برچسب: آرش سنجابی

  • تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    مرتضی عقیلی بازیگر سینما و تئاتر همزمان با بازگشت به صحنه تئاتر ایران پس از ۴۰ سال، تأکید دارد که در تمام سال‌های غربت و دوری از وطن، به فکر «ایران» و بازگشت به کشورش بوده است.

    تئاتر آنلاین- گروه هنر- فریبرز دارایی؛ «آدم‌های در به دری مثل ما که هر دم به ساعت باید در یک خراب‌شده زندگی کنن از همه آدم‌های دنیا تنهاترن، مال همه جا هستن و مال هیچ جا نیستن»؛ وقتی این جمله را بیان می‌کند بغض گلوی‌اش را می‌فشارد و اشک از چشمانش سرازیر می‌شود. گرد سپیدی بر مو و ریشش نشسته و در چهره‌اش غم سال‌ها دوری از خاک و وطن نمایان است. پا بر زمین می‌کوبد و می‌گوید «من متعلق به این خاک هستم و می‌خواهم در خاک وطنم بمیرم.»

    مرتضی عقیلی در ۷۷ سالگی هم صدا و بیانی رسا دارد و شرایط فیزیکی خود برای بازیگری را حفظ کرده است و وقتی صحبت می‌کند دلتنگی برای سینما و تئاتر ایران در صدا و نگاه‌اش مشهود است.

    «در غربت تمام وجودم و سلول‌های من به فکر ایران بود. من در آن سال‌های غربت مدام به این فکر می‌کردم که وقتی به ایران بازگردم چه فیلمی را بسازم و چه تئاتری را روی صحنه ببرم و برای این امر فیلمنامه و نمایشنامه نوشته بودم. من هیچ وقت نتوانستم خود را با خارج از کشور تطبیق دهم و به همین خاطر زبان انگلیسی را خیلی خوب یاد نگرفتم زیرا به بچه‌های خود می‌گفتم که در خانه فقط باید به زبان فارسی صحبت کنیم. ما طی سال‌های گذشته و زندگی در غربت، همچنان فرهنگ ایرانی خود را حفظ کرده‌ایم، خوشبختانه این غربت ۴۰ ساله نتوانست خصلت‌های من را تغییر دهد زیرا همیشه چشمم به ایران بود و در رویای خودم می‌دیدم که باز هم به ایران بازمی‌گردم و روی صحنه تئاتر می‌روم و یا مقابل دوربین به ایفای نقش می‌پردازم.»؛ حالا رویای مرتضی عقیلی بعد از حدود ۴۰ سال دوری از صحنه تئاتر ایران با نمایش «فلزات چکش‌خوار» به کارگردانی آرش سنجابی و تهیه‌کنندگی پرویز پرستویی به حقیقت پیوسته و او در تالار حافظ بار دیگر زنده بودن را تجربه کرده است.

    تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    وی که به واسطه بازی در سینمای پیش از انقلاب شناخته می‌شود، سابقه بالایی در عرصه تئاتر داشته و به نوعی از بازیگران پرورش یافته مکتب تئاتر است؛ «من شاگرد شاهین سرکیسیان در تئاتر هستم که به ما یاد داد صحنه تئاتر مقدس است و باید برای ورود به آن غسل کرد و تمیز بود.»

    خوشحال است که به ایران بازگشته و این فرصت برای او فراهم شده که بعد از ۴۳ سال خاک صحنه تئاتر وطن را تجربه کند؛ «از آقای اسماعیلی وزیر شجاع فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای سالاری معاون هنری وزیر ارشاد، آقای افضلی مدیرعامل بنیاد رودکی، آقای پرویز پرستویی عزیز و آقای سنجابی بسیار سپاسگزارم که این شرایط را برای من مهیا کردند تا در کشورم حضور پیدا کنم و روی صحنه تئاتر بروم.»

    گذشته‌ای دارد که از آن اینگونه یاد می‌کند؛ «در گذشته سیستمی وجود داشت که باید در آن آنگونه کار و فعالیت می‌کردیم و من هم به عنوان بازیگر در آن دوران فعالیت‌هایی داشتم ولی هدف من همیشه مردم و بازی کردن یا ساختن فیلم یا اجرای تئاتر برای مردم بوده است.»

    گذشته‌ای دارد که از آن اینگونه یاد می‌کند؛ «در گذشته سیستمی وجود داشت که باید در آن آنگونه کار و فعالیت می‌کردیم و من هم به عنوان بازیگر در آن دوران فعالیت‌هایی داشتم ولی هدف من همیشه مردم و بازی کردن یا ساختن فیلم یا اجرای تئاتر برای مردم بوده است.» ۴۰ سال دوری از وطن باعث نشده تا فعالیت‌های سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی را رصد نکند و به گفته خودش همواره فیلم‌های سینمای ایران را نگاه می‌کند زیرا معتقد است کارگردان‌ها و فیلم‌های بسیاری خوبی در سینمای پس از انقلاب وجود دارد؛ «سینمای قبل از انقلاب سینمایی بود که از حمایت دولتی برخوردار نبود ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دولت از سینما حمایت کرد. در دوره قبل متأسفانه هیچ حمایتی از سینما نمی‌شد و حتی کوچک‌ترین کمکی به هنرمندان سینما نمی‌کردند به عنوان مثال باید ۲۰ درصد فروش بلیت فیلم به عنوان مالیات به شهرداری پرداخت می‌کرد. تجهیزات برای ساخت فیلم‌ها اصلاً مناسب نبود ولی در سینمای بعد از انقلاب تجهیزات سینما بسیار بهتر و به‌روزتر شد.»

    ظهور فیلمسازان خوب در سینمای پس از انقلاب

    مرتضی عقیلی معتقد است نباید این واقعیت را نادیده گرفت که وقتی نسل جوانی وارد سینما می‌شود اتفاقات خوبی را رقم می‌زند و این اتفاق در سینمای بعد از انقلاب رخ داد؛ «به مرور افراد تحصیل‌کرده وارد عرصه سینما شدند و شاهد ساخت فیلم‌های متعدد و خوب و همچنین ظهور فیلمسازان خوبی در سینمای ایران هستیم. آقای اصغر فرهادی جایزه اسکار را برای سینمای ایران به ارمغان آورد و این امر نشان می‌دهد بدنه سینما ویژگی لازم برای تأثیرگذاری را داراست. در سینمای قبل از انقلاب فیلمساز خوب کم داشتیم ولی در سینمای بعد از انقلاب فیلمسازان خوب متعددی داریم.»

    به زمانی اشاره می‌کند که در اواسط سال ۵۶ سینمای ایران رو به تعطیلی رفت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دعوت هوشنگ منظوری مدیر تئاتر پارس، به همراه همایون، عزت‌الله مقبلی، فرزانه تأییدی و نادره خیرآبادی در اجرای نمایش «بازرس» به کارگردانی پورسعید به نقش‌آفرینی پرداخته بود. بعد از اجرای «بازرس» گوگول که ایرانیزه شده بود، یک سالی در تئاتر پارس فعالیت داشتند که دادستانی این سالن را مصادره می‌کند؛ «بعد از مصادره، هنرمندان و کارکنان قدیمی تئاتر پارس با من صحبت کردند که بروم و تئاتر پارس را از دادستانی اجاره کنم. به عنوان نماینده این گروه به دادستانی رفتم و تئاتر پارس را اجاره کردم. پس از بازگشایی مجدد این تئاتر، آقایان بهمن مفید، بهروز به‌نژاد و زنده‌یاد عرفانی را هم به تئاتر پارس آوردم.»

    تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    خود را تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌داند و این را در سال ۵۸ در دادگاه انقلاب بیان کرده است؛ «در سال ۵۸ دادگاه انقلاب تعدادی از هنرمندان را خواست و در آنجا هیچ صحبتی درباره اینکه ممنوع‌الکار هستیم نبود و سؤال و جواب‌هایی رد و بدل شد و آنجا اعلام کردیم که تابع قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم زیرا من معتقدم انسان باید همیشه تابع قانون باشد و بر اساس آن زندگی کند.»

    اما در سال ۵۹ شرایط برای فعالیت مرتضی عقیلی در تئاتر پارس سخت می‌شود و به مرور از فعالیت کنار گذاشته شده و به او گفته می‌شود «ممنوع الچهره» است و این سرآغاز مهاجرت از ایران است؛ «صحبت‌هایی درباره ممنوع‌الچهره شدنم مطرح شده بود که باعث نگرانی و ترس خودم و خانواده‌ام شد. در آن زمان با مشکلات بسیاری به همراه خانواده‌ام اقدام به مهاجرت کردم. ۶ ماه در ترکیه بودیم و پس از آن به اسپانیا سفر کردیم. مدتی در اسپانیا ماندیم و سپس به آمریکا مهاجرت کردیم.»

    دشواری‌های یک مهاجرت و تجربه افسردگی

    سختی‌های مهاجرت بسیار است و مرتضی عقیلی به افسردگی می‌رسد؛ «در آنجا تلاش کردم تا کار تئاتر انجام دهم اما تجربه‌های موفقیت آمیزی نبود و به لحاظ روحی افسرده شدم و مدام در خانه بودم و بیشتر اوقات گریه می‌کردم. پدر و مادرم را زمانی که در غربت بودم از دست دادم و به لحاظ روحی شرایط خوبی نداشتم. تنهایی در خیابان قدم می‌زدم و برای‌شان اشک می‌ریختم. در مقطعی از زمان شب‌ها تب و لرز کردن داشتم و به مرور رنجور و رنگ پریده شدم. در مراجعه به پزشک به من گفته شد که مبتلا به سل شده‌ام و همه اطرافیانم باید قرنطینه شوند. خیلی به لحاظ ذهنی درگیر شده بودم به همین خاطر به فرهنگ لغات معین مراجعه کردم تا ببینم درباره بیماری سل چه چیزهایی نوشته، در آن فرهنگ لغات آمده بود که بیماری سل یعنی «مرض دق» و علائم آن را هم نوشته بود. یک شب با خودم شروع به فکر کردن و حرف زدن کردم درباره اینکه چه کسی هستم و در غربت چه می‌کنم، کسی من را نمی‌شناسد و با من سلام و احوالپرسی نمی‌کند. با خودم کنار آمدم و به سراغ کارهای دیگر گشتم و به عنوان راننده امداد خودرو مشغول به کار شدم و حدود ۳ سال به آن کار مشغول بودم.»

    تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    در همان اوایل سال‌های مهاجرت و در شرایط سخت مالی، پیشنهاد فعالیت سیاسی را رد کرده بود؛ «با وجود اینکه زندگی‌ام در غربت به لحاظ مالی سخت بود، پیشنهاد فعالیت سیاسی را نپذیرفتم زیرا هیچوقت آدمی سیاسی نبوده و نیستم و عاشق مردم و کشور ایران هستم. در زندگی من پرونده‌ای مبنی بر انجام کاری خلاف وجود ندارد زیرا فقط به هنر فکر می‌کردم و فکر می‌کنم و با هنرم زندگی می‌کنم.»

    طی این ۴۰ سال ثانیه‌ای ایران و مردم ایران را فراموش نکردم و بندبند بدنم در ایران بود. در هر تئاتری چه در آمریکا، چه در اتریش و چه در استرالیا یا کشورهای دیگر به صحنه می‌رفتم فقط به فکر ایران و به صحنه رفتن در ایران بودم پس از چند سال سختی و انجام کارهای متفرقه، به اجرای تئاتر بر صحنه‌های تئاتر آمریکا و اروپا و اقیانوسیه می‌پردازد اما هیچکدام از این اجراها حس و حال یک شب اجرا در ایران و در مقابل مخاطبان ایرانی را برایش نداشته؛ «طی این ۴۰ سال ثانیه‌ای ایران و مردم ایران را فراموش نکردم و بندبند بدنم در ایران بود. در هر تئاتری چه در آمریکا، چه در اتریش و چه در استرالیا یا کشورهای دیگر به صحنه می‌رفتم فقط به فکر ایران و به صحنه رفتن در ایران بودم.»

    وی در سال‌های مختلف تلاش می‌کند تا بتواند به ایران بازگردد و در سینما و تئاتر ایران روی صحنه برود؛ «از سال‌های قبل دوستانی بودند که برای من فیلمنامه یا نمایشنامه می‌فرستادند و می‌گفتند که در حال رایزنی هستند تا بتوانم به ایران بازگردم و روی صحنه بروم یا در فیلمی بازی کنم ولی همیشه جواب‌ها منفی بود و اتفاقی نیفتاد. تنها اتفاقی که به سرانجام رسید دعوت آقای سنجابی برای ایفای نقش در نمایش ایشان بود. وقتی نمایشنامه را برایم ارسال کرد شروع به خواندن آن کردم، همسرم می‌گفت که چرا باز هم خودم را درگیر ماجرایی می‌کنم که در نهایت به افسردگی‌ام ختم می‌شود اما پاسخ من این بود که به آن لحظه فکر کن که به ایران برمی‌گردم و روی صحنه تئاتر می‌روم. حس و حال و هیجان زیادی در من برای بازگشت به ایران و بازی بر صحنه تئاتر ایجاد شده بود.»

    قول مساعدی که وزیر ارشاد داد

    به لحظه‌ای اشاره می‌کند که تمرین‌های نمایش «فلزات چکش‌خوار» سپری و گروه خود را برای بازبینی توسط شورای نظارت و ارزشیابی اداره‌کل هنرهای نمایشی آماده کرده؛ «خیلی هیجان زده بودم. ۳ انسان با شعور و با فرهنگ از شورای نظارت و ارزشیابی آمدند و بعد از بازبینی مجوز اجرا را تأیید کردند. بسیار ذوق زده شدم و سریع به همسرم اطلاع دادم. بعد از تأیید شورا وقفه‌ای در شروع اجراها ایجاد شد. آقای پرویز پرستویی از طریق برادرزاده‌ام در جریان ماجرا قرار گرفت. ایشان وقت گرفت و به نزد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رفتیم. وزیر بسیار محترم برخورد کرد و قول مساعد برای اجرای نمایش را داد.»

    تمام سلول‌هایم در غربت به فکر «ایران» بود/ تحقق یک رویای ۴۰ ساله

    وقتی از تجربه به صحنه رفتن در مقابل مخاطبان ایرانی صحبت می‌کند اشک در چشمانش حلقه می‌زند، با بغضی در گلو می‌گوید که نمی‌توانید حس و تجربه‌ای که داشته‌ام را درک کنید؛ «وقتی بعد از ۴۰ سال در ایران روی صحنه رفتم و اشک چشمان مخاطبان را دیدم، حسی بود که هیچ کجا نمی‌توان آن را پیدا و احساس کرد. به همین خاطر بعد از اولین اجرا تا ۵ صبح بیدار بودم و به این تجربه و حس فکر می‌کردم.»

    اشک از چشمانش سرازیر می‌شود و گریه امانش نمی‌دهد، به یاد لحظه لحظه‌هایی که در غربت بر او گذشته و حسرتی که سال‌های سال ذهن و روح او را فرسوده کرده؛ «همیشه آرزوی‌ام این بود که در ایران روی صحنه بروم. نمی‌دانید چقدر خوشحالم که در خاک وطن خودم حضور دارم. من خیلی شب‌ها برای ایران گریه کردم و دلتنگ حضور در آن بودم. سال‌های سال در غربت به عشق ایران و بازگشتن به ایران روز را به شب رساندم و شب را به صبح. خوشحالم که به ایران بازگشتم.»

    امیدوار است که شرایط فعلی ادامه پیدا کند تا بتواند در تئاتر و سینما حضور داشته باشد و فعالیت کند.

    خود را آماده می‌کند تا برای تمرین پیش از اجرای نمایش، در سالن حضور پیدا کند. در چهره‌اش باوری وجود دارد از اینکه رویای آدمی روزی به واقعیت تبدیل خواهد شد به شرط اینکه صبور باشی و از پا نیفتی. می‌رود تا مانند کودکی تازه متولد شده، هرم نگاه و نفس‌های مخاطبان خود را حس کند.

  • رئالیسم جادویی مشرق زمین در «بووگی ووگی برادوی»/ بی‌قانونی نکردیم

    رئالیسم جادویی مشرق زمین در «بووگی ووگی برادوی»/ بی‌قانونی نکردیم


    آرش سنجابی کارگردان نمایش «بووگی ووگی برادوی» با اشاره به ویژگی‌های این اثر نمایشی عنوان کرد در این اجرا از بازیگرانی دعوت به همکاری کرده که مناسب ایفای نقش‌های مد نظرش باشند.

    آرش سنجابی نویسنده و کارگردان نمایش «بووگی ووگی برادوی» که از ۲۲ تیرماه اجرای خود را در عمارت نوفل لوشاتو آغاز کرده است درباره از سرگیری فعالیت‌های تئاتری در تماشاخانه‌های خصوصی به تئاتر آنلاین گفت: معتقدم اولین گروهی که سر تعظیم در مقابل قانون فرود آورده جامعه تئاتری بوده است که پذیرفتند با ۵۰ درصد ظرفیت اجرا بروند؛ این یعنی پذیرش قانون. اما در شرایطی که اماکن، رستوران‌ها، پاساژها و بازار تهران بسته باشد خود من به عنوان یک تئاتری اجرا نمی‌روم اما معتقدم وقتی که مجبور شویم اجرایی را با این همه هزینه و تنها با ۵۰ درصد بلیت فروشی که آن هم معلوم نیست چقدر از همین ظرفیت خریداری شود، به این بهانه که شهر قرمز است تعطیل کنیم در حالی که هیچ صنفی مقررات آن را رعایت نمی‌کند، دچار بی قانونی شده‌ایم. تا همین جا هم اجرای نمایش «بووگی ووگی برادوی» یک هفته به تعویق افتاده است و همین یک هفته ۱۵ میلیون تومان در زمینه تبلیغات به من ضربه زد.

    وی درباره انتخاب نام نمایشنامه توضیح داد: بووگی ووگی یک رقص آمریکایی است که توسط سیاهپوستان انجام می‌گیرد و «بووگی ووگی برادوی» نیز تابلوی معروف پیت مندریان است که وقتی به نیویورک می‌آید همزمان هم شیفته این ریتم موسیقایی می‌شود و هم شیفته برادوی و تلفیق این ۲ منجر به خلق یک تابلو نقاشی می‌شود که شامل خطوط خاص افقی و عمودی و مربع و مستطیل‌هایی در کنار یکدیگر است.

    این کارگردان تئاتر درباره مضمون و ویژگی‌های نمایش بیان کرد: این نمایش نیز مثل کارهای دیگر من در فضای رئالیسم جادویی مشرق زمین روی صحنه می‌رود. نمایش ۸ بازیگر اصلی و ۳ بازیگر فرم دارد اما نکته مورد توجه این است که نمایش در فضای بین مدرن و کلاسیک حرکت می‌کند و در طراحی‌ها و بازی‌ها و خود متن مدام بین این ۲ فضا حرکت می‌کنیم تا جایی که در هم تلفیق می‌شوند و دیگر نمی‌توان آنها را از هم تشخیص داد.

    سنجابی ادامه داد: در این اثر نمایشی گروه بوکوحرام که یک گروه افراط گرا و شورشی نیجریه هستند جمعی از دختران را ربوده‌اند و این دختران در موقعیتی که زیاد قصه گو نیست و فضایی مدرن دارد راوی داستان هستند و از جایی به بعد این مردها هستند که جلو این دختران کم می‌آورند. این گروه، دخترانی را در مکانی تخیلی به نام بووگی ووگی برادوی اسیر می‌کنند و داستان نمایش در آنجا اتفاق می‌افتد.

    کارگردان نمایش «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» در پایان درباره گروه بازیگران نمایش که برخلاف دیگر آثارش کمتر شناخته شده هستند، بیان کرد: من همیشه بازیگرانم را حسی انتخاب می‌کنم. حتی در شرایط فعلی باز هم برایم سخت نبود که بخواهم از نام‌ها استفاده کنم چون دوستان آنقدر به من لطف دارند که ارتباطم با بازیگران هیچگاه بر پایه قرارداد نبوده است. در همین نمایش نیز من نادر فلاح را در کنار خودم دارم اما در این کار به دنبال جنس بازی متفاوتی بودم که در بازیگرانی که انتخاب شده‌اند، وجود دارد. همچنین اتفاقاً تعدادی از بازیگران نمایش مثل صبا ایزدپناه ۱۵ سال است که سابقه بازیگری دارد. هانیه مقدم و سهیل بابایی و نازنین صلح جو نیز سال‌هاست که در تئاتر فعال هستند. در نهایت تفکر من برای انتخاب بازیگر در این نمایش این بود که بازیگری را دعوت به همکاری کنم که به دردم بخورد و مناسب ایفای نقش‌هایی مدنظرم باشد.

    در خلاصه داستان نمایش آمده است: خیانت مردها روی ماه اثر می‌ذاره؛ خسته و ضعیف و کدرش می‌کنه!

    بازیگران نمایش به ترتیب حروف الفبا صبا ایزدپناه، سهیل بابایی، پردیس زارع، علی زندی، نازنین صلح جو، بهزاد عبدی، نادر فلاح، پریسا محسنی، هانیه مقدم هستند.

  • «هولودومور» قحطی در اکراین را به تصویر می‌کشد/ تلاش برای بقا

    «هولودومور» قحطی در اکراین را به تصویر می‌کشد/ تلاش برای بقا


    رها حاجی زینل از فعالیت هایش در دوران کرونا و روی صحنه بردن نمایش «هولودومور» گفت و از پرداخت نشدن حق و حقوقش توسط یکی از تهیه کنندگان تئاتر و مورد حمایت قرار نگرفتن هنرمندان انتقاد کرد.

    رها حاجی زینل بازیگرو کارگردان تئاتر در گفتگو با تئاتر آنلاین درباره تازه‌ترین فعالیت‌هایش گفت: به تازگی بازی در فیلم سینمایی «غیر خانگی» به کارگردانی حسام صالح بیگ را به پایان رسانده‌ام و هم اکنون مشغول تمرینات نمایش «حصار» به کارگردانی یاسمن نصرتی هستم که بهمن ماه امسال در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می‌رود. سعی کردم برای ایفای نقش یک نابینا در این نمایش به سراغ کارها و بازی‌های قبلی نرفته و شخصیتی تازه خلق کنم، در این راه هم یاسمن نصرتی کمک‌های زیادی به من کرد تا بتوانم کاراکتر را لمس کنم، بدون شک کارگردانی وی باعث شد تا سریع‌تر این نقش را پیدا کنم. خوشحالم که در اثری به نویسندگی و کارگردانی یک زن کرد قوی به ایفای نقش می‌پردازم.

    وی درباره کارگردانی در عرصه تئاتر اضافه کرد: هم اکنون روزهای پایانی تمرینات نمایش «هولودومور» به نویسندگی علی صفری را انجام می‌دهم که اجرایش را از اواخر بهمن ماه در عمارت نوفل لوشاتو آغاز خواهد کرد.

    بازیگر فیلم سینمایی «مامان» درباره مضمون نمایش «هولودومور» بیان کرد: این نمایش در ادامه کارهای گروه تئاتر سه‌گانه درباره تبعات جنگ جهانی اول و دوم جهانی است، هولودومور یا مرگ بر اثر گرسنگی به قحطی خود ساخته استالین در اکراین می‌پردازد که در بازه‌ای از زمان باعث نسل کشی و مرگ میلیون‌ها اکراینی شد. ما در این نمایش یکی از خانواده‌های دهقان اکراینی را می‌بینیم که درگیر قطحی شده و برای بقا تلاش می‌کنند.

    بازیگر فیلم «غیرخانگی» درباره علاقه به پرداختن به آثاری با موضوع جنگ جهانی افزود: من همیشه دوست دارم که به سراغ متن‌ها و ایده‌های جذاب داخلی بروم، شاید آثاری مثل «هولودمور» به مسائل خارجی می‌پردازند، اما اصل اثر درباره تبعات جنگ است، ترجیح می‌دهم به جای باز اجرای آثاری که بارها روی صحنه رفته‌اند از نویسندگان خوب داخلی حمایت کنم. پیش از این نمایش «آشویتس زنان» را با موضوع اردوگاه‌های کار اجباری روی صحنه بردیم که با استقبال خوبی روبرو شد، پس از آن «برلین ۱۰:۱۰» را با همان محوریت اجرا کردیم که خوشبختانه در دوران اوج کرونا جزو پرمخاطب‌ترین آثار تماشاخانه‌های خصوصی بود و حال می‌خواهیم با «هولودومور» این سه‌گانه را به پایان برسانیم.

    حاجی زینل درباره حضورش در فیلم سینمایی «غیرخانگی» توضیح داد: ایده پردازی‌های نسل جوان برای من بسیار جالب است، همیشه دنبال نقش‌های متفاوت هستم، در سال گذشته چندین پیشنهاد بازی داشتم اما سعی کردم از تکرار پرهیز کنم، نقش و کلیت فیلم «غیرخانگی» به کارگردانی حسام صالح بیگ خاص نسل تازه سینما بود؛ ایده‌ای نزدیک به سینمای مستند که من از سبک ساخت آن به شدت استقبال کردم.

    وی با انتقاد از حمایت نکردن از گروه‌های تئاتر در دوران کرونا اضافه کرد: برای اجرای نمایش «برلین ۱۰:۱۰» به هیچ عنوان حمایتی از ما نشد، اثر با استقبال خوبی روبرو شد اما همان تخصیص پنجاه درصدی صندلی‌های خالی سالن هم آنطور که قولش را داده بودند، انجام نشد. این کار صرفاً با تلاش گروه به این نتیجه رسید و اگر نه هیچ حمایتی از سوی بخش دولتی تئاتر نشد و مطمئنم از این به بعد هم نخواهد شد، ما در تئاتر صرفاً خودمان را داریم و به همین دلیل کار تئاتر سخت‌تر از قبل شده است.

    وی با اشاره به متعهد نبودن یکی از تهیه کنندگان تئاتر در اثری که به ایفای نقش پرداخته است، افزود: برای من عجیب است که چگونه تهیه کنندگانی بی هیچ پیشینه‌ای راهی تئاتر می‌شوند و بعد از بدقولی و پرداخت نکردن دستمزد عوامل، هیچ کسی پیگیرشان نمی‌شود. من در نمایش «جیرجیرک» به کارگردانی آرش سنجابی به ایفای نقش پرداختم، در شرایط سخت کرونایی تمرین کردم و روی صحنه رفتم و همان دستمزد ناچیزم هم تاکنون پرداخت نشده است. حتی به اداره کل هنرهای نمایشی هم شکایتم را بردم اما هنوز هیچ خبری نشده و بعید می‌دانم که کسی آن تهیه کننده را به پرداخت دستمزدی که بابتش قرارداد داشتم اجبار کند. وی حتی پس از آن اثر ۲ نمایش دیگر هم روی صحنه برد و احتمالاً باز هم می‌تواند به تهیه کنندگی در تئاتر ادامه دهد.

    حاجی زینل در پایان درباره فعالیت‌هایش در آینده عنوان کرد: خوشبختانه با وجود شرایط بیماری کرونا سال خوبی را داشتم، در ۲ فیلم سینمایی و ۲ فیلم کوتاه بازی کردم و از سویی ۲ نمایش را کارگردانی کرده و در ۲ نمایش دیگر هم به ایفای نقش پرداختم، اما برای سال آینده تصمیم گرفتم که از تئاتر فاصله گرفته و به سینما بپردازم، متاسفانه نادیده گرفتن ما در تئاتر اوج گرفته و باعث شده تا هر چه می‌کنیم آب در هاون کوبیدن باشد. از این رو تصمیم دارم تمام تمرکزم را در سال آینده روی ساخت فیلم کوتاه و بازی در آثار سینمایی بگذارم، زیرا آنقدر بی اعتنایی در تئاتر دیده‌ام که بعید می‌دانم دل چرکینی از آن به این زودی ها پاک شود.

  • تلاش «جیرجیرک» برای روشن نگه داشتن چراغ تئاتر/ ریسک کردم

    تلاش «جیرجیرک» برای روشن نگه داشتن چراغ تئاتر/ ریسک کردم


    ویدا جوان با اشاره به اینکه حضورش در «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» به دلیل وجود بیماری کرونا ریسک بزرگی بوده است، عنوان کرد حضور در این نمایش را به دلیل عشق به تئاتر پذیرفته است.

    ویدا جوان بازیگر نمایش «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» که این روزها در تماشاخانه سپند روی صحنه است در گفتگو با تئاتر آنلاین گفت: نمایش «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» به کارگردانی آرش سنجابی با شیوه‌های اجرایی که بیشتر سمت و سویی مدرن دارد، روی صحنه می‌رود. این تئاتر بر مبنای یک قصه واحد شکل نگرفته است و در آن پسامد جریاناتی که برای هر کاراکتر رخ داده است و تمامی آنها یک نکته مشترک دارند و در اپیزودهای جداگانه به آنها اشاره خواهد شد، بیان می‌شود.

    وی اظهار کرد: در شرایط فعلی که افراد بسیاری در قرنطینه هستند و بیماری کرونا جان افراد را تهدید می‌کند و عده زیادی همچون خودم، اقوام و یا دوستانشان را در اثر این بیماری از دست داده‌اند، حضور در صحنه تئاتر برای من ریسک بزرگی محسوب می‌شد.

    جوان ادامه داد: تمامی عوامل این نمایش، ماه‌ها برای تمرین در یک پلاتو گرد هم آمدند و تنها به عشق تئاتر، زنده ماندن تئاتر و خاموش نشدن چراغ تئاتر این ریسک را پذیرفتند و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی که در توانشان بود با تمرین بسیار این نمایش را روی صحنه بردند.

    وی با تاکید بر اینکه تنها دلیل فعالیت هنرمندان در شرایط فعلی عشق به هنر است، عنوان کرد: علاوه بر عشق و علاقه به تئاتر، کسب درآمد حداقلی برای گذران زندگی نیز برای افرادی همچون من که هیچ شغل و منبع درآمدی دیگری جز حرفه بازیگری ندارند نیز در اولویت است. تمامی عوامل گروه «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» سختی‌ها را پذیرفتند و مسائل حاشیه‌ای آزاردهنده را جدی نگرفتند تا بتوانند روی صحنه بیایند. بدون شک ما نیز همانند بسیاری از افراد می‌توانستیم در انتظار شرایطی مساعدتر برای اجرا باشیم اما قلب تپنده بسیاری از اهالی تئاتر و دلتنگی آنها برای تماشای یک نمایش از صبر طولانی مدت ما جلوگیری کرد و باعث شد امروز روی صحنه تئاتر باشیم.

    بازیگر سریال «پژمان» یادآور شد: هنر با احساسات رابطه‌ای مستقیم دارد و هنرمندان اکثراً انسان‌های احساساتی هستند. در احساسات، عشق و دوست داشتن بسیار مهم است بنابراین عشق تنها عامل پذیرفتن این ریسک بزرگ بود. من به دلیل آنکه در تمرین‌های تئاتر شرکت می‌کردم و به طور مستقیم با همکاران بسیاری ارتباط داشتیم، چندین ماه است که خانواده ام را ندیده‌ام چراکه ترس از ناقل بیماری کرونا بودن و انتقال آن به خانواده ام در من وجود دارد. امیدوارم این گروه نمایشی که با تمام عشق و علاقه روی صحنه آمده و این ریسک را پذیرفته است، از این بیماری دور باشد.

    جوان در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: به همه علاقه مندان و عاشقان تئاتر که این روزها به شدت دلتنگ تماشای تئاتر هستند، توصیه می‌کنم که «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» را که با رعایت تمامی پروتکل‌های بهداشتی به صحنه می‌رود، تماشا کنند.

    نمایش «جیرجیرک» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی و تهیه‌کنندگی مهدی غلامی سرخه از دهم مرداد ماه هر شب ساعت ۲۱ در سالن اصلی پردیس تئاتر سپند روی صحنه رفته است.

    در این اثر (به ترتیب حروف الفبا) شکیبا آدینه، پویا امینی، پرهام امینی، ایمان اصفهانی، ویدا جوان، رها حاجی زینل، پرستو حمیدی، ستایش رجایی نیا، پردیس زارع، نازنین صلح جو، دانیال عبادی، رازیما میرزایی، پریسا محسنی، حمیدرضا نعیمی و جواد یحیوی به ایفای نقش می‌پردازند.

    نمایش «جیرجیرک» تا ۶ شهریور ماه، هر شب ساعت ۲۱ در سالن اصلی پردیس تئاتر سپند روی صحنه است.

  • «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» به تماشاخانه سپند رسید

    «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» به تماشاخانه سپند رسید


    نمایش «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» نوشته و کار آرش سنجابی از دهم مرداد در تماشاخانه سپند روی صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» نوشته و کار آرش سنجابی از جمعه دهم مرداد اجرای خود را در تماشاخانه سپند آغاز می کند. این نمایش ترکیبی از مونولوگ و طراحی حرکات گروهی است که هر شب ساعت ۲۱ در سالن شماره یک تماشاخانه سپند روی صحنه می رود.

    فهرست کامل عوامل این نمایش عبارت است از: نویسنده و کارگردان: آرش سنجابی، تهیه کننده: مهدی غلامی سرخه، مشاور کارگردان: مازیار فکری ارشاد، بازیگران (به ترتیب حروف الفبا) : شکیبا آدینه، پویا امینی، پرهام امینی، ایمان اصفهانی، ویدا جوان، رها حاجی زینل، پرستو حمیدی، ستایش رجایی نیا، پردیس زارع، نازنین صلح جو، دانیال عبادی، رازیما میرزایی، پریسا محسنی، حمیدرضا نعیمی، جواد یحیوی، دستیار کارگردان: پریسا محسنی، طراح حرکت: رازیما میرزایی، طراح صحنه: شهاب شریفی، طراح گرافیک: مهدی رایگانی، طراح زیورآلات: فرناز یحیی پور، عکاس: رامتین جهانبانی،
    «جیرجیرک: نسخه پاراجانف» کاری است از گروه تئاترِ دیگر.

    تماشاخانه سپند درکریمخان، خیابان عضدی جنوبی (آبان) ، خیابان سپند واقع شده است. صفحه فروش و رزرو بلیت در سایت تیوال www.tiwall.com هم اکنون فعال است. حضور در سالن نمایش تنها با استفاده از ماسک و رعایت فاصله اجتماعی امکان پذیر خواهد بود.

  • «مدرسه پینوکیو» بازیگران جدید گرفت/ پس از انصراف ۴ بازیگر اصلی

    «مدرسه پینوکیو» بازیگران جدید گرفت/ پس از انصراف ۴ بازیگر اصلی


    اتابک نادری، سیما خضرآبادی و فاطیما درستکار به «مدرسه پینوکیو» پیوستند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، اتابک نادری، سیما خضرآبادی و فاطیما درستکار به جمع بازیگران نمایش «مدرسه پینوکیو» پیوستند. نمایش «مدرسه پینوکیو» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی که از ۱۷ آذر ماه در تماشاخانه نوفل لوشاتو روی صحنه رفته بود در اولین شب اجرا با انصراف نیلوفر لاری پور، رویا دعوتی، فرزاد حسنی و مروارید کاشیان ۴ بازیگر اصلی نمایش به دلیل اختلافات درون گروهی روبرو شد.

    با پیوستن اتابک نادری، سیما خضرآبادی و فاطیما درستکار به «مدرسه پینوکیو» اجرای این نمایش از روز نوزدهم آذرماه ساعت ۱۸ در سالن اصلی عمارت نوفل لوشاتو از سر گرفته شده است.

    نورا هاشمی، بابک صحرایی، علیرضا میرزامحمدعلی، رازیما میرزایی، سوزان صفانیا و فریبرز گلبن دیگر بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    دیگر عوامل اصلی این نمایش عبارتند از تهیه کننده: امیرعلی تقی زاده، مدیر پروژه: پویا امینی، مجری طرح: مهدی کاسه ساز، موسیقی: ستار اورکی، خواننده: حامی، ترانه سرا: بابک صحرایی، تنظیم کننده ترانه: رضا تاجبخش، طراح حرکت: رازیما میرزایی، مدیر روابط عمومی: سیدمحمدصادق سیادت، مشاور رسانه‌ای: فرنوش آبا و عکاس: ساقی بلیغ.

    «مدرسه پینوکیو» بر اساس برداشتی آزاد از رمان «بختیار علی» نوشته شده و در خلاصه آن آمده است: الان چیز زیادی از اون مجموعه رخدادها یادم نیست، اما بهش میگفتن مدرسه پینوکیو!

    علاقه مندان جهت خرید بلیت این نمایش می توانند به سایت تیوال و یا گیشه تماشاخانه نوفل لوشاتو مراجعه کنند.

  • «بولدوزر» با حضور شبنم قلی خانی، پویا امینی و نادر نادرپور

    «بولدوزر» با حضور شبنم قلی خانی، پویا امینی و نادر نادرپور

    نمایش بولدوزر، جدیدترین اثر آرش سنجابی از اول آبان ماه 97 در تماشاخانه دیوار چهارم به روی صحنه خواهد رفت.

    به گزارش تئاتر آنلاین، در این نمایش شبنم قلی خانی، پویا امینی، نادر نادرپور، ایمان اشراقی و صحرا اسدالهی نقش آفرینی می کنند. از دیگر بازیگران نمایش بولدوزر می توان به جوانه دلشاد، لیلا ایرانی، روشنک رضایی مهر، گل ناز عباسی، امیر تیموری، راحیل بدیعی اشاره کرد.

    دیگر عوامل نمایش بولدوزر عبارتند از: مدیر تولید: محسن جعفری قرقانی، دستیار کارگردان: محبوبه طاهری، موسیقی: کیارش اعتماد سیفی، طراح پوستر: مهدی رایگانی، روابط عمومی: پریسا رفیعی، عکاس: سبا علیرضایی، زهره ضیایی، مشاور کارگردان: میثم مقدم، طراح حرکت: سارینا شاد.

    در خلاصه این نمایش رئالیسم جادویی آمده: میهمانی غریبی ست…!

    633d43ff-bc9e-49d6-9b8e-dff6aadad40d.jpg (900×600)

  • «بولدوزر» به دیوار چهارم می‌آید

    «بولدوزر» به دیوار چهارم می‌آید


    نمایش «بولدوزر» به کارگردانی آرش سنجابی آبان ماه در مجموعه نمایشی دیوار چهارم به صحنه می‌رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از روابط عمومی مجموعه نمایشی دیوار چهارم، آرش سنجابی که تازه‌ترین اثر سینمایی‌اش با عنوان «بازدم» را در بخش سینمای «هنر و تجربه» در حال اکران دارد آبان ماه سال جاری نمایش «بولدوزر» را در مجموعه نمایشی دیوار چهارم به صحنه می‌برد.

    آرش سنجابی کارگردان، نویسنده و مستندساز تاکنون مجموعه داستان‌هایی تألیف و آثاری از ادبیات کردی به زبان فارسی برگردانده و منتشر کرده است و فیلم‌های مستندی از زندگی هنرمندان شاعران و نویسندگان ایرانی ساخته است. سنجابی تاکنون ۱۷ مستند از زندگی شخصیت‌های ایرانی ساخته که از این میان می‌توان به مستند پرتره‌های محمدعلی سپانلو، شمس لنگرودی و عباس کیارستمی اشاره کرد.

    همچنین سنجابی فیلم سینمایی «بازدم» را در سینماهای «هنر و تجربه» در حال اکران دارد. در این اثر بازیگرانی چون حامد رحیمی نصر، ملیکا شریفی‌نیا، لیندا کیانی، الهه حصاری، نرگس محمدی، حبیب دهقان نسب، مهرداد ضیایی، مرضیه صدرایی، آزیتا حاجیان و بهنام تشکر به ایفای نقش می‌پردازند.

    کد خبر 4349378
    آروین موذن زاده
  • آرش سنجابی از نمایش «پوست انداختن» و بختیارعلی می‌ گوید

    آرش سنجابی از نمایش «پوست انداختن» و بختیارعلی می‌ گوید

    آرش سنجابی را نمی‌توان هنرمندی منحصر به یک حوزه دانست. او می‌نویسد، ترجمه می‌کند، فیلم بلند می‌سازد، مستندسازی می‌کند و تئاتر هم روی صحنه می‌برد. «پوست انداختن» جدیدترین اثر این کارگردان است که با بازی شبنم قلی‌خانی، خاطره حاتمی و چهره‌های تئاتری نامداری چون حامد رحیمی‌نصر و توماج دانش‌بهزادی توانسته نظر مساعد منتقدان را جلب کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین به نقل از ایلنا، نمایش «پوست انداختن» برداشتی آزاد از اثر بختیارعلی، شاعر و نویسنده کُرد است. سنجابی که بسیار به بختیارعلی علاقمند است، ابایی ندارد از شباهت کار خود با این شاعر و نویسنده بگوید. گفتگوی ما را با آرش سنجابی در مورد «پوست انداختن» و بختیارعلی در ادامه می‌خوانید:

    در تئاتر زیاد می‌بینیم یک جاهایی یک عقل مآل‌اندیش، عرفی، سلیم و … حکم می‌کند که مخاطب نباید بخندد اما مخاطب می‌خندد. احتمالاً کارگردان با این موضوع مشکلی ندارد اما گاهی او جاهایی می‌خندد که شاید گریه‌آور باشد. کلمات هم مخاطب را همراهی می‌کنند که گریه کند. در نمایش «پوست انداختن» حال و روز آن آدم که دارد بازجویی می‌شود و می ‌گوید من چقدر بدبخت و بیچاره‌ام و حالم از بوی پرتقال به هم می‌خورد، احتمالاً همین منِ مخاطب را راهنمایی می‌کند به محدوده‌ای که حس مشابهی داشته باشیم.

    دلیلش عامل متغیر است. وقتی ما در یک فضای مستطیلی شکل به نام سالن ارغنون نشسته‌ایم و یک کار را می‌بینیم، همه عوامل مانند بازیگر، نور، صندلی و صحنه همسان هستند. تنها عامل متغیر، تماشاگر من است و من نمی‌توانم این عامل متغیر را درک کنم. فقط خودش است که می‌تواند بفهمد از آن صحنه چه چیزی در درونش اتفاق می‌افتد که خوشش می‌آید یا نه. من مسئول پاسخگویی به این قضیه نیستم. البته آدم باید یک مقدار تلاش کند تا همه چیز شسته رفته باشد اما اینکه مخاطب در آن صحنه می‌خندد و خوشش می‌آید یا گریه می‌کند، به این موضوع بستگی دارد که آن را در دنیای ذهنی خود به چه چیزی پیوست می‌دهد. همه ما از یک جایی به بعد شاید بعد از 2، 3 سالگی با «ما به ازاها» زندگی می‌کنیم. اینکه من یک چیزی را برای خودم به چیز دیگری وصل کنم. البته نباید یک نکته را فراموش کنیم. سال‌هاست که در هنر، حرف تازه‌ای نمی‌توانیم بزنیم. همه حرف‌ها زده شده است. هر اتفاقی را که می‌خواهی در واقع انجام دهی، می‌بینی که قبلاً گفته شده است. آقای ساربان به من گفت «50 سال پیش اسماعیل خلج همین کار را می‌کرد» و من برایم جالب بود. خیلی دوست داشتم اسماعیل خلج را به نمایشم دعوت کنم. به نظر من وظیفه داریم که او را دعوت کنیم تا بیاید تئاتر را ببیند. البته این موضوع برای من اتفاق عجیبی نیست. یک آدمی مثل سهراب شهید ثالث می‌آید و کار می‌کند. یک جمعی می‌آیند و می‌گویند که سهراب شهید ثالث مقلد فلان آدم بوده است. بعد کیارستمی می‌آید، می‌گویند کیارستمی مقلد شهید ثالث بوده است. بعد از کیارستمی، بت می‌سازند و از فیلمسازان نسل بعد، کسانی را نام می‌برند که مقلد او بوده‌اند. برای هیچکدام از این ایده‌ها ارزشی قائل نیستم. البته آن فیلمسازها را تحسین می‌کنم. چون ما در نهایت ساختاری را داشتیم که شعاع بیشتری را می‌توانست بگیرد. اتفاق‌های قابل نوشتن و قابل ترک کردن، یک دایره است که آن دایره، شعاعش را گرفته و تمام شده است. ما همه در درون آن دایره می‌چرخیم.

    ولی شیوه گفتن شما فارغ از تعارفات، این تفاوت را ایجاد می‌کند. شیوه گفتن نمایش «پوست انداختن» حرف را تازه می‌کند چون کاراکتر زن نمایش، مابقی را با عادت، رد می‌کند. مثلاً وقتی شما با یک جمله یا یک مفهوم مواجه می‌شوید، ممکن است این مفهوم تکراری باشد؛ یک مفهوم کلی مثل انسان دوستی یا توبه اما وقتی شیوه گفتار فرق می‌کند، طبیعتاً آن چالش ایجاد می‌شود.

    به طور مثال این استکان تا زمانی که این جاست هیچ وقت من به دگر معنایی نمی‌رسم. حضورش را اصلاً حس نمی‌کنم. ممکن است وقتی که من بروم آن طرف بنشینم، به من بگویید که سنجابی، دسته این استکان چه شکلی بود و من یادم نیاید چون به دگر معنایی نرسیده‌ام اما اگر همین را بردارم، ببرم وسط یک خیابان. این به دگر معنایی می‌رسد، راجع به آن حرف می‌زنند، ماشین‌هایی که پشتش توقف می‌کنند، می‌گویند این استکان این جا چه کار می‌کند؟ چه کسی این استکان را این جا گذاشته است؟ حتی ممکن است یکسری تحلیل‌های مزخرف دربیاید. مثلاً از زمانی که فلانی روی کار آمد، ترافیک این طوری شد و این دگر معنایی فقط از جایی که این استکان نباید باشد، آغاز شد. البته این موضوع همیشه هم مزیت نیست. ما این مسئله را گاهی اوقات در تعریف هنر گم می‌کنیم. اینکه من فکر می‌کنم اگر یک چیزی را «دِفُرمه» ارائه دهم، کار درستی کرده‌ام. نه این طور نیست. من دنبال آن آزمون و خطا هستم که آیا اگر این نمایشنامه را به صورت «دِفُرمه» داده‌ام، درست بوده است یا نه. باید این را بسنجم، این می‌شود نظریه. این دیگر قصه گویی نیست. من هیچ گاه در دوران کاری خود ممنوع بودن یک اثر را مدالی برای افتخار ندانستم. من جزو آن معدود آدم‌هایی بودم که در چند جلسه نقد و بررسی گفتم من «کلنل» را نخواندم، پس توقیف شدنش نمی‌تواند مزیتی باشد. وقتی خواندیم، می‌توانیم بگوییم خوب است اما از یاد نبریم من شاید جزو معدود فیلمسازانی باشم که 5 فیلم ممنوعه دارم اما هیچ صدایی از من درنیامد و مصاحبه‌ای نکردم. چون به هر حال من در یک ساز و کاری فعالیت می‌کنم که این کارها را نمی‌پسندند و من آن ساز و کار را پذیرفته‌ام. شاید هم آدم احمقی هستم که آن مدلی فیلم نساختم که بیرون بیاید.

    این ممنوعیت می‌تواند دلایل زیادی داشته باشد.

    بله، این اتفاق در کتاب هم برای من افتاد. فراموش هم نکنیم که در نمایش «پوست انداختن» هم بود اما شرایط را پذیرفتم.

    کمی به بختیارعلی بپردازیم…

    نام بختیارعلی را که می برید، قلب من می‌لرزد! (خنده)

    بختیارعلی چه ویژگی‌هایی دارد که بعد از این همه سال، از سالی که شمس لنگرودی مقدمه‌ای بر کتاب شما نوشت، دوباره آمدید نگاهی آزاد به بختیارعلی داشتید. او در چه جغرافیای ذهنی زندگی می‌کند و چه دارد که تا این حد برای شما جذاب است؟

    بختیارعلی تئوری‌پرداز بزرگ ادبیات کُرد است که در این سال‌ها به هر ژانری سرک کشیده، تحسین تمام قد منتقدین را داشته است. یعنی این آدم شاعر است، روزنامه‌نگار است، نویسنده است، فیلمساز است، فیلم کوتاه می‌سازد، موزیسین است، تئوری‌پرداز است، نقاش است و در هر کدام از این حوزه‌ها، ادبیات هولناکی دارد که من اسمش را می‌گذارم ادبیات کُرد و دیوانه‌ات می ک‌د. شاید مهمترین فشاری که در این سال‌ها به من وارد شد، از ترجمه این کتاب بود. کتاب توفیق داشته و در حال حاضر 40 هزار نسخه در بازار است ولی هنوز هم نقدهایی می‌آید که می‌خواهد من را تخریب کند. بختیارعلی در آن ادبیات خطرناک کردستان عراق درخشید و خودش را فراسرزمینی کرد. او از 18، 19 سالگی که گلوله می‌خورد، می‌آید در کمپ آوارگان عظیمیه 6 ماه می‌ماند و بعد به کلن می‌رود. بختیارعلی آن فضاها را دور می‌اندازد و خود را در ادبیات اروپا حل می‌کند و جنسی از ادبیات و رئالیسم جادویی را می‌آورد که ما به ازا ندارد. یعنی من نمی‌توانم بگویم این رئالیسم جادویی مارکز است یا رئالیسم جادویی ایناریتو است بلکه یک مخلوق تازه است. اسم دیگری هم نمی‌توانم روی آن بگذارم و خودش هم هر موقع این پرسش را از او مطرح می‌کنیم، می‌گوید من اصلاً اسم رئالیسم جادویی و سیال ذهن و … را نمی‌دانم چیست. شما بروید بررسی کنید و ببینید او چه تأثیری روی داستان‌نویس‌های ما می‌گذارد. پیروزی که در واقع آخرین انار دنیا به دست آورد، فقط پیروزی برای ناشر و نویسنده و مترجم نبود بلکه یک سری آدم را دنبال خودش کشید که بیایند و از آن جنس کار کنند. پس طبیعی است که من هم یک مقداری خودم را هم سو با بختیار علی قرار دهم. برعکس آدم‌های دیگر که برایشان سخت است وقتی که می‌گویی سبک‌ات شبیه آن آدم است، من خیلی راحت می‌گویم سبکم شبیه بختیارعلی است. مشکلی نمی‌بینم چون این آدم به آن جایگاهی رسیده که من دوستش دارم.

  • نمایش پوست انداختن

    نمایش پوست انداختن

    📍 سالن ارغنون
    📅 يكشنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۵ تا پنجشنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۵
    ⏰ ۲۱:۰۰
    ⏳ ۱ ساعت
    💳 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

    نویسنده، طراح و کارگردان: آرش سنجابی
    بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه) پژمان جمشیدی، شبنم قلی خانی، توماج دانش بهزادی، حامد رحیمی نصر، خاطره حاتمی، نازنین کریمی، آیه کیان پور، علیرضا میرزامحمدعلی
    تهیه کننده: کیوان اسماعیلی
    مشاور تهیه: هادی عامل
    مجری طرح: نازنین کریمی
    طراح صحنه: حامد رحیمی نصر
    دستیار طراح صحنه: فرهاد نصر
    ساخت دکور: اتلیه طراحی داخلی ایداکو
    طراح پوستر: مهدی رایگانی، امیر رجبی
    گروه عکاسی: امیر خدامی، مهدیه خالقیان، محمدرضا کریمی
    موسیقی: کیارش اعتمادسیفی
    گریم: شهرزاد اکبری
    طراح لباس: لادن نصرالهی
    دستیار لباس و جامه دار: لیلا حسینی صدیق
    طراح نور: علی کوزه گر
    دستیار طراح نور: رضا رضایی
    طراح صدا: محمود موسوی نژاد
    دستیار کارگردان و برنامه ریز: مهدی حسینی
    منشی صحنه: مائده تقوایی
    دستیار تهیه: شقایق سلیمانی
    مشاور تبلیغات رسانه ای: مریم نراقی
    مشاور تبلیغات مجازی: امیرحسین نیکخواه
    مسئول گیشه و رزرو: شقایق سلیمانی
    ساخت تصویر: کامبیز طاهری
    ساخت ویدئو و اپراتور صدا: گیوک ربیعی
    چاپ: دپارتمان نورا (نورائی)
    تدارکات: اشکان رضایی ماه

  • نمایش پوست انداختن

    نمایش پوست انداختن

    📍 سالن ارغنون
    📅 يكشنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۵ تا پنجشنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۵
    ⏰ ۲۱:۰۰
    ⏳ ۱ ساعت
    💳 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

    نویسنده، طراح و کارگردان: آرش سنجابی
    بازیگران: (به ترتیب ورود به صحنه) پژمان جمشیدی، شبنم قلی خانی، توماج دانش بهزادی، حامد رحیمی نصر، خاطره حاتمی، نازنین کریمی، آیه کیان پور، علیرضا میرزامحمدعلی
    تهیه کننده: کیوان اسماعیلی
    مشاور تهیه: هادی عامل
    مجری طرح: نازنین کریمی
    طراح صحنه: حامد رحیمی نصر
    دستیار طراح صحنه: فرهاد نصر
    ساخت دکور: اتلیه طراحی داخلی ایداکو
    طراح پوستر: مهدی رایگانی، امیر رجبی
    گروه عکاسی: امیر خدامی، مهدیه خالقیان، محمدرضا کریمی
    موسیقی: کیارش اعتمادسیفی
    گریم: شهرزاد اکبری
    طراح لباس: لادن نصرالهی
    دستیار لباس و جامه دار: لیلا حسینی صدیق
    طراح نور: علی کوزه گر
    دستیار طراح نور: رضا رضایی
    طراح صدا: محمود موسوی نژاد
    دستیار کارگردان و برنامه ریز: مهدی حسینی
    منشی صحنه: مائده تقوایی
    دستیار تهیه: شقایق سلیمانی
    مشاور تبلیغات رسانه ای: مریم نراقی
    مشاور تبلیغات مجازی: امیرحسین نیکخواه
    مسئول گیشه و رزرو: شقایق سلیمانی
    ساخت تصویر: کامبیز طاهری
    ساخت ویدئو و اپراتور صدا: گیوک ربیعی
    چاپ: دپارتمان نورا (نورائی)
    تدارکات: اشکان رضایی ماه

    – با نگاهی آزاد به رمان شهر همنوازان سپید نوشته بختیار علی