برچسب: حمید پورآذری

  • علی کوزه‌گر از سختی‌های دومین تجربه کارگردانی‌اش گفت/ کارگردان تنهاترین آدم است

    علی کوزه‌گر از سختی‌های دومین تجربه کارگردانی‌اش گفت/ کارگردان تنهاترین آدم است

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین، علی کوزه‌گر که در این سال‌ها در حوزه طراحی نور فعالیت کرده و با اجرای این نمایش دومین تجربه کارگردانی خود را روی صحنه برده است، در گفتگو با ایسنا از پروسه اجرای این اثر نمایشی گفت و تاکید کرد که مهم‌ترین جبهه‌ای که می‌توانیم حرف‌مان را بزنیم و نقدمان را مطرح کنیم، صحنه تئاتر است.

    کوزه گر درباره حضورش در عرصه کارگردانی توضیح داد: همیشه دوست داشتم کارگردانی کنم. رشته تحصیلی‌ام کارگردانی سینماست و بسیار علاقه‌مند بودم تا سینما و تئاتر را به هم نزدیک کنم. می‌دانم این اتفاق به طور کامل رخ نمی‌دهد ولی خیلی دلم می‌خواست تکنیک‌های روز سینمای دنیا را به تئاتر بیاورم.

    این کارگردان با اشاره به شیوه اجرای نمایش قبلی‌اش، «مکبث» ادامه داد: از آنجاکه بیشتر در زمینه تکنیک سررشته دارم، معمولا هم ایده‌هایم حول همین محور می‌چرخد. همچنانکه در نمایش «مکبث» هم ما پرده سینما را به تئاتر آوردیم. بنابراین دوست دارم تکنیک‌های جدید دنیا را در تئاتر خودمان دنبال کنم. تجربه‌ای که در کشورهای دیگر داشته‌ام، نشان می‌دهد که تئاتر روز دنیا گاه محتوای ضعیفی دارد ولی از نظر تکنیکی خیلی قوی هستند و مخاطب را میخکوب می‌کنند. ما در این زمینه خیلی تازه‌کاریم و دوست داشتم این حوزه را تجربه کنم.

    او در پاسخ به این پرسش که تمایلی ندارد در زمینه کارگردانی سینما فعالیت کند، گفت: پیش از اینکه در دانشگاه، رشته سینما بخوانم، فیلمسازی خیلی وسوسه‌ام می‌کرد. در بچگی در چند فیلم بازی کرده بودم و در بزرگسالی هم تجربه حضور در برخی از فیلم‌های سینمایی مانند «آقا یوسف» را داشتم و در چند فیلم کوتاه هم طراحی نور کرده‌ام ولی تئاتر، جنس دیگری دارد و مرا به جهانی متفاوت می‌برد. پروسه با هم بودن در تئاتر و فعالیت گروهی برایم بسیار جذاب است. تئاتر را با حمید پورآذری شروع کردم. آن پروسه تمرین را دوست دارم ولی سینما خشک‌تر و مصنوعی‌تر است.

    کوزه گر درباره اینکه آیا معتقد نیستید تکنیک، تئاتر را از ذات انسانی خود دور می‌کند، توضیح داد: پیش از ما، بکت، بازیگر را از تئاتر حذف کرده است. نگاه من از نوعی دیگری است چون با تعدادی از کارگردانان معاصر جهان کار کرده‌ام، کمی تازه‌تر و معاصرتر می‌بینم. البته کاری که می‌کنم، یک نوع تجربه اندوزی است و درست و غلط آن را نمی‌دانم. البته می‌دانم درام نمایش ما چه ایرادهایی دارد این بضاعت ماست و برایمان مهم بود که این کار به انجام برسد.

    این فعال تئاتری اضافه کرد: شاید مخاطب عادی، نمایش ما را پس بزند و شاید مخاطب اروپایی بهتر با نمایش ما ارتباط برقرار کند چون بارها چنین نمایش‌هایی دیده است. شخصا معتقدم وقتی نیمی از مخاطبان نمایشی را دوست داشتند و نیمی دیگر دوست نداشتند، آن کار موفق است. در هر حال کاملا اطمینان دارم که باید گونه‌های مختلف تئاتر وجود داشته باشد و هر یک مخاطبان خود را پیدا کند. برای من مهم است که اول مخاطب را سرگرم کنم و بعد اگر بتوانم، حرفم را به او منتقل کنم. در این نمایش هم اولین تلاشم این بود که کمی ذهن تماشاگر را از اتفاقات بیرون از سالن دور کنم.

    کوزه گر با اشاره به دشواری‌های اجرای نمایش «یکی نبود، یکی بود» افزود: در این پروژه، همان هفته اول خمیده شدم. اجرای آن حتی از نمایشی مانند «سیصد» هم سخت‌تر بود و دشوارترین تجربه کاری من تا به امروز بوده است. در پروسه اجرای این نمایش بارها به یاد جمله دکتر علی رفیعی افتادم که می گوید کارگردان تنهاترین آدم است. البته خوبی این نمایش این بود که صبوری را به من یاد داد.

    او که سال‌ها در کنار حمید پورآذری و علی رفیعی کار کرده است، ادامه داد: همیشه آرزو داشتم کمی از صبوری حمید پورآذری را داشته باشم که در این پروژه آن را به دست آوردم. چون نمایش ما کار تکنیک و برنامه‌نویسی است، آن هم بدون امکانات لازم که واقعا سخت است.

    این مدرس تئاتر در پاسخ به اینکه با این دشواری‌ها آیا باز هم برای ادامه کارگردانی برنامه‌ای دارید، توضیح داد: چند ایده تئاتری دارم که مخصوص اجرا در سالن بلک باکس است ولی خستگی و فشار این پروژه آنچنان زیاد بود که از الان نمی‌توانم به کار بعدی‌ام فکر کنم. سر این کار پیر شدم و احساس خمیدگی می‌کردم. هفته اول اجرا بسیار پرفشار بود چون هنوز در زمینه تکنیک، مشکلاتی داشتیم.

    کوزه گر که در دانشگاه تهران و مدرسه تئاتر مولوی مشغول تدریس است، افزود: از بچه‌های جوان خیلی انرژی می‌گیرم و احتمالا با انرژی آنان دوباره به کار برمی‌گردم. سال‌ها پیش وقتی نمایش «دایره گچی» حمید پورآذری را در فرهنگسرای بهمن اجرا می‌کردیم، استاد سمندریان با دیدن نمایش ما گفت معلوم است که در این نمایش انرژی جوانانه وجود دارد. من هم همان انرژی را از بچه‌های جوان‌تر از خودم می‌گیرم.

    منبع ایسنا

  • ستاره اسکندری: کار با علی رفیعی به زندگی شما بُعد می‌دهد

    ستاره اسکندری: کار با علی رفیعی به زندگی شما بُعد می‌دهد

    به گزارش رسانه خبری تئاترآنلاین و به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان، نخستین برنامه نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش فیلم‌تئاتر «خانه برناردا آلبا» اختصاص یافت.

    روابط عمومی خانه هنرمندان ایران اعلام کرد نمایش «خانه برناردا آلبا» نوشته فدریکو گارسیالورکا، با ترجمه احمد شاملو، به طراحی و کارگردانی دکتر علی رفیعی و تهیه‌کنندگی ستاره اسکندری، سال ۱۳۹۷ روی صحنه رفت و به مناسبت زادروز این کارگردان نامدار ایرانی، فیلم‌تئاتر آن چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲ ساعت ۱۷ در سالن استاد فریدون ناصری نمایش داده شد.

    پس از نمایش این فیلم‌تئاتر، نشست تحلیل و بررسی آن با حضور عباس غفاری (مجری و منتقد)، ستاره اسکندری (بازیگر و تهیه‌کننده نمایش خانه برناردا آلبا) و حمید پورآذری (کارگردان و دستیار دکتر علی رفیعی) برگزار شد.

    ستاره اسکندری در ادامه این برنامه درباره فرایند تولید نمایش «خانه برناردا آلبا» گفت: از حضور زمان وفاجویی و اشکان شهروزی به عنوان دو همکاری که حضوری پررنگ در تولید نمایش «خانه برناردا آلبا» داشتند، تشکر می‌کنم. همچنین تولد دکتر علی رفیعی که ۲۲ دی ماه است را زودتر از موعد آن به تئاتر این سرزمین تبریک می‌گویم. زیرا ایشان یکی از ارکان مهم تئاتر ایران هستند. اگر به تاریخ تئاتر دکتر رفیعی نگاه کنیم، انگار یک پیش‌آگاهی در کارهای ایشان نسبت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، وجود دارد. نمایش «خانه برناردا آلبا» نیز از این قاعده مستثنا نیست. این چیزی است که همه ما در مقام شاگردان آقای دکتر رفیعی، سعی کردیم از او بیاموزیم تا نسبت به آن چیزی که در جامعه رخ می‌دهد حساس باشیم.

    او افزود: فکر می‌کنم بعد از دو یا سه متنی که آقای دکتر رفیعی انتخاب و تمرین‌هایی را برای آن آغاز کرده بود، به دعوت حمید پورآذری نازنین، من به عنوان شاگرد قدیمی آقای رفیعی به کار فراخوانده شدم. همیشه در مقام بازیگر یا منشی صحنه حضور داشتم، ولی این بار در قامت تهیه‌کننده به کار پیوستم. علت این بود که شاید کس دیگری از بیرون، چرایی اجرای این جنس کارها بر صحنه را متوجه نبود. آقای دکتر رفیعی به ذات و آنچه وظیفه تئاتر به عنوان تعهد اجتماعی است، می‌اندیشد. البته شاید این مسئله در روزگار اقتصاد محور، سرمایه مدارِ ابتذال دوست، خیلی خوشامد آدم‌های بیگانه نباشد. مگر اهالی تئاتر. بنابراین من برای اولین بار در مقام تهیه‌کننده در کنار آقای رفیعی ایستادم.

    تهیه‌کننده نمایش «خانه برناردا آلبا» در ادامه این برنامه اظهار کرد: در واقع صبوری ۵ ماه تمرینی که تعدادی زیادی بازیگر و عوامل پشت صحنه در آن حضور داشتند، برای این بود که مطمئن بودیم، اثری درخشان از آن به جا خواهد ماند. شخصا فکر می‌کنم آثار دکتر رفیعی، هرکدام ورقی است که از دفتر تاریخ این مملکت خورده می‌شود. اگر به خاطر داشته باشید، تیزری از این نمایش ساخته شد، که شخصیت‌های دختر هر کدام می‌آمدند و می‌گفتند عادت می‌کنیم ولی یکی از شخصیت‌ها به عنوان معترض می‌آمد و می‌گفت عادت نمی‌کنم. این آن چیزی است که در سال ۹۷ توسط آقای دکتر رفیعی روی صحنه رفت و ما بعدها شاهد اتفاقات اجتماعی بودیم و من دوباره به این فکر کردم که مانند همه کارهای دکتر رفیعی، این یک پیش‌آگاهی است که یک هنرمند متعهد دارد.

    حمید پورآذری نیز در بخش دیگری از این نشست درباره پروسه انتخاب بازیگر برای نمایش‌های دکتر علی رفیعی توضیح داد: کارگاهی در سال ۹۰ برای نمایش «یرما» تشکیل شد که اکثر بازیگران محصول همان کارگاه هستند.

    ما در حال انجام دو سه کار بودیم که زمان آن نبود. یک روزی با زمان وفاجویی، منوچهر شجاع نشسته بودیم که گفتم فکر می‌کنم ما باید سه‌گانه لورکا را تمام کنیم. زیرا پیش از این، آقای دکتر رفیعی، نمایش‌های «عروسی خون» و «یرما» را از لورکا کار کرده بود.

    به این ترتیب به «خانه برناردا آلبا» فکر کردیم و گفتیم خانم تیموریان می‌تواند آلبا باشد. همین طور گفتیم چه کسی بهتر از ستاره اسکندری که بیاید و این کار را تهیه کند؟ همانجا تماس گرفتیم و ستاره آمد.

    او در ادامه بیان کرد: کارهای آقای دکتر و کار کردن با ایشان غبطه‌برانگیز است. نکته‌ای که ستاره گفت، نکته عجیبی است. زیرا می‌توان مثال‌های دیگری از کارهای دکتر زد. به عنوان مثال، نمایش «شکار روباه»، اسفند ۸۷ اجرا شد و ما خرداد ۸۸ با داستان‌های آن سال‌ها مواجه شدیم. همچنین چند ماه بعد از نمایش «خانه برناردا آلبا»، ما با قتل‌های ناموسی مواجه بودیم. ما در ۱۴۰۱ نیز شاهد اتفاقات آن بودیم. آن نگاه جامعه‌شناسانه‌ای که در کارهای دکتر وجود دارد، خیلی عجیب و غبطه‌برانگیز است. امیدوارم دوباره فرصت و شرایطی فراهم شود تا دکتر بتواند کار کند.

    این کارگردان تئاتر در ادامه گفت: مسئله حائز اهمیت، تداومی است که در بودن در کنار دکتر وجود دارد. او چیزی را به شما تحمیل نمی‌کند، بلکه آدم‌ها کم‌کم متوجه می‌شوند و انجام می‌دهند. وقتی الان، چیزی که نزدیک به ۳۰ سال پیش از ایشان می‌شنیدم، را برای یک‌سری از آدم‌ها می‌گویم، برایشان تازه است.

    ستاره اسکندری در ادامه این نشست درباره تجربه بازیگری در گروه دکتر رفیعی توضیح داد: همکاری من در گروه تئاتر دی از سال ۷۹ و با بازی در نقش ژولیت در نمایش رومئو و ژولیت آغاز شد. چیزی که مهم است، این بوده که شما در هر مقامی، وقتی در کنار دکتر هستید، فراتر از یک تخصص می‌توانید از او آموزش بپذیرید. او اساسا به شما در زندگی بُعد می‌دهد. این بزرگترین نکته‌ای است که آموختم. برای همین اگر به گروه آقای دکتر رفیعی نگاه کنید، آنها قالبا فقط یک تخصص ندارند. به صورتی که اگر بازیگر بودند، نویسندگی و کارگردانی هم انجام داد.

    او افزود: مسئله این است که شیوه آموزش آقای رفیعی، علاوه بر اینکه به شما نسبت به کل زندگی، هستی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید، دیدگاه می‌دهد، برایتان به عنوان یک هنرمند، بستری را فراهم می‌کند تا همه استعدادهایتان شکوفا شود. هرگز از خاطرم نمی‌رود؛ تئاتر دومی که با آقای دکتر رفیعی کار می‌کردم، تئاتر «شازده احتجاب» بود؛ با اینکه متن درخشان زنده‌یاد هوشنگ گلشیری بود اما وقتی برای صحنه آماده شد، صحنه‌ای را من نوشتم.

    این بازیگر تئاتر و سینما ادامه داد: در نمایش «شکار روباه» نیز من یک مونولوگ برای سیامک صفری نوشتم. در واقع ما کنار آقای چرمشیر که در مقام دراماتورژ در کنار آقای رفیعی حضور داشت، این اجازه یا بهتر است بگویم این تکلیف را داشتیم که هر کدام کارگردان و نویسنده خودمان هم باشیم. برای همین فکر می‌کنم تمام کسانی که با آقای دکتر رفیعی کار کردند، انگار لنز چشمانشان بازتر است. در واقع انگار در پروسه کار کردن با ایشان، آگاهی محیطی شما بالاتر می‌رود. به همین دلیل است که وقتی به شاگردان آقای رفیعی نگاه می‌کنیم، اکثرا دستی به قلم داشته و مسئولیت اجتماعی بالاتری را عهده‌دار شده‌اند. همیشه گفته‌ام اگر آقای دکتر رفیعی، یک بوم سفید رنگ را به عنوان روح و روان یک کاراکتر تحویل می‌گیرند، حتما یک نقاشی بزرگ تحویل می‌دهند. آقای رفیعی، انسان یا ذهن را تبدیل به اتفاق لایه‌دار می‌کند.

    پورآذری در ادامه این برنامه گفت: آقای دکتر رفیعی همیشه روی بحث گروه، کار گروهی، بداهه پردازی، کار خلاقانه و مولف بودن تمام گروه تاکید دارد. بحث مولف بودن، در نمایش‌های مختلف ایشان وجود دارد. حتی در همین نمایش چند صحنه داریم که در متن نبوده و بر اساس بداهه‌پردازی و پیشنهادات گروه اضافه شده است. در واقع درِ گفت‌وگو همیشه باز است.

    ستاره اسکندری نیز در ادامه این برنامه بیان کرد: هرچه به عقب بر می‌گردم و کارهای آقای دکتر رفیعی را مرور می‌کنم، می‌بینم عمیق‌ترین مفاهیمی که باید هشدار آنها داده می‌شد؛ از خشونت، آزادی‌خواهی، مطالبه‌گری، سهم‌خواهی، عشق، رویای گمشده، سکوت و هرچیزی که فکر کنید نیاز امروز جامعه است، اتفاقا بهترین و زیباترین تصاویر در کارهای آقای دکتر وجود دارد. اما به خاطر دارم که وقتی برای نمایش «خانه برناردا آلبا» در وصف ایشان، نوشته شده بود، نقاش صحنه‌ها، ایشان از این نسبت، خیلی رضایت نداشت. چون او به معنا معتقد بود.

    این بازیگر در پایان بیان کرد: باتوجه به اینکه بسیاری بدون اینکه معانی را در نظر بگیرند، متاثر از ایشان در طراحی صحنه بودند، این نکته خیلی مهمی است که باید درباره آقای دکتر رفیعی بدانیم که چقدر در طراحی صحنه به معنا اهمیت می‌دهند. در صورتی که کارهای متاثرین از ایشان، صحنه‌های زیبایی دارد اما خالی از معناست؛ در حالی که تابلو به تابلو آن چه از آثار دکتر علی رفیعی روی صحنه می‌بینید، در عین زیبایی، معنا دارد. به همین دلیل حس آن به مخاطب منتقل می‌شود. در واقع سوای از زیبایی، آن چیزی که در آثار دکتر علی رفیعی، چه در صحنه و چه در کلام، روی آن تاکید می‌شود، این بوده که معناها مهمتر از ظاهر یک اتفاق است.

  • اگر تئاتر کار می‌کردم دردی نداشتم

    اگر تئاتر کار می‌کردم دردی نداشتم

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، آیین گرامیداشت علی رفیعی با نمایش مستند «پشت دیوارهای این خانه» درباره نمایش «خانه برناردا آلبا» به کارگردانی این هنرمند مطرح و نوشته فدریکو گارسیا لورکا شامگاه چهارشنبه ۲۲ دی در سالن جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

    این مراسم به همت ستاره اسکندری و جمعی از شاگردان علی رفیعی از ساعت ۱۷:۳۰ در گالری تابستان با نمایش پوستر آثار نمایشی این هنرمند آغاز شد. در ادامه مهمانان به تماشای مستند «پشت دیوارهای این خانه» در سالن ناصری نشستند.

    ستاره اسکندری تهیه کننده این فیلم قبل از نمایش اثر روی سن رفت و با خوشامدگویی به مهمانان گفت: امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید.

    اگر تئاتر کار می‌کردم دردی نداشتم

    مستند «پشت دیوارهای این خانه» شامل گفتگو با کارگردان، تهیه‌کننده و عوامل و بازیگران نمایش «خانه برناردا آلبا» که در سال ۹۷ به روی صحنه رفته بود، در ادامه نمایش داده شد.

    بعد از این نمایش ستاره اسکندری روی سن رفت و متنی را برای تبریک هشتاد و سومین زادروز علی رفیعی خواند.

    در بخش‌هایی از این متن خطاب به رفیعی آمده بود:

    «تولد شما پیروزی زندگی بر مرگ است؛ پیروزی زیبایی بر زشتی و خیال و رویا بر واقعیت. تولدتان اندیشه را بارورتر می کند و رنگ بر جهان خاکستری می‌پاشد. «پشت دیوارهای این خانه» یادگاری از آن چیزی است که به ما آموختید و هنوز هم خانه تئاتر را روشن نگاه می‌دارد؛ خانه‌ای که چراغش در دستان شماست. تولدتان مبارک بر ما است؛ بر همه شاگردان شما.»

    پس از خواندن این متن علی رفیعی مورد تشویق حاضرانی قرار گرفت که ممتد و ایستاده او را تشویق می‌کردند.

    این کارگردان پیشکسوت با حضور روی سن گفت: آمادگی همه چیز را جز حرف زدن در این مراسم داشتم. به آن فکر نکرده بودم.

    وی با لحنی بغض‌آلود ادامه داد: در حال حاضر دردی در مهره‌های پشتم بر من مستولی است که اگر تئاتر کار می‌کردم، هیچ دردی نداشتم. سخنرانی باشد برای زمانی دیگر؛ زمانی بعد از اجرای یک اثر دیگر روی صحنه.

    مهمانان مراسم ایستاده و به طور ممتد او را تشویق کردند.

    ستاره اسکندری نیز از فرزین شکاری و لیلا جعفری کارگردان فیلم و انتشارات پیوند مهر تشکر کرد.

    اگر تئاتر کار می‌کردم دردی نداشتم

    مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان ایران نیز با اهدای تابلویی به علی رفیعی گفت: خوشحال و مفتخریم که این مراسم برای بزرگداشت استاد ارجمند دکتر رفیعی در خانه هنرمندان ایران برگزار شده است. امیدوارم خدا عمر طولانی به ایشان بدهد و ما با بضاعت اندک خود در اینجا در خدمت‌شان خواهیم بود تا اگر و هر زمان شایسته بدانند در تماشاخانه ایرانشهر میزبان اثرشان باشیم.

    بخش پایانی این آیین گرامیداشت در گالری تابستان با حضور علی رفیعی کنار تابلوی عکسی از خودش که مهمانان جملاتی را به یادگار برای او نوشته بودند، پی گرفته شد و عکس‌هایی یادگاری به ثبت رسید.

    مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، لیلا جعفری کارگردان، ستاره اسکندری تهیه‌کننده، فرزام شکاری مجری طرح، فرزین شکاری مدیر فیلمبرداری و تدوین‌گر مستند «پشت دیوارهای این خانه»، مریم سعادت، مائده طهماسبی، فرزاد حسنی، علیرضا تابش، الهام کردا، افسانه ماهیان، سیامک صفری، کیوان کثیریان، کوروش نریمانی، عباس غفاری، حمید پورآذری، منوچهر شجاع، داوود بنی‌اردلان، سام کبودوند، مسعود پاکدل، ابراهیم حسینی و مازیار رضاخانی از هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.

  • حمید لبخنده در خانه ابدی آرام گرفت

    حمید لبخنده در خانه ابدی آرام گرفت

    مراسم خاکسپاری پیکر زنده‌یاد حمید لبخنده هنرمند شناخته شده سینما، تئاتر و تلویزیون صبح دوشنبه ۲۰ دی در بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان دائمی حمید لبخنده شد؛ مردی که همیشه لبخند به لب داشت و تمامی اعضای خانواده، دوستان و هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون چهره پرانرژی و لبخند همیشگی او را که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز از چهره‌اش پاک نمی‌شد، فراموش نمی‌کنند.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان اشک‌های جوانانی بود که در زندگی‌شان حمید لبخنده چهره‌ای تأثیرگذار بوده، هست و خواهد بود؛ جوانایی که در آموزشگاه حمید سمندریان از او آموختند که زیست هنرمندانه چگونه باید باشد.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان اشک‌های جوانان دیروزی بود که حضورشان در عرصه تصویر توسط مردی شکل گرفت که در مقابل چشمان‌شان در خاک آرام می‌گرفت؛ جوانانی که در دهه ۷۰ و ۸۰ در پروژه‌های تلویزیونی حمید لبخنده به دنیای تصویر معرفی شدند.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان اشک‌های تئاتری‌هایی بود که حمید لبخنده برای‌شان مردی تأثیرگذار در عرصه هنر بود؛ مردی که همواره و تا پایان عمر وفادار به منش و نگاه استاد خود حمید سمندریان به تئاتر بود و تا زمانی که در قید حیات بود این منش و نگاه را به دیگران نشان داد.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان اشک‌های رفقایی بود که با بهترین رفیق خود وداع می‌کردند و دیگر با یاد و خاطره او روزهای عمر را سپری خواهند کرد.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی میزبان اشک‌های همسر و ۲ فرزندی بود که هنوز باورشان نمی‌شد پیکری که در خاک آرام می‌گیرد متعلق به همسر و پدری است که زندگی‌اش را وقف خانواده‌اش کرد و قلب‌اش برای آن‌ها می‌تپید.

    قطعه ۱۱۰ بهشت زهرا (س) صبح روز دوشنبه ۲۰ دی با تمامی این اشک‌ها حال و هوای دیگری گرفت.

    حمید لبخنده همچنانکه که بر تصویر قرار گرفته بر مزار خود نیز لبخند به لب داشت، با لبخند با تمامی هنرمندان، دوستان، اقوام و خانواده خود وداع کرد و به کنار عزیزانی رفت که همواره برای‌شان احترام قائل بود و عشق می‌ورزید؛ عزیزانی چون حمید سمندریان، هما روستا، احمد آقالو، پرویز پورحسینی.

    منوچهر شاهسواری، محمدعلی سجادی، رضا فیاضی، سعید داخ، احمد ساعتچیان، حمید پورآذری، محمودرضا رحیمی، اتابک نادری، فرهاد شریفی، رضا مولایی، علی شمس، شهاب‌الدین حسین‌پور و کاوه سمندریان از جمله حاضرانی بودند از جمله حاضران در این وداع آخرین با حمید لبخنده بودند؛ مردی که با لبخند خود همواره به یاد خواهد ماند.

  • روایت «پاپتی‌ها» از جنایات دیکتاتور شیلی/ اقباس از رمان «بیوه‌ها»

    روایت «پاپتی‌ها» از جنایات دیکتاتور شیلی/ اقباس از رمان «بیوه‌ها»

    محمدزمان وفاجویی از اعضای گروه تئاتر «پاپتی‌ها» قصد دارد نمایش «نیمه بیوه‌ها» را که برداشتی آزاد از رمان «بیوه‌ها» اثر آریل دورفمن است، سال آینده در تماشاخانه ایرانشهر اجرا کند.

    محمدزمان وفاجویی عضو گروه تئاتر «پاپتی‌ها» درباره جدیدترین فعالیت خود در عرصه تئاتر، به تئاتر آنلاین گفت: به همراه نشمینه نوروزی نمایشنامه «نیمه بیوه‌ها» را که برداشتی آزاد از رمان «بیوه‌ها» اثر آریل دورفمن است نوشته و قصد دارم آن را روی صحنه ببرم.

    وی درباره دلایل نگارش «نیمه بیوه‌ها» به نگاه به رمان «بیوه‌ها» توضیح داد: همیشه به کشور شیلی و دوره دیکتاتوری ژنرال پینوشه در آن کشور فکر می‌کردم و معتقدم شرایط دراماتیکی برای نگارش و ساخت آثار هنری دارد. ضمن اینکه آریل دورفمن هم نویسنده‌ای است که نوع نگاهش به پیرامونش خود بسیار تکنیکال و جذاب است.

    وفاجویی یادآور شد: نگارش متن را از حدود ۳ سال پیش شروتع کردیم که قطعاً با حضور بازیگران در تمرین‌ها دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد.

    وی درباره گروه نمایش «نیمه بیوه‌ها» و مکان و زمان اجرای این اثر نمایشی، گفت: این نمایش حدود ۸ بازیگر دارد. پیش از اینکه قصد داشتیم نمایش را اجرا کنیم با بازیگران مدنظر مذاکراتی را انجام داده بودم و حضورشان در نمایش قطعی شده بود ولی به دلیل شرایط کرونایی اجرای نمایش به سال ۱۴۰۱ موکول شد. حال باید بار دیگر مذاکرات را بازیگران انجام دهیم تا وضعیت گروه بازیگری نمایش مشخص شود.

    کارگردان نمایش «نیمه بیوه‌ها» افزود: در حال حاضر حضور منوچهر شجاع به عنوان طراح صحنه، ندا نصر به عنوان طراح لباس و حمید پورآذری به عنوان مشاور کارگردان قطعی شده است. قرار است نمایش «نیمه بیوه‌ها» را نیمه اول سال ۱۴۰۱ در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه ببریم.

    وفاجویی که سال‌ها به عنوان دستیار علی رفیعی کارگردان مطرح تئاتر ایران و همچنین حمید پورآذری کارگردان شناخته شده و سرپرست گروه تئاتر «پاپتی‌ها» فعالیت داشته، درباره اینکه چرا در حوزه کارگردانی تئاتر کمتر فعالیت می‌کند، تأکید کرد: خیلی وقت‌ها از من می‌پرسند که چرا خودم به عنوان کارگردان کار نمی‌کنم در حالی که باید به این نکته توجه کرد که درست است خودم کار نمی‌کنم ولی سال‌هاست که در تئاتر فعالیت می‌کنم و این فعالیت مشارکت در تولید اثر توسط کارگردان‌هایی چون دکتر علی رفیعی و حمید پورآذری است.

    عضو گروه تئاتر «پاپتی‌ها» در پایان درباره دیگر فعالیت‌های خود در سال جاری گفت: سال ۹۲ نمایش «مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد» را با بازی سجاد حمیدیان در فستیوال «مونولیو» اجرا و پس از فستیوال در تماشاخانه «آو» در قالب اجرای عمومی به صحنه بردم. قرار است اسفند سال جاری این نمایش را به مدت ۱۵ شب، در عمارت روبرو روی صحنه ببرم.

  • آغاز اکران آنلاین مستند «رویای ناتمام»

    آغاز اکران آنلاین مستند «رویای ناتمام»

    مستند «رویای ناتمام» به تهیه کنندگی و کارگردانی آریان رضایی از روز دوشنبه ۶ دی اکران آنلاین می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، مستند «رویای ناتمام» که مروری است بر آثار و زندگی تئاتری حمید پورآذری، به تهیه کنندگی و کارگردانی آریان رضایی از روز دوشنبه ۶ دی ساعت ۱۷ در سایت هاشور اکران می‌شود.

    در این مستند که با هدف ثبت تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران و با مشارکت گروه «تئاتر بازها» و مجموعه تئاتر شهر ساخته شده است، بهمن فرمان‌آرا، لیلی رشیدی، نشمینه نوروزی، ندا نصر، مینا زمان، سحر صبا، مهیار جوادی‌ها، نثار ظریفی و نازیلا احمدی حضور دارند.

    «رویای ناتمام»، پس از مستندهای «جادونویس» و «بازی نویس»، سومین مستند به کارگردانی آریان رضایی است که به تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران می‌پردازد.

  • سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    نمایش «ادیپ» به کارگردانی حمید پورآذری یکی از آثار تأثیرگذار و مطرح گروه تئاتر «پاپتی‌ها» بود که با حضور نوجوانان و جوانان علاقه‌مند به تئاتر در سوله پرورش قارچ فرهنگسرای بهمن اجرا شد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و چهارمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «ادیپ» به کارگردانی حمید پورآذری رفته‌ایم.

    حمید پورآذری از چهره‌های شناخته شده کارگردانی تئاتر ایران است؛ سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها». پورآذری طی ۲ دهه گذشته تجربه‌ای جدید را در تئاتر ایران رقم زد و آثاری را با حضور نوجوانان و جوانان علاقه مند به تئاتر در فضاهایی غیرمتعارف تولید و اجرا کرد که بسیار قابل تأمل و تأثیرگذار بودند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    یکی از این آثار که با استقبال چهره‌ها، صاحبنظران و منتقدان تئاتر مواجه شد نمایش «ادیپ» بود.

    «ادیپ» با شکل اجرایی متفاوتی در مقایسه با آثار تولید و اجرا شده در آن سال‌ها و با حضور نوجوانان و جوانانی پرانرژی و با نگاهی به جامعه پیرامون و اتفاقات اجتماعی اجرا شد.

    گروه بازیگری از تمام فضاهای موجود سوله استفاده و میزانسن‌های خود را اجرا می‌کردند و مخاطب نیز در فضاهای مختلف به کار گرفته شده اتفاقات نمایش را دنبال می‌کرد. در این نمایش گروه بازیگران در بخش‌هایی با بهره از موسیقی و خوانش‌هایی موسیقایی به طرح مسائل و معضلات اجتماعی می‌پرداختند.

    این نمایش در سال ۸۸ با حضور تعداد بالایی از نوجوانان و جوانان و بر اساس نمایشنامه «ادیپ شهریار» اثر سوفوکل شکل گرفت و پورآذری برای اجرای «ادیپ» فضایی را در فرهنگسرای بهمن انتخاب کرد که پیش‌تر به عنوان سوله پرورش قارچ مورد استفاده قرار گرفته بود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری به همراه گروه خود این فضا را برای اجرای تئاتر آماده و یکی از جذاب ترین اجراهای تئاتری را به صحنه برد.

    این کارگردان شناخته شده تئاتر ایران درباره انگیزه کار با علاقه مندان نوجوان و جوان تئاتر و شکل‌گیری نمایش «ادیپ»، به تئاتر آنلاین گفت: انتخاب این روند به آموزه‌هایی برمی‌گردد که از بودن در کنار دکتر علی رفیعی کسب کردم مبنی بر بحث گروه و گروه‌های جوان. دکتر رفیعی نمایش «آنتیگونه» را سال ۵۴ با حضور جوانان تئاتری تمرین و اجرا کرد؛ آموزشی که به اجرا ختم شد. این نگاه در من هم نشست و از سال ۸۱ در مهرآباد جنوبی وقتی حدود ۲ سال به بچه‌های علاقه مند به تئاتر آموزش می‌دادم، ۲ نمایش را هم روی صحنه بردیم.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری ادامه داد: از سال ۸۷ تا ۹۰ نیز در فرهنگسرای بهمن شروع به آموزش تئاتر کردم که الگویش تجربه‌ای بود که در خانه فرهنگ مهرآباد جنوبی داشتم. وقتی سال ۸۷ به فرهنگسرای بهمن رفتم آقای شهرام کرمی یکی از معاونت‌های فرهنگسرا بود و از من خواست همان روندی که در خانه فرهنگ مهرآباد جنوبی داشتم را پیش بگیرم. من و محمد یعقوبی در آن مقطع به آموزش تئاتر به بچه‌ها در فرهنگسرای بهمن پرداختیم و بعد از دوره آموزشی سوله‌ای را برای اجرا به من معرفی کردند که متروکه شده بود. این سوله که به عنوان گالری شماره ۲ شناخته می‌شد تبدیل به انباری و بعد به سوله پرورش قارچ شده بود و دوباره به فضایی غیر قابل استفاده تبدیل شده بود. برای من پیشنهاد اجرا در این سوله جذاب بود.

    وی با بیان اینکه به این سمت رفتیم که اجرای «ادیپ» در سوله مدنظر چگونه باید باشد، یادآور شد: روند تولید و اجرای «ادیپ» در آن سوله برای خود من نقطه عطفی در فعالیت‌های تئاتری ام بود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها» با اشاره به اینکه در اجرای نمایش «ادیپ» ۳۵ نوجوان و جوان علاقه مند به تئاتر حضور داشتند، درباره دلایل انتخاب نمایشنامه «ادیپ» برای اجرا با آن گروه توضیح داد: نمایشنامه «ادیپ» امکان نمایشی داشت، به طور کلی «افسانه های تبای» امکان نمایشی دارند و با توجه به ساختاری که سوله داشت این امکان را به شما می‌دادند که خیلی تئاتری به آنها نگاه کنید. ضمن اینکه نمایشنامه «ادیپ» این ظرفیت و امکان را داشت که با توجه به وضعیت و حال و هوای خود بچه‌ها با نگاهی به روز به اثر پرداخته شود.

    پورآذری معتقد است بحث کنشگری موجود در نمایشنامه «ادیپ» یکی از ویژگی‌هایی بود که باعث شد با توجه به شرایط موجود جامعه نمایش تولید و با حس و حال بچه‌های گروه به صحنه برود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    وی با اشاره به اینکه بچه‌های حاضر در گروه از ۱۱ تا ۳۰ سال سن داشتند، اظهار کرد: اکثر بچه‌ها با تئاتر آشنا نبودند و البته ۳ دانشجوی تئاتر هم در گروه داشتیم که حضورشان بسیار کمک کننده بود.

    سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها» با اشاره به افزایش تعداد بچه‌های گروه در نمایش‌های بعدی و رسیدن به عدد ۲۱۰ نفر هنرآموز و هنرجو، درباره سرانجام اعضای گروه نمایش «ادیپ» و آثاری که بعد از آن اجرا شد و جذب شدن شان به تئاتر گفت: نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ تن از آن بچه‌ها در حال فعالیت در تئاتر در قالب نویسنده، کارگردان، بازیگر و طراح نور و صحنه هستند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری با اشاره به اینکه به دلیل شکل اجرایی نمایش «ادیپ» ظرفیت محدودی تماشاگر را در هر اجرا پذیرا بودند، درباره دلایل استقبال از این اثر نمایشی یادآور شد: در آن ایام استاد حمید سمندریان، دکتر علی رفیعی و استاد احمد دامود و چهره‌های مطرح دیگری به تماشای نمایش نشستند. همچنین مخاطبان نیز از اجرای این اثر که حدود ۴۵ اجرا داشت استقبال کردند. فکر می‌کنم یکی از دلایل جذابیت نمایش، اجرای آن در محیط و مکانی متفاوت از فضاهای تئاتری آن ایام بود و اینکه مخاطب برای تماشای آن طی مسیری داشت و به این مکان می‌آمد. همچنین مخاطبان در آن اجرا با حس و حال و تجربه‌ای مواجه می‌شد که مدت‌ها بود آن را فراموش کرده بودند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    این کارگردان با سابقه تئاتر در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا به اجرای مجدد یا بازتولید نمایش «ادیپ» فکر می‌کند، تأکید کرد: «ادیپ» قابلیت اینکه بارها متولد شود دارد ولی اجرا به آن شکل محصول آن زمان بود. اگر قرار باشد «ادیپ» اجرا شود اثری جدید خواهد بود با نگاهی به آن اجرای قبلی. در واقع بازتولید یک نمایش یعنی تولیدی دوباره که زمان و دغدغه‌های روز در آن دخیل هستند و اگر چنین نباشد معنایی نخواهد داشت.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و چهارمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «ادیپ» به کارگردانی حمید پورآذری رفته‌ایم.

    حمید پورآذری از چهره‌های شناخته شده کارگردانی تئاتر ایران است؛ سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها». پورآذری طی ۲ دهه گذشته تجربه‌ای جدید را در تئاتر ایران رقم زد و آثاری را با حضور نوجوانان و جوانان علاقه مند به تئاتر در فضاهایی غیرمتعارف تولید و اجرا کرد که بسیار قابل تأمل و تأثیرگذار بودند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    یکی از این آثار که با استقبال چهره‌ها، صاحبنظران و منتقدان تئاتر مواجه شد نمایش «ادیپ» بود.

    «ادیپ» با شکل اجرایی متفاوتی در مقایسه با آثار تولید و اجرا شده در آن سال‌ها و با حضور نوجوانان و جوانانی پرانرژی و با نگاهی به جامعه پیرامون و اتفاقات اجتماعی اجرا شد.

    گروه بازیگری از تمام فضاهای موجود سوله استفاده و میزانسن‌های خود را اجرا می‌کردند و مخاطب نیز در فضاهای مختلف به کار گرفته شده اتفاقات نمایش را دنبال می‌کرد. در این نمایش گروه بازیگران در بخش‌هایی با بهره از موسیقی و خوانش‌هایی موسیقایی به طرح مسائل و معضلات اجتماعی می‌پرداختند.

    این نمایش در سال ۸۸ با حضور تعداد بالایی از نوجوانان و جوانان و بر اساس نمایشنامه «ادیپ شهریار» اثر سوفوکل شکل گرفت و پورآذری برای اجرای «ادیپ» فضایی را در فرهنگسرای بهمن انتخاب کرد که پیش‌تر به عنوان سوله پرورش قارچ مورد استفاده قرار گرفته بود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری به همراه گروه خود این فضا را برای اجرای تئاتر آماده و یکی از جذاب ترین اجراهای تئاتری را به صحنه برد.

    این کارگردان شناخته شده تئاتر ایران درباره انگیزه کار با علاقه مندان نوجوان و جوان تئاتر و شکل‌گیری نمایش «ادیپ»، به تئاتر آنلاین گفت: انتخاب این روند به آموزه‌هایی برمی‌گردد که از بودن در کنار دکتر علی رفیعی کسب کردم مبنی بر بحث گروه و گروه‌های جوان. دکتر رفیعی نمایش «آنتیگونه» را سال ۵۴ با حضور جوانان تئاتری تمرین و اجرا کرد؛ آموزشی که به اجرا ختم شد. این نگاه در من هم نشست و از سال ۸۱ در مهرآباد جنوبی وقتی حدود ۲ سال به بچه‌های علاقه مند به تئاتر آموزش می‌دادم، ۲ نمایش را هم روی صحنه بردیم.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری ادامه داد: از سال ۸۷ تا ۹۰ نیز در فرهنگسرای بهمن شروع به آموزش تئاتر کردم که الگویش تجربه‌ای بود که در خانه فرهنگ مهرآباد جنوبی داشتم. وقتی سال ۸۷ به فرهنگسرای بهمن رفتم آقای شهرام کرمی یکی از معاونت‌های فرهنگسرا بود و از من خواست همان روندی که در خانه فرهنگ مهرآباد جنوبی داشتم را پیش بگیرم. من و محمد یعقوبی در آن مقطع به آموزش تئاتر به بچه‌ها در فرهنگسرای بهمن پرداختیم و بعد از دوره آموزشی سوله‌ای را برای اجرا به من معرفی کردند که متروکه شده بود. این سوله که به عنوان گالری شماره ۲ شناخته می‌شد تبدیل به انباری و بعد به سوله پرورش قارچ شده بود و دوباره به فضایی غیر قابل استفاده تبدیل شده بود. برای من پیشنهاد اجرا در این سوله جذاب بود.

    وی با بیان اینکه به این سمت رفتیم که اجرای «ادیپ» در سوله مدنظر چگونه باید باشد، یادآور شد: روند تولید و اجرای «ادیپ» در آن سوله برای خود من نقطه عطفی در فعالیت‌های تئاتری ام بود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها» با اشاره به اینکه در اجرای نمایش «ادیپ» ۳۵ نوجوان و جوان علاقه مند به تئاتر حضور داشتند، درباره دلایل انتخاب نمایشنامه «ادیپ» برای اجرا با آن گروه توضیح داد: نمایشنامه «ادیپ» امکان نمایشی داشت، به طور کلی «افسانه های تبای» امکان نمایشی دارند و با توجه به ساختاری که سوله داشت این امکان را به شما می‌دادند که خیلی تئاتری به آنها نگاه کنید. ضمن اینکه نمایشنامه «ادیپ» این ظرفیت و امکان را داشت که با توجه به وضعیت و حال و هوای خود بچه‌ها با نگاهی به روز به اثر پرداخته شود.

    پورآذری معتقد است بحث کنشگری موجود در نمایشنامه «ادیپ» یکی از ویژگی‌هایی بود که باعث شد با توجه به شرایط موجود جامعه نمایش تولید و با حس و حال بچه‌های گروه به صحنه برود.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    وی با اشاره به اینکه بچه‌های حاضر در گروه از ۱۱ تا ۳۰ سال سن داشتند، اظهار کرد: اکثر بچه‌ها با تئاتر آشنا نبودند و البته ۳ دانشجوی تئاتر هم در گروه داشتیم که حضورشان بسیار کمک کننده بود.

    سرپرست گروه تئاتر «پاپتی ها» با اشاره به افزایش تعداد بچه‌های گروه در نمایش‌های بعدی و رسیدن به عدد ۲۱۰ نفر هنرآموز و هنرجو، درباره سرانجام اعضای گروه نمایش «ادیپ» و آثاری که بعد از آن اجرا شد و جذب شدن شان به تئاتر گفت: نزدیک به ۳۰ تا ۴۰ تن از آن بچه‌ها در حال فعالیت در تئاتر در قالب نویسنده، کارگردان، بازیگر و طراح نور و صحنه هستند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    پورآذری با اشاره به اینکه به دلیل شکل اجرایی نمایش «ادیپ» ظرفیت محدودی تماشاگر را در هر اجرا پذیرا بودند، درباره دلایل استقبال از این اثر نمایشی یادآور شد: در آن ایام استاد حمید سمندریان، دکتر علی رفیعی و استاد احمد دامود و چهره‌های مطرح دیگری به تماشای نمایش نشستند. همچنین مخاطبان نیز از اجرای این اثر که حدود ۴۵ اجرا داشت استقبال کردند. فکر می‌کنم یکی از دلایل جذابیت نمایش، اجرای آن در محیط و مکانی متفاوت از فضاهای تئاتری آن ایام بود و اینکه مخاطب برای تماشای آن طی مسیری داشت و به این مکان می‌آمد. همچنین مخاطبان در آن اجرا با حس و حال و تجربه‌ای مواجه می‌شد که مدت‌ها بود آن را فراموش کرده بودند.

    سوله پرورش قارچی که تبدیل به سالن تئاتر شد/ تغییر زندگی با «ادیپ»

    این کارگردان با سابقه تئاتر در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا به اجرای مجدد یا بازتولید نمایش «ادیپ» فکر می‌کند، تأکید کرد: «ادیپ» قابلیت اینکه بارها متولد شود دارد ولی اجرا به آن شکل محصول آن زمان بود. اگر قرار باشد «ادیپ» اجرا شود اثری جدید خواهد بود با نگاهی به آن اجرای قبلی. در واقع بازتولید یک نمایش یعنی تولیدی دوباره که زمان و دغدغه‌های روز در آن دخیل هستند و اگر چنین نباشد معنایی نخواهد داشت.

  • رپرتواری زنانه با ۲ نوع داوری/آموزشی که به منزله تربیت یک نسل است

    رپرتواری زنانه با ۲ نوع داوری/آموزشی که به منزله تربیت یک نسل است

    روزبه حسینی طراح و کارگردان رپرتوار «مونوگهان» درباره نحوه شکل‌گیری این رپرتوار و سومین فصل از آن که به صورت فیلم تئاتر تولید شده است، توضیحاتی ارائه داد.

    تئاتر آنلاین- گروه هنر- آروین موذن‌زاده: گروه فیلم و تئاتر «وَ ناگهان» سومین رپرتوار «مونوگهان» خود را با عنوان «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو» به صورت فیلم‌تئاتر منتشر کرده است. این رپرتوار به تهیه کنندگی، طراحی و کارگردانی روزبه حسینی شکل گرفته و به عباس کیارستمی پیش‌کش شده است.

    در توضیح این فیلم‌تئاتر آمده است: «میان هنر صحنه و تصویر محیطی‌ست متداخل که این اثر، آن‌جا ایستاده‌است. این اثر هفت قصه نمایشی کوتاه است که در قالبی بین سینما و تئاتر ساخته شده و به مخاطب ارائه می‌شود. مشخصاً این اثر به آسیب شناسی و روانشناسی خانواده و مسائلی از زنان در حیطه زندگی اجتماعی و خانوادگی در دوران نوجوانی و میانسالی می‌پردازد و اثری اجتماعی است. همچنین در روند ساخت این اثر، هنرجو / بازیگر از روشن بودن دوربین در تمام لحظات، مطلقاً آگاه نبوده است.»

    «بذارین نفس بکشم»، «تنهایی‌های برادر نسترن»، «فقط تو بخوان»، «دیلیت»، «تک‌شاخ»، «بوی بلوط و کاج و باروت»، «صدای خنده دخت را» عناوین این هفت اپیزود هستند که به بهانه انتشار این اثر گفتگویی با روزبه حسینی داشته‌ایم.

    در این گفتگو می‌خوانید:

    * ابتدا درباره ایده شکل‌گیری رپرتوار «مونوگهان» توضیح دهید چون به نظر می‌رسد علاقه شما بیشتر مبتنی بر آموزش نسل جوان باشد تا کار کردن در فضای حرفه‌ای تر.

    رپرتوار «مونوگهان» در ابتدای شکل‌گیری قرار نبود با حضور هنرجویان به صحنه برود. اولین رپرتوار ما مربوط به نمایش‌های اقتباسی بود که سال ۹۵ در سالن انتظامی برگزار شد و داوری حرفه‌ای شد که نمایش‌ها یک هفته اجرا داشتند و کار برگزیده هم در تماشاخانه دیوار چهارم ۱۰ شب دیگر اجرای عموم گرفت. دومین رپرتوار برمبنای دست یافتن به متون نمایش زبان فارسی برای بازیگران زن شکل گرفت چون شاهد هستیم برای بانوان بازیگر حرفه‌ای و یا دانشجو تنها چند نمایشنامه تک پرسوناژ ایرانی وجود دارد که همه مجبورند آن‌ها را کار کنند و یا باید به سراغ آثار کلاسیک مثل «مده آ» و «آنتیگونه» بروند.

    بنابراین از آنجا که متن تک پرسوناژ برای بازیگر زن نوشته نمی‌شود تلاش کردم در دومین رپرتوار تمرکزم را روی نمایش‌های مونولوگ زنانه بگذارم. رپرتوار سوم نیز مشخصاً به آسیب شناسی و روانشناسی خانواده و مسائلی از زنان در حیطه زندگی اجتماعی و خانوادگی در دوران نوجوانی و میانسالی می‌پردازد که به دلیل پاندمی کرونا از ابتدا به صورت فیلم تئاتر ضبط و منتشر شده است.

    رپرتواری زنانه با ۲ نوع داوری/آموزشی که به منزله تربیت یک نسل است

    من علاقه مند هستم با حرفه‌ای‌ها هم کار کنم به شرط آنکه شرایط مناسب و حداقلی مثل اجرا در سالن حرفه‌ای، کمک هزینه خوب و … برایم هر دو سال یا سه سال یکبار فراهم شود. من ده‌ها نمایشنامه اجرا نشده دارم و دوبرابر کارهای اجرا شده‌ام آثار اجرا نشده دارم که باید با بازیگران حرفه‌ای و یا هنرجویانی که چندین سال با من کار کرده‌اند، به صحنه بروند. از این رو اساساً من آموزش را صرفاً به خاطر آموزش مد نظر قرار نمی‌دهم که اگر چنین بود الان باید در آموزشگاه‌ها مشغول درس دادن رشته خاصی از تئاتر بودم در حالی که کار آموزش برایم به منزله تربیت یک نسل است که ممکن است گاه یک سال یا گاهی اوقات چند سال به طول بینجامد. البته در این میان ریزش‌هایی هم وجود دارد.

    * رپرتوارهای اول و دوم به صورت صحنه‌ای و در حضور مخاطبان اجرا شدند در حالی که شرایط کرونا شما را به سمت تولید فیلم تئاتر برد، چه چالش‌هایی برای این دوره داشتید.

    شروع تعطیلات کرونایی در اسفند ۹۸ مصادف شد با سومین اجرای نمایش «الف، کاف، شین» من که مربی – بازیگر اصلی گروه ما سیما شکری نقش اصلی کار را بازیگر می‌کرد و ۴ هنرجوی برترمان نیز دو به دو روزهای زوج و فرد کنار او نقش آفرینی می‌کردند. قبل از کرونا هم ما با تعدادی از هنرجویان کارگاه بازیگری «از ایده تا اجرا» را شروع و از طرف دیگر با بچه‌های قدیمی تر نیز کارگاه ۶ ماهه ای را با عنوان «دیگه عاشق شدن فایده نداره ۲» را گذرانده بودیم که آن کارگاه هم به کرونا خورد و ادامه پیدا نکرد.

    از اواخر اسفند من متوجه شدم که تمدید تعطیلی‌ها ادامه خواهد داشت بنابراین از تعطیلات نوروز ۹۹ شروع کردم با بچه‌های جدید و قدیم به صورت مجازی تمرین کردن و با آنها بازی مقابل دوربین را تمرین کردم و هنرجویان اتودهایشان را یا به صورت ضبط شده و یا به شکل زنده جلو دوربین موبایل‌هایشان برای من می‌فرستادند که چند کار هنرجویان را هم برای جشنواره‌های مختلف مجازی که برگزار می‌شد، فرستادیم که برگزیده نیز شدند.

    رپرتواری زنانه با ۲ نوع داوری/آموزشی که به منزله تربیت یک نسل است

    در این میان تمرینات بدنی و تنفسی به شکل جمعی توسط سیما شکری به بچه‌ها داده می‌شد و من نیز بازی جلو دوربین و تمرینات تصویری را با آنها کار می‌کردم و از طرف دیگر از دل گفتگوها و مباحثاتی که با بچه‌ها داشتیم و دغدغه‌ها و مسائل اجتماعی تجربه شده توسط هرکدام از آنها که البته تجربیات شخصی شان نیست نیز متون نمایشی شکل گرفت. با شکل گرفتن متن‌ها پروسه دشوار اتود زدن بچه‌ها جلو دوربین و اصلاح و روتوش کارشان توسط من انجام شد و تنها تمرین حضوری مان نیز دقایقی قبل از تصویربرداری هر اپیزود بود و طی ۲ روز کاری این اپیزودها را ضبط کردیم.

    بی تردید خشونت علیه زن‌ها و پایمال شدن حق آنها در داستان خیلی از نمایشنامه‌های من دخالت زیادی داشته و تاثیر خودش را در درام گذاشته است اما اصل پرداختن به قصه زنان پاسخ به ذوق اصلی غریزی نوشتن و برخورد صادقانه با موضوعات مورد علاقه ام است نه ادا درآوردن من در شبانه روز با هرکدام از این هنرجویان چند ساعت به صورت خصوصی کار کردم. از طرف دیگر نیز هیچگاه در گروهمان به سمت اقتصاد محوری و یا درآمدزایی نرفتیم و به حداقل‌ها اکتفا می‌کردیم.

    * علاقه مند به تولید و اجرای مونولوگ های زنانه هستید یا شرایط جامعه و خشونتی که علیه زنان وجود دارد، شما را به این سمت و سو سوق داده است.

    من اولین بار در سال ۸۰ اولین نمایشنامه تک پرسوناژ زنانه ام را نوشتم و تا امروز نیز هر متنی که نوشته‌ام یا شخصیت اصلی‌اش زن بوده یا درباره زنان بوده است. به تفکیک جنسیتی اعتقاد ندارم و معتقدم به عنوان یک مرد کار طبیعی انجام می‌دهم که درباره زنان نمایشنامه می‌نویسم. اگر دقت کنیم مردها در جستجوی شناخت زن‌ها و زن‌ها نیز در جستجوی شناخت مردها هستند بنابراین اگر روش شناخت درست اتفاق افتاده باشد مردها درباره زن‌ها بهتر می‌نویسند و زن‌ها درباره مردها. بی تردید خشونت علیه زن‌ها و پایمال شدن حق آنها در داستان خیلی از نمایشنامه‌های من دخالت زیادی داشته و تاثیر خودش را در درام گذاشته است اما اصل پرداختن به قصه زنان پاسخ به ذوق اصلی غریزی نوشتن و برخورد صادقانه با موضوعات مورد علاقه ام است نه ادا درآوردن.

    * تفاوت در سطح بازی‌ها در اجرای این رپرتوار مشاهده می‌شود. فکر می‌کنید این اتفاق به دلیل کم تجربگی بازیگران بوده یا تغییر فضا و فرم اجرا این اتفاق را رقم زده است.

    من بازخوردهایی از مخاطبان دریافت کرده‌ام که معتقد بودند متن‌ها جلوتر از بازی‌ها بوده است که به نظرم این امر طبیعی است چون نویسندگان این اپیزودها از بچه‌های کارگاه نویسندگی من هستند که ۵ سال است با آنها کار می‌کنم. نمایشنامه‌ها دارای زبان‌های متفاوت نوشتاری هستند در عین اینکه قصه‌های متفاوتی را هم روایت می‌کنند بنابراین اجرای برخی از آنها دشوارتر از بقیه بود اما هرکدام سختی‌های خاص خودشان را داشتند.

    طراح و کارگردان این مجموعه و مربی تعلیمی شان افراد ثابتی بوده‌اند و تنها متن‌ها متفاوت بوده است. ۳ نفر از این ۷ هنرجویی که در اپیزودها بازی کرده‌اند از دوره قبلی با ما همراه بودند و حدود ۲ سال است که شاگرد کارگاه ما هستند در حالی که ۴ نفر دیگر کمتر از یک سال است که در کارگاه‌ها حضور دارند البته همگی برای بار اول بود که جلو دوربین قرار می‌گرفتند و در جریان وجود دوربین و ضبط هر اپیزود هم قرار نداشتند. بنابراین عدم یک سطح بودن بازی‌ها به دلیل همین مسایل طبیعی است اما سقف آن چیزی است که این هنرجویان تا آن روز می‌توانستند، بروز دهند اما قطعاً این بچه‌ها جلوتر خواهند رفت.

    * در معرفی این رپرتوار روی سینمایی بودن این دوره از رپرتوار تاکید زیادی داشتید در حالی که بیشتر به نظر می‌رسد بازیگران اتود زدن در حضور دوربین را تمرین می‌کنند. ثابت بودن دوربین و قاب بندی کلاسیک برای تاکیدتان روی بازی هنرجویان صورت گرفت یا از انتخاب این فرم تصویری نیت دیگری داشتید؟

    علت اینکه این کار به عباس کیارستمی پیش کش شده به این دلیل است که یک نوع ذوق تصویری و ذوق بازیگردانی و هدایت بازیگر در کار وجود دارد که به سبک و سیاق کارهای کیارستمی نزدیک است به این مفهوم که هم در لحظه معنا و طراوت شکل گرفتن یک شخصیت را به رخ مخاطب می‌کشد و از طرف دیگر کار روانشناسانه با آن هنرجو انجام می‌گیرد یعنی زنی که یک کارگردان مرد در حال هدایت اوست و در جاهایی بازی اش را قطع و او را محکوم به تغییر می‌کند و…

    رپرتواری زنانه با ۲ نوع داوری/آموزشی که به منزله تربیت یک نسل است

    ما در این اثر با تک دوربین کار می‌کنیم و اینکه در صحنه تئاتر نیستیم و در لوکیشن دیگری کار می‌کنیم پس با این ویژگی‌ها به سمت تئاتر که حرکت نمی‌کنیم و طبیعتاً رویکردمان سینمایی است. اگر از نظر شما بازی‌ها تنها اتود زدن جلو دوربین است که کلاً فیلم «سلام سینما» مخملباف را باید کنار گذاشت و یا فیلم «شور» ژان لوک گدار را که درباره پیدا کردن هنرپیشه برای یک فیلم است و ۷۰ درصد فیلم در یک استودیو و تست گرفتن از بازیگران می‌گذرد و یا دیگر فیلم‌های بزرگ تاریخ سینما که با همین رویکرد تولید شده‌اند. ما نیز به پشتوانه آن آثار می‌توانیم بگوییم که در حال یک تجربه متفاوت و آزمون و خطایی هستیم که ممکن است اشتباه و نقصان هم داشته باشد ولی حتماً کمال گراست و تلاش دارد کار تازه‌ای انجام دهد.

    ایستا بودن بازیگران جلو دوربین نیز روند طبیعی ماجراست چون هرکدام از کاراکترها جلو دوربین نشسته یا ایستاده و مشغول کاری هستند و به نظر من اساساً در همه هستی اصل بر سکون، سکوت و تاریکی است بعد حرکت، نور و صدا. بنابراین این میزانسن ایستا از منطق واقع‌گرایانه‌ای تبعیت می‌کند که لازمه هر اپیزود است.

    * درباره اجرای صحنه‌ای و نحوه داوری این دوره هم توضیح دهید؟

    در این رپرتوار ۲ نوع داوری داریم. اولین آن داوری توسط مخاطبانی است که این فیلم تئاتر را می‌بینند و از میان ۷ اپیزود این فیلم تئاتر یکی را به عنوان اپیزود برتر انتخاب کند و به آن رای می‌دهند. اپیزودی که بیشترین رای را بیاورد به عنوان اثر منتخب مخاطبان معرفی می‌شود. اثر برتر دیگری که انتخاب می‌شود نیز توسط هیات داوران است. با توجه به همکاری‌های مختلف و متفاوتی که رویا نونهالی، حمید پورآذری و اکتای براهنی در طول رپرتوارهای گذشته چه به عنوان داور و چه در زمینه آموزش با گروه ما داشته‌اند این سه عزیز را به عنوان شورای مشورتی گروه برگزیدم بنابراین قرار بر این است که به زودی جلسه‌ای برای نحوه دقیق‌تر داوری برای این دوره داشته باشیم و احتمال اضافه شدن داوران دیگری به این ترکیب خواهد بود.

    در بخش داوری تخصصی در سه بخش بازیگری، نمایشنامه و اپیزود ۳ برگزیده خواهیم داشت و در نهایت نیز یک اپیزود به عنوان اپیزود برگزیده معرفی می‌شود که اگر با انتخاب مردمی یکی باشد، هیات داوران منتخب دومش را معرفی می‌کند. در مجموع دو نمایش امکان این را پیدا می‌کنند که با دراماتورژی جدید، همراه با هم در یک سالن حرفه‌ای به صحنه بروند که البته این اقدام بعد از پایان کرونا خواهد بود.

  • تجربه اضمحلال در یک «کت واک»/حمایتی که باید از صندلی‌های خالی شود

    تجربه اضمحلال در یک «کت واک»/حمایتی که باید از صندلی‌های خالی شود


    حسین پوریانی‌فرد کارگردان نمایش «هار» با اشاره به تصمیم منطقی تعطیلی سالن‌های تئاتر در شرایط قرمز شدن شهر تهران یادآور شد در صورت حمایت نشدن از تئاتر این هنر زنده نخواهد ماند.

    حسین پوریانی فرد نویسنده، طراح و کارگردان نمایش «هار» که قرار بود از ۱۷ فروردین ماه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه برود درباره توقف اجرای این اثر نمایشی به دلیل قرار گرفتن تهران در وضعیت قرمز کرونا به تئاتر آنلاین گفت: ما از ابتدا می‌دانستیم اگر تهران به دلیل گستردگی بیماری کرونا در وضعیت قرمز قرار بگیرد اجراهای تئاتر نیز متوقف خواهد شد که البته تصمیمی منطقی است. چون با این وضعیت و شرایط نامناسبی که وجود دارد اجرای تئاتر امکان‌پذیر نیست و هم برای گروه‌ها و هم مخاطبان خطرناک خواهد بود اما با عادی شدن وضعیت و اعلام از سرگیری فعالیت‌ها اجرا نمایش را شروع خواهیم کرد.

    وی درباره تصمیم بر اجرای دوباره نمایش در شرایط این روزهای جامعه عنوان کرد: من هم دوست داشتم در زمان بهتری نمایشم را به صحنه ببرم و یا حداقل در موقعیتی که مردم کشورم تا حدودی واکسینه شده باشند و گروه نیز امنیت بیشتری داشته باشد اجرا کنم چون فعالیت بازیگرها فرقی با مشاغل پرخطر ندارد و مجبور هستند روی صحنه از ماسک استفاده نکنند. در نهایت تصمیم به اجرای نمایش در چنین وضعیتی یک انتخاب پرریسک است؛ اینکه انتخاب می‌کنید بعد از این همه مدت بیکاری اثری را به صحنه ببرید اما من و گروهم این مساله را پذیرفتیم که ممکن است نمایش قبل یا در حین اجرا به دلیل بحران کرونا تعطیل شود. انتقال فعالیت‌های تئاتری از گروه سه به دو کمی ما را امیدوار کرد اما چند روز بعد از آن شاهد قرمز شدن تهران بودیم و دیگر چاره‌ای جز تعطیلی نبود.

    پوریانی فرد یادآور شد: به هر حال کل دنیا درگیر این شرایط هستند و تعطیلی سالن‌ها هم امری منطقی است پس نباید غر بزنیم و اعتراض کنیم. اما مساله اصلی حمایتی است که باید از صندلی‌های خالی شود که متاسفانه درست اتفاق نیفتاده است. فقط با حمایت دولت است که می‌توان تئاتر را زنده نگه داشت. اساساً ابتدا ما باید خودمان قبول کنیم که تئاتر یک ضرورت است تا بعد بتوانیم این مفهوم را به مخاطبانمان هم انتقال دهیم.

    وی درباره انتخاب قیمت بلیت ۵۰ هزارتومانی برای نمایش عنوان کرد: این قیمت با توجه به تعداد اعضای گروه و ۹ بازیگری که در این شرایط روی صحنه هستند انتخاب خود من بود. تلاشم این بود که بیشتر دانشجویان به دیدن نمایش بنشینند و قصد داشتم تخفیف نیم بها برای دانشجویان قرار دهم اما از آنجا که تماشاخانه ایرانشهر قیمت بلیتی کمتر از ۳۵ هزار تومان ندارد ما هم مجبور شدیم قیمت بلیت دانشجویی را ۳۰ درصد یعنی همان ۳۵ هزار تومان قرار دهیم اما تخفیف دانشجویی همه روزه وجود خواهد داشت و اولویت من در زمینه مخاطب، دانشجویان هستند.

    این کارگردان تئاتر درباره ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: این اثر نمایشی برگزیده جشنواره تئاتر دانشگاهی است و من بورسیه تحصیلی مدرسه تئاتر «اپیداروس» یونان را برای این نمایش دریافت کردم. نمایش آذر و دی ۹۷ نیز در تالار مولوی به صحنه رفت که جزو پرفروش‌ترین آثار این مجموعه شد. زمانی که قصد اجرای نمایشی را دارم به این فکر می‌کنم که چقدر کاری که می‌خواهم به صحنه ببرم بکر و کمتر تجربه شده است و همین وسواس هم باعث شده که در طول ۱۰ سال تنها سه نمایش اجرا کنم. تلاشم در زمان طراحی نمایش «هار» نیز به این صورت بود که کار برای خودم تازگی داشته باشد و بتوانم ذهن مخاطب را از شکل مرسومی که در تئاتر دیده به هم بریزم.

    پوریانی فرد ادامه داد: نمایش نسبت به اجرای قبلی تغییراتی داشته است. فرمت اصلی همان است اما سالن عوض شده و نزدیک ۲ سال و نیم هم از اجرای قبلی گذشته و ما هم در این مدت همان آدم‌های قبل نیستیم.

    وی در پایان صحبت‌هایش درباره داستان نمایش بیان کرد: در این نمایش مخاطب ابتدا با یک «کت واک» (فشن شو) مواجه می‌شود و افرادی را در لباس‌های مدرن و نامتعارفی که در فشن شوها می‌بینیم، مشاهده می‌کند. در ادامه این «کت واک» روند معمول خودش را از دست می‌دهد و تبدیل می‌شود به چیزی دیگر و ارجاع‌هایی داده می‌شود به اتفاقاتی که در کشور و حتی در سراسر دنیا رخ داده و حتی دغدغه‌های خود و من و بازیگران نمایش. در نهایت شاهد اضمحلالی هستیم که در این «کت واک» رخ می‌دهد.

    در این اثر نمایشی که تهیه کنندگی آن را حمید پورآذری بر عهده دارد، بردیا مشهودی، سپندار اعلم، مهدی قربانی، اکبر سلمانی اله دادی، میلاد افواج، نیما خطیب شاد، علی اصغر حسینی، جواد کارگر و علیرضا آشوری به ایفای نقش می‌پردازند.

  • تقابل یاکوزای ایرانی و یک فوتبالیست در تئاتر/ اجرای همزمان «سگک»

    تقابل یاکوزای ایرانی و یک فوتبالیست در تئاتر/ اجرای همزمان «سگک»


    کهبد تاراج از اجرای نمایش «مشتبا داداش صیغه‌ای حسین آدیداس» که به تازگی نیز متن آن منتشر شده است از فروردین ماه در تماشاخانه ایرانشهر خبر داد.

    کهبد تاراج نویسنده و کارگردان تئاتر که به تازگی اجرای نمایش «یاماها» را در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر به پایان رسانده است درباره فعالیت‌های جدیدش به تئاتر آنلاین گفت: طبق درخواستی که پاییز برای اجرا در تماشاخانه ایرانشهر به آقای حسین مسافر آستانه داده بودم درخواستم در شورا مورد قبول واقع و قرار بر این شد که از ۱۶ فروردین تا ۲۲ اردیبهشت نمایش «مشتبا داداش صیغه‌ای حسین آدیداس» را در سالن سمندریان این مجموعه به صحنه ببرم.

    وی ادامه داد: با وجودی که نمایش تنها ۲ بازیگر دارد اما کار بسیار سختی است و فکر می‌کنم این آخرین کاری باشد که با این بافت از ادبیات به صحنه ببرم. این متن را پارسال نوشتم و قصه ۲ کارگر ایرانی است که در اواخر دهه ۶۰ در ژاپن کار می‌کنند. کل نمایش در یک خواب می‌گذرد و فضای ذهنی این ۲ را در خواب می‌بینیم که یکی از آنها در کالبد حسین کریم پور معروف به حسین آدیداس می‌رود و دیگری در جلد مجتبی محرمی بازیکن سابق فوتبال می‌رود. حسین آدیداس از سرشناس‌ترین ایرانی‌هایی بوده که در ژاپن کار می‌کرده و در واقع به یکی از یاکوزاهای ژاپن تبدیل شده و بعدها نیز کشته می‌شود.

    تاراج یادآور شد: حمید پورآذری طراحی صحنه نمایش را برعهده دارد که دکور سخت و نورپردازی پیچیده‌ای خواهیم داشت. بهروز پناهنده و ارسطو خوش رزم نیز بازیگران نمایش هستند. البته ابتدا قصد نداشتم خودم نمایش را کارگردانی کنم و قرار بر این بود که ۲ نفر دیگر این کار را انجام دهند اما در نهایت خودم علاقه مند به اجرای اثر شدم. نمایش برعکس کارهای قبلی‌ام دیالوگ محور است و در فضایی سوررئال اتفاق می‌افتد اما ادبیات کاراکترها مانند کارهای قبلی است.

    این کارگردان تئاتر درباره اجرای همزمان ۲ متن از وی در تماشاخانه ایرانشهر توضیح داد: همزمان با اجرای این نمایش، رضا بهرامی هم نمایش «سگک» را که نوشته من است در همین سالن سمندریان به صحنه می‌برد. خوشحالم که ۲ متن متفاوت از من همزمان در یک سالن اجرا می‌شود؛ اتفاقی که کمتر ممکن است برای یک نویسنده رخ دهد.

    وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: امیدوارم فعالیت‌های تئاتری رونق بگیرد و دوباره با تعطیلی سالن‌های تئاتر روبرو نشویم چون این بار اگر سالن‌ها تعطیل شود دیگر توان این را ندارم که مانند نمایش «یاماها» چند ماه صبر کنم و دوباره و با تغییر بازیگر و شرایط جدید اجرا بروم بنابراین با وجود هزینه زیادی که برای نمایش کرده‌ام، از اجرا انصراف می‌دهم که البته امیدوارم این اتفاق رخ ندهد و بتوانیم کار را به سرانجام برسانیم.

  • اعلام برگزیدگان نخستین جشنواره تئاتر تجربی «مختص»

    اعلام برگزیدگان نخستین جشنواره تئاتر تجربی «مختص»


    برگزیدگان نخستین جشنواره تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، هیأت انتخاب نخستین جشنواره تئاتر تجربی «مختص» متشکل از مهدی مشهور، حمید پورآذری و نرگس هاشم پور پس از بررسی آثار ارسالی، برگزیدگان بخش ایده هایی برای ارتکاب به اجرا را معرفی کردند.

    برگزیدگان جشنواره به شرح ذیل هستند:

    جایزه اول، دیپلم افتخار، تندیس و جایزه نقدی جشنواره تعلق می گیرد به محمد اوحدی حائری برای ایده اجرایی «فعل تابو»

    جایزه دوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره تعلق می گیرد به البرز صادقی برای ایده اجرایی «؟»

    جایزه سوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره تعلق می گیرد به باران زارع برای ایده اجرایی «در دل نامه»

    لوح تقدیر و جایزه نقدی جشنواره بدون الویت تعلق می گیرد به امیرمحمد ابراهیمی و پویا کاظمی برای ایده اجرایی «بازنمایی» و وحید زبرجدی برای ایده اجرایی «پاندومی»

    هیأت انتخاب، همچنین برای اجرا در سال دوم جشنواره یک اثر را به صورت قطعی و ۱۲ اثر را برای بررسی بیشتر به دبیرخانه جشنواره معرفی کرد.

    «ارتکاب اجرای وارم آپ» به کارگردانی احسان شایان فرد به صورت قطعی انتخاب و مستقیما در سال دوم جشنواره اجرا خواهد شد.

    نمایش های ذیل بدون الویت جهت بررسی بیشتر به دبیرخانه جشنواره معرفی شدند:

    ۱- «منشا انواع» محمدرضا تهرانی فر

    ۲- «اورستیا» علیرضا خسروآبادی

    ۳- «فرسا» حامد راد

    ۴- «در دل نامه» باران زارع

    ۵- «پاندمی» وحید زبرجدی

    ۶- «بازنمایی در سه اجرا» امیرمحمد ابراهیمی و پویا کاظمی

    ۷- «فعل تابو» محمد اوحدی حائری

    ۸- «؟» البرز صادقی

    ۹- «خوردن و آشامیدن در زمان حال ساده» نازنین صنعت کار

    ۱۰- «ایدئوگرام» نگین ضیایی

    ۲ اثر زیر برای حضور در بخش رویداد اجرا معرفی شدند:

    ۱- ویدیوآرت «ممارست» رها امامی

    ۲- «اکسیون بندانداز» سرمد بختیاری نیا

    حضور هیچ کدام از این ۱۲ اثر در سال دوم جشنواره قطعی نبوده و نحوه بررسی و انتخاب آثار برتر جهت اجرا در سال دوم جشنواره از سوی دبیرخانه اعلام خواهد شد. جشنواره تئاتر تجربی «مختص» به دبیری علی حجی در بندر گناوه برگزار شد.

  • معرفی داوران جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص»

    معرفی داوران جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص»


    داوران مرحله نهایی جشنواره‌ تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، مهدی مشهور، نرگس هاشم پور و حمید پورآذری به عنوان داوران مرحله نهایی جشنواره تئاتر تجربی «مختص» معرفی شدند.

    این جشنواره در ۲ بخش «ایده‌هایی برای ارتکابِ اجرا» و «پنل گفتگو پیرامون هنرهای اجرایی معاصر» در بندر گناوه برگزار می شود.

    جشنواره تئاتر تجربی «مختص» با دبیری علی حجی و با هدف مواجهه‌ای صریح با ایده‌ها و طرح‌های اجرایی و توجه دوچندان به اهمیت مفهوم کارگاه و تجربه‌های شکل‌گرفته چه در فرایند تمرین و چه در فرایند ذهنی هنرمند برگزار می شود.

    یکشنبه ۱۲ بهمن آخرین مهلت ارسال برای متریال آثار راه یافته به مرحله نهایی است.