برچسب: تئاتر دایی وانیا

  • تصویر چخوف از خداحافظی آدم‌ها با آرزوهایشان

    تصویر چخوف از خداحافظی آدم‌ها با آرزوهایشان

    7961در گفتگو با بازیگران نمایش «دایی وانیا» مسائلی چون بد فهمیده شدن آثار آنتوان چخوف در ایران و تصویری که این نویسنده از بطالت آدم‌ها و نرسیدن به آرزوهایشان به تصویر می کشد و همچنین همکاری چند نسل از بازیگران تئاتر در این نمایش مطرح شد.

    به گزارش MrArt.ir، نمایش «دایی وانیا » به کارگردانی اکبر زنجانپور این روزها مهمان سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر است. در این اثر نمایشی که از جمله نمایشنامه های شناخته شده و محبوب آنتوان چخوف به حساب می آید دو نسل بازیگران جوان و با تجربه در کنار یکدیگر به ایفای نقش می پردازند که هر کدام با توجه به تجربیاتی که دارند تحلیل های متفاوتی از کاراکترها روی صحنه ارائه داده اند.

    در همین زمینه با محسن حسینی، هوشنگ قوانلو، ماهگل مهر و نجمه کاظم زاده بازیگران با تجربه و جوان این اثر نمایشی درباره ارتباطی که هر کدام با اثر چخوف برقرار کردند گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می خوانید:

    محسن حسینی که در نمایش« دایی وانیا » نقش پروفسور سربریاکف را ایفا می کند درباره حضور در این اثر نمایشی و تفاوت‌هایی که بازی در نمایشنامه ای از چخوف که با سبک کاری وی که پرداختن به ویژگی های آنتونن آرتو است، تفاوت دارد به خبرنگار مهر گفت: یکی از محسنات شغل بازیگری این است که با هر کار یک تجربه جدید آغاز می شود. «دایی وانیا» اولین اثر از چخوف است که من در آن ایفای نقش می کنم. سالها قبل در دوران دانشجویی در آلمان در پروژه‌های درسی چخوف کار کرده بودم اما بازی در این نمایش اولین تجربه حرفه ای من به حساب می آید.

    وی افزود: دعوت شدن به حضور در اثری از چخوف اتفاق جذابی است و نکته دیگر اینکه حضور در نمایشی به کارگردانی اکبر زنجانپور برای من بسیار ارزشمند بود. من دبیرستان بودم که بازی های زنجانپور را روی صحنه تئاتر دنبال می کردم و به او علاقه داشتم بنابراین بخشی از حضورم در این نمایش به خاطر ادای دین به شخصیتی مثل اکبر زنجانپور است. خیلی مهم است که چنین هنرمندانی هنوز فعال هستند و بعد از چند سال دوری توانستند اثری را روی صحنه ببرند. چخوف، زنجانپور و « دایی وانیا » اسم هایی هستند که باعث وسوسه شدن یک بازیگر می شوند.

    به واژه هایی مثل حرمت و احترام بی‌توجه ایم

    بازیگر نمایش «راهزنان» متذکر شد:  البته بازی در اثری از چخوف کاملا با ژانر کاری من که کار بر روی آنتونن آرتو است تفاوت دارد اما بازهم برای من جذاب است که از خواسته هایم فاصله بگیرم و مثل یک ورق سفید خودم را در اختیار اکبر زنجانپور قرار دهم. از هفت هشت ماه قبل پیشنهاد بازی در این نمایش به من داده شد و من به خاطر اهمیتی که حضور در این نمایش برایم داشت کار دیگری را نپذیرفتم و نمایشی را هم که قرار بود خود روی صحنه ببرم نیمه متوقف کردم.

    حسینی ادامه داد: اما متاسفم برای برخی از دوستان بازیگری که سر این کار آمدند و بعد از دو سه هفته کار کردن حضور در این اثر را رها کردند. البته همه می دانیم که سینما جذاب است و در آن پول های میلیونی به حساب افراد ریخته می شود که قابل مقایسه با تئاتر نیست اما برخی مواقع آدمها باید کمی از خواسته های مالی شان فاصله بگیرند و حرمت افراد و کار در یک نمایش را نگه دارند.

    بازیگر «ادیپوس» بیان کرد: متاسفانه این روزها جامعه ما آلوده پول شده و دوران سلطنت پول است. به قول محمود دولت آبادی چقدر پول در جامعه ما کریه شده است و واژه هایی مثل حرمت و احترام کمتر مورد توجه قرار می گیرند. استفاده از کلماتی مثل استاد و پیشکسوت و… در جامعه ما زیاد باب شده اما این واژه ها کلیشه ای هستند بنابراین بهتر است به جای به کار بردن این الفاظ نسبت به کار و قولی که به آدمها می دهیم پایبند باشیم.

    وی متذکر شد: فکر می کنم خود من اولین آثاری که زمان نوجوانی ام روی صحنه دیدم نمایش های اکبر زنجانپور بوده است و هیچگاه هم فکر نمی کردم که او کارهای من را دنبال کند و برای حضور در اثرش به سراغم بیاید. من برای انتخاب او ارزش قائلم.

    آثار چخوف در ایران بد فهمیده شده اند

    حسینی درباره چگونگی ایفای نقش در این نمایش توضیح داد: در این نمایش در نقش پروفسور سربریاکف ایفای نقش می کنم. چخوف اصولا پیچیده و سخت است اما معتقدم جوهره آثار چخوف در ایران بد فهمیده شده و همه در ظاهر آن را ساده می بینند به ویژه در آثار مدرنیست ها که دید جدیدی به چخوف دارند. احساس من این است که هنرمندان ما در ایران به جای نزدیک شدن به چخوف از تفکری که این نویسنده داشته فاصله گرفته اند.

    کارگردان «من، آنتونن آرتو » یادآور شد: در چخوف بطالت زندگی به شکلی عمیق نهفته است و انفعال و دلتنگی نوستالوژیکی در آثارش موج می زند که باید آنها را کشف کرد. زنجانپور نیز در کارگردانی این نمایش به این موضوعات توجه ویژه ای داشته و روی آنها کدگذاری کرده است. بازیگران هم تلاش کردند به حساسیت زنجانپور نسبت به چخوف اهمیت دهند. یکی از مواردی که وی روی آن تاکید ویژه ای دارد استفاده از «مینیمال اکتینگ» است. من نیز تلاش کردم در بازی ام بر خلاف همیشه که بسیار پرانرژی هستم این بطالت و روزمرگی را به درستی به تصویر بکشم. چخوف می گوید من می خواهم به انسانها نشان دهم که شما چقدر ملال آور و خسته کننده هستید و چقدر از زندگی تان بطالت می بارد.

    حسینی تصریح کرد: در آثار چخوف طنز خاصی وجود دارد که باید آن را فهمید. به عنوان نمونه طنزی که در آثار ساموئل بکت یافت می شود نشان از زیاد خواندن آثار چخوف دارد. مثلا اولین جمله بکت در نمایشنامه «در انتظار گودو» این است که «کاری نمی شه کرد» و این جمله دقیقا یکی از دیالوگ های سونیا در «دایی وانیا» است. موضوع دایی وانیا بهانه ای است برای به تصویر کشیدن بطالت و انفعال انسانها.

    وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: همین بطالت و خستگی انسانها قابل تعمیم به آدم‌های این روزگار است. به قول پیتر بروک تئاتر نبض زمانه است. در کشور ما هم که این از زیر کار در رفتن و زندگی را به بطالت تلف کردن زیاد یافت می شود. من به دانشجویان و فارغ التحصیلان تئاتر پیشنهاد می کنم که این اثر را ببینند چون ما همه تلاشمان را کردیم که به چیزی که مد نظر چخوف است نزدیک شویم.

    «دایی وانیا»؛ نشانگر خداحافظی آدمها از آرزوهایشان است

    هوشنگ قوانلو بازیگر قدیمی تئاتر که در این نمایش نقش «تلگین» را ایفا می کند نیز درباره تحلیلی که از این نقش دارد عنوان کرد: معتقدم چخوف شخصیت «تلگین» را در این نمایشنامه وارد کرده تا به تماشاگر آگاهی دهد که زیاد نباید درگیر احساسات و عواطف خودش شود. تلگین به نوعی سرگشته سرنوشت محتومی است که کاراکترهای نمایش با آن مواجه خواهند شد. این شخصیت یک هشدار است و در اولین لحظه حضورش نقش یک کاتالیزور پیوند دهنده را ایفا می کند. او تلاش دارد کاری کند که همه چیز بر وفق مراد باشد و همه در صلح و آرامش زندگی کنند.

    وی افزود: در طول نمایش تماشاگر نیز همراه با کاراکترها دچار از هم گسیختگی و عدم تعادل می شود که در صحنه چهارم شاهد اوج این استیصال هستیم و از آنجاست که طوفان آغاز می شود. نمایشنامه های چخوف خداحافظی آدمها از چیزهایی است که آرزو می کردند و امید داشتند که بتوانند به آن برسند.

    ماه گل مهر که در این اثر نمایشی در نقش سونیا ظاهر شده درباره ویژگی های این شخصیت معتقد است: به اعقاد من سونیا دختری روستایی است که دلخوشی های کوچکی دارد اما در نهایت هم به چیزی که آرزویش را دارد نمی رسد. در کنار اینکه این ملک متعلق به اوست اما پا به پای دایی وانیا در آن کار می کند و زحمت می کشد.

    این بازیگر ادامه داد: سونیا از زندگی چیز زیادی نمی خواهد اما در نهایت به عشق بزرگ زندگی اش هم نمی تواند برسد. مشکل سونیا این است که با همه تلاشی که می کند از جانب کسانی که دوست دارد دیده نمی شود. این مسئله ناراحت کننده زندگی سونیا است.

    وی درباره همکاری با بازیگران با تجربه در این نمایش گفت: تجربه حضور در این نمایش سختی های خودش را دارد و گاهی اختلاف نسل ها باعث بروز دیدگاه های متفاوتی در کار می شود که البته همین نکته کار را جذاب می کند. برای من در کنار این اساتید بودن بسیار ارزشمند است تجربه حضور در اثری مثل «دایی وانیا» و همکاری با کارگردانی مثل اکبر زنجانپور و بازیگرانی به این باتجربگی شاید کمتر برای کسی اتفاق بیفتد.

    نجمه کاظم زاده که یکی از بازیگران جوان تئاتر است و حضورش در «دایی وانیا» جزو اولین نقش آفرینی های او در عرصه تئاتر حرفه ای به حساب می آید درباره بازی در این اثر نمایشی گفت: نقش یلنا کاراکتر بسیار جذاب و پیچیده ای است و  من تا امروز نقشی با پیچیدگی های کاراکتر یلنا برعهده نداشتم.

    وی ادامه داد: برای من ایفای این نقش بسیار جذاب است و همه تلاشم را کردم تا بتوانم به ابعاد شخصیت وی نزدیک شوم. با وجودیکه پیش از این در نمایشی تک پرسوناژه که کار سختی هم بود  ایفای نقش کرده بودم اما شخصیت یلنا و تاکیدی که چخوف روی کاراکتر او داشته برایم بسیار لذت بخش و البته مشکل تر از نمایش قبلی بود.(مهر)

  • دایی وانیا و سابقه 100 بازی و کارگردانی تئاتر

    دایی وانیا و سابقه 100 بازی و کارگردانی تئاتر

    اکبر زنجانپور بازیگر و کارگردان تئاتر که این روزها نمایش “دایی وانیا” را برای اجرا در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر تمرین می کند مسئولیت در قبال زندگی، دیگران و تاریخ را دغدغه‌هایی در آثار آنتوان چخوف می‌داند که وی را به عنوان کارگردان سر شوق می‌آورد.

    در زندگی ما نام هایی وجود دارند که نه تنها هیچ گاه از ذهن و خاطر ما پاک نخواهند شد بلکه تاثیر آنها تا ابد در اذهان و در صحنه روزگار جاریست، حتی اگر خودشان نباشند سایه ای دارند که همیشه هست. نام هایی که فقط یک اسم نیستند و مرور آنها یک دنیا را با خود همراه می کند. اسامی ای که لازم نیست تنها مخاطب تئاتر باشید تا آنها را بشناسید بلکه این نام ها برای بسیاری خاطره سازند و با خود دنیاهای متفاوتی را تداعی می کنند. دنیایی از فرهنگ و هنر و ادبیات و حتی فلسفه و زندگی. نام هایی همچون بهرام بیضایی، حمید سمندریان، علی رفیعی، داوود رشیدی، عزت الله انتظامی، علی نصیریان، جمشید مشایخی، غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، محمود استاد محمد، عباس جوانمرد، بیژن مفید، بهمن فرسی، جمشید لایق، پرویز فنی زاده و …

    مرور این نام ها کافیست که خیلی مسایل و دنیاهای دیگر هم مرور شود. نسل 50 و اوایل 60 بودن این افتخار را دارد که یا با این هنرمندان آشنا باشید و حتی یک بار شاهد اجرای آثار یا خود این بزرگان بر صحنه تئاتر بوده باشید و یا لحظاتی از زندگی‌تان اختصاص پیدا کرده باشد به گفتگو با این هنرمندان بزرگ. البته این افسوس همیشگی هم همراه ما هست که از بعضی از این اسامی تنها یادگارهایی دیده ایم؛ کتاب، فیلم، سریال و …

    اما هنوز هم می توان خوشبخت بود که بعضی از این هنرمندان را می توان همچنان روی صحنه تئاتر دید. یکی از آنها اکبر زنجانپور است. کسی که اگرچه کارنامه کاری او لیستی است از دوران طلایی درخشیدن های بی شمار در بازی و اجرا و کارگردانی؛ اما در این سال ها کمتر به صحنه تئاتر آمده است.

    برای بسیاری از نسل‌های پیش از ما بازی درخشان زنجانپور در “نگاهی از پل” به کارگردانی زنده‌یاد سیمندریان هیچ گاه از یاد نخواهد رفت. همچنین آخرین بازی و کارگردانی زنجانپور حدود 5 سال پیش که با  “سیر طولانی روز در شب” به تالار چهارسو آمد و توانست یک نمایش نفس گیر را دراماتورژی، کارگردانی و بازی کند.

    “سیر طولانی روز در شب” از جمله نمایشنامه های یوجین اونیل است که در سراسر دنیا در مدت زمان های مختلفی اجرا شده است اما زنجانپور آن را در یک و نیم ساعت روی صحنه برد.

    زنجانپور با خود نام بزرگان جهان ادبیات نمایش و درام را تداعی می کند: ایبسن، میلر، چخوف، اونیل… کسانی که هیچ جایگزینی برایشان یافت نمی شود و بیشتر از اینکه آنها وامدار جهان ادبیات و تئاتر باشند این دنیای درام است که به آنها وابسته و به فراخور وجود آنها خلق شده و پیش رفته است. حالا بعد از چندین سال فرصت دیگری به دست آمده تا زنجانپور دوباره روی صحنه برود و یک بار دیگر چخوف را در تئاتر شهر بیدار کند.

    آنتوان چخوف داستان نویس و نمایشنامه نویس برجسته روسی که کاراکترهایش در همه جای دنیا حرف برای گفتن دارند، از شمالی ترین نقطه امریکا گرفته تا جنوبی ترین نقطه آسیا، با اجراهایی که از کلاسیک ترین تا مدرن ترین آنها همگی اقبال خود را داشته اند و حالا زنجانپور بعد از اجرای نمایش هایی چون “باغ آلبالو”، “سه خواهر”، “مرغ دریایی” و “ایوانف” می خواهد “دایی وانیا” ی چخوف شود.

    حالا زنجانپور در پلاتو شماره 1 تئاتر شهر به همراه گروه خود “دایی وانیا” را تمرین می کند. کمی دیرتر از موعد مقرر می رسیم. در پلاتو را به آرامی برایمان باز می کنند. بازیگران سخت مشغول بازی های خود هستند. محسن حسینی است که صدایش بالا و پایین می رود و بقیه دور تا دور او قرار دارند. زنجانپور متنی به دست دارد و از روی آن دیالوگ می گوید و این دیالوگ ها را آنقدر راحت و روان می گوید که گویی نمایشنامه را تنها برای یک اجبار به دست گرفته است.

    ما گوشه ای از پلاتو روی صندلی می نشینیم و مواظبیم که حتی نفس هایمان هم در نیاید. دیالوگ ها و بازی ها در آنچنان سکوتی اجرا می شود که کوچکترین حرکتی جهانی از صدا بر پا می کند. بازیگران وسط سالن هستند بیشتر دیالوگ های دایی وانیا و سربریاکف با بازی محسن حسینی شنیده می شود و حالا این دو با هم درگیر می شوند. دایی وانیا تندی می کند و خطاب به او می گوید: تو برای ما موجود مقدسی بودی و ما مقالات تو را حفظ می کردیم. ولی حالا چشمانم باز شده اند، دیگر همه چیز را می بینم. تو درباره هنر می نویسی درحالیکه خودت از هنر چیزی نمی دانی. آثارت که آنها را دوست داشتم حتی پشیزی ارزش ندارند.

    از ابتدای ورود ما به پلاتو، ماهگل مهر که نقش سونیا را بر عهده دارد گوشه سالن، رو به مخاطب و در حال بازی ایستاده است. کوچکترین تپق یا حس نامربوطی نمی تواند نمایش را از حرکت بازدارد همه گویی یک اجرای جدی در برابر مخاطبان فرضی دارند و کوچکترین حرکتی نمی تواند مانع بازیگران از تمرکز در نمایش شود. حتی زمانیکه شمسی فضل الهی وارد پلاتو می شود خیلی آرام و در حین بازی بازیگران کنار دایی وانیا می رود تا مارینا شود، بازیگران بی وقفه ادامه می دهند تا پرده سوم با شلیک های دایی وانیا و افسوس او از اینکه تیرش به هدف نخورده است تمام شود.

    زنجانپور برای ما از چخوف می گوید: این آخرین اثر چخوف از پنج نمایشنامه بزرگی است که تا امروز کار کرده ام. مسئولیت در قبال زندگی، دیگران و تاریخ از دغدغه هایی است که من را به عنوان یک تئاتری سر شوق می آورد که بخواهم ببینم با متن هایی این چنینی چگونه می توان با مخاطب امروز ارتباط برقرار کرد.

    زنجانپور با اشاره به اینکه از سال 45 تاکنون بیش از 80 بار روی صحنه رفته است و حدود 20 اثر کارگردانی کرده، ادامه می‌دهد: چخوف این ظرفیت را دارد که با تماشاگر امروز ارتباط برقرار کند و از نویسنده هایی است که من از نوجوانی توانستم با آثار او به خوبی ارتباط برقرار کنم و بسیار دوستش دارم.

    حالا پرده چهارم نمایش آغاز می شود. بازیگران پشت به صحنه و رو به دیوار ایستاده اند. بازی های ابتدایی پرده چهارم نمایش به مارینا با بازی شمسی فضل الهی و تله گین با بازی هوشنگ قوانلو اختصاص دارد. زنجانپور گوشه ای ایستاده و به دقت تمام حضور تئاتری این دو کاراکتر را روی صحنه زیر نظر دارد. از میزانسن ها گرفته تا نحوه بیان دیالوگ ها و حسی که باید بازیگر داشته باشد.

    قوانلو دیالوگ می گوید و دقت و وسواس کارگردان باعث می شود تا رد و بدل شدن چند دیالوگ بارها و بارها تکرار شود. زنجانپور به قوانلو توضیح می دهد که نیازی نیست ادای گریه کردن را دربیاورد و هرچقدر هم که ماجرا تلخ باشد بهتر است که صدا و حتی صورتش تغییری نکند. تنها بغض مطلق است که اتفاق می افتد بدون اینکه کاری انجام شود.

    کارگردان همچنین در ادامه بازی های قوانلو و فضل الهی، موقعیتی را که آن دو در آن قرار دارند تشریح می کند و می گوید:  ما بابت چیزی که از دست رفته گریه نمی کنیم. مردی 60 سال در خانه ای زندگی کرده است، دو نفر با هم دعوا کرده اند و حالا به خاطر دعوای آن دو، این مرد باید برود و در جوی آب بخوابد. این غم و بغض را باید به تماشاگر منتقل کرد نه اینکه مخاطب بخواهد از روی صوت بازیگر آن را بفهمد.

    شمسی فضل الهی آنقدر در نقش خود فرو رفته که حتی اگر دیالوگی را فراموش کند، هیچ خدشه‌ای در بازی او در نگاه مخاطبی که ما باشیم، وارد نمی‌کند.

    بعد از تمرین گپ کوتاهی هم با شمسی فضل الهی می زنیم و او از سختی ها و کمبودهای این روزهای تئاتر می گوید: تئاتر کار ساده ای نیست سختی های خود را دارد و برای آن باید پول و بودجه داشته باشید. اگرچه که این حرفه آدم را زنده نگه می دارد اما این به این معنی نیست که باید رایگان کار کنید. باید تئاتر را حمایت کرد.

    فضل الهی به جای خالی نویسندگانی چون چخوف و شکسپیر در میان هنرمندان معاصر امروز اشاره می کند و ادامه می دهد: چقدر خوب می شد که چخوف و شکسپیر در این دوره بودند تا سینما و تصویر را بر پرده های سینماها می دیدند و بعد برای مردم امروز که با این صنعت زندگی می کنند آثار خود را می نوشتند. البته شاید هم برعکس صنعت تصویر بر آنها تاثیر می گذاشت.

    محسن حسینی دیگر بازیگر این نمایش نیز با اشاره به علاقمندی خود در تجربه های جدید، ادامه می دهد: از محسنات شغل من این است که با هر کار باید تجربه جدیدی را آغاز کرد. درست است که ژانر کاری من متفاوت است اما این نمایش و کار با زنجانپور برای من جذاب بود. در این کار باید مثل یک ورق سفید باشید.

    وی همچنین از نگاه خود به چخوف می گوید و توضیح می دهد: چخوف اصولا پیچیده نیست. در ظاهر ساده است و همه کاراکترها خوب هستند. با این حال جوهره آثار چخوف در ایران بد فهمیده شده است. در آثار چخوف بطالت زندگی و انفعال و دلتنگی و نوستالوژی عمیقی نهفته است که باید آن را بنوانید در اجرای خود بدست بیاورید و این سخت است.

    حالا این مسعود دلخواه در نقش آستروف پزشک داستان “دایی وانیا” است که بعد از جرو بحث و کشمکش با دایی وانیا دیالوگ می گوید: بس کن! آنهایی که صد و یا دویست سال دیگر پس از ما بیایند، ما را به خاطر اینکه اینطور زندگی مان را احمقانه و این اندازه مبتذل گذرانده ایم؛ نخواهند بخشید.

    زنجانپور در عین اینکه نقش خود را هم بازی می کند، بازی های دلخواه را هم هدایت می کند و آنقدر به نقش خود مسلط است که به جای اینکه کارگردان باشد و دایی وانیا را هم بازی کند گویی دایی وانیاست و حالا آمده تا بازی ها را هم کارگردانی کند.

    مسعود دلخواه از علاقه خود از دوران دانشجویی برای ایفای نقش آستروف می گوید و بیان می کند: در زمان داشجویی همراه با رکن الدین خسروی که در آن زمان استاد ما بود نمایش”دایی وانیا” را تمرین می کردیم و در آن سالها هم من نقش آستروف را بر عهده داشتم. خسروی همیشه به من می گفت که تو بالاخره این نقش را روی صحنه تئاتر هم اجرا خواهی کرد اما هیچگاه فکر نمی کردم که در این سن و سال نقش آستروف به من پیشنهاد شود چون این کاراکتر در نمایشنامه از من جوانتر است اما تلاش کرده ام که نقش را روی صحنه جوانتر ایفا کنم.

    این آخرین صحنه از نمایشنامه بی نظیر چخوف است. وقتی دایی وانیا بی توجه به همه چیز وارد روزمره های خود می شود. انگار دارد قیمت کالا ها را حساب می کند. سونیا با بازی ماهگل مهر نزدیکتر به ما و مخاطبان روی صندلی نشسته است، به روبرو خیره می شود و بعد خطاب به دایی وانیا که در پشت سر او نشسته است می گوید: “من ایمان دارم دایی جان. ایمان دارم. یک ایمان گرم و پرشور، ما به آرامش خواهیم رسید. صدای فرشتگان را خواهیم شنید. سراسر آسمان پوشیده از رحمت را تماشا می کنیم و می بینیم که بدبختی های زمین و رنج های‌مان همه در رحمتی که تمام جهان را فراگرفته غرق می شود و زندگی ما آرام و شیرین خواهد شد.”

    صحنه به پایان می رسد و بازیگران به هم و به زنجانپور خسته نباشید می گویند و من تنها روزشماری می کنم تا “دایی وانیا” را در چهار پرده کامل روی صحنه ببینم.

    شمسی فضل‌اللهی، اکبر زنجان‌پور، مسعود دلخواه، محسن حسینی، هوشنگ قوانلو، ماهگل مهر، نجمه کاظم‌زاده و جمشید حسینی در نمایش “دایی وانیا” ایفای نقش می‌کنند و این نمایش از 9 آذر ماه امسال هر روز ساعت 19 در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود.

    گزارش از عطیه مؤذن و آروین مؤذن‌زاده

  • رویا نونهالی به خانه “دایی وانیا” می‌رود

    رویا نونهالی به خانه “دایی وانیا” می‌رود

    1رویا نونهالی که این روزها در عرصه بازیگری تئاتر حضوری پر رنگ دارد، برای ایفای نقش در نمایش “دایی وانیا” به کارگردانی اکبر زنجانپور به گروه بازیگری این اثر پیوست.

     به گزارش MrArt.ir، نونهالی که چندی پیش در نمایش‌های “مثل آب برای شکلات” به کارگردانی ابراهیم پشت‌کوهی و نمایش “طعم آلوی جنگلی” به کارگردانی نوشین تبریزی به ایفای نقش پرداخت، در حال حاضر به عنوان بازیگر در نمایش “من که دا نیستم” به کارگردانی حسین پارسایی حضور دارد.

    این بازیگر تئاتر در جدیدترین تجربه خود به  گروه بازیگری نمایش “دایی وانیا” به کارگردانی اکبر زنجانپور پیوسته و در تمرینات این اثر نمایشی که به تازگی شروع شده است، حضور دارد. نونهالی در مقام بازیگر در عرصه سینما نیز حضور در آثاری چون “یار در خانه” خسرو سینایی، “بوی کافور، عطر یاس” بهمن فرمان‌آرا، “یک تکه نان” کمال تبریزی و “ماهی‌ها عاشق می‌شوند” علی رفیعی را در کارنامه کاری خود دارد.

    پیش از این حضور زنجانپور، شمسی فضل‌الهی، محبوبه بیات، مسعود دلخواه، هوشنگ قوانلو، ماهگل مهر، علی سخنگو‌آذر و محسن حسینی در نمایش “دایی وانیا” قطعی شده بود.

    زنجانپور قصد دارد این اثر نمایشی را آذر و دی‌ماه سال جاری در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه ببرد. این هنرمند با سابقه تئاتر پیش از این نمایش‌هایی چون “دشمن مردم”، “ایوانف”، “گوریل پشمالو” و “سیر دراز روز در شب” را در مقام کارگردان و بازیگر روی صحنه برده است.