برچسب: اصغر نوری

  • تئاتر اروپا و یک بازگشت محکم به متن و روایت

    تئاتر اروپا و یک بازگشت محکم به متن و روایت

    تئاتر آنلاین: برگزاری سمپوزیوم «آینده تئاتر ایران»،در راستای ارتباط با مراکز حرفه‌ای و سیاست‌گذاران هنر و طرح چالش‌ها و معضلات مهم آموزش هنر و ارتباط این آموزش با فضای حرفه‌ای برنامه‌ریزی شده است. این سمپوزیوم در روز دوم خود، با موضوع «درام و نظریه‌های نوین در ادبیات نمایشی» برگزار شد.

    در این نشست، اصغر نوری (کارشناس ارشد کارگردانی نمایش،مترجم نمایشنامه و رمان و نمایشنامه‌نویس)، میترا علوی طلب (پژوهشگر تئاتر و مدرس دانشگاه) و بهزاد آقاجمالی (نمایشنامه‌نویس،پژوهشگر تئاتر و مدرس دانشگاه)حضور داشتند و در ارتباط با تحولات درام‌نویسی،روند تحول در نظریه‌های درام و نمایشنامه در اروپا،آینده‌ تئاتر ایران در این حوزه به بحث و تبادل‌نظر پرداختند.

    این نشست به‌صورت مجازی و با پخش آیاتی چند از کلام‌الله مجید و سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. پس‌ازآن،دبیر نشست،امیررضا نوری پرتو(مدرس و دانش‌آموخته ادبیات نمایشی و فلسفه هنر)نکاتی را در ارتباط با اهداف برگزاری این هم‌اندیشی آکادمیکی عنوان و با طرح سوالاتی پیرامون این مقوله از مهمانان دعوت کرد تا نظرات خود را مطرح کنند.

    زلزله‌ای که به جان درام می‌افتد

    اصغر نوری در ابتدای این نشست با اشاره به نظریه‌هایی که در مقوله نمایشنامه و درام در اروپا وجود دارد،گفت:«ما دو نقطه عطف در تئاتر اروپا داریم که شیوه‌های اجرایی را عوض می‌کند یکی از این نقاط عطف حضور آنتونن آرتو است. او در دهه ۴۰ اروپا تلاش می‌کند قاعده تئاتری را که بر اساس ادبیات و روانشناسی است به هم بزند و نظریات خودش را دنبال کند که البته در آن زمان از او به‌عنوان یک دیوانه یاد می‌شود و نه نظریه‌پرداز؛ اما بعدها نظریات او در دهه ۸۰ موردتوجه قرار می‌گیرد و تئاتر اروپا متحول می‌شود. بعد از آرتو و قبل از تحولی که در تئاتر اروپا می‌افتد،در این فاصله زمانی شخصی به نام ساموئل بکت را داریم که شاخص‌ترین نمایشنامه‌نویس سبک ابزورد است؛ با یک شیوه تازه،تئاتر ضد قصه و ضدقهرمانی را پیشنهاد می‌کند و اتفاقا خیلی طول می‌کشد که پذیرفته شود و در تئاتر جا بیفتد؛ اما او و کسانی مثل ادوارد آلبی و اوژن یونسکو و… یک تکان اساسی به تئاتری می‌دهند که بر شیوه دو یا سه نمایش نویس بزرگ مثل استینبرگ چخوف و… تکیه دارند. درواقع این قاعده با ابزورد به هم زده می‌شود. گویا می‌خواهد روی صحنه تئاتر دیگر قصه نگوییم.»

    نوری در ادامه بیان کرد:«بکت بسیار جلوتر از جامعه خود،معنا باختگی را درک می‌کند و ما در نمایشنامه «گودو» از او این را می‌بینیم. در این نمایشنامه نمی‌دانیم که آن کاراکترها برای چه منتظر هستند و منتظر چه کسی هستند. این نمایشنامه شده بر اساس وضعیت انتظار نوشته شده و این انقلاب بزرگی است؛ مقابله با یک تئاتری که سابقه طولانی و نمایشنامه‌هایش موقعیت ساکن دارند و تمام فرمول‌های کلاسیک نمایشنامه‌نویسی را که قبل از تئاتر ابزورد است،رعایت می‌کند. درواقع زلزله به جان درام می‌افتد. سپس،بعد از تئاتر قصه‌گویی که از دهه ۷۰ شروع می‌شود،شکل‌های اجرایی دیگری به وجود می‌آید. تئاتر ابزورد نیز وجود دارد،هنرمندانی از آمریکا به فرانسه می‌آیند و این سبک‌های جدید را دنبال می‌کنند. در دهه ۶۰ اتفاق دیگری می‌افتد که در اندیشه اروپا تأثیر می‌گذارد و به دنبال آن در هنر هم تأثیر خود را دارد؛ یک انقلاب آنارشیستی که خیلی‌ها می‌خواهند آن را یک انقلاب کمونیستی چپ معرفی کند درحالی‌که خود فرانسوی‌ها در نظریه‌های جدید می‌گویند انقلاب «می ۶۸» پایانی بود بر همه ایدئولوژی‌ها. وقتی این اتفاق در یک جامعه می‌افتد،پرونده قاعده‌مندی و پیروی از یک قاعده در هر موضوعی بسته می‌شود.»

    تئاتر اروپا و یک بازگشت محکم به متن و روایت

    او در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت:«در دهه هفتاد فرانسه جورج ساواری را داریم. اگر فیلم‌ها و کارهای او را ببینید در ایران و جهان هیچ کار پرفورمنس عجیب‌وغریب دیگری شما را متعجب نخواهد کرد. در یکی از تئاترهای خودش که بر اساس نمایشنامه «طوفان» شکسپیر به روی صحنه برد،یک دکل بزرگ کشتی واقعی را روی صحنه آورد و قطرات آب روی سر تماشاچیان می‌ریخت. او کارهای عجیب‌وغریبی بر اساس متن و یا بدون متن انجام داده است.

    از نیمه دهه شصت تا آخر دهه هفتاد،تحت تأثیر بکت،اتفاقاتی در درام افتاده است و تحت تأثیر نظرات آرتو،یکسری حرکت‌هایی اتفاق افتاد که ما در ایران به آن پرفورمنس میگوییم. در ایران این اصطلاح به یک نمایش بدون متن اطلاق اما در اروپا پرفورمنس به هر شیوه اجرایی گفته می‌شود. با تعریفی که ما از پرفورمنس داریم یعنی نمایشی که بر اساس ایده شکل می‌گیرد و الزاما متن ندارد،یعنی چیزی که آرتو به دنبال آن بود(رهایی تئاتر از متن و کلام)او دنبال یک زبان تازه بود حتی به دنبال یک آوا به‌جای کلمات. این مسائل در دهه ۶۰ تا ۷۰ در اروپا پذیرفته شدند و حالا دو تئاتر وجود دارد:یکی بر اساس حرکت و بر اساس ایده‌ها شکل گرفته و یکسری متون داریم که در ادامه تئاتر ابزورد ضد قصه است و نمی‌خواهد قصه کلاسیک تعریف کند. در این دو دهه متن خیلی کمرنگ می‌شود یا متن نداریم و یا اگر باشد متن قصه‌گو نیست اما از دهه ۸۰ تا به امروز تئاتر اروپا یک بازگشت خیلی محکم و عجیب‌وغریب به متن و روایت داشته است ما در این دهه کسی را داریم به نام برنارد ماری کلتس. شما اگر متن‌های کلتس را ببینید شش متن عمده دارد و چند متنی کوتاه دارد که خودش آن‌ها را قبول نداشت اما بعد از مرگش امروز در دسترس قرارگرفته است. کلتس هم از سنت ادبی استفاده می‌کند و هم نگاهی به بکت دارد و هم نظریات آرتو را مدنظر قرار می‌دهد. کلتس به تئاتر نگاه اجتماعی و نگاه به مسائل زمان خود دارد درعین‌حالی که می‌تواند نگاهی نیز به اساطیر داشته باشد به‌عنوان‌مثال کلتس نمایشنامه‌ای دارد به نام «کویر برهوت» که هم معاصر است و هم پیوندهایی با اساطیر دارد و یا کاری دارد به نام «روبرتو زوکو» که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشته شده است اسطوره‌ای است و کاراکتر شر نمایشنامه،شکل حماسی دارد. اگر کلتس را رأس یک مثلث در نظر بگیریم،از این مثلث شاخه‌های مختلفی در تئاتر فرانسه به وجود آمده است. یک شاخه از آن را نویسنده‌هایی تشکیل می‌دهند مثل وجدی معود،ژوئل پومرا و…که قصه‌گوتر و تحت تأثیر جنبه قصه‌گویی کلتس هستند ولی روایتی که دارند روایتی کلاسیک نیست،روایت خاص صحنه‌ای است. در خیلی از این آثار کاراکترها به‌جای اینکه بازی کنند،موقعیت آن را تعریف می‌کنند. ضلع دیگر این مثلث را نمایشنامه‌نویسانی تشکیل می‌دهند که بیشتر جنبه بکتی کلتس را مدنظر قرار می‌دهند. مثل انزو کورمن،فیلیپ مینیانا و ژان لوک لاگارس و… یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان در این ضلع میشل ویناور است او در آثارش فرمی را می‌سازد که کارگردان مجبور می‌شود آن را اجرا کند؛ یعنی فرم از متن توسط نویسنده شروع می‌شود و کارگردان باید فرم نویسنده را ادامه دهد. در ضلع افقی و پایین این مثلث،تئاتر بولوار اروپا قرار دارد که امروز فلوریان زلر،یاسمینا رضا،اشمیت و غیره در آنجا قرار دارند یک تئاتر بدنه است. این ضلع پایین کاملا تحت تأثیر درام بوده است.»

    دانشگاه باید متخصص سازی کند نه نابغه سازی

    او با اشاره به نگاه سنتی ایران به تئاتر گفت:«در حال حاضر تئاتر اروپا برخلاف سنتی که در ایران وجود دارد،کار به‌حساب می‌آید یعنی اگر کسی در آنجا بگوید من تئاتر بازی می‌کنم،یعنی امرارمعاش من از تئاتر است این بازیگر می‌تواند بازیگر متن فیلیپ مینیانا باشد یا بازیگر رپرتوار کمدی فرانسز باشد. می‌تواند بازیگر مولیر باشد،می‌تواند بازیگر اشمیت باشد و در تئاتر شانزلیزه. می‌خواهم بگویم در آنجا همه تئاتر‌ها محترم هستند ولی وقتی کسی در ایران تئاتر آوانگارد کار می‌کند به کسی که کار اکبر رادی یا ساعدی را انجام می‌دهد به دیده تحقیر نگاه می‌کند و اصلا آن‌ها را تئاتری به‌حساب نمی‌آورد؛ اما در اروپا این رویکرد وجود ندارد. این معضلی است که در آموزش تئاتر هم آن را می‌بینیم؛ معضلی به نام نابغه سازی که در دانشگاه اتفاق می‌افتد. این درحالی‌که است که دانشگاه باید متخصص سازی بکند نه نابغه سازی. دانشگاه باید بتواند دانشجویی را که فارغ‌التحصیل می‌شود جوری آموزش داده باشد که به‌عنوان‌مثال قادر باشد نیم ساعت درباره میشل ویناور صحبت کند. در جامعه ما و در ایران چون تئاتر کار به‌حساب نمی‌آید ما فکر می‌کنیم باید در تئاتر نابغه باشیم و در این حوزه کاری کنیم که همه ما را تحسین کنند. در حال حاضر کار بسیاری از کارگردانان شناخته‌شده ما هم اصیل نیست. تئاتر اروپا به متن بازگشت کرده در حالیکه انواع تئاترهای دیگر نیز در کنار آن ادامه دارد اما تئاتر پیشرو و معاصر اروپا بر اساس تولید متن است.» در پایان سخنان اصغر نوری،حاضرین در این نشست مجازی سوالاتی را در ارتباط با تئاتر و معرفی برخی آثار و مقالات از او پرسیدند.

    در ادامه این نشست میترا علوی طلب در ارتباط با مبحث تحول و فرایند نظریه‌های نوینی که در حوزه ادبیات نمایشی و شناخت درام وجود دارد صحبت کرد.

    قله‌های درام مدرن و درام‌نویسی مدرن

    این استاد دانشگاه گفت:«با آمدن درام مدرن در اروپا نظریه‌های دراماتیک جدید،قله‌های درام مدرن و درام‌نویسی مدرن را در آثار چخوف و استینبرگ و… می‌بینیم و درواقع آن‌ها جریانی به وجود آوردند که همسو با رئالیست بود و بعد به سمت ناتورالیست رفت و جریان تازه‌ای را در کل درام‌نویسی و نیز اجرا پدید آورد. در مقابل این جریان درام‌نویسی،سویه‌های اجرایی نیز به سمت سویه‌های اجرایی واقع‌گرایانه رفت. کسانی مثل استانیسلاوسکی در روسیه شروع به فعالیت و سعی کردند درام‌های واقع‌گرایانه را به سبک واقع‌گرایانه اجرا کنند. بنابراین شیوه‌ها و متدهای جدید بازیگری و کارگردانی پدید آمد که مبتنی بر واقع‌گرایی بود هرچند که در کنار استانیسلاوسکی درجاهای دیگر دنیا نیز تجربه‌هایی ازاین‌دست را داریم مثل تجربه آندره آنتوانت و غیره؛ اما آنچه در این شیوه‌ها می‌بینیم یک سویه مهم گرایش به واقعیت و طبیعت‌گرایی خاص است. قطعا تحت تأثیر مسائل دیگری که در اروپا رخ می‌دهد؛ جنگ‌ها،فشارهای روحی و روانی و اجتماعی،سویه‌های اکسپرسیونیستی را در سینما و درام به‌ویژه در اجرا و نمایشنامه‌نویسی داریم و با ظهور فردی مثل برشت،هم در زمینۀ نمایشنامه‌نویسی هم در زمینۀ اجرا سویه‌هایی به وجود می‌آید. این سویه‌ها،بردن متون و شیوه اجرایی به شکل ضد ارسطویی است و به سمت درام‌های ضد ارسطویی ظاهر می‌شود.»

    امروزه با متونی روبرو هستیم که مرزبندی در آن‌ها وجود ندارد

    میترا علوی طلب با اشاره به وجوه تئاتریکال در نمایش و ارزش‌های پیرنگ و شخصیت‌پردازی نمایشنامه‌نویسی و اجرا گفت:«وجوه تئاتریکال را در بعضی از درام‌ها نیز می‌توانیم ببینیم؛ زیرا با آوانگاردیسمی که در دهه ۷۰ و ۸۰ به وجود آمد و سویه‌های اجرایی جای متن را گرفت،به‌ویژه بعد از آرتو،به این سمت می‌رویم که استبداد متن کنار گذاشته می‌شود و درام به سمت اجراهای بدون متن می‌رود و وجوه تئاتریکال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این وجوه را بعدها به‌صورت سویه‌هایی در متن‌ها نیز می‌بینیم. البته در نمایشنامه‌های آمریکایی نیز جنبه‌های فرویدی مارکسیستی و روانشناسی را می‌توانیم ببینیم که به جریان چپ منتسب هستند. یا وقتی نمایشنامه‌های خانم یاسمینا رضا را می‌بینید،داستان و پلات ساده است اما کنش‌ها بسیار مهم هستند و به‌نوعی می‌توان گفت که این کنش‌های عمیق جای حوادث را گرفته‌اند و دیگر درام حادثه محور نداریم و درام کنش محور داریم این سویه‌ها،گرایش‌های بسیار مهمی هستند که در متون و در اجراها راه پیداکرده‌اند،جدا از آثاری که گرایش‌های ضد متن را ساخته‌اند. می‌خواهم بگویم،تمام این جریان‌ها راه خود را ادامه دادند و در کنار هم مسیر خود را دنبال می‌کنند؛ اما نکته این است که امروز آنچه در درام آمریکایی و اروپایی می‌توانیم ببینیم،تفکیک بندی و مرزبندی دقیق دیگر وجود ندارد امروزه ما با متونی روبرو هستیم مثل وجدی معود که این مرزبندی‌ها خیلی در آن‌ها وجود ندارد. می‌توانیم در این آثار،وجوه اکسپرسیونیستی و پسااکسپرسیونیستی را ببینیم،جنبه‌های ابزورد را نیز می‌توانیم در این آثار ببینیم،وجوه تئاتری که نگاه اجتماعی و مسئولیت‌پذیر دارد را می‌توانیم ببینیم؛ اما این‌ها امتزاجی از نظریه‌ها و نگرش‌های مختلف را در خود دارند که تفکیک و مرزبندی در آن‌ها مشخص نیست.»

    بهزاد آقاجمالی به‌عنوان سخنران بعدی،ضمن اشاره به فرآیندها و تحولاتی که در زمینۀ درام‌نویسی در دنیا رخ داده است به این سؤال نیز پاسخ داد:چرا در عرصه نظریه‌پردازی در پیوند با ادبیات نمایشی در ایران هیچ اتفاق علمی شگرفی نیفتاده است؟

    چهار ظهور با تغییر دراماتیک بعد از دهه هفتاد

    بهزاد آقا جمالی ضمن مرور تحولات درام‌نویسی در دنیا گفت:«باید دو نکته را موردتوجه قرار بدهیم؛ اول اینکه ما با تنوع و تکثر آثار مواجه هستیم،فرم و ساختار آثار دراماتیک به‌ویژه بعد از دهه هفتاد بسیار متفاوت و مستقل هستند و نکته بعد،نظریه‌های درام هستند که تنوع کمتری نسبت به آثار دارند و لزوما برای هر شکل متنوعی از یک اثر دراماتیک،یک نظریه نداریم اما ممکن است بخشی از آن را پوشش بدهد. بحث دیگر نظریه‌های بینا رشته‌ای و متفاوت از نظریات دهه هفتاد و هشتاد است. این‌ها را باید از هم تفکیک بکنیم. طبیعتا عناصر دراماتیک بسیار متنوع هستند به‌طوری‌که ممکن است در ذیل یک نظریه دراماتیک و ادبی شکل بگیرند اما اصلا شبیه به هم نباشند. چه در مضمون چه در فرم و طبعا نظریه‌های دراماتیک بسیار محدود هستند. ما در دهه هفتاد سه یا چهار ظهور در تئاتر و درام داشته‌ایم یکی از آن‌ها پست دراماتیک است که سعی می‌کند از پیرنگ عبور بکند. یکی دیگر را که می‌توانیم تئاتر پسا برشتی نامگذاری کنیم،در شاخه تئاترهای پست دراماتیک قرار می‌گیرد اما یک فلسفه مجزا و مشخصی برای خود دارد و سعی می‌کند،چارچوب نظریه مستقلی برای خود دست‌وپا کند. شکل سوم،درام‌هایی است که می‌توان به آن‌ها پرفورماتیک گفت و ناظر به اجرا است و درام در آن تضعیف می‌شود و شکل چهارم که می‌توانیم در نظر بگیریم وارد پست‌مدرن می‌شود که ما آن را با تئاتر آوانگارد اشتباه می‌گیریم و درام در آن،مرز گریز می‌شود. این چهار ظهور را می‌توانیم به‌عنوان قله‌های تغییر دراماتیک بعد از دهه هفتاد در نظر بگیریم.»

    عدم تکامل داروینی در درام ایرانی

    آقاجمالی در پاسخ به سؤال مطرح‌شده درباره نظریه‌پردازی در پیوند با ادبیات نمایشی در ایران گفت:«این سؤال درواقع یک فرض را در نظر گرفته است که هیچ نظریه شگرفی به وجود نیامده است و شاید برخی با آن مخالف باشند و معتقد به بروز نظریه‌های شگرف در این زمینه در ایران هستند؛ اما من با این فرضیه موافق هستم و فکر می‌کنم چیزی که بتوان از آن به‌عنوان نظریه نام برد در ایران به وجود نیامده است. البته این مسئله در بسیاری از نقاط دنیا نیز وجود ندارد. اتفاقا اگر ما گفتمان تئاتر ایرانی را در نظر بگیریم که در آن انواع و اقسام افسانه‌ها وجود دارد به نظر من این یک گفتمان فکری است؛ بنابراین شاید تا حدودی و با اغماض بگوییم نظریه وجود دارد اما به معنای شگرف شاید نتواند باشد؛ اما اینکه چرا ما نظریه‌های درام پسا برشتی نداریم،یک بخش آن برمی‌گردد به اینکه درام یک مبحث وارداتی به ایران است بنابراین خیلی دور از انتظار نیست چراکه مبحثی در یک قرن گذشته به ایران وارد شده است و بیشتر در حال تجربه کردن امر ترجمه بوده است. نکته بعدی این است که تاریخ درام ایران،تاریخ گسست‌هاست و این گسست به‌قدری عمیق و متعدد بوده است که اصلا امکان شکل گرفتن سنت را نداده است. سنت درام ایرانی شکل نمی‌گیرد(منظورم در یک‌صد سال گذشته است)بنابراین امکان اینکه این مسئله نشست پیدا بکند و یک رسوب نظری،تبدیل به یک نظریه شود نبوده است؛ بنابراین این گسست‌ها باعث شده است که ما یک تکامل داروینی در درام ایرانی نداشته باشیم.»

    میترا علوی طلب در بخش دوم این نشست به تاریخچه درام ایرانی اشاره و آن را مرور کرد.

    این تاریخ پر گسست چه زمان فرصت نظریه‌پردازی به صاحب‌نظران داد

    علوی طلب گفت:مدت زیادی از عمر درام‌نویسی در ایران می‌گذرد(بگذریم از نظر برخی از اساتید که به دلایل نامعلوم و مبهم معتقدند که ما در درام‌نویسی سابقه چند هزارساله و سالن‌های نمایش داشتیم که البته ما اثری از آن‌ها نمی‌بینیم)از مشروطه به بعد و یا کمی قبل‌تر از مشروطه با درام و نمایش غربی مواجه شدیم. این تاریخ پر از گسست چه زمان فرصت نظریه‌پردازی به گروه‌های تئاتری و صاحب‌نظران داده است! ما از آخوندزاده گرفته تا به امروز جریان نقدنویسی نیز نداریم. ما تا دهه‌های سی و چهل تجربه‌های پراکنده‌ای در این حوزه داشتیم بعدازآن هم در همین دهه‌های سی،چهل و پنجاه،جریان نمایشنامه‌نویسی نداریم بلکه نمایشنامه‌نویسانی داریم که به‌صورت جداگانه و فردی کار می‌کنند. مثلا آقای بیضایی پروژه شخصی خودش را پیش می‌برد،غلامحسین ساعدی و نعلبندیان و رادی هرکدام در حوزه خودشان کار می‌کنند. البته من شباهت‌هایی بین درام رادی و ساعدی می‌بینیم در دغدغه‌های اجتماعی که هردو داشته‌اند. البته کارگاه‌های نمایش و جشن هنر شیراز فرصتی را برای تجربه‌گرایان فراهم ساخت و بیشتر محل اجرای کارهای تجربی آوانگارد و نوگرا بود با همه این‌ها اگر ما داشتیم به یک ثباتی می‌رسیدیم که به نظریه و نظریه‌پردازی ختم شود با جریان انقلاب متوقف شد.» او در ادامه افزود:«یک تا دو سال اول انقلاب با حضور جریان‌های چپ در تئاتر مواجه هستیم و می‌بینیم که در اقصی نقاط ایران نمایشنامه‌های برشت را به روی صحنه می‌برند تا جایی که نمایش «استثنا و قاعده» برشت. در کازرون اجرا می‌شود به‌هرحال این نیروی چپ غالب،نیروی مسلطی در تئاتر اوایل انقلاب است. پس‌ازآن با اتفاقاتی که در دهه شصت می‌افتد،نیروهای منتسب به انقلاب،سالن‌های تئاتر را در اختیار خود می‌گیرند و درام انقلابی مدنظر قرار می‌گیرد و این درام بعدا توشه و توان خود را از دست می‌دهد تا اینکه با شروع جنگ به نمایشنامه‌نویسی جنگ یا دفاع مقدس می‌رسیم. در اواخر دهه ۶۰ و در کنار این جریان کسانی مثل زنده‌یاد سمندریان،زنده‌یاد خسروی و اساتید بزرگ دوباره به صحنه‌های تئاتر برمی‌گردند و یک جریان نیرومند تئاتر هنری علمی را از نو شروع و ادامه پیدا می‌کند. از طرفی یک جریان دیگری در قبل از انقلاب با آقای نصیریان شروع شده بود؛ جریانی که تئاتر ایرانی و تئاتر ملهم از فرم نمایش‌های ایرانی را شکل می‌داد که این‌ها هم مسیر خود را ادامه می‌دهند؛ بنابراین چند جریان را داریم که یا به‌تناوب یا در پس همدیگر شکل می‌گیرند اما هیچ‌کدام به جریان واحد و متحدی تبدیل نمی‌شوند که بتوانیم بگوییم از دل این‌ها یک نظریه دربیاید. می‌توانم بگویم که تئاتر ایران فرد محور است و این فرد محور بودن بسیار اهمیت دارد و ازاین‌جهت نمی‌توانیم بگوییم که یک جریانی ساخته شده است که حالا در مورد آن بتوان نظریه‌پردازی کرد بنابراین باید ببینیم که اول چه جریان‌های اصیل و نیرومندی ساخته شده‌اند.»

    کمبود سیاست‌گذاری کلان فرهنگی داریم

    ‏وی همچنین در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت:«به نظرم ما نباید این راهکار را در پیش بگیریم که در مقابل تئاتر غرب بایستیم و بخواهیم آن را حذف کنیم و خود را در سپری قرار بدهیم که هیچ‌گونه مواجهه‌ای نداشته باشد. باید دو مورد را در نظر بگیریم:یکی مواجهه کامل با تئاتر غرب و یکی هم مواجهه کامل بافرهنگ و ادبیات زمینه‌های اجتماعی و هنری خودمان است؛ هردوی این‌ها می‌تواند کمک بکند و راه‌کارهای بعد را مدیران باید ارائه بدهند.» علوی طلب درباره آینده درام‌نویسی در ایران نیز گفت: «در حوزه درام‌نویسی و توان نویسندگیِ نویسندگان ایرانی احساس کمبود نمی‌کنم و فکر می‌کنم آینده خوبی از لحاظ آموزش وجود دارد به خصوص اینکه اساتید در حال حاضر شیوه‌های نوینی را در امر آموزش در پیش‌گرفته‌اند. اگر کمی به عقب برگردیم، می‌بینیم که درام نویسان بزرگ دنیا حتی کلاس نمایشنامه‌نویسی نرفته‌اند و خود خوانده و خودساخته، نمایشنامه نوشته‌اند. مسئله اصلی ما در آینده تئاتر ایران، مسئله سیاست‌گذاری فرهنگی است. چیزی که شاید بتوان گفت از زمان رضاخان به این‌طرف هم وجود داشته است. بامطالعه کتاب «گزیده اسناد نمایش در ایران» با حجم عظیمی از بروکراسی اداری مواجه می‌شویم که بخش زیادی از آن، معطوف به سانسور نمایش‌ها است البته این بخشی از اسناد است و بخش زیادی قطعاً چاپ نشده است. این بروکراسی عظیمی که در نهاد تئاتر شکل گرفته، تبدیل به غولی شده است و تئاتر در بخش کوچکی از قرارگرفته و آن‌قدر که هنرمندان ما درگیر این بروکراسی و سیاست‌گذاری‌های فرهنگی هستند، درگیر تولید نمایش و مخاطب سازی نیستند؛ زیرا انرژی زیادی را باید صرف این موضوع بکنند. ما الآن کمبود یک سیاست‌گذاری بزرگ فرهنگی را داریم که بتواند همه این سمت‌وسوها را پوشش بدهد و آینده روشنی را برای تئاتر ایران تعیین بکند.»

    در ایران انسجام پژوهشی وجود ندارد

    بهزاد آقاجمالی نیز در بخش پایانی صحبت‌های خود در پاسخ به اینکه درام فارسی چیست و آیا ما درام ایرانی داریم که بتوان آن را ادامه داد و پیشینه‌ای برای تئاتر ایران دانست گفت: «این سؤال می‌تواند بسیار پر مناقشه باشد پاسخ من این است که بله درام ایرانی داریم. هر درامی که در محدوده فرهنگی سیاسی و اجتماعی ایران به زبان فارسی و زبان‌هایی که به این گفتمان متصل هستند، نوشته شده باشد، درام ایرانی هستند اما باید این را در نظر گرفت که نگاه جهانی به تاریخ تئاتر یک نگاه مرکزگرا است؛ مثلاً خیلی از نسخه‌های نمایشی در چین یا اپرای پکن و شکل‌هایی از نمایش‌های سنتی ژاپن نمایشنامه یا درام محسوب نمی‌شوند.» آقا جمالی درباره آینده نمایشنامه‌نویسی در ایران با توجه به آموزش درام‌نویسی در دانشگاه‌ها، محافل آکادمیک و غیر آکادمیک و همچنین فرایند تحلیل تئوری درام در ایران گفت: یک نگاه به آینده نگاه افلاطونی است او یک اتوپیا را در نظر می‌گیرد و می‌گوید که باید به آن برسیم. نگاه دیگر می‌گوید که آینده در ادامه سنت است و نمی‌توانیم آن را تغییر دهیم. نگاه دیگر می‌گوید آینده یک سیکل است، چرخش و تکرار است، آینده در گذشته تکرار شده است. حال اگر بخواهیم آینده تئاتر را پیش‌بینی کنیم و به‌واسطه این حدس بتوانیم کاری برای آن انجام بدهیم، باید ببینیم که در چه موضعی هستیم. آیا در موضع مدیریت هستیم؟ در این موضع اگر باشیم همان نگاه افلاطونی را مدنظر قرار می‌دهیم. بدین معنی که یک پارادایم را تعریف می‌کنیم و آنچه رخ می‌دهد باید شبیه این پارادایم باشد که می‌شود سیاست‌گذاری فرهنگی برای آینده تئاتر که از نظر سیاستمداران و مدیران به همین صورت است؛ اما اگر بخواهیم آنچه را که تجربه کردیم را مدنظر قرار دهیم، من فکر می‌کنم همچنان یک سردرگمی و بلاتکلیفی می‌تواند وجود داشته باشد؛ زیرا چیزی که ما در ایران به‌عنوان دانشگاه تئاتر می‌شناسیم، یک وضعیت پارادوکسیکالی دارد. تعداد زیادی دانشجو جذب می‌شود بدون اینکه به این فکر شود که آینده آن‌ها چه می‌شود. بخش عمده‌ای از دانشجویان به کارهایی جذب می‌شوند که اصلاً به تئاتر ارتباطی ندارد. من فکر می‌کنم این پارادوکس باید اول حل شود، آن‌وقت می‌توان در مورد آینده تئاتر دانشگاهی صحبت کنیم زیرا ادامه همین چیزی است که کاشته شده. چیزی که مفهوم آینده تئاتر را می‌سازد یک مسئله پارادایم ساز است؛ یعنی اگر بخواهیم آینده را واضح کنیم، باید الگوسازی کنیم و این فقط کار کسی است که در رأس هرم قدرت، دولت و دانشگاه قرار می‌گیرد و تعیین می‌کند که آینده چگونه باشد. اگر نخواهیم این را قبول کنیم در آن صورت حرف زدن از آینده ریسک است و نمی‌توانیم آن را کشف کنیم. البته صحبت کردن درمورد آینده، نیاز به یک‌جور جامعیت و همگن بودن پژوهش نیز دارد؛ یعنی آن چیزی که ما در ایران اصلاً نمی‌بینیم و انسجام پژوهشی وجود ندارد.»

    یادآور می‌شود،دانشکده هنر دانشگاه سوره،با همکاری مرکز هنرهای نمایشی خانه تئاتر ایران و مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری برگزاری سمپوزیوم «آینده تئاتر ایران» را به عهده داشت.

    گزارش از سودابه زیارتی – ایران تئاتر

  • نمایشنامه‌های معاصر جهان ترجمه شد/ جدی نگرفتن پژوهش در امر ترجمه

    نمایشنامه‌های معاصر جهان ترجمه شد/ جدی نگرفتن پژوهش در امر ترجمه


    اصغر نوری با اشاره به مشخص نبودن زمان اجرای نمایش «من خودم» از نظارت بر ترجمه نمایشنامه‌هایی خبر داد که تا امروز در ایران معرفی نشده‌اند.

    اصغر نوری نویسنده، کارگردان و مترجم تئاتر درباره تازه‌ترین فعالیت‌هایش به تئاتر آنلاین گفت: سال گذشته قرار بود نمایش «منِ خودم» را در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه ببرم که به دلیل بحران کرونا اجرای این نمایش تا امروز به تعویق افتاده است و فعلاً هم تکلیفش مشخص نیست چون با باز شدن سالن‌ها هم نمایش‌های بسیاری قبل از ما بودند که در نوبت اجرا هستند و یا اجرایشان کنسل شده است. شاید اگر اوضاع خوب پیش برود برای نیمه دوم سال بتوانیم برنامه‌ریزی برای اجرا داشته باشیم.

    وی ادامه داد: اما مانند سابق همچنان مشغول ترجمه نمایشنامه هستم البته این روزها عمده تمرکزم روی آماده‌سازی یک مجموعه نمایشنامه ترجمه است که برای نشر «دیدآور» تهیه می‌کنم. از مهر پارسال دبیر بخش ترجمه این انتشارات هستم و قرار است به حوزه داستان و نمایشنامه ورود کنم. در حوزه ترجمه داستان ۵ کتاب آماده انتشار داریم اما نمایشنامه‌ها زودتر آماده شده و چاپ می‌شوند. در حال حاضر مشغول آماده کردن ۱۰ نمایشنامه اول این نشر هستم که البته در مجموع ۲۵ نمایشنامه آماده و ترجمه شده است.

    نوری درباره ویژگی نمایشنامه‌های ترجمه شده توضیح داد: این نمایشنامه‌ها از زبان‌های مختلفی مانند فرانسه، انگلیسی، ترکی، ارمنی و… هستند و اکثرشان آثار جدیدی از نمایشنامه‌نویسانی هستند که برای اولین بار است که در ایران معرفی می‌شوند اما نمایشنامه‌های کلاسیک و مطرح قدیمی هم که تا به حال ترجمه نشده‌اند در این مجموعه وجود دارد. مترجمانی که در شکل‌گیری این مجموعه با ما همکاری کردند از مترجمین صاحب نام در حوزه ترجمه نمایشنامه هستند که از جمله می‌توانم به آندرانیک خچومیان، حمید دشتی، مریم رفیعی، عارف جمشیدی، علی قنبرزاده، مرضیه کردبچه، پریسا رستمی، کریم جلیلی اشاره کنم. خودم نیز در این مجموعه به عنوان مترجم حضور دارم. امیدوارم از اواخر خرداد انتشار این نمایشنامه‌ها شروع شود و تصورم این است که تا پایان تابستان همه ۲۵ نمایشنامه منتشر شود. سپس چاپ رمان‌ها را آغاز می‌کنیم که آنها نیز از زبان‌های مختلف هستند و شامل آثار جدید و قدیمی می‌شوند.

    این مترجم درباره کم بودن ترجمه آثار نویسندگان معاصر و همچنین توجه جامعه تئاتری به چند نمایشنامه‌نویس خاص در مقاطع مختلف زمانی گفت: مساله این است که ما معمولاً در زمینه ترجمه و انتشار نمایشنامه امر پژوهش و مطالعه را جدی نمی‌گیریم چون باید خیلی جستجو کرد تا هم کار خوبی را برای ترجمه پیدا کنیم و هم اینکه آن کار مناسب ایران باشد. اما ترجمه در سال‌های اخیر معمولاً مودی و تحت تاثیر موج راه افتاده پیرامون یک نویسنده بوده است اما در این مجموعه تنوع زیادی را شاهد هستیم. هم آثاری دیده می‌شود که رویکردی نو و داستان گریز دارند و هم نمایشنامه‌های قصه‌گو و کلاسیک داریم.

    کارگردان نمایش «ستاره شناس» در پایان درباره ترجمه آثار آگوتا کریستف بیان کرد: تا امروز من تمام آثار آگوتا کریستف را ترجمه کردم و منتشر شده‌اند که قرار است ۸ نمایشنامه آخر این نویسنده در ۲ جلد چاپ شوند که آخرین کارهای کریستف هستند که ترجمه کرده‌ام. هر ۴ نمایشنامه در یک جلد چاپ خواهند شد که «هیولا» و «ساعت خاکستری» نام دارند و امیدوارم تا آخر سال منتشر شوند.

  • معرفی هیات انتخاب آثار بخش صحنه‌ای جشنواره تئاتر دانشگاهی

    معرفی هیات انتخاب آثار بخش صحنه‌ای جشنواره تئاتر دانشگاهی


    هیات انتخاب آثار بخش صحنه‌ای (مرحله اول) بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، از سوی سید مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران غزل اسکندرنژاد، اصغر نوری و داوود بنی اردلان به عنوان هیات انتخاب مرحله اول بخش صحنه ای جشنواره معرفی شدند و به زودی نتیجه انتخاب آثار این بخش مشخص می‌شود.

    بیست و سومین جشنواره بین المللی تاتر دانشگاهی به دبیری سید مجتبی جدی و همت اداره کل فرهنگی اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری با بخش‌های؛ صحنه، مناطق، تجربه‌های اجرا، پژوهش (جایزه فرهاد ناظرزاده کرمانی)، نمایشنامه نویسی (جایزه اکبر رادی)، ترجمه، بین الملل، اساتید، جشنواره جشنواره‌ها، رادیو تئاتر، ماکت صحنه، عکس، پوستر، کارگاه‌ها و درس گفتارها، اردیبهشت ۱۴۰۰ در تهران برگزار می‌شود.

  • ارتقای دانش تئاتری مردم در قرنطینه/در روزهای کرونایی ترجمه می‌کنم

    ارتقای دانش تئاتری مردم در قرنطینه/در روزهای کرونایی ترجمه می‌کنم


    اصغر نوری با اشاره به ترجمه دو رمان و یک نمایشنامه در روزهای کرونایی پیشنهاد داد به جای اجرای تئاتر آنلاین می‌توان دانش تئاتری مردم را با برگزاری کلاس‌های آموزشی مجازی ارتقا داد.

    اصغر نوری مترجم و کارگردان تئاتر درباره فعالیت‌های این روزهایش به تئاتر آنلاین گفت: من در ۲ بخش ترجمه و کارگردانی تئاتر فعال هستم که خوشبختانه شیوع بیماری کرونا باعث مشکل آنچنانی در روند ترجمه‌ها نشده و من هم در این زمینه مشغول هستم اگرچه که این اتفاق‌ها به لحاظ روحی در روحیه همه تاثیر گذاشته و روند کارها را کند کرده است.

    وی ادامه داد: مدتی است که مشغول ترجمه رمان «ادموند گانگلیون و پسر» نوشته ژوئل اگلوف بودم که ترجمه آن به پایان رسیده و در حال بازخوانی متن هستم. همچنین مشغول ترجمه رمان دیگری با نام «همه آدم‌ها یکجور زندگی نمی‌کنند» نوشته ژان پل دوبوآ هستم که هر ۲ این کتاب‌ها قرار است توسط نشر افق منتشر شود. در زمینه نمایشنامه نیز به تازگی ترجمه نمایشنامه «ساحلی» وجدی معود را به پایان رسانده‌ام که امیدوارم بتوانم به زودی برای انتشار به نشر روزبهان تحویل دهم.

    نوری درباره دیگر فعالیت‌های تئاتری‌اش توضیح داد: قرار بود امسال یکی از متن‌های خودم با عنوان «من خودم» را اواخر نیمه اول یا اوایل نیمه دوم سال در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه ببرم که با توجه به شرایط پیش آمده احتمالا این اجرا نیز به تعویق می‌افتد. در این شرایط و با تعطیلی تماشاخانه‌ها و اجراها، تئاتر ضربه بسیار زیادی خورد که البته این خسارت‌ها از آبان ماه و با قطعی اینترنت که روند اجراها را مختل کرد، به وجود آمد و تا امروز نیز ادامه دارد.

    کارگردان «ستاره شناس» یادآور شد: دولت اعلام کرده که قرار است به مشاغل و صنوفی که در این بحران دچار خسارت و آسیب شده‌اند کمک کند. یکی از صنوفی که در این وضعیت بسیار آسیب دید تئاتر بود چون شاید روند بیکاری اهالی تئاتر طولانی تر از مشاغل دیگر باشد؛ آنها از حدود ۲ ماه قبل بیکار شده‌اند و این روند تا بیشتر از ۲ ماه دیگر هم ادامه خواهد داشت بنابراین نیاز به حمایت دارند. احتمالا در این زمینه صندوق اعتباری هنر می‌تواند نقش به سزایی ایفا کند و وضعیت هنرمندان را به دولت گزارش دهد. در این شرایط هنوز انجمن هنرهای نمایشی هم بدهی سال گذشته هنرمندان را پرداخت نکرده است. من شهریور و مهر ۹۸ اجرا داشتم ولی هنوز کم هزینه آن اجرا به من پرداخت نشده است.

    نوری درباره ایده اجرای تئاتر به صورت آنلاین در شرایط تعطیلی تماشاخانه‌ها گفت: جدا از خوبی یا بدی که ممکن است این ایده داشته باشد، نمی‌توانم تصور کنم که چطور به مرحله اجرایی می‌رسد. در نهایت تصور نمی‌کنم این طرح، راه کار عاقلانه‌ای برای حمایت از تئاتر باشد. به جای آن می‌توان پیشنهاداتی را مطرح کرد که در آن دانش تئاترِ عموم مردم و خود تئاتری‌ها ارتقا پیدا کند. به عنوان نمونه به جای آنکه برویم در فرهنگسراها بدون تماشاگر نمایش‌ها را ضبط و پخش کنیم، می‌توان کلاس‌های آنلاین آموزشی با حمایت دولت برگزار کرد تا هم مردم و هم هنرمندان در این شرایط مطالب مناسبی یاد بگیرند.

    وی در پایان صحبت‌هایش متذکر شد: معتقدم که تئاتری‌ها هم مثل بقیه مردم باید در قرنطینه باشند و دولت باید مثل دیگر جاهای دنیا همه اصناف را را مورد حمایت مالی قرار دهد تا مردم در این شرایط بتوانند به زندگی‌شان ادامه دهند.

  • نمایش «ستاره شناس» ۲ اجرایی شد

    نمایش «ستاره شناس» ۲ اجرایی شد

    نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری روزهای اول تا پنجم مهر طی ۲ نوبت روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری روزهای دوشنبه اول، چهارشنبه سوم، پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم مهر به دلیل استقبال تماشاگران طی دو نوبت روی صحنه می رود.

    براین اساس نوبت اول اجرای این اثر نمایشی در تاریخ های یاد شده ساعت ۱۸:۳۰ و نوبت دوم ساعت ۲۰ خواهد بود.

    نمایش «ستاره شناس» به نویسندگی دیدیه ون کولارت، کارگردانی اصغر نوری و بازی احمد ساعتچیان، سهیلا صالحی و غزاله رشیدی هر روز ساعت ۱۸:۳۰ در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان تئاتر است.

    برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com مراجعه کنید.

  • «ساعت» به تالار حافظ رسید

    «ساعت» به تالار حافظ رسید

    نمایش «ساعت» از ۷ مهرماه در تالار حافظ روی صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «ساعت» به کارگردانی حمیدرضا هدایتی از ۷ مهرماه در تالار حافظ اجرای خود را آغاز می کند. حمیدرضا هدایتی که آثاری چون «آنتیگنه» و «داخائو» را به عنوان کارگردان در کارنامه خود دارد، این بار به سراغ متنی از نویسنده فرانسوی امانوئل روبلس (Emmanuel Roblès) با ترجمه اصغر نوری رفته است.

    امانوئل روبلس (۱۹۱۴ – ۱۹۹۵) برنده جایزه ادبی «فمینا» فرانسه و جایزه «گنکور» است که بیش از ۳۰ اثر از جمله «عشق بی پایان»، «پنجره و جزیره نامسکون»، «لورلوژهای پراگ»، «مونسرا»، «سایه و ساحل» و «ساعت» را در کارنامه خود دارد. روبلس اهل مدیترانه بود و با فرهنگ‌های فرانسوی، اسپانیایی و مغربی آشنایی کامل داشت، او را گردشگری بزرگ و انسان‌گرایی دل‌سوز که آثارش خشونتی باستانی را به تصویر می‌کشند، می‌دانند؛ خشونتی که انسان‌ها را رودرروی هم قرار می‌دهد.

    شخصیت‌های آثار او مانند شخصیت‌های آندره مالرو و همینگوی دسته‌ای یاغی و انتقام‌جو هستند که با جملاتی ساده وصف می‌شوند؛ جملاتی که بحث‌های تئوریک خلاف قانون را در پی‌ دارند. مسئله خشونت در تئاتر روبلس به مراتب شدیدتر هم است، فضای آثار او ظلم جلادها را ظالمانه‌تر و فریاد قربانیان را جان‌خراش‌تر نشان می‌دهد و دیالوگ‌ها در کششی ساده و بدون طمطراق و بدون هرگونه پیچیدگی و بسیار تحسین‌برانگیز هستند.

    آنچه نمایشنامه «ساعت» را متمایز کرده است نه فقط ویژگی ساختاری آن که نوع نگاه روبلس به محیط و روح نهفته در آن است به گونه‌ای که تمام ویژگی‌های صوری و ساختاری متن تحت‌الشعاع ابعاد فکری و ایده‌های اثر قرار می‌گیرد.

    اصغر نوری کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه و کارشناسی ارشد ‌کارگردانی تئاتر است و با ترجمه رمان‌ها و نمایشنامه‌های نسل نوی نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان فرانسوی، نقش پر رنگی در آشنا شدن مخاطبان با نویسندگان نسل اخیر فرانسه داشته است. آگوتا کریستف، پاتریک مودیانو، ژوئل اگلوف، بریژیت ژیرو، مارسل امه و دیدیه ون کولارت از جمله نویسندگانی هستند که اصغر نوری آثاری از آنها را ترجمه کرده است.

  • نگاهی به نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری

    نگاهی به نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری

    ایران تئاتر، کیارش وفایی: کسب تجربه و یا پیدا کردن موقعیت برای باز شناختن انسان از خود جزو مواردی است که گاهی می‌تواند در صدد طغیان بر آید و در زمانی برای آرامش بخشیدن به جهان هستی با محرک‌های آن روبرو شد. حال در این میان لزوم کشف و شهود انسان در برابر خود از دیگر مسائلی است که به شکل لایه‌ای باید به آن پرداخت تا آگاه شد ضرورت ورود کردن به دنیای درون انسان چه مزایا یا معایبی دارد.

    اتفاق‌ها و رخدادهای جهان اکنون در هر زمینه و موضوعی نسبت به جهان مدرنیته و ساختار تاثیرگذارش صورت می‌گیرد که به طبع انسان‌ها در هر جغرافیایی از آن تا اندازه زیادی تبعیت می‌کنند. حال دلیل این تبعیت گاهی در ازای کسب آرامش تعریف می‌شود، گاهی برای رها شدن از تنهایی است و در زمانی جهت برقراری ارتباط با انسان‌هایی استکه آنها را نمی‌شناسد و… البته این تشخیص و انتخاب معیارهای گوناگون به تنهایی پیش نمی‌آید، بلکه هم راستای تاکید و ممانعت‌های باور درون رخ می‌دهد. لذا اهمیت ارتباط برقرار کردن انسان با جهان پیرامون جزو مواردی است که دائم یا در حال تغییر و رشد بوده و یا در اثر شرایطی جهان را خلاف باورهای درونی رقم می‌زند تا همیشه ساختاری دراماتیک وجود داشته باشد. شاید بتوان گفت شخص انسان فارغ از داشته‌های درونی و ذاتی در خود داده‌هایی از جهان پیرامونش چون فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع را جذب می‌کند که سرآمد آنها به باورهای روانشناسانه و فلسفی او منتهی می‌شود که سایر باورهایش را رشد می‌دهد. بنابراین هر انسان و جوامع بشری از ساختاری بسیار پیچیده و هزارتو تشکیل شده‌اند که هر کدام آنها لایه‌ای از جهان لامنتهی خلقت هستند که باید با فرمول و قاعده خودشان کشف و شناخته شوند. حال در این میان ارتباط بین انسان‌ها یکی دیگر از موضوع‌های مهم است که سبب می‌شود هر اتفاق یا هدف دلیل موجه‌ای برای خودش داشته باشد و هر انسان بعنوان محرک با شرایط و لازمه خاصی مسبب رفتاری معرفی شود.

    نمایش «ستاره شناس» برای شکل دادن اتفاق‌ها و رخدادهای خود تلاش کرده است تا با استفاده از جزئیات و تحلیل روابط مسیر خود را برای معرفی شاخص‌های مدنظر در جهان متن مشخص نماید. حال این رویکرد در راستای شناساندن جهان درونی و پیرامون هر شخصیت رخ می‌دهد تا هر چیزی در این جهان بنابر دلیل و استدلالی معین شکل بگیرد. لذا این طراحی می‌تواند یکی از داده‌های جهان متن باشد که شخصیت‌ها را ترغیب می‌کند بیشتر از آنچه در ذهن و درون خود دارند به جهان پیرامون بازتاب بدهند تا عملکرد هر کدام از آنها بعنوان شناسنامه‌ای از زندگی گذشته و حال این افراد به مخاطب منتقل شود. در واقع شخصیت‌های اثر سعی دارند با رفتارهایی که از خود نشان می‌دهند در ابتدا طغیان‌های درونی را آشکار ساخته و سپس در ازای ارتباط گرفتن با سایر انسان‌ها آن موارد را تا اندازه‌ای حل و یا فراموش کنند. لذا این کشمکش درونی که ظاهری بیرونی دارد تماما تحت تاثیر ارتباط است که مولفه‌های روانشناختی دارند. بنابراین از نگاهی می‌توان این موضوع را به شخصیت و رخدادهای جهان درون و پیرامونشان ارتباط داد و از سوی دیگر تاثیرات جهان پیرامون را به باور و درون شخصیت منتهی ساخت. حال با در اختیار داشتن این فرمول باید گفت که شخصیت‌های نمایش هم می‌توانند در جستجوی تغییر خود باشند و هم قادر خواهند بود که مسیر جدیدی را در زندگی پیش بگیرند تا گذشته و تنهایی خود را جبران کنند. البته موقعیت مکانی در این اثر که به شکل مطب دکتر یا محل کار شخصیت مرد این نمایش در آمده خود تا اندازه‌ای گویای این برداشت در ذهن مخاطب خواهد شد که دو شخصیت زن نمایش به این باور رسیده‌اند تا به هر نوعی دست به دگرگونی بزنند. حال در راستای این موضوع دیالوگ‌های آنها به این تصمیم جهت می‌دهند که در مدت زمان حضورشان در آن مطب با مولفه‌های روایت به گذشته خود سفر کرده و رویدادهایی که تجربه کرده‌اند را در مقام راوی برای مخاطب و یکدیگر شرح بدهند.

    جهان متن این نمایش بر اساس ارتباط بین شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایشی طراحی شده که در راستای ساختار روایت پیش می‌روند تا از این طریق بتوانند لزوم کنش و واکنش‌ها را با تصویرسازی‌ها پیش روی مخاطب قرار بدهند. در واقع اهمیت این طراحی فارغ از بُعد دراماتیک بعنوان اهرمی روایی برای درک و باورپذیری مخاطب استفاده شده است تا جهان اثر حس‌ باورپذیری را از ابتدا به آنها منتقل نماید. ساختار اجتماعی جهان متن و ارتباط دادن مستقیم شخصیت‌ها با داشته‌ها و داده‌های جهان امروز یکی از دیگر مواردی است که اجازه واکاوی خود و پیرامونشان را به آنها می‌دهد تا هریک بی‌پروا بتوانند از جزئیات زندگی خودشان برای یکدیگر صحبت کنند. لذا با چنین تعریفی باید اشاره داشت که جهان اثر و حتی شخصیت‌های آن ذاتی برون‌گرا دارند که می‌توانند با در اختیار داشتن و یا روبرو شدن با شرایط جدید برون‌ریزی کرده و هر دلیلی را به زمانی مشخص ارجاع بدهند. بنابراین شیوه اجرایی کارگردان اثر که برگرفته از دیدگاهی واقع‌گرا است این باور را بهتر نمایان می‌سازد که هر شخصیت در ابتدا مشکل مواجه شدن با خود و سپس ترس از روبرو شدن با جهان پیرامونش را دارد. لحن اثر در این نمایش که در اوقاتی به سوی طنز و در زمان‌هایی برگرفته از اعتراض است سعی دارد تا تناسبی درست را برای برون‌ریزی شخصیت‌ها مهیا کند تا آنها بتوانند با قرار گرفتن از موقعیت، نمونه ما به ازایی از یک انسان در جامعه باشند. البته این خواستگاه به منطقه جغرافیای خاصی اشاره ندارد، زیرا این امکان می‌تواند در هر جای این جهان پیش بیاید که نمونه‌های آن بی‌شمار است. لذا جهان متن با طراحی خرده پیرنگ‌های خود تلاش دارد تا روایت هر یک از شخصیت‌ها را با رفتن به گذشته و بازگشت به زمان حال مورد بررسی قرار بدهد که در این میان شخصیت مرد یا همان دکتر بعنوان قوه محرک عمل می‌کند که با حضور در زندگی هر دو شخصیت زن کارکردی متمایز نسبت به دیگری دارد. بنابراین مخاطبی که به تماشای این اثر نشسته در مقام شاهد روایت‌ها را از زاویه راوی‌های جهان اثر که همان شخصیت‌ها هستند مورد واکاوی قرار می‌دهد تا بداند جزئیات روایی با چه تحلیل و استدلالی شکل گرفته است. استفاده از حداقل‌ها در طراحی صحنه جهان اثر از جمله نکات قابل توجه است که با دیدگاه مینی‌مالیستی خود توانسته درک بهتری از نگاه کارگردان را به جهان متن به تصویر در آورد. اهمیتی که با کارکردهای ساده در طراحی تاکید خود را بیشتر بر محتوا بنا نهاده تا شخصیت‌ها قادر باشند تا روایتی درست و حساب شده را از خود بروز بدهند.

    نیمه پایانی اثر که همان نیمه نتیجه و هدف تلقی می‌شود با استفاده از جزئیات جهان متن و کارکردهای روایی در نمایش توانسته این امر را برای مخاطب محرز نماید که انسان‌ها در هر شرایطی تاثیرپذیر هستند، اما ذات درونی آنها همیشه با همان کارکرد ذاتی خود عمل می‌کند. کارکردی که در میزانسن‌های کارگردان که بر حسب موقعیت و اهمیت زمان حضور شخصیت‌ها طراحی شده مشهود است که این موضوع به استفاده درست از فضای نمایش و رویکرد هدایت شخصیت‌ها نیز مربوط است تا تصویرسازی‌ها منطق درستی را ارائه بدهند که مرز بین جهان واقعی و چالش‌هایش با جهان اثر مشخص باشد.

  • «ستاره‌شناس» اواخر مرداد به «سایه» می‌رسد/ تراژدی با زبانی طنز

    «ستاره‌شناس» اواخر مرداد به «سایه» می‌رسد/ تراژدی با زبانی طنز


    اصغر نوری از روی صحنه بردن نمایش «ستاره شناس» از اواخر مردادماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر خبر داد.

    اصغر نوری نویسنده، مترجم و کارگردان تئاتر درباره تازه ترین فعالیتش به تئاتر آنلاین گفت: قرار است از اواخر مردادماه نمایش «ستاره شناس» را که نوشته دیدیه ون کولارت است و خودم ترجمه آن را برعهده داشته ام در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر به صحنه ببرم. البته این نمایشنامه را سال گذشته در تالار قشقایی تئاترشهر نمایشنامه خوانی کرده بودم و امسال فرصت اجرایش برای ما فراهم شد.

    وی ادامه داد: از سال قبل برای اجرا در تئاتر شهر درخواست داده بودم و ترجیحم این بود که متنی نوشته خودم را به صحنه ببرم اما تئاتر شهر متنی را که ارائه داده بودم دوست نداشت و تائید نکرد به همین دلیل از میان نمایشنامه‌هایی که ترجمه کرده بود «ستاره شناس» برایم جذابیت بیشتری داشت و تا به حال گروهی حرفه‌ای هم آن را اجرا نکرده بود از همین رو این متن را برای اجرا پیشنهاد دادم.

    نوری درباره بازیگران و داستان نمایش توضیح داد: این اثر نمایشی ۴ پرسوناژ دارد که احمد ساعتچیان، سهیلا صالحی، غزاله رشیدی و سروناز نانکلی بازیگران آن هستند. داستان نمایش نیز در مطب یک روانکاو اتفاق می‌افتد. ۲ زن به مطب آمده اند تا توسط پزشک روانکاوی شوند اما متوجه می‌شوند که به هر ۲ آن‌ها دقیقاً در یک ساعت وقت مشاوره داده شده است و بعد متوجه می‌شوند که اصلا روانشناسی درکار نیست و قرار است «خودروانکاوی» کنند و با یکدیگر حرف بزنند. این ۲ درباره زندگی‌شان با هم صحبت می‌کنند و متوجه می‌شوند که یک مرد در زندگی هردوشان مشترک است…

    وی درباره انتخاب این متن برای ترجمه بیان کرد: معمولا زمانی که متنی را برای ترجمه انتخاب می‌کنم به این مساله دقت دارم که این اثر مناسب اجرا در ایران باشد و از لحاظ امکانات نیز قابلیت روی صحنه رفتن داشته باشد و دیگر اینکه مضمون نمایشنامه نیز از جامعه ما دور نباشد و مخاطب بتواند برخی از مسایل خودش را نیز در اثر پیدا کند.

    این کارگردان تئاتر یادآور شد: ایده اصلی نمایش «ستاره شناس» نیز درباره تنهایی آدم‌هاست و اینکه نمی‌دانند در یک رابطه یا زندگی اجتماعی چه می‌خواهند. در جامعه ما افرادی زیادی و مخصوصا جوانانی را می‌بینیم که مشکلانی دارند و یا دچار افسردگی هستند اما دقیقاً نمی‌دانند از چه ناراحت هستند یا دلیل افسردگی‌شان چیست با وجود این مشکلات، درمان نیز برای چنین افرادی سخت خواهد شد.

    نوری در پایان صحبت هایش درباره دیگر ویژگی‌های نمایش گفت: این نمایش در عین اینکه معضلات اجتماعی را به تصویر می‌کشد، اثری شوخ و شنگ است و در واقع با زبانی طنز از یک تراژدی حرف می‌زند که ما نیز تلاش کردیم در تمرین‌ها این فضا به درستی شکل بگیرد.

  • صدور احکام اعضای شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران

    صدور احکام اعضای شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران


    شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران به مدت یک سال انتخاب شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط‌عمومی انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران، شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران از سوی هیات مدیره به مدت یک سال انتخاب شدند.

    میرعلیرضا دریابیگی، مریم کاظمی، مهدی کوهیان، اصغر نوری و خیام وقار کاشانی شورای داوری انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران را تشکیل خواهند داد.

    شورای داوری انجمن صنفی در راستای ادامه فعالیت‌های خود به کلیه اختلافاتی که یک طرف آن تماشاخانه‌ها باشند و یا طرفین اختلاف به داوری این شورا توافق داشته باشند، رسیدگی خواهد کرد.

    انجمن صنفی تماشاخانه‌های ایران ابراز امیدواری کرده است که فعالیت شورای داوری منتخب در جهت حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات احتمالی فعالان عرصه هنرهای نمایشی گام بردارد.

  • نمایشنامه «ستاره‌شناس» در تالار قشقایی خوانده می‌شود

    نمایشنامه «ستاره‌شناس» در تالار قشقایی خوانده می‌شود


    ویژه‌برنامه «گفتمان شنبه‌ها» به مدیریت محمدرضا خاکی از روز شنبه ۱۱ اسفندماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر از سر گرفته می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، ویژه برنامه «گفتمان شنبه‌ها» به مدیریت محمدرضا خاکی از ساعت ۱۷ تا ۲۰ روز شنبه ۱۱ اسفند ماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر از سر گرفته می‌شود.

    در برنامه پیش رو نمایشنامه «ستاره‌شناس» نوشته دیدیه ون کُولارت به ترجمه و کارگردانی اصغر نوری روخوانی می‌شود. این در حالی است که امیدطاهری به‌عنوان کارشناس مهمان در این اجرا حضور خواهد داشت.

    قرار بر این است که در این نشست‌ها نمایشنامه‌های تازه منتشر شده توسط گروهی از هنرمندان تئاتر خوانش شود و پس از آن با حضور مترجم اثر و یک «کارشناس مهمان» در مورد اثر خوانش شده گفتگو صورت گیرد و به پرسش‌های حاضران در برنامه پاسخ داده شود.

  • معرفی نامزدهای نهایی بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره «ادبیات سلامت»

    معرفی نامزدهای نهایی بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره «ادبیات سلامت»


    نامزدهای نهایی بخش نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» معرفی شدند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره «ادبیات سلامت»، اصغر نوری مدیر بخش نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» با اشاره به استقبال خوب از این بخش جشنواره گفت: ۲۰۵ نمایشنامه به دبیرخانه ارسال شد که حتی نمایشنامه‌نویسان حرفه‌ای نیز در کنار نمایشنامه‌نویسان جوان از آن استقبال کردند. از میان آثار ارسالی به جشنواره ۷۱ اثر به مرحله دوم داوری راه پیدا کرد که از این بین، داوران جشنواره پس از جلسات داوری، هفت نمایشنامه را به‌عنوان نامزدهای این بخش معرفی کردند.

    نامزدهای این بخش به شرح ذیل است:

    «دختر سطلیه»، نوشته تریفه کریمیان

    «سیگنال»، نوشته آرش عباسی

    «نجات‌دهنده به دوزخ خود بر می‌گردد»، تهمینه محمدی

    «پیله»، نوشته سعید قاسمی

    «دقیقا ۹ سال و سه ماه و بیست روز پیش کجا بودی؟» نوشته سید فرشاد هاشمی

    «گیبون»، نوشته محمد نورالدینی

    «اپیلاسیون» نوشته لعیا الله‌یاری

    محمد رحمانیان، محمدامیر یاراحمدی و فارس باقری بخش نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره «ادبیات سلامت» را داوری کردند.

    موسسه آوای هنر سلامت از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با هدف ترغیب نویسندگان به خلق آثار ادبی در حوزه سلامت نخستین جشنواره ادبیات سلامت را در سه بخش داستان کوتاه، فیلمنامه و نمایشنامه با موضوع سلامت برگزار کرده است. بهاءالدین مرشدی دبیری این جایزه را برعهده دارد.

  • کار داوران جشنواره اکبر رادی توهین‌آمیز بود/ کشف‌تان جدید نیست

    کار داوران جشنواره اکبر رادی توهین‌آمیز بود/ کشف‌تان جدید نیست


    عضو هیأت مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان اقدام و بیانیه داوران بخش نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رای را توهین آمیز و اهانت به ادبیات نمایشی ایران دانست.

    اصغر نوری عضو هیأت مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر که به‌عنوان شرکت‌کننده اثری را هم برای بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی نخستین جشنواره تئاتر اکبر رادی ارسال کرده بود، درباره بیانیه هیأت داوران این بخش متشکل از جمشید خانیان، حمیدرضا نعیمی و آرش عباسی مبنی‌بر اینکه هیچ اثری لایق دریافت نشان رادی در این جشنواره نبود، به تئاتر آنلاین گفت: حرف و اعتراضی که می‌خواهم نسبت به این اقدام هیأت داوران بیان کنم به این خاطر نیست که اثرم پذیرفته نشده زیرا وقتی اثری را به جشنواره می‌فرستم، داوری را پذیرفته‌ایم و اعتراض کردن به داوری اشتباه است.

    وی ادامه داد: داوران محترم بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی بیانیه‌ای را در اختتامیه جشنواره ارائه دادند که شاید نیت‌شان خیر بوده و می‌خواستند بگویند که سطح نمایشنامه‌نویسی ما خیلی ضعیف شده و هیچ اثری لایق هیچ جایزه‌ای نیست، داوران محترم هیچ کاندیدایی را معرفی نکردند، به هیچ اثری هم حتی لوح سپاس ندادند و فقط از ۷ اثر نام بردند.

    این نمایشنامه‌نویس تئاتر ایران اظهار کرد: تعجب من از این است که داورها به گونه‌ای در بیانیه خود از ضعف‌های آثار ارسال شده به بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی صحبت کردند و این ضعف‌ها را به عنوان ضعف‌های درام‌نویسی امروز ایران دانستند، که گویی این ۳ عزیز به کشف جدیدی در تئاتر ایران رسیده‌اند. بیانیه داوران به گونه‌ای بود که گویی در جشنواره‌های قبلی شاهکارهای نمایشنامه‌نویسی وجود داشته و در این جشنواره خاص آنقدر سطح کارها پایین آمده که داورها جایزه نداده‌اند و می‌خواهند بگویند که باید فکری برای حال درام‌نویسی معاصر ایران داشته باشیم.

    به عنوان عضو هیأت مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر این سؤال صنفی را مطرح می‌کنم که این ژست داوران محترم که هیچ اثری را لایق معرفی به عنوان کاندیداها و دریافت لوح سپاس ندانستند چه کمکی به جریان نمایشنامه‌نویسی ایران می کند؟ نوری با بیان اینکه از خود می‌پرسم این کار هیأت داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی چه نفع و کمکی به نمایشنامه‌نویسی ایران می‌کند؟ یادآور شد: به عنوان عضو هیأت مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر این سؤال صنفی را مطرح می‌کنم که این ژست داوران محترم که هیچ اثری را لایق معرفی به عنوان کاندیداها و دریافت لوح سپاس ندانستند چه کمکی به جریان نمایشنامه‌نویسی ایران می کند؟ این عزیزان می توانستند به یک یا ۲ اثر لوح سپاس بدهند و اعلام کنند که هیچ اثری لایق دریافت نشان اکبر رادی نیست.

    وی تأکید کرد: از نظر من رویکرد داورهای مسابقه نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی به داوری اهانت آمیز بود. داورها در بیانیه خود بیان کردند که جشنواره اکبر رادی باید جای حرفه‌ای‌ها باشد ولی در فراخوان محدودیتی برای حضور افراد در نظر گرفته نشده بود. من هم موافقم که جشنواره اکبر رادی باید جای حرفه‌ای‌ها باشد ولی چرا در فراخوان به این نکته اشاره نکردند؟ سؤالم این است که چرا از آدم‌ها به عنوان سیاهی لشکر استفاده کردند؟ نمایشنامه نویسان باید آثار خود را در سه نسخه پرینت شده به همراه یک سی‌دی از اثر به دبیرخانه ارائه می‌دادند و بیش از ۲۷۰ نفر از تهران و شهرهای دیگر این کار را انجام داده اند و وقتی داورها می گویند جشنواره باید جای حرفه‌ای‌ها باشد اهانت به همه است زیرا اگر اینگونه بود باید در فراخوان به آن اشاره می‌شد.

    عضو هیأت مدیره کانون نمایشنامه‌نویسان ایران با اشاره به اینکه هیأت داوران در بیانیه خود «روایت» را عنصر نچسبی دانسته اند که در قامت نمایشنامه‌نویسی ایران پوشانده شده است، بیان کرد: با احترام به هر ۳ داور، گویا این عزیزان از نمایشنامه‌نویسی روز دنیا دور افتاده‌اند زیرا عنصر روایت مهمترین عنصر نمایشنامه نویسی روز دنیا است و در آثاری که ترجمه شده و در دسترس ما در ایران قرار گرفته، این مهم مشهود است.

    نوری تصریح کرد: داوران محترم در بیانیه خود به ضعف‌هایی اشاره کردند که مختص امروز نیست و اگر خود را هم جزو درام نویسان ایران می‌دانند و نه در رأس و بالای آن، می‌توانند این ضعف‌ها را منتصب به همه ما بدانند زیرا اگر از جمشید خانیان، حمیدرضا نعیمی و آرش عباسی نیز یک کار خوب دیده‌ایم، کارهای ضعیف هم از آن‌ها دیده‌ایم که مقدار ضعف‌های شان نسبت به هم متفاوت است. ما دیگر غول‌هایی مانند اکبر رادی، بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی و عباس نعلبندیان را در نمایشنامه نویسی معاصر خود نداریم.

    این هنرمند و نمایشنامه‌نویس تئاتر ایران معتقد است که در داوری‌ها نباید رأیی داد که باعث دلسردی و دل‌چرکینی دیگران شود. می شد در بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی که مهمترین بخش جشنواره بود، بهتر عمل کرد. اینکه داوران هیچ اثری را لایق کاندیدا شدن و حتی دریافت لوح سپاس ندانستند توهین به نمایشنامه‌نویسی ایران بود، آن هم با ارائه بیانیه‌ای سطحی. اعتراض من یک اعتراض صنفی است و می گویم که این برخورد رادیکال هیچ کمکی به ادبیات نمایشی ایران نمی کند، در واقع این کار در شأن اکبر رادی نیست.

    وی در پایان سخنان خود متذکر شد: این کار غیر حرفه ای هیأت داوران بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر اکبر رادی باعث می‌شود که بعضی این سؤال را مطرح کنند که آیا این ۳ داور محترم آثار خود را لایق نشان اکبر رادی می‌دانند؟