نگاهی به نمایش بک تو بلک

نمایش بک تو بلک با نویسندگی ، کارگردانی و اجرای سجاد افشاریان در واقع یک استنداپ است با تکه های خنده دار و غمگین ! در واقع یک حدیث نفس است.

تئاتر آنلاین: بک تو بلک نام یک ترانه معروف از خواننده انگلیسی ایمی جید وانهاوس است . بک تو بلک به معنی بازگشت به تاریکی است. بک تو بلک یک اصطلاح انگلیسی نیزهست به معنی سیاه مستی تا حد مرگ از غم وناراحتی و… منظور از برگشت به تاریکی در این ترانه هم ، همان مرگ است .

نمایش بک تو بلک با نویسندگی ، کارگردانی و اجرای سجاد افشاریان در واقع یک استنداپ است با تکه های خنده دار و غمگین ! در واقع یک حدیث نفس است . شاید یکی از دلایل موفقیت این استنداپ همان ترانه بک تو بلک است ؛ ترانه بسیار معروف که خواننده آن چندی پس از خواندن اش فوت کرد.

ماجرای این استنداپ داستان زندگی یک زندانی به اصطلاح سیاسی است که به دلیل مصاحبه هایش با مردم و لو رفتن صداهایی که ضبط کرده به زندان افتاده ! ما حتی شکنجه شدنش را نیز در جایی از کار در بکراند صحنه شاهد هستیم . از طرفی او در صحنه طوری رفتار می کند که انگار مشکل جسمی دارد و یا این شائبه را ایجاد می نماید که ظاهرا بر اثر تبعات ناشی از زندان و یا شکنجه اینگونه شده است .او در نهایت خود را در زندان حلقه آویز می نماید و قبل از آن تنها دوستش که با او در ارتباط است به مجرد فهمیدن اینکه می خواهد در زندان خودکشی کند ظاهرا خود را از پل هوایی به پایین پرت می کند و تماسش با او قطع می شود !

راوی زمانیکه به مرخصی آمده بود با معلم آوازش که یک خانم است ازدواج می کند حالا همسرش بار دار است و او در زندان . آنها نام فرزندشان را که دختر است و هنوز مانده است تا به دنیا بیاید بوسه می گذارند . فرصت زندگی از او به دلیل ضبط چند صدا گرفته شده است . گویی رهایی از این بند برایش ممکن نیست . پس همانگونه که به زندانبان می گوید ” من زودتر از چیزی که تو فکر کنی از اینجا آزاد می شوم ” خودکشی را تنها راه آزادی خود می بیند .روایت در نهایت می خواهد با ترادژی ختم شود . تراژدی ای که با برگشت به تاریکی تمام می شود .

این روزها سوار شدن بر موج سیاسی – اجتماعی و مغلوب واقعیت برونی شدن باب روز شده است ؛ دستاویزی برای جلب تماشاکنان و پوشانده ضعف های تکنیکی و دراماتیکی و ایضا از این طریق به فروش بالا دست یافتن .

بدون تعارف این اثر ویژگی خاصی چه به لحاظ متن و چه کارگردانی و چه بازی ندارد . یک اسندآپ صرف ، با نواقصی در رورایت .بیان بازیگر آنقدر در هم و بر هم است که بسیاری از حرف هایش نامفهوم است و شنیده نمی شود. .

اولین درس تئاتر تقویت و یادگیری بیان است . پیش از هرچیز با میکرفون روی صحنه حرف زدن در تئاتر اشتباه است که متاسفانه در این سال ها باب شده است . باید گفت یکی از ویژگی های تئاتر و بازیگری در سطح حرفه ای آن بیان وصدا و حس است .

هر چند البته با ید قبل کرد این یک استنداپ است و اصولا استنداپ ها از ترفند های صدایی که با بازی با میکرفون صورت می پذیرد استفاده می کنند اگر قرار باشد حتی با میکروفن بیان ما اینگونه نامفهوم باشد که دیگر چه چیزی از بازیگری نمی ماند .

بازی هم در واقع چند حرکت خطی در یک مربع برای القاء فضای زندان و تکرار آن بود . از اینها که بگذریم تو گویی بازیگر – کارگردان نمایش دارد برای خودش بازی می کند نه تماشا گران .

به لحاظ بازی نیز سجاد افشاریان در واقع خودش است و خود را بازی می کند . و باز متاسفانه این خود را بازی کردن نیز باب شده و به اشتباه نامش را بازی راحت و روان و رئالیستیک می گذارند .

تعریف و معنا و مفهوم بازی واقعگرایانه چه به لحاظ تئوری و چه عملی و چه دراماتیک چیز دیگریست که توضیح و تبین آن در این مختصر نمی گنجد.

در هر صورت استنداپ بک تو بلک به لحاظ همان استنداپ بودنش والبته ید طولایی که کارگردان بازیگرش در اینگونه کارها دارد و در برنامه خندوانه نیز شاهد هنرنمایی اش بوده ایم کمک شایانی به پر مخاطب بودن این اجرا کرده است .

ایران تئاتر – سید علی تدین صدوقی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.