برچسب: آلفرد هیچکاک

  • «سرگیجه» هیچکاک دوباره ساخته می‌شود/ داونی جونیور در نقش اول

    «سرگیجه» هیچکاک دوباره ساخته می‌شود/ داونی جونیور در نقش اول

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از یاهونیوز، پارامونت پیکچرز بازسازی فیلم مهیج روان‌شناختی کلاسیک آلفرد هیچکاک یعنی «سرگیجه» محصول ۱۹۵۸ را در برنامه دارد و احتمال حضور رابرت داونی جونیور برای نقش اصلی فیلم می‌رود. وی قرار است تهیه کننده این فیلم باشد.

    در عین حال که به تازگی اعلام شد استیون نایت خالق سریال «پیکی بلایندرز» قرار است فیلمنامه فیلمی بدون عنوان برای «جنگ ستارگان» را برای لوکاس فیلم بنویسد، حالا گفته شده وی نویسنده فیلمنامه این فیلم جدید هم خواهد بود.

    داونی جونیور از زمان اکران «انتقام‌جویان: پایان بازی» در سال ۲۰۱۹ که یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های همه تاریخ بوده و «دولیتل» در سال ۲۰۲۰ که پرفروش نبوده، به عنوان بازیگر حضور دیگری نداشته و در این مدت مستندی درباره پدرش تهیه کرده و البته قرار است تابستان امسال با فیلم تاریخی کریستوفر نولان «اوپنهایمر» در کنار کیلیان مورفی دیده شود.

    در فیلم اصلی «سرگیحه» جیمز استوارت در نقش جانی «اسکاتی» فرگوسن بازی کرده بود. او کارآگاه پلیس سانفرانسیسکو بود که به دلیل ترس فلج کننده از ارتفاع بازنشسته و استخدام می‌شود تا به عنوان یک کارآگاه خصوصی همسر یکی از آشنایانش را تعقیب کند؛ اما ترس از ارتفاع اینجا هم مانع کار او می‌شود.

    اولین بار که «سرگیجه» راهی سینماها شد با موفقیت چشمگیری روبه‌رو نشد و منتقدان نظرات متفاوتی درباره آن دادند اما در دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک شاهکار شناخته شد و در سال ۱۹۸۲ سایت‌اند ساوت در نظرسنجی خود که هر ۱۰ سال یک‌بار انجام می‌شود آن را در بین ۱۰ فیلم برتر قرار داد و در نهایت در نظرسنجی ۲۰۱۲ به جایگاه اول رسید.

    این فیلم با الهام از رمان فرانسوی «زنده‌ها و مرده‌ها» نوشته بوالو نارسژاک (نام مستعار دو نویسنده آن پی‌یر بوالو و پی‌یر آیراد) ساخته شده که داستانش در اوج جنگ جهانی دوم در پاریس رخ می‌دهد و پایان بندی بسیار متفاوتی دارد.

    تعداد انگشت‌شماری از فیلم‌های هیچکاک در طول زمان بازسازی شده‌اند که معروف‌ترین آنها بازسازی شات به شات فیلم «روانی» محصول ۱۹۶۰ در سال ۱۹۹۸ توسط گاس ون‌سنت بود. هیچکاک خودش در سال ۱۹۵۶ تریلر «مردی که زیاد می‌دانست» سال ۱۹۳۴ را دوباره با بازی استوارت و دوریس دی بازسازی کرده بود. فیلمسازانی چون برایان دی‌پالما با «وسواس» و «بدن دوگانه»، دیوید لینچ با «جاده مالهالند» و مل بروکس با «اضطراب بالا» با الهام از «سرگیجه» فیلم‌هایی ساخته‌اند، اما هیچ استودیوی آمریکایی تاکنون اقدام به بازسازی خود فیلم نکرده است.

    منبع

  • همکاری آتیلا پسیانی با هیچکاک/ «طناب» به ایرانشهر می‌رسد

    همکاری آتیلا پسیانی با هیچکاک/ «طناب» به ایرانشهر می‌رسد


    نصیر ملکی‌جو از اجرای نمایش «طناب» با بازی آتیلا پسیانی و اقتباسی از فیلمی شناخته شده به همین نام به کارگردانی آلفرد هیچکاک، خبر داد.

    نصیر ملکی‌جو طراح و کارگردان تئاتر درباره روی صحنه بردن نمایش «طناب» به تئاتر آنلاین گفت: قرار است از ۱۵ آذر ماه نمایش «طناب» را در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه ببرم. این اثر نمایشی براساس فیلم «طناب» آلفرد هیچکاک شکل گرفته؛ فیلمی شناخته شده در ژانر جنایی – معمایی که به صورت یک پلان سکانس فیلمبرداری شده است.

    وی ادامه داد: اجرای این نمایش ایده جذابی به نظرم آمد چون هیچکاک این فیلم را به‌صورت یک پلان سکانس ساخته است که تنها به دلیل محدودیت‌های تکنیکی در سال ۱۹۴۸ چند کات محدود و نامحسوس در آن وجود دارد. شیوه‌ای که هیچکاک در این فیلم تجربه کرده شبیه به تئاتر است و همین مساله بستر مناسبی را برای تبدیل کردن فیلم به تئاتر به وجود می‌آورد. من نیز به دنبال فضایی جنایی بودم که از طریق آن ذهنیت امروزم را به تصویر بکشم و به ایده‌های مد نظرم نزدیک باشد.

    کارگردان «مسخ» متذکر شد: نمایش «طناب» برخلاف آثار دیگری که به صحنه برده‌ام بسیار متن محور است و در اجرا نیز به متن پاتریک همیلتون نزدیک بوده‌ایم. قصه کلی نمایش همان داستان فیلم است اما نگاه من به‌عنوان کارگردان در اجرا تاثیر داشته است از همین رو در فضاسازی بسیار رنگ‌محور و فرم‌گرا عمل کرده و از نقاشی‌های مارک روتکو و اندی وارهول تاثیر گرفته‌ام.

    وی در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: در اجرای این اثر نمایشی این فیلم را به المان‌های تئاتر نزدیک کرده‌ایم اما تلاشمان این بوده که از ابتدا تا انتهای نمایش، نور یک‌دستی داشته باشیم تا تماشاگران دچار همان حسی شوند که موقع تماشای فیلم «طناب» دارند. آتیلا پسیانی، رامین ناصرنصیر، علی شادمان، خسرو پسیانی، یگانه کاظمی، آیناز آذرهوش، مهسا طهماسبی و راد پورجبار بازیگران این نمایش هستند.

    عوامل این نمایش عبارتند از نویسنده: پاتریک همیلتون، کارگردان: نصیر ملکی‌جو، تهیه‌کننده: هاشم حکمه، مجری طرح: نورالدین حیدری ماهر، طراح گریم: لعیا خرامان، طراح صحنه: نصیر ملکی جو، طراح لباس: نصیر ملکی جو، سمانه احمدی مطلق، طراح گرافیک: محمد صادق زرجویان، موسیقی و صدا: علی کیانیان، طراح نور: حمید جلالی، عکس: محمد صادق زرجویان، ساغر ناموران، ساخت دکور: حسین طاهربخش، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی: سام بهشتی، دستیارکارگردان، برنامه‌ریز و منشی صحنه: راحیل مرشدی، مدیر صحنه: مجید مهرآبادی، مجری گریم: شکیبا احدی‌زاده، بافت کلاه‌گیس: شهاب رضوی، دستیاران لباس: سینا ایرانپور، فاطمه راجزی، دوخت لباس: سمیه خواسته، رکسانا دهری، زهرا بهرامی.

  • کارگردانی که سر صحنه فنجان پرت می‌ کرد/ تصویر

    کارگردانی که سر صحنه فنجان پرت می‌ کرد/ تصویر

    آلفرد هیچکاک فیلمساز صاحب سبک سینماست که با داشتن ابهتی خاص میان سینماگران و مخاطبان، ویژگی‌های جالبی هم داشت؛ از تخم‌مرغ و پلیس می‌ترسید و بسیار خجالتی بود، گاهی هم سر صحنه فنجان قهوه را به پشت سرش پرت می‌کرد.

    به گزارش سه نسل، در این گزارش ضمن نگاهی مختصر به زندگی خصوصی و حرفه‌ای «آلفرد هیچکاک»، سعی شده تا با گردآوری برخی از مصاحبه‌های این کارگردان بریتانیایی‌الاصل هالیوود، کمی بیشتر با او آشنا شویم.

    * زندگی خصوصی

    «آلفرد هیچکاک» سال 1899 در خانواده‌ای فقیر و 5 نفره متولد شد، پدرش سبزی‌فروش و مادرش خانه‌دار بود.

    او در زمان حیات بیش از 60 فیلم ساخت که از جمله آن‌ها می‌توان به «پرندگان»، «روانی»، «مرد عوضی»، «آقا و خانم اسمیت» و «مارنی» اشاره کرد.

    او سال 1940 وارد هالیوود شد و اولین فیلم‌ هالیوودی‌اش با نام «ربکا» را ساخت.

    به گفته خودش او انسانی خجالتی و شوخ‌طبع و گاهی نیز غیرعادی بود، آنچنان‌که عادت داشت هر گاه سر صحنه فیلمبرداری چای یا قهوه می‌نوشید، فنجان و نعلبکی را بدون توجه به عواقبش به پشت سرش پرتاب می‌کرد!

    «هیچکاک» سال 1979 هنگام دریافت جایزه یک عمر دستاورد حرفه‌ای با دوستانش مرتب در این‌باره که به زودی خواهد مرد شوخی می‌کرد و کمتر از یک سال بعد نیز تسلیم مرگ شد.

    اظهار نظر هیچکاک در رابطه با موضوعات مختلف در مصاحبه‌های مختلف 

    * احساس‌تان در رابطه با نسل جوان چیست؟

    طبیعتا من یکی از طرفداران جوانان هستم. من اولین فیلمنامه‌ام را در سن 22 سالگی نوشتم و اولین فیلمم را 25 سالگی کارگردانی کردم، بنابراین من متعلق به جوانان هستم. امروز زمانی که می‌بینم برخی می‌نویسند من 70 ساله‌ام، می‌گویم این یک دروغ نفرین شده است، من دو 35 سال سن دارم.

    * درباره صحنه‌های مربوط به مواد مخدر، چه عقیده‌ای دارید؟

    خوب استفاده از چنین صحنه‌هایی باعث می‌شود تا جوانان همچون ماری‌جوآنا از «ال اس‌ دی» نیز بترسند.

    * از فیلم‌هایی که ساخته‌اید، کدام را بیشتر از همه دوست دارید؟

    همه را دوست دارم ولی «سوء‌ظن» را بیش از بقیه فیلم‌هایم دوست دارم.

    * در فیلم‌های شما چه کسانی محکوم به مرگ‌اند؟

    انسان‌های بد و گناهکار.

    * درباره خشونت در فیلم «غریبه‌ها در قطار»، در این فیلم آدم‌های بد کشته می‌شوند ولی در کنار آن تعداد زیادی کودک نیز کشته می‌شوند؟!

    این یک مورد بسیار نادر است.

    * ولی در فیلم «پرندگان» نیز عده زیادی انسان به قتل می‌رسند؟

    خوب بله، ولی قتل انسان‌های بی‌گناه تنها در 4 و یا شاید 5 فیلم من دیده شود.

    * اعتقادتان درباره تاثیر فیلم‌هایی از این دست بر افزایش خشونت در جامعه چیست؟

    خوب به نظر من این فیلم‌ها ممکن است بر روی افرادی با ذهن مریض تاثیر بگذارد ولی فکر نمی‌کنم بر افراد سالم و معصوم چنین تاثیری داشته باشد. یک بار در جایی خواندم که یک مرد که سه زن را به قتل رسانده، قبل از کشتن سومین زن فیلم «روانی» من را دیده است، خوب من می‌خواهم بپرسم او قبل از کشتن دومین زن چه فیلمی دیده بود؟ شاید قبل از کشتن اولین زن هم یک لیوان شیر خورده باشد، حتما آن وقت باید خوردن شیر را ممنوع کنیم؟!

    زمانی که فیلم «روانی» به نمایش درآمد، پسر جوانی پیش من آمد که حدودا 9 یا 10 ساله بود و از من پرسید آیا در فیلم‌هایت از خون جوجه‌ها استفاده می‌کنی و من در جواب گفتم نه از سس شکلات استفاده می‌کنم و او تشکر کرد و رفت. نکته قابل توجه این است که این کودک با تمام سن کمش به خوبی می‌داند که این یک فیلم است و آنچه که به تصویر کشیده می‌شود واقعیت ندارد.

    * وضعیت سلامت شما چگونه است؟ گفته می‌شود که شما وزن‌تان را از 290 پوند به 190 پوند رسانده‌اید؟

    نه دقیقا؛ وزن من حدود 225 پوند است، البته قد من هم 5 فوت و 8 اینچ است. این در من جنبه روانی دارد و باید بگویم که از این نظر شبیه مادرم هستم.

    * خوب نظرتان راجع به آقای هیچکاک چیست؟ انسانی تحت تاثیر پول، یا قدرت؟

    به نظر من مهم‌ترین چیز در مورد یک نفر، حرفه اوست؛ مهم این است که او از تمام قدرت فکری، استعداد و تجربیاتش استفاده کند.

    * اوقات فراغت‌تان چه می‌کنید؟

    فیلم می‌سازم ولی لذت‌بخش‌ترین چیز برای من این است که ساعت 6 به خانه بروم و همسرم را درحالی که منتظر من است، ببینم؛ سپس با یکدیگر یک لیوان نوشیدنی بنوشیم و او برای من مقداری شام آماده کند و من در آشپزخانه بنشینم و او را نگاه کنم. این همان چیزی است که باعث شده تا من اضافه وزن داشته باشم.

     

    * شما که با فیلم‌هایتان مردم را می‌ترسانید، خود به شخصه ترسیدن را دوست دارید؟

    نه به هیچ وجه، خوب به یاد دارم که 3 یا 4 ساله بودم که مادرم به شوخی مرا ترساند و من مدت طولانی از ترس سکسکه می‌کردم.

    * فیلم‌های شما همیشه مردم را ترسانده، خود شما از چه چیزی می‌ترسید؟

    از خیلی چیزها، به عنوان مثال من همیشه از پلیس می‌ترسم، خوب به خاطر دارم زمانی که تنها 9 یا 10 سال داشتم، پدرم با یک نوشته من را به اداره پلیس فرستاد و افسر پلیس مرا دستگیر کرد و برای 10 دقیقه به زندان انداخت و گفت: این اتفاقی است که برای انسان‌های بد می‌افتد.

    از آن زمان به بعد من به شدت از هر چه پلیس است و هر آنچه که با قانون سر و کار داشته باشد گریزانم، به همین خاطر هیچ‌گاه رانندگی نکرده‌ام.

    یکی دیگر از چیزهایی که خیلی از آن می‌ترسم، تخم مرغ است، به نظر یک چیز سفید رنگ که میان آن تهی نیست و موجودی زرد رنگ ممکن است هر لحظه از آن بیرون بیاید.

    * ظاهرا علاقه زیادی به پرنده‌ها دارید؟

    طبیعتا، این موجودات کوچک مرا به پول زیادی رسانده‌اند.

    * خوب استفاده از پرندگان به جای بازیگر در یک فیلم کار چندان راحتی نیست، خوب مشکلاتتان در رابطه با ساخت این فیلم چیست؟

    خوب ما در این فیلم از بیش از 30 هزار پرنده استفاده کرده بودیم که 3 هزار تا از آن‌ها تربیت شده بودند؛ آن‌ها خیلی خیلی باهوش بودند، به طوری که زمانی که به عقب نگاه می‌کنم می‌بینم که کار با آن‌ها نه چندان هم مشکل نبوده است.

    * از چه تکنیک تربیتی برای دست‌آموز کردن آن‌ها استفاده کردید؟

    هیچ، فقط دانه. این پرنده‌ها به حدی باهوش بودند که زمانی که دستور حرکت می‌دادیم همه به حرکت درمی‌آمدند. در اواخر فیلم به‌گونه‌ای شده بود که بدون آنکه به آن‌ها فرمان حرکت بدهیم خودشان می‌دانستند که وقت آن رسیده که پرواز کنند.

    * برخلاف چیزی که مردم درباره شما فکر می‌کنند، خودتان گفته‌اید که انسان خجالتی هستید، آیا واقعا این طور است؟

    بله، من به شدت خجالتی هستم، معمولا گوشه‌گیر هستم و با مردم قاطی نمی‌شوم، حتی در مواجهه با زن‌ها کاملا گیج و سردرگم می‌شوم و حقیقتا نمی‌دانم که چه بگویم و یا چه بکنم؟

    * چه چیزی بیش از همه چه در زندگی و چه سر کار، شما را عصبانی می‌کند؟

    سر و کار داشتن با آدم‌های احمق، اینکه مجبور باشم جزئیات یک چیز ساده را بارها و بارها برای یک نفر توضیح بدم.

    * با توجه به پیشرفت تکنولوژی پیش‌بینی شما درباره سینما در آینده چیست؟

    به نظر من به عنوان مثال در سال 3000 میلادی مردم همچنان به سرگرمی نیاز دارند و به سینما خواهند آمد؛ البته در این سال مردم به سینما می‌آیند و هیپنوتیزم می‌شوند و در پایان فیلم از خواب برمی‌خیزند، حتی آن‌ها زمانی که برای خرید بلیت به گیشه می‌روند، می‌توانند انتخاب کنند که جای کدا‌میک از شخصیت‌های فیلم‌ باشند و به جای آن‌ها لذت ببرند، وحشت کنند و یا حتی قهرمان‌بازی دربیاورند.

    * پس نقش کارگردان و بازیگر در این میان چه می‌شود؟

    من عقیده دارم که نقش منِ کارگردان همیشه محفوظ است، بالاخره این کارگردان است که باید به داستان جهت دهد و آن را هدایت کند.

    * و اما در آخر…

    تعریف شما از خوشبختی چیست؟

    یک افق شفاف پر از آرامش و به دور از هرگونه نگرانی؛ جایی که همه چیز پر از خلاقیت است و هیچ چیز مخربی وجود ندارد… من نمی‌توانم جنگ و دعوا را تحمل کنم، نمی‌توانم برخی احساسات چون تنفر که در بین مردم وجود دارد را تحمل کنم. تنفر یک احساس مخرب است و انرژی وجود انسان را هدر می‌دهد.

    من انسان بسیار حساسی هستم، اگر کسی سخن تلخی به من بگوید، مخصوصا اگر آن شخص به من نزدیک باشد، آن حرف برای روزها مرا آزار می‌دهد.

    زمانی که تمام این احساسات منفی از بین بروند و بتوانی بدون هیچ مشکلی به دوردست‌ها بنگری و جاده مقابلت را کاملا صاف و شفاف پیش رو ببینی و چیزی را خلق کنی، این درست همان زمانی است که احساس خوشبختی می‌کنم.

    گزارش از: نرگس محمدی – فارس