برچسب: ایوب آقاخانی

  • گفت‌وگو با ایوب آقاخانی بازیگر نمایش کازابلانکا

    گفت‌وگو با ایوب آقاخانی بازیگر نمایش کازابلانکا

    به گزارش تئاتر آنلاین، این روزها تئاتر ایران بیش از همیشه درگیر چالش بقاست؛ هنری که باید میان هزینه‌های سنگین، کمبود حمایت و رقابت برای دیده شدن، راهی برای ادامه زندگی پیدا کند. با این حال، هنوز هستند کسانی که تئاتر را نه یک شغل یا سرگرمی، که سنگری فرهنگی می‌دانند. «ایوب آقاخانی»، نویسنده، کارگردان و بازیگر باتجربه، از همین نسل است؛ هنرمندی که بیش از سه دهه روی صحنه مانده و دغدغه اصلی‌اش همچنان حفظ شأن فرهنگی تئاتر است، نه دنبال کردن هیاهوی شهرت یا سود.

    او در گفت‌وگوی اخیر خود از تجربه حضور در نمایش «کازابلانکا» می‌گوید؛ اجرایی متفاوت که به گفته خودش، تلاش دارد سینما را به صحنه تئاتر بیاورد. آقاخانی در کنار روایت این تجربه، نقدی جدی هم به وضعیت تئاتر خصوصی امروز دارد، تئاتری که به باور او از مسیر فرهنگی خود فاصله گرفته و بیش از آنکه ادامه‌دهنده سنت هنری گذشته باشد، به بازاری بی‌قاعده و پر سروصدا تبدیل شده است.

    تجربه‌ای نو در تئاتر ایران

    آقاخانی درباره نمایش «کازابلانکا» توضیح می‌دهد که این اثر رویکردی متفاوت در تئاتر ایران دارد: «ما تلاش کردیم یک فیلم سینمایی را روی صحنه بیاوریم.» او اضافه می‌کند که فیلم «کازابلانکا» اثر ویکتور فلیمینگ، از آثار مهم تاریخ سینماست و در دهه ۴۰ میلادی اهمیت ویژه‌ای داشته است. گروه نمایش تصمیم گرفت با تنظیم متن و بهره‌گیری از امکانات صحنه، این فیلم را برای اجرا آماده کند.

    این بازیگر می‌گوید در ابتدا تولید نمایش به او پیشنهاد همکاری داده شده بود، اما به دلایل مختلف نتوانست با دوستان همراه شود: «خوشبختانه یا متاسفانه، تولید در آن زمان پیش نرفت و دوباره در دو ماه گذشته پروژه فعال شد و به تیم دعوت شدم.»

    او نقش ویکتور لازلو را بازی می‌کند؛ یکی از نقش‌های مثلث عشقی داستان. لازلو رهبر یک جنبش آزادی‌خواه در دوران جنگ جهانی دوم است و داستان نشان می‌دهد چگونه از آمریکا به کازابلانکا می‌رسد و از آنجا فرار می‌کند. آقاخانی درباره انتخاب نقش می‌گوید: «به دلیل علاقه‌ای که به فیلم داشتم و اینکه نقش مناسبی برای من بود، با کمی ملاحظات چه از نظر ترکیب نقش با سایر بازیگران و چه از نظر زمان در اختیار داشتن، تصمیم گرفتم نقش ویکتور لازلو را بازی کنم.»

    درباره تجربه کم‌سابقه تبدیل فیلم به نمایش در ایران توضیح می‌دهد که ساختن تئاتر بر اساس یک فیلم موفق، تا پیش از این تجربه چندانی نداشته است. به گفته آقاخانی، این سنت برادوی در ایران کمتر اجرا شده و اگر هم شده، بیشتر مربوط به تبدیل انیمیشن‌ها به صحنه بوده که تنها دو تا سه مورد داشته است: «با مرور اتفاقات می‌توانم بگویم که تنها سه الی چهار بار چنین رویکردی در ایران اتفاق افتاده و هیچ سابقه‌ای وجود نداشت که یک فیلم سینمایی به معنای متعارفش روی صحنه آورده شود.»

    ساخت کازابلانکا بدون توجیه اقتصادی

    آقاخانی درباره تولید نمایش «کازابلانکا» می‌گوید این کار فراتر از توان و ظرفیت اقتصادی معمول تئاتر کشور ساخته شده و همه اعضای تیم با یک سری گذشت‌ها و انعطاف‌ها کنار هم قرار گرفتند تا این نمایش روی صحنه بیاید، چرا که از نظر اقتصادی چنین کاری توجیه نداشت: «حتی وقتی بهترین حالت را در نظر می‌گیریم، یعنی از اولین روز با حداکثر ظرفیت سالن مخاطب داریم و فروش کار بسیار قابل قبول است، اگر یک محاسبه یک ماهه انجام بدهیم و هزینه‌هایی که چنین کاری می‌طلبد را مقایسه کنیم، باز هم توجیه اقتصادی ندارد.»

    با این حال، تیمی نزدیک به ۴۰ نفر در کنار هم قرار گرفتند تا نمایش شکل بگیرد. هر کدام از اعضا تا حد توان خود از چیزهایی که در شرایط معمول باید مطالبه می‌کردند، صرف‌نظر کردند تا کار تولید شود. آقاخانی درباره تفاوت نمایش با نسخه سینمایی می‌گوید که این تفاوت‌ها عمدتا در زمینه کرئوگرافی و طراحی حرکت است: «برای این کار، یک سری لحظه‌ها و جزئیاتی اضافه شده که در فیلم نبود و نباید هم می‌بود و به ضرورت تئاتر و جلوه‌گری روی صحنه، این کارها انجام شده است.»

    با وجود این که مشخص نیست تجربه مشابهی در آینده قابل تکرار باشد، آقاخانی اعتقاد دارد این کار قابل دفاع است و خوشحال است که در آن سهم دارد. همچنین می‌گوید بازخوردها نشان می‌دهد مخاطبان از نقش و ایفای او در نقش ویکتور لازلو رضایت دارند و همین رضایت، خستگی تیم را از بین می‌برد.

    روند فعلی تئاتر خصوصی، زایندگی ندارد

    آقاخانی درباره وضعیت تئاتر خصوصی در ایران می‌گوید که مسیر امروز آن بیشتر شبیه بازار آزاد نمایش شده و نه ادامه مسیر استقلال از دولت که در آغاز هدف تئاتر خصوصی بود. او تاکید می‌کند که این روند را نمی‌توان بلوغ حرفه‌ای دانست و آن را انحراف از تئاتر حرفه‌ای می‌داند: «این نظر مسبوق به سابقه مصاحبه‌های من با رسانه‌های مختلف است؛ من هرگز نظر خودم را تغییر نداده‌ام.» او معتقد است که چنین کاری سیستم‌مند نیست، زایندگی و فزایندگی ندارد و به عبارت خودش «یاوه» است. منظور او از «یاوه» این است که تئاتر خصوصی باید در چرخه مواجهه با فرمت‌های اقتصادی جامعه توجیه خود را پیدا کند.

    به گفته این بازیگر، تئاتر در شرایط فعلی هیچ توجیه اقتصادی ندارد و حتی در بهترین حالت هزینه‌های تولید بازمی‌گردد. همچنین اشاره می‌کند که وقتی دولت دست خود را از حمایت تولید تئاتر برمی‌دارد، سرنوشت آثار خصوصی به این شکل در خواهد آمد.

    او اضافه می‌کند که حتی خوش‌اقبال‌ترین آثار روی صحنه هم، از حدود ۱۴۰ نمایش شبانه، شاید تنها به تعداد انگشتان یک دست موفق باشند: « تئاتر خصوصی ذاتا چیز بدی نیست و می‌تواند نشانه بلوغ باشد، اما مسئله اصلی پاسخ دادن به سه سوال مهم است کجا، کی و چگونه؟»

    آب ریختن در آسیاب شارلاتانیزم تئاتر

    آقاخانی درباره وضعیت تئاتر خصوصی در ایران معتقد است که در شرایط فعلی، بیشتر کسانی از این فضا بهره می‌برند که دغدغه فرهنگی ندارند و تنها به سود اقتصادی می‌اندیشند: «تئاتر خصوصی تنها برای شارلاتان‌ها برد دارد؛ یعنی کسانی که بدون دغدغه فرهنگی کار می‌کنند.» او اضافه می‌کند که هدف تئاتر هرگز دوری از دغدغه‌های فرهنگی نبوده و زیرساخت‌های آن باید فرهنگی باشد.

    او باور دارد در شرایط فعلی برنده اصلی کسانی هستند که سالن‌ها را به گروه‌ها اجاره می‌دهند و هیچ کاری با اخلاق و هزینه‌های تولید ندارند؛ این افراد معمولا حتی اجاره 30 شب اجرای نمایش را بدون تخفیف همان روز اول دریافت می‌کنند. این بازیگر توضیح می‌دهد که برنده واقعی کسی است که یک چهارپایه بردارد، روی صحنه برود، با خلاقیت و مدیریت دقیق، هزینه‌های بازیگر، دکور و عوامل تولید را منطقی مدیریت کند و مخاطب را راضی نگه دارد.

    با این حال، آقاخانی تاکید می‌کند که اغلب در مواجهه با مخاطب و در شتاب تبلیغات یا موج‌سواری‌های سیاسی، نتیجه به نفع کسانی است که کمترین دغدغه فرهنگی را دارند:«این جریان در کشور شکل گرفته اما به دلیل نبود زیرساخت و الگوسازی، تنها به «آب ریختن در آسیاب شارلاتانیزم تئاتر» منجر شده و چیزی نیست که بشود بابت آن خوشحال بود.»

    دهه ۷۰، تئاتر بازوی فرهنگی کشور بود

    آقاخانی درباره نقش دولت و شرایط تئاتر در ایران می‌گوید که اگر نگاه کلان و آگاهانه‌تری به تئاتر وجود داشت، هرگز حمایت دولتی تا این حد کاهش نمی‌یافت: «دولت ما -نه به معنای رئیس‌جمهور فعلی، بلکه به معنای کلان- اگر منطقی‌تر عمل می‌کرد و نگاه مهرورزانه‌تر و آگاهانه‌تری به تئاتر داشت، هرگز تا این حد از حمایت خود عقب نمی‌کشید.» او اشاره می‌کند که در دهه ۷۰، تئاتر می‌توانست ابزار فرهنگی کشور باشد، اما امروز این امکان وجود ندارد.

    به گفته این بازیگر دهه ۷۰ تنها دورانی بود که تئاتر به معنای واقعی کلمه نقش بازوی فرهنگی کشور را ایفا می‌کرد. تئاتر در آن زمان می‌توانست شرایط اجتماعی را نقد کند، توضیح دهد و همزمان سرگرمی سالم فرهنگی فراهم کند. اما از اواخر دهه ۸۰، مسیر تئاتر تغییر کرد و امروز در مسیرهای عجیبی قرار دارد که بازگرداندن آن دشوار است. آقاخانی وضعیت امروز را چنین توصیف می‌کند: «هر کسی با هر میزان پول و به هر دلیلی می‌تواند روی صحنه بیاید و هیچ فیلتر مشخصی برای حضور حرفه‌ای وجود ندارد.» او این رویکرد را در مقابل دهه ۷۰ قرار می‌دهد، زمانی که ده‌ها فیلتر برای حضور روی صحنه وجود داشت و عبور از آنها، هنرمند را به شخصیتی تبدیل می‌کرد که خود به خود سرباز جبهه فرهنگی محسوب می‌شد.

    این بازیگر با یادآوری تجربه شخصی خود در دهه ۷۰ می‌گوید که دغدغه اصلی‌اش در تولید تئاتر، ارائه جدیدترین فکر و مضمون خود بوده و نه جلب اقبال مخاطب: «دغدغه من این بود که چه چیزی برای من مهم است و دوست دارم روی صحنه بیاید، نه اینکه آیا این کار با اقبال مخاطب مواجه می‌شود یا نه.» او اضافه می‌کند که نگاه امروز تئاتر متفاوت است و عمدتا هدف آن حفظ چرخه تولید و جذب مخاطب است، موضوعی که به باور آقاخانی آسیب بزرگی به ماهیت فرهنگی هنر تئاتر زده است.

    دغدغه هنر جای خود را به شهرت داده

    آقاخانی درباره نسل امروز بازیگران و انگیزه‌های آنها توضیح می‌دهد که دغدغه خلق اثر هنری، اغلب جای خود را به جستجوی سود و شهرت داده است و تاکید می‌کند که در نسل گذشته چنین دغدغه‌ای وجود نداشت. همچنین جنس تئاتر امروز را تحت تاثیر خصوصی‌سازی غیرقابل توجیه و در حال نابودی می‌بیند: « اگر هنوز نفس‌های فرهنگی در تئاتر دیده می‌شود، محصول فکرهایی است مثل من؛ کسانی که هنوز به تئاتر به عنوان یک جبهه فرهنگی مهم نگاه می‌کنند و برای آن هزینه می‌کنند.»

    این بازیگر با اشاره به تجربه شخصی‌اش توضیح می‌دهد که در چهار کار اخیر خود، همواره شخصا هزینه کرده و این هزینه‌ها به او بازنگشته است: «این کار را فقط انجام دادم که «سنگر خالی» نشود. کافی است امثال من هم سنگر را خالی کنیم تا جریان ناسالم تئاتر خصوصی، فضا و جبهه‌ای را قبضه کند که به نفع هیچ‌کس نیست.» او درباره وضعیت فعلی تئاتر خصوصی می‌گوید: «واقعیت این است که این وضعیت هیچ توجیهی ندارد؛ نه از نظر هنر، نه اقتصاد و نه منطق حرفه‌ای.»

    با این حال، آقاخانی افراد حاضر در این جریان را گناهکار نمی‌داند: «آنها صرفا به دنبال زندگی خودشان هستند، نه کارشان. مشکل از ماست که اصرار داریم حضورشان در این فضا ادامه پیدا کند. ذات این تفکر قابل بحث نیست؛ من حضور آنها را جدی نمی‌گیرم، پایدار نمی‌دانم و گناهکارشان نمی‌دانم. مسئولیت این وضعیت بر دوش ما و مسئولان فرهنگی است.» در پایان، آقاخانی امید خود را برای آینده تئاتر ابراز می‌کند و بر لزوم همکاری همه مسئولان فرهنگی و هنرمندان تاکید دارد: «فقط آرزوی قلبی من این است که همه ما با هم، گشایش فرهنگی و روشنی افق پیش‌روی تئاتر را تجربه کنیم. شاید به قامت گذشته‌اش نه، اما قطعا رنگ بهبود، آرام‌آرام دیده خواهد شد.»

    منبع: هفت صبح

  • گرامیداشت کمال‌الدین شفیعی در دانشگاه سوره برگزار شد

    گرامیداشت کمال‌الدین شفیعی در دانشگاه سوره برگزار شد

    مراسم گرامیداشت زنده‌یاد کمال‌الدین شفیعی، نویسنده، مترجم و از استادان برجسته تئاتر، با حضور جمعی از هنرمندان سرشناس و فعالان این حوزه در دانشگاه بین‌المللی سوره برگزار شد.

    به گزارش تئاترآنلاین؛ به مناسبت پاسداشت یاد و خاطره زنده‌یاد دکتر کمال‌الدین شفیعی، از نخستین استادان گروه تئاتر دانشگاه بین‌المللی سوره، مراسمی با حضور جمعی از هنرمندان و فعالان عرصه تئاتر در این دانشگاه برگزار شد.

    این مراسم شنبه ۱۰ خردادماه ۱۴۰۴، در سالن کنفرانس دانشگاه بین‌المللی سوره و به همت گروه هنرهای نمایشی دانشکده هنر برگزار شد.

    مدیریت مراسم را ایوب آقاخانی، (بازیگر، نویسنده، کارگردان، مدرس تئاتر و مدیر گروه هنرهای نمایشی دانشگاه سوره) بر عهده داشت.

    در این آیین یادبود، جمعی از چهره‌های شاخص تئاتر کشور از جمله ایرج راد، اصغر همت، هادی مرزبان، شکرخدا گودرزی، محمدحسین ناصربخت، کاظم نظری، هما جدیکار، شهیندخت نجف‌زاده، وحید لک، سیدوحید فخر موسوی، مهران رنجبر، فرزاد معافی، کیارش زندی، کامران موسوی، دکتر اسدیان، علی بهرامی، مجید سهرابی، کامران شریفی، امین موسوی، ایوب آقاخانی و… حضور داشتند.

    در جریان این مراسم، حاضران با بیان سخنانی درباره شخصیت علمی، اخلاقی و هنری دکتر شفیعی، خاطراتی از سال‌های همکاری و شاگردی او را با حاضران در میان گذاشتند و از نقش تأثیرگذار وی در تربیت نسل‌های متعدد دانشجویان تئاتر سخن گفتند. همچنین یاد و نام این هنرمند فقید را با ذکر ویژگی‌های انسانی و حرفه‌ای او گرامی داشتند.

    کمال‌الدین شفیعی، نویسنده، مترجم، کارگردان و از پیشگامان آموزش تئاتر دانشگاهی در ایران بود. وی که متولد ۱۳۱۳ بود، تحصیلات خود را در رشته ادبیات و هنر در کشور آلمان به پایان رساند و پس از بازگشت به ایران، نقش مؤثری در گسترش آموزش، پژوهش و اجرای تئاتر ایفا کرد.

    از جمله فعالیت‌های برجسته او می‌توان به ترجمه آثار نمایشی، تألیف کتاب‌های پژوهشی، راهنمایی پایان‌نامه‌های دانشجویی و اجرای نمایش‌های حرفه‌ای اشاره کرد. وی به‌عنوان منتقد و پژوهشگر نیز تأثیر بسزایی در غنای ادبیات تئاتری کشور داشت.

    شفیعی در سال‌های پایانی عمر خود در آسایشگاهی در استان مازندران اقامت داشت و در همان‌جا در ۴ خردادماه ۱۴۰۴ دار فانی را وداع گفت.

  • با 50 درصد تخفیف «به یک قاتل ساده نیازمندیم» شنبه روی صحنه است

    با 50 درصد تخفیف «به یک قاتل ساده نیازمندیم» شنبه روی صحنه است

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «به یک قاتل ساده نیازمندیم» به نویسندگی و کارگردانی مریم امینی روز شنبه، سوم خرداد ساعت 17:30 روی صحنه عمارت نوفل‌لوشاتو میزبان مخاطبان خواهد بود.

    این اثر که یک کمدی-روانشناسانه با بازی ایوب آقاخانی، بهرام سروری‌نژاد و رُز رضوی با تهیه‌کنندگی وحید سالک‌فرد است که اجراهای خود را از از 14 اردیبهشت آغاز کرده است.

    نمایش «به یک قاتل ساده نیازمندیم»؛ شنبه سوم خرداد با تخفیف 50 درصد ویژه دانشجویان و در ساعت 17:30 اجرا خواهد شد.
    در خلاصه داستان این اثر می‌خوانیم: «مردی که همیشه می‌خندد و سعی می‌کند به دیگران انرژی مثبت بدهد، تصمیم می‌گیرد خودش را بکشد. اما مردن همیشه راحت نیست.»

    محمد سلیمی، دانیل عبادی، پارسا ‌دن و آرمان بشری به عنوان بیت باکسر این نمایش را همراهی می‌کنند.

    از دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مشاور متن و اجرا: ایوب آقاخانی،  مجری طرح: سعید بیگی، طراح صحنه و لباس: علی طهرانچی، طراح نور: رضا خضرایی، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: محمدحسن درباغی‌فرد، منشی صحنه: یاسمین آقاخانی، طراح گریم: مرجان محمودی، طراح گرافیک: مینا امینی، عکاس و ساخت تیزر: مصطفی تقوی، موشن گرافیست:  شایان عظیمی، روابط عمومی: رضوان کرباسی، مشاور رسانه: نگار امیری، مدیر صحنه: محمد رضوی، مدیر ساخت دکور: مازیار رافتی، طراح دوخت: معصومه یادگاری و سرپرست گروه موسیقی: حدیثه سلیمی.

    بلیت‌فروشی این اثر نمایشی در سایت تیوال و گیشه عمارت نوفل‌لوشاتو انجام می‌شود.

    خبرنگار: محمدجواد عبدی

  • در نشست خبری چهل‌وسومین جشنواره تئاتر فجر چه گذشت؟

    در نشست خبری چهل‌وسومین جشنواره تئاتر فجر چه گذشت؟

    به گزارش تئاتر آنلاین، در این نشست، که با حضور مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر جشنواره، هنرمندان، خبرنگاران و مدیران بخش‌های مختلف جشنواره برگزار گردید، پوستر رسمی جشنواره نیز رونمایی شد.

    جزئیات جشنواره و برنامه‌ها:

    • اتابک نادری، رئیس اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در آغاز نشست، از تلاش‌های دست‌اندرکاران جشنواره قدردانی کرد و بر اهمیت همدلی و همکاری برای برگزاری شایسته این رویداد تأکید نمود. وی همچنین افزود که کار اصلی بر عهده هنرمندان است و ستاد برگزاری تنها وظیفه پشتیبانی را بر عهده دارد.
    • خیرالله تقیانی‌پور، دبیر جشنواره، از تجربیات خود در حوزه‌های کارگردانی تئاتر و تلویزیون سخن گفت و بر نقش رسانه‌ها در تکمیل موفقیت جشنواره تأکید کرد.
    • سعید نجفیان، دبیر اجرایی جشنواره، توضیحاتی در خصوص روند ثبت‌نام و بررسی آثار جشنواره ارائه داد. وی اعلام کرد که در بخش مسابقه صحنه‌ای، ۲۸۱ اثر از هنرمندان مختلف به دبیرخانه ارسال شد که در نهایت ۱۵ اثر به مرحله نهایی رقابتی راه یافتند.
    • در ادامه، ایوب آقاخانی، دبیر بخش نمایشنامه‌نویسی، توضیحاتی درباره روند دریافت آثار و انتخاب ۱۲ نمایشنامه کاندیداهای نهایی ارائه داد. وی همچنین به اهمیت مدیریت و هدایت استعدادهای نمایشی کشور اشاره کرد.
    • مژگان وکیلی، مدیر بخش بین‌الملل جشنواره، گفت که از ۲۳۱ اثر بین‌المللی ارسالی از ۴۵ کشور، ۶ اثر به صورت صحنه‌ای و ۱ اثر به صورت آنلاین در جشنواره به نمایش در خواهد آمد.
    • مهدی آشنا، مدیر بخش‌های عکس و پوستر جشنواره، از استقبال خوب عکاسان و طراحان گرافیک در این دوره خبر داد و اعلام کرد که در نهایت ۸۹ اثر عکس و ۴۹ پوستر به بخش رقابتی راه یافته‌اند. وی همچنین از برگزاری نمایشگاه عکس و پوستر جشنواره خبر داد.
    • داریوش نصیری، مدیر بخش خیابانی جشنواره، اعلام کرد که ۱۶۷ اثر از ۶۶ شهر ایران به دبیرخانه جشنواره ارسال شده است. از این تعداد، ۳۰ اثر به مرحله رقابتی راه یافته‌اند و موضوعات مختلف اجتماعی و فرهنگی در آثار ارائه‌شده مورد توجه قرار گرفته است.

    بخوانید: پرسش گلاب آدینه از همکارانش: چرا هنرمندان معترض به تئاتر بازگشتند؟

    بخش‌های جدید و ویژگی‌های برجسته جشنواره:

    • بخش ویژه «غزه یا مقاومت» در این دوره به معرفی آثار مرتبط با مقاومت و مبارزات مردم غزه پرداخته و ۶ اثر در این بخش به نمایش در خواهد آمد.
    • بخش به‌علاوه فجر نیز پس از ۵ سال به صورت رقابتی برگزار خواهد شد و ۲۲ گروه متقاضی در این بخش رقابت خواهند کرد.
    • بخش کارگاه‌های آموزشی بین‌المللی با حضور اساتید برجسته از کشورهای مختلف برگزار خواهد شد که یکی از آن‌ها کارگاه «کاوش در تئاتر معاصر» است که با حضور استادی از هند برگزار خواهد شد.

    نتیجه‌گیری:

    چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در تاریخ ۱۴۰۳، با حضور هنرمندان داخلی و بین‌المللی، آغاز خواهد شد و تمامی تلاش‌ها به‌منظور برگزاری یک جشنواره با کیفیت و ماندگار برای جامعه تئاتر ایران انجام خواهد گرفت.

  • نامه مصلوبان عیسی؛ اثری جدید از وحید نفر با نویسندگی ایوب آقاخانی

    نامه مصلوبان عیسی؛ اثری جدید از وحید نفر با نویسندگی ایوب آقاخانی

    به گزارش تئاتر آنلاین، این نمایش با حضور تعدادی از بازیگران شناخته‌شده و با همکاری یک تیم حرفه‌ای از عوامل، تجربه‌ای متفاوت را برای تماشاگران به ارمغان خواهد آورد.

    در این نمایش، بازیگرانی همچون امیر شربتی، طیبه کریمی دولت‌آبادی، محسن شفاهی، رشید نقی‌پور، محمد امین جیرکویه، عاطفه چوپانی، احسان مهدی‌زاده، رایان حبیبیان، روزبه جعفری، مهدی محسنی، علیرضا صحبتی و مرتضی تهرانی به ایفای نقش خواهند پرداخت.

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به مصطفی ایمانی به عنوان دستیار کارگردان، سونیا احمدی به عنوان منشی صحنه، مهرناز عباسی طراح لباس و رضا احدی آهنگساز اشاره کرد.

    این نمایش از تاریخ ۲۱ دی ماه در تالار مولوی به روی صحنه می‌رود و علاقه‌مندان به تئاتر می‌توانند از این فرصت بهره‌مند شوند.

  • عشق بسیار به پول هنگفت، انگیزه قتل شد/ قاتل همین نزدیکی‌هاست

    عشق بسیار به پول هنگفت، انگیزه قتل شد/ قاتل همین نزدیکی‌هاست

    به گزارش تئاتر آنلاین،آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی و خالق داستان‌های جنایی از مشهورترین نویسندگان دنیا است که بر اساس آثارش فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و مطرحی ساخته و پخش شده است. «پوآرو» و «خانم مارپل» از شخصیت‌های داستانی آگاتا کریستی هستند که به حل معماهای جنایی می‌پردازند.

    ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان تئاتر و تئاتر رادیویی در راستای معرفی ادبیات جهان به مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر و نمایش‌های رادیویی، بر اساس داستان‌های «خانم مارپل» کریستی مجموعه‌هایی را کارگردانی کرده که از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌اند.

    یکی از این آثار نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام‌ شده» است که در ۵ قسمت تولید و پخش شده است.

    در این نمایش رادیویی اقتباس و تنظیم برای رادیو توسط مهسا پیروزفر انجام شده است.

    بازیگران چهارمین قسمت «قتل از پیش اعلام شده» بر اساس ترتیب اجرا عبارتند از مهرخ افضلی، رویا فلاحی، فریبا متخصص، فروغ انصاری، معصومه عزیزمحمدی، بهرام سروری‌نژاد، ماندانا اصلانی، شهین نجف‌زاده، نوشین حسن‌زاده، مهدی نمینی‌مقدم، شیرین سپه‌راد، رضا قلمبر، علی میلانی، سیما خوش‌چشم، احمد هاشمی.

    گوینده وحید منوچهری، افکتور محمدرضا قبادی‌فر، صدابردار جعفر جودتی و تهیه‌کننده فرشاد آذرنیا دیگر عوامل این نمایش رادیویی هستند.

    در قسمت آگهی روزنامه محلی روستای کوچک چیپینگ کلگهورن نوشته شده که ساعت ۷ روز ۵ اکتبر قرار است قتلی در لیتل پادوکس و در خانه خانم لتیشیا بلک‌لاک اتفاق بیافتد. در این خانه به جز خانم بلک‌لاک، ۲ دانشجو با نام‌های پاتریک سیمونز و خواهرش جولیا سیمونز از خویشان دور خانم بلک‌لاک، هانا میتزی آشپز خارجی و دورا بانر از دوستان قدیمی خانم بلک‌لاک زندگی می‌کنند. تعدادی از همسایه‌ها با آگاهی از اینکه تا ساعاتی دیگر قتلی در آن خانه رخ خواهد داد، به لیتل پادوکس می‌آیند. در ساعت مقرر ناگهان برق ساختمان قطع می‌شود، مردی با نقاب و چراغ‌قوه در ورودی اتاق ظاهر شده و ۳ گلوله شلیک می‌شود. پس از پایان تیراندازی هنگامی که از شمع برای روشن‌کردن صحنه جنایت استفاده می‌کنند، جسد مرد جوانی را که اسلحه‌ای در کنارش افتاده است پیدا می‌کنند. همچنین گلوله‌ای که از کنار گوش خانم بلک‌لاک عبور کرده باعث خونی‌شدن لباس و زخمی‌شدن گوش او شده است.

    دورا بانر جسد مرد جوان را می‌شناسد، به نظر دورا رد تقاضای مرد جوان که در هتل ریتز کار می‌کرد و برای قرض‌گرفتن پول به لیتل پادوکس آمده بود عاملی برای قتل لتی محسوب می‌شود. با وروود پلیس به ماجرا، بازرس کراداک طی تحقیقات‌اش به هویت سارق جوان رودی شلز پی می‌برد. بازرس در صحبت با آقای رولنسون صاحب هتل ریتز و میرنا هریس از خدمتکاران هتل و دوست رودی شلز، مطلع می‌شود او جوانی اهل سوئیس و با سابقه تبهکاری است که آگهی قتل را به روزنامه محلی داده است. در حالی که دورا بانر، شلز را عاملی برای قتل دوست خود لتیشیا بلک‌لاک می‌داند پزشکی قانونی دلیل مرگ او را تصادف یا خودکشی اعلام می‌کند.

    برای کشف حقیقت این جنایت رئیس پلیس از بازرس کراداک می‌خواهد تا با خانم جین مارپل که مدتی در هتل ریتز اقامت دارد همکاری کند. خانم مارپل در این ملاقات ضمن بررسی گزارش‌های بازرس کراداک پیشنهاد بازپرسی مجدد از میرنا هریس دوست و همکاری رودی شلز را می‌دهد. در بازپرسی مجدد معلوم می‌شود که رودی شلز با گرفتن مبلغی پول دست به این کار زده است و تنها قصدش تفریح بوده است. خانم مارپل سعی دارد مدتی مهمان خانم هارموند باشد تا اطلاعاتی از افراد حاضر در شب حادثه به دست بیاورد. پلیس به دنبال فردی است که با استخدام رودی شلز قصد قتل خانم بلک‌لاک را با اسلحه اتوماتیک آلمانی داشته است؛ اسلحه‌ای که شبیه به آن نزد سرهنگ ایستر بروک است اما چند روزی است که مفقود شده است و … .

    با هم چهارمین قسمت از نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام شده» را با مدت‌زمان ۲۹ دقیقه و ۴ ثانیه بشنویم.

    منبع

  • خواهر و برادر قلابی عامل قتل هستند؟/ ارثیه میلیونی دردسرساز شد

    خواهر و برادر قلابی عامل قتل هستند؟/ ارثیه میلیونی دردسرساز شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی و خالق داستان‌های جنایی از مشهورترین نویسندگان دنیا است که بر اساس آثارش فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و مطرحی ساخته و پخش شده است. «پوآرو» و «خانم مارپل» از شخصیت‌های داستانی آگاتا کریستی هستند که به حل معماهای جنایی می‌پردازند.

    ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان تئاتر و تئاتر رادیویی در راستای معرفی ادبیات جهان به مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر و نمایش‌های رادیویی، بر اساس داستان‌های «خانم مارپل» کریستی مجموعه‌هایی را کارگردانی کرده که از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌اند.

    یکی از این آثار نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام‌ شده» است که در ۵ قسمت تولید و پخش شده است.

    در این نمایش رادیویی اقتباس و تنظیم برای رادیو توسط مهسا پیروزفر انجام شده است.

    بازیگران سومین قسمت «قتل از پیش اعلام شده» بر اساس ترتیب اجرا عبارتند از بهرام سروری‌نژاد، شیما جان‌قربان، رویا فلاحی، نورالدین جوادیان، علی میلانی، ماندانا محسنی، فریبا متخصص، مهرخ افضلی، ماندانا اصلانی، شیرین سپه‌راد، مهدی نمینی‌مقدم، سیما خوش‌چشم، فروغ انصاری، رضا قلمبر.

    گوینده وحید منوچهری، افکتور محمدرضا قبادی‌فر، صدابردار جعفر جودتی و تهیه‌کننده فرشاد آذرنیا دیگر عوامل این نمایش رادیویی هستند.

    در قسمت آگهی روزنامه محلی روستای کوچک چیپینگ کلگهورن نوشته شده که ساعت ۷ روز ۵ اکتبر قتلی در خانه خانم لتیشیا بلک‌لاک در لیتل پادوکس رخ دهد. در این خانه به جز خانم بلک‌لاک، ۲ دانشجو با نام‌های پاتریک سیمونز و خواهرش جولیا سیمونز از خویشان دور خانم بلک‌لاک، هانا میتزی آشپز خارجی و دورا بانر از دوستان قدیمی خانم بلک‌لاک زندگی می‌کنند. تعدادی از همسایه‌ها با آگاهی از اینکه قتلی در آن خانه رخ خواهد داد، به لیتل پادوکس می‌آیند.

    در ساعت مقرر ناگهان برق ساختمان قطع می‌شود، مردی با نقاب و چراغ‌قوه در ورودی اتاق ظاهر شده و ۳ گلوله شلیک می‌شود. پس از تیراندازی هنگامی که از شمع برای روشن‌کردن صحنه جنایت استفاده می‌کنند، جسد مرد جوانی را که اسلحه‌ای در کنارش افتاده است پیدا می‌کنند. همچنین گلوله‌ای که از کنار گوش خانم بلک‌لاک عبور کرده باعث خونی‌شدن لباس و زخمی‌شدن گوش او شده است.

    دورا بانر جسد مرد جوان را می‌شناسد، به نظر دورا رد تقاضای مرد جوان که در هتل ریتز کار می‌کرد و برای قرض‌گرفتن پول به لیتل پادوکس آمده بود عاملی برای قتل لتی محسوب می‌شود.

    با وروود پلیس به ماجرا، بازرس کراداک طی تحقیقات‌اش به هویت سارق جوان رودی شلز پی می‌برد. بازرس در صحبت با آقای رولنسون صاحب هتل ریتز و میرنا هریس از خدمتکاران هتل و دوست رودی شلز، مطلع می‌شود او جوانی اهل سوئیس و با سابقه تبهکاری است که آگهی قتل را به روزنامه محلی داده است.

    در حالی که دورا بانر، شلز را عاملی برای قتل دوست خود لتیشیا بلک‌لاک می‌داند پزشکی قانونی دلیل مرگ او را تصادف یا خودکشی اعلام می‌کند.

    برای کشف حقیقت این جنایت رئیس پلیس از بازرس کراداک می‌خواهد تا با خانم جین مارپل که مدتی در هتل ریتز اقامت دارد همکاری کند. خانم مارپل در این ملاقات ضمن بررسی گزارش‌های بازرس کراداک پیشنهاد بازپرسی مجدد از میرنا هریس دوست و همکاری رودی شلز را می‌دهد و … .

    با هم سومین قسمت از نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام شده» را با مدت‌زمان ۲۹ دقیقه و ۱۲ ثانیه بشنویم.

    منبع

  • نشست با عوامل نمایش «ترانه‌های تِب»

    نشست با عوامل نمایش «ترانه‌های تِب»

    نشست با عوامل نمایش «ترانه‌های تِب»

    منبع

  • این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین مؤذن‌زاده-فریبرز دارایی؛ گروه تئاتر «پوشه» به سرپرستی ایوب آقاخانی این روزها جدیدترین اثر خود را در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایران‌شهر روی صحنه برده است. «ترانه‌های تب: داستانی عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» اقتباسی از اسطوره ادیپوس است. این نمایش با حضور محسن بهرامی و سپیده نورصالحی روی صحنه رفته است؛ بهرامی در نقش ادیپ و نورصالحی در نقش ژوکاست مادر ادیپ.

    «ترانه‌های تب» با ادبیاتی کلاسیک، از زبان ژوکاست آنچه را که بر او و ادیپ گذشته است روایت می‌کند؛ چهره‌ای که در نمایشنامه «ادیپ شهریار» اثر سوفوکل زیاد درباره وی صحبتی نشده است. آقاخانی شخصیت ژوکاست را پررنگ کرده و در قالب فلاش‌بک‌هایی که در روایت دارد چگونگی تقدیر شومی را که برای او و فرزندش ادیب رقم می‌خورد، بیان می‌کند.

    روی صحنه سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایران‌شهر با طراحی صحنه سینا ییلاق‌بیگی و آهنگسازی و طراحی جلوه‌های شنیداری توسط بردیا سراج، ۳ ایفاگر نیز با ۲ بازیگر نمایش همراه هستند و برخی شرایط و موقعیت‌ها را با حرکاتی که توسط محسن گودرزی برای آن‌ها طراحی شده، به تصویر می‌کشند.

    به بهانه آغاز اجرای نمایش «ترانه‌های تب: داستانی عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» نشستی در تئاتر آنلاین با حضور ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان، محسن بهرامی و سپیده نورصالحی بازیگران اثر برگزار شد.

    در این نشست عوامل نمایش به ارائه نقطه‌نظرات خود درباره ضرورت تولید و اجرای «ترانه‌های تب» در وضعیت کنونی تئاتر، چگونگی شکل‌گیری «ترانه‌های تب» و شرایطی که در اجرای این اثر نمایشی تجربه کرده‌اند، پرداختند.

    در بخش اول این نشست آمده است:

    * نمایش «ترانه‌های تب» به تازگی روی صحنه رفته و اجراهای ابتدایی خود را سپری می‌کند. آقای آقاخانی شما همیشه در آثاری که به صحنه برده‌اید، زمان معاصر و رویدادهای اجتماعی معاصر مدنظرتان بوده است و در «ترانه‌های تب» فضایی متفاوت را تجربه کرده و به سراغ افسانه‌های تبای رفته‌اید. چه دغدغه‌ای باعث شکل‌گیری این تجربه شد؟

    ایوب آقاخانی: از سال ۱۳۷۴ که گروه تئاتر «پوشه» را در زمانی که در دل دانشگاه بودم تأسیس کردیم، مانیفستی را برای گروه مدون کردم که بر اساس آن همیشه درام اجتماعی معاصر و حتی‌الامکان ایرانی کار کنیم. این مانیفست اجرایی خود به خود تبدیل به کارنامه تاکنون گروه تئاتر «پوشه» شد که تا اجرای نمایش «نوزده نود و نه» در سال گذشته عملاً این فضا را پیش گرفتیم. معتقد بودم که ارتباط بایسته و بسیار مستقیم و پررنگ میان اثر با جامعه‌ای که اثر از دل آن بیرون آمده است، راهکار درستی برای ارتباط گرفتن و اثر گذاشتن روی مخاطب است. اما این مانیفست اجرایی گروه تئاتر «پوشه» بود وگرنه من در طول منش نویسنده‌وار خودم این زبان و ارجاع به گذشته را داشته‌ام، پایان‌نامه مقطع لیسانسم اقتباس دراماتیک از نمایشنامه «گیلگمش» و مقطع فوق‌لیسانسم نیز نمایشنامه «ماه و مه» اقتباسی در این شکل زمان و زبان از «رستم و سهراب» شاهنامه بود که دوستان ما تازه به رجعت به این موضوع آن هم با سر و صدا پناه برده‌اند.

    متأسفانه تئاتر ما به یک فضایی حرکت کرده است که تک‌ساحتی می‌شود. به این معنا که تئاتر به اصرار دولتمردان خصوصی شده که اصلاً هم خصوصی نشده بلکه حمایت مالی از آن برداشته شده است، عملاً فقط در شکلی می‌تواند حیات و ممات خود را مدیریت کند و سالم روی پای خود بایستد که بتواند در چرخه گیشه خود موفق عمل کند آثار مختلفی نظیر نمایشنامه «رودکی جادوگر واژگان سبز» را هم با همین رویکرد نوشتم ولی کارگردانی نکردم. قلم من با این ادبیات بیگانه نیست ضمن اینکه در دهه ۷۰ افتخار شاگردی آقای بیضایی را داشتم و جذبه او در کلاس ما را خود به خود به چیزهایی علاقه‌مند کرد که شاید پیش از آن حتی علاقه‌ای به آن‌ها نداشتیم که البته شامل من نمی‌شد زیرا علاقه داشتم و شیفته و شیداوار بازشناخت کارنامه کاری آقای بیضایی را انجام می‌دادم.

    واقعیت این است فارغ از تمام معاذیر و تنگناهایی که وجود دارد، متأسفانه تئاتر ما به فضای تک‌ساحتی حرکت کرده است. به این معنا که تئاتر به اصرار دولتمردان خصوصی شده که معتقدم اصلاً هم خصوصی نشده بلکه حمایت مالی از آن برداشته شده است و عملاً فقط در شکلی می‌تواند حیات و ممات خود را مدیریت کند و سالم روی پای خود بایستد که بتواند در چرخه گیشه خود موفق عمل کند. در این چرخه گیشه هم چند فاکتور ساده از جمله چربش و قالب‌بودن ژانر کمدی در اجراها، چربش و قالب‌بودن استفاده از چهره‌های شهیر در اجراها یا ورود به یک سری گعده‌ها و نحله‌های فکری که لزوماً کیفیت‌محور نیستند، تعیین‌کننده هستند. این فرض من و هر سه شکلی که به آن‌ها اشاره کردم در یک کشور توسعه‌یافته و تربیت‌شده و فرهنگی باید گوشه‌ای از تئاتر باشد نه همه آن ولی در کشور ما همه تئاتر شده است.

    تصمیم گرفتیم از فرصت نوبتی که سال گذشته در تماشاخانه ایران‌شهر داشتم و به دلیل اختلالاتی که در اجراها پیش آمد به تعویق افتاد و در سال جاری به من اختصاص داده شد، به نفع رجعت ما به گونه‌ای در تئاتر که کمتر در کارنامه اجرایی گروه تئاتر «پوشه» وجود دارد، استفاده و سعی کنیم با این کار پیامی را به جامعه مخاطبان و همکاران‌مان بدهیم هرچند اگر این پیام به مقصد نرسد، همچنین به یاد همه بیاوریم روزگاری جنسی از تئاتر که اتفاقاً جنس بسیار پربسامد و اثرگذاری هم بود، همین جنس از تئاتر بود. به ضرس قاطع در ۲ دهه گذشته این جنس از تئاتر وجود ندارد. در کنار سه دلیلی که ذکر کردم این نکته ساده را هم قرار بدهید که از دید ما با اجرای نمایش «ترانه‌های تب» به هیچ عنوان معاصر بودن ذات و فلسفه اثر هم زیر سؤال نمی‌رفت چون هسته اندیشه‌گی و محتوای این اثر هم معاصر و هم بومی است.

    مجموعه این فکرها دست به دست هم داد تا ما به طرز راسخی به سمت اجرای اقتباسی آزاد، با نگاه و قلم من از اسطوره ادیپوس حرکت کنیم که نتیجه آن نمایش «ترانه‌های تب: داستان‌هایی عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» شد که در حال اجرا است.

    معتقدم اجرای این نمایش یک کُشتی بسیار جذاب و موفق برای من و گروهم بود برای درآمیختن با چیزی که سال‌ها به احترام داشتن مخاطب وسیع‌تر و آسان‌تر فهمیده و هضم شدن، از آن پرهیز کرده بودیم. فکر می‌کنم امروز وقت آن رسیده است که هنرمند تئاتر و مخاطب با هم پیش بروند نه برای هم و به خاطر هم. فکر می‌کنم زمان مناسبی است که این شکل از تئاتر را یادآوری کردم و شاید عده دیگری اشکال دیگری از تئاتر را یادآوری کنند که ممکن است در یک بررسی ساده مشخص شود ما در نوسانی که سر و تن سپردیم به مفهوم تأثیر اقتصاد در تئاتر، آن‌ها را از دست داده‌ایم. احیای این‌ها برای اینکه زبان پولیفونیک تئاتر در کشور ما همچنان مستدام و مستمر بماند خیلی مهم است. چندصدایی بودن در تئاتری که قرار است پایگاه اندیشه باشد خیلی مهم است، من این توقع را از سینما ندارم ولی از تئاتر دارم.

    این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    * گروه تئاتر «پوشه» که از دهه ۷۰ فعالیت خود را شروع کرده است در روند کاری خود چنین تجربه‌ای را نداشته است. آیا در دوران فعالیت حدود ۳ دهه‌ای گروه چنین نیاز و ضرورتی احساس نشده بود و حالا این نیاز را احساس کرده‌اید؟ معضلی که شما اشاره کردید و آسیبی که تئاتر خصوصی به تئاتر ایران زده در سال ۱۴۰۳ شکل نگرفته بلکه حدود ۲ دهه است که تئاتر ایران در این روند گرفتار شده است.

    آقاخانی: دقیقاً نکته اینجا است که نه، این احساس نیاز را نمی‌کردیم زیرا جریان چندصدایی تئاتر در آن دوران خود به خود وجود داشت. در دورانی که به عنوان مثال «روزهای زرد» و «زمین مقدس» را کار می‌کردیم، کنار ما آثاری اجرا می‌شدند که خیلی سترگ در این عرصه بودند نظیر «مویه جم» دکتر قطب‌الدین صادقی و بعدها در دهه ۸۰ «سحوری» را به این شکل اجرا کردند. در آن دوران هر کدام از هم‌نسلان من نیز چنین فضاهایی را تجربه می‌کردند و وقتی در این زمینه کسری وجود نداشت نیاز نبود من که سلیقه‌ام به اجتماعی معاصر گرایش داشت وارد این مسیر بشوم.

    * از دهه ۹۰ روند شکل‌گیری فضای تک‌ساحتی در تئاتر ایران آغاز شده بود…

    معتقدم ما در حال تربیت مخاطب تئاتر به بدترین شکل ممکن هستیم، یعنی رسماً شاخصه‌هایی را برای او تعریف می‌کنیم که بدون آن شاخصه‌ها تئاتر امکان حیات خود را از دست خواهد داد و این خیلی خطرناک است آقاخانی: نکته همین است، روند نزولی شکل گرفت و در نیمه دوم دهه ۹۰ به صفر رسید و من در اواخر دهه ۹۰ و در ایام کرونا متوجه این موضوع شدم و در زمانی که ابزار و شرایط در اختیارم بود در خصوص تغییر این فضا اقدام کردم؛ ابزار به معنی اینکه چه حرف معاصری را با چه متنی می‌توان زد و دیگر اینکه احساس کنم بازوهای اجرای چنین کاری را دارم یا نه. این ابزار همیشه در لحظه‌ای که انسان به شهود می‌رسد در اختیارش نیست و به دلایل مختلف باید صبوری کرد. شاید در تهران این قضیه افول کرده و به صفر رسیده باشد ولی در شهرستان‌ها شاید همچنان به آن فکر شود. آیا مخاطب این موضوع را نمی‌خواهد؟ طبیعی است که بله، ترجیح مخاطب در حال حاضر کمدی و چهره است. معتقدم ما در حال تربیت مخاطب تئاتر به بدترین شکل ممکن هستیم، یعنی رسماً شاخصه‌هایی را برای او تعریف می‌کنیم که بدون آن شاخصه‌ها تئاتر امکان حیات خود را از دست خواهد داد و این خیلی خطرناک است. مگر اینکه هر دولتی تصمیم بگیرد به سیستم اداره تئاتر برگردد یعنی تخصیص بودجه برای تولید تئاتر، کاری که در دهه ۷۰ به سالم‌ترین شکل ممکن انجام می‌شد و هنرمندان تئاتر هر کاری که فکر می‌کردند اندیشه‌شان ایجاب می‌کند انجام می‌دادند و متولی دولتی توسط شورای ساخت مبلغی را برای حمایت از تولید و اجرای یک تئاتر تعیین می‌کرد.

    این کار علیرغم تمام معایبی که داشت باعث می‌شد تا هنرمند نسبت خود با تئاتر و مخاطب را بسنجد و فقط به تولید تئاتر فکر کند. الان اگر آن سیستم با تمام معاذیر و تنگناهای خود برگردد شاید بتوانیم بخشی از این از کف رفته‌ها را احیا کنیم. در غیر اینصورت به جایی می‌رسیم که تمام نحله‌های فکری از تئاتر حذف می‌شوند و فقط یک ساحت موفق و پیروز در حوزه اقتصاد زنده می‌ماند. این ساحت پیروز لزوماً ساحت درستی نیست اما به هر حال تک‌ساحتی است. مشکل من فقط تک‌ساحتی و تک‌صدایی شدن تئاتر است نه اینکه چرا این ساحت در گیشه موفق و پیروز است. باید ما به عنوان ریل‌گذاران فرهنگی و من به عنوان تولیدکننده سعی کنیم که این توقع رنگی را در ویترین تئاتر ایران که تئاتر قدرتمندی است، زنده و رنگارنگ و درست نگه داریم. چیزهایی را که داریم از دست ندهیم. این دغدغه مهمی است اما اینکه روش درستی را برای بیان دغدغه خود انتخاب کرده‌ایم یا نه، در بخش بعدی ماجرا قرار می‌گیرد. هنوز هم مؤمنانه می‌گویم این دغدغه سنجیده و درستی است که یاد دوستان‌مان بیاوریم و از آن‌ها کمک بخواهیم که بیایند و تلاش کنیم همه رنگ‌های متنوع تئاتر را که قبلاً داشتیم نظیر تئاتر تجربی، تئاتر اجتماعی ملتهب برشته، تئاتر علمی، تئاتر موزه‌ای، تئاتر سنتی، در کنار هم زنده باشند و این زندگی وابسته به چرخه گیشه نباشد.

    این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    محسن بهرامی: طی این سال‌ها رفتار مخاطب نسبت به تئاتر تغییر پیدا کرده است و گمان می‌کند تئاتر هم مانند مجله زردی است که از روی باجه برمی‌دارد. در دهه ۷۰ مجموع مخاطب تئاتر ما حدود ۲ هزار نفر بود اما ۲ هزار نفری که مخاطب تئاتر بودند. یعنی همواره در سالن‌ها رصد می‌کردند که چه کارهایی در حال اجرا است. این آمار به ۲۰ تا ۲۵ هزار مخاطب رسید که همه‌شان مخاطب تئاتر نیستند و صرفاً بابت حضور فلان چهره یا تبلیغات وسیعی که برای یک نمایش می‌شود، جذب می‌شوند. منظورم این نیست که تئاتر ساده کار نکنیم ولی الان تئاتر دم‌دستی شده است چه به لحاظ مفهوم، چه به لحاظ نمایشنامه، چه به لحاظ شکل اجرا و چه به لحاظ سالن‌هایی که در آن‌ها تئاتر اجرا می‌شود.

    آقاخانی: تولید تئاتر هم دم‌دستی شده است و خیلی از آثار طراحی صحنه، لباس و حتی بروشور هم ندارند.

    بهرامی: وارد یک خانه می‌شوید و می‌بینید که چند صندلی گذاشته‌اند تا تئاتری در آن اجرا شود. در این شرایط دیگر هنرمند به این فکر نمی‌کند تا نمایشنامه‌ای درخشان بنویسد و اجرایی درخشان را روی صحنه ببرد و به این فکر می‌کند که چگونه بفروشد زیرا اگر نفروشد ضرر می‌کند. هنرمندان خوبی داشتیم که به دلیل شرایط اقتصادی کنونی که گریبان تئاتر را گرفته است، آسیب دیده‌اند.

    * خانم نورصالحی شما به عنوان نسل جوان تئاتری این وضعیت و نگاه ایوب آقاخانی و محسن بهرامی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    الان شرایط تئاتر تک‌صدایی ما مانند مغازه‌ای است که فقط یک نوع بیسکوئیت برای عرضه دارد. در حالیکه تنوع باعث می‌شود مخاطب حق انتخاب داشته باشد. در حال حاضر مخاطب تئاتر ما حق انتخاب ویژه‌ای ندارد سپیده نورصالحی: واقعاً نمی‌شود جذابیت‌های آن بخشی را که به نوعی تک‌ساحتی می‌گوییم برای مخاطب نادیده گرفت ولی این صحبتی که آقایان آقاخانی و بهرامی داشتند قابل تأمل است. انتخاب من برای ایفای نقش در نمایش «ترانه‌های تب» به عنوان کسی که تجربه زیادی در بازیگری نداشتم نتیجه همین نگاه آقای آقاخانی است که معتقد است تئاتر نباید تک‌ساحتی باشد. به عنوان یک مخاطب تئاتر دوست دارم که تئاتر اینقدر پررنگ به سمت استفاده مداوم و مستمر از چهره‌ها نرود و آثاری با متون متفاوت و با کیفیت اجرا شود.

    بهرامی: الان شرایط تئاتر تک‌صدایی ما مانند مغازه‌ای است که فقط یک نوع بیسکوئیت برای عرضه دارد. در حالی که تنوع باعث می‌شود مخاطب حق انتخاب داشته باشد. در حال حاضر مخاطب تئاتر ما حق انتخاب ویژه‌ای ندارد.

    نورصالحی: خیلی مهم است که مخاطب حق انتخاب داشته باشد، الان سینما و تئاتر خیلی شبیه به هم است و به شدت انتخاب محدود شده است.

    بهرامی: در شلوغی اجرای شبانه ۹۰ اجرا در روز، مخاطب تا بخواهد اثری را که متفاوت است پیدا کند آن اجرا به پایان رسیده است.

    این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    * گروه‌هایی هم که از چهره‌های مختلف برای جذب مخاطب استفاده می‌کنند معتقد هستند که تماشاگر به تئاتر ایران اضافه می‌کنند در حالی که تماشاگر حرفه‌ای به تئاتر اضافه نمی‌کنند زیرا مخاطب با آن چهره به سالن می‌آید و با وی هم از سالن و فضای تئاتر خارج می‌شود.

    بهرامی: واقعاً تئاتر نیاز به چندصدایی بودن دارد. اگر این روند وجود داشته باشد مخاطب به خوبی تربیت می‌شود و با دیدن و مقایسه آثار مختلف می‌تواند صاحب‌نظر شود.

    آقاخانی: به صورت بنیادین یک تئاتری سرسپرده مخاطب هست اما وانهادن و وادادن همه ارزش‌ها و اصول فکری و اندیشه‌ای به مخاطب باعث می‌شود که تئاتر به بیراهه برود. این مسیر بدون تردید راهی جز تباهی ندارد و تردید به بن‌بست ختم می‌شود. سینمای ما از خیلی چیزها تهی شده است. فیلم‌های دهه ۷۰ و ۸۰ را با فیلم‌های الان مقایسه کنید. فخر مدیران سینمایی ما این است که رکورد فروش فلان نوبت اکران و فلان مقطع زمانی را شکستیم ولی وقتی به فیلم‌هایی که رکوردشکنی کرده‌اند نگاه می‌کنیم واقعاً این سؤال پیش می‌آید که اگر به این فیلم‌ها می‌گوییم فیلم خوب، پس سینمای خوبی که ما می‌شناختیم چه بود؟ غره شدن به آمار کار ساده‌ای است.

    اینکه آمار مخاطب «ترانه‌های تب» پایین باشد زیاد مهم نیست زیرا نمایشی که آمار مخاطبانش بسیار بالا است نیز لزوماً اثر خوبی نیست.

    * البته این موضوع نسبی است زیرا کارهای باکیفیتی هم هستند که مخاطبان زیادی به تماشای آن‌ها می‌نشینند.

    آقاخانی: بله موافقم ولی منظورم این است که هیچگاه معیار نمی‌تواند پررونقی گیشه باشد.

    * اینکه بخشی از این روند اشتباه به دلیل برنامه‌ریزی نادرست مدیران و مسئولان شکل گرفته غیر قابل کتمان است اما هنرمندان تئاتر نیز این مسیر را پر کرده‌اند.

    آقاخانی: البته ناخواسته بوده است.

    * بله، ولی این سؤال پیش می‌آید که چرا ایوب آقاخانی و گروه تئاتر «پوشه» هم در راستای چندصدایی شدن تئاتر نظیر نمایش «ترانه‌های تب» را که الان اجرا می‌کنید در گذشته هم اجرا نکردید؟

    ما به مخاطب حکم نمی‌کنیم. من فقط به مخاطب تلنگر می‌زنم. وظیفه اجتماعی من به عنوان هنرمند در ذهن من ایجاب می‌کند که این کار را باید انجام دهم. وظیفه من این است که بگویم آقاخانی: با نظر شما یک مخالفت کوچک دارم. مثالی بزنم، در یک خانواده رسیدگی به مادر بر عهده یک نفر و رسیدگی به پدر بر عهده یک نفر دیگر است، بعد از ۱۵ سال متوجه می‌شوید که برادر یا خواهری که قرار بوده به امور پدر یا مادر رسیدگی کند وظیفه خود را به درستی انجام نداده است و برادر یا خواهر دیگر به دلیل تمرکز بر وظیفه خود از رفتار دیگری غافل شده بود. اصلاً نمی‌توانیم بگوییم که چرا تئاتر «پوشه» در آن زمان چنین کارهایی را انجام نمی‌داد زیرا کسری این ماجرا را احساس نمی‌کردیم.

    * کسری یک بحث است زیرا هنرمند بر اساس دغدغه خود پیش می‌رود نه اینکه بخواهد جاهای خالی را پر کند. شاید در حال حاضر اصلاً احساس نیازی برای اجرای «ترانه‌های تب» نباشد ولی شما این احساس نیاز را دارید. شاید مخاطب حال حاضر به هر دلیلی نیاز به برقراری ارتباط با نمایش‌های کلاسیک که ادبیات و زبانی خاص دارند، نداشته باشد. در واقع اجرای نمایش «ترانه‌های تب» در حال حاضر به دلیل احساس نیاز ایوب آقاخانی است. اینکه یکی از اعضای خانواده نسبت به عملکرد دیگری غفلت ۱۵ ساله داشته باشد غفلت بسیار بدی است. هنرمند باید به محیط اطراف خود و روندی که طی می‌شود توجه کند.

    آقاخانی: چه توجهی بیشتر از این که من در همین فضایی که مدنظرمان هست متن تولید می‌کردم و دیگران اجرا می‌کردند.

    * منظورم عملکرد گروه تئاتر «پوشه» است.

    آقاخانی: غفلت نبود. وقتی یک معاون هنری ساز و کار تولید تئاتر را تغییر می‌دهد نمی‌توان در لحظه ارزیابی کرد که این تصمیم چه عواقبی را به همراه دارد بلکه حداقل ۵ سال یا یک دهه زمان می‌برد. اگر هنرمند طی یک دهه دست به اقدام نزده چون هنوز به قطعیت نرسیده است زیرا باید روندی طی شود تا هنرمند نسبت به شرایط به قطعیت برسد. باید به مخاطب کمک کرد و الان من با «ترانه‌های تب» در حال کمک‌کردن به مخاطب هستم. ما باید به مخاطب بگوییم که حواسش به داشته‌های خود باشد.

    این نمایش به هنرمند و مخاطب تلنگر می‌زند/ تئاتر دم‌دستی شده است!

    * نمی‌توان به مخاطب حکم کرد زیرا این موضوع که چه چیز برای مخاطب ضرورت دارد یا ندارد بسیار سلیقه‌ای است.

    آقاخانی: ما هم به مخاطب حکم نمی‌کنیم. من فقط به مخاطب تلنگر می‌زنم. وظیفه اجتماعی من به عنوان هنرمند در ذهن من ایجاب می‌کند که این کار را باید انجام دهم. وظیفه من این است که بگویم. اینکه برخی با این وظیفه من مخالف یا موافق باشند، هر ۲ برای من قابل احترام هستند ولی من به وظیفه خود عمل می‌کنم و معتقدم نباید از اصول خود دست بکشم. سلیقه مخاطب را ما به اینجا رسانده‌ایم و باید سعی کنیم آن را درست کنیم. اعتقاد ندارم که من درست می‌گویم بلکه اعتقاد دارم که مؤمنانه حرف می‌زنم.

    ادامه دارد…

    منبع

  • «ترانه‌های تب» با قطب‌الدین صادقی خوانده شد

    «ترانه‌های تب» با قطب‌الدین صادقی خوانده شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی تماشاخانه‌ ایران‌شهر، ایوب آقاخانی در مراسم افتتاحیه اجرای نمایش «ترانه‌های تب» که روز جمعه ۱۳ مهر در سالن انتظار تماشاخانه ایران‌شهر برگزار شد، اظهار کرد: امروز تماشاگران، مخاطب اولین‌ اجرای نمایشی هستند که به نوعی مصداق تمام عیار شنا کردن خلاف جریان آب است. به عنوان نویسنده و کارگردان به حاضران خوش آمد می گویم؛ امروز نقطه‌ای طلایی در کارنامه من و گروهم است؛ در روزگاری که گاهی شاهدیم بزک و دوزک جای تئاتر اندیشه ورز واقعی را گرفته است.

    کارگردان نمایش «زمین مقدس» تصریح کرد: تئاتر قرار بود اندیشه سالار و اندیشه محور باشد اما امروز در بعضی‌ جاها با بازار مکاره‌ایی در حوزه‌ی تولید طرفیم که نامش را تئاتر می‌گذارند و آرام آرام سلیقه‌ی مخاطب را هم به کژراهه می‌برند و متاسفانه فعل راهگشایی هم رخ نمی‌دهد. البته که در یک جامعه‌ توسعه یافته، آن نوع تئاتر هم از شاخه‌های حیاتی و لازم بدنه‌ تئاتر محسوب می‌شود به شرطی که همه تئاتر را مثل خزه نپوشاند و موجودیتش را نگیرد.

    نویسنده و کارگردان نمایش «نوزده، نود و نه» توضیح داد: نمایش «ترانه‌های تب» با سرمایه شخصی تولید شده و اساس آن بخاطر شاخصه‌های ساختاری و تولیدی‌اش عملا یادکرد و ادای احترام به استاد بهرام بیضایی است. از بهرام بیضایی در این شرایط غریب تئاتر یاد می‌کنم و فکر می‌کنم جای خالی ایشان پر نمی‌شود.

    در ادامه مراسم احمد امینی کارگردان سینما از علاقمندی‌اش به تئاتر و کارهای ایوب آقاخانی گفت و جسارت همیشگی وی را ستود و قطب الدین صادقی ضمن تکریم این رویکرد به اساطیر و نگاه نویسنده و کارگردان نمایش «ترانه‌های تب» و اشاره به جایگاه فلسفی و یکه‌ اسطوره ادیپ گفت: جایگاه ادیپ نباید فقط به حادثه اصلی آن یعنی پدرکشی و ارتباط با مادر ختم شود. این پوسته و رویه‌ی ماجراست. این اسطوره درباره‌ی حتی مسئولیت و پیچیدگی‌های حکمرانی است و من مشتاقم رویکرد ایوب را به این اسطوره با قلم و کارگردانی خودش ببینم.

    قطب‌الدین صادقی زنگ افتتاح نمایش جدید گروه تئاتر پوشه را نواخت و احمد امینی، مهدی فخیم زاده، فرهاد قائمیان، مهدی شفیعی، ارمغان‌ بهداروند، آشا محرابی، لیلا بلوکات، احمد معظمی، اتابک نادری، حمید شاه آبادی، مه لقا باقری، محسن سوهانی، مسعود دلخواه، هلیا امامی، کورش سلیمانی، لادن طاهری و جمع دیگری از اهالی فرهنگ و هنر در این مراسم حضور داشتند.

    «ترانه‌های تب» هر شب به جز شنبه‌ها ساعت ۲۰:۳۰ در سالن ناظرزاده‌ تماشاخانه‌ ایران‌شهر روی صحنه می‌رود.

    منبع

  • آیا کارمند هتل قاتل است؟/ پیرزن کاراگاه وارد می‌شود!

    آیا کارمند هتل قاتل است؟/ پیرزن کاراگاه وارد می‌شود!

    به گزارش تئاتر آنلاین، آگاتا کریستی نویسنده انگلیسی و خالق داستان‌های جنایی از مشهورترین نویسندگان دنیا است که بر اساس آثارش فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و مطرحی ساخته و پخش شده است. «پوآرو» و «خانم مارپل» از شخصیت‌های داستانی آگاتا کریستی هستند که به حل معماهای جنایی می‌پردازند.

    ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان تئاتر و تئاتر رادیویی در راستای معرفی ادبیات جهان به مخاطبان و علاقه‌مندان تئاتر و نمایش‌های رادیویی، بر اساس داستان‌های «خانم مارپل» کریستی مجموعه‌هایی را کارگردانی کرده که از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شده‌اند.

    یکی از این آثار نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام‌ شده» است که در ۵ قسمت تولید و پخش شده است.

    در این نمایش رادیویی اقتباس و تنظیم برای رادیو توسط مهسا پیروزفر انجام شده است.

    بازیگران دومین قسمت «قتل از پیش اعلام شده» بر اساس ترتیب اجرا عبارتند از فریبا متخصص، بهرام سروری‌نژاد، مهرخ افضلی، سیما خوش‌چشم، ماندانا اصلانی، نورالدین جوادیان، مهدی نمینی‌مقدم، شیرین سپه‌راد، رضا قلمبر، علی میلانی، شهین نجف‌زاده، نوشین حسن‌زاده، احمد هاشمی، فروغ انصاری، رویا فلاحی.

    گوینده وحید منوچهری، افکتور محمدرضا قبادی‌فر، صدابردار جعفر جودتی و تهیه‌کننده فرشاد آذرنیا دیگر عوامل این نمایش رادیویی هستند.

    در قسمت آگهی روزنامه محلی روستای کوچک چیپینگ کلگهورن نوشته شده که ساعت ۷ روز ۵ اکتبر قتلی در خانه خانم لتیشیا بلک‌لاک در لیتل پادوکس رخ دهد. در این خانه به جز خانم بلک‌لاک، ۲ دانشجو با نام‌های پاتریک سیمونز و خواهرش جولیا سیمونز از خویشان دور خانم بلک‌لاک، هانا میتزی آشپز خارجی و دورا بانر از دوستان قدیمی خانم بلک‌لاک زندگی می‌کنند.

    تعدادی از همسایه‌ها با علم به اینکه ساعت ۷ قتلی در خانه بلک‌لاک رخ می‌دهد، به آن خانه می‌روند. در ساعت ۷ ناگهان برق ساختمان قطع می‌شود، مردی با نقاب و چراغ‌قوه در ورودی اتاق ظاهر شده و ۳ گلوله شلیک می‌شود.

    پس از تیراندازی وقتی که با شمع صحنه جنایت را روشن می‌کنند، جسد مرد جوانی را که اسلحه‌ای در کنارش افتاده است پیدا می‌کنند. همچنین گلوله‌ای که از کنار گوش خانم بلک‌لاک عبور کرده باعث خونی‌شدن لباس و زخمی‌شدن گوش او شده است.

    دورا بانر جسد مرد جوان را می‌شناسد، به نظر دورا رد تقاضای مرد جوان که در هتل ریتز کار می‌کرد و برای قرض‌گرفتن پول به لیتل پادوکس آمده بود عاملی برای قتل لتی محسوب می‌شود.

    با وروود پلیس به ماجرا، بازرس کراداک به هویت سارق جوان رودی شلز پی می‌برد و متوجه می‌شود او جوانی اهل سوئیس و با سابقه تبهکاری است و … .

    با هم قسمت دوم نمایش رادیویی «قتل از پیش اعلام شده» را با مدت‌زمان ۲۹ دقیقه و ۵ ثانیه بشنویم.

    منبع

  • آغاز پیش‌فروش بلیت «ترانه‌های تب» ایوب آقاخانی

    آغاز پیش‌فروش بلیت «ترانه‌های تب» ایوب آقاخانی

    به گزارش تئاتر آنلاین، ایوب آقاخانی نمایش «ترانه‌های تب: داستان‌های عبرت‌آموز برای خوابیدن کودکان امروز» را به عنوان بیست و هفتمین کار خود که با نگاهی به اساطیر تبای اقتباس آزاده شده است، از ۸ مهر در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایران‌شهر به صحنه می‌برد.

    پیش‌فروش بلیت این اثر نمایشی از ساعت ۱۲ روز سه‌شنبه ۳ مهر در سایت تیوال آغاز می‌شود.

    محسن بهرامی و سپیده نورصالحی بازیگران نمایش جدید گروه تئاتر «پوشه» هستند و درسا زرین، مهلا حسینی و سحر محمدزاده نیز نقش‌پوشان اساطیری این اثر را همراهی می‌کنند.

    سینا ییلاق بیگی طراحی صحنه، مقدی شامیریان طراحی لباس، الهام صالحی طراح چهره‌پردازی، ارسلان آقاخانی طراحی گرافیک، محسن گودرزی طراحی حرکت، بردیا سراج آهنگسازی و طراحی جلوه‌های شنیداری، حسین خدارتی عکاسی و ساخت تیزر و تولید محتوای تبلیغاتی «ترانه‌های تب» را بر عهده دارند.

    نمایش «ترانه‌های تب» با مدت‌زمان ۷۰ دقیقه، ساعت ۲۰:۳۰ اجرا می‌شود.

    منبع