نویسنده: zol

  • تمدید نمایش «کِرِشِن‌دو» برای ۴ اجرا

    تمدید نمایش «کِرِشِن‌دو» برای ۴ اجرا

    به گزارش تئاتر آنلاین، نمایش «کِرِشِن‌دو» به نویسندگی پویا ‌سعیدی و کارگردانی فرشید ‌روشنی که در سالن شماره ۲ عمارت هما روی صحنه رفته است، قرار بود تا روز جمعه ۱۷ اسفند روی صحنه باشد که به علت استقبال مخاطبان فقط برای ۴ اجرای دیگر تمدید شد.

    نمایش «کِرِشِن‌دو» از روز سه‌شنبه ۲۱ اسفند تا روز جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۰ روی صحنه خواهد رفت.

    تهیه‌کنندگی این نمایش به عهده رضا سرپرست است.

    (به ترتیب ورود) حامد ‌محمودی، ماهان عبدی، محمد ‌اسلامی، محمد ‌حیدری، علی ‌آشمند، آبتین ‌ضیأ، پریماه ‌شمشیری و رضا سرپرست بازیگران این اثر نمایشی هستند.

    در خلاصه داستان این اثر نمایشی آمده است: «در حمامِ یک خوابگاهِ دانشجویی، غریبه‌ای وارد می‌شود، پلیس می‌آید، هلیکوپتری از راه می‌رسد و سگی زوزه می‌کشد.»

    طراح لباس: شیما ‌میرحمیدی، طراح صحنه و طراح نور: مهران ‌زاغری، آهنگساز: پویا ‌نوروزی، مجری طرح: عباس ‌اکبری، مدیر تولید: سایه ‌چهرچلگانی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: سایه ‌چهرچلگانی، دستیار کارگردان و منشی صحنه: پریماه ‌شمشیری، دستیاران لباس: ماهرخ ‌ولی ‌فرد، امید امین، اتاق فرمان: آرین ‌صمدی، جانشین تولید: دانیال ‌یعقوبی، مدیر صحنه: احمد ‌طاها ‌زرگر، گروه تولید: پارسا ‌نعمتی، دانیال فاضل، ساخت دکور: سامان عسگری، یحی نام آور، بهمن سلطانی، دستیار طراح نور: مهدی خلج، دستیار طراح صحنه: مانی ‌دهقان، نکیسا راستین، تبلیغات: راوی‌مدیا، مدیر تبلیغات: امیرحسین ‌میرزائی، موشن گرافی و تیزر: سهیل ‌فلاح، تصویربردار: فاطمه قاسمی، تبلیغات مجازی: رومینا ‌مهدوی، مشاور رسانه‌ای و روابط عمومی: علی ‌کیهانی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.

  • ۲ نمایش تازه در تماشاخانه‌ ایران‌شهر

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «شک» به نویسندگی جان پاتریک شنلی، ترجمه‌ محمد منعم و کارگردانی کورش سلیمانی و با بازی رویا افشار، بهنام تشکر، ویدا جوان، ساناز نجفی از ۱۷ فروردین ساعت ۲۱ در سالن سمندریان تماشاخانه ایران‌شهر اجراهای خود را آغاز می‌کند.

    نمایش «بازی استریندبرگ» نوشته‌ فردریش درونمات، ترجمه‌ حمید سمندریان و کارگردانی محمدرضا مالکی با بازی محمدرضا مالکی، صفورا خوش طینت، مجید اسلامی دیگر نمایش سالن سمندریان‌ است که از ۱۷ فروردین ساعت ۱۹ به صحنه می‌رود.

  • نمایش بخ‌بستگی فروردین ۱۴۰۴ روی صحنه می‌رود

    نمایش بخ‌بستگی فروردین ۱۴۰۴ روی صحنه می‌رود

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «یخ‌بستگی» تازه‌ترین اثر احمد سلگی است که از اواسط فروردین 1404 اجراهای خود را در تماشاخانه ایران‌شهر آغاز می‌کند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: به همدیگه قول داده بودیم که فصل آخرش رو با هم می‌سازیم؛ پس اگه اینجا فصل آخره، در رو باز کن و بیا تو … .

    احمد سلگی پیش از این نمایش‌های هویت پروانه‌های مرده، بال پنجم و کالاندولا را در مقام نویسنده و کارگردان به روی صحنه برده و در نگارش نمایش‌نامه‌های زهرماری و شاه‌ماهی نیز همکاری داشته‌است.

    اسامی بازیگران‌، عوامل اجرایی و اطلاعات تکمیلی این اجرا به‌زودی اعلام می‌شود.

  • شوکران؛ روایتی از سقراط بر صحنه تئاتر سیرجان

    شوکران؛ روایتی از سقراط بر صحنه تئاتر سیرجان

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «شوکران نوشی سقراط به روایت افلاطون» حاصل همکاری گروه تئاتر نیما و اداره زندان سیرجان است که با نویسندگی افلاطون، مسعود رضایی و رضا مسلمی‌زاده و کارگردانی رضا مسلمی‌زاده، در تالار فردوسی مجموعه تئاتر شهر سیرجان به اجرا در می‌آید.

    این نمایش، با هنرنمایی ناصر پور جعفرآبادی، جواد خواجویی، میلاد افتخاری، عباس عرب‌زاده، مجید اسماعیل‌زاده، ابوالفضل شوراک، موسی تانوردی، علی سالاری، امین محمدزاده، حسن رنجبر و محمود شاه مرادی، به روایت داستان سقراط می‌پردازد.

    نمایش «شوکران نوشی سقراط به روایت افلاطون»، با تلفیق هنر و زندان، فرصتی برای بازتاب مسائل اجتماعی و انسانی فراهم می‌کند.

    این اثر، نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد فضایی برای رشد و شکوفایی استعدادهای هنری در میان زندانیان است و حضور هنرمندان باتجربه در کنار بازیگران جدید، به ارتقای کیفیت اثر کمک کرده و تجربه‌ای متفاوت را برای مخاطبان رقم می‌زند.

    این نمایش، نه تنها یک رویداد هنری، بلکه یک اقدام فرهنگی و اجتماعی ارزشمند است که می‌تواند به تغییر نگرش جامعه نسبت به زندانیان و نقش هنر در بازپروری آنان کمک کند.

  • تقدیر اتابک نادری از فاطمه نقوی در «جزیره لؤلؤ»

    تقدیر اتابک نادری از فاطمه نقوی در «جزیره لؤلؤ»

    به گزارش تئاترآنلاین؛ اتابک نادری سرپرست اداره کل هنرهای نمایشی، شامگاه دوشنبه ۱۳ اسفند در تماشاخانه‌ ایران‌شهر به تماشای نمایش «جزیره لؤلؤ» به کارگردانی ستاره پسیانی نشست، و با همراهی فرهاد اصلانی از حضور فاطمه نقوی بازیگر پیشکسوت گروه تئاتر بازی تقدیر کرد.

    سرپرست اداره کل هنرهای نمایشی در این مراسم گفت: در شرایط فعلی می‌دانیم که همه‌ اعضای گروه نمایش «جزیره لؤلؤ» با صداقت و بی چشم‌داشت و به عشق مخاطبان فهیم تئاتر به صحنه می‌روند. حضور فاطمه نقوی بر صحنه،‎‌ برای ما اهالی تئاتر بسیار ارزشمند است و ما همیشه از نسل ایشان تعهد، صداقت و اخلاق حرفه‌ای را آموختیم. قدردان حضور تاثیرگذار خانم نقوی هستیم و برایشان آرزوی سلامتی می‌کنیم. این گروه یادگار زنده‌یاد آتیلا پسیانی و عزیز ما هستند.

    نمایش «جزیره لؤلؤ» تا ۲۴ اسفند ماه هر شب ساعت ۲۰:۴۵ در سالن استاد سمندریان به صحنه می‌رود.

  • «تراس» به تماشاخانه طهران رفت

    «تراس» به تماشاخانه طهران رفت

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «تراس» نوشته ژان کلود کریر با ترجمه اصغر نوری، طراحی و کارگردانی فاطمه زمانی و تهیه‌کنندگی اسماعیل رضوی اجراهای خود را در سالن مده‌آ تماشاخانه طهران آغاز کرد.

    نمایش «تراس» با بازی ملینا مشایخی، رسول صانعی، یاسمن فنائیان، فاطمه ثروتی، محمد دنیوی، مسیح شانظری، رسول صانعی، دانیال حسین‌پور، مسعود تاج‌کریمی، سیدصالح حسینی و هادی طالبی از 12 تا 28 اسفند، ساعت 19 میزبان مخاطبان است.

    در خلاصه داستان این اثر می‌خوانیم: «داستان جدایی و کشمکش زوج جوان بی‌آنکه بدانند در این وضعیت چه باید بکنند، تا اینکه با ورود مستاجرین و نفوذ آنها…»

    از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به بازیگردان، طراح صحنه و لباس و طراح پوستر و بروشور: فاطمه زمانی، سرپرست گروه کارگردانی: علی احمدی، گروه کارگردانی: صالح حسینی، متین معمار و عرفان واشقانی، دستیار لباس: مبینا دودانگه، مجری طرح: گروه هنری سافاتا، مدیر پروژه: سارا هاشم‌پور، طراح گریم: یاسمین تک‌فلاح، مجری گریم: صبا ابراهیمی، طراح نور: رضا خضرائی، مجری نور: علی قربانی، طراح فرم: تارا هاشم‌پور، منشی صحنه: فاطمه سلیمی، صدا و موسیقی متن: حمیدرضا جهانگیری، مدیر صحنه: محمدرضا عباسی، دستیاران صحنه: شروین سهیلی و محمدرامتین جعفری، عکاسان: علی واثقی، مهگل نورالهی و ماندانا هاشمی، مدیر اجرایی: ستایش هشیاری اشاره کرد.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • طراحان نمایش«چلوکبابی حاجی مولوی» معرفی شدند

    طراحان نمایش«چلوکبابی حاجی مولوی» معرفی شدند

    به گزارش تئاترآنلاین به نقل از روابط‌عمومی؛ طراحان نمایش «چلوکبابی حاجی مولوی» به نویسندگی علی صفری، تهیه‌کنندگی داود نامور و کارگردانی رها حاجی‌زینل معرفی شدند.

    براین اساس فرشاد نصیری (طراحی نور)، امیر پناهی‌فر (طراحی صحنه)، امین قنبری (طراحی گرافیک) و مهتاب حسنی (طراحی گریم و لباس) این پروژه را که قرار است از 21 اسفند، ساعت 19:30 در عمارت نوفل‌لوشاتو میزبان مخاطبان باشد، برعهده دارند.

    پیش از این بازیگران این نمایش نسا یوسفی، رضا بهرامی، سامان کرمی، آرام نیک‎بین، سحر گل‌شیرازی، نیلوفر ذوالفقاری، محمدحسین آرمیده و محمدعلی سلیمان‌تاش معرفی شده بودند.

    محمود یوسفی، کارگردان تئاتر نیز به عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.

    علاقه‌مندان برای تهیه بلیت این نمایش می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

  • نقدی بر نمایش«امیرو»؛ کارکرد نمادشناسانه و اسطوره‌ایِ رفتن

    نقدی بر نمایش«امیرو»؛ کارکرد نمادشناسانه و اسطوره‌ایِ رفتن

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «امیرو» که این روزها بر صحنه تماشاخانه هما اجرا دارد، از نام «امیرو» در فیلمی از «امیر نادری» وام گرفته شده است و به مساله مهاجرت می‌پردازد و به تحلیل هویت از منظر پسااستعماری نگریسته می‌شود. چالش هویتی که خود رهاورد این موضوع است در داستان «امیرو» به خوبی به چشم می‌خورد.

    برادر امیرو در پی او به جنوب می‌آید و سعی می‌کند تا رد پایی از گذشته خویش بیابد. تعاملاتی که در نمایش دیده می‌شود به نیکی از همین تعارضات هویتی سخن می‌گوید؛ این‌که آن‌جا بهتر است و این‌جا دوستانی دارید که دل‌تنگشان می‌شوید، این‌که همه رفته‌اند و باز هم چیزهایی مانده که پای دل‌تان را به زلف سرزمین مادری گره بزند، موسیقی قومی، بازی‌های کودکی، حتی خاطرات رنج‌ها،گرچه به ظاهر ساده و کودکانه می‌آیند اما تا بزرگسالی با کاراکترهای داستان همراه می‌شوند.

    داستان درست زمانی که برادر امیرو به قصه وارد می‌شود با مفهوم کلمه «دیگری» درهم می‌آمیزد و کودکان بومی سعی دارند تا او را دست بیندازند و توفیقاتی نیز دارند اما این همه آن نیست. مهاجرت برای هر کس که سرزمینش را ترک می‌کند این تبعات را دارد. وقتی کاراکتر قصه می‌گوید که نمی‌خواهد برود و ترس از مفهوم دیگری و غریبه‌بودن در سرزمین جدید را دارد و با پاسخ ساده‌انگارانه‌ای مواجه می‌شود که «خب آن‌جا هم دوست پیدا می‌کنی»، از همین اضطراب هویتی سرچشمه می‌گیرد.فرهنگ و حافظه جمعی که با مهاجر کوچ می‌کند و او را آشفته می‌سازد تا مفهوم هویت فرد متاثر گردد.

    نمایش امیرو با نگاهی انتقادی به مساله مهاجرت می‌نگرد و با صرف فعل رفتن در آینده می‌گوید که با «خواهم رفت»ها هیچ‌گاه این سرزمین ساخته نمی‌شود اما اگر بخواهیم به دلایل این مهاجرت بپردازیم، باید بگویم عامل اقتصادی که در نمایش بارها به آن اشاره شد، یک دلیل محکم برای تجارت است، چراکه کودکان با جمع‌آوری بطری‌های داخل آب به معیشت خانواده رسیدگی می‌کردند. از سوی دیگر طبق آن‌چه در بروشور آمده بود، اتفاقات در سال شصت‌وسه می‌گذشت و جنگ و ناامنی موج مهاجرت را دامن می‌زند. البته که نمایش به این بسنده نکرده و نگاهی به مساله جهانی‌سازی و افزایش ارتباطات و تعاملات فرهنگی دارد. نمایش به شکل یک لوپ طراحی گردیده بود که از انتها به ابتدا دچار فلش‌بک شده و نمایش در همان نقطه اول پایان می‌یابد. نگاه نمادشناسانه تاس‌هایی که دانه‌دانه‌اش را گدایی می‌کردند تا انتهای نمایش که تلی از تاس را بر زمین می‌ریزند، اشاره به درون و وجود همه کسانی دارد که چیزی را فراتر از مرزها جست‌وجو می‌کنند. نمایش با نگاهی انتقادی به درون آدمی اشاره می‌کند و این مهم که آدمی همه‌چیز را درون خودش دارد.

    معلم که در آثار معمولاً نماد خردورزی‌ست، در این نمایش در پاسخ‌دادن به بسیاری از پرسش‌ها عاجز می‌ماند و خود نماد ناآگاهی است. جهل میوه دوران پسااستعماری‌ست که مردم را وادار به مهاجرت می‌کند. از سوی دیگر امیرو در این اثر تکثیر شده است، چراکه هر یک از شخصیت‌های قصه خود یک امیرو هستند! آنها تلاش می‌کنند تا مانند امیرو خوب بدوند. دویدن برای رسیدن به یک هدف! امیرو در قصه حضور ندارد. صدایش چرا اما خود امیرو را به واقع نمی‌توان یافت، چراکه او مهاجرت کرده است. او نیز در پس همه ناآگاهی‌ها و نگرانی‌ها از امنیت اقتصادی و اجتماعی خویش این سرزمین را ترک گفته است.هویت آن‌جا در نمایش به چالش کشیده می‌شود که پدر امیرو می‌میرد و او می‌گوید زین‌پس همه آنانی که می‌میرند، پدر من‌اند!او با فراموش‌کردن هویت خود تلاش می‌کند مساله مهاجرت را به چالش بکشد. تبعیض در نمایش امیرو با بیگاری‌کشیدن و حتی ارزان‌خریدن شیشه‌های نوشابه نیست. به نیکی دیده می‌شود طراحی لباس در نمایش امیرو کاملاً نشان از فقر مالی مردمان آن سرزمین دارد، تا آن‌جا که زمانی که برادر امیرو برای جست‌وجوی برادرش به این شهر می‌آید،کودکان به او می‌گویند اگر می‌خواهد هم‌رنگ آنها باشد باید با پای برهنه بر این زمین قدم گذارد، چراکه کفش برایشان پدیده‌ای غریب است! او برای این‍که از این غریبگی فاصله بگیرد و از مفهوم دیگری جدا شود،کفش‌هایش را درمی‌آورد تا بتواند با پاهایی راه برود که آنان راه می‌روند تا شرایط‌شان را بهتر و بیش‌تر درک کند؛ شایداز این گذار بتواند برادرش را پیدا کند.

    صرف فعلِ رفتن درس زمان گذشته، حال و آینده نشان می‌دهد که در یک کارکرد نمادشناسانه و اسطوره‌ای رفتن در مدارس نیز به کودکان تعلیم می‌شود، چراکه ناآگاهی آن معلم و نظام آموزشی سبب می‌گردد تا کودکان از ماندن ناامید شوند. سخت‌گیری‌های نظام آموزشی که اغلب نابجا و از سر تعصبات است، باعث می‌شود کودکان از معلم و فضای مدرسه فرسنگ‌ها فاصله بگیرند. خود معلم نیز در رویای مهاجرت است. این را در دیالوگش با مادر دانش‌آموز می‌توان به خوبی دریافت کرد.بنابراین ناامنی‌ها فقط برای افراد نیست، بلکه برای دبیر استخدامی نیز همان ناامنی‌ها وجود دارد. این اتفاقی‌ست که در دوران پسااستعماری در کشورهای توسعه‌نیافته یا در حال توسعه تجربه می‌شود و فرد گرچه دیگر برده نیست، مانند دوران استعمار اما صرفاً به عنوان یک نیروی کار به او نگاه شده. از درجات انسانی‌اش کاسته می‌شود. نمایش امیرو با نگاهی نقادانه به این موضوعات نگریسته و تلاش کرده تا در زبانی ساده آن را روی صحنه آورد.

  • تخیل،عنصر اصلی کنسرت-نمایش «ژن زامبی» است

    تخیل،عنصر اصلی کنسرت-نمایش «ژن زامبی» است

    به گزارش تئاترآنلاین، تخیل عنصری کلیدی در یک نمایشنامه به حساب می‌آید که در هر سبکی از کار به قوام و کیفیت آن اضافه می‌کند. کنسرت-نمایش «ژن زامبی» به کارگردانی حامد رحیمی نصر که این روزها در تماشاخانه هما روی صحنه رفته یکی از آثاری است که تخیل نقشی کلیدی در شکل گیری اسکلت آن داشته و تماشاگر را به نقب زدن به لایه‌های زیرین خود تشویق می کند.

    «ژن زامبی» در سرزمین فورچونای اینوری و در زمان آینده پس از جنگ جهانی چهارم می گذرد که در آن مرگ هیچ مفهومی نداشته و اعضای قطع شده بدن همچون گیاه رشد کرده و ترمیم می شود!

    نمایش با ریتمی سریع آغاز شده و شخصیت های مختلف حاضر در دربار پادشاه معرفی می شوند. نقطه عطف پرده اول هم به خوبی قصه را وارد فاز تازه ای می کند. جایی که فرستاده های پادشاه به دنبال دو نفر برای روبراه کردن داماد شاه (مساله) می روند.

    با بازگشت آنها، سرانجام از مساله رونمایی شده و روی موضوع نامیرایی آدم های فورچونای اینوری مانور داده می شود. مساله دانشمندی است متعلق به یکصد سال پیش که گذرش به این سرزمین افتاده، عاشق و ماندگار شده است. اسامی شخصیت هایی که رحیمی نصر برای شخصیت های نمایش انتخاب کرده، خاص و جذاب است که برای مثال می توان به پارادوکس، آکلاد، انتگرال، تانژانت و … اشاره کرد.

    نمایشنامه «ژن زامبی» پر از استعاره و نشانه و زیرمتن است که تماشاگر با کشف آنها لذت بیشتری از تماشای آن می‌برد. این لایه لایه بودن متن را می توان یکی از مهمترین نقاط قوت کار قلمداد کرد که برای هر مدل تماشاگری، چیزی برای عرضه دارد. در عین حال، دیالوگ نقشی کلیدی در پیشبرد داستان دارد که عموما هم شکل و شمایل پینگ پنگی دارد.

    حفظ ریتم در بیان دیالوگ ها آن هم با تعداد زیاد شخصیت ها روی صحنه، کار سختی بوده که بازیگران به خوبی از عهده انجام آن برآمده اند. موضوعی که تنها با تمرین زیاد و راهنمایی درست کارگردان و نیز توانایی بازیگران کار رخ داده است. تعدد بازیگر آن هم در صحنه ای که عمق خیلی زیادی هم نداشته و گوشه ای از آن هم اختصاص به گروه موسیقی کار دارد، می توانست به پاشنه آشیل «ژن زامبی» تبدیل شود؛ اما این اتفاق با بهره گیری از یک میزانسن هوشمندانه رخ نداده است.

    بازی بازیگران پرتعداد نمایش که تقریبا همگی هم همیشه روی صحنه حضور دارند، خوب و یکدست از کار درآمده و کاملا در خدمت متن قرار دارند. به گونه ای که نمی توان یکی را برتر از بقیه به حساب آورد. چهره پردازی «ژن زامبی» هم به گونه ای است که در عین غلوآمیز بودن که در قواعد نمایشی کاملا پذیرفته شده، به باور تماشاگر نشسته و به جان بخشیدن قصه کمک شایانی کرده است.

    حامد رحیمی نصر در مقام سازنده اثر از موسیقی به شکل درستی بهره گرفته و آن را با کلیت نمایش جفت و جور کرده است. اجرای خوب گروه خورشید سیاه نیز دیگر نقطه قوت «ژن زامبی» است که عنوان کنسرت-نمایش را یدک می‌کشد. «ژن زامبی» از آن دسته نمایش هایی است که می توان برای بار دوم به تماشای آن نشسته و از تماشای جزئیات و ریزه کاری های موجود در آن و زیرمتن هوشمندانه اش لذت برد.

  • آغاز میزبانی تماشاخانه طهران از نمایش “من… او… آن…”

    آغاز میزبانی تماشاخانه طهران از نمایش “من… او… آن…”

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش “من… او… آن…” به نویسندگی و کارگردانی مهتاب مرادی از ساعت ۲۱:۰۰ شب گذشته در تماشاخانه طهران (شانو سابق) روی صحنه رفت. در این نمایش که کاری از گروه کارخونه تئاتر است،

    بازیگرانی همچون؛ (من: سعید یاری، محمد رحیمی، امین پیکاوا) ، (او: شمیم معین، یلدا محمدپناه) و (آن: سحر امیرشکری، شکیبا صدیقی، شمیم معین و پارسا بختیاری) ایفای نقش می‌کنند. همچنین از عوامل این نمایش ۴۵دقیقه‌ای می‌توان به؛ دستیاران: امیرعلی معیری و نیما رهگذر، منشی صحنه: شمیم معین، طراح گریم و لباس: مریم اقدامی پور، طراح صحنه: ابوالفضل مرادی، طراح نور: کارخونه تئاتر، نوازنده: پارسا بختیاری، طراح پوستر: تینا امیری، عکاس: کیمیا حسینی اشاره کرد.

    در خلاصه این نمایش از زبان کارگردان آمده است، زندگی هر ادمی‌ وقتی به سیاهی برسه همه چیز تغییر می‌کنه و خودت این رو خوب متوجه میشی. مثل همون جمله که میگه وقتی «تو» به «من» گفتی «شما» فهمیدم پای «اویی» در میان است … .

    این خبر در خاتمه یادآور می‌شود، فروش اینترنتی بلیت‌های این نمایش در سایت تیوال آغاز شده و مخاطبان می‌توانند برای تهیه بلیت نمایش “من… او… آن…” از طریق tiwall.com/p/man13 اعلام شده اقدام کنند.

  • «اولانزاپین»؛ نمایش بحران‌های طبقه متوسط

    «اولانزاپین»؛ نمایش بحران‌های طبقه متوسط

    به گزارش تئاترآنلاین، سروش زرینی، پزشکی است با تخصص جراحی عمومی اما دلبسته هنر و ادبیات. این روزها هم مشغول اجرای تازه‌ترین نمایش خویش است؛ «اولانزاپین» که زندگی شخصی یک پزشک را روایت می‌کند و نشان‌گر بحران‌های طبقه متوسط از جمله مساله خشونت است.

    این پزشک کارگردان در گفتگویی توضیحاتی درباره این اثر نمایشی ارایه کرد و از خشونتی که در میان افراد طبقه متوسط جامعه رواج دارد، سخن گفت.

    زرینی که نمایشنامه‌هایش را با بهره‌گیری از تجربه زیسته خود و افرادی که آنان را می‌شناسد، اجرا می‌کند، گفت: کارکترهای اصلی این نمایش و نمایش بعدی‌ام هر دو پزشک و بیمار هستند و گویی این اتفاق به طور ناخودآگاه افتاده است. در این نمایش نظاره‌گر زندگی خصوصی پزشکی هستیم که روانپزشک است و همسرش بیمار اوست.

    او ادامه داد: عموما در آثار هنری به جامعه پزشکی کمتر پرداخته شده و شاید در نگاه عموم جامعه یک پزشک قداست داشته باشد ولی مسایلی را که به عنوان یک انسان با آن سر و کار دارد، کمتر دیده می‌شود اما در این نمایش وارد زندگی شخصی یک پزشک می‌شویم و این بهانه‌ای است برای پرداختن به وضعیت طبقه متوسط که این روزها دچار بحران‌های دوگانه و حتی چندگانه‌ای است.

    این کارگردان که نمایش «اولانزاپین» را به مدت ۹ ماه با گروه خود تمرین کرده است، ادامه داد: در این نمایش به مفاهیمی مانند رابطه، رفتن، جنسیت و… می‌پردازیم و البته کانسپت کلی این واژگان را مد نظر داریم. اساس این کار، واژه است و بازی‌هایی که در آن انجام می‌شود، از نظر مفهومی و فرمی، روی واژه‌ها می‌چرخد.

    زرینی با اشاره به پرداخت این نمایش به بحران‌های طبقه متوسط افزود: تلاش کردم به بحران‌هایی که اطرافیانم با آن سر و کله می‌زنند و ما به عنوان افراد طبقه متوسط ناآگاهانه در آن غوطه‌ور می‌شویم، کمی جدی‌تر نگاه کنم. مساله من در این نمایش سیکل عدم قطعیتی است که بین افراد طبقه متوسط وجود دارد؛ اینکه نمی‌دانیم چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، چه چیزی راست و چه چیزی دروغ است و … مجموعه اینها سبب شد که این نمایشنامه را بنویسم.

    او درباره انتخاب عنوان نمایشنامه نیز توضیح داد: «اولانزاپین» یکی از داروهای اعصاب و روان است که عوارض متناقضی ایجاد می‌کند و خودش تمایل به خودکشی را افزایش می‌دهد. تناقض این دارو در این است که هم درمان‌بخش است و هم خود ایجاد بیماری می‌کند مانند دنیای پیرامون‌مان که دچار عدم قطعیت است.

    زرینی در پاسخ به اینکه چرا در تئاتر کمتر به مسائل طبقه متوسط جامعه پرداخته می‌شود، توضیح داد: شخصا فکر می‌کنم باید درباره چیزی صحبت کنم که آن را می‌شناسم. خیلی با طبقات اجتماعی دیگر آشنایی ندارم که بتوانم درباره آنها بنویسم. شاید ایده این کار از یک دوره سایکودرام شکل گرفت، جلسات روان درمانی گروهی بود که در آن افرادی از رشته‌های مختلف مانند پزشک، مهندس و… حضور داشتند. اتفاقاتی که در آن دوره رخ می‌داد، سبب شد که این نمایشنامه را بنویسم.

    او در توضیح بیشتر این موضوع افزود: در این دوره متوجه شدم که بسیاری از ما فکر می‌کنیم بیش از دیگران می‌فهمیم و به واسطه آن می‌توانیم خشونت خود را بر دیگری خالی کنیم. به همین دلیل در طبقه متوسط خشونت زیادی می‌بینیم که از جنس خشونت فیزیکی نیست بلکه کلامی است. به طوری که عموما در جمع‌های طبقه متوسط افرد تا بن دندان مسلح هستند که با دیگری تقابل کنند و عقیده خود را به کرسی بنشانند. در رشته پزشکی هم هر پزشکی به احتمال قوی خشونت فیزیکی را محکوم می‌کند ولی ممکن است خودش مرتکب خشونت کلامی شود. همه اینها انگیزه‌ای شد برای نوشتن و اجرای این نمایشنامه.

    این کارگردان با اشاره به روند نگارش و اجرای این اثر نمایشی ادامه داد: موضوعات بسیار مختلفی طی نوشتن این نمایشنامه مطرح شد و در نهایت آمیزه‌ای از بی‌هویتی، پوچی و خشونت، این متن را شکل داد.

    زرینی که پس از این نمایش بنا دارد از اوایل فروردین سال آینده دیگر نمایشنامه خود را روی صحنه ببرد، درباره کار تازه خود گفت: نمایش بعدی‌ام با نام «کاما» درباره یک پرفسور فلسفه است که آخرین روزهای زندگی خود را سپری می‌کند و به مفهوم جدیدی از فلسفه می‌رسد. البته متن این نمایش برگرفته از نمایشنامه «wit» نوشته مارگارت ادسن است که برنده جایزه پولیتزر شده و چندین ترجمه از آن در ایران وجود دارد ولی ترجمه‌های چندان مناسبی نبودند و خود دوباره آن را ترجمه کردم، بازنویسی و دراتورژی کردم. عنوان نمایش را هم تغییر دادم چون متن را متناسب با شرایط پزشکی خودمان بازنویسی کرده‌ام. قرار است این نمایشنامه از اوایل فروردین سال آینده روی صحنه برود.

    او در پایان با اشاره به علاقه‌مندی‌اش به ادبیات و هنر خاطرنشان کرد: تخصص من جراحی عمومی است و بورد تخصصی هم دارم. روانپزشکی یکی از علاقه‌های من است ولی دوستدار هنر و ادبیات هستم و در کنار اجرای تئاتر، گاهی فیلم هم می‌سازم و گاهی هم داستان می‌نویسم.

    به گزارش ایسنا، نمایش «اولانزاپین» با نویسندگی، طراحی و کارگردانی سروش زرینی و بازی محمود باقری، قدسی ‌شریعتی روی صحنه می‌رود.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده:

    «اولانزاپین» عکسی است از عصر داروهای اعصاب و روان، عصر میزهای خالی، عصر حیوان‌های اهلی عقیم، عصر عکس‌های بدون صاحب، عصر چمدان‌های بی‌سرانجام، عصر سفرهای تنهایی، عصر کودکان هرگز زاده نشده، عصر واقعی بی واقعی، عصر ارزش بی ارزش، عصر پرواز بی پرواز.

    این اثر نمایشی هر شب ساعت ۲۱ و پانزده و به مدت یک ساعت در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب اجرا دارد.

    منبع: ایسنا

  • نمایش «سیاژدی؛ یک تراژدی انسانی» روی صحنه می‌رود

    نمایش «سیاژدی؛ یک تراژدی انسانی» روی صحنه می‌رود

    به گزارش تئاترآنلاین، نمایش «سیاژدی؛ یک تراژدی انسانی» نوشته و کارگردانی حسین رحیمی هر شب به جز شنبه ها ساعت ۱۹ در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی روی صحنه می رود.

    علی لطفی، حسین رحیمی، عباس علیزاده، مهدی آسمانی، حسین چاوشی گروه بازیگران این نمایش ۷۰ دقیقه‌ای را تشکیل می‌دهند.

    در خلاصه داستان این نمایش آمده است: فیروز و اربابش در جنگل در حال گشت زنی هستند که حیوانات درنده به آنها حمله می‌کنند و آنها مجبور می‌شوند به مکانی پناه ببرند که متوجه می‌شوند جهنم دانته است …

    همچنین از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به دستیار کارگردان: مهران مهرآمیز، صدا بازیگر: حسین خدادادی، طراح صحنه: محمد رحمانی، طراحی و ساخت آکسسوار: مهربد امیدی پور، مجری نور و صدا: علی صمدی انور، دراماتورژ: شایان صدرزاده اشاره کرد.

    علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.