برچسب: احمد جولایی

  • اضافه شدن بخش ویژه در جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی

    اضافه شدن بخش ویژه در جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، پیرو نشست کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی و احمد جولایی دبیر بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی، غلامرضا نعمتی معاون اداره‌کل هنرهای نمایشی و مدیر اجرایی جشنواره با سیدمجید امامی دبیر شورای فرهنگ عمومی و رضا یعقوبی مدیرکل دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی، بخش ویژه مسابقه نمایشنامه‌نویسی با نام «ساختار فرهنگی» به سایر بخش‌های بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی اضافه شد.

    رویکردها و اولویت‌های این بخش ویژه نمایشنامه‌نویسی بدین شرح است:

    هم‌وندی اجتماعی و نظام‌های مرتبط با آن (انسجام اجتماعی ملی، پرهیز از قطبی کردن جامعه، فرهنگ مدارا، فرهنگ عفو و روحیه ایثار)

    امید آفرینی (آینده‌نگری، نشاط اجتماعی و نوآوری فرهنگی)

    خود باوری (توجه به مصرف محصولات ایرانی)

    اسراف و تجمل‌گرایی (عدم روحیه مصرف‌گرایی و الگوهای مصرف فرهنگ شهروندی، ترافیکی و استفاده از حمل و نقل عمومی، محیط زیست و منابع آبی)

    اقتصاد فرهنگ (الزامات فرهنگی، رشد، تولید و مهار تورم و مواجه با چالش‌های اقتصادی، سهم امور فرهنگ در چرخه اقتصاد)

    از تمامی نمایشنامه‌نویسان، هنرمندان و علاقه مندان دعوت می‌شود تا پایان مرداد ۱۴۰۲ به‌ منظور حضور در بخش ویژه نمایشنامه‌نویسی «صحنه ای، عروسکی، خیابانی، رادیویی و …» با مراجعه به تارنمای جشنواره بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آئینی و سنتی نسبت به ثبت تقاضا و بارگذاری آثار خود از طریق درگاه جشنواره به آدرس https://irtf.theater.ir/register/fa اقدام کنند.

    منبع

  • علی بهرامی مدیر بخش رادیو تئاتر جشنواره آیینی سنتی شد

    علی بهرامی مدیر بخش رادیو تئاتر جشنواره آیینی سنتی شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، احمد جولایی دبیر بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی، علی بهرامی را به عنوان مدیر بخش رادیو تئاتر این رویداد منصوب کرد.

    علی بهرامی پیشتر مدیریت بخش رادیو تئاتر در جشنواره های مختلف تئاتری از جمله جشنواره تئاتر مقاومت و دانشگاهی را برعهده داشته و از اعضای هیات انتخاب آثار جشنواره تئاتر فجر بوده است. وی همچنین تهیه‌کنندگی و کارگردانی برنامه‌های بسیاری از جمله برنامه رادیوتلویزیونی «تئاتر۴۱» ویژه چهل‌ویکمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر و برنامه های رادیویی «دیالوگ» و «تئاتر شهر» را در کارنامه دارد.

    بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی از ششم تا یازدهم مهر ماه سال جاری به‌صورت متمرکز و غیرمتمرکز به دبیری احمد جولایی برگزار خواهد شد.

    منبع

  • برگزاری جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی در نیمه اول مهر

    برگزاری جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی در نیمه اول مهر

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی از ششم تا یازدهم مهر ۱۴۰۲ در بخش‌های مختلف نمایشی (رقابتی و غیر رقابتی) و پژوهشی میزبان علاقه‌مندان به گونه‌های متعدد نمایش‌های آیینی و سنتی خواهد بود.

    بخش‌های مختلف این رویداد هنری عبارتند از:

    الف) نمایش‌های ایرانی

    الف۱) بخش ویژه

    الف۲) بخش موضوعات آزاد

    الف۳) بخش دانشجویی

    ب) مجالس شبیه‌خوانی

    ب۱) مجالس نو

    ب۲) مجالس غریب

    ج) نمایش‌های عروسکی سنتی

    ج۱) نگاه نو/ الگوی کهن

    ج۲) بخش اجراهای اساتید

    ه) بخش هنرهای نمایشی فردی، نقالی و روایت‌های ملی و کارآواها

    ه۱) بخش الگوی کهن/ نگاه نو

    ه۲) اجراهای استادان

    و) معرکه‌ها، آیین‌ها و بازی‌های نمایشی

    ز) نمایش‌های آیینی و سنتی ملل

    ح) نهمین سمینار بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی

    ط) پنجمین مسابقه نمایشنامه‌نویسی

    ی) نمایشگاه هنرهای نمایشی ایرانی

    تاکنون نزدیک به ۲۵۰ اثر برای حضور در بخش های مختلف این رویداد هنری در سامانه جشنواره نمایش های آیینی و سنتی ثبت شده است و امکان برگزاری بخش‌های مختلف این جشنواره به صورت متمرکز و غیر متمرکز در تهران و استان‌های مختلف وجود دارد.

    مهلت زمان بارگذاری و دریافت اطلاعات ثبت‌نام در بخش‌هایی از بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی همچنان ادامه دارد و علاقه‌مندان می‌توانند به منظور کسب اطلاعات بیشتر به سایت جشنواره به نشانی (https://irtf.theater.ir) مراجعه کنند.

    بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی به دبیری احمد جولایی در پاییز ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد.

    منبع

  • علی نصیریان عضو شورای سیاستگذاری جشنواره نمایش‌های آیینی وسنتی شد

    علی نصیریان عضو شورای سیاستگذاری جشنواره نمایش‌های آیینی وسنتی شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره‌کل هنرهای نمایشی، محمود سالاری معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس شورای سیاست‌گذاری بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی روز گذشته یکشنبه چهاردهم اسفند طی احکام جداگانه‌ای اعضای شورای سیاست‌گذاری این رویداد هنری را معرفی و منصوب کرد.

    در این مراسم که با حضور محمود سالاری معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی و رییس جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی و احمد جولایی دبیر بیست‌ و یکمین دوره این جشنواره برگزار شد، علی نصیریان، داوود فتحعلی‌بیگی، غلامرضا منتظری، حسن قنادیان، محمدباقر قهرمانی و هوشنگ جاوید به‌ عنوان اعضای شورای سیاست‌گذاری بیست و یکمین جشنواره بین المللی معرفی شدند.

    متن حکم به شرح زیر است:

    «نمایش ایرانی درّ گرانقدر گنجینه هنر ایرانی است. گنجینه ارزشمندی که قرن‌هاست زیباترین و ناب‌ترین آفریده‌های هنرمندان بزرگ و نیک نام این سرزمین را در خود دارد. بر ماست که این سرمایه گران‌سنگ را قدر دانسته و در پویایی و پایایی آن به قدر توان و شاید بیش از آن بکوشیم.

    موجب خرسندی و سپاس است که با حضور و همراهی ارزشمندتان به عنوان «عضو شورای سیاست‌گذاری بیست و یکمین جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی» یاریگر ما در این رویداد فاخر ملی هستید.

    امید که با حضور و همراهی شما و ارائه پیشنهادات سازنده و اثرگذار شاهد برگزاری هرچه شایسته‌تر این رویداد هنری ارزشمند باشیم.

    از پروردگار مهربان برای شما پیروزی و سربلندی آرزو دارم.»

    بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی سال آینده در تهران برگزار خواهد شد.

  • احمد جولایی دبیر جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی شد

    احمد جولایی دبیر جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی شد

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی طی حکمی احمد جولایی مدرس و پژوهشگر تئاتر را به عنوان دبیر بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی منصوب کرد.

    متن این حکم بدین شرح است:

    «جناب آقای احمد جولایی

    با سلام و احترام

    نمایش‌های آیینی و سنتی از سرمایه‌های گرانسنگ فرهنگی ایران اسلامی و از گنجینه‌های ارجمند هنری در جهان محسوب می‌شود. پاسداشت، حفظ و ترویج این گونه‌های ارزشمند و روز آمد کردن نگاه و رویکرد به این حوزه از وظایف خطیر تمامی دغدغه‌مندان فرهنگ و هنر کشور است.
    جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی و سنتی به عنوان بزرگ‌ترین گردهمایی اهالی شریف نمایش‌های ایرانی، مجال مغتنمی‌ست برای پویایی هر چه بیشتر این گونه‌های هنری.

    به موجب این حکم به عنوان دبیر بیست و یکمین جشنواره بین المللی نمایش‌های آیینی و سنتی منصوب می‌شوید. امید که در سایه مهر پروردگار، با بهره‌گیری از تجربیات ارزشمند ادوار پیشین و پیشکسوتان، استادان و صاحبنظران این حوزه و با توجه ویژه به رویکردهای پژوهشی و علمی در اعتلاء و ارتقای جایگاه این رویداد هنری موفق و سربلند باشید.»

    احمد جولایی، متولد ۱۳۳۵ در شهر بوشهر، دارای مدرک فوق‌لیسانس در رشته بازیگری و کارگردانی و مدرک دکترا در رشته پژوهش هنر از دانشگاه مسلمانان هند است.

    عضویت در هیات‌ علمی دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر، مدیر و موسس گروه نمایش در مقاطع مختلف دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر، تدریس در دانشگاه سوره و دانشکده هنر و معماری تهران از جمله دیگر فعالیت‌های این پژوهشگر و مدرس تئاتر به شمار می‌آید.

    حضور او به عنوان استاد راهنما و مشاور در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد منجر به نگارش قریب به هفتاد رساله دانشگاهی شده است و براین اساس او را به عنوان پدر تئاتر علمی جنوب ایران می‌شناسند.

    دبیر اجرایی کنگره رییسعلی دلواری سال ۱۳۷۲، مدیرکل و دبیر جشنواره بین‌المللی فیلم رشد از سال ۱۳۸۳ به بعد، موسس دانشکده هنر و معماری در شهرستان برازجان، سخنرانی و ارائه مقاله در سمینارهای بین‌المللی کشورهای تاجیکستان، هندوستان و افغانستان و …، طراحی اولین جشنواره سراسری تئاتر دانشجویی کشور در دانشگاه آزاد بوشهر در سال ۱۳۷۲ از جمله سمت‌های مدیریتی این پژوهشگر و استاد دانشگاه است.

    «ارزش ادبی نسخ تعزیه ایرانی»، «قابلیت‌های دراماتیک متون کهن ادب فارسی»، «جُربزه‌های نمایشی شاهنامه» و کتاب ۵ جلدی «نمایش معاصر عرب» از آثار این هنرمند در حوزه پژوهش نمایشی محسوب می‌شود.

  • یادبود خسرو بامداد برگزار شد/استادی که پدرانه کنار دانشجویانش بود

    یادبود خسرو بامداد برگزار شد/استادی که پدرانه کنار دانشجویانش بود

    آیین نکوداشت زنده‌یاد خسرو بامداد روز شنبه ۲۱ آبان با حضور مدیرکل هنرهای نمایشی و جمعی از هنرمندان در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، آیین نکوداشت زنده‌یاد خسرو بامداد، مدرس، محقق، بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر عصر روز شنبه ۲۱ آبان با حضور کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی، خانواده این هنرمند و جمعی از هنرمندان در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

    کاظم نظری مدیرکل هنرهای نمایشی در ابتدای این مراسم با بیان اینکه امیدوار است در آینده در فضایی مطلوب و دور از غم با یکدیگر گفتگو کنیم، بیان کرد: زنده‌یاد استاد بادمداد، خسرو خوبان، مرد بزرگی بود. او معلم بنده بوده و همچنان هست. منش و دانش او بسیار به من آموخت.

    نظری در پایان سخنانش ضمن عرض تسلیت به خانواده زنده‌یاد بامداد و جامعه هنری گفت: ایشان در قلب من و قلب همه دانشجویانش همیشه زنده است. او همیشه و در همه جا به ویژه در دانشگاه اراک تمام قد و با همه وجود، سختی‌ها را به جان می‌خرید و عاشقانه و پدرانه کنار دانشجویان بود و به آنها تاکید می‌کرد تا مطالعه کنند و دانش‌شان را نسبت به هنر نمایش افزایش دهند.

    در ادامه مانی بامداد، فرزند این هنرمند فقید، از انتشار تمامی آثار زنده‌یاد بامداد با حمایت اداره کل هنرهای نمایشی خبر داد.

    وی اظهار کرد: کتابخانه شخصی پدر به مجموعه تئاتر شهر تقدیم خواهد شد تا دانشجویان بتوانند از این گنجینه کوچک استفاده کنند.

    در ادامه احمد جولایی، نویسنده و پژوهشگر تئاتر نیز با حضور روی صحنه تماشاخانه سنگلج ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت بامداد، گفت: خسرو الماس دنیای هنر بود. او برای دانشجویان بسیار زحمت کشید. پیش از آنکه به خودش بیاندیشد به خانواده و دانشجویانش فکر می‌کرد. اینقدر که برای دانشجویان تلاش می‌کرد به دنبال مطالبات شخصی و اداری نبود. اینها همگی نشان از بزرگمردی، رادمردی و دریادلی او دارد.

    وی ادامه داد: خاک قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) جواهرات زیادی در سینه خود داشت، آلبومش کم بود و خسرو را به این آلبوم اضافه کرد.

    جولایی افزود: در حدیث آمده است که اولاد پاک و خلف صدقه جاریه است که می‌تواند، منجر به بازماندن نام نیک از آدمی باشد و مانی اولاد خلف زنده‌یاد خسرو بامداد است. امیدوارم هرچه خاک اوست باقی عمر بازماندگانش به ویژه مانی عزیز باشد.

    این نویسنده و پژوهشگر تئاتر مطرح کرد: دانشجویان زنده‌یاد بامداد هر زمان از دانشی که به آنها آموخت، استفاده کنند و از او به نیکی یاد کنند، گویی استاد زنده است و این همان مصداق «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق» خواهد بود. چراکه خسرو با عشق نفس می‌کشید، دم او عشق بود و بازدمش عشق. امیدوارم این ترانه عشق بر لبان همه دانشجویان و هنرمندان ایران زمین باقی بماند و خسروها به جای او در خاک هنر رویش داشته باشد.

    علی میرزایی فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر تئاتر و سینما، بهار رئیس انجمن ادبی استان سمنان و محمد ابراهیمیان نویسنده، منتقد و کارگردان تئاتر از دیگر سخنرانان مراسم بودند که به بیان خاطراتی از همراهی‌شان با این هنرمند فقید پرداختند و یاد و خاطره او را گرامی داشتند.

    پخش کلیپ، شعرخوانی علیرضا عامری در وصف زنده‌یاد خسرو بامداد و خوانش ۲ دلنوشته‌ با یادی از خاطرات بامداد به قلم جمعی از دانشجویان ورودی ۱۳۷۴ دانشگاه آزاد اسلامی اراک بخش‌های دیگری از این مراسم بودند.

  • نگاه نادرستی که کمر «تعزیه» را شکست/ «پژوهش» نقطه مغفول نمایش ملی

    نگاه نادرستی که کمر «تعزیه» را شکست/ «پژوهش» نقطه مغفول نمایش ملی

    احمد جولایی پژوهشگر باسابقه تعزیه و نمایش‌های ایرانی با اشاره به ویژگی‌های یک نسخه‌نویس متبحر تعزیه، معتقد است بی‌توجهی به پژوهش در زمینه تعزیه نقطه مغفول این هنر ملی است.

    تئاتر آنلاین-سرویس هنر-آروین موذن‌زاده: همه ساله از اول ماه محرم مردم ایران به مناسبت سالروز واقعه کربلا در شهرها و روستاهای ایران در کنار آیین‌های مختلف عزاداری مراسم تعزیه نیز برگزار می‌کنند.

    هنر تعزیه در طول زمان تغییراتی به خود دیده‌است اما هنوز هم جزو اصیل‌ترین و پرقدمت‌ترین هنرهای ایرانی و اسلامی مردمان کشورمان به حساب می‌آید و هرساله در شهرها و استان‌های مختلف مردم به تماشای مراسم شبیه خوانی و تعزیه می‌نشینند.

    در طول سال‌ها تعزیه جایگاه ویژه‌ای نزد مردم پیدا کرده است و بسیاری از مخاطبان با تعزیه‌های عاشورایی همراه می‌شوند و برای امام سوم شیعیان و یاران وفادارش سوگواری می‌کنند اما اگر بخواهیم از دید هنرهای نمایشی به تعزیه نگاه کنیم متوجه بی توجهی نهادهای آکادمیک و تئاتری به این هنر اصیل ایرانی خواهیم شد.

    تعزیه ایران، در سازمان یونسکو به ثبت جهانی رسیده است اما تلاشی برای ثبت و حفظ نسخه‌های قدیمی آن نمی‌شود و پژوهشگران و محققانی که علاقه مند به فعالیت در این حوزه هستند، مورد حمایت قرار نمی‌گیرند و اصولا پژوهشکده‌ای برای ثبت و نگهداری پژوهش‌ها و نسخ تعزیه وجود ندارد همچنین در دانشگاه‌ها نیز تنها ۲ واحد «آشنایی با تعزیه» در رشته نمایش به دانشجویان تدریس می‌شود که برای شناخت دانشجویان تئاتری از ویژگی‌های این هنر ملی بسیار اندک است.

    در راستای بررسی تئاتر دینی در ایران و تاثیر آیین‌ها و مراسم مذهبی بر شکل گیری هنر نمایش و نمایش دینی به خصوص تعزیه، با دکتر احمد جولایی پژوهشگر و مدرس دانشگاه گفتگویی انجام دادیم. جولایی در بخش ابتدایی این گفتگو درباره شکل گیری آیین‌ها در کشورهای مختلف، بیرون آمدن تئاتر از دل آیین، شکل گیری دیالوگ نویسی در تعزیه و حمایت نکردن از این هنر در دوران قاجار و بعد از مرگ ناصرالدین شاه صحبت کرد

    این کارشناس هنرهای نمایشی در بخش پایانی این گفتگو مشخصا روی تعزیه متمرکز شد و به دلایل متوقف شدن نسخه‌نویسی در تعزیه، خاستگاه تعزیه، نبود حمایت از پژوهش و تحقیق درباره این هنر ملی، تغییراتی که تعزیه به لحاظ فرمی می‌تواند داشته باشد و لزوم دراماتورژی در تعزیه پرداخته شد.

    در بخش دوم و پایانی این گفتگو می‌خوانید:

    * دکتر جولایی، به نظر شما علت اینکه نسخه‌نویسی تعزیه در دهه‌های اخیر متوقف شده است، چیست؟

    نسخه تعزیه را با چند عنوان «نسخه، «بیاض»، «طومار»، «دستک» و واژه‌های مختلف دیگری می‌شناسیم. برای آماده شدن نسخه تعزیه معمولا یک نسخه‌نویس آن را کامل نمی‌کند. نسخه‌نویس در نگارش متن از بخشی از اشعار دیگران مخصوصا مرثیه سود می‌برد. خاصیت بزرگی که مرثیه دارد این است که خیلی موجز است و خیلی هم زود سر اصل مطلب می‌رود.

    نکته دوم در انتخاب مرثیه این است که مرثیه اصل را بر این می‌گذارد که همه موضوع را می‌فهمند و فقط قرار است از زاویه دیگری به موضوع نگاه کند. هیچ کس نیست که نفهمد در واقعه عاشورا و یا شب تاسوعا چه اتفاقی رخ داده است. وقتی تعدادی مرثیه‌نویس خوب وجود داشته باشند مثل محتشم، صائب، کلیم و حتی افراد دیگری مثل ناصرخسرو، مولوی و حافظ که به حوادثی در کربلا اشاره کرده‌اند، انتخاب برای نسخه‌نویس آسان می‌شود و او نمونه‌های خوب را انتخاب می‌کند.

    یادمان باشد تعزیه یا نسخه‌نویسی یک نوع گزینه گرایی است و هر چیزی در آن به درد نمی‌خورد، گرچه ما نسخه‌های تعزیه‌ای که ورژن‌های مختلفی از یک حادثه باشند هم داریم؛ مثلا وقتی به مجموعه نسخ تعزیه از مجموعه «واتیکان»، «خوچکو»، «شرلی»، «سرهنگ سر لوییس پلی» و … نگاه کنیم، می‌بینیم که ادعا شده در برخی از این مجموعه‌ها ۱۰۵۰ مجلس تعزیه وجود دارد در حالی که بسیاری از آنها تکراری است. ما مجالس تعزیه‌ای که کاملا نظم نباشند کمتر داریم، نثر کامل که اصلا نداریم. وقتی مجلسی به نظم نوشته می‌شود یعنی یک زبان فاخر دارد چون به نظم کردن یک موضوع کار سختی است.

    چندی پیش در سخنرانی که در دانشگاه بیرجند داشتم بخشی از اشعار یک مجلس تعزیه را تکثیر کردم و در اختیار دانشجویان ادبیاتی که در سالن حضور داشتند، قرار دادم و به آنها گفتم که از روی شعر بخوانند، در حالی که این شعر مشکلات قافیه‌ای داشت و در خواندن آن سکته ایجاد می‌شد اما وقتی تصاویر همان تعزیه را برایشان پخش کردم با توجه به موسیقی و دستگاه‌های تعزیه این شعر کاملا در دهان شبیه‌خوان می‌نشست. چون این اشعار برای دهان گردانی یا دهان چرخوانی نوشته می‌شوند نه برای خوانش شعر ادبی که مقوله جدایی است. پس یک نسخه‌نویس تعزیه باید چقدر زیرک باشد که شعری را که برای خواندن نوشته شده، برای دهان گردانی تنظیم کند تا این شعر در ردیف‌های آوازی ایرانی جای بگیرد.

    * درواقع نسخه‌نویس به نوعی کار ترانه سرایی هم انجام می‌هد.

    بله درست است. نسخه‌نویس باید هم موسیقی و درام را به خوبی بشناسد و هم با ادبیات آشنا باشد.

    * پس الان کمتر افرادی با این ویژگی‌ها وجود دارند که بتوانند نسخه‌های تازه‌ای بنویسند؟

    بله کمتر داریم. به ۲ دلیل؛ اول اینکه هم تولید ادبی کم است و هم کسی که این طنازی را داشته باشد که بتواند موسیقی و دهان چرخوانی را بفهمد و قواعد درام و حرکت را بداند و بتوان همه این موارد را گزینش کند و در یک قالب قرار دهد، کم داریم.

    امیرکبیر متوجه این نکته ظریفی که شما اشاره کردید شده بود. او به این مساله پی برده بود که نسخه‌های تعزیه ایرانی که وجود دارد دارای نوعی زیاده گویی هستند چون اشعار معمولا از چند جا انتخاب می‌شدند و مثلا ممکن بود در مرثیه‌ای به ۲ بخش از یک حادثه اشاره و در مرثیه بعدی به ۳ بخش از آن واقعه پرداخته شود که این تکرار باعث طولانی شدن و زیاده گویی نسخه‌های ایرانی شده بود و اولین کسی که دستور داد نسخه‌ها مُنَقح شود امیرکبیر بود. او فرد بسیار زیرکی بود و کمتر شنیده‌ام که کسی دست به چنین کاری بزند.

    * درباره خاستگاه تعزیه نظرات متفاوتی وجود دارد. با توجه به منابع مختلفی که شما مطالعه کرده‌اید، خاستگاه تعزیه را از کجا می‌دانید؟

    برخی معتقدند خور و جندق و بیابانک، خاستگاه تعزیه بوده است اما ادعای آقای جنتی عطایی هم وجود دارد که معتقد است تعزیه از طریق حیدرآبادی‌های دَکَن از بندرعباس وارد شده است.

    من آوریل گذشته به حیدرآباد و دکن رفته بودم. در آنجا ۱۱ هزار تکیه وجود داشت که ۵ هزارتای آن را اوقاف و ۶ هزار تکیه را مردم اداره می‌کردند. هنوز شیعیان جنوب هند در دکن به تعزیه اهمیت فراوانی می‌دهند. جنتی عطایی معتقد است بعد از شکست قُطُب شاهیان و عادل شاهیان، شیعیانی که به جنوب ایران آمدند با خودشان تعزیه را هم به ایران آوردند.

    عده‌ای دیگر اعتقادشان براین است که تعزیه از طریق عراق و مرز خوزستان وارد ایران شد. زائرانی که برای زیارت به عتبات رفته بودند تعزیه را دیدند و از آن خوششان آمد و تصمیم به ثبت و ضبط آن گرفتند و بعد که به ایران آمدند آن را تکثیر کردند.

    * با توجه به ارجاع‌هایی که می‌دهید یعنی ایران خاستگاه تعزیه نبوده است؟

    نه اینکه ایران خاستگاه تعزیه نیست بلکه این نظر وجود دارد که دارای خاستگاه‌های متعددی بوده است. اعتقاد دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه خاستگاه تعزیه روستای زیارت بوده است که در استان بوشهر و نزدیک شهرستان برازجان قرار دارد.

    از عراق و هند و کشورهای جنوب خلیج فارس افراد زیادی برای زیارت به این روستا می‌آمدند به همین جهت زیارت نام گرفته است و الان هم خانواده فاطمی که در آنجا تعزیه‌گردانی می‌کنند، یکی از باسابقه ترین خانواده‌های تعزیه‌گردان در جنوب ایران محسوب می‌شوند و تا چندسال قبل هم بانوفاطمی زنده بود و کار تعزیه گردانی انجام می‌داد که الان پسرهایش به این کار مشغول هستند. پس خاستگاه تعزیه می‌تواند جابجا شده باشد.

    تعزیه جزو معدود گونه‌های شناخته شده نمایشی جهان است که سیر پلکانی سنی دارد و این مساله کمتر در دیگر گونه‌های نمایشی مشاهده شده است اما در تعزیه تا کسی طفل خوانی نکند به جوان خوانی نمی‌رسد، تا کسی جوان خوانی نکند به عاقله خوانی نمی‌رسد، تا کسی عاقله خوانی نکند امام خوان نمی‌شود و تا کسی امام خوان نباشد تعزیه گردان و مرشد نمی‌شود

    * آموزش و تربیت تعزیه‌خوان در حفظ این هنر چقدر تاثیرگذار است؟

    یکی از مسائلی که در تعزیه اهمیت زیادی دارد تربیت شبیه خوان است. تعزیه جزو معدود گونه‌های شناخته شده نمایشی جهان است که سیر پلکانی سنی دارد و این مساله کمتر در دیگر گونه‌های نمایشی مشاهده شده است اما در تعزیه تا کسی طفل خوانی نکند به جوان خوانی نمی‌رسد، تا کسی جوان خوانی نکند به عاقله خوانی نمی‌رسد، تا کسی عاقله خوانی نکند امام خوان نمی‌شود و تا کسی امام خوان نباشد تعزیه گردان و مرشد نمی‌شود.

    در این مسیر ۵۵-۶۰ سال تجربه خوابیده است و آن موقع است که فرد می‌تواند به شرط باسواد بودن دست به نوشتن نسخه بزند که معمولا از معدود آدم‌های خوش فکر ایرانی کسانی هستند که تعزیه می‌خوانند به جز استثناهایی که حافظه بسیار خوبی داشتند و بدون سواد نسخه‌ها را به دلیل نوع ملودی و آهنگ و قطعات شعرش از حفظ می‌کردند. تعزیه‌خوان‌ها جزو معدود گروه‌های باسواد ایرانی چه در روستاها و چه در شهرها هستند.

    اما وقتی که شرایط برای پرورش شبیه‌خوان فراهم نیست نسخه‌نویسی هم به محاق می‌رود. نکته دیگر اینکه می‌توان گفت، قریب به اتفاق سوژه‌های تعزیه تا امروز کار شده است. اگر همه حوادثی را که در تاریخ صدر اسلام رخ داده مرور کنیم می‌بینیم که مجالس تعزیه‌شان وجود دارد.

    حتی مجالس تعزیه پیامبران قبل از اسلام مثل حضرت ابراهیم (ع) و زکریا(ع) و سلیمان (ع) و یا پیامبران دیگر در دسترس است تا برسیم به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) تا مولا علی (ع) و امام حسن (ع) که همگی مجالس شهادتشان وجود دارد.

    بعد از آنها به امام حسین (ع) و یارانش می‌رسیم که مجالس تعزیه ۷۲ تن از یارانش به شکل منفصل و متصل وجود دارد. وقتی همه اینا را کنار هم می‌چینید، متوجه می‌شوید که تاریخ صدر اسلام را می‌توان در آینه تعزیه رصد کرد اما بعد از این تعزیه تا جایی ادامه پیدا کرد که به شاه شهید (ناصرالدین شاه) ختم شد و بعد از ناصرالدین شاه دیگر امکان سرمایه گذاری به لحاظ وقت و انرژی در تعزیه فراهم نشد. وقتی فعالیتی ممنوع می‌شود دیگر چه کسی حاضر است برای یک فعالیت ممنوعه چنین کار سختی انجام دهد چون مطمئن است کارش به اجرا نمی‌رسد. از اینجا است که در نگارش نسخه‌های تعزیه وقفه به وجود می‌آید.

    نکته دیگر نیز این است که وقتی که در وزارتخانه‌ای مثل وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری و یا بخش سیاست فرهنگی جامعه مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی تعزیه زیاد جایگاه معلومی ندارد با وقفه در توسعه این فعالیت روبرو می‌شویم.

    تعزیه تلفیقی از درام و موسیقی است و زمانی که از طرف نهادهای بالادستی به آن بی توجهی می‌شود کم کم تاثیر خود را از دست می‌دهد و به حاشیه می‌رود. تعداد کسانی که در ایران تعزیه تدریس می‌کنند کم هستند و کسانی هم که تبلیغ تعزیه می‌کنند -که تعدادشان بیشتر است – نگاهشان به تعزیه نگاه آنتروپولوژی (مردم‌شناسی) است که همین نگاه کمر تعزیه را شکانده است.

    البته نه اینکه من با آنتروپولوژها مخالف باشم بلکه معتقدم نگاه آنتروپولوژی می‌تواند به پوسته یک قضیه نگاه کند اما درونش را کاوش نمی‌کند. در بیشتر اطلاعاتی که راجع به تعزیه به دستمان می‌رسد درباره مسائل بیرونی تعزیه صحبت می‌شود در حالی که تعزیه مانند پیاز و یا گنبد لایه‌ها و پوشش‌های متعددی دارد و کسی می‌تواند درون این گنبد نفوذ کند که دراماتورژ باشد نه آنتروپولوژ. وقتی که ما تعداد دراماتورژهایمان کم می‌شود تعزیه به لحاظ فنی آنالیز نمی‌شود.

    * گلایه بسیاری از تعزیه‌خوان‌های قدیمی نیز این است که در سال‌های اخیر تعزیه‌خوان‌ها به دنبال خواندن تعزیه‌های «دهه» هستند و تعزیه‌های «غریب» دیگر موردتوجه نیست و ترجیح بر این است که در طول مناسبت‌ها بیشتر تعزیه‌های شناخته شده‌ای که مردم نیز با آن‌ها آشنا هستند، خوانده شود.

    بله شیعه نسبت به حادثه کربلا خیلی متعصب و متاثر است و بی اغراق هم نیست که می‌گویند کعبه شیعیان کربلاست و چون در کربلا اهم وقایع رخ داده برایشان از اهمیت زیادی برخوردار است.

    کربلا می‌تواند تبلور همه ناملایماتی باشد که از دوره خود پیغمبر(ص) شروع شد مثل اتفاقات شعب ابی‌طالب، تا شکاندن دندان ایشان و ریختن خاکستر روی سرشان تا در نهایت اتفاقاتی که بر سر تدفین و جانشینی پیامبر(ص) به وجود آمد و نحوه امضا گرفتن از امام اول شیعیان برای واگذاری جانشینی.

    در زمان امام دوم نیز نفوذ آنقدر سخت شد که به خانه‌شان رخنه کردند چون قاتل امام حسن (ع) همسرش است و ایشان را با زهر مسموم می‌کند.

    امام سوم که دیگر علن است. وقتی که امام ظرفیتی مثل حج را رها می‌کند. حج امر ساده‌ای که نیست و تاکید موکد شده که هر مسلم وقتی توانایی اش را دارد باید به حج برود اما امام حسین (ع) از حج برمی‌گردد چون نمی‌خواهد در آنجا خون بریزد چون اگر خون بریزد از این پس حرمت حرم از بین می‌رود و این مساله که هرکس به آنجا پناهنده شد کسی حق ندارد خونش را بریزد، زیر پا گذاشته می‌شود.

    تعزیه مانند پیاز و یا گنبد لایه‌ها و پوشش‌های متعددی دارد و کسی می‌تواند درون این گنبد نفوذ کند که دراماتورژ باشد نه آنتروپولوژ. وقتی که ما تعداد دراماتورژهایمان کم می‌شود تعزیه به لحاظ فنی آنالیز نمی‌شود

    پس امام حسین(ع) برای حفظ حرمت خانه خدا که از زمان حضرت ابراهیم (ص) حرمت آن حفظ شده و خونی در آنجا ریخته نشده است از مکه کوچ می‌کند. ایشان در آن شرایط بسیار سخت می‌خواهد از موطنش به جایی برود که مردمش در حمایت از او برایش نامه نوشته‌اند اما نمی‌تواند روی حرفشان زیاد حساب کند چون اگر اینطور بود بی پروا به سمت کوفه می‌رفت اما امام حسین (ع) به آنجا قاصد می‌فرستد تا از صحت و سقم قضیه باخبر شود.

    امام معصوم ما قرآن را از حفظ است و چه کسی بهتر از او می‌تواند قرآن را تفسیر کند. قرآن می‌فرماید «هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ» خداوند می‌فرماید اگر در جایی هستید که محل کفر است مهاجرت کنید منتهی هجرتی که معلوم و تاثیرگذار باشد.

    امام حسین (ع) نیز اهل سیاست و تدبر است و زمانی از مکه خارج می‌شود که همه دارند به آنجا می‌آیند پس برای نشان دادن مخالفتش با حکومت خروجش در جهت مخالف است. مساله بعدی مجاهدت است و مهاجرت در جهت جهاد است که صورت می‌گیرد. این جهاد در راه خداست با اموال و جانشان خواهد بود و چه اموالی ارزشمند تر از خانواده یک مسلمان، از این رو است که امام حسین(ع) به همراه خانواده‌شان مهاجرت می‌کند.

    امام یک فرد پاکباخته است و به مصداق آیه قرآن عمل می‌کند و در آخرین لحظه رو به آسمان می‌گوید «چون می‌دانم که می‌بینی بر ما چه می‌گذرد و رضایت داده‌ای به این اتفاق من نیز به رضای تو راضی ام.» فرد، دیگر از این پاکباخته تر.

    از همین رو وقایع کربلا هسته مرکزی هنر تعزیه است و شاید کمتر مجلس تعزیه‌ای پیدا کنید که گریزی به کربلا نزده باشد. هر مجلسی درباره هر موضوع دیگری غیر از کربلا هم که باشد بالاخره پیوندی با حادثه یا موضوعی در ارتباط با کربلا پیدا می‌کند.

    * اگر دراماتورژهایی وجود داشتند که می‌توانستند به درستی کارشان را انجام دهند، باعث تغییراتی در شکل و شمایل تعزیه می‌شد یا خیر؟

    به لحاظ فرم چرا ممکن بود این اتفاق بیفتد و معتقدم که همین الان هم فرصت هست که فرم تعزیه را تغییر داد اما تعزیه به لحاظ جوهره امکان تغییر ندارد به این مفهوم که شما تعزیه‌ای را پیدا نمی‌کنید که در آن سیدالشهدا (ع) در جنگ پیروز شود و حتی فکرش را هم نمی‌شود کرد چون اینجا با باور مردم سروکار داریم.

    تعزیه وسیله است نه هدف پس از این منظر هدف اصلی در این مسیر، مصائب شخصیت اصلی این نوع نمایش است و تعزیه وسیله نمایش این مصائب است. وسیله نمی‌تواند جوهر را تغییر دهد اما می‌تواند عرض یا شکل و نحوه گفتن را عوض کند.

    * فکر می‌کنید با وضعیتی که این روزها تعزیه در کشور ما دارد چقدر به مکان ثابتی برای اجرای این نوع از نمایش‌ها نیازمند هستیم. وجود یک تکیه دولت جدید برای اجرای تعزیه چقدر در جذب مخاطب موثر است و اصلا هنوز این نوع از نمایش‌ها برای تماشاگران جذابیت دارد که بخواهند برایش مکان ثابتی درست کنند که درهمه طول سال اجرای برنامه داشته باشد؟

    ما مجلس‌هایی غیر از مجالس تعزیه «تَف» که مربوط به روز دهم عاشورا است، داریم. حتی در برخی از شهرهای ایران در ماه محرم و صفر نزدیک به مجلس تعزیه برگزار می‌شود البته به این نوع مجلس‌ها مجلس «تفاریقک» یعنی متفرقه می‌گویند. چون این نوع از تعزیه ها، تعزیه‌های کاملی نیستند و ممکن است گوشه، پیش واقعه یا واقعه باشند یا اینکه هر سه کنار هم قرار بگیرند.

    اما در مورد آموزش تعزیه معتقدم که وزارت علوم هنوز متقاعد نشده که باید حداقل برای آموزش آکادمیک رسمی، طرحی بنویسد که واژه «درس تعزیه» در دانشگاه توسعه پیدا کند.

    این اتفاق به ۲ علت رخ نداده است اول به دلیل منابع خام و آنالیز نشده‌ای که در اختیار داشته و دیگر به دلیل نداشتن اساتید خبره و اهل فنی که بتوانند تعزیه را تدریس کنند. البته خدای نکرده این مساله برداشت نشود که منظورم این است که من می‌تواند و دیگری نمی‌تواند. وقتی قریب به اتفاق مدرسان ما در حوزه تعزیه را نگاه می‌کنید، می‌بینید که تحصیلاتشان ارتباطی به تعزیه نداشته یا خارج از ایران بوده است البته به جز دکتر محمدرضا خاکی یا دکتر محمود عزیزی که با وجود تحصیل در فرانسه موضوع رساله شان تعزیه بوده است و جزو استثناها هستند.

    پس وقتی که وزارت علوم تنها ۲ واحد «آشنایی به تعزیه» را به تعزیه اختصاص می‌دهد به این معنی است که ملغمه‌ای از کارگردانی و بازیگری و متن را در تعزیه آموزش دهید که برای یک دانشجوی رشته نمایش کافی نیست.

    نکته مورد توجه دیگر این است که ما جزو معدود کشورهایی هستیم که تعزیه‌مان در یونسکو ثبت شده است. خود مجموعه یونسکو برای پژوهشکده‌ها بودجه دلاری پیش‌بینی کرده است اما تاکنون هیچ کس در اداره کل هنرهای نمایشی قدمی در این راستا برنداشته در حالی که متولی این موضوع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان نهاد بالادستی هستند و دریغ از تاسیس یک پژوهشکده در این سال ها.

    در شهرستان‌ها گاهی برخی از مدیران حرف‌هایی زده اند اما تاکنون مرکزی ثبت نشده است. البته نباید از فعالیت افرادی که در زمینه پژوهش در مورد تعزیه فعالیت می‌کنند و کتاب و مقاله در این زمینه می‌نویسند. افرادی بی‌ادعاتر هم وجود دارند که به صورت تجربی و نه کاملا علمی عده‌ای را تربیت می‌کنند چون در تعزیه می‌پذیرند که فرد بی تجربه‌ای را از ابتدا برای تعزیه خوانی آموزش دهند اما در نهایت معتقدم که شرایط آموزش شرایط مطلوبی نیست گرچه آمار فروش لباس و وسایل تعزیه علی رغم گرانی‌شان، همچنان بالاست.

    * خلا نداشتن یک پژوهشکده ثابت برای تعزیه با توجه به محدود شدن فعالیت‌ها و نوشتن نسخه‌های جدید چقدر احساس می‌شود؟

    وقتی که ما در جنوب ایران با نسخه‌های تعزیه‌ای که درون بامبو بود، برخورد کردیم متوجه شدیم که برخی از این مجالس که زیاد مورد توجه نبوده‌اند سال‌هاست که درون این بامبوها مانده و کسی سراغشان نرفته است.

    در طول این سال‌ها حشره یا که درون بامبو بوده کل نسخه را خورده و تنها مقداری پودر از نسخه باقی مانده است. من شاهد بودم در استان مرکزی و در اراک و تفرش نسخه‌هایی بقچه بقچه نسخه‌هایی در خانه‌های افراد وجود دارد اما علی رغم اینکه این نسخه‌ها از نسل‌های گذشته به آنها رسیده و ارث خانوادگی شان محسوب می‌شود به دلیل کمبود جا آنها را واگذار کرده یا دور ریخته‌اند.

    البته جاهایی هم وجود دارد که نسخه‌های تعزیه بازنویسی می‌شود و نسخه‌های قدیمی را هم نگهداری می‌کنند در این میان به نسخه‌های کم نظیری دست پیدا کردیم که نسخه مس، طلا و نقره داشتتند که بسیار قابل توجه است اما ما چندتا از این نسخه را حفظ کردیم.

    وقتی یونسکو می‌گوید من برای پژوهش درباره تعزیه هزینه می‌کنم ما می‌توانیم بخشی از هزینه‌ای را که چندین بار در سال در شهرستان‌ها مختلف چه در سطح ملی و چه در سطح شهرستان‌ها صرف برگزاری سوگواره‌ها می‌کنیم در زمینه پژوهش تعزیه متمرکز کنیم

    وقتی یونسکو می‌گوید من برای پژوهش درباره تعزیه هزینه می‌کنم ما می‌توانیم بخشی از هزینه‌ای را که چندین بار در سال در شهرستان‌ها مختلف چه در سطح ملی و چه در سطح شهرستان‌ها صرف برگزاری سوگواره‌ها می‌کنیم در زمینه پژوهش تعزیه متمرکز کنیم البته دکتر ناصربخت و دوستانی مثل فتحعلی بیگی و صالح پور دست به فعالیت‌هایی زده اند اما چون نوع فعالیت آنها برای کانون‌های نمایش‌های آیینی و سنتی است پژوهش هایشان در راستای دیگر متمرکز است.

    کانون تئاتر دینی هم داریم اما با وجودی که آقای محمود فرهنگ تلاش زیادی می‌کنند اما هنوز کمتر به حوزه تعزیه پرداخته اند. و همین است که تعزیه در کشور ما هنوز متولی خاصی پپدا نکرده است. پژوهش در حال حاضر نقطه مغفول تعزیه در ایران است به خصوص مرکز پژوهشی که دارای یک شخصیت حقوقی مشخص باشد.

    تعزیه ایرانی تنها گونه نمایش ایرانی است که هر ۵ خصیصه درام را دارد به این مفهوم که هم دارای متن و روند خاص استقلال یافته بازیگری است، همچنین از گونه‌های منحصر به فردی است که بدون کارگردانی اصلا ممکن نیست، تنها گونه نمایش ایرانی است که دارای یک ویژگی در طراحی صحنه است چون عملا هرگونه دکور عمودی در آن از دست می‌رود و پذیرفته ایم که فقط به دکور افقی بسنده کنیم و آخرین مورد اینکه تنها گونه نمایش ایرانی است که دارای معماری مستقل است و در یک ساختمان خاص که فقط برای اجرای تعزیه ساخته شده، اجرا می‌شود اما علی رغم این ویژگی‌ها ما هنوز از تعزیه به عنوان تئاتر ملی تعریف درستی نداریم و تنها راه تعریف تئاتر ملی ایران گذر از این کوچه باریک است نه تاریک. تعزیه راه باریک است نه تاریک.

  • رمزگشایی از قدمت جهانی «تئاتر دینی»/ «سوگ» مختص ما نیست

    رمزگشایی از قدمت جهانی «تئاتر دینی»/ «سوگ» مختص ما نیست

    احمد جولایی پژوهشگر باسابقه هنرهای نمایشی ضمن تبیین نسبت «تئاتر» و «آیین» در دوره‌های مختلف تاریخی، تأکید دارد همواره آدم‌های بزرگ تاریخ بوده‌اند که سوژه مناسک و آیین‌ها شده‌اند.

    تئاتر آنلاین-گروه هنر-فریبرز دارایی؛ در تئاتر ایران یکی از مباحثی که همیشه به‌عنوان یک چالش مطرح بوده و نقطه نظرات متفاوتی درباره آن وجود دارد، وجود گونه‌ای به‌عنوان «تئاتر دینی» در میان گونه‌های مختلف تئاتری است.

    برخی معتقدند که تئاتر به ذات دینی است و نمی‌توان گونه‌ای به عنوان تئاتر دینی را در آن بازتعریف کرد. این گروه معتقدند از آنجا که تئاتر برآمده از آیین است، ذاتی دینی دارد. در مقابل برخی کارشناسان و هنرمندان نیز معتقدند که گونه تئاتر دینی، یکی از گونه‌های مختلف تئاتری است که نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای جهان نیز وجود دارد.

    نقطه‌نظر این ۲ گروه از هنرمندان و کارشناسان تئاتر هیچ‌گاه با هم یکسان نمی‌شود و در این بین پژوهشگران مختلفی که در این خصوص به پژوهش پرداخته‌اند در طی تحقیقات خود به نکاتی در این زمینه اشاره کرده اند.

    شاید شناخت از آیین بتواند در این زمینه راهگشا باشد. در معنا واژه «آیین» به معنای عادت، رسم و سنت است؛ عادت دلالت بر ویژگی تکرار مداوم آیین در طول روزها، ماه‌ها و سال‌ها یا مقاطع خاص زمانی دارد. در فرهنگ دهخدا نیز آیین به سیرت، رسم، عرف، طبع و عادت معنا شده است. در تعریف کلی آیین چنین آمده است: «آیین‌ کاری نمادین، متعارف و مرسوم است که در جوامع انسانی برای بهره گرفتن از نیروهای فراطبیعی انجام می‌شود.»

    در بخش دیگری از تعریف آیین نیز به این موضوع اشاره شده که «رهبری و اجرای آیین‌ها می‌تواند به دست افراد خاص آن جامعه انجام شود یا افراد عادی نیز آن را انجام دهند. همچنین ممکن است آیین‌ها به‌طور آشکار یا در خفا انجام شوند.» در ایران باستان و همچنین با گرویدن ایرانیان به دین اسلام، آیین‌های متعددی در جغرافیای کشور برگزار شده و می‌شود.

    درباره تأثیرگذاری آیین‌ها بر «هنر نمایش» در ایران و اینکه تئاتر به ذات، دینی است یا اینکه تئاتر دینی تحت تأثیر آیین‌ها و مراسم‌های مذهبی، شکل گرفته است و همچنین روندی که تعزیه در ایران داشته است، گفتگویی را با دکتر احمد جولایی تدارک دیدیم.

    احمد جولایی متولد ۱۳۳۵ در شهر بوشهر دارای مدرک کارشناسی ادبیات نمایشی و کارشناسی ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشگاه تهران و مدرک دکترای پژوهش هنر از دانشگاه مسلمانان هند است. وی همچنین در زمینه زبان‌شناسی در انستیتوی رودکی در تاجیکستان تحصیل کرده است. جولایی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد بوشهر و مؤسس رشته نمایش در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد این دانشگاه نیز است. وی در حال حاضر مدرس تعزیه در دانشگاه هنر و معماری است.

    نگارش کتاب‌هایی از جمله «ارزش ادبی نسخ تعزیه ایرانی»، «جربزه‌های نمایشی شاهنامه»، «قابلیت‌های دراماتیک متون کهن ادب فارسی»، «نمایش معاصر عرب» و ترجمه ۶ نمایشنامه از الکساندر شیروان‌زاده نمایشنامه‌نویس شهیر ارمنستان در کارنامه تألیف و ترجمه جولایی ثبت شده است. وی همچنین در دانشگاه‌های مختلف ایران و همچنین کشورهای هند و تاجیکستان به سخنرانی و ارائه پژوهش در زمینه آیین، نمایش‌های آیینی ایرانی، نقالی و تعزیه پرداخته است.

    در ذیل بخش اول سخنان دکتر احمد جولایی در زمینه آیین و تأثیرگذاری آن بر تئاتر آمده است.

    سوگ و سوگواره مختص ما نیست

    این پژوهشگر با سابقه عرصه تئاتر ایران معتقد است که سوگ، سوگواره، مرثیه، رثا، تاریخ قتل‌نویسی و مقتل فقط خاص ما نیست و در جهان همه تقریبا همین خصیصه را دارند.

    وی در این باره توضیح داد: انسان همیشه در مقابل از دست دادن فردی یا چیزی افسوس می‌خورد و برای پاسداشت، حرمت و نکوداشتش، اقداماتی می‌کند نظیر برگزاری مراسم، آیین یا ایجاد یک تقویم تاریخی که به سالگرد یا سالگشت و یا گاه‌شمار این موضوع مربوط می‌شود.

    به گفته احمد جولایی بزرگ‌ترین گاه‌شمار هزاره‌گرایی که در جهان وجود دارد، متعلق به زرتشتیان ایرانی است که جهان را به دوره ۱۲ هزار ساله تقسیم و اشاره می‌کند که در هر دوره چه اتفاقاتی رخ می‌دهد.

    وی با بیان اینکه در اروپا گاه‌شماری را بر اساس همین هزاره‌گرایی تدوین می‌کنند، به کتاب «زمینه فرهنگ مردم» اثر جلال ستاری اشاره کرد و گفت: در کتاب «زمینه فرهنگ مردم» دکتر جلال ستاری روی همین موضوع هزاره‌گرایی بحث می‌کند و می‌گوید این هزاره‌گرایی خصیصه سه‌گانه‌ای دارد؛ اولا جهانی است که انسان‌های ماورایی و غیرماورایی را پوشش می‌دهد اما موضوع و حادثه این جهانی است، خواه «سوشیانت» زرتشتی باشد، «مسیح» در تفکر مسیحیت باشد یا حضرت مهدی (عج) در نگاه شیعیان. دومین خصیصه هزاره‌گرایی، شمول عام بودن آن است، این شمول عام بودن خیلی مهم است. همه احزاب، تفکرات قومی، باور و دینی ادعای جهان‌وطنی دارند. در اسلام آمده است که هیچ کسی در هیچ کجای دنیا حق خواندن اذان، نماز و قرآن به صورت ترجمه را ندارد، بلکه باید عین عبارت را بخواند. در اسلام تفسیر و تأویل و ترجمه آزاد است ولی تأکید بر درست خواندن عبارت وجود دارد، در سایر دین‌ها هم اینگونه است و شمول عام دارند و مختص یک گروه و طرفداران خاص نیستند.

    جولایی در ادامه سخنان خود درباره سومین خصیصه ذکر شده برای هزاره‌گرایی در کتاب «زمینه فرهنگ مردم»، افزود: خصیصه سوم خارق‌العاده بودن موضوع است به این مفهوم که شکل عادی ندارد، یعنی شبیه اعجاز و معجزه است. تبدیل شدن چوب به اژدها، درمان بیماری جزام با لمس کردن، دونیم کردن ماه و یا آوردن کتابی که نوشتن مشابه‌اش امکانپذیر نباشد؛ همه این‌ها شباهتش به اعجاز بیشتر است.

    «تئاتر» از دل آیین بیرون آمده است؟

    این پژوهشگر تئاتر که در زمینه شکل‌گیری آیین در کشورهای مختلف از جمله کشورهای اسلامی پژوهش‌های متعددی داشته است، اظهار کرد: تمامی تصاویر و نقاشی‌های مندرج در غارها در نقاط مختلف دنیا که در سیر حرکات انسان‌ها از دوران پارینه‌سنگی و نوسنگی شکل‌ گرفته‌اند، می‌توانند نمادهایی آیینی، مناسکی و مذهبی باشند که برای پاسداشت و نکوداشت این محراب نقاشی شده، انتخاب شده‌اند. وقتی به این نکات توجه می‌کنیم به آیین و مناسک می‌رسیم.

    کسانی همچون براکت، همیلتون و بزرگان دیگری که تاریخ تئاتر را نوشته‌اند معتقدند که تئاتر از دل آیین بیرون آمده است، یعنی آیینی که قابلیت تکرار داشته است و وقتی قابلیت تکرار دارد با معنی تئاتر همخوانی پیدا می‌کندوی در بخش دیگری از سخنان خود درباره اینکه تئاتر از دل آیین برآمده است یا نه، یادآور شد: کسانی همچون براکت، همیلتون و بزرگان دیگری که تاریخ تئاتر را نوشته‌اند، معتقدند که تئاتر از دل آیین بیرون آمده است، یعنی آیینی که قابلیت تکرار داشته است و وقتی قابلیت تکرار دارد با معنی تئاتر همخوانی پیدا می‌کند؛ حادثه‌ای که قبلا اتفاق افتاده است و ما آن را بازسازی می‌کنیم و هر بازسازی متفاوت است با حادثه‌ای که می‌تواند اتفاق بیفتد. همین چرخه تکرارشوندگی آیین، اولین پایه نمایش را خلق می‌کند، ابداعی و مجازی بودن‌اش؛ خیام هزار سال پیش این موضوع را فهمید و گفت «ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز/ از روی حقیقتی نه از روی مجاز.»

    جولایی در ادامه تأکید کرد: آیین در پیدایش و خلقت تئاتر بسیار تأثیرگذار است، به عبارت ساده‌تر اگر بگوییم تئاتر ریشه در آیین دارد، می‌تواند در ذات دینی باشد. البته یک تعریف عام از تئاتر داریم و یک تعریف خاص. تئاتر خاص با مناسبت فرهنگی و تکنیکی اتفاق می‌افتد. در تئاتر عام اولین حرکت‌های بشر تئاتری بوده زیرا از بیان بدن استفاده می‌شده است.

    وی درباره تفاوت‌هایی که می‌تواند میان آیین و مذهب مدنظر قرار بگیرد، توضیح داد: تفکر ایدئولوژیک به معنی دستورالعملی است که در یک جغرافیا یا چند جغرافیا، برای یک گروه خاص نوشته یا نانوشته باشد. هر دینی دارای یکسری ضوابط است که بخشی از آن امر و بخشی از آن نهی است اما در آیین چنین چیزی وجود ندارد. آیین به چیزی گفته می‌شود که بشر در دوره آنیمیسم فهمیده است؛ یعنی بین اعمالی که انجام می‌دهد و نتیجه‌ای که حاصل می‌شود رابطه‌ای برقرار می‌شود. وقتی این رابطه برقرار شد اگر تکرارشوندگی داشته باشد به مراتب بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و آن آیین تکرار می‌شود.

    اولین آیین‌ها چگونه شکل گرفتند؟

    این مدرس با سابقه تئاتر درباره زمان شکل‌گیری آیین‌ها یادآور شد: بشر بعد از دوران مالکیت برای حفظ حدود منافع شخصی، گروهی و قومی دست به اعمالی زد و از جمله آیین را خلق کرد؛ به عنوان مثال برای بارش باران و جلوگیری از خشکسالی قربانی کرد. در نقاط جغرافیایی که وابستگی و حساسیت نسبت به آب و باران بیشتر است، تکرارشوندگی آیین‌ها نیز بیشتر است.

    جولایی در خصوص آیین‌های شکل گرفته در ایران که به آب و بارندگی مربوط می‌شوند، به ذکر مثالی پرداخت و گفت: ما در جنوب ایران تقویم دریایی داریم، آغاز عید و بهار دریایی در جنوب ایران متفاوت با تقویم جلالی یا گاه‌شماری است که خیام تنظیم کرده است. روز عید دریا هیچ صیادی ماهیگیری نمی‌کند و اجازه آزادی و زاد و ولد به ماهی‌ها می‌دهند. نمونه‌هایی داریم که در این مراسم روی در ورودی خانه‌ها علامت‌گذاری می‌کنند، به دریا می‌روند و حیوانات را شستشو می‌کنند، خیلی از ظروف قدیمی را شکسته و به دریا می‌ریزند نظیر آیین کلوخ‌اندازان در ایران مرکزی.

    آدم‌های بزرگ هستند که سوژه آیین و مناسک دینی می‌شوند زیرا قصد بر این است که تکثر پیدا کنند. قاعده برگزاری یکی دیگر از نکات ویژه تئاتر دینی است، برگزاری آیین‌ها و مناسک دینی بخشی از وظایف یا به عبارتی بخشی از حقوق روحانیون بوده استوی در ادامه با بیان این نکته که دین و مذهب هم می‌توانند به عنوان پایه تئاتر قرار بگیرند، اظهار کرد: همان قواعد دستوری، حکم می‌کند که ما باید به چه چیزی پایبند باشیم و به چه چیزی نباشیم. توفیق الحکیم نویسنده و نمایشنامه‌نویس مطرح مصری نمونه خوبی برای این موضوع است، وی نمایشنامه بسیار خوبی با عنوان «اصحاب کهف» بر اساس قصص قرآنی نوشته است. نمونه‌های دیگر هم تعزیه‌های ایرانی است.

    این مدرس تعزیه معتقد است که تعزیه‌های مختلفی در سراسر دنیا داشته و داریم که نمونه ایرانی آن در دوره زرتشتی‌گری و مراسم سوگ سیاووشان وجود داشت.

    آدم‌های بزرگ سوژه آیین و مناسک می‌شوند

    جولایی درباره سوژه مهم آیین‌ها و آیین‌های مذهبی و نحوه برگزاری آنها، تأکید کرد: آدم‌های بزرگ هستند که سوژه آیین و مناسک دینی می‌شوند زیرا قصد بر این است که تکثر پیدا کنند. قاعده برگزاری یکی دیگر از نکات ویژه تئاتر دینی است. برگزاری آیین‌ها و مناسک دینی بخشی از وظایف یا به عبارتی بخشی از حقوق روحانیون بوده است. در اغلب جاها برای اصالت و دقت‌گذاری صحیح مناسک و آیین‌های دینی، این حقوق را به اهلش که همان روحانیون بودند، واگذار می‌کردند. در گذشته‌ها روحانیون سالی یک روز در شهر آیین مذهبی را برگزار می‌کردند. روحانیون که با قوانین و جزییات دینی بیشتر آشنا بودند، امکان برگزاری آیین و مناسک دینی و مذهبی را به‌عنوان یک امتیاز برای خود می‌دانستند مانند مناسک حج.

    وی در ادامه سخنان خود به استفاده کلیسا از آیین و نمایش در قرون وسطی اشاره کرد و توضیح داد: در تمام دوران قرون وسطی، کلیسا گروه‌هایی را انتخاب می‌کرد که بخشی از اجزای کلیسایی بودند و وظایف این گروه‌ها ظاهر کردن عناصر مربوط به عیسی مسیح بود. بعد از مدتی این گروه‌ها خیر و شر را هم وارد صحنه کردند ولی وقتی شرایط کلیسا عوض شد، گروه‌های هنری اخراج شدند. برخی از این گروه‌های اخراجی که تکنیک صحنه را بلد بودند در بیرون از کلیسا انرژی خود را رها کردند و به لحاظ انتخاب سوژه آزاد شدند و آثارشان انسان محور شد. بعدها رنسانس اتفاق افتاد و انسان محوریت پیدا کرد.

    این پژوهشگر تعزیه تصریح کرد: تعزیه و نمایش‌های آیینی به طور عام در اکثر شرایط به دلیل نداشتن استقلال، به تئاتر تبدیل نمی‌شوند، البته ممکن است در فرم این اتفاق بیفتد ولی موضوع نمی‌تواند تغییر کند.

    تحول «تعزیه» در ایران متوقف شد؟

    جولایی درباره اینکه چرا روند تحول در تعزیه ایران شکل نگرفت، یادآور شد: در دوره‌ای اتفاقاتی در جهت تحول در تعزیه رخ داد. ما نسخه‌ای داریم با عنوان «شاه شهید» که مجلس ترور ناصرالدین شاه است. در قرون وسطی گروه‌هایی که به لحاظ سوژه، آزادی عمل پیدا کرده بودند، انتخاب سوژه برای‌شان راحت‌تر شد.

    تنها جایی که در آن نسخه‌نویسی تعزیه چه در دوره احمدشاه که نسخه‌نویسی پراکنده شده بود و چه در دوره ممنوعیت تعزیه توسط رضا شاه متوقف نشده بود، میناب است. دلیل این اتفاق یا به دلیل فاصله زیاد با دولت مرکزی یا موافقت عوامل دولتی آن منطقه با تعزیه بوده است و یا زورشان به مردم نرسیده بوددر ایران این اتفاق نیفتاد، زیرا به لحاظ مالی و کمیتی تعزیه پشتیبانان خود را از دست داد. زمانی ناصرالدین شاه حامی تعزیه بود و برای آن هزینه می‌کرد. بعد از او آقاسی اعتقادی به تعزیه نداشت. ولی برای حفظ وجهه مردمی خود از آن حمایت می‌کرد. مظفرالدین شاه با امضای مشروطیت اساس و ارکان قدرت مرکزی را دچار چالش می‌کند، محمدعلی شاه مجلس و همه تشکیلات را به توپ می‌بندد و به سفارت روسیه پناهنده می‌شود. احمدشاه هم کاره‌ای نیست.

    وی در ادامه سخنان خود به تأثیر حمایت نکردن از تعزیه در دوره قاجار بر نسخه‌نویسی تعزیه پرداخت و گفت: در این دوران ظاهرا روند نسخه‌نویسی تعزیه در ایران متوقف می‌شود ولی بر اساس تحقیقات و پژوهشی که در میناب داشتم، متوجه شدم تنها جایی که در آن نسخه‌نویسی تعزیه چه در دوره احمدشاه که نسخه‌نویسی پراکنده شده بود و چه در دوره ممنوعیت تعزیه توسط رضا شاه متوقف نشده بود، میناب است. دلیل این اتفاق یا به دلیل فاصله زیاد با دولت مرکزی یا موافقت عوامل دولتی آن منطقه با تعزیه بوده است و یا زورشان به مردم نرسیده بود.

    این مدرس تئاتر در بخش دیگری از سخنان خود به حضور یک نظریه‌پرداز ایرانی در حوزه تئاتر و شبیه‌خوانی اشاره کرد و گفت: در دوره دیالمه، فردی به نام زمخشری که هم مرثیه‌نویس و هم مفتی بود را داریم که نزدیک به ۱۲۰۰ سال قبل از مارتین اسلین (نظریه‌پرداز تئاتر)، نظریه می‌داد. زمخشری به عنوان یک مفتی دینی،‌ حکم می‌دهد که اگر کسی خود را شبیه دیگری سازد که امر بر دیگری مشتبه شود، او در زمره همان شبیه است. شاید به خاطر همین موضوع است که در برخی مناطق جنوب ایران به کسی که شمرخوان است می‌گویند اگر تا کمتر از ۴۰ روز بعد از این کار بمیرد، به همان روح شمر گرفتار می‌شود.

    جولایی در پایان بخش اول نشست خود در تئاتر آنلاین درباره شکل دیالوگ‌نویسی در نسخه‌های تعزیه یادآور شد: در بیشترین نسخه‌های تعزیه دیالوگ نویسی با زبان حال است که در مقتل‌ها زیاد استفاده می‌شود؛ یعنی به عنوان مثال می‌گویند زبان حال حضرت زینب (س) این بوده است و نمی‌گویند که حضرت زینب (س) این حرف‌ها را گفته‌اند. این زبان حال را ما به عنوان دیالوگ استفاده می‌کنیم.

    ادامه دارد…