بلاگ

  • ناگفته‌های مسعود کرامتی از سریال ناتمامش

    مسعود کرامتی کارگردان باسابقه سینما و تلویزیون که پس از مدت‌ها ساخت یک مجموعه تلویزیونی را برای شبکه اول سیما با عنوان “شرکت” آغاز کرده بود، برای نخستین‌بار ناگفته‌هایی را درباره دلایل کناره‌گیری خود از این پروژه را مطرح کرد.

    مسعود کرامتی از نسلی از سینما، تئاتر و تلویزیون است که سال‌ها در عرصه کارگردانی و بازیگری فعالیت داشته‌است. از جمله مجموعه‌های تلیزیونی وی می‌توان به “خانه ما” ما اشاره کرد. البته عمده فعالیت‌های وی در سینما در ژانر کودک و نوجوان بوده‌است.

    وی مدتی پیش کارگردانی سریال “شرکت” به تهیه‌کنندگی رامین عباسی‌زاده را برعهده گرفت اما بعد از مدتی به دلایل نامعلوم از ساخت این پروژه کنار رفت و علیرضا امینی جایگزین وی شد.

    سریال شرکت این روزها با نام “میلیاردر” مراحل تصویربرداری را طی می‌کند و کرامتی که آن روزها درباره خروج خود از سریال، سکوت کامل اختیار کرده بود در این مصاحبه ناگفته‌های خود را پس از مدت‌ها طرح کرد.

    خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ و هنر: آقای کرامتی از ابتدای کار شروع کنیم. اختلافات اولیه بر سر “شرکت” چگونه شکل گرفت؟

    کرامتی: حقیقت این است که من سریالی را به تهیه‌کنندگی رامین عباسی‌زاده برای شبکه اول ساختم که به شکل غریبی تعطیل شد. 430 دقیقه مفید مونتاژ شده داشتیم، حدود 2 ماه و نیم نیز کار تصویربرداری آن طول کشید. 5 ماه و نیم قبل از آن هم پیش‌تولید سریال “شرکت” را در دفتر عباسی‌زاده انجام دادیم. مجموعا  8 ماه درگیر “شرکت” بودم. پس از خروج من از سریال، همه عوامل  که با من کار می‌کردند به غیر از 2 بازیگر کار که جزو نقش‌های سوم بودند، ماندند و با گروه جدید پروژه را ادامه دادند. به نوعی همه عوامل بیرون آمدند.

    * این اولین همکاری شما با آقای عباسی‌زاده بود؟

    کرامتی: بله، در ابتدای پیش‌تولید عباسی‌زاده فرد بسیار معقولی به نظرم می‌آمد. حساسیت‌هایی درباره فیلمنامه داشت که به نظرم مثبت و خوب بود. درباره سناریو بسیار دقت داشت و حتی در ارتباط با آن بحث می‌کردیم. چون فیلمنامه در زمان پیش‌تولید در حال نگارش بود. من خودم هم به شدت درگیر بودم. در کل ارزیابی مثبتی از او داشتم. اما کم‌کم سیگنال‌های منفی دریافت کردم و احساس کردم حد دخالت او در کار بیش از اندازه است اما با این حال فکر می‌کردم که عباسی‌زاده تهیه‌کننده‌ای است که می‌توان با او  صحبت کرد و به نتیجه رسید و حتی نگران‌ نبود.

    به هر حال زیاد اظهارنظر کردن از طرف تهیه‌کننده شاید به لحاظ حرفه‌ای غلط نباشد و در تعریف سینما و یا تلویزیون خارج از کشور عنوان می‌شود که این موضوع از خصوصیات تهیه‌کننده است ولی یک واقعیتی وجود دارد آنهم این است که در ایران این گونه نیست. اکثر تهیه‌کننده‌های ما دانش آن را ندارند. نمی‌گویم عباسی‌زاده دانش ندارد اما زیاد از حد می‌خواست در کار اعمال سلیقه کند.

    باید قبول کنیم که این دوستان در تلویزیون تهیه‌کننده نیستند. بلکه حلقه واسطه بین تلویزیون و گروه اجرایی هستند. در حقیقت مجری‌اند. این شرایط مخدوش در شکل اعمال قدرت آنها، با هالیوود و حتی خارج از کشور قطعا فرق دارد. در کار ما هم این اعمال نظارت به نحوی شده بود که مدیر تولید سریال ( شهنام شهباززاده که قطعا ایشان هم حرف‌های من را تایید خواهند کرد) چند بار در مقطع پیش‌تولید به من عنوان کرد که ما با تهیه‌کننده دچار مشکل خواهیم شد و پیشنهاد داد که از همان ابتدا بهتر است صحبت‌های خود را طرح کنیم.

    در همین راستا من چند جلسه با عباسی‌زاده داشتم و در آن جلسات وی بسیار مثبت برخورد کرد و حتی درباره اختیاراتمان در کار با هم صحبت کردیم.

    * که احتمالاً این توافقات موقتی بوده‌است.

    کرامتی: متاسفانه اتفاق خیلی بد دیگری هم در طول کار افتاد که اتفاقا تا زمان شروع تصویربرداری هم ادامه پیدا کرد. متاسفانه در این مدت من زیاد پیغام دریافت می‌کردم. این پیغام‌ها من را خسته کرده بود. حتی شرایط به گونه‌ای بود که من احساس کردم با توجه به صحبت‌هایی که با عباسی‌زاده داشته‌ام، گویا مدیرتولید پروژه صحبت‌ها را بد منتقل می‌کند.

    اما من نگران شهباززاده به‌عنوان مدیرتولید نبودم. حتی فکر می‌کردم این انتقال بد صحبت‌ها برای من مشکلی ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل به عباسی‌زاده تاکید کردم که بهتر است اگر صحبتی و یا مشکلی است، پیغام ندهد و مستقیما به خود من بگوید. به هر حال ما در یک دفتر کار می‌کردیم. اما همچنان این پیغام‌ها تا روز اول فیلمبرداری ادامه پیدا کرد، که در اصل افتتاحیه کار بود. آنها تعداد زیادی خبرنگار برای کلید زدن دعوت کرده بودند و حتی تعدادی هم مهمان حضور داشت. این موضوع برای من جای سئوال بود که مگر قرار است چه اتفاقی بیفتد که اینها چنین مراسمی در نظر گرفته‌اند.

    واقعیت این بود که من همان روز مطمئن شدم با فردی طرف هستم که به شدت اهل کارهای نمایشی و برجسته کردن است و به نوعی می‌خواهد خودنمایی کند. اما باز فکر کردم که بهتر است من به فکر کار خودم باشم.

    * آن روز مقابل خبرنگاران اتفاقی افتاد؟ برخی رسانه‌ها حاشیه‌هایی را درباره آن مراسم منتشر کردند.

    کرامتی: بله. مشغول تصویربرداری بودیم که اتفاق عجیبی افتاد. من در ابتدا متوجه تنشی شدم. مدیر تولید را صدا کردم و او هم عنوان کرد اتفاقی نیفتاده است. اما به نوعی یک آشفته حالی در گروه دیده می‌شد. در نهایت متوجه شدم عباسی‌زاده به همراه کارمندش که همیشه به عنوان بادی‌گارد با وی است به حیاط دفتر رفته و یکی از بازیگران سریال را که اتفاقا آن روز آمده بود به گروه سر بزند و بازی هم نداشت، اخراج کرده و به وی تذکر داده که از دفتر من برو بیرون!

    این من را خیلی ناراحت کرد. وی بدون اینکه با من صحبتی کرده باشد، بازیگر را اخراج کرده بود. من هم کار را تعطیل کردم. به مدیر تولید هم اعلام کردم که بهتر است هر چه زودتر درباره این اتفاق یک جلسه برگزار شود. اما عباسی‌‌زاده گفت بهتر است کار را ادامه دهید و برای عصر جلسه بگذاریم. من باز تاکید کردم نمی‌توانم کار کنم. اما تهیه‌کننده در سالن بلند عنوان کرد که عوامل نهار بخورند و کار تعطیل شود. من هم گفتم چون گرسنه نیستم به خانه می‌روم.

    وی بیرون رفتن من را هم دید. اما زمانی که در ماشین بودم، با من تماس گرفت که لطفا برگرد دفتر و آقای فرجی مدیر شبکه آمده‌اند و می‌خواهیم صحبت کنیم تا تکلیف را روشن کنیم. من با حسن نیت برگشتم و صحبت کردیم. وی مدعی شد که آن بازیگر یک حرکت غیراخلاقی کرده است (البته ترجیح می‌دهم درباره این موضوع حتی صحبت هم نکنم).

    آنقدر حرکتی که عباسی‌زاده به بازیگر من منتسب کرد، زشت و وقیحانه بود که من در اولین جمله به وی گفتم این تصویری که شما از بازیگر مطرح می‌کنید، حتی سطحی‌ترین آدم‌ها هم این کار را نمی‌کنند، چه برسد به یک بازیگر آن هم در یک جمع فرهنگی.

    * و این اولین ترکش‌های اختلاف در گروه بود؟

    کرامتی: به عقیده من وی می‌خواست از همان اول میخ خود را بکوبد. من به تهیه‌کننده کار گفتم بهتر است این موضوع حل شود. وی یک قدم عقب رفت، به مدیر تولید عنوان کرد که اگر بازیگر مورد نظر متنبه شده‌، می‌تواند برگردد! با بازیگر تماس گرفتم که اتفاقا وی در ابتدا اصلا نمی‌خواست، برگردد چون معتقد بود که نمی‌تواند با چنین بی‌حرمتی که به او شده، دوباره کار را شروع کند. اما من خواهش کردم که از این تصمیم صرفنظر کند. وی هم لطف کرد و برگشت.

    جالب است وقتی برگشت و بازی او در سریال آغاز شد، عباسی‌زاده به شدت از بازی وی راضی بود و بارها این موضوع را بیان کرده بود. در واقع بعد از آن اتفاق، من دیگر نتوانستم به نوعی دلم را صاف کنم. خیلی هم تلاش کردم تا این ارتباط درست شود چون من آدم بی‌حاشیه‌ای هستم. گروه به شدت خوبی هم در این سریال داشتم. خیلی همه با هم رفاقت داشتیم و هیچ مشکلی هم نبود. اما کسی که خارج از این گروه قرار داشت، رامین عباسی‌زاده بود. که البته نه من و نه گروه نمی‌خواستیم که این گونه شود.

    من و گروه کار خودمان را می‌کردیم و روزی 7 دقیقه و یا 7 دقیقه و نیم خروجی داشتیم و برای من این زمان ایده‌آل بود. اما باز هم این پیغام‌ها و کنایه‌ها شروع شد و من مدام می‌شنیدم و این جو را خراب می‌کرد.

    *چطور شد که بحث حضور یک کارگردان دیگر مطرح شد؟

    کرامتی: یکی از مسائلی که عباسی‌زاده بر آن تاکید می‌کرد و من را آزار می‌داد، این بود که تهیه‌کننده مدام عنوان می‌کرد تایم کم است و بیشتر کار کنید. من گفتم که ما تلاش خود را می‌کنیم ولی برای بار دوم تاکید کردم که بنده تندتر از این نمی‌توانم کار کنم و اگر ناراضی هستید بدون هیچ دلخوری و بحثی کیفم را از اینجا برمی‌دارم و می‌روم. شما هم شخص دیگری را بیاورید.

    اما عباسی‌زاده عنوان می‌کرد اینگونه نمی‌شود؛ راهکار پیدا می‌کنیم. وی بعد از مدتی گفت که ما یک گروه دومی تشکیل می‌دهیم و شما کارگردان و دستیاری را به همین منظور انتخاب کن. من هم گفتم شخص خاصی را ندارم. چند روز بعد که ما شب کار بودیم وی حدود 3 بامداد با من تماس گرفت و عنوان کرد: با شخص خاصی صحبت کردی و من گفتم نه. گفت: با علیرضا امینی موافق هستی؟ جا خوردم و تأکید کردم ایشان که برای خودشان کارگردانی هستند و چند فیلم تاکنون ساخته‌اند. بعید می‌دانم که قبول کنند و گروه دوم کارگردانی باشند و زیردست من کار کنند.

    اما عباسی‌زاده گفت: گوشی با امینی صحبت کن! من با کمال حیرت با وی حرف زدم. امینی همان پای تلفن گفت: استاد ما آمدیم درس پس بدهیم! من در خدمت هستم (الفاضی که برای من خیلی بی‌مزه بود) اما من آنقدر شوکه شده بودم که حتی نتوانستم چیزی عنوان کنم. حدود 20 دقیقه بعد امینی و عباسی‌زاده سر صحنه بودند باز دوباره این مکالمه از طرف امینی مطرح شد (البته مکالمه که نه، تک گویی)

    آن شب را گرفتیم. رفتم خانه و واقعا حتی نتوانستم بخوابم. دیگر تصمیم را در همان روز در لوکیشن گرفته بودم به پریناز هاشمی برنامه‌ریز کار اعلام کردم که من می‌خواهم با عباسی‌زاده صحبت کنم که یک هفته‌ای که از شب‌کاری‌ها باقی ‌مانده را بگیریم و وقتی تمام شد ما دیگر نیاییم. وی به من گفت اگر شما اجازه بدهید من دیگر از امروز نیایم. وی تاکید کرد که من دیگر تحمل این دورویی و ریاکاری را از طرف عباسی‌زاده ندارم.

    فردای آن روز، صبح با دفتر عباسی‌زاده تماس گرفتم و عنوان کردم که من 10 روز فرصت می‌خواهم و از شما خواهش می‌کنم که مخالفت نکنید و من این چند روز کار را بگیرم و کنار بروم و علیرضا امینی کار را ادامه دهد. عباسی‌زاده عنوان کرد، نه اصلا این حرف را نزن. مشکل شما علیرضا امینی است، من می‌گویم دیگر از فردا نیاید. گفتم نه من اصلا با وی مشکلی ندارم. من برای اولین‌بار امینی را از نزدیک، سر صحنه همین کار دیدم.

    تاکید کردم اتفاقا مشکل من با این برخوردهایی است که در حین کار پیش آمده است ولی وی قبول نکرد، اما برای من دیگر تمام شده بود و من دیگر نمی توانستم این شرایط را تحمل کنم. حتی به کنایه به وی گفتم اصلا نگران چیزی نباش. امینی در فرصت مناسب کار را می‌شناسد و حتی تاکید کردم که من فکر می‌کنم امینی حتی تمام سناریو را خوانده است. این بیشتر یک بازی با من است.

    اما عباسی‌زاده مدام عنوان می‌کرد که اینگونه نیست. به هر حال تصمیم خودم را گرفته بودم. ما چند شب کار را ادامه دادیم. عواملی که با من کار می‌کردند، کم کم متوجه شدند و اعلام کردند که اگر تو نیایی ما هم کار را ادامه نمی‌دهیم. اولین نفر مدیرتولید بود که این موضوع را عنوان کرد. پشت آن مرتضی پورصمدی مدیر تصویربرداری هم به این موضوع تاکید کرد. به نوعی آنها نیز عنوان کردند که دیگر تحمل رفتارهای تهیه‌کننده را ندارند و اگر هم تا الان مانده‌اند به خاطر حضور من بوده است.

    در این یک هفته هر شب تهیه‌کننده سر لوکیشن می‌آمد تا موضوع را به گفته خودش حل کند. من اعلام کرده بودم که دیگر نمی‌آیم. دوباره یکی از آن شب‌ها عباسی‌زاده وارد صحنه شد و بعد از مدتی رفت. دوباره از مدیر تولید پرسیدم چه اتفاقی افتاده است و وی عنوان کرد که عباسی‌زاده آمده بود تا سحر ولدبیگی را اخراج کند. ظاهرا ولدبیگی در اتاق گریم عنوان کرده که اگر کرامتی نیاید من هم دیگر نمی‌آیم.

    جالب است این خبر به گوش عباسی‌زاده رسیده بود و وی هم آمده بود تا نصف شب او را اخراج کند. اما مدیر تولید او را قانع کرده بود که او تا به حال بازی کرده و این امکان وجود ندارد. اما تهیه‌کننده همان شب با نوید میهن دوست نویسنده سریال تماس گرفته بود که نقش شیرین (با بازی ولدبیگی) را می‌توانی، حذف کنی؟! نویسنده هم من را در جریان گذاشت. متاسفانه همه چیز در این سریال به شکل زشت و توطئه‌گرانه و آزاردهنده ادامه پیدا می‌کرد.

    با این شرایط کاملا مطمئن شدم که دیگر نمی‌شود کار کرد. من متوجه نمی‌شدم که چرا عباسی‌زاده حاضر نمی‌شد که خیلی رک و راحت جلوی من قرار بگیرد و عنوان کند که من تو را نمی‌خواهم و از این به بعد با امینی کار می‌کنم. در صورتی که من خودم تاکید می‌کردم می‌خواهم بروم پس این بازی‌ها چی بود؟! من موی خودم را در این راه سفید کردم ولی وی 10 سال است تهیه‌کننده شده است.

    * پس خودتان هم تمایل داشتید که دیگر کار را ادامه ندهید؟

    کرامتی: مدیر تولید با من صحبت کرد و به عباسی‌زاده هم عنوان کرده بود که ما 15 قسمت از این سریال را با همین گروه کار می‌کنیم (اتفاقا 11 قسمت هم به صورت تایمی گرفته بودیم) و می‌رویم و بعد گروه دیگر کار را دنبال می‌کند. اما روز آخر عباسی‌زاده دوباره سر صحنه آمد و من گفتم که واقعا خسته شدم و آدم حاشیه‌ای نیستم. او عنوان کرد: آره، واقعا این کار حاشیه زیادی دارد. تعداد آدم‌ها زیاد است و کار شلوغ، در نتیجه تو هم خسته شده‌ای. به هر حال آدم‌ها را خودت انتخاب کردی!

    من در جواب به او به صورت مستقیم گفتم: آقای عباسی‌زاده شما اصلا هیچ چیز را به خودت نمی‌گیری. کاملا تعجب کرد، اما من بازهم تاکید کردم از دست شما خسته شدم. تمام حاشیه کار شخص شما است و دیگر خوشم نمی‌آید با شما کار کنم من اصلا با گروه خودم مشکل ندارم من از کار خسته نمی‌شوم. من کارم را دوست دارم.

    جالب است وی عنوان می‌کرد که زمان نداریم و بازدهی کم است اما حاضر شد که از کار عقب بیفتد و دوباره از ابتدا تصویربرداری را انجام  دهد.

    وی  در همان صحبت‌ها عنوان کرد با گرفتن 15 قسمت توسط گروهِ من، راضی است. اما من شرط گذاشتم که به هیچ وجه دیگر در کار دخالت نکند و بعد از این صحبت رفت. دوباره فردا عصر سر لوکیشن حاضر شد و خیلی محترمانه و مودبانه عنوان کرد که من معذرت می‌خواهم که نتوانستم با تو کار کنم به همین دلیل کار باید تعطیل شود. من هم قبول کردم. بعد از اعلام این موضوع بچه‌ها کم کم در جریان قرار گرفتند و اتفاقا تمام گروه با روی خوش با هم خداحافظی کردند و حتی عکس یادگاری هم گرفتند.

    اما درست از همان فردا، عباسی‌زاده با عوامل تماس گرفت. مدیر تولید، مدیر تصویربرداری(پورمحمدی)، سعید پورصمیمی، رضا بابک، داریوش صادق‌پور(صدابردار)، داود ژیان(طراح صحنه) و خیلی دیگر از عوامل حاضر نشدند در ادامه مجموعه همکاری کنند.

    * در حال حاضر عوامل یا  حتی خود شما طبق قراردادتان مبالغ را دریافت کردید؟

    کرامتی: متاسفانه هنوز تسویه حساب نشده است.

    * فکر می‌کنید چقدر علیرضا امینی در این جریان دخیل است؟

    کرامتی: این رفتار وی به عقیده من شان و منزلت یک کارگردان را نه تنها زیر سوال که از بین می‌برد. به نوعی بی‌حرمتی کردن به حرفه ما و آدم‌های این حرفه است. به عقیده من امینی به بدترین شکل این کار را کرد. طبق گفته برنامه‌ریز همان شب ساعت 2:30 عباسی‌زاده به امینی زنگ می‌زند و او به دفتر می‌آید و چند دقیقه بعد تفاهم می‌کنند تا به من زنگ بزنند. آن جلسه اول، امینی فکر کرده گروه دوم باشد اما بعد که متوجه شد جریان چیست، حتی به روی خود نیاورد. من هم به شخصه برایم به عنوان کارگردان دیگر شخصی به نام امینی وجود ندارد و علت آن هم رفتار وی است.

    * با مدیر شبکه در این ارتباط صحبتی نداشتید؟

    کرامتی: چند روز بعد از کار با فرجی مدیر شبکه قرار گذاشتم و به دفتر او رفتم. به وی تاکید کردم که امیدوارم بحث کیفیت کار پیش نیاید که اگر پیش بیاید شما باید راش‌ها را به من بدهید تا من آنها را مونتاژ کنم و هر جایی که شما خواستید نمایش دهم تا این محصول کار من با تمام کارهای قبلی عباسی زاده مقایسه شود تا ببینم کدام کیفیت پایین تری دارد. فرجی هم به من عنوان کرد که اصلا بحث کیفی کار نیست.

    اما اخیرا من می‌شنوم زمزمه‌هایی در دفتر و حتی در میان گروه جدید هست که کیفیت کار آنقدر پایین بوده که ما مجبور شدیم آن بخش‌ها را کنار بگذاریم. البته تاکنون اعلام رسمی نشده است.

    * مدیر شبکه هم هیچ دلیلی برای شما نیاوردند؟

    کرامتی: آقای فرجی عنوان کرد که بنای ما حمایت از تهیه‌کننده است، با این حرف تکلیف روشن است.

    * در حال حاضر که پیگیر مالی پروژه می‌شوید جواب شخصی دریافت کردید؟

    کرامتی: با عباسی‌زاده درباره مسائل مالی اصلا صحبتی نکردم. مدیر تولید هم پیگیر بود. من با فرجی چندین بار تماس داشتم. آخرین تماس من با وی دو هفته پیش بود که او عنوان کرد طی دو یا سه روز آینده قسط خواهیم داد و عباسی‌زاده تسویه می‌کند. از آن دو یا سه روز، در حال حاضر حدود 15 روز می گذرد و یک بار برای فرجی پیامک دادم در ارتباط با مسائل مالی که جوابی ندادند.

    * می‌توانید شکایت کنید؟

    کرامتی: قرارداد داریم اما وارد این موضوع نشدیم. حقیقتا درباره این مصاحبه هم امیدوار بودم که بحث به اینجا کشیده نشود که من بخواهم قصه این اتفاق را رسانه‌ای کنم. ولی بیشترین چیزی که من را آزار می‌دهد همان بازی پس و پشتی است که عباسی‌زاده می‌کند و در آن فضا هم زمزمه می‌کنند که آنقدر کیفیت پایین بوده که ما را کنار گذاشته و حالا در حال شاهکار ساختن است. من بیشتر به خاطر این موضوع خواستم این مطالب را عنوان کنم.

    مهر

  • «شهرام نوشیر» به دفتر تئاتر خیابانی آمد

    «شهرام نوشیر» به دفتر تئاتر خیابانی آمد

    «شهرام نوشیر» مدیر دفتر تئاتر خیابانی مرکز هنرهای نمایشی شد.

    به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، شهرام نوشیر طی حکمی از سوی رئیس مرکز هنرهای نمایشی به عنوان مدیر دفتر تئاتر خیابانی منصوب شد.

    پیش از «مجید امرایی» مدیر دفتر تئاتر خیابانی بود که از این سمت استعفا کرد.

    نوشیر مدیریت تالار محراب را در کارنامه کاری خود به همراه دارد .

    فارس

  • به «یک خانواده محترم» پروانه نمایش نمی‌دهند

    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به فیلم سینمایی «یک خانواده محترم» پروانه نمایش نمی‌دهد.

    «مهدی عظیمی‌میرآبادی» سرپرست اداره کل نظارت و ارزشیابی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: در این هفته ‌درخواست پروانه نمایش فیلم «یک خانواده محترم» را به‌ اداره کل نظارت و ارزشیابی ارائه دادند، اما طبق قانون ما به فیلمی که مراحل قانونی برای دریافت پروانه ساخت را طی نکرده است، نمی‌توانیم پروانه نمایش ارائه دهیم و این فیلم مورد بررسی شورا قرار نمی‌گیرد.

    وی در خاتمه افزود: اداره کل نظارت و ارزشیابی از ارائه پروانه نمایش به فیلم «یک خانواده محترم» معذور است.

    فیلم سینمایی «یک خانواده محترم» به کارگردانی مسعود بخشی فیلمی ضد ایرانی است که در جشنواره کن به نمایش درآمد و در جشنواره ابوظبی نیز حضور دارد. این فیلم پس از نمایش در جشنواره کن با واکنش‌های زیادی مواجه شد.

    فارس

  • قطعه «حضرت ماه» درباره امام علی‌النقی(ع) آماده شد

    قطعه «حضرت ماه» به خوانندگی حامد زمانی درباره امام علی‌النقی(ع) آماده شد.

    «حامد زمانی» خواننده پاپ کشورمان که در کارنامه‌اش قطعه‌های «ماه عسل»، «زنان و بیداری اسلامی» و «تحریم» دیده می‌شود، این بار در کاری متفاوت که برگرفته از ارادت وی به اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه امام علی النقی (علیه السلام) است، قطعه‌ای به نام «حضرت ماه» برای کنگره بین‌المللی امام علی النقی (علیه السلام) آماده کرده است.

    این ترانه را مهدی سیار سروده که به تنظیم امید رهبران و آهنگسازی حامد زمانی ساخته شده است.

    این کنگره با محور‌های شعر (کلاسیک، سپید، نیمایی، نوحه، سرود و ترانه)، مقاله، متن ادبی و داستان با موضوع امام هادی(ع) و زیارت جامعه کبیره و گرافیک (با محوریت القاب، اسامی و احادیث منتسب به امام علی النقی(ع) از 6 ماه قبل آغاز به کار کرده و طبق گزارش دبیرخانه آن بالغ بر 1300 اثر در حوزه‌های اشاره شده از داخل کشور و نیز در سطح بین‌الملل به آن واصل گشته است.

  • اجرای چهار نمایش در نخستین روز از جشنواره تئاتر ماه

    برنامه‌های نخستین روز از جشنواره سراسری تئاتر ماه در حوزه هنری اعلام شد.

    در اولین روز از اجراهای صحنه‌ای نهمین جشنواره سراسری تئاتر ماه، نمایش‌های صحنه‌ای «نقالی قالی» به کارگردانی محمد قاسمی  سالن سوره ساعت 18، نمایش «خون منتشر» صابر دل‌بینا سالن اندیشه ساعت 15: 19، نمایش «شبیه شیدا» به کارگردانی بهنام حقیقی و سهند جعفری‌زاد سالن مهر ساعت 20 و نمایش «مجلس برخوانی معاشقه خنجر و حنجر» به کارگردانی علیرضا مهران سالن ماه ساعت 21 به روی صحنه می‌روند.

    مراسم اختتامیه بخش صحنه‌ای و خیابانی نهمین جشنواره سراسری تئاتر ماه نیز 29 مهرماه ساعت 18 در تالار اندیشه برگزار خواهد شد.

  • چه کسی نقش میخائیل گورباچف را بازی می‌ کند؟

    کریستوف والتس در فیلم مستقل «ریکیاویک» در نقش رهبر سابق شوروی مقابل دوربین می‌رود.

    بازیگر اتریشی مقابل مایکل داگلاس، بازیگر و تهیه‌کننده برنده دو جایزه اسکار بازی می‌کند که در این فیلم نقش رونالد ریگان رئیس جمهور پیشین آمریکا را ایفاء خواهد کرد.

    فیلم «ریکیاویک» را شرکت‌های «هدلاین پیکچرز»، «اسکات فری پروداکشنز»، «پارتیسیپنت مدیا» و «مارک سنت پروداکشنز» تهیه می‌کنند.

    داستان «ریکیاویک» در سال‌های میانی دهه 1980 در چند روز روی می‌دهد، زمانی که ریگان و میخائیل گورباچف در ریکیاویک پایتخت ایسلند درباره محدود ساختن حجم سلاح‌های هسته‌ای مذاکره کردند.

    مذاکرات ریکیاویک که 11 اکتبر 1986 انجام شد، در آخرین لحظه‌ها به خاطر اختلاف نظر درباره طرح دفاع استراتژیک آمریکا موسوم به «جنگ‌های ستاره‌ای» به شکست انجامید، اما پیشرفت‌های حاصل شده در نهایت در 1987 به امضاء معاهده ممنوعیت استفاده از سلاح‌های هسته‌ای میانبرد بین ایالات متحده و شوروی سابق انجامید.

    مایک نیوئل کارگردان فیلم «هری پاتر و جام آتش» روی صندلی کارگردانی «ریکیاویک» می‌نشیند.

    نیوئل گفت: «بسیار خوش‌اقبال هستم که دو استاد قرار است نقش مردانی را بازی کنند که به سومین جنگ بزرگ قرن بیستم را پایان دادند.»


    ریگان و گورباچف سال 1987 معاهده ممنوعیت استفاده از سلاح‌های هسته‌ای میانبرد را امضاء کردند

    فیلمبرداری قرار است ماه مارس 2013 در لوکیشن‌هایی در ریکیاویک و استودیو بابلزبرگ در آلمان آغاز ‌شود. فیلمنامه «ریکیاویک» را  کوین هود («جین شدن») نوشته است.

    زمانی قرار بود ریدلی اسکات این پروژه را مقابل دوربین ببرد. اسکات در مقام رئیس شرکت «اسکات فری پروداکشنز» همچنان در کنار «ریکیاویک» است.

    کریستف والتس سال 2009 برای بازی در نقش هانس لاندا یک افسر نازی در فیلم «لعنتی‌های بی‌آبرو» ساخته کوئنتین تارانتینو برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد و پس از آن جوایز بفتا، گلدن گلوب و اسکار بهترین بازیگر مرد مکمل را دریافت کرد.

    او در «جانگو آزاد شده» فیلم جدید تارانتینو هم بازی کرده است. این بازیگر 56 ساله متولد وین در بیش از 30 سال فعالیت هنری حدود 100 اثر سینمایی و تلویزیونی بازی کرده است.

    مایکل داگلاس در فیلم تلویزیونی «پشت شمعدان» به کارگردانی استیون سودربرگ در نقش لیبراچی پیانیست معروف آمریکایی بازی کرده است. این فیلم در مرحله پس از تولید است. او کمدی «آخرین وگاس» به کارگردانی جان ترتلتاب را هم در مرحله پیش‌تولید دارد.

    این بازیگر 68 ساله اهل نیوجرزی مدتی به دلیل ابتلا به سرطان حنجره از سینما دور بود. داگلاس برای بازی در فیلم «وال استریت» و به عنوان تهیه‌کننده برای فیلم «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» برنده جایزه اسکار است.

    مایک نیوئل فیلم «آرزوهای بزرگ» با بازی رالف فاینس را آماده نمایش دارد که اقتباسی جدید از رمان معروف چارلز دیکنز است.

    هالیوود ریپورتر / 15 اکتبر / ترجمه: علی افتخاری – خبرآنلاین

  • یک هنرمند نقاش دیگر درگذشت

    یک هنرمند نقاش دیگر درگذشت

    سیدجمال‌الدین خرمی‌نژاد نقاش، گرافیست و تذهیب‌کار پیشکسوت کشورمان یکشنبه 23 مهر در اثر ایست قلبی درگذشت.

    بعد از عطاءالله خانبلوکی نقاشی که صبح شنبه 22 مهر دارفانی را وداع گفت، سید جمال‌ الدین خرمی‌ نژاد دومین هنرمند این عرصه است که خبر درگذشت او این هفته منتشر می‌شود.

    خرمی‌نژاد که در سن 67 سالگی در تهران درگذشت، آثار زیادی از خود در عرصه نقاشی، گرافیک و تذهیب به یادگار گذاشته و چند جایزه معتبر جهانی نیز دریافت کرده است.

    او متولد سال 1324 شهر تهران بود و در سال 1349 از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته نقاشی فارغ‌التحصیل شد.

    تدریس در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت، الزهرا (س) و مجتمع دانشگاهی هنر دانشگاه آزاد از دیگر فعالیت‌های این هنرمند محسوب می‌شود.

  • آهنگ جدید گروه آریان

    آهنگ جدید گروه آریان

    قطعه جدید «تا ابد» گروه آریان  توسط شرکت ترانه شرقی و به صورت اینترنتی منتشر شد.

    این قطعه در کنسرت گروه آریان که 18 و 19 آبان ماه در سالن همایش های برج میلاد تهران برگزار خواهد شد، اجرا می شود.

    این گروه در این اجراها با حضور اعضای اصلی؛ علی پهلوان، پیام صالحی، سیامک خواهانی، شراره فرنژاد، علیرضا طباطبایی، ساناز کاشمری و نوازندگان مهمان شهاب حسینی، علیرضا میرآقا، فرزاد فخرالدینی و دارا دارایی به روی صحنه خواهد رفت.

  • آیا مرگ سزای عموی حامد بود؟

    آیا مرگ سزای عموی حامد بود؟

    حادثه محرک فیلم «بغض» پس از آن روی می‌دهد که حامد (بابک حمیدیان) و ژاله (باران کوثری)، که با هم دوست هستند و در استانبول زندگی می‌کنند، قرار می‌گذارند با سرقت از مغازه عموی ثروتمند حامد (مهران رجبی) به آمریکا فرار‌ کنند.

    درباره رابطه عاطفی حامد و ژاله دقیق‌تر آن است که ظاهرا با ارتباطی نابرابر رو‌به‌رو هستیم: حامد عاشق ژاله است، اما ژاله حداکثر علاقه‌مند به‌نظرمی‌رسد. با کشته‌شدن عمو به دست حامد تقریبا مخاطب مطمئن می‌شود که برای حامد هیچ راه نجاتی جز فرار از استانبول وجود ندارد. در برابر مصائبی که او بعد از این قتل- و نه لزوما در نتیجه ارتکاب آن- متحمل می‌شود (از‌ دست‌ دادن‌ ژاله، به سرقت‌رفتن اموالی که دزدیده، کتک خوردن‌ و ‌زخمی شدن، و…)، واقعه کشته‌شدن عمویش کم‌رنگ می‌شود و به حاشیه می‌رود؛ آن‌چه از آن بی‌توجهی اخلاقی اثر به ماجرای قتل عموی حامد‌ تعبیر می‌کنم. این کم‌توجهی از جنبه هم‌دردی مخاطب با شخصیت حامد، ‌و از همین راه از سویه دراماتیک، نیز تبعاتی منفی دارد.

    چرا در فیلم «بغض» قتل عموی حامد به‌مانند عملی موجه از نظر اخلاقی نشان داده ‌می‌شود؟ یا به بیان دیگر چرا فیلمنامه به وجه غیراخلاقی این کنش چندان نمی‌پردازد؟ می‌توان پرسش را یک مرحله عقب‌تر برد و پرسید: به چه دلایلی موضع فیلم در قبال مرگ عمو غیراخلاقی است؟

    به این دلایل توجه‌ کنید: در‌ابتدا این‌که پرهیز از موضع‌گیری اخلاقی ممکن‌است با نوعی بی‌تفاوتی خلاف‌ِاخلاق نیز اشتباه گرفته‌ شود. دیگر این‌که داوری فیلم‌ درباره قتلی که حامد مرتکب شده است، از طریق خود او و یا دیگران و یا سبک بصری فیلم بیان‌پذیر است. از طریق حامد: فرض‌کنید که حامد پس از قتل عمو دچار پشیمانی می‌شد؛ از طریق عموی حامد: تصورکنید که در هنگام قتل عمویش درد و رنج شدید عمو به نمایش درمی‌آمد؛ از طریق دیگران: فرض کنید که دیگران حامد را به سبب این قتل به‌شدت شماتت می‌کردند؛ با استفاده از سبک بصری: زاویه دوربین و نوع لنز و نور و رنگ‌پردازی بر سویه سوء و غیراخلاقی این عمل تاکید می‌کرد.

    همه این موارد فرصتی بود برای ابراز موضع فیلم درباره قتل عمو، اما هیچ کدام از این‌ کنش‌ها یا تاثرات در فیلم دیده ‌نمی‌شود. فقدان مذکور این فرضیه را قوت می‌بخشد که اثر در برابر مرگ عموی حامد – در بهترین حالت – بی‌تفاوت است.

    توجیه فیلم درباره تعیین مجازات مرگ برای عمو چیست؟ او فردی هوسران و کلاهبردار است، که ظاهرا مادر حامد را فریفته و موجب خودکشی او شده است. از روابط غیراخلاقی او با زنان و دختران خیابانی نیز نشانه‌هایی به‌ دست‌ داده ‌می‌شود.

    او به خاطر گناهانش – هم از جنبه دراماتیک و هم جز آن – چندین‌بار به مجازات می‌رسد: منفور می‌شود؛ از طریق بیماری تنگی‌نفسش تا مرز خفقان پیش ‌می‌رود؛ در‌‌نهایت به قتل می‌رسد و مهم‌تر از همه این‌که از هرگونه هم‌دردی مخاطب محروم می‌شود. خونسردی و فریبکاری و رفتار توهین آمیز او با ژاله و حامد – حتی در لحظات گرفتاری‌اش به دست آن‌ها- مانعی است در برابر برانگیخته‌شدن هم‌دردی مخاطب با وی. بیماری تنگی‌نفسش نیز با توجه به چهره سرد و صدا و لحن خونسرد و مغرورانه او چندان در جلب ترحم مخاطب تاثیرگذار نیست.

    ممکن است عموی حامد سزاوار همه این عقوبت‌‌ها باشد، اما آیا گناهان وی در حق دیگران به‌نحوی قانع‌کننده به تصویر درآمده است، تا مخاطب نیز او را مستحق مجازات بداند؟ پاسخ من به دلایل زیر منفی است. درباره ستم‌های او در حق دیگران تنها اطلاعاتی شفاهی شنیده می‌شود. اثرات دیدن و شنیدن متفاوت است. مخاطب می‌بیند که حامد به عمویش شلیک می‌کند، اما نمی‌بیند که عمو با مادر او و خودش چه کرده است. چانه‌زنی عمو بر سر زنان خیابانی نیز چون به نتیجه و عمل مشخصی نمی‌‌انجامد، فقط در حد کوششی نافرجام و نوعی چانه‌زنی به‌نظر‌می‌رسد. رفتارهای خصمانه و توهین‌آلود او را در هنگام اسیرشدن به دست حامد‌وژاله نیز می‌توان تاحدودی به حساب استرس ناشی از مواجهه با خطر سرقت ‌و ‌مرگ گذاشت.

    بی‌تفاوتی فیلمنامه درباره قتل عمو چه پیوندی با شخصیت‌پردازی حامد و ارتباط مخاطب با وی دارد؟ حامد با این‌که مرتکب قتل شده، تنها نگران به دست آوردن ژاله است، و ظاهرا پس از کشتن عمویش هیچ نگرانی و دغدغه‌ای احساس نمی‌کند.

    اگر شخصیتی از کشتن اقوام حتی گناهکار خود، ولو اندکی عذاب وجدان احساس نکند، چگونه می‌توان انتظار داشت که هم‌دردی مخاطب را برانگیزد؟ هنگامی که ویژگی‌های روانی حامد- همچون تزلزل، ترس، نادانی، اعتیاد، وابستگی- با بی‌تفاوتی اخلاقی‌اش به معصیت ترکیب می‌شود، معجون‌ِ همدردی‌زدای عجیب و غریبی پدید می‌آورد.

    در حالی ‌که ظاهرا در «بغض» قرار بر این بوده ‌است که خود حامد نیز قربانی به‌ نظر ‌برسد، و رنج و دردش مخاطب را به همدردی برانگیزد. تفسیر فارغ از همدردی و همدلی فیلم از مرگ عموی سنگدل حامد، حامد را نیز سنگین‌دل‌تر از آن نشان می‌دهد که در جامه یک قربانی پذیرفتنی باشد. ‌ خامی و نادانی و وابستگی‌اش بیش از حدش به ژاله، حتی کشتن عمویش‌ را ممکن‌ است در حد هوسبازی ناشی از جوانی – و نه ضرورت ‌و اجبار‌ و در‌شرایط مرگ ‌و ‌زندگی- تقلیل دهد.

    درواقع معنای اخلاقی گناه حامد در قتل عمویش – که واجد آن قابلیت بود که با ارزش‌های عزت‌نفس و شرافت توجیه شود – پدیدار و برجسته نمی‌شود. اگر برای این گناه سویه‌ای اجباری پیش‌بینی شده‌بود، باز هم تبرئه حامد درجایگاه قربانی امکان‌پذیر بود. مثلا اگر حامد قربانی سنت‌های جامعه‌ و یا نیروی قاهر درونی بود که او را به رغم مخالفت برخی از بخش‌های وجودش به قتل عمویش وامی‌داشت.

    روزبه ‌کمالی

  • سراج آلبوم جدیدش را روانه بازار کرد

    حسام‌ الدین سراج آلبوم جدیدش را با عنوان «خوشا سرو» روانه بازار موسیقی ایران کرد.

    «خوشا سرو» بیست و پنجمین آلبوم این خواننده، نوازنده و آهنگساز موسیقی سنتی ایرانی است که از سوی مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شده است.

    سراج که رشته تحصیلی‌اش معماری است، سال گذشته آلبم «راه بی‌نهایت» را روانه بازار کرد.

    آهنگساز آلبوم «خوشا سرو»، امین حیدری است و اشکان راهبر هم یکی از قطعات آلبوم (بوی گل) را ساخته است.

    این آلبوم 9 قطعه دارد که بر اساس اشعاری از حافظ و مولانا ساخته شده است.

    سیدشهرام میرجلالی با همنوازی تار سراج را در این آلبوم همراهی کرده و سهراب پورناظری به عنوان نوازنده مهمان در این اثر  کمانچه‌نوازی کرده است.

    سراج که سال 1337 در اصفهان به دنیا آمده، فراگیری موسیقی را از 13 سالگی آغاز با نواختن تنبک آغاز کرده ‌است. سنتور دومین سازی بود که سراج به سراغ نوازندگی آن رفت و نزد استادانی چون فرامور پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار به فراگیری آن پرداخت.

    اوکه نوازنده سه تار هم هست، با هنر آواز به جامعه معرفی شد و طرفداران خاص خودش را پیدا کرد. زنده‌یاد محمود کریمی و محمدرضا شجریان استاد آواز حسام‌الدین سراج بوده‌اند.

    تولید آلبوم «خوشا سرو» سال 1383 آغاز شد و تا سال 1389 ادامه داشت.

    «شمس الضّحی»، «باغ ارغوان»، «آیینه و آه» و «ماه پنهان»  از جمله آلبوم‌های این خواننده است.

  • از «وان پیکس» تا «ایران من»

    اولین نمایشگاه گروهی عکس سایت وان پیکس مهرماه در گالری تابستان خانه هنرمندان ایران از سوی کلوپ عکس ایران برگزار می‌شود.

    به گزارش سه نسل، عکس‌های نمایشگاه منخبی از آثار راه یافته به گالری سایت است که از بین عکس‌های ارسالی بیش از 3هزارعضو سایت برگزیده شده‌اند.
    در این نمایشگاه که تا 30 مهر ادامه دارد، 76 عکس منتخب از 53 عکاس برگزیده به روی دیوارهای خانه هنرمندان ایران می‌رود.

    افتتاحی نگارخانه جهان با عکس‌های ایران
    از سوی دیگر، همزمان با افتتاح نگارخانه«جهان»، نمایشگاه عکس «ایران من»، عصر دوشنبه 24 مهر در مرکز هنر پژوهی نقش جهان گشایش می‌یابد.

    به گزارش سه نسل به نقل از روابط عمومی فرهنگستان هنر، نگارخانه «جهان» متعلق به «مرکز هنر پژوهی نقش جهان» وابسته به فرهنگستان هنر همز‌مان با برگزاری نمایشگاه عکس «‌ایران من» که گلچینی از تصاویر مربوط به اقوام ایرانی است، افتتاح می‌شود. «مرکز هنر پژوهی نقش جهان» دارای یک سالن اجتماعات با نام  استاد انوار و یک سالن نشست تخصصی با نام دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی است که به تازگی نگارخانه‌ای نیز به این مجموعه اضافه شده است و همزمان با برگزاری نمایشگاه «ایران من» افتتاح می‌شود.

    نمایشگاه «ایران من» شامل گزیده‌ای از عکس‌هایی از اقوام ایرانی است که «بهمن کاظمی» پژوهشگر حوزه موسیقی طی سال‌های 78 تا 80 از فرهنگ و هنر اقوام ایرانی در مناطق مختلف، عکسبرداری کرده است.

    نمایشگاه عکس « ایران من» به همراه نگارخانه «جهان» دوشنبه 24 مهر، ساعت 17 گشایش می‌یابد. علاقه‌مندان برای شرکت در آیین گشایش این نمایشگاه و گالری می‌توانند به نشانی خیابان ولی‌عصر(عج)، نرسیده به پارک ساعی، شماره 2169 ، مرکز هنر پژوهی نقش جهان مراجعه کنند.

  • برگزیدگان بخش کودک تئا‌تر ماه معرفی شدند

    برگزیدگان بخش کودک تئا‌تر ماه معرفی شدند

    بخش کودک و نوجوان نهمین جشنواره سراسری تئا‌تر ماه برگزیدگانش را معرفی کرد.

    مراسم اختتامیه بخش کودک و نوجوان نهمین جشنواره سراسری تئا‌تر ماه دوشنبه 24 مهر با حضور گروه‌های شرکت کننده در این رویداد و جمعی از هنرمندان و اساتید تئا‌تر در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.

    در این مراسم، جوایز هنرمندان و گروه‌های بر‌تر توسط مجید حمزه‌زاده (معاون هنری حوزه هنری)، رحمت امینی (مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و دبیر هنری جشنواره) مجید قناد (مجری تلویزیون) و هنرمندانی چون رضا فیاضی اهدا شد.

    نمایش‌های «پهلوان کچل» در بخش موسیقی، «بدون شرح» در رشته طراحی صحنه و «زیر گنبد کبود» در بخش طراحی عروسک جوایز بر‌تر را دریافت کردند.

    همچنین لوح تقدیر و جایزه بازیگری خردسال و نوجوان را شیده یزدانی و یزدان کاظمی برای بازی در نمایش «بدون شرح» دریافت کردند.

    جایزه سوم بازیگری مرد به محمد نوریان برای بازی در نمایش «پهلوان کچل»، جایزه دوم بازیگری مرد به حسین غلامی برای بازی در نمایش «مورچه‌های زبل» و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول بازیگری مرد به مجتبی بیات برای بازی در نمایش «دوست شگفت‌انگیز نیک» اهدا شد.

    در بخش بازیگری زن، جایزه سوم بازیگری زن به فائزه‌سادات حسینی برای بازی در نمایش «دوست شگفت انگیز نیک» رسید. جایزه دوم بازیگری زن به ندا صادقیان برای بازی در نمایش «قصه خوب خدا» تعلق گرفت و تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه اول بازیگری زن به ندا نوری برای بازی در نمایش «پهلوان کچل» اهدا شد.

    جایزه سوم نمایشنامه‌نویسی به حمیدرضا نعیمی برای نمایش «قصه خوب خدا»، جایزه دوم نمایشنامه‌نویسی به مجتبی خمسه برای نمایشنامه «پهلوان کچل» و تندیس جشنواره و جایزه اول نمایشنامه‌نویسی به سید جواد رحیم‌زاده برای نمایشنامه «بدون شرح» اهدا شد.

    جایزه سوم کارگردانی به سحر پورفرج برای نمایش «پهلوان کچل»، جایزه دوم کارگردانی به سید جواد رحیم‌زاده برای نمایش «بدون شرح» و تندیس جشنواره و جایزه اول کارگردانی به محمد حاج بابایی برای نمایش «دوست شگفت انگیز نیک» تعلق گرفت.

    همچنین تندیس و جایزه نقدی بهترین نمایش کودک از سوی مرکز ملی اسیتژ به نمایش «بدون شرح» به نویسندگی و کارگردانی سید جواد رحیم‌زاده اهدا شد.

    نهمین جشنواره سراسری تئا‌تر ماه در بخش کودک و نوجوان از 22 تا 24 مهر برگزار شد که بخش بزرگسال این رویداد تا 29 مهر ادامه پیدا خواهد کرد.