سال‌هاست که سوختن چیزی را نمی سازد/ درک روحیه زنانگی

رها حاجی زینل طراح و آهنگساز نمایش «آشویتس زنان» در یادداشتی از دغدغه هایش برای طراحی و ساخت موسیقی این نمایش گفت.

به گزارش (تئاتر آنلاین) مهر، رها حاجی زینل طراح و طراح موسیقی «آشویتس زنان» که تا ۲۸ شهریور در خانه نمایش «دا» روی صحنه است در یادداشتی درباره ساخت موسیقی این اثر نمایشی و مسایلی که برای طراحی و ساخت موسیقی این نمایش ذهنش را درگیر کرده بود، سخن گفت.

در یادداشت حاجی زینل آمده است:

«نمایش «آشویتس زنان» اتفاقی است که هر روز و همیشه در تمام جهان به شکل‌های مختلف تکرار شده و می‌شود و متاسفانه خواهد شد.

«آشویتس زنان» درگیری ۲ ساله ذهنی من است. دغدغه‌ای که از سال قبل با من بوده و همیشه نیز خواهد بود. این نمایش اثری نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت. هرچه بیشتر به مضمون این اثر فکر می‌کنم این جمله آلبر کامو برایم تداعی می‌شود که می‌گفت: من می دانستم نومیدی هست اما نمی دانستم یعنی چه. من هم مثل همه خیال می کردم که نومیدی بیماری روح است. اما نه، بدن زجر می‌کشد. پوست تنم درد می‌کند، سینه‌ام، دست و پایم. سرم خالی است و دلم به هم می‌خورد و از همه بدتر این طعمی است که در ذهنم است. نه خون است، نه مرگ، نه تب، اما همه این ها با هم است. کافی است زبانم را تکان بدهم تا دنیا سیاه شود و از همه موجودات نفرت کنم. چه سخت است، چه سخت است انسان بودن…

از نظر من باور ما از انسان بودن سخت و البته متفاوت است. جنگ، کشتار، تجاوز و همه این‌ها از کلمه‌ای و موجودیتی به نام انسان ناشی می‌شود.

زمانی که همه به خاطر منافع شخصی از روی هم رد می‌شویم به طمع از تن یک دختر هفت ساله هم نمی‌گذریم و تشنگی دختری هفت ماهه را فراموش می‌کنیم. دختران این کشور هیچ وقت از آشویتس رهایی پیدا نمی‌کنند. سوختن، ساختن و سوختن واژه ای که همواره به ما یاد داده‌اند. بسوز و بساز، اما سال هاست که سوختن چیزی را نمی سازد.

کار روی موسیقی نمایش «آشویتس زنان» بسیار سخت و زمان‌بر بود. دو تن از شخصیت‌های اصلی نمایش تاکید زیادی در ورق زدن داستانشان بر اساس موسیقی داشتند و این کار را سخت تر هم می‌کرد.

درک روحیه زنانگی، آشنایی با شرایط، اتفاقات ناگوار اخیر برای ۲ دختر کشورم، همه و همه باعث شد تا با دقت و کاملا بر اساس روح داستان موسیقی را بسازم. سعی کردم با تک تک نت‌ها و سازها فضای قصه را با تعریفی که از «آشویتس زنان» داشتم، تداعی کنم. گروه موسیقی «سایرنس» تنها در من خلاصه نشده و نوازنده و خوانندگان بسیار خوبی را در خود دارد که تلاش جمعی ما باعث شد تا موسیقی «آشویتس زنان» شنیدنی شود. البته این موسیقی تا زمانی که در فضای اجرایی نمایش و اتمسفر سالن شنیده نشود قابل توضیح نیست و اثری است که در لحظه رخ خواهد داد.»

Top