برچسب: داوود رشیدی

  • داوود رشیدی رفیقی متفکر و ستون بی‌ادعای تئاتر و سینما بود

    داوود رشیدی رفیقی متفکر و ستون بی‌ادعای تئاتر و سینما بود

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از سلام سینما، نهمین سالروز درگذشت داوود رشیدی، فرصتی است برای مرور نه فقط زندگی و آثار یکی از اثرگذارترین چهره‌های هنر معاصر ایران، بلکه بازنگری در شیوه‌ حضور، منش و نگرشی که او به تئاتر، سینما و مناسبات حرفه‌ای داشت. رشیدی از جمله هنرمندانی بود که با ظرافتی بی‌ادعا، در صحنه و پشت‌صحنه نقش ایفا کرد؛ هم به‌عنوان بازیگری با پرستیژ بین‌المللی و ریشه‌ در تئاتر مدرن، و هم به‌عنوان کنشگری فرهنگی که آرام، صبور و در عین حال تاثیرگذار مسیرها را هموار می‌کرد.

    در گفت‌وگویی ویژه، علیرضا داوودنژاد، فیلم‌ساز دغدغه‌مند و صاحب‌سبک سینمای ایران، از تجربه‌ رفاقت، همکاری و زندگی هنری در کنار داوود رشیدی گفته است؛ از نخستین دیدارهایشان در کارگاه نمایش پیش از انقلاب، تا همکاری‌های خلاقانه در پروژه‌های سینمایی و مستند، از «قدغن» و «خانه‌ عنکبوت» تا ایفای نقش نمادین «روح خلیج فارس» در فیلمی کمتر دیده‌شده است. داوودنژاد، با نگاهی همدلانه و نثری گرم، رشیدی را نه فقط یک بازیگر برجسته، بلکه «ستونی بی‌ادعا» برای جریان‌های هنری می‌نامد که حضورش همواره مایه‌ توازن، رفاقت و روشن‌بینی بود.
    در ادامه، روایت‌های او را از همکاری با داوود رشیدی می‌خوانید؛ روایتی که از دل تجربه‌ زیسته‌ بیرون آمده و همچنان تازه، آموزنده و الهام‌بخش است.

    همکاری شما با داوود رشیدی از کجا و چگونه آغاز شد؟

    آشنایی من با داوود رشیدی به پیش از انقلاب بازمی‌گردد، در سال 1355 یا 1356 زمانی که او رئیس کارگاه نمایش بود. آن زمان قرار بود فیلم «قدغن» را بسازم و در حال جست‌وجوی فضا و همکاری بودم. پس از یکی دو جلسه دیدار و گفت‌وگو، استقبال او از من آن‌قدر گرم و صمیمانه بود که به‌یادماندنی شد. من آن زمان ۲۴ سالم بود، اما با وجود سن کم، بیش از بیست فیلمنامه نوشته و سه فیلم ساخته بودم.

    برخورد اولیه داوود رشیدی با شما در آن جلسات چگونه بود؟

    در همان جلسات اول، آن‌قدر برخوردش با من محترمانه و دوستانه بود که وقتی صحبت از قرارداد شد، بدون کوچک‌ترین تردیدی دو برگ قرارداد را سفید امضا کرد و هر دو نسخه را به من داد. بعد هم آمد و تا پایان کار، در تمام مراحل با ما بود. فیلم‌برداری یک سفر جاده‌ای بود و از تهران تا بوشهر ادامه داشت. با وجود همه سختی‌های تهیه، همراهی داوود رشیدی برایم شبیه به حضور یک رفیق واقعی، خوش‌رو، پرنشاط و حامی بود.
    این فیلم دومین اثری بود که خودم تهیه کرده بودم. پیش از آن هم سه فیلم ساخته بودم که یکی را خودم تهیه کرده بودم ،  اما این پروژه خاص‌تر بود؛ ترکیبی از لوکیشن‌های شهری و جاده‌ای، مناطق جنوبی، کوه، دشت، دریا… و در تمام این مراحل، داوود با اینکه بازیگر بود، اما حضوری سازمان‌دهنده، همه‌جانبه و متفکر داشت.

    کدام ویژگی شخصیتی در داوود رشیدی باعث می‌شد همکاری با او برایتان لذت‌بخش باشد؟

    در وجود داوود رشیدی، کودکی خوش‌قلب، بازیگوش و مهربان زندگی می‌کرد. اساس رابطه ما هم بر همین جنبه از شخصیت او بنا شده بود؛ یعنی یا درگیر گفت‌وگوهای بسیار جدی و عمیق می‌شدیم، یا سر به سر هم می‌گذاشتیم و شوخی می‌کردیم؛ که البته وجه شوخی‌هایمان بیشتر و پررنگ‌تر بود. معاشرت با او، در رفتار، گفتار و حالات، همیشه برایم لذت‌بخش بود.

    با آن‌که رشیدی اشراف‌زاده، روشنفکر و هنرمند بود؛ یعنی آریستوکرات، انتلکتوئل و آرتیست بود، اما بسیار خاکی، صمیمی و انسان‌دوست بود. همه را دوست داشت و این ویژگی در وجودش بارز بود. در تمام سال‌هایی که با او ارتباط داشتم، هرگز ندیدم نسبت به کسی، رفتاری غیرصمیمی یا غیرمتواضعانه داشته باشد. نوعی انسان‌دوستی واقعی در درونش بود که فکر می‌کنم با روحیه من هم قرابت داشت و همین نزدیکی باعث می‌شد  با هم وارد بحث‌های جدی شویم و آن بحث‌ها معمولا با شوخی، خنده و خوش‌گذرانی به پایان برسند.

    حضور داوود رشیدی در فضای کاری شما چگونه بود؟ آیا تجربه زندگی در فرانسه بر بازیگری‌اش اثر گذاشته بود؟

    او بخشی از عمرش را در فرانسه گذرانده بود و نوعی منش اروپایی در رفتارش دیده می‌شد. شاید این ویژگی روی شیوه‌ بازی‌اش هم اثر گذاشته بود، اما در عین حال، داوود به‌طرز عمیقی ایرانی بود و به این فرهنگ علاقه داشت. برای من، در هر نقشی که بازی می‌کرد، شش‌دانگ خودش را می‌گذاشت. عمیق می‌رفت در نقش و همیشه کاملاً رضایت‌بخش ظاهر می‌شد.

    واقعیت این است که وقتی بیمار شد حتی شهامت دیدنش را هم نداشتم. داوود از آن دسته رفیق‌های جانی بود؛ از همان‌هایی که دیگر نداریم.
    به یاد دارم در یکی از جلساتی که با حضور جمعی از اهالی سینما و به‌گمانم نمایندگانی از نیروی انتظامی یا نهادهای مشابه برگزار شده بود، من هم دعوت شده بودم. وقتی وارد شدم، دیدم داوود هم آنجاست. طبق معمول، شروع کردیم به شوخی و گفت‌وگو و خواه ناخواه کنار هم نشستیم.
    در میانه‌ جلسه، ظرف میوه‌ای روی میز بود. وقتی دست دراز کردم تا میوه‌ای بردارم، داوود با یک غضبی به من گفت دست نزن به بطوری که همان لحظه به سرعت دستم را کشیدم. او این حرف را فقط برای این گفت که من دستم را عقب بکشم و بخندد؛ و اگرچه سعی داشت خنده‌اش بی‌صدا باشد، اما نگاه، لرزش بدن و شانه هایش همه‌چیز را لو می داد.

    شما در یک پروژه‌ مستند سینمایی‌تان درباره تاریخ سیاسی خلیج فارس، نقش «روح خلیج فارس» را به داوود رشیدی سپردید؛ شخصیتی نمادین که با چهره‌های تاریخی مختلف از دل زمان گفت‌وگو می‌کرد. چه ویژگی‌هایی در رشیدی دیدید که او را مناسب ایفای چنین نقش مفهومی و چندلایه‌ای دانستید؟

    او همیشه آماده تجربه‌های ماجراجویانه بود. سال ۶۴ تصمیم گرفتم فیلمی درباره‌ جزایر خلیج فارس بسازم. در این پروژه، مسعود بهنود که رفیق مشترک‌مان بود، در طراحی و نگارش  همکاری کرد. نتیجه‌ این همکاری، فیلمی شد که در آن، داوود رشیدی نقش «روح خلیج فارس» را بازی می‌کرد. شخصیتی نمادین که از ابتدای تاریخ تا امروز، با چهره‌های مهم تاریخی، از اسکندر تا شیخ خزر، دیدار می‌کند. آن شخصیت‌ها هر کدام به زبان خودشان با «روح خلیج فارس » سخن می‌گفتند.

    ظاهر و اجرای این نقش چطور طراحی شده بود؟

    رشیدی در این نقش، لباسی سنتی و ساده از بنادر و مناطق جنوبی بر تن داشت؛ لباسی محلی با عمامه‌ای خاص. در نقاط مختلف جزایر می‌ایستاد و روایت می‌کرد که چگونه، در طول تاریخ، تمام قدرت‌های جهان گذرشان به این منطقه افتاده است. فیلم، در کنار روایت تاریخی، برخورد او با شخصیت‌های برجسته را نیز به تصویر می‌کشید.

    آنچه برای من از آن دوران باقی ماند، نه فیلم، بلکه لحظات حضور با داوود رشیدی برای تجربه‌ مشترک‌مان در طول تولید بود. ما با هم در یک اتاق می‌خوابیدیم. صبح‌ها خیلی زود بیدار می‌شدیم و بعد راهی جزایر مختلف می‌شدیم؛ مثل قشم و مناطق اطراف. در دل طبیعت، در آب، کوه، دریا، جزیره. پا به پای هم در مسیرهای سخت، کوه‌ها، سرازیری‌ها و مسیرهایی که باید تا لب آب می‌رفتیم، قدم می‌زدیم.

    در تمام این لحظات، داوود مثل یک کودک بازیگوش و پرانرژی بود؛ خندان، پرجنب‌وجوش و سرزنده. حضوری که واقعاً به همه‌ ما انرژی می‌داد. در طبیعت، در آن شرایط دشوار، زندگی و همکاری با او بسیار لذت‌بخش بود. ترکیبی از یک همکاری دلی، دوستانه و در عین حال کاملاً حرفه‌ای.

    در تمام سال‌هایی که با او در ارتباط بودید، او را بیشتر به عنوان بازیگر می‌دیدید یا یک متفکر فرهنگی تاثیرگذار؟

    هر دو، داوود برای کسی مثل من که سال‌ها با فضای هنری درگیر بودم و ارتباط نزدیکی با او داشتم، فقط یک بازیگر نبود. او در واقع، هم بازیگر بود، هم متفکر، هم یک فعال فرهنگی تمام‌عیار که همه‌چیز را با هم داشت.

    نقش داوود رشیدی را در ایجاد جریان‌های نمایشی چگونه می‌بینید؟

    او کسی بود که توانایی راه‌اندازی جریان‌های نمایشی و تجربی را داشت. همان‌طور که کارگاه نمایش را راه انداخت و آن‌جا به مرکزی برای نمایش‌های متفاوت و نو تبدیل شد. واقعاً حضورش بسیار ارزشمند بود. از نظر فکری صاحب‌نظر، و در عین حال انسانی بسیار خوش‌مشرب، گشاده‌رو و اهل رفاقت.

    از منظر بازیگری، چه ویژگی‌هایی در او برجسته بود؟

    در حوزه بازیگری هم، تا جایی که من دیدم، همیشه منظم، دقیق و مسئولیت‌پذیر بود. با تمام وجودش نقش را جدی می‌گرفت و در اجرا کم نمی‌گذاشت. شخصیتی بود که با کم‌ترین تظاهر و بدون کوچک‌ترین ادعایی، تأثیر عمیقی در اطرافش می‌گذاشت.

    از نگاه شما، آقای رشیدی چه تأثیری بر تئاتر و سینمای ایران گذاشت که همچنان آثار آن به جا مانده است؟

    او تقریباً در تمام اتفاقات خوب تئاتر و سینما به شکلی نقش داشت، چه در صحنه، چه پشت‌صحنه، چه از طریق ارتباط‌ها و رفاقت‌هایی که ایجاد می‌کرد. او انسانی واقعاً مؤثر بود؛ بی‌آنکه اصرار داشته باشد به‌عنوان یک چهره تأثیرگذار دیده شود. همین بی‌ادعابودنش، رشیدی را به یکی از ارزشمندترین چهره‌های هنر معاصر ما تبدیل کرد.

    یکی از خاطره‌انگیزترین تجربه‌های کاری من با داوود رشیدی، ساخت فیلمی بود به نام «خانه عنکبوت»؛ پروژه‌ای که در شمال کشور و در ویلایی ساحلی فیلم‌برداری می‌شد. در آن فیلم، داوود رشیدی در کنار عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی و مسعود بهنود که اولین و گویا اخرین فیلمش بود حضور داشتند.

    پیش از آغاز فیلم‌برداری، از من پرسیدند که چطور می‌خواهم با این سه بازیگر بزرگ که کلی داستانها با هم دارند کار کنم. تصور رایج بر این بود که هماهنگی با چنین چهره‌هایی و نگهداری انها در یک ویلا برای کار و زندگی پیچیده و سخت خواهد بود. اما داوود رشیدی با رفتاری حرفه‌ای، متواضع و دوستانه، همه چیز را ممکن و آسان کرد.

    فضای اقامت گروه ساده بود؛ چهار نفر در یک اتاق و همه با هم در همان‌جا زندگی می‌کردند . حتی مادرم هم در آن دوران با ما بود و برای گروه غذا می‌پخت. در چنین شرایطی، داوود رشیدی نه‌تنها هیچ گله‌ای نداشت، بلکه حضورش باعث شد سختی‌های کار به چشم نیاید. سبک کارش این‌گونه بود؛ تلا ش می‌کرد با کمک و حمایت مسیر را هموارتر می‌ساخت، نه سخت‌تر.

    نقش داوود رشیدی فراتر از بازیگری بود. حتی در همان پروژه، متوجه شدم که حضور و هماهنگی او منجر به شکل‌گیری پروژه‌هایی دیگر نیز می شد. نمونه‌اش شکل‌گیری پروژه‌ «کمال‌الملک» علی حاتمی بود که با همان هنرپیشه‌ها  در ارتباط با او شکل گرفت. او بی‌هیچ تلاشی برای دیده شدن یا ادعای اثرگذاری، واقعاً مؤثر بود.

    در برخی پروژه‌هایی که از آن‌ها یاد کردید، به نظر می‌رسد فضای کاری با آرامش و همراهی پیش می‌رفت. این فضا چگونه شکل ‌گرفت و چقدر در موفقیت کاری تأثیر داشت؟

    رفتارش روندی طبیعی داشت؛ روندی که همه به آن عادت کرده بودند و با جان و دل دوستش داشتند.

    در کنار او، همسرش، سرکار خانم احترام برومند نیز نقش بی‌بدیلی در حفظ این تعادل و همراهی داشت. شخصیتی مهربان، دلسوز و همراه که برای ما مثل خواهری مهربان در کنار داوود رشیدی ایستاده بود و کارها را در سکوت و با ارامش پیش می‌برد.

    هر دو، زوجی درجه‌یک و به‌غایت دوست‌داشتنی بودند. امیدوارم خانم برومند همچنان با سلامتی، دل‌خوشی و لب خندان در کنار ما باشند و داوود رشیدی عزیز نیز در غرقه آرامش و نوری بی‌پایان باشد.

  • نامگذاری هشتمین روز جشنواره تئاتر فجر به احترام داوود رشیدی

    نامگذاری هشتمین روز جشنواره تئاتر فجر به احترام داوود رشیدی

    به گزارش تئاترآنلاین، چهل و سومین دوره جشنواره بین المللی‌تئاتر فجر روز چهارشنبه دهم بهمن در هشتمین روز برپایی، در بخش صحنه‌ای میزبان آثاری چون «دایره گچی قفقازی» به کارگردانی امیر دژاکام، «سلاخ» به کارگردانی آناهیتا آقاطاهر، «الکترا» به کارگردانی مصطفی نصیری، «سه خواهر» به کارگردانی نگین ضیایی، «ریگ چاه» به کارگردانی علی پیمان، «جیب‌های پر از نان» به کارگردانی علیرضا گودرزی، «آداب شکار روباه» به کارگردانی محمد شاکری و «ناخدا لیدی» به کارگردانی کاظم ارجمندنیا خواهد بود.

    همچنین در بخش خیابانی، «ارابه مرگ» به کارگردانی نازیلا امینی، «بازگشت به میدان» به کارگردانی محمد سلیمی، «حسنک» به کارگردانی نسا خدایار، «جیمی جامپ» به کارگردانی سیدپویا امامی، «مرکب» به کارگردانی حسین اصیلی، «شمس» به کارگردانی مهدی صالح‌یار، «اتنو» به کارگردانی شیشکینا انایوریونا از روسیه، «کیمیا» به کارگردانی فاطمه پارسافر، «ترانسفر» به کارگردانی محمد نظری و «هچل» به کارگردانی مجتبی خلیلی اجرا می‌شود.

    در بخش بعلاوه فجر در بخش صحنه‌ای نیز «ژوزف» به کارگردانی جواد سحر در عمارت نوفل لوشاتو، «هست و نیست» به کارگردانی علیرضا کنگرلو در تماشاخانه طهران، «سبزه سرخ خوان» به کارگردانی شهرام خلیلی در تماشاخانه مشایخی و «ناخدا لیدی» به کارگردانی کاظم ارجمندنیا در سنگلج روی صحنه می‌رود.

    در بخش بعلاوه فجر ۲ در بخش خیابانی نیز «دردسر یک کوتاه قامت بلنداندیش» به کارگردانی مهسا دهقانی در محراب و «حسنک» به کارگردانی نسا خدایار در محوطه تئاترشهر اجرا خواهد شد.

    در بخش دیگرگونه‌های اجرایی نیز «الف.نون.الف.ر» به کارگردانی بهمن عباسپور در خانه هنرمندان و نمایش «ساعر ۵» به کارگردانی امین زندگانی در گذر فرهنگ منطقه عباس آباد روی صحنه می‌رود.

    در بخش کارگاه‌های آموزشی نیز از ساعت ۱۱ تا ۱۳ مسترکلاس «چگونه ایده‌هایمان را بنویسیم؟» با تدریس محمد چرمشیر در کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر برگزار می‌شود.

    همچنین در بخش سلسله نشست‌های «بررسی مسائل توسعه تئاتر در ایران» چهارشنبه دهم بهمن نشست «حقوق صنفی در توسعه تئاتر» از ساعت ۱۶ در سالن مشاهیر تئاترشهر برگزار خواهد شد.

    چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، سوم تا سیزدهم بهمن ۱۴۰۳ به دبیری خیرالله تقیانی‌پور برگزار می‌شود.

  • داوود رشیدی به آرزوی خود رسید!

    به گزارش تئاتر آنلاین، دور دوم اجرای نمایش «قضیه تفنگ چخوف» به نویسندگی احسان بدخشان و کارگردانی اشکان پیر دل زنده، جمعه ۱۳ مهر، همزمان با بزرگداشت داوود رشیدی، هنرمند فقید سینما، تئاتر و تلویزیون به احترام برومند، همسر این هنرمند تقدیم شد.

    برومند پس از تماشای این نمایش با اشاره به استقبال تماشاگران گفت: برای من بسیار لذت‌بخش است که جوانان اینقدر با اشتیاق به تماشای نمایش‌هایی که تعدادشان هم در سطح شهر کم نیست، می‌نشینند. فکر می‌کنم نسل داوود رشیدی به آرزوی خود رسیده‌اند.

    وی افزود: داود و هم‌نسلانش در مصاحبه‌های خود از این آرزو صحبت می‌کردند که سالن‌های تئاتر پر از تماشاگر باشد. بارها از آقای نصیریان شنیده‌ام که در گذشته برای هر اجرا به دنبال ۳۰ یا ۴۰ نفر تماشاگر بودند، اکنون این خیل عظیم دوستداران تئاتر برای من خیلی خوشحال‌کننده است.

    برومند ادامه داد: حس می‌کنم که داوود رشیدی در اینجا حاضر است و روح او این درخشش جوانان را درک می‌کند. امیدوارم با کوشش هنرمندان تئاتر و علاقه شما تماشاگران همینطور تئاتر مملکت ما به بالندگی بیشتر برسد.

    وی تصریح کرد: به این باور دارم همان‌طور که تا به امروز با استقامت ادامه دادیم، از این پس نیز این مسیر پُر چالش را با قوت پیش برویم. در کلیپ شما یادآوری نمایش‌های قدیمی، مانند «در انتظار گودو» بود که توسط داوود رشیدی و پرویز صیاد حدود ۵۵ سال پیش روی صحنه رفت، اجرایی که نشان از جسارت آن نسل داشت. امیدوارم که شما هنرمندان امروزی نیز با همان جسارت و شجاعت به فعالیت خود ادامه دهید و بر موانع غلبه کنید.

    نمایش «قضیه تفنگ چخوف» در دور دوم اجرای خود تا بیستم مهر، هرشب به جز شنبه‌ها ساعت ۱۹ در تئاتر هامون میزبان مخاطبان است.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • نمایش فیلم‌تئاتر «دیکته» به کارگردانی داود رشیدی در خانه هنرمندان

    نمایش فیلم‌تئاتر «دیکته» به کارگردانی داود رشیدی در خانه هنرمندان

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، پنجمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش فیلم‌تئاتر «دیکته» اختصاص دارد.

    نمایش «دیکته» نوشته غلامحسین ساعدی (گوهر مراد)، به کارگردانی داود رشیدی، سال ۱۳۴۹ در مدت زمان ۵۹ دقیقه اجرا شده است و فیلم‌تئاتر آن چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۷ در سالن استاد فریدون ناصری برای علاقه‌مندان نمایش داده می‌شود.

    پس از نمایش این فیلم‌تئاتر، نشست تحلیل، بررسی و نقد آن با حضور عباس غفاری (میزبان)، افشین خورشیدی باختری (استاد دانشگاه و منتقد تئاتر) و احترام برومند (مهمان) برگزار می‌شود.

    خسرو شجاع‌زاده، منوچهر فرید، یداله شیراندامی، اصغر سمسارزاده، پرویز فنی‌زاده و سیاوش طهمورث بازیگرانی هستند که در این نمایش ایفای نقش کرده‌اند.

  • کتاب «داود رشیدی» روی پیشخوان کتابفروشی‌ها

    کتاب «داود رشیدی» روی پیشخوان کتابفروشی‌ها

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، همزمان با سالروز تولد داود رشیدی هنرمند شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون کتاب «داود رشیدی» از مجموعه «ماندگاران صحنه» که به گردآوری منصور خلج و توسط دفتر آموزش، پژوهش و انتشارات نمایش اداره‌کل هنرهای نمایشی منتشر شده، روی پیشخوان کتابفروشی‌ها قرار گرفت.

    در بخش ابتدایی این کتاب سرگذشت زندگی داود رشیدی در قالب گفت‌وگو با ایشان آمده و در ادامه یادداشت‌هایی به قلم علی نصیریان، داریوش شایگان، احمدرضا احمدی، کیومرث پوراحمد، احترام برومند، مرضیه برومند، رضا بابک و قطب‌الدین صادقی منتشر شده است.

    پیام داود رشیدی به مناسبت هفتمین جشن اردیبهشت تئاتر ایران، سه یادداشت درباره «چشم به راه گودو» و گاه‌شمار زندگی داود رشیدی بخش‌های دیگر کتاب را تشکیل می‌دهد.

    کتاب «داود رشیدی» از مجموعه «ماندگاران صحنه» با طراحی جلد امیر اسمی و در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه توسط انتشارات نمایش به چاپ رسیده است.

    منبع

  • چهارمین کتاب «ماندگاران صحنه» به نام «داود رشیدی» رقم خورد

    چهارمین کتاب «ماندگاران صحنه» به نام «داود رشیدی» رقم خورد

    کتاب «داود رشیدی» از مجموعه «ماندگاران صحنه» تولید دفتر پژوهش و آموزش و انتشارات اداره کل هنرهای نمایشی منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌ عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، «داود رشیدی» عنوان چهارمین کتاب از مجموعه‌ «ماندگاران صحنه» به کوشش منصور خلج از تازه‌ترین تولیدات دفتر پژوهش و آموزش و انتشارات نمایش اداره کل هنرهای نمایشی است.

    کتاب «داود رشیدی» معطوف به زندگی فرهنگی- ‌هنری داود رشیدی هنرمند فقید عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون با تاکید بر وجوه شخصیت تئاتری و زندگی هنری اوست.

    بخش‌های مختلف کتاب «داود رشیدی» شامل گفتگو با او و یادداشت‌هایی به قلم علی نصیریان، داریوش شایگان، احمدرضا احمدی، کیومرث پوراحمد، احترام برومند، مرضیه برومند، رضا بابک و قطب‌الدین صادقی درباره این هنرمند است.

    نقد نمایش «در انتظار گودو»، سال‌شمار و تصاویر از دیگر بخش‌های این کتاب به شمار می‌رود.

    کتاب «داود رشیدی» از مجموعه «ماندگاران صحنه» به کوشش منصور خلج در ۳۲۲ صفحه رقعی و با بهای ۷۵۰۰۰ تومان به چاپ رسیده است.

    طراحی جلد این کتاب را امیر اسمی بر عهده داشته است.

  • «پدر» به تئاتر شهر رسید/ یک دقیقه سکوت به احترام داود رشیدی

    «پدر» به تئاتر شهر رسید/ یک دقیقه سکوت به احترام داود رشیدی

    اجرای نمایش «پدر» به کارگردانی آروند دشت آرای از روز سه شنبه هشتم شهریور ماه با گرامیداشت زنده یاد داود رشیدی در تالار اصلی تئاتر شهر آغاز شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، نمایش «پدر» به نویسندگی فلوریان زلر و کارگردانی آروند دشت آرای شامگاه سه شنبه هشتم شهریور ماه با گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم داود رشیدی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون پیش روی مخاطبان قرار گرفت.

    رضا کیانیان یکی از بازیگران نمایش «پدر» پس از پایان اولین اجرای این اثر نمایشی به نمایندگی از گروه اجرایی، ضمن قدردانی از استقبال مخاطبان از تماشاگران حاضر در سالن خواست تا به احترام سالروز درگذشت داود رشیدی یک دقیقه سکوت کنند.

    احترام برومند بازیگر، گوینده و همسر مرحوم داود رشیدی هم که به دعوت گروه اجرایی در اولین اجرای این اثر نمایشی در تالار اصلی تئاتر شهر حضور یافته بود، ضمن ابراز خرسندی از استقبال خوب مخاطبان در اولین اجرای این نمایش توضیح داد: از گروه اجرایی نمایش بابت اقدام ارزشمندشان در گرامیداشت مرحوم داود رشیدی قدردانی می کنم و امیدوارم با تلاش و زحمتی که در به صحنه بردن این اثر نمایشی انجام دادند، شاهد استقبال چشمگیر مخاطبان باشیم. کما اینکه استقبال قابل توجه روز اول می تواند نشانه خوبی برای به صحنه رفتن نمایشی مفید و موثر برای تماشاگران باشند.

    نمایش «پدر» به نویسندگی فلوریان زلر، کارگردانی آروند دشت آرای و بازی رضا کیانیان، لیلی رشیدی، سعید چنگیزیان، مارین ون‌هولک، سوگل خلیق، بهزاد کریمی، نجوا صاحب‌الزمانی هر روز ساعت ۲۰ به مدت زمان ۹۰ دقیقه در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می رود. این در حالی است که دانشجویان تمامی رشته های تحصیلی می توانند هر روز با مراجعه به گیشه و ارائه کارت دانشجویی به صورت محدود از تخفیف ۳۰ درصدی قیمت بلیت نمایش برخوردار شوند.

    عکس از کیارش مسیبی است.

  • اهالی تئاتر شهر یاد و خاطره داود رشیدی را گرامی داشتند

    اهالی تئاتر شهر یاد و خاطره داود رشیدی را گرامی داشتند

    همزمان فرارسیدن سالروز درگذشت داود رشیدی هنرمند ارزنده تئاتر، سینما و تلویزیون کشورمان نماهنگی در پاسداشت این بازیگر، کارگردان، مدرس و مترجم کشورمان منتشر شد.


    دریافت
    15 MB

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، همزمان با فرا رسیدن ششمین سالگرد درگذشت داود رشیدی هنرمند ارزنده تئاتر، سینما و تلویزیون کشورمان نماهنگی از سوی روابط عمومی مجموعه تئاتر در پاسداشت این بازیگر، کارگردان، مدرس و مترجم کشورمان پیش روی مخاطبان قرار گرفت.

    در این نماهنگ که توسط پرویز گوهری (روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر) با موسیقی اهدایی امیر بهزاد به همین مناسبت تولید شده، مجموعه‌ای از پرتره‌های مرحوم داود رشیدی به همراه برخی عکس‌های آرشیوی مجموعه تئاتر شهر از نقش‌آفرینی این هنرمند فقید در نمایش‌های «هنر» به کارگردانی مرحوم رشیدی و «زمین مقدس» به کارگردانی ایوب آقاخانی پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.

  • اجرای عمومی «پدر» به داود رشیدی تقدیم می‌شود

    اجرای عمومی «پدر» به داود رشیدی تقدیم می‌شود

    گروه اجرایی نمایش «پدر» اجرای عمومی این اثر را به زنده‌یاد داود رشیدی تقدیم می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «داود رشیدی نامی است که در تاریخ هنر ایران ماندگار خواهد ماند؛ هنرمندی موفق، بازیگری توانمند، کارگردانی تأثیرگذار و بالاتر از همه این‌ها پدری دوست‌داشتنی و با محبت.

    گروه اجرایی نمایش «پدر» بر آن است که اثر خود را با تقدیم به داود رشیدی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه ببرد؛ صحنه‌ای که خاطره اجراهایی چون «پیروزی در شیکاگو» و «ریچارد سوم» زنده‌یاد رشیدی را فراموش نکرده و نخواهد کرد.»

    «پدر» به کارگردانی آروند دشت‌آرای و نقش‌آفرینی رضا کیانیان، لیلی رشیدی، سعید چنگیزیان، مارین ول‌هولک، سوگل خلیق، بهزاد کریمی، نجوا صاحب‌الزمانی از ۶ شهریور روی صحنه می‌رود.

  • وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی داود رشیدی از جمله نمایش‌های تاثیرگذار اواخر دهه ۷۰ بود که مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و بعد از گذشت سال‌ها همچنان در ذهن هنردوستان باقی مانده است.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم که این گزارش‌ها در سال ۱۴۰۱ هم ادامه می‌یابند.

    در چهل و هفتمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی زنده یاد داود رشیدی رفته‌ایم.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    «ریچارد سوم» از جمله نمایشنامه‌های تاریخی ویلیام شکسپیر است که داستان تراژیک به قدرت رسیدن شاه ریچارد سوم و سقوط وی را به تصویر می‌کشد. این اثر نمایشی پرشخصیت‌ترین نمایشنامه از میان آثار شکسپیر است و بسیاری آن را مناسب برای اجرای صحنه‌ای نمی‌دانند چون این نمایشنامه که بر بستر قدرت و سیاست شکل می‌گیرد از نظر انسجام و ساختار نمایشی و پیگیری منطقی روابط علی که از پی ایجاد موقعیت‌ها و دسیسه‌ها به درستی ایجاد می‌شود، از جمله آثار غنی و کامل ویلیام شکسپیر به شمار می‌رود که کار را برای اجرای آن به عنوان درامی تراژیک و پر صحنه، بسیار سخت و پیچیده می‌کند.

    با این حال نمایشنامه «ریچارد سوم» به عنوان یکی از پیچیده‌ترین آثار شکسپیر از سال‌های دور مورد توجه کارگردانان مختلف دنیا برای اجرا بوده است و همچنان هم اجرا می‌شود. داود رشیدی نیز علاقه خاصی به این اثر نمایشی داشت. این هنرمند قبل از اینکه به ایران بازگردد به عنوان بازیگر در نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی فیلیپ ماتنا در تئاتر کاروژ ژنو روی صحنه رفت و بعد از بازگشتش به ایران نمایش تلویزیونی «ریچارد سوم» را در سال ۴۶ در مقام کارگردان و بازیگر برای تلویزیون ملی ایران تولید کرد. سال ۴۹ هم این اثر نمایشی را با ترجمه رضا براهنی روی صحنه برد که در هر ۲ نسخه علی نصیریان نقش ریچارد سوم را ایفا می‌کرد.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    رشیدی بعد از انقلاب نیز علاقه مند به اجرای نمایش «ریچارد سوم» بود و در سال‌های ۵۹ و ۶۰ قصد داشت مجدداً آن را به صحنه ببرد که به دلیل شرایط آن دوران این امکان فراهم نشد تا اینکه بالاخره در سال ۷۸ رشیدی مجدداً نمایش «ریچارد سوم» را برای اجرای در سالن اصلی مجموعه تئاترشهر آماده کرد. در این اجرا که باز هم از ترجمه زنده یاد براهنی استفاده شده بود سعید پورصمیمی در نقش این پادشاه بدقیافه، گوژپشت، حیله‌گر و خشن به ایفای نقش پرداخت.

    این نمایش فروردین و اردیبهشت ۷۸ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت و مورد توجه بسیاری از علاقه مندان به هنرهای نمایشی قرار گرفت.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    رشیدی در گفتگویی درباره میزان استقبال مخاطبان از «ریچارد سوم» گفته بود: «پس از ۳۵ اجرا هنوز مردم به دیدن کار علاقه نشان می‌دهند؛ تماشاگرانی که پس از اجرای برنامه در بیرون تئاتر منتظر ما می‌مانند یا ایرانیانی که از خارج آمده‌اند و یا خارجی‌هایی که در تهران هستند و اجرای این نمایش را در خارج هم دیده‌اند مخصوصاً سفیر انگلیس که می‌گفت تا به حال هفت اجرا از ریچارد سوم را دیده است و اجرای ما چیزی از آنها کم نداشت و فقط بعضی منتقدین این اجرا را تایید نکرده‌اند که باید گفت آنها نه شکسپیر را می‌شناسند، نه تئاتر را به‌طور عملی و نه صلاح تئاتر مملکت را می‌دانند. البته آنها امکان دیدن اجراهائی از آثار شکسپیر در خارج را هم نداشته‌اند.»

    یکی از ویژگی‌های این اثر نمایشی حضور هنرمندان شاخص تئاتر در کنار نسل جوان بود که این ترکیب توانست در اجرا موفقیت آمیز باشد و مخاطبان نیز بازی‌های هنرمندان جوان‌تری چون امیرحسین صدیق، نیما بانکی، وحید رهبانی، مجید بهرامی، کیکاووس یاکیده، علی دهکردی و … را در مقابل بازی‌های درخشان هنرمندانی چون سعید پورصمیمی، فاطمه معتمد آریا، سهراب سلیمی، فریده صابری، جمشید لایق و… تحسین کردند.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    با این وجود برخی از منتقدان روی خوشی به این نمایش نشان ندادند و اعتراضشان نیز بیشتر به استفاده داود رشیدی از بازیگران سینما و تلویزیون در نمایشش و البته به طور کامل اجرا نکردن نمایشنامه شکسپیر و حذف برخی صحنه‌ها بود. بحث‌برانگیز شدن حضور بازیگرانی چون فاطمه معتمدآریا در این نمایش در حالی رخ داد که به نظر می‌رسید این منتقدان از سابقه معتمدآریا در تئاتر اطلاعی نداشتند و از طرف دیگر اکثر بازیگران نمایش را هنرمندان باسابقه تئاتر تشکیل می‌دادند. اما با همه این نقدها «ریچارد سوم» جزو نمایش‌های پرفروش آن سال‌ها بود و بسیاری از مخاطبان برای دیدن بازی سعید پورصمیمی و فاطمه معتمدآریا به تئاترشهر می‌آمدند.

    گروه بازیگران نمایش «ریچارد سوم» را سعید پورصمیمی، سعید جم، محمود فتح الهی، سهراب سلیمی، فاطمه معتمد آریا، فریده صابری، اصغر ضرابی، هومن لایق، علی دهکردی، امیرحسین آهنین جان، شهرام عبدلی، مسعود حجازی‌فر، امیرحسین صدیق، نیما بانکی، جمشید لایق، رضا عظیمی، محمدرضا جوزی، کیکاوس یاکیده، فرزانه ارسطو، مجید بهرامی، مانی نوری، کامبیز شبانکاره، محمدحسین مجدزاده، وحید رهبانی، فرخ نعمتی، ساسان پارسی، امیر عباسی، بابک بیات، حسن خاکپور، جمال عبدالهی، احسان عبدی فر، پدارم تنعمی، مهرداد امین زارع، ساسان پارسی، معصومه جودت، نیما دهقان، جمال عبداللهی، بهرام کلانکی، حسین میرصادقی تشکیل می‌دادند.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    دیگر عوامل این نمایش نیز عبارتند از آهنگساز: فؤاد حجازی، مترجم نمایشنامه: رضا براهنی، طراح صحنه: امیر اثباتی، دستیار طراح صحنه: حسین مجد، سحر شهامت، سیامک فرشچی، عکاس: نیما بانکی، دستیار اول کارگردان: حامد محمدطاهری، لیلی رشیدی، مدیر تولید: علی عمرانی، دوخت لباس: حسین میرکیانی، طراح فرم و حرکت: نادر رجب پور، مدیر صحنه: معصومه جودت، منشی صحنه: شبنم فرشادجو، تدارکات: نورعلی موسوی.

    در همین راستا با سهراب سلیمی بازیگر، مدرس و کارگردان با سابقه تئاتر که در نمایش «ریچارد سوم» در نقش هستینگ به ایفای نقش می‌پرداخت گفتگوی کوتاهی انجام دادیم.

    سلیمی درباره حضورش در نمایش «ریچارد سوم» به تئاتر آنلاین گفت: حضور در نمایش «ریچارد سوم» اولین و آخرین تجربه همکاری من با داود رشیدی بود. البته از نزدیک با او خیلی ارتباط داشتم اما در حوزه اجرا تنها در این نمایش با هم همکاری داشتیم. من در این نمایش نقش هستینگ را برعهده داشتم که یکی از افرادی است که ریچارد در موردش احساس خطر می‌کند و تصورش این است که می‌خواهد علیه‌اش کودتا کند از این رو با همان خصوصیات ریچارد گونه‌ای که این روزها در جامعه کم هم دیده نمی‌شوند می‌خواهد او را از صحنه روزگار حذف کند.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    وی ادامه داد: نمایش «ریچارد سوم» با وجودی که اولین کار و فعالیت نزدیکم با داود رشیدی به حساب می‌آمد اما دوران خوشی برای من بود. البته من با سایر بازیگران از سعید پورصمیمی گرفته تا فاطمه معتمدآریا و فریده صابری و برخی دیگر از دوستان از قبل ارتباط‌های تنگاتنگی داشتم. اولین همکاری صحنه‌ای ام با خانم معتمدآریا که بسیار برایم بازیگر ارزشمند و قابل احترامی هستند نیز به نمایش «انگل» ماکسیم گورگی باز می‌گردد که پیش از انقلاب در تالار مولوی به صحنه رفت.

    این کارگردان تئاتر درباره شیوه کارگردانی داود رشیدی بیان کرد: من تربیت شده مکتب رکن‌الدین خسروی بودم و تا آخرین لحظه حیاتم قدردانش هستم و بسیار از این کارگردان متعهد و اندیشمند آموختم. خسروی در عین اینکه بازیگر را در حین کار آزاد و رها می‌گذاشت اما قادر بود صور خیالش را هم به زیبایی به پرواز دربیاورد که همین اتفاق برای من بسیار ارزشمند بود. آقای رشیدی هم کم و بیش از همین خصوصیات در کارگردانی برخوردار بود و در حین اینکه بازیگرش را آزاد و رها می‌گذاشت اما جزو کارگردان‌هایی بود که از قبل میزانسنش را به صورت مکتوب و نوشتاری آماده می‌کرد. با همه این تفاصیل و فارغ از همه تعارف‌ها همه می‌دانیم که سعید پورصمیمی جزو بازیگرهای بسیار بسیار متعهد، منظم و بسیار جدی است و چون خود من هم از همین خصوصیات در کارم استفاده می‌کنم، همکاری با او برایم بسیار ارزشمند بود.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    کارگردان «مهمانسرای دو دنیا» درباره حضور بازیگران قدیمی‌تر در کنار نسل جوان تئاتر در این نمایش بیان کرد: در این نمایش نسل دورتر تئاتر در کنار نسل جدیدتر به گونه‌ای قابل توجه کنار هم قرار گرفته بودند و ما این جدیت و تعهد را از زمان تمرین‌ها گرفته تا روی صحنه تئاتر حفظ کرده و ادامه دادیم.

    سلیمی با اشاره به خاطرات تلخ و شیرینی که در زمان اجرای این نمایش داشته است از برخوردهای متفاوت حراست وزارت ارشاد نسبت به امروز گفت و بیان کرد در آن دوران فضای تئاتر بسیار بسته‌تر بود و حتی در پشت صحنه و در طول اجرا نیز ارتباطات بچه‌ها با هم و نوع رفتار و برخوردشان با تعصبات کورکورانه رصد می‌شد و بابت برخی رفتارهای معمول تذکر می‌گرفتند که وی هم در یک مورد به دلیل برخوردش با یکی از عوامل پشت صحنه از این قاعده مستثنی نبوده است.

    وقتی سعید پورصمیمی «ریچارد سوم» شد/ اعتراض به حضور معتمدآریا!

    این هنرمند در پایان با اشاره به استقبال مخاطبان از نمایش در آن دوران یادآور شد: این اثر نمایشی با وجودی که ارزش‌های خودش را داشت اما با مخاطبان نیز ارتباط خوبی برقرار می‌کرد و همکاری نسل قدیم و جوان تئاتر و همراهی شان با هم جالب توجه بود. مسئولیت پذیری و تعهد همه گروه ارزشمند بود و به عنوان نمونه می‌توانم از سعید پورصمیمی نام ببرم که حتی در منظم و منضبط بودن روی داود رشیدی هم تاثیر می‌گذاشت.

    عکس‌ها از مسعود پاکدل و آرشیو تئاتر شهر است.

  • «فرودگاه …» به داوود رشیدی تقدیم شد/ یادآوری یک خاطره

    «فرودگاه …» به داوود رشیدی تقدیم شد/ یادآوری یک خاطره

    اجرای شب گذشته نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» به یاد و خاطره زنده یاد داوود رشیدی که قرار بود ۱۰ سال قبل این اثر نمایشی را به صحنه ببرد، تقدیم شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» نوشته احمدرضا احمدی و کارگردانی کوروش سلیمانی که از ۱۸ آذر ماه اجرای عمومی خود را در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است شب گذشته ۲۶ آذر میزبان احترام برومند بازیگر مجری قدیمی برنامه های کودک و نوجوان و همسر زنده یاد داوود رشیدی بود.

    در پایان اجرا کوروش سلیمانی کارگردان این اثر نمایشی با قدردانی از حضور احترام برومند در سالن، اجرای شب گذشته نمایش را به یاد و خاطره زنده یاد داوود رشیدی تقدیم کرد. رشیدی ۱۰ سال قبل قرار بود نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» را با حضور بازیگرانی چون کوروش سلیمانی، بهرام شاه محمدلو، بهناز جعفری، داریوش موفق، لیلی رشیدی، نوید محمدزاده، امیر کربلایی زاده، پوریا رحیمی سام، فرزین صابونی به صحنه ببرد.

    سلیمانی در یادداشتی درباره حضورش در نمایشی که قرار بود داوود رشیدی به صحنه ببرد، نوشت:

    «درست ۱۰ سال پیش؛ آذر ماه سال هزار و سیصد و نود بود که یک روز صبح تلفنم زنگ خورد. شماره ای ناشناس … سلام من داوودم … من: سلام، داوود؟ … داوود رشیدی هستم … و من عین سربازی که تیمسار فرمانده اش به او زنگ زده باشد ذوق زده بر پا ایستادم و گفتم آقا امر بفرمایید در خدمتم … .

    می دانستم که مدتها بود آقای رشیدی در پی اجرای نمایشنامه «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» هستند … گفتند در جریان اجرای من هستی گفتم بله آقا … گفتند احمدرضا تو را برای نقش شاعر معرفی کرده عصر بیا دفتر تا نمایشنامه را به تو بدهم … آقای احمدی بازی من را در فیلم‌ «پیاده روی بزرگ» نیما جان عباسپور دیده بودند … تا عصر در پوست خود نمی گنجیدم … عصر به دفترشان رفتم. با بزرگواری استقبال کردند و ساعتی درباره کار حرف زدیم و قرار شد از طریق محمد عاقبتی عزیز دستیارشان در جریان تمرینات قرار گیرم … گذشت … گذشت … و خبری نشد … هر بار محمد می گفت منتظریم … و منتظر ماندیم تا آقای رشیدی از خاک رخت سفر بستند و آن زمان نشد که نمایشنامه آقای احمدی نازنین ما با کارگردانی ایشان به صحنه بیاید … دیشب که احترام خانم برومند با لطف به تماشای نمایش ما نشستند کمترین وظیفه بنده و گروه عزیز همراهم این بود که اجرا را به یاد و خاطره استاد داوود رشیدی تقدیم کنیم …

    و این آغازِ حرکت بود. حالا ما ۱۰ سال بعد به یاد آقای رشیدی با همان نمایشنامه این شب ها بر صحنه ایم، رضا جان با درخشش مثل همیشه خیره کننده اش شاعر را جان بخشیده و فریبا و کامبیز و محمدرضا و محمد و سیامک و علی و مطهره هم بر صحنه هنرمندانه سنگ تمام می گذارند؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

    خانم برومند نازنین ممنون از همه لطف و دلگرمی و تشویق تان … خدا را شکر که بزرگانی چون شما داریم که از ما مراقبت می کنید.»

    در خلاصه داستان «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» آمده است: شاعری در شبی بارانی و سرد مشغول کار در اتاق خود است که به یکباره با رویدادی عجیب مواجه شده و در پیِ آن مجبور به ترکِ خانه اش می شود تا در ادامه و در مکان هایی غریب ماجراهای دیگری را از سر بگذراند و …

    رضا بهبودی، فریبا کامران، کامبیز امینی، محمدرضا آزادفرد، محمد طیب طاهر، سیامک ادیب، علی باروتی، مطهره ابراهیمیان و با صدای کوروش سلیمانی بازیگران نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» هستند.

    دیگر عوامل این اثر نمایشی نیز عبارتند از طراح صحنه و لباس: سینا ییلاق بیگی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح لباس: مژگان عیوضی، طراح گرافیک: مجید کاشانی، عکاس و سازنده تیزر: مصطفی قاهری، طراح صدا: سهراب کرم رودی.

    «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» از ۱۸ آذر تا ۱۷ دی ساعت ۱۸ در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می‌رود.

  • نمایشنامه احمدرضا احمدی را به صحنه می‌برم/ ادای دینی به شاعران

    نمایشنامه احمدرضا احمدی را به صحنه می‌برم/ ادای دینی به شاعران

    کوروش سلیمانی از اجرای نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» نوشته احمدرضا احمدی در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر خبر داد.

    کوروش سلیمانی بازیگر و کارگردان تئاتر درباره اجرای نمایشی جدید به تئاتر آنلاین گفت: حدود ۲ سال قبل درخواستی برای اجرا در تماشاخانه ایرانشهر ارائه داده بودم که بر همین اساس قرار است آذر و دی امسال در سالن سمندریان نمایش تازه‌ای را به صحنه ببرم. به دلیل اینکه سال گذشته شرایط گستردگی کرونا امکان فعالیت تئاتری را به گروه ما – بیستون – نمی‌داد، نتوانستم به سنت اجرای سالی یک نمایش وفادار بمانم اما امسال که شرایط برای اجرای تئاتر مساعدتر است و واکسیناسیون هموطنان نیز روند صعودی به خود گرفته تصمیم گرفتم نمایشی را برای اجرا آماده کنم.

    وی درباره اثری که قرار است به صحنه ببرد، توضیح داد: نمایش «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» را برای اجرا آماده خواهم کرد که نوشته احمدرضا احمدی است. آقای احمدی شاعر بزرگ، شناخته شده و اثرگذاری است که در کنار سایر فعالیت‌های ادبی خود در اوایل دهه نود چند نمایشنامه نیز به رشته تحریر درآوردند که همان سال‌ها منتشر شدند. یادآور شوم که در سال نود زنده یاد داوود رشیدی قصد داشت این نمایشنامه را برای اجرا آماده کند که من را هم با لطف به عنوان بازیگر به کار دعوت کرده بود اما متاسفانه اجرای نمایش محقق نشد. من از همان زمان با متن آشنا شدم و این نمایشنامه همیشه در گوشه‌ای از ذهنم قرار داشت و به دلیل علاقه شخصی که به فضای ذهنی آقای احمدی و آثار ایشان داشتم و خود این نمایشنامه که به نظرم اثری خاص است و شبیه هیچکدام از نمایشنامه‌هایی که تا به حال با آن مواجه شده بودم، نبود تصمیم گرفتم آن را به صحنه ببرم.

    وی ادامه داد: نمایشنامه در فضای شاعرانه‌ای که دارد به مفاهیم اصلی زندگی بشر می‌پردازد و اثری جذاب و دوست داشتنی و در جاهایی نیز طنز است که ردپای این نگاه را در اشعار احمدرضا احمدی هم می‌بینیم، با همان نگاه دقیق، نازک اندیشی ها و تسلط بر کلمات. در نمایشنامه مقولاتی مانند عشق، مرگ، عدالت، مسئولیت پذیری، رویا و مفاهیمی از این دست مطرح می‌شود که در طول این سال‌ها جزو دغدغه‌های خود من هم بوده‌اند. شخصیت اصلی نمایش یک شاعر است که در طول داستان و در فضایی عجیب، برخی اتفاقاتی که در زندگی اش افتاده و نوع نگاهش به زندگی در مواجهه با سایر شخصیت‌ها مرور می‌شود. در عین حال یکی از مفاهیم دیگری که در نمایشنامه مطرح می‌شود مساله غربت شاعران و جداافتادگی ناخواسته آنها از جامعه و کمتر فهمیده شدن حرف آنهاست که البته قابل تعمیم به هنرمندان دیگر نیز هست.

    کارگردان «سکوت سفید» با اشاره به جایگاه احمدرضا احمدی در ادبیات، فرهنگ و هنر مملکت بیان کرد: به هر حال جایگاه احمدرضا احمدی در ادبیات معاصر به خصوص در زمینه شعر بر کسی پوشیده نیست؛ احمدی شاعری کاملاً شناخته شده است که کار خود را در دهه چهل که دوره باشکوهی در ادبیات ایران به حساب می‌آید، شروع کرده است و نه فقط به عنوان نویسنده بلکه به عنوان یک شخصیت شریف فرهنگی، موقعیت و جایگاه والایی در جامعه ما دارند. از این رو من و همراهانم همه تلاش خود را خواهیم کرد که اثری در خور شان و منزلت احمدرضا احمدی و از طرف دیگر نمایشی با کیفیت به صحنه آوریم.

    وی تصریح کرد: این نمایش جدای از اینکه ادای دینی به احمدرضا احمدی خواهد بود ادای دینی به جایگاه شاعران، متفکران و کسانی که سعی در زیباتر شدن زندگی داشتند اما متاسفانه خوب فهمیده نشدند و همواره غریب بودند، نیز دارد. همچنین نمایش در عین حال ادای احترام به کلمات و ادبیات خواهد بود.

    کارگردان «خرده نان» اظهار کرد: بعد از این مدت طولانی که تماشاخانه‌ها تعطیل یا نیمه تعطیل بودند ما باید با اجرای نمایش‌هایی با کیفیت بتوانیم دوباره تماشاگران را با تئاتر آشتی دهیم. امیدوارم شرایط هم به شکلی پیش برود که شاهد تعداد بیشتری تماشاگر در سالن‌های تئاتر باشیم و ظرفیت سالن‌ها به ۷۰ درصد یا بیشتر افزایش یابد که معتقدم اتفاق دور از انتظاری نیز نیست چون در تماشاخانه‌های ما پروتکل‌های بهداشتی رعایت می‌شود و همه مخاطبان نیز ماسک به چهره دارند و درصد بالایی نیز واکسینه شده‌اند از این رو امیدوارم تمهیداتی برای حضور بیشتر مخاطبان در تماشاخانه‌های تئاتر اندیشیده شود.

    وی یادآور شد: خوشحالم و افتخار می‌کنم که قرار است این نمایش را اجرا کنم و از احمدرضا احمدی نیز ممنونم که به من و همراهانم اعتماد کرد و اجازه داد این نمایش را به صحنه ببریم. امیدوارم بتوانم پاسخ این اعتماد را بدهم چون می‌دانم که آقای احمدی این اثر را دوست دارد و چندین بار نیز عنوان کرده که دوست دارد این نمایشنامه را روی صحنه ببیند. این نمایش اثری است که تئاتر و جامعه ما به آن نیاز دارد چون از مفاهیمی بنیادین زندگی صحبت می‌کند که لابه‌لای اخبار و حوادث و بیماری کرونا و … فراموش شده‌اند.

    این بازیگر تئاتر و سینما در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: گروه بازیگران و طراحانی که در این نمایش در کنار من هستند در عین حال که هنرمندانی با سابقه و توانمند هستند همگی از احمدرضا احمدی شناخت دارند، با شعر مانوس هستند و ادبیات را به خوبی می‌شناسند چون یکی از ضرورت‌هایی که برای انتخاب همکارانم مد نظر داشتم این بود که با فضای ادبیات و شعر آشنایی داشته باشند تا به خوبی بتوانند از عهده مسئولیت هنری و نقش‌هایشان بربیایند.