برچسب: آرش آبسالان

  • «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست

    تئاتر آنلاین -گروه هنر-آروین موذن زاده؛ ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با سپری کردن بیش از ۴ دهه پا به قرنی تازه گذاشت؛ در این عمر سپری شده ۴۳ ساله، آثار مختلفی با موضوعاتی متنوع از دفاع مقدسی، دینی، کمدی، اجتماعی و … تولید و در سالن‌های تئاتر به صحنه رفتند. برخی از این آثار بسیار جریان ساز بودند و برخی آثار خاطره‌انگیز و پرمخاطب.

    شاید خالی از لطف نباشد مروری داشته باشیم بر آثاری که طی دهه‌های ۶۰، ۷۰، ۸۰ و ۹۰ تولید و اجرا شدند، روندی که این آثار برای تمرین و تولید طی کردند، گروهی که در تولید و اجرای اثر حضور داشتند و دیدن تصاویر این اجراها اعم از عکس یا فیلم.

    از این رو در گروه هنر تصمیم بر این شد که از آغاز سال ۱۴۰۰ با جمع‌آوری اطلاعات مختلف اجراهای ۴ دهه گذشته، مروری‌بر تولیدات تئاتر ایران در این بازه زمانی داشته باشیم.

    در سی و نهمین گام از مرور «چهار دهه خاطرات صحنه» سراغ نمایش «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی و کارگردانی آرش آبسالان رفته‌ایم.

    این اثر نمایشی ابتدا در بیستمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال ۸۰ به صحنه رفت و سپس یک سال بعد در دی و بهمن ۸۱ در تالار چهارسوی مجموعه تئاترشهر اجرای عمومی داشت.

    «آب گوشت زهرماری» را می‌توان یک کمدی قاجاری دانست که در دهه ۷۰ و ۸۰ محبوبیت زیادی بین اهالی تئاتر پیدا کرده بود. این اثر نمایشی ماجرای خان قاجاری است که از مدتی قبل بی اشتها شده و بزرگان دربار از درک علت بی اشتهایی وی عاجر هستند. از این رو آشپزان عمارت آستین بالا می‌زنند و هرکدام در یک بازی در بازی نقش درباریان را بازنمایی می‌کنند تا متوجه شوند که علت بی اشتهایی پادشاه چه بوده است…

    علاء محسنی، شهرام عبدلی، پیام یزدانی، اشکان صادقی، رضا مولایی، وحید نفر، سعید بهنام، سیدجواد روشن، بهرنگ فرهنگ دوست، مهرداد ضیایی بازیگران «آبگوشت زهرماری» بودند که البته در اجرای جشنواره امیررضا دلاوری، ایمان افشاریان و حمیدرضا قنبری گروه را همراهی می‌کردند.

    آبسالان در این نمایش از شیوه‌های متنوعی چون بازی در بازی، پرده خوانی، رقص و آواز، مجالس زنانه و نمایش‌های فکاهی از نوع کمدی‌های کریم شیره‌ای بهره برده بود و همین عوامل نمایش را به اثری جذاب برای مخاطبان تبدیل کرد. در طول این سال‌ها گروه‌های تئاتری زیادی از نمایشنامه آبسالان برای اجرا استفاده کرده‌اند و اقتباس‌های زیادی از کار به صحنه رفته است اما خود آبسالان تمایل و فرصت اجرای مجدد نمایشش را به دست نیاورد.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    در میانه اجرای نمایش در جشنواره تئاتر فجر و اجرای عمومی، آبسالان پروژه نمایشنامه خوانی را با عنوان «عصری با نمایش» در کافه تریای مجموعه تئاترشهر پایه‌ریزی کرد که با استقبال بسیار زیادی از سوی مخاطبان و دانشجویان روبرو شد و در واقع بنیان برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی را که در سال‌های اخیر رونق بیشتری پیدا کرده است، گذاشت. اما این پروژه به دلیل برخی کارشکنی‌ها نتوانست ادامه پیدا کند و افسوس آن بر دل دوستداران تئاتر و جوانان علاقه مند به تجربه اجرا در فضاهای متفاوت باقی ماند.

    آرش آبسالان نویسنده و کارگردان «آبگوشت زهرماری» درباره شکل‌گیری این اثر نمایشی به تئاتر آنلاین گفت: «آبگوشت زهرماری» محصول دوره‌ای از فعالیت من است که در دانشگاه سوره درس می‌دادم زمانی که اصغر همت مدیرگروه نمایش دانشگاه بود. آقای همت به من پیشنهاد داد که با دانشجویان نمایشی را آماده اجرا کنم که من نیز «آبگوشت زهرماری» را در دستور کارم قرار دادم. بخشی از بازیگران نمایش از دانشجویانم بودند و ناگزیر بخش دیگری از بازیگران، دوستان تئاتری حرفه‌ای تری بودند. نمایش را در جشنواره بیستم تئاتر فجر شرکت دادیم اما در آن دوران دانشگاه سوره تقریباً به حالت تعلیق درآمده بود و حمایتی که باید از ما می‌شد، صورت نگرفت از این رو من نمایش را به طور مستقل پیش بردم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی ادامه داد: نمایش برای دی ماه ۸۱ نوبت اجرا گرفت و به مدت یک ماه در تالار چهارسوی تئاترشهر به صحنه رفت. در آن زمان مجید شریف خدایی مدیر مرکز هنرهای نمایشی و حسین پاکدل نیز مدیر تئاتر شهر بود و فرصت‌هایی به بچه‌های جوان امثال من برای کار کردن می‌دادند. «آبگوشت زهرماری» در زمان خودش به پربیننده‌ترین نمایش سال تبدیل شد و جزو معدود نمایش‌هایی بود که ۸.۵ میلیون بودجه گرفت و ۱۱.۵ میلیون تومان فروخت. البته به یاد ندارم قیمت بلیت آن زمان چقدر بود ولی سالن نمایش هرشب پر بود و حتی خارج از ظرفیت هم بلیت فروخته می‌شد و تعدادی از تماشاگران روی زمین می‌نشستند. متاسفانه جنجال‌هایی در گروه نمایش به وجود آمد که جزو خاطرات تلخ و پشت پرده اجرای «آبگوشت زهرماری» هستند و ترجیح می‌دهم درباره شان صحبت نکنم.

    آبسالان درباره نگارش نمایشنامه توضیح داد: نگارش نمایشنامه به زمانی بازمی‌گردد که من در رادیو نمایش به عنوان نویسنده فعالیت می‌کردم آن زمان آقای محمد امیریاراحمدی ماجرای تاریخی شکل گرفتن ضرب المثل «زهرمارخان از لب دیگ برنمی‌گردد» را برای من تعریف کرد که در کتاب «کوچه» احمد شاملو هم نقل شده است و آقای برهانی مرند و یاراحمدی مشترکا به من پیشنهاد دادند اگر ایده را دوست دارم روی آن کار کنم. من هم یک نسخه رادیویی از این داستان بیرون کشیدم که فکر کنم این ماجرا مربوط به سال ۷۷ است. آن زمان نادر برهانی مرند به من گفت که این ایده قابلیت اجرای صحنه هم دارد و اگر آن را برای صحنه تنظیم کنی خودم نمایش را به صحنه می‌برم. آن زمان شروع کردم به نگارش نمایشنامه اما خودم وسوسه شدم کارگردانی‌اش کنم که نادر برهانی مرند با مناعت طبع همیشگی‌اش این اجازه را به من داد و با این نمایش بود که وارد عرصه کارگردانی تئاتر نیز شدم.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    وی درباره اجراهای دیگری که از نمایش در شهرها و کشورهای دیگر نیز داشته است، گفت: بعد از اجرای تهران ما نمایش را در جزیره کیش و با تغییراتی در گروه به دلیل مشکل سربازی برخی از بازیگران در دوبی هم اجرا کردیم. البته نمایش برای اجرا در اصفهان هم دعوت شد اما گروه‌هایی مخالفت کردند و در نهایت با دلیل جنجال‌هایی که درست شد و با وجود داشتن مجوز شورای شهر و فرمانداری و نهاد رهبری نتوانستیم در اصفهان اجرا داشته باشیم و بعد از تنها یک اجرا در فولادشهر به تهران بازگشتیم.

    این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره اینکه چرا در طول این سال‌ها نمایش را بازتولید نکرده است، عنوان کرد: من برای مدتی از ایران رفتم تا اینکه بعد از بازگشتم دوستان پیشنهاد بازتولید نمایش را مطرح کردند که این اتفاق به سال ۹۲-۹۳ باز می‌گردد و علی رغم اینکه آن زمان مشتاق بودم نمایش را مجدداً در سالن چهارسو به صحنه ببرم اما مدیریت وقت تئاترشهر درخواست ما را نپذیرفت. همچنین برای بازتولید نمایش دوستان تهیه کننده‌ای وارد ماجرا می‌شدند که من راغب نبودم با شرایط آنها کار را دوباره اجرا کنم. همچنین پیشنهاد اجرا در تماشاخانه سنگلج هم از طرف مرکز هنرهای نمایشی به من داده شد که این پیشنهاد زمانی اتفاق افتاد که من چندین پروژه دیگر را برای اجرا پیشنهاد داده بودم اما پذیرفته نمی‌شدند و در عوض به من پیشنهاد اجرای مجدد «آبگوشت زهرماری» را دادند. در آن دوره مایل بودم کارهای جدیدتری را به صحنه ببرم البته من نمایشنامه را بازنویسی کردم و قصد بازتولیدش را هم داشتم اما ترجیحم این بود که بعد از اجرای یکی دو کار جدید به سراغ بازتولید آن بروم. از سال ۹۰ تا ۱۴۰۰ من ۱۱ نمایشنامه را برای اجرا پیشنهاد دادم که هیچکدام تصویب نشدند و هنوز هم نمی‌دانم چرا فرصت اجرا به من نمی‌دهند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    آبسالان درباره راه‌اندازی جلسات نمایشنامه خوانی «عصری با نمایش» در کافه تریای تئاترشهر که در همان اوایل دهه ۸۰ با استقبال بسیار زیادی مواجه شده بود، بیان کرد: بعد از اجرای «آبگوشت زهرماری» در جشنواره تئاتر فجر تا فاصله اجرای عمومی نمایش گروه ما ۱۱ ماه بیکار بود. گروه هم متشکل از جوانانی پر از شوق و ذوق و انرژی بود که دوست داشتند کار کنند از همین رو بود که من ایده نمایشنامه‌خوانی را با آقای پاکدل مطرح کردم که ایشان هم با ما همکاری کردند و در ادامه برنامه «عصری با نمایش» را راه‌اندازی کردیم.

    وی ادامه داد: اما متاسفانه جنجال‌هایی از طرف خانه تئاتر و بخشی از جامعه هنری در مخالفت با این برنامه به وجود آمد و با تغییر مدیریت تئاتر شهر و با آمدن آقای مهندس پور و پارسایی در شورای نظارت و ارزشیابی و مدیریت تئاتر شهر با حضور گروه ما در این پروژه مخالفت شد و کار به دوستان دیگری سپرده شد که در نهایت هم ادامه پیدا نکرد و تعطیل شد.

    وی افزود: این اتفاق آسیب روانی زیادی به من زد و بسیار ناراحت شدم. البته بعد از سال‌ها تماشاخانه مهرگان پیشنهاد راه اندازی مجدد این پروژه را مطرح کرد اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که این برنامه مناسب اجرا در فضای کافه تریا است نه سالن تئاتر و من هم دیگر انرژی سابق را نداشتم بنابراین کار را به دوست عزیزم علی صلاحی سپردم اما او هم در پروسه تصویب متن و گرفتن مجوز با مشکل روبرو شد و زمانی که مسیر دچار فرسایش می‌شود دیگر انرژی و انگیزه افراد برای کار کردن از دست می‌رود.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این مدرس تئاتر متذکر شد: خوشحالم که پدیده نمایشنامه خوانی بعد از پروژه «عصری با نمایش» فراگیر شد و ادامه پیدا کرد. گروه ما در آن دوران بنیان گذار این اتفاق بود اما متاسفانه کاری کردند که هم آن برنامه از هم پاشید و هم متاسفانه روایت‌های غلط و دور از اخلاقی که بعضاً به گوش اعضای گروهم می‌رساندند سبب شد که آنها از دست من رنجیده شوند. در طول این سال‌ها این همه سمینار و برنامه‌های مختلف درباره نمایشنامه خوانی برگزار می‌شود اما هیچگاه ندیدم که از گروه ما و پروژه «عصری با نمایش» به عنوان پایه گذار این اتفاق نام برده شود. مدیریت هنری با خودِ مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند

    آبسالان درباره حال و هوای متفاوت اجراها و حضور هنرمندان مختلف در فضای تئاتر در دهه ۸۰ عنوان کرد: در آن دوره تئاترشهر حال و فضای دیگری داشت که همچنان نیز برای عده‌ای حس نوستالژیک دارد اما متاسفانه مسائلی باعث شد که آن حال و هوا از تئاترشهر دور شود. واقعیت این است که مدیریت هنری با خود مقوله هنر کاملاً متفاوت است و ما دوره‌های مدیریتی درخشانی را که در حوزه تئاتر می‌بینیم مربوط و وابسته به فرد بوده‌اند. این ضعف ماست که فکر می‌کنیم یک هنرمند و دانش آموخته تئاتر می‌تواند مدیر تئاتری خوبی هم باشد. اگر می‌خواهیم تئاتر ما از بحران نجات پیدا کند باید یک مدیر شجاع وارد ماجرا شود چون تا زمانی که مدیرها دستورات را از پشت تلفن می‌گیرند هیچ وقت نمی‌توانند تئاتر را رشد دهند. یک مدیر باید بتواند خودش تصمیم بگیرد و مدافع حقوق هنرمندان باشد در حالی که می‌بینیم بخش عمده‌ای از مدیران ما این شهامت را ندارند.

    وی متذکر شد: «آبگوشت زهرمای» برای من یادگاری از اشک‌ها و لبخندها است و لحظه لحظه‌ای که ذوق و شوق تماشاگران می‌دیدم و بازخوردهای مثبتی که بعد از دیدن کار شاهدش بودم برایم بسیار جذاب بود اما تلخی ماجرا این بود که بار طنز نمایش آنقدر زیاد شد که پیام آن دیده و شنیده نشد و قربانی لحظات طنز نمایش شد. بازیگرها هم تحت تاثیر واکنش مخاطبان گاهی پیازداغ قضیه را زیاد می‌کردند تا بیشتر از تماشاگران خنده بگیرند البته اشتباه من هم بود و باید حواسم را بیشتر جمع می‌کردم. شاید دردناک‌ترین مساله برای من این بود که نمایش ۳۰ شب اجرا شد و تماشاگران زیادی هم آن را دیدند اما هیچکس به من نگفت که حرف و پیام نمایش را شنیدم. در حالی که من همین نمایش را سال ۸۷ زمانی که کابل بودم با هنرمندان تئاتر ملی افغانستان اجرا کردم و در جشنواره هم به صحنه رفت اما مخاطب افغانستانی پیام ماجرا را گرفت به این دلیل که بازیگران ریتم و تمپو را به درستی اجرا کردند و باعث شدند پیام نمایش به درستی به مخاطب منتقل شود. پیام نمایش این بود که چطور یک انسان می‌تواند قدرت تفکر خودش را از دست بدهد و تبدیل شود به کسی که حتی به خودش هم رحم نمی‌کند.

    «آبگوشت زهرماری» یادگاری از اشک‌ها و لبخندهاست/ یک کمدی قاجاری

    این هنرمند و مدرس تئاتر در پایان صحبت‌هایش بیان کرد: اگر شرایط اجرای نمایش در تالار چهارسو فراهم شود، دوست دارم مجدداً نمایش را به صحنه ببرم. واقعیت این است که نمایش در افغانستان در سالن قاب عکسی به صحنه رفت و به دلیل دور بودن مخاطبان از اجرا، نمایش آنطور که دوست داشتم به دلم ننشست. این نمایش باید در سالنی مثل چهارسو اجرا شود و حاضر هستم دوباره با سرمایه گذاری شخصی خودم کار را به صحنه ببرم.

    عکس‌ها متعلق به اجرای نمایش در افغانستان است.

    منبع: خبرگزاری مهر

  • نگاهی به نمایش «آبگوشت زهرماری» عرضه شده در تلویزیون تئاتر ایران آبگوشتی با طعم ادویه‌های جنوب

    نگاهی به نمایش «آبگوشت زهرماری» عرضه شده در تلویزیون تئاتر ایران آبگوشتی با طعم ادویه‌های جنوب

    سید رضا حسینی: نمایش «آبگوشت زهرماری» از جمله آثاری است که امکان تماشای مجازی آن از طریق پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران برای علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی در سراسر ایران فراهم شده است.

    نمایش «آبگوشت زهرماری» اثری با درونمایه کمدی است و از همین رو می‌توان آن را در بخش نمایش‌های کمدی پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران یافت. این اثر نمایشی حدود هفت ماه قبل یعنی در بهمن ماه سال گذشته نیز برای مدت کوتاهی و در آن زمان سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر از طریق پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران به نمایش در آمده بود. این نمایش کمدی استان بوشهر و جزیره خارک را در جشنواره تئاتر فجر نمایندگی می‌کرد.

    از آنجا که سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر به دلیل وجود بحران ناشی از شیوع ویروس کرونا به صورت نیمه مجازی برگزار گردید، نمایش آبگوشت زهرماری نیز مانند بسیاری از آثار نمایشی حاضر در این جشنواره علاوه بر برخورداری از اجرای زنده به صورت ضبط شده نیز از طریق تلویزیون تئاتر ایران و تعدادی پلتفرم مجازی مشابه دیگر برای علاقه‌مندان هنرهای نمایشی و دنبال کنندگان تئاتر پخش شد. حال با پخش مجدد این نمایش از پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران کسانی که در طول برگزاری جشنواره تئاتر فجر موفق به مشاهده آن نشدند می‌توانند فارغ از محل زندگی خود این اثر نمایشی را در زمان دلخواه به صورت مجازی و آنلاین تماشا کنند.

    در ادامه معرفی نمایش آبگوشت زهرماری می‌پردازیم و طبق روال معمول ایران تئاتر در مورد معرفی آثار نمایشی پخش شده از پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران، بدون آنکه قصد نقد این اثر نمایشی را داشته باشیم، به برشمردن برخی از نقاط قوت آن می‌پردازیم و جزئیات مهم این نمایش از قبیل داستان، نوع اجرا، درونمایه و عوامل تولید آن را مرور خواهیم کرد.

    داستان کم اشتها شدن خان بوشهر

    خان سرشناس بوشهر به تازگی کم اشتها شده است و میلی به خوردن غذا ندارد. این موضوع سبب می‌شود که افراد فعال در آشپزخانه عمارت اربابی برای پختن خوراک لذیذی که بتواند خان را دوباره به خوردن غذا تشویق و ترغیب کند، به تکاپو بیافتند. آنها در حین تلاش برای پختن آبگوشتی متفاوت با نمونه‌های رایج به مرور حوادث عمارت می‌پردازند و رخدادهای گذشته و حال منزل اربابی را برای یکدیگر تعریف می‌کنند. یکی از جوان‌ترین همسران خان بوشهر که سوگلی او نیز به شمار می‌رود با مشاهده بیماری خان تصمیم می‌گیرد فرزندی که هنوز به دنیا نیامده است را جایگزین او کند. زن جوان با یکی از سفیران خارجی که به عمارت اربابی رفت و آمد دارد دست به یکی می‌کند تا نقشه خود را عملی نماید.

    سفیر خارجی که به نظر می‌رسد نماینده انگلیس در جنوب ایران است قصد تصاحب جزیره خارک را دارد و به همین دلیل به همکاری با همسر خان می‌پردازد. دیری نمی‌پاید که زن جوان به تحریک موجودی فرا طبیعی که خود را حاکم دریاها می‌خواند کودکی که در شکم دارد را سقط می‌کند تا خان از داشتن فرزند محروم بماند و زن جوان خودش جای او را بگیرد. در ادامه پهلوانی که در عمارت اربابی حضور دارد با دسیسه زن جوان و سفیر خارجی به عنوان عامل اصلی سقط شدن جنین زن یا همان فرزند تولد نیافته خان معرفی می‌شود و از سوی او به مرگ محکوم می‌گردد.

    خان بوشهر به دلیل شدت بیماری خود نمی‌تواند صرف نظر کردن از تصمیمی که گرفته است را اعلام کند و آن را به اطلاع اهل خانه برساند. به این ترتیب با برداشته شدن پهلوان عمارت از سر راه، زن جوان جایگزین همسرش می‌شود و زمام امور عمارت اربابی را در دست می‌گیرد. با این حال دسیسه‌های سفیر خارجی ادامه می‌یابد . اهالی خانه و آشپزخانه خان بوشهر در نهایت زن جوان را از جایگاه خان به پایین می‌کشند و او را درون دیگ بزرگ آشپزخانه می‌پزند تا آبگوشتی با طمع متفاوت طبخ کنند.

    تبدیل مظفرالدین شاه قاجار به خان بوشهر

    نمایش آبگوشت زهرماری بر اساس نمایشنامه‌ای به همین نام اثر آرش آبسالان ساخته شده است. در نمایشنامه اصلی حوادث داستان در دربار مظفرالدین شاه رخ می‌دهد و شاه بیمار و کم اشتها نیز همین شاه قاجار است. با این حال در نسخه فعلی نمایش آبگوشت زهرماری که محل بحث این مطلب است، خان بوشهر جایگزین شاه قاجار شده و عمارت اربابی جای دربار سلطنتی را گرفته است. این تغییرات و جایگزینی‌ها در سایر شخصیت‌های حاضر در داستان نیز مشاهده می‌شود و تمام آنها به فراخور تغییر محل وقوع حوادث دچار دگرگونی شده‌اند. البته سیر کلی رخدادها و آغاز و فرجام داستان بدون تغییر باقی مانده و کم و بیش همانی است که در نمایشنامه اصلی آبگوشت زهرماری وجود داشت.

    شاید بتوان یکی از مهم‌ترین تغییرات صورت گرفته در شخصیت‌های نسبتا پرتعداد نمایش آبگوشت زهرماری در نسخه فعلی نسبت به نمایشنامه اصلی را در شخصیت رمال‌الدوله مشاهده کرد. او در نسخه فعلی نمایش آبگوشت زهرماری از قامت انسان خارج شده و به یکی از موجودات خیالی و افسانه‌ای شناخته شده در باورها و قصه‌های فولکلور مردم جنوب کشور تبدیل گردیده است. در نسخه فعلی نمایش آبگوشت زهرماری حتی جنسیت شخصیت رمال‌الدوله نیز تغییر یافته است؛ به این ترتیب در این اثر نمایشی به جای یک رمال کلاهبردار و فرصت‌طلب حاضر در دربار سلطنتی شاهد حضور زن جادوپیشه‌ای به عنوان حکمران دریاها هستیم که عامل اصلی سقط شدن فرزند به دنیا نیامده خان بوشهر در شکم مادرش به شمار می‌رود. این تغییر شخصیت را می‌توان به عنوان یکی از نقاط قوت نمایش آبگوشت زهرماری قلمداد کرد؛ نخست به این دلیل که این شخصیت جدید به خوبی با بافت بومی داستان هماهنگ است و دوم به دلیل آنکه او حتی از شخصیت رمال‌الدوله در نمایشنامه اصلی آبگوشت زهرماری نیز بهتر و جذاب‌تر جلوه می‌کند.

    در مجموع می‌توان تغییرات اعمال شده در داستان و شخصیت‌های نمایشنامه آبگوشت زهرماری برای تبدیل این اثر نمایشی به یک نمایش بومی و محلی را تا حد فراوانی موفق ارزیابی کرد. در واقع این تغییرات خللی در کیفیت داستان این نمایش نسبت به نمایشنامه اصلی ایجاد نکرده است. این تغییرات هنگامی که با موسیقی محلی و بومی خطه جنوب کشور همراه می‌شود، نمایش آبگوشت زهرماری را کاملا به یک نمایش بومی جنوبی تبدیل می‌کند.

    روایت ماجراهای عمارت خان بوشهر توسط کارکنان آشپزخانه

    نوع اجرای نمایش آبگوشت زهرماری به صورت بازی در بازی است؛ به این معنی که افراد حاضر در آشپزخانه عمارت خان بوشهر رخدادهای مهم خانه اربابی را برای یکدیگر و همچنین برای تماشاچیان این اثر نمایشی روایت می‌کنند و خود به ایفای نقش سایر ساکنان قصر یعنی افرادی نظیر خان بوشهر و همسر جوان او می‌پردازند. تلاش کارگردان و بازیگران این نمایش بر آن است که روایت حوادث عمارت اربابی به شکل طنز انجام شود و درونمایه این اثر نمایشی کاملا کمدی باشد.

    این موضوع در برخی از صحنه‌ها نظیر به تصویر کشیدن حرمسرا یا حمام عمارت اربابی پررنگ‌تر جلوه می‌کند و کارگردان و بازیگران برای خنداندن تماشاچی از هر ترفندی که در آستین دارند بهره می‌گیرندو در پاره‌ای اوقات توانسته‌اند در انجام این هدف موفق عمل نمایند، اما آنچه بیش از درونمایه کمدی یا تم شاد نمایش آبگوشت زهرماری به چشم می‌آید تلاش شخصیت‌های مختلف داستان برای توطئه‌چینی و انجام دسیسه بر علیه دیگران است.

    اکثر شخصیت‌های حاضر در داستان فارغ از ذات نیک یا بد خود دستی در دسیسه‌چینی دارند و مدام برای انجام توطئه بر علیه یکدیگر به منظور رسیدن به اهداف مختلف فردی و جمعی برنامه‌ریزی می‌کنند. انجام دسیسه حتی برای رسیدن به اهداف در ظاهر مثبت نیز انجام می‌شود و به نظر می‌رسد ساکنان عمارت اربابی و اطرافیان خان بوشهر، که به نوعی نمایندگان جامعه خود به شمار می‌روند و اخلاقیات رایج و مرسوم حاکم بر جامعه را به تصویر می‌کشند، کاری جز دسیسه‌چینی ندارند و هنر دیگری به غیر از طرح‌ریزی توطئه و اجرای آن بلد نیستند. این موضوع بسیار بیشتر از ذات کمدی این نمایش جلب توجه می‌کند و حتی بیش از آن به دل می‌نشیند.

    استفاده از اشیاء چند منظوره در صحنه نمایش

    ظاهر نمایش آبگوشت زهرماری کم و بیش ساده است و پیچیدگی چندانی در اجزای مختلف آن نظیر طراحی صحنه و لباس یا نوع گریم بازیگران به چشم نمی‌خورد. اکثر اشیاء موجود در صحنه را لوازم آشنای آشپزخانه مانند ملاقه یا قابلمه تشکیل داده است که محیط آشپزخانه یعنی محل شکل‌گیری حوادث اصلی داستان و محل حضور شخصیت‌های کلیدی عمارت خان بوشهر را تداعی می‌کند. البته این اشیاء تنها برای تزئین صحنه به کار نرفته‌اند و گاه از آنها برای انجام کارهای مختلف و متفاوتی در طول اجرا استفاده شده است. به عنوان مثال قابلمه‌های آشپزخانه گاه به عنوان ظرف غذا و گاه در قالب کلاه شخصیت‌های حاضر روی صحنه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این ویژگی در مورد اشیاء دیگری نظیر ملاقه نیز مشاهده می‌شود؛ این شی علاوه بر استفاده به عنوان ملاقه، در برخی از صحنه‌های نمایش به عنوان قاشق و حتی وافور نیز به کار رفته است.

    در مجموع می‌توان گفت که بسیاری از اشیاء موجود در صحنه نمایش آبگوشت زهرماری کاربردهای چندگانه‌ای دارند و هیچ کدام از آنها در طول اجرای این نمایش اضافه یا بدون استفاده جلوه نمی‌کند. در واقع نحوه استفاده از اشیاء در این نمایش کم و بیش شبیه به همان گونه‌های مختلف نمایشی است که در طول صحنه‌های مختلف این اثر، سبک آنها برای اجرا مورد استفاده قرار گرفته است. به بیان دقیق‌تر در صحنه‌های مختلف نمایش آبگوشت زهرماری شاهد نزدیک شدن نوع اجرای بازیگران به گونه‌های نمایشی متفاوتی نظیر سیاه‌بازی یا تعزیه‌خوانی هستیم. بر همین اساس اکثر موارد ظاهری نمایش آبگوشت زهرماری نظیر شکل طراحی صحنه، نحوه گریم بازیگران، کمیت و کیفیت لوازم و اشیاء موجود در صحنه و نوع استفاده از آنها نیز کم و بیش به گونه‌های نمایشی یاد شده شباهت دارد و نوعی حالت مینی‌مالیستی را تداعی می‌کند.

    اگر مایل به مشاهده این اثر نمایشی هستید می‌توانید به صفحه اختصاصی نمایش آبگوشت زهرماری در پلتفرم تلویزیون تئاتر ایران مراجعه کنید و به تماشای آن بنشینید.

    عوامل تولید نمایش آبگوشت زهرماری

    نویسنده: آرش آبسالان

    کارگردان و طراح صحنه و لباس: حسین اسدی

    دراماتورژ: عقیل جماعتی

    بازیگران: الهام چنانی، عبد بنانی، علی نبی‌ پور، میلاد سعیدی، عقیل جماعتی، زینب فخار، امیرمحمد شماسی

    طراح نور: اسماعیل رضایی

    طراح گرافیک و عکاس: محمدصادق زرجویان

    موسیقی زنده: عماد عرب ‌زاده، علی قائدزاده، مسعود نسیمی

  • «آبگوشت زهرماری» در تماشاخانه سنگلج

    «آبگوشت زهرماری» در تماشاخانه سنگلج


    «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان و کارگردانی حسین اسدی از ۲۰ آذر در تالار سنگلج به صحنه می رود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «آبگوشت زهرماری» به نویسندگی آرش آبسالان، کارگردانی حسین اسدی و تهیه کنندگی امیرحسین شفیعی از ۲۰ آذر تا ۶ دی در تالار سنگلج روی صحنه می رود.

    هم زمان با انتشار پوستر «آبگوشت زهرماری» عوامل نمایش هم معرفی شدند.

    عوامل این اثر نمایشی عبارتند از دراماتورژ: عقیل جماعتی، بازیگران: عبد بناری، الهام چنانی، علی نبی پور، میلاد سعیدی، عقیل جماعتی، زینب فخار، امیرمحمد شماسی، موسیقی زنده: عماد عرب زاده، علی قائدزاده، مسعود نسیمی، طراح نور: اسماعیل رضایی، طراح لباس و صحنه: حسین اسدی، طراح گرافیک، عکس: محمدصادق زرجویان، ساخت تیزر: محمدصادق زرجویان، علی غیاثوند، پویا هاشمی، برنامه ریز: الهام چنانی، مدیرتولید: الهام زارعی، سرپرست گروه هنری کاغذ سفید: حسین اسدی.

    در خلاصه نمایشنامه آمده است: ما آشپزان عمارت بوشهر عاشق بازی، از هیچ فرصتی برای بازی دریغ نمی کنیم. این بار تاس ریخته شد به دست کسی که نمی دانیم کیست. بازی شروع شده و ما غافل از اصل بازی مشغول پخت و پز در مطبخ خانه عمارتیم که ناگه ما را محکوم به مرگ می کنند. ما عاشقان بازی راه نجات را در بازی می بینیم، پس بازیگوشانه میشه بازی در بازی و نتیجه اون میشه «آبگوشت زهرماری» …

  • «نقطه سر خط» خوانده می‌شود/ رویارویی عشق و وظیفه

    «نقطه سر خط» خوانده می‌شود/ رویارویی عشق و وظیفه


    آرش آبسالان پس از ۱۵ سال بار دیگر نمایشنامه‌ای را در برنامه «عصری با نمایش» نمایشنامه‌خوانی می‌کند.

    به گزارش تئاتر آنلاین، آرش آبسالان با نمایشنامه «نقطه سر خط» در برنامه «عصری با نمایش» حضور خواهد داشت.

    این هنرمند تئاتر که اوایل دهه هشتاد با همراهی دیگر همکارش علی صلاحی، جلسات نمایشنامه‌خوانی «عصری با نمایش» را به منظور ایجاد فضایی تازه برای فعالیت‌های جوانان و اجرای نمایشنامه‌هایی که فرصت اجرای عمومی پیدا نکردند، در کافه تریای اصلی مجموعه تئاتر شهر راه اندازی کرده بود در دوره جدید این برنامه که از چند ماه پیش آغاز شده است نمایشنامه « نقطه سر خط» را نمایشنامه‌خوانی می‌کند.

    این نمایشنامه نوشته خود آبسالان است که روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه ۲۲، ۲۳ و ۲۴ آذر در خانه نمایش مهرگان نمایشنامه خوانی می‌شود.

    او درباره‌ این نمایشنامه نوشته است: «تاریخ ایران و به‌ ویژه تاریخ معاصر ایران نقطه سر خط‌های فراوان دارد. این نقطه سر خط‌ها از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با سرعت بیشتری ظاهر می‌شوند. «نقطه سر خط» فرازی از تاریخ معاصر است، فرازی که عشق و وظیفه گاه رویاروی هم قرار می‌گیرند. «نقطه سر خط» نمایش‌نامه‌ای تاریخی نیست، تاریخ بهانه‌ای است برای لحظاتی از زندگی‌مان که ناگزیر به گذاردن نقطه و آغاز از سَر خطیم در حالی که بخشی از وجود ما در سطور پیشین جا مانده است. چقدر از امروز ما در تاریخ دیروزمان و دیروز پدران‌مان جا مانده است؟

    نقش خوانان این برنامه به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر هستند:

    یاسمن ادیبی، علیرضا افشار نادری، سحر امانی، آرمان امیری، مهتاب پرنیان، امیر دیندار، پیمان رضایی، مینا زرنانی، مهدی سفاری، مهدی شایان راد، میلاد قربانی، پیوند ملکیان، پدرام محمدی، سینا ویژه.

    نمایشنامه «نقطه سر خط» روزهای پنجشنبه و جمعه ۲۲ و ٢٣ آذر ساعت ۱۵ و روز شنبه ۲۴ آذرماه در ۲ نوبت ١٧ و ٢١:٣٠ در خانه نمایش مهرگان به نشانی خیابان انقلاب، قبل از پل کالج، خیابان خارک، بن بست اول، پلاک ۵ نمایشنامه خوانی می‌شود.

  • «عصری با نمایش» به‌ مدت ۲ هفته تعطیل می‌شود

    «عصری با نمایش» به‌ مدت ۲ هفته تعطیل می‌شود

    جلسات نمایشنامه‌خوانی «عصری با نمایش» به مدت ۲ هفته تعطیل خواهد شد.

    به گزارش تئاتر آنلاین، برنامه «عصری با نمایش» که روزهای پنجشنبه و جمعه هر هفته برگزار می‌شود در ۲ هفته پیش رو به دلیل همزمان شدن با ایام سوگواری دهه اول ماه محرم برگزار نمی‌شود.

    این برنامه بعد از سپری شدن دهه اول ماه محرم، روال عادی خود را از سر خواهد گرفت و جلسات بعدی آن روزهای پنجشنبه و جمعه ۵ و ۶ مهر ماه برگزار خواهد شد که جزییات آن در خبرهای بعدی اعلام می‌شود.

    دوره جدید برنامه «عصری با نمایش» با مدیریت آرش آبسالان و علی صلاحی روزهای پنجشنبه و جمعه هر هفته راس ساعت ۱۵ در تماشاخانه مهرگان برگزار می‌شود.

    نخستین دوره این برنامه با مدیریت آرش آبسالان و علی صلاحی اوایل دهه هشتاد در کافه تریای اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شد و حال بعد از ۱۶ سال دوره جدید آن در تماشاخانه مهرگان واقع در خیابان خارک برگزار می‌شود.

    کد خبر 4400161
    آروین موذن زاده
  • مستندخوانی وقایع «می ۶۸» در «عصری با نمایش»

    مستندخوانی وقایع «می ۶۸» در «عصری با نمایش»


    «می ۶۸» عنوان نمایشنامه‌ای است که در جلسه آینده برنامه «عصری با نمایش» نمایشنامه خوانی می‌شود.

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایشنامه خوانی «می ۶۸» با کارگردانی محمد میرعلی اکبری و نقش خوانی جواد عاطفه و عاطفه پاکبازنیا روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۵ و ۱۶ شهریور ماه در قالب برنامه «عصری با نمایش» در تماشاخانه مهرگان برگزار می‌شود.

    در خلاصه داستان این مستندنگاری آمده است: این اثر به وقایعی که در ماه می ۶۸ رخ داده، می‌پردازد. جنبشی که جهان را دگرگون کرد و به صورت دموکرات کل اروپا را در دست گرفت. نمایش مستند و واقعی نگاری به صورت درام متعلق به عصر ماست. عصر رخدادهای جهان شمول. رخدادهایی که ابتدا بی اهمیت هستند ولی هر چه جلوتر می رویم، بزرگ‌تر و تاثیرگذارتر می شوند.

    این اثر ساعت ۱۵ روزهای یاد شده در تماشاخانه مهرگان نمایشنامه‌خوانی می‌شود.

    برنامه «عصری با نمایش» نیمه‌های فروردین سال ۸۱ به همت آرش آبسالان و علی صلاحی راه اندازی شد اما با برخی تغییرات مدیریتی در تئاتر شهر، این برنامه تعطیل خاموش شد. حال بعد از ۱۶ سال این برنامه با همان سبک و سیاق بار دیگر در تماشاخانه تازه تاسیس مهرگان احیا شده و این سالن روزهای پنجشنبه و جمعه راس ساعت ۱۵ میزبان جلسات نمایشنامه‌خوانی «عصری با نمایش» است.

    کد خبر 4393651
    آروین موذن زاده