دسته: آرشیو مطالب

  • بازیگر فیلم «آینه‌های روبرو» و نگارش یک نمایشنامه

    «شایسته ایرانی» بازیگر سینما و تلویزیون در حاشیه برنامه جمع‌آوری کمک‌های نقدی برای زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی توسط هنرمندان سینما، اظهار داشت: زمانی که متوجه حضور هنرمندان شدم، خودم را جزیی از مردم می‌دانستم نه به عنوان یک هنرمند بلکه به عنوان یکی از همین مردم احساس همذات‌پنداری داشتم و برای کمک به دوستان هنرمند به این حرکت پیوستم. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که خیلی خیلی دلم می‌خواست در حال حاضر در مناطق زلزله‌زده حضور داشته باشم.

    وی در ادامه افزود: چیزی که برایم مهم است این است که بدانیم بیشتر از هر چیزی باید به هم احترام بگذاریم، نه فقط زمانی که حادثه‌ای پیش آمد. یادمان بیافتد که ما یک خانواده‌ در یک کشور هستیم.

    بازیگر فیلم سینمایی «آینه‌های روبرو» گفت : باید به یاد بیاوریم که لحظه‌های زیادی هست که باید به یاد هم باشیم و باید باور کنیم که ممکن است برای ما هم زمانی این اتفاق بیافتد و احتیاج به یاری و همدلی دیگران داشته باشیم.

    ایرانی در خصوص فعالیت‌‌های خود گفت: «در حال نوشتن یک نمایشنامه هستم که در مرحله بازنویسی است.»

  • برگزاری آئین افتتاح برای نمایش ”کلمه، سکوت، کلمه”

    «کلمه، سکوت، کلمه» نمایشی مرکب از سه نمایشنامه نوشته «دیوید آیوز» با دراماتورژی «فرهاد آئیش» است که در آن علاوه بر آئیش بازیگرانی چون مریم سعادت، رامین ناصرنصیر، فرشته صدرعرفایی، سعید چنگیزیان، سینا رازانی، امیرحسین رستمی، شبنم فرشادجو، مهسا طهماسبی، سهیل پیغمبری و امیر صارمی نقش آفرینی می کنند.

     
    لازم به یادآوری است، اجرای عموم نمایش «کلمه، سکوت، کلمه» با مدت زمان 60 دقیقه از ساعت 20 روز دوشنبه ششم شهریورماه سال جاری در سالن استاد سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر آغاز خواهد شد.

  • “نمایش ساقی” بر دل می‌ نشیند

    “نمایش ساقی” بر دل می‌ نشیند

    امیر ارجمند بازیگر فیلم سینمایی “شکارچی شنبه” به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی که به تازگی از شبکه یک سیما پخش شد درباره حضور در این فیلم  گفت: در زمان فیلمبرداری این فیلم سینمایی شرایط بسیار سختی داشتیم اما چون این فیلم کار متفاوتی محسوب  می‌شد تجربه بسیار جذابی برای همه افراد گروه به حساب می‌آمد.

    وی درباره حضور در کنار علی نصیریان توضیح داد: همکاری با علی نصیریان تجربه لذت بخشی بود. نظم و انضباطی که ایشان در کار رعایت می‌کنند بر همه گروه تاثیرگذار بود. بسیار خرسندم که در کنار ایشان حضور داشتم امیدوارم نظر آقای نصیریان نیز همین طور باشد.

    وی افزود: به شخصه از حضور در این فیلم راضی هستم. خوشبختانه پرویز شیخ طادی اعتماد را در همه گروه ایجاد کرد چون می‌دانست چه می‌خواهد و چه کار باید بکند. در این فیلم من وظیفه تمرین با بازیگر نوجوان فیلم محمد جواد جعفرپور را نیز داشتم که تجربه جالبی بود.

    وی تاکید کرد: “شکارچی شنبه” قبل از موج بیداری اسلامی در مصر ساخته شده‌است اما شیخ طادی با نمایش شخصیت جوان عرب مصری که من نقش آن را برعهده داشتم در واقع نوید بیداری اسلامی در مصر را می‌دهد. پیش‌بینی وقوع وقایعی که در مصر رخ داد در این فیلم شده‌است و این نکته جذاب “شکارچی شنبه” به حساب می‌آید.

    ارجمند ادامه داد: تنها کسی که در فیلم کشته نمی‌شود همین جوان است و شاید پسر بچه درآینده تحت نظر این جوان بزرگ شود و این جوان عرب مصری بتواند انتقام خون افراد بی‌گناه را بگیرد. مصر کانون بزرگی در جهان عرب به حساب می‌آید و این جوان نیز تنها کسی است که هوشیار و بیدار است و با بقیه همگام نمی‌شود.

    ارجمند بیان کرد: معتقدم آدم‌هایی که اهداف و خواسته‌های بزرگ در سر می‌پرورند در جایی ممکن است از خواسته خود منحرف شوند و به بیراهه بروند. یهود دین محترمی است و همه ما آن را قبول داریم اما عده‌ای سودجو برای رسیدن به موقعیت‌های خود از این دین سوء استفاده کرده‌اند.

    این بازیگر درباره تاثیری که ساخت این نوع فیلم‌ها در نشان دادن جنایات صهیونیست ها می‌گذارد گفت: فکر می‌کنید فیلم‌هایی که بر ضد ایران ساخته می‌شود تاثیر خود را بر مخاطبان نمی‌گذارند. ما نباید در این زمینه ساکت بنشینیم. باید همه مسائل منصفانه به چالش کشیده شوند. بنابراین معتقدم ساخت فیلم‌هایی مثل “شکارچی شنبه” قطعا تاثیرگذار هستند.

    وی افزود: نقطه مشترک همه ادیان اعتقاد به خداوند است. اگر همه ادیان به حضور خدا اعتقاد  داشته باشند دل‌ها به هم نزدیک می‌شود. در این فیلم به درستی نشان داده می‌شود که صهیونیسم دلش از خدا دور شده است. آنها دلشان به تصاحب زمین‌های خدا نزدیک است نه به خود خدا. پول می‌دهند تا گناهانشان پاک شود. این انحراف‌ها نسل آینده را نیز به انحراف می‌کشد. تم اصلی این فیلم عواقب غفلت از خداوند است.

    امیریل ارجمند درباره حضور در نمایش “ساقی” به کارگردانی امیردژاکام هم که این روزها با بازی وی روی صحنه است گفت: در این نمایش در نقش فتاح حضور دارم. شخصی که در ابتدا گمراه است اما با شناخت، به آگاهی دست می‌یابد.

    ارجمند عنوان کرد: از حضور مخاطبان برای دیدن این نمایش تا کنون بسیار راضی هستم. خوشحالم که در نمایشی مذهبی بازی می‌کنم که در قالبی به دور از شعار نمایش داده می‌شود. این اثر دلی است و از دل امیر دژاکام بیرون آمده بنابراین هم بر دل بازیگران و هم بر دل مخاطبان و تماشاگران کار نشسته است.

     

     

    منبع : “خبرگزاری مهر”

  • برشی از کتاب رقص بسمل

    یک دیالوگ عاشقانه : «دل دل»، «تاب تاب»، «زار زار»، «ذق ذق»، «بال بال»، «هق هق»، «پَر پَر»، «دف دف»، «لای لای» و «زم زم».

     

    رمان خوب حکم گوهر گرانبهایی را دارد که با آن می توان ساعاتی از روزمرگی های زندگی را به لذت و با ارزش گذراند. حال اگر این رمان با فرهنگ و سنت و اعتقادات مان هم گره خورده باشد که نور علی نور است. اهل مطالعه می دانند سر مطلب را -گرچه سری در میان نیست و فقط باید اهل خواندن باشی و همین. آنجا که رهبر بزرگوارمان می فرمایند: «… در مورد شعر و رمان آدم عامی ای نیستم و از این آثاری که وجود دارد زیاد خوانده ام.»

    «رقص بسمل» اسم زیبا و بامسمایی دارد. رمانی ست درباره زندگی، عشق، جنگ، انتظار و…و… . نویسنده اش هم قلم توانایی دارد؛ یعنی «محمدمهدی رسولی». او ده فصل‌ رمان «رقص بسمل»اش را این گونه نام گذاری کرده است:

    «دل دل»، «تاب تاب»، «زار زار»، «ذق ذق»، «بال بال»، «هق هق»، «پَر پَر»، «دف دف»، «لای لای» و «زم زم».

    داستان «رقص بسمل» سرگذشت یک رزمنده به نام «ابراهیم» در سال‌های پس از جنگ است. با هم تکه ای شیرین از این کتاب را می خوانیم که سخت عاشقانه است.

    – بالاخره نگفتی دکتر چی گفت!

    – گفت: موقعی که بچه به دنیا می آد تو باید بالاسر زن و بچه ت باشی.

    – نه خداوکیلی، شوخی نکن؛ راس راسی چی گفت؟

    – چی می خواستی بگه، مثل همیشه؛ خانوم احتیاط کنین، شما در وضعیت خطرناک و پطرناک و از این حرفا دیگه، چه می دونم، ولی خب گفت حتما باید موقعی که بچه می آد تو بالاسرم باشی.

    – هی نگو، به خدا اگه بتونم می آم.

    – هی می گم؛ به خدا اگه نمی تونی ام بیا.

    – حرفایی می زنی ها!

    – حرفایی می زنم ها!

    – پری جان! خلق الله منتظرن، می خوان تماس بگیرن.

    – ابراهیم جان! بچه هم منتظره باباشه، می خواد باهات تماس بگیره.

    می زنم زیر خنده. یک بسیجی که منتظر ایستاده و از پشت شیشه زل زده به من، وقتی خنده ام را می بیند، تبسمی می کند و سرش را پایین می اندازد. دستم را کنار گوشی و دهانم می گیرم و آرام تر می گویم:

    – ببین پری جان! کاری نداری؟

    پری جان نجوا می کند:

    – چرا دارم.

    – خب بگو!

    با همان لحن می گوید:

    – کی می آی؟

    دوباره می زنم زیر خنده.

    پرسیدم کی می آی ابراهیم؟

    آهنگ صداش جدی شده. سکوت می کنم؛ می گوید: «کی؟» حالا صداش به بغض نشسته:

    – باشه، نگو، منم یه چیزی می خواستم بگم، نمی گم.

    – خیلی خب، بگو.

    – تو اول قول بده می آی مرخصی!

    – نمی تونم قول بدم پری جان، به خدا نمی شه؛ حالا تو بگو، چی می خواستی بگی؟

    – هیچی، می خواستم بگم از اون انارها گرفتم نگه داشتم وقتی اومدی برات دون کنم.

    – الان که فصلش نیس. دروغ بلد نیستی، نگو.

    – خب تو بگو!

    – باشه، همین الان یه قطار دربست می گیرم می آم پیشت، خوبه؟

    ناگهان صداش می شکفد:

    – پس نیگرش دار دم در تا من چادرمو سر کنم، یه سر با هم بریم بیمارستان، بابا ابراهیم جون، قربونت برم، دق کردم از بس تنهایی رفتم اون بیمارستان کوفتی، هر دفعه یه من می رم، هزار من برمی گردم.

    با دستپاچگی می گویم:

    – چرا، مگه چی شده؟… الو، پری جان… صدامو می شنوی؟

    – آره می شنوم، هیچی؛ هیچی نشده، فقط این خانم دکتره یه چیزایی می گه.

    – چی می گه مثلا؟

    – گفتم که، همین دیگه، می گه …

    بغض سنگینی در صداش لمبر می خورد. تک سرفه ای می کند:

    – می گه بگو شوهرت حتما مرخصی بگیره بیاد پیشت. بگو دو ماه و دوازده روزه که نیومده، بگو مگه دلش از سنگه!

    لحظه ای سکوت می کنم. هیاهویی در ذهنم هروله می کند.

    – چیزی شده پری جان؟ الو… می گم نمی خوای بگی چی شده؟

    – آرام می گوید:

    چرا، ولی قول می دی هول نکنی؟

    سرمایی در تیره ی پشتم می دود. یک آن تصویر خودم را در شیشه ی پنجره ی کابین می بینم که وا می رود و کش می آید. با صدایی شکسته و پریشان می گویم:

    – چی شده پری جان؟

    -دلم برات تنگ شده.

  • رضا کیانیان از کمک به زلزله‌زدگان گفت

    رضا کیانیان از کمک به زلزله‌زدگان گفت

    رضا کیانیان درخصوص کمک به زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی، گفت: شاید کمترین کاری که می‌توانم انجام دهم این باشد که آبرویم را برای جمع‌آوری کمک به هم‌وطنانم خرج کنم.

    «رضا کیانیان» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در حاشیه برنامه جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی توسط هنرمندان سینما، در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی باشگاه خبری فارس «توانا» گفت: زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی مانند خانواده‌ و اقوام ما هستند، اگر در یک خانواده‌ای مصیبتی پیش بیاید، همه باید به یکدیگر کمک کنند. در حال حاضر نیز در خانواده ما مصیبتی رخ داده که همه باید کمک کنیم.

    وی در ادامه افزود: وظیفه همه است که در این راه کمک کنند. کمترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که آبرویی که نزد مردم داریم را خرج کنیم تا بتوانیم کمکی به زلزله‌زدگان بکنیم.

    وی در انتها گفت: با این کمک‌ها چیزی درست نخواهد شد اما شاید کمی قلب‌شان آرام شود و بدانند که همه افراد جامعه به فکر آنان هستند.

  • افزایش سود سرویس‌ های پخش آنلاین موسیقی

    افزایش سود سرویس‌ های پخش آنلاین موسیقی

    اسپکتروم اثر ‘فلورانس و ماشین’ در این هفته در سرویس های پخش آنلاین بیشتر از هر اثر دیگری در بریتانیا درخواست شد.

    بر اساس تحقیقی تازه، سرویس های پخش آنلاین موسیقی نظیر “اسپاتیفای” و “وی ۷” (We۷) (که در آن کاربران موسیقی مورد نظر خود را انتخاب و پخش می کنند) در سال ۲۰۱۲ برای صنعت موسیقی جهانی ۶۹۶ میلیون پوند درآمد خواهد داشت که نسبت به سال گذشته، ۴۰ درصد افزایش را نشان می دهد.

    این میزان درآمد به این معناست که این گونه سرویس موسیقی، سریع ترین میزان رشد را در صنعت موسیقی شاهد خواهد بود و از درآمد فروش دانلود هم بیشتر خواهد شد که امسال قرار است افزایشی ۸.۵ درصدی داشته باشد.

    البته سی دی ها و صفحه ها همچنان این صنعت را در سلطه خود خواهند داشت به طوری که ۶۱ درصد از کل موسیقی فروخته شده در جهان به سی دی و صفحه اختصاص خواهد داشت.

    با این حال، فروش این محصولات در سراسر جهان ۱۲درصد کاهش یافته است. این میزان در بریتانیا ۳۰ درصد بوده است.

    بر اساس این تحقیق که از سوی موسسه استراتژیک انالیتیکز انجام گرفته است، صنعت موسیقی در شش ماهه اول سال ۲۰۱۲ شاهد نوعی رکود بوده است.

    امسال پیش بینی شده است که میزان فروش موسیقی در بریتانیا تا ۱۹۰ میلیون پوند افت کند که معادل ۱۶ درصد افت خواهد بود. پیش بینی می شود که میزان فروش در جهان ۲.۶ درصد افت کند.

    اد بارتون، مدیر رسانه های دیجیتال این شرکت گفت: “میزان این افت ما را تا حدی شوکه کرد. کمبود تولیدات تازه اعم از پاپ و راک از سوی بزرگ ترین ستاره های موسیقی ممکن است تا حدی عامل این افت باشد.”

    او به بی بی سی گفت: “کیفیت محصولات، آن قدر بالا نبوده که سطح مصرفی را که در سال های پیش می دیدیم ایجاد کند. با این حال ممکن است اتفاق تازه ای بیفتد، حتی مثلا گلچین آهنگ های مراسم المپیک مورد استقبال قرار گیرد و تغییری در این وضعیت ایجاد کند.”
    آینده بدون سی دی و صفحه

    موسسه استراتژی انالتیکز پیش بینی می کند که صرف پول برای موسیقی دیجیتال، از جمله دانلودها، موسیقی درخواستی، و فروش های موبایلی، در سال ۲۰۱۵ بر فروش محصولات سی دی و صفحه غلبه کند؛ هم در بریتانیا و هم در سراسر جهان.

    پیش بینی می شود که با افت میزان دانلودها، سرویس های پخش آنلاین رشد عظیمی پیدا کنند.

    بی پی آی که فروش لیبل های موسیقی در بریتانیا را نمایندگی می کند، می گوید که در سه ماه اول سال ۲۰۱۲ ارزش سرویس های مبتنی بر عضویت کمتر از ۹ میلیون پوند بود.

    سرویس های پحش رایگان آنلاین که برای کسب سود، آگهی پخش می کنند، ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار پوند سود کردند، که در مقایسه با دوره مشابه در سال سال گذشته میلادی، ۲۰ درصد افزایش نشان می دهد.

    گفته می شود که در سوئد، جایی که سرویس اسپاتیفای رشد و گسترش یافته، در شش ماهه اول سال، پخش آنلاین موسیقی، ۲۵۲ میلیون و ۷۰۰ هزار کرون (۲۴ میلیون پوند) تولید کرده است که نسبت به سال گذشته میلادی، ۷۹ درصد افزایش را نشان می دهد.

    با این حال، برخی اهالی موسیقی از میزان حقوق مولف در سرویس های پخش آنلاین که در آن، با هر بار پخش آهنگ، پولی به هنرمند داده می شود، شکایت دارند.

    زو کیتنگ، نوازنده ویولن سل، اعلام کرده است که صرفا ۲۸۱ دلار از سوی اسپاتیفای دریافت کرده است در حالی که کاربران، آثار او را ۷۲ هزار و ۸۰۰ بار گوش کرده اند.

    همچنین شانون هرلی، هنرمند پاپ، در ماه گذشته در توییترش نوشت که از ۴ هزار و ۳۰ بار پخش، کمتر از ۱۵ دلار دریافت کرده است.

    این آمارها نشان می دهد که هر بار پخش یک آهنگ، درآمدی حدود دو دهم پنس برای خواننده دارد.

    اسپاتیفای می گوید که سال گذشته به اهالی موسیقی ۱۸۰ میلیون دلار حق مولف پرداخت کرده است و در سال ۲۰۱۲ این مبلغ با دو برابر افزایش به ۳۶۰ میلیون دلار خواهد رسید.

    مارتین میلز، که لیبل رکورد ادل با نام ایکس ال را تاسیس کرده از این گونه سرویس ها دفاع کرده و گفته هنرمندانی که با او کار می کنند، اکنون “بیش از نیمی از سود خود را از سرویس های پخش آنلاین موسیقی کسب می کنند.”

    او هفته گذشته به دیلی تلگراف گفت: “اگر ما موسیقی دیجیتال نداشتیم، صنعت موسیقی نداشتیم.”

    برآورد می شود که موزیک هایی که از آمازون، آی تونز، ۷ Digital و سایر رقبای آنها خریداری می شود، در سال ۲۰۱۲ برای صنعت موسیقی بریتانیا ۱۹۴ میلیون پوند ارزش داشته باشد.

    بریتانیا ۴۴ درصد از بازار دانلود غرب اروپا را در اختیار دارد که دلیلش نفوذ بالای سرویس های با پهنای باند زیاد در میان دوستداران موسیقی است.

  • طناز طباطبایی و بازی در قلب یخی

    طناز طباطبایی و بازی در قلب یخی

    طناز طباطبایی گفت: در حال بازی در مجموعه «قلب یخی 3» به کارگردانی سامان مقدم هستم.
    «طناز طباطبایی» بازیگر سینما روز پنجشنبه در حاشیه جمع‌آوری کمک‌های نقدی برای زلزله‌زدگان آذربایجان شرقی توسط هنرمندان سینما، در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار داشت: به تمام بازماندگان تسلیت می‌گویم و امیدوارم ما را در غم خود شریک بدانند.

    وی افزود: ما و همه مردم هر کاری که از دستمان بر‌بیاید انجام خواهیم داد و برایشان آرزوی صبر و بردباری خواهیم داشت.

    طباطبایی گفت: من از این مساله دیروز مطلع شدم و به دلیل مشغله کاری که داشتم نتواسنتم از اول برنامه حضور داشته باشم اما تا جایی که می‌دانم چند نفر از دوستان سینمایی این برنامه را تدارک دیده‌اند و دوستان سینمایی مرا از این حرکت مطلع کردند.

    بازیگر فیلم سینمایی «مرهم» در خصوص کار‌های جدید خود گفت: مشغول بازی در مجموعه «قلب یخی 3» به کارگردانی «سامان مقدم» هستم و کار دیگری را تا پایان این کار قراردا‌د نبسته‌ام.

  • کلاه قرمزی، سینماها را منفجر کرد

    «کلاه قرمزی و بچه ننه» در روز اول اکرانش در 9 سینما 42 میلیون تومان فروخت.

    علی سرتیپی مدیرعامل فیلمیران در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: اکران فیلم از پنج‌شنبه در سینماهای اریکه، فرهنگ، قدس، شکوفه،زندگی، ماندانا، جوان، عصر جدید و فلسطین آغاز شد که با استقبال بسیار خوبی همراه بوده است.

    وی از اضافه‌ شدن سینما‌های جی، ناهید، پارس، کارون و موزه سینما از فردا شنبه خبر داد.

    سرتیپی هم‌چنین با اشاره به فروش دو فیلم «ضدگلوله» و «بی‌خداحافظی» در روز اول اکرانشان گفت: «ضدگلوله» در 18 سینما نزدیک به پنج میلیون فروش داشته و «بی‌خداحافظی» در 19 سینما، 9 میلیون تومان فروخته است.

    مدیرعامل فیلمیران از ادامه اکران «خوابم می‌آد» خبر داد و گفت:این فیلم نیز که اکرانش در 17 سینما ادامه دارد، فروش تهرانش به مرز دو میلیارد تومان رسیده و در شهرستان‌ها نیز نزدیک به یک میلیارد تومان فروش داشته است.

    وی پیش‌بینی کرد: با پایان ماه مبارک رمضان وضعیت فروش فیلم‌ها بسیار بهتر خواهد شد.
    بی خداحافظی
    ضدگلوله

  • سارا خوئینی‌ ها مادر خوانده می‌ شود

    سارا خوئینی‌ ها مادر خوانده می‌ شود

    سارا خوئینی‌ها برای بازی در نقش مادرخوانده فیلم سینمایی دل بی‌قرار قرارداد بست.

    به گزارش سه نسل، «سارا خوئینی‌ها» برای بازی در نقش مادر خوانده فیلم سینمایی «دل بی‌قرار» قرارداد بست.

    بنابراین گزارش، تاکنون حضور سپیده پهلوان‌زاده در نقش (اعظم)، نازنین فراهانی (مادر)، فرهاد جم (پدرخوانده)، شهره قمر (نقش بزرگسالی معصومه)، جهانبخش سلطانی (حاج محمود)، ناصر فروغ (گل آقا)، پوریا ایمانی و آرتنا سامه دو بازیگر کودک و نوجوان برای ایفای نقش کودکی دو بازیگر اصلی داستان (علی و معصومه) در این فیلم قطعی شده است و بقیه عوامل این فیلم نیز تا پایان مردادماه نهایی خواهد شد.

    «دل بی‌قرار» که قربان محمدپور آن را کارگردانی و محمود غلامی تهیه می‌کند، داستان خواهر و برادری است که بر اثر وقوع زلزله رودبار یکدیگر را گم می‌کنند و دست تقدیر برای آن‌ها وقایع ناخواسته‌ای را رقم می‌زند.

    این در حالی است که زمان رخداد زلزله بسیاری از مردم استان گیلان به‌خصوص جوانان در دقایقی پس از ساعت 24 پنجشنبه سرگرم تماشای مسابقات فوتبال جام جهانی 1990 ایتالیا بودند که زمین به یک‌باره لرزید و این‌چنین بود که به دلیل بیدار بودن، بسیاری توانستند به‌هنگام وقوع فاجعه از منازل بگریزند و زیر آوار نمانند اما به هرحال «دل بی‌قرار» گسستن خانواده‌ای در آن زمان است.

    بنابراین گزارش، از دیگر عوامل فیلم سینمایی «دل بی‌قرار» که حضورشان در این فیلم قطعی شده است، عبارتند از: مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه‌ریزی: روح‌انگیز شمس، طراح صحنه: حسین فلاح، مدیر تولید: مهدی مددکار، مشاور رسانه‌ای: سمانه احمدی و مدیر تدارکات: اصغر جبارپور.

  • چگونگی جا افتادن دراماتورژی در ایران

    چگونگی جا افتادن دراماتورژی در ایران

     رضا آشفته:

    دراماتورژی هنوز واژه­ای صریح و روشن برای تئاتر امروز ما نیست. برخی آگاهانه به سمت آن رفته و البته چندان هم موفق نبوده­اند، در مقابل عده ای  ناخواسته به ردیابی­های این اصطلاح پرداخته و اتفاقا آن­ها مشخص­تر و درست­تر وارد عمل شده­اند؛

    بنابراین به آسانی نمی توان درباره این واژه مطلبی درخور تامل نوشت، مگر آنکه درباره کارکرد آن خیلی دقیق شد. دراماتورژی همواره توام با ایهام و ابهام بوده است. چرا اکثرا در پی درک آن اند؛ اما موفق نمی شوند؟ شاید بتوان امیدوار بود که با اندکی دقت و سپردن این مفهوم به ناخودآگاه ذهن بتوان آینده ای روشن برای کارکرد راستین این واژه تصور کرد؛ اما اکنون نیاز به بازنگری است تا بتوان چهارچوب های آن را درک و دریافت کرد.
    یوجنیو باربا دراماتورژی را نوعی سرکشی مداوم تلقی می کند و می گوید: « قبل از هر چیز سرکشی علیه خود، علیه نظرات خود، نقشه ها و قول و قرارهای خود، علیه اطمینان از خرد، دانش و احساسات خود.» (فصل نامه تئاتر، 1384 شماره دوم، 56)
    نسیم احمدپور که تجربه دراماتورژی در نمایش های پینوکیو، کار علی اصغر دشتی و دور دو فرمان کار حمید پورآذری را در کارنامه هنری اش ثبت کرده است، درباره دراماتورژی در کشورمان معتقد است:« اما در تئاتر ایران، قدمت به کارگیری گسترده  اصطلاح دراماتورژی، به زحمت به یک دهه می رسد؛ کتاب ها و منابع مستند به زبان فارسی، در این زمینه، انگشت -شمارند و همان ها نیز تنها به بحث های نظری و در موارد بسیار معدودی، پرداختن به نمونه های عملی دراماتورژی بسنده کرده اند. در این میان، ارائه همین تعاریف محدود، در عین حال که در معرفی حرفه  دراماتورژی بسیار مفید بوده ولی به ابهام آن نیز دامن زده است. به شکلی که در عمل هنوز جامعه  هنری ما را به درک تصویر و تصوری روشن از آن نرسانده و می بینیم که این حرفه هم چنان در هاله ای از تناقضات تعریفی، در دامن بحث های تئوریک سلاخی می شود یا درحد عنوانی صرف و بی معنی و در حد واژه ای تشریفاتی و تزیینی در بروشورها از آن استفاده می شود.» (نمایش نامه، 1390 شماره یک، 22)
    سرآغاز دراماتورژی در ایران نیز همزمان با ورود متون خارجی و اجرای آن ها در ایران به شکل آدابتاسیون است. در این نوع اقتباس سعی بر آن است تا متن بیگانه به شکل نعل به نعل منطبق با زبان و فرهنگ ایرانی بازنمایی شود. همانگونه که متون مولیر، در بافت زبانی و قصه، ساخت و شمایل این جایی به خود گرفت. این روند درست هم معنی با شکل و کاربرد حقیقی دراماتورژی است. یعنی دراماتورژی، برای آنکه تماشاگر ایرانی ناآشنا با تئاتر غربی بتواند بهتر و آسان در جریان اتفاقات یک تئاتر قرار بگیرد، اولین اقتباس ها را داشته است. اگر به نظریه پردازی لسینگ در آلمان، برای پرهیز از فرانسه زدگی متون آن کشور در قرن هفدهم،دقیق شویم، درمی یابیم که او به منظور پاکسازی ادبیات نمایشی آلمان بر آن شد تا متون آن روزگار را نقد کند و در ادامه پیشنهاد و توصیه کردکه برای شکل گیری تئاتر ملی در آلمان، باید به سمت ریشه های تئاتر کلاسیک در یونان پیش رفت؛ یا اینکه باید از تغییرات دوره الیزابت در انگلستان و به ویژه قلم و توان مندی های ویلیام شکسپیر تاثیر پذیرفت. این نوعی بازاندیشی در ساختار و محتوای درام است که معنی دراماتورژی را در پیکره متن بازآفرینی یا اقتباس شده متجلی خواهد کرد.
    حتی اولین متون ایرانی چه تالیفات آخوندزاده به زبان ترکی و چه نوشته های میرزاآقا تبریزی به فارسی، نیز به گونه ای تقلید از آثار غربی است که ضمن تالیف در پیکره خود نوعی دراماتورژی را به همراه دارد؛ زیرا جدا از اشکال ها و ایرادهای وارد بر این متون، قصه، زبان و شخصیت ها کاملا ایرانی است اما ساختار متن برگرفته از ساختار درام غربی است.
    تئاتر ملی
    شاید بتوان گفت در دهه 30 و 40 بهترین دراماتورژی ها برای انطباق فضاهای ایرانی در ساختار غربی و یا تلفیق تکنیک ها و شیوه های غربی و ایرانی که قابلیت بیان نوعی دراماتورژی استوار برای استقرار تئاتری مبتنی بر تئاتر ملی را داشته باشد، شکل گرفت. به بیان دیگر، بازاندیشی در شیوه ها وارداتی و بازنگری در داشته های نمایشی ایران برای ایجاد برآیندی سازگار با شرایط زمانی و مکانی کشورمان که مخاطب ایرانی نیز مهر تایید بر آن بزند و این نوع درام را به عنوان درام ملی مورد توجه و تاکید قرار دهد. پیشگامان این جریان بعد از آخوند زاده و میرزاآقا تبریزی، حسن مقدم و عبدالحسین نوشین اند. همچنین عباس جوانمرد و علی نصیریان که در هم اندیشی گروهی ای در خانه شاهین سرکیسیان اولین گام های رسمی را برای برقراری تئاتر ملی برداشته اند. البته گفتنی است که چنین جریان هایی از همان ابتدا نیز در تئاتر ایران شکل گرفته بود اما از این دوره به بعد اصرار و تاکید آشکاری برای استقرار تئاتر ملی صورت گرفت. در ابتدا جوانمرد بر اساس محلل و مرده خوارهای صادق هدایت دو متن می نویسد و پس از او نصیریان با توجه به داش آکل ِ صادق هدایت افعی طلایی و سپس بلبل سرگشته را، که براساس یک قصه عامیانه است و هدایت آن را گردآوری و تنظیم کرده است، می نویسد و اجرا می کند. بلبل سرگشته، که بخشی از تئاتر ملی را پیش رویمان قرار می دهد، سرآغاز یک اتفاق و پدیده نوظهور در تئاتر ایران است. بعد از این جریان ها بهرام بیضایی با تسلط بر نشانه های ساختاری و در ارجاع به اساطیر و تاریخ و ادبیات کهن ایرانی به نگارش بهترین گزینه ها پرداخته و جلوه ای مستحکم و پایدار بر تئاتر ملی ایران هویدا می  کند. همه آثار بیضایی نمونه ای درخشان از تئاتر ملی ماست که متاسفانه برخی از نمایش نامه نویسان ما با بی توجهی به تلاش های او و حقایق موجود در ادبیات نمایشی، راهی دور یا بیراهه ای گنگ و غریب را پیش روی گرفته اند. بیضایی توانست جلوه ای تازه، که در عین حال معرف تئاتر ملی ما باشد، به نمایش های ایرانی از جمله تعزیه، نقالی، پرده-خوانی، خیمه شب بازی و روحوضی  دهد.
    در همین زمان اکبر رادی نیز در قالب رئالسیم بهترین تلاش های ممکن را برای مسائل خاص ایران زمین پیش روی قرار می دهد. شاید بتوان در همین زمینه تلاش های غلامحسین ساعدی را نیز در نمادین کردن مسائل ایرانی با بهره مندی از سبک های غربی مورد توجه و تامل قرار داد. اسماعیل خلج و عباس نعلبندیان نیز در دهه 40 و 50، در کارگاه نمایش، دراماتورژی خاص خود را با هدف هویت بخشیدن به تئاتر ایرانی ابراز داشته اند.
    دهه هفتاد
    حسین مهکام در بررسی نمایش نامه نویسی معاصر – از میانه دهه هفتاد شمسی تا اکنون- با اشاره به اینکه بخشی از این آثار به حضور متافیزیک روایت پرداخته اند، بر این اعتقاد است که:« منظورم از متافیزیک روایت پیشنهاداتی است که از سوی نمایش نامه نویسان مقطع زمانی یاد شده در حیطه تعاطی فلسفه و تئاتر رخ داده است. درست آن جا جهان بینی نویسنده با اپیستمولوژی (معرفت شناسی) او عجین می شود و راه کارهایی برای تبیین جهان متن بر اساس روایت شکل می گیرد. یعنی زبان از ابزار بودن بدل به ماهیت اندیشه می شود و در این میان طبعا شیوه  روایت به یاری نزدیک بودن به عرصه درام در افق دید نمایش نامه نویس قرار می گیرد. از قبیل این شکل نگاه، باید به نمایش نامه نویسانی توجه کرد که از حیطه درام رئالیستی خروج می کنند و رئالیته مخصوص به متن را بنیان می نهند یا از درون متن و زبان کشف می کنند. یعنی شکل غیرمتعارف-تری از روایت را پیش می گیرند که این فی نفسه موجب برساختن درام در عرصه ای نوین می شود. به زعم من در میان نمایش نامه نویسانی که این گونه به درام نگاه می کنند سهم نغمه ثمینی، جلال تهرانی و محمد رضایی راد از همه بیش تر است. اینان با درهم آمیختن چند عنصر، جهان جدیدی پیش روی مان می نهند. یکی این که زمان را در روایت از حیطه  فیزیک نیوتن خارج می-کنند و مختصات خواب یا جادو را وارد رئالیته متن می¬کنند. از سویی دیگر به میان کشیدن اساطیر و البته آرکی تایپ ها و ارجاعات جدید به آن ها در درون متن یا حتی ارجاعات برون متنی اما با نگاهی هجوگرایانه را پیش رو می کشند و از همه مهم تر این که موقعیت جدیدی را بر اساس تعریف نوینی از درام رخ می نمایند و آن موقعیتی دراماتیک است که ابعادش از مرزهای فیزیک متداول خارج است.  گونه¬ای پناه بردن به جادو یا رئالیسم جادویی که فرق مهمی با سورئالیسم دارد و آن این است که در متن متکی بر سورئالیسم، هم عناصر غیرواقعی اند و هم روابط بین عناصر و در رئالیسم جادویی عناصر واقعی اند و ارتباطات شان دچار تفاوت می شود. یعنی فیزیک روابط میان عناصر رئال تغییر می کند. نمونه های کامل مجموعه این اتفاقات را می توان در خواب در فنجان خالی نغمه ثمینی، هی مرد گنده گریه نکن جلال تهرانی و بازگشت به خوان نخست محمد رضایی راد جُست… البته که اثر درخشانی مانند خانمچه و مهتابی مرحوم اکبر رادی را که محصول سال های آخر عمر آن عزیز است، نباید از یاد برد.» ( نمایش نامه، 1390 شماره یک، 13 و 14)
    بازخوانی مشروطه
    مشروطه پس از یک صدسال هنوز به عنوان یک برهه خاص برای ایجاد تحولات بنیادین در کشورمان به شمار می رود. از این رو پرداختن به آن با نوعی بازخوانی و دراماتورژی نوین همراه خواهد بود. علی قلی پور با توجه به اینکه مسائل دوره مشروطه از نیمه دوم دهه هفتاد شمسی مورد بازخوانی محققان و نویسندگان قرار گرفته است، در رویکرد نمایش نامه نویسان به این برهه مهم تاریخی می نویسد:« در تاریخ نمایش نامه نویسی معاصر ایران، جز نُدبه [بهرام بیضایی]، که باید آن را سلسله جنبان نمایش نامه هایی با موضوع مشروطه دانست، چندین نمایش نامه  شاخص دیگر هم نوشته شد که هر یک از آن ها به نوعی با مشروطه پیوند دارد. البته نوع این پیوندها متفاوت است، به عنوان مثال یکی زمان اثر را مشروطه گرفته، یکی پای چهره های مشروطه خواه تاریخ را به میان کشیده و دیگری بدون ایجاد پیوندهایی از این نوع، صرفا از زبان آدم های نمایش-نامه اش، زبان به انتقاد از این واقعه  تاریخی گشوده است. برخی از آن ها هم پیش از مشروطه را هدف قرار دادند؛ یعنی دورانی که منجر به انقلاب مشروطه شد. اما همین آثار را هم باید در این مجموعه برآمده از موج بازخوانی مشروطه قرار داد، زیرا از لحاظ نگرش مستتر در آن ها، موضوع ایجاد نوعی این همانی میان گذشته و حال بود. این آثار که می توان آن ها را اظهارنظرهایی هنرمندانه درباره انقلاب مشروطه یا واکنش هایی به آن دانست، اغلب نگاه انتقادی خود را متوجه شکل و نوع تفکر در جامعه معاصر کرده و طوری به سراغ آن روی داد تاریخی رفته اند که بگویند جامعه ما از صد سال پیش تاکنون، تغییر چندانی نکرده و ما از لحاظ شیوه تفکر، منش اجتماعی و… پیش رفت چندانی نکرده ایم. این آثار مطالبات روز ِ جامعه را همان مطالبات صد سال پیش فرض می کنند. این نقد به فرهنگ و مطالبات آن، ویژگی مشترک همه این نمایش نامه هاست؛ نمایش نامه هایی که نویسند گان آن اغلب از نمایش نامه نویسان برجسته کشور هستند. حال اگر بخواهیم این آثار را دسته بندی کنیم، شب سیزدهم [حمید امجد]، شیش و بش [محمد چرم-شیر]، و شهادت خوانی قدمشاد مطرب در تهران [محمد رحمانیان] از دسته اول؛ و خواب در فنجان خالی [نغمه ثمینی] و گزارش خواب [محمد رضایی راد] جزو دسته دوم هستند.» (نمایش نامه، 1390 شماره یک، 28)
    قلی پور اشاره می کند که ندبه در سال 63 برای نخستین بار در پاریس منتشر می شود و چون در آن زمان توجه ای به مشروطه نمی شده است درنتیجه به متن نیز بی توجهی می شود؛ اما در1382 که اوج بحث های مربوط به مشروطه است، ندبه یک بار دیگر و این بار در ایران منتشر می شود. او همچنین دو متن خواب در فنجان خالی و گزارش خواب را دو اثر کاملا مشابه تلقی می کند که تلویحا به موضوع مشروطه و نیاز ملت به تحقق آرمان های آن در زمان حال اشاره دارد و در ادامه می افزاید:« هنگامی که دو نمایش نامه مانند خواب در فنجان خالی و گزارش خواب کاراکترهایی با ویژگی ها و موقعیت های کاملا مشابه دارند، یا هنگامی که زمان ِ نمایش نامه شب سیزدهم کمی مانده به ترور ناصرالدین شاه و زمان ِ وقوع نمایش نامه  شهادت خوانی قدمشاد مطرب در تهران به توپ بستن مجلس است، آیا نمی توان با نظر به وضعیت تاریخی دهه هفتاد از این شباهت ها به برآیندی رسید که قریب به یقین در پیوند با اوضاع آن روزها بوده است؟ فی-المجلس می توان بر مبنای این فرض اثبات نشده گفت که هیچ کدام در به صحنه آوردن مشروطه به اندازه ندبه با تاریخ تندی نکرده اند، بلکه خواسته یا ناخواسته با جریان بازخوانی مشروطه در آن روزگار همراه شده و روح دوران خود بوده اند.» (نمایش¬نامه، 1390 شماره یک، 28و29)
    حسین کیانی هم بارها به کندوکاو در مسائل زمان قاجار و پدیده مشروطیت پرداخته است. او در زمستان 90 نمایش “مشروطه بانو یا مجلس شبیه حصرنامه کارگاه بکاء” را اجرا کرد که نوعی انطباق معنایی را با زمانه حاضر مد نظر داشت. هر چند او در تالیف این متن گوشه چشمی هم به “ملاقات بانوی سالخورده” دورنمات انداخته است؛ اما در واقع به وضعیتی مستقل و کاملا ایرانی دست یافته که در نوع خود قابل تامل است.
    دراماتورژی در اجرا
    مهین بهرامی نیز بدون بهره مندی از واژه دراماتورژی، در استفاده از کاراکتر زن در دنیای امروز از دو نمونه از نمایش های قطب الدین صادقی در دهه شصت و هفتاد مثال می زند و می نویسد:« گریزهای خاص او در عرضه  یک مفهوم، معنای استعاری نمایش نامه را غنی می کرد؛ گو این که بازی شهین علی زاده در مده آ نمونه ای از یک توفیق صحنه ای بود که احساس و شور حرکتش، خاطره ساز شده است. پس از آن از اقتباس ها، قطب الدین صادقی هملت را به صحنه آورد، با بازی میکاییل شهرستانی و آزیتا حاجیان. هملت در ایران همیشه با حضور زن مشکل دارد. یک زن ملکه است . خائن و مادر ولی عهد و زن دیگر، افیلیا، مالیخولیایی و مرگ اندیش.
    شکسپیر می تواند با زنان بازی کند. (ای ضعف و بی وفایی، نام تو زن است) عصر او، اوج ِ خوار شمردن ِ زن است؛ چنان که در مونولوگ مداهنه آمیز زن سرکش می بینیم و در بسیاری گفتارها که زنان خود را تا سطح کنیز و جیره خوار مالک الرقاب، پایین می آورند.
    صادقی جای خالی زن را که باید تاثیر زیبایی و ظرافت افیلیا را پر کند، با اشباع حرکت و گفتار طولانی و تا حدی عاجزانه خانم حاجیان پر کرده بود به طوری که بیننده، افیلیا را گم می کند. او را در صحنه زنی پُر ادا و حرکتی می بینید که گفتاری طولانی و بی¬ربط را به متنی فاخر می چسباند.
    قطب الدین صادقی، مطلع و آگاه از دانش صحنه و امروزی است، چرا به چنین راهی می رود؟ مانند او کارگردانانی هستند که نوآوری امروز جذب شان می کند.» (نمایش نامه، 1390 شماره یک، 17)
    صادقی علاوه بر متون خارجی، در ارائه متون ایرانی نیز، در چند گرایش متفاوت تلاش های چشم گیری را به جامعه تئاتری ایران ارائه کرده است. او در زمینه متون عرفانی، تاریخی و حتی سیاسی و اجتماعی رویکردی ظریف، چاوش گرانه و منتقدانه داشته است. او نیز تلاش کرده است تا با مرور ایران در بستر اسطوره، تاریخ و اجتماع معاصر یک دراماتورژی نوبنیاد را به منصه  ظهور درآورد. البته گاهی نیز ناکام مانده است، زیرا ورود به برخی از اندیشه ها، آن هم در صحنه، ناممکن است. به نظر می رسد این شکست در افشین و بودلف هر دو مرده اند نوشته صادقی و عادل های آلبر کامو به کارگردانی قطب الدین صادقی بسیار آشکار و کاملا مشهود است. حُسن کار صادقی نسبت به جوان ترها این است که اولا بی هدف پیش نمی رود، ثانیا با دانش و با شعور عمل می کند، هر چند همان موانع بارز او را به شکست سوق داده اند، ثالثا او نمی خواهد به بهانه دراماتورژی متن دیگران یا متن تالیفی و اقتباسی خود را به بیراهه ای کور و گنگ ببرد و ناقص الخلقه ای بدذات را به دیگران عرضه کند. همانگونه که امروز برخی ویلیام شکسپیر را به اسیری گرفته و جلوی دیدگانش هر زشت و قبیحی را به نام دراماتورژی عرضه کرده اند. به عبارت دیگر متن شکسپیر را درون چرخ گوشت ریخته و چیزکی از آن بیرون آورده اند که دیگر رد و نشانی از آثار اصلی و خالق اولیه ندارد.
    به هر حال دراماتورژی بسترساز شکست و پیروزی است و می تواند در نو شدن و هویت دادن و حتی جهانی شدن اندیشه ها و ساختارها به نوجویان و بخردان عرصه درام ایرانی کمک کند. شاید بتوان گفت امیررضا کوهستانی در اجرای ایوانف چخوف توانست دراماتورژی را به مفهوم حقیقی آن نزدیک و نزدیک تر کند. او آشکارا ما را به مکاشفه ای دعوت می کند که حاصل فکر یک هنرمند نواندیش ایرانی است؛ اما او ضمن دادن یک جغرافیا، مرزهای جغرافیایی را از ایوانف صد و چند سال قبل روسیه دوره تزاری برمی دارد و جلوه ای امروزی و حتی ایرانی به آن می دهد؛ گرچه ایرانی هم باقی نمی ماند، زیرا به آن معنا و تطابقی جهانی در یک چارچوب ویژه می بخشد. شاید توانسته باشد ایده آل چخوف را عملی کند و با این کار خلاق بر آن جنگ زرگری چخوف و استانیسلاوسکی هم سوت پایان را دمیده باشد. اگر چه امیررضا کوهستانی هم از دیگران به ویژه دو آمریکایی، دیوید هیر و تام استپارد از متن ایوانف، تاثیر پذیرفته اما توانسته است کاملا مستقل و خلاق خروجی خود را از  این متن بیرون بیاورد.
    فریندخت زاهدی، استاد دانشگاه نیز از منتقدان درک و دریافت اشتباه اصطلاح دراماتورژی در ایران است و دراین باره می گوید:« کارگردان های ما اصلا دراماتورژ را قبول ندارند و همه کار را خودشان انجام می دهند و به نظر من این کار از آب گل آلود ماهی گرفتن است. آن ها معمولا خود را دراماتورژ هم می دانند و راست هم می گویند، زیرا خودشان کار را تحلیل می کنند، البته با چه سوادی معلوم نیست! متاسفانه به خاطر اینکه نمایش نامه نویسی و نمایش نامه نویس و دراماتورژ، اعتبار و ارزشی را که در جوامع دیگر دارد در کشور ما ندارد، هر کسی به خود اجازه می دهد بگوید من نمایش نامه نویس و دراماتورژ  هم هستم. بسیاری از نمایش نامه هایی که خود کارگردان ها می نویسند چه بسا اگر توسط یک نمایش نامه نویس که حرفه اش نمایش نامه نویسی است نوشته می شد، یک اثر کامل تری به وجود می آمد. البته آن چه گفتم به این معنی نیست که اگر کارگردانی خود دست به نوشتن نمایش نامه اش می زند کار بدی انجام می دهد، اما من مطمئن هستم اگر همان کار را یک نمایش نامه نویس می نوشت و با یک دراماتورژ با نگاه تحلیلی دقیق تری نظر خود را به آن اضافه می کرد اثر متفاوتی خلق می شد. ما در سایر کشورها به ندرت می بینیم یک اثر نمایشی روی صحنه برود و دراماتورژ نداشته باشد. دراماتورژ در همه جای دنیا نقش کلیدی دارد. البته هر کارگردانی می تواند اثر را با دریافت خود به صحنه ببرد، اما باید دراماتورژ در کنار او باشد و کارگردان را از برداشت های و نکات نهفته که ناخودآگاه وی به عنوان هنرمند از آن می گذرد، آگاه کند. (مجله نمایش، شماره 154، تیرر 91، ص.85 )

    منابع
    احمدپور، نسیم، دراماتورژی، سرکشی ای مداوم، فصل نامه  نمایش  نامه، بهار 1390، سال اول، شماره یک
    اکرسال، پیتر، دراماتورژی چیست؟ دراماتورژ کیست؟، فصل نامه تئاتر و هنرهای نمایشی، با ترجمه حمید احیاء، شماره دوم دوره جدید، تابستان 1384 .
    بهرامی، میهن، گذر از خلاقیت آگاهانه، فصل نامه نمایش نامه، بهار 1390، سال اول، شماره یک
    زاهدی، فریندخت، گفت وگو با مرجان سمندری معطوف، مجله نمایش، شماره 154، تیرماه 91 .
    قلی پور، علی، خواب در بیداری، فصل نامه نمایش نامه، بهار 1390، سال اول، شماره یک
    مهکام، حسین، شیوه های روایت در نمایش نامه نویسی معاصر، فصل نامه-نمایش نامه، بهار 1390، سال اول، شماره یک

  • مهتاب کرامتی: دوست دارم با مستقل‌ ها کار کنم

    مهتاب کرامتی: دوست دارم با مستقل‌ ها کار کنم

    ایسنا نوشت: نشست خبری دومین جشن فیلم کوتاه مستقل خورشید با حضور مهتاب کرامتی‌ مدیر هنری این جشن و مهدی یارمحمدی دبیر جشن برگزار شد.

    در ابتدای این نشست که روز دوشنبه در خانه هنرمندان ایران برگزار شد، یارمحمدی با ارائه توضیحاتی هدف از برپایی جشن فیلم کوتاه مستقل خورشید را شناسایی و حمایت از بهترین فیلم‌های مستند کوتاه و ایرانی و تقدیر از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این بخش از سینما دانست و گفت: «آثار شرکت‌کننده در این جشن در چهار بخش مسابقه فیلم‌های مستقل، ‌حمایتی، آماتور‌ و تولید فیلم‌های مستند به رقابت خواهند پرداخت.»

    وی خاطرنشان کرد: «در بخش مسابقه فیلم‌های مستقل، کلیه آثار مستقل با موضوع آزاد در قالب‌های داستانی‌، مستند‌، تجربی و پویانمایی که افراد حقیقی و بدون حمایت مراکز دولتی آن را ساخته باشند، ‌داوری خواهند شد و در بخش مسابقه فیلم‌های حمایتی‌، فیلم‌های کوتاه با موضوع آزاد که با مشارکت بخش خصوصی تولید شده باشند‌، شرکت دارند.»

    یارمحمدی بخش مسابقه فیلم‌های آماتور را شامل فیلم‌های غیرحرفه‌ای ساخته شده توسط دانش آموزان ‌،هنرجویان آموزشگاه‌های سینمایی و دانشجویان سینما با موضوع آزاد عنوان کرد و گفت: «این فیلم‌ها با هر فرمت اعم از موبایل‌ و دوربین‌های غیر حرفه‌ای و در زمانی کمتر از 10 دقیقه می‌توانند با هم به رقابت بپردازند و این بخش فرصتی برای شناسایی استعدادهای نو در زمینه تولید فیلم‌های کوتاه و خلاق است.»

    وی افزود: «همچنین در بخش مسابقه، تولید فیلم مستند پایگاه حمایت از فیلم کوتاه مستقل این امکان را مهیا می‌کند تا طرح‌های پیشنهادی مستند خود را با زمان تقریبی 30 دقیقه جهت تولید به دبیرخانه جشن تحویل دهند که این طرح‌ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت و تعداد 10 طرح برگزیده امکان تولید دریافت خواهند کرد.»

    مهتاب کرامتی هم با اشاره به علت حضورش در این جشن گفت: «پرونده کاری‌ام نشان داده همیشه دوست دارم با مستقل‌ها کار کنم و دغدغه حمایت از فیلمسازان مستقل کوتاه و مستند از مدت‌ها قبل در من وجود داشت. پس از آشنایی با پایگاه حمایت از فیلم کوتاه مستقل و شناخت اهداف فرهنگی و حمایتی این مجموعه و تلاشی که متولیان این پایگاه برای پشتیبانی از سینمای مستقل کوتاه و مستند به عمل می‌آورند‌، قبول کردم حضور داشته باشم و اگر این حضور مثبت باشد در سال‌های دیگر هم همکاری خواهم کرد.»

    وی آثار رسیده به دبیرخانه جشن را 369 فیلم عنوان کرد و گفت:‌ «این تعداد نشانگر استقبال خوب فیلمسازان فیلم کوتاه و مستند از این جشن است.»

    این بازیگر ادامه داد: «هیئت انتخاب این دوره از جشن متشکل از فرید فرخنده کیش‌، مهدی یارمحمدی‌ و محمد میرکانی‌ از بین فیلم‌های رسیده 71 عنوان را شایسته حضور در این جشن دانسته‌اند که فیلم‌های راه یافته 25 مرداد از طریق سایت جشن به نشانی www.shorttilmsupport.com معرفی خواهند شد.»

    مدیر هنری دومین جشن فیلم کوتاه مستقل خورشید درباره حمایت از برگزیدگان این جشن اظهار کرد: «تلاش کرده‌ایم که به نفع شایسته‌ای از فیلم‌های برگزیده وکارگردانان این فیلم‌ها تقدیر کنیم.»

    کرامتی در پاسخ به سئوالی درباره تداخل حضورش در فیلم«فرزند چهارم» و برپایی این جشن گفت: «من بعد از اینکه سفیر یونیسف شدم یاد گرفتم زمانم را مدیریت کنم. ضمن اینکه سحرخیزی‌ام باعث شده تایم بیشتری داشته باشم و برای این جشن هم خیلی وقت است که کارم را شروع کرده‌ام و مشکلی پیش نمی‌آید. ضمن اینکه این جشن آنلاین است و باعث می‌شود هر لحظه در جریان کارها قرار بگیرم.»

    یارمحمدی با اشاره به آنلاین بودن این جشن گفت: «از آنجا که این جشن اولین و تنها جشنواره آنلاین فیلم کوتاه در ایران است تلاش کرده‌ایم تا از فضاهای مجازی بیشتری بهره گیری کنیم که نمایشگاه آنلاین فیلم‌های کوتاه شرکت کننده در جشن از جمله نوآوری‌های ما است. همچنین به جای اکران فیلم‌های کوتاه در سالن نمایش ، فیلم‌های راه یافته در نمایش آنلاین در سایت پایگاه آپلوت می‌شوند و علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سایت آنها را تماشا کنند.»

    وی در پایان سخنانش از روزنامه اقتصادی آسیا‌، کانون فیلم آسمان‌، موسسه فرهنگی هنری ویلافرهنگ‌ و شرکت تک دانه به عنوان حامیان این دوره جشن نام برد.

    دومین جشن فیلم کوتاه مستقل خورشید شهریور ماه برگزار خواهد شد.