برچسب: سهم گفتمان انقلاب از صحنه تئاتر

  • برگزاری جشنواره‌های متعدد موازی‌کاری نیست/ منیت را کنار بگذاریم

    برگزاری جشنواره‌های متعدد موازی‌کاری نیست/ منیت را کنار بگذاریم

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ بیش از ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و جای خالی یک سیاستگذاری مشخص و مدون از سوی مدیران فرهنگی و هنری برای پرداختن به این موضوع و مفاهیم مرتبط با آن در عرصه‌های هنری احساس می‌شود.

    این امر در عرصه هنر ایران اعم از سینما و تئاتر مشهود است و با وجود اینکه سازمان‌ها و نهادهای مختلف نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد روایت فتح، بنیاد فرهنگی هنری رودکی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم طبق وظایف خود باید در عرصه‌های فرهنگی و هنری حضوری تأثیرگذار داشته باشند و به مفاهیمی چون انقلاب اسلامی بپردازند اما طی دهه‌های اخیر شاهد برنامه‌ریزی و سیاستی مؤثر در این خصوص نبوده‌ایم.

    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی هنر در کشور نتوانسته یک سیاستگذاری مشخص در این زمینه داشته باشد و از سوی دیگر با موضوعاتی چون انقلاب اسلامی به صورت مناسبتی و مقطعی برخورد کرده است.

    از سوی دیگر سایر سازمان‌ها و نهادهایی که نامشان ذکر شد نیز به صورت جزیره‌ای و بدون برنامه‌ریزی مشخص و مؤثر فقط در مناسبت‌ها و برای ارائه آمار به این موضوع پرداخته‌اند.

    این روند باعث شده تا سطح کیفی آثار معدود تولید شده با موضوع انقلاب اسلامی ایران و مفاهیم مرتبط با آن، که موضوعات اجتماعی را نیز شامل می‌شود، دارای سطح کیفی قابل قبولی نباشند. نگاه مقطعی مدیران، مسئولان و تصمیم گیرندگان فرهنگی باعث شده تا تولیدات هنری، سینمایی و تئاتری در این حوزه با انگ «سفارشی» همراه شود و همین امر موجب دافعه‌ای برای حضور هنرمندان نسل‌های مختلف و تولید آثار نمایشی با کیفیت قابل قبول شده است.

    نکته قابل تأمل این است که چرا طی ۴ دهه مدیریت کلان فرهنگی و هنری کشور به یک سیاستگذاری مشخص و مدون برای تولیدات آثار هنری از جمله آثار تئاتری با موضوع انقلاب اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و به طور کل مفهوم انقلاب اسلامی نرسیده و نهادها و مراکز مختلف بدون داشتن سیاستی مشخص در مناسبت‌های مرتبط به تولید آثار سفارشی پرداخته‌اند، در حالی که وجود یک سیاستگذاری مشخص و مدون باعث می‌شود این مفهوم و مفاهیم مرتبط با آن در طول سال و توسط هنرمندان نسل‌های مختلف در تولیدات هنری مدنظر قرار گیرد.

    از این رو و برای بررسی چرایی شکل نگرفتن چنین روندی در عرصه سینما و تئاتر برگزاری سلسله نشست‌هایی با مدیران و مسئولان نهادها و مراکز ذکر شده در گروه هنر تئاتر آنلاین مدنظر قرار گرفت که در قالب پرونده‌ای با عنوان «سهم گفتمان انقلاب از صحنه تئاتر» در حال پیگیری و انتشار است.

    اولین نشست در این خصوص با حضور حمید نیلی مدیرعامل انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت و مدیرعامل سابق انجمن هنرهای نمایشی ایران اداره کل هنرهای نمایشی برگزار شد و دومین نشست میزبان علی عطایی مدیر امور هنرهای نمایشی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران شد که خود از هنرمندان تئاتر است که سال‌های متمادی در این هنر فعالیت کرده و در حوزه تئاتر دفاع مقدس هم فعالیت مستمری داشته است. در سومین نشست به گفتگو با کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و از هنرمندان و فعالان عرصه تئاتر پرداختیم. حال در چهارمین نشست نیز علی مختاری مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران در این خصوص به ارائه نظرات خود می‌پردازد.

    * جایگاه گفتمان انقلاب اسلامی ایران در حوزه سینما و تئاتر موضوع مدنظر ما است. آیا در این ۴ دهه به لحاظ تولیدات مرتبط با این موضوع به درستی برنامه‌ریزی و اقدام شده است؟ آیا مدیران و مسئولان فرهنگی برنامه‌ریزی درستی برای توجه به گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه هنر داشته‌اند؟ چرا بعد از گذشت این همه سال هنوز نهادهای مختلف فرهنگی و هنری به صورت جداگانه و مقطعی فعالیت کرده‌اند و هیچگاه مشارکت و هم‌افزایی مناسبی برای گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه هنر نداشته‌اند. از دیدگاه شما به‌عنوان یک مدیر فرهنگی و هنری چرا هم‌افزایی در این زمینه صورت نگرفته است و همه به دنبال موازی‌کاری و برگزاری جشنواره‌های مختلفی هستند که فقط شکل آماری دارند و خروجی با کیفیتی به لحاظ محتوا و تأثیرگذاری ندارند؟

    این یک زاویه نگاه است یعنی اینکه با چه عینکی نگاه کنیم. تصور من این است که در مقاطع مختلف هم‌افزایی داشته‌ایم و راهبرد نظام بوده است. شاید در دوره‌هایی فراز و نشیب داشته ولی مسیری که طی شده مسیری بوده که بهترین اتفاق‌ها رقم خورده است.

    اینکه الان این سؤال مطرح می‌شود بخش اعظمش مربوط به شرایط و جنگ ترکیبی‌ای است که در آن قرار گرفته‌ایم و ضرورت زمانه ایجاب می‌کند راهبردی‌تر، عمیق‌تر و هماهنگی از پیش تعیین شده پیش برویم.

    سیاست‌های کلان نظام مشخص است و اگر به سیاست‌های کلان فرهنگی مقام معظم رهبری رجوع کنیم مسیر مشخص است و باید ریل را در مسیر درست قرار دهیم.

    ما کشوری هستیم با انبوهی از خرده‌فرهنگ‌ها، آداب و رسوم و روایت‌های درون گفتمان آن اقوام. قرار است این روایت‌ها در عرصه هنر وارد کنیم که بر خلاف بسیاری از ممالک و کشورها روایت‌هایی اصیل و از جنس انسانی، اخلاقی و اسلامی است. حفظ کردن این خرده‌فرهنگ و روایت‌ها رنگین‌کمان ایران اسلامی را شکل می‌دهد. ما اگر روی توسعه و عدالت فرهنگی کار کنیم و این آداب و رسوم و روایت‌ها در عرصه هنر به منصه ظهور برسانیم یک رنگین‌کمان فرهنگی متفاوتی را شاهد خواهیم بود که تهاجم فرهنگی قدرت مقابله با آن را ندارد.

    آنقدر این فرهنگ اصیل است که تهاجم فرنگی و تکنولوژی و مدرنیته نتوانسته خدشه‌ای زیاد و جدی به آن وارد کند و نسبت به سایر جوامع آسیب‌پذیری کمتری داریم. اگر با کشورهای دیگر مقایسه کنیم آسیب‌های کمتری به فرهنگ ما وارد شده است و دلیلش همین اصالت و غنای فرهنگ ایرانی اسلامی است.

    البته نکته شما هم نکته درستی است. اگر با ریل اصلی نظام که سیاست‌های ابلاغی فرهنگی حضرت آقا است پیش برویم اتفاقات درست سریع‌تر رخ دهد و خیلی از چالش‌هایی که امروزه در کشور شاهد هستیم برطرف شوند.

    در بحث موازی‌کاری هم به عنوان مثال این نکته مطرح می‌شود که چرا وقتی جشنواره فیلم و تئاتر فجر، سینماحقیقت، مقاومت و کودک و نوجوان را داریم باید جشنواره ایثار را هم برگزار کنیم؟ اتفاقاً جشنواره بستری است برای عرضه و نمایش آثاری که با یک گفتمان تولید شده‌اند که در اینجا گفتمان ما فرهنگ ایثار و شهادت است. هنرمند عصری را در یک گفتمان خلق می‌کند نیاز به بستری مناسب برای ارائه یک اثر دارد. اگر این امر را محدود به یک یا ۲ جشنواره کنیم، به لحاظ عرضه و نمایش محدودیت ایجاد می‌کنیم.

    هر چه قدر بستر برای رشد، بروز و نمایش آثار خلاقانه هنرمند ایجاد کنیم شهامت و جسارت هنرمند را برای تولید اثر در این عرصه بیشتر می‌کنیم. وقتی هنرمند ببیند که شرایط و بستر مناسب برای عرضه اثری که برای یک گفتمان تولید کرده فراهم نیست به سراغ تولید اثر در سایر موضوعات و گفتمان‌هایی می‌رود که امکان و بستر بیشتری دارند.

    من این امر را موازی کاری نمی‌دانم. فکر می‌کنم دستگاه‌هایی که به دنبال ترویج فرهنگ و گفتمان هستند باید بستر و عرصه نمایش و دیده شدن آثار را هم فراهم کنند.

    * وقتی هر کدام از این نهادها بودجه‌ای که دارند در شرایطی که شرایط بودجه تئاتر و سینما و به طور کل هنر مناسب نیست، با یک هم‌افزایی و متمرکز شدن روی حمایت از تولید آثار هنری می‌توانند عملکرد بهتری داشته باشند. در حال حاضر هر کدام از نهادها نظیر بنیاد شهید و امور ایثارگران، شهرداری تهران، حوزه هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت جداگانه و جزیره‌ای کار می‌کنند.

    چه تضمینی وجود دارد که همه این بودجه‌ها یک کاسه شود؟ چه تضمینی وجود دارد که عدالت فرهنگی ایجاد شود؟ این هم‌افزایی نیست بلکه محدود کردن است. توان اجرایی و تنوع موضوعی و همچنین ضریب نفوذ هم محدود می‌شود. با این تعدد که حساب شده است هم توان اجرایی و هم ضریب نفوذ و هم تنوع موضوعی بیشتر است.

    برگزاری جشنواره‌های متعدد موازی‌کاری نیست/ منیت را کنار بگذاریم

    در گفتمان فرهنگ ایثار و شهادت بنیاد شهید فعال است و طبق قانون دستگاه‌های فرهنگی هم باید ۱۰ درصد تولیدات‌شان در جهت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت باشد. این امر فضا برای تولید و نمایش بیشتر و هم گفتمان‌سازی ایجاد می‌کند. من موافق محدود کردن فعالیت‌ها نیستم.

    ما می‌توانیم در بنیاد شهید جشنواره برگزار نکنیم. آیا برگزار نکردن جشنواره به ما در گفتمان‌سازی کمکی خواهد کرد؟

    * بله، به سمت تولیدات با کیفیت بروید.

    ما تولید داریم.

    * تولیداتی که برخی جشنواره‌ای تاریخ مصرف‌دار هستند!

    تولیدات ما جشنواره‌ای نیست و بر اساس گفتمان ایثار و شهادت است. این تولیداتی که اتفاق می‌افتد فقط باید در یک بستر و یک جشنواره نمایش داده شوند؟ ما کشوری بزرگ با فرهنگی چندین هزارساله هستیم، کشورهایی که قدمت‌شان ۲۰۰ یا ۳۰۰ ساله است تعدد تولیدات، موضوعات و جشنواره‌ها را دارند زیرا این فرصت و فضایی است برای صدور گفتمان‌های مدنظرشان. ما امروز جشنواره‌های‌مان را در عرصه بین‌المللی تعریف می‌کنیم زیرا برقراری خط رسانه‌ای جبهه مقاومت با گفتمان فرهنگ ایثار و شهادت برای ما مهم است.

    معتقدیم امروز در یمن، سوریه، لبنان، عراق و فلسطین و کشورهای حوزه مقاومت روایت‌های مردمی در حوزه ایثار، جهاد، شهادت و مقاومت روایت‌های ماندگاری است که باید ثبت شود و توسط هنرمندان همان کشورها باید این گفتمان‌سازی انجام شود. این اتفاق نیاز به بسترسازی دارد.

    ما از نظر موضوعی چند جشنواره با موضوع ایثار، جهاد و شهادت داریم؟ گفتمان ایثار، جهاد، شهادت و مقاومت یکی از گفتمان‌های اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران است. در سال‌هایی که گذشته هنوز راجع به شهید همت، خرازی، زین‌الدین، فکوری و دقایقی، حاج کاظم رستگار و فرماندهانی که هر کدام‌شان الگویی انسانی اسلامی برای نسل حاضر، نسل‌های آینده و نسل جوان‌مان هستند فیلم نساخته‌ایم.

    * فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

    بخشی به نداشتن فیلمنامه و روایتی که به خوبی بتواند این الگوهای رفتاری را برای نسل حاضر و نسل‌های بعدی نشان دهد، برمی‌گردد. الان ما به جای اینکه بگوییم چرا انجام نشده به دنبال انجام این کارها هستیم. ما باید زمینه و بستر فعالیت هنرمندان خلاق و متعهد انقلابی را فراهم کنیم تا در این عرصه تحقیق، پژوهش و نگارش انجام دهند و یک الگوی واقعی و اثرگذار را برای نسل حاضر و نسل‌های بعد بازنمایی و بازتعریف کنند.

    در بخش تولید این اتفاق افتاده است اما این تولید بستر نمایش و عرضه هم می‌خواهد که تلویزیون، سینما، وی او دی‌ها و جشنواره‌ها بستر عرضه و نمایش هستند. هر کدام از این قهرمان‌های واقعی که معتقدم الگوهای انسان‌ساز هستند اگر در کشورهای دیگر بودند هزاران فیلم درباره‌شان ساخته شده بود.

    الان ما به دنبال مشارکت هستیم و در تولید فیلم‌ها صد در صد ورود نمی‌کنیم و بستری را فراهم کرده‌ایم تا دیگر نهادها نیز مشارکت داشته باشند. این اتفاق رقم خواهد خورد و این هم‌افزایی که مدنظر شما است شکل خواهد گرفت.

    برگزاری جشنواره‌های متعدد موازی‌کاری نیست/ منیت را کنار بگذاریم

    ما باید منیت را هم حذف کنیم. شهدای ما منیت نداشتند و هر چه بودند برای خدا و اسلام بودند. به این شکل هم‌افزایی و گفتمان‌سازی راحت‌تر شکل خواهد گرفت.

    * اینکه باید با مشارکت به تولید آثار هنری با کیفیت برسیم در راستای همان هم‌افزایی است. اینکه بعد از ۴ دهه چرا هنوز به این مشارکت و به عنوان مثال طبق گفته شما هنوز نتوانسته‌ایم درباره بسیاری از شهدا و فرماندهان هشت سال دفاع مقدس فیلم و آثار هنری تولید کنیم. اشاره کردید به کشورهایی که با قدمتی ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله تعدد جشنواره و موضوعات و گفتمان‌ها را دارند. در کشور ما تعدد جشنواره‌هایی که در طول یک سال در سراسر کشور برگزار می‌شوند بسیار زیاد است. این جشنواره‌ها عدالت فرهنگی را برقرار نمی‌کند زیرا بودجه‌ای صرف جشنواره می‌شود و هنرمندان و گروه‌ها بعد از پایان جشنواره به حال خود رها می‌شوند تا دوره بعدی جشنواره برگزار شود. ما هنوز طی ۴ دهه گذشته نتوانسته‌ایم آثار هنری با کیفیت و قابل توجه در زمینه گفتمان انقلاب اسلامی و ارائه آن در کشورهای دیگر و حوزه مقاومت تولید کنیم. جشنواره فیلم ایثار برگزار شد و تولیدات جشنواره‌های دیگر در این جشنواره نمایش داده شدند.

    البته تولیدات جدید هم داشتیم.

    * مدنظر آثار باکیفیت هستند. هر نهادی فقط مایل است خودش به تنهایی برای خودش کار کند و آمار بسازد.

    شما به‌عنوان تهیه‌کننده فیلم ساخته‌اید. این فیلم اگر فقط در یک جشنواره نمایش داده شود برای شما خوشایند است یا اینکه در جشنواره‌های دیگر هم نمایش داده شود؟

    * اکران عمومی فیلم مهم است نه فقط نمایش در جشنواره.

    وقتی یک فیلم را در ۳ بستر جشنواره‌ای ارائه می‌دهید در معرفی یک اثر ارزشمند عمل کرده‌اید. وقتی قرار است وارد گفتمان در سطح جهانی شویم، حتماً باید بسترهای لازم در درون گفتمان انقلاب اسلامی فراهم کنیم و بعد به سراغ سایر کشورها برویم. وقتی یک فیلمساز چه ایرانی چه فلسطینی یا لبنانی ببیند که بستر برای ارائه اثر هنری در گفتمان فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت فراهم است راحت‌تر به آن گفتمان ورود می‌کند. عرصه هنر یک عرصه هزینه‌بر است و برای فیلمساز مهم است که اثرش عرضه شود.

    * این درست است ولی منظور ما این است که این گفتمان در ابتدا باید به درستی در داخل کشور ایجاد شود. ما چقدر توانسته‌ایم طی ۴ دهه گذشته گفتمان انقلاب اسلامی را در عرصه هنر به درستی ایجاد و به تولید آثار قابل توجه بپردازیم؟ ما نقص داریم. در سال فرهنگ مدیران فرهنگی و هنری و سیاستگذاران عرصه فرهنگ هیچ همکاری و هم‌افزایی در راستای آن سال نداشتند. چند اثر هنری طی ۴ دهه گذشته با مشارکت نهادهای فرهنگی به صورت مشترک تولید شده است؟ اگر بوده به تعداد انگشت‌های ۲ دست نیست. هنرمندان کشورهای دیگر به این موضوع نگاه می‌کنند که آیا ما که جشنواره‌ای درباره یک گفتمان برگزار می‌کنیم خودمان چه آثار باکیفیتی در این زمینه تولید کرده‌ایم. وقتی اشاره می‌شود که متن با کیفیت درباره موضوع‌های مرتبط با گفتمان انقلاب اسلامی و فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت نداریم به این خاطر است که طی ۴ دهه نهادهای فرهنگی در مشارکت با هم اقدام به ایجاد بستر مناسب برای پژوهش و نگارش متون هنری در جهت تولید آثار با کیفیت نداشته‌اند.

    ما چند کار را در دست انجام داریم که یکی پرونده‌خوانی شهدا است که توسط هنرمندان و اهل قلم انجام می‌شود تا از دل این پرونده‌خوانی‌ها سوژه‌ها و روایت‌های درست و واقعی سال‌های ایثار، جهاد و شهادت در هشت سال دفاع مقدس بیرون کشیده شود. در عرصه نمایش در تلاش هستیم نقالی سیره شهدا اتفاق بیفتد. گروه‌های تئاتر در مدارس شاهد و گلزارهای شهدا آثاری که اجرا می‌کنند درباره همان شهدایی است که در گلزارها آرمیده‌اند.

    ثبات مدیریت در فرهنگ خیلی مهم است. کار فرهنگی کار کوتاه مدت نیست. این اتفاقات ضدفرهنگی که در جامعه می‌افتد حاصل یک یا ۲ روز نیست بلکه از زمان مبارزات حضرت امام (ره) شروع شد. اسرائیل شاخ و برگ رژیم صهیونیستی است و ریشه در آمریکا و اروپا است. این‌ها به مردم خود هم رحم نکرده‌اند. چند دهه است که حضرت آقا درباره تهاجم فرهنگی هشدار داده‌اند. در حوزه فرهنگ حتماً ثبات مدیریت لازم است. چراغ راهنما سیاست‌های فرهنگی حضرت آقا است و اگر همه روی آن ریل حرکت کنیم همه گره‌ها باز می‌شوند.

    در حوزه فرهنگ و هنر با قشری اهل مطالعه و فرهیخته مواجه هستیم که باید به درستی به سمت گفتمان انقلاب اسلامی که همان انسان‌سازی است، هدایت کنیم. با هنر باید سجایای انسانی و متعالی هدف آفرینش انسان را به جامعه منتقل کنیم که همان خصوصیتی است که شهدا داشتند. هنر ما اعم از سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی هنری انسانی است.

    فکر می‌کنید در راستای گفتمان انقلاب اسلامی می‌توانیم به سند و چشم‌اندازی بین نهادهای مختلف برسیم؟

    سند و چشم‌انداز داریم و سیاست‌های کلان فرهنگی سند و چشم‌انداز است و ما باید به آن‌ها رجوع و عمل کنیم.

    * منظور سند و چشم‌انداز مشارکت بین وزارت فرهنگ و ارشاد، شهرداری، حوزه هنری و بنیاد شهید است. همه نهادها به موضوعات آماری و شعاری نگاه می‌کنند و به همین خاطر جشنواره محور شده‌ایم و کارهای اصولی انجام نمی‌شود. ما تعدد آثاری را داریم که اکثراً تأثیرگذار نیستند و فقط جشنواره‌ای هستند. زیرا نهادها گمان می‌کنند با برگزاری جشنواره‌ها وظیفه‌شان را انجام داده‌اند و به کار ریشه‌ای نپرداخته‌اند. هر نهادی فقط می‌خواهد بگوید که من در فلان حوزه کار می‌کنم. چرا وقتی تهاجم فرهنگی وجود دارد ما به سراغ کارهای ریشه‌ای و تولیدات با کیفیت و اثرگذار نمی‌رویم و فقط به برگزاری جشنواره‌ها بسنده می‌کنیم؟ وقتی بستر تحقیق و پژوهش از سوی نهادی فرهنگی فراهم شود و هنرمندان بر اساس این روند به تولید متون با کیفیت بپردازند، آثار با کیفیتی تولید خواهند شد. در کنار این روند برگزاری جشنواره نیز ایرادی ندارد زیرا این آثار در رویدادهای مختلف ارائه می‌شوند.

    اینکه این کارها انجام نشده است را همه می‌دانیم و باید در راستای انجام آن‌ها اقدام کنیم. در بنیاد شهید چند اتفاق را رقم زده‌ایم. نگارش چند فیلمنامه درباره شهدا در دست تحقیق و نگارش است. سریال «بچه زرنگ» که از شبکه دو پخش شد کار مشترکی بین بنیاد شهید و شبکه دو بود. برای این سریال ما در ستاد و مرکز مشارکت نکردیم بلکه به اداره‌کل بنیاد شهید خراسان رضوی ابلاغ و کار در آن استان انجام شد و بنیاد شهید خراسان رضوی با نظارت ستاد با شبکه دو قرارداد منعقد کرد.

    بخش عظیمی از تولیدات‌مان در استان‌ها اتفاق می‌افتد. بسیاری از هنرمندان فعال ما اهل شهرها و استان‌های مختلف کشور هستند و شناخت بیشتری نسبت به شهدا و الگوهای رفتاری که ما به دنبال‌اش هستیم، دارند. اگر قرار است مشارکت صورت بگیرد به استان‌ها می‌سپاریم. علاوه‌بر اینکه وظیفه داریم زیست شهدا را به‌عنوان الگوهای رفتاری و انسانی موفق به نسل بعدی معرفی کنیم، نسبت به خرده‌روایت‌هایی که درون مردم و لایه‌های مختلف مردمی در دهه ۶۰ و اوایل انقلاب شکل گرفت، تعهد داریم زیرا جنس این خرده‌روایت‌ها از جنس فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت است؛ پدر و مادرهایی که در پشت جبهه هم‌پای فرزندان خود در جبهه‌های جنگ تحمیلی، از خودگذشتگی و ایثار کردند.

    برگزاری جشنواره‌های متعدد موازی‌کاری نیست/ منیت را کنار بگذاریم

    تولیدات ما فقط روی معرفی سیره شهدا متمرکز نیست بلکه روی خرده‌روایت‌هایی که از جنس ایثار هستند و در درون مردم اتفاق افتاده‌اند نیز توجه داریم.

    * این تولیدات فقط در حوزه سینما است یا در حوزه‌های دیگر هنر هم هستند؟

    هم در حوزه سینما، هم در حوزه نمایش و هم در حوزه موسیقی است. ما نمی‌توانیم بستر موسیقی و سرود را رها کنیم زیرا جزو بسترهایی است که اقبال عمومی دارند و بسترهای مناسبی برای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی در دل آحاد جامعه هستند. سرود «سلام فرمانده» به لحاظ محتوا و مضمون خلوصی داشت که از مرزهای ایران عبور کرد و صدور گفتمان انقلاب اسلامی را در آمریکا و اروپا و کشورهای مقاومت انجام داد.

    ما وارد مرحله‌ای شده‌ایم که نظم نوین جهانی اتفاق می‌افتد که محور آن جبهه مقاومت است که قلب و ریشه جبهه مقاومت، ایران است. ما به عنوان اهالی فرهنگ و هنر در این نظم نوین جهانی چه نقشی را می‌توانیم ایفا کنیم؟ این بسته به این است که نسبت خودمان را با انقلاب اسلامی پیدا کنیم و هر کسی بسته به این نسبت می‌تواند در جامعه در جهت اشاعه گفتمان انقلاب اسلامی، فرهنگ ایثار، جهاد و شهادت و تعریف حقایق انقلاب اسلامی گام بردارد. ما در تعریف حقایق انقلاب اسلامی کوتاهی کرده‌ایم که توسط رسانه‌های دروغ‌پرداز بیگانه این حقایق تحریف می‌شوند. حقایق انقلاب اسلامی شامل مفاهیم گفتمان، ایثار و شهادت، رابطه امام (ره) و امت، زیست شهیدانه، ایثار اجتماعی می‌شود و ما به عنوان اهالی فرهنگ و هنر باید در بازنمایی و بازتعریف هنرمندان این حقایق نقش ایفا کنیم.

    * در بنیاد شهید در حوزه پژوهش چه برنامه‌هایی دارید؟

    ما به بازخوانی پرونده‌های شهدا پرداخته‌ایم. تولیدات را با سرعت شروع کرده‌ایم و در حال انعقاد قراردادهای مشارکتی هستیم. معتقدیم حتماً در تولید محصولات فرهنگی با دستگاه‌های فرهنگی دیگر مشارکت کنیم و دست همکاری خود را به سوی تمامی دستگاه‌ها دراز کرده‌ایم. چشم‌اندازمان برقراری خط رسانه‌ای جبهه مقاومت در کشورهای حوزه مقاومت است تا بتوان تولیدات مشترک را با روایت‌های مردمی از گفتمان ایثار، جهاد، شهادت و مقاومت ایجاد کرد.

    جشنواره‌ها را از پایتخت جدا کردیم و به استان‌های دیگر منتقل کردیم و به دنبال برگزاری همزمان جشنواره‌ها در کشورهای حوزه مقاومت هستیم. ریاست عالی بنیاد تفاهم‌نامه‌ای را با ۶ کشور حوزه مقاومت تنظیم و امضا کردند که این اتفاق فضا را برای تولیدات مشترک فراهم می‌کند.

    واکنش‌های خوبی هم از سوی هنرمندان کشورهای مقاومت برای تولید آثار مشترک داریم.

    همچنین راه‌اندازی اتحادیه فیلمسازان یا هنرمندان کشورهای اسلامی را در دستور کار داریم که خیلی مهم است. تولید نمایش‌های ترکیبی در کشورهایی نظیر سوریه، فلسطین، عراق و لبنان در بازگویی حقایقی که در این کشورها در حوزه مقاومت اتفاق افتاده است برای نسل جوان، بسیار اثرگذار خواهد بود.

    در حوزه موشن‌گرافی تولیدات خوبی اتفاق افتاده است. پیگیر وی او دی هم هستیم که راهبردش ترویج فرهنگ ایثار، جهاد، شهادت و مقاومت هستیم و تولیدات در این زمینه هم داریم.

    * امیدواریم اتفاق‌ها و حمایت‌ها در طول سال مستمر باشد و فقط منوط به جشنواره‌ها نباشد. به‌عنوان مثال اجرای آثار گروه‌های نمایشی شهرهای مختلف فقط به جشنواره‌ها ختم نشود و در طول سال اجرا داشته باشند و حمایت شوند.

    این اتفاق افتاده است و گروه‌های شرکت کننده در جشنواره‌ها اجرای عمومی در شهرها و استان‌های خود دارند. ما هنرمندان جوان خلاق و بسیار خوش‌فکری را در شهرستان‌های مختلف کشور داریم که نیازمند حمایت هستند. این حمایت انجام می‌شود تا شاهد تولیدات قابل توجهی در حوزه فرهنگ ایثار و شهادت باشیم.

    عرصه دیگری هم که باید به آن بازگردیم عرصه مساجد است. در دهه ۶۰ تمام امور از طریق مساجد انجام می‌شد و مساجد به دلیل اشرافی که روی محلات دارند بسیار در پر کردن خلاءهای فرهنگی تأثیرگذار هستند.

    منبع

  • ناگفته‌هایی ازدیدار تئاتری‌ها با رهبر

    ناگفته‌هایی ازدیدار تئاتری‌ها با رهبر

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-فریبرز دارایی؛ بیش از ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و جای خالی یک سیاستگذاری مشخص و مدون از سوی مدیران فرهنگی و هنری برای پرداختن به این موضوع و مفاهیم مرتبط با آن در عرصه‌های هنری احساس می‌شود.

    این امر در عرصه تئاتر ایران نیز مشهود است و با وجود اینکه سازمان و نهادهای مختلف نظیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، بنیاد روایت فتح، بنیاد فرهنگی هنری رودکی، معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم طبق وظایف خود باید در عرصه‌های فرهنگی و هنری حضوری تأثیرگذار داشته باشند و به مفاهیمی چون انقلاب اسلامی بپردازند اما طی دهه‌های اخیر شاهد برنامه‌ریزی و سیاستی مؤثر در این خصوص نبوده‌ایم.

    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌عنوان متولی هنر در کشور نتوانسته یک سیاستگذاری مشخص در این زمینه داشته باشد و از سوی دیگر با موضوعاتی چون انقلاب اسلامی به صورت مناسبتی و مقطعی برخورد کرده است.

    از سوی دیگر سایر سازمان‌ها و نهادهایی که نامشان ذکر شد نیز به‌صورت جزیره‌ای و بدون برنامه‌ریزی مشخص و مؤثر فقط در مناسبت‌ها و برای ارائه آمار به این موضوع پرداخته‌اند.

    این روند باعث شده تا سطح کیفی آثار معدود تولید شده با موضوع انقلاب اسلامی ایران و مفاهیم مرتبط با آن، که موضوعات اجتماعی را نیز شامل می‌شود، دارای سطح کیفی قابل قبولی نباشند. نگاه مقطعی مدیران، مسئولان و تصمیم گیرندگان فرهنگی باعث شده تا تولیدات هنری و تئاتری در این حوزه با انگ «سفارشی» همراه شود و همین امر موجب دافعه‌ای برای حضور هنرمندان نسل‌های مختلف و تولید آثار نمایشی با کیفیت قابل قبول شده است.

    نکته قابل تأمل این است که چرا طی ۴ دهه مدیریت کلان فرهنگی و هنری کشور به یک سیاستگذاری مشخص و مدون برای تولیدات آثار هنری از جمله آثار تئاتری با موضوع انقلاب اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و به طور کل مفهوم انقلاب اسلامی نرسیده و نهادها و مراکز مختلف بدون داشتن سیاستی مشخص در مناسبت‌های مرتبط به تولید آثار سفارشی پرداخته‌اند، در حالی که وجود یک سیاستگذاری مشخص و مدون باعث می‌شود این مفهوم و مفاهیم مرتبط با آن در طول سال و توسط هنرمندان نسل‌های مختلف در تولیدات هنری و تئاتری مدنظر قرار گیرد.

    از این رو و برای بررسی چرایی شکل نگرفتن چنین روندی در عرصه تئاتر برگزاری سلسله نشست‌هایی با مدیران و مسئولان نهادها و مراکز ذکر شده در گروه هنر تئاتر آنلاین مدنظر قرار گرفت. سومین نشست در این خصوص با حضور کوروش زارعی بازیگر، نویسنده و کارگردان با سابقه تئاتر و رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد.

    زارعی در این نشست با صراحت بی‌دغدغه بودن و فقر فرهنگی مدیران و مسئولان کلان فرهنگی و بی‌توجهی آن‌ها نسبت به فرهنگ و هنر و به ویژه تئاتر را به نقد و چالش کشید. زارعی در این گفتگو بی‌توجهی مدیران و مسئولان به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اهمیت فرهنگ و نیاز جدی به این مقوله را به نوعی متأثر از جریان نفوذ در بدنه مدیریت کلان فرهنگی کشور دانست.

    در ذیل مشروح این گفتگو آمده است:

    * جایگاه گفتمان انقلاب اسلامی ایران در حوزه تئاتر موضوع مدنظر ما است. قصدمان بررسی ۴ دهه گذشته تئاتر ایران و پرداختن آن به موضوع انقلاب اسلامی و مفاهیم مرتبط با آن است. از دیدگاه شما به‌عنوان یک هنرمند باسابقه تئاتر که در زمینه تولید و اجرای آثاری با موضوعات دفاع مقدس و دینی و مذهبی نیز فعالیتی مستمر دارد و همچنین به عنوان رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز حضور دارید، آیا در این ۴ دهه به لحاظ تولیدات مرتبط با این موضوع به درستی برنامه‌ریزی و اقدام شده است؟ آیا مدیران و مسئولان فرهنگی برنامه‌ریزی درستی برای توجه به گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه هنر و تئاتر داشته‌اند که توقع دارند هنرمندان نیز در این زمینه فعالیت کنند؟ وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    کوروش زارعی: اصلاً دغدغه‌ای وجود دارد؟ کدامیک از مسئولان فرهنگی و دوستان ما در مجلس شورای اسلامی دغدغه فرهنگ و هنر انقلاب را دارند؟ اگر در ۴۰ سال گذشته دغدغه داشتند که وضعیت ما این نبود. من تنها تئاتر مدنظرم نیست بلکه در سینما هم وضع به همین گونه است. دهه ۶۰ را که تازه انقلاب شکل گرفته بود و مردم و هنرمندان شور انقلابی داشتند و کارهای انقلابی در عرصه سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی و موسیقی تولید می‌شد کنار بگذاریم، آیا طی بیش از ۲ دهه گذشته مسئولان فرهنگی و دوستان مجلس دغدغه تئاتر را داشته‌اند که بخواهند دغدغه تئاتر انقلابی را هم داشته باشند؟

    اگر دغدغه تئاتر را داشتند که این وضع بودجه تئاتر نبود. سال ۹۷ در جمعی خصوصی با همراهی ۲۰ هنرمند تئاتر در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی بودیم و راجع به تئاتر از وجوه مختلفی صحبت شد. حضرت آقا در ابتدای جلسه فرمودند که «امشب در خدمت شما هستم تا شما بگویید و ما بشنویم و هر کاری از دست من بر بیاید برای شما خواهم کرد، آمده‌ام بشنوم که ببینم چه کمکی به تئاتر ایران می‌توانم داشته باشم، راحت با من صحبت کنید»؛ ببینید کار طی ۴ دهه انقلاب به لحاظ وضعیت فرهنگی و هنری در مملکت به کجا رسیده و کسی حرف گوش نکرده که رهبر خودشان وارد میدان شده‌اند. ایشان ۲ هفته یک بار هنرمندان حوزه‌های مختلف را در محضرشان گردهم جمع می‌کنند تا صحبت کنند و مشخص شود مشکل کجاست که اتفاقی نمی‌افتد و وضعیت فرهنگ و هنر اینگونه است.

    در آن دیدار هنرمندان تئاتر حاضر صحبت کردند و سپس شهرام کرمی مدیر وقت اداره‌کل هنرهای نمایشی وزارت ارشاد راجع به بودجه تئاتر حرف زد و گفت که حضرت آقا یکی از مشکلات اساسی ما بودجه است. حضرت آقا پرسیدند که چقدر بودجه سالیانه تئاتر است و شهرام کرمی پاسخ داد ۳۰ میلیارد تومان که البته بخشی از آن نیز محقق نمی‌شود و آن بخش دیگر هم بیشتر صرف جشنواره و حقوق کارمندان و مسائل جاری و عمرانی می‌شود. حضرت آقا از بنده نیز پرسیدند که ما در حوزه هنری چقدر برای تئاتر بودجه داریم که من آبروداری کردم و گفتم ۱ میلیارد تومان. حضرت آقا فرمودند که این بودجه‌ها خیلی کم است و اینگونه نمی‌توان تئاتر را سر و سامان داد. بعد از شنیدن حرف بچه‌های حاضر در آن دیدار، وقتی نوبت به سخنرانی حضرت آقا رسید، ایشان فرمودند اولین کاری که باید انجام شود افزایش بودجه تئاتر است زیرا با این بودجه اندک نمی‌توان تحولی در تئاتر ایجاد و کاری برای تئاتر انجام داد.

    بارها در جلسات مختلف با مدیران بالادستی از جمله نظامی، انقلابی، سیاسی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری که کار فرهنگی می‌کنند گفته‌ام که حضرت آقا فرموده‌اند با این بودجه ناچیز نمی‌توان در تئاتر ایران تحولی ایجاد کرد و حضرت آقا فرموده‌اند که هر کمکی که بتوانند برای تئاتر انجام می‌دهند. به مدیران و مسئولان بارها گفتم که این فرمایشات مقام معظم رهبری درباره تئاتر ثبت و ضبط شده و آن‌ها باید پیگیر این فرمایشات باشند ولی هیچکس حاضر نیست این فرمایشات را پیگیری کند پس با این وضعیت چه اراده‌ای وجود خواهد داشت که در تئاتر اتفاقی بیفتد و شما چگونه می‌خواهید تئاتر توسعه فرهنگی ایجاد کند؟ تئاتر انقلاب و تئاتر دفاع مقدس که در این میان در تئاتر ایران محلی از اعراب ندارد.

    اگر واقعاً افرادی که خودشان دغدغه دارند و کارهای مذهبی و دفاع مقدس تولید و اجرا می‌کنند نباشند همین اتفاقات را هم نخواهیم داشت. این اتفاقات ناشی از دغدغه شخصی هنرمندانی است که خودشان را موظف به تئاتر آیینی و مذهبی و تئاتر دفاع مقدس می‌دانند و با هزار سختی و مشقت و با هزار قرض و بدهی و هزار و یک حرف و حدیث شنیدن کار تولید و اجرا می‌کنند.

    * مدیران و مسئولان فقط اهل شعار و کارهای تبلیغاتی در زمینه فرهنگ و هنر هستند.

    وقتی کسی حاضر نیست در کمیسیون فرهنگی مجلس حضور پیدا کند و سرریز کمیسیون‌های دیگر وارد این کمیسیون می‌شوند، وضعیت فرهنگ و هنر اینگونه خواهد بود. ما آنقدر که فقر فرهنگی داریم فقر اقتصادی نداریم. اقتصاد خیلی مهم است ولی در این مملکت به خاطر فقر فرهنگی دختران و پسران جوان در حال نابود شدن هستند. دشمن با جنگ، تحریم و فتنه و هر در و دیوار زدنی نتوانست ما را مغلوب کند ولی فهمید که از کجا باید وارد شود. چندین سال است که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرموده‌اند که مراقب شبیخون فرهنگی باشید. حضرت آقا هر سال پیوستی فرهنگی برای شعار سال دارند و به هر رئیس جمهوری هم که بر سر کار می‌آید بر اهمیت فرهنگ اشاره می‌فرمایند، به رئیس جمهور اخیر هم فرموده‌اند که ۲ مشکل مهم باید مورد توجه قرار گیرند؛ اقتصاد و معیشت و فرهنگ.

    ما آنقدر که فقر فرهنگی داریم فقر اقتصادی نداریم. اقتصاد خیلی مهم است ولی در این مملکت به خاطر فقر فرهنگی دختران و پسران جوان در حال نابود شدن هستند. دشمن با جنگ، تحریم و فتنه و هر در و دیوار زدنی نتوانست ما را مغلوب کند ولی فهمید که از کجا باید وارد شود * مقام معظم رهبری مدام بر اهمیت فرهنگ تأیید می‌فرمایند و طبق سخنان شما بر توجه و اهمیت تئاتر تأکید دارند ولی عجیب است که مدیران کلان و میانی فرهنگ و هنر هیچ توجهی به این امر ندارند و تنها در برخی مواقع کارهای تبلیغاتی سطحی در راستای نشان دادن دغدغه خود انجام می‌دهند.

    بعد از امیرالمؤمنین حضرت آقا مظلوم‌ترین «علی» روی زمین هستند. کسی به فرمایشات حضرت آقا و تأکیدشان بر فرهنگ و هنر گوش نمی‌کند. من در چندین جلسه در خدمت حضرت آقا بوده‌ام و ایشان در تمام این جلسات تأکید فرموده‌اند که به گنجینه بزرگ دفاع مقدس توجه کنید و به این گنجینه بپردازید و آن را فراموش نکنید. هیچکس به این فرمایشات توجه نمی‌کند. ما گنجینه‌های زنده‌ای داریم که خدا به آن‌ها عمر با عزت عطا کند ولی اگر روزی در میان ما نباشند سینه آن‌ها که گنجینه بزرگی از اتفاقات هشت سال دفاع مقدس است نیز بسته خواهد ماند در حالی که این گنجینه‌ها می‌تواند دستمایه سینما، تئاتر، تلویزیون و ادبیات ما باشد.

    الان جنگ، جنگ رسانه است و ما می‌دانیم که این جنگ را باخته‌ایم و عقب هستیم و هر روز داخل رینگ مشت می‌خوریم و دفاعی نداریم. دشمن جوانان ما را هدف گرفته است. بت موسیقی نسل جوان ما «تتلو» شده که مایه تأسف است. دشمن از اینجا به ما ضربه زده، می‌زند و ضربه‌های محکمی خواهد زد که البته تا کنون هم زده است.

    هیچکدام از مسئولان کلان فرهنگی نه به تئاتر، نه به تئاتر انقلاب و نه به تئاتر دفاع مقدس، دغدغه‌ای ندارد. هر چقدر هم که من و امثال من حرف می‌زنیم به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیم و هیچ کسی توجهی نمی‌کند، برخی مواقع به این فکر می‌کنم که تئاتر را رها کنم و به کناری بروم. من دیگر بریده‌ام و به جایی رسیده‌ام که به رها کردن تئاتر فکر می‌کنم زیرا تنهایی دویدن و به در و دیوار زدن به نتیجه‌ای ختم نمی‌شود.

    * شما به درستی سخنان خود را از بحث دغدغه نداشتن مدیران و مسئولان شروع کردید. مدیران و مسئولان فقط شعار می‌دهند زیرا اگر دغدغه‌ای داشتند باید در برنامه‌ریزی‌شان دیده می‌شد.

    اگر دغدغه داشتند چیزی به عینه در عملکردشان دیده می‌شد.

    * مگر می‌شود مدیر و مسئول بگوید دغدغه‌مند است اما چهار دهه اتفاقی نیفتاده باشد. جالب است که مدیران و مسئولان دغدغه ندارند و برنامه‌ریزی نمی‌کنند ولی توپ را به زمین هنرمندان می‌اندازند و می‌گویند هنرمندان در پرداختن به مفاهیم انقلاب و دفاع مقدس کوتاهی می‌کنند. در مناسبت‌ها مدام شعار می‌دهند. از سوی دیگر این سؤال مطرح می‌شود که طی ۴ دهه گذشته در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی هیچکدام از وزرا و معاونان‌شان دغدغه تئاتر و برنامه‌ریزی برای آن را نداشته‌اند؟ هنرمند به تنهایی نمی‌تواند کاری را پیش ببرد زیرا مدام مانع پیش روی او می‌تراشند.

    مدیران و مسئولان نه تنها از هنرمندان حمایت نمی‌کنند بلکه آن‌ها را رها می‌کنند. مگر می‌شود چهار دهه از انقلاب گذشته باشد ولی برای تئاتر برنامه‌ریزی نکرده باشیم؟ هر سال که به زمان برگزاری جشنواره فیلم و تئاتر فجر نزدیک می‌شویم مسئولان شروع به صحبت درباره هنر انقلابی می‌کنند. قرار بود جشنواره‌های فیلم، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی فجر به مناسبت جشن پیروزی انقلاب برگزار شوند ولی وقتی به این جشنواره‌ها نگاه می‌کنیم رنگ و بوی انقلاب کجاست؟ جالب است که چنین جشنواره‌ای خط مشی برای تئاتر استان‌ها تعیین می‌کند. در تمام دنیا و فستیوال‌های معتبر تئاتر برای مردم اجرا می‌شود، ما هم سال‌هاست می‌گوییم تئاتر برای مردم ولی کجاست تئاتر برای مردم؟ دغدغه مردم و جامعه ما در تئاتر و سینما کجاست؟ سیاستگذاران وزارت ارشاد و مجلس نباید خط مشی درست برای تئاتر و سینما تعیین کنند؟ مردم نیاز به امید و کارهای خوب دارند تا دارای اندیشه‌گی باشد و مردم را وادار به فکر کردن کنند. باید حس و حال مردم را با تئاتر و سینما خوب کنیم در حالی که یکی از وظایف هنر در کنار انتقال پیام، اندیشه و تفکر، خوب کردن حال مخاطب است.

    قرار بود جشنواره‌های فیلم، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی فجر به مناسبت جشن پیروزی انقلاب برگزار شوند ولی وقتی به این جشنواره‌ها نگاه می‌کنیم رنگ و بوی انقلاب کجاست؟ جالب است که چنین جشنواره‌ای خط مشی برای تئاتر استان‌ها تعیین می‌کند. در تمام دنیا و فستیوال‌های معتبر تئاتر برای مردم اجرا می‌شود، ما هم سال‌هاست می‌گوییم تئاتر برای مردم ولی کجاست تئاتر برای مردم؟ تفکر و اندیشه در تئاتر ما کمرنگ شده است و تئاتر ما بی‌هویت شده و هیچ نشانه، هویت و رسمیتی ندارد. در این شرایط مقصر هنرمند نیست بلکه مقصر مدیر، مسئول و سیاستگذار است، مقصر کسی است که با رأی مردم وارد مجلس شده و از رأی مردم به درستی صیانت نمی‌کند. وقتی با تئاتر مثل طفلی یتیم برخورد شود چه توقعی می‌توان داشت. بودجه‌هایی که برای حمایت از تئاتر در نظر گرفته می‌شود شوخی است.

    * فکر می‌کنید این رفتار مدیران و مسئولان فرهنگی در قبال تئاتر به عمد بوده است؟

    اگر عمد نباشد چیست؟

    * عجیب است که مدیران و مسئولان تصمیم گیرنده علیرغم فرمایشات مقام معظم رهبری هیچ کاری برای حمایت درست از تئاتر نمی‌کنند.

    مدیران و مسئولان فرهنگی ما اکثراً اشتباهی آمده‌اند، مثل این است که به کوروش زارعی تحصیل کرده سینما و تئاتر بگویند طرحی برای زراعت قطره‌ای ارائه بده و یا معاون جهاد سازندگی باشد. باید کسی که در عرصه فرهنگ و هنر حضور دارد اخلاق‌مدار باشد ولی خوب بودن و متعهد بودن لازمه است و باید دید فرد مورد نظر تخصص هم دارد؟

    در خیلی از بخش‌های ما اینگونه است. به هر حال باید فکری به حال فرهنگ و هنرمان کنیم وگرنه ضربه‌های بسیار شدیدی از این ناحیه می‌خوریم که جبران‌پذیر نخواهد بود. اگر مسئولان و سیاستگذاری فرهنگی کشورمان در همه دستگاه‌هایی که کار فرهنگی می‌کنند اعم از وزارت ارشاد، شهرداری، بنیاد شهید، بنیاد روایت و دانشگاه‌ها، مقداری فکر کنند متوجه می‌شوند که رهبر معظم انقلاب اسلامی در شعارهای سال و در فرمایشات خود به دولت‌ها و رؤسای جمهور بر اهمیت فرهنگ و هنر تأکید می‌فرمایند و دغدغه فرهنگ دارند. فرهنگ شامل چند بنر و پوستر تبلیغاتی زدن نیست بلکه بخش اصلی فرهنگ، هنر است.

    هالیوود با سینما دنیا را قبضه کرده، «شیر شاه»، «شرک» و «سیندرلا» می‌سازد و تمام بچه‌های ما را عاشق آن می‌کند. ما چه کار کردیم؟ امام خمینی (ره) می‌فرمودند ما باید انقلاب‌مان را به جهان صادر کنیم، آیا واقعاً انقلاب‌مان را به جهان صادر کردیم؟ با چه چیزی غیر از فرهنگ و هنر می‌توان انقلاب‌مان را به جهان صادر کرد؟ حاج قاسم سلیمانی با اخلاق، رفتار، منش و نگاه فرهنگی خود سردار قلوب مردم ایران و منطقه شد. سردار سلیمانی آنقدر که چهره فرهنگی بود چهره نظامی نبود، درست است که در سطح نظامی متخصص و فرمانده بود ولی آنقدر شخصیت فرهنگی برجسته‌ای داشت که قلوب مردمان بسیاری را از آن خود کرده بود. معتقدم آنجا که گلوله کاری را از پیش نمی‌برد این فرهنگ و هنر است که تأثیر خود را می‌گذارد و در قلب‌ها وارد می‌شود. حاج قاسم سلیمانی با نگاه و اندیشه فرهنگی‌اش محبوب قلوب مردم شد.

    ناگفته‌هایی ازدیدار تئاتری‌ها با رهبر/بابودجه ۳۰میلیاردی چه کنیم؟

    بارها رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید فرموده‌اند که تمامی مدیران از مدیران کلان تا سطوح میانی و پایین‌تر کنار مردم باشند و با مردم حشر و نشر داشته باشند تا بفهمند مسأله و مشکلات مردم چیست. کدامیک از مدیران فرهنگی ما خود را موظف می‌داند که حتی ماهی یک بار با خانواده خود به تماشای تئاتر بنشیند یا به سینما برود؟ تا وقتی مدیران فرهنگی در سالن‌های سینما و تئاتر حضور پیدا کنند و به گالری‌ها نروند و با فضا و آثار موجود در آن‌ها مواجه نشوند چگونه می‌توانند برنامه‌ریزی کنند؟

    * فقط در بزنگاه‌های تبلیغاتی و سیاسی است که به یک باره مدیران و مسئولان فرهنگی به سراغ سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و به طور کلی هنرمندان می‌روند.

    درد و حرف زیاد است. دیگر خسته شده‌ایم. بارها به من گفته‌اند که چرا مدام پیگیر این موضوعات هستی و صحبت می‌کنی وقتی می‌بینی که اتفاقی نمی‌افتد.

    * خب نمی‌توانید بی تفاوت باشید زیرا دغدغه دارید.

    واقعاً با ۳۰ میلیارد تومان بودجه می‌توان تئاتر را در کشور مدیریت کرد؟

    * متوجه دلیل این بازدارندگی نمی‌شویم که وقتی در رأس نظام جمهوری اسلامی ایران دغدغه فرهنگ و هنر و حمایت از آن وجود دارد چرا این نگاه در بین مدیران و مسئولان تسری پیدا نمی‌کند؟

    واقعاً نمی‌دانم، واقعاً برای ما هم معمایی شده است.

    * خیلی عجیب است.

    واقعاً من هم این موضوع را درک نمی‌کنم. برخی مواقع صحبت از اقتصاد هنر می‌شود ولی به این امر توجه نمی‌شود که در دنیا تئاتر نهادهای مختلف که مهمترین‌شان دولت و شهرداری‌ها هستند از تئاتر حمایت می‌کنند. شهرداری ما که از تئاتر خبر ندارد و تنها کاری که نمی‌کند کار درست فرهنگی و هنری است. برخی مواقع کارهایی انجام می‌دهد که فقط بگوید من هم کار کرده‌ام. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران کدام کار فرهنگی و هنری درست را انجام می‌دهد؟ کدام فیلم سینمایی را می‌سازد؟ کدام کنسرت موسیقی را برگزار می‌کند؟ کدام تئاتر را تولید و اجرا می‌کند؟ اسمش هم سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران یا شهرهای دیگر است و ساختمانی عریض و طویل دارد و آنقدر در آن ساختمان کارمند و نیروی اداری دارد ولی به اندازه آن تولید و فعالیت فرهنگی و هنری ندارد. بخش اعظم بودجه سازمان صرف حقوق و مسائل درونی خود می‌شود. شهرداری با این همه درآمد چقدر بودجه را صرف فرهنگ و هنر می‌کند؟

    ناگفته‌هایی ازدیدار تئاتری‌ها با رهبر/بابودجه ۳۰میلیاردی چه کنیم؟

    * تازه پول تبلیغات محیطی را از تئاترها می‌گیرد.

    جالب است شهرداری اذعان می‌کند که چرا این اندازه مشکلات و معضلات شهری داریم. شهرداری چقدر به لحاظ فرهنگی و هنری کار کرده تا معضلات و مسائل شهری در آثار سینمایی، تئاتر و غیره منعکس و بررسی کرده که توقع کم شدن آن‌ها را دارد؟ برای بچه‌ها، نوجوانان و جوانان چقدر با کارهای فرهنگی و هنری فرهنگسازی کرده است؟ برای نسل‌های جدید کارهایی برای مسائل اخلاقی و دینی انجام داده است؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی چندی پیش فرمودند که غیرت دینی داشته باشید، این نشانگر این است که غیرت دینی در جامعه کمرنگ شده است. مدیران و مسئولان حتی به دین و مذهب ما بی‌تفاوت هستند.

    حرف و درد زیاد است و زبان ما هم تند است و شاید برخی افراد این سخنان را بشنوند و ناراحت شوند.

    دورهم جمع نمی‌شوند تا کاری بزرگ برای سردار سلیمانی تولید کنند. فقط به دنبال این هستند که هر کدام بگویند ما برای سردار سلیمانی کار کرده‌ایم. سردار سلیمانی متعلق به کل مردم ایران و کل دستگاه‌ها است، چند دستگاه فرهنگی و غیر فرهنگی دور هم جمع شوند تا یک یا ۲ کار درست برای سردار سلیمانی انجام دهند. هر کدام به فکر جایگاه و تبلیغ خودشان هستند * دیگر جای تعارف نیست. فرهنگ و هنر متولی دارد و بسیاری نهادها و مراکز هستند که بودجه‌های فرهنگی و هنری دریافت می‌کنند ولی دریغ از اینکه یک هم‌افزایی با هم داشته باشند تا این بودجه‌ها را در حمایت از فرهنگ و هنر صرف کنند.

    دعوا بر سر آرم‌ها و اسم‌ها است. یکی از مشکلات بزرگ در تئاتر و فعالیت‌های هنری این است که بالغ بر ۲۰ تا ۲۵ دستگاه فرهنگی و هنری و حتی غیر فرهنگی بودجه برای تولید و اجرای تئاتر دارند ولی هیچکدام حاضر نیستند با هم هم‌افزایی داشته باشند. هیچکدام هم قرار نیست در کنار هم قرار بگیرند تا کاری بزرگی در زمینه دفاع مقدس یا آیینی، دینی، مذهبی و کاری ملی انجام دهند. دور هم جمع نمی‌شوند تا کاری بزرگ برای سردار سلیمانی تولید کنند. فقط به دنبال این هستند که هر کدام بگویند ما برای سردار سلیمانی کار کرده‌ایم. سردار سلیمانی متعلق به کل مردم ایران و کل دستگاه‌ها است، چند دستگاه فرهنگی و غیر فرهنگی دور هم جمع شوند تا یک یا ۲ کار درست برای سردار سلیمانی انجام دهند. هر کدام به فکر جایگاه و تبلیغ خودشان هستند.

    * اگر هم هنرمندی بخواهد کار کند آنقدر برای او سنگ‌اندازی می‌کنند و با اعمال نگاه‌های سیاسی و سلیقه‌ای هنرمند را از کار کردن پشیمان می‌کنند.

    همه حرف‌های ما آب در هاون کوبیدن است و اگر کسی هم این حرف‌ها را بشنود خودش را به نشنیدن می‌زند. اگر فردی هم در جایی کار می‌کند سریع می‌گویند آن فرد خیلی کار می‌کند و باید سریع ترمزش کشیده شود. این واژه را راجع به خود من به کار برده‌اند، گفته‌اند لوکوموتیو کوروش زارعی زیادی کار می‌کند باید ترمزش کشیده شود و ترمز من را کشیدند. من فرد متعهدی هستم و اگر کاری را بپذیرم تمام توانم را به کار می‌گیرم، چه یک یا ۲ سکانس در یک فیلم بازی داشته باشم به اندازه یک نقش اول انرژی می‌گذارم.

    در ۲ سال اول مدیریتم در مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری از زمین و زمان گفتند که باید ترمز کوروش زارعی کشیده شود و نگذارید این همه کار کند. وقتی دست و دل من را ببندند ترمز من کشیده می‌شود.

    من ۸ دوره در جشنواره تئاتر فجر جایزه بازیگری و کارگردانی گرفته‌ام. دغدغه من هنر، مردم، جوانان، دین و مذهب، اعتقادات و مملکت‌مان است. به این فکر می‌کنم که روزی وقتی در گور قرار می‌گیرم باید جواب پس بدهم. نمی‌دانم برخی مدیران و مسئولان فرهنگی چه جوابی در آن زمان خواهند داشت. پاسخ اینکه چرا در زمان داشتن مسئولیت کم‌کاری کردند چه خواهند داد؟

    تئاتر بچه‌های مسجد امری مهم است زیرا دربرگیرنده تئاتر، مسجد به عنوان محل عبادت و مکان متدینین است.

    * در فرهنگ‌سازی هم بسیار تأثیرگذار است.

    اصلاً کسی پای این کار نیست و حوزه هنری به تنهایی در حد وسعش دارد در راستای تئاتر بچه‌های مسجد کار می‌کند و اخیراً کانون مساجد هم کنار ما قرار گرفته و همکاری می‌کند. مسجد دارای اهمیت بسیاری است و آنقدر اهمیت دارد که پیامبر اکرم (ص) خانه خود را در مسجد قرار دارد و مزارشان نیز در مسجد است. تمام تصمیم‌گیری‌های بزرگ پیامبر در مسجد گرفته شد و مرکز خلافت امیرالمؤمنین (ع) در مسجد کوفه بود و امام زمان (عج) در مسجدالحرام ظهور پیدا می‌کنند و مسجد صحنه به همراه خانواده زندگی می‌کنند و مقر فرماندهی و حکومت‌شان مسجد کوفه است. ببینید مسجد چه جایگاهی نزد خداوند دارد ولی کسی نیست که برای فعالیت تئاتر بچه‌های مسجد گام بردارد.

    ناگفته‌هایی ازدیدار تئاتری‌ها با رهبر/بابودجه ۳۰میلیاردی چه کنیم؟

    اولین نهادی که از فعالیت بچه‌های مسجد جلوگیری می‌کند و بچه‌ها را از مسجدها بیرون می‌کنند، متولیان مسجدها هستند. همه اتفاقات و تصمیم‌گیری‌های جهان اسلام در زمان پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و ائمه در مسجد شکل گرفته است. تئاتر مکارم‌الاخلاق است و ما می‌توانیم مباحث اخلاقی و اجتماعی را در مسجد برای متدینین و آحاد مردمی که در مسجدها حضور دارند ارائه دهیم. متأسفانه بچه‌ها را از مسجدها فراری داده‌اند گویی مسجد فقط جای عبادت است و جای فعالیت‌های دیگر نیست. در صورتیکه نوجوان و جوان باید در مسجدها حضور داشته باشند.

    * گویا نفوذ فرهنگی در میان مدیران و مسئولان خیلی پرقدرت‌تر اتفاق افتاده تا بین مردم و هنرمندان.

    واقعاً نفوذ فرهنگی در بین دستگاه‌های ما بسیار عجیب است. اینقدر که باید نگران نفوذ در دستگاه‌های امنیتی باشیم باید نگران نفوذ در دستگاه‌های فرهنگی باشیم.

    * مدیران بی‌دغدغه بسیار خطرناک هستند، فردی خود را دغدغه‌مند نشان دهد و مدام شعار بدهد ولی در راستای دغدغه هیچ قدمی برندارد.

    اگر یک مسئول فرهنگی می‌خواهد تئاتر، سینما، موسیقی و تجسمی را بشناسد و با مسائل آن‌ها شود باید مدام در میدان فعالیت حضور داشته و بازدید کند. باید کنار هنرمندان باشد تا ببیند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. حاج قاسم سلیمانی وسط میدان بود و می‌دانست که چه کار باید انجام دهد و موفق بود. دلیل موفقیت و کارایی حاج قاسم در کشور و منطقه این بود که حاج قاسم در وسط میدان حضور داشت و مرد میدان بود. حضرت آقا بارها و بارها به مدیران و مسئولان فرموده‌اند که به میان مردم بروند و در وسط میدان حضور داشته باشند تا ببینند چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

    وقتی مدیران و مسئولان که وسط میدان حضور نداشته باشند، هر چقدر هم که کوروش زارعی و امثال او صحبت کنند اتفاقی نمی‌افتد. طی ۴ دهه گذشته آنقدر مدیران و مسئولان درگیر منازعات سیاسی و درگیری‌های سیاسی بوده‌اند به فرهنگ توجه نکرده‌اند.

    * مسئولان ما فقر فرهنگی دارند.

    مسئولان ما زیر خط فرهنگی هستند. درگذشته آدم‌های بزرگ ما التماس می‌کردند که مسئولیت نپذیرند ولی الان آدم‌ها خود را به در و دیوار می‌زنند که رئیس شوند و پست بگیرند.

    * یک شبه هم مدام پله‌های ترقی را طی می‌کنند.

    تخصص هم ندارند و مملکت و انقلاب را به زمین می‌زنند. این غیر از نفوذ چه جریانی می‌تواند باشد؟ بزرگترین مشکل مدیران و مسئولان ما این است که تقوا ندارند. بی‌تقوایی وقتی در جامعه موج بزند شرایط اینگونه می‌شود. حب جاه و مقام ما را دیوانه کرده است.

    * شما خیلی با صراحت صحبت کردید و به درستی هم به مسائل اشاره کردید. تکلیف نسل جوان ما چیست وقتی می‌بیند کسانی که شعار انقلاب و دین و ارزش را می‌دهند خودشان پایبند هیچ چیزی نیستند؟ هنرمند دغدغه‌مند هم آنقدر اذیت می‌شود که ترجیح می‌دهند کنار بکشد. سرانجام چه می‌شود؟

    سرانجام همین است که در تئاتر و سینمای وجود دارد. شاید این مدیران و مسئولان هدف‌شان به زمین زدن انقلاب است، گویا دست‌هایی در کار است که انقلاب را به زمین بزنند. ببینید در مدارس و دانشگاه‌ها چه خبر است، بچه‌ها بیشتر از اینکه در خانواده باشند در جامعه حضور دارند و از جامعه تأثیر می‌پذیرند و وقتی بچه‌ها ببینند بزرگترها در جامعه چگونه حرکت می‌کنند آنگونه حرکت خواهند کرد. ما در جامعه ریل‌گذاری اشتباه انجام می‌دهیم. ریل‌هایی که می‌چینیم به سرمنزل مقصود نمی‌رسد.