برچسب: حسین امیدی

  • اجرای «پناه‌کاه» تمدید شد/ تغییر ساعت و بهای بلیت

    اجرای «پناه‌کاه» تمدید شد/ تغییر ساعت و بهای بلیت

    نمایش «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه به مدت ۱۰ شب و تا چهاردهم مرداد تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه و با بازی حسین امیدی، آیدین بهاری، مینا زرنانی، میلاد معیری، آذین نظری، میثم نوروزی، مهدی یگانه که از دوم تیر در سالن ناظرزاده‌ تماشاخانه ایرانشهر اجرای خود را آغاز کرده بود تا پانزدهم مرداد و به مدت ۱۰ اجرا در این تماشاخانه تمدید شد.

    با توجه به درخواست مخاطبان این نمایش مبنی بر کاهش قیمت بلیت و همچنین درک شرایط اقتصادی مخاطبان تئاتر، به خواست گروه اجرایی بهای بلیت این نمایش با ۲۵ درصد کاهش قیمت ۹۰ هزار تومان خواهد بود و روزهای یکشنبه نیز دانشجویان می‌توانند با ارائه‌ کارت دانشجویی به گیشه‌ تماشاخانه از ۳۰ درصد تخفیف برخوردار شوند.

    ساعت اجرای نمایش تا روز هفتم مرداد به روال قبل ساعت ۱۸:۴۵ و پس از این تاریخ به ۲۰:۳۰ تغییر خواهد کرد.

    سایر عوامل اجرایی گروه عبارتند از فواد خراباتی مجری طرح، سعید حسنلو طراح صحنه، الهام شعبانی طراح لباس، علی کوزه‌گر طراح نور، بهاره اسدی طراح گریم، سینا افشار طراح گرافیک، امیرعلی حسینی طراح صدا، گروه کهربا موسیقی، حمید میرزائی ساخت مجسمه، آوا فیاض مدیر مارکتینگ و روابط‌عمومی، بدلکاران ۱۳ تیم اجرای پرواز، رضا جاویدی و نسترن عبدی عکاس، ماهان صادقی دستیار کارگردان، علی سیبی دستیار تولید، نیلوفر قرائی منشی صحنه، مهسا اسمعیل‌زاده دستیار لباس، هیوا امین‌زاده، کیمیا جواهری، سمانه عشقی‌آذر مجریان گریم، مریم نورالدینی، یاسین یوسفی مدیران صحنه، عاطفه آقاسی، صحیفه رنگرز تیم تبلیغات.

  • تجربه عجیب حضور در «پناه‌کاه»/ تئاتر برایم جذاب‌تر از تصویر است

    تجربه عجیب حضور در «پناه‌کاه»/ تئاتر برایم جذاب‌تر از تصویر است

    حسین امیدی بازیگر نمایش «پناه کاه» که این روزها در سالن ناظرزاده کرمانی روی صحنه است درباره ویژگی‌های نقش و دلائل کم‌کاری‌اش در سال‌های اخیر در تئاتر توضیحاتی ارائه داد.

    حسین امیدی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که این روزها در نمایش «پناه کاه» در نقش رایان ایفای نقش می‌کند درباره تفاوت این نقش با نقش‌هایی که قبلاً بازی کرده به تئاتر آنلاین گفت: نقش رایان و جنس بازی که فرید قادرپناه می‌خواست شبیه نقش‌هایی است که زمان‌های گذشته در دوره دانشجویی تجربه‌اش کرده بودم؛ نقش‌های بیرونی، اکتیو با فیزیک فعال و شکل بیان گویای مطنطن بلند. از آن جایی که در چند سال گذشته تجربه کار با حسن معجونی را داشتم و در کارهای او بیشتر به سمت بازی‌های ظریف‌تر و درونی‌تر رفته بودم، کمی دوباره برگشتن به این فضا سخت بود و در نهایت از آنجایی که این نمایش آن شکل از اجرای نقش را می‌طلبید، سعی کردم در مسیری که کارگردان تعریف کرده و متن پیشنهاد می‌دهد حرکت کنم.

    وی با اشاره به ویژگی‌های این نمایش که وی را ترغیب به حضور در آن کرده است، عنوان کرد: در این نمایش سربازی به نام رایان حین فرار در جنگ، داخل چاله‌ای می‌افتد و وارد مکان عجیبی به نام «پناه‌کاه» می‌شود. مهم‌ترین چیزی که نمایشنامه «پناه‌کاه» را برای من فارغ از همه ضعف‌ها و قوت‌ها جذاب می‌کرد، نکته‌ای است که تلاش می‌کند تا به تماشاگر منتقل شود؛ اینکه وقتی در جامعه استبدادی رشد می‌کنی احتمال اینکه بعد از سقوط یک دوره دیکتاتوری به دلیل کودتا، حمله نظامی خارجی و یا به هر دلیل دیگر، جامعه دچار یک دیکتاتوری جدید شود بسیار بیشتر از آن است که به یک وضعیت آزاد غیراستبدادی تبدیل شود چرا که جامعه غیراستبدادی نیازمند آدم‌های غیراستبدادخواه است.

    امیدی ادامه داد: مگر اینکه جامعه به وسیله مطالعه، دیدن، مسافرت کردن و مشاهده جوامع دیگر، مهم‌تر از هر چیز مطالعه تاریخ، تاریخ سیاسی کشورهای مختلف جهان، بینشی متفاوت از بینش قبل پیدا کند وگرنه صرف تغییر، مرگ یا فروافتادن دیکتاتور، ما را به یک جامعه آزاد نخواهد رساند.

    تجربه عجیب حضور در «پناه‌کاه»/ تئاتر برایم جذاب‌تر از تصویر است

    بازیگر سریال «ساخت ایران» درباره تجربه همکاری با قادرپناه توضیح داد: من فرید قادر پناه را پیش از این اجرا نمی‌شناختم و تا به حال اجرایی از وی ندیده بودم. متن به واسطه فواد خراباتی مجری طرح پروژه که سال‌هاست او را می‌شناسم به دستم رسید و خواندم. همان‌طور که گفتم داستان نمایش برای من خیلی جذاب بود و باعث شد که دوست داشته باشم فرید قادر پناه را بشناسم و با او کار کنم. از زمانیکه کار را با هم شروع کردیم بسیار منعطف بود و خیلی موارد را با توافق دونفره به نسبت اجرای قبلی تغییر دادیم. به هرحال اجرای قبلی با بازی بازیگر دیگری بوده با بینش و اجرای متفاوت. قادرپناه کارگردان بسیار همراهی بود و این همکاری برای من تجربه خوبی رقم زد.

    وی درباره تفاوت تماشاگران بعد و قبل از کرونا با توجه به اینکه در این دوران در تئاتری بازی نکرده است، بیان کرد: تفاوت تماشاگر قبل و بعد از کرونا را با کاری می‌شود فهمید که مجدد روی صحنه برود. من تفاوت چندانی متوجه نشدم تنها به یاد دارم بعد از محدودیت‌های کرونا، شور و شوق بیشتری در تماشاگرها بود و همه سالن‌ها تقریباً پر می‌شدند. الان این شوق کمتر شده غیر از اجراهایی که خیلی ویژه هستند.

    بازیگر فیلم سینمایی «مطرب» درباره حضور کم رنگش در تئاتر در سال‌های اخیر گفت: فکر می‌کنم به دلیل فعالیتم در مجموعه «ساخت ایران ۳» و قبل از آن فیلم سینمایی «شبگرد» آقای موتمن و قبل‌تر از آن هم سریال «همگناه»، در تئاتر کمتر حضور داشتم. دلیل کم کاری در دوره کرونا خیلی مربوط به تئاتر هم نیست. در این دوره چند فیلم هم پیشنهاد شد که رد کردم به خاطر اینکه در آن ایام خیلی نگران بودم و به دلیل مشکل ریه‌ای که دارم کمی نگران‌تر از بقیه بودم که چه اتفاقی ممکن است بیافتد. بعد از اینکه واکسن آمد و کمی با این پدیده غریبه آشنا شدیم، سر پروژه‌ها رفتم. به همین خاطر تعداد ۴-۵ پروژه تئاتر و فیلم بود که به دلیل کرونا از دست دادم.

    تجربه عجیب حضور در «پناه‌کاه»/ تئاتر برایم جذاب‌تر از تصویر است

    امیدی درباره علاقه اش به تئاتر با توجه به اینکه در سال‌های اخیر بیشتر جذب آثار تصویری شده است، یادآور شد: باید بگویم که همچنان و احتمالاً تا زمانی که توانایی کار کردن داشته باشم، تئاتر برایم بسیار جذاب‌تر و بااهمیت‌تر از تصویر است. وقتی در تئاتر بازی می‌کنم احساس بهتری دارم. آدم‌های فعال در تئاتر را بیشتر می‌پسندم تا آدم‌های فعال پیرامون امور تصویر. تئاتری‌ها انسان‌های صاف و ساده‌تری هستند و به خودم نزدیک‌ترند. به واسطه همین احساس بهتری در جمع تئاتری‌ها دارم و خودم را تئاتری می‌دانم. البته اگر تئاتری‌ها من را بخشی از خود و این جامعه بدانند.

    بازیگر نمایش «آدولف» در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: از اولین اجرای من ۲۰ سال می‌گذرد. «رام کردن زن سرکش» اولین اجرای من در سال ۱۳۸۱ بوده و الان ۱۴۰۱ هستیم. در این ۲۰ سال شاید در ۴۰ تا یا ۵۰ تئاتر بودم. خیلی‌هایش اجرا رفته، خیلی‌ها اجرا نرفته، برخی فقط جشنواره اجرا رفته یا بعضی موارد چندین بار اجرا رفته‌اند. از این نظر بیش از اینکه در اتاقم باشم شاید روی صحنه تئاتر و پلاتوهای تمرین بودم. برای همین خودم را متعلق به این فضا می‌دانم و از نظر خودم تئاتر را می‌شناسم و برایش احترام ویژه‌ای قائل هستم. اگر مقتضیات وضعیت معیشتی و شکل تبلیغات و … نبود شاید اینقدر بین تئاتر و تصویر تردید نداشتم. به هر حال پول بیشتری سمت تصویر هست و یک شهرتی به همراه دارد که الان خیلی مهم شده است. شاید دوره‌ای که ما شروع کردیم در این حد شهرت اهمیتی نداشت اما امروزه شهرت بخشی از نیروی فرد می‌شود حتی در تئاتر. به همین دلیل یک بازیگر اگر وقت، حوصله و انرژی کافی داشته باشد بهتر است هم در تئاتر و هم تصویر فعالیت کند.

    نمایش «پناه کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه تا ۳ مرداد ماه ساعت ۱۸:۴۵ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.

    بازیگران نمایش (به ترتیب الفبا) عبارتند از حسین امیدی، آیدین بهاری، مینا زرنانی، میلاد معیری، آذین نظری، میثم نوروزی، مهدی یگانه.

  • گروه «کهربا» اجرای زنده موسیقی «پناه‌کاه» را بر عهده گرفت

    گروه «کهربا» اجرای زنده موسیقی «پناه‌کاه» را بر عهده گرفت

    گروه «کهربا» هر شب موسیقی «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه را روی صحنه اجرا می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، گروه «کهربا» بعد از موفقیت در برنامه «بندبازی» در اولین تجربه تئاتری خود موسیقی «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه را هر شب همراه با بازیگران نمایش، روی صحنه اجرا می‌کند.

    «گروه کهربا» سال ۹۷ تاسیس شده و سال ۱۴۰۰ در برنامه‌ی «بندبازی» شرکت کرد که از بین ۱۱۰۰ گروه جزو ۱۶ گروه برتر این برنامه شد.

    آرین طهماسبی (خواننده و گیتار ریتم)، سینا بلبلی (گیتار ریتم)، خشایار زارعی (گیتار بیس)، امیر عزیزی (نوازنده پیانو و سینتی سایزر)، سینا طرح‌ساز (درامز) اعضای این گروه هستند.

    حسین امیدی، آیدین بهاری، مینا زرنانی، میلاد معیری، آذین نظری، میثم نوروزی، مهدی یگانه (به ترتیب حروف الفبا) در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.

    فواد خراباتی مجری طرح، سعید حسنلو طراح صحنه، الهام شعبانی طراح لباس، علی کوزه‌گر طراح نور، بهاره اسدی طراح گریم، سینا افشار طراح گرافیک، امیرعلی حسینی طراح صدا، آوا فیاض مدیر مارکتینگ و روابط عمومی، رضا جاویدی و نسترن عبدی عکاس، ماهان صادقی دستیار کارگردان، علی سیبی دستیار تولید، نیلوفر قرائی منشی صحنه، مریم نورالدینی، یاسین یوسفی مدیران صحنه، قادرپناه را در این نمایش همراهی می‌کنند.

    «پناه‌کاه» کاری است از گروه تئاتر ریگولیتو که از دوم تیرماه ساعت ۱۸:۴۵ به مدت ۷۵ دقیقه در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت. پیش‌فروش بلیت این نمایش نیز هم‌اکنون آغاز شده است.

    دیگر عوامل عبارتند از: ماهان صادقی (دستیار کارگردان)، علی سیبی (دستیار تولید)، نیلوفر قرائی (منشی صحنه)، مریم نورالدینی، یاسین یوسفی (مدیران صحنه).

  • گروه «کهربا» اجرای زنده موسیقی «پناه‌کاه» را برعهده گرفت

    گروه «کهربا» اجرای زنده موسیقی «پناه‌کاه» را برعهده گرفت

    گروه «کهربا» هر شب موسیقی «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه را روی صحنه اجرا می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، گروه «کهربا» بعد از موفقیت در برنامه «بندبازی» در اولین تجربه تئاتری خود موسیقی «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه را هر شب همراه با بازیگران نمایش، روی صحنه اجرا می‌کند.

    «گروه کهربا» سال ۹۷ تاسیس شده و سال ۱۴۰۰ در برنامه‌ی «بندبازی» شرکت کرد که از بین ۱۱۰۰ گروه جزو ۱۶ گروه برتر این برنامه شد.

    آرین طهماسبی (خواننده و گیتار ریتم)، سینا بلبلی (گیتار ریتم)، خشایار زارعی (گیتار بیس)، امیر عزیزی (نوازنده پیانو و سینتی سایزر)، سینا طرح‌ساز (درامز) اعضای این گروه هستند.

    حسین امیدی، آیدین بهاری، مینا زرنانی، میلاد معیری، آذین نظری، میثم نوروزی، مهدی یگانه (به ترتیب حروف الفبا) در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.

    فواد خراباتی مجری طرح، سعید حسنلو طراح صحنه، الهام شعبانی طراح لباس، علی کوزه‌گر طراح نور، بهاره اسدی طراح گریم، سینا افشار طراح گرافیک، امیرعلی حسینی طراح صدا، آوا فیاض مدیر مارکتینگ و روابط عمومی، رضا جاویدی و نسترن عبدی عکاس، ماهان صادقی دستیار کارگردان، علی سیبی دستیار تولید، نیلوفر قرائی منشی صحنه، مریم نورالدینی، یاسین یوسفی مدیران صحنه، قادرپناه را در این نمایش همراهی می‌کنند.

    «پناه‌کاه» کاری است از گروه تئاتر ریگولیتو که از دوم تیرماه ساعت ۱۸:۴۵ به مدت ۷۵ دقیقه در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت. پیش‌فروش بلیت این نمایش نیز هم‌اکنون آغاز شده است.

    دیگر عوامل عبارتند از: ماهان صادقی (دستیار کارگردان)، علی سیبی (دستیار تولید)، نیلوفر قرائی (منشی صحنه)، مریم نورالدینی، یاسین یوسفی (مدیران صحنه).

  • حسین امیدی وارد «پناه‌کاه» شد/ معرفی بقیه بازیگران

    حسین امیدی وارد «پناه‌کاه» شد/ معرفی بقیه بازیگران

    بازیگران نمایش «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه که از دوم تیر در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه خواهد رفت، معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌ عمومی گروه، بازیگران نمایش «پناه‌کاه» به نویسندگی و کارگردانی فرید قادرپناه به ترتیب حروف الفبا حسین امیدی، آیدین بهاری، مینا زرنانی، میلاد معیری، آذین نظری، میثم نوروزی، مهدی یگانه هستند که در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.

    «پناه‌کاه» از دوم تیرماه ساعت ۱۸:۴۵ به مدت ۷۵ دقیقه در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر روی‌ صحنه خواهد رفت.

    مجری طرح این نمایش فواد خراباتی و تهیه‌کننده گروه تئاتر ریگولیتو هستند.

    ماهان صادقی دستیار کارگردان، علی سیبی دستیار تولید، نیلوفر قرائی منشی صحنه، نازنین عسگری و یاسین یوسفی مدیران صحنه از دیگر عوامل این نمایش هستند.

    فرید قادرپناه سال گذشته نمایش «درخت شیشه‌ای آلما» را در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه برد. قادرپناه متولد سال ۱۳۶۳ دارای مدرک کارشناسی عمران است. او از سال ۱۳۸۶ با گذراندن دوره‌های هنری از جمله بازیگری، کارگردانی، نمایشنامه‌نویسی، فیلمنامه‌نویسی و … زیر نظر اساتید مختلف وارد دنیای هنر شد و سپس گروه تئاتر ریگولیتو را تشکیل داد و با کارگردانی نمایش «شبی بیرون از خانه» در سال ۱۳۹۳ به طور جدی وارد دنیای تئاتر شد. «آوریل ۱۹۱۲»، «بازگشت به خانه»، «پناه‌کاه» و «بوی گند دهان خانم مارکز» دیگر نمایش‌های او هستند.

  • «در انتظار آدولف» باشید/ چالش انتخاب اسم برای کودک به دنیا نیامده

    «در انتظار آدولف» باشید/ چالش انتخاب اسم برای کودک به دنیا نیامده

    تماشای فیلم تئاتر «در انتظار آدولف» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی می تواند گزینه مناسبی برای علاقه مندان به هنرهای نمایشی در ایام نوروز باشد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای علاقه‌مندان به تئاتر است که به دیدن آثار نمایشی روی صحنه که معمولاً از ۷ فروردین ماه اجراهای خود را آغاز می‌کنند، بنشینند اما در طول ۲ سال گذشته با توجه به تعطیلی تماشاخانه‌ها و مراکز هنری در ایام تعطیلات نوروزی به دلیل جلوگیری از شیوع بیماری کرونا و لزوم در منزل ماندن اکثر مردم، استقبال از دیدن فیلم‌تئاترهای مختلف توسط علاقه مندان به هنرهای نمایشی بیشتر شده است. البته امسال با کنترل وضعیت بیماری و عادی‌تر شدن شرایط از نیمه دوم تعطیلات نوروزی نمایش‌های مختلفی در تماشاخانه‌های تئاتری روی صحنه می‌روند یا اجرای سال قبلشان را ادامه می‌دهند و شهروندان تهرانی و یا مهمانان نوروزی که به پایتخت می‌آیند می‌توانند به دیدن این آثار بنشینند اما با این وجود دیدن فیلم تئاتری قدیمی و جدید برای افرادی که دیدن یک نمایش اجرا شده را از دست داده‌اند، علاقه‌مندانی که به دنبال تکمیل آرشیوشان هستند و یا در تهران زندگی نمی‌کنند و دیدن نمایش‌هایی که در مرکز تئاتر کشور به صحنه می‌رود برایشان امکان پذیر نیست، خالی از لطف نخواهد بود.

    در همین راستا به روال سال‌های قبل در گزارش‌هایی جداگانه به معرفی فیلم تئاترهایی می‌پردازیم که در زمان اجرای عمومی مورد توجه قرار گرفتند و حتی فیلم تئاترهایشان نیز بعد از انتشار همچنان پرمخاطب هستند. از این رو دیدن فیلم تئاتر «در انتظار آدولف» به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی به علاقه مندان هنرهای نمایشی پیشنهاد می‌شود.

    نمایش «در انتظار آدولف» سال ۹۶ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر و تئاتر مستقل تهران به صحنه رفت و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. این اثر نمایشی نوشته ماتیو دلاپرته و الکساندر دلاپاتلیر با نام اصلی «اسم کوچک» که تاکنون اقتباس‌های زیادی از آن برای اجرا شده است که علیرضا کوشک جلالی نیز با شیوه منحصر به فرد خود در کارگردانی این نمایش را برای اجرا آماده کرده بود.

    اشکان خطیبی، آناهیتا درگاهی، حسین امیدی، آوا شریفی و رضا مولایی بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    «در انتظار آدولف» زندگی انسان‌هایی را روایت می‌کند که علیرغم ظاهر فرهیخته و اهل فرهنگ و ادبشان، افرادی بسیار دگم و سطحی نگر هستند.

    در خلاصه این نمایش آمده است: در یک مهمانی دوستان عزیزتر از جان، بیان «یک شوخی بی مزه» باعث می‌شود تا قبرها شکافته شوند و ارواح خبیثه شروع به رژه رفتن کنند. طی بحث‌ها، ماسک‌های «تفاهم و دوستی» بی رحمانه بر زمین می‌ریزند و موقعیت‌های ابزورد و گروتسک، همراه با آتشفشانی از دیالوگ‌های گزنده و بی نظیر که یادآور سنت کمدی‌های انتقادی / اجتماعی فرانسه است، بر سر مخاطب فرود می‌آیند.

    ماجرا از این قرار است که در یک مهمانی دوستانه، وینست (اشکان خطیبی) اعلام می‌کند که می‌خواهد نام فرزند در راهشان را «آدولف» بگذارد و تنش ابتدایی داستان که در ادامه شعله درگیری‌ها را می‌افروزد از همین جا کلید می‌خورد چون با وجودی که وینست می‌گوید منظورش از این نامگذاری نه اظهار ارادت به دیکتاتور خون‌ریز آلمان نازی بلکه شاعری هم‌نام او است اما دوستان وینسنت او را متهم به نژاد پرستی و فاشیست بودن می‌کنند چرا که اسم آدولف هر کسی را یاد هیتلر می‌اندازد. ماجرا به همینجا ختم نمی‌شود و آنها ظاهر متمدن خود را به زودی کنار زده و سر هر مسئله حتی بی اهمیتی به همدیگر پرخاش می‌کنند…

    دیدن این فیلم تئاتر در ایام نوروز می‌تواند گزینه مناسبی برای علاقه مندان به هنرهای نمایشی باشد چون می‌توانند با دیدن این اثر لحظات مفرحی را در کنار خانواده سپری کنند و از دیدن کارگردانی درست و اصولی یک نمایش و بازی‌های جذاب اثر لذت ببرند.

    این روزها علاقه مندان به دیدن فیلم‌تئاترها می‌توانند این محصولات را با خرید اینترنتی و تماشا در وی او دی‌ها و پلتفورم های مختلف نمایش فیلم تماشا کنند.

  • بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد جزو آثار ابتدایی دهه ۹۰ بود که توسط یک گروه جوان و خلاق شکل گرفت و توانست جوایز اصلی جشنواره تئاتر فجر را از آن خود کند.

    خبرگزاری مهر -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در سی یکمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» به کارگردانی سمانه زندی‌نژاد رفته‌ایم.

    «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» از جمله آثار اجرا شده در ابتدای دهه ۹۰ است که توسط گروهی از دانشجویان بااستعداد و خلاق طراحی شده بود. این نمایش ابتدا در سی امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به صحنه رفت و برنده جایزه اول کارگردانی، طراحی صحنه، متن، تقدیر بازیگری مرد و کاندیدای بازیگری مرد از بخش مسابقه جشنواره شد. پس از دیده شدن در جشنواره بود که سیدصادق موسوی رئیس وقت مجموعه تئاترشهر به این گروه جوان پیشنهاد اجرا در تالار سایه را داد در حالی که در آن دوران وضعیت مثل امروز نبود که هر جوان تازه از راه رسیده و کم تجربه‌ای بتواند به راحتی در مکانی مانند تئاترشهر اجرای عمومی داشته باشد.

    این اتفاق در حالی رخ داد که به دلیل فضای متفاوت و تجربه‌گرای اثر، این قابلیت وجود نداشت که ذهنیت کارگردان و شیوه‌ای که برای روایت و اجرای نمایش انتخاب کرده است در متن نمود یابد از این رو نمایشنامه ابتدا در مرحله تایید متن در جشنواره تئاتر فجر رد شده بود اما طی فرایندی نهایتاً توانست به جشنواره راه یابد و در کمال ناباوری اکثر جایزه‌های اصلی بخش مسابقه را از آن خود کند.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    این نمایش در فضایی فانتزی مفاهیمی چون زمان، سرنوشت، مرگ، خرافه، جبر، تکرار و … را واکاوی می‌کند. پیرمردی به نام آقا عبدالصمد میراث دار دستگاهی است به نام «نقره‌ها» که به وسیله تسلط بر آن می‌تواند آهنگ زمان را در دست گیرد. او می‌خواهد طبق قاعده‌ای، فرزند خود را نیز با میراث اجدادش (نحوه کار با دستگاه) آشنا کند اما فرزند او که سودای فوتبال را در سر دارد دل به یادگیری فنون «نقره‌ها» نمی‌دهد.

    حالا سال‌ها گذشته و پسر خود صاحب خانواده‌ای شده است. در آن روز خاص که اتفاقات نمایش در آن رخ می‌دهد پسر دستگاه «نقره‌ها» را دستکاری می‌کند و به همین سبب زمان در همان روز که قرار است فرزند پسرش (داداش) از خدمت سربازی به خانه بازگردد، متوقف می‌شود. این روز خاص و اتفاقات آن را ترانه یکی از دخترهای خانواده در خواب می‌بیند و سعی می‌کند با هر بار تکرار از اتفاقات این روز که مهمترین آنها مرگ داداش به سبب خوردن تکه‌ای از سیب است جلوگیری کند، اما به دلیل بر هم خوردن دستگاه «نقره‌ها» نمی‌تواند موفق شود تا اینکه در خواب خود به گذشته رفته و معمای حل شدن این اتفاق را از زبان پدربزرگ خود (آقا عبدالصمد) می‌شنود و با از بین بردن دستگاه «نقره‌ها» منطق دیگری را بر زندگی خانواده جاری می‌کند. به این ترتیب در صحنه پایانی می‌بینیم زندگی بر پایه واقعیت پیش می‌رود و پدر به خواسته خود رسیده و به عنوان یک مربی بزرگ فوتبال قرار است قراردادی با او منعقد شود و با وجود اینکه زمینه مرگ برای پسری که توپش را به خانه آنها انداخته وجود دارد، ولی هیچ مرگی رخ نمی‌دهد…

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» از ۲۵ اردیبهشت تا ۹ تیر ۱۳۹۱ در تالار سایه مجموعه تئاترشهر به صحنه رفت و مورد استقبال مخاطبان و منتقدان تئاتر نیز قرار گرفت. آذر خوارزمی، محمدرضا علی اکبری، فرزانه سهیلی، غزاله رشیدی، محمدجواد ذوالقدر، حسین امیدی بازیگران این اثر نمایشی بودند که بعد از گذشت نزدیک به یک دهه از اجرای این نمایش هرکدام از بازیگران و البته سمانه زندی نژاد کارگردان اثر جایگاه متفاوتی در فضای تئاتر، سینما و تلویزیون کشور پیدا کرده‌اند.

    سمانه زندی نژاد در گفتگو با تئاتر آنلاین مروری بر شکل‌گیری و ویژگی‌های این اثر نمایشی داشته است. وی درباره فرایند تولید نمایش و تلاش و انرژی که گروه برای حضور در جشنواره تئاتر فجر داشتند، گفت: آن زمان که تصمیم به آماده‌سازی این نمایش گرفتیم همگی دانشجو بودیم و گروه تئاتری به نام «مدرسه» داشتیم. به دلیل اینکه در فراخوان جشنواره سی ام تئاتر فجر که آقای رحمت امینی دبیری آن را برعهده داشت شرایط برای حضور جوانان و دانشجویان در بخشی به نام «نگاه نو» بیشتر از گذشته فراهم بود و گروه‌ها می‌توانستند از این بخش وارد بخش مسابقه اصلی نیز بشوند ما نیز عزممان را جزم کردیم که حتماً در جشنواره حضور داشته باشیم.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    وی ادامه داد: من و فرزانه سهیلی اعضای ثابت گروه بودیم و حسین امیدی و غزاله رشیدی و دیگر بازیگران نیز در کنارمان بودند. فرزانه ایده‌ای داشت که من از آن خوشم آمد و شروع به نوشتنش کردم اما متنی که نوشتم کار جذابی از آب درنیامد اما می‌دانستم که ایده آنقدر جذاب است که می‌شود رویش کار کرد از همین رو با هم گپ و گفت زیادی در زمینه شکل‌گیری درست ایده داشتیم تا کار را به جایی رساندیم که قابلیت نگارش داشت. بعد از آن به سراغ سلما محسنی که او هم دانشجو و از بچه‌های دانشگاه تهران بود، رفتیم و قرار شد او متن را برایمان بنویسد. بعد از اتمام نگارش، متن را برای تصویب به شورای بازخوانی دادیم اما آنقدر به کارمان مطمئن بودیم و می‌دانستیم که نمایشنامه تایید می‌شود که قبل از اعلام نتایج تمرین‌ها را آغاز کرده بودیم. آن زمان شور و هیجان و انگیزه بسیار زیادی برای تئاتر کار کردن داشتیم و هدفمان این بود که باید به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا کنیم.

    این کارگردان تئاتر درباره بازیگران نمایش نیز توضیح داد: کار در طول تمرین‌ها و به شکل کارگاهی شکل می‌گرفت از این رو برخی از بازیگرانی را که برای کار دعوت می‌کردیم به ما اعتماد نمی‌کردند و ما مجبور شدیم بازیگران زیادی را در طول تمرین‌ها تغییر دهیم. در واقع به جز بازیگران گروه خودمان که با فرایند تمرین و شیوه کارگردانی من آشنا بودند بقیه بازیگرانی که از بیرون وارد کار می‌شدند، نمی‌توانستند با نمایش و شیوه کارگاهی شکل‌گیری اثر ارتباط برقرار کنند اما خود ما به کاری که می‌کردیم مطمئن بودیم.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    زندی نژاد یادآور شد: تمرین‌های ما ادامه داشت تا اینکه جواب شورای بازخوانی متن آمد و مشخص شد که متن ما رد شده است. من آنقدر به درستی کاری که می‌کردم مطمئن بودم که اصلاً باورم نمی‌شد کار تایید نشده است. متاسفانه در متنی که به جشنواره ارائه داده بودیم شیوه اجرایی که در اجرای کار مد نظرمان به درستی منتقل نمی‌شد از این رو هم شورای بازخوانی و هم بازیگران متوجه منظور ما نمی‌شدند. من از پذیرفته نشدن متن خیلی ناراحت و افسرده بودم تا اینکه روزی میلاد نیک آبادی که ناراحتی‌ام را دید من را نزد رحمت امینی در دانشگاه خودمان برد و من آنجا برای ایشان توضیح دادم که کار چه ویژگی‌هایی دارد و نمایش خوبی از کار درآمده است. با وجودی که متن تایید نشده بود از رحمت امینی وقت بازبینی خواستم و وی هم از حق دبیری خودش استفاده کرد و نمایش ما را در نوبت بازبینی قرار داد. ما شروع به تمرین کردیم اما متاسفانه باز هم با مشکل روبرو شدیم و زمانی که موقع بازبینی‌ها فرا رسید سعید اسدی که ریاست هیات بازبین‌ها را برعهده داشت، اعلام کرد به دلیل اینکه حجم کارها زیاد است دیگر فرصت نمی‌کنیم کارهایی را که رد شده‌اند، بازبینی کنیم.

    کارگردان نمایش «آن دیگری» عنوان کرد: اما من باز هم ناامید نشدم و نزد آقای اسدی در اداره تئاتر که محل بازبینی کارها بود، رفتم. آنجا آنقدر ناراحت و مستأصل بودم که به گریه افتادم و از آقای اسدی خواستم که کار ما را بازبینی کند. وی که حال روحی من را دید به من گفت «حواست باشد وقتی بازبینی می‌روی گریه نکنی» و این‌طور شد که بالاخره توانستم وقت بازبینی بگیرم و خوشبختانه از همان مرحله بازبینی با توجه به عکس‌العمل بازبین‌ها متوجه شدیم که کار مورد توجه قرار گرفته است.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    وی متذکر شد: نمایش در جشنواره دیده شد و بعد از جشنواره هم چون دانشجو بودیم و آن زمان به راحتی نمی‌شد در جایی مثل تئاترشهر به صحنه رفت امید داشتیم که شاید بتوانیم در کارگاه نمایش اجرا داشته باشیم و بالاخره وارد تئاترشهر شویم اما فردای اختتامیه جشنواره سیدصادق موسوی که آن زمان رئیس تئاتر شهر بود با من تماس گرفت و در کمال ناباوری پیشنهاد داد که اجرا برویم. این اتفاق خیلی برای ما جذاب بود چون آن زمان شرایط مانند امروز نبود که به راحتی بتوانیم در هر سالنی که می‌خواهیم اجرا برویم و یا سالن‌های خصوصی وجود داشته باشد و بشود آنجا نمایش را به صحنه برد.

    زندی نژاد درباره ایده شکل‌گیری نمایش و پرداختن به موتیف هایی مثل زمان، سرنوشت، تکرار و … توضیح داد: در گروهمان درباره مساله زمان زیاد صحبت می‌کردیم و با توجه به کار قبلی گروه که در آن بازی با زمان داشتیم دغدغه زمان در مباحثمان زیاد مطرح بود از این رو به این نتیجه رسیدیم که اگر در نمایش جدیدمان به مبحث زمان به صورت غیررئالیستی نگاه کنیم چه اتفاقی می‌افتد. در این نمایش خانواده‌ای تعریف می‌شوند که در یک روز سه شنبه خاصی گیر افتاده بودند و در واقع چیزی که خود من مد نظرم بود و در گروه نیز دوست داشتیم این ایده را جلو ببریم بازی بین سرنوشت و زمان بود. اینکه اعتقاد به سرنوشت چقدر براساس تعاریف سنتی، مذهبی و حتی خرافی در ما وجود دارد و چقدر می‌شود با این مفاهیم بازی کرد. البته قرار نبود در این زمینه حکمی صادر کنیم چون فقط داشتیم پرسش‌هایمان را درباره بحث زمان و سرنوشت مطرح می‌کردیم و اینکه وقتی این خانواده در یک روز گیر می‌افتند اگر سرنوشت یکی از آنها مرگ است آیا قرار است همچنان این سرنوشت تکرار شود یا اینکه چقدر می‌شود جلو جبر را گرفت. بازی بین جبر و اختیار هم جزو مفاهیمی بود که در نمایش مطرح می‌شود.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    وی اضافه کرد: نکته دیگر اینکه چقدر اتفاق و حادثه می‌تواند روی جبر و اختیار بشر تاثیر بگذارد. همه این موارد کلیت اثر را تشکیل می‌داد که قاعدتاً در یک فضای فانتزی می‌شد نمایشش داد. البته چنین کانسپتی باعث می‌شد تا حدودی فرم نمایش به هم بریزد که آن زمان در مقابل چنین ایده پردازی گارد وجود داشت و باعث می‌شد برخی نمایش را دوست نداشته باشند. ما چاره‌ای نداشتیم که این ریسک را انجام دهیم چون با ایده‌ها و مفاهیمی که مد نظرمان بود فقط در این قالب می‌توانستیم آنها را به تصویر بکشیم و میزان تکراری که در نمایش شاهدش هستیم برای این فرم از روایت لازم بود.

    کارگردان نمایش «کلاغ» در پاسخ به این پرسش که اگر دوباره بخواهد این نمایش را به صحنه ببرد آیا باز هم همان فرم و شیوه اجرایی را مد نظر قرار می‌دهد، گفت: زیاد اعتقادی به بازتولید ندارم چون معتقدم مثلاً نمایش «به مراسم مرگ داداش خوش آمدید» محصول همان دوره‌ای بوده که همه ما دانشجو بودیم و در کنار هم ایده پردازی می‌کردیم. فرم و کانسپت و فضاسازی نمایش نیز از همان دوره آمده است از این رو معتقدم به هیچ وجه دیگر نمی‌شود اثری را به همان شکل گذشته بازتولید کرد و اگر بخواهم دوباره این نمایش را بازتولید کنم اصلاً تصوری از کار ندارم چون هنوز وارد فضای نمایش نشده‌ام که بدانم چه چیزی در انتظارم است ولی می‌دانم قطعاً نمایش فاصله زیادی از چیزی که آن موقع ما با هم ساختیم خواهد داشت.

    بازی جبر و اختیار در «مراسم مرگ داداش»/ چگونه زمان را متوقف کنیم؟

    وی درباره انتخاب شیوه‌های مختلف اجرا و فضاسازی و متون متفاوت در طول دوره کاری‌اش توضیح داد: معتقدم تئاتر هنری است که تاریخ مصرف دارد و محصول دوره و زمان خودش است و بر این اساس نیز فکر می‌کنم کسی که اثری را کارگردانی و تولید می‌کند باز هم محصول همان شرایط است و مهم است که من به عنوان کارگردان در هر دوره‌ای از زندگی‌ام با توجه به شرایطی که دارم، چطور کارگردانی می‌کنم از این رو همیشه سعی کرده‌ام براساس دوره‌ای که در آن زندگی می‌کنم و حس و حال آن زمان، نمایشی را به صحنه ببرم.

    زندی نژاد در پایان درباره بازخوردهایی که از نمایش گرفته‌اند، بیان کرد: در اجرای عمومی استقبال مخاطبان از نمایش خیلی خوب بود و به دلیل اتفاقات خوبی که در جشنواره تئاتر فجر برای نمایش افتاد، کار دیده شده بود و دیگر نیازی نبود که ما از هنرمندان دعوت کنیم به دیدن نمایش بنشینند.

  • تمدید اجرای «اژدهای طلایی» در تماشاخانه ایرانشهر

    تمدید اجرای «اژدهای طلایی» در تماشاخانه ایرانشهر


    اجرای نمایش «اژدهای طلایی» به کارگردانی علی پروشانی و نویسندگی رولند شیمِلْفِنیگ ۶ شب دیگر در تماشاخانه ایرانشهر تمدید شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی گروه، نمایش «اژدهای طلایی» کاری از علی پروشانی که قرار بود تا ۲۹ مردادماه در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر اجرا شود تا ۶ شهریورماه تمدید شد.

    فروش بلیت برای روزهای جدید نمایش «اژدهای طلایی» از امروز ۲۶ مردادماه در سایت تیوال برای علاقه‌مندان آغاز خواهد شد.

    در نمایش «اژدهای طلایی» که از چهارم مرداد ماه ساعت ۱۹ روی صحنه رفته‌است به ترتیب حروف الفبا حسین امیدی، مرضیه بدرقه، صبا پویشمن، ابراهیم عزیزی، محسن نوری به عنوان بازیگر حضور دارند.

    سایر عوامل نمایش عبارتند از مجری طرح و مدیر تولید: رها جهانشاهی، طراح صحنه: علی پروشانی، طراح نور: حمید جلالی، طراح لباس و آکسسوار: غزاله غفرانی، ویدئو آرت: سیاوش نقش‌بندی، طراح موشن: مهرداد ایرانی، طراح گرافیک: مجتبی ادیبی، عکاس: ضیا صفویان، دستیار کارگردان و برنامه ریز: سامان پور سلیمانی، گروه کارگردانی: نادر مقدم، منشی صحنه: روجا رمضانی، مدیر صحنه: مهدی یزدانی، ساخت دکور: مصطفی طباطبائی، امیرحسین بابائیان، دستیار لباس: شهره صمیمی، دوخت لباس: حسین پناهی، طراحی و ساخت تیزر: میثم زرقانی(گروه هنری Artcut)، مدیر تبلیغات: امیر قالیچی، تبلیغات مجازی: رضا صبور، اجرای تبلیغات: تئاتر بازها(teatrbazha) و تئاتر مارکت(TheaterMarket)، مدیر روابط عمومی و ارتباطات: امیر پارسائیان مهر.

    علاقه مندان جهت خرید اینترنتی بلیت می توانند به سایت تیوال به آدرس www.tiwall.com/p/goldendragon مراجعه کنند.

  • «اژدهای طلائی» به صحنه می‌رود

    «اژدهای طلائی» به صحنه می‌رود


    نمایش «اژدهای طلائی» به کارگردانی علی پروشانی از چهام مرداد در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، «اژدهای طلائی» به نویسندگی رولَند شیمِلْفِنیگ و کارگردانی علی پروشانی از چهارم مرداد اجراهای خود را در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر آغاز خواهد کرد و تا ششم شهریور سال جاری به اجراهای خود ادامه می دهد.

    حسین امیدی، مرضیه بدرقه، صبا پویشمن، ابراهیم عزیزی و محسن نوری به عنوان گروه بازیگران نمایش «اژدهای طلائی» و همچنین رها جهانشاهی مجری طرح و مدیر تولید، علی پروشانی طراحی صحنه، حمید جلالی طراحی نور، غزاله غفرانی طراح لباس و آکسسوار، سیاوش نقش بندی ویدئو آرت، مجتبی ادیبی طراح گرافیک، مهرداد ایرانی طراح موشن، ضیا صفویان عکاس، امیر قالیچی مدیر تبلیغات، سامان پورسلیمانی دستیار کارگردان و برنامه ریز، نادر مقدم و روجا رمضانی گروه کارگردانی، روجا رمضانی منشی صحنه، مهدی یزدانی مدیر صحنه، امیرحسین بابائیان و مصطفی طباطبایی ساخت دکور، شهره صمیمی دستیار لباس، حسین پناهی دوخت لباس به عنوان گروه اجرایی در این اثر نماشی حضور خواهند داشت.

    نمایش «اژدهای طلائی» از چهارم مرداد تا ششم شهریور ۱۳۹۸ از ساعت ۱۹ به مدت ۱۰۰ دقیقه در سالن ناظر زاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.