بلاگ

  • بازیگر قدیمی تئاتر از دنیا رفت

    بازیگر قدیمی تئاتر از دنیا رفت

    نعمت اسدالهی بازیگر قدیمی تئاتر در سن 68 سالگی از دنیا رفت.

    به گزارش MrArt.ir، این بازیگر پیشکسوت که مدت‌ها دچار عارضه ریوی بود، براثر همین عارضه درگذشت.

    نعمت اسدالهی از چهار روز پیش در بیمارستان «ساسان» بستری بود و 8 آبان ماه درگذشت.

    نامبرده متولد اول آذر 1323 بود و آخرین فعالیتش در تئاتر به اجرای نمایشنامه خوانی «شبی بیرون از خانه» به کارگردانی مسعود دلخواه بر می‌گردد.

    شجاع اسدالهی فرزند این بازیگر به ایسنا گفت: پدرم قصد داشت نمایشی از «برشت» را به صحنه بیاورد و مشغول رایزنی با اداره کل هنرهای نمایشی بود اما به دلیل بیماری‌اش این تصمیم عملی نشد.

    به گفته او؛ هنوز زمان برگزاری مراسم خاکسپاری معلوم نشده و به زودی اعلام می‌شود.

    این هنرمند متولد اهواز و فارغ‌التحصیل کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبا بود.

    وی علاوه بر بازیگری در کارگردانی و تدریس تئاتر نیز فعالیت داشت. از جمله فعالیت‌های او می‌توان به کارگردانی و بازی در نمایش‌های «شبی در کنار رود گرانیکوس»، «خسیس»، «گمراه»، کارگردانی نمایش‌های «توراندخت»، «ننه دلاور و فرزندان او»، و … و بازی در نمایش‌های « در حضور باد به کارگردانی بهرام بیضایی»، « دیکته و زاویه به کارگردانی داود رشیدی»، « حسن کچل به کارگردانی داود رشیدی»، «شهاب آسمانی به کارگردانی حمید سمندریان»، «دخمه شیرین، عکس یادگاری به کارگردانی دکتر قطب‌الدین صادقی»، «بیژن و منیژه به کارگردانی محمود عزیزی»، «هفت نمایش کوتاه به کارگردانی اسماعیل خلج» و … اشاره کرد.

    وی علاوه بر فعالیت‌های صحنه‌ای در نمایش‌های تلویزیونی بسیاری نیز به ایفای نقش پرداخته بود که از جمله آنها می‌توان گفت نمایش‌های «گمشدگان»، «آخرین آهنگ»، «عقاب شعر»، «چنگ در خلاء» و … اشاره کرد.

    بازی در دو نمایش «گالیله به کارگردانی داریوش فرهنگ» و «کلبه عموتم به کارگردانی بهروز غریب‌پور» از جمله آخرین فعالیت‌های این هنرمند در تئاتر بوده است.

  • کنسرت همایون شجریان در رشت

    کنسرت همایون شجریان در رشت

    واحد نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز اجرای صحنه‌ای همایون شجریان در رشت را صادر کرد.

    کنسرت گروه موسیقی «سیاوش» به سرپرستی و خوانندگی همایون شجریان شب‌های 18 و 19 آبان ساعت 20 در سالن ورزشی گیلان رشت برگزار می‌شود.

    در این کنسرت 14 قطعه با آهنگسازی سهراب پورناظری، کیخسرو پورناظری، مرتضی داوود و محمدرضا شجریان با اشعاری ازسعدی، حافظ، مولوی، خیام، کیخسرو پورناظری و ملک شعرای بهار اجرا می‌شود.

    همچنین مجوز اجرای صحنه‌ای برای گروه موسیقی «پارس» به سرپرستی ناصر نظر و خوانندگی محمدرضا کاظمی در روزهای 19 و 21 آبان و کنسرت روزبه نعمت اللهی در روز 22 آبان صادر شده است که اولی در سالن رودکی و دومی درسالن برج میلاد تهران روی صحنه می‌رود.

  • نمی دانستم قرار است در «دزد و پلیس» بازی کنم

    نمی دانستم قرار است در «دزد و پلیس» بازی کنم

    محراب قاسم خانی نویسنده سریال «دزد و پلیس» می گوید برادرش پیمان قاسم خانی علاوه بر اینکه در نوشتن فیلمنامه به او کمک کرده به عنوان مشاور پروژه هم در کنار گروه بوده است.

    شقایق دهقان و عزت اله مهرآوران بازیگران، محراب قاسم خانی نویسنده و رضا کریمی بازیگر و مدیر تولید مجموعه تلویزیونی «دزد و پلیس» روز دوشنبه مهمان خبرآنلاین بودند.

    در این نشست که سحر عصرآزاد منتقد هم در آن حضور داشت، شقایق دهقان با اشاره به حضورش در این سریال و نقشی که توسط همسرش نوشته شده، گفت: «از ابتدا در جریان نگارش فیلمنامه این مجموعه توسط محراب بودم، اما نمی دانستم قرار است خودم نقش زن قصه را بازی کنم تا اینکه بازی در این مجموعه به من پیشنهاد شد.»

    او ادامه داد: «کار سخت را در این مجموعه هومن برق نورد انجام داد، چرا که نقش من و بهنام تشکر با شخصیت های «ساختمان پزشکان» متفاوت بود. اما هومن برق نورد دقیقا نقشی را بازی کرد که در «ساختمان پزشکان» آن را ایفا کرد. به قول محراب، هومن برق نورد توانایی خاصی دارد که دو نقش یک جور را کاملا متفاوت ایفا کند. از طرفی در این سریال هیچکس اندازه بهنام تشکر من را در بازی نمی شناسد. زمانی که مقابل من بازی می کرد با توجه به تمام ریزه کاری هایی که از بازی من سراغ داشت، می دانست فرم بازی من چطور است و تعامل خوبی با هم داشتیم.»

    در بخشی از این نشست محراب قاسم خانی با اشاره به روند نگارش فیلمنامه «دزد و پلیس» گفت: «روند روایت قصه در برخی قسمت ها جنس کمدی را نمی طلبید. در نتیجه شوخی و طنز را در قسمت هایی که به کار لطمه نمی زد آوردم. بنابراین نمی توانم بگویم «دزد و پلیس» صرفا یک کار طنز است و اسم آن را سریالی کمدی نمی گذارم.»

    او ادامه داد: «من اعتقادی به اسم گذاری برای یک ژانر ندارم. چون ممکن است به مرور و در حین نوشتن تغییراتی در فیلمنامه حاصل شود.»

    نویسنده مجموعه تلویزیونی «دزد و پلیس» در ادامه درباره همکاری با برادرش پیمان قاسم خانی گفت: «پیمان در این پروژه مشاور کار بودند و در نگارش فیلمنامه کار هم به من کمک کرد. ما کاملا متوجه بودیم که با توجه به نوع داستان از خطوط قرمز عبور نکنیم.خوشحالم یکی از بهترین فیلمنامه نویس ایران برادر من است و می توانم همیشه و در هر زمان از کمک هایش استفاده کنم. ابدا از این موضوع نگران نیستم که شاید با او مقایسه شوم یا به قول عده ای زیر نام او کار کنم. من دوست دارم با او کار کنم. چه ایرادی دارد که دو فرد که سلایق هم را به خوبی درک می کنند با هم کار کنند و به هم کمک کنند؟»

    در ادامه نقد و بررسی مجموعه «دزد و پلیس» رضا کریمی بازیگر و مدیر تولید با اشاره به تفاوت این سریال با سایر آثار سعید آقاخانی گفت: «سعید آقاخانی خودش قصه را می شناسد و به کارش مسلط است. مجموعه هایی که او تا به حال کارگردانی کرده جزو آثار پر بیننده تلویزیون بوده است. وقتی برای اولین بار قصه سریال را شنید عاشق داستان شد و تصمیم گرفت آن را کار کند.»

    او ادامه داد: «به نظر من بخشی از موفقیت کار مدیون تلاش های امیر معقولی تصویربردار سریال است. به نظر من قرار گرفتن قصه مناسب،کارگردانی،چینش درست بازیگران و استفاده از تکنیک تصویر برداری مناسب باعث موفقیت این سریال شده است.»

    در بخشی دیگر از این نشست عزت اله مهرآوران بازیگر این سریال نیز گفت: «قرار بود در این سریال نقش یک دزد و خلافکار را بازی کنم، اما اینطور نشد و همه چیز تغغیر کرد. خوشحالم یک نقش متفاوت را تجربه کردم. به نظرم این سریال فیلمنامه بسیار خوبی دارد.»

    سریال «دزد و پلیس» روایتگر زندگی ناصر فرد شرور و خلافکاری است که تصمیم می گیرد گذشته خود را اصلاح کند.

    در این مجموعه که مدتی است از شبکه سه روی آنتن می رود، بهنام تشکر، هومن برق نورد، شقایق دهقان، عزت ا… مهرآوران، مهران رجبی، مجید مشیری، خشایار راد، شهین تسلیمی، رضا کریمی، اصغر حیدری، سوسن پرور و حمید لولایی ایفای نقش می کنند.

  • برای 127 سالگی «ازرا پاوند»

    برای 127 سالگی «ازرا پاوند»

    سی‌ام اکتبر برابر 9 آبان‌ ماه صد و بیست و هفتمین سالروز تولد «ازرا پاوند»، شاعر و منتقد آمریکایی است که راه‌گشای نویسندگان بزرگی چون الیوت‌، جویس‌ و همینگوی به دنیای ادبیات شد.

    ازرا وستون لومیس پاوند، شاعر و منتقد آمریکایی بود که نامش با جنبش مدرنیسم در گونه‌ی ادبی شعر گره خورد است. نکته‌ی جالب درباره این شاعر این است که سالروز تولد و مرگ او تنها دو روز با هم تفاوت دارد.

    وی در سی ام اکتبر 1885 در آیداهو زاده شد. او جزو طلایه‌داران مکتب ادبیات تصویرگرایی بود، ‌جنبشی که در واکنش به ادبیات خشک و مکانیکی دوران ویکتوریایی به وجود آمد. این شاعر معروف در یکم نوامبر 1972 در ایتالیا درگذشت.

    پاوند اوایل قرن بیستم به عنوان ویراستار در بسیاری از مجلات ادبی آمریکایی در لندن فعالیت می‌کرد. وی عاملی بود برای کشف و شکل‌گیری آثار نویسندگان هم‌عصر خود که بعدها تبدیل به اسطورهای ادبیات آمریکا شدند. از میان این چهره‌های برجسته می‌توان به «تی. اس. الیوت»‌، «جیمز جویس»، «رابرت فراست» و «ارنست همینگوی» اشاره کرد.

    پاوند مسؤول انتشار شعر ماندگار «ترانه عاشقانه‌ی جی. آلفرد پروفراک» در سال 1915 بود. او بود که از سال 1918 «اولیس» جیمز جویس را به صورت سریالی در نشریات به چاپ رساند.

    ارنست همینگوی سال 1925 درباره‌ی وی نوشت: او وقتی به دوستانش حمله می‌شود، از آنان دفاع می‌کند. آن‌ها را از زندان بیرون می‌کشد و به مجله‌ می‌آورد … درباره‌ی آن‌ها مقاله‌ می‌نویسد و از ناشران می‌خواهد که کتاب‌های دوستانش را به چاپ برسانند. وقتی آن‌ها فکر می‌کنند در حال مردن هستند، او تا پایان شب در کنارشان می‌نشیند … هزینه‌ی بیمارستان را به آنان قرض می‌دهد و از خودکشی‌شان جلوگیری می‌کند.

    از معروفترین آثار ازرا پاوند می‌توان به «سرودها»، «روح رومانس»، «الفبای اقتصاد»، «فرهنگ»، «ذات خویش»، «نورخاموش» و «تصویرگران» اشاره کرد.

    پاوند جدا از مباحث حرفه‌ای، از دوستان نزدیک ارنست همینگوی و جیمز جویس بود. ناگفته نماند این شاعر پیشگام به طرفداری از فاشیسم و اظهارت تند یهودستیزانه‌اش شهرت داشت؛ و شاید به همین دلیل هیچ‌گاه شایسته‌ی دریافت جایزه نوبل ادبیات شناخته نشد.‌

    ایسنا

  • نمایش «میگرن» از چهارشنبه

    نمایش «میگرن» از چهارشنبه

    حبیب کاوش» سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفت‌و‌گو با فارس درباره برنامه اکران جدید سینماها،گفت: از این هفته چهارشنبه فیلم سینمایی «میگرن» به کارگردانی مانلی شجاعی‌فرد به جای فیلم «بوسیدن روی ماه» اکران می‌شود.

    وی در ادامه به ثبت قرارداد نمایش فیلم‌ها در جلسه امروز اشاره کرد و گفت: امروز قرارداد فیلم‌ «پله آخر» به کارگردانی علی مصفا در گروه سینما آزادی پس از «بوسیدن روی ماه» به ثبت رسید همچنین فیلم «من مادر هستم» پس از «پنهان» در گروه سینمایی آفریقا ثبت شده است.

    وی درباره نمایش فوق‌ا‌لعاده فیلم بغض گفت: شورا تصمیم گرفت فیلم سینمایی «بغض» به نمایشش ادامه دهد و در سالن سینما استقلال فیلم در سانس فوق‌العاده به نمایش گذاشته ‌شود. از این هفته اکران «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» با سرگروه به نمایش خود در سالن‌های سینما ادامه خواهد داشت.

  • گفت‌ و گو با کارگردان مستند روزی روزگاری فوتبال

    در روزهايي كه سينماي ايران چندان فضايي براي درخشش ستاره‌هايش ندارد، نيكي كريمي سراغ تجربه عرصه‌يي رفته كه اتفاق تازه‌يي را در كارنامه او رقم مي‌زند، او كه سال‌ها بازيگر و ستاره سينماي ايران بوده و هست، از چندي قبل ساخت مستندي با موضوع فوتبال را آغاز كرد و در دو روز گذشته نخستين بخش مستند «روزي روزگاري فوتبال» در قالب مجموعه‌يي وارد بازار ‌شد.

    بخش نخست اين مستند به تيم فوتبال فولاد مباركه سپاهان مي‌پردازد و در بخش‌هاي ديگر گفت‌وگويي با مهدي مهدوي‌كيا و منصور ابراهيم‌زاده صورت گرفته و ‌ميهمان ويژه اين قسمت احسان حدادي است.

    به گزارش MrArt.ir، كريمي با ساخت اين مستند در معرض مواجهه با ديدگاه‌هاي متفاوت قرار گرفته است؛ اينكه ستاره سينما مستندي درباره فوتبال بسازد، آگاهي او نسبت به فوتبال، علاقه‌اش به اين حوزه، ديدگاه او درباره فوتبال و… همه مواردي است كه كريمي در گفت‌وگو با  روزنامه اعتماد آنها را تشريح كرد. این گفت و گو برگرفته از سایت روزنامه اعتماد منتشر می شود.

    همواره در اين سال‌ها مي‌دانستيم كه شما به فوتبال علاقه داريد، بارها اظهارنظرهاي مختلف‌تان را در اين مورد شنيده و خوانده بوديم، اما اينكه بخواهيد مستندي در اين زمينه بسازيد، اتفاق دور از انتظاري به نظر مي‌رسيد. چطور شد كه اين تصميم را گرفتيد؟

    از ابتداي سال، فروردين و ارديبهشت با دوستانم، دستياران كارگردان و مديران توليدي كه با آنان كار مي‌كردم نشستيم و صحبت كرديم كه امسال مي‌خواهيم چه كار كنيم. كمي خودم از فضاي سينما خسته شده بودم؛ از اينكه بخواهم بازي كنم و براي آنها زمان بگذارم. همزمان فيلم‌هاي زيادي به من پيشنهاد شد يا سريال‌هايي كه پيشنهادهاي مالي خيلي خوبي هم داشتند، اما احساس من اين بود كه حوصله حضور سرصحنه سريال را ندارم؛ اينكه پنج شش ماه سر يك كار باشم. نمي‌دانم باقي دوستان چطور اين كار را انجام مي‌دهند، من آنقدر به بازيگري علاقه‌مند نبودم كه بتوانم اين كار را انجام دهم. در عين حال سال قبل فيلمنامه‌يي نوشتم كه در وزارت ارشاد بود و منتظر دريافت پروانه ساخت بودم. در اين بين فكر كرديم بايد چه كار كنيم. بازي كه نمي‌خواستم بكنم، چون حداقل تا آن زمان فيلمنامه خوبي به دستم نرسيده بود. تصميم گرفتيم وقت و انرژي‌مان را روي كاري بگذاريم كه به آن علاقه داريم و ديديم كه اين موردي كه به آن علاقه داريم فوتبال است. سرصحنه فيلم «سوت پايان» هر زمان كه بازي‌هاي مهم بود تلويزيوني مي‌گذاشتيم كه بازي‌ها را از دست ندهيم. هميشه فوتبال را دنبال مي‌كردم و معتقد بودم مواردي در اين زمينه وجود دارد كه هيچ‌وقت كسي نمي‌گويد و خواستم اين موضوعات را در فوتبال مطرح كنم.

    اين خستگي از فضاي سينما يا بازيگري به چه دليل بود؟

    چندان مايل نيستم روي اين قضيه تاكيد شود. ما اين طور در نظر گرفتيم كه در سال كاري جديد چه كاري بيشتر به ما لذت مي‌دهد و مي‌توانيم آن را عاشقانه دنبال كنيم. در بدو داستان رويكرد ما چنين بود. وضعيت فيلمنامه‌ها از فيلم‌هايي كه روي پرده است، مشخص است. بيشتر تمركز من روي ساختن و كارگرداني است تا اينكه بخواهم بازي كنم. همين طور كه الان فيلمنامه جديدم پروانه ساخت دريافت كرده است و آن را خواهم ساخت.

    شما قصد داريد با اين مستند فوتبال را در چه سطحي به مخاطب نشان دهيد؟ و فوتبال براي خودتان به چه معني است؟

    من در خانواده‌يي ورزشي به دنيا آمدم. پدرم نه‌تنها قهرمان بوكس آسيا بوده، بلكه تا 10 سال قبل كه از ايران بروند، مربي تيم ملي بوكس ايران بودند. ما دائم به ورزشگاه‌ها مي‌رفتيم و فوتبال هميشه در خانواده ما دنبال مي‌شد و من هم به اين ترتيب به فضاي فوتبال و پيگيري آن نزديك شدم. تصور من اين بود كه وجود اين جذابيت را در فوتبال به مخاطبان نشان دهيم. دنبال آن نيستم كه از اين طريق نظر و ديدگاهي را ارائه كنم. اما مهم‌ترين چيزي كه برايم روشن است، اين نكته است كه دنبال حواشي نيستم. ما مي‌خواهيم طبيعت يك فيلم را نشان دهيم. هدف اين است كه در اين مجله تصويري كه آيكون‌هاي متفاوتي دارد به تيم‌ها و افراد نزديك شويم.يكي از آيكون‌ها تيم‌هاي ليگ برتر است، سراغ اين تيم مي‌رويم، تاريخچه آن را مرور مي‌كنيم، مربي‌ها چه كساني بودند و به جاهايي مي‌رويم كه مردم نرفته‌اند. مثلا به رختكن آنان قبل از بازي مي‌رويم يا شب قبل از بازي با آنان هستيم و همين طور نشان مي‌دهيم كه آناليز تيم‌ها به چه ترتيب است. به دنبال حاشيه‌ها نيستيم. حاشيه‌ها از نظر من خيلي مهم نيست، آنچه اهميت دارد، تمركز روي استعدادهاي موجود است و اينكه به اين استعدادها درست پرداخته نشده است. مي‌خواهم با انرژي خيلي مثبت روي اين استعدادها تمركز كنم.من در خانواده‌يي ورزشي به دنيا آمدم. پدرم نه‌تنها قهرمان بوكس آسيا بوده، بلكه تا 10 سال قبل كه از ايران بروند، مربي تيم ملي بوكس ايران بودند. ما دائم به ورزشگاه‌ها مي‌رفتيم و فوتبال هميشه در خانواده ما دنبال مي‌شد و من هم به اين ترتيب به فضاي فوتبال و پيگيري آن نزديك شدم. تصور من اين بود كه وجود اين جذابيت را در فوتبال به مخاطبان نشان دهيم. دنبال آن نيستم كه از اين طريق نظر و ديدگاهي را ارائه كنم. اما مهم‌ترين چيزي كه برايم روشن است، اين نكته است كه دنبال حواشي نيستم.هدف اين است كه نشان دهيم وقتي آدمي به موقعيتي مي‌رسد چه راهي را طي كرده است. ما در ايران چنين چيزي را كم داريم كه به درستي درك شود چطور يك آدم تبديل به چهره‌يي سرشناس مي‌شود. اغلب ذهنيت اين است كه خيلي ساده اين مسير طي شده است و در نتيجه قدر آدم‌ها دانسته نمي‌شود. به واسطه اين مستند متوجه شدم خيلي از آدم‌ها كساني هستند كه واقعا سختي و رياضت كشيده‌اند تا به اين جايگاه رسيده‌اند. البته كمبودها هم در فيلم ما نشان داده مي‌شود.

    فوتبال سهل و ممتنع است، وقتي وارد آن مي‌شويد متوجه زواياي بسيار آن مي‌شويد. براي ساخت اين مستند مشاوري هم داشتيد كه با او درباره فضاي فوتبال صحبت كنيد و آيا تصور مي‌كنيد رويكرد و نگاه شما در اين مستند با توجه به مسائلي كه به آن اشاره كرديد براي مخاطب هم جذابيت داشته باشد؟

    منتظر شنيدن نظرات مخاطبان هستم، وب‌سايتي براي كار طراحي شده كه به واسطه آن مي‌توان نظرات را گرفت و همچنين از خود فوتبالي‌ها ديدگاه‌ها را دريافت خواهم كرد، اما به طور مشخص مشاوري نداشتم، غير از يكي دو نفر از دوستانم كه اهل فوتبال هستند، يكي دو نفر از خبرنگاران ورزشي، خود فدراسيون به واسطه نقطه‌نظراتي كه داشته، مشاوره‌هايي به من داده‌اند. اين را قبول دارم كه اين كار همانند يك فيلم سينمايي نيست كه بگويم اين نظر من است، كار بايد منتشر شود و به واسطه نظراتي كه دريافت مي‌كنم سراغ موضوعاتي خواهيم رفت.

    يعني در طول كار، شاهد تكميل شدن آن خواهيم بود.

    حتما همين‌طور است. مشخص است كه فيلم از نقطه نظر من ساخته مي‌شود، آن‌طور كه فكر مي‌كنم… اما زواياي زيادي وجود دارد. مانند كسي كه به تازگي وارد سينما مي‌شود، خيلي طول مي‌كشد تا از اين فضا شناخت پيدا كند، اما من مي‌دانم داستان در سينما از چه قرار است. ولي در فوتبال من داستان را شايد نمي‌دانم چيست و فقط به تازگي ورود كرده‌ام؛ به قول ادبيات فوتبالي‌ها، آنها حتي ادبيات‌شان با باقي متفاوت است.

    فوتبال ما دقيقا همانند فرهنگ ما است، اگر در جامعه بي‌تفاوتي مي‌بينيد در فوتبال هم هست، اگر مديريت بدي در سطح جامعه وجود دارد اين موضوع در فوتبال هم قابل رويت است، واكنش‌هاي هواداران همانند واكنش‌هاي مردمي است…

    و البته همه اينها شفاف است و به راحتي مي‌تواني آنها را ببيني، در صورتي كه در سينما خيلي از لايه‌ها پنهان مي‌ماند.

    اتفاقا سوال من همين است كه شما در نظر داريد اين تصاوير را هم به مخاطب خود نشان دهيد؟

    قطعا. اميدوارم كه بتوانم اين كار را هم انجام دهم، فعلا در ابتداي راه هستيم.

    فوتبالي‌ها چطور شما را پذيرفتند؟

    خيلي خوب. برخورد‌ فوتباليست‌ها و آدم‌هاي اهل فوتبال خيلي خوب است. سر تمرين تيم‌ها كه مي‌رويم با برخورد خوب و رويي باز مواجه مي‌شويم. دليل آن اين است كه متوجه شده‌اند ما به دنبال حاشيه نيستيم. هدف اين است كه نشان دهيم وقتي آدمي به موقعيتي مي‌رسد چه راهي را طي كرده است. ما در ايران چنين چيزي را كم داريم كه به درستي درك شود چطور يك آدم تبديل به چهره‌يي سرشناس مي‌شود. اغلب ذهنيت اين است كه خيلي ساده اين مسير طي شده است و در نتيجه قدر آدم‌ها دانسته نمي‌شود. به واسطه اين مستند متوجه شدم خيلي از آدم‌ها كساني هستند كه واقعا سختي و رياضت كشيده‌اند تا به اين جايگاه رسيده‌اند. البته كمبودها هم در فيلم ما نشان داده مي‌شود.

    براساس اين صحبت‌هاي شما مي‌توان چنين جمع‌بندي كرد كه نقد در اين مستند ديده نمي‌شود.

    بله، چون نقدي وجود ندارد. اگر بخواهيم وارد نقد شويم، چه مي‌خواهيم بگوييم. نقد قضيه را به‌شدت سليقه‌يي و شخصي مي‌كند. مثلا نقد چنين مي‌شود كه بگوييم چرا اين تيم نتيجه نگرفته؟ اولا كه فوتبال بالا و پايين بسياري دارد يا اينكه چرا گل زده و نزده؟ تيم‌ها گاه مي‌برند و گاه مي‌بازند. سراغ زندگي شخصي افراد برويم و درباره آن صحبت كنيم؟ در هر حرفه‌يي زندگي‌هاي شخصي داراي موارد پيچيده‌يي است. اصلا دليلي وجود ندارد كه بخواهيم روي اين مسائل تمركز كنيم. من انرژي‌‌ام را روي آدم‌هايي مي‌گذارم كه خيلي حرفه‌يي كار خود را انجام مي‌دهند.

    اما نگاه مردم كمي متفاوت است، آنها به‌شدت دنبال حواشي هستند… شايد اين چيزهايي كه مي‌گوييد براي آنان جذابيت بيشتري داشته باشد و در واكنش‌هايي كه دريافت مي‌كنيد به شما بگويند سراغ اين موضوعات هم برويد.

    بعيد نيست، شايد يك‌بار يك قسمت را به گزارش‌هاي خبري اينچنيني اختصاص دهيم، اما فعلا اين را در برنا‌مه‌مان نداريم.

    شما براي فرهنگ‌سازي سراغ ساخت اين مستند آمديد؟

    اين مستند با حمايت بخش فرهنگي فدراسيون فوتبال ساخته مي‌شود. ديدگاه من چنين است. با گروهي حرفه‌يي اين كار را انجام مي‌دهيم. سعي داريم تصاوير زيبايي داشته باشيم. نمي‌دانم شايد تيم‌ها وقتي با من و گروهم مواجه مي‌شوند اينقدر مرتب جلوه مي‌كنند. اما اگر همين هم باشد، يعني آنان فقط به دليل حضور تيم فيلمبرداري اين نظم را به وجود آورند، باز هم اتفاق خوبي است.

    شايد اين فرهنگ‌سازي در خود فيلم جذاب باشد…

    اعتقاد من اين است كه با انرژي مثبت مي‌توان تحولات را به وجود آورد. به خاطر مي‌آورم زماني كه بازي‌هاي يورو را نشان مي‌داد، لباس‌هاي تيم‌ها در رختكن خيلي مرتب چيده شده بود. حالا زماني كه ما سراغ تيم‌ها مي‌رويم از آنها مي‌خواهيم رختكن كاملا مرتب باشد.

    نكته‌يي كه ممكن است به ذهن بسياري برسد اين است كه اگر افراد نسبت به پيشينه علاقه شما به فوتبال آگاه نباشند، تصور كنند شما سوار بر موج محبوبيت و فراگيري فوتبال وارد اين حوزه شده‌ايد. پاسخ شما به كساني كه چنين نگاهي به مستند شما دارند، چيست؟

    من هيچ‌وقت خودم را آماده جواب دادن به اين ديدگاه‌ها نمي‌كنم. ممكن است هر كسي ديدگاه خود را در قالب نظري ارائه دهد، اما نكته‌يي كه براي خودم روشن است، اين است كه اگر واقعا به فوتبال علاقه نداشتم، اصلا سراغ اين كار نمي‌رفتم. پشتوانه، علاقه و آگاهي نسبت به فوتبال اگر برايم وجود نداشت، نمي‌توانستم اين كار را انجام دهم.

    پس قصد شما اين بوده كه به دليل سال‌ها علاقه به فوتبال كاري براي آن انجام دهيد؟

    ما در مصاحبه‌ها چنين عمل كرديم كه برخلاف جريان مرسوم سراغ حواشي اطراف افراد نرويم. ما روند رشد طي شده توسط آنان را بررسي كرديم.

    به نوعي مي‌توان گفت شما خودتان در مقام يك ستاره سينما، اين موضوع را از نزديك درك كرده‌ايد كه اولا ستاره شدن كار سختي است و از آن سخت‌تر ستاره ماندن است، آنچه اتفاق مي‌افتد، اغلب سنگ‌اندازي است تا حمايت. اينكه ستارگان و قهرمانان بتوانند حيات واقعي خود را داشته باشند و درگير حواشي نشوند به نظر مي‌رسد مساله‌يي است كه به واسطه درك نزديك شما از موضوع در اين مستند نيز مورد توجه قرار گرفته است.

    همين كه مي‌گوييد است… علاوه بر اينها مخاطب به واسطه اين كار وارد ورزشگاه‌ها مي‌شود و همانطور كه من با فوتباليست‌ها مواجه مي‌شوم، با آنان روبه‌رو مي‌شود. درد دل‌هاي فوتباليست‌ها در اين مستند به نمايش گذاشته مي‌شود.

    شما مي‌دانستيد كه در فوتبال ايران كسي از خود فوتبال لذت نمي‌برد؟ هوادار كه مي‌آيد و فحش مي‌دهد و تخليه مي‌شود، داور كه همواره با انتقاد مواجه است و بازيكنان نيز چنين وضعيتي دارند…

    خب اين واقعيتي است كه وجود دارد، مثل سينماگري كه سر صحنه مي‌رود، اما در عين حال چون تخصص‌تان آن كار است، امكان ندارد كه بگوييد اصلا از آن لذت نمي‌بريد. ممكن است بعد از مدتي فوتبال براي افراد حرفه‌يي شود، اما حس و حال منفي و لذت نبردن براي هميشه نيست.

    با توجه به صحبتي كه با آقاي دايي داشتيد و اينكه خودتان ستاره سينما هستيد، تصور مي‌كنيد ستاره سينما بودن سخت‌تر است يا ستاره فوتبال بودن؟

    اين دفعه اولي نبود كه با آقاي دايي صحبت كردم. آقاي دايي به نظر من اسطوره است. همان مقداري كه از آقاي دايي شناخت دارم و اينكه مي‌دانم بازيكن شناخته‌شده ما در آسيا و جهان است، از نگاه من اين اصلا چيز كمي نيست و وقتي با او مواجه مي‌شويد همه اينها را در او مي‌بينيد.

    چه نكاتي در برخوردي كه با آقاي دايي داشتيد برايتان جذاب بود؟

    او فوق‌العاده انساني فروتن و مهربان هستند. با گروه ما و بچه‌هايي كه آنجا بودند برخورد بسيار درستي داشتند.

    تصويري كه رسانه‌ها از او ارائه مي‌دهند با اينها كمي متفاوت است، شما در فيلم‌تان به همين نكاتي كه گفتيد اشاره داريد؟

    نه، ما در همه لحظات بازي با او همراه هستيم.

    نقدي كه درباره كار شما مطرح شده اين است كه سينما بيشتر از فوتبال نياز به فرهنگ‌سازي دارد و چرا نيكي كريمي به عنوان بازيگر سينما وارد عرصه فرهنگ‌سازي در فوتبال آمده؟

    من قصد فرهنگ‌سازي ندارم. اين كار من نيست، من ديدگاه خودم را بيان مي‌كنم و مستند خودم را مي‌سازم.

    اما اين انتظار از كار شما مي‌رود.

    اميدوارم كه چنين باشد. من دوست دارم در جامعه كاري انجام دهم و فكر مي‌كنم اگر دوربين در دستم هست و افرادي در كنارم قرار دارند كه مي‌توانم با آنان فيلمي بسازم، مي‌خواهم از اين موقعيت به بهترين شكل استفاده كنم تا اينكه سر صحنه كاري بروم و بازي كنم.

    معمولا در سينماي ايران بازيگران زن آنقدر دچار مشكلات مي‌شوند كه عمر بازيگري آنان زياد طولاني نيست و به مرور هم كمتر پيشنهاد بازي با آنان مطرح مي‌شود، اما شما در همه اين سال‌ها مشغوليت‌هاي زيادي داشتيد، از ترجمه، مستندسازي تا كارگرداني فيلم بلند و داوري‌ها… و مهم‌تر از همه اينها همواره پشت كارهايتان قرار داشتيد و از آنها حمايت كرده‌ايد.

    نمي‌توانم بيكار بمانم. من بايد ايده‌هايم را پياده كنم. قطعا موانع وجود دارد، اما خوشبختانه با حمايتي كه شد توانستيم اين كار را انجام دهيم.

    مي‌دانستيد كه رشد در فوتبال همانند سينما خيلي دشوار است و گاه به واسطه پرداخت پول اتفاق مي‌افتد.

    نمي‌توان گفت همه چنين هستند يا مثلا درباره مهدي مهدوي‌كيا چنين گفت. يا مثلا من مگر پول دادم و وارد سينما شدم.

    دوره شما خيلي متفاوت از الان بود. اما بستر اصلي كه در فوتبال مهيا است بر همين اساس است كه گفتم. جريان‌هاي رسانه‌يي خيلي تاثير دارند روي تصويري كه از سينما و فوتبال ارائه مي‌شود و به اين ترتيب اين دو شباهت بسيار زيادي دارند.

    در همه جاي دنيا همين‌طور است. ما در اين مستند سراغ تصوير واقعي افراد رفته‌ايم. شباهت فوتبال و سينما از اين نظر است كه هر دو در مقام مربي و كارگردان افرادي را به عنوان هدايتگر دارند، بازيگران و عوامل همانند بازيكنان هستند و همچنين مدت زمان 90 دقيقه بازي فوتبال مشابه 90 دقيقه فيلم است همچنين ابتدا و پاياني و بالا و پايين‌هاي حسي در آن وجود دارد. پروسه‌ رشدي كه افراد بايد بگذرانند تا فوتباليست شوند، همانند سينماگران است.

    اما نكته‌هاي پنهان زيادي هم درباره افراد وجود دارد كه بيان آن مي‌تواند جذابيت بالايي داشته باشد.

    بله، اينها وجود دارد، شايد اگر شما به انجمن معماران هم برويد بگويند فلان معمار مشهوري كه مي‌بينيد چنين پيشينه‌يي داريد، اما مساله ما فقط ورزش است و اينكه اگر افراد مي‌مانند به چه دليل است كه مي‌توانند باقي بمانند.

    مشخص است همان‌طور كه در دنياي بازيگري نخواستيد وارد حواشي شويد، درباره فوتبال هم تمايلي براي ورود به اين حوزه‌ها نداريد.

    دقيقا همين‌طور است.

    شايد دوستداران شما در سينما نگران دور شدن شما از دنياي بازيگري باشند. نگران اين فاصله نيستيد؟

    الان كه «من همسرش هستم» را روي پرده دارم، همچنين فيلمنامه‌ها را مي‌خوانم و اگر فيلمنامه مناسبي دستم برسد آن را مي‌پذيرم.

    اصلا شما فيلمسازي را با مستندسازي و «داشتن و نداشتن» شروع كرديد و خيلي هم از كار شما دور نيست.

    بله، من به ساخت مستند علاقه زيادي دارم.

    ساختار فيلم مصاحبه‌محور است؟

    در بخش‌هايي مصاحبه وجود دارد، مثلا مصاحبه با كاپيتان و مربي و…

    كاپيتان و مربي را از تيم‌هاي مختلف انتخاب كرده‌ايد؟

    بله، براي اينكه يك دي‌وي‌دي داراي تنوع باشد.

    محدوديتي براي انتخاب تيم‌ها نداشتيد از سوي فدراسيون؟

    نه، دستم كاملا در اين زمينه باز بود.

    مي‌توانيد به مخاطب خطي از تفكري كه به واسطه شما وارد اين كار شده، اشاره كنيد؟

    اسم كار ما «روزي روزگاري فوتبال» است، اين بيانگر آن است كه يك گروه حرفه‌يي سينما سراغ فوتبال رفته‌اند.

    عنوان مستند را از كتاب حميدرضا صدر برداشتيد؟

    نه، دقيقا به خاطر تلفيق سينما و فوتبال اين عنوان انتخاب شد، اما در نيمه راه با آقاي صدر مواجه شدم و متوجه وجود اين كتاب شدم و خودشان هم اعلام كردند مخالفتي با انتخاب اين عنوان ندارند.

    با چند دوربين كار مي‌كنيد؟

    سه دوربين، زمان بازي اين دوربين‌ها آزاد است و زمان مصاحبه‌ها يك دوربين من را مي‌گيرد و دو دوربين هم مصاحبه‌شونده را.

    شكل كارگرداني اين مستند با «داشتن و نداشتن» و سه فيلم سينمايي‌تان چقدر تفاوت دارد؟

    ما از ابتدا فرمي را براي ساخت مستند در تيم طراحي كرديم، اما مهم‌ترين نكته برايم اين است كه به لحاظ روايي بتوانيم به درستي به موضوع نزديك شويم. ابتدا به استان نزديك شويم و در ادامه به تيم‌‌ها. مستندهاي فوتبالي زيادي با دستيارانم ديدم. خيلي دوست دارم شكل بصري فيلم خوب باشد و بخش مهمي طراحي سوال‌ها است كه البته اين كار دشوار است.

    مخاطب خاصي را براي اين كار در نظر گرفتيد؟

    واقعا نمي‌دانم، يك بخش مي‌توانند طرفداران فوتبال باشند و گروهي هم دوستداران كارهاي من.

  • تغییر نام یکی از شهرهای نیوزلند به خاطر فیلم هابیت

    تغییر نام یکی از شهرهای نیوزلند به خاطر فیلم هابیت

    یکی از شهرهای نیوزلند با نام ولینگتون به مناسبت اکران فیلم جدید پیتر جکسون با نام هابیت به مدت یک هفته تغییر نام می دهد.

    هابیت که درواقع پیش درآمد مجموعه فیلمهای پرهزینه و مشهور ارباب حلقه ها است در این کشور فیلمبرداری شد و ماه آینده برای اولین بار در شهر ولینگتون اکران خواهد شد.

    مقامات این شهر تصمیم دارند از این فرصت بزرگ بخوبی استفاده کنند به همین دلیل در نظر دارند مراسم متعددی به همین مناسبت در شهرشان برگزار کنند . آنها تصمیم دارند یک فرش قرمز ۵۰۰ متری پهن کنند و علاوه براین ، قصد دارند ال سی دی های بزرگ در سراسر شهر نصب کنند تا طرفداران فیلم هابیت بتوانند بطور مستقیم مراسم افتتاحیه را تماشا کنند . علاوه براین مجموعه سه گانه ارباب حلقه ها هم بصورت رایگان در این شهر پخش خواهد شد.

    نام شهر نیز به مدت یک هفته عوض می شود و در این مدت ” میدل ارث” نامیده می شود. فرودگاه بین المللی ولینگتون هم به همین مناسبت یک مهر جدیدبا موضوع هابیت طراحی کرده اند و در طول این هفته پاسپورت های مسافران را با این مهر مزین می کنند.

    مراسم افتتاحیه هابیت در تاریخ ۲۸ نوامبر برگزار خواهد شد.

    مترجم: فرشته مشاور

  • مجید اخشابی با «سردار بی‌سر» به تلویزیون می‌آید

    «مجید اخشابی» از تولید کلیپ «سردار بی‌سر» با موضوع امام حسین (ع) برای پخش از رسانه ملی در ایام محرم خبر داد.

    «مجید اخشابی» خواننده پاپ کشورمان با حضور در غرفه خبرگزاری فارس در نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها در خصوص فعالیت‌های هنری‌اش گفت: با نزدیک شدن به ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع)، کلیپ «سردار بی‌سر» در حال ساخت است که خوانندگی آهنگسازی و تنظیم آن را خودم بر عهده دارم. این کلیپ که در رثای اباعبدالله است و در ایام محرم از رسانه ملی پخش می‌شود.

    اخشابی با اشاره به گرانی کاغذ که مطبوعات کشور را مستقیم با خود درگیر کرده است، ‌گفت: گرانی کاغذ را قبلا می‌شنیدم و از کنارش رد می‌شدم ولی الان که مجله «زیر و بم» را با قیمتی دو برابر هزینه می‌کنم، دلم می‌سوزد و می‌گویم چرا منابع مالی این‌جور هدر می‌رود.

  • مؤسسه ارکستر ایران تأسیس شد

    معاون هنری وزارت ارشاد از تأسیس مؤسسه ارکستر ایران خبر داد و گفت: با ساماندهی مجدد نیروی انسانی ارکستر ایران بر اساس نیاز و با برگزاری آزمون تخصصی بهترین و قوی‌ترین نیروها را جذب خواهد کرد.

    به گزارش خبرنگار موسیقی فارس، نشست خبری «ارکستر ملی» با حضور حمید شاه‌آبادی معاون هنری وزارت ارشاد، سید حمد میرزمانی مدیر دفتر موسیقی و علی ترابی مدیر انجمن موسیقی ایران صبح امروز در دفتر معاونت هنری ارشاد برگزار شد.

    *شا‌ه آبادی: مؤسسه نوپای ارکستر ملی ایران شکل گرفت

    حمید شاه‌آبادی در این نشست اظهار داشت: در نشست مطبوعاتی فروردین ماه امسال به دو موضوع مهم با عنوان تجمیع ارکستر ملی و ایجاد یک مؤسسه مستقل برای آن و همچنین بحث واگذاری فعالیت‌ها به مؤسسات تک منظوره صحبت‌هایی کردیم. باید بگویم که هم اکنون تلاش‌ها به ثمر رسیده است و مؤسسه نوپای ارکستر ملی ایران شکل گرفت.

    وی یادآور شد: اکنون در مرحله‌ای هستیم که اعلام می‌کنیم شرایط برای ایجاد یک مؤسسه جدید فراهم شده است. مشاغلی که در حوزه هنری ستاره‌دار اعلام شده‌اند و یا بازنشسته و یا اعلام اختتامیه کار آنها به این دلیل بود که ارکستر بیرون از اداره صورت گیرد.بخشی از این عزیزان طی قراردادی با انجمن موسیقی که در حال فعالیت هستند، در ساز و کار جدید فعالیت‌شان را بدون خللی ادامه خواهند داد.

    شاه‌آبادی با بیان اینکه سال جاری و سال آینده اعتبارات لازم برای ارکستر ملی اختصاص یافته و پرداخت خواهد شد، گفت: مؤسسه جدید فارغ از سیستم اداری و دولتی کار را مدیریت خواهد کرد و با داشتن شوراهای تخصصی متفاوت و ساماندهی‌هایی که دارند همانند گذشته به کارشان ادامه می‌دهند.

    *جذب نیروی جدید در ارکستر ملی از طریق آزمون 15 آبان‌ماه صورت می‌گیرد

    معاون هنری وزیر ارشاد با اعلام جذب نیروی انسانی جدید برای ارکستر ملی گفت: ساماندهی مجدد نیروی انسانی ارکستر بر اساس نیاز کشور و جایگاه نوازندگان تلقی می‌شود و هر ساله با داشتن یک آزمون تخصصی و بهترین داوران نیروها هر ساله گزینش و انتخاب خواهند شد. با این روش می‌دانیم که قوی‌ترین نیروها را داریم و بنا نداریم که ارکستر خودش را از داشتن نیروهای جدید محروم کند.

    *سیاست وزارت ارشاد حفظ کامل از ارکستر ملی است

    این فعال فرهنگی با بیان اینکه سیاست وزارت ارشاد حفظ کامل از ارکستر ملی است، تصریح کرد: سه گروه سمفونی، ملی و گروه کر با همکاری دفتر موسیقی، موسسه خود را اداره می‌کنند و 15 آبان‌ماه جاری فراخوان جذب هنرمندان ارکستر اعلام می‌شود که هنرمندان پس از آزمونهای تخصصی و شفاهی در این مؤسسه ساز و کار جدید خودشان را ادامه خواهند داد و معیار کار ما بر اساس همان ورود نیروی جدید و گزینش جدید است.

    *حقوق ارکستر ملی با تأخیر پرداخت می‌شود

    شاه‌آبادی در پاسخ به حقوق دریافتی اعضای گروه ارکستر ملی گفت: در ارکستر ملی چیزی به اسم حقوق به افراد غیردولتی وجود ندارد و اعضا با تأخیر حقوق خود را دریافت می‌کنند. هر چه شورای ارکستر در پرداخت حقوق صلاح بداند از نظر ما اشکالی ندارد. اداره کل دفتر موسیقی و انجمن موسیقی ایران اجرای جدید کاری آن را انجام می‌دهند. ممکن است شاهد افت و خیز باشیم ولی چیزی به عنوان تعطیلی برای ارکستر ملی نداریم. افراد دولتی که عضو این ارکستر هستند از طریق اداری حقوق خود را دریافت می‌کنند و مابقی عزیزان هم طبق قراردادهایشان دریافت حقوق با تأخیر دارند.

    *مؤسسه جدید ارکستر ملی در کنار مدیریت واحد از تعارضات می‌کاهد

    معاون هنری ارشاد در پاسخ به این سوال که آیا تشکیل این سازمان جدید از مشکلات کنونی ارکستر خواهد کاست یا نه، گفت: تأکید عمده من این است که بخش مالی جدید به معاونت افزوده نمی‌شود و ادغام این ساز و کارها مدیریت واحدی را شکل می‌دهد که تعارضات را کم می‌کند و دلیل دیگر آن صرفه‌جویی در اینگونه موارد است.

    *یک میلیارد و 200 میلیون تومان بودجه ارکسترها است

    وی یادآور شد: در حال حاضر یک میلیارد و 200 میلیون تومان در حمایت از ارکسترها به اداره موسیقی اختصاص یافته است که همه آن در جهت اقتصادی مقاومتی شکل گرفت و رقم همان رقم حمایتی گذشته است. بودجه‌بندی ما در قالب برنامه‌ای و برای قراردادهای شش ماهه و یک‌ساله است که شاهد افت و خیز آن در آینده خواهیم بود اما شرایط را بدتر نخواهد کرد.

    *نیمه‌آذرماه مسئول مؤسسه ارکستر ملی معرفی می‌شود

    شاه‌آبادی با بیان اینکه 15 آذر شخص مسئول این مؤسسه جدید معرفی خواهد شد، گفت: شورای تخصصی با برنامه‌ریزی‌هایی که کرده‌اند تا نیمه آذرماه شخص مسئول را معرفی می‌کنند که با تمام ظرفیت‌ها در خدمت ارکستر باشند. هرچند بدنی تخصصی جدا است اما بدنه کاری واحد است.

    شاه‌آبادی در خصوص سفرش به یونان و شرکت در جشنواره موسیقی ومکس یونان گفت: من پرسفر نیستم و کم توفیقم چرا که فرصت اقتضاء‌ نمی‌کند. در نمایشگاه یونان آئینه عملکرد موسیقی جهان را در 5 روز به نمایش درآورده بودند و فرصت خوبی برای شرکت در این جشنواره بود. این جشنواره که همانند جشنواره بین‌المللی فجر ما می‌ماند مفید بود.

    *میرزمانی: شرایط برای ادامه همکاری نبود و باید یک روز این اتفاق می‌افتاد

    سیدمحمد میرزمانی مدیردفتر موسیقی نیز در ادامه یادآور شد: آن چیزی که برای همه محرز شده این است که ادامه کار به این شکل غیرممکن است. ما با یک ظرفیت و اشکالی کار را برگزار می‌کنیم که همه دلسرد و نگران شده‌اند این نیست که ما پول نداریم و یا ندهیم اما برنامه‌ریزی‌ها براساس شرایط است، شرایط ایده‌آل برای ادامه همکاری نیست و باید یک روزی این اتفاق می‌افتاد. مراکز دولتی هم با ارسال نامه‌‌هایی به ما می‌گفتند چرا از بخش خصوصی دعوت نمی‌کنید.

    *با تشکیل مؤسسه، خون جدیدی در ارکستر ملی دمیده می‌شود

    مدیر دفتر موسیقی تصریح کرد: دولت تلاش می‌کند تا کارها به بخش خصوصی واگذار شود ولی مدیریت آن دارای تبعات مثبتی است و ما اعلام رضایت می‌کنیم. این راه جدید یک خون جدید در ارکستر ملی می‌دمد. ما تلاش می‌کنیم هر آنچه که در توان داریم انجام دهیم تا موفق شویم.

    *جشنواره تجلی بصیرت اجرای مقتدری از ارکستر ملی خواهد داشت

    میرزمانی در ادامه یادآور شد: مسائل حاشیه‌ای به وجود آمده توان ما را می‌گیرد و از شما اهالی رسانه می‌خواهم در توجیه کارهای فرهنگی به ما کمک کنید در اینجا لازم است بگویم در سری جدید جشنواره تجلی بصیرت با اجرای ارکستر مقتدری ظاهر خواهیم شد.

    *ترابی: نوازندگان عزیز به صورت «خویش‌فرما» بیمه می‌شوند

    علی ترابی مدیر انجمن موسیقی ایران در ادامه این نشست تصریح کرد: گفته شده است سه ماه حقوق اعضای گروه ارکستر ملی پرداخت نشده است باید بگویم ارکسترفقط حقوق خود را در مردادماه و شهریورماه دریافت نکرده است.

    وی در پاسخ به سوالی خبرنگار فارس مبنی بر بیمه اعضای گروه ارکستر ملی، گفت: به لحاظ قانونی نوازندگان بیمه نمی‌شوند. ما به هیچ عنوان نیروی بیمه ثابتی نداریم و طبق توافق با خانه موسیقی نوازندگان عزیز به صورت «خویش‌فرما» بیمه می‌شوند.

    *تمرین ارکستر ملی با گروه کامکارها به زودی شکل می‌گیرد

    ترابی در پاسخ به سوألی در خصوص تبعیض آهنگساز و نوازنده گفت: تعطیلی ارکستر ملی به دلیل فنی بود و با صبحت‌هایی که با گروه کامکارها برای اجرا داشتیم این تمرین‌ها به تعویق افتاده است چرا که آنها در برج میلاد خودشان اجرا داشتند و نمی‌شد که از ‌آنها انتظار داشت که اجرای خودشان را انجام ندهند و به ما بپیوندند. در خصوص تبعیض باید بگویم ارکستر ملی و سمفونی با یکدیگری تفاوت دارند سمفونی می‌تواند قطعه را سریع از آرشیو بیرون آورد و اجرا کند ولی ارکستر ملی اینطور نیست.

    * ارکستر ملی به رهبری «کامبیز روشن‌روان» دی‌ماه جاری به روی صحنه می‌رود

    وی در خصوص کارهای جدید ارکستر ملی گفت: «فردین خلعتبری» برای تنظیم جدید موسیقی شب دهم با ما همکاری خواهد داشت که تاکنون یک ریال از ما دریافت نکرده است. «کامبیز روشن‌روان» هم در دی‌ماه جاری با ارکستر ملی به روی صحنه خواهد رفت.

    شاه‌آبادی در پایان این نشست یادآور شد: از افتخارات مدیران موسیقی من وضعیت ارکسترهاست من از آنها تشکر می‌کنم به خاطر اینکه با ناسپاسی‌ها که مواجه شدند دم نیاورند. ما بیشترین اجرا را داشتیم که هم مفید و هم تخصصی بوده است. از تلاش‌های ماندگار آقای میرزمانی این است که ارکستر سمفونی را تا حد مطلوبی به جلو برد. این ارکستر در کویت اجرای موفقی داشت که کمتر به آن پرداخته می‌شود.

    رسانه‌ها دنبال تیتر اول هستند به جای اینکه نیروی نظام باشند نیروی رسانه‌ای دشمن می‌شوند. به فرض اینکه اخبار صحیح باشد ما باید کجا دنبال یاران خودمان بگردیم من تا زمانی که هستم تا بالاترین ظرفیت از ارکستر ملی حمایت می‌کنم این ارکستر ملی تیم ملی ما است و در بالاترین حد از آن حمایت می‌کنیم.

    فارس

  • دادگر در تئاتر شهر «طوفان» به پا می‌کند

    آرش دادگر نمایش «طوفان» نوشته حسین فدائی حسین که درباره سفر حضرت مسلم به کوفه است را از 10 آبان‌ماه در تئاتر شهر به صحنه می‌برد.

    نمایش «طوفان» به کارگردانی آرش دادگر از چهارشنبه دهم آبان‌ماه در تالار قشقائی روی صحنه می‌رود.

    «طوفان» در مورد سفر حضرت مسلم (ع) به کوفه است که در صحرا با طوفان مواجه می‌شود و آینده را پیش روی خود می‌بیند اما بر تصمیم خود استوار است که راه ادامه دهد و به کوفه برسد.

    این نمایش نیز مانند آثار پیشین بسیار موفق این گروه با بهره‌گیری از تکنیک‌های مدرن نمایش روز دنیا طراحی و تولید شده است.

    حسین فدائی حسین نویسنده این اثر است.

    یعقوب صباحی، مهران امام‌بخش، امین طباطبایی، مجید امیری، آرش دادگر، گیتی قاسمی، عمار عاشوری، مهراب رستمی، احسان ناجی و رسول مکوندی بازیگران این نمایش هستند.

    همچنین دستیار کارگردان و برنامه‌ریز نورالدین حیدری ماهر، ژوبین عسگری آهنگساز، الهام شعبانی طراح لباس، محمد وفائی عکاس و روابط عمومی، سعید قدوسی منشی صحنه و طراح پوستر و بروشور کتایون کارائی هستند.

  • پلمب مرکز گسترش سینمای مستند از سوی شهرداری

    پلمب مرکز گسترش سینمای مستند از سوی شهرداری

    مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی از پلمب شدن این مرکز توسط شهرداری خبر داد.

    به گزارش MrArt.ir، «شفیع آقامحمدیان» مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در حاشیه نشست خبری جشنواره سینما حقیقت گفت: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در آستانه پلمب شدن است و شهرداری تهران می‌گوید به دلیل تغییر کاربری یا باید این ساختمان از نو ساخته شود یا مبلغ 4 تا 5 میلیارد باید به آن‌ها بپردازیم، حتی ما نامه‌ای را به قائم‌مقام آقای قالیباف دادیم اما فایده‌ای نداشته است.

  • سخت ترین فیلمی که گلشیفته فراهانی بازی کرد

    سخت ترین فیلمی که گلشیفته فراهانی بازی کرد

    جایزه بهترین بازیگر زن در بخش افق های تازه ( فیلم های اول و دوم کارگردانان) برای گلشیفته فراهانی بخاطر بازی در نقش زن افغانی که شوهر مجاهدش در کما به سر می برد و این زن ناگفته های زندگی اش را بر بالین او باز می گوید.

    به گزارش MrArt.ir، مصاحبه محمد عبدی با گلشیفته فراهانی در حاشیه جشنواره ابوظبی در سایت بی بی سی منتشر شد.

    فکر می کنم این شخصیتی بود که خیلی با تو تفاوت داشت، یعنی باید کاملاً می رفتی در جلد یک آدم دیگر که هیچ شباهتی به خودت نداشت.

    خیلی جالب است که این را می گویی، همه این طرف آبها فکر می کنند که زندگی خود من شبیه این نقش است.

    چطور این نقش را پیدا کردی و به آن نزدیک شدی؟

    فکر می کنم کار بازیگر اساساً ساختن شخصیت هایی است که به او دور هستند؛ هر چه دورتر بهتر… من در ایران خیلی شخصیت های دور از خودم بازی کردم، مثل نقش مادر در فیلم میم مثل مادر که خیلی دور بود به من، یا در اشک سرما که چوپان بود و باز خیلی دور بود از من. نقشم در سنگ صبور هم از من فاصله داشت، اما المان هایی هست که شخصیت را می سازد، یعنی آدم شخصیت را نمی سازد، درها را باز می گذارد تا شخصیت وارد آدم بشود. قبل از فیلمبرداری با ژان کلود کاریر دو هفته کار را خواندیم و با عتیق رحیمی خیلی درباره اش صحبت کردیم، درباره تمام بالا و پائین های این شخصیت و نقاطی که تکامل پیدا می کند، شامل صدایش که از دماغ حرف می زند، یا از شکم یا از سینه و نوع ایستادن او و همه جزئیات کوچک و بزرگ.

    رمان را قبلاً خوانده بودی؟

    بله.

    اولین باری که خواندی حست چه بود؟

    فکر کردم هیچ کس جز من نمی تواند و نباید این نقش را بازی کند!

    بخاطر بازی در فیلم رمان را خواندی یا قبلاً خوانده بودی؟

    قبلاً خوانده بودم اما می دانستم که می خواهند یک فیلم بر اساس آن بسازند. رمان را به انگلیسی خواندم و خیلی متحول شدم و فکر می کردم من باید این نقش را بازی کنم.

    از پس لهجه افغانی چطور برآمدی؟

    خیلی مواقع دیده بودم که وقتی ایرانی ها نقش افغان ها را بازی می کنند، افغانی ها می گویند که اینها ادای افغانی را در می آورند. ما تصوری از لهجه افغانی داریم که اصلاً با اصل آن خیلی تفاوت دارد. خیلی رویش کار کردم و به هر حال کارم موسیقی هم هست و پیش از این هم خیلی فیلم ها با لهجه های کردی یا فیلم های انگلیسی و فرانسوی بازی کردم و با لهجه ها و آواهای مختلف آشنایی داشتم و به افغانی هم مثل یک زبان دیگر نگاه کردم. نمی خواستم طوری بشود که افغان ها بگویند من ادای آنها را در آورده ام. الان هم خوشبختانه افغان ها راضی هستند و باورشان نمی شود. عتیق هم خیلی سخت می گرفت. یک کلمه این طرف و آن طرف که می شد، می گفت دوباره می گیریم. برای لهجه خیلی پافشاری داشت که درست در بیاید.

    در یکی از این نمایشها گفتی که کامل ترین فیلمت است.

    گفتم سخت ترین فیلمی است که تا بحال بازی کرده ام. شاید فیلمی است که از همه فیلم های دیگر فشار بیشتری بر من وارد کرد برای در آوردن این پرسوناژ.

    از چه جهت؟

    فشار روحی.

    یعنی رفتی در دل شخصیت؟

    بله. این شخصیت خیلی من را محصور کرد، بیش از تمام شخصیت هایی که قبل از این بازی کرده ام، خیلی بیشتر.

    اثر نقش هنوز باقی است؟

    بعضی از مواقع از خودم سوال می کنم که ماها شبیه نقش هایی می شویم که بازی می کنیم یا نقش هایی که شبیه ما هستند را به ما پیشنهاد می کنند. نمی دانم که یک چیزهایی از گلشیفته شبیه این نقش است یا من شبیه این نقش شده ام. به هر حال زنی است که به دنبال یک آزادی فکری و روحی است و به دنبال این است که بگردد و ببیند کیست. شاید من هم این جنگ را با خودم دارم و می خواهم ببینم که کی هستم در زندگی.

    بجز این جنگی که گفتی، چه چیز این شخصیت برای تو جذاب است؟

    فکر می کنم کمتر آدم هایی در دنیا می توانند در چنین موقعیتی قرار بگیرند. خیلی کم پیش می آید که زنی در برابر مردی باشد که نیمه مرده است و آن هم در افغانستان که به هر حال فشار روی زن ها خیلی زیاد است و این تکاملی که در این زن وجود دارد که در اول فیلم یک زن معمولی افغانی است که هیچ قدرتی از خودش ندارد تا انتهای فیلم که به یک انفجار می رسد، تکامل این شخصیت سرعت بالایی دارد. این تکامل نقش یک چرخش نود درجه است. این خودش یک چالش بازیگری بود. چالش نقش خیلی زیاد بود. این چالشی بود که برای من وجود داشت و هر چه بیشتر باشد نقش برای من جذاب تر است.

    فکر می کنی شخصیت فیلم چقدر به شخصیت رمان شباهت دارد؟ تفاوت عمده ای حس می کنی؟

    این کتاب فیلم شد و بعد ممکن است تئاتر شود، اما در هر بستر یک شخصیت تازه خلق می شود. همان داستان است ولی زن دوباره آفریده خواهد شد. به نظرم همان داستان را فیلم کردیم، اما فکر می کنم تغییرات کوچکی اتفاق می افتد که کامل تر می شود. عتیق همیشه این را این گونه جواب می دهد که فیلم می سازد تا بفهمد که کتاب را خودش چگونه نوشته است. شاید من هم با بازی کردن این نقش، این زن را بیشتر درک کردم. فکر می کنم چیزهایی را که می شد در سینما به این داستان اضافه کرد، اضافه کردیم. مثلاً در صحنه هایی این زن دارد حرف های خیلی بدجنسانه ای می زند اما با دستش شوهر را نوازش می کند. در سینما این خیلی راحت تر از ادبیات بیان می شود.

    در ابتدای فیلم فکر می کنیم که این یک زن معصوم افغان است اما رفته رفته می فهمیم حتی بچه هایش هم از آن شوهرش نیستند. به نظرت این شخصیت در طول فیلم تکامل پیدا می کند یا این که ما کم کم او را می شناسیم؟

    اول این که بگوئیم در ابتدا معصوم است و بعد می فهمیم که بچه ها هم مال شوهرش نیستند، کاملاً بر ضد این فیلم است، برای این که فیلم می گوید این معصومیت که شما فکرش را می کنید. . .

    نه منظورم معصومیت به تعبیر کلاسیک و نزد عامه مردم است، نه از نظر من. . .

    بله همان معصومیتی که عامه مردم فکر می کنند. فیلم می گوید که انسان ها در شرایط مختلف چه کارهایی می توانند بکنند که خود را از مخمصه هایی نجات بدهند و این زن هم تنها کاری که کرده این است که خودش را نجات داده. راه چاره پیدا کرده برای خودش تا اتفاقاتی که برای عمه افتاده، برای او نیفتد… فکر می کنم شخصیت این زن تکامل پیدا می کند چون می تواند درباره این مسائل حرف بزند، درباره چیزهایی که هرگز نمی توانسته درباره آنها حرف بزند. سوال اساسی همان طور که عتیق می گوید در غرب «بودن یا نبودن» است و در شرق «گفتن یا نگفتن». غربی ها می گویند To be or not to be و ما می گوئیم To say or not to say. همه ما حرف های ناگفته ای داریم که جرات زدنش را نداریم، برای این که فرهنگ ما همه اش درباره این گفتن یا نگفتن است، برای این که بخاطر آن می توانیم جان خودمان را از دست بدهیم. در غرب چه کسی برای گفتن می تواند جانش را از دست بدهد؟ فقط مائیم که بخاطر گفتن یک حرف می رویم بالای دار.

    برداشت خودت از پایان فیلم چیست، چون یک نوع پایان باز است که هم می تواند تلخ باشد و هم شیرین. لبخندی روی لبت هست.

    به هر حال زن زنده است و نمرده و این برای من تلخ نیست. او رسید به جایی که می خواست و نمرد. زنده است. این برای من خیلی خوشایند است.

    و یک عشق؟ چون پسر افغان هم آنجا حضور دارد.

    فکر نمی کنم آینده ای برای این دو شخصیت وجود داشته باشد. فکر نمی کنم اما امیدوارم برایشان ولی به هر حال این زن دیگر آن زن سابق نخواهد بود.