برچسب: رضا مولایی

  • تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-فریبرز دارایی، آروین مؤذن‌زاده؛ این روزها تماشاخانه ایرانشهر میزبان نمایش «خوشدلان» به کارگردانی پریزاد سیف است، نمایشی که توسط سعید پورصمیمی هنرمند شناخته شده عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون به نگارش درآمده و وی در آن به ایفای نقش هم پرداخته است.

    «خوشدلان» ماجرای علاقه پادشاه به کتاب شعری است که تمامی اشعار آن بی‌محتوا است. پادشاه از خوانده اشعار این کتاب لذت می‌برد و برای کسی که سراینده این اشعار است جایزه‌ای گرانبها تعیین می‌کند. هر کسی در شهر که از این موضوع مطلع می‌شود قصد دارد خود را به جای سراینده این اشعار جا بزند و برنده جایزه شود!

    این نمایش که به شیوه نمایش‌های ایرانی و با حال و هوایی طنز اجرا می‌شود، مجموعه‌ای از چند نسل بازیگری را روی صحنه دارد. سعید پورصمیمی، مسعود کرامتی، بهرام ابراهیمی، الهام پاوه‌نژاد، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین علایی‌نژاد، علی‌پویا قاسمی، شهاب عباسیان، حامد مهدی‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم محبی بازیگران این اثر نمایشی هستند که توانسته با استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر اجرا شود.

    حضور چهره‌های بازیگری تئاتر در کنار هم در نمایشی ایرانی بهانه‌ای شد تا نشستی را در تئاتر آنلاین تدارک ببینیم و درباره این حضور و شکل‌گیری و اجرای نمایش «خوشدلان» به گفتگو بنشینیم. در این نشست مسعود کرامتی، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، علی‌پویا قاسمی و حامدی مهدی‌نژاد به همراه سعید خانی تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما که تهیه‌کنندگی نمایش «خوشدلان» را هم عهده‌دار است، حضور پیدا کردند.

    این هنرمندان در بخش دوم گفتگوی خود درباره چالش‌های آموزش نسل جوان تئاتر، تقابل نسل‌های مختلف بازیگران تئاتر در کنار یکدیگر در این اثر نمایشی، چگونگی حضور بازیگرانی که خودشان هم کارگردان هستند در یک اثر و مواجهه شان با کارگردان، شیوه برخورد سعید پورصمیمی با بازیگران جوان نمایش و همچنین انعطاف و همراهی اش با کارگردان و اهمیتی که همچنان بعد از این همه سال تجربه برای تئاتر کار کردن قائل است، صحبت کردند.

    در ذیل بخش دوم این گفتگو را می‌خوانیم:

    * آقای قاسمی شما به‌عنوان نماینده نسل جوان تئاتر ایران مساله آموزش تخصصی در تئاتر را چگونه ارزیابی می‌کنید. آیا آموزش‌های تئوری در دانشگاه تواند به تربیت هنرمندان حرفه‌ای تئاتر کمک کند یا حضور در کنار افراد با تجربه روی صحنه تئاتر و یا رفتن به آموزشگاه‌های خصوصی کمک بیشتری به حرفه‌ای شدن و کسب تجربه علاقه مندان جوان می‌کند؟

    علی پویا قاسمی: من فکر می‌کنم تئاتر ما از دانشگاه نابود شده است. به عنوان نمونه خانم سیف وقتی از استادان بزرگی که در دهه ۷۰ در دانشگاه داشته، نام می‌برد من واقعاً متعجب می‌شوم چون در حال حاضر افرادی در دانشگاه تدریس می‌کنند که من اصلاً آنها را نمی‌شناسم و مثلاً یکی از استادان ما با افتخار می‌گوید که ۱۰ سال است تئاتر ندیده و در این فضا حضور ندارد اما تئاتر تدریس می‌کند. پس ما دانشگاهی نداریم که من ِجوان از آنجا یاد بگیرم.

    سیف: در توضیح صحبت‌های علی پویا من نکته‌ای را متذکر شوم؛ همیشه وقتی علاقه مندان به هنر از من می‌پرسند که چطور می‌توانند وارد این حرفه شوند من علاوه بر موارد مختلف همیشه به آنها می گویم که به دانشگاه بروید و هنوز هم بر این باور هستم. الان علی پویا می‌گوید برایش سخت است که باور کند آن زمان ما چه اساتیدی در دانشگاه داشتیم در حالی که در زمان ما هم همین شرایط وجود داشت و مثلاً وقتی استاد سمندریان به ما می‌گفت در سال‌های قبل چه هنرمندان بزرگی استادان دانشگاه بودند، باورش برای ما خیلی سخت بود در واقع این قضیه به درازای تاسیس رشته تئاتر در دانشگاه تهران است. مثلاً من ۱۵ سال قبل متوجه شدم در سال‌های پیش یکی از کسانی که خیلی خوب جزوه می نوشته آقای اصغر همت بوده است و از ایشان خواهش کردم که جزوه‌های کلاس شمیم بهار را در اختیار من بگذارد.

    سیف: معتقدم دانشگاه رفتن خوب است چون شما در کلاس‌های آزاد همه چیز یاد می‌گیرید اما در دانشگاه یاد می‌گیرید چطور برنامه‌ریزی و مطالعه کنید. دانشگاه بی اختیار مطالبی را که بلد هستید برایتان کلاسه می‌کند و به آنها نظم می‌دهد. متاسفانه استادان در این دوره و زمانه کاری برای دانشجویان نمی‌کنند خود من از جمله کسانی بودم که تئاتر را با دانشگاه شروع نکردم؛ تئاتر را با حمید سمندریان شروع کردم و در کنارش این افتخار و شانس بزرگ زندگی ام را داشتم که بتوانم شاگرد بهرام بیضایی و بعد از آن احمد آقالو باشم. کار کردن با این افراد من را به این نتیجه رساند که باید به دانشگاه بیایم اما واقعیت این است که در دانشگاه اتفاقی برای من نیفتاد و در کل دوره لیسانس و فوق لیسانس تنها آقای عباس شادروان بود که من از او چیز یاد گرفتم چون ایشان آن زمان تازه از آلمان آمده بود و در دوران نبود دنیای مجازی، فیلم‌هایی که با خودش آورده بود و تجربیات و دیده‌ها و شنیده‌هایش به من در زمینه بازیگری خیلی کمک کرد.

    هنوز هم معتقدم که دانشگاه رفتن خوب است چون شما در کلاس‌های آزاد همه چیز یاد می‌گیرید اما در دانشگاه یاد می‌گیرید چطور برنامه ریزی و مطالعه کنید. دانشگاه بی‌اختیار مطالبی را که بلد هستید برایتان کلاسه می‌کند و به آنها نظم می‌دهد. متاسفانه استادان در این دوره و زمانه کاری برای دانشجویان نمی‌کنند و وقتی نام استادان را از بچه‌ها می پرسم هیچ کدامشان به گوشم آشنا نیست که این مساله به کلاس‌های آزاد هم رسیده و آدم‌هایی که متعلق به این رشته نیستند در حال تدریس این رشته هستند. مثلاً بازیگر جوانی می‌آید و به من می‌گوید که ۱۰ سال است تئاتر کار می‌کند اما برای گفتن یک دیالوگ روی صحنه تئاتر مشکل دارد چون از پایه چیزی یاد نگرفته است و من باید از ابتدا تنفس و بیان و صدا را به او یاد بدهم.

    قاسمی: در حال حاضر شرایط به گونه‌ای شده که هر کس با داشتن مدرک فوق لیسانس می‌تواند در یکی از مراکز آموزشی تئاتری تدریس کند و وضعیت به گونه‌ای است که اگر کسی نتواند در حرفه خودش به صورت عملی پیشرفت کند، می‌رود و استاد دانشگاه می‌شود.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    سیف: الان راه‌های زیادی از طریق آموزشگاه‌های مختلف برای بازیگر شدن وجود دارد در حالی که زمان ما اصلاً چنین چیزی وجود نداشت. تنها یک آموزشگاه حمید سمندریان بود و یک آموزشگاه آزاد بازیگری امین تارخ. تازه در دوره من آموزشگاه امین تارخ هم وجود نداشت و ما از طریق یک آگهی کوچک در روزنامه اطلاعات متوجه شدیم که کانون تئاتر تجربی زیر نظر حمید سمندریان در اداره تئاتر کلاس آموزشی برگزار می‌کند و هنوز این آموزشگاهی که امروزه می‌شناسیم نیز وجود نداشت. اما الان با احترام به بچه‌های امروزه و امکاناتی که در اختیارشان است باید بگویم در گذشته، بازده خیلی بیشتر بود.

    حامد مهدی‌نژاد: خانم سیف شما مبنای آموزش را از دانشگاه گذاشتید پس ماقبل دانشگاه چه می‌شود؟ خود من از اول دبیرستان به اجبار خانواده ام رشته ریاضی فیزیک را انتخاب کردم و در مدرسه تیزهوشان نیز درس خواندم. در دانشگاه هم مهندسی الکترونیک خواندم اما همیشه علاقه مند به تئاتر بودم ولی در دوران مدرسه هیچ بهایی به هنر و تئاتر نمی‌دادند. از این رو معتقدم از همان دوران مدرسه باید آموزش‌های هنری وجود داشته باشد تا وقتی فرد وارد دانشگاه می‌شود یک پیش زمینه از قبل داشته باشد.

    سیف: من دانشگاه را پایه اصلی آموزش قرار ندادم و خودم هم آموزشم را ابتدا از کلاس‌های آزاد شروع کردم و بعد وارد دانشگاه شدم اما معتقدم که دانشگاه را باید رفت و مهم است. دانشگاه یادتان می‌دهد چطور آکادمیک تئاتر کار کنید.

    مهدی نژاد: من در دانشگاه تئاتر نخواندم اما همیشه در دانشگاه‌های مختلف هنر چه در کارهای کلاسی و چه پایان نامه‌ها به عنوان بازیگر حضور داشتم و حتی خیلی از استادان فکر می‌کردند من دانشجوی آن دانشگاه یا یکی از دانشگاه‌های هنر هستم. اما جدا از دانشگاه من ۱۰-۱۵ سال دستیار آقای سعید ساحلی در زمینه صدا و بیان بودم و به جرات می گویم الان از اساتید صدا و بیان در دانشگاه یک پله بالاترم چون آنها تئوری یاد گرفتند اما من عملی یادگرفتم.

    * آقای مهدی‌نژاد و قاسمی شما جزو نسل جوانی هستید که در نمایش «خوشدلان» در کنار هنرمندانی از نسل‌های قدیمی تر به ایفای نقش می‌پردازید. پیوستنتان به این نمایش و تعاملی که با بقیه عوامل مخصوصاً آقای پورصمیمی داشتید چطور رقم خورد؟

    مهدی‌نژاد: تجربه من از حضور در «خوشدلان» برایم به یک خاطره تبدیل شده است. من و علی پویا دوستان صمیمی هستیم. چند روزی بود که علی در تمرینات نمایش «خوشدلان» شرکت می‌کرد و به من هم گفت یکی از نقش‌ها مناسب تو است بیا و این کاراکتر را بخوان. قبلش او برایم از تجربه برخوردش با آقای پورصمیمی گفت که وقتی برای اولین بار سر صحنه رفته با آقای پورصمیمی سلام و علیم کرده و گفته سلام من علی پویا هستم و ایشان هم در جواب گفته است که سلام من هم پورصمیمی هستم. روزی که من هم سر تمرین‌ها رفتم همین اتفاق برایم رخ داد و آقای پورصمیمی بدون ادعا بعد از معرفی من خودشان را به من معرفی کردند.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    در ادامه قرار بود یک از نقش‌ها را بخوانم و چون برای اولین بار بود که آن نقش را اجرا می‌کردم با میزانس آشنا نبودم. در آن صحنه آقای کرامتی و مولایی بازی داشتند. آقای کرامتی که من را این‌طور روی صحنه دید گفت این پسر اصلاً متن را خوانده؟ چرا آنقدر روی صحنه گیج است؟ در حالی که من اولین بار بود روی صحنه این نمایش می‌رفتم. البته حالا یکی از حامی ترین افرادی که در کار با آن برخورد داشتم آقای کرامتی است. حضور ایشان برای ما واقعاً مثل یک کلاس درس است.

    قاسمی: من آدمی هستم که همیشه دیر سر تمرین‌ها حاضر می‌شدم اما سر این کار ناخودآگاه ۲ ساعت زودتر در سالن حاضر می‌شوم چون این فضا خیلی برایم جذاب است و هر لحظه بیشتر یاد می‌گیرم.

    * بعضی بازیگران صرفاً بازیگر هستند اما برخی از بازیگران علاوه بر بازیگری کارگردان هم هستند. بازیگرانی که کارگردان هستند وقتی در محیطی قرار می‌گیرند که قرار است کارگردانی شوند، ممکن است احساس متفاوتی داشته باشند. هم خانم سیف و هم آقای کرامتی و مولایی این تجربه را دارند چون علاوه بر بازیگر، کارگردان هم هستند. به طور کلی چه در «خوشدلان» و چه تجربیات دیگر کاری این موقعیت را چطور توصیف می‌کنید؟

    کرامتی: به طور کلی وقتی من به عنوان یک بازیگر در پروژه‌ای حضور می یابم تقریباً تمام تلاشم را می‌کنم که درست بازی کنم. اینکه می گویم تقریباً برای این است که نمی‌خواهم به خودم نمره بالا بدهم بلکه تلاش می‌کنم آنچه را که از پسش بر می آیم انجام دهم. سعی می‌کنم در کارگردانی دخالت نکنم و از این منظر به پروژه نگاه نکنم. تمام تلاشم را می‌کنم که به عنوان بازیگر در خدمت کار باشم. ممکن است به صورت ناخودآگاه به پارتنرم یا کارگردان چیزی را که به نظرم می‌آید بگویم. این اسمش کارگردانی نیست بلکه پیشنهادات دوستانه‌ای است که هر کدام از ما مطرح می‌کنیم از این رو تلاش می‌کنم که در اختیار گروه باشم.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    کار کردن در این نمایش هم برای من کار خاصی بود چون اصولاً تا به حال نه این جنس از بازیگری هدفم بوده و نه به دنبال این اکسپرسیون و اغراق در بازی ام بودم. از ابتدا هم با خانم سیف کمی در این زمینه کل کل داشتم و ناخودآگاه دافعه‌ای نسبت به این جنس بازی داشتم اما تلاش کردم کم کم این مساله را از بین ببرم.

    الان بی هیچ تعارفی می گویم که در همه فیلم‌ها و تئاترهایی که بازی می‌کنم با خودم می گویم اگر من کارگردان بودم فلان صحنه را به شکل دیگری کارگردانی می‌کردم اما این ایده‌ها برای خودم است و به زبان نمی آورم.

    سیف: می‌گویند «بازیگر سلطان صحنه است» اما من آن را قبول ندارم چون معتقدم بازیگر امانت دار صحنه است. یعنی من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد و همه دعواها و کل کل کردن‌ها برای بیرون صحنه است و روی صحنه من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد. من از استادانم این مساله را یاد گرفتم سیف: واقعیتش این است که من قبل از هر کارگردان بودنی، بازیگر هستم و بیشتر روی بازیگری تمرکز کردم اما چیزی را یاد گرفتم؛ وقتی بازیگر یک اثر هستم، تحلیلم را به کارگردان ارائه داده‌ام و بیشتر مواقع کارگردان‌ها به ایده‌ای که داده‌ام، فکر کرده‌اند و گفته‌اند همین کار را بکن اما اگر کارگردان به من بگوید نه و باید آنچه را که مد نظر من است، اجرا کنی همانطور که آقای کرامتی گفتند، تمام ایده‌هایم را کار می‌گذارم و آنچه را که کارگردان می‌خواهد اجرا می‌کنم.

    می‌گویند «بازیگر سلطان صحنه است» اما من آن را قبول ندارم چون معتقدم بازیگر امانت دار صحنه است. یعنی من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد و همه دعواها و کل کل کردن‌ها برای بیرون صحنه است و روی صحنه من باید آن چیزی باشم که کارگردانم می‌خواهد. من از استادانم این مساله را یاد گرفتم.

    * خانم سیف یعنی شما هیچ چالشی با آقای پورصمیمی نداشتید؟

    سیف: خیر به هیچ عنوان. در صورتی که ایشان هم متن را نوشته و هم بازیگر کار است و هم تجربه کارگردانی دارد.

    کرامتی: من واقعاً از این قضیه حیرت می‌کنم و این همه هیچ چیز نگفتن سعید پورصمیمی در طول این کار برایم حیرت انگیز و جالب است.

    سیف: شاید من اعتماد آقای پورصمیمی را جلب کرده‌ام. در این کار من بارها شده که متن ایشان را بی رحمانه کوتاه کرده‌ام. این نمایشنامه بسیار بلند است همانطور که «داستان ضحاک» همینطور بود و من ۱۵ -۱۶ بازیگر را برای اجرای نمایشنامه خوانی این متن تبدیل به ۵ بازیگر کردم. با این وجود آقای پورصمیمی هیچ دخالتی در این کار نداشت. ایشان می‌گوید بعد از اینکه من متن را نوشتم دیگر این متن از من جداست و شما کارگردانی و تصمیم می گیری که با متن من چه کار کنی. این تفکر یعنی نهایت بی طرفی و هوشمندی. حتی خیلی جاها به من گفته من حرف تو را قبول ندارم اما کارگردان تو هستی پس هرچه می‌خواهی را عملی کن. در کارگردانی و بازیگری هم آقای پورصمیمی همینطور است. همیشه جمله شان را با «ببخشیدا، ببخشیدا» شروع می‌کند و می‌گوید حرفی که می‌خواهم بزنم یک پیشنهاد است و تو می‌توانی آن را قبول کنی یا نکنی.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    یک نویسنده در زمان نگارش متنش خیلی از صحنه‌ها و موقعیت‌ها را به صورت ناخودآگاه پیش برده و مثلاً برای آقای پورصمیمی این‌طور نبوده که بگوید خب من می‌خواهم بنشینم و یک نمایشنامه براساس ویژگی‌های نمایش ایرانی و مثلاً تخت حوضی بنویسم. حالا من از نمایشنامه ایشان یک معنای ابزورد بیرون کشیدم که برایشان خیلی عجیب بود. یا در نمایش صحنه‌هایی داریم که در متن اصلی اصلاً وجود ندارد اما زمینه‌اش در متن وجود داشته است. مثلاً بازیگران در صحنه‌هایی برخی جملات را تکرار می‌کنند. آقای پورصمیمی به من گفت چرا این تکرار وجود دارد و من برایشان توضیح دادم که یکی از ویژگی‌های کار ابزورد تکرار و درهم ریختگی زبان است که البته فاکتورهای آن در متن نمایشنامه وجود دارد مانند اشعار بی معنایی که می‌توان از درونشان معنا بیرون کشید. آقای پورصمیمی وقتی می‌بینند من برای کاری که می‌کنم تحلیل دارم، به من اعتماد می‌کنند و آنچه را که از او می‌خواهم، می‌پذیرند. شاید او در خیلی از صحنه‌ها اگر قرار بود خودش کارگردانی کند به شیوه دیگری بازی می‌کرد.

    به عنوان نمونه من معتقدم در یکی از پرده‌های نمایش ریتم کند است و آنچه که می‌خواهم نیست. آقای پورصمیمی به من گفتند اگر من کارگردانی می‌کردم این پرده نه تنها خسته‌کننده نمی‌شد بلکه یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های نمایش می‌شد. اما نمی‌توانم ایده‌ام را به شما بگویم چون نگاهی که به نمایش داری عوض می‌شود. نه اینکه نخواهم بگویم اما در این نمایش تو تحلیل و سبکی را پیش گرفتی که با تحلیل و سبک من همخوانی ندارد.

    مولایی: من وقتی قرار است سر کاری برم قبل از شروع همه گپ‌ها را می‌زنم و صحبت‌هایم را با کارگردان می‌کنم و با اعتماد کامل و یک ذهن سفید سر آن کار می‌روم. برای همین هم است که می گویم سر هر کاری نمی‌روم و برایم بازی کردن در تئاتر امری دلی است پس اگر نقش و کارگردان را دوست داشته باشم خودم را مثل یک خمیر در اختیار کارگردان قرار می‌دهم.

    در این نمایش هم نگاه خانم سیف را به این متن خیلی دوست داشتم. من نمایش ایرانی کمتر کار کردم اما می دانم اگر ظرائف کار از دست برود نمایش متلاشی می‌شود. مثلاً اگر بخواهید به هر طریقی از تماشاگر خنده بگیرید خیلی از ثانیه‌ها و لحظات و کاراکترها از دست می‌روند و به اصطلاح می‌گوییم کار چرک شده است. این مسائل برایم خیلی مهم بود اما وقتی که می بی نم نگاه خانم سیف چطور است و فضایی ایجاد شده که تک تک افراد گروه مراقب کار هستند و با هم حرف می‌زنند و درباره اجرا نظر می‌دهند از اینکه در این گروه هستم راضی ام و حالم خوب است و می بی نم که تماشاگر هم حالش خوب است.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    بهترین آماری که می‌توانید از میزان رضایت تماشاگران بگیرید زمانی است که به رورانس می آیید چون در طول اجرا نفس تماشاگر به شما خورده است و متوجهید که واکنشش به اجرا چگونه است از این رو نمی‌توانید خودتان را گول بزنید. با توجه به واکنش‌هایی که ما هر شب در رورانس می‌گیریم، می‌توانم بگویم که ۸۰ درصد مخاطبان کار را دوست دارند و خب هیچ اثر هنری هم نمی‌تواند رضایت ۱۰۰ درصد مخاطبانش را داشته باشد.

    مولایی: حس می‌کنم این نمایش بزرگداشتی برای آقای پورصمیمی است. از دید من این نمایش کاری کرده که آقای پورصمیمی مثل یک بچه ۵ ساله سرحال و شاداب روی صحنه برود. کاش این اتفاق برای همه هنرمندان پیشکسوت ما بیفتد چون هنرمند تا وقتی که روی صحنه است، زنده است و من خیلی کیف می‌کنم وقتی این اتفاق را می بی نم درباره حرف آقای کرامتی هم که گفتند از اینکه آقای پورصمیمی هیچ دخالتی در کار نداشته، حیرت کرده باید بگویم این رفتار از هوشمندی وی است و خود ما هم از این برخورد حیرت کرده بودیم چون معمولاً نویسنده‌ها خیلی نسبت به تغییر و حذف بخش‌هایی از متنشان حساس هستند و من این برخورد را با رفتار استانیسلاوسکی و چخوف مقایسه کردم که با هم بر سر اجرای آثار چخوف خیلی درگیر بودند در حالی که آقای پورصمیمی متنی را نوشته و اجازه داده که پرداخت شود. من درباره کاراکتر خودم با آقای پورصمیمی گپ زدم و پرسیدم آیا آنچه که مد نظر شما بوده در اجرا شکل گرفته و جالب اینجاست که آقای پورصمیمی دوست داشت کاراکترهایش را رها کند و ببیند هر بازیگر با شخصیتی که در اختیارش است چگونه برخورد می‌کند و این آزاد گذاشتن بازیگران و کارگردان خیلی هوشمندانه است.

    سیف: در همین زمینه یک نکته جالب را یادآوری کنم که تنها ۲ نفر از بازیگران نمایش قبل از اینکه سر کار بیایند درباره نقش‌هایشان با من بحث کردند یکی بهروز پوربرجی و دیگری رضا مولایی. من قبلاً تجربه همکاری با بهروز پوربرجی را در نمایش «تیاتر قجری» به عنوان بازیگر داشتم که او در آن نمایش نقش اعتمادالسلطنه را بازی می‌کرد و ابتدا این شبهه برایش پیش آمد که نقش وزیر در نمایش «خوشدلان» شبیه نقشش در نمایش «تیاتر قجری» است. من توضیحی برای بهروز ندادم و نقش را برایش تحلیل نکردم و تنها به او گفتم که اصلاً این‌طور نیست و این ۲ نقش شباهتی به هم ندارند و او به من اعتماد کرد. البته پارسال در تمرین‌ها به من گفت که حالا می فهمد که چرا او را برای نقش وزیر انتخاب کردم.

    اما با رضا مولایی قبلاً کار نکرده بودم و به او حق می‌دهم که درباره نقشش از من سوال بپرسد. او به من گفت که تحلیلت برای نقش کتاب فروش چیست؟ و معتقد بود که این نقش خیلی نقش مهمی نیست. اما وقتی برایش توضیح دادم که این شخصیت را چگونه می بی نم، پذیرفت و قبول کرد که در نمایش ایفای نقش کند.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    قاسمی: نکته جالبی در صحنه‌ای که من و آقای پورصمیمی و آقای پوربرجی در کنار هم حضور داریم وجود دارد؛ اینکه تفاوت عجیب نسلی در این صحنه دیده می‌شود. من دهه هفتادی هستم، آقای پوربرجی دهه پنجاهی است و آقای پورصمیمی دهه ۲۰ که من به آن می‌گویم شکاف نسل‌ها. من واقعاً اوایلش می‌ترسیدم سر تمرین‌ها حاضر شوم و حتی برای اولین بار بود که تلاش کردم متنم را حفظ کنم چون آقای پورصمیمی و پوربرجی متن را حفظ بودند و به کار اشراف داشتند و من واقعاً می‌ترسیدم جلوی این ۲ عزیز بازی کنم. قبل از حضورم در نمایش هم من را ترسانده بودند که آقای پورصمیمی بداخلاق و جدی است در حالی که اصلاً این طور نبود و هم آقای پورصمیمی و هم بهروز عزیز آنقدر در صحنه‌های مشترکی که داشتیم با من همراه بودند که من این تفاوت نسلی را احساس نمی‌کردم. در خیلی از مواقع من آقای پورصمیمی را رفیق خودم می دانم و با اینکه من جای نوه ایشان هستم هروقت می‌خواهند نکته را به من بگویند ابتدا می‌گویند «ببخشیدا، ببخشدا» و بعد حرفشان را می‌زنند.

    * آقای خانی با توجه به وضعیت اقتصادی که درباره اش صحبت شد، نقطه پایان «خوشدلان» برایتان کجاست؟ برنامه‌ای برای ادامه نمایش دارید.

    خانی: واقعیت این است که ما ماه‌ها و روزهای خوبی را در سال گذشته سپری نکردیم. قرار بود این نمایش مهر ماه سال ۱۴۰۱ به صحنه برود که این امکان فراهم شد. مساله این است که میزان استقبال از یک اثر حالا در سینما کمتر و در تئاتر خیلی بیشتر، بستگی به وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جامعه و حال مردم دارد. من در این شب‌ها تا جایی که وقت دارم در سالن حضور پیدا می‌کنم و برایم جذاب است که در میان تئاتری‌ها بگردم. برخی مواقع می شنوم که یکی می‌گوید حاضر است در این شرایط روی اسنپ کار کند تا اینکه بخواهد در تئاتری حضور یابد. خب این تفکر برای من جالب است. ولی در نهایت فکر می‌کنم اگر شرایط مناسب و حال مردم هم خوب باشد نمایش می‌تواند تا قبل از ماه محرم و صفر اجرا برود. من به عنوان تهیه کننده حس خیلی خوبی می‌گیرم وقتی که می بی نم در رورانس، مردم بازیگران را تشویق می‌کنند و کار را دوست داشتند. از این رو تا جایی که مخاطب از نمایش استقبال کند علاقه مند هستم که اجرا ادامه پیدا کند.

    * برخلاف تجربه قبلی که در تئاتر داشتید آیا این تجربه خوشایند شما را ترغیب می‌کند که تهیه کنندگی در تئاتر را ادامه دهید؟

    خانی: من در سینما فرد شفاف و رک گویی هستم و بعضاً تاوان آن را هم داده‌ام. صادقانه اش این است که انگیزه اولم از تهیه کنندگی این نمایش سعید پورصمیمی بود اما از زمان اجرا به بعد همه بچه‌ها انگیزه من برای ادامه کار شدند و کل این گروه حال من را خوب کرد. مساله‌ای که وجود دارد این است که در تئاتر تهیه کنندگی به اصطلاح خیلی «کیلویی» شده است و من خیلی از افرادی را که نامشان تحت این عنوان مطرح می‌شود، نمی‌شناسم. این مساله در سینما هم وجود دارد اما در تئاتر خیلی بیشتر به چشم می‌آید.

    تئاتر برای «پورصمیمی» همچنان کلاس درس است/ بازیگر سلطان صحنه نیست

    بنابراین تهیه کنندگی تئاتر هم نیاز به آموزش دارد چون شاهد هستیم فردی به عنوان سرمایه گذار وارد می‌شود و بعد از مدتی ادعای تهیه کنندگی دارد. خود من فرد بی تجربه‌ای در تئاتر هستم برای همین وقتی خانم سیف، نورالدین حیدری ماهر را به عنون مجری طرح نمایش پیشنهاد داد با کمال میل پذیرفتم چون او بلد کار است و به مسائل تولید آشناست. به هر حال اگر در آینده کار خوبی پیشنهاد شود که البته کم پرسوناژ هم باشد (خنده جمع) چرا که نه، از آن استقبال می‌کنم.

    خانی: فلان بازیگر یک فیلم بازی کرده و بعد به خودش اجازه می‌دهد که ورکشاپ بازیگری برگزار کند بعد فردی مثل پورصمیمی با این همه سابقه و تجربه و سن و سال، بازی در یک تئاتر را برای خودش کلاس درس می‌داند و برایش آنقدر مهم است که کار اجرا برود * و حرف آخر؟

    رضا مولایی: اتفاق جذابی که از نظر من در این نمایش افتاده و می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که حس می‌کنم این نمایش بزرگداشتی برای آقای پورصمیمی است. از دید من این نمایش کاری کرده که آقای پورصمیمی مثل یک بچه ۵ ساله سرحال و شاداب روی صحنه برود. کاش این اتفاق برای همه هنرمندان پیشکسوت ما بیفتد چون هنرمند تا وقتی که روی صحنه است، زنده است و من خیلی کیف می‌کنم وقتی این اتفاق را می‌بینم.

    سیف: البته در مورد آقای پورصمیمی، این مساله که کنج خانه بنشینند و از فضا دور باشند، صدق نمی‌کند و خوشبختانه ایشان از همه ماها پرکارتر و پرتحرک تر هستند و این مساله شاید در مورد من بیشتر صدق کند و این آقای پورصمیمی است که باعث می‌شود من از خانه بیرون بیایم و کار کنم.

    خانی: زمانی که در اجرای نمایش وقفه‌ای افتاده بود من به آقای پورصمیمی پیشنهاد دادم که نقش کوتاهی را در یکی از سریال‌هایی که در دست داشتم بازی کند که اتفاقاً دستمزد خوبی هم داشت اما آقای پورصمیمی به من گفت تا وقتی که این تئاتر تمام نشود من سر کار دیگری نمی‌روم و این تئاتر برای من مانند یک کلاس است و من با خودم فکر کردم فلان بازیگر یک فیلم بازی کرده و بعد به خودش اجازه می‌دهد که ورکشاپ بازیگری برگزار کند بعد فردی مثل پورصمیمی با این همه سابقه و تجربه و سن و سال، بازی در یک تئاتر را برای خودش کلاس درس می‌داند و برایش اآنقدر مهم است که کار اجرا برود.

    سیف: این اتفاق در زمان نمایش «آواز قو» هم رخ داد چون آن موقع هنوز زمان اجرای کار مشخص نبود و آقای پورصمیمی هم برای بازی در یک سریال طولانی مدت که فیلمبرداری اش ۱۸ ماه طول می‌کشید و یک فیلم سینمایی قرارداد داشت اما وقتی زمان اجرای ما مشخص شد با وجودی که ایشان صحبت‌های زیادی با تیم نویسندگان سریال در مورد نقشش کرده بود و این ۲ پروژه تداخل آن‌چنانی هم با اجرا نداشت، قراردادشان را با آن ۲ کار کنسل کردند و گفتند من تئاتر دارم و اصلاً نباید فکر من هنگام اجرای تئاتر مشغول باشد. در نتیجه وقتی شما روی یک کار تمرکز می‌کنید نتیجه اش یک اتفاق درخشان می‌شود که در مورد آقای پورصمیمی شاهد هستیم.

    خانی: می‌خواهم از همه عوامل گروه و همچنین مدیر شهرک سینمایی غزالی که بخشی از لباس‌های نمایش را تامین کرد، تشکر کنم. همچنین از طرف گروه نمایش درگذشت آقای اسماعیل سلطانیان بازیگر پیشکسوت و قدیمی سینما و تلویزیون را هم تسلیت می گویم و برای خانواده شان طلب صبر دارم.

    منبع

  • همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده، فریبرز دارایی؛ طی سال‌های مختلف در عرصه تئاتر نمایش‌های متعددی روی صحنه رفته‌اند. برخی از این آثار دارای یک ویژگی قابل توجه بوده‌اند و آن حضور چهره‌های شناخته شده بازیگری و ایفای نقش آن‌ها روی صحنه تئاتر بوده است.

    در حال حاضر تماشاخانه ایرانشهر میزبان یکی از این آثار ویژه است. سالن ناظرزاده کرمانی این مجموعه تئاتری چند هفته‌ای است که پذیرای نمایش «خوشدلان» به کارگردانی پریزاد سیف است؛ نمایشی که توسط سعید پورصمیمی چهره شناخته شده تئاتر و سینمای ایران نگاشته شده است.

    «خوشدلان» ماجرای علاقه پادشاه به کتاب شعری است که تمامی اشعار آن بی‌محتوا است. پادشاه از خوانده اشعار این کتاب لذت می‌برد و برای کسی که سراینده این اشعار است جایزه‌ای گرانبها تعیین می‌کند. هر کسی در شهر که از این موضوع مطلع می‌شود قصد دارد خود را به جای سراینده این اشعار جا بزند و برنده جایزه شود!

    این نمایش که به شیوه نمایش‌های ایرانی و با حال و هوایی طنز اجرا می‌شود، مجموعه‌ای از چند نسل بازیگری را روی صحنه برده است. سعید پورصمیمی، مسعود کرامتی، بهرام ابراهیمی، الهام پاوه‌نژاد، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین علایی‌نژاد، علی‌پویا قاسمی، شهاب عباسیان، حامد مهدی‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم محبی بازیگران این اثر نمایشی هستند که توانسته با استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر اجرا شود.

    حضور چهره‌های بازیگری تئاتر در کنار هم در نمایشی ایرانی بهانه‌ای شد تا نشستی را در تئاتر آنلاین تدارک ببینیم تا درباره این حضور و شکل‌گیری و اجرای نمایش «خوشدلان» به گفتگو بنشینیم.

    در این نشست مسعود کرامتی، پریزاد سیف، رضا مولایی، بهروز پوربرجی، علی‌پویا قاسمی و حامدی مهدی‌نژاد به همراه سعید خانی تهیه‌کننده و پخش‌کننده سینما که تهیه‌کنندگی نمایش «خوشدلان» را هم عهده‌دار است، حضور پیدا کرده و درباره دلایل خود برای حضور در «خوشدلان» و نقطه نظرات خود درباره وضعیت کنونی تئاتر پرداختند.

    در ذیل بخش اول این گفتگو را می‌خوانیم:

    * در چند سال اخیر آقای پورصمیمی تنها با خانم پریزاد سیف در عرصه تئاتر همکاری کرده است. از این همکاری و روندی که برای نگارش و کارگردانی نمایش «خوشدلان» به عنوان جدیدترین تجربه همکاری طی شد بگویید.

    پریزاد سیف: واقعیت این طور نیست که آقای سعید پورصمیمی فقط در تئاتر با بنده کار می‌کند. آقای پورصمیمی در زمینه سینما هیچوقت درگیر این نیست که کارگردان یا نویسنده اثر حتماً باید فرد شناخته شده و پیشکسوتی باشد. برای ایشان اول از همه متن مهم است و دوم اینکه بتواند در خصوص درک درست کار به کارگردان اعتماد کند. به همین دلیل در کارنامه کاری ایشان در سینما تجربه همکاری با کارگردان‌های جوان و حتی کاراولی دیده می‌شود. در حوزه تئاتر این همکاری به آشنایی ۲۰ ساله ما برمی‌گردد. من اولین بارها افتخار این را داشتم که با آقای پورصمیمی هم‌بازی باشم و به مرور شاید این شناخت و اطمینان در ایشان ایجاد شد که می‌توانم از پس کار کارگردانی بربیایم.

    مطمئناً اگر در این مدت به ایشان متن‌هایی پیشنهاد می‌شد که دوستش داشته باشند و به لحاظ ساختاری با آن مشکلی نداشتند و نقش را نیز مناسب خود می‌دانستند حتماً با دیگران نیز همکاری می‌کردند. این اتفاق در نمایش «آواز قو» رخ داد. من این نمایش را حدود ۲۰ سال پیش خوانده بودم و همیشه گوشه ذهنم بود و به آن فکر می‌کردم. آقای پورصمیمی به قول سینمایی‌ها اصل جنس برای آن نقش بودند و وقتی به ایشان پیشنهاد بازی در نمایش را دادم متوجه شدم ایشان از جوانی دوست داشتند این نقش را بازی کنند. این اتفاق مهمی بود که یک بازیگر در تمام سال‌های کاری خود دوست داشت نقشی را بازی کند و این پیشنهاد به او شد. «آواز قو» بارها و بارها بازنویسی شد و با متن ابتدایی بسیار تفاوت پیدا کرد و اینگونه شد که ما با هم همکاری کردم.

    آقای پورصمیمی از دوران جوانی خود دستی بر قلم دارند و آثاری چون «داستان ضحاک» و «بارگه داد» را نوشته و کارگردانی کرده‌اند. آقای پورصمیمی از سال ۹۹ و دوران کرونا شروع به نگارش نمایشنامه «خوشدلان» کردند. ایشان تا زمانی که نمایشنامه‌شان به طور کامل نوشته نشود درباره اثر صحبت نمی‌کنند. من توفیق این را داشتم که متن را بخوانم. از نظر من سوژه بسیار پاک بود و تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته بود و خود من هم نمی‌دانستم که سوژه نمایشنامه «خوشدلان» اتفاقی واقعی و تاریخی است. برای من جالب بود که حدود ۲۰۰ سال پیش در ایران شاعری از هیچ صحبت کند و کاری ابزورد و پوچ انجام دهد و صاحب سبک باشد. این برای من خیلی جالب بود و تا به حال هیچ نویسنده‌ای برای پرداختن به این سوژه پیش نرفته بود.

    نمایشنامه «خوشدلان» به کارگردان و خواننده می‌گوید که در شکل و قالب نمایش ایرانی نوشته شده‌ام؛ نمایش ایرانی و نمایش‌واره‌های ایرانی. شما در این نمایش فاکتورهایی از سیاه‌بازی و تخته حوضی می‌بینید و حتی جایی معرکه‌گیری که نمایش‌واره است. این برای من جالب بود که محتوا اینقدر مدرن است و حرف تازه دارد ولی من می‌توانم این فرصت را داشته باشم که آن در قالب نمایش ایرانی نشان دهم.

    * آقای کرامتی شما پیش از این کمتر تجربه بازی در نمایش ایرانی داشتید و بیشتر نقش‌های رئالیستی ایفا کرده‌اید. چطور شد که در نمایش «خوشدلان» حضور پیدا کرده و به ایفای نقش پرداختید؟

    کرامتی: آقای پورصمیمی با من تماس گرفت و پیشنهاد کار را داد و من بدون اینکه بدانم متن چیست از آن جایی که با هم دوست هستیم و در عرصه بازیگری بزرگ ما و برای‌ام قابل احترام است، پذیرفتم. بعد که متن را به من داد و آن را خواندم کمی ترسیدم زیرا تاکنون به شکل و شیوه اجرایی اکسپرسیونیستی که در شکل نمایش‌های ایرانی وجود دارد فکر نکرده بودم. با احتیای وارد تمرین‌ها شدم و یکی از دغدغه‌هایی که در ابتدا خانم سیف و سعید پورصمیمی درباره بازی من داشتند این بود که چرا در بازی‌ام اغراق ندارم و من می‌گفتم که اجازه دهید آرام آرام این روند را درک کنم. واقعیت این است که تجربه خاصی برای‌ام بود و برای خودم هم به شخصه تجربه خوبی است و امیدوارم مخاطب نیز این کار را دوست داشته باشد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    اصولاً در بازیگری ضدیتی با بازی اغراق‌آمیز دارم و همیشه آزارم می‌دهد.

    * نقش‌آفرینی‌های‌تان بیشتر به ناتورالیستی نزدیک بوده است.

    کرامتی: واقعاً تمام تلاش‌ام این بوده که نقش‌آفرینی‌هایم اغراق‌آمیز نباشد و حتی اگر تیپ‌سازی هم می‌کنم قابل باور باشد و نمایش نباشد. «خوشدلان» تجربه خوبی برای‌ام بود و وارد یک جهان بازیگری دیگری شدم و در دنیای خودم تجربه تازه‌ای بود.

    * سال‌ها است که علیرغم کارگردانی در سینما رابطه خودتان را با تئاتر حفظ کرده و همچنان در تئاتر کارگردانی و بازی می‌کنید.

    کرامتی: من تحصیل کرده تئاتر هستم. در آن زمان تفکر اینگونه بود که سینما و تلویزیون در مقابل تئاتر حد پایینی دارند و اگر دغدغه فرهنگی دارید باید در تئاتر فعال باشید. بعد از انقلاب و انقلاب فرهنگی شرایط به گونه‌ای دیگر شد و بسیاری از فعالان تئاتر کم‌کار شدند و نمونه بارز این امر آقای حمید سمندریان بود که رستورانی را راه‌اندازی کرد و بچه‌های تئاتری نظیر احمد آقالو، حمید لبخنده و حسین عاطفی نیز در آن‌جا مشغول به کار شدند.

    اتفاقی برای من افتاد و به سمت کار عروسکی رفتم. رفتن و فعالیت در سینما و تصویر چند صباحی من را تحت تأثیر خود قرار داد و این تصور در من شکل گرفت که سینما خیلی مهم‌تر و هنر معاصر است و تئاتر کهنه است و ماندگاری ندارد و متعلق به این عصر نیست. تا دوباره دغدغه‌ای برای تجربه مجدد حضور در تئاتر در من ایجاد شد. برگشتم به جهان فراموش شده‌ام باعث اتفاق عجیبی در من شد. متوجه شدم که ویژگی بارز تئاتر این است که انسانی است زیرا ارتباط مداوم با مخاطب دارید؛ این ارتباط از تمرین‌ها شروع و تا آخرین لحظه اجرا وجود دارد. در تئاتر فضای بازی برای تجربه وجود دارد. اتفاقی که برای من به عنوان کارگردان و یا بازیگر تئاتر که البته در بازیگری بیشتر رخ می‌دهد، تجربه‌ای ناب و حیرت‌انگیز است.

    سینما برای خود جایگاه دارد ولی برای من به عنوان شخصی که علاقه‌مند به تئاتر است جایگاه بالایی ندارد زیرا مثل همه پدیده‌های جهان مدرن و صنعتی شده بخشی از ذات انسانی آدم‌ها را از بین می‌برد و تغییر می‌دهد. سینما هنر نمایش را تبدیل به چیز دیگری می‌کند. منظورم بد یا خوب بودن آن نیست بلکه برای من اینگونه است که آن ذات انسانی بودن هنر تئاتر را در سینما نمی‌بینم.

    * آقای سعید خانی به‌عنوان یک تهیه‌کننده سینما در تئاتر حضور پیدا کرده‌اید. کمتر شاهد حضور تهیه‌کننده سینما در این عرصه بوده‌ایم. شما به عنوان تهیه‌کننده سینما تجربه همکاری با آقای سعید پورصمیمی را داشتید. آیا ورودتان به عرصه تئاتر به دلیل این تجربه همکاری بود و یا خودتان مایل بودید که در تئاتر نیز تهیه‌کنندگی را تجربه کنید؟

    خانی: جزو معدود تهیه‌کننده‌های سینما هستم که پخش‌کننده فیلم هم هستم. وقتی در حوزه پخش‌کننده فیلم فعالیت می‌کنید باید در حوزه مارکتینگ و تجاری هم تجربه کرده و فعال باشید. دغدغه‌ام این بود در تئاتر هم حضور داشته باشم تا با تجربه و توانی که داشتم در این حوزه کمک کنم. با همین دغدغه در حوزه تولید فیلم کوتاه نیز ورود کردم. اساساً دغدغه‌ام این بود که ما در حوزه تولید کمپانی داشته باشیم. سال‌ها پیش کار یک کارگردان جوان تئاتر را تهیه‌کنندگی کردم ولی تجربه خوبی برای من نبود و از تهیه‌کنندگی تئاتر دلزده شدم.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    بعدها در هنگام تولید فیلم «دوزیست» به کارگردان پیشنهاد دادم که برای ایفای یک نقش با آقای پورصمیمی صحبت کنیم. جلسه قرارداد ما با آقایی پورصمیمی ۴ ساعت به طول انجامید. در آنجا متوجه شدم که برای آقای پورصمیمی نظم بسیار مهم است. بعد از تجربه «دوزیست» رابطه‌مان خیلی خوب شد و وقتی با ایشان صحبت می‌کردم می‌گفتم که خیلی دوست دارم با شما در عرصه تئاتر تجربه همکاری داشته باشم. مدام این پیشنهاد را دادم تا روزی آقای پورصمیمی به من گفت که آیا واقعاً دغدغه حضور در تئاتر را دارم یا نه که من گفتم کاملاً روی این پیشنهاد جدی هستم. پس از آن گفتگو همکاری‌مان برای تولید و اجرای «خوشدلان» آغاز شد.

    * با توجه به شرایط اقتصادی تئاتر و همچنین شرایط اقتصادی امروز جامعه آیا حضور به عنوان تهیه‌کننده تئاتر توجیه اقتصادی برای‌تان دارد؟

    خانی: من همیشه معتقد هستم که باید یک محتوا آگاهانه تولید شود و بدانیم که هدف‌مان از تولید آن محتوا چیست. اولین بار که نمایش «خوشدلان» را خواندم مشکلی که با آن داشتم تعداد بالای بازیگر نمایش بود. صادقانه این است که آگاهانه خودم را آماده ورود به تهیه‌کنندگی تئاتر و حتی ضرر مالی کرده بودم. از روز اولی که ورود کردم خیلی‌ها از من این پرسش را می‌پرسیدند که آیا برای‌ام توجیه اقتصادی دارد یا نه. همیشه به دولت و حاکمیت انتقاد می‌کنیم که نسبت به پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر بی‌تفاوت است ولی خودمان حاضر نیستیم در این زمینه کاری انجام دهیم. با خودم فکر کردم که بعد از این همه تولید فیلم و پخش اشکالی ندارد برای اینکه حالمان خوب باشد کمی متضرر شویم.

    اولین انگیزه‌ایم برای این تجربه آقای سعید پورصمیمی بود ولی الان از تمامی اعضای گروه که بسیار حرفه‌ای هستند و با عشق و علاقه در کار حضور دارند، حس و انرژی می‌گیرم و مخاطب هم این حس را از طرف گروه دریافت می‌کند. به لحاظ اقتصادی خودم را آماده کرده بودم که ضرر کنم. چه ایرادی دارد ما که در عرصه‌های دیگر فعال هستیم و در سینما صرفاً بحث مارکت و درآمد را داریم در تئاتر به عنوان فعالیتی فرهنگی حضور پیدا کرده و حمایت کنیم.

    * الان استقبال از نمایش خوب است ولی خود را برای ضرر آماده کرده‌اید، آیا با این شرایط امکان آورده اقتصادی در تئاتر وجود دارد؟

    خانی: اگر کار با تعداد بازیگر کمتری باشد احتمال اینکه آورده اقتصادی داشته باشد بیشتر است. شرایط تبلیغات در تئاتر هم مناسب نیست و شهرداری هم به لحاظ تبلیغات حمایتی نمی‌کند. کار ما هم مثل فلان کار نمایشی نیست که نهاد بزرگی حامی‌اش است و در تمام نقاط شهر تبلیغات دارد.

    * جدا از تعداد بازیگر کم، استمرار اجراهای یک اثر نمایشی و تعداد اجرای بالا مهمترین نکته در بحث اقتصادی تئاتر است. در تمام دنیا تئاترها با تعداد اجرای بالا در مقاطع زمانی طولانی اجرا می‌شوند و این امر آورده اقتصادی برای گروه آن اثر دارد.

    خانی: بله درست است. البته وقتی تعداد بازیگران زیاد باشد امکان اجرا در شهرهای دیگر و همچنین خارج از کشور هم سخت می‌شود زیرا هزینه‌های سفر و اسکان بسیار زیاد می‌شود.

    رضا مولایی: در تمام دنیا یک اثر نمایشی برای ۲۰ تا ۳۰ اجرا تولید نمی‌شود و به تعداد اجراهای بالا در شهرهای مختلف فکر می‌شود و حدود یک سال نمایش اجرا می‌شود. قبلاً به تئاتر کمک می‌شد و اداره‌کل هنرهای نمایشی شورای ساختی داشت که کمک‌هزینه‌هایی برای ساخت دکور و لباس پرداخت می‌کرد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    * در حال حاضر بر عکس شده و گروه‌ها از اداره‌کل هنرهای نمایشی حمایت مالی می‌کنند.

    مولایی: الان با ۳۰ اجرا حتی اگر یک نمایش ۲ بازیگر هم داشته باشد، باز هم ضرر است.

    * الان به دلیل نبود شرایط مناسب اقتصادی در تئاتر، بسیاری از هنرمندان تلاش می‌کنند در پروژه‌های تصویری حضور داشته باشند تا تأمین شوند.

    خانی: در نمایش «خوشدلان» همه اعضای گروه به احترام آقای پورصمیمی خیلی همکاری کردند و دستمزدها بسیار ناچیز است ضمن اینکه خانم سیف و آقای پورصمیمی دستمزدی دریافت نکردند.

    سیف: از روز اولی که با آقای خانی برخورد داشتم، حرفی زدند که از نظر من تا به حال پای‌اش ایستاده‌اند. به من گفتند شاید تئاتر برای من توجیه اقتصادی نداشته باشد ولی دوست دارم در تئاتر یاد بگیرم. من این حرف را از هیچ فرد تهیه‌کننده دیگری نشنیده بودم ولی درباره آقای خانی تا الان صدق کرده است. ما تهیه‌کننده‌هایی را می‌بینیم که خط‌کشی به دست گرفته‌اند و به خود اجازه می‌دهند در هر کار ما حتی کارهای تخصصی دخالت کنند زیرا معتقدند همه چیز را آن‌ها فراهم می‌کنند. ولی درباره آقای خانی چنین اتفاقی نیفتاد و در هیچ موردی اعم از انتخاب بازیگر و نکات دیگر دخالت نکرد و من را به عنوان کارگردان اثر در هیچ تنگنایی قرار نداد. نمایش «خوشدلان» به سرانجام نمی‌رسید اگر آقای خانی نمی‌خواست در تئاتر یاد بگیرد. حضور ایشان بسیار در تولید و اجرای این نمایش تأثیرگذار بود.

    * آقای مولایی شما هم به‌عنوان بازیگر هم در عرصه تئاتر و هم در عرصه سینما فعال هستید و در حوزه آموزش تئاتر نیز فعالیت دارید. انگیزه شما برای حضور در «خوشدلان» چگونه شل گرفت؟

    مولایی: برایم سخت است وقتی وارد یک گروه جدید می‌شوم با افراد دیگر و نقطه‌نظراتی که دارند هماهنگ شوم اما در نمایش «خوشدلان» گروه به شدت خوب است و از حضور در این گروه لذت می‌برم. این ویژگی‌ای است که به خاطر آن تئاتر کار می‌کنم. از استاد حمید سمندریان این را یاد گرفتم و این شانس را داشتم که اولین تجربه حضورم روی صحنه در نمایش «دایره گچی قفقازی» استاد سمندریان و بازی در کنار آقای سعید پورصمیمی بود و در آن نمایش بسیار آموختم.

    گروه برای من خیلی مهم است و این گروه به شدت با هم خوب هستند. نمایش «خوشدلان» یک سال پیش آماده و قرار به اجرای نمایش در مهر ۱۴۰۱ بود که این امر میسر نشد و گروه یک سال در کنار هم و پای کار ماندند تا امسال اثر را روی صحنه بردیم. حال‌مان خیلی خوب است. آنقدر از کنار هم بودن انرژی کسب می‌کنیم که بخش اقتصادی تئاتر را فراموش می‌کنیم. این اتفاق برای من افتاده و خیلی خوشحال هستم در این گروه حضور دارم. ذوق این را دارم که «خوشدلان» ۱۰۰ تا ۲۰۰ اجرای دیگر داشته باشد.

    وقتی آقای پورصمیمی را می‌بینم که با انرژی یک جوان روی صحنه حضور دارد، لذت می‌برم. خیلی اداری و کارمندی به تئاتر نگاه نمی‌کنم بلکه مهم برای‌ام این است که گروه و نمایش حال‌ام را خوب کند.

    دوست دارم خاطره‌ای را برای‌تان تعریف کنم. پشت صحنه نمایش «خوشدلان» نشسته بودم و یاد دورانی که عشق سینما و بازیگری بودم و به سینما می‌رفتم افتادم و فیلم‌های «ناخدا خورشید»، «پاتال و آرزوهای کوچک»، «پناهنده» و «پرده آخر» یادم آمد. بعد از لحظاتی به خودم آمدم و دیدم که یک سمتم آقای پورصمیمی نشسته و سمت دیگرم آقای کرامتی. تجربه عجیبی بود و نمی‌توانستم در آن لحظه مرز بین واقعیت و رویا را تشخیص دهم.

    * در میان افرادی قرار گرفته‌اید که برای نسل‌های مختلف در سینما خاطراتی را رقم زده‌اند.

    مولایی: دقیقاً. حال عجیبی بود. درست است که زندگی‌مان از طریق تئاتر می‌گذرد ولی همین گروه و لذت بردن در آن برای‌ام مهم است. وقتی در زمینه آموزش نیز با جوان‌ترها کار می‌کنیم همین گروه بودن و کشف و تبادل دانسته‌ها برای‌ام مهم و لذت‌بخش است.

    * واقعیت این است که وضعیت اقتصادی در تئاتر چه به لحاظ دستمزدها و فروش هیچ توجیهی ندارد و برای تأمین زندگی باید به سراغ سینما و تصویر رفت.

    کرامتی: ما الان ۲ سال درگیر این نمایش هستیم.

    سیف: الان سایت فروش ما را طی ۳ هفته اجرا به عنوان پرفروش‌ترین نمایش معرفی کرده است ولی با این پرفروشی که گفته می‌شود اتفاقی نمی‌افتد.

    مولایی: حمایت‌های دولتی از تئاتر در کشور ما وجود ندارد.

    سیف: دوست دارم یک نفر به این پرسش من پاسخ داد که بودجه سالانه تئاتر به کجا می‌رود؟

    کرامتی: واقعیت این است که در کشور ما نهادهای بسیاری داریم که می‌توانند از تئاتر حمایت کنند اما هیچ اقدامی در این زمینه انجام نمی‌دهند. بگذارید برای‌تان خاطره‌ای را تعریف کنم. من شاگرد آقای بهرام بیضایی بودم. اوایل انقلاب بود و شنیده بودیم که آقای بیضایی فیلمنامه‌ای را به وزارت ارشاد ارائه داده که پذیرفته نشده است. در حیاط دانشگاه ایستاده بودیم و آقای بیضایی گفت که ۳ هزار نفر در وزارت ارشاد حقوق می‌گیرند تا به من بگویند «نه» تو حق نداری فیلم بسازی! در حالی که یک نفر هم می‌تواند این «نه» را به من بگوید!

    واقعیت این است که این همه حقوق‌بگیر در وزارت ارشاد و ادارات مختلف و هزینه‌های آب و برق و تلفن و غیره بخش زیادی از بودجه تئاتر را به خود اختصاص می‌دهد.

    همه برای «سعید پورصمیمی» آمدیم/ ۳هزار حقوق‌بگیر برای گفتن یک«نه»!

    * آقای بهروز پوربرجی شما نیز از بازیگرانی هستید که سابقه حضور در نمایش‌های ایرانی را دارید و فعالیت‌های متعددی در این عرصه داشته‌اید. تجربه «خوشدلان» برای شما چگونه بود؟

    پوربرجی: همیشه سطح کیفی یک کار را پیشکسوتان کار و قصه اثر تعیین می‌کند و بسیار مفتخرم که در این گروه و نمایش حضور دارم. من پیش از این تجربه حضور در نمایش‌های ایرانی و حتی تجربه ۲ سال و نیم اجرا را هم داشته‌ام. اقتصاد تئاتر در درازمدت اتفاق می‌افتد و ممکن نیست با یک ماه اجرا و حتی کمک اداره‌کل هنرهای نمایشی اتفاقی رخ دهد.

    الان خبری منتشر شده که نمایش «خوشدلان» پرفروش شده است ولی هیچکدام از مدیران و مسئولان به تماشای این اثر ننشسته‌اند. شاخصه تئاتر این است که یک اتفاق هنری رخ می‌دهد ولی متأسفانه هیچ حمایتی در راستای این فرهنگ‌سازی وجود ندارد.

    تئاتر آزاد به عنوان تئاتری کمدی مخاطب بسیار بالایی دارد و سالن‌های سینما از سئانس اکران خود کم می‌کنند تا نوبت اجرایی در اختیار گروه‌های تئاتر آزاد قرار بگیرد. وقتی تئاتر می‌تواند اینقدر درآمدزا باشد چرا از آن حمایت نمی‌کنیم و آن را زیر سؤال می‌بریم.

    الان تبلیغات تئاتر محدود به گروه‌های تبلیغاتی شده که در شرایط فعلی نمی‌توانند کار خاصی بکنند. چرا دولت و شهرداری برای تبلیغ تئاتر حمایت نمی‌کنند؟ جامعه تئاتری نمی‌تواند از امکانات تبلیغاتی بهره‌مند شوند و فقط برخی افراد هستند که با حمایت برخی نهادها از این امکانات بهره‌مند می‌شوند.

    تئاتر یک اتفاق هنری است و تجارت نیست. باید شاخصه هنری را همیشه حفظ کنیم. مدیرانی وارد عرصه فرهنگ و هنر شده‌اند که دغدغه و تخصصی در این زمینه ندارند. فقط سلایق شخصی در مدیریت تئاتر ما اعمال می‌شود. ما استادانی داریم که در کنج خانه نشسته‌اند و کسی سراغ‌شان نمی‌رود. متأسفانه در تئاتر ما خانه تئاتر اداره‌کل هنرهای نمایشی را قبول ندارد و اداره‌کل هنرهای نمایشی خانه تئاتر را.

    وقتی در نمایش «خوشدلان» انرژی خوبی از گروه دریافت می‌کنم و لذت می‌برم، حاضر هستم از کار بیرون خود بزنم تا زودتر به سالن و پشت صحنه نمایش «خوشدلان» برسم. فرهنگ‌سازی برای هنرمندان عرصه تئاتر مهم است نه بخش درآمدزایی و شاید این حرف از نگاه دیگران حرفی غیرمنطقی باشد ولی برای عاشقان تئاتر اینگونه است.

    ادامه دارد…

    منبع

  • اجرای ویژه «خوشدلان» در ایرانشهر

    اجرای ویژه «خوشدلان» در ایرانشهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایرانشهر، نمایش «خوشدلان» نوشته‌ سعید پورصمیمی، کارگردانی پریزاد سیف و تهیه کنندگی سعید خانی روز شنبه ۲۷ خرداد و در ساعت متفاوت اجرای ویژه خواهد داشت.

    این اثر نمایشی که از دوم خرداد ماه اجراهای خود را در سالن ناظرزاده‌ کرمانی آغاز کرده و تاکنون میزبان بیش از ۳۰۰۰ تماشاگر بوده است در اجرای ویژه‌ای روز شنبه ۲۷ خرداد ماه ساعت ۱۹:۳۰ به صحنه می‌رود.

    در این نمایش سعید ‌پورصمیمی، مسعود ‌کرامتی، بهرام ‌ابراهیمی، الهام ‌پاوه ‌نژاد، پریزاد ‌سیف، رضا ‌مولایی، بهروز پوربرجی، شاهین ‌علایی ‌نژاد، علی ‌پویا ‌قاسمی، شهاب ‌عباسیان، حامد ‌مهدی ‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم ‌محبی به ایفای نقش می‌پردازند.

    منبع

  • «خوشدلان» از دوم خرداد روی صحنه می‌رود/ معرفی گروه نمایش

    «خوشدلان» از دوم خرداد روی صحنه می‌رود/ معرفی گروه نمایش

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مشاور رسانه ای گروه، نمایش «خوشدلان» به عنوان اثری کمدی و نوشته سعید پورصمیمی از چهره‌های مطرح تئاتر ایران با کارگردانی پریزاد سیف از دوم خرداد در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

    سعید خانی تهیه‌کنندگی «خوشدلان» را بر عهده دارد و نورالدین حیدری ماهر مجری طرح این اثر است.

    در این نمایش سعید پورصمیمی، مسعود کرامتی، بهرام ابراهیمی، الهام پاوه‌نژاد، رضا مولایی، پریزاد سیف، شاهین علایی‌نژاد، بهروز پوربرجی، علی پویا قاسمی، فرزانه زینتی، شهاب عباسیان، حامد مهدی‌نژاد، رضا فیض‌بخش، مریم محبی، سعید محبی به ایفای نقش می‌پردازند.

    افسانه قلی‌زاده طراحی گریم، علی کوزه‌گر طراحی نور، آرام موسوی طراحی لباس، مبین فراهانی طراحی صحنه، سهیل سریع‌الاطلاق و محمد اصغری موسیقی «خوشدلان» را عهده‌دار هستند.

    دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از مدیر تبلیغات و طراح گرافیک: محمد موحدنیا، طراحی و ساخت تیرز: امید میرزایی، طراح موشن گرافیک: امین ملک زاده، طراحان پوستر: محمد علی سلیمانی و محمد موحدنیا، تدوین: سید میثم میرزایی، عکاس کیارش مسیبی، مشاور رسانه: فریبرز دارایی، امور مالی: عطیه رحمانی، دستیار برنامه‌ریز: شیما مرادی، دستیار کارگردان: سعید محبی، منشی صحنه: مریم محبی، دستیار صحنه: امین رجبی، امیر طیبی.

    به زودی زمان آغاز پیش‌فروش بلیت این اثر نیز اعلام می‌شود.

    منبع

  • «بیوگرافی: یک بازی» و تلاش برای تغییر گذشته/ چالش همکاری با خواهر

    «بیوگرافی: یک بازی» و تلاش برای تغییر گذشته/ چالش همکاری با خواهر

    بورژین عبدالرزاقی کارگردان نمایش «بیوگرافی: یک بازی» با اشاره به ویژگی‌های این اثر نمایشی درباره چهارمین همکاری‌اش با خواهرش الیکا عبدالرزاقی توضیح داد.

    بورژین عبدالرزاقی کارگردان نمایش «بیوگرافی: یک بازی» که این روزها در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه است در این باره به تئاتر آنلاین گفت: خوشبختانه بازخوردها و استقبال از نمایش راضی کننده است. به شخصه اجرا در تماشاخانه دیوار چهارم را دوست دارم چون مدیریت این مجموعه به نسبت تماشاخانه‌های خصوصی دیگر احترام مخاطب را نگه می‌دارند و فضای هنری ایجاد کرده‌اند که در آن حال تماشاگر و هنرمندان خوب است.

    وی درباره ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: نمایش «بیوگرافی: یک بازی» نوشته ماکس فریش است که با ترجمه فرانک حیدریان برای اجرا آماده شده است. این اثر نمایشی یک کمدی درام محسوب می‌شود که در عین اینکه تماشاگر را می‌خنداند او را به گریه هم می‌اندازد. این نمایشنامه از گذشته یکی از آثار مورد علاقه من بوده است و یکی از نکات جالب توجهی که در آن وجود دارد و فکر می‌کنم برای همه مردم هم جذاب باشد؛ قابلیت بازگشت به گذشته و اینکه این امکان را داشته باشند که مسیر زندگی شأن را تغییر دهند، است چون شاید خیلی از ماها دوست داشته باشیم خیلی از چیزها را در گذشته‌مان تغییر دهیم. از طرف دیگر متن، هم بسیار قوی و درجه یک است که ماکس فریش آن را در سال ۱۹۸۴ دوباره‌نویسی کرده است و ما نیز همان متن دوباره‌نویسی شده را به صحنه می‌بریم. نمایشنامه قدیمی‌تر، از این اثر پرپرسوناژ تر بود و ماکس فریش در دوباره‌نویسی نمایشنامه‌اش کاراکترها را به ۵ شخصیت تقلیل داده است که البته باعث جذاب‌تر و پیچیده‌تر شدن نمایشنامه شده است.

    عبدالرزاقی که در سال‌های اخیر بیشتر با هنرجویان کار کرده درباره بازگشت دوباره‌اش به فضای حرفه‌ای تئاتر توضیح داد: مدت‌ها بود اجرای این نمایش را پس ذهن داشتم اما به دلیل بحران کرونا شرایط اجرای کار پیش نمی‌آمد تا اینکه بالاخره وضعیت مساعد شد و تصمیم گرفتیم با همان گروه همیشگی نمایش «بیوگرافی: یک بازی» را به صحنه ببریم. آخرین کارگردانی که به صورت رسمی برعهده داشتم به سال ۹۷ و اجرای نمایش «مده‌آی سن مدار» برمی‌گردد که با بازی الیکا عبدالرزاقی، احمد ساعتچیان و مهدی بجستانی به صحنه رفت. در واقع در دوران کرونا بیشتر سعی کردم هوای هنرجویانم را داشته باشم و نمایش‌هایی را با حضور آن‌ها تهیه کنم.

    این کارگردان تئاتر درباره رویکردی که در اجرا به متن ماکس فریش داشته است، بیان کرد: اصولاً هر نمایشی را که تا امروز کار کردم به این شکل نبوده که خط به خط متن مورد نظر را به صحنه برده باشم چون اصلاً چنین چیزی شدنی هم نیست. چون وقتی نمایشنامه را برای اجرا تمرین می‌کنید کار از فیلتر کارگردان و بازیگرها عبور می‌کند و طبیعتاً اگر کارگردان دیگر همان متن را کار کند نمایش چیز دیگری از آب در می‌آید. البته تغییراتی که در متن داده شده به معنای دستکاری در نمایشنامه نیست بلکه جهان بینی ماکس فریش در نمایش جریان دارد و تغییری هم در داستان داده نشده است و تنها نگاه من و بازیگران در اثر جریان پیدا کرده است.

    وی ادامه داد: اجرای این نمایش یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که به صحنه برده بود چون متن بسیار پیچیده‌ای است و رفت و برگشت‌های زمانی زیادی را در کار مشاهده می‌کنیم که همین مساله کار را برای گروه اجرایی سخت می‌کند اما خوشبختانه از نتیجه راضی هستیم.

    عبدالرزاقی درباره همکاری با خواهرش الیکا عبدالرزاقی یادآور شد: کار کردن با الیکا اصلاً سخت نیست و اتفاقاً خیلی هم راحت است و این نمایش چهارمین همکاری ما در مقام کارگردان و بازیگر بعد از نمایش‌های «گفتگوهای پس از یک خاکسپاری»، «بازرسان واقعی» و» مده آی سن مدار» به حساب می‌آید. یکی از ویژگی‌های تیمی که در کنار هم کار می‌کنیم این است که خیلی سریع یکدیگر را درک می‌کنیم و ایده‌ها و رویاهای نزدیک به هم داریم و همین مساله باعث می‌شود که روند کارمان سریع‌تر اتفاق بیفتد.

    وی درباره طراحی صحنه نمایش توضیح داد: طراح دکور نمایش خودم بودم و کار به گونه‌ای طراحی شده است که توسط المان‌ها و بدون شلوغ شدن صحنه به نوعی بتواند پشت صحنه تئاتر را به مخاطب القا کند چون نمایش بازی در بازی است.

    کارگردان «گفتگوهای پس از یک خاکسپاری» در پایان صحبت‌هایش گفت: نمایش «بیوگرافی: یک بازی» درباره پروفسوری به نام هانس کورمن است که پس از هفت سال زندگی مشترک، همسرش آنتوآنت اشتاین را به قتل رسانده است و حالا موقعیتی برایش پیش آمده که بتواند به گذشته برگردد تا بیوگرافی خود را عوض کند تا جایی که اصلاً با همسرش آشنا نشود و جلوی این اتفاق را بگیرد اما هربار اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد. در این اثر نمایشی رضا مولایی در نقش پروفسور کورمن، الیکا عبدالرزاقی در نقش آنتوانت، احمد ساعتچیان در نقش کارگردان و فرنوش مرواری و علی جدیدی در نقش دستیاران کارگردان ایفای نقش می‌کنند.

    نمایش «بیوگرافی: یک بازی» تا ۳۱ شهریور ماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه است.

  • «در انتظار آدولف» باشید/ چالش انتخاب اسم برای کودک به دنیا نیامده

    «در انتظار آدولف» باشید/ چالش انتخاب اسم برای کودک به دنیا نیامده

    تماشای فیلم تئاتر «در انتظار آدولف» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی می تواند گزینه مناسبی برای علاقه مندان به هنرهای نمایشی در ایام نوروز باشد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای علاقه‌مندان به تئاتر است که به دیدن آثار نمایشی روی صحنه که معمولاً از ۷ فروردین ماه اجراهای خود را آغاز می‌کنند، بنشینند اما در طول ۲ سال گذشته با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری در ایام تعطیلات نوروزی به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم، استقبال از دیدن فیلم‌تئاترهای مختلف توسط علاقه مندان به هنرهای نمایشی بیشتر شده است. البته امسال با کنترل وضعیت بیماری و عادی‌تر شدن شرایط از نیمه دوم تعطیلات نوروزی نمایش‌های مختلفی در تماشاخانه‌های تئاتری روی صحنه می‌روند یا اجرای سال قبلشان را ادامه می‌دهند و شهروندان تهرانی و یا مهمانان نوروزی که به پایتخت می‌آیند می‌توانند به دیدن این آثار بنشینند اما با این وجود دیدن فیلم تئاتری قدیمی و جدید برای افرادی که دیدن یک نمایش اجرا شده را از دست داده‌اند، علاقه‌مندانی که به دنبال تکمیل آرشیوشان هستند و یا در تهران زندگی نمی‌کنند و دیدن نمایش‌هایی که در مرکز تئاتر کشور به صحنه می‌رود برایشان امکان پذیر نیست، خالی از لطف نخواهد بود.

    در همین راستا به روال سال‌های قبل در گزارش‌هایی جداگانه به معرفی فیلم تئاترهایی می‌پردازیم که در زمان اجرای عمومی مورد توجه قرار گرفتند و حتی فیلم تئاترهایشان نیز بعد از انتشار همچنان پرمخاطب هستند. از این رو دیدن فیلم تئاتر «در انتظار آدولف» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی به علاقه مندان هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود.

    نمایش «در انتظار آدولف» سال ۹۶ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر و تئاتر مستقل تهران به صحنه رفت و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. این اثر نمایشی نوشته ماتیو دلاپرته و الکساندر دلاپاتلیر با نام اصلی «اسم کوچک» که تاکنون اقتباس‌های زیادی از آن برای اجرا شده است که علیرضا کوشک جلالی نیز با شیوه منحصر به فرد خود در کارگردانی این نمایش را برای اجرا آماده کرده بود.

    اشکان خطیبی، آناهیتا درگاهی، حسین امیدی، آوا شریفی و رضا مولایی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    «در انتظار آدولف» زندگی انسان‌هایی را روایت می‌کند که علیرغم ظاهر فرهیخته و اهل فرهنگ و ادبشان، افرادی بسیار دگم و سطحی نگر هستند.

    در خلاصه این نمایش آمده است: در یک مهمانی دوستان عزیزتر از جان، بیان «یک شوخی بی مزه» باعث می‌شود تا قبرها شکافته شوند و ارواح خبیثه شروع به رژه رفتن کنند. طی بحث‌ها، ماسک‌های «تفاهم و دوستی» بی رحمانه بر زمین می‌ریزند و موقعیت‌های ابزورد و گروتسک، همراه با آتشفشانی از دیالوگ‌های گزنده و بی نظیر که یادآور سنت کمدی‌های انتقادی / اجتماعی فرانسه است، بر سر مخاطب فرود می‌آیند.

    ماجرا از این قرار است که در یک مهمانی دوستانه، وینست (اشکان خطیبی) اعلام می‌کند که می‌خواهد نام فرزند در راهشان را «آدولف» بگذارد و تنش ابتدایی داستان که در ادامه شعله درگیری‌ها را می‌افروزد از همین جا کلید می‌خورد چون با وجودی که وینست می‌گوید منظورش از این نامگذاری نه اظهار ارادت به دیکتاتور خون‌ریز آلمان نازی بلکه شاعری هم‌نام او است اما دوستان وینسنت او را متهم به نژاد پرستی و فاشیست بودن می‌کنند چرا که اسم آدولف هر کسی را یاد هیتلر می‌اندازد. ماجرا به همینجا ختم نمی‌شود و آنها ظاهر متمدن خود را به زودی کنار زده و سر هر مسئله حتی بی اهمیتی به همدیگر پرخاش می‌کنند…

    دیدن این فیلم تئاتر در ایام نوروز می‌تواند گزینه مناسبی برای علاقه مندان به هنرهای نمایشی باشد چون می‌توانند با دیدن این اثر لحظات مفرحی را در کنار خانواده سپری کنند و از دیدن کارگردانی درست و اصولی یک نمایش و بازی‌های جذاب اثر لذت ببرند.

    این روزها علاقه مندان به دیدن فیلم‌تئاترها می‌توانند این محصولات را با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌ها و پلتفورم های مختلف نمایش فیلم تماشا کنند.

  • «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در سی و نهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی و کارگردانی آرش آبسالان رفته‌ایم.

    این اثر نمایشی ابتدا در بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال ۸۰ به صحنه رفت و سپس یک سال بعد در دی و بهمن ۸۱ در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر اجرای عمومی داشت.

    «آب گوشت زهرماری» را می‌توان یک کمدی قاجاری دانست که در دهه ۷۰ و ۸۰ محبوبیت زیادی بین اهالی تئاتر پیدا کرده بود. این اثر نمایشی ماجرای خان قاجاری است که از مدتی قبل بی اشتها شده و بزرگان دربار از درک علت بی اشتهایی وی عاجر هستند. از این رو آشپزان عمارت آستین بالا می‌زنند و هرکدام در یک بازی در بازی نقش درباریان را بازنمایی می‌کنند تا متوجه شوند که علت بی اشتهایی پادشاه چه بوده است…

    علاء محسنی، شهرام عبدلی، پیام یزدانی، اشکان صادقی، رضا مولایی، وحید نفر، سعید بهنام، سیدجواد روشن، بهرنگ فرهنگ دوست، مهرداد ضیایی بازیگران «آبگوشت زهرماری» بودند که البته در اجرای جشنواره امیررضا دلاوری، ایمان افشاریان و حمیدرضا قنبری گروه را همراهی می‌کردند.

    آبسالان در این نمایش از شیوه‌های متنوعی چون بازی در بازی، پرده خوانی، رقص و آواز، مجالس زنانه و نمایش‌های فکاهی از نوع کمدی‌های کریم شیره‌ای بهره برده بود و همین عوامل نمایش را به اثری جذاب برای مخاطبان تبدیل کرد. در طول این سال‌ها گروه‌های تئاتری زیادی از نمایشنامه آبسالان برای اجرا استفاده کرده‌اند و اقتباس‌های زیادی از کار به صحنه رفته است اما خود آبسالان تمایل و فرصت اجرای مجدد نمایشش را به دست نیاورد.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    در میانه اجرای نمایش در جشنواره تئاتر فجر و اجرای عمومی، آبسالان پروژه نمایشنامه خوانی را با عنوان «عصری با نمایش» در کافه تریای مجموعه تئاترشهر پایه‌ریزی کرد که با استقبال بسیار زیادی از سوی مخاطبان و دانشجویان روبرو شد و در واقع بنیان برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی را که در سال‌های اخیر رونق بیشتری پیدا کرده است، گذاشت. اما این پروژه به دلیل برخی کارشکنی‌ها نتوانست ادامه پیدا کند و افسوس آن بر دل دوستداران تئاتر و جوانان علاقه مند به تجربه اجرا در فضاهای متفاوت باقی ماند.

    آرش آبسالان نویسنده و کارگردان «آبگوشت زهرماری» درباره شکل‌گیری این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: «آبگوشت زهرماری» محصول دوره‌ای از فعالیت من است که در دانشگاه سوره درس می‌دادم زمانی که اصغر همت مدیرگروه نمایش دانشگاه بود. آقای همت به من پیشنهاد داد که با دانشجویان نمایشی را آماده اجرا کنم که من نیز «آبگوشت زهرماری» را در دستور کارم قرار دادم. بخشی از بازیگران نمایش از دانشجویانم بودند و ناگزیر بخش دیگری از بازیگران، دوستان تئاتری حرفه‌ای تری بودند. نمایش را در جشنواره بیستم تئاتر فجر شرکت دادیم اما در آن دوران دانشگاه سوره تقریباً به حالت تعلیق درآمده بود و حمایتی که باید از ما می‌شد، صورت نگرفت از این رو من نمایش را به طور مستقل پیش بردم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی ادامه داد: نمایش برای دی ماه ۸۱ نوبت اجرا گرفت و به مدت یک ماه در تالار چهارسوی تئاترشهر به صحنه رفت. در آن زمان مجید شریف خدایی مدیر مرکز هنرهای نمایشی و حسین پاکدل نیز مدیر تئاتر شهر بود و فرصت‌هایی به بچه‌های جوان امثال من برای کار کردن می‌دادند. «آبگوشت زهرماری» در زمان خودش به پربیننده‌ترین نمایش سال تبدیل شد و جزو معدود نمایش‌هایی بود که ۸.۵ میلیون بودجه گرفت و ۱۱.۵ میلیون تومان فروخت. البته به یاد ندارم قیمت بلیت آن زمان چقدر بود ولی سالن نمایش هرشب پر بود و حتی خارج از ظرفیت هم بلیت فروخته می‌شد و تعدادی از تماشاگران روی زمین می‌نشستند. متاسفانه جنجال‌هایی در گروه نمایش به وجود آمد که جزو خاطرات تلخ و پشت پرده اجرای «آبگوشت زهرماری» هستند و ترجیح می‌دهم درباره شان صحبت نکنم.

    آبسالان درباره نگارش نمایشنامه توضیح داد: نگارش نمایشنامه به زمانی بازمی‌گردد که من در رادیو نمایش به عنوان نویسنده فعالیت می‌کردم آن زمان آقای محمد امیریاراحمدی ماجرای تاریخی شکل گرفتن ضرب المثل «زهرمارخان از لب دیگ برنمی‌گردد» را برای من تعریف کرد که در کتاب «کوچه» احمد شاملو هم نقل شده است و آقای برهانی مرند و یاراحمدی مشترکا به من پیشنهاد دادند اگر ایده را دوست دارم روی آن کار کنم. من هم یک نسخه رادیویی از این داستان بیرون کشیدم که فکر کنم این ماجرا مربوط به سال ۷۷ است. آن زمان نادر برهانی مرند به من گفت که این ایده قابلیت اجرای صحنه هم دارد و اگر آن را برای صحنه تنظیم کنی خودم نمایش را به صحنه می‌برم. آن زمان شروع کردم به نگارش نمایشنامه اما خودم وسوسه شدم کارگردانی‌اش کنم که نادر برهانی مرند با مناعت طبع همیشگی‌اش این اجازه را به من داد و با این نمایش بود که وارد عرصه کارگردانی تئاتر نیز شدم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی درباره اجراهای دیگری که از نمایش در شهرها و کشورهای دیگر نیز داشته است، گفت: بعد از اجرای تهران ما نمایش را در جزیره کیش و با تغییراتی در گروه به دلیل مشکل سربازی برخی از بازیگران در دوبی هم اجرا کردیم. البته نمایش برای اجرا در اصفهان هم دعوت شد اما گروه‌هایی مخالفت کردند و در نهایت با دلیل جنجال‌هایی که درست شد و با وجود داشتن مجوز شورای شهر و فرمانداری و نهاد رهبری نتوانستیم در اصفهان اجرا داشته باشیم و بعد از تنها یک اجرا در فولادشهر به تهران بازگشتیم.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره اینکه چرا در طول این سال‌ها نمایش را بازتولید نکرده است، عنوان کرد: من برای مدتی از ایران رفتم تا اینکه بعد از بازگشتم دوستان پیشنهاد بازتولید نمایش را مطرح کردند که این اتفاق به سال ۹۲-۹۳ باز می‌گردد و علی رغم اینکه آن زمان مشتاق بودم نمایش را مجدداً در سالن چهارسو به صحنه ببرم اما مدیریت وقت تئاترشهر درخواست ما را نپذیرفت. همچنین برای بازتولید نمایش دوستان تهیه کننده‌ای وارد ماجرا می‌شدند که من راغب نبودم با شرایط آنها کار را دوباره اجرا کنم. همچنین پیشنهاد اجرا در تماشاخانه سنگلج هم از طرف مرکز هنرهای نمایشی به من داده شد که این پیشنهاد زمانی اتفاق افتاد که من چندین پروژه دیگر را برای اجرا پیشنهاد داده بودم اما پذیرفته نمی‌شدند و در عوض به من پیشنهاد اجرای مجدد «آبگوشت زهرماری» را دادند. در آن دوره مایل بودم کارهای جدیدتری را به صحنه ببرم البته من نمایشنامه را بازنویسی کردم و قصد بازتولیدش را هم داشتم اما ترجیحم این بود که بعد از اجرای یکی دو کار جدید به سراغ بازتولید آن بروم. از سال ۹۰ تا ۱۴۰۰ من ۱۱ نمایشنامه را برای اجرا پیشنهاد دادم که هیچکدام تصویب نشدند و هنوز هم نمی‌دانم چرا فرصت اجرا به من نمی‌دهند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    آبسالان درباره راه‌اندازی جلسات نمایشنامه خوانی «عصری با نمایش» در کافه تریای تئاترشهر که در همان اوایل دهه ۸۰ با استقبال بسیار زیادی مواجه شده بود، بیان کرد: بعد از اجرای «آبگوشت زهرماری» در جشنواره تئاتر فجر تا فاصله اجرای عمومی نمایش گروه ما ۱۱ ماه بیکار بود. گروه هم متشکل از جوانانی پر از شوق و ذوق و انرژی بود که دوست داشتند کار کنند از همین رو بود که من ایده نمایشنامه‌خوانی را با آقای پاکدل مطرح کردم که ایشان هم با ما همکاری کردند و در ادامه برنامه «عصری با نمایش» را راه‌اندازی کردیم.

    وی ادامه داد: اما متاسفانه جنجال‌هایی از طرف خانه تئاتر و بخشی از جامعه هنری در مخالفت با این برنامه به وجود آمد و با تغییر مدیریت تئاتر شهر و با آمدن آقای مهندس پور و پارسایی در شورای نظارت و ارزشیابی و مدیریت تئاتر شهر با حضور گروه ما در این پروژه مخالفت شد و کار به دوستان دیگری سپرده شد که در نهایت هم ادامه پیدا نکرد و تعطیل شد.

    وی افزود: این اتفاق آسیب روانی زیادی به من زد و بسیار ناراحت شدم. البته بعد از سال‌ها تماشاخانه مهرگان پیشنهاد راه اندازی مجدد این پروژه را مطرح کرد اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که این برنامه مناسب اجرا در فضای کافه تریا است نه سالن تئاتر و من هم دیگر انرژی سابق را نداشتم بنابراین کار را به دوست عزیزم علی صلاحی سپردم اما او هم در پروسه تصویب متن و گرفتن مجوز با مشکل روبرو شد و زمانی که مسیر دچار فرسایش می‌شود دیگر انرژی و انگیزه افراد برای کار کردن از دست می‌رود.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این مدرس تئاتر متذکر شد: خوشحالم که پدیده نمایشنامه خوانی بعد از پروژه «عصری با نمایش» فراگیر شد و ادامه پیدا کرد. گروه ما در آن دوران بنیان گذار این اتفاق بود اما متاسفانه کاری کردند که هم آن برنامه از هم پاشید و هم متاسفانه روایت‌های غلط و دور از اخلاقی که بعضاً به گوش اعضای گروهم می‌رساندند سبب شد که آنها از دست من رنجیده شوند. در طول این سال‌ها این همه سمینار و برنامه‌های مختلف درباره نمایشنامه خوانی برگزار می‌شود اما هیچگاه ندیدم که از گروه ما و پروژه «عصری با نمایش» به عنوان پایه گذار این اتفاق نام برده شود. مدیریت هنری با خودِ مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند

    آبسالان درباره حال و هوای متفاوت اجراها و حضور هنرمندان مختلف در فضای تئاتر در دهه ۸۰ عنوان کرد: در آن دوره تئاترشهر حال و فضای دیگری داشت که همچنان نیز برای عده‌ای حس نوستالژیک دارد اما متاسفانه مسائلی باعث شد که آن حال و هوا از تئاترشهر دور شود. واقعیت این است که مدیریت هنری با خود مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. این ضعف ماست که فکر می‌کنیم یک هنرمند و دانش آموخته تئاتر می‌تواند مدیر تئاتری خوبی هم باشد. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند. یک مدیر باید بتواند خودش تصمیم بگیرد و مدافع حقوق هنرمندان باشد در حالی که می‌بینیم بخش عمده‌ای از مدیران ما این شهامت را ندارند.

    وی متذکر شد: «آبگوشت زهرمای» برای من یادگاری از اشک‌ها و لبخندها است و لحظه لحظه‌ای که ذوق و شوق تماشاگران می‌دیدم و بازخوردهای مثبتی که بعد از دیدن کار شاهدش بودم برایم بسیار جذاب بود اما تلخی ماجرا این بود که بار طنز نمایش آنقدر زیاد شد که پیام آن دیده و شنیده نشد و قربانی لحظات طنز نمایش شد. بازیگرها هم تحت تاثیر واکنش مخاطبان گاهی پیازداغ قضیه را زیاد می‌کردند تا بیشتر از تماشاگران خنده بگیرند البته اشتباه من هم بود و باید حواسم را بیشتر جمع می‌کردم. شاید دردناک‌ترین مساله برای من این بود که نمایش ۳۰ شب اجرا شد و تماشاگران زیادی هم آن را دیدند اما هیچکس به من نگفت که حرف و پیام نمایش را شنیدم. در حالی که من همین نمایش را سال ۸۷ زمانی که کابل بودم با هنرمندان تئاتر ملی افغانستان اجرا کردم و در جشنواره هم به صحنه رفت اما مخاطب افغانستانی پیام ماجرا را گرفت به این دلیل که بازیگران ریتم و تمپو را به درستی اجرا کردند و باعث شدند پیام نمایش به درستی به مخاطب منتقل شود. پیام نمایش این بود که چطور یک انسان می‌تواند قدرت تفکر خودش را از دست بدهد و تبدیل شود به کسی که حتی به خودش هم رحم نمی‌کند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این هنرمند و مدرس تئاتر در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: اگر شرایط اجرای نمایش در تالار چهارسو فراهم شود، دوست دارم مجدداً نمایش را به صحنه ببرم. واقعیت این است که نمایش در افغانستان در سالن قاب عکسی به صحنه رفت و به دلیل دور بودن مخاطبان از اجرا، نمایش آنطور که دوست داشتم به دلم ننشست. این نمایش باید در سالنی مثل چهارسو اجرا شود و حاضر هستم دوباره با سرمایه گذاری شخصی خودم کار را به صحنه ببرم.

    عکس‌ها متعلق به اجرای نمایش در افغانستان است.

    منبع: خبرگزاری مهر

  • روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس از جمله نمایش‌های موفق سال ۹۲ بود که به مقطعی از زندگی زنده‌یاد حمید سمندریان و راه‌اندازی رستوران توسط این چهره مطرح تئاتر ایران می‌پرداخت.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و دومین گام از مرور «چهار دهه مرور خاطرات صحنه» سراغ نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس رفته‌ایم.

    اکثر هنرمندان با سابقه تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی می‌دانند که زنده یاد حمید سمندریان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین هنرمندان، مدرسان و کارگردان‌های تئاتر ایران در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند.

    در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهم آیی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در یکی از فعالیت‌های خود که در سال ۹۲ شکل گرفت، بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    «مخاطب خاص» هم به حال و هوای «رستوران ۱۴۱» می‌پرداخت و هم به مقطعی از زندگی حمید سمندریان و نگاه او به تئاتر.

    این نمایش که با بهای بلیت ۷ هزار تومان در مهر و آبان سال ۹۲ به صحنه رفت، با استقبال قابل توجه منتقدان، هنرمندان و مخاطبان تئاتر همراه شد و حدود ۵ هزار تماشاگر داشت.

    شمس درباره چرایی پرداختن به مقطعی از زندگی زنده یاد حمید سمندریان در اثری نمایشی، به تئاتر آنلاین گفت: حمید سمندریان همیشه برای نسل من و نسل پیش از من و حتی نسل پیش تر از من، انسان کاریزماتیک و آیکونیک در تئاتر بوده به این واسطه که توانسته پل بسیار منسجمی بین آموزه‌های مدرن غربی تئاتر و صحنه ایرانی در تربیت بازیگر و نظام مندی میزانسن ایجاد کند. به همین خاطر همیشه حمید سمندریان تا وقتی زنده بود جزو معدود پیشکسوتانی بود که فارغ از دغدغه مال و حرص سالن و این دسته رفتارهای پر هیاهو که از پیشکسوتان می‌بینیم، سعی در تشویق، ترغیب و کمک نسل بعد از خود داشت و این برای من مهمترین ویژگی‌ای بود که فکر کردم باید به حمید سمندریان پرداخته شود.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    این کارگردان تئاتر درباره دلیل انتخاب کافه تریای سالن مجموعه تئاتر شهر برای اجرای نمایش «مخاطب خاص»، یادآور شد: چون حمید سمندریان در خیابان فلسطین رستوران داشت پس مناسب‌ترین جغرافیا برای بازنمایی یا بازسازی وقایع در عصر یک روز جمعه لاجرم کافه تریای تئاتر شهر بود. بهترین پیشنهاد ممکن بود و هر جایی غیر از کافه تریای سالن اصلی فضا را غلط می‌کرد.

    شمس در ادامه سخنان خود تأکید کرد: روح کافه و شکل چینش و حضور تماشاگر-مشتری خود یک امر مضاعف بود برای برقراری ارتباط هر چه بیشتر با بازیگران که هر کدام نقش پوشی می‌کردند و شخصیت‌هایی حقیقی بودند برآمده از دوران «رستوران ۱۴۱» سمندریان.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    وی درباره دلایل استقبال و موفقیت نمایش «مخاطب خاص»، توضیح داد: در نمایش «مخاطب خاص» روح حمید سمندریان جریان داشت و به ماجرای بسیار ویژه ای می‌پرداخت که در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی رخ می‌داد؛ جایی که آرتیست مجبور می‌شود از حرفه اصلی اش دور و برای اقتصاد و بقای زندگی به جایی غیر از آن چیزی که تعلق دارد نزدیک شود؛ در حقیقت یک بحران تاریخی است که بر سر بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینما آمده که برای ارتزاق و در عین حال دوام داشتن در حرفه شان مجبور هستند به شغل‌های ثانویه و حتی ثالثیه روی بیاورند.

    کارگردان «مخاطب خاص» اظهار کرد: به همین خاطر می‌توان گفت که این برهه خیلی جذاب که گذشته بود و سمندریان هم به عنوان یکی از نمادهای برجسته تئاتر معاصر ایران این تجربه را از سر گذرانده بود، در حقیقت یک وصف حال و شرح حال خود تئاتر است. از این رو نمایش «مخاطب خاص» از تئاتر و برای تئاتر بود و فکر می‌کنم به واسطه این روح توانست توجه مخاطب را به خود جلب کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    شمس در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا قصد بازتولید نمایش «مخاطب خاص» را دارد یا نه، تصریح کرد: قطعاً نه، چون هم فیلم تئاترش موجود است و هم اینکه من به شخصه علاقه‌ای به امر بازتولید ندارم. یک تجربه زمانی، زیستی و ایده‌ای است که در یک مقطع روی می‌دهد و در یک جغرافیای مشخص تولید می‌شود و به نظرم بازتولیدش ضرورت ندارد کمااینکه با کیفیت کمتر از فضای سه بعدی و لمس حقیقی تئاتر، می‌توان با فیلم تئاتر آنچه را که گذشته مرور کرد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و دومین گام از مرور «چهار دهه مرور خاطرات صحنه» سراغ نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس رفته‌ایم.

    اکثر هنرمندان با سابقه تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی می‌دانند که زنده یاد حمید سمندریان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین هنرمندان، مدرسان و کارگردان‌های تئاتر ایران در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند.

    در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهم آیی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در یکی از فعالیت‌های خود که در سال ۹۲ شکل گرفت، بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    «مخاطب خاص» هم به حال و هوای «رستوران ۱۴۱» می‌پرداخت و هم به مقطعی از زندگی حمید سمندریان و نگاه او به تئاتر.

    این نمایش که با بهای بلیت ۷ هزار تومان در مهر و آبان سال ۹۲ به صحنه رفت، با استقبال قابل توجه منتقدان، هنرمندان و مخاطبان تئاتر همراه شد و حدود ۵ هزار تماشاگر داشت.

    شمس درباره چرایی پرداختن به مقطعی از زندگی زنده یاد حمید سمندریان در اثری نمایشی، به تئاتر آنلاین گفت: حمید سمندریان همیشه برای نسل من و نسل پیش از من و حتی نسل پیش تر از من، انسان کاریزماتیک و آیکونیک در تئاتر بوده به این واسطه که توانسته پل بسیار منسجمی بین آموزه‌های مدرن غربی تئاتر و صحنه ایرانی در تربیت بازیگر و نظام مندی میزانسن ایجاد کند. به همین خاطر همیشه حمید سمندریان تا وقتی زنده بود جزو معدود پیشکسوتانی بود که فارغ از دغدغه مال و حرص سالن و این دسته رفتارهای پر هیاهو که از پیشکسوتان می‌بینیم، سعی در تشویق، ترغیب و کمک نسل بعد از خود داشت و این برای من مهمترین ویژگی‌ای بود که فکر کردم باید به حمید سمندریان پرداخته شود.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    این کارگردان تئاتر درباره دلیل انتخاب کافه تریای سالن مجموعه تئاتر شهر برای اجرای نمایش «مخاطب خاص»، یادآور شد: چون حمید سمندریان در خیابان فلسطین رستوران داشت پس مناسب‌ترین جغرافیا برای بازنمایی یا بازسازی وقایع در عصر یک روز جمعه لاجرم کافه تریای تئاتر شهر بود. بهترین پیشنهاد ممکن بود و هر جایی غیر از کافه تریای سالن اصلی فضا را غلط می‌کرد.

    شمس در ادامه سخنان خود تأکید کرد: روح کافه و شکل چینش و حضور تماشاگر-مشتری خود یک امر مضاعف بود برای برقراری ارتباط هر چه بیشتر با بازیگران که هر کدام نقش پوشی می‌کردند و شخصیت‌هایی حقیقی بودند برآمده از دوران «رستوران ۱۴۱» سمندریان.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    وی درباره دلایل استقبال و موفقیت نمایش «مخاطب خاص»، توضیح داد: در نمایش «مخاطب خاص» روح حمید سمندریان جریان داشت و به ماجرای بسیار ویژه ای می‌پرداخت که در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی رخ می‌داد؛ جایی که آرتیست مجبور می‌شود از حرفه اصلی اش دور و برای اقتصاد و بقای زندگی به جایی غیر از آن چیزی که تعلق دارد نزدیک شود؛ در حقیقت یک بحران تاریخی است که بر سر بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینما آمده که برای ارتزاق و در عین حال دوام داشتن در حرفه شان مجبور هستند به شغل‌های ثانویه و حتی ثالثیه روی بیاورند.

    کارگردان «مخاطب خاص» اظهار کرد: به همین خاطر می‌توان گفت که این برهه خیلی جذاب که گذشته بود و سمندریان هم به عنوان یکی از نمادهای برجسته تئاتر معاصر ایران این تجربه را از سر گذرانده بود، در حقیقت یک وصف حال و شرح حال خود تئاتر است. از این رو نمایش «مخاطب خاص» از تئاتر و برای تئاتر بود و فکر می‌کنم به واسطه این روح توانست توجه مخاطب را به خود جلب کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    شمس در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا قصد بازتولید نمایش «مخاطب خاص» را دارد یا نه، تصریح کرد: قطعاً نه، چون هم فیلم تئاترش موجود است و هم اینکه من به شخصه علاقه‌ای به امر بازتولید ندارم. یک تجربه زمانی، زیستی و ایده‌ای است که در یک مقطع روی می‌دهد و در یک جغرافیای مشخص تولید می‌شود و به نظرم بازتولیدش ضرورت ندارد کمااینکه با کیفیت کمتر از فضای سه بعدی و لمس حقیقی تئاتر، می‌توان با فیلم تئاتر آنچه را که گذشته مرور کرد.

  • «سیستم گرون هولم» یا برای رسیدن به هدف‌ حاضرید چه جنایاتی کنید؟

    «سیستم گرون هولم» یا برای رسیدن به هدف‌ حاضرید چه جنایاتی کنید؟


    فیلم-تئاتر «سیستم گرون هولم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی می‌تواند در ایام تعطیلات گزینه مناسبی برای تماشا باشد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز فرهنگی و هنری به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا در ایام تعطیلات نوروزی و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم به علاقه مندان تئاتر و هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود برای پر کردن اوقات فراغتشان به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «سیستم گرون هولم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که از فضای طنازانه و هیجان‌انگیز برخوردار است، می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

    داستان «سیستم گرون هلم» از این قرار است که چهار نفر متقاضی یک شغل بسیار مهم در یک کنسرن گردن کلفت جهانی چند ملیتی هستند یکی از این چهار نفر، کارمند این کنسرن است و وظیفه سه نفر دیگر شناسایی این فرد است. مصاحبه‌ای کاملا غیرمتعارف با «سیستم گرون هلم» که با شیوه‌های روان کاوانه ابزورد و تحقیرکننده، پرده از روی تمام رازها، ضعف‌ها و به طور کلی زندگی شخصی کاندیداها بر می‌دارد…

    در این نمایش شاهد این هستیم که چهار انسان کاملاً متفاوت برای رسیدن به هدف مادی‌شان حاضر به نابودی تمام ارزش‌های معنوی خود و دیگران هستند؛ به یکدیگر به شکل رقیبی سرسخت می‌نگرند و برای تصاحب این شغل پر زرق و برق، تن به هر خفتی می‌دهند و به‌سان گرگ‌های وحشی، با زیر پا نهادن تمام معیارهای اخلاقی و انسانی به جان هم می‌افتند.

    گالچران نویسنده اسپانیایی این نمایشنامه با این اثر که ترکیبی است از درام، کمدی و نمایش روان کاوانه جنایی، مشکل روز بسیاری از کشورهای جهان یعنی «بیکاری» را با خشونت تمام و در عین حال بسیار مفرح، به تصویر می‌کشد.

    این اثر نمایشی نوشته جوردی گالچران در سال ۹۳ با بازی الهام پاوه‌نژاد، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، رضا مولایی در فرهنگسرای نیاوران به صحنه رفت که البته پس از آن هم مجددا اجرا شده است.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌های مختلف این محصولات را با هزینه مناسب‌تری تماشا کنند.

  • ورود به جهان بیماران اعصاب/ نیاز به سالن‌هایی که چرتکه نیندازند

    ورود به جهان بیماران اعصاب/ نیاز به سالن‌هایی که چرتکه نیندازند


    رضا مولایی کارگردان نمایش «مردی که…» عنوان کرد این نمایش برگرفته از نمایشنامه پیتر بروک و تجربیات مستند یک روانپزشک در رابطه با بیماران اعصاب و روان است.

    رضا مولایی که این روزها نمایش «مردی که …» را در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه دارد درباره این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: این نمایش برگرفته از نمایشنامه «مردی که زنش را با کلاه اشتباه گرفت» است که پیتر بروک به همراه دستیارش ماری هلن اشتاین آن را از روی کتابی به همین نام نوشته دکتر الیور ساکس عصب شناس مشهور آمریکایی نوشته است که شامل تجربیات بالینی وی از بیماران مغز و اعصاب بوده است.

    وی ادامه داد: در نمایشنامه پیتر بروک برشی از زندگی شخصی بیماران در آسایشگاه روایت می‌شود اما در این اجرا تغییرات اساسی روی متن صورت گرفته است. در نمایشنامه پیتر بروک شاهد تعدادی قصه به صورت اپیزودیک هستیم که از لحاظ دراماتیک ارتباطی با هم ندارند اما در این نمایش داستان‌ها به هم ربط پیدا کرده‌اند و در حقیقت جهانی ساخته شده که با نگاهی به نمایشنامه بروک و تجارب واقعی دکتر ساکس توسط شیوا اردویی برای اجرا تنظیم شده است.

    این بازیگر تئاتر و تلویوزیون درباره اجرای نمایش در تماشاخانه‌ای خصوصی و بدون بهره‌گیری از حضور تهیه‌کننده عنوان کرد: این روزها روی صحنه بردن یک نمایش بسیار سخت شده است و تماشاخانه‌ها شرایط غیرمنصفانه ای برای گروه‌ها تعیین می‌کنند و تمایل به اجرای تئاترهای واقعی کمتر وجود دارد اما از اجرا در تماشاخانه دیوار چهارم راضی هستم چون مدیریت و عوامل این سالن با ما همراه بودند و از کار حمایت کردند. مدیریت این تماشاخانه نگاه فرهنگی به تئاتر دارد که در این شرایط بسیار مهم است.

    وی در پایان صحبت‌هایش یادآور شد: نمایش ما جزو آثاری نیست که تهیه‌کننده‌ها رغبتی به سرمایه‌گذاری روی آن داشته باشند چون آنها به دنبال چیز دیگری در تئاتر هستند و ما هم به نوع دیگری از تئاتر می‌اندیشیم که نیازی به حضور تهیه‌کننده در آن احساس نمی‌شود. این روزها تامین هزینه‌های یک نمایش کار سختی است و اگر در طول اجراها همه ظرفیت سالن هم پر باشد بازهم باید از جیب هزینه کرد تا همه چیز برابر شود پس نیاز به سالن‌هایی داریم که از ابتدا برای هنرمندان چرتکه نیندازند.

    شیوا اردویی، ملیحه آقایی، ندا اسدی، یاسر اصغری، مهسا جمشیدی، محمد شامی، احسان صادقی، بهنام غفاری، نیما میرزابیگی، گلناز نوروزی، لاله هوشنگی بازیگران این نمایش هستند که به کارگردانی رضا مولایی و ترجمه وحید رهبانی تا ۲۴ دی ماه در تماشاخانه دیوار چهارم به صحنه می‌رود.

  • گفت‌وگو با رضا مولایی بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم»

    گفت‌وگو با رضا مولایی بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم»

    به گزارش تئاتر آنلاین، رضا مولایی، بازیگر شناخته شده تئاتر، که نتجربه بازی در نمایش‌هایی چون «سه روایت از زندگی»، «سیستم گرون هلم»، «در انتظار گودو» ، «خدای کشتار»، «مجلس ضربت زدن» و.. را در کارنامه خود دارد، به بهانه اجرای مجدد «موسیو ابراهیم» گفت‌وگویی انجام داده است.

    رضا مولایی به بهانه اجرای مجدد «موسیو ابراهیم» در تماشاخانه «پایتخت» موسسه کنش معاصر، با اشاره به روندی که در دل این متن جریان دارد گفت: «تبدیل یک اثر داستانی به نمایشنامه کار دشواری است و علیرضا کوشک جلالی با تبدیل داستان «موسیو ابراهیم و گل‌های قرآنی» نوشته نویسنده بزرگ فرانسوی اریک امانوئل اشمیت و تبدیل این داستان به نمایشنامه، کار بزرگی انجام داده است. این اثر داستانی در بین مخاطبان کارهای امانوئل اشمیت اثری محبوب و ستایش شده است.» او ادامه داد: «کوشک جلالی با برداشتی درست و سالم از کار و نگاهی دقیق به این اثر داستانی، نمایشنامه‌ای را به رشته تحریر در آورد که قابل ستایش است. تاکنون آثار زیادی از داستان به نمایشنامه تبدیل‌شده‌اند. این مسئله با در نظر گرفتن قدرت قلم و نگاه صحیح به اصل اثر، امری است مشکل و نیاز به دانش و تجربه و درک بالایی در ساختار ادبیات داستانی و نمایشی دارد. کوشک جلالی این نمایش را در آلمان سال‌ها پیش اجرا کرده است. این متن به خاطر نگاه انسانی‌اش به ماجرا، از شعار به دور است و چنانکه اصلا خود آقای کوشک جلالی نگاهش به تئاتر، نگاهی شعاری نیست؛ او دوست دارد زندگی را به روی صحنه بیاورد تا تماشاگر با آن ارتباط بر قرار کند. این متن از آن دسته آثاری است که روی لبه تیغ حرکت می‌کند؛ می‌توان با دیدی یک‌سویه، راجع به ادیان به آن نگاه کرد؛ اما به عقیده من «موسیو ابراهیم» راجع به زندگی و لذت بردن از آن حرف می‌زند.»
    مولایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش عنوان کرد: «این نمایش همان‌قدر که ساده است، اگر ساده نیز به آن نگاه شود به عمق آن می‌توان پی برد. همان‌گونه که جایی از متن گفته می‌شود: «آرامش رمز خوشبختی است» ؛ این جمله ساده و راحتی است، اما اگر عمیق به آن نگاه کنید می‌فهمید چه معنا و مفهومی در آن نهفته است؛ مفاهیمی چون: صلح، آشتی ادیان و لذت بردن از زندگی و اگر به این مفهوم برسید شاید زندگی‌تان زیر و رو شود.»
    او افزود: «اجرای این سادگی سخت است چون تماشاگر باید آن را درک و در محیط اطراف خود حس کند و وقتی از سالن بیرون می‌رود تازه با توجه به اتفاقاتی که دارد در درونش می‌افتد، به اثر فکر کند.» او در پاسخ به چگونگی برداشت‌های مخاطبان در چنین اثری گفت: «هر تماشاگر در مواجهه با هر اثری ممکن است درگیر برداشت‌هایی شود که سازنده حتی به فکرش هم نرسد؛ زیرا تماشاگر با تخیل و داشته‌های خود با اثر رو به رو می‌شود. این برداشت‌ها برای ما لذت‌بخش است. من دوست ندارم بگویم ما از اول هم می‌خواستیم تنها این حرف را بزنیم، نه. البته این در حالی است که متن مشخص است و رویکرد آن معلوم است. اما به‌عنوان مثال وقتی تماشاگری می‌گوید: شما آن صندلی را آنجا گذاشتید و پدر به این شکل حرکت کرد، من به این برداشت رسیدم و به این دنیا رسیدم، برای من بسیار شیرین و لذت‌بخش است. با توجه به این روند من فکر می‌کنم ما تأثیر خود را گذاشتیم. تماشاگر خیلی ساده با متن ارتباط برقرار می‌کند.»
    بازیگر نمایش «موسیو ابراهیم» در رابطه با حساسیت‌های تحلیلی این اثر گفت: «تماشاگر دنبال دیدن تحلیل نیست! او دوست دارد یک اثر را بدون قضاوت ببیند درعین‌حال هنرمند هم باید بداند که چه کار می‌کند.»

    مولایی که پیش‌ازاین به دفعات با علیرضا کوشک جلالی تجربه همکاری داشته است، درباره همکاری‌اش با استاد کوشک جلالی، گفت: «علیرضا کوشک جلالی از کلمه استاد خوشش نمی‌آید!». او همچنین در مورد چگونگی کار با کوشک جلالی ادامه داد: «کار کردن با او، خودش دنیای لذت بخشی است. من در همکاری با او بسیار راحتم. او دست بازیگر را باز می‌گذارد و می‌داند که چه‌کار می‌کند. من تعامل خوبی با او دارم. هنوز هم از اینکه آقای کوشک جلالی به من پیشنهاد می‌دهد بسیار خوشحال می‌شوم. این ششمین تجربه همکاری من با او است. امیدوارم همیشه سلامت و پرانرژی باشد. او خیلی دور از شعار و شعارزدگی کار می‌کند. چنانکه او هیچ‌وقت انتخاب بدی نداشته است.»
    رضا مولایی در پاسخ به این سؤال که با چه رویکردی نقش‌هایش را انتخاب می‌کند، گفت: «بخشی مهمی از کار روابط انسانی پشت‌صحنه است. من هیچ‌گاه در کار تعارف ندارم! باید کاری را دوست داشته باشم تا با تمام انگیزه و انرژی واردش شوم، بنابراین نمی‌توانم شعار دهم. متن و نقش تکلیف مرا مشخص خواهد کرد. اما اگر وارد کاری شوم برایم اهمیتی ندارد که گروه کار اولی باشد و یا کارگردان اثر اولش باشد و یا … ،اگر ایده خوبی در میان باشد، کار را قبول می‌کنم. متن، خط قرمز من است. اگر نقشی را دوست ندارید، به دنبال آن نروید، اما اگر دوستش دارید تمام وجودتان را ببرید. کار تئاتر، کاری گروهی است؛ اگر حال یک نفر بد باشد، حال همه بد می‌شود. مخاطبان تئاتر محدودند اما تک‌تکشان برایم مهم هستند. دوست ندارم مخاطبی که از من «خدای کشتار»، «سیستم گرون هلم»، «موسیو ابراهیم» و … دیده با انتخاب بدی از من، حال به هر دلیل یا هر شرایطی، مواجه شود. در «موسیو ابراهیم» خوشبختانه چون سلیقه‌های ما به هم نزدیک بوده مشکلی در پذیرش متن نداشته‌ام.»
    او در مورد همکاری‌اش با اشکان خطیبی و دیگر عوامل «موسیو ابراهیم» گفت: «این سومین تجربه همکاری من با اشکان خطیبی است. من با او و چند بازیگر دیگر بسیار راحت هستم و این خیلی مهم است که در یک گروه همفکر کار کنی. اشکان خطیبی یک دوست خوب و صمیمی و یک بازیگر حرفه‌ای و فعال است. همکاری با تک‌تک اعضای این نمایش برای من جذاب است و تمامی گروه با دل و جان در تلاش ارائه کار به نحوه احسنت هستند. شاید بخش زیادی از این تلاش ما به خاطر حضور در کار شخصی مثل علیرضا کوشک جلالی است. مطمئن باشید اگر نمایشی خوب از آب در آمده، قطعاً گروهی همفکر پشت آن بوده‌اند. در این اثر هیچ‌چیزی جز من و اشکان خطیبی در صحنه نیست. ابزار ما تنها بدن و بیان تخیل است که باید با این‌ها تماشاگر را با خود همراه سازیم و در این سفر این تجربه را با ما داشته باشند.»

    «موسیو ابراهیم» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی که هیئت‌داوران تئاتر شهر کلن، جایزه‌ مخصوص تئاتر سال ۲۰۱۶ کلن آلمان را به‌پاس چند دهه فعالیت در عرصه‌های بین‌المللی به وی تقدیم کرده‌اند، با بازی رضا مولایی و اشکان خطیبی در تماشاخانه «پایتخت» موسسه کنش معاصر تا تاریخ ۱۰ دی اجرا می‌شود.

    گفت و گو از حمیدرضا اسد زاده – ایران تئاتر

  • گزارش تصویری نمایش وانیک

    گزارش تصویری نمایش وانیک

    نمایش وانیک به نویسندگی واسلاو هاول و کارگردانی سهراب سلیمی و بازی احمد ساعتچیان، رضا مولایی و شیوا اردوئی روی صحنه است.

    IMG01023829.jpg (1000×637)

    IMG01025695.jpg (1000×667)

    IMG01025235.jpg (1000×675)

    IMG01024792.jpg (821×987)

    IMG01024736.jpg (960×631)

    IMG01025962.jpg (930×733)

    IMG01015300.jpg (1000×627)