«تب» یک رویای تب‌دار است/ مونولوگی همراه با هذیان و آگاهی

رویا کاکاخانی که نمایش «تب» در یادداشتی درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی توضیحاتی ارائه داد و یادآور شد این مونولوگ یک رویای تب دار است که از مسئولیت پذیری و تعادل قدرت می‌گوید. به گزارش تئاتر آنلاین، رویا کاکاخانی کارگردان نمایش «تب» که این روزها با بازی نادر فلاح در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر روی […]

رویا کاکاخانی که نمایش «تب» در یادداشتی درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی توضیحاتی ارائه داد و یادآور شد این مونولوگ یک رویای تب دار است که از مسئولیت پذیری و تعادل قدرت می‌گوید.

به گزارش تئاتر آنلاین، رویا کاکاخانی کارگردان نمایش «تب» که این روزها با بازی نادر فلاح در تالار قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه است در یادداشتی درباره ویژگی‌های این اثر نمایشی و مضامینی را که نویسنده در نمایشنامه اش به آنها پرداخته است، توضیحاتی ارائه داد.

در یادداشت کارگردان نمایش «تب» آمده است:

«نمایشنامه «تب» نوشته والاس شاون و ترجمه بهرنگ رجبی رویایی تب‌دار است، مونولوگی است همراه هذیان و آگاهی. والاس شاون نویسنده و بازیگر آمریکایی درباره نگارش نمایشنامه «تب» اظهار می‌کند که بودن در کشورهای فقیر بیش از هر چیز دیگری او را تغییر داده است. او تب را پس از بازدید از ایالت‌های مختلف آمریکای مرکزی نوشت، جایی که دیکتاتورهایی بی‌رحم به حمایت دولت آمریکا متکی بودند. او پس از این سفرها به بینشی نو دست یافت و از آنجا که به قدرت دگرگون‌کننده ادبیات و هنر معتقد است «تب» را می‌نویسد.

«تب» داستان مسافری است که مارکس می‌خواند و به تدریج از نظام سرمایه‌داری دلسرد می‌شود و می‌خواهد درباره ارزش‌هایی که با آن‌ها بزرگ شده تجدیدنظر کند. مسافر به تاثیر زندگی‌اش بر دنیا فکر می‌کند. «تب» از مسئولیت‌پذیری و تعادل قدرت می‌گوید. آیا ما می‌توانیم؟ آیا باید جهان را به مکانی عادلانه‌تر تبدیل کنیم؟ «تب» در لحظات کنونی جهان همچنان حرف‌هایی برای ارائه دارد به ویژه آنکه جهان در ۲ سال گذشته با بحرانی بزرگ دست و پنجه نرم کرده است؛ کووید و عوارض خاص آن مثل بیکاری و ورشکستگی و تبعیض‌های اعمال شده در واکسن و دارو و …

همین شرایط بسیاری از ارزش‌ها و تفکرات انسان‌ها را دگرگون کرد و بسیاری در ارزش‌ها و اعتقادات خود تجدیدنظر کردند اما باز در عمل اتفاقی نیفتاده است و انگار چیزی تغییر چندانی نکرده است. همچنان که مسافر «تب» با وجود اینکه در باورها و ارزش‌هایش تجدیدنظر می‌کند اما باز به زندگی گذشته خود باز می‌گردد …

ما در «تب» بحران وجدان این مسافر آمریکایی ممتاز را که در حال بازدید از یک کشور جنگ زده است، شاهد هستیم. در سفری عمیقاً درگیرکننده او در مواجهه با نابرابری میان دنیای خود و دنیای واقعی از فهم نقش و تاثیر خود در این میان ناتوان است. آیا وی بر این مشکلات افزوده یا کسی است که می‌تواند راه‌حلی بیابد. در این برهه خاص از تاریخ جهان در دوره‌ای که جنبه‌ها و درجات اجتماعی و اقتصادی بسیار مورد توجه است، در زمانه‌ای که وضعیت اقتصادی ملاک ارزش آدم هاست. «تب» می‌تواند تلنگری بر مخاطب باشد.

«تب» یک رویای تب‌دار است/ مونولوگی همراه با هذیان و آگاهی

همه ما که از استاندارد زندگی ایمن و مناسبی برخورداریم و نقشی در حفظ این سیستم ایفا می‌کنیم؛ سیستم و شرایطی که بسیاری از انسان‌ها در آن چنین نیستند. در بهترین لحظات نمایشنامه، شیوایی بیان تند و تیز شاون دلیل محکمی را ایجاد می‌کند که هنر می‌تواند در خدمت هدفی والاتر باشد و چه چیزی می‌تواند بالاتر از تلنگر بر وجدان و تفکر مخاطب باشد.»