برچسب: حسین کیانی

  • واکنش حسین کیانی به وضعیت تبلیغات تئاتر

    واکنش حسین کیانی به وضعیت تبلیغات تئاتر

    کارگردان نمایش «تئاتر سعدی تابستان 32» با اشاره به اینکه از میزان استقبال مخاطب رضایت چندانی ندارد، گفت: وضعیت تبلیغات یکی از نقاط ضعف مدیریتی تئاتر ایران است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، حسین کیانی که این روزها نمایش «تئاتر سعدی تابستان 32» را در سالن اصلی تئاترشهر روی صحنه دارد، در گفتگویی با ایسنا درباره میزان استقبال تماشاگران از نمایش جدیدش گفت: استقبال تماشگر از تئاتر معمولا به چند عامل بستگی دارد و تنها یکی از آن‌ها کیفیت نمایش عرضه شده است؛ در واقع در گذشته شاید تنها عامل استقبال تماشاگر، کیفیت نمایش بود اما الان تعدد آثار روی صحنه، گرانی بلیت و البته اشتغال بیش از اندازه مخاطب نسبت به قبل در استقبال مخاطب تاثیر گذار است.

    او گفت: بنابراین با وجود اینکه نمایش «تئاتر سعدی تابستان 32» کیفیت قابل قبولی دارد، اما شاهد استقبال زیادی از طرف مخاطبان نیستیم و به نظرم یکی از دلایل این مسئله نداشتن توان مالی بالا برای تبلیغی است که نتوانسته‌ایم در مدیاهای مختلف تبلیغی به خوبی داشته باشیم و اکنون مجبوریم منتظر باشیم که کار از طریق خود تماشاگران تبلیغ شود.

    کارگردان نمایش «مضحکه شبیه قتل» ادامه داد: در حال حاضر کمتر از یک هفته از شروع این نمایش گذشته است و در این زمان کوتاه به نتیجه دلخواه نرسیده‌ایم، چون تبلیغ از طریق تماشاگر به زمان اجرای طولانی نیاز دارد که در این هوای سرد و با 30 شب اجرا کاری سخت است.

    کیانی همچنین در پاسخ به اینکه آیا انتظار تبلیغات را فقط از گروه خود دارد یا سالن‌های اجرایی نیز باید در این راستا کمک کنند؟ بیان کرد: یکی از نقاط ضعف مدیریتی تئاتر ما تبلیغات ضعیف در تئاتر است در حالی که مدیریت می‌تواند با تعامل با نهادی مثل شهرداری، تعدادی بیلبورد ثابت برای نمایش‌ها بگیرد یا اینکه با رسانه‌ پر مخاطبی مثل تلویزیون تعامل کند تا باکس‌های تبلیغاتی برای تئاتر داشته باشند.

    او اضافه کرد: بنابراین بخشی از این مسئله به مدیریت کلان تئاتر و امور فرهنگی مربوط می‌شود و بخشی بر عهده توان تبلیغی گروه‌های‌ تئاتری است که اگر مثلا تهیه‌کننده‌ای داشته باشند، می‌توانند با صرف هزینه، تبلیغ گسترده‌ای انجام دهند و خیلی وقت‌ها تبلیغ گسترده در صورت بی‌کیفیت بودن کار هم مخاطبان زیادی را به سالن می‌کشاند.

    نویسنده و کارگردان نمایش‌های «اهل قبور» و «همه فرزندان خانم آغا» همچنین در پاسخ به اینکه برخی مخاطبان ثابت او انتظار دیگری از کارهایی که او اخیرا اجرا کرده است داشته و معتقدند آنچه از حسین کیانی روی صحنه می‌رود در مقایسه با آثار قبلی کیفیت کمتری دارد، اظهار کرد: شاید خیلی نتوانتم درباره‌ی این نظرات حرفی بگویم، اما دو نمایشی که امسال روی صحنه بردم باز تولید دو اثر قدیمی بودند؛ یکی «مضحکه شبیه قتل» که در سالن اصلی تئاترشهر و تئاتر باران به صحنه رفت و دیگری «همسایه آقا» که 45 شب در سالن باران اجرا شد و این دو نمایش در مجموعه 12 هزار نفر مخاطب داشتند.

    کیانی ادامه داد: بنابراین بر اساس آمار نمی‌توان گفت که از کارهای اخیرم استقبالی صورت نگرفته است اما در مورد نمایش جدیدم باید بگویم این کار محصول شرایط جدید و در ادامه تجربیات من است، یعنی چیزی جز دغدغه‌های همیشگی من نیست.

    وی گفت: «تئاتر سعدی تابستان 32» جزو قصه‌هایی است که زندگی اهل نمایش و ادبیات را در آمیختگی‌ با شرایط تاریخ معاصر و یکی از مقاطح حساس تاریخی روایت می‌کند. حال ممکن است دوستانی آن را ببیند و به لحاظ فرم و شکل روایی اجرا نقطه نظراتی داشته باشند اما این طور نبوده که من خواسته باشم کاری جدا از کارهای خودم به دور از اهدافی که دارم و صرفا برای جذب مخاطب ارائه کنم.

    کیانی بیان کرد: در جریان هنری دنیا هم اینگونه است که وقتی یک مولف خودش کارگردانی هم می‌کند، آثاری دارد که همه آن را دوست ندارند و این یک روند طبیعی است که عده‌ای آثاری را بیشتر یا کمتر دوست داشته باشند، چون هر اثر محصول زندگی و شرایط روز آن هنرمند است و آنچه می‌گویید به هر حال قابل بررسی است.

    او افزود: اما نکته جالب برای من در این‌باره این است که دوستان نگاه نمی‌کنند، هر کدام از این آثار درامی است که به درام نویسی ایران اضافه می‌شود یا اصلا چطور نوشته شده است و به جای آن خیلی خوب توجه می‌کنند که کدام بازیگر در کدام اثر دیگر کار می‌کند یا میزان فروش یک اثر چقدر است.

    نویسنده و کارگردان در «شوره‌زار» در پایان درباره سرانجام نمایش «مرگ در حمام بنفش» هم گفت:برای اجرای این نمایشنامه دوسال پیاپی تلاش کردم اما به نتیجه نرسیدم و برای همین دیگر این اثر به بایگانی رفته و فعلا به آن فکر هم نمی‌کنم.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «مرگ در حمام بنفش» که تاکنون مجوز اجرا نگرفته است، طبق گفته‌ کیانی درباره‌ی یک حمام قدیمی است که کاربری حمام ندارد و مالکانش آن را به افراد فقیر و بی‌سرپناه اجاره ‌می‌دهند. این حمام که داستان آدم‌های ساکن در آن روایت می‌شود فاضلابی در زیر خود دارد که تخلیه‌ی آن تمام شدنی نیست و صاحبان این مکان در صدد بازسازی و سروسامان دادن آن هستند.

  • شعبان جعفری آتش می‌زند سرگرد فخرایی سانسور می‌کند

    شعبان جعفری آتش می‌زند سرگرد فخرایی سانسور می‌کند

    «تیاتر سعدی، تابستان سی و دو» با موضوع وقایعی که روز کودتای ۲۸ مرداد در تیاتر سعدی رخ داده است خود را برای اجرا در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر آماده می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش «تیاتر سعدی، تابستان سی و دو»، این نمایش به نویسندگی، طراحی و کارگردانی حسین کیانی به زودی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می رود.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «گروه تئاتری تصمیم دارند روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ (روز کودتا) نمایش‌شان را در مورد زندگی سعدی برای اولین شب در تیاتر سعدی روی صحنه ببرند…»

    تیاتر سعدی یکی از مکان‌هایی است که طبق تاریخ در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به آتش کشیده شد. در این نمایش همچنین برای اولین بار شخصیت شعبان جعفری روی صحنه دیده خواهد شد. آن گونه که در تاریخ آمده است سرگرد قربانعلی فخرایی مسئول سانسور و شعبان جعفری مسئول آتش زدن تیاتر سعدی در روز کودتا بودند.

    بازیگران این نمایش به ترتیب حروف الفبا خاطره اسدی در نقش مهرزاده ایرانی، علیرضا آرا در نقش فردوس کیهان‌خدیو، شهرام حقیقت‌دوست در نقش حسن آقا، امیررضا دلاوری در نقش‌های سرگرد قربانعلی فخرایی و شعبان جعفری، مجید رحمتی در نقش‌های تقی تُمبَکی و احمد عشقی، علی سلیمانی در نقش سراب‌علی بهرام‌افشار و رویا میرعلمی در نقش لورین هستند.

    حمید حسینی، سهیل ملکی، اشکان دلاوری و پدرام محمدی نیز علاوه بر حضور در گروه کارگردانی و صحنه، نقش‌های فرعی «تیاتر سعدی، تابستان سی و دو» را بر عهده دارند.

    دیگر عوامل «تیاتر سعدی، تابستان سی و دو» الهام شعبانی طراح لباس، ماریا حاجیها طراح گریم، محمد گودرزیانی برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان، مهلا پاکدامن منشی صحنه، سارا حدادی روابط عمومی و نرگس کیانی مشاور رسانه‌ای هستند.

  • تغییر ۲۰ درصدی در اجرای جدید «همسایه آقا»

    تغییر ۲۰ درصدی در اجرای جدید «همسایه آقا»

    حسین کیانی نویسنده و کارگردان نمایش «همسایه آقا» که این روزها روی صحنه است درباره تغییرات در باز اجرای این اثر پس از ۱۰ سال صحبت کرد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این روزها نمایش «همسایه آقا» نوشته و کارگردانی حسین کیانی بار دیگر و پس از ۱۰ سال روی صحنه رفته است. نمایشی که اسفند سال ۸۵ در سالن چهارسوی تئاتر شهر اجرا و با استقبال خوب مخاطب رو به رو شد این روزها در تئاتر باران روی صحنه است. تغییراتی که کیانی در این نمایش به نسبت ۱۰ سال قبل در متن، ترکیب بازیگران و کارگردانی داده گرچه کلیت اجرا را دستخوش تغییر نکرده اما طراوت تازه ای به این بازتولید اثر نمایشی آورده است. در این نمایش فریده سپاه منصور، علیرضا آرا، حبیب دهقان نسب، رویا میر علمی، شهرام حقیقت دوست، خاطره اسدی، امیر رضا دلاوری و مهدی پاکدل به ترتیب ایفای نقش می کنند.

    حسین کیانی درباره باز اجرای این اثر به (تئاتر آنلاین) مهر گفت: بازتولید این نمایش در واقع یک توفیق اجباری بود. ما اسفند سال ۸۵ توانستیم ۱۷ اجرا برای این نمایش داشته باشیم و از همان سال در ذهن گروه بود که یک بار دیگر این اثر را اجرا کنیم و امید داشتیم شرایط برای اجرایش فراهم شود. وقتی نتوانستیم نمایش «مرگ در حمام بنفش» را اجرا کنیم و به سرانجام برسانیم به خاطر جمیع شرایط این نمایش را جایگزین کردیم و با تمرین فشرده در ۲۰ روز این نمایش را به اجرا رساندیم.

    این نویسنده درباره تغییراتی که در متن و اجرای نمایش ایجاد شده و خصوصا اضافه شدن چند شخصیت به نمایش در اجرای جدید بیان کرد: حدود بیست درصد متن را بازنویسی کردم. شخصیت انار که در اجرای قبل غایب بود و تنها درباره اش حرف زده می شد در این نمایش حضور دارد و دو نقش کوچک باربر هم به نمایش اضافه شده است. نوع اجرا هم دچار تغییراتی شده است. مثلا پایان نمایش قبلی با شبیه خوانی بود اما در این اجرا شبیه خوانی اجرا نمی شود و درباره اش حرف زده می شود. چرایی این اتفاق هم به این دلیل است که به نظر من تغییر ناگزیر است. وقتی قصد بازتولید یا باز اجرای یک اثر بعد از ۱۰ سال را داریم ناچار به این هستیم که یک بازنگری در متن و اجرا داشته باشیم.

    وی ادامه داد: در این ۱۰ سال طبیعتا تجربه ما بالاتر رفته و نگاهمان متفاوت شده و نمایشنامه نویسی هم در این سال‌ها رشد دراماتیک خودش را کرده است. گرچه این نمایشنامه دوبار چاپ شده است ولی وقتی اجرای جدیدی از آن می شود نمی شود از این رشد دراماتیک سالیان در اجرایش غافل شد. ضمن اینکه حتی تغییر نگاه ممکن است در درون هر هنرمندی اتفاق بیفتد. به هر حال من می توانستم به همان شیوه قبل این اثر را اجرا کنم و فیلمش هم موجود بود اما در آن صورت کار ویژه ای نکرده بودم و خودم را راضی نمی کرد.

    کیانی درباره اضافه کردن یک شخصیت محوری به نمایشنامه نیز گفت: شخصیت انار مبنای اختلاف دو شخصیت این نمایش است که بخشی از فاجعه نمایش بر اساس این اختلاف شکل می گیرد. می خواستم با حضورش به تقویت دو کاراکتر دیگر کمک کنم.

    وی از دیگر دلایل انتخاب این نمایش برای اجرا در این برهه زمانی را تم این نمایش برشمرد و بیان کرد: «همسایه آقا» تمی پر گستره دارد و یکی از پردامنه ترین مسائل موجود در جامعه ما را بیان می کند و همین سبب می شود برای شخص من تا زنده هستم این نمایشنامه رنگ کهنگی نگیرد. من می توانستم یکی از متن های کمدی ام را اجرا کنم اما انتخابم در این زمان این نمایشنامه بود.

    کیانی که بخشی از تجربیات موفقش نگارش نمایشنامه های اجتماعی است که درباره طبقات پایین دست جامعه نمایشنامه نوشته است و به واکاوی روابط و دغدغه های این قشر پرداخته درباره دغدغه اش در این عرصه و شناختش از این بخش از جامعه نیز گفت: من همواره ترجیح می دهم درباره مسائلی بنویسم که تجربه عملی در آن زمینه دارم و جزئی از زیست اجتماعی من بوده اما عمده ترین دلیل نوشتن از این طبقه و قشر برای من این است که به تئاتر به شکل یک هنر تاریخ مصرف دار نگاه نمی کنم. با تئاتری که باب میل روز حرکت می کند کاری ندارم و به دنبال آن تئاتری هستم که می بیند خواست امروز مخاطب چیست و عموما سمت کمدی های سخیف و یا تم های سیاسی یا فرم های تقلیدی اجرایی می رود کاری ندارم. ممکن است این آثار مخاطب انبوه هم داشته باشد اما نگاه من به تئاتر از اساس اینگونه نیست.

    این کارگردان در ادامه بیان کرد: مدیوم تئاتر با سینما و تلویزیون تفاوت دارد. به دلیل شرایط اقتصادی و حضور تهیه کننده و تیغ بازگشت سرمایه که بالای سر کارگردان در سینماست شاید او مجبور است برخی انتخاب هایش را تغییر دهد اما در تئاتر این حضور کمتر است و بنابراین نباید تن به خواست سطحی مخاطب داد. گرچه تماشاگر خواست متعالی هم دارد و تن دادن به این خواست است که هنر متعالی را به وجود می آورد ولیاین مساله متاسفانه امروزه بسیار کمرنگ شده است.

    وی درباره اجرای نمایشش در یک سالن خصوصی نیز گفت: من قبلا در این سالن نمایش «مضحکه شبیه قتل» را اجرا کردم که اجرای موفقی بود و باز هم در این سالن اجرا خواهم داشت. شاید از نظر فنی امکاناتش محدود باشد اما کادر مدیریتی خوب و آرامشی را که در اینجا است ترجیح می دهم. ضمن اینکه اجرا در بخش خصوصی برای من نگرانی هایی دارد چون با توجه به درآمد گیشه باید بتوانم کف دستمزد بازیگرانم را بدهم اما خوشبختانه گروهی داریم که جمیع شرایط را درک می کنند و تعهد تئاتری دارند. آنها متوجه هستند هر چقدر گیشه فروش داشته باشد تقسیم می کنیم. من این شانس را درباره گروهی که با آن کار می کنم دارم.

  • مظفری: «همسایه آقا» تاریخ انقضا ندارد

    مظفری: «همسایه آقا» تاریخ انقضا ندارد

    مجید مظفری بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به نمایش «همسایه آقا» بیان کرد این نمایش تاریخ انقضا ندارد و من را یاد فضای نمایشی دهه ۴۰ و ۵۰ انداخت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، مجید مظفری بازیگر سینما و تلویزیون در مورد نمایش «همسایه آقا» نوشته و کار حسین کیانی که این روزها در تئاتر باران روی صحنه رفته است، گفت: این نمایش اثر خوبی است و مرا به فضای نمایش های دهه چهل و پنجاه نمایشنامه نویسان ایرانی نزدیک کرد. بازی بازیگران را دوست داشتم و کارگردانی نیز درست و به جا بود.

    وی ادامه داد: همان طور که نویسنده این اثر، حسین کیانی، هم به این مطلب اشاره داشته است، این اثر پتانسیل یک فیلم سینمایی شدن را دارد و با امکانات و فضای بیشتر برای مخاطب قابل قبول تر هم خواهد بود.

    مظفری گفت: من فکر می کنم این کار هر چند بار هم اجرا شود، همان طور که در سال ٨٥ نیز اجرا شده بود، کهنه نمی شود و باز هم قابل دیدن است.

    در این اثر که به نویسندگی، کارگردانی و طراحی حسین کیانی این شب ها روی صحنه می رود، هنرمندانی چون فریده سپاه منصور، علیرضا آرا، حبیب دهقان نسب، رویا میر علمی، شهرام حقیقت دوست، خاطره اسدی، امیررضا دلاوری و مهدی پاکدل به ایفای نقش می پردازند.

    این نمایش هر روز به جز شنبه ها تا ٢٢ شهریور ساعت ٢١ در تئاتر باران اجرا می شود.

  • نمايش «بيدارى خانه نسوان» به صحنه می‌رود

    نمايش «بيدارى خانه نسوان» به صحنه می‌رود

    «بيدارى خانه نسوان» عنوان نمایشی به نویسندگی حسین کیانی و کارگردانی سيده شقایق هاشمی پور اصیل است که از روز سه شنبه 13 بهمن در تماشاخانه مشایخی به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمايش “بيدارى خانه نسوان” با بازیگرانی چون؛ محمد سلطان پور،الهه اصغري، شهاب بهرامي، محسن حاج نوروزي، الناز شاهوردي، رزا كريمي، نازنين ميهن، سيده شقايق هاشمي پوراصيل به روی صحنه می رود.

    همچنين دیگر عوامل این گروه مهران ايرانى دستيار كارگردان، صبا سادات هاشمى پوراصيل طراح لباس، سيما اسماعيلى دوخت لباس، بهداد صالحى طراح پوستر و بروشور، مينا اسماعيلي عكاس و مريم شريعتى در روابط عمومي و تبليغات اين نمايش را همراهي مي كنند.

    بنا بر این گزارش اجرای این اثر نمایشی از ١٣ بهمن تا ٢٨ بهمن ١٣٩٤ساعت ٢٠:٣٠ در تماشاخانه مشايخى خواهد بود.

  • نگاهی به نمایش «مضحکه شبیه قتل» به کارگردانی کیانی

    نگاهی به نمایش «مضحکه شبیه قتل» به کارگردانی کیانی

    برگ برنده «مضحکه‌ شبیه قتل» وجه کمیک آن است. کمدی، آن هم از نوع ایرانی‌اش چیزی است که این روزها نایاب است. (خود کارگردان نیز در بروشور به قحطی کمدی اشاره کرده است.) دنیای قجرها و به خصوص عصر ناصر الدین شاه که اغلب دستمایه آثار تصویری و نمایشی بوده است در این‌جا نیز تاریخ اثر را تشکیل می‌دهد. ناصرالدین شاه ترور شده و در بلبشوی پس از مرگش دو بیوه او تصمیم به برگزاری دو نوع مراسم برای مرگش می‌گیرند. یکی می‌خواهد شبیه‌خوانی برای شاه راه بیندازد و دیگری قصد دارد مضحکه‌ای برای او به پا کند. از این‌جا کمدی نمایش پررنگ‌تر می‌شود و تلاقی این دو موقعیت وضعیت مضحکی را در صحنه خلق می‌کند.

    فرشته حبیبی

    اجرای دوباره‌ نمایش «مضحکه شبیه قتل» پس از دوازده سال یادآور دوره‌ خاطره‌انگیزی از تئاتر ایران است. دوره‌ای که در آن برخی گروه‌های مهم تئاتری شکل گرفتند و در جست‌وجوی ساز و کارهای تازه‌ای برای نمایش دست به اجرای نمایش‌های متفاوتی زدند. جدیت و پتانسیلی که این گروه‌ها داشتند اشکال متنوع و تازه‌ای از نمایش اجتماعی، کمدی، فرم‌گرا و… را به منصه ظهور رساند، تجربیاتی که مبنای قیاس با نمایش‌های پیش از خود و الگویی غنی برای نمایش‌‌های پس از خود شدند.
    در عرض یکی دو سال اخیر برخی از این نمایش‌‌ها اغلب با یکی از این دو رویکرد باز تولید و به روی صحنه رفتند: یا اجرایی تقریبا شبیه‌سازی شده از همان اجرای سال‌ها قبل بودند و گرچه در جزییات تغییراتی برای به‌روزرسانی داشتند ولی در کلیات ماهیت خود را حفظ کردند؛ یا نمایش قبلی را مبنای اجرای نمایش تازه‌ای قرار دادند و کار بازتولید را به بازنویسی متن و خلق اثری پیچیده‌تر با ارجاعات ریشه‌ای به نمایش اصلی کشاندند. ترجیح نگارنده به عنوان کسی که این آثار را در زمان شکل‌گیری‌شان دیده‌ام این است که امروز پس از طی شدن یک دوره دست‌کم ده ساله اجرای تازه‌ای را از این آثار ببینم که تجربیات اجتماعی جمعی، بالیدن هنر تئاتر در این سال‌ها و تغییرات گسترده ارتباطات آن را به محصول متفاوتی قابل رقابت با نسخه اصل تبدیل کرده باشد. اما این یک تئوری شخصی است و اجرای این نمایش‌ها حتی به شیوه همان سال‌ها هم واجد ارزش‌های غیر قابل انکاری است و در اولین مواجهه برای تکمیل شناخت این آثار و تدارک خوراک فرهنگی موجه برای تماشاگر امروز به کار می‌آیند.
    با این تقسیم‌بندی به‌نظر می‌رسد اجرای نمایش «مضحکه‌ شبیه قتل» بیشتر متکی بر شق اول باشد یعنی اجرای نعل به نعل نمایشی که قبلا امتحانش را پس داده و در جذب مخاطب و به چالش کشیدن منتقدان موفق بوده است. «مضحکه‌ شبیه قتل» یکی از بهترین نمونه‌های تلفیق شیوه‌های نمایش ایرانی است که علاوه بر خنداندن مخاطب در کوچه پس‌کوچه شوخی‌های ریز و درشت، باری از اندوه تاریخی را به دوش می‌کشند و دغدغه‌هایشان فراتر از یکی به دو کردن کاراکترهای نمایش است. آمیزه‌ای شیرین و سرگرم‌کننده از حضور تیپ‌های سرشناس نمایش ایرانی از ارباب و نوکر و زن حاجی گرفته تا سیاه و زن‌پوش و نقش‌خوان.
    این همان مسیری است که حسین کیانی در چند نمایش از پس هم پی گرفت، مسیری که توسط دیگران و در مقاطع مختلف دیگری هم به بار نشست و ثمر داد. به رغم متفق‌القول بودن همه اهالی نمایش بر حفظ آیین‌های نمایش ایرانی و حتی احیای سنن منسوخ شده نمایشی، اجرای نعل به نعل هر یک از گونه‌های نمایشی ایرانی لاجرم منجر به خلق اثری موزه‌ای خواهد شد و بهترین شیوه همان‌گونه که در رهیافت کیانی وجود دارد بهره‌برداری و تلفیق گونه‌های نمایشی ایرانی و ارایه آمیزه‌ای نمایشی بر پایه آن‌هاست.

    1. کمدی ایرانی
    برگ برنده «مضحکه‌ شبیه قتل» وجه کمیک آن است. کمدی، آن هم از نوع ایرانی‌اش چیزی است که این روزها نایاب است. (خود کارگردان نیز در بروشور به قحطی کمدی اشاره کرده است.) دنیای قجرها و به خصوص عصر ناصر الدین شاه که اغلب دستمایه آثار تصویری و نمایشی بوده است در این‌جا نیز تاریخ اثر را تشکیل می‌دهد. ناصرالدین شاه ترور شده و در بلبشوی پس از مرگش دو بیوه او تصمیم به برگزاری دو نوع مراسم برای مرگش می‌گیرند. یکی می‌خواهد شبیه‌خوانی برای شاه راه بیندازد و دیگری قصد دارد مضحکه‌ای برای او به پا کند. از این‌جا کمدی نمایش پررنگ‌تر می‌شود و تلاقی این دو موقعیت وضعیت مضحکی را در صحنه خلق می‌کند.

    نویسنده موقعیت‌های بالقوه کمیکی را برای کاراکترها تدارک دیده است. گذشته از موقعیت مضحکی که در رابطه با بیوه‌های شاه بابا ساخته، سایر کاراکترهای نمایش هم در وضعیت‌هایی خنده‌دار تعریف شده‌اند. هرکی‌باش‌خان و نوکرش دو آواره سرگردانند که جایی برای خواب ندارند و به هر کاری برای این‌که سرپناهی داشته باشند دست می‌زنند، از تن دادن به خواسته اختر مقوا گرفته تا امضا کردن قباله عقد با بیوه‌های شاه.
    نوکرهای بیوه‌های شاه که از اواسط نمایش زن‌پوش می‌شوند نیز خود عامل خنده و مفرحند. و اختر مقوا با درگیری چندش‌آورش با مستراح بخش دیگری از این فضای کمیک را رقم می‌زند.
    فضای طنزآلود نمایش به‌واسطه دیالوگ‌های بامزه و درگیری‌های لفظی کاراکترها و خرده اشعار محاوره‌ای (که درست در تشابه با نوع نمایش‌های مطربی و شادی‌آور ایرانی شکل گرفته) پیش می‌رود و با نیم‌نگاهی به خنده مخاطب، گاهی پا را فراتر می‌گذارد و لودگی هم می‌کند. از شوخی‌های کوچک با مخاطب مثل در تقابل قرار دادن سروش مرگ با سروش صحت گرفته تا شوخی‌های مربوط به مستراح همه و همه پیمانه کوچکی از لودگی لازمه این گونه نمایش را به آن افزوده‌اند. حتی در موسیقی هم شوخی‌های ظریفی با مخاطب شده است. موسیقی نمایش که با کمانچه و تنبک و دهل و… کاملا ضرباهنگ ایرانی دارد در لحظاتی به تم موزیک وسترن می‌رسد یا در موزیک پلنگ صورتی فید می‌شود.

    2. دوگانگی
    دوگانگی از ویژگی‌های بارز این نمایش است. از تقابل مضحکه و شبیه گرفته تا تقابل شخصیت‌های نمایش که در قالب دو بیوه شاه بابا متجلی می‌شود. زنان شاه یکی سنتی با لهجه شیرین آذری و البسه‌ای خانم‌باجی‌وار و دیگری با ظاهری متجدد و استفاده متظاهرانه از واژه‌های فرانسوی در دو موضع متضاد در برابر مرگ شاه قرار می‌گیرند. این دوگانگی در نمایشی که همه چیزش نمادین است نمادی از وضعیت دوگانه مملکتی بی‌صاحب است که درست در بزنگاه مرگ شاه موقعیت خنده‌آورش رخ نمایانده و دعوای سنت و مدرنیته به‌شکلی مبتذل در آن سر برآورده است. علاوه بر این می‌تواند کنایه از خلق و خوی مردمی باشد که قرن‌ها فشار و محرومیت، از آنان موجودات پیچیده‌ای ساخته که اندوه و شادیشان در هم تنیده است و در فرهنگشان هر موقعیت خنده‌آوری می‌تواند تاشی از اندوه داشته باشد و هر عزایی می‌تواند ردی از خنده در خود پنهان کرده باشد. جالب این‌جاست که اگر همین بیوه‌های شاه را مصداق مردم بینگاریم در طول نمایش به شیوه‌ای مذبوحانه جنگ‌شان زرگری به‌نظر می‌رسد و هرجا که منافع‌شان اقتضا کند با هم متحد می‌شوند. این‌جاست که سنت و مدرنیته، مضحکه و شبیه، خنده و غصه به هم می‌رسند و به پشتوانه تاریخی نامتوازن در هم ادغام می‌شوند.

    3. تلخنامه‌ای بر زندگی هنرمندانه
    «در سرزمینی که لحظه‌های شاد زندگی اکثریتش انگشت‌شمار است نمایش مضحک هم اگر هست عقده‌مند است.»1
    در این‌جا همیشه کمدی بهانه‌ای است برای طرح حرف‌های جدی‌تر و جز این باشد باید به آن به چشم لودگی و فکاهی نگاه کرد. بنابراین تصور این‌که نویسنده چنین قصه طنزآلودی را بی‌آن‌که در بطنش حرف دیگری برای گفتن داشته باشد رها کند، از اساس اشتباه است. حسین کیانی علاوه بر این‌که با تشریح موقعیت شخصیت‌های نمایش، داستان سرراستی را واگویه می‌کند به دنبال طرح یک گلایه شخصی در بطن داستان نیز هست. شاید چیزی بیش از یک گلایه و در واقع تلاشی برای ترسیم موقعیت هنرمند از نگاه خودش. سایه این میل پنهان به حدیث نفس اما، چنان بر نمایش سایه افکنده که بخش بزرگی از پارودی قصه را بلعیده. طوری که به تدریج گمان می‌کنی از اول به تماشای تلخنامه یا غمنامه زندگی یک هنرمند نمایشگر نشسته‌ای. انطباق موقعیت هنرمند نمایشگر با کاراکتر هر‌کی‌باش‌خان که می‌توانست در حد اشارتی مطرح شود رفته رفته آن‌قدر بزرگ می‌شود که نمایش اساس ختم به این معنا می‌شود. هر‌کی‌باش‌خان که حتی اسمش هم نمادین است مستراح‌داری است که آواره است و شب جایی برای خوابیدن ندارد. او نه جایی در دل زنش دارد (که او هم مستراح‌دار است) و نه بعدتر می‌تواند خودش را در دل زنان شاه جا کند و جایی برای خوابیدن بیابد. بعد می‌فهمیم که او در گذشته معین‌البکا بوده در تعزیه و همه جوانی و زندگیش را روی این عشق گذاشته. بگذریم از این که همین خط سیر داستانی برای هرکی‌باش‌خان یعنی رسیدن از نمایشگری به نازل‌ترین سطوح اجتماعی خودش بسیار تلخ‌انگارانه است ولی نویسنده آن‌قدر مقهور این تصویر تلخ‌انگارانه شده که مضحکه را با مرگ هرکی‌باش تمام کرده و به این طریق همه المان‌های ظریف نمادین نمایش را که می‌توانست در لایه‌های زیرین جریان داشته باشد به سطح آورده است. داستان هرکی‌باش‌خان با تأسی از نام نمایش و در ادامه مضحکه شبیه، خود مضحکه دیگری است که تبدیل به شبیه‌خوانی می‌شود. ولی نکته‌ای که در این‌جا هست این است که قدرت کمدی در این‌جا می‌توانست زخم بزرگ‌تری بزند. این یکی از آن لحظه‌هاست که به‌نظر می‌رسد با توجه به شرایط زمانه بد نبود کارگردان به بازنویسی صحنه پایانی و اتخاذ موضعی متفاوت دست می‌زد. شاید این نگاه در دوره قبلی اجرای این نمایش حوالی سال‌های 82 ایده خوبی تلقی می‌شده ولی در حال حاضر بیشتر به یک غمنامه بر وضعیت هنرمند می‌ماند و مثل یک جور خودزنی است، وقتی که حرف‌های نویسنده از دهان هرکی‌باش‌خان روی صحنه نمایش ادا می‌شود که می‌گوید: «این مملکت هنرمند نمی‌خواد، اگرم بخواد میندازنش به روز خاری و خنده زاری.»

    شخصیت عجیبی در نمایش هست به نام حوری که چهل سال پیش مرده و مدام در خواب و خیال هرکی‌باش‌خان ظاهر می‌شود. زن زیبای فریبنده‌ای که عشق دوران جوانی هرکی‌باش بوده و در همان اوان جوانی در بلاد فرنگ از سل مرده. این کاراکتر خاص که بی‌شک جایی در سلسله مشتقات نمادین نمایش دارد، در فواصل صحنه‌های اصلی نمایش تک‌صحنه‌هایی با هرکی‌باش دارد و رنگ و روی نمایش را تغییر می‌دهد. انتظار صریح من این بود که چنین شخصیت دراماتیکی با این پس‌زمینه غم‌انگیزی که دارد در متن مضحکه قرار بگیرد و به قصه‌های خنده‌آور سایر زنان نمایش که اتمسفر کمدی را می‌سازند بپیوندد. همین‌طور هم بود و گرچه صحنه‌های حضور او مشحون از گفت‌وگوهایی غم‌آلود به ضمیمه موزیک رمانتیک است اما به شکل زیرکانه‌ای طنزآلود و شوخ‌طبعانه است. فضای حضور حوری طوری است که دارد تماشاگر را برای صحنه پایانی آماده می‌کند، نویسنده می‌خواسته نمایش را به شکلی تراژیک و با مرگ هرکی‌باش‌خان به پایان برساند، اما چیزی که کمدی نمایش را خاص‌تر و زیرکانه‌تر کرده و مورد التفات و علاقه نویسنده بوده، این است که فصل‌های ملاقات هرکی‌باش با حوری را هم به شکلی کمیک ترتیب داده و بر پایه کمدی به این وصلت و عشق نافرجام پرداخته است. اساس ماهیت وجودی حوری بر پایه یک شوخی است: او در برزخ منتظر نشسته تا هر‌کی‌باش‌خان پای قباله‌اش را انگشت بزند! یا مثلا در یکی از صحنه‌ها می‌گوید قبرش در پاریس را خراب کرده‌اند و رویش تویلت (توالت) ساخته‌اند که بی‌ارتباط به شوخی‌های نمایش نیست.

    4. شوخی با شاه مملکت
    اختر مقوا که کاراکتر مستقلی است و نوع کمدی‌اش با بقیه متفاوت است همسر هرکی‌باش‌خان و دختر رییس تجار بازار است. او مستراح‌دار است و در عین بیچارگی و فقر بسیار خسیس و مادی است. از ابتدای نمایش او در چاهک مستراح به دنبال یک «شاهی» می‌گردد. اختر محملی برای وسط کشیدن پای بازار به میانه این میدان است. می‌شود گفت حسین کیانی فقط خودزنی نکرده، بلکه بازار و تجارت را هم زده است. یکی به هنرمند زده و یکی به بازار، یکی به مردم زده و یکی به شاه. شاهی (واحد پول قجر) را کنایه‌ای از شاه گرفته که افتاده ته چاهک مستراح و به هیچ حیلتی بالا نمی‌آید. در پایان نمایش که اسلحه‌ای می‌افتد توی چاهک و تیری از آن در می‌شود، اختر این دو تا را کنار هم می‌گذارد و تصویری استعاری از مرگ شاه عرضه می‌کند.

    5. و حرف آخر
    با این‌که نمایش بامزگی‌های فراوانی دارد و مخاطب را با خودش همراه می‌کند اما دو عامل اجرایی وجود دارد که به اجرا لطمه زده است. یکی مکان اجراست و دیگری مدت زمان آن. مدت زمان اجرای نمایش طولانی است و رفت‌و‌آمدهای مکرر بازیگران روی صحنه و صحنه‌های فراوان از پی هم به تدریج کسل‌کننده می‌شود. حتی با این‌همه شوخی و خنده هم نمی‌شود تماشاگر را برای مدت نزدیک به 130 دقیقه توی سالن نگه داشت. به‌خصوص که در برخی صحنه‌ها نمایش از ریتم می‌افتد و این خود نقیصه‌ای برای نمایش است.
    تالار اصلی هم علی‌رغم امکاناتی که به گروه اجرایی می‌دهد و فضای مناسبی که برای تماشاگر دارد برای اجرای این نمایش انتخاب مناسبی به‌نظر نمی‌رسد به‌خصوص که نمایش با توجه به سیاق سنتی‌اش اصلا نیازی به دکور چندان حجیمی هم ندارد. این نمایش در یک صحنه کوچک‌تر و حتی در یک بلک باکس به‌نظرم به اجرای موفق‌تری دست می‌یافت .در حال حاضر هنگام اجرای نمایش در صحنه تالار اصلی نور قسمت تماشاگران زیاد است و زیبایی‌شناسی صحنه نمایش را تحت‌الشعاع قرار داده است.
    به‌عنوان نکته پایانی می‌خواهم به صحنه امضای قباله طلاق یکی از بیوه‌های شاه (که رویا میرعلمی نقشش را بازی می‌کند) اشاره کنم. این صحنه که تقریبا جزو صحنه‌های پایانی است ریتم فوق‌العاده‌ای دارد و تماشاگر را سر ذوق می‌آورد. در دو سوی صحنه بازی در جریان است و دویدن‌های رویا میرعلمی میان دو سوی صحنه و مدیریت دو رخداد نمایشی یکی با مردک جان (شهرام حقیقت‌دوست) و دیگری با هر‌کی‌باش‌خان (حبیب دهقان‌نسب) شوری به نمایش داده است.

  • کیانی در فیس بوک برای «رویا میرعلمی» چه نوشت؟

    کیانی در فیس بوک برای «رویا میرعلمی» چه نوشت؟

    50آن شب، دوشنبه 16 دی ماه، که رویا با زانوی شکسته دردناک، مقابل چشمان بهت زده تماشاگران بر کف شوره زار افتاد و سخت نالید، زنده بودن خود را به اثبات رسانید، زنده بودن هنرپیشه ای که در نقشش می زید.

    متن یادداشت حسین کیانی که در صفحه شخصی اش در فیس بوک منتشر کرده به شرح زیر است:

    «زمانی که هنرپیشه نقش خود را در دنیای واقعی تجربه می کند، بسیار جای درنگ دارد، درنگی به وسعت زندگی که فاصله میان تولد و خاموشی است… کم نیستند هنرپیشه گانی که برای درک و دریافت و رسیدن به ویژگی های درونی و بیرونی نقش خود، دست به تجربه عملی رفتارهای آن نقش می زنند اما بسیار اندک اند هنرپیشه گانی که پس از ایفای نقشی یا حتی حین اجرای آن، آنچه را بر او گذشته، تجربه کنند.

    «رویا میرعلمی»، بازیگر نقش «افسون»، در نمایش «در شوره زار» نقش دختری زیبارو و بیمارگون را بازی می کرد که محیط پیرامونش جسم و جان او را به تباهی کشانده و در شوره زاری بی انتها رها کرده است. او که نقش خود را با همه وجود درک کرده بود و دوست می داشت، دوشنبه شبی که 16 دی ماه بود، آنچنان مغروق نقش شد که احتیاط از کف داد و حین گریز از دست سربازی که «مجید صالحی» نقش او را بازی می کرد، زمانی که از پلکان بَد ساخته برجک که پایین می آمد، دچار شکستگی شدید زانوی پای راست شد و بر کف شوره زار فرو افتاد…

    رویا خود می گوید؛ صدای زانویم را شنیدم که شکست، صدایی که تصورش حال هر انسان حساسی را دگرگون می کند، صدایی که عینی شده و تجسم یافته شکسته شدن درون افسون بود. او آنچنان راحت و خونسرد از صدای شکستن زانو حرف می زند که انگار ترکه نازک خشکیده ای شکسته یا برگی پاییزی به زیر پا… و این همه به خاطر این است که او پیش تر شکستن درون و هستیِ افسون را به دست آدم های پیرامون او بارها و بارها به سهمگینانه ترین شکل شنیده بود، شنیده بود و دم برنیاورده بود، برای همین در پایان نمایش آنجا که «حسین مرادِ» نمایش نامه نویس می میرد، افسونِ خبرنگار با گریه از او التماس می کند کاری کند که او نیز چون خود حسین مراد فراموش شود، فراموش شود تا از هر آنچه دروغ و بیماری است، رهایی یابد، چرا که درد بزرگترین نشانه زنده بودن است و او این گونه زنده بودن را نمی خواهد که «بزرگترین نشانه اش درد است فقط…» این حرف ها را افسون و حسین مراد چندی پیش از پایان نمایش بر بالای برجک نگهبانی با هم گفته اند و ما هم شنیده ایم…

    آن شب، دوشنبه 16 دی ماه، که رویا با زانوی شکسته دردناک، مقابل چشمان بهت زده تماشاگران بر کف شوره زار افتاد و سخت نالید، زنده بودن خود را به اثبات رسانید، زنده بودن هنرپیشه ای که در نقشش می زید، با نقشش می زید و برای نقشش می زید… پس بسیار بار سپاسگزارِ اویم و بسیار بار آرزویِ بهبودی کامل و بازگشتش به صحنه ای را دارم که دوستش می دارد و زنده بودن خود را با آن معنا می کند…»

    شامگاه دوشنبه 16 دی ماه رویا میرعلمی یکی از بازیگران این نمایش به دلیل سقوط از ارتفاع، دچار آسیب دیدگی و شکستگی زانو شد و همین موضوع باعث توقف اجرای این نمایش شد اما با جایگزین شدن نسیم ادبی، اجرای نمایش از شب 22 دی ماه ادامه پیدا می‌کند.

  • «درشوره‌زار» به ایرانشهر بر می گردد

    «درشوره‌زار» به ایرانشهر بر می گردد

    46اجرای نمایش «در شوره‌زار» که به دلیل مصدومیت رویا میرعلمی بازیگر آن متوقف شده بود،‌ از سر گرفته می‌شود و قرار است نسیم ادبی دیگر بازیگر تئاتر، نقش رویا میرعلمی را بازی می‌کند.

    به گزارش MrArt.ir، حسین کیانی نویسنده و کارگردان این نمایش گفت: در جلسه‌ای که با بازیگران نمایش داشتیم به این نتیجه رسیدیم که خیلی تلخ و دردناک است که اجرای‌مان این گونه به پایان برسد. همه بچه‌ها از جمله رویا میرعلمی دوست داشتند اجرای نمایش ادامه پیدا کند تا هم به این شکل دردناک تمام نشود و هم رویا به لحاظ روحی ضربه نبیند.

    کیانی از جایگزین شدن نسیم ادبی به عنوان بازیگر نقش «افسون» که رویا میرعلمی نقش آن را بازی می‌کرد، خبر داد و افزود: با نسیم ادبی صحبت کردیم و قرار شد به مدت سه روز تمرین کنیم و اجرای‌مان از روز یکشنبه 22 دی ماه ادامه خواهد داشت.

    او با تقدیر از همراهی نسیم ادبی با گروه اجرایی نمایش «در شوره‌زار» اضافه کرد: ایشان خیلی شهامت و فداکاری به خرج داد و این مسئولیت دشوار را پذیرفت چون واقعا این گونه تمام شدن نمایش برای گروه غم انگیز و دردناک بود اما نسیم ادبی با شهامت و فداکاری خود، این سختی را پذیرفت.

    به گفته این هنرمند؛ نمایش «در شوره‌زار» که پیش از این برای شرکت در بخش مرور جشنواره تئاتر فجر انتخاب شده بود، در همین بخش در جشنواره نیز روی صحنه خواهد رفت.

    گفتنی است فریده سپاه منصور ،‌ علی سلیمانی‌، مجید صالحی‌، فهیمه امن زاده‌، احمد ساعتچیان‌ و وحید رهبانی دیگر بازیگران نمایش «در شوره‌زار» هستند که هر شب ساعت 20 به مدت 90 دقیقه به صحنه می‌رود.

    شامگاه دوشنبه 16 دی ماه رویا میرعلمی یکی از بازیگران این نمایش به دلیل سقوط از ارتفاع، دچار آسیب دیدگی و شکستگی زانو شد و همین موضوع باعث توقف اجرای این نمایش شد اما با جایگزین شدن نسیم ادبی، اجرای نمایش از شب 22 دی ماه ادامه پیدا می‌کند.

    ایسنا

  • اراده‌ای برای بهبود وضعیت تئاتر وجود ندارد

    اراده‌ای برای بهبود وضعیت تئاتر وجود ندارد

    حسین کیانی، رییس هیات مدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر معتقد است: اراده‌ای برای گسترش و بهبود وضعیت تئاتر وجود ندارد.

    این هنرمند تئاتر در گفت‌وگو با ایسنا، ادامه داد: در حال حاضر اراده‌ای برای بهبود وضعیت تئاتر وجود ندارد و ذات پویای این هنر است که باعث شده هنوز تئاتر وجود داشته باشد.

    وی با اشاره به شرایط دشوار تئاتر خاطرنشان کرد: اگر در مرکز هنرهای نمایشی اراده‌ای برای حل مشکلات تئاتر وجود داشته باشد این مرکز با وجود کمبود امکاناتش می‌تواند دیگر دستگاه‌های فرهنگی و هنری را نسبت به تئاتر حساس و دغدغه‌مند کند تا دست کم دیگر دستگاه‌های تصمیم‌ساز فرهنگی به کمک تئاتر بیایند.

    کیانی تصریح کرد: انتظار می‌رود مدیران و مسؤولان فرهنگی تئاتر وظایف خود را به نحو احسن و اکمل انجام دهند؛ چرا که هنرمند نمی‌تواند در راهروهای مجلس مشکلاتش را با نمایندگان و اعضای کمیسیون فرهنگی مطرح کند.

    این هنرمند تئاتر یادآور شد: وظیفه هنرمند تولید اثر خلاقه هنری است. همچنان که از مسؤولان انتظار دارد وظایف سازمانی خود را دقیق و درست انجام دهند. اما در حال حاضر به نظر می‌رسد چنین اراده‌ای در مسؤولان تئاتر ما وجود ندارد. زیرا تئاتر یک امر رها شده و سرگردان میان زمین و آسمان است.

    کیانی در عین حال تاکید کرد: آنچه به عنوان وظیفه مدیران مطرح می‌کنند خواسته‌ای است که همواره هنرمندان تئاتر داشته و دارند ما همیشه خواسته‌ایم مدیران تئاتر ما اهمیت و ضرورت تئاتر را برای مسؤولان ارشد کشور تبیین کنند که اگر چنین کنند و ضرورت تئاتر برای مسؤولان رده بالا شناخته شود، طبعا گشایشی هم در وضعیت تئاتر دیده می‌شود.

    این نمایشنامه‌نویس متذکر شد: هنرمند تئاتر تا حدی می‌تواند مصاحبه کند و یا در اثرش طرح موضوع کند اما دایره‌ی مخاطبان ما محدود است در حالی که مسؤولان هنری با مدیران ارشد مرتبط هستند و ساز و کار چانه‌زنی را می‌دانند؛ بنابراین می‌توانند تئاتر را به عنوان یک امر فاخر فرهنگی بشناسانند.

    وی با اشاره به دوره‌ی مدیریت علی منتظری در تئاتر اضافه کرد: دکتر منتظری توانست ضرورت تئاتر را برای نمایندگان مجلس و مدیران رده بالای نظام مشخص کند و این چنین بود که در دوره‌ی او شاهد رشد بسیار زیاد بودجه تئاتر بودیم.

    کیانی بر ضرورت آشناسازی جامعه با تئاتر تاکید و خاطرنشان کرد: این امر عزم چند جانبه‌ای را می‌طلبد و همان گونه که هنرمند در کار هنری خود کوتاهی نمی‌کند، توقع دارد مسؤولان هنری هم در انجام وظایفشان کوتاهی نکنند و تمام وقت و انرژی آنها صرف امور جزئی نشود.

    نویسنده و کارگردان نمایش‌های «مضحکه شبیه قتل»، «تکیه ملت» و «همسایه آقا» یادآور شد: در این سال‌ها هرگز ندیده‌ایم مرکز هنرهای نمایشی با دعوت از مسؤولان فرهنگی و نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس همایشی را برای درک ضرورت فرهنگی تئاتر برگزار کنند. در حالی که اگر این توجه‌ها جلب شود می‌توان امیدوار بود که اتفاقات بهتری برای تئاتر کشور رخ دهد.

    وی در ادامه این گفت وگو درباره‌ی برنامه‌های پیش روی کانون کارگردانان خانه تئاتر توضیح داد: حرکت کانون همیشه با بیان و امید همراه است چون شرایط تئاتر خاکستری رنگ است نه آن قدر تیره است که کاملا ناامیدکننده باشد و نه آن قدر سفید که امیدوار کننده باشد.

    کیانی اضافه کرد: با این حال کانون می‌کوشد سرپای خود بایستد و فکر می‌کنم در حال حاضر هم انتظاراتی که از ما وجود دارد‌، انتظارات معقولی باشد.

    رییس هیات مدیره کانون کارگردانان خانه تئاتر یادآور شد: اگر کانون کاری از دستش بربیاید حتما انجام خواهد داد همچنان که تلاش کرد مشکلات تعدادی از گروه‌های نمایشی را پیگیری کند ولی توان اینکه حقوق اجحاف شده گروه‌ها را باز پش بگیرد ندارد و تنها می‌تواند به پشتوانه‌ی جایگاه صنفی‌اش‌، صدای آن گروه را رساتر به گوش مسؤولان برساند.

    حسین کیانی با اشاره به محدودیت انجمن‌های صنفی در ایران گفت: کانون کارگردانان می‌کوشد در دایره اختیاراتش بهترین عملکرد را داشته باشد هرچند همه می‌دانیم دایره اختیارات انجمن‌های صنفی بسیار محدود است با این حال وظیفه صنفی اعضاست گاهی عملکرد انجمنشان را نقد کنند چون هر عملکردی قابل نقد و بررسی است.