برچسب: حضرت علی (ع)

  • نمایش میدانی مخاطب را در آغوش می‌گیرد/ ریسک بالای اجرای یک اثر!

    نمایش میدانی مخاطب را در آغوش می‌گیرد/ ریسک بالای اجرای یک اثر!

    علی اسماعیلی تهیه‌کننده نمایش «روشنای شب تار» معتقد است که مهمترین ویژگی نمایش‌های میدانی این است که مخاطب را در آغوش می‌گیرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش میدانی «شب آفتابی» به کارگردانی بهزاد بهزادپور در سال ۸۴ به صحنه رفت و بعد از آن سازمان سینمایی اوج نمایش‌های میدانی متعددی را به اجرا درآورد. نمایش «تنهاتر از مسیح» آخرین نمایش میدانی بود که ۲ سال پیش در بوستان ولایت اجرا و با استقبال پرشور تماشاگران مواجه شد. حال بعد از ۲ سال علی اسماعیلی که تجربه «تنهاتر از مسیح» را دارد سراغ نمایشی وسیع و پرحجم رفته است. «روشنایِ شب تار» نام نمایشی است که قرار است از امروز یکشنبه ۱۹ تیر، هر شب در بوستان ولایت اجرا برود. این نمایش پرجحم در باب حضرت علی (ع) و خطبه غدیر است که در این میان به ماجراهای حضرت مسیح (ع)، داستان حضرت موسی (ع) و جنگ خیبر گذری می‌زند.

    نمایش بزرگ «روشنای شب تار» با موضوع واقعه غدیر خم، به کارگردانی حسن بز را و تهیه‌کنندگی علی اسماعیلی طراحی و تولید شده است. این نمایش محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج با مشارکت بنیاد فرهنگی رودکی است که به همت موسسه هنری رسانه‌ای سیمای ققنوس هر شب در بوستان ولایت تهران اجرا می‌شود.

    عوامل نمایش «روشنای شب تار» عبارتند از؛ تهیه کننده: علی اسماعیلی، کارگردان: حسن بز را، مجری طرح: امیرحسین طهرانی، مدیر تولید: داود طامهری، طراح صحنه و دکور: مرتضی پور حیدری، مجری دکور: امید دهقان، طراح نور: عباس رحمانی پور، طراح جلوه‌های ویژه میدانی: یاسر یارمحمدی، طراح صدا: عرفان حسن زاده، طراح گریم: هاشم جوری، مدیر تدارکات: تورج سلیمانی، عکاس: حافظ رافع ارفع، روابط عمومی: امید پویانفر.

    به بهانه اجرای این نمایش با علی اسماعیلی تهیه‌کننده اثر گفت‌وگویی صورت گرفته که در ذیل آمده است:

    * آخرین نمایش میدانی که در ایران اجرا شد به قبل از همه‌گیری کرونا برمی‌گردد که نمایش «تنهاتر از مسیح» بود و تهیه‌کنندگی آن را شما برعهده داشتید. حال بعد از ۲ سال به سراغ نمایشی بزرگ‌تر از «تنهاتر از مسیح» رفته‌اید. دلیل انتخاب اجرای این نمایش چه بود؟

    در سال ۹۸ یعنی قبل از کرونا و شهادت حاج قاسم سلیمانی، نمایش «تنهاتر از مسیح» در بوستان ولایت اجرا شد که در طول یک ماه، نزدیک ۳۵۰ هزار نفر در ۲ سانس به تماشای این کار نشستند. کرونا همه چیز از جمله فعالیت‌های فرهنگی و هنری را تعطیل کرد. در این مدت ما به دعوت کشور سوریه نمایش «ارض الشمس» را که در باب تاریخ انبیا بود و به تاریخ معاصر سوریه می‌رسید در ۲ شهر دمشق و حُمص اجرا کردیم؛ ناگفته نماند این اجرا وسیع‌تر از «تنهاتر از مسیح» بود.

    حالا کرونا تمام شده و مردم در این ۲ سال بارها در صفحات مختلف نمایش‌های میدانی یا از طریق تماس‌های مستقیم از ما می‌خواستند که مجدد نمایش‌های میدانی را آغاز کنیم. فرودین امسال که آمار کرونا تک رقمی شد و تمامی فعالیت‌ها از سر گرفته شدند، سازمان اوج تصمیم گرفت این ۲ سال را جبران کند و سه نمایش میدانی را پشت سر هم در بوستان ولایت به اجرا برسانند تا در طول این ۹۰ شب میزبان چیزی حدود یک میلیون نفر باشند.

    * موضوعات این سه نمایش چیست؟

    نمایش «روشنایِ شب تار» در باب حضرت علی (ع) و ماجرای خطبه غدیر است که در ایام عید غدیر اجرا می‌شود. نمایش «تنهاتر از مسیح» محتوایی عاشورایی دارد که در ایام محرم و صفر به اجرا می‌رود. نمایش «زنان آسمانی» اما موضوعی متفاوت دارد و با توجه به فرمایشات حضرت آقا که درباره بانوان آن‌طور که باید کار نکرده‌ایم؛ ما تصمیم گرفتیم تا «زنان آسمانی» را به صحنه نمایش ببریم. این نمایش بسیار وسیع است و صحنه‌های نمایشی زیادی دارد و قرار است برای ربیع الاول آن را به اجرا ببریم.

    * پیش تولید کار و تمرینات بازیگران به چه صورت بود؟

    ما برای پیش تولید این سه مجموعه نمایشی حداقل نیاز به پنج ماه زمان نیاز داشتیم؛ اما چون عقب بودیم مجبور شدیم کار را در کمتر از ۲ ماه پیش ببریم. ما در مجموعه ققنوس تمام تلاش‌مان را کردیم که حتی یک روز زودتر اجراها را شروع کنیم تا مردم بیشتری بتوانند این کار را ببینند. همه عوامل پشت صحنه ما که حدود ۱۵۰ نفر هستند؛ همگی از درجه یک‌های سینما و تئاتر هستند. از طرفی ما در این نمایش از ۳۵۰ سرباز وظیفه به عنوان هنرور استفاده کردیم؛ یعنی آن‌ها را آموزش دادیم و تبدیل به بازیگری کردیم که به راحتی بتواند بازیگر را به اجرا برساند. برای تمرین این نوع بازیگران ما حداقل به ۴۵ روز تمرین احتیاج داشتیم اما مجبور شدیم زمان تمرین را به کمتر از ۲ هفته برسانیم. کار ما در این‌جا خیلی سخت است چون هیچ وقفه‌ای در طول اجرا نداریم و به‌قدری ریسک کار بالا است که اگر بازیگر لحظه‌ای درنگ کند از صحنه و جریان نمایش عقب می‌افتد.

    * از آن جایی که حجم کار و تعداد بازیگران زیاد است، صدابرداری کار به چه صورت انجام می‌شود؟

    همان‌طور که اشاره کردید جنس این کار به نوعی پرحجم است که امکان صدابرداری سر صحنه را ندارد. ما تمامی دیالوگ‌ها و موسیقی را در استودیو ضبط و با بازیگران تمرین کردیم که چگونه با صداها هماهنگ یا به اصطلاح (سینک) شوند. در این نمایش ما ۹۰ شخصیت داستانی داریم که صداهای‌شان پخش می‌شود. البته جا دارد که بگویم تمامی این کارها با دوبلورهای درجه یک تلویزیون و سینما صورت گرفته است.

    * طراحی دکور به چه صورت است؟

    ما برای این نمایش دکورهای چند وجهی و متحرک ساختیم. به طور مثال در کمتر از یک دقیقه پرده بالا می‌رود و شهر مکه تبدیل به مدینه می‌شود. تا به حال دکورهای این چنینی در این نوع نمایش‌ها نداشتیم. برای دکور کاملاً فکر شده تا یک دکور مدرن داشته باشیم. ما برای اولین بار دکوری را می‌زنیم که حجم دارد. همه دکورها مهندسی شده، متنوع و به طور مداوم در حال جابه‌جایی هستند، و چون متراژ صحنه ما خیلی زیاد است، مقیاس دکورها خیلی نزدیک به مقیاس‌های واقعی است؛ به عبارتی دکور ما مینیمالی نیست.

    * قطعاً چنین نمایش پرحجمی نورپردازی سنگینی هم نیاز دارد.

    گروه نورپردازی ما یکی از حرفه‌ای‌ترین‌های نورپردازی در منطقه هستند. حجم نورپردازی این نمایش آن‌قدر بالاست که ما حدود دو و نیم برابر از حجم آخرین نمایش میدانی، از نور استفاده می‌کنیم.

    * به نظر شما دلیل محبوبیت نمایش‌های میدانی چیست؟

    سازمان اوج در طول این ۱۱ سال نزدیک ۲۰ هزار محصول تولید کرده و به نظر من یکی از فاخرترین محصولات سازمان اوج نمایش‌های میدانی بوده که آن‌ها را اجرا کرده است. به نظر من یکی از دلایل آن هم این است که مخاطب بدون واسطه کار را می‌بیند و به اصطلاح در دل حادثه است و مخاطب را در آغوش می‌گیرد. خیلی اتفاق جذابی است که مخاطب را در دل نمایش بگذارید.

    به‌طور مثال گاهی بازیگران ما از کنار تماشاگران رد می‌شوند یا مثلاً وقتی ما آتش گرفتن گوساله سامری را رقم می‌زنیم، تماشاگران آن گرمای آتش را حس می‌کنند؛ به عبارتی تماشاگر به نمایش اشراف دارد. فیلم‌های سینمایی هم جذابیت‌های و جلوه‌های بصری خود را دارد اما همه آن در قاب پرده سینما جا داده می‌شود و شما سوار بر این پرده هستید. به نظر من علت محبوبیت نمایش‌های میدانی همین است. به همین دلیل ما سرمان برای دردسرهای نمایش میدانی درد می‌کند. ما سرمان درد می‌کند که کوه را بتراشیم و از دل آن غار حرا دربیاوریم و این کارها است که این مدل نمایش را جذاب می‌کند.

  • جای علی سلیمانی در شب‌های احیا خالی است/ روزه‌های سکوت علی!

    جای علی سلیمانی در شب‌های احیا خالی است/ روزه‌های سکوت علی!

    سیروس همتی طی دل‌نوشته‌ای به ذکر خاطراتی از زنده‌یاد علی سلیمانی پرداخت؛ دست و رفیق قدیمی خود که همیشه عاشق حضرت علی (ع) بود و نذر داشت با موضوع حضرت نمایش‌ مذهبی اجرا کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، سیروس همتی نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر از دوستان و رفقای قدیمی زنده‌یاد علی سلیمانی است که علاوه بر دوستی در عرصه تئاتر با هم همکاری مستمر و چندین ساله داشتند. آخرین تجربه همکاری این ۲ هنرمند در عرصه تئاتر به اجرای نمایش «مردی در آینه» به کارگردانی زنده‌یاد علی سلیمانی مربوط می‌شود که با موضوع حضرت علی (ع) در تالار وحدت اجرا شد.

    همتی در دل‌نوشته‌ای که در اختیار تئاتر آنلاین قرار داد به رفاقت خود با زنده‌یاد علی سلیمانی و تجربه اجرای نمایش «مردی در آینه» پرداخت.

    وی در بخش ابتدایی دل‌نوشته خود به قدمت آشنایی و دوستی خود و سلیمانی پرداخته و چنین گفته است: علی سلیمانی و من با هم در مدرسه «هابیل» محله جوادیه همکلاس بودیم و مادرهای ما که خداوند هر دو را قرین رحمت کند با هم دوست، همشهری و همزبان بودند و خانواده هر دوی ما با هم در ارتباط بودند. من و علی سیلمانی هم‌کوچه‌ای، همکلاس، هم‌شهری و هم‌زبان بودیم. در دوره راهنمایی هم هم‌کلاس بودیم اما در دوره متوسطه علی وارد هنرستان شد و من به دبیرستان رفتم.

    همتی تئاتر را اتفاق مشترک میان خود و علی سلیمانی در دوران جوانی ذکر کرده و چنین نوشته است: هر ۲ در پایگاه امام رضا (ع) واقع در سر پل جوادیه به دوره‌های آموزشی تئاتر رفتیم. در آن دوران به همراه تقی همتی‌نیا، کیومرث مرادی، رحمان سیفی‌آزاد، مجید آقاکریمی، کریم رجبی و فرشاد خدایی زیر نظر حسین پرستار آموزش دیدیم.حضور در کانون «حر» زیر نظر سیدجواد هاشمی مرحله بعدی من و علی برای فعالیت در تئاتر بود و در نمایش‌های مذهبی به کارگردانی هاشمی به ایفای نقش پرداختیم؛ بازیگر ثابت کارهای سیدجواد هاشمی بودیم. حسین پرستار، سیدجواد هاشمی و علی اصغر راسخ راد در شکل‌گیری نگاه من و علی به تئاتر به شدت تأثیرگذار بودند.

    وی در بخش دیگری از این دل‌نوشته به مقطعی اشاره می‌کند که وارد دانشگاه تربیت معلم شد و چند سالی از علی جدا بوده و با هم همکاری نکردند تا زمانی که مراسم ازدواج علی سلیمانی رسید و بار دیگر فعالیت‌ها و کارهای مشترک هنری این ۲ دوست و رفیق از سر گرفته شد.

    این بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه یادآور می‌شود: در سال‌های اخیر مدام با علی سلیمانی همکاری می‌کردیم؛ در نمایش «میرغضب» حسین کیانی حضور داشتیم و در نمایش «مردی در آینه» هم که آخرین کارگردانی علی سلیمانی بود، همکاری کردیم.

    همتی در بخش دیگری از دل‌نوشته خود چنین آورده است: در عالم رفاقت از پایین بودن دستمزد بازیگران در نمایش‌های مذهبی که علی سلیمانی کارگردانی می‌کرد گله می‌کردم ولی علی با ایمان و باور به من می‌گفت «سیروس، من عاشق حضرت علی (ع) هستم و نذر دارم که برای ایشان کار کنم». علی در اجرای نمایش‌های دینی با موضوع حضرت علی (ع) ثابت قدم و ارادت علی سیلمانی به مولای متقیان از من بیشتر بود. برای نمایش «ریحانه» که درباره حضرت زهرا (س) بود از او خواستم در نمایش بازی کند و با اینکه درگیر کارهای دیگر بود پذیرفت و با دستمزد پایین آمد و بازی کرد اما وقتی از من خواست تا در نمایش «مردی در آینه» بازی کنم به من نگفت چون در نمایش «ریحانه» بازی کردم باید در این نمایش بازی کنی. این برای من نکته خیلی مهمی بود.

    وی اظهار خوشحالی می‌کند که در نمایش «مردی در آینه» بوده تا هم ارادت خود را به حضرت علی (ع) و هم به رفیق و دوست قدیمی خود علی سلیمانی ادا کند.

    این نمایشنامه نویس در بخش دیگری چنین نوشته است: جالب است بدانید که نام پدر علی سلیمانی، «عشق‌علی» بوده که بیانگر ارادت خاص این خانواده به مولای متقیان است.

    همتی در ادامه به اهمیت روزه و روزه‌داری نزد علی سلیمانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «روزه سکوت» عبارتی بود که پیش از اینکه در کتاب‌ها با آن مواجه شوم، اولین بار از علی سلیمانی شنیدم. گاهی روزه سکوت می‌گرفت و می‌گفت دوست دارم کم حرف بزنم و بیشتر بشنوم. صادقانه می‌گویم که علی سلیمانی عزیز همیشه روزه بود، از هر بابت. روزه‌داری علی سلیمانی تنها به ماه مبارک رمضان مربوط نمی‌شد بلکه در اغلب روزهای سال روزه بود.

    وی در پایان دل‌نوشته خود با صراحت چنین نوشته است: علی سلیمانی را هر سال در مسجد محله‌مان در شب‌های احیا می‌دیدم و امسال جای خالی علی را در شب‌های احیا احساس می‌کنم.