برچسب: احمد ساعتچیان

  • مردی که تمام نمی‌شود/ بهداد از استاد گفت و کیانیان انتقاد کرد!

    مردی که تمام نمی‌شود/ بهداد از استاد گفت و کیانیان انتقاد کرد!

    به گزارش تئاتر آنلاین، شب حمید سمندریان به همت مجله بخارا شنبه ۲۴ تیر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.

    این مراسم با استقبال قابل توجه هنرمندان، جوانان و علاقه‌مندان به تئاتر و حمید سمندریان همراه بود.

    در ابتدای مراسم تصاویری از شب‌های برگزار شده بخارا برای هنرمندان و چهره‌های مطرح سینما و تئاتر ایران و جهان پخش شد. سپس علی دهباشی که اجرای مراسم را هم بر عهده داشت، در ابتدای سخنان خود گفت: پیش از این در ۲ شب «فریدریش دورنمات» و «ماکس فریش» در خدمت آقای سمندریان به عنوان سخنران بودیم. در شب «دورنمات» سفیر سوییس که فردی فرهنگی بود با آقای سمندریان آشنا شد و دوستی‌شان شکل گرفت. از آن پس سفیر سوییس از آشنایی خود با سمندریان به عنوان یکی از فرازهای حضور خود در ایران یاد می‌کند. برای امشب نیز ایشان به من ایمیل زد و گفت که آقای سمندریان یکی از بهترین دوستانی بوده که با او آشنا شده است.

    سپس احمد ساعتچیان بازیگر و از شاگردان زنده‌یاد سمندریان به‌عنوان اولین سخنران مراسم گفت: در آکادمی سمندریان مشغول جمع‌آوری اسنادی از فعالیت‌ها و گفتگوهای آقای سمندریان هستیم.

    وی یادآور شد: جدای از مقوله بازیگری و تجربه روی صحنه، نگاه ایشان به زندگی روی من تأثیر گذاشت و من از ایشان بسیار آموختم.

    هنرمند نباید به دنبال تقاضای اجتماعی برود

    ساعتچیان در ادامه سخنان خود بخش‌هایی از صحبت‌های زنده‌یاد حمید سمندریان درباره هنر و تئاتر را در قالب یادداشتی قرائت کرد که در ذیل آمده است: «اگر هنر را از جنبه تفریحی نگاه نکنیم، بلکه از جنبه فرهنگ‌سازی به آن بنگریم، هنرمند نباید به دنبال تقاضای اجتماعی برود و اگر احساس نکند که این تقاضا در حد پایینی قرار گرفته است و به فرهنگ و اندیشه‌سازی و تلطیف روح و گسترش دید و اضافه کردن اطلاعاتی از اقوام و فرهنگ‌هی مختلف کمک نمی‌کند، نباید خودش را در حد مردم متقاضی پایین بیاورد. من به گفته‌ای از برتولت برشت اشاره می‌کنم که می‌گوید ما همانند قایقی هستیم که این قایق بادبانی دارد اما بادی لازم است که این بادبان را حرکت بدهد. ما آن قایق و بادبان را به مثابه اجتماع می‌دانیم و هنرمند کسی است که آن را به حرکت درمی‌آورد و وای به زمانی که بادی نباشد. یعنی وای به زمانی که هنر حرفی برای گفتن نداشته باشد و از تحلیل و روشنگری تهی باشد و یا فریادی نداشته باشد که از حنجره بیرون بزند، فریادی که می‌تواند بر سر قومیت یا روزگار یا شاد خلقت بشر و یا نحوه زندگی بشر در برهه و جغرافیای خاصی باشد.

    اگر هنرمند این فریاد یا اعتراض را داشته باشد، اولین پایه‌ها و سنگ بنای هنر ارزنده را دارد، در غیر این صورت به دنبال نیازهای اکثریت مردم رفتن کار هنر و هنرمند نیست. مثلاً نمایشی با مطالبی روزمره، روزمره شیرین شده و فرشده و تزیین شده و طرب‌انگیز، کارایی‌اش در حد همان طرب‌انگیزی و جذابیت‌های لحظه است و به محض آنکه نمایش را ترک کنیم، ممکن است که لحظه و زمان کوتاهی زیر تأثیر آنچه دیده‌ایم، باشیم ولی محدود به یک ساعت است و پس از آن همان خواهیم بود که هستیم.

    حرکت اولی که هنرمند باید در هنرش اجرا کند این است که هنرش تفکربرانگیز باشد. هنرمند کسی است که تنوع و تضادها را ببیند و آن‌ها را بی جانبداری تصویر کند، نه اینکه خودش به قضاوت بپردازد. در واقع هنر به نظر من نباید در حد قاضی و قضاوت قرار بگیرد، بلکه باید معرفی کننده باشد. از هنر نمی‌توانیم بخواهیم سیاست ویژه‌ای را تبلیغ کند بلکه باید از هنر بخواهیم سیاسی‌اندیشی و تحلیل سیاسی را به انسان یاد بدهد. هنر باید سیاست‌ها را بشکافد، بدون آنکه نظری بدهد، زیرا نظردهنده شخص دیگری یعنی بیننده است. هنر نباید خودش قضاوت کند، بلکه باید طراح باشد و در آن طراحی صداقت داشته باشد زیرا هر چه هنرمند صادق‌تر باشد والاتر است.

    و اما تئاتر در این زمانه، امروز جهان آشفته است. امروز جهان سر چهارراه نیست بلکه بر سر هزار راه ایستاده است. از یک طرف نوع‌دوستی توصیه می‌شود ولی همان لحظه نوع‌دوستی دیگر معنا و مفهومی ندارد. از یک طرف آزادی توصیه می‌شود اما همان لحظه آزادی به شعار تبدیل می‌شود. کم‌کم سیاست‌ها آمد و هر سیاستی سنگ مدینه فاضله خودش را به سینه زد و خودش را مطلق خواند و همان لحظه معکوس خودش را پرورش داد. تئاتر چیزی نیست به جز انعکاس حضوری در آیینه و آنچه در آیینه می‌گذرد، چیزی نیست به جز آنچه در واقعیت می‌گذرد. اگر ما بخواهیم روزگار خودمان یعنی روزگار ترور، قتل، خودکشی، یقه‌درانی، بیکاری جوان‌ها و انسان‌های به پوچی رسیده را در این قرن ناامیدی ببینیم، شاید این تصویر کوچکی باشد از واقعیتی که در حال اتفاق افتادن است. پس تئاتر هم زیر تأثیر قرار می‌گیرد.

    به حاکمیت تکنولوژی در هنر بنگرید، شکسپیر در زمان خودش به ما هشدار داد که زمان بحث‌گرایی و بحث‌نمایی در هنر خواهد آمد، یعنی همان چیزی که ما نامش را ابزوردیته می‌گذاریم. شکسپیر این را دید و نامش را هیاهوی بسیار برای هیچ گذاشت. او از زبان مکبث به ما گفت که زندگی یاوه داستانی است که یک دیوانه آن را بازگو می‌نکد و همه چیز جنجالی پوچ و بیهوده است. بشر قدرت اکتشاف و اختراع دارد اما امروز برای ضرورت‌های زندگی خود جنایت می‌کند، برای به قدرت رسیدن و یا تسخیر ماه.

    با همه این اضطراب‌های بشری و جنجال‌های زندگی ماشینی امروزی، تئاتر همچنان نفس می‌کشد و ما به گفتگو با زبان هنر نیاز داریم، چون در این مسابقه که زندگی به سرعت جلو می‌رود، باز هنر از زندگی پیشی می‌گیرد و جلوتر قرار می‌گیرد و تئاتر تسکینی است برای این قرن پر هیاهو.»

    در ادامه تصاویری از شب «فریدریش دورنمات» در شب‌های بخارا و سخنرانی زنده‌یاد حمید سمندریان در این خصوص پخش شد.

    چتری که بسیاری را سایه‌بانی می‌کرد

    سپس محمودرضا رحیمی دیگر شاگرد زنده‌یاد حمید سمندریان روی حضور پیدا کرد. این کارگردان و مدرس تئاتر هم در این بخش به قرائت یادداشتی پرداخت. وی در بخشی از این یادداشت چنین گفت: استاد حمید سمندران محصول دورانی بود که صد نفر تلاش می‌کردند تا یک نفر را به رویایش برسانند. و چه خوب که رویای آن شخص رویای بزرگی بود. چتری بود که بسیاری را سایه‌بانی می‌کرد تا قد افراشند. گویا به آن، در فرهنگ سیاسی دموکراسی می‌گویند ما برای ما این مقوله طبیعی‌ترین تعریف تئاتر است. این نگرش آن دوران و آن آدم‌ها بود و نه نوستالژی امروز من و ما. نوستالژی، تسهیل‌گرترین ابزار سرمایه‌داری است با همین تعریف سطحی و مزورانه که روزهای خوب گذشته و آدم‌های خوب رفته‌اند.

    وی در بخش دیگری از یادداشت خود چنین بیان کرد: استاد حمید سمندریان همواره می‌گفتند که چه باید بشود و نشد. همان نکته‌ای که بانو هما روستا در لحظه مشایعت ابدی استاد در پشت تریبون توفیدند که حمید همه را دوست داشت. حمید از من خواست به همه شما بگویم که از هیچ‌کس دلخوری نداشت. قانون اول تماشا در تئاتر منبعث از دوستی است و همراهی. استاد همواره می‌گفتند ما مردم باید از دوست داشتن یکدیگر آغاز کنیم. ما چاره‌ای جز دوست داشتن همدیگر نداریم. کاش از دوست داشتن آغاز می‌کردیم تا نقل قول یک شخص را که برای جنگ جهانی گفته بود تئاتر کار نمی‌کند، را بدل نمی‌کردیم به قانونی برای بستن سالن‌های تئاتر در کشمکش‌ها و اعتراضات داخلی و سپس گفته خود را پس بگیریم. برتولت برشت در بزرگترین تظاهرات برلین شرقی تمرین خود را تعطیل نکرد و گفت شما با این تظاهرات و اعتراضات تغییر ایجاد می‌کنید اما من ریشه نابرابری در جهان را هدف قرار می‌دهم. حالا این باور کنیم یا آن را؟ آیا این مصادره به مطلوب‌کردن نکات، یک حرکت استعماری جهان سومی نیست؟»

    وی در بخش پایانی یادداشت نیز چنین گفت: چقدر نوستالژی ما را از واقعیت دور می‌کند. نه زندان می‌خواهد و نه زندان‌بان اما زخم‌هایش در عمق روح باقی می‌ماند، مثل اجراهای خواننده‌ای که ترانه‌های قدیمی را در نازمان خلاقه سراییدگی‌اش ترنم می‌کند، باید رفت. باید سوی آنتی نوستالژی رفت. از همین روست که به نظر من، حمید سمندریان هیچگاه نوستالژی نمی‌شود، بلکه تبدیل می‌شود به نگرش، روش و منش.

    سپس بار دیگر تصاویری از شب «فریدریش دورنمات» و صحبت‌های زنده‌یاد سمندریان در آن شب پخش شد. وی درباره دراماتورژی خود برای اجرای «ملاقات بانوی سالخورده» و گفتگویش با دورنمات سخن گفت. همچنین درباره دعوت خود از دورنمات برای تماشای «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» در ایران صحبت کرد که این امر به دلیل شرایط جسمانی دورنمات میسر نشد.

    روایت حامد بهداد از معجزه سمندریان

    حامد بهداد دیگر سخنران این مراسم بود. این بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون و از شاگردان زنده‌یاد حمید سمندریان، به تعداد قابل توجه حاضران در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اشاره کرد و گفت: چه خوب است که این نام و اسم ما را هنوز مشتاقانه دور هم جمع می‌کند.

    وی به پخش تصاویر سخنرانی زنده‌یاد حمید سمندریان اشاره و تأکید کرد: این معجزه بزرگی است که فردی چنین سخن بگوید که هم شاگرد جوان و هم هنرمندان با سابقه معنای سخنش را درک کنند و از او بیاموزند. ظلم بزرگی است که بعد از پخش تصاویری از چنین شخصی که این چنین راه را برای همه باز می‌کند و درکی عمیق و دانش بالایی، من صحبت کنم. برای من این تصاویر مانند کلاس درس بود. اقرار می‌کنم حتی برای ثانیه‌ای نمی‌توانم ادای دین کنم و اگر پای صداقت در میان باشد چگونه می‌توانم از او صحبت کنم که با کیفیت و احساسات بالا سخن می‌گفت.

    بهداد در ادامه سخنان خود تصریح کرد: از زیر دستش هزاران بازیگر پرورش پیدا کردند. چه طور می‌شود که قطره‌چکان طلا به خورد مس داد. کسانی هستند که از معنا غبارروبی می‌کنند و انسان‌ساز هستند و امید به آینده می‌دهند. استاد سمندریان اینگونه بود و ضعیف‌ترین فرد و بازیگر زیر نظر او به نقطه‌ای می‌رسید که روی صحنه به توانایی برسد. من حقیقتاً تعجب می‌کنم که چرا از من دعوت شده تا درباره استاد حمید سمندریان صحبت کنم و امیدوارم خواسته خودش بوده باشد چون به واقع صلاحیت ندارم.

    رضا کیانیان: می‌خواهم از سمندریان انتقاد کنم!

    رضا کیانیان سخنران بعدی این مراسم بود. این بازیگر مطرح و با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در ادامه این مراسم یادآور شد: حیرت‌زده شدم از حضور این همه جوان در این مراسم که شاید حمید سمندریان را ندیده باشند و این حضور نشان دهنده این است که سمندریان همیشه زنده است و جاری. در ابتدا می‌خواستم از فضایل سمندریان بگویم ولی حالا می‌خواهم از او انتقاد کنم.

    وی به عکس حمید سمندریان که برای شب بخارا طراحی شده بود اشاره کرد و گفت: در عکس او حیرت زده است. حیرت شروع خلق است و اگر عادت کنیم دیگر حیرت نمی‌کنیم. اینکه هر چیزی را که صدبار دیده‌اید ببینید و باز هم حیرت کنید یعنی معجزه. الگوی سمندریان همیشه حیرت بود.

    کیانیان در ادامه به ذکر خاطره‌ای از خود و حمید سمندریان پرداخت و یادآور شد: وقتی در نمایش «بازی استریندبرگ» حضور داشتم شخصیت ادگار که من آن را بازی می‌کردم به جایی خیره می‌شد. سمندریان گفت به چیزی باید خیره شوی که از آن حیرت کنی. بعدها که آقای سمندریان در بستر بیماری بود هما روستا پیشنهاد داد که بار دیگر «بازی استریندبرگ» را اجرا کنیم و من پذیرفتم. وقتی سمندریان خبر اجرای مجدد «بازی استریندبرگ» را شنید دوباره زنده شد. وقتی پیش او می‌رفتم در تحلیل جدید خود به من گفت که می‌دانی ادگار در آن صحنه به چه چیزی خیره می‌شود؟ ادگار به مرگ خیره شده است.

    وی یادآور شد: دوره‌ای عصر غول‌ها بود. بعد از رفتن آن‌ها دیگر غولی در جهان نبود که به آن‌ها رجوع کنیم. سمندریان یکی از این غول‌ها بود و هست چون شما هستید. در این محدوده ما شاعر و هنرمند و بازیگران و کارگردانانی داشتیم که نمی‌شد از آن‌ها نقد کرد زیرا به نوعی کفر بود. به عنوان مثال ابراهیم گلستان در قید حیات هستند و می‌توانند در جهان به هر کسی هر حرف نامربوطی را بزنند ولی هیچکس نمی‌تواند حرف نامربوطی درباره آقای گلستان بزند.

    کیانیان متذکر شد: اگر فهم انتقاد نداشته باشیم و بزرگان‌مان را نقد نکنیم روزی همه به ما می‌خندند که بت‌پرست بوده‌ایم. برخی نیز می‌گویند در شرایطی که دشمن تخریب می‌کند ما نباید خودی را نقد کنیم که این اندیشه خیلی بد است. جرأت نداریم نقد کنیم زیرا فرد را در ذهن‌مان انتقاد ناپذیر تصور می‌کنیم. یکی از این اشخاص حمید سمندریان بود که اتفاقاً خودش انتقادپذیر بود.

    وی ادامه داد: سمندریان خدای تحلیل نمایش و نقد بودم. چنان جزییاتی را در نقش به بازیگر گوشزد می‌کرد که در کسی ندیدم اما یک ضعف داشت. فکر می‌کنم نمایش یک کل است یعنی به غیر از بازیگر، کارگردان، متن، طراحی صحنه و نور هم هست. در نتیجه بازیگر به همراه صحنه و نور ناقل مفاهیمی است که به مخاطب منتقل می‌شود. حمید سمندریان به دکور اعتقادی نداشت در حالی که کارگردان باید طراح را بیاورد تا در تمرین‌ها حضور داشته باشد و در طول تمرین‌ها طراحی و دکور نمایش شکل بگیرد. این ضعف سمندریان بود ولی بر عکس دکتر علی رفیعی دکور نمایش را در ذهن طراحی می‌کند و بازیگر را در آن قرار می‌دهد و دکور روی صحنه شکل می‌گیرد. دکتر رفیعی بهترین دکوراتور تئاتر ایران است.

    کیانیان در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: اگر غولی در جهان وجود ندارد چون دوران غول‌ها گذشته و حالا همه غول هستند و مهم این است که چگونه خلاقانه‌ترین استفاده از دانسته خود را داشته باشد. اگر خود را نقد کنیم پیشرفت و اگر نقد نکنیم عقب‌مانده خواهیم بود.

    وی سپس به علی دهباشی پیشنهاد کرد که در کنار برگزاری چنین شب‌هایی، شب نقد افراد را نیز برگزار کنند.

    سپس تصاویری از مراسم شب نامگذاری سالن سمندریان در تماشاخانه ایرانشهر پخش شد.

    در بخش پایانی این مراسم کاوه سمندریان نیز روی صحنه حضور پیدا کرد و به ذکر خاطراتی از پدر پرداخت. وی به قولی که حمید سمندریان از او گرفته بود اشاره کرد و اظهار کرد: از من قول گرفت آکادمی و سنت تدریس همچنان ادامه پیدا کند و من به همراه دوستان و هنرمندان این چراغ را روشن نگه داشتیم.

    وی تأکید کرد: حمید سمندریان نمرده و من او را در بین شاگردان و هنرمندان تکثیر شده می‌بینم و خوشحالم که این راه ادامه دارد.

    کاوه سمندریان در بخش پایانی سخنان خود یادآور شد: روزی به پدرم گفتم که می‌گویند شما تئاتر مدرن روی صحنه می‌بردید ولی کارهای‌تان کلاسیک است. پاسخ داد که بله زمانی کارهای من مدرن بود و هدفیم این بود تئاتر ایران را گامی جلو ببرم و حالا نوبت جوان‌ترهاست که این هنر را رو به جلو ببرند.

    منبع

  • «بیوگرافی: یک بازی» و تلاش برای تغییر گذشته/ چالش همکاری با خواهر

    «بیوگرافی: یک بازی» و تلاش برای تغییر گذشته/ چالش همکاری با خواهر

    بورژین عبدالرزاقی کارگردان نمایش «بیوگرافی: یک بازی» با اشاره به ویژگی‌های این اثر نمایشی درباره چهارمین همکاری‌اش با خواهرش الیکا عبدالرزاقی توضیح داد.

    بورژین عبدالرزاقی کارگردان نمایش «بیوگرافی: یک بازی» که این روزها در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه است در این باره به تئاتر آنلاین گفت: خوشبختانه بازخوردها و استقبال از نمایش راضی کننده است. به شخصه اجرا در تماشاخانه دیوار چهارم را دوست دارم چون مدیریت این مجموعه به نسبت تماشاخانه‌های خصوصی دیگر احترام مخاطب را نگه می‌دارند و فضای هنری ایجاد کرده‌اند که در آن حال تماشاگر و هنرمندان خوب است.

    وی درباره ویژگی‌های نمایش عنوان کرد: نمایش «بیوگرافی: یک بازی» نوشته ماکس فریش است که با ترجمه فرانک حیدریان برای اجرا آماده شده است. این اثر نمایشی یک کمدی درام محسوب می‌شود که در عین اینکه تماشاگر را می‌خنداند او را به گریه هم می‌اندازد. این نمایشنامه از گذشته یکی از آثار مورد علاقه من بوده است و یکی از نکات جالب توجهی که در آن وجود دارد و فکر می‌کنم برای همه مردم هم جذاب باشد؛ قابلیت بازگشت به گذشته و اینکه این امکان را داشته باشند که مسیر زندگی شأن را تغییر دهند، است چون شاید خیلی از ماها دوست داشته باشیم خیلی از چیزها را در گذشته‌مان تغییر دهیم. از طرف دیگر متن، هم بسیار قوی و درجه یک است که ماکس فریش آن را در سال ۱۹۸۴ دوباره‌نویسی کرده است و ما نیز همان متن دوباره‌نویسی شده را به صحنه می‌بریم. نمایشنامه قدیمی‌تر، از این اثر پرپرسوناژ تر بود و ماکس فریش در دوباره‌نویسی نمایشنامه‌اش کاراکترها را به ۵ شخصیت تقلیل داده است که البته باعث جذاب‌تر و پیچیده‌تر شدن نمایشنامه شده است.

    عبدالرزاقی که در سال‌های اخیر بیشتر با هنرجویان کار کرده درباره بازگشت دوباره‌اش به فضای حرفه‌ای تئاتر توضیح داد: مدت‌ها بود اجرای این نمایش را پس ذهن داشتم اما به دلیل بحران کرونا شرایط اجرای کار پیش نمی‌آمد تا اینکه بالاخره وضعیت مساعد شد و تصمیم گرفتیم با همان گروه همیشگی نمایش «بیوگرافی: یک بازی» را به صحنه ببریم. آخرین کارگردانی که به صورت رسمی برعهده داشتم به سال ۹۷ و اجرای نمایش «مده‌آی سن مدار» برمی‌گردد که با بازی الیکا عبدالرزاقی، احمد ساعتچیان و مهدی بجستانی به صحنه رفت. در واقع در دوران کرونا بیشتر سعی کردم هوای هنرجویانم را داشته باشم و نمایش‌هایی را با حضور آن‌ها تهیه کنم.

    این کارگردان تئاتر درباره رویکردی که در اجرا به متن ماکس فریش داشته است، بیان کرد: اصولاً هر نمایشی را که تا امروز کار کردم به این شکل نبوده که خط به خط متن مورد نظر را به صحنه برده باشم چون اصلاً چنین چیزی شدنی هم نیست. چون وقتی نمایشنامه را برای اجرا تمرین می‌کنید کار از فیلتر کارگردان و بازیگرها عبور می‌کند و طبیعتاً اگر کارگردان دیگر همان متن را کار کند نمایش چیز دیگری از آب در می‌آید. البته تغییراتی که در متن داده شده به معنای دستکاری در نمایشنامه نیست بلکه جهان بینی ماکس فریش در نمایش جریان دارد و تغییری هم در داستان داده نشده است و تنها نگاه من و بازیگران در اثر جریان پیدا کرده است.

    وی ادامه داد: اجرای این نمایش یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که به صحنه برده بود چون متن بسیار پیچیده‌ای است و رفت و برگشت‌های زمانی زیادی را در کار مشاهده می‌کنیم که همین مساله کار را برای گروه اجرایی سخت می‌کند اما خوشبختانه از نتیجه راضی هستیم.

    عبدالرزاقی درباره همکاری با خواهرش الیکا عبدالرزاقی یادآور شد: کار کردن با الیکا اصلاً سخت نیست و اتفاقاً خیلی هم راحت است و این نمایش چهارمین همکاری ما در مقام کارگردان و بازیگر بعد از نمایش‌های «گفتگوهای پس از یک خاکسپاری»، «بازرسان واقعی» و» مده آی سن مدار» به حساب می‌آید. یکی از ویژگی‌های تیمی که در کنار هم کار می‌کنیم این است که خیلی سریع یکدیگر را درک می‌کنیم و ایده‌ها و رویاهای نزدیک به هم داریم و همین مساله باعث می‌شود که روند کارمان سریع‌تر اتفاق بیفتد.

    وی درباره طراحی صحنه نمایش توضیح داد: طراح دکور نمایش خودم بودم و کار به گونه‌ای طراحی شده است که توسط المان‌ها و بدون شلوغ شدن صحنه به نوعی بتواند پشت صحنه تئاتر را به مخاطب القا کند چون نمایش بازی در بازی است.

    کارگردان «گفتگوهای پس از یک خاکسپاری» در پایان صحبت‌هایش گفت: نمایش «بیوگرافی: یک بازی» درباره پروفسوری به نام هانس کورمن است که پس از هفت سال زندگی مشترک، همسرش آنتوآنت اشتاین را به قتل رسانده است و حالا موقعیتی برایش پیش آمده که بتواند به گذشته برگردد تا بیوگرافی خود را عوض کند تا جایی که اصلاً با همسرش آشنا نشود و جلوی این اتفاق را بگیرد اما هربار اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد. در این اثر نمایشی رضا مولایی در نقش پروفسور کورمن، الیکا عبدالرزاقی در نقش آنتوانت، احمد ساعتچیان در نقش کارگردان و فرنوش مرواری و علی جدیدی در نقش دستیاران کارگردان ایفای نقش می‌کنند.

    نمایش «بیوگرافی: یک بازی» تا ۳۱ شهریور ماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه است.

  • سرایت «نقش‌فروشی» از سینما به تئاتر/ آگهی جذب «اسپانسر بازیگر»!

    سرایت «نقش‌فروشی» از سینما به تئاتر/ آگهی جذب «اسپانسر بازیگر»!

    احمد ساعتچیان با اشاره به اینکه در نسل جوان، اشتیاقی برای آموختن و تلاش برای شناخت تکنیک‌های بازیگری وجود ندارد، عنوان کرد باید بر فعالیت آموزشگاه‌ها و چگونگی ورود به عرصه بازیگری نظارت کرد.

    احمد ساعتچیان بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و مدرس تئاتر درباره راه‌های غیرمعمولی که افراد برای ورود به عرصه بازیگری و بعضاً کارگردانی تئاتر و سینما انتخاب می‌کنند و گذراندن دوره‌های آموزشی ناکارآمد در این زمینه به تئاتر آنلاین گفت: این روزها در میان نسل جوان هنرآموز نوعی تنبلی به چشم می‌خورد و زودتر می‌خواهند به نتیجه مورد نظرشان برسند در حالی که در گذشته ما برای رسیدن به آمادگی و تخصص در حرفه بازیگری تلاش بسیاری می‌کردیم مثلاً دانشجویانم همیشه به من می‌گویند که بیان و صدای خوبی دارم اما من کسی بودم که استاد سمندریان به بیان و صدای من به اصطلاح بسیار گیر می‌داد به این علت که به من می‌گفت تو بیان و صدای خدادادی داری بنابراین سعی نکن شبیه به هنرپیشه‌هایی بشوی که صرفاً روی صدایشان تکیه می‌کند.

    وی ادامه داد: از همان موقع بود که من کلاً این توانایی‌ام را فراموش کردم و تلاشم را روی این گذاشتم که ویژگی‌های دیگرم را در بازیگری تقویت کنم و بعدها از بازیگران پیشکسوتی که با آنها کار می‌کردم مثل رضا کیانیان و یا سعید پورصمیمی کمک می‌گرفتم تا به شکلی روی بیانم کار کنم که در کارم این شائبه به وجود نیاید که تنها توانایی بازیگری‌ام در صدایم است و این کار تقریباً ۵ سال طول کشید در حالی که رسیدن به این آگاهی و بی توجهی و گذشتن از توانایی که می‌تواند خیلی از ضعف‌های یک بازیگر را پوشش دهد، کار بسیار سختی است.

    همیشه به هنرجویانم هم که از چنین ویژگی‌هایی برخوردارند این توصیه را می‌کنم که به توانایی‌هایشان مثل داشتن صدای مناسب یا چهره زیبا و قد بلند آگاه باشند اما توجشان برای رشد کردن در عرصه بازیگری صرفاً روی این ویژگی‌ها نباشد بازیگر نمایش «خواب در فنجان خالی» یادآور شد: همیشه به هنرجویانم هم که از چنین ویژگی‌هایی برخوردارند این توصیه را می‌کنم که به توانایی‌هایشان مثل داشتن صدای مناسب یا چهره زیبا و قد بلند آگاه باشند اما توجهشان برای رشد کردن در عرصه بازیگری صرفاً روی این ویژگی‌ها نباشد و بیشتر روی پخته‌تر کردن نقاط ضعفشان تمرکز کنند. وقتی به هنرجویانم می‌گفتم که مثلاً ۵ سال روی بیانم کار کردم برایشان قابل باور نبود چون می‌بینند که فلان بازیگری که الان مشهور و پرکار شده بدون گذراندن چنین دوره‌هایی به جایگاه امروزش رسیده است و آن‌ها هم می‌خواهند راه او را بروند.

    ساعتچیان با اشاره به خاطره‌ای از حمید سمندریان در زمینه آموزش بازیگری گفت: آقای سمندریان همیشه به ما می‌گفت گفتار و بیان در بازیگری با حرف زدن عادی که در کوچه و خیابان می‌کنید، متفاوت است و نیاز به آموختن تکنیک و تمرین و ممارست دارد. حالا من این نسخه را به هنرجو و دانشجو می‌دهم و می‌گویم روی آن کار کن اما وقتی وارد محیط حرفه‌ای و کاری می‌شود متوجه می‌شود که این نسخه به دردش نمی‌خورد چون فلان بازیگر را می‌بیند که بدون گذراندن این دوره‌ها نقش اول بازی می‌کند. این هنرجو نزد من بازمی گردد و می‌گوید استاد نسخه‌ای که نوشته‌ای هیچ کارکردی برای من ندارد و اینجا است که تراژدی آغاز می‌شود

    بازیگر نمایش «هیولاخوانی» با اشاره به آموزش‌های غیرتخصصی که در آموزشگاه‌ها صورت می‌گیرد و حضور اساتید غیرحرفه‌ای در این حوزه عنوان کرد: البته معتقدم معضل اصلی به آموزش‌های نامناسب و غیرحرفه‌ای برمی‌گردد. در تمرین برخی از اجراهای گروه‌های جوان من به عنوان استاد مهمان حضور پیدا می‌کنم و وقتی مثلاً به بازیگر اصلی نمایش که بیان و بدن نامناسبی دارد می‌گویم در کارگاه آموزشی که با فلان بازیگر معروف داشتی و ۱۶ میلیون تومان هم هزینه کردی آیا درس بیان هم گذراندی؟ یا اینکه کدام نمایشنامه معروف را خوانده و تحلیل کرده‌ای که به من می‌گوید هیچ نمایشنامه‌ای را نخوانده و کلاس بیانی هم نگذرانده است. متاسفانه هنرجویان ما در برخی از کلاس‌های آموزشی هیچ تکنیکی یاد نمی‌گیرند و وقتی با آن‌ها برخورد می‌کنید از ابتدا باید اصول اولیه بازیگری را به آن‌ها آموزش دهید. در چنین وضعیتی هنرجو تقصیری ندارد چون فکر می‌کند آموزش بازیگری همینی است که او در این کلاس‌ها یاد گرفته است و مثلاً اگر من هم قرار بود به همین شیوه آموزش ببینم وضعیتم مانند همین جوانان می‌شد.

    رسیدن سریع به خواسته‌هایی چون بازیگر شدن با ترفندهایی مانند پرداخت هزینه و خرید نقش به حوزه‌های دیگری مانند کارگردانی و فیلمسازی در حوزه فیلم کوتاه هم وارد شده است و شاهد هستیم برخی با صرف هزینه فیلم‌های کوتاهشان را توسط کارگردانان حرفه‌ای می‌سازند وی تصریح کرد: فروش نقش در عرصه سینما از سال‌ها قبل وجود داشته و مثلاً شاهد بودیم برخی دستیاران کارگردان یا تهیه‌کنندها و کارگردانان از علاقه مندان ورود به بازیگری در ازای سپردن نقش، پول می‌گرفتند اما در حال حاضر این مساله ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده و به تئاتر هم کشیده شده است. اما متاسفانه می‌بینم افرادی که با این ترفندها وارد حوزه هنر می‌شوند استعدادی در این زمینه ندارند و در نهایت به جایی هم نمی‌رسند.

    وی با اشاره به اینکه جدای از مساله بازیگری، برخی برای کارگردانی فیلم کوتاه توسط افراد دیگر و ساختن رزومه در این زمینه نیز هزینه می‌کنند، عنوان کرد: رسیدن سریع به خواسته‌هایی چون بازیگر شدن با ترفندهایی مانند پرداخت هزینه و خرید نقش به حوزه‌های دیگری مانند کارگردانی و فیلمسازی در حوزه فیلم کوتاه هم وارد شده است و شاهد هستیم برخی با صرف هزینه فیلم‌های کوتاهشان را توسط کارگردانان حرفه‌ای می‌سازند و در جشنواره‌های مختلفی هم شرکت می‌دهند و بعد که راه برایشان هموار شد با جذب اسپانسر و تهیه کننده وارد عرصه فیلم بلند می‌شوند.

    ساعتچیان در پایان صحبت‌هایش درباره راه کاری که برای حل این معضل وجود دارد، بیان کرد: معتقدم باید برای حل این مشکل قوانین سیستماتیک سفت و سختی وضع کرد تا هرکس نتواند به راحتی وارد عرصه بازیگری یا فیلمسازی شود و همچنین باید روی فعالیت آموزشگاه‌ها هم نظارت بیشتری وجود داشته باشد. حتی این روزها به صورت علنی می‌بینیم که برای جذب اسپانسر – بازیگر در فضای مجازی آگهی می‌کنند و دیگر مساله پنهانی نیست. به نظر می‌رسد دورانی که ما مشق بازیگری می‌کردیم به پایان رسیده و دیگر کسی مانند گذشته خودش را موظف به تمرین و آموزش طولانی برای رسیدن به جایگاه مناسبی در بازیگری و حتی فیلمسازی نمی‌کند.

  • زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» به طراحی و کارگردانی علی رفیعی که روایتی سمبلیک از داستان یوسف و زلیخا را به تصویر می‌کشد از جمله آثار ماندگار تئاتر در دهه ۸۰ به حساب می‌آید.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و… تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در سی و دومین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» به کارگردانی علی رفیعی رفته‌ایم.

    نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» با طرحی از علی رفیعی به قلم محمد چرمشیر نوشته و دراماتورژی شد که ابتدا در بیست و یکمین جشنواره تئاتر فجر در سال ۸۱ به صحنه رفت و سپس تابستان ۸۲ در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر و با هنرمندی حسن معجونی، گلاب آدینه، سیامک صفری، مهرانه مهین ترابی، محمدرضا جوزی، ستاره اسکندری، شبنم فرشادخو، مینا خسروانی، سهیلا رضوی، احمد ساعتچیان و مسعود شیخی اجرای عمومی شد.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    در نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» با روایتی غیرخطی، استلیزه و سمبلیک از داستان یوسف و زلیخا روبرو هستیم که در اجرا، مخاطب با همان داستان معمولی که بارها شنید است، مواجه نیست و روایت از زاویه دید کاراکترهای مختلف نمایش از مرد بالدار گرفته تا زلیخا، فوتی‌فر و حتی ابودو (رسول سیاهی‌ها) به شیوه‌ای غیرکلاسیک روایت می‌شود؛ داستانی که در آن اصلاً یوسفی رویت نمی‌شود در حالی که زنان مصر در کوچه‌ها و خانه‌ها به دنبال یوسف زیبا هستند و زلیخا وقتی به دریافت عظمت و زیبایی یوسف پی می‌برد، عاشق می‌شود و حالا می‌تواند راه تعالی را بپیماید…

    دکتر علی رفیعی کارگردان نامدار و خلاق تئاتر ایران را به توانایی و تسلط منحصر به فردش در به تصویر کشیدن تابلوهای بصری زیبا و چشم‌نواز با بهره‌گیری از رنگ‌های درخشان و نورپردازی و طراحی لباس ویژه و همچنین تاکید بر شعور بدنی بازیگران و به نمایش گذاشتن احساسات و عواطف آنها از طریق ژست‌ها و حرکات بدنی می‌شناسیم که این ویژگی‌ها را علاوه بر آثار نمایشی که تا به حال به صحنه برده در تجربیات محدود سینمایی‌اش «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» و «آقا یوسف» نیز شاهد هستیم.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» نیز از این قاعده مستثنی نبود و در اجرا علاوه بر روایت متفاوت یک قصه آشنا، شاهد رنگ آمیزی و فضاسازی جذابی بودیم تا جایی که خاطره دیدن «در مصر برف نمی‌بارد» و تصاویر اعجاب انگیزی که علی رفیعی ساخته بود بعد از گذشت بیش از ۱۸ سال از اجرا همچنان در یاد تماشاگران این اثر نمایشی نقش بسته است؛ اثری شاعرانه که قصه عشق زلیخا به یوسف را در کشوری روایت می‌کند که در آن هیچگاه برف نمی‌بارد چون عشق در آنجا گم شده است…

    در این اثر نمایشی گلاب آدینه که یکی از معتبرترین بازیگران تئاتر و سینمای ایران است در نقش «زلیخاجان» به ایفای نقش می‌پرداخت؛ زنی رنجور، عاشق و منتظر که عظمت عشق را به امید وصال پیوند می‌زند. حسن معجونی در نقش مرد بالدار و احمد ساعتچیان در اولین تجربه همکاری اش با علی رفیعی در نقش ابودو؛ رسول سیاهی‌ها ظاهر می‌شود.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    یکی از نکات قابل توجه در این اثر نمایشی حضور مهرانه مهین ترابی به عنوان یکی از زنان مصر در نمایش است که جزو تجربیات محدود این هنرمند در عرصه تئاتر در سال‌های اخیر به حساب می‌آید.

    در همین زمینه با احمد ساعتچیان بازیگر این اثر نمایشی درباره تجربه‌اش از همکاری با علی رفیعی و ایفای نقش در این نمایش گفتگویی داشتیم. وی در این باره به خبرنگار مهر گفت: نمایش «در مصر برف نمی‌بارد» ابتدا سال ۸۱ در جشنواره تئاتر فجر ۲ اجرا در تالار وحدت داشت که به خاطر دارم چند ساعت مانده به اجرا، دکتر رفیعی تصمیم گرفت که ۴۰ دقیقه از نمایش را کوتاه کند و ما در مدت زمان کمی که در اختیار داشتیم به سرعت مشغول هماهنگ کردن خودمان با تابلوهای جدید نمایش شدیم.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    وی ادامه داد: در اجرای جشنواره، ثریا قاسمی در نمایش به ایفای نقش می‌پرداخت اما در اجرای عمومی مهرانه مهین ترابی جایگزین ایشان شد. تمرین‌های نمایش نیز در دوره‌ای که حسین پاکدل ریاست تئاترشهر را برعهده داشت در پلاتوی پشت بام مجموعه تئاترشهر انجام می‌شد. ابتدا قرار بود نمایش در تالار وحدت به صحنه برود اما شرایط زمانی که دکتر مد نظر داشت برای اجرا در تالار وحدت فراهم نشد از این رو دکتر رفیعی دکور نمایش را به شیوه‌ای تغییر داد که مناسب اجرا در سالن اصلی باشد. این نمایش برای من اثری خاطره‌انگیز محسوب می‌شود و می‌توان گفت لحظات بسیار خوبی را هم در تمرین و هم در اجرا تجربه کردم که بیشتر به این دلیل بود که گروه بازیگران همه از قبل با هم دوست بودیم و پیش از این هرکدام در یکی دو نمایش با یکدیگر همکاری داشتیم.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    وی یادآور شد: «در مصر برف نمی‌بارد» اولین و آخرین تجربه همکاری من با دکتر رفیعی به حساب می‌آید. البته بعدها نیز ایشان برای بازی در نمایش‌های دیگری به من پیشنهاد بازی دادند اما متاسفانه به دلیل همزمانی بازی من در کارهای دیگر این امکان فراهم نشد. چون تمرین‌های دکتر به شیوه‌ای است که باید تمام مدت در اختیار گروه باشید و امکان حضور در تمرین‌های نمایش دیگری امکان پذیر نیست.

    ساعتچیان درباره ویژگی‌های همکاری با رفیعی بیان کرد: آقای رفیعی از آنجایی که خودش هم طراح است و هم کارگردان روی جزئیات و فضاسازی صحنه اشراف کاملی دارد و قبل از شروع تمرین‌ها نمایش را در ذهن خودش ساخته و حتی ظاهر کاراکترها را هم دیده است و به بازیگران توضیح می‌دهد که قرار است چگونه روی صحنه دیده شوند و در واقع دورنمایی از کاراکترشان را به آنها ارائه می‌دهد.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    وی درباره نقشی که در نمایش برعهده داشت، توضیح داد: من در این نمایش در نقش ابودو بازی می‌کردم که این‌طور معرفی می‌شد؛ «ابودو رسول تیرگی‌ها در جهان بی‌عشق» که در پایان پرده اول وارد نمایش می‌شدم؛ زمانی که سیاهی با حضور ابودو وارد مصر شده و بخش تراژدی نمایش آغاز شده است. چون پیش از همکاری با آقای رفیعی من تجربیاتی در زمینه کارهای فیزیکال که با زبان بدن سروکار دارد، داشتم و دوره‌هایی نیز دیده و چند اجرای موفق هم در این زمینه داشتم خیلی زود توانستم به خواسته‌ای که دکتر از من داشت، برسم.

    بازیگر «افسون معبد سوخته» ادامه داد: پیش از این سیامک صفری به من گفته بود بازیگرانی که برای اولین بار با دکتر رفیعی کار می‌کنند، برایشان کار کردن با وی سخت است البته این همکاری برای من هم سختی‌هایی داشت که شاید به دلیل نوع تربیت تئاتری بود که با استاد سمندریان داشتم چون سمندریان بیشتر براساس تحلیل متن بازیگر را جلو می‌برد اما در کار با رفیعی، بازیگر باید از پیش، یک سری آمادگی‌های فیزیکی داشته باشد تا بتواند دیالوگ‌ها را به شکلی با بدنش تصویرسازی کند که همین مساله کار بسیار سختی است چون نباید تبدیل به ادا و یا شو کارناوالی شود و از نظر دکتر رفیعی نیز این اتفاق باید به صورتی بسیار زیبا رخ دهد.

    وی افزود: مانند «کاتاکالی» هند که هر حرکتش معنای خاصی دارد در این شیوه نیز بدن بازیگر برای ارائه نقش باید زبان خاصی داشته باشد. تلاش من نیز در ارائه این شکل از بازی این بود که زیبایی مد نظر رفیعی علاوه بر زیبایی، معنادار نیز باشد که لازمه این تلاش برای هرکدام از ما به این شکل بود که باید با هماهنگی با هم کار می‌کردیم و امکان تمرین مجزا وجود نداشت چون هر حرکت من می‌توانست روی بازیگر مقابل تاثیر بگذارد.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    ساعتچیان با اشاره به پیشنهادی که در زمینه کار با بازیگران با رفیعی مطرح کرده است، گفت: دکتر رفیعی بعد از شروع کار، معمولاً زیاد سر اجرا نمی‌آید و در این نمایش همریال زمان اجرا در اتاق‌های پایین می‌نشست و در اتاق فرمان حضور نمی‌یافت، آن زمان هم به خاطر دارم که مشغول کار روی فیلمنامه «ماهی‌ها عاشق می‌شوند» بود. در یکی از همین روزها در فاصله شروع بازی‌ام در آغاز پرده دوم نمایش از ایشان اجازه خواستم که درباره موضوعی با وی صحبت کنم که مورد استقبال هم قرار گرفت. در گپ و گفتی که با دکتر رفیعی داشتم، به وی گفتم با توجه به انرژی زیادی که شما برای کارهایتان می‌گذارید چقدر خوب می‌شد که دستیارانی که سالیان سال با شما همراه هستند از چند جلسه قبل از شروع تمرین‌های هر نمایشتان با بازیگران کار می‌کردند و شیوه اجرایی مد نظرتان را با بازیگران تمرین می‌کردند که خود دکتر رفیعی هم موافق این پیشنهاد بود و می‌گفت یکی از آرزوهایم این است که چنین اتفاقی بیفتد.

    این بازیگر اضافه کرد: البته آقای رفیعی دستیارانی مثل حمید پورآذری داشت که به بچه‌ها کمک زیادی می‌کردند و حتی حسن معجونی و سیامک صفری در جاهایی که بازیگران متوجه منظور دکتر نمی‌شدند، آنها را راهنمایی می‌کردند. البته مسایل و مشکلات اقتصادی و کاری باعث می‌شود که انسجام در گروه‌ها و تداوم حضور افراد حفظ نشود. این شیوه کاری را کارگردانان بزرگی مانند پیتر بروک نیز مد نظر قرار می‌دهند و معمولاً دستیارانشان با گروه کار می‌کنند و آنها در نهایت یک روتوش نهایی رو کارشان دارند.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    وی عنوان کرد: زمانی که با رفیعی کار می‌کنید شاید در زمان تمرین‌ها متوجه اتفاقی که قرار است روی صحنه بیفتد، نشوید اما نتیجه نهایی را که می‌بینید تازه متوجه می‌شوید که منظور رفیعی چه بوده و تابلوی مورد نظرش را چگونه می‌دیده است. به عنوان نمونه در اجرای جشنواره همین نمایش خواسته بود که برای انتهای صحنه یک آسمان نقاشی کنند ولی دکتر همان روز اجرا از دیدن نتیجه کار خیلی ناراحت شد و آن نقاشی را با وجود مدت زمان زیادی که برای کشیدنش صرف شده بود، کنار گذاشت و خودش با تجربه‌ای که در زمینه نورپردازی داشت با یک ترکیب بندی زیبا با نورهای موجود در اتاق نور، آسمان مد نظرش را خلق کرد و این طراحی به حدی جذاب و زیبا شده بود که خود ما بازیگران دوست داشتیم از بیرون به تماشای این صحنه بنشینیم. هنوز هم بعد از گذشت این همه سال وقتی عکس‌های نمایش را می‌بینم سورپرایز می‌شوم و برایم خیلی جذاب است.

    بازیگر نمایش «خواب در فنجان خالی» درباره ویژگی‌های متن نیز توضیح داد: از همان ابتدا که وارد پروسه تمرین شدیم می‌دانستیم که قرار نیست با قصه و روایتی کلیشه‌ای از داستان یوسف و زلیخا روبرو شویم که پیام خاصی مد نظر داشته باشد. نمایشنامه محمد چرمشیر بیشتر شبیه یک قصه بود تا نمایشنامه و مسلماً توضیح صحنه‌ای وجود نداشت و شخصیت‌ها می‌آمدند دیالوگ یا مونولوگی را می‌گفتند و می‌رفتند و متن هیچ پیشنهادی برای بازی به هنرپیشه نمی‌داد و ما باید تازه متن را کشف می‌کردیم و دست به یک رمزگشایی می‌زدیم. همین مساله برای ما این تازگی را داشت که بدانیم چه اتفاقی قرار است روی صحنه بیفتد.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    این بازیگر متذکر شد: کار کردن با دکتر رفیعی مانند کار کردن با استاد سمندریان بود چون سمندریان اصطلاحی داشت که می‌گفت «باید به من آویزان شوید تا آنچه را که می‌خواهید از من بیرون بکشید.» از همین رو من چیزهای زیادی از دکتر یاد گرفتم. البته اکثر بازیگران می‌ترسند که با دکتر وارد چالش‌های بازیگری شوند اما در همین نمایش و در زمان تمرین‌ها و در صحنه‌ای که جلوی خانم آدینه بازی داشتم، احساس کردم که کم آورده‌ام و نمی‌دانستم که باید در آن لحظه چه‌کار کنم. از این رو تمرین را قطع کردم و به دکتر گفتم که باید مساله‌ای را از شما بپرسم. علی رغم تصوری که بقیه داشتند و فکر می‌کردند که دکتر از اینکه تمرین را متوقف کرده‌ام، عصبانی می‌شود اما ایشان از پرسش من استقبال کرد و برایم توضیح داد که در آن لحظه باید چگونه بازی کنم.

    وی با اشاره به خاطره جالبی که از این نمایش داشته است، گفت: بازی در این نمایش برای من به عنوان بازیگر جدا از اینکه تجربه جذاب و به یادماندنی بود، بسیار هم سخت بود. در هنگام بازی باید روی لبه شیبی که در دکور نمایش طراحی شده بود می‌ایستادم و با وجود سنگینی زیادی که لباس‌ها و بال‌هایی که روی شانه‌ام تعبیه شده بود، داشت بازی می‌کردم. در یکی از نمایش‌هایی که بازی داشتم عصب سیاتیکم دچار گرفتگی شده بود اما با وجود دردی که داشتم کمربند مخصوصی می‌بستم و در ارتفاعی ۲ متری، لبه این شیب می‌ایستادم و خم هم به ابرو نمی‌آوردم اما الان بازیگران ما توانایی بدنی برای ایفای نقش‌های سنگین ندارند.

    زلیخای عاشق به دنبال بوی پیراهن یوسف/ چرا در مصر برف نمی‌بارید؟

    ساعتچیان در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: یکی از تجربیات شیرینی هم که از این نمایش دارم متعلق به بازی سیامک صفری است. در نمایش قبل از پایان پرده اول و شروع پرده دوم که همزمان با بازی من بود، سیامک صفری مونولوگی با این مضمون داشت که «خانم‌ها، آقایان. این یوسف ما …» که به جای یوسف اشتباهاً گفت یوسخ. بعد همان روی صحنه به طرف ما برگشت و گفت «بچه‌ها برای اینکه من ضایع نشوم همه‌تان بگویید یوسخ!» من به زور جلو خنده‌ام را گرفته بودم چون همان لحظه باید نقشم را که رسول سیاهی‌ها بود با جدیت تمام بازی می‌کردم اما در نهایت مونولوگم را گفتم و اتفاقی نیفتاد.

    عکس‌ها از مسعود پاکدل است.

  • عرضه آنلاین نمایش «ملاقات کننده» در یک پلتفورم مجازی

    عرضه آنلاین نمایش «ملاقات کننده» در یک پلتفورم مجازی

    نسخه تصویری نمایش «ملاقات کننده» با بازی شهاب حسینی برای نخستین بار در سامانه هاشور عرضه می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «ملاقات کننده» با نام «ملاقات» سال ۹۱ در فرهنگسرای نیاوران اجرا شد و قرار است برای نخستین بار نسخه تصویری آن به شکل آنلاین و به طور اختصاصی در سامانه هاشور در دسترس مخاطبان قرار گیرد.

    این نمایش تجربه‌ مشترک شهاب حسینی و احمد ساعتچیان است. در نمایش «ملاقات‌ کننده» مهدی حسینی بجستانی و فرانک حیدریان به همراه حسینی و ساعتچیان به ایفای نقش می پردازند. منوچهر شجاع طراحی صحنه‌ این نمایش و آهنگساز آن علیرضا ساعتچیان است.

    علاقه‌مندان از چهارشنبه ۱۹ آبان می‌توانند این نمایش را در سامانه هاشور ببینند.

    تیزر نمایش را اینجا ببینید.

  • نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    نمایش «خواب در فنجان خالی» نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی از جمله نمایش‌های خاطره انگیز اوائل دهه ۸۰ به حساب می‌آید که همچنان در یاد علاقه‌مندان به تئاتر باقی مانده است.

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن‌زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تئاتر آنلاین تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در شانزدهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «خواب در فنجان خالی» نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی رفته‌ایم.

    نمایش «خواب در فنجان خالی» بهمن ماه ۸۱ در قالب بیستمین جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفت و در خرداد و تیر ۸۲ اجرای عمومی خود را در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر آغاز کرد. خوش درخشیدن نمایش در جشنواره تئاتر فجر باعث شد «خواب در فنجان خالی» در اجرای عمومی نیز مورد استقبال زیادی از جانب مخاطبان قرار گیرد.

    نغمه ثمینی و کیومرث مرادی در سال‌های گذشته تجربیات موفقی در مقام نویسنده و کارگردان با یکدیگر داشته‌اند که می‌توان به «ژولیوس سزار به روایت کابوس»، «مرگ و شاعر»، «خانه»، «رازها و دروغ‌ها»، «افسون معبد سوخته»، «شکلک» و «خواب در فنجان خالی» اشاره کرد.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    داستان نمایشنامه «خواب در فنجان خالی» در هشت تابلو روایت می‌شود. فرامرز و مهتاب زوجی عکاس و پرستار که بازمانده از تبار قاجار هستند و تنها وارث این خاندان به شمار می‌آیند در انتظار مرگ عمه پدربزرگ شان (آقاعمه / ماه لیلی) که زنی ۱۲۰ ساله است، هستند تا بعد از مرگِ او به تقسیم ارث که شامل خانه اجدادی است، بپردازند و طبق قراری که سال‌ها قبل در هنگام ازدواجِ صوری شان گذاشته‌اند از یکدیگر جدا شوند، اما بر اثر یک اتفاق نادر پزشکی (سارماکوپندی) آقاعمه بعد از مرگ دوباره جان می‌گیرد و از آن به بعد در هر پرده جوان‌تر از پرده پیش ظاهر می‌شود و گذشته خویش را از طریق قرینه سازیِ موقعیت زوجِ امروزی و گذشتگان خانواده باز می‌گوید.

    نمایشنامه از نظر ساختاری و شیوه روایت داستان بر تکرار تاریخ و بازی با زمان بنا شده است اما به جای استفاده از تکنیک فلاش بک به رئالیسم جادویی روی آورده و به شیوه جریان سیال ذهن گذشته در زمان حال حاضر می‌شود و در واقع به همپوشانی گذشته و حال می‌پردازد.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    به اعتقاد نغمه ثمینی شخصیت‌های این نمایش در دوره‌ای با یک تقدیر تاریخی روبرو می‌شوند و چون نسبت به آن آگاه نیستند، به گونه‌ای در برابر آن تسلیم می‌شوند اما زنده شدن پیرزن ثابت می‌کند که می‌شود بر این تقدیر تاریخی هم فائق آمد یعنی ادامه داستان، تکرار دوباره شرایط نیست…

    در این نمایشنامه نغمه ثمینی علاوه بر پرداختن به مفاهیم مختلف با زیرکی به رگه‌هایی از مردسالاری در جامعه ایران نیز کنایه زده است؛ عمارت اشرافی این نمایشنامه را می‌توان نمادی از جامعه ایران دانست که مردانش اگر چه در ظاهر به‌دنبال آزادی در جامعه هستند اما در پس ذهن خود و در خلوت خانه همچنان علاقه مند به برقراری نظامی مردسالار هستند که در آن کسی جز خودشان تصمیم گیرنده نباشد.

    علاوه بر جذابیت‌های نمایشنامه، شیوه کارگردانی، هدایت بازیگران، میزانسن و فضاسازی‌های کیومرث مرادی در مقام کارگردان که می‌توان آن را یکی از بهترین کارهایش در همکاری با ثمینی به حساب آورد، طراح صحنه پیام فروتن که به درستی در خدمت فضای رئال / رئالیسم جادوئی اثر بود و بازی‌های تاثیرگذار و در خدمت متن پانته‌آ بهرام در نقش آقاعمه، احمد ساعتچیان در نقش فرامرز / فرامرزخان، مریم کاظمی در نقش مهتاب / ماهرخ باعث شده با وجود گذشت سال‌ها از اجرای نمایش همچنان شیوه اجرایی و فضاسازی جذاب اثر در ذهن مخاطبان باقی بماند.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    در همین راستا احمد ساعتچیان بازیگر این اثر نمایشی در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره حضورش در این نمایش و همکاری با کیومرث مرادی و نغمه ثمینی عنوان کرد: برای پرداختن به چگونگی حضورم در نمایش «خواب در فنجان خالی» باید به عقب تر و زمستان سال ۷۸ برگردم؛ زمانی که کیومرث مرادی مشغول کار روی «هشتمین سفر سندباد» بهرام بیضایی به عنوان پایان نامه فوق لیسانسش بود که من در آن نمایش بازی کردم و این اولین همکاری ما بود. این نمایش سال ۷۹ نیز اجرای عموم داشت. از آنجا به بعد ما که همگی هم‌دوره‌ای‌های دانشکده بودیم گروه تئاتر «تجربه» را شکل دادیم و شروع به کار کردیم.

    وی ادامه داد: نغمه ثمینی تحت تاثیر سفری که همان سال‌ها به ژاپن داشت نمایشنامه «افسون معبد سوخته» را نوشت که اجرا شد و بعد از آن نمایش «رازها و دروغ‌ها» به صحنه رفت و در ادامه این ۲ اثر، «خواب در فنجان خالی» را نوشت که اجرای بسیار موفقی بود و از طراحی صحنه پیام فروتن گرفته تا طراحی لباس آوا عربشاهی و بازی بازیگران و کارگردانی و متن اثر درخشانی از کار درآمد که دلیل این موفقیت را می‌توان در عقبه، تجربیات و شناختی جستجو کرد که گروه پیش از این با هم داشتند و یکی از مهمترین عناصر پیوند دهنده این گروه حضور نغمه ثمینی به عنوان یک درام‌نویس متعهد بود چون در تمام تمرین‌ها حضور می‌یافت و نظرات خودش را با ما در میان می‌گذاشت و پذیرای ایده بقیه اعضای گروه نیز بود. تا جایی که به یاد دارم متن نمایشنامه نیز قبل از تمرین تا حدود زیادی شکل گرفته بود و شاید در تمرین‌ها تغییراتی داشت که با همفکری که ثمینی و مرادی با هم داشتند کامل شد.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    وی درباره تداوم فعالیت گروه‌های تئاتری که این روزها دیگر کمتر نشانی از آن در تئاتر یافت می‌شود، بیان کرد: در آن دوران خیلی چیزها می‌توانست تداوم داشته باشد که حالا دیگر ندارد. مسایل مالی از اهمیت زیادی برخوردار است از طرف دیگر گروه‌هایی که به صورت منسجم کار می‌کنند، نیاز به حمایت دارند. همچنین مسایل و اختلافات درون گروهی هم یکی از مواردی است که باعث از هم پاشیدن گروه‌ها می‌شود چون می‌بینیم که خیلی وقت‌ها در گروه منیت به وجود می‌آید در حالی که به عنوان نمونه قرار نیست منِ بازیگر حتماً در همه کارها نقش اصلی را بازی کنم بلکه می‌توانم در کنار گروه باشم، پیشنهاداتم را مطرح کنم و یا هر کار دیگری که از دستم برمی‌آید انجام دهم. هر نمایشی حتی ۱۰۰ شب هم که بخواهد اجرا برود بالاخره یک روز به پایان می‌رسد اما درنهایت این رفاقت‌ها است که ماندگار می‌شود. ما در گروه تئاتر «تجربه» دوستی‌های خوبی داشتیم که تا الان هم ادامه دارد اما شرایط کاری هرکداممان باعث شد که در سال‌های اخیر نتوانیم کار مشترکی با هم داشته باشیم.

    این بازیگر تئاتر افزود: بخش عمده‌ای از این نمایش در زیرزمین معروف منزل پانته‌آ بهرام شکل گرفت که نمایش‌هایی زیادی در آنجا تمرین شد. آن زمان هرکدام از ما سر کارهای مختلفی بودیم و فقط شب‌ها وقت آزاد داشتیم که در زیرزمین جمع می‌شدیم و تمرین می‌کردیم.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    بازیگر نمایش «هیولاخوانی» درباره شیوه نگارش نغمه ثمینی یادآور شد: نغمه ثمینی اشراف بسیار خوبی نسبت به کاراکترهای زن دارد و من این نکته را همیشه به خودش نیز گفته‌ام چون شخصیت‌های زن را بسیار کامل و درست می‌نویسد اما در این میان کاراکترهای مردش نسبت به زنان فشرده می‌شوند. ثمینی فردی بسیار احساسی است از این رو معتقدم نسخه اول متن‌هایش درست ترین و کامل‌ترین آثارش هستند. من رکوردار بازی در نمایشنامه‌های نغمه ثمینی هستم و غیر از آثاری که از او به کارگردانی کیومرث مرادی بازی کرده‌ام می‌توانم به «سه جلسه تراپی» افسانه ماهیان، «دوشس ملفی» محمد رضایی راد، «هیولا خوانی» محمد یعقوبی و … اشاره کنم. همیشه پیشنهاد بازی در متن‌های ثمینی را به اصطلاح «روی هوا می‌زنم» چون قلمش را به خوبی می‌شناسم. از طرف دیگر او یکی از باظرفیت ترین نمایشنامه نویسان ماست و با گروه تعامل بسیاری دارد و کار گروهی را خیلی خوب بلد است.

    ساعتچیان درباره مفاهیم مستتر در نمایش و نقشی که ایفا می‌کرد، نیز گفت: نقش فرامرز در این نمایش کنایه‌ای بر شرایط اجتماعی، سیاسی زمانه خودش است. در اوایل دهه ۸۰ در زمان تحولات دوران اصلاحات قرار داشتیم، روزهای خوب تئاتر که می‌شد درباره خیلی چیزها نوشت و اجرایشان کرد. نمایش علاوه بر اینکه نقدی بر شرایط روز داشت دوران قاجار را هم به نقد می‌کشید.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    بازیگر نمایش «خانه» یادآور شد: نقش فرامرز / فرامرخان یکی از سخت‌ترین نقش‌هایی بود که تا امروز بازی کرده‌ام و چون برای اولین بار بود که روی صحنه جان می‌گرفتند این سختی برای من در عین لذت بخش بودن، بیشتر نیز شده بود. در کلاس‌های بازیگری‌ام به جز مونولوگ های شناخته شده دنیای نمایش یکی از مونولوگ های که همیشه در کلاس با هنرجوها رو آن کار می‌کنم مونولوگ فرامرز در تابلو هفتم نمایش است که در حال تلفنی حرف زدن با سردبیر روزنامه‌اش است. در این مونولوگ چندین حس مختلف به صورت همزمان وجود دارد که تجربه بسیار جذابی برای یک بازیگر به حساب می‌آید.

    این هنرمند با اشاره به خاطره‌ای که از این اجرا داشته است، گفت: یکی از خاطراتی که همچنان در ذهنم باقی مانده مربوط به صحنه پایانی نمایش است که مسموم شدن فرامرز دیزالو می‌شود به مسمومیت فرامرزخان کاشف میرزایی در گذشته. من یک سال قبل از این نمایش در نمایش «کرگدن» وحید رهبانی بازی کرده بودم و در آنجا شکل تبدیل شدنم از یک انسان به کرگدن شبیه همین صحنه پایانی «خواب در فنجان خالی» بود و احساسم این بود که در این صحنه نیز در حال یک استحاله هستم.

    نقد مردسالاری با «خواب در فنجان خالی»/ فائق آمدن بر تقدیر تاریخی

    وی ادامه داد: در طول سال‌ها فعالیتم به عنوان بازیگر تنها چند نمایش است که همچنان دیالوگ‌ها و مونولوگ هایش را از حفظ هستم که «خواب در فنجان خالی» یکی از آنهاست. یکی از دیالوگ‌هایی که همچنان حفظ هستم دیالوگ فرامرزخان بود که می‌گفت: «کدام مشروطه طلبی؟ به عقده پا به پا دویدن با شما اگر نبود، من شازده قجری کی می‌دانستم ملت با ت است یا ط؟! حالا هم که شکرخدا تقش درآمده و عدالت خانه را به توپ بستند و ما هم شده‌ایم تنبان عثمان، تبعیدی و سرگردان. تاوانش را که می‌دهد. شما؟»

    وی در پایان صحبت‌هایش اظهار کرد: آن زمان آقای بیضایی برای نمایش «شب هزارو یکم» به دنبال بازیگر بود و من هم برای تست دادم نزد ایشان رفتم و همین مونولوگ را اجرا کردم. آقای بیضایی وقتی فهمید این مونولوگ نمایشی است که در حال اجراست تعجب کرد و چند روز بعد هم به تئاتر شهر آمد و نمایش ما را دید. من نتوانستم در نمایشی با آقای بیضایی همکاری داشته باشم اما ایشان همیشه در مقام تماشاگر و منتقد، پیشنهادات خیلی خوبی نسبت به بازی ام داشت که من را خوشنود می‌ساخت.

  • آسیب‌شناسی بازیگری به صورت مجازی/ اجرایی که همچنان بلاتکلیف است

    آسیب‌شناسی بازیگری به صورت مجازی/ اجرایی که همچنان بلاتکلیف است


    احمد ساعتچیان با اشاره به فعالیت‌های این روزهایش از برگزاری یک نشست تخصصی با مضمون آسیب‌شناسی بازیگری در فضای مجازی خبر داد.

    احمد ساعتچیان بازیگر، کارگردان و مدرس تئاتر درباره فعالیت‌های اخیرش به تئاتر آنلاین گفت: قبل از همه‌گیری بحران کرونا قرار بود سال جدید در نمایشی به کارگردانی اصغر نوری بازی کنم که با شرایط پیش آمده تکلیف اجرا مشخص نیست. این نمایش برای اجرا در تماشاخانه ایرانشهر نوبت اجرا داشت.

    وی درباره اجرای تئاتر به‌صورت آنلاین و برگزاری کارگاه‌ها و نشست‌های تخصصی آموزشی در فضای مجازی بیان کرد: اجرای تئاتر آنلاین با ذات زنده بودن تئاتر منافات دارد و در روزهایی هم که نمایش‌هایی به صورت آنلاین و در فضای مجازی اجرا می‌شد دیدیم که زیرساخت‌ها برای چنین رویکردی زیاد فراهم نیست و مدام با قطعی و یا سرعت کم اینترنت مواجه می‌شدیم و ارتباط مخاطبان با نمایش از دست می‌رفت. نکته دیگر غیر از کیفیت خود نمایش‌ها این است که باید به چگونگی ضبط و تصویربرداری آنها هم توجه شود وگرنه اینکه هرکس در خانه‌اش از طریق یکی از شبکه‌های اجتماعی بخواهد با مخاطبان ارتباط برقرار کند که نمی‌توان نامش را تئاتر آنلاین گذاشت.

    این بازیگر تئاتر یادآور شد: البته تا یک ماه قبل که مردم به ضرورت در قرنطینه به سر می‌بردند طرح اجرای تئاتر آنلاین مثل کنسرت‌های آنلاین می‌توانست باعث سرگرم شدنشان در منزل شود. معتقدم جدای از مخالفت‌ها و موافقت‌هایی که برای چنین طرحی وجود دارد ما هنوز در آزمون و خطا به سر می‌بریم و اصل مطلب با مشکل مواجه است.

    بازیگر نمایش «تراس» ادامه داد: البته معتقدم برگزاری نشست‌های تخصصی و کلاس‌های آموزشی به صورت آنلاین می‌تواند مفیدتر از تئاتر آنلاین باشد چرا که فرصتی فراهم می‌کند تا علاقه مندانی که به مباحث آموزشی دسترسی کمتری دارند و یا در شهرستان‌ها زندگی می‌کنند، بتوانند به دانششان بیفزایند. در همین زمینه من در چند نشست تخصصی درباره مباحث تئوریک بازیگری به صورت مجازی شرکت کردم که تجربه خوشایندی بود و مخاطبان هم در مباحث مورد بحث مشارکت می‌کردند و از این طریق توانستم با هنرمندانی که در شهرستان‌ها فعالیت می‌کنند بحث و گفتگو کنم و دغدغه‌هایشان را بشنوم.

    ساعتچیان متذکر شد: برگزاری چنین نشست‌هایی این فرصت را فراهم می‌آورد تا به جزئیاتی که در کتاب‌ها و یا کلاس‌های آموزشی پرداخته نمی‌شود، بپردازیم. در همین راستا قرار است دوشنبه ۲۶ خرداد در فضای لایو اینستاگرام با منوچهر اکبرلو که منتقد، مدرس و تئاتربین حرفه‌ای است نشستی چالشی با موضوع آسیب شناسی بازیگری داشته باشیم. از آنجا که عمده فعالیت من در زمینه بازیگری است تلاش دارم در این نشست در مورد مساله‌ای که در آن تخصص دارم، صحبت کنم. همچنین امروز شنبه ۲۴ خرداد نیز نشست دیگری درباره سینما با عنوان «مبانی نقد فیلم زیباشناسی و آسیب شناسی» با سعید عقیقی منتقد سینما خواهم داشت.

    وی در پایان صحبت‌هایش درباره بازگشایی سالن‌های تئاتر عنوان کرد: معتقدم همچنان شرایط برای آغاز اجراهای تئاتری فراهم نیست چون حتی در صورت رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی، بخش عمده‌ای از مخاطبان همچنان ترجیح می‌دهند تا خودشان را در معرض بیماری قرار ندهند از همین رو برای صندلی‌های خالی که نمی‌توان تئاتر اجرا کرد. فضای محدود و کوچک پشت صحنه تئاترها هم باعث می‌شود عوامل نمایش نتوانند فاصله اجتماعی را رعایت کنند و در نهایت گروه‌ها متضرر می‌شوند بنابراین خود من ترجیح می‌دهم در این شرایط فعلاً کار نکنم.

  • گفت‌وگو با احمد ساعتچیان بازیگر نمایش «ستاره شناس»

    گفت‌وگو با احمد ساعتچیان بازیگر نمایش «ستاره شناس»

    احمد ساعتچیان بازیگر نمایش «ستاره شناس» در گفت‌وگو با ایران تئاتر اظهار کرد: در هر نمایش تا حد زیادی سعی می‌کنم ذهنیاتم را به کارگردان نزدیک کنم.

    به گزارش تئاتر آنلاین، روانکاوی شغلی جذاب و پیچیده است و در تئاتر هم این مختصات غیر قابل پیش‌بینی شغل روانکاوی در مواجهه با بیماران باعث شده تا خیلی از بازیگران دوست داشته باشند چنین نقش‌هایی را بازی کنند. احمد ساعتچیان که بازی‌های درخشانش در نمایش‌هایی مثل هیولا خوانی ، تراس و مردی برای تمام فصول از یاد نرفتنی است در نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری تازه‌ترین تجربه بازیگری‌اش بازی جذاب ، سرخوشانه و توأم با انرژی و اکت از شخصیت دکتر روانکاو( ژروم) ارائه می‌کند.نمایش ستاره شناس به نویسندگی «دیدیه ون کولارت» و ترجمه و کارگردانی اصغرنوری شهریور و مهر ماه در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه می‌رود. با احمد ساعتچیان در باره تجربه بازی در این نقش و مختصات کاراکتر ژروم گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

    در گذشته و در نمایش «سه جلسه تراپی» نقش دکتر روانکاو را تجربه کرده بودید. تجربه حضور مجدد در قالب شخصیت دکتر روانکاو در نمایش ستاره شناس را چگونه می‌بینید؟

    به لحاظ شخصیتی میان این دو نقش تفاوت‌های زیادی وجود دارد؛ اما به لحاظ شغلی مختصاتی شبیه به هم دارند. پیش‌تر هم در نمایش ملاقات نقش فروید را بازی کرده بودم. در ستاره شناس موقعیت‌های طنز زیادی در این شخصیت وجود دارد.

    اینکه اصغر نوری سوای اینکه کارگردان نمایش است ، متن کولارت را هم به فارسی ترجمه کرده تا چه انداز به اجرای این اثر کمک کرد؟

    اصغر نوری سوای تخصصش در ترجمه ، درکارگردانی بسیار خوش فکر است و هر روز با کلی ایده در تمرین‌ها حاضر می‌شد. از آنجا که متن را نیز خودش ترجمه کرده واضح است که به زیر و بم و فضای نمایشنامه آشنایی کاملی داشت و این امر باعث می‌شد همه چیز درست در کنارهم قرار بگیرد.

    با توجه به شیوه درمان نامتعارف ژروم که مثل یک کارآگاه خصوصی بیست و چهار ساعته اوضاع و شرایط زیست بیمارانش را رصد می‌کند، به نظر می‌رسد زندگی شخصی و شغلی‌اش درهم تنیده شده است . آیا همین ویژگی اصلی شخصیت او را شکل داده است؟

    ژروم بر اساس تئوری‌های درمانی‌اش و با سنجش وضعیت و رفتارهر بیمار گاهی خودش را جای یک دن ژوان جا می زند و سعی می‌کند تا با اثر گذاری احساسی بر بیمارانش آن‌ها را درمان کند و در جای دیگر در قالب شخصیت‌ای دیگری ظاهر می‌شود.جایی ژروم به یکی از زن‌های بیمار می‌گوید روش دوست داشتن من اینطوری است و در واقع این روش دوست داشتن ، روش درمانش است .

    می‌توانیم این برداشت را داشته باشیم که به دلیل علاقه مفرط ژروم به روانکاوی، او زندگی شخصیش را فدای کارش کرده است؟

    ژروم نسبت به سایر روانکاوان وقت بیشتری برای شغلش صرف می‌کند و اگر بخواهیم زوایای فرا متنی نقش ژروم را در نظر بگیریم و به تعبیری چیزهایی که در درام نمی بینمیشان برای او تفسیر کنیم می‌شود گفت روانکاوی همه چیز ژروم است.

    این شیوه درمانی ژروم این خطر را هم در پی دارد که او هم به طور واقعی درگیر مسائل عاطفی با بیمارانش بشود؟

    قبول دارم کارش در این ارتباط سخت است، اما ژروم تلاش می‌کند مرز میان شفل و مسائل عاطفی را حذف کند و فقط می‌خواهد با این ایجاد حس عاطفی در بیمارانش آن‌ها را نسبت به بیماریشان آگاه کند.

    یکی از نکاتی که نمایش ستاره شناس را از سایر نمایش‌های سایکودرام متمایز می‌کند، ریتم سریع نمایش است؛ به خصوص موقعی که شما وارد داستان می‌شوید.چقدر این نوع بازی برایتان جذابیت داشت؟

    متن نقشه راه بازی‌ام در نقش ژروم است وهمانطور که گفتید ریتم تند و پرشتابی دارد. نویسنده دیالوگ و فضاها را خیلی موجز نوشته و توصیف کرده است و درام این داستان این ریتم تند را تشدید می‌کند.به طور مثال در صحنه سبزی فروشی در متن آمده که زن سبزی خیالی را بر روی سبد خریدش قرار می‌دهد و ژروم سر می‌رسد و حرف‌هایش را با همان ریتم تند بیان می‌کند.

    اینکه در فضای نمایش در کمترین زمان ممکن در قالب شخصیت‌هایی با خصوصیات متفاوت ظاهر شوید، چقدر چالش برانگیز بود؟

    این فضا و ظاهر شدن در قالب‌های مختلفی شخصیتی در یک نمایش برای هر بازیگری جذاب است و به همین دلیل خیلی از ایده‌های جدید را با همفکری کارگردان به نقش و فضای کار تزریق کردم .

    در این مورد نمونه‌ای مثال می‌زنید؟

    تعویض لباس و کلاه در هر بخش نمایش به پیشنهاد من و با تأیید کارگردان مورد استفاده قرار گرفت.

    این نوع عملکرد ژروم در صحنه می‌تواند نظر مخاطب را به این نکته جلب کند که ژروم آدم پر تحرکی است؟

    به نظر من بیشتر نشان می‌دهد که آدمی سطحی نیست و می‌تواند در قالب‌های مختلف ظاهر شود و از خصلت‌های انسانی شناخت دارد و در این زمینه آدم با معلوماتی است.

    فرم و جنس بازی شما خیلی هدایت شده به نظر می‌رسد؟ ایا چنین بود؟

    درواقع فرمی که در این درام می بینیم نظر کارگردان بود. موقعی که متوجه شدم کارگردان چنین فرمی را از من انتظار دارد، تمام تلاشم را انجام دادم تا خودم را به این شکل از بازی نزدیک کنم.

    آیا از ابتدا با کارگردان در باره فضای نمایش و جنسی بازی تفاهم داشتید و یا بتدریج این تفاهم و هم‌فکری به وجود آمد؟

    نوری یکی از مترجمان خوب ادبیات نمایشی است و درام‌های ارزشمندی را برای ترجمه انتخاب می‌کند. برای قبول پیشنهاد بازی در این نمایش فقط یک گفت وگوی کوتاه داشتیم و من به او گفتم که بعد از خواندن متن شیوه اجرایی نمایش ذهنم را درگیر کرده است. در طول تمرینات متوجه شدم نوری از پیشنهادات درست استقبال می‌کند. در هر حال در هر نمایش تا حد زیادی سعی می‌کنم ذهنیاتم را به کارگردان نزدیک کنم.

    گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی – ایران تئاتر

  • نمایش «ستاره شناس» ۲ اجرایی شد

    نمایش «ستاره شناس» ۲ اجرایی شد

    نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری روزهای اول تا پنجم مهر طی ۲ نوبت روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از واحد ارتباطات، آموزش و پژوهش مجموعه تئاتر شهر، نمایش «ستاره شناس» به کارگردانی اصغر نوری روزهای دوشنبه اول، چهارشنبه سوم، پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم مهر به دلیل استقبال تماشاگران طی دو نوبت روی صحنه می رود.

    براین اساس نوبت اول اجرای این اثر نمایشی در تاریخ های یاد شده ساعت ۱۸:۳۰ و نوبت دوم ساعت ۲۰ خواهد بود.

    نمایش «ستاره شناس» به نویسندگی دیدیه ون کولارت، کارگردانی اصغر نوری و بازی احمد ساعتچیان، سهیلا صالحی و غزاله رشیدی هر روز ساعت ۱۸:۳۰ در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان تئاتر است.

    برای کسب آخرین اطلاعات و اخبار تئاتر شهر به سایت این مجموعه به آدرس www.teatreshahr.com مراجعه کنید.

  • راز قتل‌های سریالی در «مرد بالشی» کشف شد/ اثری تلخ در ژانر جنایی

    راز قتل‌های سریالی در «مرد بالشی» کشف شد/ اثری تلخ در ژانر جنایی


    فیلم-تئاتر «مرد بالشی» به کارگردانی محمد یعقوبی و آیدا کیخایی نمایشی در مذمت کودک آزاری است که دیدن آن در ایام تعطیلات نوروز به علاقه مندان پیشنهاد می شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، علاقه‌مندان به تئاتر و هنرهای نمایشی می‌توانند در ایام تعطیلات نوروز به دیدن فیلم-تئاترهای مختلف بنشینند که در همین راستا دیدن فیلم-تئاتر «مرد بالشی» نوشته مارتین مک دونا و کارگردانی محمد یعقوبی و آیدا کیخایی می‌تواند انتخاب مناسبی برای این ایام باشد. این اثر نمایشی تا به حال در چندین مقطع با بازیگران مختلف و جابجایی نقش‌ها بین بازیگران به صحنه رفته است.

    «مرد بالشی» در سال ۹۲ در تماشاخانه ایرانشهر و فرهنگسرای ارسباران اجرا شد و در سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر نیز به صحنه رفت که همه این اجراها با استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان و منتقدان روبرو شد. یعقوبی و کیخایی در سال ۹۵ نیز مجدداً این اثر نمایشی را با گروهی جوان در تماشاخانه باران به صحنه بردند.

    در اجرای تماشاخانه ایرانشهر پیام دهکردی، علی سرابی، نوید محمدزاده، احمد مهرانفر در نمایش بازی داشتند اما در اجرای ارسباران علی سرابی به جای احمد مهرانفر و احمد ساعتچیان به جای علی سرابی به ایفای نقش پرداختند که در آن مقطع بازی پیام دهکردی، علی سرابی و احمد مهران‌فر مورد توجه زیادی قرار گرفت.

    البته فیلم-تئاتر این اثر نمایشی با بازی پیام دهکردی، علی سرابی، نوید محمدزاده و احمد ساعتچیان عرضه شده است. مارتین مک دونا فیلم‌نامه‌نویس و فیلمساز ایرلندی – بریتانیایی است که به عنوان یکی از بهترین نمایشنامه نویسان زنده ایرلندی به جهان معرفی شده است و آثارش در چندسال گذشته مورد توجه و علاقه هنرمندان تئاتری بوده است. مک دونا برای نگارش «مرد بالشی» برنده جایزه لارنس الویر و نامزد جایزه تونی شده است.

    این متن از معدود نمایشنامه‌های خارجی است که یعقوبی برای اجرا انتخاب کرده است چون او بیشتر ترجیح می‌دهد نمایشنامه‌هایی را که خودش به نگارش درآورده است به صحنه ببرد اما به گفته یعقوبی در آن مقطع زمانی به دلیل اصلاحات زیادی که به نمایشنامه‌هایش وارد می‌شد، ترجیح داده بود اثری از مارتین مک دونا را اجرا کند.

    نمایش اثری در ژانر جنایی است و درباره قتل‌هایی است که در یک شهر اتفاق می‌افتد در حالی که این قتل‌ها کاملاً منطبق با نوشته‌های یک نویسنده هستند. این نویسنده برادری به نام مایکل دارد که کم توان ذهنی است، مایکل تحت تأثیر نوشته‌های برادر نویسنده‌اش بدون آگاهی از این اتفاق دست به کودک آزاری می‌زند، اتفاقی که خود در کودکی از سوی پدر و مادرش با آن مواجهه بوده است…

    «مرد بالشی» اثری تلخ و خشن در مذمت کودک آزاری است که البته این فضا با شوخ‌طبعی کاراکترها در هم آمیخته شده تا از تلخی و خشونت جاری در متن کاسته شود.

    فیلم-تئاترها این روزها در اکثر شهر کتاب‌ها، فروشگاه‌های فروش فیلم‌های شبکه نمایش خانگی و بعضی کتاب‌فروشی‌های معتبر قابل خرید هستند همچنین علاقه‌مندان می‌توانند با خرید اینترنتی، این محصولات را با قیمت مناسب‌تری تماشا کنند.

  • «مده آی سَن مِدار» در شهرزاد/ امین زندگانی تهیه کننده تئاتر شد

    «مده آی سَن مِدار» در شهرزاد/ امین زندگانی تهیه کننده تئاتر شد


    نمایش «مده آی سَن مِدار» به کارگردانی بورژین عبدالرزاقی از اول آذر ماه در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «مده آی سَن مِدار» نوشته آنکا ویسده به کارگردانی بورژین عبدالرزاقی و نقش آفرینی الیکا عبدالرزاقی، احمد ساعتچیان و مهدی بجستانی روی صحنه می رود.

    این نمایش به تهیه کنندگی امین زندگانی از یکم آذر ماه در پردیس تئاتر شهرزاد اجرا می شود.

    سایر عوامل نمایش عبارتند از دستیاران کارگردان: امیرحسین توانا، سیاوش قربانی، مدیر صحنه: شقایق بهزادمهر، ساخت و اجرای دکور: مانلی عبدالرزاقی، حامد بیجارچی، طراح نور و صدا: ایمان بیات فر، طراح پوستر و بروشور، ساخت تیزر، عکس های تبلیغاتی: علی جدیدی، عکس: نازنین محب علی، مشاور رسانه ای: وفا ملک زاده، روابط عمومی: مهتاب چلاجور، روابط بین الملل: فرانک حیدریان، تبلیغات مجازی: زهرا طائب.

  • احمد ساعتچیان: تماشاگر، سرمایه اصلی تئاتر است

    احمد ساعتچیان: تماشاگر، سرمایه اصلی تئاتر است

    دستیار اول کارگردان و مجری طرح نمایش «اعتراف» با اشاره استقبال گسترده از پیش فروش نه روز اول این نمایش گفت: تماشاگر، سرمایه اصلی تئاتر است.

    به گزارش تئاتر آنلاین، احمد ساعتچیان روز یکشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: افرادی که برای تماشای یک نمایش اقدام می کنند، هم هزینه و هم زمان خود را صرف یک گروه هنری کرده اند.

    وی ادامه داد: همانطور که تماشاگر به تئاتر احترام می گذارد و مشتاقانه بلیت را خریداری کرده و برای تماشا می آید، تمام تلاش خود را می کنیم که با رضایت از سالن خارج شود.

    ساعتچیان با اشاره به 45 شب اجرای معمول در تئاتر شهر برای نمایش اظهار کرد: هر گروهی به پر شدن سالن نمایش خود علاقه دارد تا برای اجرا انرژی بیشتری بگیرد و امیدواریم همین روند تا پایان اجرای نمایش «اعتراف» ادامه داشته باشد.

    وی خاطر نشان کرد: در تئاتر، تماشاگر، تماشاگر دیگر را به سالن می آورد و باید منتظر بازخورد اجراهای اول بمانیم که بسیار مهم است.

    مجری طرح نمایش «اعتراف» در خصوص آمادگی گروه برای اجرا از 29 خرداد ماه نیز گفت: مراحل نهایی دکور و مسائل فنی سالن در حال انجام است.

    وی افزود: تمرین بازیگرها و هماهنگی ورود و خروج آنها در دکور اصلی نیز به خوبی پیش می رود.

    شهاب حسینی نمایش «اعتراف» را از 31 خرداد ماه بر اساس متنی از برد میرمن به صحنه می برد و اجرای این نمایش تا پایان مرداد ماه ادامه خواهد داشت.

    پیش فروش بلیت های سه روز نخست نمایش «اعتراف» از ظهر روز دوشنبه 23 خرداد ماه آغاز و در کمتر از 24 ساعت فروخته شد.

    سپس به دلیل استقبال کم سابقه مخاطبان تئاتر، پیش فروش سه روز بعدی نیز آغاز شد که جمعه گذشته بار دیگر بلیت های موجود برای فروش به اتمام رسید.

    پیش فروش بلیت های هفته اول این نمایش در حالی به اتمام رسیده که سه روز به آغاز اجرای نمایش «اعتراف» باقی مانده است.

    بنابر استقبال مخاطبین و برنامه ریزی های انجام شده، بار دیگر سایت های ایران کنسرت و ایران نمایش از روز گذشته(شنبه) آماده فروش بلیت روزهای هفتم، هشتم و نهم تیر ماه شدند.

    در نمایش «اعتراف»، علی نصیریان، شهاب حسینی، صالح میرزا آقایی، نیما رئیسی، مهدی بجستانی، پرویز بزرگی، شهرام ابراهیمی، میثاق زارع، غزاله نظر، ایلیا نصرالهی، پرند عین بیگی، تنی آواکیان، فاطمه عرب کرمانی، مهران هاشمی و فرنام حقیقت جو ایفای نقش می کنند.

    شهاب حسینی قبل از «اعتراف» نمایش «ملاقات» را با احمد ساعتچیان در فرهنگسرای نیاوران به صحنه برده و در نمایش «کرگدن» به کارگردانی فرهاد آئیش که در سال 87 در تالار اصلی تئاتر شهر به صحنه رفت ایفای نقش کرده است.

    نشست خبری نمایش «اعتراف» امروز(یکشنبه) ساعت 11 با حضور شهاب حسینی در مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.