برچسب: بهنام ترابی

  • نور شمع، کورسوی امید آن

    نور شمع، کورسوی امید آن

    نقدی از صالح آبسواران بر نمایش مترونوم خون اثری جدید از دکتر بهنام ترابی

    من خیلی بدیهی، خیلی ناامیدانه،

    می‌خواهم دوست داشته شوم و بتوانم دوست بدارم.  • سیلویا پلات

     

    تاریکی درباره‌ی عشق است، نه فقدان آن.

    نورِ شمع، کورسوی امیدِ آن. 

    سیلویا با تمام ناامیدی‌ها و آشفتگی‌هایش منکر عشق نیست. عشق بن‌مایه‌ی تمام اشعار و آثار اوست. و خودکشی‌اش آخرین شعر: تاب نیاوردم زندگیِ بدون عشق را، امیدِ به عشق را.

     

    مترونوم خون، نه صرفا یک نمایش تجربی_رادیکال، بلکه یک هشدار است. هشداری برای زمانه‌ی خودش. قبل از شروع نمایش، هنگامی که سیلویا را زانو زده در تله دیدم، پرده‌ی آخر نمایش را پیش‌بینی کردم. خودکشیِ سیلویا، همان‌گونه که اتفاق افتاده بود. پیش‌بینی‌ام اشتباه بود. آن‌ها دوباره از نو آغاز کردند. شمعی هم خاموش نشد. آن کورسوهای امید، امیدِ به عشق روشن ماندند. تد و سیلویا پروانه‌های این ضیافت بودند. رابطه‌ی سادو_مازوخیستی شان هم نتوانست بر رومنسِ نمایش سایه افکند.

    همانطور که در توضیحات ابتدای نمایش گفته شد، هدف نمایش نه داستان‌پردازی بلکه فضاسازی بود. تاریکی و نور شمع اتمسفر خلسه‌ آوری ایجاد کرده بودند که هم به ظهور هیستری و خشونت، و البته احساس‌گرایی کمک می‌کرد. بازیگران بازیِ بی‌تکلفی ارائه دادند. دو پروانه، جست‌و‌خیز کنان میان شمع‌ها. شروع نمایش با انتخاب هوشمندانه شعری بسیار زیبا از تد هیوز، به نور شمع‌ افزود. مترونوم خون تلاش می‌کند در بستر روایت رابطه‌ای مسئله‌دار و ناکام، رابطه‌ای که دچار بیماریِ خیانت است، عشق را زنده نگه دارد و ارج نهد. هنگامی که نور عشق تد و سیلویا به سبب گناهِ هفتمین، به خاموشی می‌گراید، هویت شخصیت‌ها به یکباره تغییر می‌کند. عشق، زخم خورده و خون‌چکان، اما نمی‌میرد و از نو متولد می‌شود. پرفورمرها چونان الهه‌‌های مرگ، می‌رقصند و در انتظار به خاک سپردن عشق، به انتظار می‌نشینند. اتمسفر نمایش گیراست. چینش ردیف‌های صندلی، درهای ورود‐خروج و حرکات بازیگران و پرفورمرها در طول و عرض صحنه، به مخاطب مجال چشم چرخاندن و قاب‌بندی از اجرا می‌دهد. می‌شود به هر گوشه‌ی صحنه نگاه انداخت بدون آنکه ریتم و عاطفه‌ی سیال اجرا از دست رود. طراحی صحنه و اکت بازیگران با وجود (و توجه) به محدودیت‌های سالن و (در لفافه) محدودیت‌های اجرا، از عهده انتقال عواطف برآمدند. طراحی لباس متناسب و کارآمد است. متن نمایش در منعکس کردن وضعیت روانیِ شخصیت‌ها، خواسته‌ها و محدودیت‌هایشان موفق عمل کرده بود. [سیلویا یه دلیل بهم بده تا زودتر دخل خودمو بیارم.] تمنای خود ویرانگریِ تد با رد اخلاقیات به بهانه‌ی جوششی برای نوشتن، و تمنای عریانِ سیلویا برای تجربه‌ی یک عشق متعارف و خالص، از مستندات یک رابطه‌ی مسئله‌دار بود که با ظرافت در متن گنجانده شده بود. چرخش و جابه‌جاییِ شخصیت‌ها از نکات مهم این نمایش است.

    نویسنده با منشی شاعرانه تباهیِ عشق را انکار می‌کند. گرچه سیلویا پلات خودکشی کرده است، اما مرگ سیلویا با امتداد و تولد عشق، نمود تازه‌ای پیدا می‌کند.  دیگر شاعر اهمیتی ندارد. شعر اوست که می‌ماند و در قلب هنرمندان جوانه می‌زند.

    مترونوم خون، تماما پاسداشتِ شاعرانگی‌ست؛ 

    هر چند خون‌آلود.

  • گزارش از نشست خبری نمایش «فصل سوزاندن مورچه های قرمز»

    گزارش از نشست خبری نمایش «فصل سوزاندن مورچه های قرمز»

    به گزارش رسانه خبری تئاتر آنلاین، در ابتدای نمایش بهنام ترابی ، نویسنده و کارگردان نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز ، ضمن خیر مقدم و تشکر از رسانه های موجود برای حضور، از نقش خود به عنوان یک معلم گفتند. نقش یک معلم در جهت شناسایی خشونت پنهان در کودکان و جوانان و آموزش جوانان در راستای مقابله با آن. این که قلدری و زورگویی در جامعه همسالان تا چه حد مشکلی پنهان، تلخ و آزاردهندست و قضاوت افراد به واسطه ظاهر، رنگ پوست، معلولیت و ….. چگونه باعث تروماهایی وحشتناک در روان فرد در بزرگسالی میشود.

    بهنام ترابی در ادامه از رسالت اجتماعی و آموزشی نمایش صحبت کرد و نقش دانشجویان را در ساخت این نمایش برجسته ساخت نمایشی که تمام بازیگران، عوامل و بدنه اجرایی آن از قشر دانشجویان انتخاب شده اند.

    بهنام ترابی از این که موسسه کمک سالیانیست که چنین دغدغه ای را درک کرده است ابراز امیدواری کرد که همکاری نمایش با این خیریه به فرهنگسازی خشونت پنهان در جامعه همسالان کمک شایانی کند و نگرانی خیریه کمک را بسیار قابل ستایش دانست.

    نشست خبری نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز

    محمدرضا عزیزی ، تهیه کننده نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز ، گفت: چه چیزی در دوران معاصر ما ، بهتر و آگاه ساز تر از هنر وجود دارد? او خاطر نشان کرد که این بی پناهی پنهان در کودکان و مساله خشونت نهان در آنها چیزیست که ما در زیر لایه های این نمایش در جستجوی آن هستیم.

    این خشونت پنهان بر خلاف انتظار عموم اصلا مساله ساده و کودکانه ای نیست بلکه تاثیر آن بر روی جامعه در آینده بسیار تبعات سنگین تری دارد.

    بهنام ترابی در جواب پرسش « چه قدر اثر شما بر اساس این رویداد ها ساخته شده است ؟» جواب داد : حتی اسم نمایش به این موضوع برمیگردد. انسان هایی که چاره ای جز رنج کشیدن در ازای اتفاقات پیرامون خود ندارند.

    نشست خبری نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز

    او ادامه داد: زمان زیادی برای نوشتن این اثر صرف شده است. گروه ما به عنوان یک گروه دانشجویی تلاش بسیاری برای خلق این اثر داشته است. ما در صدد آفرینش تراژدی نبودیم. ما درامی ساختیم که مخاطب را وا دارد تا در پیشگاه وجدان خود پاسخ دهد که چه کسی درواقع پاسخ گوی این رنج کشیدن هاست. و این پرسش تنها با برجسته سازی درست و اندازه جنبه های هنری اثر باید خلق شود و نباید به صورت اگزوتیک و نخ نما به این آثار پرداخته شود و در نظر گرفتن ویژگی های دراماتیک و انتقال مفاهیم در زیر لایه داستان در چنین روایت هایی از اهمیت فراوانی برخوردار است.

    این نمایش میکوشد به جنبه های روانشناختی پرسوناز ها به مثابه موردی مطالعاتی برای انسان معاصر بپردازد و خشم سرکوب شده در آینده این کودکان را در ساحت ذهن کاوش کند.

    در ادامه با اضافه شدن ، منصور دهقان، مدیر عامل موسسه کودکان بی پناه کمک نشست رویکردی اجتماعی تر به خود گرفت و محمدرضا عزیزی ، تهیه کننده اثر افزود: بخشی از بحث مربوط به همین کودکان بی پناه است. گوشی برای شنیدن وجود ندارد. ما حس می‌کنیم عملا در برابر مواجهه و مقابله با این رخداد ها تنها هستیم. چشم ما به حضور مردم و همکاری آنها است.

    ما باید در برابر نادیده گرفته شدن کودکان که شاید سهوا و به اشتباه از نسل های گذشته تا کنون پیدایش و تکوین پیدا کرده است ، بایستیم و با فرهنگ سازی به این مسیر ادامه دهیم بچه های این نسل می‌توانند جریان ساز نسل خود باشند.

    منصور دهقان، مدیر عامل موسسه کمک نیز در ادامه یادآور شد که حوزه هنر، تنها راهیست که داریم بروز این نگرانی ها همواره در بستر هنر رویکرد تاثیر گذار تری به خود گرفته است. بحث کودک بی پناه بسیار در جامعه ما گم شده است. کودک بی پناه دیده نمی شوند و فریاد مظلومیت آنها شنیده نمی‌شود.

    بحث ما در موسسه کمک آن است که به کودکان بی پناه که کودکانی هستند که دیده نمی‌شود و در حق آنها بسیار کوتاهی میشود، توجه شود.

    در تمام لحظات نشست تصویری که برای معرفی این رویداد در نظر گرفته شده بود : پوستر نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز بود که نقاشی ای از آندری روبلف ، نقاش روس را در برداشت.

    نشست خبری نمایش فصل سوزاندن مورچه های قرمز

    بهنام ترابی ، کارگردان نمایش در رابطه با ارتباط اثر با این نقاشی به نکته ای حائز اهمیت اشاره کرد: رسالت اثر ما چنین بوده است از روی تعمد چنین ارتباطی به چشم میخورد.

    در روزگاری ،آندری روبلف برخلاف دیگر نقاشان هم عصرش سعی می‌کند ذات و اصالت هنر را در پیش بگیرد. نقاشی های هراس انگیز هرگز در زمره آثار او نمی گنجند. آثار او چشم اندازی از آینده هستند. ما نیز همواره در جستجوی چنین چیزی بوده ایم.

  • نمایش یونسکو شدن به پرفروش ترین های تئاتر رسید

    نمایش یونسکو شدن به پرفروش ترین های تئاتر رسید

    نمایش «یونسکو شدن» به تهیه کنندگی و نویسندگی بهنام ترابی و کارگردانی نگار حاجیانی از اول بهمن ماه در عمارت ارغوان روی صحنه رفته است.این نمایش با گروهی متشکل از دانشجویان رشته نمایش و بازیگری که همگی متولدین تهیه هشتاد هستند و با کارگردانی نگار حاجیانی که تنها 19 سال سن دارد توانسته است به فهرست پرفروش ترین تئاتر های تهران در بهمن ماه راه یابد

    آنچه که همه ی نگاه ها را به این رویداد تئاتری جلب کرده است حضور کارگردان جوان نوزده ساله ای است که منتقدان تئاتر را به تحسین واداشته است. نگار حاجیانی که تا پیش از این به عنوان چهره پرداز، بازیگر، و دستیار کارگردان در تئاتر های بسیاری حضور داشته است در حالی با نمایش «یونسکو شدن» اولین تجربه ی کارگردانی اش را تجربه می‌کند که با درک درستی از جهان آثار یونسکو، چخوف، بروک و وودی آلن ، موجب شده است تا تئاتر هنری که در سالیان اخیر جای خودش را به تئاتر تجاری بخشیده بود، جانی تازه بیابد. به اعتقاد اساتید دانشگاه هنر، این کارگردان جوان و بازیگران جوان گروه تئاتر ملویل، نماینده ی شایسته ای برای نسل تازه نفس و نیرومندی هستند که سالها خلأ آن در تئاتر و سینمای کشور احساس می‌شد. درخشش این کارگردان جوان و نمایشی که این روزها بر صحنه برده است و شمار بسیاری از علاقه مندان به تئاتر را به سوی سالن های نمایش کشانده است. نمایش «یونسکو شدن» به کارگردانی نگار حاجیانی و نویسندگی دکتر بهنام ترابی، حاصل هفت ماه پژوهش، مطالعه و تمرین بی وقفه است که مخاطبان را در بستری از هنر، فلسفه و اسطوره شناسی به سطح جدیدی از خودشناسی سوق می‌دهد و می‌توان آن را به مثابه یک هدیه هنری دانست که این روزهای سرد زمستانی را گرمای مطلوبی بخشیده است

    «یونسکو شدن» داستانی شیرین، تلخ، شگفت انگیز و حیرت آور درباره تاثیرگذاری یک اسطوره شناس و یک فیلسوف بر یک هنرمند است. شاید همین تاثیرپذیری ها، منجر به دوستی مادام العمر اوژن یونسکو، میرچا الیاده و امیل چوران شد. «یونسکو شدن» چیزی بیش از یک تئاتر است. فرصتی است برای اندیشیدن. اثری قابل تأمل است که برای همیشه گریبان مخاطبان خود را می‌گیرد و آنها را به سطح بالاتری از شناخت نسبت به خودشان می‌رساند. این خودشناسی حاصل تعامل سه عرصه هنر، فلسفه و اسطوره شناسی است. «یونسکو شدن» به نقطه ای از مسیر تاریخ هنر نمایش می‌پردازد که فرآیند آفریده شدن یک اثر هنری با فرآیند آفریده شدن یک هنرمند بزرگ، با همدیگر تلاقی می یابند. به تمامی علاقه مندان تئاتر، فلسفه، اسطوره شناسی و آن هایی که دغدغه خودشناسی دارند، تماشای «یونسکو شدن» را توصیه می‌کنیم.

    بازیگران و عوامل این نمایش عبارتند از محمد حاجی زاده، محمد تخشی، اهورا معمارنیا، رومینا حسینی، رضا منصوری، محبوبه نورداد، سامان ولی سلطانی، عرفان ظروفچیان، مسعود شقاقی، کیمیا جلیل زاده، نازنین مقصودی، معصومه نوروزی، هلیا فرهمندی، ماهنیا مدنی، نازنین اوحدی، سارا امیرخانی، ساره سیاحی، فائزه سلطانی، امیر حسین منصوری، صالح آب سواران، مرتضی اسکندری، مهرزاد آرین مهر، کامیاب رحیمی، مانی عبدالمالکی، عباس قلی نیا، فاطمه حسینی خطیب، شکوفه شیخی، بنیامین شیراسب، رضا جاویدی و پریناز جهانی.

    «یونسکو شدن» تا ۱۶ بهمن هر روز ساعت ۱۹:00 در عمارت ارغوان اجرا می‌شود.

  • نمایش «یونسکو شدن» در عمارت ارغوان روی صحنه می رود

    نمایش «یونسکو شدن» در عمارت ارغوان روی صحنه می رود

    تئاتر آنلاین – اوژن یونسکو، میرچا الیاده و امیل چوران، سه دوست جدانشدنی، میهمان این روزهای تئاتر تهران هستند. نسل جدیدی از هنرمندان تئاتر ایران با نمایش «یونسکو شدن» به‌ روی صحنه می آیند. این یکی از زیباترین رویدادهای تئاتری در سالیان اخیر است که پیوندی از هنر، اسطوره و فلسفه را به روی صحنه می آورد.

    «یونسکو شدن» داستانی شیرین، تلخ، شگفت انگیز و حیرت آور درباره ی تاثیر گذاری یک اسطوره شناس و یک فیلسوف بر یک هنرمند است. شاید همین تاثیر پذیری ها، منجر به دوستی مادام العمر اوژن یونسکو ، میرچا الیاده و امیل چوران گردید. «یونسکو شدن» چیزی بیش از یک تئاتر است. فرصتی است برای اندیشیدن. اثری قابل تأمل است که برای همیشه گریبان مخاطبان خود را می‌گیرد و آنها را به سطح بالاتری از شناخت نسبت به خودشان می‌رساند. این خودشناسی حاصل تعامل سه عرصه ی هنر، فلسفه و اسطوره شناسی است. «یونسکو شدن» ، به نقطه ای از مسیر تاریخ هنر نمایش می‌پردازد که فرآیند آفریده شدن یک اثر هنری با فرآیند آفریده شدن یک هنرمند بزرگ، با همدیگر تلاقی می یابند. به تمامی علاقه مندان تئاتر، فلسفه، اسطوره شناسی و آنانی که دغدغه ی خودشناسی دارند، تماشای «یونسکو شدن» را به شدت توصیه می‌کنیم. این کار به تهیه‌ کنندگی و نویسندگی دکتر بهنام ترابی و به کارگردانی نگار حاجیانی، میزبان علاقمندان هنر تئاتر خواهد بود.

    هنرمندان این رویداد تئاتر عبارتند از: «محمد حاجی زاده، محمد تخشی، اهورا معمارنیا، رومینا حسینی، رضا منصوری، محبوبه نورداد، سامان ولی سلطانی، عرفان ظروفچیان، مسعود شقاقی، کیمیا جلیل زاده، نازنین مقصودی، معصومه نوروزی، هلیا فرهمندی، ماهنیا مدنی، نازنین اوحدی، سارا امیرخانی، ساره سیاحی، فائزه سلطانی، امیر حسین منصوری، صالح آب سواران، مرتضی اسکندری، مهرزاد آرین مهر،کامیاب رحیمی، مانی عبدالمالکی، عباس قلی نیا، فاطمه حسینی خطیب، شکوفه شیخی، بنیامین شیراسب، رضا جاویدی و پریناز جهانی» هستند.

    علاقه مندان به خرید اینترنتی بلیت های این نمایش میتوانند از 29 دی ماه به سامانه تیوال مراجعه نمایند.