برچسب: حمید سمندریان

  • مردی که تمام نمی‌شود/ بهداد از استاد گفت و کیانیان انتقاد کرد!

    مردی که تمام نمی‌شود/ بهداد از استاد گفت و کیانیان انتقاد کرد!

    به گزارش تئاتر آنلاین، شب حمید سمندریان به همت مجله بخارا شنبه ۲۴ تیر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.

    این مراسم با استقبال قابل توجه هنرمندان، جوانان و علاقه‌مندان به تئاتر و حمید سمندریان همراه بود.

    در ابتدای مراسم تصاویری از شب‌های برگزار شده بخارا برای هنرمندان و چهره‌های مطرح سینما و تئاتر ایران و جهان پخش شد. سپس علی دهباشی که اجرای مراسم را هم بر عهده داشت، در ابتدای سخنان خود گفت: پیش از این در ۲ شب «فریدریش دورنمات» و «ماکس فریش» در خدمت آقای سمندریان به عنوان سخنران بودیم. در شب «دورنمات» سفیر سوییس که فردی فرهنگی بود با آقای سمندریان آشنا شد و دوستی‌شان شکل گرفت. از آن پس سفیر سوییس از آشنایی خود با سمندریان به عنوان یکی از فرازهای حضور خود در ایران یاد می‌کند. برای امشب نیز ایشان به من ایمیل زد و گفت که آقای سمندریان یکی از بهترین دوستانی بوده که با او آشنا شده است.

    سپس احمد ساعتچیان بازیگر و از شاگردان زنده‌یاد سمندریان به‌عنوان اولین سخنران مراسم گفت: در آکادمی سمندریان مشغول جمع‌آوری اسنادی از فعالیت‌ها و گفتگوهای آقای سمندریان هستیم.

    وی یادآور شد: جدای از مقوله بازیگری و تجربه روی صحنه، نگاه ایشان به زندگی روی من تأثیر گذاشت و من از ایشان بسیار آموختم.

    هنرمند نباید به دنبال تقاضای اجتماعی برود

    ساعتچیان در ادامه سخنان خود بخش‌هایی از صحبت‌های زنده‌یاد حمید سمندریان درباره هنر و تئاتر را در قالب یادداشتی قرائت کرد که در ذیل آمده است: «اگر هنر را از جنبه تفریحی نگاه نکنیم، بلکه از جنبه فرهنگ‌سازی به آن بنگریم، هنرمند نباید به دنبال تقاضای اجتماعی برود و اگر احساس نکند که این تقاضا در حد پایینی قرار گرفته است و به فرهنگ و اندیشه‌سازی و تلطیف روح و گسترش دید و اضافه کردن اطلاعاتی از اقوام و فرهنگ‌هی مختلف کمک نمی‌کند، نباید خودش را در حد مردم متقاضی پایین بیاورد. من به گفته‌ای از برتولت برشت اشاره می‌کنم که می‌گوید ما همانند قایقی هستیم که این قایق بادبانی دارد اما بادی لازم است که این بادبان را حرکت بدهد. ما آن قایق و بادبان را به مثابه اجتماع می‌دانیم و هنرمند کسی است که آن را به حرکت درمی‌آورد و وای به زمانی که بادی نباشد. یعنی وای به زمانی که هنر حرفی برای گفتن نداشته باشد و از تحلیل و روشنگری تهی باشد و یا فریادی نداشته باشد که از حنجره بیرون بزند، فریادی که می‌تواند بر سر قومیت یا روزگار یا شاد خلقت بشر و یا نحوه زندگی بشر در برهه و جغرافیای خاصی باشد.

    اگر هنرمند این فریاد یا اعتراض را داشته باشد، اولین پایه‌ها و سنگ بنای هنر ارزنده را دارد، در غیر این صورت به دنبال نیازهای اکثریت مردم رفتن کار هنر و هنرمند نیست. مثلاً نمایشی با مطالبی روزمره، روزمره شیرین شده و فرشده و تزیین شده و طرب‌انگیز، کارایی‌اش در حد همان طرب‌انگیزی و جذابیت‌های لحظه است و به محض آنکه نمایش را ترک کنیم، ممکن است که لحظه و زمان کوتاهی زیر تأثیر آنچه دیده‌ایم، باشیم ولی محدود به یک ساعت است و پس از آن همان خواهیم بود که هستیم.

    حرکت اولی که هنرمند باید در هنرش اجرا کند این است که هنرش تفکربرانگیز باشد. هنرمند کسی است که تنوع و تضادها را ببیند و آن‌ها را بی جانبداری تصویر کند، نه اینکه خودش به قضاوت بپردازد. در واقع هنر به نظر من نباید در حد قاضی و قضاوت قرار بگیرد، بلکه باید معرفی کننده باشد. از هنر نمی‌توانیم بخواهیم سیاست ویژه‌ای را تبلیغ کند بلکه باید از هنر بخواهیم سیاسی‌اندیشی و تحلیل سیاسی را به انسان یاد بدهد. هنر باید سیاست‌ها را بشکافد، بدون آنکه نظری بدهد، زیرا نظردهنده شخص دیگری یعنی بیننده است. هنر نباید خودش قضاوت کند، بلکه باید طراح باشد و در آن طراحی صداقت داشته باشد زیرا هر چه هنرمند صادق‌تر باشد والاتر است.

    و اما تئاتر در این زمانه، امروز جهان آشفته است. امروز جهان سر چهارراه نیست بلکه بر سر هزار راه ایستاده است. از یک طرف نوع‌دوستی توصیه می‌شود ولی همان لحظه نوع‌دوستی دیگر معنا و مفهومی ندارد. از یک طرف آزادی توصیه می‌شود اما همان لحظه آزادی به شعار تبدیل می‌شود. کم‌کم سیاست‌ها آمد و هر سیاستی سنگ مدینه فاضله خودش را به سینه زد و خودش را مطلق خواند و همان لحظه معکوس خودش را پرورش داد. تئاتر چیزی نیست به جز انعکاس حضوری در آیینه و آنچه در آیینه می‌گذرد، چیزی نیست به جز آنچه در واقعیت می‌گذرد. اگر ما بخواهیم روزگار خودمان یعنی روزگار ترور، قتل، خودکشی، یقه‌درانی، بیکاری جوان‌ها و انسان‌های به پوچی رسیده را در این قرن ناامیدی ببینیم، شاید این تصویر کوچکی باشد از واقعیتی که در حال اتفاق افتادن است. پس تئاتر هم زیر تأثیر قرار می‌گیرد.

    به حاکمیت تکنولوژی در هنر بنگرید، شکسپیر در زمان خودش به ما هشدار داد که زمان بحث‌گرایی و بحث‌نمایی در هنر خواهد آمد، یعنی همان چیزی که ما نامش را ابزوردیته می‌گذاریم. شکسپیر این را دید و نامش را هیاهوی بسیار برای هیچ گذاشت. او از زبان مکبث به ما گفت که زندگی یاوه داستانی است که یک دیوانه آن را بازگو می‌نکد و همه چیز جنجالی پوچ و بیهوده است. بشر قدرت اکتشاف و اختراع دارد اما امروز برای ضرورت‌های زندگی خود جنایت می‌کند، برای به قدرت رسیدن و یا تسخیر ماه.

    با همه این اضطراب‌های بشری و جنجال‌های زندگی ماشینی امروزی، تئاتر همچنان نفس می‌کشد و ما به گفتگو با زبان هنر نیاز داریم، چون در این مسابقه که زندگی به سرعت جلو می‌رود، باز هنر از زندگی پیشی می‌گیرد و جلوتر قرار می‌گیرد و تئاتر تسکینی است برای این قرن پر هیاهو.»

    در ادامه تصاویری از شب «فریدریش دورنمات» در شب‌های بخارا و سخنرانی زنده‌یاد حمید سمندریان در این خصوص پخش شد.

    چتری که بسیاری را سایه‌بانی می‌کرد

    سپس محمودرضا رحیمی دیگر شاگرد زنده‌یاد حمید سمندریان روی حضور پیدا کرد. این کارگردان و مدرس تئاتر هم در این بخش به قرائت یادداشتی پرداخت. وی در بخشی از این یادداشت چنین گفت: استاد حمید سمندران محصول دورانی بود که صد نفر تلاش می‌کردند تا یک نفر را به رویایش برسانند. و چه خوب که رویای آن شخص رویای بزرگی بود. چتری بود که بسیاری را سایه‌بانی می‌کرد تا قد افراشند. گویا به آن، در فرهنگ سیاسی دموکراسی می‌گویند ما برای ما این مقوله طبیعی‌ترین تعریف تئاتر است. این نگرش آن دوران و آن آدم‌ها بود و نه نوستالژی امروز من و ما. نوستالژی، تسهیل‌گرترین ابزار سرمایه‌داری است با همین تعریف سطحی و مزورانه که روزهای خوب گذشته و آدم‌های خوب رفته‌اند.

    وی در بخش دیگری از یادداشت خود چنین بیان کرد: استاد حمید سمندریان همواره می‌گفتند که چه باید بشود و نشد. همان نکته‌ای که بانو هما روستا در لحظه مشایعت ابدی استاد در پشت تریبون توفیدند که حمید همه را دوست داشت. حمید از من خواست به همه شما بگویم که از هیچ‌کس دلخوری نداشت. قانون اول تماشا در تئاتر منبعث از دوستی است و همراهی. استاد همواره می‌گفتند ما مردم باید از دوست داشتن یکدیگر آغاز کنیم. ما چاره‌ای جز دوست داشتن همدیگر نداریم. کاش از دوست داشتن آغاز می‌کردیم تا نقل قول یک شخص را که برای جنگ جهانی گفته بود تئاتر کار نمی‌کند، را بدل نمی‌کردیم به قانونی برای بستن سالن‌های تئاتر در کشمکش‌ها و اعتراضات داخلی و سپس گفته خود را پس بگیریم. برتولت برشت در بزرگترین تظاهرات برلین شرقی تمرین خود را تعطیل نکرد و گفت شما با این تظاهرات و اعتراضات تغییر ایجاد می‌کنید اما من ریشه نابرابری در جهان را هدف قرار می‌دهم. حالا این باور کنیم یا آن را؟ آیا این مصادره به مطلوب‌کردن نکات، یک حرکت استعماری جهان سومی نیست؟»

    وی در بخش پایانی یادداشت نیز چنین گفت: چقدر نوستالژی ما را از واقعیت دور می‌کند. نه زندان می‌خواهد و نه زندان‌بان اما زخم‌هایش در عمق روح باقی می‌ماند، مثل اجراهای خواننده‌ای که ترانه‌های قدیمی را در نازمان خلاقه سراییدگی‌اش ترنم می‌کند، باید رفت. باید سوی آنتی نوستالژی رفت. از همین روست که به نظر من، حمید سمندریان هیچگاه نوستالژی نمی‌شود، بلکه تبدیل می‌شود به نگرش، روش و منش.

    سپس بار دیگر تصاویری از شب «فریدریش دورنمات» و صحبت‌های زنده‌یاد سمندریان در آن شب پخش شد. وی درباره دراماتورژی خود برای اجرای «ملاقات بانوی سالخورده» و گفتگویش با دورنمات سخن گفت. همچنین درباره دعوت خود از دورنمات برای تماشای «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» در ایران صحبت کرد که این امر به دلیل شرایط جسمانی دورنمات میسر نشد.

    روایت حامد بهداد از معجزه سمندریان

    حامد بهداد دیگر سخنران این مراسم بود. این بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون و از شاگردان زنده‌یاد حمید سمندریان، به تعداد قابل توجه حاضران در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اشاره کرد و گفت: چه خوب است که این نام و اسم ما را هنوز مشتاقانه دور هم جمع می‌کند.

    وی به پخش تصاویر سخنرانی زنده‌یاد حمید سمندریان اشاره و تأکید کرد: این معجزه بزرگی است که فردی چنین سخن بگوید که هم شاگرد جوان و هم هنرمندان با سابقه معنای سخنش را درک کنند و از او بیاموزند. ظلم بزرگی است که بعد از پخش تصاویری از چنین شخصی که این چنین راه را برای همه باز می‌کند و درکی عمیق و دانش بالایی، من صحبت کنم. برای من این تصاویر مانند کلاس درس بود. اقرار می‌کنم حتی برای ثانیه‌ای نمی‌توانم ادای دین کنم و اگر پای صداقت در میان باشد چگونه می‌توانم از او صحبت کنم که با کیفیت و احساسات بالا سخن می‌گفت.

    بهداد در ادامه سخنان خود تصریح کرد: از زیر دستش هزاران بازیگر پرورش پیدا کردند. چه طور می‌شود که قطره‌چکان طلا به خورد مس داد. کسانی هستند که از معنا غبارروبی می‌کنند و انسان‌ساز هستند و امید به آینده می‌دهند. استاد سمندریان اینگونه بود و ضعیف‌ترین فرد و بازیگر زیر نظر او به نقطه‌ای می‌رسید که روی صحنه به توانایی برسد. من حقیقتاً تعجب می‌کنم که چرا از من دعوت شده تا درباره استاد حمید سمندریان صحبت کنم و امیدوارم خواسته خودش بوده باشد چون به واقع صلاحیت ندارم.

    رضا کیانیان: می‌خواهم از سمندریان انتقاد کنم!

    رضا کیانیان سخنران بعدی این مراسم بود. این بازیگر مطرح و با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در ادامه این مراسم یادآور شد: حیرت‌زده شدم از حضور این همه جوان در این مراسم که شاید حمید سمندریان را ندیده باشند و این حضور نشان دهنده این است که سمندریان همیشه زنده است و جاری. در ابتدا می‌خواستم از فضایل سمندریان بگویم ولی حالا می‌خواهم از او انتقاد کنم.

    وی به عکس حمید سمندریان که برای شب بخارا طراحی شده بود اشاره کرد و گفت: در عکس او حیرت زده است. حیرت شروع خلق است و اگر عادت کنیم دیگر حیرت نمی‌کنیم. اینکه هر چیزی را که صدبار دیده‌اید ببینید و باز هم حیرت کنید یعنی معجزه. الگوی سمندریان همیشه حیرت بود.

    کیانیان در ادامه به ذکر خاطره‌ای از خود و حمید سمندریان پرداخت و یادآور شد: وقتی در نمایش «بازی استریندبرگ» حضور داشتم شخصیت ادگار که من آن را بازی می‌کردم به جایی خیره می‌شد. سمندریان گفت به چیزی باید خیره شوی که از آن حیرت کنی. بعدها که آقای سمندریان در بستر بیماری بود هما روستا پیشنهاد داد که بار دیگر «بازی استریندبرگ» را اجرا کنیم و من پذیرفتم. وقتی سمندریان خبر اجرای مجدد «بازی استریندبرگ» را شنید دوباره زنده شد. وقتی پیش او می‌رفتم در تحلیل جدید خود به من گفت که می‌دانی ادگار در آن صحنه به چه چیزی خیره می‌شود؟ ادگار به مرگ خیره شده است.

    وی یادآور شد: دوره‌ای عصر غول‌ها بود. بعد از رفتن آن‌ها دیگر غولی در جهان نبود که به آن‌ها رجوع کنیم. سمندریان یکی از این غول‌ها بود و هست چون شما هستید. در این محدوده ما شاعر و هنرمند و بازیگران و کارگردانانی داشتیم که نمی‌شد از آن‌ها نقد کرد زیرا به نوعی کفر بود. به عنوان مثال ابراهیم گلستان در قید حیات هستند و می‌توانند در جهان به هر کسی هر حرف نامربوطی را بزنند ولی هیچکس نمی‌تواند حرف نامربوطی درباره آقای گلستان بزند.

    کیانیان متذکر شد: اگر فهم انتقاد نداشته باشیم و بزرگان‌مان را نقد نکنیم روزی همه به ما می‌خندند که بت‌پرست بوده‌ایم. برخی نیز می‌گویند در شرایطی که دشمن تخریب می‌کند ما نباید خودی را نقد کنیم که این اندیشه خیلی بد است. جرأت نداریم نقد کنیم زیرا فرد را در ذهن‌مان انتقاد ناپذیر تصور می‌کنیم. یکی از این اشخاص حمید سمندریان بود که اتفاقاً خودش انتقادپذیر بود.

    وی ادامه داد: سمندریان خدای تحلیل نمایش و نقد بودم. چنان جزییاتی را در نقش به بازیگر گوشزد می‌کرد که در کسی ندیدم اما یک ضعف داشت. فکر می‌کنم نمایش یک کل است یعنی به غیر از بازیگر، کارگردان، متن، طراحی صحنه و نور هم هست. در نتیجه بازیگر به همراه صحنه و نور ناقل مفاهیمی است که به مخاطب منتقل می‌شود. حمید سمندریان به دکور اعتقادی نداشت در حالی که کارگردان باید طراح را بیاورد تا در تمرین‌ها حضور داشته باشد و در طول تمرین‌ها طراحی و دکور نمایش شکل بگیرد. این ضعف سمندریان بود ولی بر عکس دکتر علی رفیعی دکور نمایش را در ذهن طراحی می‌کند و بازیگر را در آن قرار می‌دهد و دکور روی صحنه شکل می‌گیرد. دکتر رفیعی بهترین دکوراتور تئاتر ایران است.

    کیانیان در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: اگر غولی در جهان وجود ندارد چون دوران غول‌ها گذشته و حالا همه غول هستند و مهم این است که چگونه خلاقانه‌ترین استفاده از دانسته خود را داشته باشد. اگر خود را نقد کنیم پیشرفت و اگر نقد نکنیم عقب‌مانده خواهیم بود.

    وی سپس به علی دهباشی پیشنهاد کرد که در کنار برگزاری چنین شب‌هایی، شب نقد افراد را نیز برگزار کنند.

    سپس تصاویری از مراسم شب نامگذاری سالن سمندریان در تماشاخانه ایرانشهر پخش شد.

    در بخش پایانی این مراسم کاوه سمندریان نیز روی صحنه حضور پیدا کرد و به ذکر خاطراتی از پدر پرداخت. وی به قولی که حمید سمندریان از او گرفته بود اشاره کرد و اظهار کرد: از من قول گرفت آکادمی و سنت تدریس همچنان ادامه پیدا کند و من به همراه دوستان و هنرمندان این چراغ را روشن نگه داشتیم.

    وی تأکید کرد: حمید سمندریان نمرده و من او را در بین شاگردان و هنرمندان تکثیر شده می‌بینم و خوشحالم که این راه ادامه دارد.

    کاوه سمندریان در بخش پایانی سخنان خود یادآور شد: روزی به پدرم گفتم که می‌گویند شما تئاتر مدرن روی صحنه می‌بردید ولی کارهای‌تان کلاسیک است. پاسخ داد که بله زمانی کارهای من مدرن بود و هدفیم این بود تئاتر ایران را گامی جلو ببرم و حالا نوبت جوان‌ترهاست که این هنر را رو به جلو ببرند.

    منبع

  • شاهد «پنچری» نویسنده سوییسی باشید

    شاهد «پنچری» نویسنده سوییسی باشید

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مهر، این روزها سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد میزبان نمایش «پنچری» به کارگردانی احسان ناجی است.

    این اثر نمایشی‌ نوشته فردریش دورنمات نمایشنامه نویس و رمان نویس شهیر سوییسی با ترجمه حمید سمندریان است.

    شهرام عبدلی، حمید مهین‌دوست، رامین پرچمی، پوریا عبدی، علی عطایی حور، سارا مداح بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    ناجی در گفتگویی که پیش از این داشت درباره داستان و ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: نمایش اثری گروتسک است و تمام تلاشم را کردم که اتمسفری که در نمایشنامه وجود دارد و به نوعی آمیخته‌ای از ترس و کمدی است در اجرا نیز حفظ شود. در «پنچری» فروشنده‌ای به نام تراپس با پنچر شدن ماشینش به دنبال اقامتگاهی می‌گردد تا شب را در آنجا سرکرده و صبح بتواند ماشینش را از تعمیرگاه تحویل بگیرد. به دنبال پر بودن تمام اقامتگاه‌ها کسی به او یک خانه را معرفی می‌کند که پذیرای مسافران شب درراه مانده است. خانه پیرمرد ثروتمندی که همان ابتدا می‌گوید از مسافرانش پولی دریافت نمی‌کند. دوستان پیرمرد هم در خانه او حضور دارند و از مهمان تازه‌وارد می‌خواهند اگر تمایل دارد در بازی آنها شرکت کند. تراپس با داستانی اسرارآمیز و غیرقابل تصور شبش را به صبح می‌رساند.

    ناجی در تازه ترین‌ تجربه کارگردانی خود به سراغ یک نمایشنامه رادیویی رفته و با رویکردی جدید این اثر نمایشی را برای اجرای صحنه ای آماده کرده است.

    این کارگردان تئاتر درباره رویکردی که به نمایشنامه دورنمات داشته است، توضیح داد: دورنمات داستانی به نام «پنچری» دارد که آن را با پایانی دیگر تبدیل به یک نمایشنامه رادیویی کرده است. من معمولاً در نمایشنامه‌هایی که برای اجرا انتخاب می‌کنم، تغییراتی می‌دهم و از دریچه ذهن خودم به موضوع اثر نگاه می‌کنم. در اقتباس از این نمایشنامه نیز براساس کانسپت اصلی اثر که برایم خیلی مهم بود متن تازه‌ای نوشتم که شاید ۶۰ درصد متفاوت از آن چیزی باشد که دورنمات نوشته و در واقع با «پنچری» از زاویه دید احسان ناجی روبرو هستیم.

    نمایش «پنچری» تا ۵ بهمن ماه هر شب ساعت ۲۰:۳۰ در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است.

    تیزر نمایش را اینجا ببینید.

  • ترجمه حمید سمندریان از «آندورا» به چاپ هفتم رسید

    ترجمه حمید سمندریان از «آندورا» به چاپ هفتم رسید

    هفتمین چاپ نمایشنامه «آندورا» اثر ماکس فریش و ترجمه حمید سمندریان توسط نشر قطره منتشر شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نشر قطره هفتمین چاپ نمایشنامه «آندورا» اثر ماکس فریش و ترجمه زنده‌یاد حمید سمندریان را در ۱۶۸ صفحه و بهای ۷۸ هزار تومان منتشر کرد. نخستین چاپ این ترجمه سال ۱۳۸۴ به بهای ۱,۷۰۰ تومان منتشر شده بود.

    سیر روایی این نمایشنامه به این شرح است که: کان یک معلم خوشنام و با اخلاق آندورایی، که همسر و فرزند دختری دارد، تنها به کشور همسایه (که با یهودیان و یهودیت ضدیت دارند و آنها را تعقیب می‌کنند و آزار می‌دهند) سفر می‌کند. در این سفر، به دنبال یک آشنایی و ارتباط با زنی به نام سینیورا صاحب پسری می‌شود. هنگامی که کان به آندورا برمی‌گردد پسرش را با خود به آندورا می‌آورد و برای پرهیز از بدنامی اخلاقی، ادعا می‌کند که این طفل فرزند خود او نیست، بلکه یهودی‌زاده‌ای است که برای نجات از کشور همسایه او را با خود به آندورا آورده که از مرگ نجاتش دهد.

    مردم به خاطر این عمل او را تحسین می‌کنند و به پسرخوانده او که نامش را آندری گذاشته محبت می‌کنند؛ اما رفته رفته در آندورا شایع می‌شود که کشور همسایه، قصد حمله نظامی و اشغال آندورا را دارد. به دنبال این شایعه مردم آندورا احساس می‌کنند که در صورت عملی شدن این شایعه، دیگر صلاح نیست یک جوان یهودی محبوب مردم آندورا باشد. رفته رفته محبت مردم به آندری تبدیل به عداوت می‌شود. در حضور او مرتب از یهودی‌ها بدگویی می‌شود.

    ماکس فریش، زاده ۱۵ می ۱۹۱۱ و درگذشته به سال ۱۹۹۱ میلادی، داستان نویس، نمایش‌نامه نویس و معمار سوئیسی بود. فریش در دانشگاه زوریخ ادبیات آلمانی خواند و در سال ۱۹۳۴ اولین رمانش را به رشته تحریر درآورد. او پس از انتشار دومین رمانش تصمیم گرفت نویسندگی را رها کند و به معماری روی آورد، اما پس از دریافت جایزه «کنراد فردیناند مایر»، دوباره نویسندگی را از سر گرفت. فریش در سال ۱۹۵۴ کتاب «اشتیلر» را منتشر کرد و با این اثر در دنیای ادبیات مشهور شد.

    از دیگر نمایشنامه‌های منتشر شده او به فارسی می‌توان به این عناوین اشاره کرد: «دیوار بزرگ چین»، «بیدرمن و آتش افروزان»، «خشم شدید فیلیپ هوتس»، «هویت گمشده: اشتیلر» و «تثلیث».

  • آغاز تولید پروژه‌های تئاتری آکادمی سمندریان

    آغاز تولید پروژه‌های تئاتری آکادمی سمندریان

    آکادمی هنرهای دراماتیک سمندریان، فعالیت خود در عرصه تولید پروژه‌های تئاتری را آغاز کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی آکادمی سمندریان، پس از بازگشایی آکادمی هنرهای دراماتیک سمندریان، افتتاح تماشاخانه و ادامه روند برگزاری جشن آکادمی از سال جاری، این مجموعه تولید پروژه‌های تئاتری را نیز آغاز کرده است.

    در خبر ارائه شده از سوی آکادمی سمندریان چنین آمده است:

    «با همکاری و مشارکت شاگردان برگزیده استاد حمید سمندریان در دهه‌های گذشته که با افتخار هم اکنون از بازیگرها و کارگردان‌های ارزشمند و باسابقه تئاتر ایران محسوب می‌شوند، برآن شدیم که با رویکرد زنده نگه داشتن نگرش استاد، اقدام به تولید آثار نمایشی کنیم.

    هدف از تولید این آثار ایجاد ارتباط سازنده حرفه‌ای میان نسل‌های مختلف فارغ‌التحصیلان این آکادمی در طول ۲۸ سال، و بخصوص انتقال تجربه، تفکر و دیسیپلین استاد و هم نسلان‌اش به نسل‌های جدید خواهد بود.

    در همین راستا، اولین تولید آکادمی هنرهای دراماتیک سمندریان نمایش «بیوگرافی: یک بازی» اثر ماکس فریش است.

    اولین نسخه این نمایشنامه ۵۰ سال پیش توسط استاد اسماعیل شنگله با نام مستعار «ا. ش» ترجمه شد و همین ترجمه بود که در شناساندن ماکس فریش به تئاتر ایران تاثیر بسزایی داشت. سال ها بعد ماکس فریش پیش از مرگ‌اش این متن را بازنویسی کرد که این اجرا بر مبنای نسخه جدید شکل می‌گیرد.

    گروه اجرایی این نمایش به کارگردانی بورژین عبدالرزاقی و با حضور الیکا عبدالرزاقی، رضا مولایی و احمد ساعتچیان در مقام بازیگر، از زمان شروع پروژه قصد تقدیم ترجمه و اجرای این اثر را به استاد اسماعیل شنگله داشتند و با دختر ایشان برای این منظور در ارتباط بودند که متأسفانه مصادف با درگذشت استاد شنگله تنها یک ماه پیش از شروع اجرا شد.

    تلاش بر این است که اولین گام آکادمی هنرهای دراماتیک سمندریان در مسیر تولید آثار نمایشی، گامی در خور و شایسته باشد.»

    مجری طرح این پروژه کاوه سمندریان است و به زودی اطلاعات مربوط به دیگر اعضای گروه و عوامل اجرایی نمایش «بیوگرافی: یک بازی» و همچنین زمان و مکان اجرای این اثر منتشر می‌شود.

  • پوستر آثار حمید سمندریان به صورت «ان‌اف‌تی» عرضه می‌شود

    پوستر آثار حمید سمندریان به صورت «ان‌اف‌تی» عرضه می‌شود

    پوستر نمایش‌هایی از آثار حمید سمندریان، رکن‌الدین خسروی و سیروس شاملو با طراحی ابراهیم حقیقی به‌زودی در قالب «ان‌اف‌تی» عرضه می‌شوند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از مدیر رسانه‌ای پروژه، پوستر آثار خاطره‌انگیزی چون «بازی استریندبرگ»، «کرگدن» و «مرده‌های بی‌کفن و دفن» هر سه به کارگردانی حمید سمندریان قرار است به زودی و برای نخستین‌بار در ایران در قالب رویداد «آرتانیوم» رونمایی شوند.

    علاوه بر این، پوستر نمایش‌هایی چون «اتللو» به کارگردانی محمد کوثر، «لبخند باشکوه آقای گیل» ساخته زنده یاد رکن‌الدین خسروی، «استثناء و قاعده» کاری از سیروس شاملو، «سووشون» به کارگردانی منیژه محامدی و «کبودان و اسفندیار» اثر سهراب سلیمی نیز در جریان رویداد یاد شده ارائه خواهند شد.

    این مجموعه به کوشش ابراهیم حقیقی طراح گرافیک، عکاس و مدیر هنری ایرانی خلق شده است. حقیقی عضویت در انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک، انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، انجمن تصویرگران کتاب کودک و انجمن فیلمسازان مستند ایران را در کارنامه دارد.

    او از سال ۱۳۴۷ تا کنون طراح کتب و مجلات گوناگون را برعهده داشته و برای آثار سینمایی، سریال‌ها و نمایش‌های گوناگون، طراحی پوستر و صحنه انجام داده است.

    نخستین رویداد «آرتانیوم»، تنها NFT MARKET PLACE ایرانی بر پایه Ethereum به‌زودی در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

    «آرتانیوم» پیش از امضای هرگونه قرارداد با هنرمندان و یا مجموعه‌داران کشور، با انجام کارشناسی‌های متعدد نسبت به تایید اصالت مالکیت آثار اقدام می‌کند.

    زمان دقیق برگزاری و جزییاتِ رویداد «آرتانیوم» به‌زودی در اختیار رسانه‌ها و علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

  • پیام دهکردی «گالیله» را زندگی می‌کند/ اجرا در سالن اصلی تئاتر شهر

    پیام دهکردی «گالیله» را زندگی می‌کند/ اجرا در سالن اصلی تئاتر شهر

    جدیدترین تجربه بازیگری پیام دهکردی در عرصه تئاتر، ایفای نقش گالیله در نمایش «زندگی گالیله» به کارگردانی شهاب‌الدین حسین‌پور است که مهرماه سال جاری به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، شهاب‌الدین حسین‌پور کارگردان تئاتر که پیش از این اجرای نمایش‌هایی چون «سرآشپز پیشنهاد می‌کند»، «بیوه‌های غمگین سالار جنگ»، «طپانچه خانم» و «یک زندگی بهتر» را در کارنامه کاری خود ثبت کرده، قصد دارد در جدیدترین تجربه‌اش نمایش «زندگی گالیله» نوشته برتولت برشت را روی صحنه ببرد.

    در این اثر نمایشی که قرار است مهرماه سال جاری در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برود، پیام دهکردی بازیگر با سابقه تئاتر ایران که پیش از این در آثار متعدد و ماندگاری به ایفای نقش پرداخته، حضور دارد و ایفای نقش گالیله را عهده‌دار است.

    دراماتورژی و بازنویسی «زندگی گالیله» نیز توسط محمد امیریاراحمدی انجام شده است.

    «زندگی گالیله» از جمله آثار مطرح ادبیات نمایشی جهان است که در ایران همواره نام این نمایشنامه یادآور نام استاد بزرگ تئاتر ایران زنده‌یاد حمید سمندریان است که علیرغم علاقه و تمایلی که برای اجرای «زندگی گالیله» داشت، هیچگاه شرایط اجرای این نمایش برای‌اش فراهم نشد.

    از این رو اجرای این اثر نمایشی، ادای دین پیام دهکردی و شهاب‌الدین حسین‌پور به استاد خود حمید سمندریان است.

  • «گالیله» وارد «تئاتر شهر» می‌شود

    «گالیله» وارد «تئاتر شهر» می‌شود

    به گزارش تئاتر آنلاین، شهاب‌الدین حسین‌پور که از سال ۹۸ قصد تولید و اجرای نمایش «گالیله» اثر برتولت برشت را داشت، درباره وضعیت و سرانجام تولید و اجرای این اثر نمایشی به مهر گفت: سال ۹۸ مشغول تمرین نمایش «گالیله» بودیم که ۳ ماه بعد از شروع تمرین‌ها، شیوع ویروس کرونا فعالیت‌های تئاتری را تعطیل کرد. همان موقع هم به دلیل نبود حمایت مادی و معنوی شرایط سختی داشتیم ولی با گروهی همدل تمرین‌ها را شروع کرده بودیم.

    وی ادامه داد: محمد امیر یاراحمدی در روندی چند ماهه نمایشنامه «گالیله» برتولت برشت را دراماتورژی کرد و بازنگری جدیدی انجام شد.

    حسین‌پور با اشاره به اینکه طی ۲ سال گذشته یک یا ۲ بار پیشنهادی برای نوبت اجرای نمایش «گالیله» داشته، اظهار کرد: به دلیل شرایط کرونایی و با توجه به گروه پر تعداد نمایش «گالیله» ریسک ابتلای اعضای گروه به کرونا بالا بود و به همین دلیل پیشنهاد اجرای نمایش را نپذیرفتم.

    کارگردان نمایش «گالیله» با بیان اینکه جلساتی را با مدیریت مجموعه تئاتر شهر برگزار کردیم، افزود: طبق تفاهم نامه‌ای که منعقد شد قرار است نمایش «گالیله» را پاییز سال ۱۴۰۱ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه ببریم.

    این هنرمند تئاتر یادآور شد: نمایش «گالیله» در ادبیات نمایشی جهان اثر بسیار مهمی است و موضوع مهمی را هم بیان می‌کند. در ایران نیز به اجرای آن به نوعی وصیت‌نامه استاد حمید سمندریان بوده است از این رو برای من هم اثری بسیار ارزشمند است.

    حسین‌پور در پایان سخنان خود تأکید کرد: تلاشم این است که به بهترین شکل ممکن و کیفیت بالا و با حضور هنرمندان درجه یک تئاتر نمایش «گالیله» را تولید و اجرا کنم. امیدوارم بتوانم این نمایش را به شکل باشکوهی روی صحنه ببرم.

  • از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    جواد نمکی بازیگر تئاتر که در نمایش «مخاطب خاص» نقش حمید لبخنده را ایفا کرده بود خطاب به این هنرمند یادداشتی نوشته و یاد و خاطره وی را گرامی داشته است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، جواد نمکی بازیگر تئاتر که سال ۹۲ در نمایش «مخاطب خاص» که به کارگردانی علی شمس در کافه تریای مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفته بود در نقش حمید لبخنده ایفای نقش کرد در یادداشتی درباره حضورش در این نقش و خاطراتی که از زنده یاد حمید لبخنده داشته است، توضیح داد و یاد این هنرمند تازه درگذشته را گرامی داشت.

    زنده یاد حمید سمندریان در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند. در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام‌آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهمایی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در سال ۹۲ بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    در یادداشت جواد نمکی آمده است:

    «آقای لبخنده اجازه هست؟

    روزهایی که برای اجرای نمایش «مخاطب خاص» کار دوست عزیزم علی شمس تمرین‌ها را آغاز کرده بودیم، تمام دلهره ام آن بود که چگونه شخصیتی معاصر را که می‌شناسم و از او بسیار آموخته‌ام باید به روی صحنه بازی کنم!؟ به ویژه آنکه او یار و همراه استادان همه ما تئاتری‌ها، یعنی استاد حمید سمندریان و بانو هما روستا بود و من باید لحظه‌ها و روزهایی را می‌ساختم که او زندگی کرده بود. روزهایی که صحنه‌های تئاتر با بی مهری و بی رحمی از آنها دریغ شده بود و جبر روزگار آنها را به رستوران ۱۴۱ رسانده بود. یعنی جایی که آنها را در کنار هم نگاه می‌داشت. رستورانی که بیشتر بوی تئاتر و تمرین تئاتر از آن می‌آمد.

    نخستین بار که آقای لبخنده برای دیدن تمرین آمدند، پیش از آغاز تمرین و پس از خوش و بش هایی که سرشار از شادی و سرزندگی بودند، از او پرسیدم: استاد اجازه هست؟ و پاسخی که آن صدای متین و مهربان به من داد که تا امروز در گوشم تکرار می‌شود این بود: «خواهش می‌کنم جواد جان، راحت باش عزیزم.»

    تمرین آغاز شد و آنچه ما می‌گفتیم و اجرا می‌کردیم روایت خاطرات و زندگی او بود و دیدم که چشمانش از یاد گذشته هم تر شد و هم درخشید. حالا آن نگاه آرام، آن صدای مهربان و آن چشم‌های درخشان تنها در خاطرم تا ابد می‌مانند و انگار بخشی از وجودم برای همیشه رفته است.

    از «حمیدلبخنده جوان» به «استاد حمید لبخنده» که حالا در آسمان‌هاست

    برای من سعادت بزرگی بود که روزگاری از خاطرات استادی را به روی صحنه بازی کنم که وجودش برای تئاتر ما همیشه به نیکی و به متانت به یادگار خواهد ماند.

    آقای لبخنده عزیز خبر را که خواندم بهت زده و سرگردان برای علی شمس نوشتم، برای رضا مولایی هم. انگار یک دفعه در رستوران ۱۴۱ تنها شده بودم و می‌خواستم همه را صدا بزنم. حتی خواستم برای شما هم بنویسم. اما افسوس که دیر شده بود. خیلی دیر.

    آقای لبخنده عزیز چشمانم در زمان نوشتن این سطرها به یاد شما تر شده است. جای شما و یاد شما همیشه تا ابد در قلب ماست. سلام ما را به استاد سمندریان و هما جان برسانید.

    به خانواده محترم استاد حمید لبخنده و جامعه شریف تئاتر ایران تسلیت می‌گویم.

    روانش شاد و یادش گرامی.

    از حمید لبخنده جوان در رستوران ۱۴۱ به استاد حمید لبخنده که حالا در آسمان‌هاست.»

  • در فراق مردی که همیشه لبخند به لب داشت

    در فراق مردی که همیشه لبخند به لب داشت

    به گزارش تئاتر آنلاین، ایرج راد بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون در گفتگو بامهر  درباره تجربه همکاری با زنده یاد حمید لبخنده که روز گذشته دار فانی را وداع گفت، عنوان کرد: من خبر درگذشت حمید لبخنده را همین چند دقیقه قبل شنیدم و بسیاربسیار از درگذشت وی متاسفم. حمید لبخنده از هنرمندان عزیزی بود که سال‌های سال بدون هرگونه حاشیه تلاش کرد با آرامش کامل زندگی و کار هنری خود را ادامه دهد.

    وی ادامه داد: حمید لبخنده سال‌ها با استاد سمندریان کار می‌کرد و از هنرمندان بسیار توانای تئاتر بود و در این زمینه فعالیت‌های زیادی داشت. من در ۲ سریال «در پناه تو» و «در قلب من» با حمید لبخنده همکاری داشتم که هر ۲ مجموعه از کارهای موفق تلویزیون در زمان خودشان بود. حمید لبخنده چه از نظر اخلاقی و چه رفتاری، انسانی نمونه و هنرمندی توانا و ارزشمند بود. حضور در هر ۲ سریال و همکاری با لبخنده برای من بسیار پرخاطره است. آرامش و رفاقتی که در گروه وجود داشت مثال‌زدنی بود. حمید همانند نامش که لبخنده بود همیشه لبخند به لب داشت و با متانت و انسانیت با همه عواملش برخورد می‌کرد.

    این کارگردان تئاتر یادآور شد: حمید لبخنده از جمله هنرمندانی بود که نظم و انضباط برایش حائز اهمیت بود که این ویژگی‌ها از تربیت تئاتری‌اش نشات می‌گرفت. تمام برنامه‌ریزی‌ها و انتخاب‌های لبخنده در سر کار از لباس و لوکیشن گرفته تا ارتباط با بازیگران و عوامل همگی حساب شده بود که من در طول دوران کاری‌ام بسیار کم فردی را با چنین خصوصیاتی دیدم. هیچگاه پرداخت‌هایی که قرار بود به بازیگران و عوامل بپردازد به تعویق که نمی‌افتاد هیچ، همیشه یک هفته زودتر از موعد مقرر دستمزد بچه‌ها را در پاکت می‌گذاشت و با احترام به تک‌تک عوامل پرداخت می‌کرد.

    راد متذکر شد: در ۲ تجربه همکاری که با لبخنده داشتم هیچ‌گونه برخورد و درگیری در پشت صحنه نداشتیم و همه چیز در آرامش انجام می‌شد. حمید لبخنده یک انسان واقعی بود و همیشه سعی کرد خدمتگزار تئاتر باشد و بعد از فوت حمید سمندریان نیز مدیریت آموزشگاه سمندریان را برعهده گرفت.

    بازیگر نمایش «مرده‌های بی ‌کفن و دفن» در پایان صحبت‌هایش عنوان کرد: لبخنده هنرمندی والا بود که بدون هیچ حاشیه‌ای فعالیت می‌کرد و من بسیار از فوت وی متأسف هستم. همیشه این سوال برایم مطرح بود که چرا کارگردانی به این موفقی و با این همه توانمندی و شناخت و دانش دیگر کار نکرد. روحش شاد و یادش گرامی.

  • آموزش بازیگری در یک جلسه!/ سوءاستفاده از  آشفته بازار «نادانی»

    آموزش بازیگری در یک جلسه!/ سوءاستفاده از آشفته بازار «نادانی»

    امیر دژاکام معتقد است بهترین راه برای مقابله با معضلاتی که در زمینه آموزش بازیگری در عرصه هنر وجود دارد، این است که هیاتی از بزرگان صلاحیت حضور اساتید در آموزشگاه‌ها را تایید کنند.

    امیر دژاکام نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر درباره راه‌های غیرمعمولی که علاقه‌مندان برای ورود به عرصه بازیگری انتخاب می‌کنند و سوءاستفاده برخی افراد و آموزشگاه‌های هنری از آنها به تئاتر آنلاین گفت: معتقدم وقتی که خرد از معادلات رفتاری ما رخت بربندد و دانش جای خودش را به سطحی نگری و زرد نگاه کردن به وقایع بدهد آن وقت کسانی هستند که از این آشفته بازار نادانی منافعی منتفع شوند.

    وی ادامه داد: برای آموختن هنر بازیگری در کشور ۴ سال دوره هنرستان، ۴ سال مقطع لیسانس و ۲ سال فوق لیسانس داریم یعنی ۱۰ سال آموزش نظام‌مند برای یادگیری و آموزش بازیگری در کشور ما وجود دارد. آموزش بازیگری در دنیا هم بین ۴ تا ۲۰ سال است و من ایمان دارم که مثلاً رضا کیانیان و خیلی از هنرمندان بزرگ ما همچنان در حال آموزش و یادگیری در حرفه‌شان هستند. وقتی این خردمندی که در گرو کسب دانش و تجربه است از بین می‌رود و به جای آن خواهش و التماس و پرداخت هزینه برای به دست آوردن نقش جای آن را می‌گیرد با چنین معضلاتی روبرو می‌شویم. این درخواست‌ها مغایر با آن چیزی است که واقعاً وجود دارد یعنی در این فضا تمرین‌های سخت بازیگری، آمادگی بدن و بیان، مشق‌ها و تلاش‌های که برای رسیدن به نقش انجام می‌گیرد، مشاهدات میدانی، مطالعه، پیاده روی، اسب سواری و … از بین می‌رود و همه چیز خلاصه می‌شود در آموزش بازیگری در یک جلسه! در حال حاضر همین آموزش بازیگری در یک جلسه مراجعه‌کننده و خریدار دارد و وقتی ما به بعضی از علاقه‌مندان می‌گوییم که باید ۷ ماه برای حضور در کلاس‌های بازیگری وقت بگذارند، می‌گویند این مدت خیلی زیاد است و فرصتی برای حضور در کلاس نداریم چون می‌خواهند سریع جذب سریال، فیلم و تئاتر شوند.

    امروزه هر کس که یکی دو فیلم یا سریال بازی می کند، فکر می کند که می تواند آموزش بازیگری هم بدهد در حالی که می توانیم از هنرمندان تنها برای «کارگاه انتقال تجربه» دعوت کنیم اما معلم بازیگری کسی است که می تواند ۵ سال به دانشجویان یا هنرجویان تدریس کند، فردی مانند محمودرضا رحیمی، آرش دادگر، ایوب آقاخانی، حمیدرضا نعیمی و یا در کارگردانان سینما مسعود کیمیایی این کارگردان تئاتر یادآور شد: وقتی که موقعیت برای سواری ممکن است خب افرادی هم پیدا می‌شوند که سوار شوند. من بیشترین گناه را بر گردن کسانی می‌دانم که این وعده و وعیدها را باور می‌کنند. قبلاً هم در ویدئویی گفته ام که ما دروغ های بزرگ را دوست داریم اما مساله این است که ممکن است جوانان ما ناآگاه باشند اما چرا سوال نمی‌پرسند.

    وی با اشاره به کلاس‌هایی که برای علاقه‌مندان به بازیگری در فضای مجازی برگزار می‌کند، عنوان کرد: من کلاسی را تحت عنوان «بازیگری گمشده» در فضای مجازی طراحی کرده‌ام و این کلاس را به صورت رایگان برای تمام علاقه‌مندان به بازیگری در سراسر ایران گذاشته ام تا بچه هایی که در شهرها و روستاهای مختلف هستند بتوانند به آموزش های بازیگری دسترسی داشته باشند و این دانش گم نشود و تبدیل به رویه ای نادرست شود. این کلاس هم به آموزش بازیگری اختصاص دارد و هم به علاقه مندان یاد می دهد که چگونه بازیگر شوند، چه درس هایی را باید بخوانند و چه تمرین هایی را انجام دهند و اصلاً معلم بازیگری کیست. اگر به معلم های بزرگ بازیگری دنیا نگاه کنید می بینید که هیچکدام از آنها سوپراستار نیستند اما کارشان آموزش است و معلم های بزرگی هستند.

    کارگردان نمایش «ایوب خان» ادامه داد: امروزه هر کس که یکی دو فیلم یا سریال بازی می کند – که البته شکی در توانایی این دوستان در بازیگری نیست – فکر می‌کند که می‌تواند آموزش بازیگری هم بدهد در حالی که می‌توانیم از هنرمندان تنها برای «کارگاه انتقال تجربه» دعوت کنیم اما معلم بازیگری کسی است که می‌تواند ۵ سال به دانشجویان یا هنرجویان تدریس کند، فردی مانند محمودرضا رحیمی، آرش دادگر، ایوب آقاخانی، حمیدرضا نعیمی و یا در کارگردانان سینما مسعود کیمیایی یک معلم بازیگری است و سوای اینکه کارگردان سینماست، استاد آموزش بازیگری نیز است در حالی که خیلی از کارگردانان و بازیگران سینما و تلویزیون و تئاتر ما که جایگاه بسیار ارزشمندی هم دارند معلم بازیگری نیستند.

    دژاکام متذکر شد: مگر استاد سمندریان سوپراستار بود. خیر. اما او از بزرگترین استادان بازیگری بود و من بیش از ۲۰ سال شاگرد ایشان بودم و هر روز کنار او راه رفتم و یاد گرفتم. از سال ۱۳۷۱ در دانشگاه کنارشان بودم و قبل تر از آن نیز از سال ۱۳۶۴ به عنوان دانشجو از او می آموختم یا احمد دامود، رکن الدین خسروی، منیژه محامدی و اساتیدی چون آن‌ها کدامشان سوپراستار هستند؟ البته ما در میان سوپراستارها و بازیگران معروف هم اساتید بازیگری داریم که در زمینه آموزش هم فعال هستند مانند گلاب آدینه، رضا کیانیان یا آتیلا پسیانی. در کلاس بازیگری بازیگر تربیت می شود به این معنی که باید درخت انگور کاشته شود تا انگور بدهد نه اینکه راجع به انگور کنفرانس بدهیم اما خب ما چند معلم این مدلی داریم.

    وی با اشاره به خبرسازی هایی که برخی از رسانه ها در این زمینه می کنند، عنوان کرد، متاسفانه مطبوعات و رسانه و سایت های زرد به این فضا دامن می زنند یا اینکه شاهد هستیم غلط های بسیار خطرناکی در آموزش بازیگری باب شده است که می تواند روح و روان هنرجویان را به هم بریزد چون بازیگری با ذهن، روان، تخیل و مغز آدم ها سروکار دارد پس وقتی در تخیل افراد لکه های سیاه رنگی به وجود می آورید باعث شکل گیری فاجعه در تخیل آنها می شود. اگر ما همین مسیر کاسب‌کارانه و سودجویانه را دنبال کنیم، فاجعه به بار می آید و جوانان ما علاوه بر اینکه افسرده می شوند چون چیزی یاد نگرفته اند، در ادامه و بعد از بیرون آمدن از این کلاس ها مریض هم می شوند. هرکسی که لیسانس و فوق لیسانس بازیگری گرفت نمی تواند معلم بازیگری شود بلکه نهایتاً می تواند یک مدرس بازیگری برای ۵ یا ۱۰ جلسه باشد. آیا اگر زنی بخواهد وضع حمل کند او را نزد فردی می برند که تا به حال ۱۰ بار زایمان کرده است یا اینکه او را پیش دکتر زنان و زایمانی می برند که ممکن است تا به حال خودش بچه‌ای هم به دنیا نیاورده باشد.

    هر کسی که لیسانس و فوق لیسانس بازیگری گرفت نمی تواند معلم بازیگری شود بلکه نهایتاً می‌تواند یک مدرس بازیگری برای ۵ یا ۱۰ جلسه باشد دژاکام اضافه کرد: خود من گاهی اوقات در فیلم ها و سریال‌های مختلف بازی هم می‌کنم اما دانش معلمی‌ام چیز دیگری است که در هدایت و تربیت بازیگر به وجود آمده و نزد اساتیدی که معلم بازیگری بوده اند و تحت تمرین‌های زیاد و آزمون و خطا و پژوهش‌هایی که در زمینه نظریه های مختلف بازیگری داشته‌ام، به وجود آمده است نه اینکه مثلاً فلان کتاب را بخوانم و خلاصه آن را سر کلاس به دانشجویانم آموزش دهم.

    این مدرس تئاتر با اشاره به اینکه سرمایه‌گذاری فردی برای تولید یک تئاتر و فیلم که ممکن است خودش هنرمند یا بازیگر هم باشد با نقش فروشی در این حوزه تفاوت دارد، گفت: ممکن است بازیگر فوق العاده‌ای باشد که برای کمک به تولید یک فیلم یا تئاتر، سرمایه گذاری کند که البته من همین مساله را هم نمی پسندم چون تمام مناسبات را به هم می ریزد اما این قضیه با فروش نقش و گرفتن پول از علاقه مندان به بازیگری در ازای سپردن نقشی در فیلم به آنها کاملاً متفاوت است. در فرم ثبت نامی که در آموزشگاه من وجود دارد قید شده است که ما به هیچ عنوان به هنرجویان تعهد بازیگری نمی دهیم در حالی که ما در کنار آموزش کار تولیدی هم انجام می دهیم و تا به حال نزدیک به ۲۰ فیلم و ۱۵ تئاتر با کمک همین هنرجویان کار کردیم اما نمی توانیم به آنها تعهد معرفی یا حضور در اثری را بدهیم.

    وی درباره راه کاری که برای حل این معضل می توان اندیشید، توضیح داد: معتقدم شاید بهترین کاری که می توان در این زمینه انجام داد این است که همانند دانشگاه که وقتی فردی قرار است به عنوان استاد استخدام شود صلاحیتش توسط هیاتی تایید می شود در انتخاب استاد برای آموزشگاه ها هم همین رویه را پیش بگیریم.

    این بازیگر سینما و تلویزیون در پایان صحبت هایش یادآور شد: ما باید در موسسات هم کارت معلمی صادر کنیم به این ترتیب که چند نفر از بزرگان عرصه هنر ما هیاتی را تشکیل دهند و صلاحیت متقاضیان آموزش در زمینه هنر را تایید کنند و از آنها شرح درس و نحوه آموزش هنرجویان را پرسیده و آن را مورد بازنگری و در نهایت تایید قرار دهند. زمانی که من برای اولین بار می خواستم مبانی بازیگری را در دانشگاه تدریس کنم خودم شرح درسی را نوشتم و آن را نزد اساتیدی چون احمد دامود، رکن‌الدین خسروی، حمید سمندریان و … بردم که هر کدام از این اساتید مواردی را به من متذکر شدند و بعد از اصلاح موارد پیشنهادی آنها بود که سر کلاس درس حاضر شدم.

  • زوجی که چراغ آموزشگاه و آکادمی سمندریان را روشن نگه داشته‌اند

    زوجی که چراغ آموزشگاه و آکادمی سمندریان را روشن نگه داشته‌اند

    کاوه سمندریان و همسرش شیوا حضرتی زمان و انرژی‌شان را وقف احیای آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان کرده‌اند تا منش و نگاه این چهره مطرح تئاتر ایران به نسل‌های جوان منتقل شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، «خیابان شریعتی، نرسیده به تقاطع عباس آباد، خیابان اندیشه یکم، پلاک ۶، طبقه همکف»؛ این نشانی شاید در نگاه اول خیلی ساده و مرتبط به یک منزل یا مکان اداری باشد اما برای خانواده تئاتر، بازیگران و کارگردان‌های ۳ نسل از تئاتر ایران نشانی خاص و ویژه‌ای است؛ نشانی مکانی که با حضور شخصیت ماندگار تئاتر ایران یعنی حمید سمندریان زندگی‌شان را تغییر داد.

    حمید سمندریان به حق، استاد بسیاری از کارگردان‌ها و بازیگران تئاتر ایران است که هر کدام نام و جایگاهی به خود اختصاص داده‌اند. سمندریان علاوه بر تدریس در دانشگاه در آموزشگاه خود که مکانی استیجاری است به آموزش جوانان علاقه مند به تئاتر می‌پرداخت زیرا همیشه به جوانان اهمیت می‌داد.

    با درگذشت حمید سمندریان، هما روستا همسر این کارگردان و مدرس فقید تئاتر ایران هدایت آموزشگاه سمندریان را بر عهده گرفت و برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره و همچنین نگاه سمندریان به تئاتر مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» به هنرمندان و آثار تئاتری در هر سال را به راه انداخت.

    اما درگذشت هما روستا نیز پایان راه زوج حمید سمندریان و هما روستا نبود و به همت حمید لبخنده از شاگردان سمندریان و کارگردان شناخته شده عرصه تصویر، آموزشگاه سمندریان به فعالیت خود ادامه داد تا کرونا مجال فعالیت و تنفس را از این مکان نوستالژیک و در عین حال تأثیرگذار و همچنین مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» بگیرد.

    در این شرایط برخی گمان می‌کردند که نام حمید سمندریان و هما روستا تنها در کتاب‌ها و یاد هنرمندان تئاتر زنده خواهد بود و فعالیت آکادمیک و نگاه و منش حمید سمندریان تنها در سخنان و رفتار شاگردانش باقی خواهد ماند که آن‌ها هم به نوبه خود به برخی از جوانانی که شناختی از این استاد بزرگ تئاتر ایران نداشتند منتقل خواهند کرد.

    اما این روزها وضعیت به گونه‌ای دیگر رقم خورده و کاوه سمندریان فرزند زنده‌یادان حمید سمندریان و هما روستا به همراه همسرش شیوا حضرتی چراغ آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان را روشن نگه داشته‌اند و برای تحقق این امر زمان، انرژی و ذخیره مالی شخصی خود را صرف کرده و می‌کنند؛ «بعد از شروع شیوع ویروس کرونا آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان فعالیتش متوقف شد و وقتی به آموزشگاه آمدم از وضعیت غمگینی که در آن شکل گرفته بود ناراحت شدم. به همین خاطر به همراه شیوا تصمیم گرفتیم که کارهایی را که به آنها اشتغال داشتیم رها کنیم و با پس‌انداز شخصی‌مان آموزشگاه را بازسازی و فعالیت آن را از سر بگیریم.»

    وقتی وارد مکان آموزشگاه سمندریان می‌شویم با فضایی متفاوت اما همچنان نوستالژیک مواجه هستیم که تغییراتی اساسی به لحاظ فیزیکی پیدا کرده است.

    کاوه سمندریان و شیوا حضرتی با انرژی و زمانی که صرف کرده‌اند آموزشگاه سمندریان را همانگونه که خودشان تأکید دارند با توجه به شأن و جایگاه حمید سمندریان و هما روستا بازسازی و فعال کرده‌اند.

    کاوه که ابتدا در رشته سینما تحصیل کرده و سپس بنا به نصیحت حمید سمندریان در رشته‌ای غیرهنری نیز به تحصیل پرداخته و در رشته کامپیوتر نیز تحصیلات آکادمی را سپری کرده، از کودکی در کنار پدر خود حضور داشته و به نوعی در مکتب تئاتری حمید سمندریان آموزش و پرورش یافته است.

    وی معتقد است پدرش که همه معتقدند بازیگران بسیاری را پرورش داده، استادان بسیاری را هم تربیت کرده است که در حال آموزش آموزه‌ها و دانسته‌های خود به نسل‌های جوان‌تر هستند.

    به گفته کاوه سمندریان قرار است در آموزشگاه سمندریان کیفیت حفظ شده و فدای کمیت نشود از این رو ترم جدید آموزشگاه با حضور تعداد محدودی از هنرجویان آغاز به کار کرده و به قولی شبیه کلاس‌های نیمه خصوصی برگزار می‌شود و این امر باعث بالا رفتن سطح کیفی کلاس‌ها و ارتباط استادان با هنرجویان می‌شود؛ در این ترم حسین کیانی، محمودرضا رحیمی، سعید ساحلی و سعید بهنام به عنوان استاد حضور دارند.

    وی که به همراه همسرش چراغ آموزشگاه سمندریان را روشن نگه داشته چشم اندازی نیز برای آموزشگاه و آکادمی سمندریان مدنظر دارد مبنی‌بر راه اندازی موزه حمید سمندریان و هما روستا و همچنین راه‌اندازی مکانی بزرگ‌تر در یکی از نقاط فرهنگی و آموزشی شهر تهران نظیر منطقه پیرامون دانشگاه تهران یا خانه هنرمندان ایران برای اینکه تبدیل به خانه‌ای برای هنرمندان تئاتر و سینما شود، ضمن اینکه قصد بر این است تا از سال آینده و در سالروز تولد حمید سمندریان در اردیبهشت جشنی آکادمیک و در مهرماه و سالروز تولد هما روستا مراسم اهدای «نشان حمید سمندریان» برگزار شود.

    شیوا حضرتی نیز معتقد است که تمامی امور از جمله فعالیت آموزشگاه سمندریان و همچنین آکادمی و برگزاری مراسم‌های آکادمی و راه اندازی موزه باید با حساسیت بالا پیگیری و انجام شود تا شأن و جایگاه حمید سمندریان و هما روستا حفظ شود.

    آموزشگاه سمندریان در بازسازی صورت گرفته ابعاد بلک باکس خود را افزایش داده و با ظرفیت ۵۰ تا ۶۰ تماشاگر، احداث سالن‌های گریم و سیستم تهویه هوا میزبان اجراهای پایان نامه هنرجویان آموزشگاه و همچنین اجرای عمومی آثارشان خواهد بود. همچنین پلاتوی تمرینی نیز در این آموزشگاه احداث شده تا هنرجویان آموزشگاه بتوانند از آن برای تمرین اجراهای خود استفاده کنند.

    کاوه سمندریان تأکید دارد که در آینده و با گسترش آموزشگاه و آکادمی حمید سمندریان و احداث سالنی جدید در مکانی جدید، آن سالن فقط به اجراهای دانشجویی و همچنین هنرجویان آموزشگاه اختصاص خواهد داشت.

    کاوه سمندریان و شیوا حضرتی با انرژی بالا برنامه‌ریزی و چشم انداز فعالیت‌های آموزشگاه و آکادمی سمندریان را تعریف کرده و در راستای آن فعالیت می‌کنند و هدف شان علاوه بر زنده نگه داشتن نام حمید سمندریان و هما روستا، انتقال نگاه و منش حمید سمندریان به نسل‌های جدید است؛ نسل‌هایی که نام حمید سمندریان را شنیده‌اند و نیاز است تا از تأثیرگذاری این نام در تئاتر ایران هم بهره مند شوند.

  • روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس از جمله نمایش‌های موفق سال ۹۲ بود که به مقطعی از زندگی زنده‌یاد حمید سمندریان و راه‌اندازی رستوران توسط این چهره مطرح تئاتر ایران می‌پرداخت.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و دومین گام از مرور «چهار دهه مرور خاطرات صحنه» سراغ نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس رفته‌ایم.

    اکثر هنرمندان با سابقه تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی می‌دانند که زنده یاد حمید سمندریان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین هنرمندان، مدرسان و کارگردان‌های تئاتر ایران در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند.

    در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهم آیی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در یکی از فعالیت‌های خود که در سال ۹۲ شکل گرفت، بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    «مخاطب خاص» هم به حال و هوای «رستوران ۱۴۱» می‌پرداخت و هم به مقطعی از زندگی حمید سمندریان و نگاه او به تئاتر.

    این نمایش که با بهای بلیت ۷ هزار تومان در مهر و آبان سال ۹۲ به صحنه رفت، با استقبال قابل توجه منتقدان، هنرمندان و مخاطبان تئاتر همراه شد و حدود ۵ هزار تماشاگر داشت.

    شمس درباره چرایی پرداختن به مقطعی از زندگی زنده یاد حمید سمندریان در اثری نمایشی، به تئاتر آنلاین گفت: حمید سمندریان همیشه برای نسل من و نسل پیش از من و حتی نسل پیش تر از من، انسان کاریزماتیک و آیکونیک در تئاتر بوده به این واسطه که توانسته پل بسیار منسجمی بین آموزه‌های مدرن غربی تئاتر و صحنه ایرانی در تربیت بازیگر و نظام مندی میزانسن ایجاد کند. به همین خاطر همیشه حمید سمندریان تا وقتی زنده بود جزو معدود پیشکسوتانی بود که فارغ از دغدغه مال و حرص سالن و این دسته رفتارهای پر هیاهو که از پیشکسوتان می‌بینیم، سعی در تشویق، ترغیب و کمک نسل بعد از خود داشت و این برای من مهمترین ویژگی‌ای بود که فکر کردم باید به حمید سمندریان پرداخته شود.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    این کارگردان تئاتر درباره دلیل انتخاب کافه تریای سالن مجموعه تئاتر شهر برای اجرای نمایش «مخاطب خاص»، یادآور شد: چون حمید سمندریان در خیابان فلسطین رستوران داشت پس مناسب‌ترین جغرافیا برای بازنمایی یا بازسازی وقایع در عصر یک روز جمعه لاجرم کافه تریای تئاتر شهر بود. بهترین پیشنهاد ممکن بود و هر جایی غیر از کافه تریای سالن اصلی فضا را غلط می‌کرد.

    شمس در ادامه سخنان خود تأکید کرد: روح کافه و شکل چینش و حضور تماشاگر-مشتری خود یک امر مضاعف بود برای برقراری ارتباط هر چه بیشتر با بازیگران که هر کدام نقش پوشی می‌کردند و شخصیت‌هایی حقیقی بودند برآمده از دوران «رستوران ۱۴۱» سمندریان.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    وی درباره دلایل استقبال و موفقیت نمایش «مخاطب خاص»، توضیح داد: در نمایش «مخاطب خاص» روح حمید سمندریان جریان داشت و به ماجرای بسیار ویژه ای می‌پرداخت که در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی رخ می‌داد؛ جایی که آرتیست مجبور می‌شود از حرفه اصلی اش دور و برای اقتصاد و بقای زندگی به جایی غیر از آن چیزی که تعلق دارد نزدیک شود؛ در حقیقت یک بحران تاریخی است که بر سر بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینما آمده که برای ارتزاق و در عین حال دوام داشتن در حرفه شان مجبور هستند به شغل‌های ثانویه و حتی ثالثیه روی بیاورند.

    کارگردان «مخاطب خاص» اظهار کرد: به همین خاطر می‌توان گفت که این برهه خیلی جذاب که گذشته بود و سمندریان هم به عنوان یکی از نمادهای برجسته تئاتر معاصر ایران این تجربه را از سر گذرانده بود، در حقیقت یک وصف حال و شرح حال خود تئاتر است. از این رو نمایش «مخاطب خاص» از تئاتر و برای تئاتر بود و فکر می‌کنم به واسطه این روح توانست توجه مخاطب را به خود جلب کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    شمس در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا قصد بازتولید نمایش «مخاطب خاص» را دارد یا نه، تصریح کرد: قطعاً نه، چون هم فیلم تئاترش موجود است و هم اینکه من به شخصه علاقه‌ای به امر بازتولید ندارم. یک تجربه زمانی، زیستی و ایده‌ای است که در یک مقطع روی می‌دهد و در یک جغرافیای مشخص تولید می‌شود و به نظرم بازتولیدش ضرورت ندارد کمااینکه با کیفیت کمتر از فضای سه بعدی و لمس حقیقی تئاتر، می‌توان با فیلم تئاتر آنچه را که گذشته مرور کرد.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در بیست و دومین گام از مرور «چهار دهه مرور خاطرات صحنه» سراغ نمایش «مخاطب خاص» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس رفته‌ایم.

    اکثر هنرمندان با سابقه تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی می‌دانند که زنده یاد حمید سمندریان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین هنرمندان، مدرسان و کارگردان‌های تئاتر ایران در مقطعی از زندگی حرفه‌ای خود به راه اندازی رستورانی با عنوان «رستوران ۱۴۱» در خیابان فلسطین پرداخت تا دوره دوری خود و تعدادی دیگر از هنرمندان تئاتر از صحنه را سپری کند.

    در آن رستوران بسیاری از هنرمندان نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون ایران همچون زنده یاد احمد آقالو و حمید لبخنده نیز مشغول به کار بودند و «رستوران ۱۴۱» بهانه‌ای برای گردهم آیی هنرمندان تئاتر بود.

    علی شمس از نمایشنامه نویسان و کارگردان‌های جوان تئاتر ایران در یکی از فعالیت‌های خود که در سال ۹۲ شکل گرفت، بعد از گفتگوهای متعدد با زنده یاد هما روستا همسر زنده یاد حمید سمندریان و هنرمندانی همچون حمید لبخنده که آن مقطع زمانی از زندگی حمید سمندریان را از نزدیک تجربه کرده بودند، نمایشنامه «مخاطب خاص» را نوشت و در کافه تریای سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برد.

    در این نمایش رضا مولایی در نقش حمید سمندریان، وحید آقاپور در نقش احمد آقالو و جواد نمکی در نقش حمید لبخنده حضور داشتند و الهام شعبانی نیز ایفاگر نقش خبرنگاری بود که با حمید سمندریان مصاحبه می‌کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    «مخاطب خاص» هم به حال و هوای «رستوران ۱۴۱» می‌پرداخت و هم به مقطعی از زندگی حمید سمندریان و نگاه او به تئاتر.

    این نمایش که با بهای بلیت ۷ هزار تومان در مهر و آبان سال ۹۲ به صحنه رفت، با استقبال قابل توجه منتقدان، هنرمندان و مخاطبان تئاتر همراه شد و حدود ۵ هزار تماشاگر داشت.

    شمس درباره چرایی پرداختن به مقطعی از زندگی زنده یاد حمید سمندریان در اثری نمایشی، به تئاتر آنلاین گفت: حمید سمندریان همیشه برای نسل من و نسل پیش از من و حتی نسل پیش تر از من، انسان کاریزماتیک و آیکونیک در تئاتر بوده به این واسطه که توانسته پل بسیار منسجمی بین آموزه‌های مدرن غربی تئاتر و صحنه ایرانی در تربیت بازیگر و نظام مندی میزانسن ایجاد کند. به همین خاطر همیشه حمید سمندریان تا وقتی زنده بود جزو معدود پیشکسوتانی بود که فارغ از دغدغه مال و حرص سالن و این دسته رفتارهای پر هیاهو که از پیشکسوتان می‌بینیم، سعی در تشویق، ترغیب و کمک نسل بعد از خود داشت و این برای من مهمترین ویژگی‌ای بود که فکر کردم باید به حمید سمندریان پرداخته شود.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    این کارگردان تئاتر درباره دلیل انتخاب کافه تریای سالن مجموعه تئاتر شهر برای اجرای نمایش «مخاطب خاص»، یادآور شد: چون حمید سمندریان در خیابان فلسطین رستوران داشت پس مناسب‌ترین جغرافیا برای بازنمایی یا بازسازی وقایع در عصر یک روز جمعه لاجرم کافه تریای تئاتر شهر بود. بهترین پیشنهاد ممکن بود و هر جایی غیر از کافه تریای سالن اصلی فضا را غلط می‌کرد.

    شمس در ادامه سخنان خود تأکید کرد: روح کافه و شکل چینش و حضور تماشاگر-مشتری خود یک امر مضاعف بود برای برقراری ارتباط هر چه بیشتر با بازیگران که هر کدام نقش پوشی می‌کردند و شخصیت‌هایی حقیقی بودند برآمده از دوران «رستوران ۱۴۱» سمندریان.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    وی درباره دلایل استقبال و موفقیت نمایش «مخاطب خاص»، توضیح داد: در نمایش «مخاطب خاص» روح حمید سمندریان جریان داشت و به ماجرای بسیار ویژه ای می‌پرداخت که در دوران تعطیلی دانشگاه‌ها و انقلاب فرهنگی رخ می‌داد؛ جایی که آرتیست مجبور می‌شود از حرفه اصلی اش دور و برای اقتصاد و بقای زندگی به جایی غیر از آن چیزی که تعلق دارد نزدیک شود؛ در حقیقت یک بحران تاریخی است که بر سر بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینما آمده که برای ارتزاق و در عین حال دوام داشتن در حرفه شان مجبور هستند به شغل‌های ثانویه و حتی ثالثیه روی بیاورند.

    کارگردان «مخاطب خاص» اظهار کرد: به همین خاطر می‌توان گفت که این برهه خیلی جذاب که گذشته بود و سمندریان هم به عنوان یکی از نمادهای برجسته تئاتر معاصر ایران این تجربه را از سر گذرانده بود، در حقیقت یک وصف حال و شرح حال خود تئاتر است. از این رو نمایش «مخاطب خاص» از تئاتر و برای تئاتر بود و فکر می‌کنم به واسطه این روح توانست توجه مخاطب را به خود جلب کند.

    روایت زندگی حمید سمندریان در «مخاطب خاص»/ کارگردانی که رستوران زد

    شمس در پایان سخنان خود درباره اینکه آیا قصد بازتولید نمایش «مخاطب خاص» را دارد یا نه، تصریح کرد: قطعاً نه، چون هم فیلم تئاترش موجود است و هم اینکه من به شخصه علاقه‌ای به امر بازتولید ندارم. یک تجربه زمانی، زیستی و ایده‌ای است که در یک مقطع روی می‌دهد و در یک جغرافیای مشخص تولید می‌شود و به نظرم بازتولیدش ضرورت ندارد کمااینکه با کیفیت کمتر از فضای سه بعدی و لمس حقیقی تئاتر، می‌توان با فیلم تئاتر آنچه را که گذشته مرور کرد.