شکل‌ گیری «اسپینوزا» مقابل تماشاگران

تمرین اجرای «اسپینوزا، دیگران و ما» در روز چهارم سی و ششمین جشنواره تئاتر فجر تجربه ای متفاوت را برای مخاطب تئاتر رقم زد؛ تجربه ای که کمتر دیده شده است.

به گزارش تئاتر آنلاین، ذهنیت مخاطبان و علاقه مندان به تئاتر درباره روند شکل گیری و تمرین یک اثر نمایشی از الگویی عمومی شکل گرفته است، اینکه برای تمرین یک اثر نمایشی گروه گرد هم جمع می شوند و بعد از انجام تمرین های بدن و بیان به خواندن متن و نقش های خود زیر نظر کارگردان نمایش می پردازند. البته این ذهنیت از آنجا شکل می گیرد که اکثر آثار نمایشی با استفاده از همین روند تکراری و گاه بی تأثیر در پرورش ذهن و تفکر بازیگران و کارگردان یک اثر به محصول نهایی خود دست پیدا می کنند.

گروه های مختلف و معتبر اروپایی و آمریکایی در مقاطع مختلف زمانی، مخاطب را به تمرین و پرورش ایده ها و آثار خود دعوت می کنند تا فضایی ناشناخته را برای خود و مخاطبان فراهم کنند. این روند در تئاتر ایران کمتر رخ می دهد و شاید یکی از دلایل آن نداشتن جسارت تجربه ای مشترک با مخاطب پیش از شکل گیری کامل یک اثر نمایشی است.

در سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر و در روز یکشنبه ۱ بهمن، تجربه ای متفاوت برای مخاطبانی که به تماشای تمرین اجرای «اسپینوزا، دیگران و ما» نشستند، شکل گرفت که توسط گروهی جوان میسر شد. این اثر به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا علی اکبری روند متفاوتی از تمرین یک ایده یا نمایشنامه را در مقابل دیدگان مخاطب رقم زد.

تماشاخانه خصوصی «آفتاب» در ۲ نوبت ساعت ۱۱ و ۱۵ میزبان این تمرین اجرا بود که طی آن مخاطب از بدو ورود به سالن با گروهی متشکل از محمدرضا علی اکبری، میلاد افواج، معصومه بیگی، مهرنوش حاجی‌خانی، فرزانه زینتی و طاهره هزاوه به عنوان اجراگر مواجه می شد که با تشکیل یک حلقه در حال آماده سازی خود بودند.

این آماده سازی که خود تبدیل به یک اجرا شد، شامل تمرین فیزیکال و حرکات بیومکانیک و همچنین تمرین های آوایی و آوازی بود؛ تمرین هایی که پیچیده نبودند و گاه با استفاده از یک توپ تنیس یا یک چوب ولی با تمرکز انجام می شدند. در این روند مخاطب تنها به عنوان یک تماشاگر صرف نبود و در بخش هایی از تمرین اجرای «اسپینوزا، دیگران و ما» مشارکت داشت و یا از سوی اجراگرها، خطاب قرار داده می شد.

نکته قابل توجه در این تمرین اجرا، هماهنگی اجراگرها و شکل گیری فضا و اتمسفری یکدست بود که به واسطه تمرکز اعضا و با استفاده از امکانات ساده نور و موسیقی ایجاد شد.

گاه گروه به تبادل انرژی با حرکات فیزیکال می پرداخت و گاه آوازی گروهی می خواند و مخاطب خود را با چیدمانی مواجه می کرد که در آن توانایی اجراگرها بر ذهن و بدن، مشهود بود.

در بخش های مختلف از این تمرین اجرا، اجراگرها با استفاده از مکتوباتی در دست به خواندن متونی کوتاه و همچنین ترانه های آوازی انتخاب شده می پرداختند و گاه کارگردان نکاتی را با گروه در میان می گذاشت و خط و سمت تمرین ها را مشخص می کرد. این روند ساده باعث می شد که فضای تمرین و همراهی گروه در شکل گیری فضاهای مختلف کمرنگ نشود و افراد حاضر در سالن را در جایگاه تماشاگر یک اجرای از پیش تعیین شده قرار ندهد.

در این تمرین اجرا، اجراگرها و کارگردان که خود نیز عضوی از آن ها بود، گاه احساسات خود را در مواجهه با تمرین های مختلف بروز می دادند و مخاطب را نیز در یک زندگی مشترک کوتاه دخیل می کردند تا در تجربه این لحظات که گویی برای خودشان هم تازگی داشت، همراه باشند.

تمرین اجرای «اسپینوزا، دیگران و ما» تخیل مخاطب را گاه با کشیدن اشکالی روی زمین و یا بیان اینکه در یک کشتی قرار داریم با خود همراه می کرد تا لحظه های مختلف را شکل دهد. در برخی مواقع نیز اشاره ای به تفکرات بندیکت دِ اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی داشت.

تمامی این لحظات که با آوای اجراگران در حلقه ابتدایی تمرین آغاز و با آواز اجراگران در حلقه انتهایی به پایان رسید، خود یک اجرای متفاوت تئاتری برای مخاطب بود؛ اجرایی که کمتر مجال تجربه آن به گروه و همچنین مخاطب تئاتری در ایران داده می شود.

تمرین اجرای «اسپینوزا، دیگران و ما» روی صحنه تئاتر آفتاب به پایان نرسید و پرسش و پاسخ میان گروه و مخاطبان، آن را در بیرون از این سالن خصوصی تئاتر نیز ادامه داد.

عکس خبر از مهدی آشنا است.

مطالب مرتبط

Top