برچسب: سریال بازی مرکب

  • نتفلیکس قصد آمریکایی‌سازی «بازی مرکب» را دارد

    نتفلیکس قصد آمریکایی‌سازی «بازی مرکب» را دارد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ساما، شایعات تایید نشده حکایت از این دارد که نتفلیکس قصد دارد نسخه آمریکایی «بازی مرکب» را با همکاری دیوید فینچر بسازد.

    پس از موفقیت چشمگیر این سریال کره‌ای گفته شده حالا نتفلیکس قصد دارد این سریال را آمریکایی‌سازی کند.

    جف اسنایدر از پادکستی سینمایی با به اشتراک گذاشتن این خبر افزوده نتفلیکس قصد دارد تا فینچر را برای تولید و کارگردانی این پروژه راضی کند. اگر نتفلیکس بتواند فینچر را راضی کند موفقیت بزرگی برای این غول استریم محسوب می‌شود.

    «بازی مرکب» نخستین بار سپتامبر ۲۰۲۱ از نتفلیکس پخش شد و فصل اول آن تنها در چهار هفته ۱.۶۵ میلیارد ساعت تماشا داشت. موفقیت عظیم این سریال به سرعت آن را به پربیننده ترین سریال در تاریخ استریم بدل کرد. این سریال با استقبال خوبی از سوی منتقدان هم روبه‌رو شد و برای خط داستانی تاثیرگذار، بازیگری و قدرت تولیدش با تحسین مواجه شد.

    منبع

  • بازی مرکب؛ نمایش نابودی معنا و نیهیلیسم دهشتناک است

    بازی مرکب؛ نمایش نابودی معنا و نیهیلیسم دهشتناک است

    به گزارش تئاتر آنلاین، در ماه های اخیر پس از پخش سریال «بازی مرکب» واکنش های متفاوتی نسبت به این سریال صورت گرفت و نقدها و تحلیل های بسیاری درباره آن نوشته شد متنی که در ادامه می‌خوانید یادداشت بهزاد اسدی، فیلمساز ، دانشجوی دکتری فلسفه هنر دانشگاه تهران شمال درباره این سریال است.

    کارل مارکس در کتاب ایدئولوژی آلمانی (Die Deutsche Ideologie) می نویسد؛«فقط در اجتماع با دیگران است که هر فرد وسایلی برای پرورش استعدادهایش در هر راستا ای را دارد از این رو فقط در اجتماع است که آزادی شخصی ممکن می‌شود از این منظر آزاد بودن چیزی نیست جز تحقق بخشیدن به خود با دیگران آزادی مترادف اجتماعی در حال کار کردن است، یعنی اجتماعی موفق». به نظر مارکس آزادی فردی یک مکر است: نیرنگ سرمایه.

    بیونگ چول هان فیلسوف آلمانی کره ای در کتاب روان سیاست خود می‌گوید؛ «ما در مرحله خاصی از تاریخ زندگی میکنیم. آزادی موجب الزام و اجبار می‌شود. آزادیِ توانستن حتی اجبار بیشتری ایجاد می‌کند تا بایستنِ طرفدار نظم، که فرامین و ممنوعیت هایی صادر می‌کند. بایستنِ حدی دارد. در مقابلش، توانستن حدی ندارد. به همان میزان توانستن مستلزم اجبار نامحدود است به این ترتیب خود را در موقعیتی متناقض می‌یابیم. از لحاظ فنی، آزادی به معنی متضاد اجبار و الزام است آزاد بودن یعنی آزاد بودن از الزام. ولی حالا خود آزادی، که متضاد الزام فرض می‌شود، اجبار تولید می کند. اختلالات روانی همچون افسردگی و فرسودگی روانی در اثر کار نشان دهنده بحران عمیق آزادی هستند. آزادی اکنون در حال تغییر جهت دادن به اشکال چندگانه اجبار است».

    نمی‌توان منکر نگرش این فیلسوف کره ای الاصل بر روح و روان بازی مرکب شد. رسانه به عنوان بمباران مغز و روح انسان امروزی ما را در این بازی خبردار می کند. همه چیز سر پول و نظام سرمایه داریست وقتی که اخبار و تلویزیون در بک گراند قصه بازی مرکب خبر از ۹۴ درصد بدهکاری مردم وام گرفته به بانکهای کره را می دهد این یعنی مردم تا مفرغ آلوده سیستم سرمایه شدند.

    و حال اینجا هست که بازی آغاز می‌شود یعنی جایی که سرمایه‌داران بزرگ، بشر توده زخمی و نابود شده را به بازی می گیرند و آن را دستاویزی برای تفریح و سرگرمی خود می پندارند. این حرکت مهم بازی مرکب فقط مقابله و دهن کجی به نظام سرمایه و پول نیست، او دارد کمونیست توده، یکسان و بی تفکر را زیر سوال و شماتت می‌برد و حرف اصلی او نه مبارزه با بورژوازی و نه پرولتاریا است بلکه او دارد نابودی معنا و به طور اخص نیهیلیسم دهشتناک را در دنیای امروز به تصویر می کشد.

    این جزیره بازی مرکب؛ گونه ای ارجاع به جزیره اسرارآمیز ژول ورن (Jules Verne) یا شاتر آیلند یا حتی زندان جزیره آلکاتراز هست. اگر ما همچنین بپذیریم که این ارجاع به اکوسیستم و قوانین جنگل است ، پس میتوان اَشکال ماسک ها را ارجاعی به سیستم ساختار و زندگی مورچه ها و کلونی آنها دانست. شکل ماسک دایره به معنی کارگر، شکل مثلث به معنی سرباز و مربع به معنی مدیر است. پلکان های عجیب و راهروها به اثر معروف موریس کرنلس اشر (به هلندی: Maurits Cornelis Escher – ۱۸۹۸ –۱۹۷۲) نقاش هلندی قرن بیستم به اسم نسبیت ارجاع داده می شود یکی از معروف ترین نقاشی هاست که دو ویژگی مهم دارد یکی جاذبه به صورت معمول در آن نیست و دوم در بی نظم ترین مکان ها هم نوعی نظم پنهان وجود دارد و می‌توان دید. یعنی نقطه عکس طراحی های دقیق و منظم لودویگ ویتگنشتاین.

    افراد قدرت و سرمایه، توده فرودست و متلاشی شده را به بازی می گیرد یه بازی سرمایه داری، توده ای که منفک شده ، استیصال دارد ، به صورت منفرد ، تکی ، هدف و منفعت خود را مشخصا خودش می بیند تا در جمع و جامعه، این همان خواسته نظام سرمایه و پول است به طور شاخص امپریال و نئولیبرال است. هر کس فقط می‌خواهد خود را نجات دهد آنها بازی می کنند و می دانند که می میرند ولی آن صندوق یا قلک خوک نورانی پر از تلالوء پول بالای سرشان امانی بهشان نمی دهد که تفکری بکنند و از دام این قدرت هولناک سرمایه خارج شوند.

    آنها همگی فرد به فرد با هر شغل و پرستیژی از بی پولی و بدهکاری به سراغ سَراب پول می آیند. در جایی که پرولتاریا نابود شود و توده به سمت تکثر یا پول سوق بُخورد، مسیر همین می‌شود که شمای فرد جامعه (کارگر، مهندس، نابغه دانشگاه، دزد، کاسب، شیشه ساز، زن خانه دار، پیرمرد، مهاجر، مرد و زن جوان بیکار و….) همه در یک ظرف در یک سمت قرار می گیرید و آن هم به نام بازی مرکب سرمایه داری است.

    بیونگ چول در ادامه مقاله استثمار ازادی می نویسد ؛«امروز بنده نئولیبرال فاقد سیادت در واقع آزادی اربابی است که به تعبیر دیالکتیک هگل هیچ کاری نمی کند و لذت صرف می دارد برای هگل سیادت ارباب حاصل فائق آمدن او بر زندگی عریان و به جای خریدن خطر مرگ در این فرآیند است چنین افراطی زندگی و لذت بی حد و حصر برای بنده ای که فقط نگران زندگی عریان است بیگانه است ولی برخلاف آنچه اگر فرض گرفته کار کردن بنده را آزاد نمی کند بنده بَرده کار می ماند حالا بنده ارباب او را هم مجبور به کار می‌کند دیالکتیک امروز ارباب و بنده یعنی تمام یا بخشی به کار».

    بنابراین اکنون پرسش این است که بیونگ چول هان را مطرح می‌کند«آیا لازم است آزادی را باز تعریف کنیم یا دو بار آن را ابداع کنیم تا از دیالکتیک مخربی که دارد آن را به اجبار تغییر می‌دهد بگریزیم یا خیر؟ نئولیبرالیسم نماینده نظامی به شدت کارآمد در واقع هوشمند برای استثمار آزادی است. هر چیزی که به اعمال و اشکال بیانگر آزادی تعلق دارد – احساس و بازی و ارتباط – به استثمار شدن منجر می‌شود. استثمار انسان ها بر خلاف میلشان ناکارآمد است استثمار دیگر موجب بازدهی نزولی می‌شود فقط وقتی آزادی را استثمار می‌کنیم، بازدهی بیشینه می شود».

    برای افراد قدرت دیگر هیچ فرقی بین انسان با اشیا حیوانات و… وجود ندارد چون دیگر اخلاق، انسانیت، آرمان، شرف، دین – وجود معنوی، ظاهری، باطنی و خارجی ندارد همه چیز خلاصه می شود در پول چون هیچ وقت هیچ قشری، رهبری، دیکتاتوری، پیام آوری، قدرت که امروز پول داشته در هیچ برهه از تاریخ به خود ندیده است. به قول نیچه در کتاب دانش طربناک « ما او (خداوند) را کشته‌ایم» ، پول همه جاه طلبی های که بشر، بشر همه چیز خواه و خوار میخواهد به او می‌دهد؛ قدرت، سلطه، کنترل، آسایش و…..

    شیب نیهیلیسم به قدری تند و سریع می‌شود ، سرعت می‌گیرد و به نقطه دهشتناک خود می‌رسد که مهمان های ویژه (VIP) با ماسک های طلایی شکل حیوان وار که بسیار طراحی عالی درتفکر و نبوغی داشته این انتخاب برایشان وارد می‌شوند.

    می توانند اسپانسر اصلی و حامی مالی این بازی سرمایه داری خود همین چند نفر باشند همگی سفیدپوست ، همگی با زبان انگلیسی و لهجه آمریکایی که نماد امپریال و سرمایه داری در عصر امروز ما صحبت می کنند. همه ماسک ها از کتاب مزرعه حیوانات اثر مانا جورج اورول برداشت شده ولی در نکته قابل تامل هیچ ماسکی به آن شخصیت های حیوان کتاب شباهت ندارد این نشان از تغییر و ذائقه حیوانهای انسان نمای عصر تکنولوژی زده امروز با حیوانهای مزرعه حیوانات اورل دارد. حیوان امروزی جاه طلب تر و از جایگاه حیوانی دیروز هم پایین تر آمده و پست تر شده است همگی شخصیت ها نماد و نشانه های نظام ثروت ، سرمایه غربی را دارند اشاره دقیق اینکه نظام سلطه پول همه جا را گرفتند و دیگر هیچ جا امن نیست ، حتی شرق دور از نظام سرمایه داری و جاه طلبانه اش در امان نیست.

    انسان ها شماره گذاری می شوند براساس شماره سنجش و پردازش می شوند چون دیتاهای کامپیوتر یک جزء کوچک و بی اهمیت از کل یک سیستم تکنولوژیک می‌شوند.مهمان های ویژه به خاطر هوس ها و سرگرمی های خود که همگی امر مطبوع شکل و حتی نازل تر از آن هستند آنها به روی معنا و مفاهیم اعداد شرط بندی میکنند مثل عدد ۶۹ یا بالعکس ۹۶ روی هر عدد یک میلیون دلار می گذارند. تا با باخت یا برد آن باعث ارضای میل سلطه، کنترل و قدرت خود بشوند.

    چون در نظام ثروت و سرمایه سر رأسان قدرت دیگر هیچ چیزی آنها را ارضا نمیکند. رئیس این تشکیلات و حکومت این بازی وقتی در برج عاج خود با بازیکن برنده روبرو می‌شود می‌گوید مهم نیست چه می‌خرید، چه می‌خورید یا چه می‌نوشید، در نهایت همه چیز خسته کننده می‌شود. در جایی دیگر یکی از مهمان های ویژه می‌گوید من قبل تر ها روی اسب ها شرط بندی می کردم ولی دیگر برایم جذابیتی نداشت برای همین آمدم اینجا و روی این بازی شرط بندی می کنم و با خنده خون آشام وار ثروت می گوید که فرقی بینشان نیست. برای سرمایه دار انسان و اسب در یک راستا قرار می‌گیرد هر دو برای سود، لذت، شرط بندی و سرگرمیست. وقتی مهمان ویژه برهنه می شود تکامل و تصاویر کامل سرمایه‌داری را میتوانیم به وضوح ببینیم او سرپا ایستاده؛ فربه، بی قواره، میان ماسک حیوانی و بدن بی شباهت به انسان است و فرد توده بر زانو نشسته و به او زل میزند. بیونگ چول هان در کتاب روان سیاست خود در بخش بحران آزادی می نویسد «آزادی سرمایه از طریق آزادی فردی به خود شکوفایی می‌رسد در این فرآیند افراد توده جامعه که به آلت های تناسلی سرمایه تنزل می یابند». این تصویر تعریف کامل همین جمله چول هان است، مهمان ویژه فربه به دنبال ارضاء و سرگرمی هست. بیونگ چول هان در ادامه همان مقاله از والتر بنیامین نقل می کند؛

    «سرمایه داری نوعی دین است. او میگفت سرمایه داری نماینده اولین نمونه فرقه است که گناه خلق می کند، نه کفاره را».

    Der erste fall eines nicht entsuhnenden, sondern verschuldenden kultus.

  • محتوای «بازی مرکب» ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری است

    محتوای «بازی مرکب» ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری است

    شاپور بهیان گفت: دلیل توجه مردم به این سریال «بازی مرکب» این است که محتوای این‌اثر همان ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری است که توسط هژمونی رسانه‌ای آن به مردم القا می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین نشست نقد و بررسی سریال کره‌ای بازی مرکب ظهر دیروز چهارشنبه ۲۶ آبان توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات با حضور شاپور بهیان عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، محمدرضا جوادی یگانه عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، رضا نجف‌زاده عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و با دبیری مصطفی اسدزاده عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به‌صورت برخط برگزار شد.

    در این برنامه هر کدام از کارشناسان به ایراد سخن و نظر در خصوص این‌سریال از منظر سرمایه‌داری و صنعت سرگرمی پرداختند و ابعاد مختلف آن را بررسی کردند.

    در ابتدای این نشست مصطفی اسدزاده دبیر برنامه و عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات گفت: سریال بازی مرکب سال ۲۰۰۲ ایده‌اش به سر کارگردان آن زد اما کسی حاضر به همکاری برای ساخت آن نبود و در سال ۲۰۱۸ کمپانی نتفلیکس پذیرفت که آن را ساخته و منتشر کند. حال باید دید این سریال نقد سرمایه‌داری است یا پرداختن به صنعت سرگرمی و بها دادن به آن می‌باشد. برخی می‌گویند این اثر ارزش نقد دارد و برخی قائل به نقد آن نیستند و سریال را ضعیف و سطحی می‌پندارند. باید دید از منظرهای گوناگون نقد و نظر روی این سریال چیست.

    *هدف ترساندن جامعه از وضعیت پسا سرمایه‌داری است

    محمد رضا جوادی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران گفت: باید دید چرا اقبال مردم روی این سریال زیاد است، باید از منظر اخلاق اجتماعی و نظریه بازی آن را بررسی کرد. اقبال جامعه ایرانی در سال‌های اخیر به سینمای کره زیاد شده و سینمای کره هم رشد زیادی داشته است. داستان سریال بازی مرکب در خصوص قمار است. قمار یعنی بازی بازنده‌ها و حرص حقیرانه در این رقابت ملاک و مبنای وسوسه است. معمولاً همه قمارها و بازی‌ها برمی‌گردد به داشت دارایی افراد، اما سریال قمار بر سن جان رخ می‌دهد و زندگی افراد مورد بازی قرار می‌گیرد. در بازی مرکب افراد بازنده هستند و هیچ چیز برای از دست دادن ندارند، برای همین جان خود را برای قمار وسط می‌گذارند و در این بازی بازنده‌ها عموماً جامعه و اتحادی شکل نمی‌گیرد و هر فرد برای بقای خودش می‌جنگد.

    وی ادامه داد: در این سریال اخلاقی وجود ندارد چون اخلاق جایی است که جامعه وجود دارد و ترکیب برنده و بازنده کنار هم است، اما اینجا امکان زیستی وجود ندارد و تنها بقای محدود تعریف شده و شکل گرفته است. در نتیجه ساختار جامعه در این سریال وجود ندارد و فردیت افراد نیز خطرناک می‌شود. از منظر نظریه بازی بخواهیم آن را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که بازی مرکب مجموعه‌ای از بازی‌های قماری و برد و باختی است که تلاش دارد افراد را وسوسه کند برای مشارکت و این را باید گفت که سبک ارائه این بازی به نظر اولتیماتوم گیم است، یعنی دادن اختیار برای خروج از بازی ولی در واقع اختیاری وجود ندارد و در رده دیکتاتورگیم قرار می‌گیرد. چون به ظاهر مختارانه وارد شده‌اند اما بنابه شرایط و جبر حضورشان دیکتاتوری می‌شود.

    عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: سبک بازی در جزییات، بازی دوراهی زندانی است. یعنی خروج یک نفر از دوراهی و رفتن به مرحله بعد و عملاً یعنی نفع شما در زیان دیگران است. در مراحل اول و دوم مهارت فردی، هوش و شانس ملاک است و در مرحله سوم سبک بازی چیکن گیم یا بازی بزدلانه است. یعنی همکاری تیمی از سر ناچاری برای بقا حتی اگر رضایت به بقای دیگران نباشد. مرحله چهارم منطق می‌شود رقابت همراه با شانس و تصادف، مهم بازی پنجم است که پل شیشه‌ای است که ترکیبی از انتقام، محاسبه، شانس، همکاری و رقابت است.

    جوادی گفت: سریال بازی مرکب به رخ کشیدن انحلال جامعه است و فردگرایی برای بقا علیه هم را نمایان می‌کند و براحتی انسان برای حیات شخصی خود بدون هیچ تقیدی دیوانه‌وار وارد بازی قمار بازنده برای طمع برد می‌شود و این نتیجه‌اش فروپاشی جوامع را در پی خواهد داشت. در سریال به وضوح میبینیم یک عده بالا نشین مادام در حال ثروت‌مند شدن هستند و بازی‌کن‌ها که از طبقه متوسط هستند در حال نابودی و رقابت و این خطرناک‌ترین وضعیت برای جوامع است. یعنی خطر فروپاشی طبقه متوسط که منجر به انهدام کل جوامع بشری خواهد شد. سریال به ما می‌گوید اگر طبقه بالا نشین و سرمایه داری نباشد و منحل شود کل جامعه و بازی‌کن‌ها نابود خواهند شد و لازم به بقا سرمایه‌داری است تا قمار برندگی بماند. هدف این سریال و امثال آن بجای نقد سرمایه‌داری در واقع هشدار به جامعه برای وضعیت پسا سرمایه‌داری است. یعنی اگر سرمایه‌داران نباشند شما مردم به جان هم خواهید افتاد و نابود خواهید شد.

    * فردگرایی در پی فروپاشی اجتماعی

    در ادامه شاپور بهیان جامعه شناس حوزه هنرو ادبیات عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: دلیل اینکه توجه مردم به این سبک کارها زیاد است در واقع باید گفت این همان ایدئولوژی نظام سرمایه‌داری است که توسط هژمونی رسانه‌ای آن به مردم القا می‌شود که اگر بخواهی توفیق، قدرت و ثروت بدست بیاوری باید با فردگرایی و تلاش انحصاری خودت به هر قیمت به آن برسی و حتی اگر شکستی هم خوردی ناشی از ضعف و ناتوانی فردی خودت است و نه سیستم و ساختار و همین ساختار مردم را ترغیب به قمار برای بقا و جنگ قدرت و ثروت می‌کند و در نهایت جوامع نابود و سرمایه‌دارها ثروتمندتر و قدرتشان بیشتر می‌شود.

    وی ادامه داد: سرمایه‌داری با بازی هابزی و داروینی با بازی دادن مردم و رقابت بازنده آن‌ها، هم لذت می‌برد و هم به ثروت مطلوبه حاصل از آن می‌رسد. این سریال هم صنعت سرگرمی است و هم نقد سرمایه‌داری، ولی به‌نظرم نمی‌تواد نقد آگاهانه باشد. در این بازی نبرد اجتماعی وجود ندارد و مبارزات فردی و امیال شخصی است و طبقه درخود مانده که درکی از کلیت ندارند صرفاً برای وجودیت خویشتن تلاش می‌کند.

    * منطق هابزی در پنهان سازی وجودی سرمایه‌داری

    رضا نجف زاده عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت: این سریال بخشی از صنعت سرگرمی است. انسان عصر حاضر تمایل بازی محوری دارد و می‌خواهد که در این میدان بازی کند و بازی دهد. سریال دارد به سریالی شدن چنین زیستی کمک شایانی می‌کند و شبکه بها دهنده به آن به‌راحتی دارد جامعه شناسی شرقی را دگرگون و به همه جهان بست می‌دهد. حامیان سینمای کره تاکید زیادی دارند که فرهنگ و جامعه شناسی سنتی شرقی براحتی تحریف و تبدیل به مهره بازی جهان سرمایه‌داری شود. و این سینما با قدرت در حال توسعه مفهوم دموکراتیک غربی است. در مقایسه با سایر آثار در این سبک این سریال از منظر تئوری، اندیشه و ایدئولوژی تاحدودی موفق‌تر و در بخشی ناموفق است.

    وی افزود: سوژه این سریال دموکراتیک نبوده و کاملاً اقتدارگرا و در پی ستیز برای خروج از رنج در میان بوالهوسی سرمایه‌داران است. منطق هاپزی کاملاً سرمایه‌داری را پنهان می‌کند و جامعه بدهکار را برای رقابت و جنگ به پای بازی برد و باخت پوچ می‌کشاند. و جامعه ارائه شده در این سریال جامعه ورشکستگان، مال‌باختگان و بی‌فایدگان است که محکوم به نابودی هستند و در این سیر نابودی رقابت برای نجات شکل می‌گیرد، نجاتی که منافعش برای سرمایه‌داری است و مزمت و هزینه‌هایش برای افراد جامعه گریز فردگرا خواهد بود.

    وی تصریح کرد: کاراکترها مقاومت و مبارز هستند و گاهاً باهوش اما به‌راحتی تن به فریب و بازی با برد محال می‌دهند و این اوج طمع و شهوت انسان در عصر حاضر است که جامعه گریز هستند و حاصل فروپاشی طبقه متوسط هستند. آدم‌ها به طمع آزادی می‌جنگند اما آزادی درکار نیست و نهایت بردگی و اسارت در میان چنگان سرمایه‌داری و صاحبان قدرت می‌باشد. و بازی بازی محبوسان خویشتن خواسته است به این عبارت که اگر حتی با یک فرصت از بازی خارج شوند و به جامعه متلاشی برگردند باز هم تمایل به قمار و بازی فردی دارند و در راستای اتحاد اجتماعی دنبال راه‌کار نجات نیستند.

  • «بازی مرکب» باعث نجات صنعت پوشاک کره جنوبی شد

    «بازی مرکب» باعث نجات صنعت پوشاک کره جنوبی شد

    تقاضای بالای جهانی برای گرمکن‌های ورزشی سبز و قرمز رنگی که توسط کاراکترهای سریال بسیار محبوب «بازی مرکب» پوشیده می‌شد، صنعت پوشاک کره‌جنوبی را نجات داده است.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از رویترز، تقاضای بالای جهانی برای گرمکن‌های ورزشی سبز و قرمز رنگی که توسط کاراکترهای سریال بسیار محبوب «بازی مرکب» پوشیده می‌شد، صنعت پوشاک کره‌جنوبی را نجات داده است.

    محبوبیت بسیار بالای سریال «بازی مرکب»، درست در آستانه تعطیلی هالووین، باعث شده است نقطه روشنی برای صنعت پوشاک کره‌جنوبی که با مشکلات زیادی روبرو شده بود، به وجود بیاید.

    یک کارخانه با مساحت ۵۰۰ متر مربع در منطقه سنگ‌بوک سئول، پایتخت کره‌جنوبی، این هفته مدام در حال کار است تا بتواند تمام سفارشات برای لباس‌های سبز و قرمزی که توسط کاراکترهای سریال «بازی مرکب» پوشیده می‌شد را برای صادرات آماده کند.

    کیم جین جا، مالک ۵۴ ساله این کارخانه، در مصاحبه با رویترز گفت: اکتبر معمولاً ماه آرامی برای صنعت پوشاک است، اما به لطف سریال «بازی مرکب» و هالووین، ما برای آماده کردن همه سفارشات به تقلا افتاده‌ایم.

    صنعت پوشاک کره‌جنوبی حتی قبل از پاندمی کرونا هم رو به افول بود و به علت پرداخت دستمزدهای بالاتر، در رقابت با چین، ویتنام و اندونزی با مشکل مواجه شده بود.

    حالا با توجه به قیمت ۲۵.۵۰ دلاری هر گرمکن ورزشی «بازی مرکب» برای نوجوانان، بسیاری از شرکت‌های کوچک پوشاک در کره‌جنوبی می‌کوشند در بازار بزرگ پوشاک هالووین سود کلانی به دست آورند.

    سریال بازی ماهی مرکب تا کنون توسط ۱۴۲ میلیون خانوار دیده شده و به پربیننده‌ترین سریال تاریخ نتفلیکس تبدیل شده است.