برچسب: سعید تشکری

  • به انگیزه نکوداشت «تشکری» در جشنواره تئاتر فجر 41

    به انگیزه نکوداشت «تشکری» در جشنواره تئاتر فجر 41

    به گزارش تئاترآنلاین به نقل از ایسنا، سعید تشکری، داستان‌نویس، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، حدود یک سال پیش از دنیا رفت و حالا قرار است نکوداشتی در افتتاحیه چهل‌و‌یکمین جشنواره تئاتر فجر برای او برگزار شود.

    عمرش چندان طولانی نبود. وقتی که بهمن سال گذشته چشم از جهان فروبست، ۵۸ بهار را پشت‌سر گذاشته بود. با این همه نوشته‌های بسیاری از او بر جای مانده است.

    پیش از اینکه کرونا و خونریزی معده او را به سمت فرشته مرگ سوق دهد، سال‌ها درگیر بیماری ام اس بود ولی همچنان دست از کار برنمی‌داشت چراکه خوب می‌دانست عمر آدمی به هر طریقی به سرمی‌آید و تنها چیزی که از او به یادگار می‌ماند، آثار ارزشمندی است که بر جای می‌گذارد.

    و او کتاب‌ها، نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های بسیاری به یادگار گذاشت.

    سعید تشکری که زاده سال ۱۳۴۲ در شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی، بود، برای تحصیل خود رشته ادبیات نمایشی را انتخاب کرد.

    او علاوه بر نوشتن، در کار تدریس هم بود و شاگردان زیادی پرورش داد.

    از او بیش از ۴۰ عنوان کتاب به یادگار مانده که از جمله آثار او می‌توان به کتاب‌های «شاه بهار»، «من هستم گیلگمش»، «سیمیا»، «پاریس، پاریس»، «هندوی شیدا»، «غریب، قریب»، «بار باران» و «آرتیست» اشاره کرد.

    «وقت خوب مصائب»، «وصل هزار مجنون»، «آینه چشمان»،«دست هزار غریب»،«وقت آفتاب»،«آواز پر جبرییل»،«اهل اقاقیا» و … تنها بخش کوچکی از نمایشنامه‌های پرشماری است که او نوشته.

    وی سال‌ها در رادیو و تلویزیون مشغول فعالیت بود و سریال‌هایی مانند «زمانه»، «واقعه» و «یوسف می‌آید» از آثار او است. رمان‌نویسی، مقاله‌نویسی مطبوعاتی در حوزه ادبیات و نمایش از دیگر فعالیت‌های سعید تشکری در سال‌های فعالیت‌های ادبی و هنری این هنرمند خراسانی بود.

    او روز ۱۹ بهمن سال ۱۴۰۰ در پی خونریزی معده در سن ۵۸ سالگی در مشهد درگذشت.

    سعید تشکری چند روز پیش از درگذشتش به علت مشکلات دستگاه گوارش در بیمارستان رضوی مشهد بستری بود و به دنبال یک عمل جراحی، دچار خونریزی معده و کم‌خونی شد و به همین دلیل درگذشت.

  • حضور ۱۱ اثر از گروه‌های نمایشی خراسان رضوی در جشنواره تئاتر استان

    حضور ۱۱ اثر از گروه‌های نمایشی خراسان رضوی در جشنواره تئاتر استان

    مشهد ـ رئیس گروه هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی گفت: ۱۱ اثر از گروه‌های نمایشی شهرستانهای خراسان رضوی به مدت سه روز در مشهد روی صحنه می‌روند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، جواد روشندل اظهار کرد: ۱۱ اثر از گروه‌های نمایشی مشهد، سبزوار، تربت‌حیدریه، خواف، قوچان و طرقبه شاندیز در مشهد به مدت سه روز روی صحنه می‌روند.

    رئیس گروه هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی نمایش‌های شاه شکار به کارگردانی حمید ابری، بلوار الیزابت به کارگردانی حمید رضا آزادفر و مرتضی نیروبخش، un۱۲ به کارگردانی امیر رستگار، مانولین به کارگردانی علی پیمان دوست، زندانی شماره ۵۷۵ به کارگردانی فرانک کریمی همگی از مشهد به مرحله نهایی این دوره از جشنواره راه یافتند.

    وی خاطر نشان کرد: نمایشهای کرم به کارگردانی حسن عنایت‌پور و خورشید به کارگردانی محمد حسن شمس آبادی هر دو از سبزوار، آوانتاژ به کارگردانی پوریا قصابی از قوچان، الهه سنگ به کارگردانی عبدالحکیم مشورتی از خواف، انتظار با بوی نرگس به کارگردانی احمد اکبرزاده و پیوند خونی به کارگردانی مهرداد حسامی هر دو از تربت حیدریه، دیگر آثار راه‌یافته به مرحله نهایی این دوره از جشنواره بودند.

    روشندل بیان کرد: در سی و دومین جشنواره استانی تئاتر خراسان رضوی (رضوان) به یاد سعید تشکری، محسن مصطفی‌زاده، غلامرضا بایزانمنش و مهدی صباغی عزیزانی را که از دست داده ایم هریک از روزهای جشنواره هم به یاد این عزیزانِ از دست رفته نامگذاری شده است.

    رئیس گروه هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی تصریح کرد: سی و دومین جشنواره تئاتر فجر خراسان رضوی از نهم تا یازدهم آذر ۱۴۰۱ در مشهد مقدس برگزار خواهد شد و اختتامیه جشنواره ساعت ۹ صبح شنبه ۱۲ آذر با معرفی برندگان بخش‌های مختلف جشنواره به کار خود پایان خواهد داد.

  • فقدان هر نویسنده خسارتی است برگشت‌ناپذیر

    فقدان هر نویسنده خسارتی است برگشت‌ناپذیر

    ایوب آقاخانی معتقد است درگذشت سعید تشکری به ما یادآوری کرده که فقدان هر نویسنده خسارتی برگشت‌ناپذیر برای عرصه فرهنگ و هنر محسوب می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، ایوب آقاخانی نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر به بهانه چهلمین روز درگذشت سعید تشکری نویسنده و نمایشنامه نویس شناخته شده تئاتر یادداشتی نوشته که در اختیار تئاتر آنلاین قرار داده است.

    در یادداشت آقاخانی برای فقدان سعید تشکری آمده است:

    «به نام دادار خردآفرین

    این چند سطر درباره «سعید تشکری» نیست؛ که به حکم سلیقه طرفدار او و قلمش – هرگز – نبودم. به بهانه ازدست دادنِ اوست … و فریاد زدن سوگی بلند و غرا در گوش بشریت چرا که کسی از خانواده قلم رفته است.

    من بی آنکه اجر پُرنویسیِ «سعید تشکری» را ناماجور کنم که رفعت و اعتباری – به هرحال – برای خراسان و ادبیات نمایشی اش در این روزها بخشیده می‌نویسم هرگاه قلمی از دست بشر بر زمین افتد، تباهی او آغاز شده است. فقدان هر نویسنده‌ای خسارتی است برگشت ناپذیر. دنیای امروزمان مجموعه‌ای است شگفت آور از رازها و معماها، کابوس‌های موروثی، بافه های پیچیده فرهنگی و بی قراری‌هایی که تنها می‌توان تصویر و تصورش را از چشم قلم و با جوهر اشکش دید. شاید این تنها دارویِ بی بدیل تسکین بخشی است که در طی قرون پی در پی او برای آلام خود یافته است: قلم، نوشتن، بیان و اندیشیدن. حال تو خود بخوان جایگاه و توان و نقش نویسنده را در این هزارتوی بی گریز.

    بشر همواره به واسطه قلم و نوشتن، قدش افراشته‌تر به نظر رسیده و زبانش بُراتر و گاه که قلم به دست نااهل افتاده دیده‌ایم که چگونه همین قلم شباهت به تیغ یافته است در دست زنگیِ مست!

    پس ناگفته پیداست و آسان فهمیده می‌شود که چرا من و ما از رفتنِ «سعید تشکری» دلمان گرفته. یک نویسنده رفت؛ یک قلم برخاک نشست؛ یک ذهن خاموش شد و ریل‌های موثر از یک راهِ آهنیِ بلند از مدار استفاده لکوموتیوِ شتابنده زیستِ فرهنگیِ امروز خارج شد. آن هم در روزگارانی که سلامت نفسِ صاحبان قلم کیمیا شده و ما روز به روز بیشتر نیازمند کسانی چون او هستیم که به وقتش با قلم بتوانند در دهان کسی بکوبند و با اقتدارِ جوهر بگویند: «دلاک را چه به این حرف‌ها؟»

    بنابراین تو بگو دوست من، با این همه آیا هنوز هم لازم است برای غمگین بودن از رفتن «سعید تشکریِ» سلیم النفس، صبور، پرکار و فکور حتماً دوستش داشته باشم؟

    یادش جاوید.»

  • هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    در سال ۱۴۰۰ اهالی تئاتر چهره‌های شناخته شده و هنرمندان پیشکسوت و جوانی را از دست دادیم که تا سال‌ها جای خالی‌شان در فرهنگ و هنر ایران احساس خواهد شد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین موذن زاده: می‌گویند مرگ حق است و به شتری می‌ماند که ممکن است در خانه هرکسی بنشیند اما در طول ۲ سال گذشته متاسفانه مرگ چهره بی رحم و خشن خود را به مردم نشان داده است و آنها را با فقدان‌های غیرقابل تصوری روبرو کرده است؛ فقدان هایی که نمی‌توان جایگزینی برایشان یافت.

    در سال ۱۴۰۰ دنیا همچنان درگیر ویروس منحوس کرونا بود که البته با گستردگی واکسیناسیون در نیمه دوم سال آمار مرگ و میر و ابتلا به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد اما با این وجود خانواده‌های بسیاری داغدار شدند و با غم از دست دادن عزیزانشان سال را به پایان رساندند. در سالی که گذشت عرصه هنر نیز شاهد از دست دادن هنرمندان بسیاری بود که البته به نسبت سال گذشته تعداد درگذشت این عزیزان براثر کرونا را کمتر از قبل شاهد بودیم اما فقدان هرکدام از این عزیزان که بسیاری از آنها جوان بودند، باورنکردنی و درناک است، هنرمندانی که دیگر جایگزینی برایشان نمی‌توان متصور شد.

    از این رو در گزارش پیش رو تلاش شده است نگاهی اجمالی به فعالیت‌ها و زندگی هنرمندان تئاتری داشته باشیم که در سال ۱۴۰۰ رخ در نقاب خاک کشیدند تا از این طریق یادبودی هرچند کوچک برای این عزیزان در نظر گرفته باشیم؛ هنرمندانی که قطعاً جایشان در هنر این سرزمین خالی خواهد بود.

    امسال هنرمندانی چون حمید لبخنده، آیدین الفت، سیامک اطلسی، عزت الله مهرآوران و… را از دست دادیم که فعالیت‌های گسترده‌ای چه در گذشته و چه پیش از مرگشان در حوزه تئاتر داشتند اما یا در سال‌های اخیر بیشتر در مدیوم تصویر فعالیت می‌کردند یا اینکه مانند آیدین الفت علاوه بر حضور در تئاتر به عنوان طراح صدا در حوزه موسیقی و حتی سینما نیز فعال بودند از این رو پرداختن به فعالیت‌ها و سوابق این هنرمندان در گزارش‌های مرتبط دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

    ۱۳ فروردین / میثم مطهری؛ نحسی ۱۳ گریبان کارگردان جوان تئاتر را گرفت

    میثم مطهری کارگردان جوان تئاتر از اولین هنرمندانی بود که در ابتدای سال ۱۴۰۰ دارفانی را واع گفت. این هنرمند جوان بامداد ۱۳ فروردین ماه بر اثر عارضه کلیوی درگذشت. مطهری متولد سال ۱۳۶۳ و دانش‌آموخته دکترای مطالعات تئاتر از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و در حوزه تحقیق و پژوهش فعالیت داشت.

    او که یکی از اعضای فعال کانون کارگردانان خانه تئاتر بود، در سال ۹۶ نمایش «گرترود – روح پدر هملت» را در تالار مولوی روی صحنه برد. وی از کارمندان اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان نیز بود.

    ۲۸ فروردین / افشین سلیمان پور؛ درگذشت یک بازیگر بی‌حاشیه

    افشین سلیمانپور هنرمند و بازیگر تئاتر که ایفای نقش در نمایش‌های «تالاب هشیلان» و «خانه پدری» به کارگردانی همسرش نوشین تبریزی از جمله آخرین تجربه‌های بازیگری او در عرصه تئاتر بود، شامگاه شنبه ۲۸ فروردین بر اثر ایست قلبی چشم از جهان فروبست.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    افشین سلیمانپور از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اواخر دهه هفتاد وارد فعالیت‌های حرفه‌ای تئاتری شد. حضور در نمایش‌های «طعم آلوی جنگلی»، «گنجفه» و «شهر تنهایی من» و فیلم سینمایی «چند متر مکعب عشق» از جمله تجربیات زنده یاد سلیمانپور در عرصه بازیگری بوده است.

    ۱۲ اردیبهشت / علیرضا موسوی؛ کرونا بازیگر جوان تئاتر را گرفت

    علیرضا موسوی از بازیگران و دستیاران کارگردان جوان تئاتر بوده که در سن ۲۲ سالگی براثر عوارض ابتلا به کرونا که موجب عفونت ریه و آسیب به کلیه‌هایش شده بود جان خودش را از دست داد.

    نمایش‌های «مزا مزا»، «چند روایت مجهول و روزانه»، «همه درها به بیرون باز نمی‌شوند» از جمله کارهای این هنرمند جوان در مقام بازیگر و دستیار کارگردان بود.

    ۱۳ اردیبهشت / سیامک افسایی؛ تئاتر تبریز عزادار شد

    سیامک افسایی کارگردان و بازیگر تئاتر و تلویزیون متولد سال ۵۰ قزوین بود. وی از سال ۶۴ فعالیت در عرصه تئاتر را آغاز و بیش از ۲۰ اثر نمایشی را کارگردانی کرد. وی نویسندگی ۶ نمایشنامه و بازی در ۶۰ نمایش را در کارنامه خود داشت.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    از مهم‌ترین آثار سیامک افسایی می‌توان به بازیگری در سریال «آنام» اشاره کرد. نمایش‌های «کا»، «دوبارگی»، «می خواستم اسب باشم»، «باغبان مرگ»، «شام خداحافظی»، «آسمان روزهای برفی» و «چشمهایت را ببند» از جمله آثاری است که سیامک افسایی روی صحنه برده است. وی همچنین در ایام شیوع کرونا نمایش «خرس های پاندا به روایت یک ساکسفونیست که دوستی در فرانکفورت دارد» را به صحنه برد.

    سیامک افسایی پس از ابتلا به بیماری کرونا صبح روز ۱۳ اردیبهشت در بیمارستان ۲۹ بهمن تبریز درگذشت.

    ۲۰ اردیبهشت / هنرمند قدرندیده ای که باز هم قربانی ویروس منحوس شد

    ۲۰ اردیبهشت ماه بیژن افشار بازیگر قدیمی تئاتر، سینما و تلویزیون ایران بعد از چند روز دست و پنجه نرم کردن با بیماری کرونا در بیمارستان فیروزگر تهران دار فانی را وداع گفت. این هنرمند که متولد ۱۳۳۳ بود برای دومین بار به کرونا مبتلا شده بود اما به دلیل هزینه گزافی که یکی از بیمارستان‌های خصوصی برای بستری کردن وی درخواست کرده بود با وجود وخامت حالش نتوانست بستری شود و در نهایت با وساطت بهزاد فراهانی در یکی از بیمارستان‌های دولتی پذیرش گرفت اما متاسفانه درمان وی بی‌نتیجه ماند و وضعیت جسمانی این هنرمند رو به وخامت گذاشت و در نتیجه عوارض بیماری کرونا صبح دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ماه دار فانی را وداع گفت.

    بیژن افشار از اعضای فعال انجمن بازیگران خانه تئاتر بود و علاوه بر تجربه بازی در نمایش‌های مختلف در سینما و تلویزیون ایران نیز حضور مستمری داشت.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    بیژن افشار در فیلم‌های سینمایی «مربای شیرین»، «قلب‌های ناآرام»، «در وجه حامل»، «خبر خاصی نیست»، «خیابان دیوار»، «پیچ جاده نمناک»، «تابو»، «تمشک» و مجموعه‌های «مختارنامه»، «شهریار»، «خواب بلند»، «پرواز در ارتفاع صفر»، «یلدا» و … بازی کرده و عضو خانه تئاتر بود. این هنرمند در نمایش‌های مختلفی نیز به ایفای نقش پرداخته بود و قبل از ابتلا به بیماری قرار بود در آینده‌ای نزدیک روی صحنه برود.

    ۱۰ خرداد / سیامک قطاعی؛ جوانمرگی یک فعال تئاتری بر اثر ابتلا به سرطان

    سیامک قطاعی از فعالان جوان تئاتر و موسیقی ایران که متولد سال ۱۳۶۱ بود دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۰ در ۳۹ سالگی و بعد از دوره‌ای مبارزه با بیماری سرطان، چشم از جهان فروبست.

    زنده یاد قطاعی در مقطعی از زمان در واحد تالارهای مجموعه تئاتر شهر به فعالیت مشغول بود. عضویت در گروه اجرایی پروژه موسیقایی «چند شب» نیز از دیگر فعالیت‌های زنده وی بود. زنده یاد قطاعی که سابقه فعالیت در گروه‌های اجرایی تئاتر و موسیقی را داشت، طی سال‌های اخیر هم به عنوان راهنمای فرهنگی در مجموعه بنیاد رودکی و هم بخش حراست این بنیاد فعالیت کرد.

    ۱ تیر / ابوالفضل شاه کرم؛ مرگ به دلیل مشکلات کلیوی

    ابوالفضل شاه‌کرم متولد سال ۱۳۳۴ در بیش از ۵۰ اثر نمایشی و چندین فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی بازی کرد. ایفای نقش در تئاترهایی همچون «کوچ»، «غربت»، «چشم در برابر چشم»، «میلاد»، «شبی در حلبی‌آباد» و فیلم‌های سینمایی «مارمولک»، «خرس»، «مهمان داریم» و نیز مجموعه‌های تلویزیونی «امام علی (ع)»، «خاک سرخ»، «آشپزباشی» و … بخشی از کارنامه هنری این بازیگر است.

    این بازیگر به دلیل مشکلات کلیوی و ریوی صبح دوشنبه ۳۱ خردادماه در بیمارستان از دنیا رفت.

    ۱۷ تیر / درویش محمود؛ فقدان بی بازگشت یک نقال و پرده‌خوان قدیمی

    استاد درویش محمود مداح و پرده خوان شناخته شده که ۱۷ تیر ماه بر اثر بیماری قلبی درگذشت، به همراه برادرش استاد درویش علی از نخستین حاملان زنده میراث ناملموس فرهنگی استان اصفهان بود و در اسفندماه ۱۳۹۶ همزمان با ثبت ملی هنر پرده‌خوانی و روضه‌خوانی در شهر وزوان از توابع شهرستان شاهین‌شهر و میمه در فهرست آثار ناملموس، فهرست حاملان زنده میراث ناملموس نامشان ثبت شد.

    ۹ مرداد / جلال ستاری؛ مولف و اسطوره‌شناسی که جایگزین ندارد

    جلال ستاری سال ۱۳۱۰ در رشت متولد شد، در سوئیس تحصیل کرد و دکترا گرفت. او که در آستانه ۹۰ سالگی به علت مرگ مغزی درگذشت در طول ۶۰ سال فعالیت بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینه‌های افسانه‌شناسی، ادبیات نمایشی و نقد فرهنگی تالیف و ترجمه کرد. او همچنین نشان شوالیه هنر و ادب را از دولت فرانسه دریافت کرده بود.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    از آثار جلال ستاری می‌توان به «جان‌های آشنا»، «افسون شهرزاد»، «پژوهشی در اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر»، «آیین و اسطوره در تئاتر»، «نمایش در شرق» و ترجمه‌هایی مثل «اسطوره‌های عشق»، «دانش اساطیر»، «تأثیر سینما در کودک و نوجوان» و … اشاره کرد.

    ۲۱ مرداد / علی سلیمانی؛ هنرمندی که وقت رفتنش نبود

    علی سلیمانی بازیگر سینما و تلویزیون مدتی بود که به دلیل کرونا در بیمارستان بستری شده بود که متاسفانه ۲۱ مرداد ماه نتوانست بر این ویروس منحوس قالب شود و دار فانی را وداع گفت.

    علی سلیمانی سبقه تئاتری داشت و با وجود حضور در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف هیچگاه پیوندش را با تئاتر قطع نکرد. او علاوه بر کارگردانی و بازی در نمایش‌های خودش در نمایش‌های مختلفی روی صحنه حضور داشت که «خنکای ختم خاطره» به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ از جمله آنهاست.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    سهیلا جوادی همسر و سبا سلیمانی دختر این هنرمند برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطرات وی نمایش «خاموشان» را که پیش از این توسط سلیمانی به صحنه رفته بود مجدداً در تماشاخانه سنگلج و همچنین جشنواره تئاتر فجر اجرا کردند.

    از جمله مهمترین آثاری که زنده یاد سلیمانی در آنها به ایفای نقش پرداخته بود، می‌توان به سینمایی‌های «بی پولی»، «تنگه ابوقریب» و «سفر به چزابه» اشاره کرد. همچنین او در سریال‌های «وضعیت زرد» به کارگردانی مجید رستگار، «دادستان» به کارگردانی مسعود ده نمکی، «وضعیت سفید» به کارگردانی حمید نعمت الله به ایفای نقش پرداخته بود. سریال «کتونی زرنگی» وی هنوز به پخش از تلویزیون نرسیده است.

    ۴ شهریور / صادق صفایی؛ وداع با جانباز شیمیایی «از کرخه تا راین»

    صادق صفایی بازیگر، کارگردان و استاد دانشگاه ۴ شهریور ماه براثر ایست قلبی در منزل شخصی اش دار فانی را وداع گفت. وی پیش تر عمل قلب باز انجام داده بود و سابقه بیماری قلبی داشت.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    زنده یاد صفایی متولد ۱۳۴۰ در شهر طبس در فیلم‌های متعدد سینمایی از جمله «آژانس شیشه ای»، «از کرخه تا راین»، «آخرین وسوسه‌های زمین»، «وقتی همه خواب بودند»، «خوابگاه دختران» و «سفر سرخ» به ایفای نقش پرداخته بود. وی برای ایفای نقش جانباز شیمیایی در فیلم «از کرخه تا راین» دیپلم افتخار بازیگر مکمل مرد جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد.

    صفایی همچنین در عرصه تئاتر نیز در نمایش‌هایی چون «دایره گچی قفقازی» حمید سمندریان، «مرغ دریایی» هما روستا و «باران اگر بخواهد» آرش آبسالان نیز به ایفای نقش پرداخته بود. وی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود.

    ۱۴ مهر / حسین عابد؛ درگذشت یکی از بنیانگذاران حوزه هنری

    ۱۴ مهرماه حسین عابد بازیگر، نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر در سن ۷۲ سالگی دار فانی را وداع گفت.

    عابد متولد ۱۳۲۸ در تهران بود. این هنرمند متعهد از بنیان‌گذاران مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری بوده و مدتی مدیریت این بخش را بر عهده داشت که بر این اساس در آموزش، پژوهش، نگارش، نمایش، چاپ و نشر، هدایت و کارشناسی شعب استان‌های حوزه هنری در این امر تأثیر به سزایی داشته است.

    مشارکت در شکل‌گیری جشنواره تئاتر فجر (پیروزی) در سطوح استانی، منطقه‌ای و سراسری هم از دیگر فعالیت‌های این هنرمند پیشکسوت بود. مشارکت در تأسیس مرکز اسلامی تئاتر – کارگاه تجربه، مشارکت در تأسیس شورای نظارت و کارشناسی مرکز هنرهای نمایشی تهران و هدایت و کارشناسی شعب استان‌های وزارت ارشاد، مشارکت در ایجاد جشنواره نمایش‌های سنتی و آئینی، مرکز هنرهای نمایشی وزارت ارشاد اسلامی، مشارکت در ایجاد جشنواره سوره (ماه) در سه استانی، منطقه‌ای، سراسری) حوزه هنری؛ سر دبیر مجموعه نمایشنامه‌های سوره (جوان و کودکان)، ایجاد واحد کارشناسی مرکز امور نمایش (داوری، نقد و بررسی حوزه مرکز و شعب استان‌ها) هدایت فعال نمایشی تبلیغات جبهه و جنگ در هشت سال دفاع مقدس نیز از سوابق مؤثر او بوده است.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    عابد جدای از فعالیت‌های مدیریتی‌اش، در تأسیس گروه‌های آزاد نمایشی «زنده»، «مزدک» و «خانه هنر» مشارکت داشته است و بیش از ۱۶ اثر را روی صحنه برده بود. حوزه هنری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۲ به پاس زحمات این هنرمند و پیشکسوت هنرهای نمایشی طی مراسمی از وی تقدیر و تجلیل کرد.

    ۲۶ مهر / ابراهیم پاکدل؛ درگذشت یک شبیه خوان با سابقه استهبانی

    ابراهیم پاکدل بازیگر، کارگردان، نویسنده و چهره‌پرداز باسابقه هنرهای نمایشی اهل استهبان استان فارس ۲۶ مهر ماه به علت ایست قلبی درگذشت.

    او که متولد سال ۱۳۳۹ در استهبان در شرق فارس بود فعالیت هنری خود را از دوران کودکی در زادگاهش آغاز کرد و یکی از نخستین‌های هنر نمایش در این شهرستان به شمار می‌رفت.

    حضور در ده‌ها نمایش، تعزیه و سیاه بازی بخشی از کارنامه کاری این هنرمند است‌.

    ۹ آبان / ساشا کشوادی؛ نمایشی که بدون کارگردان به صحنه رفت

    ساشا کشوادی ۹ آبان ماه و تنها ۲ روز مانده به آغاز اجرای نمایشش «اتاق» بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت و عوامل و بازیگران گروهش و جامعه تئاتری را در بهت و حیرت فرو برد. کشوادی قرار بود نمایش «اتاق» را براساس داستانی واقعی و ملهم از اتفاقات دوران کرونا در تماشاخانه سپند به صحنه ببرد که عجل مهلتش نداد اما گروهش بعد از چند روز توقف به یاد این هنرمند، نمایش را برای اجرا آماده کردند.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    این کارگردان جوان متولد ۱۳۶۴ بود و پیش از این چندین تجربه کارگردانی تئاتر از جمله نمایش «واگیر ندارد» را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده بود.

    ۵ بهمن / فقدان یک پیشکسوت تئاتر گلستان

    ایرج قوشچی بازیگر پیشکسوت فعال در عرصه تئاتر، سینما، تلویزیون و کارمند بازنشسته فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان که سال‌ها در کسوت بازیگر هنرنمایی کرد و هنرمندان عرصه هنرهای نمایشی او را همواره «عمو ایرج» خطاب می‌کردند بامداد ۵ بهمن ماه پس از تحمل مدتی رنج بیماری دار فانی را وداع گفت.

    زنده یاد ایرج قوشچی در نمایش‌های متعددی همچون «دشت سنگ»، «دیوارها را پاک نکنیم»، «نیلوفرهای آبی»، «یازر یاسر» و نیز فیلم‌های «بال های سپید»، «دوران سربی»، «باد در علفزار می پیچید» و «رسم عاشق کشی» نقش آفرینی کرده بود.

    ۱۰ بهمن / علی حاج علی‌عسگری؛ درگذشت تاریخچه تئاتر گیلان

    علی حاج علی عسگری، پیشکسوت تئاتر، پژوهشگر و بازیگر گیلانی ۱۰ بهمن ماه بر اثر سکته قلبی در گذشت.

    مرحوم حاج علی عسگری هنرمند پیشکسوت تئاتر گیلان متولد سال ۱۳۲۲ پژوهشگر تئاتر به‌ویژه در زمینه تعزیه بود و مقاله‌های پژوهشی در این حوزه ارائه کرده بود. او پژوهشگر و هنرپیشه گیلانی و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه گیلان بود.

    نویسندگی نمایشنامه‌های «گیله مرد»، «عاشورا»، «خورشید کاروان» و کارگردانی نمایش‌نامه‌های متعددی همچون: «خورشید کاروان»، «خاک»، «چهره به چهره» و …. از جمله آثار آن مرحوم بود. او سال‌ها مسئولیت هنرهای نمایشی اداره کل ارشاد گیلان را برعهده داشت.

    ۱۹ بهمن / سعید تشکری؛ فقدان یک نویسنده و نمایشنامه نویس خراسانی

    سعید تشکری داستان نویس و نمایشنامه نویس شناخته شده خراسانی که به دلیل ابتلا به کرونا در بیمارستان بستری شده بود، ۱۹ بهمن ماه دار فانی را وداع گفت.

    هنرمندانی که قرن جدید در «صحنه» نیستند/ نغمه‌های مانده در «یاد»

    تشکری که به کرونای سختی مبتلا شده بود، خونریزی معده نیز داشت و ۱۸ بهمن تحت عمل جراحی قرار گرفته بود که برای انجام جراحی، شریان‌های اصلی خونش بسته شد که در نهایت پزشکان موفق نشدند مانع خونریزی وی شوند و وی ۱۹ بهمن ماه از دنیا رفت.

    تشکری از جمله نویسندگان خراسانی بود که طی سال‌های گذشته در زمینه نوشتن نمایشنامه و داستان‌های دینی و رضوی فعالیت داشت.

    پیکر این هنرمند در رواق حضرت زهرا (س) حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد و آیت‌الله علم‌الهدی نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی بر پیکر وی نماز اقامه کرد.

  • هنرمندی صاحب دیدگاه/ چه شد سعید تشکری به داستان‌نویسی روی آورد؟

    هنرمندی صاحب دیدگاه/ چه شد سعید تشکری به داستان‌نویسی روی آورد؟

    شهرام کرمی معتقد است سعید تشکری از بهترین نویسنده‌ها و نمایشنامه‌نویسان کشور و صاحب دیدگاه بود.

    شهرام کرمی نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر در آستانه چهلمین روز درگذشت سعید تشکری نمایشنامه نویس و نویسنده فقید، درباره جایگاه این هنرمند به تئاتر آنلاین گفت: سعید تشکری یکی از بهترین نویسنده‌های کشور بود. فقدان و درگذشت‌اش جامعه هنری را سوگوار کرد ولی این خادم امام رضا (ع) اعتقاد داست که زندگی محل گذر است و بازگشت همه به سوی خداست. برای روح بزرگ سعید تشکری طلب آمرزش دارم.

    وی با اشاره به اینکه سعید تشکری انسانی آرام، بی ادعا و دوست‌داشتنی بود، افزود: یکی از ویژگی‌های سعید این بود که عموم جامعه هنری دوست‌اش داشتند.

    کرمی معتقد است تشکری یکی از بهترین نمایشنامه‌نویسان و همچنین نویسندگان داستان‌های دینی و مذهبی بود.

    این هنرمند عرصه تئاتر یادآور شد: سعید در یک مقطع از نوشتن نمایشنامه فاصله گرفت و به سراغ داستان نویسی رفت که در آن عرصه هم موفق بود و آثارش به خوبی معرفی و گسترش پیدا کرد. یکی از بزنگاه‌های مهم در زندگی سعید تشکری این بود که ژانر کاری خود را عوض کرد و در ادبیات داستانی فعالیت کرد که در این حوزه نیز به مفاهیم دینی و معنوی توجه داشت.

    این نمایشنامه نویس با سابقه در ادامه سخنان خود تأکید کرد: نکته مهمی که می‌خواهم در فقدان سعید تشکری به آن بپردازم این است که چه شد سعید به عنوان یک نمایشنامه نویس و هنرمندی که از اولین فعالان در حوزه تئاتر دینی بود، به سراغ داستان نویسی رفت. خلاء توجه به حوزه ادبیات نمایشی در کشور دلیل این اتفاق بود. ما نمایشنامه نویسان بسیار خوبی از نسل‌های گذشته و همچنین نسل جوان داریم ولی متأسفانه جریان نمایشنامه نویسی ما مورد حمایت قرار نمی‌گیرد.

    کرمی متذکر شد: نبودن شرایط مناسب برای اشتغال و ارائه آثار نمایشنامه نویسان اولین دلیل برای مستمر نبودن فعالیت نمایشنامه نویسان است. نمایشنامه نویس با مشقت به خلق اثر می‌پردازد ولی اثرش نهایتاً یک یا ۲ اجرا اکتفا می‌کند. اگر اثر توسط ناشری هم منتشر شود عایدی مالی برای نمایشنامه نویس ندارد. متأسفانه این روند انگیزه خیلی از نمایشنامه نویسان ما را برای ادامه فعالیت نابود می‌کند. دلیل دوم این است که اساساً نمایشنامه نویسان در اکثر موارد برای ارائه اثر خود دچار چالش می‌شوند و با چالش‌هایی مواجه هستند، از این رو برخی علیرغم میل خود به کارگردانی روی می‌آورند.

    وی در پایان سخنان خود تصریح کرد: این معضلات باعث شد تا نویسنده با استعدادی مثل سعید تشکری ترجیح بدهد وارد حوزه ادبیات داستانی شود. البته جای خوشحالی دارد که سعید به عنوان یک تئاتری در عرصه ادبیات داستانی هم موفق بود و در آن عرصه نیز به رشد و بلوغ رسید و صاحب دیدگاه در ادبیات داستانی شد.

  • نوشته‌ای منتشرنشده از سعید تشکری/ داود کیانیان: ساختارشکن بود

    نوشته‌ای منتشرنشده از سعید تشکری/ داود کیانیان: ساختارشکن بود

    داود کیانیان نویسنده و پژوهشگر تئاتر به بهانه چهلمین روز درگذشت زنده یاد سعید تشکری بخشی از نمایشنامه «آفتاب کاران» این هنرمند فقید را در اختیار تئاتر آنلاین قرار داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، داود کیانیان نمایشنامه نویس، کارگردان، مدرس و پژوهشگر تئاتر کودک در آستانه چهلمین رو درگذشت زنده یاد سعید تشکری نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر یادداشتی را در اختیار تئاتر آنلاین گذاشته است که در آن علاوه بر ذکر خاطراتی از این هنرمند فقید بخش پایانی نمایشنامه «آفتاب کاران» وی را که نوشته‌ای مستقل به حساب می‌آید در اختیار تئاتر آنلاین قرار داده است.

    در این یادداشت آمده است:

    «این روایتی است از زنده یاد سعید تشکری که پایان بخش نمایشنامه «آفتاب کاران» اوست. همو که امروز سفر کرده است و قصه اش با اشکال مختلف روایت می‌شود. او را از زمانی که نوجوان بود و کار تئاتر را تازه در یکی از مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشهد شروع کرده بود، می‌شناختم. اوائل دهه پنجاه را می‌گویم. بچه خوش فکری بود که شوق بسیاری برای نوشتن و کارگردانی داشت. با بچه‌های گروه شماره دو پارت هم که ویژه تئاتر کودکان و نوجوانان بود، تمرین نمایش می‌کرد مثل «بهرام خاراباف»، زنده یاد علی میرعلایی و احتمالاً محمد حامد.

    او بیشتر مدیر بود و کم کم گروه تئاتر تشکیل داد و نمایشنامه‌هایی را که می‌نوشت، کارگردانی هم می‌کرد. سبک و سیاق خاص خودش را داشت. گرایش به ساختارشکنی همیشه در آثارش موج می‌زد. معمولاً نمایشنامه‌هایش را برای مطالعه به من هم می‌داد. الان که نگاه می‌کنم می‌بینم چند تا از آنها را هنوز دارم؛ «شناسنامه مانا» ۱۳۶۷، «گذار» بهار ۶۸، «آفتاب کاران» زمستان ۶۸ و «هفت دریا شبنمی» بهار ۱۳۷۳.

    نمی‌دانم اینها چاپ شده‌اند یا خیر؟ گذاشته بودم‌شان کنار تا روزگاری که دیدمش تقدیمش کنم اما نمی‌دانستم که دیگر هرگز او را نخواهم دید. فکر کردم به جای خاطره پردازی از او، و یا گفتن ویژگی‌هایش که رسم است، من یکی از نوشته‌هایش را هدیه کنم. به نظرم اینها از خاطرات من ارزشمندترند. تا اهلش با او از طریق آثارش آشنا شوند که این شاید بهترین طریق آشنایی باشد.

    نوشته‌ای منتشرنشده از سعید تشکری/ داود کیانیان: ساختارشکن بود

    بنابراین پایان بخش نمایشنامه «آفتاب کاران» را که خود یادداشت مستقلی است و در زمستان ۶۸ نگاشته شده است، تقدیم می‌کنم:

    «حرف های یک شاگرد کوچک

    فصلی از یک کتاب. مدرسه نمایش. نوشته سعید تشکری.

    «من شاگرد کوچکی هستم. من شاگرد کوچکی، از مدرسه‌ای بزرگ هستم. مدرسه نمایش. متن‌های زیادی نوشته‌ام و زیاد هم پاره کرده و بدور انداخته‌ام. من مشق‌هایم را، نه با تنبیه و ترس، با عشق و شور بسیار هم نوشته‌ام. من مشق‌هایم را دوست دارم، خیلی هم دوست دارم. من این مشق‌ها را در مدرسه نمایش نوشته‌ام. نام این مشق‌ها نمایشنامه است. من در مدرسه نمایش درس‌های زیادی را از بر کرده‌ام، من حرفهای زیادی را در مدرسه‌ی نمایش کشف کرده‌ام، آموخته‌ام. من، عشق، را در مدرسه‌ی نمایش یاد گرفته‌ام. تعهد را، انسان را، دوست داشتن را، بنده‌ی خوب خدا بودن را، همه را در این مدرسه فرا گرفته‌ام. اخلاق را نه با نمره‌ی انضباط زیر پانزده، درس اخلاق خوب را با محبت از استادانم که باز همه از شاگردان این مدرسه هستند، یاد گرفته‌ام.

    در مدرسه‌ی ما، هیچکس را، تنبیه بدنی، نمی‌کنند، هیچکس را به آسانی مردود، نمی‌کنند، تجدیدش نمی‌کنند. اما به آسانی به خاطر کم بودن نمره‌ی انضباط و اخلاق او را: اخراج می‌کنند، و من در مدرسه نمایش آموخته‌ام که شرط اول دانش آموز خوب بودن در این مدرسه، اخلاق خوب خدایی داشتن و آن‌را آموختن، است.

    ما دانش آموزان زیادی هستیم که در مدرسه نمایش درس می‌خوانیم، مدرسه ما جای مخصوصی ندارد. گاه در مسجد است و گاه در کلاس مدرسه. شاید هم در یک انباری کوچک و یا اتاق آبدارخانه ی یک اداره‌ی بزرگ، و یا باغی با چند درخت. و گاه در خیابان و شاید هم در یک محله. و بعضی وقت‌ها در خانه‌های خودمون. اما همه جا می‌تواند مدرسه نمایش باشد، چون هر جا که بتوان آموخت، مدرسه هم هست و صحنه هم هست و هر صحنه‌ای، روز امتحان مدرسه نمایش است، هر جا که باشد، برای ما دانش آموزان این مدرسه، همانجا مدرسه نمایش است.

    ما در مدرسه، هیچوقت از کودکی مان جدا نمی‌شویم. هر چه به کلاسهای بالاتر می‌رویم، باز هم همان کودک عاشق کبوتر هستیم. اصلاً خود آن کبوتر جلدی هستیم که هر جا برویم و بپریم. با زردی بام یک خانه می‌نشینیم، خانه ما، مدرسه‌ی ماست و مدرسه‌ی ما مدرسه نمایش است.

    همه جای ایران بزرگ، همه مسجدهای ایران، همه مدرسه‌های ایران، همه محله‌های ایران، همه کوچه‌های ایران، همه و همه مدرسه ماست. شرط اول دانش آموز بودن در این مدرسه، همیشه یاد گرفتن است. در این مدرسه هیچوقت به ما مدرک نمی‌دهند. وقتی خوب کار کنیم و درس بخوانیم و مشق بنویسیم، فقط: فقط تشویقمان می‌کنند. و اگر بد یا خیلی بد درس بخوانیم ما را هو می‌کنند. مردم با ما ارتباطی مستقیم دارند و روز امتحان فقط آنها از ما امتحان می‌گیرند. و مردم آدم‌های صادقی هستند و تنها از، دانش آموز صادق خوششان می‌آید، و چون شرط اول این مدرسه: یاد گرفتن و خوب هم یاد گرفتن و همیشه، تلاش کردن است.

    توی مدرسه‌ی ما، آدم بزرگها، یعنی شاگرد بزرگها، هم مثل ما بچه‌ها، مثل ما باید یاد بگیرند. آنها هم به ما کوچکترها یاد می‌دهند و هم خودشان یاد می‌گیرند. ما دانش آموزان مدرسه نمایش، مشق‌های زیاد، درس‌های زیاد، بازی‌های زیاد، از بر کردن زیاد، درس جواب دادن‌های زیاد… ما آخر درس‌های زیادی داریم که باید یاد بگیریم. همه طبیعت بزرگ جهان، همه بندگی جهان، خوب، بنده‌ی خوب خدا بودن، درس اول ماست. هر چه افتاده تر باشیم، هم چون درخت تناور سیب، که سرشار از سیب سرخ است، ولی افتاده است.

    و این درس بعدی ماست. و ما بارها، در این درس مانده‌ایم. شنیده‌ایم، ولی مانده‌ایم. چون فراموش می‌کنیم که، شاگردان کوچکی، از مدرسه بزرگ نمایش هستیم. و آن‌وقت دیگر، ما هم مثل همه ی دانش آموزان مدرسه‌ها، که، خطا، می‌کنند، تنبیه، می‌شویم. و سخت هم پیش خدایمان، تنبیه می‌شویم. چون دیگر، مشق‌هایمان، بوی صداقت، بوی خوش نمایش نمی‌دهد. معلم‌هایمان (مردم) از ما خوششان، نمی‌آید. مشق‌هایمان، درس‌هایمان، بوی مهربانی نمی‌دهد، اصلاً بوی نمایش نمی‌دهد. معلمهایمان (مردم) از ما خوششان نمی‌آید. مشق‌هایمان، درس‌هایمان، بوی مهربانی نمی‌دهد، اصلاً بوی نمایش نمی‌دهد.

    ای کاش همیشه شاگرد خوب مدرسه نمایش باشیم. و لازمه‌ی شاگرد خوب بودن کارکردن، خوب کار کردن، بنده‌ی خوب و خالص خدا بودن، تحمل کردن، شب‌ها و روزهای بسیار، بسیار بسیار نخوابیدن در خلوت خودمان فکر کردن، دردهای مردم را درد خود دانستن، اصلاً با درد بودن و باز کار کردن و سخت، خیلی سخت کوشیدن، و تا آخر عمر شاگردی کوچک، با دلی بزرگ به وسعت مدرسه بزرگ نمایش بودن است. و همه افتخار من، باور کردن این است که؛ شاگردی کوچک، از مدرسه بزرگ نمایش، شاگردی کوچک اما خوب از مدرسه بزرگ نمایش باشم و باشیم. فقط همین.»

  • سعید تشکری خادم‌الرضای واقعی بود/ آخرین نمایشنامه‌ها منتشر می‌شود

    سعید تشکری خادم‌الرضای واقعی بود/ آخرین نمایشنامه‌ها منتشر می‌شود

    رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در آستانه چهلمین روز درگذشت زنده‌یاد سعید تشکری اعلام کرد ۲ نمایشنامه آخر این نمایشنامه‌نویس فقید منتشر می‌شود.

    کوروش زارعی رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری در آستانه چهلمین روز درگذشت زنده‌یاد سعید تشکری نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، به تئاتر آنلاین گفت: سعید تشکری از هنرمندانی بود که از اول انقلاب اسلامی در تمام جریان‌های تئاتری انقلاب حضور مؤثر داشت. تشکری بچه حوزه هنری است و تمام فعالیت‌ها و رشد تئاتری و نمایشنامه نویسی‌اش در مرکز حوزه هنری خراسان رضوی و حوزه هنری تهران شکل گرفت.

    وی یادآور شد: سعید تشکری در جریان تئاتر «بچه‌های مسجد» تأثیر بسزایی داشت و از همان اولین دوره این رویداد هم به عنوان نمایشنامه‌نویس و هم به عنوان کارگردان حضور داشته است. در دوره سیزدهم تئاتر «بچه‌های مسجد» نیز نمایشنامه‌ای از سعید تشکری تولید و در استان‌های مختلف اجرا شد.

    زارعی سعید تشکری را هنرمندی معتقد، دینی و مذهبی دانست و گفت: تشکری واقعاً خادم‌الرضا بود و در عرصه نمایشنامه نویسی و رمان چندین اثر قابل توجه درباره امام رضا (ع) نوشته است.

    رئیس مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری با بیان اینکه سعید تشکری هنرمندی کم‌حاشیه و پر کار بود، اظهار کرد: سعید تشکری هیچگاه به دنبال حاشیه نبود و همیشه سرش به کار خودش گرم بود.

    وی اعلام کرد: آخرین کارهای سعید تشکری نگارش ۲ نمایشنامه «صاد» و «ثمین» با اقتباس از نهج‌البلاغه بود که به سفارش مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انجام شد. تشکری یک هفته پیش از درگذشتش طی تماسی با هم داشتیم گفت که این ۲ اثر آماده و بعد از ویرایش نهایی در اختیار ما قرار می‌گیرد. در حال پیگیری از خانواده زنده‌یاد تشکری هستیم که تا آخرین آثارش را منتشر کنیم.

    زارعی در پایان سخنان خود تأکید کرد: سعید تشکری جزو نمایشنامه‌نویسان و هنرمندان محبوب بود که همه تئاتری‌ها دوستش داشتند. ما دوستی صمیمانه و ۳۰ ساله با هم داشتیم و همیشه برای من، دوستی تأثیرگذار و مهم بوده است.

  • انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس برای درگذشت سعید تشکری پیام داد

    انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس برای درگذشت سعید تشکری پیام داد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، در پی درگذشت سعید تشکری نویسنده و نمایشنامه نویس تئاتر کشور انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس پیام تسلیتی صادر کرد.

    متن این پیام بدین شرح است:

    «انا لله و انا الیه راجعون

    انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس بنیاد فرهنگی روایت فتح، درگذشت ناباورانه نویسنده متعهد و ارزشمند، نمایشنامه نویس برجسته تئاتر انقلاب، دفاع مقدس و مقاومت استاد سعید تشکری را به عموم علاقه مندان وی، فرهیختگان و نیز خانواده آن مرحوم تسلیت عرض می نماید.

    بی شک آثار گرانقدر برجای مانده آن فقید سعید جزو میراث ارزشمند تئاتر انقلاب اسلامی خواهد بود و فقدان ایشان محسوس و ضایعه ای بزرگ در حوزه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران اسلامی خواهد بود.

    از خداوند عالی اعلی (جل جلاله) علو درجات و آرامش خاطر آن مرحوم را مسالت داریم. یادش ماندگار و خاطرش گرامی.»

    انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس در آیین اختتامیه چهاردهمین جشنواره «تئاتر مقاومت» در سال ۱۳۹۲ از مرحوم سعید تشکری یه پاس سال ها حضور مستمر و تاثیرگذار در حوزه ادبیات نمایشی انقلاب و دفاع مقدس تقدیر به عمل آورده بود.

  • پیام تسلیت انجمن‌صنفی نمایشنامه‌نویسان در پی درگذشت سعید تشکری

    پیام تسلیت انجمن‌صنفی نمایشنامه‌نویسان در پی درگذشت سعید تشکری

    به گزارش تئاتر آنلاین، در پی درگذشت سعید تشکری نمایشنامه نویس، نویسنده و مترجم کشورمان انجمن صنفی نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران در یادداشتی که برشی از رمان «رژیسور» سعید تشکری در آن آورده شده است، فقدان وی را تسلیت گفت.

    در این یادداشت آمده است:

    «روسی‌خان به گلشا گفت: عکاسی را که یاد گرفتی، حالا در خیال خودت، سینماتوگراف را هم بیاموز. بعد از عکاسی نوبت سینما است. شما ملت شفاهی هستید. داستان، شعر، نثر، غزل و رباعی و مثنوی زیاد دارید؛ اما تصور و تصویر ندارید. ملتی که زیاد حرف می‌زند، دیر تصمیم می‌گیرد. خیال می‌کند می‌داند. ما فکر کردیم در جنگ با مشروطه‌خواهان، چگونه باید در ایران بمانیم. راهش فقط این است: شما باید پادشاهی داشته باشید که ایران مملکت دوم او باشد و روسیه سرزمین اول او. پس پادشاه شما را تربیت کردیم. راستی، حالا این پادشاه می‌خواهد با تو حرف بزند …

    برشی از رمان «رژیسور» نوشته‌ سعید تشکری (۲۰ تیرماه ۱۳۴۲/ قوچان – ۱۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۰/ مشهد)

    انجمن صنفی نمایشنامه‌نویسان و مترجمان تئاتر ایران فقدانِ سعید تشکری، نویسنده، هنرمند و عضو حرفه‌ای‌ خود را به خانواده‌ محترم ایشان و جامعه‌ هنر و ادبیات کشور تسلیت می‌گوید.

    یادش گرامی؛ روانش شاد.»

  • سعید تشکری درگذشت

    سعید تشکری درگذشت

    به گزارش تئاتر آنلاین، سعید تشکری داستان نویس و فیلمنامه نویس که به دلیل ابتلا به کرونا در بیمارستان بستری شده بود، ساعتی پیش درگذشت.

    تشکری که به کرونای سختی مبتلا شده بود، خونریزی معده نیز داشت و دیروز دوشنبه ۱۸ بهمن تحت عمل جراحی قرار گرفته بود که برای انجام جراحی، شریان های اصلی خونش بسته شد. اما در نهایت پزشکان موفق نشدند مانع خونریزی وی شوند.

    تشکری از جمله نویسندگان خراسانی است که طی سال های گذشته در زمینه نوشتن نمایشنامه و داستان های دینی و رضوی فعالیت داشت.

  • روایت سرگذشت حرم رضوی به قلم سعید تشکری در «غریب قریب»

    روایت سرگذشت حرم رضوی به قلم سعید تشکری در «غریب قریب»

    رمان «غریب قریب» به قلم سعید تشکری بار دیگر از سوی نشر کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شد.
    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از «شهدتئاتر»، رمان «غریب قریب» اثر سعید تشکری که پیش از این از سوی موسسه آفرینش‌های هنری آستان قدس رضوی در قالب دو جلد منتشر شده بود، از سوی نشر کتابستان معرفت در یک جلد روانه بازار کتاب می‌شود.
    «غریب قریب» داستان ساخت و بازسازی بارگاه ملوکتی امام رضا(ع) در دوران‌های مختلف تاریخی است. تشکری در این رمان در دوازده بخش، روایت‌هایی از ساخت این بارگاه در دوران‌های نوغانیان، سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، چنگیزی‌ها، ایلخانان، تیموریوان، صفویان، افشاریان و قاجار را ارائه کرده است.
    بر اساس این گزارش رمان «غریب قریب» اثر سعید تشکری در شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه با قیمت ۳۲ هزار تومان روانه بازار کتاب خواهد شد.
    سعید تشکری نویسنده و نمایشنامه‌نویس است که آثاری نظیر «بار باران»،‌ «پاریس پاریس»، «ولادت»، «مفتون و فیروزه»، «هندوی شیدا» و «هرایی» از روانه بازار کتاب شده است. همچنین او به خاطر رمان «مفتون و فیروزه» توانست جایزه قلم زرین را به خود اختصاص دهد.

  • «هرایی»، تازه ترین رمان سعید تشکری منتشر شد

    «هرایی»، تازه ترین رمان سعید تشکری منتشر شد

    رمان «هرایی»، تازه ترین اثر سعید تشکری نمایشنامه نویس و داستان نویس برجسته مشهد و کشور منتشر شد.
    به گزارش «تئاتر آنلاین»؛ سعید تشکری از نویسندگان کشورمان خبر از انتشار جدیدترین کتابش داد و گفت: «هرایی» در ادامه کتاب‌های من است که به حوزه جغرافیایی شهر مشهد به عنوان یک کلان شهر ارتباط دارد اما موقعیت جغرافیای‌اش خارج از شهر مشهد است.
    وی افزود: من در این رمان سراغ این موضوع رفته‌ام که اصولا در رفتارشناسی جامعه ما،‌ آدم‌ها از شغل‌هایشان جدا هستند یعنی کسی را که ما در کسوت مهندس یا پزشک می‌شناسیم، ظاهرا صرفا این شغل را دارد و آداب و تعهدات این شغل یادمان رفته است و این یکی از بزرگترین نقصان‌های تربیتی ما در فضای اجتماعی است و من روی این موضوع در رمان هرایی دست گذاشته‌ام.
    نویسنده رمان «مفتون و فیروزه» اظهار داشت: هرایی به زبان خراسانی یعنی آوای بلند. یکی از قهرمان‌های رمان به زبان دری و خراسان کهن سخن می‌گوید و ریشه‌های هراتی دارد و در این رمان سرنوشت خانم پزشکی دنبال می‌شود که بر خلاف عادت جامعه، هویت خود به عنوان پزشک و قانون پزشک بودن را در تمام مناسبات خود رعایت می‌کند و تعهد اجتماعی دارد و این نقدی است بر رفتارهای آدم‌هایی که تعهدی ندارد.
    تشکری درباره شیوه و سبک نوشتن رمان اظهار داشت: این کتاب‌ها مثل دیگر رمان‌های من فصل‌های کوتاه و سکانس وار دارد. و این رویکرد را من در رمان‌هایم دنبال می‌کنم تا خواننده موقع خواندن حس کند وقایع را می‌بیند. زاویه‌های دید کاملا متنوع است و قلمرو جغرافیایی‌اش در شهر قم می‌گذرد. و در مجمع هم نقد مناسباتی است که ما در تیتر قبولش داریم ولی به آنها عمل نمی‌کنیم و باعث تشدد و عدم تعهد در جامعه شده است در حالی که مثلا اگر من نویسنده متعهد باشم بسیاری از مشکلات حل می‌شود.
    این نویسنده درباره زبان دری به کار رفته در رمان گفت: زبان یکی از قهرمانان رمان که هراتی است، دری است و این اتفاقا رمان را خوش تکنیک کرده است و ما با یک فارسی پالوده مواجه هستیم که تقابل زبان شهری با زبان فارسی دری را نشان می‌دهد.
    تشکری در پاسخ به این سوال که چرا سراغ چنین رویکردی در زبان رمان رفته‌اید، اظهار داشت: چون الان در زبان ما التقاط وجود دارد. زبان پاکیزه‌ای نداریم. خیلی از واژه‌های لمپنی که قبلا کلمات رکیکی بوده‌اند امروز ما استعمالش می‌کنیم حتی در رسانه‌مان ورود کرده‌اند در حالی که ۱۰ سال پیش اینها کلمات بدی بوده‌اند و من به همین دلیل این تقابل را نشان داده و پیشنهادهای تازه‌ای ارائه کرده‌ام.
    وی افزود: در این داستان هم من نویسنده به عنوان یک شخصیت در رمان حضور دارم البته در این تکنیک غربِها بیشتر کار کرده‌اند. «رمان هرایی» هم اکنون به بنیاد شعر و ادبیات داستانی برای انتشار سپرده شده است و تا هفته‌های آینده منتشر می‌شود.