، مداحی و شاهنامه خوانی و خیلی کارهای دیگر هم انجام دادم اما هنوز دلم می‌خواهد باز چیزهای جدید را در جامعه و فرهنگ خودم پیدا و تجربه کنم. می‌دانم که به هر حال رفتنی هستم اما شاید همین تجربیاتی که به دست می‌آورم دلیلی بشود که بتوانم کسی را با خودم همراه کنم که این فرهنگ را زنده نگه دارد.

    من اکثراً با جوان‌ها کار می‌کنم به این دلیل که آنقدر قداست و پاکی در آن‌ها وجود دارد و هنوز آنقدر آلوده نشده‌اند که می‌شود راحت تغییرشان داد و به راه درستی که تصور می‌کنید درست است، بکشانیدشان. ولی کسی را که هم‌سن و سال من است، مشکل می‌توانم تغییر دهم. شاید به من احترام بگذارد و آنچه را که می‌گویم انجام دهد اما من آن را نمی‌خواهم بلکه می‌خواهم مفاهیم حرف‌های من را بفهمد و بعد عملی شأن کند.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    الان بازیگران نمایش شاهد هستند من به بازیگرانم می‌گویم اول مفهوم جمله‌ای را که می‌خواهید، بگویید بفهمید بعد آن دیالوگ را به زبان بیاورید چون حرفی که ما می‌زنیم باد هواست مگر اینکه مفهومی پشتش باشد. اگر معنایی پشت جملات ما نباشد تأثیرگذار نخواهند بود. در هر حال باید بگویم که من گرفتار فرهنگ این اجتماع هستم و می‌ترسم که مضمحل شود و ما هویت اجتماعی و فرهنگی خودمان را از دست بدهیم و پشت آن، هویت انسانی نیز از تاریخ ما پاک می‌شود از این رو شروع کردم به اجرای نمایش‌های ایرانی تا طرح‌هایی را که از جامعه خودم می‌گیرم به آن تحویل دهم و زنده نگهش دارم.

    معتقدم الان جا پای نمایش‌های فرنگی و نویسندگان خارجی در کشور ما سفت است اما چیزی که جا پای سفتی ندارد نمایش‌های ایرانی است البته می‌توانیم اینجا پا را سفت کنیم و هنوز دیر نشده است.

    * آقای سپهری شما به‌عنوان یک هنرمند باسابقه تئاتر فکر می‌کنید چقدر جامعه ما نیازمند حفظ و بازیابی آئین‌ها و سنن گذشته و انتقالش به نسل امروز است؟

    سپهری: همانطور که استاد طهمورث گفتند هر کشور و ملتی فرهنگ و هویت خاص خودش را دارد و متأسفانه فرهنگ جامعه ما رو به رنگ باختن است و ما حتی این روند را در معماری هم می‌بینیم. به عنوان نمونه اگر چشمان ما را ببندند و در کشوری مانند سوریه و یا هند باز کنند از معماری و سبک بناهای آن کشور می‌فهمیم که در هند یا سوریه هستیم اما ایران حتی در معماری‌اش هم دچار بی هویتی شده است چه برسد به تئاتر.

    من نیز تا زمانی که فرهنگ خودم را نشناختم و به هویت خودم نرسیده‌ام به سراغ هویت بیگانه نخواهم رفت چون در غیر این صورت ملغمه‌ای از آن بیرون می‌آید که متعلق به هیچ فرهنگ و شیوه‌ای نیست و مفهومی را منتقل نمی‌کند. زمانی هم که به کارگردان اثر اعتراض می‌کنید، می‌گوید من می‌خواهم تجربه کنم. خب تماشاگر چه گناهی کرده که مجبور است تجربه ناقص شما را ببیند از این رو ما باید فرهنگ خودمان را بعد از یادگیری توسط کار و هنر خود به منصه ظهور بگذاریم و به مخاطب منتقل کنیم.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    * آقای طهمورث زمانی که تصمیم به بازتولید نمایش گرفتید چقدر به جذب مخاطب جدید و حتی کسب درآمد فکر کردید؟ دیده شدن و سر زبان افتادن مجدد نمایشی که آنقدر محبوب است مد نظرتان بود یا فقط قصد داشتید مفاهیم و پیام مد نظر را به تماشاگران تازه انتقال دهید چون در شرایطی که این روزها تئاتر کشور دارد چه تضمیمنی وجود داشت که نمایش مانند گذشته پرمخاطب باشد آیا به اعتبار محبوبیت و موفقیت گذشته نمایش ریسک اجرای مجدد را پذیرفتید یا اینکه معتقد بودید چنین نمایشی بالاخره راه خودش را بین مخاطبان جدید پیدا می‌کند.

    طهمورث: نسل جدید و قدیم مخاطب نداریم، چون همان موقع هم که من کار را اجرا کردم هم تماشاگران مسن داشتم و هم جوان. هر دو نسل هم داشتند چیزی را تجربه می‌کردند که در خودشان هم بود اما متوجهش نبودند و الان هم همین است. حتی ممکن است از مخاطبان گذشته نیز تماشاگر امروز نمایش باشند برای اینکه می‌خواهند ببینند تجربه‌ای که به دست آورده‌اند درست بوده و به عمل نشسته یا نه. شاید این کار ناخودآگاه باشد و اصلاً خودشان به این مساله فکر نکنند اما وقتی این قضیه را از لحاظ روانشناختی و جامعه شناسی دنبال کنید به این حرفی که من زدم می‌رسید.

    وقتی می‌خواهم نمایشی را شروع کنم اول از هر چیز درباره فلسفه و بعد درباره روانشناسی و جامعه شناسی با بچه‌های گروهم صحبت می‌کنم چون معتقدم اگر ما نسبت به این مسائل آگاه نباشیم -البته نه اینکه اشراف کامل داشته باشیم- نمی‌توانیم کاراکتر خودمان را در جامعه به درستی بشناسیم پس اگر کاراکتر درست خودمان را پیدا کنیم، می‌توانیم به راحتی با آن زندگی کنیم. خب تماشاگر هم همین حالت را دارد و می‌تواند با دیدن یک نمایش هویت باطن خودش را پیدا کند. فقط آمدن و نگاه کردن کافی نیست بلکه دیدن مهم است، آمدن و شنیدن کافی نیست؛ گوش دادن مهم است. مثالی در این باره می زنم؛ شما تابلویی در منزل یا محل کارتان نصب می‌کنید اما محال ممکن است که بیشتر از یک هفته آن را ببینید چون دیگر برایتان عادت می‌شود و فقط از جلویش رد می‌شوید یعنی موقعیتی که برای لذت بردن ایجاد کرده‌اید برایتان عادی می‌شود. حالا فکر کنید تجربه‌ای که در زندگی به دست آورده‌اید اگر به مرور مانند نماز خواندمان به عادت تبدیل شود دیگر فایده و معنی ندارد.

    معرکه‌ای که ۳۰ سال پیش میرباقری برای من نوشت/ گرفتار فرهنگ ایرانم

    این بار هم من اگر تصمیم به اجرای مجدد نمایش گرفتم به این دلیل بود که دنبال نسلی می‌گشتم که لااقل به این نوع مفاهیم علاقه‌مند باشد و بخواهد درباره‌اش حرف بزند و بشنود. دیالوگ‌های این نمایش از معدود آثاری است که درباره خط به خط و کلمه به کلمه‌اش فکر شده و معنی خاص خودش را دارد. نمی‌توانید جمله‌ای را از نمایش حذف کنید بدون اینکه آسیبی به بخش‌های دیگر وارد نشود در نتیجه وقتی به این شکل جلو می‌رویم می‌توانید تجارب و هویت تاریخی و انسانی‌مان را بهتر پیدا و کامل‌تر کنیم.

    متأسفانه در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که کلمه هویت در آن وجود ندارد و نمی‌توانیم بگوییم که ما ایرانی هستیم. البته خیلی درباره فرهنگ و هویت گذشته‌مان پز می‌دهیم و از فرهنگ و تمدن ۷ هزارساله مان صحبت می‌کنیم اما هیچ وقت از این ۷ هزار سال که ۲۵۰۰ سالش مدون شده است، استفاده نکرده‌ایم و نمی‌کنیم. تا ما تاریخ و پیشنه کشورمان را ندانیم نمی‌توانیم بگوییم که ایرانی هستیم. مثلاً اگر بخواهید به‌عنوان شهروند یکی از کشورهایی که نامش را نمی‌برم پذیرفته بشوید، مجبور هستید به ۱۰۰ سوال مختلف مربوط به فرهنگ این کشور جواب دهید و آن‌ها را بلد باشید. تمام فرهنگ و هویت این کشور در این ۱۰۰ سوال گنجانده شده چون برای کشورشان ارزش قائل هستند در حالی که ما به ۲ سوال تاریخی کشورمان هم اشراف نداریم!

    ادامه دارد…

    منبع

  • «نمایش خاطرات خانه‌ای که…» ادای دینی به مردم کرمانشاه است

    «نمایش خاطرات خانه‌ای که…» ادای دینی به مردم کرمانشاه است

    بازیگر کرمانشاهی «نمایش خاطرات خانه‌ای که…» معتقد است این نمایش با نشان دادن دفاع مردم کرمانشاه و ترک نکردن شهر در شرایط جنگ، ادای دینی به مقاومت این مردم شریف است.

    سیروس سپهری بازیگر «نمایش خاطرات خانه‌ای که..» در رابطه با ویژگی‌های این نمایش که امروز در جشنواره تئاتر «مقاومت» به صورت آفلاین به مخاطبان عرضه می‌شود، به خبرنگار مهر گفت: ۲ موضوع مهم در متن وجود داشت که باعث شد حضور در این اثر نمایشی را بپذیرم یکی این نکته که به دلیل کرمانشاهی بودن خودم فضای کار برای من قابل‌لمس بود و به شکلی با این نمایش هم ذات پنداری می‌کردم و دیگر اینکه این متن نگاه تازه‌ای به مقوله دفاع مقدس داشت.

    وی در این باره توضیح داد: اکثر نمایش و نمایشنامه‌های دفاع مقدس به مقوله انگیزه بسیجیان و رزمندگان از حضور در هشت سال دفاع مقدس می‌پردازند و به نگاه مردمی که موشک‌باران را تحمل می‌کردند کمتر توجه شده است اما این موضوع و نوع پرداخت آن توسط کامران شهلایی نویسنده نمایشنامه باعث شد تا از بازی در این نمایش استقبال کنم.

    بازیگر نمایش «خاطرات خانه‌ای که …» در مورد ویژگی‌های شخصیتی کاراکترهای این نمایش افزود: در نگاه به شخصیت‌های جنگی و آثار دفاع مقدسی، چه در سینما و چه در تئاتر معمولاً به شخصیت‌های رزمنده و بسیجی اشاره می‌شود که باانگیزه‌های فراوان وارد دفاع مقدس شده‌اند ولی در این نمایش کاراکترها شخصیت‌های بسیار معمولی هستند که یک زندگی عادی دارند و نه درگیر مسائل سیاسی و نه درگیر مسائل آن زمان بودند.

    سپهری مطرح کرد: بزرگ‌ترین کار این مردم دفاعی بود که تا به‌حال کمتر به آن توجه شده و آن دفاع، ترک نکردن شهر و ماندن در یک شهر جنگ‌زده بود تا زندگی در آن شهر در جریان باشد، اقتصاد زنده بماند و شرکت نفت تعطیل نشود.

    سپهری در رابطه بافرم اجرایی این نمایش بیان کرد: فرم اجرایی این نمایش فرم نویی بود که حداقل خود من تا به‌حال آن را تجربه نکرده بودم، شاید از ویدئو پروژکتور استفاده شده باشد ولی این نوع استفاده از آن و این طراحی و فضاسازی سوررئال از طرف کارگردان نمایش به نظر شیوه جذاب و جدیدی بود.

    سپهری در پایان عنوان کرد: امیدوارم به آثار جریان ساز در تئاتر دفاع مقدس و تئاتر مقاومت بیشتر پرداخته شود زیرا در این زمینه کمتر شاهد آثار تاثیرگذار هستیم و به نظر حتی در برخی فیلم‌ها چنین مسائلی به سخره گرفته شده است.

    برای دیدن فیلم تئاتر این نمایش می‌توانید از ساعت ۱۲ تا ۲۴ روز پنجشنبه ٢٧ آذرماه به سایت تیوال و بخش جشنواره تئاتر «مقاومت» مراجعه کنید.