برچسب: اصغر پیران

  • نمایش «سندروم روسمر»

    نمایش «سندروم روسمر»

    نویسنده، طراح و کارگردان: داوود زارع

    بازیگران: علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیادبرهانی، امین اسفندیار

    مجری طرح: نورالدین حیدری ماهر
    طراح نور، ویدئو و ساخت سازه: امین باقری
    موسیقی: پویا احصایی
    طراح لباس: سحر مکتبی
    طراح گرافیک و عکس ساخت تیزر: محمدصادق زرجویان ، علی غیاثوند، حمیدرضا طاهر (استودیو کت)
    برنامه‌ریز و منشی صحنه: آلما یوسفی
    دستیاران کارگردان: احسان عبدی فر ، کارن کاوه‌نژاد
    دستیاران فنی و اجرای نور: سجاد طاهری، حسین مرادی
    دستیار لباس: بهار دانیاری
    مدیر صحنه: محمدصدرا دلاوری
    – بر اساس نمایشنامه «روسمرزهلم» نوشته هنریک ایبسن

    ۱۸ مرداد تا ۲۱ شهریور
    باغ کتاب تهران- پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب
    ۱۹:۳۰ – ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه

    خرید بلیط نمایش سندروم روسمر از تیوال

  • نگاهی به نمایش «سندروم روسمر»

    نگاهی به نمایش «سندروم روسمر»

     ایبسن روایتگر انسان بحران‌زده بورژوازی قرن نوزدهم اروپاست. حتی فرودستان و کارگران، به میانجی نسبتی که با شیوه تولید بورژوایی برقرار می‌کنند در آثار ایبسن، امکان رویت‌پذیر شدن می‌یابند. این مساله در نمایشنامه «روسمرسهُلم» هم به نوعی مشاهده می‌شود. کشیشی میانسال که بعد از خودکشی همسرش، در عمارت اشرافی خویش با زنی روشنفکر از طبقات پایین زندگی می‌کند و به تدریج با فاصله گرفتن از مسیحیت، تلاش دارد اخلاقیات سکولاریستی جهان مدرن را تبلیغ کند. این گسست معرفت‌شناختی که مبتنی است بر عقل خودبنیاد مدرنیته، واکنش عده‌ای از متنفذین شهر را برمی‌انگیزد. چراکه ایمان به مسیحیت، همچنان یکی از ستون‌های انسجام جامعه و هویت‌یابی توده مردم است. ایبسن به درخشانی نشان می‌دهد که چگونه یک جامعه محافظه‌کار، در مقابل نوگرایی عصر مدرن مقاومت می‌کند و با تمام توان، هر نوع گفتار تحول‌خواهانه را از طریق تطمیع و سرکوب به حاشیه می‌برد. حتی حضور زنی چون ربکا وست که خارج از مناسبات زناشویی با جان روسمر زندگی می‌کند و در پی ساختن جهانی جدید است در نهایت به نیستی و نابودی منتهی شده و نظم قدیم از نو بازتولید می‌شود. به قول فرانکو مورتی در کتاب «بورژوا در میانه تاریخ و ادبیات» نمایشنامه‌های ایبسن تسویه‌حساب‌های بزرگ با قرن نوزدهم، قرن بورژوایی است. جایی که در چهره بورژواها خیره شده و می‌پرسد که «آخر شماها به این جهان چه داده‌اید؟» پاسخ این پرسش را می‌توان در آثار چخوف یافت: بورژوازی ادعا می‌کند که اشرافیت در حال زوال را برانداخته تا جهان یکسره تازه برآید. جهانی که بر شیوه تولید سرمایه‌داری استوار است.

    درباره نمایش «سندروم روسمر»

    داوود زارع در مقام نویسنده و کارگردان، در نمایشی که «سندروم رسمر» نام گرفته، تلاش دارد روایتی امروزی از جهان ایبسن بر صحنه اجرا کند. رویکرد پست‌دراماتیک کارگردان، این امکان را فراهم می‌کند تا روابط شخصیت‌ها، بیش از آنکه با ژست‌های قرن نوزدهمی مردمان اروپا برساخته شود، حال‌وهوایی امروزی داشته باشد. به دیگر سخن، اجرا بیش از زمانه ایبسنی با اینجا و اکنون ما معاصر است. بنابراین بازیگرانی چون علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی و امین اسفندیار، تلاش می‌کنند از منطق بازنمایانه شخصیت‌های روسمرسهُلمی فاصله گرفته و تمنای ساختن یک فضای مشترک با تماشاگران حاضر در سالن بلک‌باکس «پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب تهران» را داشته باشند. این شیوه اجرایی صد البته به تمامی رخ نمی‌دهد و بازیگران گاهی به بازنمایی نقش‌ها نزدیک می‌شوند اما ترجیح گروه اجرایی در فاصله‌ گرفتن از منطق بازنمایانه است؛ فراتر رفتن از روابط علی و دراماتیک نمایشنامه روسمرسهُلم و کوشش برای ساختن یک فضای مشترک مابین اجراگران و تماشاگران. البته با تماشای اجرا می‌توان این نکته را ذکر کرد که به هر حال، اجرا توان آن را ندارد که به تمامی از امر دراماتیک بگسلد و فضای ایبسنی را ساخت‌شکنی کند. اما هر چه هست اجرا بر این فاصله‌مندی و وفاداری، می‌ایستد و بر محدودیت‌های خویش واقف است.

    شکل حضور بازیگران در طول اجرا با آن جابه‌جایی‌های مداوم میان تماشاگران، صمیمانه و کمابیش بی‌تکلف است. اجراگران بنابر ضرورت، گاهی از تماشاگران درخواست می‌کنند محل نشستن خود را ترک کرده و جای دیگری بنشینند یا حتی نوشته‌ای را قرائت کرده و تبدیل به یکی از اجراگران شوند. نمایش «سندروم روسمر» از این باب تلاشی است قابل توجه در تعامل با تماشاگرانی که به‌قول رانسیر، رهایی ‌نیافته‌اند و میل آن دارند بر جایگاه امن خویش تکیه زده و همچون سوژه‌ای سترون، مشغول تماشا باشند. البته رویکرد پسابرشتی اجرا در ایجاد وقفه و بیانیه‌‌خوانی در باب مسائلی چون زیباشناسی، امر بازنموده، نسبت تماشاگر با صحنه، دعوتی است به حضور تماشاگران از برای رهایی‌یافتگی. از یاد نبریم که «حضور» مفهوم مهمی در تئاتر پست‌دراماتیک است. بنابراین اجرا سعی دارد این «حضور» را شدت بخشیده و قسمتی از آیین برساختن اجرا کند. آیا در این زمینه موفق عمل می‌کند؟ پاسخ تا حدودی مثبت است اما به نظر می‌آید این شیوه اجرایی نتوانسته حضور تماشاگران را به یک امر تمام‌عیار بدل کند.

    دراماتورژی داوود زارع در رابطه با نمایشنامه ایبسن، از منظر سیاست، پرداختن به دموکراسی و انتخابات است. مجادلاتی که مابین «جان روسمر» با بازی علی باقری و «آقای کرول» با بازی سعید چنگیزیان جریان می‌یابد، از دشواری در فهم دموکراسی و سیاست خبر می‌دهد. اما «سندروم روسمر» نه در این مباحث بی‌پایان سیاسی مابین شخصیت‌ها، که از قضا در شیوه تعامل با تماشاگران است که دموکراتیک عمل می‌کند و سیاسی می‌شود. فی‌الواقع در این اجرا رابطه اجراگر با تماشاگر، مبتنی است بر صمیمیت، نزدیکی و دسترس‌پذیری. در طول اجرا تماشاگر می‌تواند انتظار این مساله را داشته باشد که یکی از اجراگران، کنارش بنشیند و با او گفت‌وگو کند. با آنکه ایده «برابری» مابین اجراگران و تماشاگران آن‌چنان که باید محقق نمی‌شود اما حسی از برابری منتقل می‌شود. از دل این مساله است که کلیشه‌ها تا حدودی کنار گذاشته می‌شود تا در یک فرآیند جمعی و مشارکت‌جو، تمنای برساختن یک اجتماع مشترک پدیدار شود. این یعنی دموکراتیک شدن حضور تماشاگر در صحنه. امر پنهانی وجود ندارد و همه‌چیز در لحظه و در مقابل تماشاگران به وقوع می‌پیوندد.

    به لحاظ سیاست جنسیتی، با غیاب بدن زنانه روبرو هستیم. نقش «ربکا وست» را ایمان صیاد برهانی بازی می‌کند. این تمهید حذف بازیگر زن و حضور یک بازیگر مرد در نقشی زنانه، در نمایش «این‌جا پنجره‌ای باز مانده است» به شکل خلاقانه‌ای تجربه شد. در آن اجرا سعید چنگیزیان نقش زنی به نام «هنگامه» را بازی می‌کرد و بدون آنکه به خصلت‌ها و ژست‌های زنانه نزدیک شود، تلاش می‌کرد جایگاه زنانگی را بر صحنه رویت‌پذیر کند. «هنگامه» از طریق بدن سعید چنگیزیان، کمابیش مردانه بر صحنه احضار می‌شد. این غیاب بدن زنانه و حضور به میانجی یک بدن مردانه، واجد دلالت‌های سیاسی بود. اما در نمایش «سندروم روسمر»، ایمان صیاد برهانی، زنانگی «ربکا وست» را با مهارت بالایی، زنانه بازنمایی می‌کند و حضور کاملا زنانه‌ای دارد. از این لحاظ می‌توان «سندروم روسمر» را نسبت به نمایش «این‌جا پنجره‌ای باز مانده است» محافظه‌کارانه‌ دانست و بازتولید غیاب زنانه. اما با تمامی مسائلی که ذکر شد، حضور زنانه یک بازیگر مرد، در این دو اجرای به خصوص می‌تواند به لحاظ جامعه‌شناسی سیاسی و مطالعات اجرا، قابل اعتنا باشد.

    استفاده از تصاویر ویدئویی در سندروم روسمر، پر رنگ است. اجراگران در مقابل دوربین‌های مدار بسته ویدئویی قرار گرفته و هنگام گفت‌وگو کردن با یکدیگر، تصویرشان بر دیوارهای سالن نقش می‌بندد. گویی در مقابل دوربین‌های تلویزیونی مشغول اعتراف هستند و تمرکز تماشاگران را میان حضور واقعی خویش و بازنمایی تصویری‌شان، مخدوش می‌کنند. گفت‌وگوی طولانی جان روسمر و آقای کرول در باب سیاست و مسیحیت، یکی از نقاط عطف استفاده از دوربین‌ها و تصویرها است. در این گفت‌وگوی طولانی و گاه ملال‌آور، ناگهان شاهد گفت‌وگوی دیگری هستیم که مابین خانم ربکا وست و پتر مورتنسگار شکل می‌یابد. این دو گفت‌وگو که در دو پرده مختلف صورت می‌گیرد، اینجا به موازات یکدیگر اتفاق افتاده و تماشاگران را دچار عدم تمرکز می‌کند. در ادامه و در یکی از آن فاصله‌گذاری‌های برشتی، یکی از شخصیت‌ها، اجرای نمایش را متوقف کرده و از تماشاگران رای‌گیری می‌کند که آیا مایل هستند این گفت‌وگوی همزمان و تا حدودی گیج‌کننده را بار دیگر از نو تماشا کنند. پاسخ البته مثبت است و این گفت‌وگوی موازی در فضایی آشوبناک و گروتسک از نو جریان می‌یابد. نشانه‌ای از فقدان گفت‌وگوی حقیقی در یک اجتماع کوچک انسانی که اغلب گرفتار همهمه است و عدم درک مشترک. طنز ماجرا آن‌جاست که حتی از پس تکرار این گفت‌وگوها، برای تماشاگران فهم چندانی شکل نمی‌یابد و امور بر همان مدار گذشته به پیش می‌رود.
    رویکرد پست‌دراماتیکی اجرا در استفاده از ویدئوها تا حدودی توانسته به لحاظ بصری، جذابیت تولید کند اما در اغلب این ویدئوها، نمایی بسته از صورت اجراگران مشاهده می‌شود. اجرا هر زمان که از خودش فراتر رفته و به بیرون از خودش ارجاع داده، موفق‌تر عمل می‌کند. فی‌المثل تصویر اسب سفیدی را که ایبسن در نمایشنامه روسمرسهُلم به آن اشاره می‌کند به یاد آوریم که در صحنه‌هایی این اجرا به نمایش درمی‌آید و تخیل مخاطبان را گسترش می‌دهد. یا حتی آن زمان که ایمان صیاد برهانی از صحنه خارج شده و با شمعی در دست، سایه‌ای محو از حضور یک زن را به نمایش می‌گذارد این فراتر رفتن از اجرا معنایی تازه می‌یابد.

    پایان نمایش چندان به جهان ایبسن وفادار نیست. امر تراژیک کنار گذاشته می‌شود تا سلفی گرفتن علی باقری با تماشاگران به اولویت اجرا بدل ‌شود. در همان زمانی‌که سعید چنگیزیان بر روی یکی از صندلی‌ها نشسته و آهنگی را با یک‌سازی بادی می‌نوازد و اصغر پیران در همراهی با او به زبان انگلیسی شعری می‌خواند. خبری از ربکا و روسمر عاشق بر فراز پل مشاهده نمی‌شود. هر چه هست بازتابی است از میل مردمان طبقه متوسط شهری در بازنمایی خویش به میانجی گوشی‌های هوشمند در کنار علی باقری. این یک پایان نه چندان تراژیک اما در واقع، هشدار‌دهنده است. جهان بورژوایی که روزگاری ایبسن آن را همچون منطقه‌ای خاکستری روایت می‌کرد که مرزهای اخلاقی‌اش کمابیش وضوح خود را از دست داده است، حال در جهان سرمایه‌داری نئولیبرال و تفوق فضای مجازی، غرق در انبوه تصاویر بازنموده، توهمی از وضوح کاذب می‌یابد و هر نفر فرصت می‌یابد برای چند ثانیه در استوری‌های اینستاگرامی، کنار علی باقری دراز کشیده، سلفی بگیرد و خود را در معرض تماشای دیگران قرار دهد. در یک سندروم همگانی.

     

    منبع

    عکس از رضا جاویدی

  • دور جدید اجراهای تئاتر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب آغاز شد

    دور جدید اجراهای تئاتر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب آغاز شد

    به گزارش تئاتر آنلاین، سالن «کُرهال» پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب از روز چهارشنبه ۱۸ مرداد پذیرای نمایش «لحظه‌ها و همیشه» به نویسندگی و کارگردانی کمال هاشمی شد.

    این اثر نمایشی با حضور مجتبی پیرزاده، شیوا فلاحی، نیلوفر بیرامی، ساعت ۱۹:۴۵ اجرا می‌شود.

    در خلاصه داستان «لحظه‌ها و همیشه» چنین آمده است: «من هرجایی رو که نگاه می‌کنم هست، از لحظه گذشته.»

    همچنین سالن «بلک‌باکس» این مجموعه تئاتری و موسیقایی نیز از ۱۸ مرداد میزبان نمایش «سندروم روسمر» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی داوود زارع شد که بر اساس نمایشنامه «روسمرزهلم» نوشته هنریک ایبسن شکل گرفته است.

    در این اثر نمایشی که ساعت ۱۹:۳۰ اجرا می‌شود، علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی، امین اسفندیار، به ایفای نقش می‌پردازند.

    در خلاصه داستان «سندروم روسمر» چنین آمده است: «یان روسمر کشیش معتمد شهر، یکسال پس از خودکشی همسرش به همراه ربکا وست در عمارت روسمر زندگی می‌کند؛ تا اینکه با ورود دکتر کرول حقایق تازه‌ای درباره‌ گذشته آشکار می‌شود.»

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این آثار نمایشی می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

    منبع

  • «سندروم روسمر» داوود زارع به باغ کتاب رسید/ فروش بلیت از ۱۲ مرداد

    «سندروم روسمر» داوود زارع به باغ کتاب رسید/ فروش بلیت از ۱۲ مرداد

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «سندروم روسمر» به نویسندگی و کارگردانی داوود زارعی بر اساس نمایشنامه «روسمرزهلم» نوشته هنریک ایبسن شکل گرفته است.

    در این اثر نمایشی که از شیوه اجرایی خاصی برخوردار است، علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی، امین اسفندیار به ایفای نقش می‌پردازند.

    طبق برنامه‌ریزی انجام شده «سندروم روسمر» از ۱۸ مرداد در بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه می‌رود.

    پیش‌فروش بلیت این اثر نمایشی نیز از ساعت ۱۱ روز پنجشنبه ۱۲ مرداد در سایت تیوال آغاز می‌شود.

    همزمان با آغاز پیش‌فروش بلیت «سندروم روسمر»، پوستر این اثر نمایشی هم منتشر شد.

    نورالدین حیدری ماهر مجری طرح این پروژه است.

    دیگر عوامل نمایش «سندروم روسمر» عبارتند از:

    طراح: داوود زارع، طراح نور، ویدئو و ساخت سازه: امین باقری، موسیقی: پویا احصایی، طراح لباس: سحر مکتبی، طراح گرافیک و عکس ساخت تیزر: محمدصادق زرجویان، علی غیاثوند، حمیدرضا طاهر (استودیو کت)، برنامه‌ریز و منشی صحنه: آلما یوسفی، دستیاران کارگردان: احسان عبدی‌فر، کارن کاوه‌نژاد، دستیاران فنی و اجرای نور: سجاد طاهری، حسین مرادی، دستیار لباس: بهار دانیاری، مدیر صحنه: محمدصدرا دلاوری

    منبع

  • امین زندگانی و بانیپال شومون به «هفت‌ خان اسفندیار» پیوستند

    امین زندگانی و بانیپال شومون به «هفت‌ خان اسفندیار» پیوستند

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی نمایش، امین زندگانی در نقش «اسفندیار» و بانیپال شومون در نقش «گرگسار» در موزیکال «هفت‌خان اسفندیار» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی حسین پارسایی به ایفای نقش می‌پردازند.

    امیرکاوه آهنین جان در نقش گشتاسب و اصغر پیران در نقش ارجاسب در این موزیکال حضور دارند.

    «هفت‌خان اسفندیار» یکی از داستان‌های مشهور شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی است که در هفت‌خان، حکایت سفر پرماجرای اسفندیارِ رویین تن به قصد رهاندن خواهرانش همای و به‌آفرید از چنگ تورانیان را روایت می‌کند.

    نمایش موزیکال «هفت‌خان اسفندیار» برداشتی آزاد از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است که یوسفعلی میرشکاک به عنوان مشاور محتوایی در این اثر حضور دارد. این اثر محصول سازمان هنری رسانه ای اوج است که با مشارکت بنیاد فرهنگی رودکی از اردیبهشت ۱۴۰۲ روی صحنه تالار وحدت اجرا خواهد شد.

    پیش از این اشکان خطیبی و امین حیایی بازیگران نقش‌های «اسفندیار » و «گرگسار» در موزیکال «هفت‌خان اسفندیار» بودند.

    سایر عوامل از جمله آهنگسازان، رهبر ارکستر و طراحان هنری به زودی معرفی خواهند شد.

  • معرفی ۲ بازیگر جدید موسیقی نمایش «هفت‌ خان اسفندیار»

    معرفی ۲ بازیگر جدید موسیقی نمایش «هفت‌ خان اسفندیار»

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، میرکاوه آهنین جان و اصغر پیران در موسیقی نمایش«هفت خان اسفندیار» به تهیه کنندگی و کارگردانی حسین پارسایی گشتاسب ایرانی و ارجاسب تورانی را بازی می کنند.

    «هفت خان اسفندیار» برداشتی آزاد از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی به قلم محمدرضا کوهستانی، محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که با مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی پاییز سال جاری در تالار وحدت روی صحنه می‌برد.

    یوسفعلی میرشکاک به عنوان مشاور محتوایی در این اثر حضور دارد.

    سهیل دانش اشراقی طراحی صحنه و لباس و علی شفیعی ثابت طراح گریم این اثر نمایشی را عهده دار هستند

  • معرفی ۲ بازیگر جدید موسیقی نمایش «هفت‌خن اسفندیار»

    معرفی ۲ بازیگر جدید موسیقی نمایش «هفت‌خن اسفندیار»

    بازیگران نقش‌های گشتاسب و ارجاسب موسیقی نمایش «هفت‌خان اسفندیار» معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، میرکاوه آهنین جان و اصغر پیران در موسیقی نمایش«هفت خان اسفندیار» به تهیه کنندگی و کارگردانی حسین پارسایی گشتاسب ایرانی و ارجاسب تورانی را بازی می کنند.

    «هفت خان اسفندیار» برداشتی آزاد از شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی به قلم محمدرضا کوهستانی، محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که با مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی پاییز سال جاری در تالار وحدت روی صحنه می‌برد.

    یوسفعلی میرشکاک به عنوان مشاور محتوایی در این اثر حضور دارد.

    سهیل دانش اشراقی طراحی صحنه و لباس و علی شفیعی ثابت طراح گریم این اثر نمایشی را عهده دار هستند

  • تیزر نمایش «عنوان موقت: براش» منتشر شد

    تیزر نمایش «عنوان موقت: براش» منتشر شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل تماشاخانه ایرانشهر، تیزر نمایش «عنوان موقت: براش» به کارگردانی نرگس هاشم‌پور با بازی اصغر پیران، فربد فرهنگ، سینا بالاهنگ و ندا جبرئیلی منتشر شد. این نمایش این روزها در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر ساعت ۲۱ روی صحنه می‌رود.

    نمایش «عنوان موقت: براش» نوشته کیوان سررشته و زهرا محسنی با نگاهی به رمان مستند «Ab jetzt ist Ruhe» اثر ماریون براش و به کارگردانی نرگس هاشم‌پور تلاش دارد تا با نقب به گذشته‌ یک خانواده از خلال خاطرات تنها عضو بازمانده‌اش به زخم‌هایی بپردازد که شکاف‌های قدیمی ایجاد می‌کنند و عشق خانوادگی از پس بهبودشان برنمی‌آید.

    زندگی‌های دوگانه‌ خصوصی و عمومی در چنین شرایطی امری طبیعی می‌شوند و هر فرد چندین پرسونا پیدا می‌کند که برحسب موقعیت و جایگاهش باورها و رفتارهای متفاوتی از خود بروز می‌دهد. به‌این‌ترتیب کم‌کم تصویری که ما از خود و خانواده‌مان در انظار نشان می‌دهیم و آنچه واقعاً هستیم در هم می‌روند و تبدیل می‌شویم به چیزی نه این و نه آن.

    سایر عوامل این نمایش عبارت‌اند از طراح صحنه: منوچهر شجاع، طراح لباس: ندا نصر، طراح نور: رشدی علی‌جی، طراح صدا و موسیقی: کاوه عابدین، تمرین‌دهنده: مصطفی شب‌خوان، طراح ‌پوستر: جواد آتشباری، طراح ویدیو: علی کاظمی، گروه کارگردانی: مهران عشریه، مائده بهرامی، احسان شاکری، پویا فرخنده کلام‌قدیم، دستیار طراح صحنه و لباس: نازگل مهرانی، دستیار صدا: اسد مجتهدی، روابط عمومی: امیر قالیچی، محتوای تبلیغاتی: سجاد داغستانی، طراح تیزر و موشن‌گرافی: کوشا صباغی، عکاس: پرتو جغتائی، ساخت تیزر: علی یار راستی و موسیقی: آوا راستی.

  • آغاز به کار «سیّاره» در خیابان ارباب جمشید

    آغاز به کار «سیّاره» در خیابان ارباب جمشید


    اَپ-اجرای «سیّاره» از امروز چهارشنبه نهم تیرماه اجرای خود را در خیابان ارباب جمشید آغاز کرده و علاقه مندان در هر ساعتی از شبانه‌روز می‌توانند حضور در این اجرای تعاملی را تجربه کنند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، اَپ‌-اجرای «سیّاره» یک بستر مجازی در قالب اپلیکیشن است که در آن گونه‌ای از نمایش‌های محیطی قابلیت اجرا دارند. «سیّاره» توسط گروه هنری نوآر به سرپرستی هادی کمالی مقدم و مینا بزرگمهر طراحی شده است.

    مینا بزرگمهر و هادی کمالی مقدم، زوج هنری-تئاتری و فیلمساز هستند که پیش از این نمایش‌های مختلفی را در مکان‌های نامتعارف با مخاطبان به اشتراک گذاشته‌اند. این زوج هنری در تازه‌ترین فعالیت خود، به سراغ گونه‌ای از اجرا رفته‌اند که پیشنهاد تازه‌ای برای اهالی هنر و شهرگردی و به خصوص تئاتر در شرایط کرونایی و پساکرونایی است.

    اَپ-اجرای «سیّاره» از علاقه مندان به هنر اجرا دعوت می‌کند که برای شنیدن داستان مکان‌های مهم و تاریخی شهر، در آن مکان حاضر شده و با روشن کردن اپ و گذاشتن هدفونی در گوش خود، در آن مکان قدم بزنند و داستان آنجا را در قالب یک نمایش شنیداری بشنوند.

    «سیّاره» در اولین قدم، به سراغ خیابان ارباب جمشید رفته و داستان این خیابان را در روایتی تاریخی- نمایشی، توسط بازیگران و صداپیشه‌گان مختلف در مدت زمان یک ساعت بازآفرینی کرده است.

    علی عمرانی، اصغر پیران، فرناز تبریزی، آرش نعیمیان، جوانشیر بنیاب، علی تاجمیر، مجید نیرومند، مهسا شیخی، صادق حسین، اشکان لاهیجی و مینا بزرگمهر بازیگران و صداپیشه‌گانی هستند که در نقش شخصیت‌های تاریخی در این اجرا به ایفای نقش می‌پردازند. هادی کمالی مقدم نیز راوی داستان خیابان ارباب جمشید است.

    همچنین این اجرا با صداهای ماندگاری هچون هوشنگ ابتهاج و خان‌بابا معتضدی همراه شده و سلیمان راستکار و اصغر همت نیز فرازهایی از قصه خود را در این خیابان روایت می‌کنند.

    اَپ-اجرای «سیّاره» از امروز مصادف با چهارشنبه نهم تیرماه اجرای خود را در خیابان ارباب جمشید آغاز کرده است. این نمایش در هر ساعتی از شبانه‌روز می تواند تجربه شود و افراد با یک بار خریدن بلیت می‌توانند حضور در این اجرای تعاملی را در ساعات دیگر نیز تجربه کنند.

    از دیگر عوامل این اثر می‌توان به مینا بزرگمهر و هادی کمالی مقدم طراح، نویسنده و کارگردان، صبا علیزاده آهنگساز، حسن شبانکاره میکس صدا، اشکان لاهیجی مدیر اجرایی، محمد مهمانچی مشاور راهبردی، استودیو حربی طراحی گرافیک، مهران گل‌محمدی، صبا سیداحمدیان موشن‌گرافیک، نگار مصطفوی، هادی کمالی مقدم، مینا بزرگمهر ساخت تیزر و ویدئوکست، صادق حسین ضبط در استودیو پارکینگ، دفتر توسعه محله بهارستان فردوسی، هادی کمالی مقدم، مینا بزرگمهر پژوهش، کیوب ۲۳ طراحی وب اپلیکیشن و حامد قریب مشاور رسانه‌ای اشاره کرد.

  • وقتی «اوزاوا» آواز ایرانی را انتخاب کرد!/ تجربه جدید بامداد افشار

    وقتی «اوزاوا» آواز ایرانی را انتخاب کرد!/ تجربه جدید بامداد افشار

    یکی از آهنگسازان شناخته شده کشورمان به تازگی با همراهی گروه هنری «اتاق» پروژه مشترکی را با یکی از هنرمندان هنرهای تجسمی کشور ژاپن را در قالب نمایشگاهی چند منظوره پیش روی مخاطبان قرار داد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، این روزها نمایشگاهی در ژاپن در حالِ برگزاری است که در آن «تسویوشی اوزاوا» -هنرمند تجمسی اهل ژاپن- با همکاری بامداد افشار آهنگساز ایرانی و گروه «اتاق»، داستان شوجی ترایاما، شاعر، نمایشنامه‌نویس و سینماگر برجسته ژاپنی را روایت می‌کند.

    «اوزاوا» را می‌توان در حالِ حاضر یکی از مهم‌ترین هنرمندانِ کشور ژاپن دانست که نمایشگاه‌های متعددی در سراسرِ جهان برگزار کرده است؛ او در آخرین مجموعه‌اش با عنوان «بازگشتِ …» که هم‌اکنون در حالِ برگزاری است؛ داستان چند شخصیت شناخته‌شده تاریخی را در بستری متفاوت با واقعیت و با ترکیبی از نقاشی، ویدئو و موسیقی روایت می‌کند.

    روایت جالب آقای آهنگساز از حضور در یک پروژه بین‌المللی

    بامداد افشار آهنگساز و نوازنده شناخته شده موسیقی کشورمان درباره این رویداد به تئاتر آنلاین توضیح داد: این یک پروژه سفارشی است که از طریقِ آقای اوزاوا به گروه اتاق سفارش داده شد. این هنرمند نمایشگاهی درباره شوجی ترایاما برگزار کرده‌که یکی از مطرح‌ترین هنرمندانِ ژاپن است. او هم در تئاتر فعالیت داشته، هم در سینما و هم در هنرهای تجسمی و نکته جالب آنکه سال‌ها قبل در ایران نیز حضور پیدا کرده است. اوزاوا، برای نمایشگاهِ خود یک کار ویدیویی موزیکال می‌خواست و وقتی این کار به من پیشنهاد شد، چون خودم سال‌های بسیار موسیقی تئاتر کار کرده بودم، حضور در آن برایم جذاب بود.

    وی ادامه داد: طبق برنامه‌ریزی که از قبل انجام گرفته بود ما اشعار آقای اوزوا را به صورت آواز ایرانی اجرا کردیم و موسیقی‌مان نیز موسیقی اکسپریمنتال بود که یک ساز ژاپنی را نیز به کار اضافه کردیم تا حکایتی از تولد تا مرگِ این هنرمند باشد. خوشبختانه خود آقای اوزاوا از نتیجه کار رضایت داشتند. به هر حال این سومین همکاری بین‌المللی گروه «اتاق» بوده است و موسیقی آن شبیه به سبک و سیاقِ این گروه؛ اما باید بگویم که برای ما تجربه دشواری بود.

    این هنرمند با اشاره به اینکه ویروسِ کرونا بخشی از برنامه‌های این پروژه را متوقف کرده است، گفت: آقای اوزاوا تصمیم داشت خودش به ایران بیاید و تصاویرِ مربوطه را برای ویدیوها فیلم‌برداری کنند و ما هم در نمایشگاه به عنوان مدعو حضور داشته باشیم؛ اما متاسفانه ویروسِ کرونا باعث شد که وی نتوان به ایران بیاید. در این چارچوب ما تلاش کردیم بخشی از تصاویری را که این هنرمند مدنظر داشت را فیلم‌برداری کرده و برایش ارسال کنیم. در انجام این پروژه نشر موسیقی «واک» به ما کمکِ بسیاری کرد که جا دارد از آنها تشکر کنم. تقریباً تمام کارهای مربوط به قرارداد و برنامه‌ریزی و اجرای فیلمبرداری را این نشر انجام داد. ما مدت‌ها دنبال یک تهیه‌کننده و ناشر بودیم که بتوانیم راحت کار کنیم و دغدغه‌ای نداشته باشیم، که خوش‌بختانه این اتفاق هم‌اکنون رخ داده است.

    تجربه شیرین یک بازیگر تئاتر از اجرای موسیقی ایرانی روی یک هایکو!

    اصغر پیران بازیگر تئاتر که در این پروژه به عنوان خواننده حضور دارد، درباره همکاری با بامداد افشار اظهار کرد: همکاری من با بامداد افشار در تئاتر شکل گرفت که در برخی اجراها به عنوانِ آهنگ‌ساز فعالیت داشت و من بخش‌های آوازی را انجام می‌دادم. بعد از چند کار فکر کردیم، می‌توانیم فعالیت‌های‌مان را بیرون از تئاتر نیز ادامه داده و قطعاتی را به صورت آلبوم منتشر کنیم. به مرور نوازندگان دیگر اضافه شدند و گروه اتاق شکل گرفت.

    این خواننده هم‌چنین درباره پروژه «ترایاما» می‌گوید: آقای اوزاوا می‌خواست از موسیقی گروه‌های ایرانی استفاده کن و در همین راستا در فضای مجازی، آثار گروه‌های متعدد را بررسی می‌کرد. در عین حال چند باری هم نیز به ایران سفر و در نهایت گروه اتاق را انتخاب کرد. بر همین اساس قرار شد ما در این پروژه حضور داشته باشیم. ابتدا وی به ما یک شعر هایکو داد که دارای هشت قسمت بود و چهار قسمت دو به دوی آن از نظر مضمون و حال و هوا و قصه به یکدیگر مربوط بودند. بامداد افشار این شعر را به من داد تا روی آن بر اساسِ گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایران کار کنم. اتودهایی آماده و قرار شد که هر دو قسمت از این دو شعر را ما در یک دستگاه و گوشه موسیقی ایرانی کار کنیم و برایش ملودی بسازیم. بعد از آن نیز نوازنده‌ای از ژاپن به ما اضافه شد. البته من در ساخت ملودی‌های این قطعه از دو ملودی «موسم گل» استاد موسی معروفی و یک قطعه‌ی فولکاور مربوط به استهبان نیز استفاده کردم.

    پیران در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: آقای اوزاوا می‌خواست یک روایت (نریشن) شعرگونه روی یک فیلم کوتاه هشت اپیزودی بگذارد. در این اثر اپیزودها دو به دو با هم نظیر هستند؛ اپیزود ۱ با ۸، ۲ با ۷، ۳ با ۶ و ۴ با ۵. گویا چون چرخه‌ای به نقطه‌ی آغاز بازمی‌گردیم ولی در مسیری مارپیچ و نه دایره‌وار. طوری که نقطه آغاز پایانی در بعدی بالاتر از نقطه آغازِ آغازین است. البته من پیش از این کار تجربه ترجمه برای آثار اتاق را داشتم که «مرده‌ها خودخواهند»، «روتنبرگ»، «خلا و ذره غبار» (منتشر نشده) از آن دسته‌اند. ترجمه‌هایی که همه از زبان‌های هندواروپایی بود و از نظر ساختار و نظام زبانی، شبکه تداعی و استعاره‌ها و سپهر ادراکی به فارسی تا زبان‌های شرق دور بسیار شبیه‌ترند.

    وی افزود: متن این کار با سنت شعر فارسی و همچنین شعر معاصر فارسی فاصله و تفاوت جدی داشت. پر از اشاره به تاریخ معاصر ژاپن و زندگی ترایاما و دو نقل قول عینی از او داشت و در ضمن روایتی بر یک فیلم بود که موجب می‌شد وابستگی حیاتی با تصاویر پیدا کند و هر سه این عوامل این خطر را هرچه بیشتر می‌کرد که حاصل ترجمه بی‌معنا و بی‌خاصیت شود. پس لازم بود فرمی برای اثر انتخاب شود که ظرف مناسبی برای محتوای غریب و نامانوس آن باشد. ضمناً آقای اوزاوا -که بی‌اندازه مودب، افتاده و عمیق بود، تاکید داشت که کار ایرانی باشد و ما چه در شعر و چه در موسیقی تشبه و تشبثی به ژاپن جستجو نکنیم.

    خواندن قصه پیچیده از احساس مسئولیت شاعر

    بهمن بختیاری ترانه سرا که در آلبوم «شهر – بازی» بامداد افشار با گروه «اتاق» همکاری داشته است نیز به تئاتر آنلاین درباره حضورش در پروژه «بازگشت» توضیح داد: من برای این کار سه اتود زدم. اتود اول بی‌اعتنا به متن ژاپنی، پیرامون ایده‌ای بود از تریاما با عنوان «طغیان کودک-هیولاها» بود. ترایاما اثری دارد که در آن کودکان و نوجوانان به طرز هراسناک و دیوانه‌واری کنترل شهر را به دست می‌گیرند. همچنین در متن (اپیزود ۱) و فیلمنامه مصور (استوری‌برد) (اپیزود ۴) قطار داشتیم. در همین چارچوب من این دو ایده و تصویر را به هم آمیختم و یک کار هشت اپیزودی گفتم که با «هوهو چی‌چی؟ کو کو کی‌کی؟» آغاز می‌شد و هر اپیزود نقیضه (پارودی) ای بر متلی فولک از اشعار بازی بچه‌های ایرانی مانند گردو شکستم، گرگم و گله می‌برم، جینگیلی آلیسا، نون بیار کباب ببر بود.

    وی درباره اتود دوم سوم این پروژه نیز گفت: اتود دوم کاری با بندهای نامساوی در قالب شعر نو بود که تعهد بسیار بالایی به متن اصلی داشت. (منظور ترجمه انگلیسی متن اصلی است.) اتود سوم در وزن عروضی و با مصرع‌های مساوی نوشته شد. در سنت شعری ما بندها همیشه زوج‌اند. حتی در فرم‌هایی چون مخمس که مصرع‌ها فردند، باز دو به دو با هم نظیرند و مصرع آخر تک‌افتاده و جداست. (البته غیر از سه‌خشتی که فرمی باستانی و غیر عروضی است.) در سنت شعری ژاپن وزن، هجایی (غیر عروضی) و تعداد بندها فرد است. مثلاً در هایکو بند اول و سوم ۵ هجا و بند دوم ۷ هجایی است. این ایده فرمی سه‌تایی را که بند اول و سوم با هم باشند و بند دوم ساز خودش را بزند، از سنت شعری ژاپن و وزن عروضی و قافیه را از سنت شعری فارسی برداشتم. البته به دلیل علاقه شخصی من به قافیه و اینکه قافیه به موسیقی هم یاری می‌کند، بند دوم هم از وسط به دو نیم شده و قافیه درونی دارد.

    بختیاری در بخش پایانی صحبت‌های خود تصریح کرد: اوزاوا با دقت و وسواس هر سه کار را شنید و پس از شنیدن توضیحات من که توسط مترجم او به وی انتقال داده می‌شد، در نهایت اتود سوم را پسندید. جالب اینکه از ابتدا هم دل خود من با همین کار بود ولی احساس وظیفه می‌کردم که حتماً چند گزینه در اختیار آرتیست اصلی کار بگذارم.