برچسب: تار

  • جمهوری آذربایجان تار ترکی را ثبت کرده است

    جمهوری آذربایجان تار ترکی را ثبت کرده است

    ثبت تار به نام کشور آذربایجان در فهرست میراث معنوی یونسکو، توضیحات رییس مرکز مطالعات منطقه‌یی میراث فرهنگی ناملموس درباره اشتباه در عنوان این ثبت، تشکیل پرونده در خانه موسیقی، ارائه مستندات و مدارک از سوی این خانه به یونسکو تمام اتفاقاتی است که در کمتر از یک ماه برای ساز «تار» رخ داد.

    داستان از جایی شروع می‌شود که اواخر آذرماه کمیسیون میراث جهانی یونسکو در هفتمین نشست خود در پاریس، چند اثر جدید را به فهرست میراث معنوی جهان افزود که یکی از آن‌ها، ساخت و نوازندگی ساز «تار» به نام کشور آذربایجان بود.

    ‎ یونسکو روش‌های سنتی در ساخت تار و نحوه نوازندگی و اجرای آن را که از سوی کشور آذربایجان معرفی شده بود، درنشست اخیر کمیسیون میراث معنوی یونسکو به ثبت رساند، در حالی که «تار» همان سازی است که به دست درویش‌خان شش سیمی شد.

    ***

    «قرار نیست هر که زودتر از خواب بیدار شد، برود چیزی را ثبت کند»

    بهروز وجدانی پژوهشگر موسیقی نواحی در همین‌باره به ایسنا توضیح داد: این پرونده از سوی جمهوری آذربایجان به یونسکو ارائه شده است. در حالی که قبل از به وجود آمدن کشوری به اسم جمهوری آذربایجان، ایران «تار» داشت.

    او تصریح کرد: اشکال کار در یک پسوند است. این ساز باید با عنوان «تار آذربایجانی» به ثبت می‌رسید در حالی که در فهرست میراث معنوی تنها از عنوان «تار» استفاده شده است و باید به این نکته هم توجه داشت که تار آذربایجان از نظر شکل، تعداد سیم و شیوه نوازندگی با تار ایرانی متفاوت است.

    وجدانی اضافه کرد: آن‌ها تار را با عنوان بخشی از هویت ملی آذری ثبت کرده‌اند و از این لحاظ پرونده هیچ مشکلی ندارد. دو سال پیش هم موسیقی عاشیق‌ها به نام جمهوری آذربایجان ثبت شد که ترکیه هم به ثبت آن اقدام کرد.

    این پژوهشگر همچنین اظهار کرد: گرچه کشور آذربایجان، موسیقی عاشیق‌ها و تار را به نام خود ثبت کرده اما مانعی برای ثبت این دو از سوی ایران وجود ندارد.

    وی همچنین گفت: در حال حاضر هم می‌توانیم تاری را به ثبت برسانیم که در جای‌جای ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد و قرار نیست هر که زودتر از خواب بیدار شد، برود و چیزی را به ثبت برساند.

    وجدانی اضافه کرد: یونسکو برای ثبت یک اثر، تاریخ را بررسی نمی‌کند. جمهوری آذربایجان حدود 200سال می‌شود که شکل گرفته است. در حالی که چند سال پیش از شکل‌گیری جمهوری آذربایجان، ساز تار در آن منطقه وجود داشته است.

    این پژوهشگر در پایان سخنانش اظهار امیدواری کرد تا اگر سایر کشورهای همجوار در ثبت یک اثر دارای پرونده مشترکی با ما بودند، از پسوندهای صحیح استفاده کنند. مثل سوزن‌دوزی قوم بلوچ، موسیقی کردی ایرانی یا موسیقی کردی عراق.

    ***

    «پیگیری ثبت تار از سوی خانه موسیقی»

    پس از این رخداد خانه موسیقی اعلام کرد که هیأتی با حضور رییس کانون پژوهشگران خانه موسیقی در زمینه ثبت تار به نام کشور آذربایجان تشکیل خواهد شد.

    محمد سریر در این رابطه به ایسنا گفت: کانون پژوهشگران خانه موسیقی پیرو ثبت ساز تار به اسم کشور آذربایجان جلسه‌ای تشکیل خواهد داد و دلایل این ثبت را بررسی خواهد کرد. چرا که این یک موضوع بین‌المللی است و نمی‌توان بدون تحقیق به آن وارد شد.

    او ادامه داد: این موضوع از طریق کانون پژوهشگران در دست بررسی و تحقیق قرار می‌گیرد تا ببینیم این موضوع را چگونه می‌توان تفسیر و ثابت کرد؟

    سریر با اشاره به ثبت ردیف‌های موسیقی ایرانی که پیش از این صورت گرفته بود، گفت: اینکه می‌گویند تار همراه با پرونده ردیف‌های موسیقی ایرانی به ثبت رسیده است، قابل توجیه نیست. این موضوع باید به صورت جداگانه بررسی شود و ببینیم که از نظر یونسکو چه قوانین و اصولی در این زمینه وجود دارد.

    ***

    «جمهوری آذربایجان تار ترکی را به نام خود ثبت کرده است»

    در همین گیر و دارها بود که رییس مرکز مطالعات منطقه‌یی میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی درباره‌ی ثبت ساز تار توسط کشور جمهوری آذربایجان در فهرست میراث ناملموس یونسکو، گفت: ایران می‌تواند پرونده‌ی مستقل خود را ارائه کند یا در قالب یک پرونده‌ی چندملیتی با جمهوری آذربایجان و کشورهای دیگر شریک شود.

    یدالله پرمون در گفتگویی با ایسنا مطرح کرد: ایران در سال 2009 پرونده‌ای را با عنوان ردیف‌های موسیقی ایرانی در یونسکو ثبت کرد. در آنجا درباره‌ی ردیف‌سازی توضیح‌های کاملی ارائه و مشخص شده است که در ردیف سازی، موسیقی ایرانی با سازهای تار‌، کمانچه‌، نی،‌ سنتور و دیگر ساز‌ها نواخته می‌شود. بنابراین سال 2009 در یک سند بین‌المللی در یونسکو، نام تار به‌عنوان سازی که موسیقی ایرانی با آن نواخته می‌شود‌، ثبت شده است.

    پرمون بیان کرد: آنچه اکنون جمهوری آذربایجان ثبت کرده، بدون تردید تار آذربایجان است که برخی به آن «تار ترکی» هم می‌گویند. این تار از نظر ابعاد، شیوه‌ی ساخت‌، تعداد سیم‌ها،‌ پرده‌بندی،‌ شیوه‌ی اجرا و الحانی که با آن نواخته می‌شود، با تار ایرانی تفاوت چشمگیری دارد. بنابراین هرگاه کشوری یک پرونده را در مقوله‌ی میراث ناملموس ثبت جهانی می‌کند، به معنای این نیست که کشوری دیگر حق ندارد، برای ثبت جهانی همان میراث یا شبیه آن اقدام کند.

    ***

    «اعتراض از سوی خانه موسیقی ایران»

    5 دی ماه بود که هیات مدیره خانه موسیقی مقرر کرد، پرونده‌ای برای اعتراض به ثبت ساز تار ایران به نام آذربایجان تشکیل و به یونسکو ارسال شود.

    جلسه هیات مدیره خانه موسیقی، 4دی با حضور داود گنجه‌ای، محمد سریر، داریوش پیرنیاکان، تقی ضرابی، زیداله طلوعی، نصراله ناصح‌پور، حمیدرضا نوربخش و…تشکیل شد.

    در این جلسه درباره موضوع ثبت ساز تار در یونسکو به نام جمهوری آذربایجان گفتگو و قرار شد، داریوش پیرنیاکان به عنوان دبیر و سخنگوی هیات مدیره به‌ اتفاق معاون اجرایی و رییس کانون پژوهشگران در جهت تشکیل پرونده‌ای در راستای ارسال به یونسکو و اعتراض به این پرونده هیاتی تشکیل داده و راهکارهای مقتضی در این باره را به هیات مدیره ارائه کنند.

    ***

    «خانه موسیقی مدارک و مستندات را برای ثبت تار ایرانی ارائه کرد»

    10 دی‌ماه سخنگوی خانه موسیقی گفت: خانه موسیقی در جلسه ای اعتراض خود را نسبت به ثبت تار به نام کشور آذربایجان در سازمان یونسکو، به رئیس مرکز منطقه ‌ای مطالعات پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس اعلام و مدارک و مستندات تشکیل پرونده را ارائه کرد.

    در این راستا جلسه مسئولین خانه موسیقی با یدالله پرمون رئیس مرکز منطقه ‌ای مطالعات پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس برای تشکیل پرونده اعتراضی نسبت به ثبت ساز تار به نام کشور آذربایجان در سازمان یونسکو در خانه موسیقی تشکیل شد.

    داریوش پیرنیاکان ، دبیر و سخنگوی خانه موسیقی درباره کم و کیف این جلسه گفت: باتفاق دکتر محمد سریر، رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی و بهروز وجدانی رئیس کانون پژوهشگران جلسه ای با حضور آقای یدالله پرمون (رئیس مرکز منطقه ‌ای مطالعات پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس)، تشکیل شد و ایشان ما را در جریان پرونده ثبت تار به نام کشور آذربایجان در یونسکو قرار داد.

    وی افزود:ما تمامی مستندات خود را به ایشان نشان دادیم و حتی نوشته‌ها و سخنان استادان تار و تاریخ نویسان جمهوری آذربایجان در مورد ساز تار که در کتاب های چاپ شده در این کشور آمده بود به همراه عکس ها به ایشان ارائه دادیم.

    سخنگوی خانه موسیقی با اشاره به اینکه خانه موسیقی تا حصول نتیجه مثبت به پیگیری هایش ادامه خواهد داد، افزود: پس از این صحبت‌ها قرار شد ایشان از طریق سازمان میراث فرهنگی این قضیه را دنبال کرده و اعتراض جامعه ایرانی و بخصوص جامعه موسیقی را به آنها اعلام کند و به این سازمان اثبات کند که خاستگاه اصلی ساز تار ایران است اما متاسفانه در یونسکو این مساله در نظر گرفته نشده است.

    پیرنیاکان در خصوص نتیجه این جلسه نیز گفت: ما منتظریم ببینیم که جواب یونسکو و مسئولین مربوطه چه چیزی است. حتی اگر از این راه مسله حل نشود، ما از طریق کمیته ملی یونسکو خانه موسیقی اقدام می کنیم و پرونده ای اعتراضی تنظیم کرده و به یونسکو می‌فرستیم.

  • کاری برای ثبت تار به‌ نام ایران نکردیم

    کاری برای ثبت تار به‌ نام ایران نکردیم

    حسین علیزاده نوازنده تار و آهنگساز موسیقی ایرانی با تاکید بر اینکه مسئولان ما اقدامی شایسته برای ثبت جهانی تار به نام ایران نکرده‌اند پس بهتر است اقدام کشور آذربایجان برای ثبت این ساز به نام خودشان را با دیده تعصب ننگریم.

    حسین علیزاده نوازنده تار پیشی گرفتن کشورهای همسایه را در ثبت جریان‌های فرهنگی که ریشه ایرانی دارند متوجه مسئولان و متولیان فرهنگی کشورمان دانست و به مهر، گفت: آنچه برای ثبت یک اثر هنری در یونسکو مهم است چگونگی ارائه آن از سوی مسئولان فرهنگی و در قالب بسته‌بندی مناسب است. در واقع یونسکو به نگاه مسئولان فرهنگی به هنر سرزمین‌شان دررشته‌های مختلف اهمیت می‌دهد و در ثبت یک اثر یا جریان هنری به نام یک کشور، این نگاه را مورد توجه قرار می دهند.

    بسته‌بندی مناسب در ارائه یک اثر برای یونسکو مهم است

    وی در ادامه افزود: حال اینکه ساز تار به نام آذربایجان ثبت شده به دلیل عدم توجه به هنر موسیقی از سوی مسئولان است و حداقل کاری که جمهوری آذربایجان انجام داده این بوده که این ساز را به ثبت جهانی رسانده است؛ کاری که ترکیه با مولانا کرد. ترکیه با عزت و احترام مولانا را به نام خود کرد و جایگاه ویژه‌ای برای این شاعر در دنیا در نظر گرفت و حالا هم از این پدیده استفاده مادی و معنوی می برد.

    این آهنگساز در ادامه متذکر شد: این در حالی است که ما ایرانی‌ها شمس تبریزی را در خوی داریم؛ گوهر گرانبهایی که هیچ یک از مسئولان در هیچ مقطع تاریخی از زمان قدر آن را ندانستند و بهره نبردند و حال سئوال این است که چند ایرانی می‌دانند که شمس در خوی آرمیده است و چه تعداد از عاشقان فرهنگ و هنر و ادبیات ایرانی در سال سراغی از او می‌گیرند؟

    حسین علیزداه در ادامه صحبت‌های خود با اشاره به تجربه شخصی از حضور در یونسکو و بی‌توجهی به ثبت آثار فرهنگی از سوی مسئولان ایرانی گفت: در دورانی من عضو شورایی در یونسکو بودم که آقای دهلوی، مصطفی کمال پورتراب و برخی دیگر از هنرمندان هم عضو این شورا در یونسکو بودند. در آن زمان یونسکو از ما خواست معرفی سازهای ایرانی را با ساخت فیلمی از مراحل مختلف ساخت سازهای مورد نظر نشان دهیم و معرفی ساز تار را به من سپردند.

    وی در ادامه افزود: به همین دلیل من بر خود واجب دیدم که این کار را انجام دهم، چون اگر با بضاعت اندک خود کار را در دست نمی گرفتم هیچ مسئولی هم احساس مسئولیت برای انجام این کار نمی کرد. این حالی است که من یک نوازنده و آهنگساز هستم نه یک فیلمساز و محقق که بتوانم جنبه‌های مختلف یک ساز را ببینم، اما با این اوصاف من هیچ بودجه ای در اختیار نداشتم و باید از هزینه شخصی خودم خرج ساختن این فیلم می‌کردم و نهایتا این فیلم را به یونسکو می‌فرستادم و آنها می دیدند و اگر مورد قبول واقع می شد هزینه آن را پرداخت می کردند.

    ساخت مستند برای معرفی هویت فرهنگی دغدغه مسئولان نیست

    آهنگساز قطعه “سواران دشت امید” در ادامه با اشاره به نیاز بودجه و حمایت دولتی برای ساخت فیلم‌هایی از این دست، گفت: برای اینکه یک فیلم خوب از یک ساز که متعلق به موسیقی مردم ایران است ساخته شود علاوه بر بودجه و امکانات باید یک مستندساز ماهر به اضافه یک تهیه کننده و یا مجری طرح کنار ما می ایستاد و در تولید این اثر ملی مرا یاری می‌کرد.

    علیزاده در ادامه افزود: اما هیچ یک از امکانات که حق موسیقی ایران است فراهم نشد. از همین رو من از برادرم که فیلمبرداری می کرد خواستم دوربین خود را بردارد. به اتفاق او و آقای فرهمند که از سازندگان ساز خوب است به ساوه رفتیم و در آنجا یک درخت توت پیدا کردیم و درخت را به عنوان ابزار اولیه برای کار قطع کردیم و تمام این لحظه‌ها را تصویر گرفتیم و بعد هم به کارگاه رفتیم و چند پلان هم از آقای فرهمند که مشغول ساخت ساز است گرفتیم. به این ترتیب این فیلم حقیرانه معرف ساز تار و هومیت موسیقی ایرانی از جهت سازشناسی برای یونسکو شد.

    وی در ادامه افزود: ساخت فیلمی از این دست کار من به عنوان نوازنده تار نبود بلکه باید مسئولان اهمیت ساخت چنین فیلمی را درک می کردند و با حضور یک تهیه‌کننده دغدغه‌مند و مستندساز کاربلد در عرصه سینما یک مستند خوب می‌ساختند نه اینکه من به ساوه برم و خودم درخت قطع کنم و روند کار را فیلمبرداری کنم و تحویل یونسکو دهم. البته یونسکو فیلم را پذیرفت و همه مخارج آن را نیز پرداخت کرد.

    فیلمی که برای معرفی تار برای یونسکو ساختم خیلی حقیر بود

    آهنگساز “نی نوا” در ادامه افزود: در همان زمان کشورهای دیگر هم از سازهای خود مستندهایی با بهترین کیفیت ساخته بودند. به عنوان مثال فیلمی را که برای معرفی ساز”بامبو” در یکی از کشورهای آفریقایی ساخته بودند، دیدم این فیلم با 6 دوربین با فضاسازی خاصی که در برگیرنده موقیعت جغرافیایی، محبوبیت اجتماعی این ساز و موسیقی‌ای که از بامبو شنیده می‌شد ساخته شده و بعد متوجه شدم که فیلمی را که من برای ساز تار ساخته بودم لطف کرده بودند که پذیرفتند.

    علیزاده با اشاره به این مطلب که ساخت فیلم‌هایی از این دست باید از دغدغه‌های مسئولان فرهنگی باشد، گفت: آنچه مسلم است مسئولان فرهنگی در کشورهای مختلف دنیا دغدغه‌های فرهنگی دارند و حال اینکه اگر مسئولان و متولیان فرهنگی ایران دغدغه معرفی هویت هنری سرزمین خود را داشتند قطعا معرفی این هویت هنری در رشته‌های مختلف باید جزئی از برنامه‌هایشان می‌شد.

    وی در ادامه افزود: با این اوصاف چرا باید ناراحت باشیم که تار به نام جمهوری آدربایجان ثبت و ضبط شده است! و مطمئن باشید که آذربایجان برای ثبت این ساز دغدغه‌های محکم فرهنگی داشته است. ضمن اینکه از جهت جغرافیایی آذربایجان زمانی جزو خاک ایران بوده است و حالا این فرهنگ را به دلیل مرزهای سیاسی از هم جدا می‌کنیم.

    عضو سابق شورای فنی ارکستر موسیقی ملی در ادامه افزود: بنابراین قبل از ایجاد مرزهای سیاسی، مردم این کشور هموطن بودند و در حال حاضر هم دوست ما هستند، بنابراین نباید با تعصب به این پدیده نگاه کرد. حال اینکه اگر این ساز به نام ساز آذری ثبت شود قطعا مشکل برطرف خواهد شد.

    این آهنگساز در پاسخ به این نکته که پیش از این ردیف موسیقی دستگاهی ایران در یونسکو به نام ایران ثبت رسیده است، گفت: اگر این ردیف در یونسکو به نام ایران ثبت شده به دلیل دغدغه مسئولان نبوده است بلکه رپرتواری که از قدیم در ایران وجود دارد مفصل‌تر از رپرتوار موسیقی آذربایجان، تاجیکستان و کشورهای اطراف است و این پیشینه آنقدر محکم بوده است که کسی نمی‌توانسه منکر آن شود. درغیر این صورت ردیف‌های موسیقی هم به نام کشور دیگری به ثبت می‌رسید!

    سازهای ایرانی در طول زمان چندصدایی شد

    وی در ادامه افزود: نکته دیگری که در ساز تار آذری وجود دارد و نباید آن را فراموش کرد این است که این ساز دارای سیم‌های بیشتری است و در شرق سازهایی که مقدس هستند از تعداد سیم رزونانس (سیم هایی که طنین می دهند، کوک می شوند اما نواحته نمی شوند) بیشتری برخوردارند و با نواختن سازهایی از این دست سحرانگیزی خاصی به ساز می‌دهند. البته این سحرانگیزی و تعداد بالای سیم‌ها در سازهای ایرانی وجود داشته است اما در طول زمان به دلیل مسایل مذهبی، سازهای ایرانی چندصدایی می‌شوند و رفته رفته به زیرزمین‌ها می روند و در نهایت رنگ‌آمیزی صوتی آنها کم می‌شود.

    آهنگساز قطعه به یادماندنی “ترکمن” در پاسخ به این پرسش که آیا اطلاعاتی مبنی بر اینکه تار ترکی قدیمی‌تر است یا تار ایرانی دارد با خیر؟ گفت: تا آنجا که من مطلع هستم و در پایان‌نامه‌های دانشجویان مرور کرده‌ام ردپایی از اینکه نشان دهد تار آذری قدیمی‌تر است یا ساز ایرانی ندیدم. البته این ساز می‌تواند کاملا ایرانی باشد همانگونه که ادبیات این ساز در آذربایجان ایرانی است و براساس مقام‌های موسیقی ایرانی اجرا می‌شود اما با شکل امروزی که این ساز در آذربایجان دارد از نظر من جای حرف دارد.

    وی در ادامه افزود: به تاریخچه ساز تار در ایران که برمی گردم سازهایی که قبل از دوره یحیی تارساز معروف وجود داشته است، اغلب سازهایی کتابی هستند و روی سینه نواخته می‌شدند اما تار امروزی که شکل نواختن آن تغییر کرده و از روی سینه به پا منتقل شده است و زیرپایی دارد از دوران وزیری رواج پیدا کرده است. بنابراین تار فعلی شکل و شمایل خیلی قدیمی ندارد و به بیش از صد و پنجاه سال هم نمی رسد. البته مسایلی که عنوان شد جای بحث دارد.

    علیزداده در پاسخ به این‌که ادبیات موسیقی ایرانی قدمت بیشتری نسبت به ادبیات موسیقی آذری دارد، گفت: همینطور است. وقتی به ادبیات موسیقی ایران مراجعه می‌کنیم متوجه می‌شویم این ادبیات قیدمی‌تر است و قطعا تار یک ساز ایرانی است اما اینکه در چه دوره‌ای چه اتفاقی برای آن افتاد خیلی مشخص نیست بنابراین نمی توانیم به تار فعلی استناد کنیم.

    حسین علیزداه آهنگساز موسیقی ایرانی در پایان صحبت‌های خود افزود: جان کلام اینکه یونسکو نگاه می‌کند که کدام کشور به هنر سرزمین‌اش اهمیت و احترام می‌گذارد. ضمن اینکه تار به هرحال در یونسکو ثبت شده و مهم هم همین است که جریان‌های فرهنگی و هنری در جهان حفظ شود.

  • «تار» به نام کشور آذربایجان ثبت شد

    «تار» به نام کشور آذربایجان ثبت شد

    ثبت جهانی ساز اصیل ایرانی به نام کشور آذربایجان در یونسکو اتفاق افتاد.

    ساز «تار» به نام کشور آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید. این خبری است که از نشست اخیرکمیسیون میراث معنوی یونسکو در پاریس منتشر شد.

    براین اساس، روش‎های سنتی در ساخت و همچنین روش‎های نوازندگی و اجرای ساز تار به نام کشور آذربایجان ثبت شده است.

    خبرگزاری میراث فرهنگی با اعلام این خبر به نقل از سایت یونسکو نوشت: پرونده روش‎های سنتی در ساخت تار ونحوه نوازندگی و اجرای آن‌که از سوی کشور آذربایجان معرفی شده بود، درنشست اخیر کمیسیون میراث معنوی یونسکو ثبت شد. به گزارش این خبرگزاری، اقدام یونسکو در حالی صورت گرفته است که هنرمندان، ساز تار را یکی از مهم‌ترین سازهای ایرانی خوانده‌اند که بیشتر به نام ایران شناخته می‌شود. از سوی دیگر از آنجا که ایران هیچ مشارکتی در پرونده ثبت جهانی تار نداشته ساز تار به نام آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید.

    در گزارش یونسکو آمده است که این ساز دارای ویژگی سازهای سنتی است و در مراسم مختلف عروسی و جشن و عیدهای گوناگون و مهمانی‌های سنتی گرفته تا کنسرت‌ها و همایش‌های امروزین نواخته می‎شود. براساس این گزارش، ساخت این ساز طی سال‎ها وقرن‎ها توسط صنعتگران سنتی که مهارت‎های خود را نسل به نسل به شاگردان خود منتقل کرده‎اند، حفظ شده و نحوه اجرا و مهارت‎های هنری در نوازندگی این ساز نیز به‌صورت شفاهی توسط استادان هنر به نسل جوان‌تر درمردم این کشور منتقل شده است.