زندگی شهری؛ نیمچه گزارشی از صحنههای سنگی
«این گزارش به بررسی تئاتر روم باستان، از ریشههای یونانی و گونههای نمایشی تا معماری، بازیگری و نقش اجتماعی آن در شکلگیری تاریخ نمایش غرب میپردازد.»
تئاترآنلاین – هومن معتمدنیا: القصه، تئاتر از یونان به روم رسیده بود. تغییرات درحال وقوع بودند. نمایش نمهنمه از فضاهای آیینی و تراژدی فاصله گرفت. مسیر تئاتر عوض شده بود. پنداری دیگران فهمیده بودند که تئاتر فارغ از کمدی و تراژدی، ژانرهای دیگری نیز دارد. روم زمینهساز شکوفایی متون در سایز نقاط جهان شد. نویسندگانی مثل پلوتوس و ترنتیوس همراه با سبک کمدیهایی پر از سوءتفاهم، تیپهای ثابت و موقعیتهای روزمره، تماشاگر رومی را جذب کنند. در کنار کمدینویسها، سنکا تراژدیهایی تیرهتر و خشنتر از دیگر نمایشنامهنویسان نوشت و چهرهی جدیتری از تئاتر روم را نشان داد. رومیها برای این نمایشها ساختمانهایی مستقل با صحنههای بزرگ و جایگاههای مهندسی شده ساختند تا تئاتر در معنای امروزی را آنان ابداع کرده باشند.
تئاتر روم باستان یکی از مهمترین دورههای تاریخ نمایش است و برای فهم تاریخ تئاتر در غرب، شناخت آن ضروری است. تئاتر روم را میتوان زیرمجموعهای از تئاتر یونان نامید. با اینوجود خیلی زود ویژگیهای مستقل خود را پیدا کرد. در آنجا فارغ از هر جنبهی نمایشی، تئاتر ابزاری برای نمایش قدرت سیاسی به شمار میرفت. پس با چنین منطقی، تئاتر رومی را باید از نظر محتوا، شکل اجرا، معماری، بازیگری، مخاطب و کارکرد اجتماعی بررسی کرد.
در آغاز راه، تئاتر روم یک سنت بومی شلخته بود و در واقع از دو منبع اصلی تغذیه شد. منبع نخست تئاتر یونان بود؛ بهویژه کمدی
نو یونانی که رومیها آن را ترجمه، اقتباس و بازنویسی کردند. منبع دوم، سنتهای نمایشی بومی خود ایتالیا بود؛ سنتهای ایتالیا پیش از نفوذ فرهنگ یونانی در میان مردم ایتالیا وجود داشت و بیشتر حالت عامیانه، بداهه، فکاهی و گاه مانند دیگر مکاتب، آیینی داشت. از مهمترین این سنتها میتوان به فابیولا آتلان اشاره کرد که نوعی نمایش خندهدار و مبتنی بر تیپهای ثابت بود. این دو سرچشمه در کنار هم تئاتر روم را که هم از نظر ادبی وابسته به یونان بود و هم از نظر مزه و حالوهوا، رنگ و بوی رومی و ایتالیایی داشت، پایهگذاری کردند.
شروع رسمی تئاتر لاتین معمولا به سال ۲۴۰ پیش از میلاد نسبت داده میشود. در این سال، لویوس آندرونیکوس (نمایشنامهنویس و مترجم ایتالیایی) نخستین آثار نمایشی لاتین را بر اساس نمونههای یونانی ارائه کرد. این رویداد معمولا آغاز تاریخ مکتوب تئاتر روم دانسته میشود. پس از او، نویسندگان دیگری مانند گینوس ناویوس و سپس پلاوتوس و ترنتیوس این مسیر را ادامه دادند و باعث شدند تئاتر رومی (بهویژه در حوزه کمدی) رشد کند.
شکل نوین نمایش در روم با جامعهای پیش رفت که از نظر سیاسی، نظامی و اجتماعی بسیار منظم و سلسلهمراتبی و سنتی بود. رومیها به نمایش عمومی علاقه داشتند، اما نگرششان به هنر اجرا با یونانیها تفاوت داشت. نمایش در یونان اغلب با آیینهای دینی، فلسفه و مفاهیم تراژیک پیوند داشت. درحالی که رومیان آن را به عنوان سرگرمیهای عمومی در جشنها و مراسمات رسمی میدانستند. دولت روم برای آرام نگاه داشتن مردم و جلب رضایت
آنها، به برگزاری جشنها اهمیت بسیاری میداد و از قضا، تئاتر یکی از عناصر اصلی جشنها بود. این جشنها که لودی نام داشتند، شامل نمایش، موسیقی، مسابقه و گاه سرگرمیهای دیگر نیز میشدند.
تئاتر روم همچنین در بستر جامعهای طبقاتی اجرا میشد. جایگاه تماشاگران در سالنها بر اساس طبقهی اجتماعی تنظیم میشد و افراد بانفوذ، نجبا و مقامات سیاسی در بخشهای بهتر مینشستند. از این نظر، خود معماری سالنهای تئاتر، قابی از جامعهی سنتی روم بود. همچنین وجود گونههای نمایشی متنوع در تئاتر روم آن را خاصتر از دیگر مکاتب کرده بود. با این حال، کمدی مهمترین و پربینندهترین ژانر تئاتر رومی به شمار میرفت.
مهمترین نوع کمدی در روم، کمدی پالیاتا بود. واژه پالیاتا از لباس یونانی پالیم گرفته شده است. در واقع، نمایشنامهنویسان رومی در این نوع آثار، از کمدی نو یونان الگو میگرفتند، اما بازنوشتار آن را با زبان و شوخیهای رومی انجام میدادند. اغلب شخصیتها یونانی بودند، اما مضمون و اجرای اثر برای مخاطب رومی تنظیم میشد. پالیاتا به روابط خانوادگی، عشق، سوءتفاهم، رقابت میان پدر و پسر، برده و ارباب، و ماجراهای جوانان عاشق میپرداخت.
درمقابل، نوع دیگری از کمدی، کمدی توگاتا بود که لباس رومی توگا را در نام خود داشت. این نوع نمایش نسبت به پالیاتا کمتر از یونان و بیشتر از جامعه رومی الهام میگرفت. در توگاتا، شخصیتها رومی یا ایتالیایی بودند و داستانها به زندگی روزمره، روابط
اجتماعی و مسائل محلی نزدیکتر بودند. متاسفانه با گذر زمان از این گونه آثار تعداد کمی به صورت کامل باقی مانده است.
مهمترین آنها، فابیولا آتلان (آتلان فارس) بود. آتلان فارس یکی از مهمترین سنتهای بومی ایتالیاست که پیش و همزمان با رشد تئاتر رسمی در روم وجود داشت. این نمایشها کوتاه، خندهدار، بداهه و مبتنی بر تیپهای ثابت بودند. شخصیتهایی مانند پیرمرد سادهلوح، جوان عاشق، دزد، ریاکار، شکمپرست یا مرد حریص (که هریک از آنها بخشی از فرهنگ روم بودند) شکل میگرفت. آتلانها نقش مهمی در شکل دادن به ذائقه مردمی تئاتر روم داشتند و بعدها بر سنتهای کمدی اروپایی اثر گذاشتند.
سمبولیکترین نوع اجرا در آن دوران، پانتومیم. پانتومیم در دورههای بعدی روم (بهویژه در عصر امپراتوری) بسیار محبوب شد. این نوع نمایش بر حرکت بدن، رقص، موسیقی و روایت غیرکلامی تکیه داشت. بازیگر پانتومیم با استفاده از ماسک و حرکات بدن، داستانی اسطورهای یا تراژیک را بیان میکرد. گاه یک اجراکننده میتوانست چندین نقش را از طریق تغییر حالت و همراهی موسیقی موزیسینها ایفا کند. پانتومیم به دلیل زیبایی بصری و جذابیت اجرایی، موردعلاقهی تماشاگران شهری قرار گرفت.
فارغ از سبک اجرایی، نمایشنامه نیز یکی از مهمترین عناصر در تاربخچهی تئاتر روم بوده است. نمایشنامههای رومی از نظر ساختار تابع الگوهای مختلفی بودند، اما بسیاری از آنها از نظر فرم
بسیار به کمدی یونانی نزدیکاند. معمولا در کمدی طرح داستان بر پایه یک مانع، یک سوءتفاهم یا یک بحران خانوادگی پیش میرود و در پایان با راهحلی کموبیش خوشایند و رضا عطارانی خاتمه مییافت. استفاده از شخصیتهای تیپیک، دیالوگهای تند، بخشهای موزون و گاه آوازگونه و صحنههای تغییر هویت از مشخصههای اصلی این آثار بود.
تراژدیهای روم در مقایسه با تراژدیهای مبدا، در سطوح پایینتری قرار میگرفتند. ساختار آنها اکثرا بر تقابلهای عاطفی، مونولوگ، پیشبینی فاجعه و لحظات اوج خشونت استوار بود. با این حال، باید توجه داشت که بسیاری از آثار تراژیک رومی بیشتر برای خوانده شدن یا اجراهای محدود نوشته شده بودند تا برای اجرا در تالارهای بزرگ عمومی. این نوع نوشتار، کار را برای کارگردانانی که علاقه به اجزاهای عظیم داشتند، سختتر میکرد.
یکی از مهمترین دستاوردهای روم در تاریخ تئاتر، ساخت بناهای نمایشی مستقل است. تئاترهای یونانی معمولا در شیب طبیعی زمین ساخته میشدند، اما رومیها با استفاده از فنون مهندسی، تئاتر را به صورت یک ساختمان مستقل و گاه چندطبقه بنا میکردند. این ساختمانها شامل این بخشها بودند: cavea (جایگاه تماشاگران)، orchestra (فضای نیمدایرهای جلوی صحنه)، scaena (صحنه اصلی)، scaenae frons (دیوار تزئینی پشت صحنه)، vomitoria (مسیرهای ورود و خروج تماشاگران).
صحنههای رومی ارتفاع بیشتری نسبت به صحنههای یونانی داشتند و پسزمینهای معماری و تزئینی فراهم میکردند که گاه با ستونها، تندیسها و نقوش مختلف تزئین میشد که مشهورترین آنان هنر کاشینگاری بود. شیوهی ساخت رومیان بعدها در معماری سالنهای نمایش در سراسر جهان اثر گذاشت.
خلاصه بگویم، بازیگری در روم حرفهای بود. اما از نظر اجتماعی منزلت بالایی نداشت. بسیاری از بازیگران برده، آزادشده یا وابسته به گروههای حرفهای بودند. با این حال، برخی از آنها به شهرت زیادی رسیدند، بهویژه در پانتومیم! ماسک در بسیاری از نمایشها استفاده میشد و کارگرد اصلیاش، امکان ایفای چند نقش توسط یک بازیگر بود. لباس نیز در معرفی شخصیت نقش مهمی داشت. در کمدی پالیاتا لباسهای یونانی رایج بود، در توگاتا لباس رومی و در دیگر نمایشها لباسها میتوانستند موقعیت اجتماعی، شغل یا هویت شخصیت را نشان دهند. گاه کارگردان با استفاده از امانهای یک لباس در شخصیتش، پایان را از همان ابتدا برای مخاطب اسپویل میکرد!
ابزاری مهمی برای مدیریت افکار عمومی! تئاتر در روم باستان سیاسیتر از آن جزئی بود که بخواهم وارد جزئیاتش شوم. آنها با استفاده از تئاتر، عظمت دولت را نمایانگر میشدند. برگزاری نمایشها در جشنهای رسمی بخشی از سیاست عمومی بزرگان روم بود. حاکمان و سرداران برای جلب حمایت مردم هزینهی اجرای نمایشها را میپرداختند تا با چرب کردن سبیل کارگردانان، کمربند دامان خود را محکمتر از قبل احساس کنند.
از سرعت خود بکاهید، به سراشیبی نزدیک میشویم. در اواخر دوران امپراتوری، تئاتر کلاسیک رومی بهتدریج رو به افول رفت. عوامل مختلفی مثل تغییرات اجتماعی، گسترش سرگرمیهای خشنتر (مانند نبرد گلادیاتورها)، کاهش جایگاه سنتهای کلاسیک و سپس مخالفت برخی جریانهای مسیحی با نمایشهایی که آنها را غیراخلاقی یا وابسته به سنتهای بتپرستانه میدانستند مواجه شد. با سقوط امپراتوری روم غربی، تئاتر به شکل کلاسیک خود، برای مدتی طولانی در اروپا تضعیف شد.
با وجود افول هنر نمایش، میراث تئاتر روم بسیار گسترده است. کمدیهای آن بر نمایشنامهنویسان دورههای پسا روم باستان (از جمله شکسپیر و مولیر) تاثیر گذاشت. ساختارهای معماری تئاتر روم الگوی مهمی برای ساخت سالنهای نمایشی بعدی شدند. همچنین تراژدیهای سنکا پایهای مهم برای بازگشت تراژدی در رنسانس و دورههای بعدی شد. وقت زیادی برای تئاتر روم گذاشتیم. بنوش، قهوهات سرد نشود خوانندهی محترم.